نبرد دوم فاو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
نبرد دوم فاو (در عراق: عملیات رمضان مبارک)
بخشی از جنگ ایران و عراق
Operation Ramadan ul-Mubarak map.svg
زمان ۱۷ آوریل ۱۹۸۸
مکان شبه‌جزیره فاو
نتیجه پیروزی قاطع عراق که در نتیجه آن نیروهای ایرانی از بخش‌های جنوبی خاک عراق بیرون رانده شدند.
علت جنگ عراق برای باز پس‌گیری سرزمین‌های اشغال شده توسط نیروهای ایران عملیات را شروع کرد.
جنگندگان
 عراق  ایران
نیروها
۱۰۰٬۰۰۰ سرباز ویژه گارد ریاست جمهوری ۸۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ نفر نیروهای داوطلب بسیجی
تلفات
۱۰۰۰ کشته بیش از شش هزار کشته

نبرد دوم فاو که به نام عملیات رمضان مبارک (به مناسبت ماه رمضان) نیز خوانده می‌شود نام نبرد سنگینی در جنگ ایران و عراق است که در ۱۷ آوریل ۱۹۸۸ اتفاق افتاد. این عملیات بخشی از عملیات گسترده ارتش عراق با نام عملیات توکلنا علی‌الله به‌شمار می‌آید. دو سال پس از شکست نیروهای عراقی در نبرد اول فاو، ارتش عراق که به تازگی بازسازی شده بود اقدام به یک عملیات وسیع برای بیرون راندن نیروهای ایرانی از شبه جزیره فاو نمود. عراقی‌ها بیش از صد هزار نیرو از سربازان ویژه گارد ریاست جمهوری را علیه ۱۵۰۰۰ نفر از نیروهای داوطلب بسیجی ایران که در شبه جزیره حضور داشتند به کار گرفتند.[۱]

این عملیات سبب شکست ایران و عقب‌نشینی کامل نیروهای ایرانی از شبه‌جزیره‌ای شد که در دو سال گذشته تحت اشغال کامل ایران قرار داشت. این شکست، زمینه‌ساز آن شد که سید روح‌الله خمینی خواستار اجرای حکم اعدام فرماندهان مقصر شکست در جنگ شود[۲].به گفتهٔ اکبر هاشمی رفسنجانی، همان زمان، صادق خلخالی خواستار اعدام مسببان شکست در جنگ یعنی یحیی صفوی و دو تن دیگر شده بود[۲] همچنین به روایت حسن روحانی، حتی در زمان مخابره خبر سقوط فاو، فرمانده وقت سپاه پاسداران یعنی محسن رضایی همچنان معتقد بود که فاو سقوط نخواهد کرد مگر آنکه ارتش عراق از بمب اتم استفاده کند[۲].عدم رضایت روح‌الله خمینی در هنگام پذیرش قطعنامه از نحوه مدیریت جنگی محسن رضایی به حدی بالا رفته بود که منجر به رواج شایعه زندانی شدن محسن رضایی شده‌بود[۲].

در هنگام آغاز این نبرد، بال جنوبی عملیات از لشکرهای مدینه و بغداد گارد ریاست جمهوری عراق تشکیل شده بود که به سمت نیروهای ایرانی یورش بردند که اینکار فضای عبوری را برای حمله لشکر مکانیزه حمورابی از ساحل جنوبی به درون جزیره را باز کرد.

همزمان سپاه هفتم ارتش عادی عراق از انتهای شمالی خط با پیاده نظام هفتم و لشکر زرهی ششم تهاجم خود را شروع کردند. در حالی‌که پیاده نظام هفتم زمین گیر شد، لشکر ششم زرهی توانست خطوط ایرانی‌ها را شکسته و لشکر اول مکانیزه از این طریق فشار خود را آغاز کرد که توانست به لشکر گارد ریاست جمهوری در خارج فاو بپیوندد. به این ترتیب شبه جزیره ظرف ۳۵ ساعت به دست عراقی‌ها افتاد و بیشتر تجهیزات ایرانی‌ها سالم و دست نخورده بدست عراقی‌ها افتاد.[۱]

پیش‌زمینه[ویرایش]

پس از عملیات کربلای ۵ در سال ۱۹۸۷ و قبل از اتمام تابستان ارتش عراق بصورتی مخفی شروع به تمرین در دشت‌های پشت بصره نمود. این مانورهای آموزشی معمولاً شامل چندین لشکر و تجهیزات عظیمی نمونه‌ای مشابه تجهیزات نظامی ایرانی بود که عراقی‌ها قصد داشتند در حین عملیات آن‌ها از ایرانی‌های را بگیرند.[۳]

با شکست ایران در تسخیر بصره در طی عملیات کربلای ۵ نظامیان ایران نیروی انسانی، لوازم و روحیه خود را از دست داده و در نتیجه آن تعداد ایرانیانی که علیه ادامه جنگ بودند افزایش یافتند. به این ترتیب نیروهای نظامی ایرانی تحرک و ابتکار عمل نظامی خود را برای تجدید قوا و انجام علیات جدید علیه عراق در سال ۱۹۸۸ را از دست داد. در همان زمان در یک کنفرانس استراتژیک رهبری نظامی ایران به این جمع‌بندی رسید که برای شکست عراق نیاز به بازآموزی نظامیان ایرانی دارد که این کار ممکن است تا پنج سال به طول بینجامد. به این ترتیب در ۱۹۸۸ نظامیان ایرانی تصمیمی برای ادامه تهاجم و اشغال بیشتر عراق نگرفتند.[۳] در همین ضمن با پشتیبانی گسترده اروپا و اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی ارتش عراق به‌طور گسترده با تجهزات به روز تسلیح شد و به چهارمین قدرت نظامی دنیا در آن زمان تبدیل شد. عراقی‌ها همچنین با آموزش نیروهای تازه نفس و تشکیل تیپ‌ها جدید گارد ریاست جمهوری آمادگی خود برای نبرد را به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش داده بودند. با وجود عراقی‌ها اجازه دادند تا ایرانی‌ها به تهاجمات هزینه‌بر خود که عمدتاً با شکست همراه بود ادامه دهند اکثریت عملیات ایرانی‌ها با شکست یا بن بست پایان می یافت.

شبه جزیره فاو از سال ۱۹۸۶ با عملیات غافلگیرانه به نام عملیات والفجر ۸ ایرانی‌ها تحت اشغال ایران بود. اشغال شبه جزیره توسط ایرانیان ضربه‌ای قوی به حیثیت نیروهای عراقی به‌شمار می‌آمد که در آن زمان با تهدید بصره از سمت جنوب شرق همراه شده‌بود. صدام آزادسازی جزیره را به عنوان اولویت اصلی خود بمی دانست و ژنرال عراقی ماهر عبد الرشید برای باز پسگیری جزیره وعده داده بود تا آنجا حتی پیشنهاد عروسی دخترش سحر را به پسر صدام، قصی، وعده کرده بود تا درجه یقین خود را نشان دهد.[۴] عراقی‌ها برنامه‌ریزی برای بازپس‌گیری شبه جزیره بلافاصله پس از اشغال آن توسط ایرانی‌ها آغاز کرده‌بودند. این برنامه‌ریزی تا حد زیادی در خفی توسط یک گروه کوچک از شش نفره با حضور خود صدام حسین که خود را که به شدت درگیر در فرایند برنامه‌ریزی عملیات کرده بود انجام می‌شد.

برای دومین نبرد فاو عراقی‌ها بیش از صدهزار سرباز که حدود ۶۰ درصد آن‌ها از نیروهای ویژه گارد ریاست جمهوری بودند را در نظر گرفته بودند. در مقابل نیروهای ایرانی شامل ۱۵۰۰۰ نفر از نیروهای داوطلب بسیجی بودند. فرماندهی عراق انتظار داشت تا این نبرد چندین هفته به طول بینجامد با این حال به دلیل شکست واحدهای ایرانی، عراقی‌ها توانستند خود شبه جزیره را در طول تنها کمتر از دو روز و با حداقل تلفات باز پس بگیرند.[۵] با این موفقیت خیره‌کننده فرماندهی عراق تصمیم به گسترش نبرد به یک تهاجم گسترده‌تر علیه ایران بگیرد.

نبرد[ویرایش]

تهاجم به فاو با حمله هم‌زمان واحدهای ارتش عراق در جبهه‌های شمال توسط معارضان ایرانی که توسط عراق حمایت می‌شدند هم‌زمان بود.

زمان این تهاجم متقارن با ماه رمضان بود که ایرانی‌ها شروع به چرخش نظامیان خود می‌نمودند. در ساعت ۵:۰۰ صبح، عراق حمله توپخانه‌ای وهوایی سنگینی را به خطوط مقدم ایران آغاز شد. عراق با کمک تصاویر ماهواره‌ای امریکایی نقاط کلیدی نیروهای ایرانی همانند خطوط مواسلاتی، پست‌های فرماندهی، و دپوهای سلاح‌های ایرانی توسط گازها خردل، گاز سارین، و گاز اعصاب و نیز با سلاح‌های انفجاری عادی مورد حمله قرار داد.[۴] با استفاده از هلی‌کوپتر، عراقی‌ها سپاه هفتم تحت فرماندهی ژنرال ماهر رشید به جنوب شط‌العرب منتقل شدند و عقبه نیروهای ایرانی در شبه‌جزیره را مسدود کردند.

واحدهای پیشرفته واحدهای گارد ریاست جمهوری با حرکت به جنوب شبه جزیره در ۲۱ مایلی ام‌القصر حمله خود را شروع نمودند. حملات به همراهی استفاده بمباران چندین مرتبه شیمیایی همراه بود که موجب شد بسیاری از نیروهای نا آماده ایرانی در شبه جزیره کشته یا مجروح شوند. لشکر سوم هنگامی که نیروهای ویژه ارتش عراق از سرزمین‌های نیزار مرطوب عبور می‌کردند یه شبه جزیره هجوم برد. همزمان، عراقی‌ها حملات آبی خاکیی را از طرف ام‌القصر آغاز نمودند. آن‌ها به سرعت از خطوط دفاعی پیچیده آبی و سیم خاردار ایرانی‌ها عبور کردند. هرچند در هنگام پاکسازی میادین مین در شبه جزیره متحمل تلفاتی شدند، با این حال توانستند شبه جزیره را طی ۳۵ ساعت آزاد کنند.

در طول حمله ایرانی‌ها به‌طور کامل غافلگیر شدند و نتوانستند مجدداً گروهبندی نموده و دست به پاتک بزنند. عراقی‌ها به نسبت ۶ به یک برتری نفرات داشتند و ایرانی‌ها در واقع فاقد تسلیحات سنگین بودند. خیلی از ایرانی‌ها و شاید اکثر آن‌ها کشته یا توسط سلاح‌های شیمیایی مسموم شدند.[نیازمند منبع] ایرانی‌ها در ابتدا به شدت جنگیدند، ولی سرانجام شروع به عقب‌نشینی کردند. جنگنده‌های عراقی دو پل از سه پل معلق ایرانی‌ها بر روی شط را بمباران کردند که باعث نابسامانی در بین ایرانی‌ها شد. سرانجام در کمتر از دو روز از آغاز عملیات ایرانی‌ها از شبه‌جزیره فاو بیرون رانده‌شدند.

پی‌آمد عملیات[ویرایش]

پس از ۳۵ ساعت نبرد، پرچم عراق بعد از دو سال مجدداً بر فراز شهر فاو در شبه جزیره برافراشته شد. در طی ۴۸ ساعت همه ایرانی‌ها در شبه جزیره کشته یا پاکسازی شدند و خیلی از آن‌ها از طریق تنها پل شناور باقی‌مانده در دست ایرانی‌ها عقب نشینی کردند. در زمان حکومت صدام این روز همه ساله به عنوان روز آزادسازی فاو جشن گرفته می‌شد.

عراقی‌ها برای این حمله برنامه‌ریزی بسیار دقیقی انجام داده‌بودند. پیش از حمله به سربازان عراقی پادزهر برای سلاح‌های شیمیایی داده شده بود تا آن‌ها را از اثر تجمیع گازها محافظت نماید.[نیازمند منبع] برنامه دقیق برای استفاده سنگین از سلاح‌های شیمیایی عامل تعیین‌کننده در پیروزی عراقی‌ها بود.[نیازمند منبع] کل تلفات عراق در این نبرد کمی بیش از هزار نفر بود.

این حمله هم‌زمان با عملیات ایالات متحده علیه نیروی دریایی ایران با نام عملیات آخوندک بود (که در آن زمان ایالات متحده به صورت غیررسمی جانب عراق را گرفته بود)[نیازمند منبع] در طی عملیات آخوندک بسیاری از کشتی‌های نیروی دریایی ایران آسیب دیدند و ناوچه سهند، یکی از چهار ناوچه ایران در آن زمان، غرق شد. این دو شکست هم‌زمان ضربات مهلکی بر ایرانی‌ها بود.

شوک‌آورتر برای ایرانی‌ها عدم توقف تهاجم عراق بود که آن‌ها توانسته بودند جبهه دیگر جدیدی را نیز علیه مواضع نیروهای ایرانی در نزدیکی بصره باز کنند. بدنبال این تهاجم عراقی‌ها تهاجم پایداری را برای بیرون راندن ایرانی‌ها از جنوب عراق آغاز نمودند.

یکی از تاکتیک‌ها موفق عراقی‌ها تکنیک مشت یک-دو در استفاده از سلاح‌های شیمیایی بود. در این تکنیک عراقی‌ها با استفاده از توپخانه عراقی‌ها خطوط مقدم ایران را با گازهای سریع پخش شونده سایونید و اعصاب مملو می‌کردند، هم‌زمان گازهای شیمیایی پایدارتر توسط جنگنده‌های عراقی در خطوط پشت جبهه ایران انداخته می‌شد که یک دیوار شیمیایی که جلو ارسال نیروی کمکی به آسیب دیدگان خطوط مقدم را می‌گرفت.

این نبرد آغازی بر پایان جنگ ایران و عراق بود. در پایان جنگ عراقی‌ها توانستند شکست‌های سنگینی را بر نیروهای ایران در خاک عراق متحمل کنند. عراقی‌ها همچنین توانستند مجدداً قسمت‌هایی از خاک ایران را تسخیر نمایند: از جمله اشغال مجدد دهلران که در ۳۰ کیلومتری از مرز در استان ایلام قرار داشت. البته این اشغال چندان به طول نینجامید به مجرد امتناع عراق از خارج کردن نیروهای خود بعد از پذیرش قطعنامه نیروهای عراقی توسط ایرانیان به عقب رانده شدند. رهبری ایران به این نتیجه رسید که جنگ برای ایران غیرقابل پیروزی می‌شود و سرانجام رهبران ایران قریب به یک سال پس از تصویب قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل، این قطعنامه را پذیرفتند.

کتابشناسی[ویرایش]

http://csis.org/files/media/csis/pubs/9005lessonsiraniraqii-chap10.pdf

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ اعراب در جنگ نظامی اثربخشی 1948-1991با کنت پولاک, U of Nebraska Press, 2004,های p. 225
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ «​چرا آیت‌الله خمینی خواستار اعدام فرماندهان مقصر 'شکست' در جنگ شد؟». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۱۴ اکتبر ۲۰۱۷. کاراکتر zero width space character در |عنوان= در موقعیت 1 (کمک)
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ elletiere استفان C (10 دسامبر 1990).
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ Harris, Shane; Matthew M. کمک (26 اوت 2013). خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «ForPolicy_Apr88_sarin» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «ForPolicy_Apr88_sarin» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  5. جنگل, Kevin M. (2011) [2010].

Second Battle of al-Faw
Part of Tawakalna ala Allah Operations of the Iran–Iraq War
Operation Ramadan ul-Mubarak map.svg
Date17 April 1988
Location
Result Decisive Iraqi victory; Iranians expelled from the peninsula
Territorial
changes
Iraqis liberate the Al-Faw peninsula
Belligerents
 Iraq  Iran
Commanders and leaders

Iraq Saddam Hussein
Iraq Gen. Adnan Khairallah
Iraq Gen. al-Rashid[1]
Iraq Lt. Gen. al-Rawi[2]

Iraq Gen. Hussein Rashid al-Tikriti

Iran Akbar Hashemi Rafsanjani
Iran Mohsen Rezaee

Iran General Esmael Shorabi
Strength
~100,000 Republican Guard soldiers[3] 8,000-15,000 Basij militia[3]
Casualties and losses
1,000 casualties Several thousand

The Second Battle of al-Faw (also known as the Operation Ramadan Mubarak (Blessed Ramadan)), fought on 17 April 1988, was a major battle of the Iran–Iraq War. After their defeat at the First Battle of al-Faw two years earlier, the newly restructured Iraqi Army conducted a major operation to clear the Iranians out of the peninsula.

The Iraqis concentrated well over 100,000 troops from the battle-hardened Republican Guard. The heavy use of chemical weapons quickly disarrayed the Iranian defenses,[4] which consisted of 15,000[5] Iranian Basij volunteers. The southern wing of the assault consisted of the Republican Guard's Madinah and Baghdad Divisions, which assaulted the Iranian lines and then allowed the Hammurabi Armoured Division to pass through and move along the southern coast of the peninsula and into al-Faw itself.

Meanwhile, the regular Iraqi Army's VII Corps attacked the northern end of the line with the 7th Infantry and 6th Armoured Divisions. While the 7th Infantry's attack became bogged down, the 6th Armoured broke through the Iranian lines, the 1st Mechanised Division pushed through, and later linked up with the Republican Guard divisions outside al-Faw. Thus the peninsula had been secured within thirty-five hours, with much of the Iranians' equipment captured intact.[5]

Prelude

Following the Karbala campaigns of 1987, but before the end of summer, the Iraqi Army started secretly practicing maneuvers in the desert behind Basra. The training maneuvers involved multiple army and Republican Guard divisions and huge mock-ups of objectives Iraq intended to seize back from Iran.[1]

The Iranian defeat during the Karbala Campaign of the previous year had dented the Iranian Army's manpower, supplies, and morale, and as a result increasing numbers of Iranians were turning against the war. This meant that the Iranian Army's mobilization attempt for a renewed offensive against Iraq in 1988 had failed. The Iranian military leadership had also decided at a major strategic conference that the Iranian Army had to undertake extensive retraining and rearming in order to defeat Iraq, which could in turn take up to 5 years. As a result, the Iranian Army did not try to invade Iraq in 1988.[1] Meanwhile, with extensive supplies from Europe as well as the Soviet Union, the Iraqi army had extensively re-armed, becoming the 4th largest military in the world. Despite that, they had chosen to stay on the defensive and let Iran bleed itself in costly offensives, in which the majority of the operations ended in defeat or stalemate hence a failure to deliver the desired results.

The al-Faw peninsula had been under Iranian control since 1986 when they launched a surprise attack on the peninsula as part of the larger Operation Dawn 8.

The taking of the peninsula by the Iranians was a strong blow to Iraq's prestige whilst also threatening Basra from the south-east. The retaking of the peninsula was seen by Saddam Hussein as a top priority, and Iraqi General Maher Abd al-Rashid promised to recover the peninsula, going so far as to offer his daughter Sahar to Saddam's son Qusay to show his certainty.[6] Planning for the recovery of the peninsula began soon after it had been taken by the Iranians, and was largely done in secret by a small group of 6, with Saddam Hussein himself being heavily involved in the planning process.

For the second battle the Iraqis had concentrated over 100,000 soldiers, of whom approximately 60% where from the Republican Guard, against some 15,000 Iranian Basij volunteers. The Iraqi command had expected the battle to take several weeks, but Iraq managed to seize the peninsula in a single day with only minimal losses due to the collapse of the Iranian troops.[2] This stunning success led the Iraqi command to decide to expand the original battle into a larger offensive campaign against Iran.

The battle

The attack on al-Faw was preceded by Iraqi diversionary attacks in northern Iraq, using the Iranian opposition group the Mujahedeen-e-Khalq, which supported Iraq.

The attack was timed to coincide with the beginning of the holy month of Ramadan, and when the Iranians were rotating their troops. At 5:00 AM, Iraq launched a massive artillery and air barrage of Iranian front lines. With the help of American satellite imagery, key areas such as supply lines, command posts, and ammunition depots, were hit by a storm of mustard gas and sarin nerve gas, as well as by conventional explosives.[6] Using helicopters, the Iraqis 7th Corps under the command of General Maher Rashid moved down the Shatt-al-Arab waterway and blocked the rear of the Iranians on the peninsula.

The advanced Republican Guard units launched their attack, moving down the peninsula 21 miles south of Umm Qasr. The attacks were preceded with numerous chemical weapons bombardments, killing and/or sickening close to the majority of the unprepared Iranian troops on the peninsula. An estimated amount of more than 100 tons of chemical agents were used.[4] The Third Corps drove down the Faw peninsula, while the Iraqi Special Forces moved through the marshy wetlands. At the same time, Iraqi naval infantry launched amphibious attacks onto the peninsula landing behind Iranian defence lines. They broke through Iran's complex water and barbed wire defensive barriers rapidly. Iraq took some casualties clearing the minefields on the peninsula, but captured the town of Faw 35 hours into the attack.

The Iranians were completely taken by surprise during the battle, and had failed to regroup to counterattack. They were outnumbered 6:1 in infantry and had virtually no armor. Many, if not most, were killed or sickened by Iraqi mass chemical weapons bombardments[citation needed]. They fought stubbornly at first, but then began to retreat[citation needed]. Iraqi fighter jets bombed two of the three pontoon bridges crossing the Shatt-al-Arab, causing chaos among the Iranians. Less than two days into the attack, the Iranians had been driven from the Faw peninsula.

Aftermath

Within 35 hours of the battle, Iraq's flag flew above the town of Faw. Within 48 hours, all of the Iranian forces had been killed or cleared from the al-Faw Peninsula, with survivors retreating via a single pontoon bridge remaining. The day was celebrated in Iraq as Faw Liberation Day throughout Saddam's rule. The Iraqis had planned the offensive well. Prior to the attack the Iraqi soldiers gave themselves poison gas antidotes to shield themselves from the effect of the saturation of gas[citation needed]. The heavy and well executed use of chemical weapons was the decisive factor in the Iraqi victory.[citation needed] Iraqi losses were a little more than 1,000.

The attack coincided the same day as the US (unofficially allied with Iraq at that time)[citation needed] launched Operation Praying Mantis on Iran, destroying their navy. The double blows had a severe effect on Iran.

To the shock of the Iranians, rather than breaking off the offensive, the Iraqis kept up their drive, and a new force attacked the Iranian positions around Basra.[20] Following this, sensing Iranians weakness, the Iraqis launched a sustained drive to clear the Iranians out of all of southern Iraq.[26]:264

One of the most successful Iraqi tactics was the "one-two punch" attack using chemical weapons. Using artillery, they would saturate the Iranian front line with rapidly dispersing cyanide and nerve gas, while longer-lasting mustard gas was launched via fighter-bombers and rockets against the Iranian rear, creating a "chemical wall" that blocked reinforcement.

This battle was the beginning of the end of the Iran-Iraq War. By the end of the war, the Iraqis had managed to cause major defeats among the Iranian forces inside of Iraq, and demonstrated that they could invade Iran once again evidenced by their last offensive that captured the town of Dehloran which lay 30 km away from the border inside of Ilam province, Iran. The Iranian leadership realized that they could not win the war and that they would not be able to defend Iranian territory in the event of a renewed massive Iraqi invasion whereby it would be impossible to expel the Iraqis a second time, and that they had suffered many economic and material losses, and thus accepted the ceasefire.

Bibliography

http://csis.org/files/media/csis/pubs/9005lessonsiraniraqii-chap10.pdf

https://books.google.com/books?id=dUHhTPdJ6yIC&printsec=frontcover&source=gbs_atb#v=onepage&q&f=false

References

  1. ^ a b c Pelletiere, Stephen C (10 December 1990). Lessons Learned: Iran-Iraq War. Marine Corps Historical Publication. p. 41.
  2. ^ a b Woods, Kevin M. (2011) [2010]. Saddam's Generals: Perspectives of the Iran-Iraq War. 4850 Mark Center Drive, Alexandria, Virginia: Institute for Defense Analyses. p. 82.
  3. ^ a b Ward, Steven (2009). Immortal: a military history of Iran and its armed forces. Georgetown University Press. p. 292. ISBN 978-1-58901-258-5.
  4. ^ a b Russell, Richard L. (2007). Weapons Proliferation and War in the Greater Middle East: Strategic Contest. Routledge. p. 44. ISBN 9781134213894.
  5. ^ a b Arabs at war: military effectiveness, 1948–1991, Kenneth M. Pollack, U of Nebraska Press, 2004, ISBN 0-8032-8783-6, p. 225
  6. ^ a b Harris, Shane; Matthew M. Aid (26 August 2013). "Exclusive: CIA Files Prove America Helped Saddam as He Gassed Iran". Foreign Policy. Archived from the original on 26 August 2013. Retrieved 26 August 2013.