نسل‌کشی ارمنی‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
نسل‌کشی ارمنی‌ها
Marcharmenians.jpg
شهروندان غیرنظامی ارمنی، در حال انتقال توسط سربازان عثمانی، از خارپرت، به زندانی در روستای (مِزیرِه)[۱] آوریل ۱۹۱۵
موقعیت  امپراتوری عثمانی
تاریخ ۱۹۱۵–۱۹۲۳
هدف جمعیت ارمنیان
نوع هدف
نفی بلد، کشتار جمعی
درگذشتگان ۶۰۰٬۰۰۰–۱٬۸۰۰٬۰۰۰[۲][۳][۴]
مرتکبان حکومتِ ترکان جوان /ترکیه تحتِ ریاستِ مصطفی کمال پاشا

نسل‌کشی ارمنی‌ها (به ارمنی: Հայոց Ցեղասպանություն؛ به ترکی استانبولی: Ermeni Soykırımı) که گاهی با نام‌های دیگری چون هولوکاست ارامنه،[۵] کشتار ارامنه[۶] و نیز توسط خود ارمنی‌ها با عنوان جنایت بزرگ (به ارمنی:Մեծ Եղեռն) شناخته می‌شود، به نابودی عمدی و از پیش برنامه‌ریزی شده (نسل‌کشی) جمعیت ارمنی ساکن سرزمین‌های زیر کنترل امپراتوری عثمانی در دوران جنگ جهانی اول (۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ میلادی) توسط دولتمردان عثمانی و رهبران قیام ترکان جوان اطلاق می‌شود.[۷][۸][۹] عملیات در قالب کشتارهای دسته‌جمعی و نیز تبعیدهای اجباری در شرایطی که موجبات مرگ تبعیدشدگان را فراهم آورد، انجام می‌پذیرفت.[۹] امروزه تعداد کل قربانیان نسل‌کشی ارمنیان به‌طور عام بین یک تا یک و نیم میلیون نفر برآورد شده‌است.[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴] در طی این دوران دیگر گروه‌های قومی منطقه، از جمله آشوریان، یونانیان و کردها نیز به طریقی مشابه مورد حملهٔ ترکان عثمانی قرار گرفتند؛ به گونه‌ای که بسیاری از محققان این رویدادها را نیز بخشی از همان سیاست نابودسازی قومی دولت‌مردان تُرک دانسته‌اند.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸] امروزه این رویداد به‌طور گسترده به عنوان یکی از اولین نسل‌کشی‌های سده بیستم شناخته می‌شود.[۱۹]

علاوه بر دستگیری و اعدام ارمنی‌ها، جمعیت بسیار زیادی از مردان، زنان و کودکان ارمنی از خانه و کاشانه خود تبعید، بدون هیچ دسترسی به آب و غذا به قصد مرگ وادار به راهپیمایی در مسیرهای طولانی و بیابانی شدند.[۲۰] تجاوز و آزار و اذیت جنسی قربانیان توسط نیروهای متخاصم در طول تبعید به دفعات گزارش شده‌است.[۲۱]

پژوهش‌های بسیار زیادی دربارهٔ نسل‌کشی ارمنیان انجام شده و می‌شود.[۲۲] که قریب به اکثریت آن‌ها وقوع چنین نسل‌کشی را واقعی و انکارناپذیر می‌دانند. امروزه کشور ارمنستان خواهان به رسمیت شناختن این نسل‌کشی است اما دولت ترکیه علی‌رغم عدم انکار وقوع چنین واقعه‌ای از پذیرفتن این واقعه با عنوان «نسل‌کشی» خودداری کرده و وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سال‌ها علاوه بر ارمنی‌ها ترک‌های بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند.

اخراج ارمنی‌ها اغلب اوقات با غارت، تجاوز و کشتار همراه بود. خیلی از اخراج شدگان کشته شدند، یا از گرسنگی و بی سرپناهی در راه اردوگاه‌های نزدیک استان دیرالزور جانشان را از دست دادند. چندین هزار نفر از گرسنگی و بیماری در اردوگاه‌های اُسرای جنگی –که در آنجا ساخته شده بود- جانشان را از دست دادند.[۲۳]

موزه نسل‌کشی ارمنیان در دیرالزور

اجماع نظری در مورد علت‌ها و هدف‌های اخراج ارمنی‌ها ممکن است هرگز به دست نیابد. صاحب منصب‌های تُرک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی تاریخ را ندادند و هدف دولت عثمانی از اخراج ارمنی‌ها حل نشده باقی مانده‌است. خاطره این واقعه به عنوان جنبه بسیار مهم بر هویت ملی ارمنیان تا به امروز باقی مانده‌است و بسیاری از ارمنیان ادعا می‌کنند که هیچ سازشی با جمهوری ترکیه تا زمان به رسمیت شناختن عمل نسل‌کشی امکان ندارد.[۲۳]

دانشنامه ایران در این مورد نوشته‌است: «بزرگ‌ترین رویداد مصیبت‌بار در تاریخ ارمنیان با آغاز جنگ جهانی اول روی داد. در ۱۹۱۵ میلادی دولت ترکان جوان تصمیم گرفت همهٔ جمعیت ارمنی ۱٬۷۵۰٬۰۰۰ نفری کشور را به سوریه و میان‌رودان انتقال دهد. آنان ارمنی‌ها در امپراتوری عثمانی را به رغم تعهد بسیاری از آنان به وفاداری ـ عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئهٔ دشمن مسیحی‌گرای تزاری برای برهم زدن فعالیت‌های عثمانی در شرق می‌دانستند. در آنچه بعدها «نخستین نسل‌کشی» سدهٔ ۲۰ میلادی خوانده شد، صدها هزار ارمنی که از خانه‌های خود رانده شده بودند، یا قتل‌عام شدند، یا در خلال جابه‌جایی قومی، آن قدر پیاده راه پیمودند تا جان باختند. شمار کشته‌شدگان ارمنی در ترکیه طی سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۳ میلادی بین ۶۰۰٬۰۰۰ (در منابع رسمی ترکیه) تا ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ تن برآورد شده‌است. علاوه بر این، طی این مدت ده‌ها هزار تن از آنان به روسیه، ایران، لبنان، سوریه، فرانسه و ایالات متحده آمریکا مهاجرت کردند.»[۲۴]

محتویات

تاریخچه

در سال ۱۴۵۳ میلادی سپاهیان محمد دوم شهر مسیحی کنستانتینوپولیس را با نام اسلام گشودند و به عمر امپراتوری روم شرقی (بیزانس) که از مراکز فرهنگی اروپا بود، پایان دادند. به این ترتیب امپراتوری عثمانی توسط تُرک‌های مهاجری که وارد آسیای صغیر شده بودند ایجاد شد. عثمانی‌ها با آمیخته‌ای از فرهنگ تُرکی-اسلامی به حذف مسیحیان پرداختند. نخستین کار آن‌ها برداشتن نام کنستانتین و گذاشتن کلمه اسلام به جای آن بود که نام پایتخت به اسلامبول (استانبول) تغییر یافت.[۲۵]

گروهی از ارمنیان در حال تبعید از ترکیه، و نزدیک شدن به خطوط بریتانیا منتشر شده توسط:موزه جنگ بریتانیا[۲۶]

گرچه دولت عثمانی در شرق با برخورد به صفویان و جنگ‌های طولانی به نتیجه‌ای نرسید، لیکن در اروپا به پیشروی ادامه داده و تا دروازه‌های وین پیش رفتند. پس از شکست قطعی در برابر نیروهای متحد اروپایی در سال ۱۶۸۳ میلادی، دولت عثمانی تدریجاً شروع به عقب‌نشینی نموده و ظرف چند سده کم و بیش کلیه متصرفاتشان را در اروپا از دست دادند. از این گذشته امور داخلی امپراتوری نیز از هم گسیخته شده و کلیه تلاشهای داخلی و بین‌المللی برای ترمیم امور بی‌نتیجه ماند، به‌طوری‌که دولت عثمانی به (مرد بیمار اروپا) معروف گشت.[۲۷][۲۸][۲۹]

استبداد عبدالحمیدی

از اواخر سده نوزدهم میلادی، ظلم و ستم دولت عثمانی نسبت به اتباع ارمنی آن امپراتوری شدت یافت. عبدالحمید دوم به دو طریق می‌کوشید ارمنستان غربی را از سکنه بومی آن خالی سازد:

  • از طریق بستن مالیاتهای سنگین، که نهایتاً منجر به مهاجرت روستاییان می‌شد.[۳۰]

خط مشی ای که زمامداران عثمانی دنبال می‌کردند بیش از پیش بر شدت وضع دردناکی که ارمنیان در آن بسر می‌بردند افزود. مالیاتهای غیرقانونی، چپاولها، خلع ید از اراضی ملکی، سوءقصدها، کشتارها، تجاوزها و تعدیها و آدم‌ربایی‌ها اعمال اصلی رژیم و وحشت و ستمی بود که ارمنی‌ها در زیر یوغ آن بسر می‌بردند. زجر و آزارها و ستمهایی که یک حکومت فاسد و عاری از هر گونه احساس مسئولیت در حق ملت ارمنی روا می‌داشت، حکومتی که تعصب تند ساکنان غیر مسیحی را تحریک می‌کرد و از کردها برای عملی کردن نظرات خود سوءاستفاده می‌نمود.[۳۱][۳۲]

  • با تحریک احساسات مذهبی مردمان کُرد و چرکِس، که در آن زمان جزو سپاهیان عثمانی محسوب می‌شدند، علیه ارمنی‌ها و تشویق آن‌ها به حمله به روستاهای ارمنی‌نشین و غارت و چپاول سکنه ارمنی، قتل یا وادار کردن آن‌ها به کوچ اجباری.[۳۳][۳۴] البته بسیاری از کُردها نیز که مخالف نسل‌کشی بودند از شرکت در کشتار و غارت سرباز زدند و در عوض با پنهان کردن یا با گرفتن حضانت کودکان ارمنی به آن‌ها کمک کردند.[۳۵]
قربانیان ارمنی قتل‌عام شده در یک گور دسته جمعی در گورستان ارزروم به خاک سپرده می‌شوند.

علاوه بر مالیاتهای سنگینی که مقامات دولتی عثمانی از ارمنیان می‌گرفتند این ملت مجبور بود باجهای غیرقانونی هم به بزرگان عشایر کُرد بپردازد. اگر در کشورهای متمدن دو نوع مالیات متمایز به نام مستقیم و غیر مستقیم گرفته می‌شود برای دهقانان ارمنی ترکیه این تقسیم‌بندی به صورت دیگری بود، بدین معنی که آنان نیز دونوع مالیات می‌پرداختند، مالیاتهای قانونی و غیرقانونی. علاوه بر این روستاهای ارمنی‌نشین مجبور بودند زمستانها افراد عشایر کُرد را که در آخر پاییز چراگاههای کوهستانی را ترک می‌گفتند و به دشت می‌آمدند بی‌بها در خانه‌های خود مسکن بدهند.[۳۶] بعدها وقتی سیاست دولت عثمانی در ضدیت با توده‌های ارمنی به اوج شدت خود رسید عمل (دراگوناد) یا (تحمیل سرباز) صورت گرفت، بدین معنی که دولت سربازان تُرک را به زور در خانواده‌های ارمنی سکنی می‌داد.

این وضع از سال ۱۸۷۸ تا ۱۸۹۴ میلادی موجب شد که ده‌ها هزار ارمنی به سرزمین قفقاز جنوبی و به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کنند. لیکن توده انبوه ملت ارمنی که سخت به سرزمین زادگاهشان دلبسته بود در کشورش باقی ماند. ارمنیان حس می‌کردند که این مهاجرت مسلماً همان هدفی است که سیاست عثمانی دنبال می‌کند و آنان باید با ماندن و آویختن به خانه و زمین خود نقشه آنان را نقش بر آب کنند. نارضایی عمیقی در میان ارمنیان پیدا شد و موجب بوجود آمدن انجمن‌ها و حزب‌های ارمنی گردید که هدف و مرام همه آن‌ها بهبود بخشیدن به وضع زندگی ارمنیان ترکیه و دفاع از ملیت ارمنی بود. در ماه ژوئن ۱۸۹۰ حادثه خونینی در ارزروم به وقوع پیوست. معموران انتظامی عثمانی بر مبنای یک گزارش بی‌اساس و دروغین در کلیسای حواری ارمنی ارزروم برای کشف اسلحه به تجسس و تحقیق پرداختند. ارمنیان که از این هتک حرمت و تجاوز به مکان مقدسشان به خشم آمده بودند به رهبری یکی از مردان سرشناس خود به نام «هاروتیون پاسدرماجیان» در صدد دفاع از کلیسای خود برآمدند ولی نیروی مسلح ترکان همه آنان را درجا تیرباران کردند.[۳۷]

ویکتور برار در کتاب خود می‌نویسد:[۳۸]

«تفتیش و بازرسی در کلیسا با ناشیگری و خشونتی که عمال تُرک معمولاً در این‌گونه عملیات از خود نشان می‌دهند انجام گرفت. کلیسای جامع که ارمنیان از آن دفاع می‌کردند به زور تسخیر شد و از طرف سربازان تُرک مورد بی حرمتی و توهین قرار گرفت. بازرسی و تفتیش ثابت کرد که نه اسلحه‌ای در کار بوده و نه باروتی، ولی بیست ارمنی به قتل رسیده و بیش از سیصد نفر مجروح شده بودند.»[۳۹]

«مسیحیان در معرض تحقیر و توهین نیز قرار داشتند. آنان از برگزاری مراسم دینی شان به گونه‌ای که مسلمانان را ناراحت کند منع شده بود. به صدا درآوردن ناقوس کلیسا و ساخت کلیسا یا کنیسه ممنوع بود. تعمیر کلیساهای موجود به اخذ مجوز حکومت نیاز داشت. علاوه براین، مسیحیان از اسب سواری و حمل اسلحه منع شده بودند، و هنگام عبور مسلمانان باید کنار می‌کشیدند. رنگ لباس و کفش مسیحیان و کیفیت جنس آن‌ها باید قابل تشخیص از مسلمین می‌بود. از چندین حکم حکومتی که به دست ما رسیده‌است، مثل این نمونه از سده شانزدهم پیداست که زمانی پوشیدن خفتان[۴۰] های یقه دار، پارچه‌های گران‌قیمت، برای غیر مسلمانان ممنوع بود. همچنین رنگ لباس مسیحیان متفاوت بود، کفش و سربند ارمنی‌ها باید قرمز باشد، در حالی که یونانیان سیاه و یهودیان فیروزه‌ای می‌پوشیدند. باید خانه‌های آنان رنگ متفاوتی از مسلمانان می‌داشت و حتی در حمام‌های عمومی غیر مسلمانان باید زنگوله‌ای به لنگ حمام خود وصل می‌کردند.»[۴۱]

بعد از خلع سلطان عبدالحمید، توسط ترکان جوان که ارمنی‌ها نقش به سزایی در انقلاب داشتند، دولت جدید همه وعده‌های خود را فراموش کرده و اقدامی در جهت بهبود اوضاع عمومی کشور و به خصوص ترمیم وضعیت ارمنیان به عمل نیاوردند. به تدریج معلوم شد که منظور ترکان جوان از شعار (اتحاد و برادری) مستحیل شدن ملل غیر تُرک امپراتوری درمیان تُرکها و تشکیل دولت یکدست تُرکی بود. به همین جهت، راجع به حقوق داخلی – قومی ساکنان غیر تُرک به هیچ وجه حاضر به گفتگو نبودند و به عکس، با خشونتی که یادآور اعمال سلطان عبدالحمید بود شروع به سرکوب اعتراضات مردمی نمودند.[۴۲]

دولتهای اروپایی، از جمله روسیه و انگلستان، گرچه هشدارهایی در رابطه با ارمنی‌ها به دولت جدید می‌دادند، لیکن منافع خود آنها، به خصوص انگلستان، در امپراتوری عثمانی و نیز رقابت‌های فی‌مابین خودشان مانع از اقدام جدی برای اجبار تُرکها به پایان دادن به ستمها علیه سکنه ارمنی می‌شد. ترکان جوان با علم به این موضوع، درصدد برآمدند که مسئله ارمنی را با قلع و قمع کامل آنان در سطح امپراتوری حل نمایند، به نحوی که، به زعم خودشان، دیگر مدعی و موجبی برای درخواست اصلاحات وجود نداشته باشد. عاملی که به ویژه آن‌ها را به سوی این راه حل سوق می‌داد، این بود که سردمداران حزب اتحاد و ترقی، با الهام از ایده‌های پان‌ترکیسم، هدف دوردست احیای امپراتوری عثمانی را دنبال می‌کردند.[۴۳]

جنگ جهانی اول فرصت مناسبی را به ترکان جوان داد. ترکان جوان در سال ۱۹۱۵ میلادی طی یک برنامه از پیش ریخته شده، نسل‌کشی ارمنیان را به مرحله اجرا درآوردند. برنامه‌ای که الگویی برای آلمان نازی در جنگ جهانی دوم شد. نابودی ملت ارمنی توسط دولت وقت ترکیه (ترکان جوان) به شکلی دقیق و محرمانه طرح‌ریزی و اجرا شد. در راس این طرح محمد طلعت پاشا وزیر کشور، اسماعیل انور (انور پاشا) وزیر دفاع و احمد جمال پاشا وزیر دریاداری ترکیه قرار داشتند و از اعضای حزب اتحاد و ترقی بودند. اینان برای پیشبرد هدف‌های خود به دولت آلمان وابسته شده بودند. دولت ترکیه برای اجرای این طرح کمیته‌ای سه نفره تشکیل داد که اعضای آن بهاءالدین شاکر، علی شکری و دکتر ناظم بودند. این طرح در سال‌های ۱۹۲۳–۱۹۱۵ در ارمنستان غربی که تحت اشغال امپراتوری عثمانی بود، به اجرا درآمد و طی آن یک و نیم میلیون از مردم بی‌دفاع ارمنی از زن و مرد و پیر و جوان قربانی شدند و حدود هشتصد هزار نفر دیگر در سراسر جهان پراکنده شدند.[۲۰]

بنا بر این طرح نخست کلیه مردان ارمنی از ۱۵ سال تا ۵۰ سال را که توان داشتند، به بهانه بردن به جبهه‌های نبرد به ارتش فرا خوانده شدند. در آنجا آن‌ها را خلع سلاح کرده و به گردانهای بیگاری در پشت جبهه منتقل کردند.[۴۴]

علت‌های نسل‌کشی ارمنیان

استخوان‌های باقی‌مانده از نسل‌کشی ارمنی‌ها در ارزنجان

دولت ترکیه بر پایهٔ سیاستهای پان تورانیسم و به منظور ادامهٔ سیاست قتل‌عام و نسل‌کشی فیزیکی ملت ارمنی شروع به تحریف و تغییر اسامی مکانها در ارمنستان غربی کردند. می‌توان شروع این روند را از ۱۸۷۸ میلادی و پس از عقد معاهدهٔ سان استفانو[۴۷] دانست.

در مادهٔ ۱۶ این معاهده از ارمنستان و شش ولایت ارمنی ترکیه یاد شده اما پس از آن، در پیمان برلین (۱۸۷۸)،[۴۸] بند ۶۱، که به ارمنستان اختصاص داده شده، کلمهٔ ارمنستان حذف و فقط نام استانهای ارمنی‌نشین ذکر شده‌است.

حکومتهای ترکیه به این نیز بسنده نکردند و به جای ارمنستان غربی کلمهٔ ترکیهٔ شرقی یا کردستان را رواج دادند. بدین ترتیب، در ۱۸۷۸ میلادی، حکومت ترکیه با ارسال تلگرافهای محرمانه برای استاندارهای خود آن‌ها را از کاربرد کلمهٔ ارمنستان در مکاتبات خود منع کرد و همچنین در مطبوعات نیز استفاده از کلمهٔ ارمنستان ممنوع شد.[۴۹][۵۰] پیگیری این مسئله از سوی حکومت عثمانی در ۱۸۹۰ میلادی عمق بیشتری یافت؛ زمانی که حکومتهای تُرک در صدد برنامه‌ریزی کشتار و نسل‌کشی ارمنیان بودند. در ۲۶ ژانویه ۱۹۱۴ میلادی، در توافقنامه‌ای که بین روسیه و حکومت ترکیه به امضا می‌رسد و در اثر فشار حکومت ترکهای جوان به روسیه، عنوان ناحیه آناتولی شرقی جایگزین ارمنستان می‌شود.[۵۱]

اسماعیل انور طی حکمی در ۶ اکتبر ۱۹۱۶ میلادی صادر و اعلام نمود که:[۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶]

تصمیم گرفته شده‌است که ولایت‌ها، بخش‌ها (مناطق)، شهرها، روستاها، کوها و رودها که نامهای آنان متعلق به ملل غیر مسلمانان مانند ارمنی، یونانی، آشوری می‌باشد، به تُرکی تغییر یابد. بدین منظور از این لحظه برای رسیدن به هدف اصلی ما از فرصت بدست آمده استفاده نمائید. (اداره کل بایگانی دولت جمهوری ترکیه، استانبول)

در آستانه جنگ جهانی اول سیاست ترکیه تحت تأثیر دو نقشه بزرگ قرار داشت: پان ترکیسم و پان تورانیسم. هدف از نقشه اول تُرکی کردن اجباری همه ملتهای غیر تُرک بود که اکثریت ساکنان امپراتوری عثمانی را تشکیل می‌دادند؛ و هدف از نقشه دوم یعنی پان تورانیسم گردآوری همه ملتهای تورانی در محدوده یک کشور ترکیه وسیع بود که از تنگه بسفر تا آسیای مرکزی کشیده شود. این نهضت پان تورانیسم ستایشگری چون ضیا گوک آلپ و تئوریسین‌هایی چون مونس تکین آلپ نیز پیدا کرده بود.[۵۷][۵۸] مسلم بود که پان تورانیسم بجز از طریق شکست و تجزیه و متلاشی شدن امپراتوری روسیه امکان‌پذیر نبود. آرزوی عملی کردن پان تورانیسم برآورد نمی‌شد، مگر به کمک نظامی یک قدرت بزرگ و این قدرت بزرگ هم نمی‌توانست کسی غیر از امپراتوری آلمان باشد.

ارمنیان مانعی بر سر راه تحقق این نقشه بودند. ارمنیان همچون دیواری آهنین میان تُرکهای عثمانی و ترک زبانان قفقاز که هیچگونه پیوست نژادی با آنان ندارند و تُرکان آن سوی دریای خزر بودند، قرار گرفته بودند.[۲۰]

ضیا گوک آلپ در لوح یادبود انتشار اثر آلپ تکین، ترک‌گرایی و پان ترکیسم، در ۱۹۱۵ در وایمار می‌نویسد:

توران میهن تخیلی نیست. اقوام تُرک آسیا که در جوار یکدیگر زندگی می‌کنند، زیر پرچم ترکیه گرد خواهند آمد و تشکیل امپراتوری بزرگی خواهند داد. توران میهن ترکیه کبیر است. توران سرزمینی واقعی و نوید بخش آگاهی ملت تُرک است. کسانی که آن را مدینه فاضله و باطل می‌انگارند خود در جهانی موهوم و دست نیافتنی زندگی می‌کنند و تقدیر به ما این چنین حکم می‌کند.[۵۹]

وینستون چرچیل در کتاب بحران جهانی می‌نویسد:

در این شکی نیست که طرح این جنایت و اجرای آن به دلایل سیاسی بوده‌است. فرصتی پیش آمده بود تا یک نژاد مسیحی مذهب را که با نظرات دولت ترکیه مخالف بود و حتی آرزوهایی در سر می‌پروراندند که برآوردن آن‌ها جز به زیان ترکیه امکان‌پذیر نبود و از دیدگاه جغرافیایی نیز حایل بین ترکان عثمانی و ملتهای مسلمان قفقاز بود، از بین ببرند. بعید نیست که حمله انگلستان به تنگه بسفر و داردانل خشم بیرحمانه دولت ترکیه را برانگیخته باشد.

پیروان پان‌ترکیسم فکر کرده‌اند که حتی اگر قسطنطنیه سقوط کند و ترکیه در جنگ مغلوب شود، از بین بردن ارمنستان مزیتی همیشگی برای آینده نژاد تُرک در بر خواهد داشت.[۶۰]

رهبران حزب اتحاد و ترقی بدواً درصدد برآمدند تا از همراهی و کمک ارمنیان مطمئن شوند و از آنان خواستند تا در ارمنستان روسیه و در قفقاز جنوبی یک شورش مسلحانه راه بیندازند و در عوض به آنان وعده خودمختاری برای ارمنستان روسیه و برای مناطق هم‌مرز آن در ارمنستان غربی پس از جنگ دادند. رهبران حزب فدراسیون انقلابی ارمنی در کنگره ۲ اوت ۱۹۱۴ میلادی که متشکل از (آرشاک ورامیان، استپان زوریان،) خاچاطور مالومیان و از حزب اتحاد و ترقی متشکل از گروه (بهاءالدین شاکر، عمر ناجی و حیلمی بِی) تشکیل شد.[۸][۶۱]

رهبران حزب داشناکسوتیون پیشنهاد تُرک‌ها را رد کردند و در جواب گفتند:

«اگر جنگی بین ترکیه و روسیه دربگیرد، ارمنیان وظیفه سربازی خود را در کشورهای متبوعشان انجام خواهند داد.»

تصمیم داشتند وارد توطئه‌ها نشوند و از انجام وظیفه خود به عنوان شهروندان عثمانی تن زنند، این پیشنهاد را رد کردند.[۶۱]

وینستون چرچیل می‌نویسد:

«ارمنیان جنگ برادرکشی با سربازان ارمنی در دو اردوگاه مخالف هم را برآن ترجیح دادند که به تعهدات تابعیت تُرک یا روس بودن خود خیانت کنند.»[۶۲]

سیاست‌مداران تُرک از این جواب سخت به خشم آمدند و همینکه ترکیه در کنار آلمان قرار گرفت، در ۲۴ اکتبر ۱۹۱۴ میلادی وارد جنگ شد و آغازگر عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال و شش روز به طول انجامید و تصمیم گرفتند که با استفاده از فرصت پیش آمده برای همیشه به حساب ارمنیان برسند.

منابع تُرک این رویداد را نقطه عطفی در روابط حزب با ارمنیان می‌دانند و تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند داشناکسوتیون در واقع مصمم بودند شورشی سری بر ضد دولت عثمانی خود راه بیندازند و بنابراین فرمان متعاقب اخراج آن‌ها امری غیرقابل اجتناب بود.[۶۳]

در مدارکی که در دادگاه مجرمان نسل‌کشی در سال ۱۹۱۹ میلادی ارائه شد که ترکان جوان نه فقط برای شرکت در کنگره بلکه برای تشکیل یگان‌های نامنظم تشکیلات مخصوصه به ارزروم رفته بودند. کنگره تنها وسیله‌ای بوده‌است برای پنهان کردن هدف واقعی سفر به ارزروم و همچنین قصد شرکت کنندگان حزب از میان بردن اعضای داشناک حاضر در کنگره بوده‌است.[۶۴][۶۵]

  • فاجعه ساری قمیش و آغاز نسل‌کشی ارمنیان

تصادفی نیست که نسل‌کشی ارمنیان اندکی پس از نبرد ساری‌قمیش روی داد و با نبرد گالیپولی مقارن شد. در حقیقت جنگ آخرین شانس حزب و امپراتوری بود.[۶۶] تُرک‌ها می‌توانستند با اداره صحیح جنگ بخت خود را عوض کنند و از سقوط امپراتوری جلوگیری کنند اما شکست‌های پی در پی که تُرک‌ها در اولین ماه‌های جنگ متحمل شدند همه رویاهای شکوه دوباره را بر باد داد و به جای آن انحطاط اخلاقی مسلمی به بار آورد. فاجعه ساری قمیش نقطه عطفی بود که حزب اتحاد و ترقی را با سرخوردگی عظیمی مواجه ساخت شکست رویاهای اسلامی و تورانی آنان را بر باد داد.[۶۶] عثمانی‌ها همچون نازی‌ها در جنگ جهانی دوم شکست را ناشی از دسیسه‌ای خائنانه، توطئه جانیان قاتل و وجود خائنانی خودی می‌دانستند که از پشت به جنگاوران ما خنجر زده بودند.

در کتاب‌ها و نوشته‌های بی‌شمار تُرک، ارمنیان نقش این خائنان را پر کردند چیزی که یکی از ادارات وزارت جنگ با انتشار جزوه‌ها و گزارش‌های مداوماً برای مردم تشریح می‌کرد. اداره دوم وزارت جنگ، وزارت اطلاعات، کار ساماندهی تبلیغات و تحریکات ضد ارمنی را بر عهده گرفت. کلنل سیفی (که بعدها دوزگورن نام گرفت) مقالات بسیاری در اینباره در نشریه هفتگی این وزارت خانه، «حرب مجمواسی»،[۶۷] منتشر کرد. پس از متارکه جنگ در سال ۱۹۱۸ کلنل سیفی در روزنامه «صباح» تشریح کرد که او به عنوان افسری مسئول در اداره‌ای سیاسی در ستاد نظامی عثمانی، با همکاری تشکیلات مخصوصه و همکاری نزدیک با بهاءالدین شاکر از حزب در زمره کسانی بوده که نقشه قتل‌عام ارمنیان را طرح کرده بوده‌اند.[۶۸] چاووش اوغلو، افسر جوانی که در جلسات سری استانبول شرکت کرده بود، در خاطرات خود می‌نویسد: «کمیته مرکزی پس از بررسی همه امکان‌ها تصمیم گرفت که در صورت شکست در جنگ ما سلاح‌های خود را زمین نخواهیم گذاشت و تُرک‌ها با عقب‌نشینی به سوی آناتولی مبارزه خود را به تدریج ادامه خواهند داد و نقشه‌ای نیز تدارک دیده شده بود.»[۶۹]

این نقشه موجب بحث‌ها و مکاتبات زیادی در میان فرماندهان نظامی شد؛ از جمله این موضوع که محل مراکز فرماندهی نظامی کجا خواهد بود و این مستندات سرنخ‌های مهمی دربارهٔ پس زمینه بلافصل نسل‌کشی ارمنیان فراهم می‌کند.[۷۰]

ارمنیان در دوران دولت عثمانی

گابریل نورادونکیان، سیاست‌مدار، وزیر بازرگانی در سال ۱۹۰۸ و وزیر امور خارجه امپراتوری عثمانی از ۱۹۱۲ تا ۱۹۱۳ در زمان سلطنت محمد پنجم و نخست‌وزیر در زمان سلطنت احمد مختار پاشا و محمد کامل پاشا.
گریگور اُتیان با مدحت پاشا در تألیف نخستین قانون اساسی ترکیه همکاری نمود.
  • ارمنیان در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی امپراتوری عثمانی

جمعیت استانبول در اوایل سده نوزدهم یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود که شامل پانصد هزار مردمان ترک، چهارصد هزار ارمنیان و یونانی و صد هزار اروپایی بوده‌است. یونانی‌ها به دلیل عدم آشنایی با زبان ترکی عثمانی و فرهنگ محلی قادر نبودند بر جامعه تأثیر گذارند. در میان این اقوام، تنها ارمنیان بودند که به دلیل آشنایی کامل به زبان و فرهنگ تُرکی علاوه بر تأثیرگذاری بر فرهنگ و اقتصاد منطقه توانسته بودند به درجات معتبر حکومتی، در سطوح بالا، دست یابند و نقشی مؤثر در ارکان حکومتی داشته باشند. حکومت مرکزی، پاشاها (نمایندگان حکومتی) را به منظور ادارهٔ امور به ایالتهای مختلف گسیل می‌داشت. در کنار هرکدام از این پاشاها یک ارمنی مسلط به امور مالی و اداری جمع‌آوری مالیات و نگهداری از حساب‌ها را بر عهده داشت. به این فرد امیر می‌گفتند. امیرها، که از مناطق مختلف و از میان مردم انتخاب می‌شدند، تسلط و قدرت فراوانی در منطقهٔ خود داشتند.[۷۱]

از جملهٔ این امیرها می‌توان از امیر «سِغبوس»،[پانویس ۱] بازرگان معروف (۱۷۲۰ میلادی) یا امیر «شِنورک»،[پانویس ۲] که برای اولین بار در ۱۷۹۰ میلادی مراکزی آموزشی در مناطق مختلف قسطنطنیه تأسیس کرد و آموزشگاه‌هایی را نیز برای دختران در نظر گرفت، نام برد.[۷۲] مسئولیت خزانه اختصاصی دربار در عهد عثمانیان به‌طور کامل بر عهده ارمنیان بود. امور مالی حکومتی را نیز امیر «هوانس چلبی»[پانویس ۳] و امیر «مگردیچ جزایریان»[پانویس ۴] اداره می‌کردند. امور خزانه نیز بر عهدهٔ «هاروطون پزچیان»[پانویس ۵] بود که نزدیک به ده سال امور مربوط به ضرابخانه و ضرب سکه را با جدیت اداره می‌کرد. پزچیان در دوران خدمت خود خدماتی شایسته انجام داد که از جملهٔ آن‌ها ساخت مراکز علمی و مذهبی بود. از دیگر تخصص‌های عمدهٔ ارمنیان در امپراتوری عثمانی کشاورزی، علوم و صنایع غذایی و همچنین صنایع دستی از جمله منبت‌کاری، صنایع نقره‌سازی و جواهرسازی بود. اولین دستگاه اطفای حریق در دربار عثمانی به دست «نیکوقوس پاشا»[پانویس ۶] ساخته و نصب شد و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. صنایع پرورش کرم ابریشم و تولید ابریشم طبیعی نیز در انحصار ارمنیان و متعلق به شخصی به نام «تورگومیان»[پانویس ۷] بود. واگذارکردن کلیهٔ امور مملکتی به ارمنیان چندان هم باب میل حکومت نبود اما چاره‌ای جز این هم نداشتند لذا حکومت به این فکر افتاد که در کنار هر وزیر تُرک یک ارمنی را به کار گمارد تا ظاهر موضوع حفظ شود. پس از این تصمیم در کنار هر وزیر تُرک امیری ارمنی ادارهٔ امور را در دست داشت. از جمله در کنار «رشاد پاشا»،[پانویس ۸] «امیر کوچیکیان»،[پانویس ۹] در کنار «علی پاشا»، امیر هوسپ وارتان و در کنار «محمود پاشا»، «آرتین پاشا تاتیان»[پانویس ۱۰] ادارهٔ امور را برعهده داشتند.[۷۳][۷۴]

از پزشکان معروف و استادان آن زمان می‌توان از «نیکوقوس روسینیان»،[پانویس ۱۱] «آندرانیک بیک کوچینیان»[پانویس ۱۲] و «استپان پاشا اصلانیان»[پانویس ۱۳] نام برد.[۷۵]

رویدادها

کودکان ارمنی یتیم شده در مرزیفون ۱۹۱۸
کشتار ارمنی‌های ارزروم، عکاس ویلیام ساچتلبن نوامبر ۱۸۹۵
اجساد ارمنی‌ها در کشتار شهر آدانا

کشتار حمیدیه یا کشتار بزرگ.[۷۶] کشتاری است که بین سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی توسط نیروهای عبدالحمید دوم به فرماندهی ژنرال زکی پاشا و نیروی حمیدیه؛ علیه ساکنین ارمنی و آشوری شهرهای ارمنستان غربی انجام گرفت. جمع کل قربانیان کشتارهای ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ میلادی ۲۰۰٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌است.[۷۷] به اضافه ۱۰۰٬۰۰۰ نفر که در زمستان‌های سخت ارمنستان به علت ویران شدن خانه و کاشانه از گرسنگی و سرما مرده‌اند و کودکانی که بر اثر از دست دادن والدین خود تلف شدند و بالغ بر ۵۰۰۰۰ کودک یتیم شدند.[۷۸] علاوه بر ارمنی‌ها ۲۵٬۰۰۰ نفر آشوری در شهر دیاربکر کشته شدند.[۷۹] باید به این رقم عده‌ای را نیز که به زور از دین برگردانده شده‌اند اضافه کرد و سفیر فرانسه عده آنان را به چهل هزار نفر برآورد کرده‌است.

نمایندگان ارمنی از ۱۸۷۸ میلادی به بعد بر طبق ماده ۶۱ معاهده برلین اجرای اصلاحات در شش ولایت ارمنی را درخواست می‌کردند. خواسته‌های ارمنیان متضمن نکات زیر بود:

  1. تشکیل مجدد شش ولایت ارمنی ترکیه با مرزهای طبیعی خود.
  2. انتصاب حاکمی برای هر یک از آن شهرستان‌ها که مورد قبول قدرتهای اروپایی باشد.
  3. اصلاح سیستم وصول مالیات که تا به آن روز چیزی بجز یک راهزنی رسمی سازمان یافته نبوده‌است.
  4. اصلاح تشکیلات قضایی
  5. ایجاد یک ژاندارمری مخلوط یعنی ارمنی‌ها نیز در آن داخل باشند.
  6. حق داشتن نمایندگانی به تناسب جمعیت در شوراهای محلی.[۸۰]

خواسته‌های ارمنیان آنگونه که از طرف اعضای هیئت نمایندگی آنان به کنگره برلین عرضه شد نه حاکی از تقاضای استقلال ارمنستان عثمانی بود و نه از الحاق این منطقه به ارمنستان روسیه، بلکه منحصراً متضمن اجرای اصلاحات لازم برای خاتمه دادن به وضع غیرقابل تحملی بود. آنان خواستار اصلاح سیستم وصول مالیات و اجرای عدالت و ایجاد یک ژاندارمری مخلوط از تُرک و ارمنی بودند تا ارمنیان نیز در آن نقشی داشته باشند. به‌علاوه خواستار انتصاب حکام مسیحی برای مناطق خود شدند.

قتل‌عام آدانا، قتل‌عامی بود که در ۱۴ آوریل سال ۱۹۰۹ میلادی به مدت ده روز علیه ساکنین ارمنی شهر آدانا توسط کودتاچیان و واحدهای نظامی سلطان عبدالحمید دوم انجام گرفت.[۸۱] در طی این قتل‌عام ۳۰٬۰۰۰ ارمنی و ۱۳۰۰ آشوری به قتل رسیدند.[۸۲][۸۳][۸۴]

نیروهای ارمنی یک خط دفاعی در برابر نیروهای عثمانی در پشت دیوارهای شهر وان ایجاد نمودند.
رزمندگان ارمنی در موسی داغ تعداد آنان بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر بودند.

جنبش آزادی‌بخش ملی ارمنی (به ارمنی: Հայ ազգային-ազատագրական շարժում)، (به انگلیسی: Armenian national liberation movement)[۸۵][۸۶][۸۷] جنبشی است که هدف آن ایجاد یک ارمنستان متحد و مستقل بود. مجموعه‌ای از عوامل مانند؛ جنبش‌های اجتماعی و فرهنگی که باعث ایجاد بیداری ملی ارمنی شد؛ و عوامل سیاسی و نظامی در طی و پیش از جنگ جهانی اول باعث به وجود آمدن جنبش آزادی‌بخش ملی ارمنی شود. جنبش ملی ارمنی در اوایل ۱۸۶۰ میلادی تحت تأثیر عصر روشنگری و در زمان ظهور ناسیونالیسم امپراتوری عثمانی، بوجود آمد. عوامل مختلف و مؤثری در ظهور جنبش ملی ارمنی شبیه جنبش کشورهای بالکان و به ویژه بین یونانیان ایجاد شد نقش داشته‌است.[۸۸][۸۹] روشنفکران، نویسندگان، فیلسوفان و کشیش‌ها (خریمیان هایریک، مخیتار سباستاتسی)؛ نقش مؤثری در بیداری ملی ارمنی داشتند و آنان به دنبال بهبود و اصلاحات در شش ولایت ارمنی بودند و فدایی ارمنی دفاع از مردم در مقابل نیروهای عثمانی را برعهده داشتند، اما عملاً طرح اصلاحات برای بهبود وضع ساکنین ارمنی شکست خورد؛ و عاملی شد تا ارمنیان به فکر ایجاد یک حکومت مستقل در مناطق ارمنی‌نشین تحت کنترل دولت عثمانی و ارمنستان روسیه شدند.[۸۵][۹۰]

بیداری ملی ارمنی و در ایجاد «احساسات ملی ارمنی» عوامل مؤثری دخیل بوده‌است. در فلات ارمنستان یک رشته مراکز روشنفکری ارمنی بوجود آمد عبارتند از:

کلیسای جامع اچمیادزین مقر سر اسقف یا کاتولیکوس و مرکز آکادمی یا دارالعلوم، ایروان، وان به دلیل اینکه مرکز کار «خریمیان هایریک» بود، ارزروم به دلیل وجود کالج ساناساریان، و شوشی. در خارج از ارمنستان مهم‌ترین مراکز روشنفکری عبارت بودند از قسطنطنیه، تفلیس، مسکو، و در اروپای غربی، ونیز و وین به دلیل وجود مخیتاریست‌ها در آن دو شهر و پاریس و ژنو به عنوان مراکز جوانان دانشجوی ارمنی و سپس مدتی بعد «باستن» به عنوان مرکز روشنفکری مهاجران ارمنی که به آمریکا رفته بودند. این مراکز تبدیل به کانون‌های فکر ارمنی شدند و نشانه محل‌هایی بودند که در آن‌ها فکر احیای مجدد ملت ارمنی شکل گرفت و سپس در میان تمامی افراد ملت شیوع یافت. در حقیقت در سده نوزدهم بود که پدیده رنسانس یا احیای مجدد فرهنگی به ارمنیان آموخت تا با بازگشت به پیشینه باستانی خویش از گذشته درخشان خود اطلاع حاصل کنند.[۹۱]

مقاومت ارمنیان اشاره به مقاومت‌هایی است که توسط احزاب و نیروهای نظامی ارمنی در طی قتل‌عام ارمنیان توسط عبدالحمید دوم و طی نسل‌کشی ارمنیان برای دفاع از روستاها و شهرهای ارمنی طرح‌ریزی و اجرا شده بود.[۹۲]

مقاومت موسی داغ اشاره به مقاومتی است که اهالی ۶ روستای ارمنی‌نشین اطراف کوه موسی داغ در استان هاتای (موسی داغ یعنی کوه موسی) به مدت ۵۳ روز از (۲۱ ژوئیه ۱۹۱۵م تا ۱۲ سپتامبر ۱۹۱۵م) در مقابل یورش نیروهای منظم و نامنظم دولت عثمانی ایستادگی نمودند.[۹۳]

مقاومت وان یا گاهی محاصره وان یا دفاع از وان هم نامیده می‌شود. مقاومت وان دو بار صورت گرفت. مرتبه اول در طی کشتار حمیدیه از ۳ ژوئن تا ۱۱ ژوئن به مدت یک هفته،[۷۶] و مرتبه دوم در طی یک رشته عملیات جنگی در قفقاز که به مدت چهار سال به طول انجامید که مقاومت وان از ۱۹ آوریل تا ۱۷ مه ۱۹۱۵ به مدت ۲۸ روز صورت گرفت.[۹۴]

قتل‌عام خارپرت قتل‌عامی بود که در سال ۱۹۱۵ میلادی در طی نسل‌کشی ارمنیان بر اهالی علیه ساکنین ارمنی آن شهر توسط نیروهای عثمانی و کُردها صورت گرفت.

  • قتل‌عام ارمنی‌های ترابزون

ایتان بِلکیند جاسوس اسرائیلی[۹۵] در خاطرات خود که در سال ۲۰۰۰ توسط آییر اُرون مورخ یهودی در کتابی با عنوان:

«ابتذال بی‌تفاوتی:صهیونیسم و نسل‌کشی ارمنیان» منتشر کرد در صفحات ۱۸۱ تا ۱۸۳ می‌نویسد که چگونه ۵۰۰۰ نفر از زنان و کودکان ارمنی شهر ترابزون زنده زنده سوزانده شدند.[۹۶] در این خصوص شهادت «حسن معروف»، یکی از نظامیان ارتش عثمانی نیز قابل توجه می‌باشد. وی در گزارشی به وزارت امور خارجه بریتانیا چگونگی دستگیری تعدادی از ارمنیان در روستایی نزدیک ترابزون و زنده زنده سوزاندن آنان را شرح داده‌است.[۹۷]

در این خصوص وحیب پاشا، فرمانده ارتش سوم عثمانی نیز استشهاد نامه‌ای ۱۲ صفحه‌ای که در ۵ دسامبر ۱۹۱۸ نگاشته بود در مورخ ۲۹ مارس ۱۹۱۹ به دادگاه نظامی در ترابزون ارائه کرد. (مندرج در کیفرخواست منتشر شده در روزنامه دولت عثمانی تقویم وقایع شماره ۳۵۴۰ پنجم می ۱۹۱۹)[۹۸] در این گزارش شرح کاملی از چگونگی سوزاندن اهالی روستای ارمنی‌نشین در نزدیکی شهر موش را شامل می‌شد.[۹۹] همچنین ساموئل مک کلر روزنامه‌نگار و کارمند مرکز نشر هاوتن مفلین هارکورت، که خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بوده در کتابی تحت عنوان «موانع صلح» که در سال ۱۹۱۷ منتشر شده می‌نویسد:

«کوتاه‌ترین روش برای خلاصی از زنان و کودکان اسکان یافته در اردوگاه‌های (موش، بتلیس و ساسون) سوزاندن آنان بود. ساموئل مک کلر همچنین به زندان بانان تُرک اشاره می‌کند که چگونه بعد از سوزاندن زنان و کودکان دچار انواع بیماری‌های روانی (اختلالات روانی) شده بودند و تعدادی از آنان دست به خودکشی زدند؛ و تا چندین روز بوی اجساد سوخته شده در هوا به مشام می‌رسید.»[۱۰۰]

مورخ یهودی بت یور با نام مستعار جیسل لیتمن، در کتاب خود به نام: اهل ذمه:یهودی‌ها و مسیحیان در اسلام در صفحه ۹۵، می‌نویسد:

«آلمانی‌ها ماه‌ها قبل از آغاز نسل‌کشی ارمنیان نیروهای عثمانی را آموزش داده بودند و خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بودند. این مورخ می‌نویسد:عثمانی‌ها در حضور آلمانیها زنان و کودکان را در کلیسا جمع و آنجا را به آتش می‌کشیدند یا در اردوگاه‌های مرگ توسط کوره‌های آدم پزی ساخته شده توسط آلمانی‌ها آنان را به خاکستر تبدیل می‌کردند.»

غرق کردن دست جمعی ارمنی‌ها می‌توان به اقدامات جمال عزمی، فرماندار استان ترابزون که در آزار و اذیت کودکان ارمنی فردی شناخته شده‌ای بود اشاره کرد. او به همراه مصطفی بِی دستور غرق کردن هزاران نفر از زنان و کودکان را در دریای سیاه صادر کرده بود.[۱۰۱]

قانون تهجیر

قانون تهجیر منتشر شده در روزنامه دولتی تقویم وقایع

پس از اتفاق نظر در جلسه سری دربارهٔ حل مسئله ارمنی از طریق انعدام فیزیکی، فرمانی صادر شد که بر اساس آن کلیه ارمنیان که در ناحیه آناتولی شرقی و در جوار میدان‌های جنگ بودند، (البته بر خلاف قانون صادره در مناطق دورتر از جنگ هم اجرا شد) باید به نواحی ای در میان رودان و دیرالزور و مناطق دیگر کوچ داده می‌شدند. این فرمان با تصویب در هیئت دولت «قانون تهجیر» نامیده شد.[۱۰۲] البته در فواصل زمانی مختلف در تکمیل قانون تهجیر فرامین دیگری هم به تناوب صادر می‌شد که همه آن‌ها در تأیید و تداوم کوچ اجباری ارمنیان از موطنشان بود. قابل توجه اینکه تمامی این فرمان‌ها بدون تصویب مجلس و تنها به اراده الیگارشی اتحاد و ترقی تصویب و تنفیذ می‌شد چراکه کمیته اتحاد و ترقی چند صباحی پس از شروع جنگ طی فرمانی مجلس شورای ملی را تعطیل کرد.

هیئت وکلا و در راس آن طلعت پاشا هم برای اجباری کردن قانون تهجیر امریه نهایی مربوط به کوچ اجباری ارمنیان را به ولایت صادر و حزب اتحاد و ترقی مرکز نیز کلیه شعب و بازرسان خود را از موضوع مطلع کرد.

غیر از این امریه وزارت داخله بخشنامه‌ای نیز به تاریخ ۱۳ رجب ۱۳۳۳ مصادف با ۱۴ ماه مه ۱۹۱۵ میلادی به شرح زیر برای مسئولان ولایت ارسال کرد:

ماده اول: «هر گاه و به هر شکل مردم علیه فرامین دولتی و تدابیر مربوط به برقراری نظم و عدالت در کشور شورش کرده و به مقاومت مسلحانه علیه آن برخیزند، پلیس، ژاندارم و دیگر گروه‌های نظامی حق دارند و باید به مقابله با آن‌ها پرداخته و شورش را سرکوب و عاملان آن را تنبیه نمایند.» ماده دوم: «فرماندهان نظامی و دیگر مقامات مسئول بنا بر تشخیص خود می‌توانند اهالی روستاها را که به خیانت و جاسوسی آن‌ها اطمینان دارند به صورت فردی و جمعی به دیگر نقاط کشور منتقل و اسکان دهند.» ماده سوم: «مواد این بخشنامه از تاریخ انتشار لازم‌الاجرا است.»

به استناد قانون تهجیر و آیین‌نامه ۳۴ ماده‌ای مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵ میلادی واحدهای ارتش و تشکیلات مخصوصه به همراه ژاندارمری کار جا به جایی و تبعید ارمنیان را آغاز کردند.

سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی
  • تبعید یا نابودسازی؟

در بعضی مناطق به ارمنیان طی اخطاریه دو هفته مهلت داده‌اند و در برخی دیگر فقط مهلت دو ساعته در برخی مناطق به اخراج شوندگان اجازه داده شده بعضی از اموال خود را بردارند، در برخی مناطق هم برداشتن و فروختن هر چیز منع شده‌اند. ارمنیانی که اشیاء قیمتی با خود برداشته بود تنها مرگ خود را تسریع کردند. به هر حال، قاعده این بوده‌است که اخراج‌ها همه جا قبل از زمان اعلان شده شروع شده‌اند. ارتش سوم که کنترل ولایت‌های شرقی را در اختیار داشته با صدور اخطاریه‌ای اعلام کرده بود مسلمانانی که به ارمنی‌ها کمک برسانند در مقابل خانه‌اش اعدام و خانه‌اش سوخته خواهند شد. در طول اخراج‌ها، نه در آغاز، نه در میانه راه و نه در مقصدهای نهایی، هیچ تدارکاتی برای جابجایی توده عظیمی از مردم در نظر گرفته نشده بود. همین دلیل به تنهایی برای اثبات اینکه هدف این عملیات نابودسازی از پیش اندیشیده بوده، کافی است.[۱۰۳]

با توجه پیغام‌های کنسولی معلوم می‌شود که هیچ گونه کمکی چه غذایی چه مالی و غیره به تبعیدیان مجاز نبود.[۱۰۴][۱۰۵] سفیران و کنسول‌های آلمان از تدارک و تهیه کمک منع شده بودند. نهم دسامبر ۱۹۱۵ میلادی سفیر ولف مترنیخ اطلاع یافت در جهت قطع امید ارمنیان از کمک‌های خارجی، پیشنهادش برای کمک به تبعیدیان پذیرفته نشده‌است.[۱۰۶] سفارت آلمان در ۲۸ آوریل ۱۹۱۶ همان جواب رد پیشین را دریافت کرد.[۸] در دوازدهم اوت ۱۹۱۶ باخبر شدند تلاش مشابهی از سوی آمریکایی‌ها نیز به شکست برخورده است.[۱۰۷]

محمد جلال بِی فرماندار کل حلب زمانی که به قونیه انتقال یافت کوشید مانع اخراج‌ها شود اما ناکام ماند، او بعدها چنین بازگو کرده‌است:

«در قونیه من مردی تنها بودم که کنار رود به هیچ وسیله نجاتی ایستاده بودم، اما در رود به جای آب خون روان بود و هزاران کودک بی گناه، پیرمرد بی تقصیر، زن عاجز در آن غرقه بودند و مردان جوان قوی هیکل برسر راهشان ایستاده بودند تا نگذارند کسی جان به در برد. من هر چند را که توانستم با دستانم بیرون کشیدم و نجات دادم اما بقیه، با جریان آب به پایین رانده شدند و هیچ‌کدام زنده نماندند.»[۱۰۸]

حسین کاظم قدری به کنسول آلمان در دمشق گفته‌است:

«به دستورهای او اعتنایی نمی‌شود، در واقع مقامات دولتی دقیقاً خلاف آن را اجرا می‌کنند. دولت کمترین میلی به کمک به ارمنیان ندارد، او حتی بیم دارد قصد معدوم‌سازی همه آن‌ها باشد. این سیاست وحشیانه ننگ بزرگی برای ترکیه خواهد بود.»

حسین کاظم به نشانه اعتراض از سمت خود استعفاء داد و بعدها در خاطراتش نوشت در نتیجه نقشه‌های شوم دولت تنها در لبنان دویست هزار نفر قربانی شدند.[۱۰۹]

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا تعداد اخراجی‌های ارمنی از دولت عثمانی به کشور سوریه سال ۱۹۱۶ میلادی به شرح زیر بوده‌است: (دمشق ۱۰۰٬۰۰۰ نفر، حما ۱۲٬۰۰۰ نفر، حمص ۲۰٬۰۰۰ نفر، حلب ۷٬۰۰۰ نفر، معمره نعمان ۴٬۰۰۰ نفر، الباب ۸٬۰۰۰ نفر، استان رقه ۱۰٬۰۰۰ نفر، راس العین ۲۰٬۰۰۰ نفر، دیرالزور ۳۰۰٬۰۰۰ نفر، مامیدژ ۵٬۰۰۰ نفر. جمع کل: ۴۸۶٬۰۰۰ نفر)[۱۱۰]

واژه نسل‌کشی

رافائل لمکین: منشأ واژه «نسل‌کشی»، (سی‌بی‌اس نیوز)

کشتار ارمنیان فقط یک جنایت تاریخی و خاطره‌ای وحشت زا در سینه تاریخ محسوب نمی‌شود، بلکه از دیدگاه حقوق بین‌الملل دارای وجاهت حقوقی است لذا در مراجع بین‌المللی قضایی قابل پیگیری حقوقی است. این مسئله می‌تواند به لحاظ حقوقی الزامات و مسئولیت‌هایی برای دولت ترکیه که از امضاء کنندگان «کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی» است، در پی داشته باشد و آن دولت را ملزم به عذرخواهی و پرداخت غرامت به بازماندگان قربانیان و حتی دعوی ارضی کند، اما تحقق این موارد پیچیدگی‌های خاص حقوقی خود را دارد.[۱۱۱]

«جِنِساید» به فارسی «نسل‌کشی» یا «نژادکشی»، اولین بار در سال ۱۹۳۳ میلادی از سوی یک حقوق دان لهستانی به نام رافائل لمکین ابداع شد. وی در جریان (پنجمین کنفرانس بین‌المللی یکنواخت‌سازی حقوق جزا) در مادرید، پیشنهاد کرد که نابود کردن گروه‌های نژادی، مذهبی یا اجتماعی از لحاظ حقوق بین‌الملل جرم محسوب شود. وی این عقیده را در کتاب خود تحت عنوان «نقش دول محور در اروپای اشغالی» که در سال ۱۹۴۴ میلادی منتشر شد، به تفصیل بیشتری مورد بحث قرار داد. مباحث و تعاریف وی مبنای تنظیم کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل متحد قرار گرفت.[۱۱۲]

«قانون مذکور مستلزم چیزی بود که او آن را «منع جهانی» می‌نامید، پیش‌درآمدی، بر آنچه امروزه «دادرسی بین‌المللی» خوانده می‌شود:

«مشوقان و عاملین این فجایع می‌بایست در هر کجای دنیا که دستگیر بشوند مجازات می‌شدند، با صرف نظر از این که جنایات در کجا اتفاق افتاده یا ملیت و مقام فرد مجرم چیست؟ به این ترتیب تمایل به اقداماتی ننگین با هدف نابودی گروه‌های ملی، قومی و مذهبی مختلف مانند آنچه بر سر ارمنیان آمد، جرمی بین‌المللی محسوب می‌شد که در سراسر جهان قابل پیگیری و مجازات بود درست مثل برده داری و دزدی انتشاراتی. لمکین عقیده داشت که اگر خطر مجازات وجود داشته باشد به میزانی زیادی می‌تواند احتمال تکرار عمل را تحت‌الشعاع قرار دهد.»[۱۱۳]

ارمنی‌ستیزی

نمودار تهیه شده توسط دیده‌بان رسانه‌ها و بنیاد هرانت دینک براساس گزارش تهیه شده از رسانه‌های خبری ترکیه، افزایش سخنان تنفرآمیز بر اقوام مختلف در رسانه‌های خبری ترکیه براساس ماه‌های ژانویه و آوریل[۱۱۴] ۲۰۱۴

ارمنی‌ستیزی نیز به عنوان احساسات ضد ارمنی و ارمنی هراسی، اشاره به دشمنی با سیاست‌ها و فرهنگ ارمنی، و کشور ارمنستان و همچنین اشاره به حسادت، تبعیض، تعصب، نژادپرستی، به ارمنیان به عنوان یک گروه نژادی، قومی، زبانی، مذهبی پذیرفته‌شده در سراسر جهان دارد.[۱۱۵] ارمنی‌ستیزی مدرن، معمولاً مخالفت با اقدامات و موجودیت کشور ارمنستان، انکار نسل‌کشی ارمنیان و مخالفت با مسئله ارمنی و افکار ناسیونالیستی بر ضد ملت ارمنی می‌باشد.[۱۱۶]

کشتار سفید

روش‌های مورد استفاده توسط ترکان عثمانی در نسل‌کشی یونانیان و ارمنیان که منجر به مرگ غیر مستقیم قربانیان می‌شدند -که از آن جمله می‌توان به تبعیدهای اجباری قربانیان که بدون آذوقه و در مسافت‌های طولانی انجام می‌گرفت و نیز گرسنگی دادن به قربانیان در اردوگاه‌های کار اجباری اشاره کرد- امروزه با عنوان کشتار سفید شناخته می‌شوند.[۱۱۷]

ارمنیان ساکن ارمنستان غربی که در نهایت یا مجبور به مهاجرت یا به وسیله نیروهای عثمانی تبعید شدند که یکی دیگر از تلاشهای دولت عثمانی برای نسل‌کشی سیستماتیک ارمنیان بوده‌است.

دانشمند علوم سیاسی اهل آلمان کریستُف زورخِر در کتاب خود به نام جنگهای اتحاد جماهیر شوروی-شورش، درگیری‌های قومی و ملیتی در قفقاز می‌نویسد:

«نسل‌کشی یک کلمه کلیدی است که چند معنی مختلف دارد. نسل‌کشی سفید یا قتل‌عام سفید به معنی: سرکوب، تبعید اجباری قربانی بدون آذوقه، مهاجرت اجباری ارمنیان از سرزمین آبا و اجدادی خود که به مراتب بزرگتر از جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی و قره باغ و همچنین مناطق متعلق به ترکیه معاصر می‌باشد.»

این اصطلاح نسل‌کشی سفید توسط ارمنیان هم به کار برده شده برای توصیف تبعیض ارمنی‌های قره باغ، نخجوان و جاواختی.

اسناد نسل‌کشی

بسیاری از صفحات مهم اسناد مربوط به قتل‌عام‌ها از بین برده شده‌است. در کیفر خواست اصلی محاکمه پس از جنگ چنین می‌خوانیم:

«با بررسی و بازرسی دقیق اسناد باقی‌مانده تشکیلات مخصوصه در می‌یابیم که قسمت عمده اسناد سازمان و نیز کل اسناد کمیته مرکزی نابود شده‌است. اسناد وزارت داخله و شهادت شاهدان عینی اثبات می‌کند پرونده‌های (عزیز بِی)، مدیر کل ژاندارمری در آن زمان، قبل از استعفای (طلعت بِی) از اداره ژاندارمری بیرون برده شده بود و این پرونده‌ها حاوی اطلاعات و مکاتبات مهمی بود که پس از استعفای طلعت به دفتر عودت داده نشد.»[۱۱۸]

بنا به اظهار مدحت شکرو و ضیا گوک آلپ، متهمان دادگاه رهبران حزب اتحاد و ترقی، دکتر ناظم تمام اسناد کمیته مرکزی را برداشته بوده‌است. وقتی پرسیده شد پس از انحلال حزب چه بر سر این اسناد آمد، مدحت شکرو پاسخ داد:

«تا آنجا که من خبر دارم دکتر ناظم آن‌ها را برداشت یا اینکه کارکنان چنین گفتند.»

از ضیا گوک آلپ سؤال شد آیا دکتر ناظم اسناد مهم را مصادره کرد، وی در پاسخ گفت:

«دکتر ناظم اسناد مربوط به تاریخ کمیته می‌خواست و می‌گفت، من این اسناد را از اروپا آوردم و خودم نیز از آن محافظت خواهم کرد. اما من بعدها فهمیدم که اسناد مربوط به تاریخ کمیته از سایر اسناد جدا نبوده‌است. او تمام اسناد در جعبه کرد و برد.»[۱۱۸]

در دادگاه، «حسن حسیم» وزیر پست و ارتباطات، تأیید کرد که بنا به دستورهای وزارت دفاع دستور سوزاندن تلگرام‌های نظامی را صادر کرده بوده‌است. در تاریخ بیست و چهارم ۱۹۱۹ میلادی نیروهای مسلح انگلیسی مخفیانه تلگرامی از وزارت داخله عثمانی به فرماندار ایالتی غازی عینتاب را مبنی بر سوزاندن اصل تلگرام‌ها، رهگیری کردند. علاوه بر این گزارش شده بود طلعت پاشا قبل از فرارش از کشور چمدانی پر از کاغذ را به قصر ساحلی یکی از دوستانش در عرناووتکوی برده و آن را در کوره سوزانده‌است.[۱۱۹]

در گزارش انگلیسی‌ها دربارهٔ «احمد عزت پاشا»، نقل قولی از او ذکر شده:

«اندک زمانی پس از متارکه جنگ، کارکنان دولت شبانه به بخش بایگانی حمله کردند و قسمت اعظم اسناد را از بین بردند.»[۶۸]

در محاکمه‌ای به سال ۱۹۲۶ میلادی علی احسان بِی، گفت تمام اسناد تحت اختیارش را سوزانده بوده‌است.[۱۲۰] نابود کردن اسناد پس از کنار رفتن حزب اتحاد و ترقی از دولت نیز ادامه یافت. در واقع آن‌ها مخصوصاً به همین دلیل از قدرت کناره‌گیری کردند. در چهاردهم اکتبر ۱۹۱۸ میلادی، احمد عزت پاشا اولین کابینه پس از جنگ عثمانی را تشکیل داد که در این کابینه هم‌زمان خود صدر اعظم و وزیر جنگ بود. او دستور پایان عملیات‌های تشکیلات مخصوصه و امحاء همه اسناد بایگانی آن را صادر کرد.[۱۲۱]

قتل‌عام‌های ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ میلادی

غیر نظامیان ارمنی در حال ترک شهر کارس.

نخستین موج قتل‌عام‌ها در سال ۱۹۱۸ میلادی رخ داد. کمی بعد از انقلاب بلشویکی، حزب اتحاد و ترقی امیدوار بود با اشغال قفقاز و آسیای مرکزی به رویاهای پان‌ترکیستی و پان اسلامیستی خود جامه عمل بپوشاند. وهیب پاشا، فرمانده لشکر سوم بعد از سال ۱۹۱۶ میلادی، به رهبران ارمنی اطمینان داد که آتش آرمان پان تورانیسم اکنون بیش از پیش شعله‌ور شده‌است:

«سرنوشت قلمرو ترکیه را از غرب به شرق می‌گستراند. ما بالکان را رها کردیم، حال آفریقا را رها می‌کنیم، ولی باید به سمت شرق پیش برویم. نژاد ما مذهب ما، زبان ما همه آن جاست؛ و این جذبه‌ای وسوسه انگیز و مقاومت ناپذیر دارد. برادران ما در باکو، داغستان، ترکستان و آذربایجان هستند. شما ارمنی‌ها راه ما را سد کرده‌اید. شما باید کنار بکشید و راه ما را بازگذارید.»[۱۲۲]

تا بیستم ژوئیه ۱۹۱۸ میلادی، حدود شش صد هزار ارمنی پیش از رسیدن نیروهای تُرک از قفقاز گریختند. ژنرال آلمانی، کرس فون کرسن شتاین، که آن زمان در تفلیس بود، می‌نویسد:

«سیاست تُرک‌ها در قبال ارمنیان به نحو دردآوری صریح است. تُرک‌ها به هیچ وجه ریشه کنی بنیان ارمنیان را رها نکرده‌اند.»[۱۲۳]

قتل‌عام‌ها در تابستان و پاییز ۱۹۱۹ میلادی نیز ادامه یافت. کاردار عالی آمریکا در ارمنستان، ویلیام ان. هاسکل به قدری از وسعت این کشتارها شوکه شده بود که در شانزدهم اوت هشداری برای رئیس‌جمهور توماس وودرو ویلسون فرستاد، و گفت که: «آمریکا باید از بند دوازدهم اعلامیه صلح اش با تُرک‌ها صرف نظر کند، مگر این که مقامات تُرک گام‌های مؤثری در پایان دادن قتل‌عام‌ها در قفقاز بردارند.[۱۲۴]»

«چارلز پی. گرنت» از کمیته آمریکایی، در مه ۱۹۲۱ میلادی از گیومری گزارش داد که بخش بزرگی از کشته شدگان آن سال زنان و کودکان بوده‌اند. وی تعداد کشته شدگان را (بین دوازده تا پانزده هزار نفر) تخمین زده بود. منابع روس‌ها اسناد بسیاری دربارهٔ کشتارهای ارمنیان دارند. بلشویک‌ها که ترجیح می‌دادند شاهدان بی‌طرف در منطقه باشند تا روابط خوب شان با ناسیونالیست‌های تُرک را حفظ کنند، سرانجام ناگزیر وارد عمل شدند. در تلگرامی به تاریخ ۱۸ ژانویه ۱۹۲۱ میلادی که گئورگی چیچرین وزیر خارجه شوروی به قفقاز فرستاد، گفت که تداوم سیاست سکوت در برابر موضع ارمنیان دیگر ممکن نیست. این خیانت است که بایستیم و نابودی جمهوری شوروی را نظاره کنیم؛ و پیشنهاد داد اقدام‌های لازم انجام شود.[۱۲۵]

ایوانوویچ آرالوف سفیر روسیه در آنکارا با اشاره به این رخدادهای اواخر سال ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۲۱ میلادی می‌نویسد:

«نیروهای ترکیه کشتارها و قتل‌عام‌های خونینی را بر ارمنیان تحمیل کردند. بیش از ۶۹٬۰۰۰ نفر به قتل رسیدند.»[۱۲۶]

یک دائرةالمعارف شوروی به سال ۱۹۶۱ میلادی تعداد قربانیان مناطق تحت اشغال ترک‌ها در جریان جنگ را نزدیک به ۱۹۸٬۰۰۰ نفر عنوان کرده‌است.[۱۲۶] یکی از دلایل اصلی این که این قتل‌عام‌ها در قفقاز، که واهاکن دادریان نسل‌کشی کوچک خوانده‌است، بدون مخالفت و اعتراض زیاد انجام شد، انقلاب روسیه بود. تُرک‌ها در روابط شان با بلشویک‌ها توانستند جنگ با ارمنیان را جنگی علیه دولت‌های متفق جلوه دهند، و از این طریق مقاصد خصمانه خود را در قفقاز دور پنهان کنند.

سیاست کمالیست‌ها و ترکیه امروزی

بعد از تأسیس رژیم جمهوری ترکیه توسط مصطفی کمال آتاتورک، سیاست دولت کمالی مبنی بر ایجاد وطن خالص تُرک در نواحی شرقی ترکیه که هنوز تعدادی از ارمنی‌ها در آنجا ساکن بودند آغاز شد؛ که در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی تعدادی ارمنی در جنبش کمالی وجود داشته که حتی به صورت فعال وی را در جنبش ملی تُرکی یاری رسانده و از ایدئولوژی کمالیست و جنبش سکولار وی حمایت کردند. ارمنی‌ها می‌پنداشتند که در این سکولاریسم اظهار شده از سوی آتاتورک راهی برای بقای باقی‌مانده ارمنیان در ترکیه وجود خواهد داشت. طولی نکشید که این بار هم ارمنی‌ها امیدهای خود را مانند دوران انقلاب ترکان جوان برباد رفته دیدند، چرا که ایدئولوژی کمالیسم به رغم تأکید بر اصل دموکراتیک بودن حکومت، در حقیقت در امتداد حکومت ترکان جوان و مبتنی بر حذف حداکثری غیرترکان و ایجاد دولت ملت تُرک است.[۱۲۷] این سیاست را آتاتورک در همان اوایل ایجاد نظام جمهوری با مهاجرت دادن اتراک بلغار و یوگسلاوی به مرزهای شرقی آناتولی برای تقویت تُرک‌های آن نواحی عملی کرد. وی هزاران تُرک را از بلغارستان و یوگسلاوی به منظور تُرکی‌سازی این مناطق در این نواحی اسکان داد تا هم حامی تُرکان آن نواحی باشند و هم ضریب امنیتی مرزهای شرقی را در برابر ارمنیان بالا ببرند.[۱۲۸]

این اقدام بخشی از برنامه تُرک گردانی این مناطق از لحاظ هویتی، تاریخی و نژادی بود که با تخریب اموال و آثار تاریخی ارمنیان و دیگر اقوام مسیحی پیگیری شد. هدف از این عمل ویرانی یادگارها و شواهد تاریخی حضور ارمنی‌ها در آسیای صغیر بود.[۱۲۹][۱۳۰] این سیاست تا به امروز کماکان ادامه دارد. در سال‌های اخیر ترکیه برای کاهش فشارهای بین‌المللی در خصوص قتل‌عام ارمنیان برنامه‌ای را تدوین کرده‌است تا با گرجی نشان دادن محل سکونت ارمنیان را در قارص و اردهان و وانمود کردن این نکته که مناطق فوق در هیچ دوره تاریخی محل سکونت ارمنیان نبوده، در تحت تأثیر قرار دادن مسئله کشتار ارمنیان توسط دولت عثمانی سعی دارد. در همین راستا کلیساهای به جامانده از ارمنی‌ها در ترکیه در حال واگذاری به گرجی‌ها می‌باشد، علاوه بر این ترکیه از جایگزینی ترک‌های مسختی به جای ارمنی‌ها در جاواختی به دلیل اینکه به نوعی ارمنی‌ها را از مرزهای این کشور دور می‌کند و ضریب امنیتی این کشور را بالا می‌برد. حمایت می‌کند. ضمن اینکه با استقرار مسختی‌ها به جای ارمنیان، محاصره ارمنستان به وسیله تُرک زبانان کامل تر می‌گردد.[۱۳۱]

اظهارات و عقاید رهبران ناسیونالیستی و پان ترکیسمی تُرک‌ها

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس اهل اتریش، ویکتور پیت شْمَن

سلطان عبدالحمید سال ۱۸۹۹ میلادی اشاره به مسئله ارمنی‌ها:

«در آناتولی تنها ما باید باقی بمانیم، خدا را شکر که ما توانستیم این آخرین پناهگاه را برای برادران مسلمان خود که از همه سو رانده شده‌اند، حفظ کنیم.»[۱۳۲]

دکتر ناظم عضو کمیته مرکزی حزب اتحاد و ترقی:

«بگذار عناصر غیر تُرک از هر ملیت و دینی که هستند، نابود شوند، این کشور را باید از عناصر غیر تُرک پاک کرد.»[۱۳۳]

«رضا علی دیوان بیگی»، از سیاست‌مداران آن روز ایران در یادداشت‌های دوران زندگی سیاسی خود دربارهٔ مرام فرقه تُرکان جوان می‌نویسد:

«حفظ مملکت پهناور عثمانی. اجرای پان ترکیسم یعنی احیاء و اشاعه فرهنگ تُرکی در مناطق تُرک زبان و سرانجام انضمام آن مناطق به امپراتوری عثمانی. گسترش نفوذ خلیفه عثمانی در ممالک اسلامی.»[۱۳۴]

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

«حسین جاهد یالچین» صاحب امتیاز روزنامه طنین، نشریه رسمی ترکان جوان بود، از ایده سلطه و حاکمیت تُرک‌ها دفاع کرد و نوشت:

«هر چه می‌خواهید بگویید، ولی ملت حاکمه این کشور تُرک‌ها هستند و خواهند بود. جوامع مسیحی هیچ هدف و مقصودی جز نابودی کشور ندارند. این کشور سرزمین پدری تُرک‌ها بوده‌است؛ لذا اساساً حق اداره و تعیین سرنوشت کشور و گرفتن تصمیمات مهم و بنیادی باید در دست تُرک‌ها باشد.»[۱۱۸]

«تورک گوجو» از تشکیلات ناسیونالیست تُرک بود که هدفش را نجات نژاد تُرک از نابودی می‌دانست و از زبانی تند و به سختی نژادپرستانه برای بیان دیدگاه‌هایش بهره می‌برد. شعار آنان این بود (قدرت تُرک برای هر کاری کافی است) این تشکیلات اهدافش را در راستای پیش برد تفکر تورانی تنظیم کرده بود که:

«همه دنیا را از سیل خروشان خود خواهد پوشاند. همگان را به کرنش واخواهد داشت و هیچ شمشیری را نشکسته و هیچ قلعه‌ای را فتح نشده باقی نخواهد گذاشت. نگهبان قدرت تُرک، پاسدار اجاق تُرک، مدافع میهن تُرک اینان پیش قراولان توران خواهند بود. مشت آهنین تُرک بار دیگر زمام دنیا را در دست خواهد گرفت، و جهان دیگربار در برابر قدرت آنان به خود خواهد لرزید.»[۱۱۸]

اعضای پارلمان ناسیونالیسم تُرک پس از جنگ، حتی با درک این وقایع، مسببان نسل‌کشی را ستوده‌اند:

«شما آگاهید که موضوع اخراج واقعه‌ای بود که در جهان غوغا به راه انداخت و همه ما را قاتل قلمداد کردند. ما حتی قبل از انجام آن هم می‌دانستیم که جهان مسیحی ساکت نمی‌ماند و آن‌ها خشم و غصب مسیحیان را علیه ما برخواهند انگیخت. اما ما چرا باید خود را قاتل بخوانیم؟ چرا باید مسئولیت این موضوع بزرگ و دردسر آفرین را بپذیریم؟ این کارها برای تأمین میهن ما صورت پذیرفتند، وطنی که آن را حتی از جان مان مقدس تر می‌دانیم.»[۱۳۵][۱۳۶]

در یازدهم نوامبر ۱۹۱۴ میلادی دولت عثمانی وارد جنگ شد و اعلامیه‌ای صادر نمود:

«آرمان کشور و مردم ما، ما را به سوی نابودی دشمن روسی مان هدایت می‌کند تا بدین طریق به همسایه‌ای طبیعی برای امپراتوری ما که باید تمام شاخه‌های نژاد ما را دربرگیرد و متحد کند، دست یابیم.»

اسماعیل انور در ششم دسامبر ۱۹۱۴ گفت:

«می‌خواهم از طریق افغانستان به هند بروم.»

ارمنیان مهم‌ترین مانع منطقه‌ای در راه تحقق این هدف بودند. تبعید بی‌رحمانه ارمنیان را می‌توان تاحدی برخاسته از آرزوی از میان برداشتن مرز میان ترکیه و اقوام تُرک روسیه که کنار مرز می‌زیستند، دانست. در اکتبر ۱۹۱۸ میلادی انور پاشا به برادرش نوری پاشا فرمانده نیروی عثمانی در باکو دستور داد به منظور دست یافتن به پیوستگی و یکدستی جمهوری آذربایجان را از روس‌ها و ارمنیان پاک کند.[۱۳۷]

اظهارات مقامات آلمانی

سربازان تُرک در کنار جمجمه‌های باقی‌مانده از قربانیان ارمنی

یاکوب کونتسلر، مبلغ مذهبی گزارش کرده از حزب اتحاد و ترقی:

«زندگی کردن در کنار ارمنیان غیرممکن است. جنگ به ترکیه این فرصت را داده که یا از شر ارمنیان خلاص شود یا از کشور بیرونشان کند.»[۱۳۸]

یوهان لپسیوس، مبلغ مذهبی:

«ارمنیان ارزروم از اقطار مسلمانشان از یک قتل‌عام محتمل الوقوع باخبر شده‌اند.»[۱۳۹]

اشتانگه افسری آلمانی که با یگان‌های تشکیلات مخصوصه در جبهه قفقاز همکاری می‌کرد، می‌نویسد:

«از آنجا که تصمیم اخراج ارمنیان را ارتش گرفته بود انتظار تلاش چندانی برای حفظ جان و مال تبعیدیان نمی‌رفت. صدها هزار نفر کشته شدند. مقامات همه چیز را از خانه و مغازه گرفته تا اموال و کالاها را از آن خود کردند. دارایی‌های کلیسای ارمنی صد و پنجاه هزار لیر برآورد می‌شد. مصادره اموال به غیرانسانی‌ترین وجه انجام می‌شد و خانواده‌ها و زنان به هیچ محافظتی بیرون انداخته می‌شدند. گمان موجهی است اگر فکر کنیم ملاحظات نظامی در درجه دوم اهمیت بودند و هدف اصلی استفاده از این فرصت عالی برای اجرای نقشه درازمدت تضعیف، اگر نه نابودی، ارمنیان بوده‌است، آنهم در حالی که هیچ اعتراضی از جانب دول خارجی متوجه عثمانی‌ها نبود. ترکان جوان در قسطنطنیه تصمیم به اخراج و نابودی ارمنیان و آن را با کمک ارتش و شبه نظامیان داوطلب سازماندهی و عملی کرده بودند.»[۱۰۶]

شوبنر ریشتر بر اساس گفتگوهای خود با مقامات متعدد گزارش کرده‌است که نقشه نابودی ارمنیان بسیار پیشتر از آنچه تصور می‌شود طرح‌ریزی شده بوده‌است. او از افراد زیادی شنیده بود که (امپراتوری باید بر بنیانی اسلامی و پان ترکیستی باز تأسیس شود) اقلیت‌های غیر مسلمان یا باید به زور مسلمان یا در غیر این صورت معدوم شوند. «محمود کامل پاشا»، فرمانده ارتش سوم در آن زمان، از جمله کسانی است که به او گفته بود پس از جنگ خبری از مسئله ارمنی نخواهد بود.[۱۰۴]

مورتمان، سر کنسول آلمان در استانبول، در گزارش ۳۰ ژوئن ۱۹۱۵ می‌نویسد:

«اسماعیل جنبلات، از حزب و اتحاد ترقی و رئیس نظمیه استانبول، با اشاره به نقشه آناتولی گفت:اخراج ارمنیان شامل تمام مناطق آناتولی خواهد بود. مورتمان می‌نویسد:این را نمی‌توان به استلزامات نظامی نسبت داد و توجیه کرد و یادآوری می‌کند که چند هفته پیش طلعت به او گفته بود: بحث ما برسر نابود کردن ارمنیان است.»[۸][۱۰۴][۱۰۷]

«فون میکوش»، سرگرد آلمانی شرح داده اعضای یک دسته تشکیلات مخصوصه متشکل از محکومان، چگونه کشتارهایی را که دستور فرماندهان خود مرتکب شده بودند، با لذت تمام برای او تعریف می‌کردند. این سرگرد اجسادی را دیده بود که درحالی که به هم بسته بودند به فرات افکنده می‌شدند.[۸][۱۰۴][۱۰۷]

سفیر آلمان وانگنهایم در ششم مه (ماه) می‌نویسد:

«اخراج ارمنیان از مناطق پرجمعیت ارمنی‌نشین ادامه دارد.»[۸][۱۰۴][۱۰۷]

والتر روسلر، کنسول آلمان در حلب در گزارش روز دهم می می‌نویسد:

«به دنبال اخراج‌های زیتون و دورتیول، دامنه اخراج‌ها به ماراش هم کشیده شد. وی افزوده‌است:از کشتارهای وسیعی که اتفاق افتاده به نظر می‌رسد مقصود نابودی همه ارمنیان منطقه است.»[۸][۱۰۴]

نقش تشکیلات مخصوصه در نسل‌کشی ارمنیان

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

ترکان جوان تشکیلات مخصوصه را بنیان گذاشتند. کوشچوباشی اشرف، یکی از چهره‌های مرکزی کمیته، ادعا می‌کند که این تشکیلات مابین سال‌های ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ ایجاد شد. جمیل دبیر اتحاد و ترقی می‌نویسد بحث برسر موضوع پس از شکست بالکان آغاز شد، و این که تشکیلات مخصوصه در واقع در ژوئیه ۱۹۱۴ تأسیس شد. توفیق بیک اوغلو گزارش داده‌است که تشکیلات مخصوصه در پی فرمان محرمانه اسماعیل انور در اوت سال ۱۹۱۴ تأسیس شد. برخی معتقدند که این تشکیلات در سال ۱۹۱۱ ایجاد شد. «جمال پاشا» در خاطراتش گفته‌است فعالیت تشکیلات مخصوصه در زمان جنگ‌های بالکان آغاز شد.

تبعید ارمنی‌ها از ارزروم، عکاس ویکتور پیت شْمَن

با این حال آن‌ها مدعی شدند که تشکیلات مخصوصه به عنوان واحدی در درون وزارت دفاع مشغول فعالیت بوده‌است. طلعت پاشا در خاطراتش می‌نویسد: «تشکیلات مخصوصه یک اداره دولتی بود.» طی دادگاه‌های پس از جنگ استانبول، مدعی العموم سعی داشت ثابت کند که تشکیلات مخصوصه در پی مصوبه کمیته مرکزی ترکان جوان تأسیس شده‌است. این به نوبه خود ثابت می‌کرد که اخراج ارمنیان و کشتار آن‌ها به تحریک و ابتکار ترکان جوان انجام شده‌است.[۱۴۰]

در جریان نسل‌کشی ارمنیان همکاری بسیار زیادی میان تشکیلات مخصوصه و کمیته مرکزی و نیز تشکیلات محلی ترکان جوان وجود داشت. در دادگاه سال ۱۹۱۹ رهبران حزب اتحاد و ترقی، اسناد و اقرارهای بسیاری ارائه شد، مبنی بر این حقیقت که تشکیلات مخصوصه حتی زمانی که به‌طور رسمی به وزارت جنگ وصل بود، دست در دست ترکان جوان فعالیت می‌کرده‌است.

بهاءالدین شاکر، یکی از اعضاء کمیته مرکزی ترکان جوان و یکی از سردستگان تشکیلات مخصوصه در نامه مورخ پانزدهم مارس به علی کمال، نماینده مخصوص اتحاد و ترقی در آدانا چنین نوشت:

«این کمیته همواره برای پاک کردن میهن از این قوم رانده شده (یعنی ارمنیان) بدنام آماده است. عزم ما بر این است که دست‌هایمان را از شر این لکه ننگ که سراسر تاریخ عثمانی را آلوده کرده‌است، پاک کنیم.»[۱۴۱]

کمیته مرکزی ترکان جوان دستورهایی دربارهٔ تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه در شرق آناتولی ابلاغ کرد. عصر همان روزی که فرمان بسیج عمومی اعلام شد (دوم اوت)، جلسه مهمی در کمیته مرکزی ترکان جوان تشکیل شد که در آن تصمیم جامعی که باید در آینده نزدیک اجرایی می‌شد، اتخاذ گردید. هدف از این تصمیم تشکیل یک (تشکیلات مخصوصه) بود که عملیات‌های نظامی ما در خاک دشمن را تسهیل کند، خواه ما وارد جنگ شویم خواه نشویم. در صورت آغاز جنگ وظیفه این گروهای نامنظم که تشکیلات مخصوصه باید آن‌ها را مسلح می‌کرد، حمله‌های ناگهانی در قلمرو دشمن خواهد بود.[۱۴۰]

این طرح شامل برانگیختن شورش‌هایی در مصر، قفقاز، ایران و هند بر ضد انگلیسی‌ها و روس‌ها می‌شد. تلگرافی که «حلمی»، بازرس اتحاد و ترقی در ارزروم، برای بهاء الدین شاکر فرستاده نیز موید آن است:

«افرادی در داخل کشور هستند که باید از میان بروند، این دیدگاهی است که دنبال می‌کنیم. این افراد ارمنیان بودند.»[۱۴۰]

یک کمیسیون اجرایی برای تشکیلات مخصوصه که مجدداً سازماندهی شده بود، متشکل از نمایندگانی از وزارت داخله، وزارت جنگ و کمیته مرکزی ترکان جوان، در وزارت جنگ تشکیل شد. در طول محاکمات بعد از جنگ، «عاطف بیگ» اقرار کرد که وزارت جنگ به کمیسیون مذکور اختیار و قدرت بخشیده بود و ما با اداره تدارکات و کمیته دفاع ملی، کمیته اتحاد و ترقی و همه وزارت خانه‌ها و نهادهای ملی هماهنگ بودیم. هماهنگی میان وزرای دولت، کمیته مرکزی ترکان جوان و شاخه متعدد ایالتی به این کمیسیون محول شده بود.

وظیفه اصلی این کمیسیون اجرایی تشکیل یگان‌های تشکیلات مخصوصه برای عملیات در روسیه و ایران بود.[۱۱۸]

وظیفه سازماندهی دارودسته‌های مسلح در منطقه به بهاءالدین شاکر محول شد. او همچنین به شمال قفقاز نیز فرستاده شد، در حالی که «عمر ناجی بیگ» و «روشنی بیگ» به ایران گسیل شدند؛ و «رئوف بیگ» و «عبید الله افندی» به افغانستان رفتند. اما اقدامات تحت شرایط کاملاً سری انجام می‌شد.[۱۴۰]

سه منبع عمده نیروی انسانی تشکیلات مخصوصه برای انجام وظایف محوله بدین قرار بود:

طوایف کُرد، محکومان محبوس، مهاجران اخیر قفقاز و روملیا (الجزایر). «حلمی»، دبیر حزب اتحاد و ترقی در منطقه ارزروم، عهده‌دار ترکیب و ترتیب این دسته‌ها در منطقه خود بود.

احمد رفیق (احمد رفیق شاعر، نویسنده، مورخ و استاد تاریخ) مدعی است که:

«این دسته‌ها از قاتلان و سارقانی بودند (محکومان محبوس) که از حبس آزاد شده بودند. آن‌ها دستورهای هفتگی خود را در محوطه وزارت جنگ دریافت کردند و سپس از طریق عامل واسطه تشکیلات مخصوصه به مرز قفقاز گسیل شدند. در طول قساوت‌هایی که در حق ارمنیان شد این دسته‌ها بودند که بزرگترین جنایات را مرتکب شدند.»[۱۴۲]

در محاکمات رهبران ترکان جوان در سال ۱۹۱۹ و در دادگاه‌های منطقه‌ای یوزگات و ترابزون نیز اسناد و ادله‌ای مبنی بر نقش مستقیم یگان‌های تشکیلات مخصوصه در قتل‌عام‌ها به دست می‌دهند. برای نمونه در دادگاه یوزگات «خلیل رجایی» و «سحاب الدین»، هر دو از افسران ارتش، اقرار کردند که این قتل‌عام‌ها به دست دسته‌های نظامی انجام می‌شد و خود آن‌ها دستور داشتند که مداخله نکنند. در خلاصه نهایی محاکمه آمده‌است:

«دسته‌های مستحفظِ ستون‌های تبعیدیان، متشکل از جنایتکاران و تبهکاران سابقه دار، با کمک ژاندارم‌های همکارشان، ارمنیان بی دفاع را ظاهراً به قصد تبعید از شهرها بیرون می‌کردند. وقتی که به قدر کفایت از شهرها فاصله می‌گرفتند جای خود را به دسته‌های راهزن می‌دادند؛ که آن‌ها نیز پس از غارت اموال اخراج شدگان، آن‌ها را می‌کشتند.»[۱۱۸]

دستگیری و قتل‌عام مشاهیر ارمنی

تعدادی از مشاهیر ارمنی که در استانبول به قتل رسیدند
نمونه ایی از تلگراف‌های محرمانه رمز شده طلعت پاشا[۱۴۳]

تاریخ رسمی آغاز نسل‌کشی ارمنیان را ۲۴ آوریل ۱۹۱۵ می‌دانند، اما این تاریخ تا حد زیادی نمادین است. در بسیاری از ولایت‌های امپراتوری این بازداشت از نوزده آوریل آغاز شده بود. توقیف افراد برجسته ارمنی در بسیاری شهرها آغاز شده بود این بازداشت‌ها به شیوه‌ای نظام مند در طول سه هفته از ۲۱ آوریل تا نوزده ماه مه ادامه یافت.[۱۴۴]

بین ۲۳۵ تا ۲۷۰ نفر از متفکران، نویسندگان، رهبران، و سیاست‌مداران ارمنی از جمله دانیل واروژان، سیامانتو، روبن سواک، روپن زارتاریان، و آرداشس هاروتیونیان در استانبول دستگیر و پس از انتقال به کشتارگاه‌ها به طرز فجیعی به قتل رسیدند. همچنین در همان روز حدود ۵۰۰۰ نفر از ارمنی‌های بی دفاع را در استانبول به کشتارگاه فرستادند که این سرآغاز قتل‌عام دسته جمعی مردم بی دفاع ارمنی بود به ویژه مردانی که به‌عنوان سرباز در پشت جبهه به بیگاری کشیده شده بودند.[۱۴۵]

ترکان عثمانی در ۲۷ ماه مه ۱۹۱۵ قانون تبعید ارمنیان به موصل و سوریه را منتشر کردند. مأموران دولت، ساکنین شهرها و روستاهای ارمنی‌نشین را مجبور به جا به جایی کرده و به دروغ به آن‌ها گفته می‌شد که چون در منطقه جنگی قرار دارند می‌بایست برای حفظ جانشان به جاهای امن‌تری منتقل شوند. به آن‌ها حتی فرصت نمی‌دادند که غذا و لوازم ضروری را با خود بردارند. آنان گروه‌های ارمنی را که بیشتر شان زنان، کودکان و سالخوردگان بودند، به طرف صحرای مرکزی سوریه در نزدیکی استان دیرالزور راندند که تعداد زیادی از کودکان، پیرزنان و پیرمردان در مسیر راه در اثر گرما، گرسنگی و تشنگی طاقت نیاورده و مردند. از سوی دیگر برای اجرای کامل کشتار ارمنیان مردان را از زن و بچه یشان جدا کرده، به طرز فجیعی قصابی می‌کردند و زنان و دختران جوان را برای نیات جنسی با خود می‌بردند. آنهایی هم که از خود مقاومت نشان می‌دادند، بطور وحشیانه‌ای می‌کشتند.[۲۰]

جنرال قنسول دولت ایران در استانبول شرح این واقعه را در ۱۸ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ به وزارت خارجه ایران چنین گزارش می‌کند:

«از روز شنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۳۳۳ حکومت عثمانی بعضی از ارمنی‌های اتباع عثمانی و اجنبی مقیمین اسلامبول را شب و روز علی الاتصال یک دفعه در اقامتگاه و تجارتخانه و در دکان‌هایشان دستگیر و در محبس توقیف نمود و به‌طور یقین هنوز کیفیت معلوم نشده که مقصود ضابطه حکومت محلی از توقیف ارمنی‌ها چه بوده و تقصیر اشخاص موقوفین چیست؟ حکومت عثمانی اغلب این اشخاص را برای تأمین و استقرار آسایش از اسلامبول نفی و به سمت شهرهای آناتولی فرستاده‌است و اشخاصی که تا حال توقیف شده عده آن‌ها تا هفتصد الی هزار نفر رسیده و در میان آن‌ها از معتبران ارمنی از قبیل وزیر سابق پست و تلگراف و غیره هم می‌باشد.»[۱۴۶]

جمعیت و آمار کشته شدگان و مهاجرت ارمنیان از ارمنستان غربی

در تاریخ چهاردهم مارس ۱۹۱۹ میلادی مقامات استانبول پس از تحقیق تعداد قربانیان ارمنی را ۸۰۰٬۰۰۰ نفر اعلام کرد. این تحقیقات توسط کمیسیونی که مصطفی عارف دیمر، وزیر داخله در دسامبر ۱۹۱۸ میلادی تأسیس کرده انجام شد. اعلامیه مزبور در ۱۸ مارس ۱۹۱۹ میلادی به دست وزیر داخله وقت جمال بِی تنظیم شد. به دنبال واکنش نمایندگان و دیگر دولتمردان رسوا شده جمال بی مجبور شد بیانیه خود را تعدیل کند او توضیح داد رقم هشتصد هزار نفر تعداد کل ارمنیان تبعیدی بوده و نه تعداد کشتگان، او اذعان کرد هیچ اطلاعی از تعداد بازماندگان ندارد.[۱۴۷]

با این همه رقم هشتصد هزار نفر کشته شده تا حدی قبول عام یافت. مصطفی کمال آتاترک و داماد فرید پاشا صدراعظم هر دو به دفعات از این رقم ذکر به میان آوردند. در سال ۱۹۲۸ میلادی ستاد کل ارتش کتابی دربارهٔ موضوع تلفات و خسارات جنگ جهانی اول منتشر کرد و رقم هشتصد هزار نفر در آن تکرار شد. یوسوف حیکمت بایور مورخ تُرک، طی اظهار نظری گفته این رقم را باید صحیح دانست.[۱۴۸]

نقشه‌ای از مکان‌های قتل‌عام و مراکز تبعید و مرگ ارمنیان
سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی

در ۱۸۶۳ دولت عثمانی فرمانی صادر کرده بود که به موجب آن به ارامنه آزادیهایی در چهارچوب (خط همایون)[۱۴۹] می‌داد.

زمامداران عثمانی به ویژه در وجود ارمنیان تهدیدی نسبت به تمامیت ارضی کشور خود می‌دیدند، و ارمنستان به نظرشان بلغارستان دومی می‌آمد که می‌بایست به موقع کلکش را بکنند. از ۱۸۷۸ به بعد تمام سیاست عثمانی بیشتر در اطراف این نقشه دور می‌زد که پایه‌های خودمختاری آتی ملت ارمنی را خراب کند، و این کار را با تقلیل عمدی نفوس ارمنیان و تبدیل به یک اقلیت نژادی بسیار ناچیز انجام دهد.

یکی از نخستین کارهای دولت عثمانی در اجرای آن نقشه دستکاری ارضی در شهرستان‌های ارمنی‌نشین بود. مرزهای تازه به نحوی تعیین شد که از اهمیت نسبی عنصر ارمنی می‌کاست. با جداکردن اراضی ارمنی‌نشین به اجبار و با الحاق زمین‌های تازه‌ای به آن‌ها که مسلمانان در آن‌ها اکثریت داشتند دولت عثمانی موفق شد ساختار نژادی بسیاری از ولایات ارمنی‌نشین را تغییر دهد.

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است.

"این نکته را نیز باید خاطرنشان نمود که قتل‌عام اکثر ساکنان ارمنی مناطق الشکیرت و دغوبایزید در ۱۸۷۷–۱۸۷۸ قبلاً" بین ارمنستان روسیه و مناطق موش و وان که در آن‌ها ساکنان ارمنی اکثریت زیادی داشتند، یک نوار ارضی با اکثریت کُرد فاصله انداخته بود."[۱۵۰]

ساموئل کوکس سفیر آمریکا در قسطنطنیه بین سال‌های ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۶ جمعیت ارمنیان در امپراتوری عثمانی را ۲٬۴۰۰٬۰۰۰ نفر ذکر کرده‌است.[۱۵۱]

پروفسور جاستین مک‌کارتی در کتاب (مسلمانان و اقلیت‌ها) مهاجرین ارمنیان از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر را ۸۱۰٬۸۸۰ نفر تخمین زده‌است.[۱۵۲]

بر اساس سند وزارت امور خارجه آمریکا جمعیت کل ارمنیان جهان در سال ۱۹۲۲ را ۵٬۰۰۴٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است و در این آمار قید شده‌است که در طول کشتار ارمنیان از ۱۸۹۴م تا ۱۹۲۱م، ۸۱۷٬۸۷۳ نفر مجبور به مهاجرت و فرار از ارمنستان غربی به کشورهای دیگر شدند.

«جمعیت ارمنیان در قسطنطنیه و منطقه آناتولی ۲۸۱٬۰۰۰ نفر، در اولین جمهوری ارمنستان ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر، در گرجستان ۴۰۰٬۰۰۰ نفر، در جمهوری آذربایجان ۳۴۰٬۰۰۰ نفر، در روسیه و مناطق دیگر قفقاز ۲۵۵٬۰۰۰ نفر، در ایران ۵۰٬۰۰۰ نفر، در هند و آسیای شرق و استرالیا ۱۲٬۰۰۰ نفر، در کشورهای عربی مانند سوریه، مصر، فلسطین ۱۳۲٬۰۰۰ نفر، در اروپا ۲۰۶٬۰۰۰ نفر، در قاره آمریکا ۱۲۸٬۰۰۰ نفر تخمین زده شده‌است.»[۱۵۳]

کتاب رسمی تُرکی اثر (صلاح الدین بیگ) در نمایشگاه بین‌المللی تاریخ، در فرانسه ساکنان شرق امپراتوری عثمانی را در ۱۸۶۷م را این‌گونه نوشته‌است:

«۱٬۹۰۶٬۰۰۰ نفر در (وان، ارزروم، خارپرت و منطقه کردوئنه) زندگی می‌کردند که ۱٬۳۰۰٬۰۰۰ نفر ارمنی، ۶۰٬۰۰۰ نفر دیگر اقوام مسیحی، ۵۴۶٬۰۰۰ نفر تُرک، کُرد، تُرکمن، چرکس و غیره بودند.»[۱۵۴][۱۵۵]

ویتال کوینت، جغرافیدان فرانسوی در کتاب (ترکیه آسیایی، موقعیت جغرافیایی و آمار)، به بررسی مناطق و تعداد جمعیت ساکنین تحت کنترل امپراتوری عثمانی پرداخت ولی به دلایل زیر موفق به تکمیل کردن تحقیق خود نشد. «۱:محدودیت‌های اعمال شده توسط مقامات ترکیه تحقیقات او ناتمام ماند. ۲:به دلیل عدم کنترل مقامات ترکیه برای استانهای دورتر، برای تکمیل کردن تحقیقات خود غیرممکن بود.» کتاب ویتال کوینت،منتقدانی هم داشته و منتقدان کتاب ویتال کوینت، ادعا می‌کردند آمار تهیه شده توسط او آمار درستی نمی‌باشد. ویتال کوینت جمعیت ارمنی‌های شرق آناتولی را در سال ۱۸۹۱–۹۲ را ۸۴۰٬۰۰۰ نفر و کل جمعیت ارمنیان را ۱٬۴۷۵٬۰۱۱ نفر[۱۵۶] برآورد کرده‌است.[۱۵۷] ویتال کوینت در تحقیقات مستقل خود ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۱۴م ۱٬۴۷۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده‌است.[۱۵۸]

پروفسور آلمانی هرمان وامبری، جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۸۹۶، ۱٬۱۳۰٬۰۰۰ نفر برآورد کرده‌است.[۱۵۹]

هنری لینچ، محقق انگلیسی جمعیت ارمنیان شش ولایت را در سال ۱۹۰۱، ۱٬۳۲۵٬۰۰۰ نفر برآورد کرده‌است. هنری لینچ به مانند جغرافیدان فرانسوی ویتال کوینت تحت فشار شدید مقامات دولت عثمانی قرار داشت. دولت عثمانی سعی داشته‌است که با فریب دادن هنری لینچ مناطقی که ارمنیان و مسلمانان در کنار هم زندگی می‌کردند ارمنیان آن مناطق را هم به عنوان مسلمان شمارش قرار بگیرند.[۱۶۰]

مارسل لیرت[۱۶۱] مورخ فرانسوی جمعیت ارمنیان آناتولی شرق را در سال ۱۹۱۲م این‌گونه سرشماری کرده‌است: «ارمنی‌ها در ارزروم ۲۱۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۲۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در وان ۱۸۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۷٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در بیتلیس ۱۸۰٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۰٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در خارپرت ۱۶۸٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۰۲٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در دیاربکر ۱۰۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۴۵٬۰۰۰ نفر، ارمنی‌ها در سیواس ۱۶۵٬۰۰۰ نفر در مقابل تُرکها ۱۹۲٬۰۰۰ نفر می‌باشند در مجموع ارمنیان در شش ولایت ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ نفر و تُرکها ۶۶۶٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند. در این آمار قزلباش ۱۴۰٬۰۰۰ نفر، کُردها ۴۲۴٬۰۰۰ نفر، مردم زازا ۷۷٬۰۰۰ نفر، یزیدیان ۳۷٬۰۰۰ نفر برآورد شده‌اند.»[۱۶۲][۱۶۳]

(شهرهای ارمنی‌نشین آدانا (جمعیت ارمنیان در سال ۱۹۱۵ میلادی ۲۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است)،[۱۶۴]ترابزون (جمعیت ارمنی شهر در سال ۱۹۱۵ میلادی ۶۵٬۰۰۰ نفر بوده‌است)،[۱۶۵] و شهرهای دیگر ارمنی در این آمار لحاظ نشده‌است)

سرشماری جمعیت ارمنستان غربی بر اساس داده‌های آرنولد جی. توینبی در سال ۱۹۱۲م.[۱۶۶]

گروه‌های نژادی بتلیس دیاربکر ارزروم الازیغ سیواس وان مجموع %
ارمنیان ۱۸۰٬۰۰۰ ۱۰۵٬۰۰۰ ۲۱۵٬۰۰۰ ۱۶۸٬۰۰۰ ۱۶۵٬۰۰۰ ۱۸۵٬۰۰۰ ۱٬۰۱۸٬۰۰۰ ۳۸٫۹
ترک‌ها، ۱ ۴۸۰۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۲۶۵٬۰۰۰ ۱۸۲٬۰۰۰ ۱۹۲٬۰۰۰ ۴۷٬۰۰۰ ۸۰۶٬۰۰۰ ۳۰٫۸
کردها، ۲ ۷۷٬۰۰۰ ۵۵٬۰۰۰ ۷۵٬۰۰۰ ۹۵٬۰۰۰ ۵۰٬۰۰ ۷۲٬۰۰۰ ۴۹۹٬۰۰۰ ۱۹٫۱
اقوام دیگر، ۳ ۳۰٬۰۰۰ ۶۴٬۰۰۰ ۴۸٬۰۰۰ ۵٬۰۰۰ ۱۰۰٬۰۰۰ ۴۳٬۰۰۰ ۲۹۰٬۰۰۰ ۱۱٫۱
مجموع ۳۸۲٬۰۰۰ ۲۹۶٬۰۰۰ ۶۳۰٬۰۰۰ ۴۵۰٬۰۰۰ ۵۰۷٬۰۰۰ ۳۵۰٬۰۰۰ ۲٬۶۱۵٬۰۰۰ ۱۰۰

1 شامل قزلباش
2 شامل مردم زازا
3 آشوری‌ها (نسطوری، کلیسای کلدانی), چرکس، مردم یونانی، ایزدیان، فارسی‌زبانان، لازها، کولی

آمار کشته شدگان ارائه شده توسط کشیش یوهان لپسیوس مبلغ مذهبی آلمانی:

  • کیلیکیه و سوریه شمالی کل جمعیت ۲۴۲٬۹۵۰ نفر. تعداد کشته‌ها و تبعیدی‌ها ۲۳۸٬۹۵۰ نفر
  • آناتولی شرقی (شش ولایت ارمنی ترکیه)، کل جمعیت ۱٬۰۵۸٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۸۱۷٬۶۰۰ نفر
  • آناتولی غربی (بورسا، ازمیر، آنکارا، قونیه)، کل جمعیت ارمنی ۳۳۷٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۳۰۹٬۸۰۰ نفر
  • بخش اروپایی ترکیه (استانبول، ادرنه)، کل جمعیت ارمنی ۱۹۴٬۰۰۰ نفر، کشته‌ها ۳۰٬۰۰۰ نفر
  • سوریه، فلسطین، بغداد. تعداد کشته شدگان:۱۳٬۵۰۰ نفر

«کل ارمنیان کشته شده فقط در سال۱۹۱۵. ۱٬۳۹۶٬۳۵۰ نفر»[۱۶۷]

ارمنی‌های پنهان یا کریپتو

ارمنی‌های پنهان[۱۶۸] (به ارمنی ծպտեալ հայեր - به انگلیسی Hidden Armenians)، یا ارمنی‌های کریپتو (به انگلیسی crypto-Armenians),[۱۶۹] به گروهی گفته می‌شود که در طی نسل‌کشی؛ کودکان یتیم، دختر و پسر جوان ارمنی دزدیده، یا از سوی خانواده‌های مسلمان محلی به فرزند خواندگی پذیرفته شدند که نام آن‌ها را تغییر داده و به اجبار قومیت تُرکی یا کُردی را پذیرفتند و مسلمان شدند و به بقای خود ادامه دادند. امروزه تعداد نامعلومی از افراد با اصلیت ارمنی در ترکیه وجود دارند که یا از تبار خود آگاه نبوده یا از ترس ارمنی بودن هویت خود را پنهان کردند.[۱۷۰][۱۷۱]

اشخاص سرشناسی که پس از گذشت نزدیک به صد سال از نسل‌کشی هویت اصلی خود را دریافتند یا هویت اصلی آنان فاش شده:

یتیمان ارمنی

در حد فاصل سال‌های ۱۸۹۴ تا ۱۹۲۳ میلادی بر اثر نسل‌کشی ارمنیان در امپراتوری عثمانی بیش از ۵۰۰ هزار کودک و نوجوان ارمنی کشته شده‌اند. اکثر آن‌ها تیرباران، مسموم، خفه یا از گرسنگی و بیماری‌های مختلف جان سپردند، عده‌ای نیز که جان سالم بدر بردند اما نتوانستند از ترکیه فرار کنند، بزور مجبور به ترک دیانت شده و به عنوان برده به خانواده‌های تُرک و کُرد فروخته شدند.[۱۷۴]

در جنگ جهانی اول ترکان جوان و حزب اتحاد و ترقی بهترین فرصت را مهیا دیده و برنامه از پیش طراحی شده خود برای کودکان یتیم ارمنی را اجرا کردند.[۱۷۵]

این برنامه چنین بود: «همه کودکان باید جمع‌آوری و به یتیم خانه‌های دولتی در چند مکان معین فرستاده می‌شدند، همه این کودکان باید تَرک دیانت شوند. بر اساس گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی حمایت از زنان و کودکان که پس از جنگ جهانی اول منتشر شده بعلت آنکه یتیم خانه‌های سراسر امپراتوری عثمانی گنجایش آن همه یتیم را نداشت بیش از سی هزار کودک ارمنی در بازار برده فروشی معامله شده تا به عنوان نوکر در حرم‌سراها و کارگر بکار گرفته شوند در این خصوص زندگی‌نامه بیش از دو هزار دختر و پسر یتیم که بعدها از خانه‌های مردم تُرک و کُرد جمع‌آوری و از ترکیه منتقل شدند در سازمان ملل متحد ثبت شده‌است». بر طبق آمارهای ارائه شده از سوی «جان بارتون» در حد فاصل سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ میلادی و بر اثر تلاش سازمان‌های خیریه آمریکایی، بخصوص کمیته آمریکایی کمک به سوری‌ها و ارامنه بیش از ۳۰۰۰۰ هزار یتیم (نوجوان دختر و پسر) و کودک ارمنی از اقصی نقاط امپراتوری عثمانی نجات و به سوریه، لبنان، یونان و اورشلیم منتقل شدند.[۱۷۶][۱۷۷][۱۷۸]

گروه دیگری از کودکان یتیم در پی به قدرت رسیدن کمالیست‌ها در سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۲ میلادی موفق به نجات و مهاجرت از امپراتوری عثمانی می‌شوند.

همچنین در سپتامبر ۱۹۲۲ میلادی بیش از ۵۰۰۰ یتیم ارمنی و یونانی بر اثر آتش‌سوزی عمدی کمالیست‌ها در شهر ازمیر توسط سازمان پناهندگان آمریکایی و شخص «سارا کورنینگ» نجات یافتند که توسط کشتی جنگی آمریکایی به یونان منتقل شدند.

بیش از هزار و چهارصد دختر یتیم ارمنی که از اورفا در ترکیه به روستای کوهستانی غریز در لبنان منتقل شده بودند، با کمک هووهانس تاسچیان، از استادان ارمنی فرش‌بافی، فنون بافندگی، رنگ‌رزی و نقش‌زنی را آموختند. سه هزار تخته فرش توسط دختران یتیم ارمنی بافته شد و به آمریکایی‌هایی که با اعانه‌های خود، هزینه نگهداری این کودکان را پرداخت می‌کردند، هدیه شد. یکی از آن فرش‌ها به نام فرش یتیمان ارمنی در کاخ سفید پهن شد.[۱۷۹]

ایران

در سرتاسر تاریخ، ملت ایران معمولاً خود را حامی ملت ارمنستان در نظر می‌گیرد. با این وجود در این مورد، هیچ مقاومتی از جانب سربازان اغلب مسلمان ایران مشاهده نشد. پس از عقب‌نشینی سربازان روس از شمال غرب ایران، ترک‌های مسلمان به شهر سلماس در شمال غرب ایران هجوم آوردند و مسیحیان ارمنی ساکن در آن شهر را به فجیع‌ترین وضع ممکن، شکنجه و قتل‌عام کردند.[۱۸۰] گر چه باید توضیح داد که در آن زمان ایران در ضعیف‌ترین درجه از تاریخ خود بسر می‌برد و حکومت ایران کمترین تسلطی بر مرزهایش نداشت. چنانچه نیروهای عثمانی تا پایان سال ۱۹۱۸ در بخش‌هایی از خاک ایران حضور داشتند.[۱۸۱]

شماره ۱۲ عصر جدید - ۳ ذی الحجه - ۱۲ اکتبر ۱۹۱۵–۱۹ مهر ۱۲۹۴
شماره ۱۸ - عصر جدید - ۱۸ ذیحجه ۱۳۳۳–۲۸ اکتبر ۱۹۱۵–۴ آبان ۱۲۹۴

نسل‌کشی ارمنیان و مطبوعات وقت ایران عملیات قتل‌عام ارمنیان از سوی حکومت عثمانی تقریباً در تمامی روزنامه‌های عمده و دیگر نشریات وقت ایران بازتاب یافت. مطالب و گزارش‌های خبری مندرج در آن از جراید وقت ایران به نام‌های رعد، عصر جدید، ایران، تبریز، ندای وطن، حبل‌المتین، شمس و شفق سرخ، در فاصلهٔ سال های۱۹۰۴–۱۹۲۲ میلادی /۱۲۸۳–۱۳۰۱ خورشیدی، برگرفته شده‌اند.[۱۸۲]

  • شماره ۱۲ عصر جدید - ۳ ذی الحجه - ۱۲ اکتبر ۱۹۱۵–۱۹ مهر ۱۲۹۴

کشتار از ارامنه - ولی همه کس از رفتار تُرک‌ها بر ضد ارامنه متفق است. از قراری که تصور می‌کنند زمامداران امور را قصد این است که ریشه ارامنه را کنده از ۸۰۰٬۰۰۰ الی ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ آن‌ها را به قتل رساندند. عیسویها بقبول آئین اسلام از قتل نجات می‌یابند ولی فی الوفور تمام اعضا اثاثیه خانواده وی را از زن و خواهر و دختر که بحد رشد رسیده باشند به حباله ازدواج ترک‌ها درمی‌آورند که نتوانند کیش اسلام را ترک گویند. از قراری که می‌گویند وزیر مختار آمریکا مقیم اسلامبول بتازگی پروتست سختی بر ضد قتل ارامنه کرده و گفته‌است که این مسئله کشیش‌های آمریکا را تهدید می‌نماید. تنها جوابی که به این مسئله دادند این بود که روز بعد بیست نفر ارمنی در خیابان‌های اسلامبول بدار آویختند.

  • شماره ۱۶۹ رعد - ۱ رجب ۱۳۳۴–۴ مه ۱۹۱۶–۱۴ اردیبهشت ۱۲۹۵

اعدام ارامنه در عثمانی - بوکارست ۲۱ آوریل - روزنامه ابوک اشعار می‌دارد که از منابع موثقه خبر می‌دهند که تُرک‌ها از ابتدای جنگ تاکنون متجاوز از ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ ارمنی را قتل‌عام نموده‌اند در ضمن ۱۰۰٬۰۰۰ نفر هم ارامنه کاتولیک مذهب معدوم شده‌اند جد و جهد حکومت آمریکا برای جلوگیری از اعمال شنیع ترک‌ها نتیجه حاصل نکرده‌است.

  • روزنامه ایران – ۱۶ جمادی‌الثانی ۱۳۳۸–۷ مارس ۱۹۲۰ – ۱۶ اسفند ۱۲۹۸

تلگراف رئیس مذهبی ارامنه از اسلامبول می‌گوید روز نهم فوریه قشون فرانسوی ماراش واقعه در سیلیسی را تخلیه نمود یک روز بعد از آن تاریخ میلیون عثمانی سه هزار نفر ارامنه را مقتول نمودند. فقط ۱۵۰۰ نفر ارمنی فراراٌ به اصلاحیه رسیدند در حالیکه عده کثیری در عرض راه بواسطه سرما منجمد شدند از بیست هزار نفر ارامنه سابق ماراش شانزده هزار نفر مقتول گردیده‌اند مخبر جریده تایمس [تایمز] از اسلامبول بیانیه مزبور را نقل نموده و به‌علاوه می‌گوید: میلیون عثمانی سیاست اخراج و نفی بلد نمودن ارامنه را تهدید نموده و عده از دسته‌های تبعید شده را با همان مظالم و قساوت معمول مقتول ساخته‌اند.[۱۸۳]

  • شماره ۱۵۴–۱۵۵ ندای وطن - ۱۱ ذی حجه ۱۳۲۵–۱۵ ژانویه ۱۹۰۸–۲۴ دی ۱۲۸۶

سیاسی (آیا صلاح دولت عثمانی هست با دولت ایران جنگ کند یا نه)، دسته دیگر از تبعه عثمانی ارامنه هستند ظلم‌هایی که عثمانی به این طایفه نموده در تواریخ ثبت است و این طایفه همیشه با عثمانی در ضدیت بوده‌اند و در موقع فرار پناه به ایران آورده و در کمال استراحت در تحت حمایت دولت علیه گذران کرده‌اند و هر وقت عثمانی آغاز جنگ رسمی با ایران بنماید تمام ارامنه تبعه عثمانی به حمایت دولت ایران برمی‌خیزد و بالاخره عقل و تجربه حکم می‌کند که عثمانی از این جنگ غیر از رسوایی و ننگ دیگر نخواهد بست.

  • شماره ۹۰ رعد - ۱۵ ربیع‌الاول ۱۳۳۴–۲۱ ژانویه ۱۹۱۶–۳۰ دی ۱۲۹۴

از جراید قفقاز - در اطراف ارومی در نقطه (سرکاور)، جوار سر حدات عثمانی و ایران دسته‌های قشون عثمانی پیدا شده و از این قرار تُرک‌ها خیال دارند که در جنوب و غرب دریاچه ارومی مشغول عملیات جنگی شوند. قشون عثمانی وارد ساوجبلاغ شده‌اند. گرچه در خود شهر ارومی سکوت و سکونت حکمفرما است ولی ارامنه خیلی مضطرب و موحش هستند.

شماره ۱۸ - عصر جدید

۱۸ ذیحجه ۱۳۳۳–۲۸ اکتبر ۱۹۱۵–۴ آبان ۱۲۹۴

اضمحلال ارامنه - ترجمه مقاله اساسی تیمس لندن مورخه سلخ سپتامبر.

مخبر ما از قاره اخبار مفصلی راجع به قتل ارامنه در آسیای صغیر نوشته و برای ما فرستاده‌است. دایرهٔ تعرض نسبت به ارامنه به قدری وسعت یافته و چندان قساوت و ظلم همراه آن بوده‌است که می‌توان گفت در تاریخ خونین شرق نزدیک، فقط یک واقعه نظیر آن یافت می‌شود. آن واقعه، که با قتل‌عام ارامنه می‌توان مقایسه کرد، که در تاریخ بلغار یافت می‌گردد. هنگامی که قشون فاتح عثمانی پای خود را برای نخستین دفعه در بالکان گذاردند، چنان در انهدام نژاد بلغار پافشاری کردند که اسم بلغار از یاد اروپایی‌ها محو گردید. تُرک‌ها کوشش می‌نمایند که ارامنه را گرفتار همان سرنوشت قساوت کارانه نمایند که در روزگار پیشین بلغار را کردند. علی الظاهر، ژان ترک‌ها (ژون تورک = جمعیت ترک‌های جوان) قصد دارند که ریشهٔ ارامنه را به کلی کَنده بدین ترتیب از این ناحیه خاطر خود را آسوده سازند.

قتل‌عام‌های ۱۸۹۴، [۱۸۹۶ و۱۹۰۹]، نسبت به آنچه حالا می‌کنند، خیلی بی‌اهمیت است. در سال ۱۹۰۹، رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی به دول اروپای غربی چنین وانمود می‌کردند که آن‌ها به قتل ارامنه در آدانا و در تارسوس و سایر نقاط میلی ندارند و آن‌ها مسئول این وقاحت نیستند لیکن حالا معلوم می‌شود که اظهارات ارامنه مقرون به صحت و صواب بوده و اعضای کمیتهٔ مزبور، که دعوی تجدد و اصلاح می‌کردند، باعث قتل‌عام ۱۹۰۹ ارامنه بوده‌اند. دو نفر از اشخاصی که در این عصر مستقیماً مسئول این سوء اعمال اند انور پاشا و طلعت بیک می‌باشند. از جمله مطالبی که قدری خیال شخص را راحت می‌سازد این است که هیچ‌یک از این دو نفر اصلاً ترکی نژاد نیستند و هر دو را مسلمان مصلحتی می‌دانند. انور بیک یک نفر نیمه لهستانی است و طلعت در حقیقت از نژاد کولی‌ها می‌باشد و دارای وطن و مملکتی نیست. علت عداوت انور پاشا با ارامنه این است که آن‌ها در جنگ‌های قفقاز به قشون روس کمک کردند. لیکن چه جای شبهه که مبدأ جمیع این جرایم و مسئول خون یک میلیون و نیم ارامنهٔ عثمانی آلمان‌ها هستند زیرا که انور و طلعت هیچ‌یک حکمران اسلامبول نیستند. آن‌ها فقط مقهور ارادهٔ آلمان می‌باشند. یک کلمه از دربار برلن این قتل و غارت را که نواحی وسیعهٔ آسیای صغیر را شئومت آن بائر و خراب شده [کرده] است خاتمه می‌داد.

قیصر می‌توانست به یک اشاره از قتل ارامنه جلوگیری نماید. آیا حالا او مداخله خواهد کرد؟ تصور نمی‌کنیم. وقایع نگار ما اسم چند نفر از قونسول‌های آلمان را نوشته‌است که به همراهی تُرک‌ها مشغول دفع ارامنه هستند. ما تصور می‌کردیم که دامان پادشاه آلمان و ملت وی [را] هیچ گناهی بدتر از آنچه در بلژیک کردند ملوث نخواهد ساخت لیکن اشتباه کرده بودیم. رؤسای کمیتهٔ اتحاد و ترقی، اگر به حال خود واگذاشته شوند، شاید وقتی از این اعمال سیاه خسته گردند لیکن اگر همه وقت با آلمان‌ها همراه باشند دیگر امیدی برای ارامنه نیست. کاری که از دست متفقین بر می‌آید این است که طلعت و همدستان شریر وی را متنبه سازند که الان جنگ تغییرات بزرگ در خود می‌بیند و وقتی خواهد رسید که آن‌ها گرفتار شده و دول انتقام کشنده با آن‌ها همان معامله را خواهند کرد که با قاتل می‌نمایند.

نظرات محققان و نویسندگان ترک‌زبان

کمپین من عذر می‌خواهم

کودک یتیم در خرابه‌های کلیسایی در شهر الازیغ

کمپین من عذر می‌خواهم (به ترکی Özür Diliyoruz به انگلیسی I Apologize)، کمپینی است که در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی، گروهی از استادان دانشگاه‌ها، روزنامه‌نگاران، و روشنفکران ترکیه، با ایجاد تارنمای اینترنتی[۱۸۴] و انتشار دادخواست مشترکی برای کشتارهای سال ۱۹۱۵، از ارمنیان عذرخواهی کردند.[۱۸۵] بانیان این اقدام، دانش پژوهان تُرک، احمد اینسل، باسکین اُران، چنگیز اختر، و روزنامه‌نگار تُرک، علی بایرا ماُغلو بودند.[۱۸۶] در ۲۴ ساعت اول این کمپین ۵۰۰۰ نفر امضاء کردند و تا ژانویه ۲۰۰۹ میلادی به ۳۲۰۰۰ نفر رسید[۱۸۷][۱۸۸] که باعث خشم مقامات بلندپایه ترکیه شد.[۱۸۹][۱۹۰]

  • هاکان تاش، نماینده تُرک تبار حزب چپ‌های آلمان:

«تبعید اجباری عنوانی که رهبران ترکیه بارها در خصوص کشتار و نابودی ملت ارمنی بکار می‌برند، خود به تنهایی بزرگ‌ترین جنایت علیه بشریت است.»[۱۹۱]

حسن جمال (نوهٔ جمال پاشا از طراحان کشتار ارمنیان در ترکیهٔ عثمانی)، که در میزگرد دانشمندان ارمنی و تُرک در زالتسبورگ در مقام ناظر حضور یافته بود، طی مصاحبه‌ای با روزنامهٔ ترکیه‌ای رادیکال اعلام کرد:

«چنانچه ترکیه اصرار دارد که در موضوع کشتار ارمنیان تاریخ را باید به تاریخ دانان واگذاشت در این صورت باید با این موضوع نیز موافقت کند که تمامی تاریخ دانان شرکت داده شوند نه تنها تاریخ دانانی که از طرف دولت نماینده شده‌اند و دارای خط فکری هم سو با دولت هستند. ترکیه نباید این حقیقت را انکار کند که نسبت به ارمنیانی که شهروندان ترکیه عثمانی محسوب می‌شدند بی عدالتی، تسویه‌های قومی، کشتار و قتل صورت گرفته‌است. وی با ناراحتی به این موضوع اشاره کرد که تاریخ ترکیه بر دروغ بنا شده‌است و مخالفان با این اندیشه دشمنان ملت قلمداد می‌شوند.»[۱۹۲][۱۹۳][۱۹۴]

اوغور در زمرهٔ آن دسته از اندیشمندان و متفکران جوان تُرک محسوب می‌شود که در مورد نسل‌کشی ارمنیان دارای تحقیقات وسیع علمی، کتاب، مقالات تخصصی و پژوهش‌های فراوان است (سه کتاب و بیش از بیست مقاله و پژوهش علمی). دکتر اونگور در حال حاضر در سمت استادیار دانشکدهٔ تاریخ دانشگاه اوترخت واقع در استان اوترخت و نیز در مؤسسهٔ مطالعات جنگ و نژادکشی در همین شهر مشغول تدریس و پژوهش است.

«به نظر من مردمان بسیاری در دنیا هستند که باید از نسل‌کشی ارمنیان به دست تُرکان آگاه شوند. کشورها و جوامع بزرگ و مطرحی نیز در دنیا هستند که متأسفانه در مورد نسل‌کشی ارمنیان اطلاعات زیادی ندارند؛ همه و همه باید بدانند که تُرک‌ها در پی نابودی ارمنیان بوده‌اند. از نظر علمی نیز باید مردم دنیا آگاه شوند. باید در کتاب‌های درسی مدارس ابتدایی و دبیرستان این مسئله گنجانده شود. در سطح دانشگاهی نیز باید کشتار ارمنیان تدریس شود. به نظر من مخصوصاً دانشگاه‌های کشورهای منطقهٔ خاورمیانه باید به تدریس و تحقیق در مورد کشتار ارمنیان در امپراتوری عثمانی بپردازند.»[۱۹۵]

«روشنفکران و اندیشمندان نه تنها نسل‌کشی ارمنیان را محکوم می‌کنند، بلکه در پی راه حل حقوقی هستند. بی شک آنچه که در زمان امپراتوری عثمانی بر ارمنیان گذشت، تعریف کامل نسل‌کشی است و این زخمی است که هرگز مداوا نشده و نسل به نسل، تا امروز اثر خود را بر ما گذاشته‌است.»[۱۹۶]

قتل‌عام ارمنیان و مطبوعات وقت خارجی

روزنامه واشینگتن هرالد به تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۱۵

اخبار منتشر شده در روزنامه‌های انگلیسی زبان وقت جهان، روزنامه‌های انگلیسی زبانی که در سال‌های قبل و بعد از ۱۹۱۵ اخبار قتل‌عام در آن‌ها منتشر شده عبارت اند از: نیویورک تایمز، هلیفکس هرالد، واشینگتن پست، لس آنجلس تایمز، تورنتو استارز، مونترآل گازت و شیکاگو تریبون.[۱۹۷][۱۹۸]

در دورهٔ حکومت سلطان حمید، در پایان سده نوزدهم و سال‌های قبل از آغاز جنگ جهانی اول، زمانی که قدرت‌های اروپا و ایالات متحدهٔ آمریکا هنوز روابط دوستانه‌ای با حکومت عثمانی داشتند. اخبار امپراتوری عثمانی از زبان جهانگردان، کنسولگریها و سفارتخانه‌ها به روزنامه‌های غرب می‌رسید.

همزمان با آغاز جنگ جهانی، در ۱۹۱۴ میلادی، سفارتخانه‌های نیروهای متفقین از جمله بریتانیا، کشورهای مشترک‌المنافع، ایتالیا، ژاپن و فرانسه یکی پس از دیگری تعطیل شدند و اغلب اتباع خارجی خاک امپراتوری را ترک کردند. سفارت آمریکا در سه سال اول جنگ و پیش از ورود این کشور به جنگ جهانی ناظر اتفاقات داخلی امپراتوری عثمانی بود اما پس از قطع کامل روابط دیپلماسی با دول متفق، بار خبررسانی بر دوش مسافرها، معلم‌ها، پزشکان و ندرتاً، مأموران سیاسی خارجی افتاد؛ یعنی، برعهدهٔ افرادی که در سرزمین‌های دور ناحیه آناتولی شرقی از نزدیک شاهد قتل‌عام‌ها بودند.[۱۹۹][۲۰۰]

روزنامه نیویورک تایمز

بوستون، ۲۲ دسامبر ۱۹۱۵

اعتراض آلمان به قتل‌عام

یادداشت دکتر بارتن به دولت ترکیه، مورخ ۹ اوت ۱۹۱۵

دکتر بارتن، رئیس کمیتهٔ حمایت حقوق ارمنیان و صرب‌ها، متن اعتراض خود و دولت آلمان را نسبت به قتل‌عام ارمنیان، که در قسطنطنیه ثبت کرده بوده، فاش ساخت.

سفیر آلمان در قسطنطنیه، حامل پیام اعتراض دکتر «جیمز بارتن»، توجه همگان را به نظریهٔ کنت ارنست رِونتلاو، کارشناس نیروی دریایی آلمان، در دفاع از راهبرد ترکیه در قتل‌عام ارمنیان برای موفقیت بیشتر عملیات نظامی جلب کرده‌است. نظریهٔ این کارشناس نیروی دریایی آلمان در روزنامهٔ «تاگس سایتونگ» به چاپ رسیده و به اطلاع آمریکا رسیده بوده.

دکتر بارتن می‌افزاید که: «آیا کنت ارنست رِونتلاو می‌داند که پیشنهاد او نزد انقلابی‌های تُرک (که تفاوتی در ماهیت حکومت سلطان پیشین ایجاد نکرده‌اند) تبدیل به حمله وحشیانه، کشتار و تبعید صدها هزار زن بیوه و طفل خردسال به بیابان‌های مرگ شده‌است؟ آیا کنت رِونتلاو می‌داند که بیش از نیمی از تبعیدشدگان از گرسنگی، تشنگی و بیماری تلف شده‌اند؟

او بدون تردید به گزارشهای متعدد مبلغان مذهبی، کارشناسان نظامی و مسافران آمریکایی، ایتالیایی، انگلیسی و آلمانی، که حاکی از سرنوشت تلخ زن‌هایی است که یا مجبور به ترک دین یا به خاطر فریادهایشان برای آب و غذا سرکوب می‌شدند، توجهی نداشته.

او بی شک گزارش زنانی را که ترجیح می‌دادند کودکانشان را در رودخانه‌ها غرق کنند تا به دست سربازان ترک گرفتار نشوند ندیده.

او بی شک نمی‌داند که سفیر کشورش در دربار عثمانی، در تاریخ ۹ اوت ۱۹۱۵ میلادی، مراتب اعتراض خود را از برنامهٔ قتل‌عام ارمنیان به دست دولت تُرک با مضمون زیر تقدیم کرده‌است:

سفارت آلمان متأسف است از اینکه با استناد به اخبار موثق متوجه شد که دولت امپراتوری عثمانی سیاست تبعید ارمنیان را به نحوی که آن‌ها قبل از رسیدن به مقصد نابود شوند، دنبال می‌کرد. کشتار بیشتر در ولایت‌های ارزروم، ترابزون و دیاربکر روی داده‌است.

سرنوشت مسیحیان در ولایت ماردین تفاوتی با رخدادهای وحشتناک گفته شده نداشته‌است. دولت مرکزی به تازگی سیاست خود را در تبعید و کشتار ارمنیان به ازمیر، زیر گوش پایتخت و دهکده‌های آسیای صغیر گسترش داده‌است.

در این وضعیت، سفارت آلمان وظیفهٔ خود می‌داند که بار دیگر مراتب انزجار خود را از این اعمال وحشتناک ابراز دارد.»

بیانات جهانیان و شاهدان عینی نسل‌کشی ارمنیان

سید محمدعلی جمال زاده
یحیی دولت‌آبادی
ژنرال محمد شریف پاشا
آرمین وگنر

«این پس مانده‌های حزب ترکان جوان سابق که می‌بایستی پاسخگوی میلیون‌ها تن از اتباع مسیحی کشورمان که به صورت انبوه از خانه‌های خود رانده شدند و به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند، از قانون جمهوریت سرکشی می‌کنند. آن‌ها تاکنون از راه غارت و چپاول، سرقت و رشوه خواری، ارتزاق نموده‌اند و نسبت به هر اندیشه یا پیشنهادی جهت قبول انجام کار مفید و امرار معاش از راه عرق جبین، ابراز مخالفت می‌کنند.»[۲۰۱][۲۰۲]

«با گاری و عربانه از بغداد و حلب بجانب استانبول به راه افتادیم. از همان منزل اول با گروه‌های زیاد از ارمنی‌ها مواجه شدیم که به صورت عجیبی که باور کردنی نیست و ژاندارم‌های مسلح و سوار تُرک آن‌ها را پیاده بجانب مرگ و هلاک می‌راندند. ابتدا موجب نهایت تعجب ما گردید ولی کم‌کم عادت کردیم که حتی دیگر نگاه هم نمی‌کردیم و به راستی که نگاه کردن هم نداشت. صدها زنان و مردان ارمنی را با کودکانشان بحال زاری بضرب شلاق و اسلحه پیاده و ناتوان بجلو می‌راندند. در میان مردها جوان دیده نمی‌شد چون تمام جوانان را یا به میدان جنگ فرستاده یا محض احتیاط (ملحق شدن به قشون روس) به قتل رسانده بودند. دختران ارمنی موهای خود را از ته تراشیده بودند و کاملاً کچل بودند و علت آن بود که مبادا مردان تُرک و عرب بجان آن‌ها بیفتند. (ژنو - ۲۵ خرداد ۱۳۵۰ - سید محمد علی جمال زاده[۲۰۳]

یحیی دولت‌آبادی در هنگام جنگ از راه آذربایجان و حلب به قسطنطنیه رفته و در راه اوضاع فلاکت بار ساکن عثمانی را به چشم دیده‌است، دربارهٔ وضع آن‌ها می‌نویسد:

«این جمعیت در صحراهای اطراف شط فرات از حلب تا آنات متفرق شدند. بعضی تلف شده و بعضی با حالت بسیار بد در خارج از آبادی‌ها در خرابه‌ها یا در زیر درختان و در سایه چادرهای کهنه، زندگانی می‌نمایند. دختران آن‌ها به بهای بخس دادوستد می‌شوند. اطفال آن‌ها اغلب به گدایی برای یک لقمه نان به عابرین زحمت می‌دهند. اگر چه مسیحیان ثروتمند اکنون بی نوایند جزای اعمال ناهنجار خویش است که می‌بینند و امکانات دهری است که به آن‌ها می‌رسد لکن دیدار اوضاع و احوال آن‌ها دلخراش است و تنها دلخوشی این بدبختان این است که جنگ تمام شود به خانه‌های خود بازگشت نمایند. ارمنی‌های آواره شده شاید زیاده از دویست هزار نفر بوده باشند. هر جا قافله ما ایست می‌کرد مخصوصاً در نزدیک آبادی‌ها اطفال کوچک دختر و پسر این قوم اطراف ما جمع می‌شدند برای گرفتن لقمه نان و دیده می‌شد که بعضی از آن‌ها در همان حال هجوم آوردن برای گرفتن نان غش کرده برزمین می‌افتادند و بعضی از آن‌ها می‌مردند.»[۲۰۴]

نامه ژنرال شریف پاشا از فرماندهان ارشد ارتش عثمانی به هیئت تحریریه ماهنامه «ژورنال دو ژنو» در ۱۹۱۵

«جناب آقای سردبیر اجازه می‌خواهم در تأیید مقاله آن نشریه مورخ (نهم همین ماه) نگرانی و خشم بی‌کران خود را نسبت به اقدامات کمیته خون‌آشام اتحاد و ترقی ابراز دارم اینان اقدامات ددمنشانه و نابخردانه‌ای را مایه مباهات خود می‌دانند که تنها توسط چنگیزخان و تیمور لنگ در تاریخ مشاهده شده‌است. اگر ملتی وجود دارد که خدمات ارزنده‌ای به همت فعالان دولتی، مقامات سرشناس و افراد با استعداد در زمینه اقتصادی، تجارت، علوم، هنر در ترکیه انجام داده‌اند همان ملت ارمنی است همین ارمنیان بودند که صنعت چاپ، و هنرهای دراماتیک را برای ترکیه به ارمغان آوردند نقش نویسندگان، شاعران و ادیبان ارمنی انکار ناپذیر است. مگر گریگور اُتیانارمنی نبود که با مدحت پاشا در تألیف نخستین قانون اساسی ترکیه همکاری نمود. ارمنیان بطور استثنایی و فوق‌العاده سزاوار و مستعد این امر هستند که حاملان تمدن نوین جهانی باشند آن‌ها دست‌آوردهای تمدن جدید اروپایی را بطور شگفت‌انگیزی کسب کرده‌اند که هیچ ملتی نتوانسته به آن‌ها نایل آید.»[۲۰۵]

فیلم صامت حراج جان‌ها را بر پایهٔ خاطرات واقعی ماردیگانیان ساخت شد. در سال ۱۹۱۸، در استودیوی مترو گلدین مایر

در آوریل ۱۹۱۵ میلادی، پیرو امضای پیمان نظامی بین ترکیه و آلمان به همراه گروه پزشکی برای خدمت در ارتش ششم عثمانی، که تحت فرماندهی ژنرال کلمار فرایهر فن در گلتس بود، به خاورمیانه فرستاده شد. از همان ابتدا وگنر به تحقیق پیرامون شایعاتی که از منابع مختلف در مورد قتل‌عام ارمنیان شنیده بود پرداخت. در پاییز همان سال با درجه افسری امکان مسافرت در آسیای صغیر را به دست آورد. از کتاب «راه بی برگشت» می‌توان به مسیر مسافرت‌های او پی برد. مسیری که وگنر در آن به همراه کاروان‌های میلیونی رانده شدگان ارمنی از خانه و کاشانه خود قدم برمی‌داشت و مرگ هزاران کودک و زن و مرد را با چشمان خود می‌دید. در حالی که ورود به کمپ‌های مرگ قربانیان ارمنی هم از طرف تُرکها و هم از طرف متحدان آلمانی آن‌ها به شدت ممنوع اعلام شده بود تا کوچک‌ترین خبری به دنیای خارج درز نکند، آرمین وگنر در لباس افسر آلمانی تنها کسی بود که با محکومان به مرگ ملاقات و نامه‌ها و پیام‌های آنان و مدارک مختلف را جمع‌آوری می‌کرد. از وضعیت آن‌ها با دوربین خودش عکس می‌گرفت، گفته‌های آن‌ها را یادداشت می‌کرد و از طریق کنسولگری‌ها و میسیونرهای خارجی آن‌ها را به اروپا و آمریکا می‌فرستاد.[۲۰۶] پس از کشف نامه‌ای خطاب به مادرش، که در آن دربارهٔ کشتار تُرک‌های جوان شرح مفصلی ارائه کرده بود، ارتش آلمان او را دستگیر و برای مجازات او را به بخش مراقبت‌های پزشکی بیماران مبتلا به وبا انتقال داد؛ و بالأخره در دسامبر ۱۹۱۶ میلادی وگنر به شدت بیمار می‌شود و ارتش آلمان به ناچار او را به آلمان برمی‌گرداند.[۲۰۷][۲۰۸]

یا کتاب ارمنستان، سرزمین تسخیر شده[پانویس ۱۴] از نخستین زندگی‌نامه‌های مستند شاهدان عینی نسل‌کشی ارمنیان است که در ۱۹۱۸ در نیویورک به چاپ رسیده. در این کتاب، آرورا ماردیگانیان دختری از اهالی چشمکاتزاگ،[پانویس ۱۵] از شهرهای ارمنینشین ترکیه عثمانی، شرحی مفصل از اتفاقاتی را که در طی نسل‌کشی از سر گذرانده‌است بازگو می‌کند. آرشالویس در چهارده سالگی در حرمسراهای مقامات ترک و مردان قبایل کرد مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد و والدین، خواهر و سه برادرش را، که با بی رحمی در جلوی چشمانش کشته می‌شوند، از دست می‌دهد. دو سال پس از این وقایع آرشالویس ماردیگانیان یا ژاندارک ارمنیان، لقبی که در ایالات متحدهٔ آمریکا به او دادند، در برابر تغییر مذهبش مقاومت کرد و از حرمسرای کمال افندی، ارباب ترکش، گریخت. در آغاز بهار ۱۹۱۷ میلادی پس از مدت‌ها سرگردانی به ارزروم، که قبلاً به اشغال نیروهای روسی درآمده بود، رسید. در ارزروم به مبلغان مذهبی آمریکایی پناه برد و از طریق کمیتهٔ آمریکایی امداد به ارمنیان و سوری ها[۲۰۹] به سن پطرزبورگ و از آنجا به نیویورک منتقل و در آنجا ساکن شد.

تخریب آثار فرهنگی ارمنیان

میراث فرهنگی ارمنیان در ترکیه اشاره به کلیساها و صومعه‌ها، مراکز علمی و فرهنگی ارمنیان، کتاب‌های دست‌نویس که قدمتی چندین صدساله و گاهی بیش از هزار سال داشتند و اموال غیرمنقول کلیساها توسط دولت ترکیه تخریب، مصادره و غارت شدند.[۲۱۰]

در گزارش ارائه شده از سوی بوغوس نوبار پاشا و آوتیس آهارونیان به کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) شمار مراکز مذهبی و فرهنگی که داراییهای آن‌ها به دست دولت عثمانی و جمهوری ترکیه غارت و مصادره شده بود؛ بالغ بر ۲٬۳۰۰ کلیسا و صومعه، ۲۶ مدرسهٔ عالی، ۱٬۴۳۹ مدرسهٔ ابتدایی و ۴۲ یتیم‌خانه می‌شد که کلیهٔ آن‌ها تحت نظارت ۸۳ اسقف نشین در کل ارمنستان غربی فعالیت داشتند.[۲۱۱]

بسیاری از نویسندگان و محققان نابودی میراث فرهنگی ارمنیان در ترکیه را نسل‌کشی فرهنگی نام می‌برند.[۲۱۲][۲۱۳][۲۱۴][۲۱۵][۲۱۶][۲۱۷]

تغییر نام‌های جغرافیایی در ترکیه از سال ۱۹۱۳م تا زمان حاضر در دوران امپراتوری عثمانی و جمهوری ترکیه در فواصل معین و پیاپی در قسمت بزرگی از مناطق جغرافیایی آن خطه صورت گرفت. جمهوری ترکیه به منظور ادامه سیاست ترک سازی و تحکیم زبان اصلی (با اعلام زبان ترکی به عنوان زبان رسمی آن کشور) خود شروع به تغییر نام‌های تاریخی آن مناطق جغرافیایی که منشأ آن نام‌ها از (ارمنی، یونانی، آشوری، گرجی، بلغاری، کردی، عربی و لاز) بود به نام‌های تُرکی تغییر یافت.

تلاش ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا در اوایل سده ۲۱ و به دلیل مسئله حقوق اقلیت‌ها، منجر به کاهش تغییر اسامی مکان‌های جغرافیایی در ناحیه آناتولی شرقی و به ویژه ناحیه آناتولی مرکزی شده‌است. همچنین در برخی موارد روستاها و مناطقی که ساکنین آن اکثریت کُرد در آن زندگی می‌کنند به نام‌های قبلی (کُردی) بازگردانده شد. آن نام‌های محلی که به‌طور رسمی غالباً با تغییر در گویش و زبان محلی در سراسر کشور که از لحاظ قومی، نژادی متنوعند باقی ماند.

سیاست تغییر اسامی مناطق جغرافیایی مانند (شهرها، رودها، کوه‌ها و حیوانات و غیره) در سال‌های پایانی عمر دولت عثمانی شروع و تا دولت کنونی ترکیه ادامه یافت. در دولت کمالیسم یک کمیسیون تخصصی به منظور تغییر نام‌های مناطق جغرافیایی و غیره تشکیل شد. حدود ۲۸٬۰۰۰ نام‌های جغرافیایی تغییر داده شد، که شامل ۱۲٬۲۱۱ نام روستا و شهرها و ۴۰۰۰ نام‌های کوه، رودخانه و دیگر نام‌های جغرافیایی و غیره تغییر داده شده‌است.

بیشترین تغییر نام‌ها در مناطق شرقی کشور (ارمنستان غربی) که در طول تاریخ اقوام مختلفی در آن مناطق زندگی کردند اعمال شد. ادعایی که دولت ترکیه برای تغییر نام‌های تاریخی آن مناطق (دولت ترکیه نام‌های تاریخی آن مناطق را نام‌های خارجی می‌نامد) مطرح کرده، جلوگیری از تفرقه و ایجاد برابری و وحدت در ترکیه بوده‌است.

موقعیت کلیساها اوایل سده بیستم/موقعیت کلیساها در سال ۲۰۱۳ میلادی
Arakelots12.jpg
Holy Apostles Monastery in the 1900s
کلیسای آراکلوتس در نزدیکی شهر موش در غرب دریاچه وان قرار دارد. کلیسای اولیهٔ آن در سده چهارم میلادی بنا شده و سپس در سده یازدهم میلادی به یک مجتمع مذهبی و علمی مهم ارمنستان تبدیل گردیده‌است. در این مکان سده‌ها کتاب‌های دست‌نویس تهیه می‌کردند و کتاب‌های بسیاری از ملت‌های مختلف نیز به زبان ارمنی ترجمه می‌شدند. در اواخر سده نوزدهم میلادی چاپخانه و مدرسهٔ آموزش کشاورزی در آن تأسیس کردند، ولی تمامی آن‌ها در وقایع۱۹۱۵ م نابود شدند و دیر متروکه گردید. سپس تخریب تدریجی این بنا آغاز شد و سرانجام در دههٔ۱۹۶۰ م هدف گلوله‌های توپخانهٔ ارتش ترکیه قرار گرفت.
کلیسای واراگا ۱۹۲۳
Varakavank1.JPG
کلیسای واراگا واقع در شرق شهر وان، از سده دهم میلادی مرکز مهم مذهبی و علمی ارمنیان جنوب شرق ترکیهٔ فعلی محسوب می‌شد و تا سال۱۹۱۵ م فعالیتش ادامه داشت. در این سال بعد از کشتار راهبان آن متروکه گردید و سپس تخریب کلیساهای آن آغاز و با سنگ‌های تراشیده شده خانه‌های روستایی بنا شد. بعد از سال۱۹۸۷ م روند تخریب سرعت بیشتری به خود گرفت تا جایی که در حال حاضر از هفت بنای اصلی این دیر، سه بنا کاملاً محو شده‌اند و بقیه نیز نیمه ویران‌اند.

یکی از دلایل مهم تخریب نشدن این کلیسا تا سال‌های اخیر، کاربرد جدید آن بوده‌است، چرا که آن را به آغل احشام روستا تبدیل کردند. خوشبختانه در سال‌های اخیر روستاییان سعی در حفظ وضعیت فعلی آن کرده‌اند، زیرا گردشگران بسیاری برای بازدید از نقاشی‌های دیواری بسیار زیبای آن (متعلق به سده دهم میلادی) به آن منطقه مسافرت می‌کنند و ویرانه‌های این دیر قدیمی موجب کسب درآمد شده‌است.

مصادره اموال ارمنیان

(چپ) کاخ ریاست جمهوری، محل اقامت رسمی رئیس‌جمهور ترکیه (مصطفی کمال آتاتورک) در اصل این املاک متعلق به ارمنی اُهانس کاسابیان می‌باشد. (راست) از اموال تصاحب شده از سوی ترکیه. زمینی که در آن پایگاه هوایی اینجرلیک ساخته شده متعلق به یک خانواده ارمنی بوده‌است.[۲۱۸][۲۱۹]

مصادره اموال ارمنی‌ها در ترکیه در ۲۷ مه ۱۹۱۵میلادی، تنها چند هفته پس از آغاز کوچ اجباری ارمنیان، مجلس عثمانی قانون مربوط به تبعیدیان را به قصد تصاحب دارایی‌های آنان تصویب کرد و کوشید تا به غارت دارایی‌های برجای مانده از ارمنیان، پس از تبعید، وجههٔ قانونی دهد. این قانون در ۱۰ ژوئن ۱۹۱۵میلادی تصویب و در ۲۶ سپتامبر ۱۹۱۵میلادی برای اجرا به کمیته‌های محلی مصادرهٔ اموال، در استانهایی که کوچ اجباری بومیان در آن‌ها به اجرا درمی‌آمد، ابلاغ شد. این قانون ارمنیان را «مردم کوچ داده شده» و دارایی‌های آنان را «اموال با میل خود رها شده و دارایی‌های بی صاحب» اعلام می‌کرد.

فهرستی از اموال مصادره شده ارمنیان، ارائه شده توسط کمیسیون شهر آدانا

بخش عمده‌ای از مصادره‌های صورت پذیرفته طی نسل‌کشی ارمنیان، پس از تبعید آن‌ها به بیابان‌های سوریه انجام شد که دولت کالاها و دارایی‌های باقی‌مانده از ارمنیان را به عنوان دارایی‌های «رهاشده» اعلام کرد. تقریباً تمام دارایی‌های متعلق به ارمنیان ساکن میهن اجدادی خویش در ارمنستان غربی مصادره و سپس میان جمعیت مسلمان محلی تقسیم شدند.

در سال ۱۹۷۴میلادی تلاش‌هایی برای ضبط و مصادره آن دسته از دارایی‌های جامعه ارمنیان که پس از اعلام اموال در سال ۱۹۳۶میلادی به دست آمده بودند، از سر گرفته شد. استدلال مورخان این است که مصادره انبوه دارایی‌های ارمنیان عامل مهمی در شکل‌دادن به پایه‌های اقتصادی جمهوری ترکیه بود و در واقع سرمایهای بود که به اقتصاد ترکیه تزریق شد. این تصاحب موجبات شکل‌گیری یک طبقه بورژوازی جدید و یک طبقه متوسط انحصاری را در ترکیه فراهم آورد.

بر اساس ماده ۹۲:معاهده سور و مصادره اموال:

«دولت عثمانی جدا متعهد شده که تا حد امکان استرداد خانه‌های کسانی که از ژانویه ۱۹۱۴ به زور و از ترس کشته شدن یا هر فشار دیگری از محل زندگی خود دور شدند و همچنین برگرداندن آنان بر سر مشاغل خود تسهیلاتی قائل شود. این دولت همچنین تعهد کرد تا تمام اموال منقول یا غیرمنقول افراد نامبرده تبعه تُرک یا عضو هر جمعیتی را که هستند خیلی زود به آن‌ها برگرداند. دولت عثمانی با انتصاب هیئت‌های داوری توسط شورای جامعه ملل در هر کجا که لازم باشد موافقت می‌کند. این هیئت‌ها باید تمام دعاوی مربوط به این بند را رسیدگی کرده و در مورد آن‌ها تصمیم بگیرند.»[۲۲۰]

محاکمه مسببان نسل‌کشی ارمنیان

جلسه دادگاه نظامی مقامات دولت عثمانی از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰

دولت عثمانی، که در اکتبر ۱۹۱۸ میلادی تسلیم متفقین شد، از یک سو از ترس اینکه مبادا شرایط سهمگین تر و سنگین تری از سوی دول فاتح بر امپراتوری تحمیل شود و از سوی دیگر برای فرونشاندن خشم متفقین و ایجاد وجهی مطلوبتر در دنیا اقدام به برپایی «محاکمهٔ عاملان تُرک جنایات جنگی» کرد. در دسامبر ۱۹۱۸ میلادی، دولت عثمانی، فرمانی صادر کرد مبنی بر اینکه عاملان جنایتها و قتل‌عام علیه ارمنیان در جنگ جهانی اول در دوران عثمانی بایستی مورد پیگرد قانونی و مجازات قرار گیرند. سردمداران عثمانی با این اقدام خود سعی داشتند به جهانیان نشان دهند که مسئول این جنایتها تنها گروه کوچکی از ترک‌های جوان بودند و نه کل حکومت عثمانی و از سوی دیگر اقدامی بود برای از میدان به در کردن رقبای امپراتوری؛ یعنی، حزب اتحاد و ترقی. به این ترتیب، کمیسیونی از سوی امپراتور برای جستجو و گردآوری مدارک و شواهد جنایات به کار گمارده شد. تمام مستندات و مدارک گردآوری شده برای آغاز این محاکمات مدارکی از خود منابع عثمانی هستند نه منابع خارجی و گردآورندگان آن‌ها نیز تُرک هستند.[۲۲۱]

پس از جنگ جهانی اول بسیاری از این افراد توسط خود مقامات تُرک محاکمه و مجرم شناخته شدند ولی به کیفر نرسیدند و تعدادی از آنها، نیز توسط انگلیس و به حکم «دادگاه بین‌المللی مالتا»، به جزیرهٔ مالت تبعید شدند.[۲۲۲]

اسناد موجود در خصوص کشتار ارمنیان، اعم از تلگرافهای رمزگذاری شده، مکاتبات رسمی دولتی، دستورالعملها و شاهدان عینی، اتخاذ شد. به این منظور، ایالتهای امپراتوری عثمانی به ده ناحیهٔ بازرسی تقسیم و برای هر ناحیه دادیار، قاضی تحقیق و منشیهای لازم به کار گمارده شد. چندین نفر از وزرای دولت ترک‌های جوان، رهبران حزب، مسئولان ناحیه‌ای حزب، وکلا، فرمانداران ایالتی، مأموران دولتی و دیگر مقامات رسمی دستگیر شدند. جلسات تحقیقات در سطح دادگاه‌های شهرستانی در دادگاه‌های یک، دو و سه، در استانبول، در ۸ ژانویهٔ ۱۹۱۹ میلادی برگزار شد. طی جلسات دادرسی تحقیقاتی دربارهٔ رهبران دولت ترک‌های جوان به اتهام ارتکاب جنایت صورت گرفت. دکتر ناظم، عضو تشکیلات مخصوص، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب اتحاد و ترقی و وزیر آموزش و پرورش عمومی در ۱۹۱۸ میلادی. او طبق رأی دادگاه نظامی عثمانی در ۱۹۱۹ میلادی به اعدام محکوم و در ۱۹۲۶ میلادی به دار آویخته شد. ۲۷ تن دیگر از جنایتکاران محکوم به حبس (با مدت زمان متفاوت) شدند و عدهٔ اندکی نیز به دلیل فقدان مدارک و دلایل کافی تبرئه شدند؛ بعدها همین تبعیدشدگان پس از بازگشت، در دوران جمهوری ترکیه، متصدی مقام و منصب در جمهوری ترکیه شدند. محاکمهٔ مسئولان و مقامات محلی و ایالتی حزب اتحاد و ترقی در ۲۱ ،۲۳ و ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ میلادی صورت گرفت و حکم دادگاه در این مورد در ۸ ژانویهٔ ۱۹۲۰ میلادی صادر شد. طبق این حکم، ۳ تن از ۳۶ متهم به ده سال حبس و بقیه نیز به گذراندن دوره‌های متفاوتی از حبس محکوم شدند. حکم دادگاهی عاملان کشتار در ترابوزان در ۲۲ مه ۱۹۱۹ میلادی صادر شد. طبق رأی دادگاه دو تن از هشت تبهکار، در قفا، محکوم به اعدام شدند.[۲۲۳][۲۲۴] این دو تن عبارت بودند از: «جمال عزمی بیگ»، فرماندار ترابوزان و «نعیم بیگ»، مسئول حزب اتحاد و ترقی در ترابوزان. شش نفر دیگر به سپری کردن دوره‌های متفاوتی در زندان محکوم شدند.[۲۲۵]

تانر آکچام در کتاب:اقدام شرم‌آور می‌نویسد:

«اگر چه نیروهای متفقین حق تعقیب جنایت کاران جنگ و به خصوص مقصرین کشتارهای جمعی ارمنی‌ها را داشتند همان‌طور که در معاهده سور، به امضای دولت عثمانی نیز رسیده‌است، این حق قانونی هیچ‌گاه به‌طور کامل به کار گرفته نشد. با این حال سه اقدام جداگانه در جهت محاکمه و مجازات مجرمانه صورت گرفت.

نخستین اینها سلسله دادگاه‌های نظامی فوق‌العاده‌ای بود که خود دولت عثمانی، پیش از پیمان سور برپا نمود، به این امید که دستاوردهای بیشتر و بهتری در کنفرانس صلح پاریس (۱۹۱۹) به نفع ترکیه به دست آورد. این دادگاه‌ها، که بازجویی‌های پیش از دادرسی را در نوامبر سال ۱۹۱۸ میلادی آغاز کردند، در ماه فوریه سال بعد از آن آغاز به کار کرد، و تا سال ۱۹۲۲ میلادی دادرسی شان ادامه داشت. این دادگاه‌ها در نهایت به سبب اعمال فشار جنبش ناسیونالیست ترکیه و نیز به این سبب که دیگر به نظر نمی‌رسید بیش از این مزیتی برای دولت ملی‌گرای جدید داشته باشند، منحل شدند، به خصوص پس از بسته شدن معاهده سور و آغاز تجزیه امپراتوری

عملیات نمسیس

سوقومون تهلیریان (۱۸۹۶–۱۹۶۰ میلادی)، فدراسیون انقلابی ارمنی، بیست و پنج ساله ارمنی حکم مرگ طلعت پاشا را اجرا کرد

عملیات نمسیس (به ارمنی Նեմեսիս գործողություն - به انگلیسی Operation Nemesis)، یک عملیات مخفی بود که برخی اعضاء برجسته فدراسیون انقلابی ارمنی، حکم مرگ رهبران سیاسی دولت عثمانی را به اجرا درآوردند. آنان نقش فعالی در برنامه‌ریزی و دستور صدور قتل‌عام ارمنی‌ها داشته و از سوی دادگاه‌های نظامی ترکی سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ محاکمه شده بودند. این عملیات که به عنوان عملیات نمسیس شناخته شد برای تعقیب چنین رهبرانی در سطح جهان ادامه یافت و حد اقل ده نفر از این رهبران که چهار نفر از آنان رهبران سیاسی جمهوری دمکراتیک آذربایجان که مسئولین قتل‌عام ارمنی‌های باکو بودند کشته شدند.[۲۲۶]

نماد و لوگوی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان

نماد و لوگوی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان
  • گل پنج پر با نام «بخاطر داشته باش و فراموش مکن»
  • شعار اصلی: بخاطر دارم و حق می‌طلبم
  • رنگ اصلی : بنفش
  • رنگ‌های فرعی: زرد، مشکی و بنفش کم رنگ

«این نماد در قرون وسطی نماد حضور خداوند محسوب می‌شده‌است و در تمامی زبان‌های ذکر شده معنای نام این گل «بخاطر داشته باش» است و این جمله پیام اصلی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان می‌باشد. این نماد (گل) پنج گلبرگ دارد که هر گلبرگ نشان دهنده قاره‌های پنج‌گانه است. قاره‌های پنج‌گانه از این لحاظ در نظر گرفته شده که پراکندگی بازماندگان نسل‌کشی ارمنیان در پنج قاره جهان را نشان می‌دهد.».[۲۳۰]

مفهوم رنگ‌ها:

  • مشکی: بیانگر خاطره تلخ و وحشت حاصل از نسل‌کشی در زمان گذشته.
  • بنفش: به معنای مشارکت در امری همگانی در زمان حال و نمادی از لباس روحانیان ارمنی.
  • زرد: نماد نور خورشید که منبع حیات و امید به آفرینش است و این نماد بیانگر شکل دوازده وجهی از بنای یادبود نسل‌کشی ارمنیان در ایروان می‌باشد. این رنگ به عبارتی بیانگر جاودانگی محسوب می‌شود.

مراسم یادبود نسل‌کشی در ایران و جهان

لوگو یادبود صدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان در ایران

۲۴آوریل، سالروز اولین نسل‌کشی سده ۲۰ (میلادی) است که اساساً از طرف ارمنیان یادآوری می‌شود. ارمنیان هر ساله، به منظور گرامیداشت یاد و خاطرهٔ ۱/۵ میلیون ارمنی، که در ۱۹۱۵ میلادی به دست دولت عثمانی قتل‌عام شدند؛ در ارمنستان و سراسر جهان، با هدف روشن کردن افکار عمومی، مراسم بزرگداشتی برپا می‌کنند.[۲۳۱]

کارن خانلری،

«ارمنیان ایران از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار شناسایی رسمی نسل‌کشی ارمنیان را دارند. در نظریه‌های حقوقی جرم‌شناسی و جنایات جنگی معمولاً تأکید می‌شود که حکومت‌هایی که یک بار مرتکب نسل‌کشی شده و محکوم نگردیده‌اند؛ ذاتاً مستعد انجام نسل‌کشی‌های جدید می‌باشند. مصداق این موضوع در مورد ترکیه بعینه مشاهده می‌گردد. ترکیه، پس از موفقیت نسبی در امر نسل‌کشی ارمنیان، تکنولوژی نسل‌کشی را در مورد یونانیان، آشوری‌ها، مردمان کرد و علویان (ترکیه) نیز تکرار نمود.»[۲۳۲][۲۳۳]

روبرت بگلریان،

«ما خواهان شناسایی رسمی و جبران خسارات ناشی از قتل‌عام ارمنیان هستیم. برای ما ارمنیان فقط شناسایی رسمی این واقعه از سوی دولت ترکیه و مجامع بین الملی کافی نیست، ما در پی اجرای عدالت و در پی جبران خسارات وارده بر ملت و تاریخ خود هستیم. آنچه در این واقعه مهم است، نیت و عمل انسانی است که چگونه صورت گرفته و تا به امروز استمرار یافته‌است زیرا آنچه برای ما واضح و روشن است این یک پروژه از پیش برنامه‌ریزی شده‌ای بود که با نیت و پیشینه تاریخی اجرا شده و من معتقدم اگر بنده کار سیاسی می‌کنم و اگر در ذات خود به عدالت و ارزشهای انسانی اعتقاد نداشته باشم مصلحت‌اندیشی های پوچ و بیهود در نهایت چیزی جزء هویت بی ریشه و شوم برای من باقی نخواهد گذاشت.»[۲۳۴][۲۳۵]

به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارمنیان

فهرست کشورهایی که نسل‌کشی ارمنیان را به رسمیت شناخته‌اند به شرح زیر می‌باشد:

     کشورهایی که نسل‌کشی ارمنیان را به رسمیت شناختند.     کشورهایی که احزاب سیاسی خاص یا ایالت‌های آن کشور کشتار ارمنیان را به عنوان نسل‌کشی شناختند.
کشور تاریخ
 امپراتوری عثمانی ۱۹۱۹[۲۳۶]
 اروگوئه ۱۹۶۵–۲۰۰۴[۲۳۷][۲۳۸]
 قبرس ۱۹۷۵–۱۹۹۰–۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی ۱۹۸۸[۲۳۹]
 روسیه ۱۹۹۵[۲۳۷][۲۳۸]
 کانادا ۱۹۹۶–۱۳ ژوئن ۲۰۰۲ و ۲۱ آوریل ۲۰۰۴[۲۳۷][۲۳۸]
 لبنان ۱۹۹۷[۲۳۷][۲۳۸]
 فرانسه ۲۰۰۶-۲۰۰۱-۲۰۰۰-۱۹۹۸[۲۳۷][۲۳۸]
 بلژیک ۱۹۹۸[۲۳۷][۲۳۸]
 یونان ۱۹۹۹[۲۳۷][۲۳۸]
 ایتالیا ۲۰۰۰[۲۳۷][۲۳۸]
 واتیکان ۲۰۰۰[۲۳۷][۲۳۸]
 سوئیس ۱۳ دسامبر ۲۰۰۳[۲۳۷][۲۳۸]
 آرژانتین ۲۰ اوت ۲۰۰۳ و ۳۱ مارس ۲۰۰۴[۲۳۷][۲۳۸]
 اسلواکی ۳۰ نوامبر ۲۰۰۴[۲۳۷][۲۳۸]
 هلند ۲۱ دسامبر ۲۰۰۴[۲۳۷][۲۳۸]
 لیتوانی ۲۰۰۵[۲۳۷][۲۳۸]
 ونزوئلا ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۵[۲۳۷][۲۳۸]
 لهستان ۲۰۰۵[۲۳۷][۲۳۸]
 شیلی ۲۰۰۷[۲۳۷][۲۳۸]
 سوئد ۲۰۱۰[۲۳۷][۲۳۸]
 بولیوی ۲۰۱۴[۲۳۷][۲۳۸]
 اتریش ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 لوکزامبورگ ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 برزیل ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 پاراگوئه ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 بلغارستان ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 جمهوری چک ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 سوریه ۲۰۱۵[۲۳۷][۲۳۸]
 آلمان ۲۰۱۶[۲۳۷][۲۳۸]

فهرست سازمان‌هایی که نسل‌کشی ارمنیان را به رسمیت شناخته‌اند به شرح زیر می‌باشد:

سازمان‌ها تاریخ
کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد ۱۹۸۵[۲۳۸]
پارلمان اروپا ۱۹۸۷[۲۳۷][۲۳۸]
انجمن بین‌المللی پژوهشگران نسل‌کشی ۱۹۹۷[۲۳۸]
شورای اروپا ۱۴ مه ۲۰۰۱ میلادی[۲۴۰]
مرکز بین‌المللی عدالت انتقالی ۲۰۰۲[۲۳۸]
انجمن مردان جوان مسیحی ۲۰ ژوئیه ۲۰۰۲[۲۴۱]
مرکوسور ۲۴ نوامبر ۲۰۰۷[۲۴۲]
شورای جهانی کلیساها ۲۰۱۳[۲۴۳]
پارلمان آمریکای لاتین ۱ اوت ۲۰۱۵[۲۴۴]
حزب سبز اروپا ۲ ژوئن ۲۰۱۶[۲۴۵]

در ترکیه صحبت از نسل‌کشی ارمنیان تابو می‌باشد و دولت ترکیه با ایجاد فضای رعب و تهدید و با اتکا به ماده ۳۰۱ (قانون کیفری ترکیه) از بحث آزاد راجع به این مسئله، جلوگیری می‌نماید. اما شمار روزافزونی از روشنفکران و محققین تُرک، بی‌توجه به این تهدیدها و خطرها صدای اعتراض خود را بلند می‌کنند. نمایندگان سازمان‌های مدنی استانبول با نمایندگان جماعت ارمنیان پراکنده و فعالان ضد نژادپرستی اروپایی دیدار و موضوعات مختلف را مورد بحث قرار می‌دهند. این برنامه هر ساله تحت عنوان (درهای باز) برگزار می‌شود.[۲۴۶][۲۴۷][۲۴۸] دولت ترکیه وجود چنین کشتاری را منکر نمی‌شود اما وجود سیاست سیستماتیک برای نابودی ارمنیان را قبول ندارد. ترکیه معتقد است که در آن سال‌ها علاوه بر ارمنی‌ها ترک‌های بی دفاع نیز قربانی آشفتگی‌ها شده‌اند. ترکیه به جای نسل‌کشی از تراژدی بزرگ برای نامیدن آن استفاده می‌کند برخی نهادهای واقع در ترکیه از جمله شاخه استانبول جمعیت دفاع از حقوق بشر این واقعه را نسل‌کشی می‌دانند.[۲۴۹]

(۲۴ آوریل ۲۰۰۲ میلادی) برای اولین بار، سی نفر از نمایندگان مجلس ششم با امضای توماری واقعه نسل‌کشی ارمنیان در سال ۱۹۱۵ در ترکیه عثمانی را محکوم کردند. (۹ سپتامبر ۲۰۰۴ میلادی) سید محمد خاتمی از یادمان نسل‌کشی ارمنی‌ها دیدن کرد و با نثار گل به قربانیان این فاجعه ادای احترام کرد.[۲۵۰]

ایالت‌های آمریکا که کشتار ارمنیان را به عنوان نسل‌کشی شناختند

۴۴ ایالت از ۵۰ ایالت، کشتار ارمنیان را به عنوان نسل‌کشی شناختند.[۲۵۱][۲۵۲]

زنان ارمنی نجات یافته از اسیرکنندگان کُرد، عکاس ماریا یاکوبسن

رهبران کُردها و سازمان‌های غیردولتی کُردها، نسل‌کشی ارمنیان را به‌طور رسمی به رسمیت شناختند یا عذرخواهی کردند.

سازمان غیردولتی انستیتو کُرد پاریس، حزب دموکرات کردستان عراق،[۲۶۲] احمد ترک رهبر حزب جامعه دموکراتیک (۳۰ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی)، (احمد ترک، نماینده مجلس ملی کبیر ترکیه که از موضع کردها طرفداری می‌کند، به خاطر وقایع سال ۱۹۱۵ از ارمنیان عذرخواهی کرد، عبدالله اوجالان «توطئه‌های نسل‌کشی که در اوایل قرن گذشته علیه ملت ارمنی صورت گرفت را ظالمانه دانست و بیان کرد که ارمنیان با رنجی عظیم تلاش کردند که استوار بمانند و این مقاومت را یک معجزه عنوان کرد».[۲۶۳]

«احمد ترک» در این باره گفته‌است:[۲۶۴]

«به احتمال یقین کُردها در نابودی غنای فرهنگی امپراتوری عثمانی نقش داشته‌اند. ما وقتی با برادران ارمنی و آشوری خود روبرو می‌شویم، از نگاه به چهره آنان احساس شرم می‌کنیم. کُردها همواره این آمادگی را دارند که به خاطر اشتباه خود (یعنی کشتار ارمنیان) عذرخواهی کنند تا مردم دو کشور در صلح زندگی کنند.»

شهردار شهر دیاربکر همراه با «عبداله دمیرباش» روز ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۳ میلادی در مراسم رونمایی از بنای یادبود قربانیان نسل‌کشی ارمنیان و آشوریان رسماً از سوی کُردها به خاطر نسل‌کشی ارمنیان و آشوریان از آن‌ها عذرخواهی کرد.[۲۶۵]

«ما کُردها به نام اجدادمان، از ارمنی‌ها و آشوریان به خاطر نسل‌کشی در ۱۹۱۵ عذرخواهی می‌کنیم. ما به مبارزه و تلاش خود برای آشتی و جبران واقعه ادامه خواهیم داد.»

آثار سینمایی و ادبی

قتل عام ارمنیان نوشته اسماعیل رائین.jpg

نگارخانه

جستارهای وابسته

برابرهای انگلیسی

  1. Seghbos
  2. Shnork
  3. Chalabi
  4. Gazaerian
  5. H.Pezchian
  6. nikoghos
  7. Torgomian
  8. Reshad Pasha
  9. Chochikian
  10. Pashatatian
  11. N. Rosinian
  12. A.B. Kochinian
  13. S.P. Aslanian
  14. Ravished Armenia
  15. Chmshkatsag

منابع

  1. روستایی است در نزدیکی استان الازیغ
  2. Yair Auron (2000). The banality of indifference: Zionism & the Armenian genocide. Transaction Publishers. p. 44. ISBN 978-0-7658-0881-3. Retrieved 26 February 2012.
  3. David P. Forsythe (11 August 2009). Encyclopedia of human rights. Oxford University Press. p. 98. ISBN 978-0-19-533402-9. Retrieved 26 February 2012.
  4. Frank Robert Chalk; Kurt Jonassohn; Institut montréalais des études sur le génocide (10 September 1990). The history and sociology of genocide: analyses and case studies. Yale University Press. pp. 270–. ISBN 978-0-300-04446-1. Retrieved 26 February 2012.
  5. Richard G. Hovannisian. "The Armenian holocaust". Armenian Heritage Press. Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  6. "Armenian massacres". Britannica Encyclopedia. Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  7. "United Nations Sub-Commission on Prevention of Discrimination and Protection of Minorities, July 2, 1985". United Nations Economic and Social Council. Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ Taner Akçam (2007). "A Shameful Act:The Armenian Genocide and the Question of Turkish Responsibility". Henry Holt and Co. Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ Henry H. Riggs. "Days of tragedy in Armenia: personal experiences in Harpoot, 1915-1917". Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  10. Totten, Samuel, Paul Robert Bartrop, Steven L. Jacobs (eds.) (2008), Dictionary of Genocide, Greenwood Publishing Group, p. ص ۱۹, ISBN 0-313-34642-9
  11. Noël, Lise (1994), Intolerance: A General Survey, Arnold Bennett, p. ص ۱۰۱, ISBN 0-7735-1187-3
  12. Schaefer, T (ed.) (2008), Encyclopedia of Race, Ethnicity, and Society, Los Angeles: SAGE Publications, p. ص ۹۰
  13. Ralph J. Henham, Paul Behrens (2007), The criminal law of genocide: international, comparative and contextual aspects, p. ص ۱۷
  14. See Levon Marashlian (۱۹۹۱Politics and Demography: Armenians, Turks, and Kurds in the Ottoman Empire، Cambridge, Massachusetts: Zoryan Institute
  15. "Resolution on genocides committed by the Ottoman Empire". the International Association of Genocide Scholars. Retrieved ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  16. David Gaunt. "Massacres, Resistance, Protectors: Muslim-christian Relations in Eastern Anatolia During World War I". Retrieved ۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  17. Schaller, Dominik J. and Zimmerer, Jürgen (2008). "Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies – introduction". Journal of Genocide Research. p. جلد ۱۰، شماره ۱ ٬صص ۱۴–۷. Retrieved ۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰.
  18. Schaller, Dominik J. and Zimmerer, Jürgen 'Late Ottoman genocides: the dissolution of the Ottoman Empire and Young Turkish population and extermination policies—introduction', Journal of Genocide Research, 10:1, 7 – 14. Online access: [۱] (Accessed March 2011). Excerpt 1:"It is, however, important to acknowledge that the Young Turkish leaders aimed at eliminating Kurdish identity by deporting them from their ancestral land and by dispersing them in small groups. The Young Turks partially implemented these plans during World War I: up to 700,000 Kurds were forcibly removed; half of the displaced perished." Excerpt 2:"Even more importantly, as shown above, Kurds fell victim to a similar treatment at the hands of the Young Turks as the Armenians and other Christian groups.". Excerpt 3: "As we can see from Knzler's statement, Kurds had to endure a very similar fate to that of the Armenians. Forcing them on death marches during the winter closely resembles the Armenian's marches, with a very similar outcome. The overall aim of the Young Turkish policy towards the Kurds was—according to Knzler—genocidal: “It was the Young Turks' intention not to let these Kurdish elements go back to their ancestral homeland. Instead, they should little by little be completely absorbed in Turkdom [… im Trkentume aufgehen]."
  19. Council of Europe Parliamentary Assembly Resolution, April 24, 1998.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳ اسماعیل رائین، قتل‌عام ارمنیان، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۵۷
  21. Sharlach, Lisa (2000). "Rape as Genocide: Bangladesh, the Former Yugoslavia, and Rwanda". New Political Science. 1 (22). doi:10.1080/713687893.
  22. Rummel R. J. "The Holocaust in Comparative and Historical Perspective". The Journal of Social Issues. Volume 3, no.2. April ۱, ۱۹۹۸. Retrieved April ۳۰, ۲۰۰۷.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ Masters,Bruce, Encyclopedia of the Ottoman Empire, 2008,” Armenian Massacres”,page 54-55
  24. «ارمنستان». دانشنامه ایران. ۲. تهران: بنیاد دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ۱۳۸۶. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۰۲۵-۵۹-۱. دریافت‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۲۴.
  25. Crowley, Roger (2006). Constantinople: The Last Great Siege, 1453. Faber. ISBN 0-571-22185-8. (reviewed by Foster, Charles (September 22, 2006). "The fall of Constantinople and the end of empire". Contemporary Review. Some say the Middle Ages ended then)
  26. تارنمای موزه جنگ بریتانیا
  27. de Bellaigue, Christopher. "Turkey's Hidden Past". New York Review of Books, 48:4, 2001-03-08.
  28. de Bellaigue, Christopher. "The Sick Man of Europe". New York Review of Books, 48:11, 2001-07-05.
  29. "Ottoman Empire." Britannica Student Encyclopedia. 2007. Encyclopædia Britannica Online. 19 Apr. 2007.
  30. "Ottoman Empire and the Armenian Genocide". armenian-genocide.org.
  31. history.com. "ARMENIAN GENOCIDE." ARMENIAN GENOCIDE
  32. Rouben Paul Adalian. "Ottoman Empire and the Armenian Genocide." Encyclopedia Entries on the Armenian Genocide
  33. اِمّا بگیجانیان (شماره ۳۴ - سال نهم - زمستان ۱۳۸۴). «سلطان سرخ و قتل‌عام ارمنیان». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  34. ویکتور برار، سیاست سلطان، مجله پاریس، مورخ ۱۵ دسامبر 1896.صفحه:۸۸۵
  35. Henry H. Riggs, Days of Tragedy in Armenia: Personal Experiences in Harpoot, page 158, 1997.
  36. A Ride through Asia Minor and Armenia,Author: Henry C. Barkley
  37. هراند پاسدرماجیان. تاریخ ارمنستان. تهران: انتشارات زرین. صفحه:۳۸۵ تا ۳۸۹
  38. ویکتور برار، سیاست سلطان، مجله پاریس، مورخ ۱۵ دسامبر ۱۸۹۶
  39. "Les massacres d'Arménie (1896)". jaures.eu.
  40. نوعی لباس مردانه
  41. کتاب اقدام شرم آور، نویسنده:تانر آکچام، مترجم:بابک واحدی و محسن قائم مقامی
  42. پل روهرباخ در توران و ارمنستان،(روزنامه‌نگار و نویسنده آلمانی متولد در ۱۸۶۹-نوشته‌های او دربارهٔ سیاست جهانی و جغرافیاست) از قفقاز تا دریای مدیترانه چاپ ۱۹۰۳ لایپزیک.
  43. ژان ماری کارزو، ارمنستان ۱۹۱۵، ترجمه فریبرز برزگر، تهران: جاویدان
  44. ادیک باغداساریان، نگاهی به نژادکشی ارمنیان. صفحهٔ ۳۴
  45. دکتر کارن خانلری (شماره ۶۳ - سال هفدهم - بهار ۱۳۹۲). «نژادکشی ارمنیان واپسین راه حل برای تصاحب ارمنستان غربی». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  46. "What were the reasons for the massacres and the persecutions?". genocide1915.org.
  47. این معاهده در ۳ مارس ۱۸۷۸ میلادی بین دولتهای عثمانی و روسیهٔ تزاری منعقد شد که مادهٔ ۱۶ آن در مورد ولایات ارمنی حکومت عثمانی بود.
  48. این معاهده در ۱۳ ژوئیه ۱۸۷۸ میلادی بین دولتهای عثمانی و روسیه تزاری منعقد شد که مادهٔ ۶۱ آن در مورد ولایات ارمنی حکومت عثمانی بود.
  49. Blundell, Roger Boar, Nigel (1991). Crooks, crime and corruption. New York: Dorset Press. p. 232. ISBN 978-0-88029-615-1.
  50. Balakian, Peter. The Burning Tigris: The Armenian Genocide and America's Response. HarperCollins. p. 36. ISBN 978-0-06-186017-1.
  51. (Russian) Modern History of Armenia in the Works of Foreign Authors [Novaya istoriya Armenii v trudax sovremennix zarubezhnix avtorov], edited by R. Sahakyan, Yerevan, 1993, p. 15
  52. General Directorate of State Archives of the Republic of Turkey, İstanbul Vilayet Mektupçuluğu, no. 000955, 23 Kânunuevvel 1331 (October 6, 1916) Ordinance of Enver Pasha (retrieved from the private archives of Sait Çetinoğlu)
  53. Ungor; Polatel, Ugur; Mehmet (2011). Confiscation and Destruction: The Young Turk Seizure of Armenian Property. Continuum International Publishing Group. p. 224. ISBN 978-1-4411-3055-6.
  54. Nisanyan, Sevan (2011). Hayali Coğrafyalar: Cumhuriyet Döneminde Türkiye'de Değiştirilen Yeradları (PDF) (به ترکی استانبولی). Istanbul: TESEV Demokratikleşme Programı. Retrieved 12 January 2013. Turkish: Memalik-i Osmaniyyede Ermenice, Rumca ve Bulgarca, hasılı İslam olmayan milletler lisanıyla yadedilen vilayet, sancak, kasaba, köy, dağ, nehir, ilah. bilcümle isimlerin Türkçeye tahvili mukarrerdir. Şu müsaid zamanımızdan süratle istifade edilerek bu maksadın fiile konması hususunda himmetinizi rica ederim.
  55. Öktem, Kerem (2003). Creating the Turk's Homeland: Modernization, Nationalism and Geography in Southeast Turkey in the late 19th and 20th Centuries (PDF). Harvard: University of Oxford, School of Geography an the Environment, Mansfield Road, Oxford, OX1 3TB, UK.
  56. Dündar, Fuat (2001). İttihat ve Terakki'nin Müslümanları iskân politikası: (1913–1918) (به ترکی استانبولی) (1. baskı ed.). İstanbul: İletisim. p. 284. ISBN 978-975-470-911-7. Retrieved 12 January 2013.
  57. سرکاراتی، بهمن، دانشنامه جهان اسلام، «توران»، جلد ۸، تهران ۱۳۸۳، شابک ‎۹۶۴-۴۴۷-۰۰۹-۵
  58. Graham Richards. "Race, Racism, and Psychology: Towards a Reflexive History." London and New York,First published 1997
  59. Gökalp, Ziya (1982). "makaleler,haz:m abdulhaluk cay,kultur bakanligi yayinlari". ankara.
  60. وینستون چرچیل، بحران جهانی، جلد پنجم، چاپ ۱۹۲۹ لندن، صفحهٔ ۴۰۵
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ Hovannisian, Richard G (1982). "The Armenian People from Ancient to Modern Times". New York: Palgrave Macmillan, 2004, 2 volumes paperback, 894 pages.
  62. وینستون چرچیل، بحران جهانی، جلد پنجم، چاپ ۱۹۲۹ اندن، صفحهٔ ۴۰۴
  63. Ahmet, Esat Uras. "Tarihte Ermeniler ve Ermeni Meselesi" (PDF).
  64. N. Dadrian, Vahakn. "the history of the armenian genocide ethnic conflict from the balkans to anatolia to the caucasus". Berghahn Books, 2003 - History - 460 pages.
  65. Dikran M. Kaligian. "Anatomy of Denial: Manipulating Sources and Manufacturing a Rebellion." Genocide Studies International
  66. ۶۶٫۰ ۶۶٫۱ Tarık Zafer Tunaya. "Türkiye'de Siyasal Partiler Cilt 3." vol.3,p.511.513
  67. نشریه هفتگی حرب مجمواسی
  68. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ The Secret Young-Turk Ittihadist Conference and the Decision for the World War I Genocide of the Armenians,By Vahakn N. Dadrian
  69. seref cavusoglu,ittihat ve terakki'nin gizli planı,yakin tarihimiz,vol.1,p.263
  70. DR. SELAHATTİN TANSEL. "MONDROS'TAN MUDANYA'YA KADAR." Yayın Yılı: 1991
  71. آرمیک نیکوقوسیان (شماره ۶۳ - سال هفدهم - بهار ۱۳۹۲). «نقش ارمنیان در امپراتوری عثمانی». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  72. "Western Armenian Education". The Armenian Genocide Museum-Institute.
  73. آهراچیا آچاریان (شماره ۴۳ - سال یازدهم - بهار ۱۳۸۷). «نقش ارمنیان در امپراتوری عثمانی». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  74. "Remember". The Armenian Genocide Museum-Institute.
  75. آرمیک نیکوقوسیان (شماره ۶۹ - سال هجدهم - پاییز ۱۳۹۳). «پزشکان و داروسازان ارمنی در امپراتوری عثمانی». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  76. ۷۶٫۰ ۷۶٫۱ Adalian, Rouben Paul (2010), Historical Dictionary of Armenia (2nd ed.), Lanham, MD: Scarecrow, p. 154.
  77. Richard G, Hovannisian. "The Armenian Question in the Ottoman Empire": The Armenian Genocide in Perspective. Armenian Studies. p. 220. ISBN 978-0-88738-636-7.
  78. "Fifty Thousand Orphans made So by the Turkish Massacres of Armenians", The نیویورک تایمز, December 18, 1896, The number of Armenian children under twelve years of age made orphans by the massacres of 1895 is estimated by the missionaries at 50.000.
  79. Angold, Michael (2006), O’Mahony, Anthony, ed., Cambridge History of Christianity, 5. Eastern Christianity, Cambridge University Press, p. 512, ISBN 978-0-521-81113-2.
  80. نویسنده:آرتم اوهانجانیان.کتاب:شواهد و مدارک انکارناپذیر (اسناد اطریشی پیرامون قتل‌عام ارمنیان در سال ۱۹۱۵)
  81. Raymond H. Kévorkian, "The Cilician Massacres, April 1909" in Armenian Cilicia, eds. Richard G. Hovannisian and Simon Payaslian. UCLA Armenian History and Culture Series: Historic Armenian Cities and Provinces, 7. Costa Mesa, California: Mazda Publishers, 2008, pp. 339-69.
  82. Adalian, Rouben Paul (2012). "The Armenian Genocide". In Totten, Samuel; Parsons, William S. Century of Genocide. Routledge. pp. 117–56. ISBN 978-0-415-87191-4. Retrieved 28 August 2013.
  83. David Gaunt, "The Assyrian Genocide of 1915", Assyrian Genocide Research Center, 2009
  84. "Assyrian Genocide". seyfocenter.com.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ Chahinian, Talar (2008). The Paris Attempt: Rearticulation of (national) Belonging and the Inscription of Aftermath Experience in French Armenian Literature Between the Wars. Los Angeles: University of California, Los Angeles. p. 27. ISBN 978-0-549-72297-7.
  86. Mikaberidze, Alexander (2011). Conflict and Conquest in the Islamic World: A Historical Encyclopedia, Volume 1. Santa Barbara, California: ABC-CLIO. p. 318. ISBN 978-1-59884-336-1.
  87. Rodogn, Davide (2011). Against Massacre: Humanitarian Interventions in the Ottoman Empire, 1815-1914. Oxford: Princeton University Press. p. 323. ISBN 978-0-691-15133-5.
  88. Hovannisian, Richard G. (1992). The Armenian Genocide: History, Politics, Ethics. Palgrave Macmillan. p. 129. ISBN 978-0-312-04847-1.
  89. Göl 2005, p. 128: "The Greek independence of 1832 served as an example for the Ottoman Armenians, who were also allowed to use their language in the print media earlier on."
  90. Ishkanian, Armine (2008). Democracy Building and Civil Society in Post-Soviet Armenia. New York: Routledge. p. 5. ISBN 978-0-203-92922-3.
  91. نویسنده:هراند پاسدرماجیان.کتاب:تاریخ ارمنستان، صفحه:۳۳۳
  92. Encyclopædia Britannica: Armenian Genocide
  93. New Outlook, Volume 111 edited by Alfred Emanuel Smith, page.800
  94. Balakian, Peter (2004). The Burning Tigris: The Armenian Genocide and America's Response. New York: HarperCollins. p. 61. ISBN 0-06-055870-9.
  95. ""That's How It Was" Narrated by Eitan Belkind, member of the NILI". genocide-museum.am. line feed character in |title= at position 20 (help)
  96. The Banality of Indifference: Zionism and the Armenian Genocide
  97. See, British Foreign Office 371/2781/264888, Appendices B. ,p.6-5
  98. "THE ARMENIAN QUESTION ACCORDING TO TAKVİM-İ VEKAYİ" (PDF). A THESIS SUBMITTED TO THE GRADUATE SCHOOL OF SOCIAL SCIENCES OF MIDDLE EAST TECHNICAL UNIVERSITY.
  99. Kiernan, Ben (2008). Blood and Soil: Modern Genocide 1500–2000. Melbourne University Publishing. ISBN 0-522-85477-X
  100. McClure, S. S. (1917), Obstacles to peace, Boston and New York: Houghton Mifflin company, p. 400-401.
  101. Soykirima Karsi Uluslarasi Analyis Dernegi. Retrieved 14 February 2013
  102. Hikmet ÖZDEMİR. "Ermeniler: Sürgün ve Göç." Originally published: 2004
  103. Davis, Leslie A.. "The Slaughterhouse Province: An American Diplomat's Report on the Armenian Genocide of 1915-1917." Originally published: New York: Aristide D. Caratzas, 1988, 224 pages. ISBN 0-89241-458-8
  104. ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ ۱۰۴٫۲ ۱۰۴٫۳ ۱۰۴٫۴ ۱۰۴٫۵ Aida Alayarian. "Consequences of Denial: The Armenian Genocide." Originally published: 2008
  105. http://www.armenocide.net. "Chapter 3: Pretexts for the Genocide and Defences." A Documentation of the Armenian Genocide in World War I
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ German documents "REPORT OF WANGENHEIM, GERMAN AMBASSADOR IN THE OTTOMAN EMPIRE TO THE REICHSKANZLER BEHTMANN-HOLLWEG." Originally published: JUNE 17, 1915
  107. ۱۰۷٫۰ ۱۰۷٫۱ ۱۰۷٫۲ ۱۰۷٫۳ Wolfgang Gust. "The Armenian Genocide: Evidence from the German Foreign Office Archives." Published by Berghahn Books, 2013
  108. halep valisi celal in anilari,vakit,12 kanunuevvel 1918
  109. HÜSEYİN KAZIM KADRİ "TÜRKİYE'NİN ÇÖKÜŞÜ ( II.MEŞRUTİYET'İN PERDE ARKASI,MAKEDONYA,ARNAVUTLUK,SURİYE VE ERMENİSTAN'IN ELDEN ÇIKIŞI )." Originally published: 1992
  110. American Committee for Armenian and Syrian Relief "Latest news concerning the Armenian and Syrian sufferers, May 24, 1916." Originally published: 1916
  111. Hovannisian, Richard (2003). The Armenian Genocide and International Law. pp. 146–153. ISBN 978-1-4128-2767-6. Retrieved June 19, 2010.
  112. حسین میر محمد صادقی، حقوق جزای بین‌الملل، مجموعه مقالات صفحه ۱۳۰ و ۱۳۱
  113. سامانتا پاور(۱۳۸۵)، معضلی برخاسته از جهنم: آمریکا و سده‌ها نسل‌کشی‌ها، ترجمه مارینا بنیاتیان، تهران: نشر چشمه، صفحه:۴۷–۴۸
  114. مبارزه با سخنان تنفرآمیز در رسانه‌های ترکیه
  115. Chris Aldrich. The Aldrich Dictionary of Phobias and Other Word Families. Trafford Publishing, 2002. ISBN 1-55369-886-X. стр. 225
  116. Black Garden, by Thomas De Waal (Aug 25, 2004), page 42
  117. Rendel, G. W. Foreign Office Memorandum on Turkish Massacres and Persecutions of Minorities since the Armistice. 20 مارس1922.
  118. ۱۱۸٫۰ ۱۱۸٫۱ ۱۱۸٫۲ ۱۱۸٫۳ ۱۱۸٫۴ ۱۱۸٫۵ From Empire to Republic: Turkish Nationalism and the Armenian Genocide,By Taner Akçam
  119. Turkish Politics and the Military,By William Hale
  120. 1926 ankara daki istiklal mahkiemesi,izmir suikasti iddianame ve savunmalar p.36
  121. husamettin erturk,milli mucadele senelerinde teskilat-i mahsusa.(ankara arastirmalar ve askerlik tarihi estitusu;on date)p.14,reported by bilge criss,isgal altinda istanbul,p.147
  122. Armenia on the Road to Independence, 1918,by:Richard G. Hovannisian,Published by University of California Press, 1967.p:195
  123. Isabel V. Hull. "Absolute Destruction: Military Culture and the Practices of War in Imperial." - Cornell University Press.p:280-281
  124. Gotthard Jäschke. "Ein Amerikanisches Mandat Für Die Türkei ?." -Publication Year: 1963. p:222
  125. Stefanos Yerasimos. "Kurtuluş Savaşı'nda Türk-Sovyet İlişkileri 1917-1923." -Yayın Tarihi:2000-11-01.p:292
  126. ۱۲۶٫۰ ۱۲۶٫۱ Ervand Kazarovich Sarkisi︠a︡n, Ervand Ghazari Sargsyan, Ruben G. Sahakian. "Vital issues in modern Armenian history: a documented exposé of misrepresentations in Turkish historiography." -Watertown, Mass. : Armenian Studies, 1965.p:56/66
  127. Baron & Gatrell, Nick & Peter (2004). Homelands: War, Population and Statehood in Eastern Europe and Russia, 1918-1924. Anthem Press. p. 186. ISBN 978-1-84331-120-1.
  128. سازمان اسناد ملی ایران ۸–۲۲۹۳۰۰۳۶۷۷
  129. Hovannisian, Richard G. (2008). The Armenian Genocide: Cultural and Ethical Legacies. New Brunswick, New Jersey: Transaction Publishers. p. 22. ISBN 978-1-4128-3592-3.
  130. Jones, Adam (2013). Genocide: A Comprehensive Introduction. Routledge. p. 114. ISBN 978-1-134-25981-6.
  131. آلفرد دوزایاس، نژادکشی ارامنه در سال‌های ۱۹۱۵–۱۹۲۳ و ارتباط آن با کنوانسیون نژادکشی سال ۱۹۴۸، ناشر فدراسیون ارامنه اروپا برای عدالت و دموکراسی، ترجمه آتوسا فخربخش، بروکسل، ژنو ۲۰۰۵
  132. . عبدالحمید دوم، خاطرات سلطان عبدالحمید دوم، به کوشش عصمت بوزداغ، ترجمه داود وفایی و حجت‌الله جودکی. صفحهٔ ۱۰۶
  133. رفعت مولان زاده، زوایای تاریک انقلاب عثمانی، ایروان، ۱۹۹۰
  134. رضا علی دیوان بیگی، سفر مهاجرت در نخستین جنگ جهانی، صفحه ۱۲۸–۱۲۹
  135. Hasan fehmi bey,from a speech given at secret session of the tbmm on 17 tesrinievveil 1336,October 1920,tbmm gizli celse zabitlari,vol.1.ankara 1985,p177
  136. در هفدهم نشریه الو ۱۳۳۶ اکتبر ۱۹۲۰ Tbmm سخنرانی حسن فهمی بی در جلسه محرمانه
  137. Pan-Turkism,From Irredentism to Cooperation,Jacob M. Landau
  138. 30 Jahre Dienst im Orient. Bund Schweizer Armenierfreunde (BSA), 1931,Jakob Künzler
  139. Lepsius,der todesgang,p.36
  140. ۱۴۰٫۰ ۱۴۰٫۱ ۱۴۰٫۲ ۱۴۰٫۳ Policies of the Committee for Union and Progress The Ottoman Documents and the Genocidal,Taner Akçam
  141. Essays on Genocide and Humanitarian Intervention,By Guenter Lewy
  142. Iki komite, iki kital,by Ahmet Refik, 1881-1937
  143. تلگراف‌های محرمانه طلعت پاشا برای نسل‌کشی ارمنیان
  144. Der Todesgang des armenischen Volkes" ("The way to death of the Armenian people")
  145. Dadrian, Vahakn N. (2004). The history of the Armenian genocide: ethnic conflict from the Balkans to Anatolia to the Caucasus (6th rev. ed.). New York: Berghahn Books. p. 221. ISBN 1-57181-666-6.
  146. مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت خارجه gh-1333-12-6-33
  147. vakit,alemdar and ikdam,اظهارات وزیر داخله در نوزدهم مارس 1919 منتشر شد
  148. Türk İnkılabı Tarihi (1940-67, 10 kitap, 3 cilt)
  149. خط همایون یا همایون خطی فرمانی بود که در 1856 برای اعطای آزادیهایی به اقلیتها تز طرف سلطان صادر شد ولی فقط روی کاغذ بود و اجرا نشد.
  150. هراند پاسدرماجیان. تاریخ ارمنستان. تهران: انتشارات زرین، ۱۳۷۷. شابک ‎۹۶۴-۴۰۷-۰۱۳-۵
  151. Samuel Cox, Diversions of a Diplomat in Turkey, New York, 1893
  152. McCarthy, Justin (1983). Muslims and minorities: the population of Ottoman Anatolia and the end of the empire. New York: New York University press,. ISBN 0-87150-963-6.
  153. the document is declassified as 1-8-58 of state department on 5 may 1961
  154. صلاح الدین به ی، عثمانی در نمایشگاه جهانی ۱۸۶۷، چاپ ۱۸۶۷ پاریس
  155. تاریخ کامل نسل‌کشی ارمنیان نویسنده:رایموند کوورکیان
  156. H. Özdemir, K. Çiçek, Ö. Turan, R. Çalık, Y. Halaçoğlu, Ermeniler: Sürgün ve Göç, TTK Yayınları, Ankara, 2005. p.49-50
  157. For the entire Cuinet account see: Vital Cuinet, La Turquie d'Asie: géographie administrative, statistique, descriptive et raisonée de chaque province de l'Asie-Mineure, 4 vols. , Paris, 1890-95. See also a useful description and critic of Cuinets figures by Sarkis Y. Karayan, Vital Cuinet’s La Turquie d’Asie: A Critical Evaluation of Cuinet’s Information about Armenians, Journal of the Society for Armenian Studies, Volume 11, 2000
  158. Cuinet Vital, La Turquie d’Asie, Paris
  159. Herman Wambery, published in Deutsche Rundschau, February 1896
  160. Lynch, H.F.B.(1901). Armenia, travels and studies. Volume I: The Russian Provinces. London: Longmans, Green, and Co.
  161. Marcel Leart
  162. http://www.armenews.com/IMG/La_question_Armenienne_a_la_lumiere_des_documents_1913.pdf
  163. مارسل لیرت،مورخ فرانسوی جمعیت ارمنیان آناتولی شرق
  164. http://www.armenian-genocide.org/1915-4.html
  165. Laub, Rebecca Joyce Frey ; foreword by Dori (2009). Genocide and international justice. New York: Facts On File. p. 80. ISBN 0-8160-7310-4.
  166. The Treatment of Armenians in the Ottoman Empire, 1915-1916: Documents Presented to Viscount Grey of Falloden by Viscount Bryce, James Bryce and Arnold Toynbee, Uncensored Edition. Ara Safarian (ed.) Princeton, N.J. : Gomidas Institute, 2000. ISBN 0-9535191-5-5
  167. Johannes lepsius,bericht uber die lage des armenichen volkes in der turkey,Potsdam,1916.5.p,298-303
  168. Arango, Tim (23 April 2015). "Hidden Armenians of Turkey Seek to Reclaim Their Erased Identities". The New York Times.
  169. Ziflioğlu, Vercihan (24 June 2011). "Hidden Armenians in Turkey expose their identities". Hürriyet Daily News. Retrieved 13 November 2013.
  170. Ziflioğlu, Vercihan (19 June 2012). "'Elective courses may be ice-breaker for all'". Hürriyet Daily News. Retrieved 24 June 2013.
  171. Khanlaryan, Karen (29 September 2005). "The Armenian ethnoreligious elements in the Western Armenia". Noravank Foundation. Retrieved 16 June 2013.
  172. صبیحه گویکچن یا خاتون سیبلیجیان معمای دختر خوانده کمال آتاتورک
  173. Gazzar, Brenda (23 October 2014). "Local Armenians Proud 'Orphan Rug' will be displayed at White House Visitor Center". Los Angeles Daily News.
  174. "Testimonies of Armenian Genocide children survivors in Turkish documentary literature". armeniangenocide100.org.
  175. "THE ARMENIAN GENOCIDE (1915-16): IN DEPTH". ushmm.org.
  176. "GENOCIDE AND EVACUATION THE EVACUATION OF ARMENIAN CHILDREN FROM THE OTTOMAN EMPIRE DURING 1915-1923". The Armenian Genocide Museum-Institute.
  177. "Report on the treatment of Armenian children in Trebizond, July 20, 1915". armenian-genocide.org.
  178. Alexis Demirdjian. "The Armenian Genocide Legacy." -Palgrave Macmillan; 1st ed. 2015 edition
  179. "White House Pledges to Release Armenian Genocide Orphan Rug for Display". armenianweekly.com.
  180. Robert M. Labaree. "The "Jihad" Rampant in Persia". Retrieved ۱۲ اکتبر ۲۰۱۱.
  181. تاریخ ایرانی (۰۹ آبان). «ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی‌طرفی کرد». تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  182. خانم روزیک دِر-آوانسیان (کارشناس علوم اجتماعی) (۹۴/۰۳/۲۳). «کتاب نسل‌کشی ارامنه و ۱۰۰ سال مطبوعات ایران». آونگ. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  183. اِمّا بگیجانیان (شماره ۳۵ - سال نهم - بهار ۱۳۸۵). «بازتاب قتل‌عام ارمنیان در مطبوعات ایران». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  184. "1915'te Osmanlı Ermenileri'nin maruz kaldığı Büyük Felâket'e duyarsız kalınmasını, bunun inkâr edilmesini vicdanım kabul etmiyor". ozurdiliyoruz.com.
  185. "Ozur Diliyoruz Front Page". Ozur DIliyoruz. Retrieved 15 May 2013.
  186. "Aydınlardan kampanya: Ermenilerden Özür diliyorum". Radikal. 04/12/2008. Retrieved 15 May 2013
  187. "Türkei: Erdogan lehnt Entschuldigung bei Armeniern ab". Spiegel (به German). Retrieved 15 May 2013.
  188. Shahnazarian, Nora (2009). "Breaking the Nation's Taboo" (PDF). Eurasia Policy. Retrieved 15 May 2013.
  189. Tait, Robert (17 December 2008). "Turkish PM dismisses apology for alleged Armenian genocide". Guardian. Retrieved 15 May 2013.
  190. Aydintasbas, Asli (12.26.08). "Should Turkey Apologize to the Armenians?". Forbes. Archived from the original on 26 May 2013. Retrieved 15 May 2013. Check date values in: |date= (help)
  191. The Poetics of Remembrance: Facing The Armenian Genocide,By Hakan Topal New York, NY, USA,April 21, 2015
  192. Baydar, Yavuz. "Facing Turkey's Past: Struma and 1915". Huffington Post. Retrieved 24 May 2013.
  193. "Hasan Cemal, Grandson of Cemal Pasha, Apoligizes for the Genocide". The Armenian Observer. 6 April 2011. Retrieved 25 May 2013.
  194. "Turkey's Gul Deems Shameful The Dismissal of Journalist That Wrote Book About Armenian Genocide". NEWS.am. 3 April 2013. Retrieved 25 May 2013. Cemal had visited Armenian capital city Yerevan's Genocide Memorial in 2008 and apologized to the Armenians for the genocide.
  195. گریگور قضاریان (شماره ۶۲ - سال شانزدهم - زمستان ۱۳۹۱). «نژادکشی ارمنیان از دیدگاه دکتر اوغور اومیت اونگور». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  196. Turkish Professor ready to acknowledge Turks' guilt for Armenian Genocide,Legal Professor Mithat Sancar delivered a statement at Ankara-hosted Hate Crimes international conference.
  197. «برای آنهایی که باور ندارند و آنهایی که تحریف تاریخ را به پاکی وجدان ترجیح می‌دهند». ترجمه توسط آرمینه آراکلیان. فصلنامه فرهنگی پیمان. شماره ۵۹ - سال پانزدهم - بهار ۱۳۹۱. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  198. کاتیا م. پلتکیان (شماره ۵۱ - سال چهاردهم - بهار ۱۳۸۹). «نژادکشی ارمنیان و انعکاس آن در روزنامه‌های وقت جهان». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  199. "Armenian Genocide: frontpage coverage in the foreign media". genocide-museum.am.
  200. "Press Coverage of the Armenian Genocide". Armenian National Institute.
  201. Los Angeles Examiner, Kemal Promises More Hangings of Political Antagonists in Turkey. 1 August 1926
  202. "Mustafa Kemal Atatürk (1881-1938)". greek-genocide.net.
  203. بخش‌هایی از روایت محمدعلی جمال‌زاده از سفر خود است که در کتاب «سرگذشت و کار جمال‌زاده» به چاپ رسیده‌است؛ وی همچنین مشاهدات خود را با عنوان «مشاهدات شخصی من در جنگ جهانی اول» در خرداد ۱۳۵۰ شمسی در ژنو، به رشته تحریر درآورده است.
  204. یحیی دولت‌آبادی، حیات یحیی، جلد چهارم، صفحه ۱۷–۱۹
  205. journal de geneve,ix.1915,p.18
  206. Balakian, Peter (2003). The Burning Tigris: The Armenian Genocide and America's Response. New York: HarperCollins. pp. 258–259. ISBN 0-06-055870-9.
  207. Peterson, Merrill D. (2004). "Starving Armenians": America and the Armenian Genocide, 1915-1930 and After. Charlottesville: University of Virginia Press, p. 120.
  208. خاچیک خاچِر (شماره ۳۵ - سال نهم - بهار ۱۳۸۵). «آرمین وگنر». فصلنامه فرهنگی پیمان. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  209. American Committee for Armenianand Syrian Relief
  210. "Cultural Genocide". mfa.am.
  211. "Cultural Genocide". Armenian Genocide Museum.
  212. "Armenian national-cultural Genocide. The Century-Long Struggle for Justice". Anna Givargizyan.
  213. "The Genocide of Armenian Culture" (PDF). Vardan Levoni Tadevosyan. line feed character in |title= at position 16 (help)
  214. "Modern Turkey and the Armenian Genocide". Nikolaus Schrodt.
  215. "On eve of anniversary, Turkey's 'cultural genocide' of Armenian history is ongoing". Tania Karas Religion News Service.
  216. "The Destruction of Memory". Robert Bevan. line feed character in |title= at position 16 (help)
  217. "The Truth About the Armenian Genocide". Mariana Kazarian.
  218. "Armenians Sue Turkey Claiming U.S. Air Base Land". Harut Sassounian.
  219. (Turkish) Yalçın, Soner. "Çankaya Köşkü'nün ilk sahibi Ermeni'ydi." Hürriyet. 25 March 2007
  220. "Turkish-Armenian War and the fall of the First Republic". By Andrew Andersen and Georg Egge.
  221. کتاب:اقدام شرم آور، نویسنده:تانر آکچام.ابتکارات دولت عثمانی،بحث در پارلمان عثمانی
  222. ملینه آنومیان. «برخی جمع‌بندی‌ها پیرامون محاکمات «ترک‌های جوان» در سال‌های ۱۹۲۱–۱۹۱۹ و ۱۹۲۶».
  223. Turkey’s EU Minister, Judge Giovanni Bonello And the Armenian Genocide - ‘Claim about Malta Trials is nonsense’. The Malta Independent. 19 April 2012. Retrieved 10 August 2013
  224. Bonello, Giovanni (2008). Histories of Malta - Confessions and Transgressions, Vol.9. Fondazzjoni Patrimonju Malti. ISBN 978-99932-7-224-3.
  225. کتاب:تاریخ محکوم می‌کند، نویسنده:مهرداد اردوان.محاکمه عاملان قتل‌عام ارمنیان
  226. Eminian, Sarkis J. (2004). West of Malatia: The Boys of '26. Bloomington, IN: AuthorHouse. p. 3. ISBN 978-1-4184-1262-3.
  227. Sylvia Kedourie,Turkey: Identity, Democracy, Politics. Routledge; New Ed edition (July 3, 1998). p. 252.
  228. ۲۲۸٫۰ ۲۲۸٫۱ ۲۲۸٫۲ ۲۲۸٫۳ ۲۲۸٫۴ ۲۲۸٫۵ ۲۲۸٫۶ ۲۲۸٫۷ Bogosian, Eric. "Operation Nemesis: The Assassination Plot that Avenged the Armenian Genocide." - Published April 21st 2015 by Little, Brown and Company. : 9780316292085.
  229. "Operation Nemesis". The assassination plot that avenged the Armenian Genocide.
  230. «شرح نماد و لوگوی یکصدمین سالگرد نسل‌کشی ارمنیان». آلیک. پنج شنبه، ۰۸ آبان ۱۳۹۳. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  231. «بازتاب گسترده راهپیمایی ارامنه تهران مقابل سفارت ترکیه در خبرگزاریهای داخلی و خارجی». موسسه ترجمه و تحقیق هور. ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  232. کارن خانلری (یکشنبه، ۰۶ مرداد ۱۳۹۲). «نطق دکتر کارن خانلری در مراسم گرامیداشت سالروز نسل‌کشی ارمنیان». موسسه ترجمه و تحقیق هور. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  233. کارن خانلری (چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳). «قدردانی از تلاش‌های مسئولان ایرانی در پی محکومیت نسل‌کشی ارامنه». "خانه ملت". تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  234. روبرت بگلریان (چهارشنبه، ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳). «ما ارمنیان نه تنها خواهان شناسایی رسمی بلکه در پی اجرای عدالت و جبران خسارت‌های ناشی از نسل‌کشی هستیم». موسسه ترجمه و تحقیق هور. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  235. روبرت بگلریان (چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳). «ما خواهان شناسایی رسمی و جبران خسارات ناشی از قتل‌عام ارامنه هستیم». تارنمای آذری‌ها. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  236. ""They Can Live in the Desert but Nowhere Else": A History of the Armenian Genocide". Princeton University Press, Farvardin 2, 1394 AP - History - pp. 336–7.
  237. ۲۳۷٫۰۰ ۲۳۷٫۰۱ ۲۳۷٫۰۲ ۲۳۷٫۰۳ ۲۳۷٫۰۴ ۲۳۷٫۰۵ ۲۳۷٫۰۶ ۲۳۷٫۰۷ ۲۳۷٫۰۸ ۲۳۷٫۰۹ ۲۳۷٫۱۰ ۲۳۷٫۱۱ ۲۳۷٫۱۲ ۲۳۷٫۱۳ ۲۳۷٫۱۴ ۲۳۷٫۱۵ ۲۳۷٫۱۶ ۲۳۷٫۱۷ ۲۳۷٫۱۸ ۲۳۷٫۱۹ ۲۳۷٫۲۰ ۲۳۷٫۲۱ ۲۳۷٫۲۲ ۲۳۷٫۲۳ ۲۳۷٫۲۴ ۲۳۷٫۲۵ ۲۳۷٫۲۶ ۲۳۷٫۲۷ ۲۳۷٫۲۸ Resolutions, Laws, and Declarations. "Armenian National Institute." - View a list of countries recognizing the Armenian Genocide.
  238. ۲۳۸٫۰۰ ۲۳۸٫۰۱ ۲۳۸٫۰۲ ۲۳۸٫۰۳ ۲۳۸٫۰۴ ۲۳۸٫۰۵ ۲۳۸٫۰۶ ۲۳۸٫۰۷ ۲۳۸٫۰۸ ۲۳۸٫۰۹ ۲۳۸٫۱۰ ۲۳۸٫۱۱ ۲۳۸٫۱۲ ۲۳۸٫۱۳ ۲۳۸٫۱۴ ۲۳۸٫۱۵ ۲۳۸٫۱۶ ۲۳۸٫۱۷ ۲۳۸٫۱۸ ۲۳۸٫۱۹ ۲۳۸٫۲۰ ۲۳۸٫۲۱ ۲۳۸٫۲۲ ۲۳۸٫۲۳ ۲۳۸٫۲۴ ۲۳۸٫۲۵ ۲۳۸٫۲۶ ۲۳۸٫۲۷ ۲۳۸٫۲۸ ۲۳۸٫۲۹ ۲۳۸٫۳۰ ۲۳۸٫۳۱ 71 Which countries, organization etc. have recognized the 1915 Genocide?. "cooperation with Union of Armenian Associations in Sweden." - QUESTIONS & ANSWERS: RECOGNITIONe.
  239. Закон Армянской Советской Социалистической Республики "Об осуждении геноцида армян 1915 года в Османской Турции", Ведомости Верховного Совета Армянской ССР, 1988, 30 ноября, № 22, с. 312
  240. "Council of Europe Parliamentary Assembly Written Declaration No. 320 – Recognition of the Armenian Genocide". شورای اروپا. Retrieved June 2, 2016.
  241. "European Alliance of YMCAs". armenian-genocide.org. Retrieved June 2, 2016.
  242. "Mercosur Parliament condemned the Armenian Genocide". mercopress.com.
  243. "World Council of Churches". armenian-genocide.org.
  244. "Latin American Parliament, August 1, 2015". Prensaarmenia.com.ar. August 1, 2015.
  245. "European Green Party". Armeniangenocide100.org. Retrieved June 2, 2016.
  246. آرسن نظریان (۰۶ مرداد ۱۳۹۲). «مسئله شناسایی نسل‌کشی ارامنه». موسسه ترجمه و تحقیق هور. تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  247. "Ayse Nur Zarakolu". independent.co.uk.
  248. «برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد نسل‌کشی ارامنه در ترکیه». خبرگزاری oratert.
  249. "Human Rights Association of Turkey, Istanbul Branch". armenian-genocide.org.
  250. «Iranian President Mohammad Khatami visits the Memorial Complex of Armenia Genocide Tsitsernakaberd». photolure.am. ۲۰۰۴-۰۹-۰۹.
  251. The number of states in the United States recognising the Armenian Genocide. Armenian National Institute, Armenian National Institute, Inc.
  252. Hadjilyra, Alexander-Michael (2009). The Armenians of Cyprus. Kalaydjian Foundation. p. 32.
  253. "A talk for Holocaust Memorial Day 2005 - by Mike Joseph - delivered on 26 January 2005 at the Temple of Peace, Cardiff". crag.org.uk.
  254. "Parliament of Scotland passes motion on Armenian Genocide". News.am. Retrieved June 2, 2016.
  255. "Scotland, North Ireland and Wales recognize Armenian Genocide". News.am. Retrieved June 2, 2016.
  256. "Armenian Genocide Commemoration". nsw.gov.au. Archived from the original on January 19, 2012.
  257. "Basque Parliament recognises Armenian Genocide". Panarmenian.net. Retrieved June 2, 2016.
  258. Mher Margaryan. "Catalonia Parliament recognises the Armenian Genocide". Armradio.am. Archived from the original on March 14, 2010.
  259. "Balearic Islands Parliament recognises the Armenian Genocide". Panorama.am.
  260. "Parliament of Navarre Recognizes Armenian Genocide". Asbarez. June 24, 2014.
  261. "Parliament of Aragon in Spain Recognizes Armenian Genocide". Asbarez. December 2, 2015.
  262. "ŞERÊ CÎHANÊ YÊ YEKEMÎN (1914-1918) PEYMANA SEWRÊ YA AŞTIYÊ". pdk-xoybun.com. 2001.
  263. "Kurdistan Recognizes the Armenian Genocide". cilicia.com.
  264. "Armenian genocide: Kurdish leaders set moral example to Turkey by facing their crimes". ibtimes.co.uk.
  265. گلی سور آکوم (۶ مهر ۱۳۹۲). «رهبران کُرد در مراسم رونمایی از بنای یادبود قربانیان قتل‌عام ارمنیان و آسوریان، از آن‌ها عذرخواهی کردند». دوهفته نامه «هویس» شماره ۱۵۵.
  266. "Story of Near East Relief" by James L. Barton, New York, 1930, p. 22. Collection of Near East Relief Society

کتابهایی در خصوص نسل‌کشی ارمنیان

پیوند به بیرون

Armenian Genocide
Part of the late Ottoman genocides[1][2]
Marcharmenians.jpg
Armenian civilians, escorted by Ottoman soldiers, marched through Harput (Kharpert) to a prison in nearby Mezireh (present-day Elâzığ), April 1915
Location
Date1914–1923[note 1]
TargetArmenian population
Attack type
Deportation, genocide, mass murder, starvation
Deathsc. 1.5 million (disputed)[note 2]
PerpetratorsOttoman Empire (Committee of Union and Progress)
MotiveAnti-Armenian sentiment,[8] Turkification

The Armenian Genocide (Armenian: Հայոց ցեղասպանություն,[note 3] Hayots tseghaspanutyun), also known as the Armenian Holocaust,[9] was the Ottoman government's systematic extermination of 1.5 million Armenians,[note 2] mostly citizens within the Ottoman Empire.[10][11] The starting date is conventionally held to be 24 April 1915, the day that Ottoman authorities rounded up, arrested, and deported from Constantinople (now Istanbul) to the region of Ankara, 235 to 270 Armenian intellectuals and community leaders, the majority of whom were eventually murdered. The genocide was carried out during and after World War I and implemented in two phases—the wholesale killing of the able-bodied male population through massacre and subjection of army conscripts to forced labour, followed by the deportation of women, children, the elderly, and the infirm on death marches leading to the Syrian Desert. Driven forward by military escorts, the deportees were deprived of food and water and subjected to periodic robbery, rape, and massacre.[12] Other ethnic groups were similarly targeted for extermination in the Assyrian genocide and the Greek genocide, and their treatment is considered by some historians to be part of the same genocidal policy.[1][2] Most Armenian diaspora communities around the world came into being as a direct result of the genocide.[13]

Raphael Lemkin was moved specifically by the annihilation of the Armenians to define systematic and premeditated exterminations within legal parameters and coin the word genocide in 1943.[14] The Armenian Genocide is acknowledged to have been one of the first modern genocides,[15][16][17] because scholars point to the organized manner in which the killings were carried out. It is the second most-studied case of genocide after the Holocaust.[18]

Turkey denies the word genocide is an accurate term for these crimes. In recent years, Turkey has been faced with repeated calls to recognize them as genocide.[19] As of 2018, 29 countries have officially recognized the mass killings as genocide, as have most genocide scholars and historians.[20][21]

Contents

Terminology

Lemkin: the origin of the word "genocide", (CBS News)

The Armenian Genocide took place before the coining of the term genocide. English-language words and phrases used by contemporary accounts to characterise the event include "massacres", "atrocities", "annihilation", "holocaust", "the murder of a nation", "race extermination" and "a crime against humanity".[22] Raphael Lemkin coined "genocide" in 1943, with the fate of the Armenians in mind; he later explained that: "it happened so many times ... It happened to the Armenians, then after the Armenians Hitler took action."[23]

The survivors of the genocide used a number of Armenian terms to name the event. Mouradian writes that Yeghern (Crime/Catastrophe), or variants like Medz Yeghern (Great Crime) and Abrilian Yeghern (the April Crime) were the terms most commonly used.[24] The name Aghed, usually translated as "Catastrophe", was, according to Beledian, the term most often used in Armenian literature to name the event.[25] After the coining of the term genocide, the portmanteau word Armenocide was also used as a name for the Armenian Genocide.[26]

Works that seek to deny the Armenian Genocide often attach qualifying words against the term genocide, such as "so-called", "alleged" or "disputed," or characterise it as a "controversy", or dismiss it as "Armenian allegations", "Armenian claims"[27] or "Armenian lies", or employ euphemisms to avoid the word genocide, such as calling it a "tragedy for both sides", or "the events of 1915".[28][non-primary source needed] American President Barack Obama's use of the term Medz Yeghern when referring to the Armenian Genocide has been described "as a means of avoiding the word genocide".[29]

Several international organizations have conducted studies of the atrocities, each in turn determining that the term "genocide" aptly describes "the Ottoman massacre of Armenians in 1915–16".[30] Among the organizations affirming this conclusion are the International Center for Transitional Justice,[30] the International Association of Genocide Scholars,[31] and the United Nations' Sub-Commission on Prevention of Discrimination and Protection of Minorities.[32]

In 2005, the International Association of Genocide Scholars affirmed that scholarly evidence revealed the "Young Turk government of the Ottoman Empire began a systematic genocide of its Armenian citizens – an unarmed Christian minority population.[33] More than a million Armenians were exterminated through direct killing, starvation, torture, and forced death marches". The IAGS also condemned Turkish attempts to deny the factual and moral reality of the Armenian Genocide. In 2007, the Elie Wiesel Foundation for Humanity produced a letter[34] signed by 53 Nobel Laureates re-affirming the Genocide Scholars' conclusion that the 1915 killings of Armenians constituted genocide.[35]

Audio recording of Section 3 of Martyred Armenia, by Fa'iz El-Ghusein

Bat Ye'or has suggested that "the genocide of the Armenians was a jihad".[36] Ye'or holds jihad and what she calls "dhimmitude" to be among the "principles and values" that led to the Armenian Genocide.[37] This perspective is challenged by Fà'iz el-Ghusein, a Bedouin Arab witness of the Armenian persecution, whose 1918 treatise aimed "to refute beforehand inventions and slanders against the Faith of Islam and against Moslems generally ... [W]hat the Armenians have suffered is to be attributed to the Committee of Union and Progress ... [I]t has been due to their nationalist fanaticism and their jealousy of the Armenians, and to these alone; the Faith of Islam is guiltless of their deeds".[38]:49 Arnold Toynbee writes that "the Young Turks made Pan-Islamism and Turkish Nationalism work together for their ends, but the development of their policy shows the Islamic element receding and the Nationalist gaining ground".[39] Toynbee and various other sources report that many Armenians were spared death by marrying into Turkish families or converting to Islam. Concerned that Westerners would come to regard the "extermination of the Armenians" as "a black stain on the history of Islam, which the ages will not efface", El-Ghusein also observes that many Armenian converts were put to death.[38]:39 In one instance, when an Islamic leader appealed to spare Armenian converts to Islam, El-Ghusein quotes a government official as responding that "politics have no religion", before sending the converts to their deaths.[38]:49

Background

Armenians under Ottoman rule

The western portion of historical Armenia, known as Western Armenia, had come under Ottoman jurisdiction by the Peace of Amasya (1555) and was permanently divided from Eastern Armenia by the Treaty of Zuhab (1639).[40] Thereafter, the region was alternatively referred to as "Turkish" or "Ottoman" Armenia.[41] The vast majority of Armenians were grouped together into a semi-autonomous community, the Armenian millet, which was led by one of the spiritual heads of the Armenian Apostolic Church, the Armenian Patriarch of Constantinople. Armenians were mainly concentrated in the eastern provinces of the Ottoman Empire, although large communities were also found in the western provinces, as well as in the capital, Constantinople.

The Armenian community was made up of three religious denominations: Armenian Catholic, Armenian Protestant, and Armenian Apostolic, the Church of the vast majority of Armenians. Under the millet system, the Armenian community was allowed to rule itself under its own system of governance with fairly little interference from the Ottoman government. Most Armenians—approximately 70%—lived in poor and dangerous conditions in the rural countryside, with the exception of the wealthy, Constantinople-based Amira class, a social elite whose members included the Duzians (Directors of the Imperial Mint), the Balyans (Chief Imperial Architects) and the Dadians (Superintendent of the Gunpowder Mills and manager of industrial factories).[42][43] Ottoman census figures clash with the statistics collected by the Armenian Patriarchate, but according to the latter, there were almost three million Armenians living in the empire in 1878 (400,000 in Constantinople and the Balkans, 600,000 in Asia Minor and Cilicia, 670,000 in Lesser Armenia and the area near Kayseri, and 1,300,000 in Western Armenia).[44]

In the eastern provinces, the Armenians were subject to the whims of their Turkish and Kurdish neighbors, who would regularly overtax them, subject them to brigandage and kidnapping, force them to convert to Islam, and otherwise exploit them without interference from central or local authorities.[43] In the Ottoman Empire, in accordance with the dhimmi system implemented in Muslim countries, they, like all other Christians and also Jews, were accorded certain freedoms. The dhimmi system in the Ottoman Empire was largely based upon the Pact of Umar. The client status established the rights of the non-Muslims to property, livelihood and freedom of worship, but they were in essence treated as second-class citizens in the empire and referred to in Turkish as gavours, a pejorative word meaning "infidel" or "unbeliever". The clause of the Pact of Umar which prohibited non-Muslims from building new places of worship was historically imposed on some communities of the Ottoman Empire and ignored in other cases, at the discretion of local authorities. Although there were no laws mandating religious ghettos, this led to non-Muslim communities being clustered around existing houses of worship.[45][46]

In addition to other legal limitations, Christians were not considered equals to Muslims and several prohibitions were placed on them. Testimony against Muslims by Christians and Jews was inadmissible in courts of law wherein a Muslim could be punished; this meant that their testimony could only be considered in commercial cases. They were forbidden to carry weapons or ride atop horses and camels. Their houses could not overlook those of Muslims; and their religious practices were severely circumscribed, e.g., the ringing of church bells was strictly forbidden.[45][47]

Reform, 1840s–1880s

German ethnographic map of Asia Minor and Caucasus in 1914. Armenians are labeled in blue.

In the mid-19th century, the three major European powers, Great Britain, France and Russia, began to question the Ottoman Empire's treatment of its Christian minorities and pressure it to grant equal rights to all its subjects. From 1839 to the declaration of a constitution in 1876, the Ottoman government instituted the Tanzimat, a series of reforms designed to improve the status of minorities. Nevertheless, most of the reforms were never implemented because the empire's Muslim population rejected the principle of equality for Christians. By the late 1870s, the Greeks, along with several other Christian nations in the Balkans, frustrated with their conditions, had, often with the help of the Entente powers, broken free of Ottoman rule.[48]:192[49]

The Armenians remained, by and large, passive during these years, earning them the title of millet-i sadika or the "loyal millet".[50] In the mid-1860s and early 1870s this passivity gave way to new currents of thinking in Armenian society. Led by intellectuals educated at European universities or American missionary schools in Turkey, Armenians began to question their second-class status and press for better treatment from their government. In one such instance, after amassing the signatures of peasants from Western Armenia, the Armenian Communal Council petitioned the Ottoman government to redress their principal grievances: "the looting and murder in Armenian towns by [Muslim] Kurds and Circassians, improprieties during tax collection, criminal behavior by government officials and the refusal to accept Christians as witnesses in trial". The Ottoman government considered these grievances and promised to punish those responsible, but no meaningful steps to do so were ever taken.[47]:36

Following the violent suppression of Christians during the Great Eastern Crisis, particularly in Bosnia and Herzegovina, Bulgaria and Serbia, the United Kingdom and France invoked the 1856 Treaty of Paris by claiming that it gave them the right to intervene and protect the Ottoman Empire's Christian minorities.[47]:35ff Under growing pressure, the government of Sultan Abdul Hamid II declared itself a constitutional monarchy with a parliament (which was almost immediately prorogued) and entered into negotiations with the powers. At the same time, the Armenian patriarch of Constantinople, Nerses II, forwarded Armenian complaints of widespread "forced land seizure ... forced conversion of women and children, arson, protection extortion, rape, and murder" to the Powers.[47]:37

The Russo-Turkish War of 1877–1878 ended with Russia's decisive victory and its army in occupation of large parts of eastern Turkey, but not before entire Armenian districts had been devastated by massacres carried out with the connivance of Ottoman authorities. In the wake of these events, Patriarch Nerses and his emissaries made repeated approaches to Russian leaders to urge the inclusion of a clause granting local self-government to the Armenians in the forthcoming Treaty of San Stefano, which was signed on 3 March 1878. The Russians were receptive and drew up the clause, but the Ottomans flatly rejected it during negotiations. In its place, the two sides agreed on a clause making the Sublime Porte's implementation of reforms in the Armenian provinces a condition of Russia's withdrawal, thus designating Russia the guarantor of the reforms.[51] The clause entered the treaty as Article 16 and marked the first appearance of what came to be known in European diplomacy as the Armenian Question.

On receiving a copy of the treaty, Britain promptly objected to it and particularly Article 16, which it saw as ceding too much influence to Russia. It immediately pushed for a congress of the great powers to be convened to discuss and revise the treaty, leading to the Congress of Berlin in June–July 1878. [note 4] Patriarch Nerses sent a delegation led by his distinguished predecessor, Archbishop Khrimian Hayrik, to speak for the Armenians, but it was not admitted into the sessions on the grounds that it did not represent a country. Confined to the periphery, the delegation did its best to contact the representatives of the powers and argue the case for Armenian administrative autonomy within the Ottoman Empire, but to little effect.

Following an understanding reached with Ottoman representatives, Britain drew up an emasculated version of Article 16 to replace the original, a clause that retained the call for reforms, but omitted any reference to the Russian occupation, thereby dispensing with the principal guarantee of their implementation. Despite an ambiguous reference to Great Power supervision, the clause failed to offset the removal of the Russian guarantee with any tangible equivalent, thus leaving the timing and fate of the reforms to the discretion of the Sublime Porte.[47]:38–39 The clause was readily adopted as Article 61 of the Treaty of Berlin on the last day of the Congress, 13 July 1878, to the deep disappointment of the Armenian delegation.

Armenian national liberation movement

Prospects for reforms faded rapidly following the signing of the Berlin treaty, as security conditions in the Armenian provinces went from bad to worse and abuses proliferated. Upset with this turn of events, a number of disillusioned Armenian intellectuals living in Europe and Russia decided to form political parties and societies dedicated to the betterment of their compatriots in the Ottoman Empire. In the last quarter of the 19th century, this movement came to be dominated by three parties: the Armenakan, whose influence was limited to Van, the Social Democrat Hunchakian Party, and the Armenian Revolutionary Federation (Dashnaktsutiun). Ideological differences aside, all the parties had the common goal of achieving better social conditions for the Armenians of the Ottoman Empire through self-defense[53] and advocating increased European pressure on the Ottoman government to implement the promised reforms.

Hamidian massacres, 1894–1896

Corpses of massacred Armenians in Erzurum in 1895.[54]

Soon after the Treaty of Berlin was signed, Sultan Abdul Hamid II (1876–1909) attempted to forestall the implementation of its reform provisions by asserting that Armenians did not make up a majority in the provinces and that their reports of abuses were largely exaggerated or false. In 1890, Abdul Hamid created a paramilitary outfit known as the Hamidiye, which was mostly made up of Kurdish irregulars tasked to "deal with the Armenians as they wished".[46]:40 As Ottoman officials intentionally provoked rebellions (often as a result of over-taxation) in Armenian populated towns, such as in Sasun in 1894 and Zeitun in 1895–1896, those regiments were increasingly used to deal with the Armenians by way of oppression and massacre. In some instances, Armenians successfully fought off the regiments and in 1895 brought the excesses to the attention of the Great Powers, who subsequently condemned the Porte.[47]:40–42

In May 1895, the Powers forced Abdul Hamid to sign a new reform package designed to curtail the powers of the Hamidiye, but, like the Berlin Treaty, it was never implemented. On 1 October 1895, 2,000 Armenians assembled in Constantinople to petition for the implementation of the reforms, but Ottoman police units violently broke the rally up.[46]:57–58 Soon, massacres of Armenians broke out in Constantinople and then engulfed the rest of the Armenian-populated provinces of Bitlis, Diyarbekir, Erzurum, Harput, Sivas, Trabzon, and Van. Estimates differ on how many Armenians were killed, but European documentation of the pogroms, which became known as the Hamidian massacres, placed the figures at between 100,000 and 300,000.[55]

Although Hamid was never directly implicated, it is believed that the massacres had his tacit approval.[47]:42 Frustrated with European indifference to the massacres, a group of members of the Armenian Revolutionary Federation seized the European-managed Ottoman Bank on 26 August 1896. This incident brought further sympathy for Armenians in Europe and was lauded by the European and American press, which vilified Hamid and painted him as the "great assassin", "bloody Sultan", and "Abdul the Damned".[46]:35, 115 The Great Powers vowed to take action and enforce new reforms, which never came to fruition due to conflicting political and economic interests.

Prelude to the genocide

The Young Turk Revolution of 1908

Armenians of Constantinople celebrating the establishment of the CUP government

On 24 July 1908, Armenians' hopes for equality in the Ottoman Empire brightened when a coup d'état staged by officers in the Ottoman Third Army based in Salonika removed Abdul Hamid II from power and restored the country to a constitutional monarchy. The officers were part of the Young Turk movement that wanted to reform administration of the perceived decadent state of the Ottoman Empire and modernize it to European standards.[56] The movement was an anti-Hamidian coalition made up of two distinct groups, the liberal constitutionalists and the nationalists. The former were more democratic and accepting of Armenians, whereas the latter were less tolerant of Armenians and their frequent requests for European assistance.[46]:140–41 In 1902, during a congress of the Young Turks held in Paris, the heads of the liberal wing, Sabahaddin and Ahmed Riza Bey, partially persuaded the nationalists to include in their objectives ensuring some rights for all the minorities of the empire.

One of the numerous factions within the Young Turk movement was a secret revolutionary organization called the Committee of Union and Progress (CUP). It drew its membership from disaffected army officers based in Salonika and was behind a wave of mutinies against the central government. In 1908, elements of the Third Army and the Second Army Corps declared their opposition to the Sultan and threatened to march on the capital to depose him. Hamid, shaken by the wave of resentment, stepped down from power as Armenians, Greeks, Assyrians, Arabs, Bulgarians and Turks alike rejoiced in his dethronement.[46]:143–44

The Adana massacre of 1909

The Armenian quarter after the massacres in Adana in 1909

A countercoup took place in early 1909, ultimately resulting in the 31 March Incident on 13 April 1909. Some reactionary Ottoman military elements, joined by Islamic theological students, aimed to return control of the country to the Sultan and the rule of Islamic law. Riots and fighting broke out between the reactionary forces and CUP forces, until the CUP was able to put down the uprising and court-martial the opposition leaders.

While the movement initially targeted the Young Turk government, it spilled over into pogroms against Armenians who were perceived as having supported the restoration of the constitution.[47]:68–69 About 4,000 Turkish civilians and soldiers participated in the rampage.[57] Estimates of the number of Armenians killed in the course of the Adana massacre range between 15,000 and 30,000 people.[47]:69[58]

Conflict in the Balkans and Russia

In 1912, the First Balkan War broke out and ended with the defeat of the Ottoman Empire as well as the loss of 85% of its European territory. Many in the empire saw their defeat as "Allah's divine punishment for a society that did not know how to pull itself together".[47]:84 The Turkish nationalist movement in the country gradually came to view Anatolia as their last refuge. The Armenian population formed a significant minority in this region.

An important consequence of the Balkan Wars was also the mass expulsion of Muslims (known as muhacirs) from the Balkans. Beginning in the mid-19th century, hundreds of thousands of Muslims, including Turks, Circassians, and Chechens, were forcibly expelled and others voluntarily migrated from the Caucasus and the Balkans (Rumelia) as a result of the Russo-Turkish wars, the Circassian genocide and the conflicts in the Balkans. Muslim society in the empire was incensed by this flood of refugees. A journal published in Constantinople expressed the mood of the times: "Let this be a warning ... O Muslims, don't get comfortable! Do not let your blood cool before taking revenge".[47]:86 As many as 850,000 of these refugees were settled in areas where the Armenians resided. The muhacirs resented the status of their relatively well-off neighbors and, as historian Taner Akçam and others have noted, some of them came to play a pivotal role in the killings of the Armenians and the confiscation of their properties during the genocide.[47]:86–87

World War I

On 2 November 1914, the Ottoman Empire opened the Middle Eastern theater of World War I by entering hostilities on the side of the Central Powers and against the Allies. The battles of the Caucasus Campaign, the Persian Campaign and the Gallipoli Campaign affected several populous Armenian centers. Before entering the war, the Ottoman government had sent representatives to the Armenian congress at Erzurum to persuade Ottoman Armenians to facilitate its conquest of Transcaucasia by inciting an insurrection of Russian Armenians against the Russian army in the event a Caucasus front was opened.[47]:136[59] On 24 December 1914, Minister of War Enver Pasha implemented a plan to encircle and destroy the Russian Caucasus Army at Sarikamish in order to regain territories lost to Russia after the Russo-Turkish War of 1877–1878. Enver Pasha's forces were routed in the battle, and almost completely destroyed. Returning to Constantinople, Enver Pasha publicly blamed his defeat on Armenians in the region having actively sided with the Russians.[46]:200 In November 1914 Shaykh ul-Islam proclaimed Jihad (Holy War) against the Christians: this was later used as a factor to provoke radical masses in the implementation of the Armenian Genocide.[60]

Labour battalions

On 25 February 1915, the Ottoman General Staff released the War Minister Enver Pasha's Directive 8682 on "Increased security and precautions" to all military units calling for the removal of all ethnic Armenians serving in the Ottoman forces from their posts and for their demobilization. They were assigned to the unarmed Labour battalions (Turkish: amele taburları). The directive accused the Armenian Patriarchate of releasing State secrets to the Russians. Enver Pasha explained this decision as "out of fear that they would collaborate with the Russians".[61] Traditionally, the Ottoman Army only drafted non-Muslim males between the ages of 20 and 45 into the regular army. The younger (15–20) and older (45–60) non-Muslim soldiers had always been used as logistical support through the labour battalions. Before February, some of the Armenian recruits were utilized as labourers (hamals), though they would ultimately be executed.[62] Transferring Armenian conscripts from active combat to passive, unarmed logistic sections was an important precursor to the subsequent genocide. As reported in The Memoirs of Naim Bey, the execution of the Armenians in these battalions was part of a premeditated strategy of the CUP. Many of these Armenian recruits were executed by local Turkish gangs.[46]:178

Van, April 1915

Armed Armenian civilians and self-defense units during the Siege of Van in April–May 1915

On 19 April 1915, Jevdet Bey demanded that the city of Van immediately furnish him 4,000 soldiers under the pretext of conscription. However, it was clear to the Armenian population that his goal was to massacre the able-bodied men of Van so that there would be no defenders. Jevdet Bey had already used his official writ in nearby villages, ostensibly to search for arms, but in fact to initiate wholesale massacres.[46]:202 The Armenians offered five hundred soldiers and exemption money for the rest in order to buy time, but Jevdet Bey accused the Armenians of "rebellion" and asserted his determination to "crush" it at any cost. "If the rebels fire a single shot", he declared, "I shall kill every Christian man, woman, and" (pointing to his knee) "every child, up to here".[63]:205

The next day, 20 April 1915, the siege of Van began when an Armenian woman was harassed, and the two Armenian men who came to her aid were killed by Ottoman soldiers. The Armenian defenders protected the 30,000 residents and 15,000 refugees living in an area of roughly one square kilometer of the Armenian Quarter and suburb of Aigestan with 1,500 ablebodied riflemen who were supplied with 300 rifles and 1,000 pistols and antique weapons. The conflict lasted until General Yudenich of Russia came to their rescue.[64]

Reports of the conflict reached then United States Ambassador to the Ottoman Empire Henry Morgenthau, Sr. from Aleppo and Van, prompting him to raise the issue in person with Talaat and Enver. As he quoted to them the testimonies of his consulate officials, they justified the deportations as necessary to the conduct of the war, suggesting that complicity of the Armenians of Van with the Russian forces that had taken the city justified the persecution of all ethnic Armenians.[63]:300

Arrest and deportation of Armenian notables, April 1915

Some Armenian intellectuals arrested on 24 April 1915, and following weeks, then deported and killed.

By 1914, Ottoman authorities had already begun a propaganda drive to present Armenians living in the Ottoman Empire as a threat to the empire's security. An Ottoman naval officer in the War Office described the planning:

In order to justify this enormous crime the requisite propaganda material was thoroughly prepared in Istanbul. [It included such statements as] 'the Armenians are in league with the enemy. They will launch an uprising in Istanbul, kill off the Ittihadist leaders and will succeed in opening up the straits [of the Dardanelles]'.[48]:220

Interior Minister Talaat Pasha, who ordered the arrests.

On the night of 23–24 April 1915, known as Red Sunday (Armenian: Կարմիր Կիրակի Garmir Giragi), the Ottoman government rounded up and imprisoned an estimated 250 Armenian intellectuals and community leaders of the Ottoman capital, Constantinople, and later those in other centers, who were moved to two holding centers near Ankara.[46]:211–12 This date coincided with Allied troop landings at Gallipoli after unsuccessful Allied naval attempts to break through the Dardanelles to Constantinople in February and March 1915.

Following the passage of Tehcir Law on 29 May 1915, the Armenian leaders, except for the few who were able to return to Constantinople, were gradually deported and assassinated.[65][66][67][68][69] The date 24 April is commemorated as Genocide Remembrance Day by Armenians around the world.

Deportations

Map of massacre locations and deportation and extermination centers.[70]

In May 1915, Mehmet Talaat Pasha requested that the cabinet and Grand Vizier Said Halim Pasha legalize a measure for the deportation of Armenians to other places due to what Talaat Pasha called "the Armenian riots and massacres, which had arisen in a number of places in the country". However, Talaat Pasha was referring specifically to events in Van and extending the implementation to the regions in which alleged "riots and massacres" would affect the security of the war zone of the Caucasus Campaign. Later, the scope of the deportation was widened in order to include the Armenians in the other provinces.[71]

The remains of Armenians massacred at Erzinjan.[63]:364

On 29 May 1915, the CUP Central Committee passed the Temporary Law of Deportation ("Tehcir Law"), giving the Ottoman government and military authorization to deport anyone it "sensed" as a threat to national security.[46]:186–88

Newspaper clipping: MILLION ARMENIANS KILLED OR IN EXILE; American Committee on Relief Says Victims of Turks Are Steadily Increasing; POLICY OF EXTERMINATION; More Atrocities Detailed in Support of Charge That Turkey Is Acting Deliberately.
Headline of The New York Times, 15 December 1915[72]

With the implementation of the Tehcir Law, the confiscation of Armenian property and the slaughter of Armenians that ensued upon its enactment outraged much of the Western world. While the Ottoman Empire's wartime allies offered little protest, a wealth of German and Austrian historical documents has since come to attest to the witnesses' horror at the killings and mass starvation of Armenians.[73]:329–31[74]:212–13 In the United States, The New York Times reported almost daily on the mass murder of the Armenian people, describing the process as "systematic", "authorized" and "organized by the government". Theodore Roosevelt would later characterize this as "the greatest crime of the war".[75]

Historian Hans-Lukas Kieser states that, from the statements of Talaat Pasha[76] it is clear that the officials were aware that the deportation order was genocidal.[77] Another historian Taner Akçam states that the telegrams show that the overall coordination of the genocide was taken over by Talaat Pasha.[78] In 2017, Akçam was able to access one of the original telegrams, archived in Jerusalem, which inquired about Armenian liquidation and elimination.[79]

Death marches

An Armenian woman kneeling beside a dead child in a field "within sight of help and safety at Aleppo"[80]

The Armenians were marched out to the Syrian town of Deir ez-Zor and the surrounding desert. The Ottoman government deliberately withheld the facilities and supplies that would have been necessary to sustain the life of hundreds of thousands of Armenian deportees during and after their forced march to the Syrian desert.[81][82][83] By August 1915, The New York Times repeated an unattributed report that "the roads and the Euphrates are strewn with corpses of exiles, and those who survive are doomed to certain death. It is a plan to exterminate the whole Armenian people".[84] Talaat Pasha and Djemal Pasha were completely aware that by abandoning the Armenian deportees in the desert they were condemning them to certain death.[85] A dispatch from a "high diplomatic source in Turkey, not American, reporting the testimony of trustworthy witnesses" about the plight of Armenian deportees in northern Arabia and the Lower Euphrates valley was extensively quoted by The New York Times in August 1916:

The witnesses have seen thousands of deported Armenians under tents in the open, in caravans on the march, descending the river in boats and in all phases of their miserable life. Only in a few places does the Government issue any rations, and those are quite insufficient. The people, therefore, themselves are forced to satisfy their hunger with food begged in that scanty land or found in the parched fields.

Naturally, the death rate from starvation and sickness is very high and is increased by the brutal treatment of the authorities, whose bearing toward the exiles as they are being driven back and forth over the desert is not unlike that of slave drivers. With few exceptions no shelter of any kind is provided and the people coming from a cold climate are left under the scorching desert sun without food and water. Temporary relief can only be obtained by the few able to pay officials.[81]

Similarly, Major General Friedrich Freiherr Kress von Kressenstein noted that "The Turkish policy of causing starvation is an all too obvious proof, if proof was still needed as to who is responsible for the massacre, for the Turkish resolve to destroy the Armenians".[48]:350

German engineers and labourers involved in building the railway also witnessed Armenians being crammed into cattle cars and shipped along the railroad line. Franz Gunther, a representative for Deutsche Bank which was funding the construction of the Baghdad Railway, forwarded photographs to his directors and expressed his frustration at having to remain silent amid such "bestial cruelty".[46]:326 Major General Otto von Lossow, acting military attaché and head of the German Military Plenipotentiary in the Ottoman Empire, spoke to Ottoman intentions in a conference held in Batum in 1918:

The Turks have embarked upon the "total extermination of the Armenians in Transcaucasia ... The aim of Turkish policy is, as I have reiterated, the taking of possession of Armenian districts and the extermination of the Armenians. Talaat's government wants to destroy all Armenians, not just in Turkey, but also outside Turkey. On the basis of all the reports and news coming to me here in Tiflis there hardly can be any doubt that the Turks systematically are aiming at the extermination of the few hundred thousand Armenians whom they left alive until now.[48]:349

Rape was an integral part of the genocide;[86] military commanders told their men to "do to [the women] whatever you wish", resulting in widespread sexual abuse. Deportees were displayed naked in Damascus and sold as sex slaves in some areas, including Mosul according to the report of the German consul there, constituting an important source of income for accompanying soldiers.[87] Dr. Walter Rössler, the German consul in Aleppo during the genocide, heard from an "objective" Armenian that around a quarter of young women, whose appearance was "more or less pleasing", were regularly raped by the gendarmes, and that "even more beautiful ones" were violated by 10–15 men. This resulted in girls and women being left behind dying.[88]

Concentration camps

A network of 25 concentration camps was set up by the Ottoman government to dispose of the Armenians who had survived the deportations to their ultimate point.[89] This network, situated in the region of Turkey's present-day borders with Iraq and Syria, was directed by Şükrü Kaya, one of Talaat Pasha's right-hand men. Some of the camps were only temporary transit points. Others, such as Radjo, Katma, and Azaz, were briefly used as mass graves and then vacated by autumn 1915. Camps such as Lale, Tefridje, Dipsi, Del-El, and Ra's al-'Ayn were built specifically for those whose life expectancy was just a few days.[90] According to genocide scholar Hilmar Kaiser, the Ottoman authorities refused to provide food and water to the victims, increasing the mortality rate. According to The Oxford Handbook of Genocide Studies, "Muslims were eager to obtain Armenian women. Authorities registered such marriages but did not record the deaths of the former Armenian husbands."[91]

Bernau, an American citizen of German descent, traveled to the areas where Armenians were incarcerated and wrote a report that was deemed factual by Rössler, the German Consul at Aleppo. He reports mass graves containing over 60,000 people in Meskene and large numbers of mounds of corpses, as the Armenians died due to hunger and disease. He reported seeing 450 orphans, who received at most 150 grams (5.3 oz) of bread per day, in a tent of 5 square metres (54 sq ft) to 6 square metres (65 sq ft). Dysentery swept through the camp and days passed between the instances of distribution of bread to some. In "Abu Herrera", near Meskene, he described how the guards let 240 Armenians starve, and wrote that they searched "horse droppings" for grains.[92]

The "Special Organization"