نظریه برجسته‌سازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

نظریه برجسته‌سازی [۱] اشاره به تأثیر رسانه ها بر شناخت و نگرش ما و تعیین اولویت های ذهنی با بزرگ کردن بعضی از رویدادها در قالب خبر و گزارش است. رسانه‌ها (چه صوتی و تصویری از نوع رادیو و تلویزیون و چه نوشتاری مثل روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی و...) با تمرکز روی بعضی از رویدادها، تلاش می‌کنند بر آگاهی و اطلاعات مردم تأثیر دلخواه بگذارند.

رسانه ها البته نمی‌توانند «چگونه» فکرکردن را تحمیل کنند، مخاطبان هشیار از این توان برخوردارند که بر مبنای منطق و دیدگاه انتقادی خود دست به انتخاب بزنند اما می‌توانند (و توانسته اند) تعیین کنند که مردم «درباره ی چه موضوعی» فکرشان مشغول باشد و چه چیز مسئله ما بشود. توجه داشته باشیم که اولویت‌ها، همیشه توسط زمینه ها و موقعیت های اجتماعی تعیین نمی‌شود.

با برجسته‌سازی، و تکرار و تکرار اخباری که تنها بخشی از واقعیت را دارد و نیمه پنهانش از نظرها محو ، افکار عمومی مهندسی می‌شود. به مسائل و موضوعات دیگر اصلاً توجه نمی‌شود و گویی غیر از روایت مورد اشاره، هیچ واقعه دیگری که به سرنوشت ما مربوط باشد وجود نداشته و ندارد.

«دونالد شاو» [۲]و «مک‌کومبز مکسول» [۳]که واضع نظریه برجسته‌سازی هستند در مقاله «کارکرد برجسته‌سازی مطبوعات»[۴] مهندسی افکار عمومی توسط رسانه ها را تشریح کرده و نشان داده‌اند رسانه ها در قالب گزارش های خبری، خط خودشان را پیش می‌برند.

در جریان مبارزات انتخابات ریاست جمهوری و رقابت بین جیمی کارتر و رونالد ریگان در سال ۱۹۸۰، مطبوعات چند روز قبل از انتخابات، توانستند با برجسته‌سازی موضوع گروگان های امریکایی در ایران، آن را به اولویت ذهنی مردم امریکا و نمونه ای از بی‌عرضگی کارتر تبدیل کنند و باعث شکست وی و پیروزی ریگان در انتخابات شوند. مثال دیگر دروغی است که نیروهای مرتجع سوریه در مورد سلاحهای شیمیایی انتشار دادند. گزارش غیرواقعی مزبور با برجسته سازی و تکرار و تکرار جا افتاد. (مثال از این دست کم نیست.)

مفهوم برجسته‌سازی صرفاً تدوین و تنظیم اخبار که امری بدیهی و لازم است نیست. نباید آنرا در انتخاب و اولویت اخبار در قالب تیتر اول مطبوعات یا عناوین اول اخبار رادیو و تلویزیون تقلیل داد. برجسته‌سازی فراتر از این و دارای شیوه‌ها و پیچیدگی های خاص خود است...

نظریه برجسته‌سازی Agenda-setting theory مربوط به رسانه‌ها و سوءاستفاده صاحبان قدرت از افکار عمومی است و با آنچه شاعران و ادیبان برجسته‌سازی نامیده‌اند، به کلی تفاوت دارد. برجسته‌سازی عناصر زبان Foregrounding (فور گراندینگ) که با هنجارگریزی همراه است و با آن شیوه بیان جلب نظر می‌کند و غیرمتعارف می‌شود، موضوعی جداست.

پانویس[ویرایش]

  1. Agenda-setting theory
  2. Donald Shaw
  3. Max McCombs
  4. The Agenda-setting Function of the press

منابع[ویرایش]