پرش به محتوا

ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
زنبورهای عسل در ورودی کندو: یکی در حال فرود است و دیگری در حال بال زدن

ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها (به انگلیسی: Colony Collapse Disorder؛ به اختصار CCD) پدیده‌ای غیرعادی است که در آن بخش بزرگی از زنبورهای کارگر در یک کلونی زنبور عسل ناپدید می‌شوند و تنها زنبور ملکه، ذخایر فراوان غذایی و شماری اندک از زنبورهای پرستار برای مراقبت از نوزادان باقی می‌مانند. گرچه چنین ناپدیدشدن‌هایی در طول تاریخ زنبورداری به‌صورت پراکنده رخ داده و با نام‌های گوناگونی شناخته شده‌اند — از جمله «بیماری ناپدیدشدن»، «کوچک‌شدن بهاری»، «بیماری ماه مه»، «فروپاشی پاییزی» و «بیماری کاهش پاییزه» — این سندرم در اوایل سال ۲۰۰۷ میلادی و همزمان با افزایش چشمگیر گزارش‌های ناپدیدشدن کلونی‌های زنبور عسل اروپایی (Apis mellifera) در آمریکای شمالی، «ناهنجاری فروپاشی کلونی» نام گرفت. زنبورداران در بیشتر کشورهای اروپایی، به‌ویژه در جنوب و غرب اروپا، از سال ۱۹۹۸ میلادی پدیده‌ای مشابه را مشاهده کرده بودند؛ مجلس ایرلند شمالی نیز گزارش‌هایی از کاهش بیش از ۵۰ درصدی دریافت کرد. این پدیده هنگامی جهانی‌تر شد که برخی کشورهای آسیایی و آفریقایی را نیز دربرگرفت. با این حال، سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) محاسبه کرده‌است که تعداد کندوهای زنبور عسل در سراسر جهان از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۱ میلادی، ۴۷ درصد افزایش یافته و به ۱۰۲ میلیون رسیده‌است.

ناهنجاری فروپاشی کلونی می‌تواند زیان‌های اقتصادی سنگینی به بار آورد، زیرا بسیاری از محصولات کشاورزی جهان به گرده‌افشانی توسط زنبور عسل اروپایی وابسته‌اند. بر پایه برآورد فائو، ارزش کل محصولاتی که در سال ۲۰۰۵ میلادی توسط زنبورهای عسل گرده‌افشانی شدند، نزدیک به ۲۰۰ میلیارد دلار آمریکا بود. در ایالات متحده، کمبود زنبور هزینه کرایه کندو برای خدمات گرده‌افشانی را تا ۲۰ درصد افزایش داده‌است. البته کاهش شمار زنبورها چند دهه پیش از پدیدآمدن این ناهنجاری آغاز شده بود؛ صنعت کندوداری مدیریت‌شده در ایالات متحده از سال ۱۹۶۱ میلادی با آهنگی پیوسته رو به کاهش بوده‌است.

در مقابل، جمعیت زنبور عسل مدیریت‌شده در سراسر جهان از سال ۱۹۷۵ میلادی به‌منظور تولید عسل، به‌طور پیوسته در حال افزایش بوده و چین بیشترین سهم را در این رشد داشته‌است. کم‌رشدترین دوره در تولید جهانی عسل، بین سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۹ میلادی بود که ناشی از فروپاشی اقتصادی پس از فروپاشی بلوک شرق بود. از سال ۲۰۲۰ میلادی، تولید عسل در مقایسه با سال ۲۰۰۰ میلادی بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته که دو برابر نرخ رشد دهه‌های پیشین است و این روند علی‌رغم ناهنجاری فروپاشی ادامه داشته‌است. کارشناسان برآورد می‌کنند که در حال حاضر تعداد زنبورهای عسل زنده در سراسر جهان از هر دوره‌ای در تاریخ بشر بیشتر است.

چندین علت احتمالی برای این ناهنجاری پیشنهاد شده، اما هیچ‌کدام پذیرش گسترده‌ای در میان جامعه علمی نیافته‌است. علل پیشنهادی شامل آفت‌کش‌ها، ابتلا به عوامل بیماری‌زای گوناگون (به‌ویژه آن‌هایی که توسط کنه‌های Varroa و Acarapis منتقل می‌شوند)، سوءتغذیه، عوامل ژنتیکی، نقص ایمنی، نابودی زیستگاه یا تغییر در شیوه‌های زنبورداری می‌شوند؛ ترکیبی از این عوامل نیز مطرح شده‌است. حجم زیادی از گمانه‌زنی‌ها پیرامون نقش خانواده آفت‌کش‌های نئونیکوتینوید در این ناهنجاری وجود دارد، اما بسیاری از کندوهای دچار فروپاشی هیچ اثری از این مواد شیمیایی نشان نمی‌دهند.

سندرم ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها مجموعه‌ای از نشانه‌های مشخص را دربرمی‌گیرد که پیش از این با نام‌های گوناگونی شناخته می‌شد؛ از جمله «بیماری ناپدیدشدن»، «کاهش بهاره»، «بیماری مه»، «فروپاشی پاییزه» و «بیماری کاهش پاییزی».[۱] علت این فروپاشی‌های تاریخی هرگز به‌طور قطعی مشخص نشده، اما ناهنجاری فروپاشی کلونی را «مرگ با هزار زخم که آشکارترین آن‌ها Varroa است» توصیف کرده‌اند.[۲] پس از آنکه مشخص شد این سندرم الزاماً محدود به فصل خاصی نیست و شاید در معنای متعارف «بیماری» نباشد — چرا که ممکن است عامل بیماری‌زا یا بیماری‌زایی واحدی وجود نداشته باشد — در سال ۲۰۰۷ نام این سندرم تغییر یافت.[۳]

رویدادهای محدودی شبیه به این ناهنجاری از همان سال ۱۸۶۹ مستند شده‌اند.[۴][۵] فروپاشی کلونی‌ها در کلرادو در سال‌های ۱۸۹۱ و ۱۸۹۶ «بیماری مه» نامیده شد.[۶]

شیوعی مستند از زیان کلونی‌ها از جزیره وایت به سراسر بریتانیا در سال ۱۹۰۶ گسترش یافت. این زیان‌ها بعدها به ترکیبی از عوامل نسبت داده شد که شامل آب‌وهوای نامساعد، زنبورداری فشرده منجر به کمبود علوفه، کنه‌های تراشه‌ای (نایی) و یک عفونت تازه به نام ویروس فلج مزمن زنبور عسل بود،[۷] اما در زمان شیوع، علت این مشکل کشاورزی ناشناخته بود.[۸]

گزارش‌ها رفتار مشابهی را در کندوها در ایالات متحده در سال‌های ۱۹۱۸[۹] و ۱۹۱۹ نشان می‌دهند.[۱۰] برخی آن را «بیماری مرموز» می‌نامیدند[۱۱] که سرانجام با نام «بیماری ناپدیدشدن» شهرت یافت.[۱۲] اورتل در سال ۱۹۶۵[۱۳] گزارش داد که کندوهای مبتلا به بیماری ناپدیدشدن در لوئیزیانا با وجود غیاب بیشتر یا همه زنبورها، مقدار فراوانی عسل در موم‌ها داشتند و این یافته گزارش‌هایی را که علت ناپدیدشدن‌ها را کمبود غذا می‌دانستند رد کرد.[نیازمند منبع]

در ایالات متحده، شمار کلونی‌های نگهداری‌شده توسط زنبورداران از دهه ۱۹۶۰ به دلایل گوناگونی از جمله شهرنشینی، کاربرد آفت‌کش‌ها، کنه‌های نایی و واروا و بازنشستگی و تعطیلی کسب‌وکار زنبورداران تجاری رو به کاهش بوده‌است.[۱۴] با این حال، در اواخر ۲۰۰۶ و اوایل ۲۰۰۷ ادعا شد که نرخ این کاهش به ابعاد تازه‌ای رسیده[۲] و مردم برای توصیف این موج ناگهانی از ناپدیدشدن‌ها اصطلاح «ناهنجاری فروپاشی کلونی» (یا گاه «فروپاشی خودانگیخته کندو» یا «سندرم ماری سلست» در بریتانیا) را به کار بردند.[۱۵]

زیان‌ها از دهه ۱۹۹۰ با نرخی پایدار در حدود ۱۷ تا ۲۰ درصد در سال ثابت مانده بود که به عوامل گوناگونی چون کنه‌ها، بیماری‌ها و فشار مدیریت نسبت داده می‌شد.[۱۶] در زمستان ۲۰۰۴–۲۰۰۵ یک فروپاشی خودانگیخته رخ داد که به کنه‌های واروا (موج بیم از «کنه خون‌آشام») نسبت داده شد، هرچند این موضوع هرگز به‌طور قطعی تأیید نشد. نخستین گزارش طبقه‌بندی‌شده به عنوان این ناهنجاری در اواسط نوامبر ۲۰۰۶ توسط یک زنبوردار پنسیلوانیایی که در فلوریدا زمستان‌گذرانی می‌کرد ثبت شد.[۳] تا فوریه ۲۰۰۷، زنبورداران تجاری مهاجر بزرگ که در کالیفرنیا، فلوریدا، اوکلاهما و تگزاس زمستان را می‌گذراندند، زیان‌های سنگینی را مرتبط با این ناهنجاری گزارش دادند.[۱۶] میزان زیان گزارش‌شده از ۳۰ تا ۹۰ درصد کلونی‌های زنبور متفاوت بود؛ در برخی موارد زنبورداران از از دست دادن تقریباً همه کلونی‌هایشان خبر دادند و کلونی‌های بازمانده آن‌قدر ضعیف شده بودند که دیگر توان گرده‌افشانی یا تولید عسل نداشتند.[۱۷] در اواخر فوریه ۲۰۰۷، برخی از زنبورداران غیرمهاجر بزرگ‌تر در مناطق میانه اقیانوس اطلس و شمال غربی اقیانوس آرام نیز زیان‌های چشمگیری بیش از ۵۰ درصد گزارش دادند.[۱۶] زیان کلونی همچنین در پنج استان کانادا، چندین کشور اروپایی و کشورهایی در آمریکای جنوبی و مرکزی و آسیا گزارش شد. در سال ۲۰۱۰، وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که داده‌های مربوط به زیان کلی زنبور عسل برای آن سال نشان‌دهنده زیانی برابر با ۳۴ درصد بوده که از نظر آماری با زیان‌های گزارش‌شده در سال‌های ۲۰۰۷، ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ همسان است.[۱۷] در زمستان ۲۰۱۳–۲۰۱۴ در مقایسه با سال‌های اخیر زیان کمتری به کلونی‌ها در ایالات متحده وارد شد. زیان کل کلونی‌های مدیریت‌شده زنبور عسل از همه علل در سراسر کشور ۲۳٫۲ درصد بود که بهبود چشمگیری نسبت به ۳۰٫۵ درصد گزارش‌شده برای زمستان ۲۰۱۲–۲۰۱۳ و میانگین هشت‌ساله ۲۹٫۶ درصد به‌شمار می‌رود.[۱۸]

پس از آنکه جمعیت زنبورها در زمستان ۲۰۱۳ به میزان ۲۳ درصد کاهش یافت، آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا و وزارت کشاورزی یک گروه کاری برای پرداختن به این موضوع تشکیل دادند.[۱۹] از سال ۲۰۱۴، کنگره از طریق قانون کشاورزی ۲۰۱۴ یارانه‌های قابل توجهی به صنعت گرده‌افشانی اختصاص داده‌است.[۲۰] قانون کشاورزی ۲۰۱۴ اجازه می‌دهد تا ۲۰ میلیون دلار یارانه در هر سال مالی برای حفاظت از زنبورهای عسل، دام و ماهیان پرورشی که به دلیل بیماری، رویدادهای آب‌وهوایی یا شرایط نامساعد دچار زیان می‌شوند هزینه شود.[۲۱] در سال ۲۰۱۷، کنگره بودجه بیشتری برای محافظت از زنبورها در برابر سم‌پاشی و گردپاشی آفت‌کش‌های کشاورزی در دوره‌ای که زنبورها برای ارائه خدمات گرده‌افشانی قرارداد دارند تصویب کرد.[۲۲] قانون بهبود کشاورزی ۲۰۱۸ که با نام قانون کشاورزی ۲۰۱۸ نیز شناخته می‌شود، سقف مالی کمک‌های سالانه اضطراری را از ۲۰ میلیون به ۳۴ میلیون دلار افزایش داد.[۲۰]

پژوهشی که دانشگاه مریلند، کالج پارک و دانشگاه آبرن در سال ۲۰۲۳ منتشر کردند نشان داد شمار کلونی‌های زنبور عسل در ایالات متحده «نسبتاً پایدار» مانده، هرچند ۴۸ درصد از کلونی‌ها در سالی که در اول آوریل ۲۰۲۳ پایان یافت از دست رفتند و میانگین نرخ مرگ‌ومیر سالانه طی ۱۲ سال ۳۹٫۶ درصد بوده‌است. در سال پیش از آن (۲۰۲۱–۲۰۲۲) میزان زیان ۳۹ درصد و در سال ۲۰۲۰–۲۰۲۱ برابر با ۵۰٫۸ درصد بود. زنبورداران به دانشمندان مجری این پژوهش گفتند که زیان ۲۱ درصدی در طول زمستان قابل قبول است و بیش از سه‌پنجم زنبورداران مورد بررسی اعلام کردند زیان‌هایشان در سال ۲۰۲۲–۲۰۲۳ بیشتر بوده‌است.[۲]

در سال ۲۰۲۴، سرشماری کشاورزی ایالات متحده از یک رکورد تاریخی در شمار کندوهای زنبور عسل تجاری (بیشتر در تگزاس) خبر داد و اعلام شد که این بخش سریع‌ترین بخش رشدیابنده دام در کشور است.[۲۳]

نشانه‌ها و علائم

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
کلونی زنبور عسل در ایالت ویرجینیای غربی

ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها با کاهش تدریجی کلونی که می‌تواند ناشی از مشکلات گوناگونی چون سلامت ملکه، آلودگی به کنه واروآ، تغذیه و بیماری‌های مختلف باشد، یکسان نیست.[۲۴] در کلونی‌های فروپاشیده، زمانی به ناهنجاری فروپاشی مشکوک می‌شوند که تعداد زنبورهای بالغ موجود در کلونی بسیار اندک باشد. برخلاف سایر علل حاد مرگ‌ومیر مانند مسمومیت با آفت‌کش‌ها، در این حالت جسد مردهٔ زنبور یا اصلاً در کندو یافت نمی‌شود یا بسیار کم است؛ گویی کندو به سادگی رها شده‌است.[۲۵] کلونی‌ای که بر اثر این ناهنجاری فروپاشیده، معمولاً با همهٔ ویژگی‌های زیر به‌طور همزمان شناخته می‌شود:[۲۶][۲۷]

علائم پیش‌رو که ممکن است پیش از فروپاشی نهایی کلونی بروز کنند عبارتند از:

پیش‌بینی‌های ژنتیکی و فیزیوپاتولوژیک

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پیش از هرگونه بروز نشانه‌های ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها، برخی ویژگی‌های فیزیوپاتولوژیک می‌توانند به‌عنوان زیست‌نشانگر (biomarker) سلامت کلونی و همچنین پیش‌بینی‌کننده وضعیت این ناهنجاری عمل کنند. زنبورهای کلونی‌های رو به فروپاشی معمولاً مدفوع نرم، راست‌رودههای نیمه‌پر، سنگ‌های راست‌رودی (انتروسنگ‌های رکتومی) و رنگین‌تابی در لوله‌های مالپیگی دارند. ناهنجاری راست‌روده نشان‌دهنده اختلال تغذیه‌ای یا عدم تعادل آبی است در حالی که سنگ‌های راست‌رودی حاکی از اختلال در فیزیولوژی دفعی است که می‌تواند به یبوست و ضعف در تنظیم فشار اسمزی در زنبورهای مبتلا به این ناهنجاری بینجامد. این ویژگی‌ها در چهار گروه سنی زنبور (زنبورهای تازه‌خارج‌شده، زنبورهای پرستار، زنبورهای جستجوگر غیرگرده‌جمع‌کن و زنبورهای جستجوگر گرده‌جمع‌کن) با درجات مختلف دیده می‌شوند و تأیید شده‌است که با سن ارتباطی ندارند.[۳۲]

افزون بر این، نشانه‌های ژنتیکی در دستگاه گوارش وجود دارند که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری زنبورهای عسل در برابر این ناهنجاری هستند. شصت‌وپنج رونوشت آران‌ای متفاوت به‌عنوان نشانگرهای احتمالی وضعیت ناهنجاری فروپاشی شناسایی شده‌اند. بیان ژنتیکی این رونوشت‌ها در مقایسه با زنبورهای سالم، بسته به ژن‌ها یا افزایش یافته یا کاهش یافته‌است. وفور غیرمعمول قطعات آران‌ای ریبوزومی (rRNA) حاوی دنباله‌های غنی از پلی‌آدنیله شدن در انتهای ۳′ از طریق تکنیک‌های تحلیل ریزآرایه و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز بی‌درنگ در دستگاه گوارش زنبورهای مبتلا شناسایی شده‌است.[۳۳] این شواهد نشان می‌دهند که این توالی‌های پلی(A)-rRNA نقش واسطه‌های تجزیه را ایفا می‌کنند تا در تاشدگی پروتئین و فعالیت آنزیمی rRNA کمک کنند.[۳۴] همچنین حضور ویروس بال دژدیس و ویروس فلج حاد اسرائیلی به همراه بیان پلی(A)-rRNA از نشانگرهای ژنتیکی پیدایش ناهنجاری فروپاشی به‌شمار می‌روند.[۳۳]

دامنه و توزیع جغرافیایی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ایالات متحده آمریکا

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
کندوهای زنبور عسل در آمریکا، ۱۹۸۲–۲۰۱۵

سازمان ملی آمار کشاورزی (NASS) گزارش داد که در فوریه ۲۰۰۸، تعداد ۲٫۴۴ میلیون کندوی عسل‌ده در ایالات متحده آمریکا وجود داشت؛ این رقم در مقایسه با ۴٫۵ میلیون کندو در سال ۱۹۸۰ و ۵٫۹ میلیون کندو در سال ۱۹۴۷ کاهش یافته بود. البته این آمار، شمار واقعی کندوهای مدیریت‌شده را کمتر از حد واقع نشان می‌دهد، چراکه چند هزار کندویی که تنها برای قراردادهای گرده‌افشانی نگهداری می‌شوند را دربرنمی‌گیرد و کندوهای متعلق به زنبورداران با کمتر از ۵ کندو نیز در آن لحاظ نشده‌اند. این کم‌شماری ممکن است تا حدی با شمارش مضاعف برخی کندوها جبران شود؛ کندوهایی که برای تولید عسل به ایالت‌های مختلف منتقل می‌شوند، در مجموع هر ایالت به‌صورت جداگانه شمارش شده و در شمار کل جمع می‌شوند.[۳۵]

در سال ۲۰۰۷ در ایالات متحده آمریکا، دست‌کم ۲۴ ایالت مختلف[۳۶] دست‌کم یک مورد ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها را گزارش داده بودند.[۳۷] در پیمایشی که در سال ۲۰۰۷ با شرکت ۳۸۴ زنبوردار از ۱۳ ایالت انجام شد، ۲۳٫۸٪ از آنان معیار مشخص‌شده برای ناهنجاری فروپاشی را داشتند (یعنی ۵۰٪ یا بیشتر از کلونی‌های از دست‌رفته‌شان بدون زنبور یا با بسیار کم زنبور مرده در کندو یا زنبورستان یافت شده بودند).[۳۷] در سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۷، عملیات‌های دچار ناهنجاری فروپاشی به‌طور کلی ۴۵٪ از کلونی‌های خود را از دست دادند، در مقایسه با ۲۵٪ تلفات کلی کلونی در زنبورداران بدون ناهنجاری.[۳۵][۳۷]

پیمایش ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ که بیش از ۱۹٪ از همه کلونی‌های آمریکا را پوشش می‌داد، تلفات کلی ۳۵٫۸٪ را نشان داد. عملیات‌هایی که بادام‌های کالیفرنیا را گرده‌افشانی کرده بودند، به‌طور میانگین همان تعداد کلونی را از دست دادند که سایر عملیات‌ها. ۳۷٫۹٪ از عملیات‌هایی که گزارش دادند دست‌کم برخی از کلونی‌هایشان با غیبت کامل زنبورها از بین رفته‌اند، ۴۰٫۸٪ تلفات کلونی داشتند، در مقایسه با ۱۷٫۱٪ تلفات گزارش‌شده توسط زنبورداران بدون این نشانه. عملیات‌های بزرگ‌تر بیشتر احتمال داشت این نشانه را نشان دهند، که می‌تواند نشان‌دهنده واگیر بودن یک عامل علّی باشد. حدود ۶۰٪ از همه کلونی‌هایی که در این پیمایش مرده گزارش شدند، بدون حضور زنبورهای مرده در کندو از بین رفته بودند و از این رو احتمالاً دچار ناهنجاری فروپاشی بوده‌اند.[۳۵]

در فاصله سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ و پس از توصیف ناهنجاری فروپاشی در ایالات متحده، تلفات سالانه زمستانی کلونی‌ها از ۱۵٪ پیش از ناهنجاری به ۳۰٪ دو برابر شد. این نرخ تلفات از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ به ۲۴٪ کاهش یافت و نشانه‌های ناهنجاری فروپاشی دیگر به اندازه گذشته با تلفات کندو مرتبط نبود.[۳۸] هرچند ناهنجاری فروپاشی سبب افزایش تلفات کندو شده‌است، شمار کلونی‌های زنبور عسل در آمریکا از زمان شناسایی این ناهنجاری ثابت مانده یا افزایش یافته‌است.[۳۹]

در طول سال ۲۰۱۷، NASS گزارش داد که شمار کل کندوها در ایالات متحده برای عملیات‌های با بیش از پنج کلونی بین ۲٫۶۳ تا ۲٫۹۹ میلیون و برای عملیات‌های با کمتر از ۵ کلونی بین ۳۵ تا ۴۳ هزار کندو بود. در همان سال، عملیات‌های با بیش از ۵ کلونی، ۷۷٫۸ هزار کندو (۲٫۶ تا ۳٪) با نشانه‌های ناهنجاری فروپاشی از دست دادند و عملیات‌های با کمتر از ۵ کلونی، ۶ هزار کندو (۱۴ تا ۱۷٪) با این نشانه‌ها از دست دادند.[۴۰]

تا سال ۲۰۲۲، شمار کلونی‌ها به ۳٫۸ میلیون رسید که بالاترین رقم تاریخ بود و از سال ۲۰۰۷ تا آن هنگام ۳۱٪ رشد داشت؛ این آمار بر اساس گزارش سازمان ملی آمار کشاورزی بود و عمدتاً به دلیل رشد تولیدکنندگان کوچک در تگزاس حاصل شده بود.[۴۱]

بر اساس گزارش سازمان ایمنی غذایی اروپا (EFSA)، در سال ۲۰۰۷ بریتانیا ۲۷۴٬۰۰۰ کندو، ایتالیا ۱٬۰۹۱٬۶۳۰ کندو و فرانسه ۱٬۲۸۳٬۸۱۰ کندو داشت. در سال ۲۰۰۸، انجمن زنبورداران بریتانیا گزارش داد که جمعیت زنبور عسل در بریتانیا میان سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ حدود ۳۰٪ کاهش یافت و یک مطالعه EFSA نشان داد که در ایتالیا نرخ مرگ‌ومیر ۴۰ تا ۵۰٪ بوده‌است. با این حال، مقامات EFSA تأکید می‌کنند که این ارقام چندان قابل اطمینان نیستند، زیرا پیش از آن‌که زنبورها شروع به مردن کنند، روش یکپارچه‌ای برای جمع‌آوری آمار جمعیت زنبورها در کشورهای مختلف وجود نداشت. در آن دوره (۲۰۰۸)، گزارش‌ها نرخ بالای مرگ‌ومیر را به کنه واروا، دو فصل تابستان بارانی غیرمعمول در اروپا و برخی آفت‌کش‌ها نسبت می‌دادند.[۴۲]

در سال ۲۰۰۹، تیم لاوت، رئیس انجمن زنبورداران بریتانیا، گفت: «به‌صورت شواهد شنیداری، تفاوت‌ها بسیار زیاد است. گزارش‌هایی وجود دارد که برخی زنبورداران تقریباً یک‌سوم کندوهایشان را از دست داده‌اند و برخی دیگر هیچ.» جان چاپل، رئیس انجمن زنبورداران لندن، تلفات ۱۵۰ عضو خود را بین یک‌پنجم تا یک‌چهارم برآورد کرد و گفت: «هنوز هم تعداد زیادی ناپدیدشدن مرموز وجود دارد و ما به دانستن علت آن‌ها نزدیک‌تر نشده‌ایم.» واحد ملی زنبور عسل دولت انگلیس همچنان وجود ناهنجاری فروپاشی در بریتانیا را انکار می‌کرد و تلفات سنگین را به کنه واروا و تابستان‌های بارانی نسبت می‌داد که مانع چرای زنبورها می‌شود.[۴۳]

در سال ۲۰۱۰، دیوید استون از انجمن زنبورداران بریتانیا اعلام کرد: «ما هنوز بر این باوریم که ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها (که اکنون بهتر تعریف شده) علت تلفات کلونی در بریتانیا نیست، اما همچنان شاهد تلفات کلونی هستیم که بسیاری از آن‌ها، اگر نگوییم اکثر، قابل توضیح‌اند.» او بر این باور بود که مطالعات اخیر «شواهد بیشتری برای این تصویر در حال شکل‌گیری ارائه می‌دهند که تعاملات پیچیده‌ای میان تعدادی از عوامل، عوامل بیماری‌زا، محیطی، شیوه‌های زنبورداری و سایر عوامل استرس‌زا در جریان است که باعث تلفات زنبور عسل می‌شود که در آمریکا ناهنجاری فروپاشی نامیده می‌شود».[۴۴]

زنبورداران اسکاتلند نیز از سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ تلفاتی گزارش دادند.[۴۳] اندرو اسکارلت، زنبوردار مستقر در پرتشایر و بسته‌بندی‌کننده عسل، ۸۰٪ از ۱٬۲۰۰ کندوی خود را در زمستان ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ از دست داد. او تلفات را به یک عفونت باکتریایی شدید نسبت داد که به دلیل کمبود بازرسان زنبور عسل و آب‌وهوای بد مداوم که مانع از انباشت کافی ذخایر گرده و شهد توسط زنبورها شد، به سرعت گسترش یافت.[۴۳]

در آلمان، که برخی از اولین گزارش‌های ناهنجاری فروپاشی در اروپا از آنجا رسید و بر اساس گزارش اتحادیه ملی زنبورداران آلمان ۴۰٪ کلونی‌های زنبور عسل از بین رفتند،[۴۵] هیچ تأییدیه علمی وجود نداشت. در اوایل ماه مه ۲۰۰۷، رسانه‌های آلمانی گزارش دادند که به نظر نمی‌رسد موردی تأییدشده از ناهنجاری فروپاشی در آلمان اتفاق افتاده باشد.[۴۶][۴۳]

یک مطالعه موردی که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، یک رویداد تلفات کلونی در سوئیس را بررسی و شناسایی کرد که توسط مرکز تحقیقات زنبور عسل سوئیس در اکتبر ۲۰۰۹ برداشت شده بود؛ این اولین مورد ناهنجاری فروپاشی خارج از ایالات متحده آمریکا شناخته شد.[۳۱] در حالی که این رویداد با معیارهای پیشنهادشده توسط پیمایش‌های پیشین کندوهای آمریکا مطابقت داشت،[۳۰] تحلیل آزمایشگاهی عوامل بیماری‌زا، تفاوتی در بار عوامل بیماری‌زا یا سطوح هم‌عفونتی میان کندوهای مبتلا و غیرمبتلا به ناهنجاری فروپاشی نشان نداد.[۳۱] این مطالعه موردی همچنین یادآور می‌شود که کلونی‌ها در زمان فروپاشی سطوح مضری از واروآ دستروکتور یا گونه‌های نوزما نداشتند، اما تأکید کرد که نمی‌توان نقش عوامل بیماری‌زا را رد کرد.

در پایان ماه مه ۲۰۱۲، دولت سوئیس گزارش داد که حدود نیمی از جمعیت زنبور عسل از زمستان جان سالم به در نبرده‌است. دلیل اصلی این کاهش، انگل واروآ دستروکتور تشخیص داده شد.[۴۷]

در چین، یک پیمایش سه‌ساله از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۳ (با بهره‌گیری از پرسشنامه‌های COLOSS) تلفات کلونی به‌طور میانگین ۱۰٫۱٪ را نشان داد. تعویض شان و مشکلات ملکه به‌عنوان عوامل خطر مهم شناسایی شدند.[۴۸]

علت‌های احتمالی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سازوکارهای ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها هنوز ناشناخته است، اما عوامل بسیاری در حال بررسی‌اند، از جمله: آفت‌کش‌ها، هیره‌ها، قارچ‌ها، روش‌های زنبورداری (مانند کاربرد آنتی‌بیوتیک‌ها یا جابه‌جایی کندوها در مسافت‌های دور)، سوءتغذیه، ملکه‌های بی‌کیفیت، گرسنگی، سایر بیماری‌زاها و کمبود ایمنی. اجماع علمی کنونی بر این است که هیچ عامل منفردی سبب ناهنجاری فروپاشی نیست، بلکه ترکیبی از این عوامل ممکن است به‌صورت تجمعی یا هم‌افزایانه به بروز آن منجر شود.[۳۵][۴۹][۵۰][۵۱][۵۲][۵۳][۵۴][۵۵][۵۶][۵۷]

در سال ۲۰۰۶، گروه کاری ناهنجاری فروپاشی کلونی (CCDWG) که عمدتاً در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا مستقر بود، تأسیس شد. گزارش مقدماتی این گروه برخی الگوها را نشان داد، اما به نتایج قطعی نرسید.[۳] یک نظرسنجی از زنبورداران در اوایل سال ۲۰۰۷ نشان داد که بیشتر زنبورداران هواهی (سرگرمی‌باز) بر این باور بودند که گرسنگی مهم‌ترین عامل مرگ‌ومیر کلونی‌هایشان است، در حالی که زنبورداران تجاری به‌طور چشمگیری آفات بی‌مهره (هیره‌های واروآ، هیره‌های نای زنبور عسل و/یا سوسک کندوی کوچک) را علت اصلی مرگ‌ومیر کلونی می‌دانستند.[۳۷] یک بررسی علمی در ژوئن ۲۰۰۷ نیز به‌همین ترتیب نظریه‌ها و عوامل مشارکت‌کننده احتمالی متعددی را مطرح کرد، اما موضوع را بی‌پاسخ گذاشت.[۱]

در ژوئیه ۲۰۰۷، وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا (USDA) یک «برنامه عمل ناهنجاری فروپاشی» منتشر کرد که راهبردی برای مقابله با این ناهنجاری را در چهار مؤلفه اصلی ترسیم می‌کرد:[۵۸] بررسی و گردآوری داده‌ها؛ تحلیل نمونه‌ها؛ پژوهش فرضیه‌محور؛ اقدام کاهشی و پیشگیرانه. نخستین گزارش سالانه کمیته راهبری ناهنجاری فروپاشی کلونی ایالات متحده در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.[۵۹] این گزارش پیشنهاد کرد که ناهنجاری فروپاشی ممکن است از برهم‌کنش عوامل گوناگون در ترکیب با هم ناشی شود.[۶۰] در همان سال، گروه کاری ناهنجاری فروپاشی یک مطالعه توصیفی جامع منتشر کرد که به این نتیجه رسید: «از میان ۶۱ متغیر اندازه‌گیری‌شده (از جمله فیزیولوژی زنبورهای بالغ، بار بیماری‌زاها و سطوح آفت‌کش‌ها)، هیچ عامل منفردی با ثبات کافی برای پیشنهاد یک عامل علّی واحد یافت نشد. زنبورهای کلونی‌های دچار ناهنجاری، بار بیماری‌زایی بالاتری داشتند و نسبت به جمعیت‌های شاهد بیشتر به بیماری‌زاهای متعدد آلوده بودند که نشان‌دهنده یا قرارگیری بیشتر در معرض بیماری‌زاها یا تضعیف دفاع‌ها در زنبورهای ناهنجار است.»[۲۸]

دومین گزارش سالانه کمیته راهبری در نوامبر ۲۰۱۰ منتشر شد. این گروه گزارش داد که با وجود شناسایی پیوندهای بسیار — از جمله آفت‌کش‌ها، انگل‌ها و بیماری‌زاها — در طول پژوهش‌ها، «به‌طور فزاینده‌ای روشن می‌شود که هیچ عامل منفردی به‌تنهایی مسئول [ناهنجاری فروپاشی] نیست». یافته‌های آنان نشان داد که در زمان فروپاشی، سطوح مضر از انگل نوزما یا هیره‌های انگل واروآ وجود نداشته‌است.[۱۷] با این حال، پیوندی میان اثرات نیمه‌کشنده برخی آفت‌کش‌ها و ناهنجاری فروپاشی یافتند، از جمله دو هیره‌کش رایج یعنی کومافوس و فلووالینات که آفت‌کش‌های مجاز برای کنترل هیره‌های واروآ توسط زنبورداران هستند. پژوهش‌ها همچنین اثرات نیمه‌کشنده نئونیکوتینوئیدها و قارچ‌کش‌ها را شناسایی کردند؛ آفت‌کش‌هایی که ممکن است دستگاه ایمنی زنبورها را مختل کنند و آنها را بیشتر در معرض ویروس‌های زنبور قرار دهند.[۱۷][۶۱][۶۲]

یک بررسی در سال ۲۰۱۵ که ۱۷۰ مطالعه دربارهٔ ناهنجاری فروپاشی کلونی و عوامل تنش‌زا برای زنبورها — از جمله بیماری‌زاها، مواد شیمیایی کشاورزی، کاهش تنوع زیستی، تغییر اقلیم و عوامل دیگر — را بررسی کرد، به این نتیجه رسید که «استدلال قوی‌ای می‌توان مطرح کرد که این برهم‌کنش میان انگل‌ها، آفت‌کش‌ها و رژیم غذایی است که در قلب مشکلات کنونی بهداشت زنبور قرار دارد.»[۶۳][۶۴] افزون بر این:

زنبورهای همه گونه‌ها در طول زندگی‌شان به‌احتمال با چندین عامل تنش‌زا روبه‌رو می‌شوند و هر یک از این عوامل احتمالاً توانایی زنبور را در مقابله با سایرین کاهش می‌دهد. زنبور یا کلونی‌ای که به‌ظاهر در اثر یک بیماری‌زا از پا درآمده، شاید اگر در معرض دُز نیمه‌کشنده‌ای از آفت‌کش قرار نمی‌گرفت و/یا دچار تنش غذایی نمی‌شد (که خود ممکن است ناشی از خشکسالی یا باران سنگین برانگیخته از تغییر اقلیم، یا رقابت با تراکم بالایی از کندوهای زنبور عسل در مجاورت باشد) نمی‌مُرد. متأسفانه، انجام پژوهش‌های با تکرار مناسب دربارهٔ اثرات چندین عامل تنش‌زای برهم‌کنشی بر کلونی‌های زنبور بسیار دشوار است. شمار ترکیب‌های عوامل تنش‌زا به‌سرعت زیاد می‌شود و کنترل قرارگیری در معرض این عوامل در زنبورهای آزادپرواز دشوار یا ناممکن است. با این حال، استدلال قوی‌ای می‌توان مطرح کرد که این برهم‌کنش میان انگل‌ها، آفت‌کش‌ها و رژیم غذایی است که در قلب مشکلات کنونی بهداشت زنبور قرار دارد.[۶۳][۶۴]

نظریه‌های بیماری‌زاها و نقص ایمنی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پژوهشگران نخستین اشاره کردند که شیوه گسترش این ناهنجاری به سان یک بیماری واگیرا عمل می‌کند؛ با این حال، برخی بر این باور بودند که این اختلال ممکن است با سازوکاری سرکوبگر ایمنی در ارتباط باشد[۶۵] که احتمالاً با «تنش» پیوند داشته و به تضعیف دستگاه ایمنی می‌انجامد. به‌ویژه، بر پایه پژوهشی که در سال ۲۰۰۷ در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا انجام شد: «شدت عوامل عفونی شناسایی‌شده در زنبورهای بالغ، نوعی سرکوب ایمنی را نشان می‌دهد». این پژوهشگران در ابتدا ارتباطی میان آلودگی به کنه Varroa destructor و ناهنجاری فروپاشی پیشنهاد کردند و استدلال نمودند که ترکیبی از این کنه‌های زنبور، ویروس بال دژدیس (که توسط این کنه‌ها منتقل می‌شود) و باکتری‌ها با یکدیگر عمل کرده و ایمنی را سرکوب می‌کنند و می‌توانند یکی از دلایل ناهنجاری فروپاشی باشند.[۳][۶۶] انگل‌هایی چون کنه‌های واروا (Varroa destructorVarroa destructor)، کنه‌های نای زنبور عسل (Acarapis woodi)، بیماری‌های قارچی، باکتریایی و ویروسی، و کلپتوانگل‌هایی چون سوسک کوچک کندو (Aethina tumida) همگی مشکلاتی هستند که در بیست سال گذشته در قاره آمریکا پدیدار شده‌اند و زنبورداران با آن‌ها روبه‌رو هستند.[۳۵]

هنگامی که یک کلونی به هر دلیلی در حال مرگ است و کلونی‌های سالم دیگری در مجاورت آن قرار دارند (چنان‌که در زنبوردانی معمول است)، آن کلونی‌های سالم اغلب وارد کلونی در حال مرگ شده و ذخایر آن را برای خود به یغما می‌برند. اگر ذخایر کلونی در حال مرگ آلوده باشد (به سموم طبیعی یا انسان‌ساز)، الگوی به‌دست‌آمده (که در آن کلونی‌های سالم پس از نزدیکی به کلونی در حال مرگ بیمار می‌شوند) ممکن است برای ناظر چنین به نظر برسد که یک بیماری واگیر در کار است. اما در موارد معمول ناهنجاری فروپاشی، ذخایر کلونی‌های در حال مرگ به یغما نمی‌روند و این نشان می‌دهد که سموم از راه غارتگری پخش نمی‌شوند و بدین ترتیب رفتاری شبیه به یک بیماری بروز می‌دهند.[نیازمند منبع]

شواهد بیشتری که از بیماری‌زا بودن ناهنجاری فروپاشی حمایت می‌کنند، از مشاهدات زیر به دست آمدند: کندوهای کلونی‌هایی که بر اثر ناهنجاری فروپاشی از بین رفته بودند، تنها پس از تابش پرتوهای نابودکننده DNA قابل استفاده مجدد برای کلونی سالم بودند[۶۷] و گزارش گروه کاری ناهنجاری فروپاشی در سال ۲۰۱۰ نشان داد که کندوهای دارای نشانه‌های این ناهنجاری تمایل دارند در مجاورت یکدیگر در درون زنبوردانی‌ها قرار داشته باشند.[۲۸]

Varroa destructor بر بدن میزبان زنبور عسل

کنه‌های Varroa

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بر پایه یک نوشتار از سال ۲۰۰۷، کنه Varroa destructor همچنان کشنده‌ترین عامل تهدید زنبورهای عسل در جهان به‌شمار می‌رود؛ بخشی از این مخرب‌بودن به دلیل ویروس‌هایی است که این کنه با خود حمل می‌کند، از جمله ویروس بال دژدیس و ویروس فلج حاد زنبور عسل که هر دو در ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها نقش داشته‌اند.[۶۶][۶۸] آلودگی به کنه‌های Varroa همچنین دستگاه ایمنی زنبورها را تضعیف می‌کند. دکتر ارنستو گوزمان، پژوهشگر حشره‌شناس در دانشگاه گوئلف کانادا، در سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۸ (۱۳۸۶ تا ۱۳۸۷) ۴۱۳ کلونی زنبور عسل در انتاریو را بررسی کرد. حضور کنه‌های Varroa در کلونی‌ها پیش از فصل زمستان موجب تضعیف سامانه ایمنی زنبورها و ورود ویروس‌هایی می‌شد که به مرگ کلونی در طول زمستان می‌انجامیدند. حدود ۲۷٪ از کندوها از زمستان جان به در نبردند و در ۸۵٪ از این موارد کنه Varroa به عنوان عامل اصلی شناسایی شد.[۶۹] کنه‌های Varroa همچنین توانایی ملکه در تولیدمثل را کاهش می‌دهند که برای بقای کندو زیان‌بار است.[۲۸] بر این اساس کنه‌های Varroa به عنوان یکی از علل احتمالی ناهنجاری فروپاشی در نظر گرفته شده‌اند، هرچند نه همه کلونی‌های رو به مرگ حاوی این کنه‌ها هستند.[۷۰]

Varroa destructor کنه‌ای انگل است که کندوها را استعمار می‌کند و از طریق مکیدن همولنف زنبورهای عسل از آن‌ها تغذیه می‌کند. کنه‌های Varroa بسته به مرحله چرخه زندگی خود همه انواع زنبورهای عسل (کارگران، زنبورهای پرستار، لاروها) را انگل‌وار می‌آزارند. در مرحله فورتیک (phoretic)، کنه‌های Varroa ترجیح می‌دهند به زنبورهای پرستار بچسبند چرا که این کار به آمادگی بیشتر برای مرحله تولیدمثل می‌انجامد. سپس کنه‌ها در مرحله تولیدمثل از لاروها تغذیه کرده و آمادگی بیشتر به افزایش باروری کنه (تعداد فرزندان ماده) می‌انجامد.[۷۱] به دلیل توانایی Varroa در تغذیه از همه انواع زنبورهای عسل، این کنه‌ها یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای کلونی‌ها به ویژه در طول زمستان به‌شمار می‌روند.[نیازمند منبع]

در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹)، گروهی از دانشمندان اعلام کردند که در مراحل ابتدایی آزمایش میدانی یک باکتری با پلاسمیدهای دستکاری‌شده ژنتیکی هستند که هم از آلودگی به ویروس بال دژدیس جلوگیری می‌کند و هم به گونه‌ای مؤثر بقای کنه Varroa را کاهش می‌دهد.[۷۲]

ویروس فلج حاد اسرائیلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

ویروس فلج حاد اسرائیلی (IAPV) در سال ۲۰۰۴ در اسرائیل کشف شد و زمانی به‌عنوان علت ناهنجاری فروپاشی در نظر گرفته می‌شد. این ویروس بر اساس محل شناسایی نخستین خود نام‌گذاری شده‌است و خاستگاه اصلی آن نامشخص است. در سپتامبر ۲۰۰۷ نتایج یک پژوهش آماری گسترده با روش توالی‌یابی آران‌ای بر روی کلونی‌های آسیب‌دیده و سالم منتشر شد. در این پژوهش آران‌ای همه ارگانیسم‌های موجود در یک کلونی توالی‌یابی شد و با پایگاه‌های داده توالی مقایسه گردید تا حضور عوامل بیماری‌زا آشکار شود. همه کلونی‌ها آلوده به عوامل بیماری‌زای گوناگونی بودند، اما تنها ویروس IAPV پیوند معناداری با ناهنجاری فروپاشی نشان داد: این ویروس در ۲۵ کلونی از ۳۰ کلونی مبتلا به ناهنجاری و تنها در یکی از ۲۱ کلونی سالم یافت شد.[۶۷][۷۳]

پژوهش‌های سال ۲۰۰۹ نشان داد که نشانه‌ای از اختلال در تولید پروتئین در همه زنبورهای مبتلا به ناهنجاری فروپاشی مشترک است و این الگو با آلودگی به ویروس IAPV سازگار است. گمان می‌رود که دی‌سیستروویریده همانند IAPV موجب تخریب ریبوزوم‌ها می‌شوند که مسئول تولید پروتئین سلول‌ها هستند و این کاهش کارکرد ریبوزوم‌ها زنبورها را تضعیف می‌کند و آن‌ها را در برابر عواملی که در شرایط عادی کشنده نیستند آسیب‌پذیرتر می‌سازد.[۳۳][۷۴]

برخی پیشنهاد کرده‌اند که این سندرم ممکن است ناتوانی زنبورداران در شناسایی درست بیماری‌های شناخته‌شده‌ای همچون لوک اروپایی یا قارچ ریزهاگیان موسوم به نوزما آپیس باشد. آزمایش و تشخیص نمونه‌های برگرفته از کلونی‌های آسیب‌دیده (که پیش از این انجام شده) این احتمال را بسیار بعید می‌سازد، زیرا نشانه‌های این بیماری‌ها کاملاً شناخته‌شده‌اند و با آنچه به عنوان ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها طبقه‌بندی می‌شود تفاوت دارند. نرخ بالای آلودگی به نوزما در نمونه‌های زنبوران پنسیلوانیا گزارش شد، اما این الگو در نمونه‌های برگرفته از دیگر نقاط گزارش نشد.[۳]

کندوهای زنبور عسل اروپایی آلوده به Nosema ceranae ظرف هشت روز از بین می‌روند[۷۵] که این امر نشان می‌دهد ناهنجاری فروپاشی ممکن است ناشی از N. ceranae باشد. یک گروه پژوهشی ادعا کرد بسیاری از علل احتمالی دیگر را رد کرده‌است،[۷۶][۷۷] با این حال، بررسی سال ۲۰۰۹ جمعیت‌های زنبور آمریکایی آلوده به ناهنجاری فروپاشی نشان داد تنها حدود نیمی از کلونی‌های نمونه‌برداری‌شده، هم در گروه آلوده به ناهنجاری و هم در گروه شاهد، به N. ceranae آلوده بودند.[۲۸]

تصاویر میکروسکوپ الکترونی از Nosema podocotyloidis، گونه‌ای خویشاوند در سرده نوزما از قارچ‌های انگلی. برخلاف Nosema apis، این‌گونه بر روی دوکامیان انگلی‌گری می‌کند.

نخستین داروی ضدقارچ بهره‌گرفته‌شده در برابر نوزما، فوماژیلین است که در یک طرح پژوهشی آلمانی برای کاهش اثر این ریزهاگیان بهره‌گرفته شده و گروه کاری ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها (CCDWG) آن را به عنوان درمان احتمالی یاد کرده‌است.[۷۸] هیگس نیز ادعا می‌کند با استفاده از فوماژیلین به درمان موفق کلونی‌ها دست یافته‌است.[۷۹][۸۰] مروری بر این نتایج آن‌ها را امیدوارکننده دانست، اما هشدار داد که «N. ceranae ممکن است مسئول همه موارد فروپاشی کلونی نباشد».[۸۱] مناطق گوناگونی در اروپا وجود این قارچ را گزارش کرده‌اند، اما هنوز هیچ پیوند مستقیمی با ناهنجاری فروپاشی اثبات نشده‌است.[۸۲][۸۳]

در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶)، N. ceranae در چند کندو در کالیفرنیا گزارش شد.[۸۴] با این حال، پژوهشگر این یافته را مدرک قطعی بر وجود پیوند با ناهنجاری فروپاشی نمی‌دانست؛ «نمی‌خواهیم این تصور را به کسی بدهیم که این موضوع حل شده‌است».[۸۵] یک دانشمند زنبورشناس وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا نیز به همین ترتیب اعلام کرد: «گرچه انگل Nosema ceranae ممکن است یک عامل باشد، نمی‌تواند تنها علت باشد. این قارچ پیش از این نیز دیده شده، گاهی در کلونی‌هایی که سالم بودند».[۸۶]

N. ceranae با بهره‌گیری از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) ژن ۱۶اس در زنبوران عسل چندین ایالت شناسایی شده‌است.[۸۷][۸۸] در نیویورک، N. ceranae در ۴۹ شهرستان شناسایی شد و از ۱٬۲۰۰ نمونه زنبور عسل گردآوری‌شده، ۵۲۸ نمونه (۴۴٪) از نظر نوزما مثبت بودند؛ تحلیل PCR بر روی ۳۷۱ نمونه دارای اسپور نشان داد ۹۶٪ آن‌ها N. ceranae، ۳٪ هم N. ceranae و هم N. apis، و ۱٪ تنها N. apis داشتند.[۸۹]

این آلودگی به روده میانی زنبور آسیب می‌رساند و موجب نکروز بافت روده می‌شود. این امر توانایی زنبور در هضم غذا و جذب مواد مغذی را مختل می‌کند.[۹۰][۹۱] هنگامی که به زنبوران سالم گرده آلوده به قارچ‌کش‌ها، حشره‌کش‌ها و دیگر ماده‌های شیمیایی کشاورزی — از جمله ایمیداکلوپراید[۹۲] — داده می‌شود، احتمال آلوده‌شدن آن‌ها به N. ceranae بیشتر می‌شود و این امر پیوند احتمالی با ناهنجاری فروپاشی را نشان می‌دهد.[۹۳][۵۷]

ترکیب ویروسی و قارچی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تیمی از دانشمندان دانشگاه مونتانا و دانشگاه ایالتی مونتانا به سرپرستی جری برومنشنک که با مرکز شیمیایی-زیستی ادجوود ارتش ایالات متحده همکاری می‌کرد، در اکتبر ۲۰۱۰ مقاله‌ای منتشر کرد که در آن اعلام شد یک ویروس DNA جدید به نام ویروس ایریدسنت بی‌مهرگان نوع ۶ (IIV-6) و قارچ Nosema ceranae در هر کلونی کشته‌شده‌ای که گروه بررسی کرده بود، یافت شده‌اند. در این پژوهش مشخص شد که هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی کشنده نیست، اما ترکیب این ویروس با N. ceranae همواره ۱۰۰٪ کشنده بود.[۹۴][۹۵][۹۶] آگاهی‌های مربوط به این پژوهش در مقاله‌ای در صفحه نخست نیویورک تایمز برای عموم منتشر شد.[۹۷] چند روز بعد، مقاله‌ای در مجله فورچون با عنوان «آنچه یک دانشمند به نیویورک تایمز دربارهٔ پژوهشش در مورد مرگ زنبورها نگفت» منتشر شد. جیمز فریزر، استاد حشره‌شناسی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا که روی تأثیرات زیرکشنده آفت‌کش‌ها بر زنبورها پژوهش می‌کرد، گفت که هرچند پژوهش برومنشنک داده‌های سودمندی به‌دست داد، اما برومنشنک به‌عنوان مدیرعامل شرکتی که دستگاه‌های تشخیص بیماری‌های زنبور را توسعه می‌دهد، دارای تعارض منافع است.[۹۸] چند ماه بعد، روش‌های به‌کاررفته برای تفسیر داده‌های طیف‌سنجی جرمی در پژوهش برومنشنک مورد تردید قرار گرفت و این پرسش مطرح شد که آیا IIV-6 اصلاً به‌درستی در نمونه‌های بررسی‌شده شناسایی شده بود یا نه.[۹۹][۱۰۰]

New Holland TL 90 با یک سمپاش مزرعه در یک مزرعه نرگس در اروپا

بر اساس اعلام وزارت کشاورزی ایالات متحده آمریکا، آفت‌کش‌ها ممکن است در بروز ناهنجاری فروپاشی نقش داشته باشند.[۱۷] دانشمندان مدت‌هاست[چه زمانی؟] نگران این بوده‌اند که آفت‌کش‌ها، از جمله برخی ها، ممکن است اثرات زیرکشنده‌ای بر زنبورها داشته باشند؛ یعنی آن‌ها را به طور مستقیم از پای درنیاورند، بلکه در عوض به رشد و رفتارشان آسیب بزنند.[۱۰۱][۱۰۲] مریان فریزر،[۱۰۳] استادیار ارشد بازنشستهٔ حشره‌شناسی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، گفته‌است: «آفت‌کش‌ها به تنهایی نشان نداده‌اند که علت ناهنجاری فروپاشی هستند. ما بر این باوریم که ترکیبی از عوامل مختلف، احتمالاً از جمله کنه‌ها، ویروس‌ها و آفت‌کش‌ها، در کار هستند.»[۱۰۴]

ارزیابی نقش آفت‌کش‌ها در ناهنجاری فروپاشی به چند دلیل دشوار است. نخست آنکه گوناگونی آفت‌کش‌های مورد استفاده در مناطق مختلفی که ناهنجاری فروپاشی را گزارش کرده‌اند، آزمایش همزمان تمام آفت‌کش‌های ممکن را دشوار می‌سازد. دوم آنکه بسیاری از عملیات‌های تجاری زنبورداری ماهیتی سیار دارند و کندوها را در طول یک فصل در فاصله‌های جغرافیایی طولانی جابجا می‌کنند که به طور بالقوه کلونی‌ها را در هر مکان در معرض آفت‌کش‌های متفاوتی قرار می‌دهد. سوم آنکه خود زنبورها گرده و عسل را در ذخیره‌های بلندمدت می‌گذارند که به این معناست که ممکن است تأخیری از چند روز تا چند ماه پیش از آنکه آذوقه‌های آلوده به کلونی داده شود رخ دهد و این موضوع هر تلاشی برای مرتبط کردن پیدایش علائم با زمان واقعی مواجهه با آفت‌کش‌ها را بی‌اثر می‌سازد.[نیازمند منبع]

در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۸–۱۳۸۹)، توالی‌یابی ژنوم زنبور عسل توضیح احتمالی برای حساسیت زنبورها به آفت‌کش‌ها به دست داد. ژنوم زنبور عسل از نظر تعداد ژن‌های رمزکنندهٔ آنزیم‌های سم‌زدایی، از جمله مونواکسیژناز سیتوکروم P450 (P450s)، گلوتاتیون-S-ترانسفرازها و کربوکسیل‌استرازها، فقیر است.[۱۰۵]

نئونیکوتینوئیدها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

دسته‌ای از حشره‌کش‌ها به نام نئونیکوتینوید به‌ویژه مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند. نئونیکوتینوئیدها آفت‌کش‌های سیستمیک هستند که معمولاً به‌صورت تیمار بذر بهره می‌گیرند تا کاربرد آفت‌کش‌های برگ‌پاشی را در طول رشد گیاه کاهش دهند.[۱۰۶] سه ترکیب اصلی در کاربردهای کشاورزی عبارت‌اند از ایمیداکلوپراید، کلوتیانیدین و تیامتوکسام. اثرات بالقوه سمی که در آزمایشگاه بررسی شده‌اند، غالباً با مطالعات میدانی دنبال شده‌اند که نشان‌دهنده هیچ اثری بر جمعیت واقعی زنبورها نبوده‌اند.[۱۰۷] علی‌رغم شکاف‌هایی در شواهد علمی، مقام‌های نظارتی کاربرد نئونیکوتینوئیدها را در اروپا[۱۰۸] و سایر کشورها[۱۰۹] عمدتاً بر اساس نگرانی‌ها دربارهٔ سلامت زنبورها محدود کرده‌اند.

شواهد خطر برای زنبورهای عسل
[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بهره‌گیری از آفت‌کش‌های نئونیکوتینوید در ایالات متحده پس از سال ۲۰۰۵ افزایش یافت و این روند با بالا رفتن میزان مرگ‌ومیر زنبورها همزمان بود.[۱۱۰]

بیشتر ذرت کشت‌شده در ایالات متحده از بذرهایی تهیه می‌شود که با نئونیکوتینوئیدها آغشته شده‌اند. اگرچه ذرت توسط باد گرده‌افشانی می‌شود، زنبورهای عسلی که تصادفاً روی این گیاهان در جستجوی غذا هستند ممکن است در معرض بقایای آفت‌کش موجود در شهد و گرده قرار گیرند. زنبورهای عسل همچنین ممکن است از طریق چرای روی گیاهان وحشی که به‌طور ناخواسته در معرض نئونیکوتینوئیدها قرار گرفته‌اند، با این مواد تماس پیدا کنند.[۱۱۱]

نقشه بهره‌گیری از ایمیداکلوپراید، ایالات متحده، ۲۰۱۲ (تخمینی)

تا به امروز،[چه زمانی؟] بیشتر ارزیابی‌های نقش احتمالی آفت‌کش‌ها در ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها بر پایه بررسی‌های ارائه‌شده توسط زنبورداران استوار بوده‌است؛ با این حال، آزمون مستقیم نمونه‌های گرفته‌شده از کلونی‌های آسیب‌دیده احتمالاً ضروری خواهد بود.

پژوهش‌های آزمایشگاهی
[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

نئونیکوتینوئیدها ممکن است با توانایی‌های طبیعی زنبورها در یافتن مسیر خانه تداخل ایجاد کنند و باعث شوند آن‌ها سردرگم شده و راه بازگشت به کندو را نیابند.[۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶] این اختلال‌ها ممکن است از پیامدهای نئونیکوتینوئیدها بر حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت زنبورها ناشی شوند.[۱۱۷][۱۱۸] دوزهای زیرکشنده ایمیداکلوپراید در آزمایش‌های آزمایشگاهی و آزمایش میدانی فعالیت پروازی و تشخیص بویایی را کاهش داد و عملکرد یادگیری بویایی مختل شد.[۱۱۹]

نشان داده شده‌است که قرار گرفتن در معرض ایمیداکلوپراید در سطوح متناظر با مقادیر میدانی، رشد کلونی و تولید ملکه جدید را کاهش می‌دهد.[۱۱۲] یک پژوهش درجا در سال ۲۰۱۲ نشان داد که قرار گرفتن در معرض سطوح زیرکشنده ایمیداکلوپراید در شربت ذرت پرفروکتوز (HFCS) که برای تغذیه زنبورهای عسل در زمان نبود چراگاه بهره می‌گیرند، باعث می‌شود زنبورها نشانه‌هایی سازگار با ناهنجاری فروپاشی از خود نشان دهند. گروه شاهد که با شربت ذرت بدون حشره‌کش تغذیه شد، چنین نشانه‌هایی نشان نداد.[۱۲۰][۱۲۱]

زنبوری در حال جمع‌آوری گرده

یک بررسی پیشینه پژوهشی در سال ۲۰۱۳ نتیجه گرفت که نئونیکوتینوئیدها در مقادیر معمول مصرف برای زنبورها زیانبارند و جایگزین‌های فوری برای آن‌ها نیاز است.[۵۳] دوزهایی که زنبورها دریافت می‌کردند کشنده نبودند، اما مشکلات مزمن احتمالی می‌توانستند از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض آن‌ها ناشی شوند.[۱۶]

پژوهش‌های میدانی
[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سال ۲۰۰۵، گروهی از دانشمندان دریافتند که گرده به‌دست‌آمده از بذرهای پوشش‌داده‌شده با ایمیداکلوپراید حاوی مقادیر قابل توجهی از این حشره‌کش است و پیشنهاد کردند که گرده آلوده ممکن است موجب مرگ کلونی زنبور عسل شود.[۱۲۲]

یک پژوهش فراتحلیلی منتشرشده در فوریه ۲۰۱۰ شواهدی از پژوهش‌های آزمایشگاهی مبنی بر اثرات زیرکشنده ایمیداکلوپراید بر زنبورهای عسل نشان داد، اما فاقد شواهد کافی دربارهٔ ربط محیطی این یافته‌ها بود.[۱۲۳] به همین ترتیب، یک مرور ادبیات در سال ۲۰۱۲ نتیجه گرفت که در شرایط آزمایشگاهی، هم اثرات کشنده و هم اثرات زیرکشنده بر رفتار جستجوی غذا، حافظه و توانایی یادگیری در زنبورهای عسل در معرض نئونیکوتینوئیدها مشاهده شد، اما این اثرات در پژوهش‌های میدانی با دوزهای واقعی میدانی دیده نشد.[۱۲۴]

در سال ۲۰۱۲ چندین پژوهش منتشر شد که نشان می‌دادند نئونیکوتینوئیدها از مسیرهای مواجهه‌ای پیش‌تر ناشناخته از جمله از طریق گردوغبار، گرده و شهد بر زنبورها تأثیر می‌گذارند.[۱۲۵] پژوهش‌ها همچنین پایداری محیطی این مواد در کانال‌های آبیاری کشاورزی و خاک را نشان داد.[۱۲۶] ماشین‌آلاتی که بذرهای ذرت پوشش‌داده‌شده با کلوتیانیدین و ایمیداکلوپراید را می‌کارند، مقادیری از آفت‌کش را در هوا رها می‌کنند که خود مسیر احتمالی دیگری برای مواجهه است.[۱۲۵]

در سال ۲۰۱۵، یک پژوهش ۱۱ ساله بریتانیایی همبستگی میان افزایش بهره‌گیری کشاورزی از پوشش‌دهی بذر با نئونیکوتینوئیدها و تشدید فروپاشی کلونی‌های زنبور عسل در سطح چشم‌انداز را نشان داد.[۱۰۶] این نخستین پژوهش میدانی بود که پیوندی میان نئونیکوتینوئیدها و ناهنجاری فروپاشی برقرار کرد.[۱۲۷]

سیاست‌های نظارتی
[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در اروپا، پیوند میان پدیده «مرگ زنبورها» و [چه زمانی؟] ایمیداکلوپراید مدت‌هاست که مورد بحث قرار می‌گیرد.[۱۲۸][۱۲۹][۱۳۰] گزارشی از Comité Scientifique et Technique (CST) در کانون این بحث‌ها قرار گرفت و به ممنوعیت جزئی ایمیداکلوپراید در فرانسه انجامید. آفت‌کش ایمیداکلوپراید با نام تجاری گوشو در سال ۱۹۹۹ توسط وزیر کشاورزی فرانسه ژان گلاوانی عمدتاً به دلیل نگرانی از پیامدهای احتمالی آن بر زنبورهای عسل ممنوع شد.[۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳]

در حالی که زنبورداران فرانسوی توانستند ممنوعیت نئونیکوتینوئیدها را به دست آورند، دولت دولت کلینتون اجازه داد آفت‌کش‌هایی که پیش‌تر ممنوع بودند، از جمله ایمیداکلوپراید، مجدداً مورد بهره‌گیری قرار گیرند.[۱۳۴] در سال ۲۰۰۴، دولت دولت جورج دبلیو. بوش مقررات را بیشتر کاهش داد و کاربرد آفت‌کش‌ها افزایش یافت.[۱۳۵][۱۳۶]

در سال ۲۰۱۳، بررسی رسمی سازمان ایمنی غذایی اروپا (EFSA) گزارش داد که برخی نئونیکوتینوئیدها خطری غیرقابل‌قبول برای زنبورها ایجاد می‌کنند و چندین شکاف داده‌ای که پیش‌تر مورد توجه قرار نگرفته بود را شناسایی کرد. این بررسی به این نتیجه رسید: «خطر حاد بالایی برای زنبورهای عسل از طریق انتشار گرد و غبار ناشی از کاربرد بذرهای پوشش‌داده‌شده در ذرت، کلزا و غلات شناسایی شد. همچنین خطر حاد بالایی از طریق باقیمانده‌ها در شهد و/یا گرده شناسایی شد.»[۱۳۷]

پس از بررسی ۲۰۱۳ سازمان ایمنی غذایی اروپا، کمیسیون اروپا پیشنهاد ممنوعیت دوساله نئونیکوتینوئیدها را مطرح کرد.[۱۳۸] در آوریل ۲۰۱۳، اتحادیه اروپا به محدودیت دوساله حشره‌کش‌های نئونیکوتینوئیدی رأی داد. این ممنوعیت، کاربرد ایمیداکلوپراید، کلوتیانیدین و تیامتوکسام را برای محصولاتی که برای زنبورها جذاب هستند، محدود ساخت. هشت کشور از جمله دولت بریتانیا که استدلال می‌کرد علم کافی نیست، علیه این طرح رأی دادند.[۱۳۹] این ممنوعیت را می‌توان به‌مثابه کاربرد «اصل احتیاطی» دانست که در کنفرانس ۱۹۹۲ ریو دربارهٔ محیط زیست و توسعه مطرح شد و مقرر می‌داشت «فقدان یقین کامل علمی نباید به عنوان دلیلی برای به تعویق انداختن اقدامات مقرون‌به‌صرفه برای جلوگیری از تخریب محیط زیست مورد بهره‌گیری قرار گیرد.»[۱۴۰][۱۴۱]

گرده‌افشانی

در سال ۲۰۱۳، زنبورداران و فعالان محیط زیست مشترکاً دعوایی علیه آژانس حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا (EPA) تشکیل دادند و آن را به خاطر ادامه اجازه کاربرد نئونیکوتینوئیدها در ایالات متحده مسئول دانستند. این دعوا به‌طور مشخص خواستار تعلیق کلوتیانیدین و تیامتوکسام شد.[۱۴۲] آژانس حفاظت محیط زیست در پاسخ به این دعوا به پژوهش‌هایی اشاره کرد که کنه واروآ را مسئول کاهش جمعیت زنبورها می‌دانستند و نشان می‌دادند که نقش نئونیکوتینوئیدها در ناهنجاری فروپاشی بیش از حد واقعی اعلام شده‌است.[۱۴۳] قانون نجات گرده‌افشان‌های آمریکا (H.R. 2692) در سال ۲۰۱۳ در کنگره معرفی شد[۱۴۴][۱۴۵] و در سال ۲۰۱۵ مجدداً مطرح شد. این طرح پیشنهادی خواستار تعلیق نئونیکوتینوئیدها تا زمان انجام بررسی کامل پیامدهای آن‌ها بود.[۱۴۶]

فیپرونیل یک حشره‌کش از خانواده فنیل‌پیرازول با طیف اثر گسترده و سازوکار سیستمیک است. فیپرونیل برای از بین بردن حشراتی مشابه زنبور عسل، از جمله زنبور بی‌عسل اروپایی (Vespula germanica) و بسیاری دیگر از آفات کلونیال، از طریق فرایند «طعمه‌گذاری سمی» طراحی شده‌است؛ به این ترتیب که یک حشره پس از بازگشت به کندو، آفت‌کش را در میان نوزادان پخش می‌کند.[۱۴۷]

در مه ۲۰۰۳ (اردیبهشت ۱۳۸۲)، مدیریت کل غذا در وزارت کشاورزی فرانسه تشخیص داد که یک مورد مرگ انبوه زنبوران در جنوب فرانسه با مسمومیت حاد ناشی از فیپرونیل مرتبط بوده‌است. این مسمومیت به عملیات ناقص ضدعفونی بذر که موجب تولید گرد و غبار شده بود، نسبت داده شد. در فوریه ۲۰۰۳ (بهمن ۱۳۸۱)، وزارت تصمیم گرفت به‌طور موقت فروش محصولات حفاظت از محصول شرکت BASF حاوی فیپرونیل در فرانسه، از جمله برند «Regent»، را به حالت تعلیق درآورد.[۱۴۸]

در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۸–۱۳۸۹)، فیپرونیل در پژوهشی توسط انجمن هماهنگی فنی صندوق فرانسه به‌عنوان عامل گسترش ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها معرفی شد. این پژوهش نشان داد که حتی در دوزهای بسیار پایین و غیرکشنده، این آفت‌کش توانایی زنبور در یافتن مسیر بازگشت به کندو را مختل می‌کند و در نتیجه شمار زیادی از زنبوران جستجوگر در هر سفر گرده‌جمع‌آوری گم می‌شوند؛ هرچند در این مطالعه به سایر نشانه‌های ناهنجاری اشاره‌ای نشده بود.[۱۴۹] با این حال، پژوهش‌های دیگر هیچ اثر حاد فیپرونیل بر زنبوران عسل نشان نداده‌اند.[۱۵۰]

موم‌دان زنبور عسل با تخم‌ها و نوزادان. دیواره‌های سلول‌ها برداشته شده‌اند. نوزادان (نرها) حدود ۳ یا ۴ روزه هستند.

قارچ‌کش‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در سال ۲۰۱۳، پژوهشگران گرده را از کندوها گردآوری کردند و آن را به زنبورهای سالم خوراندند. این گرده به‌طور میانگین حاوی نه نوع مختلف آفت‌کش و قارچ‌کش بود. افزون بر این، پژوهشگران دریافتند که زنبورهایی که گردهٔ حاوی قارچ‌کش خورده بودند سه برابر بیشتر در معرض آلودگی به انگل‌ها قرار می‌گرفتند. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که قارچ‌کش‌هایی که بی‌زیان برای زنبورها پنداشته می‌شوند، شاید نقشی مهم در ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها ایفا کنند. همچنین این پژوهش آشکار کرد که شیوه‌های سم‌پاشی نیازمند بازنگری‌اند، چرا که زنبورهای مورد بررسی نه از محصولات کشاورزی، بلکه تقریباً به‌طور انحصاری از علف‌های هرز و گل‌های وحشی شهد می‌گرفتند؛ این یافته نشان می‌دهد که زنبورها بیش از آنچه تصور می‌شد در معرض آفت‌کش‌ها قرار دارند.[۱۵۱]

دنیس ونانگلسدورپ، حشره‌شناس دانشگاه مریلند، در این باره گفته‌است: «قارچ‌کش‌ها که انتظار نداشتیم به حشرات آسیب بزنند، به نظر می‌رسد اثر زیرکشنده‌ای بر سلامت زنبورها دارند.» او همچنین افزوده‌است که این موضوع از آن رو اهمیت دارد که قارچ‌کش‌ها تحت مقررات سختگیرانه‌ای قرار ندارند.[۹۳]

آنتی‌بیوتیک‌ها و کنه‌کش‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بیشتر زنبورداران آسیب‌دیده از ناهنجاری فروپاشی گزارش می‌دهند که در کلونی‌های خود از آنتی‌بیوتیک و کنه‌کش‌ها بهره می‌گیرند؛ با این حال فقدان یکنواختی در نوع مواد شیمیایی مصرفی[۳] احتمال دخالت یک ماده شیمیایی مشخص را کاهش می‌دهد. با این وصف، ممکن است برخی از این مواد شیمیایی هنوز از نظر اثرات احتمالی بر زنبور عسل آزمایش نشده باشند و بنابراین بالقوه می‌توانند در پدیده ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها نقش داشته باشند.[۱][۱۵۲]

آنتی‌بیوتیک‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پژوهشی در دانشگاه تگزاس در آستین نشان داد که آنتی‌بیوتیک‌های رایج در زنبورداری که برای پیشگیری از بیماری به کار می‌روند، سطح میکروب‌های روده در زنبورهای عسل را کاهش می‌دهند[۱۵۳] و در نتیجه آن‌ها را در برابر بیماری آسیب‌پذیرتر می‌سازند.[۱۵۴] شیوع گسترده عفونت‌های ویروسی در یک کندو می‌تواند به فروپاشی کلونی منجر شود. پژوهشگران اعلام کرده‌اند که هرچند آنتی‌بیوتیک‌ها ضروری هستند، زنبورداران باید در تعیین میزان و مدت زمان مصرف آن‌ها احتیاط لازم را به خرج دهند.[۱۵۳] شیوع گسترده عفونت‌های ویروسی در یک کندو می‌تواند به فروپاشی کلونی منجر شود.

کنه‌کش‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زنبورداران از کنه‌کش‌ها برای رهایی کلنی‌ها از آلودگی به وارووا بهره می‌گیرند؛ با این حال، این درمان می‌تواند به افزایش سطح عفونت‌های ویروسی در کلنی‌ها منجر شود. دوزهای بالای درمان یا کاربرد کنه‌کش‌ها برای مدتی طولانی می‌تواند سبب سرکوب سیستم ایمنی زنبوران عسل شود و آن‌ها را در برابر ویروس‌ها آسیب‌پذیرتر کند.[۱۵۵]

پژوهشی که در سال ۲۰۰۸ توسط دانشمندان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا انجام شد، سطح بالایی از کنه‌کش‌های فلووالینات و کومافوس را در نمونه‌های موم کندوها آشکار کرد؛ همچنین سطوح پایین‌تری از ۷۰ آفت‌کش دیگر نیز یافت شد.[۲۸] افزایش سطح ارگانوفسفات کومافوس در موم با کاهش بقای ملکه‌های در حال رشد مرتبط بوده‌است.[۲۸] پژوهشگران دانشگاه ایالتی واشینگتن به سرپرستی حشره‌شناس استیو شپارد در سال ۲۰۰۹ وجود سطح بالایی از باقی‌مانده‌های آفت‌کش در موم کندو را تأیید کردند و ارتباطی میان آن و کاهش چشمگیر طول عمر زنبوران یافتند.[۱۰۴] یک بررسی گسترده در سال ۲۰۱۰ روی کلنی‌های سالم و آسیب‌دیده از ناهنجاری فروپاشی نیز سطوح بالای آفت‌کش در موم و گرده را نشان داد، اما میزان آفت‌کش‌ها در هر دو گروه کلنی‌های در حال فروپاشی و سالم، مشابه بود.[۱۷]

تغییر اقلیم

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

تغییرات محیطی بر رشد و نمو زنبورهای عسل تأثیر می‌گذارد. ثابت شده‌است که افزایش دما و سطح بارندگی ناشی از تغییر اقلیم احتمال بقای یک کلونی زنبور را در یک نسل تا ۳۰٪ کاهش می‌دهد و همچنین شمار کلونی‌های جدید زنبور را که پایه‌گذاری می‌شوند کم می‌کند.[۱۵۶] بارندگی بیش از حد و همچنین خشکسالی هر دو می‌توانند دامنه جستجوی غذا توسط زنبورها را محدود کنند و در نتیجه شمار و سلامت آن‌ها را کاهش دهند.[۱۵۷]

انتقال زنبورهای بهاره از کارولینای جنوبی به مین برای گرده‌افشانی بلوبری

اجاره زنبور و زنبورداری مهاجرتی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

از زمانی که زنبوردار آمریکایی نفی میلر در زمستان ۱۹۰۸ برای نخستین بار کندوهای خود را به مناطق گوناگون کشور منتقل کرد، زنبورداری مهاجرتی در آمریکا گسترش یافته‌است. اجاره زنبور برای گرده‌افشانی یکی از ارکان اساسی کشاورزی ایالات متحده است؛ به‌گونه‌ای که بدون آن، سطح تولید کنونی تنها با تکیه بر گرده‌افشان‌های بومی قابل دستیابی نخواهد بود.[۱۵۸] زنبورداران آمریکایی در مجموع درآمد بسیار بیشتری از اجاره زنبورهایشان برای گرده‌افشانی نسبت به تولید عسل به دست می‌آورند.[نیازمند منبع]

پژوهشگران نگران آن هستند که جابه‌جایی کلونی‌ها با کامیون در سراسر کشور برای گرده‌افشانی محصولات — و در نتیجه درهم‌آمیختن آن‌ها با زنبورهایی از نقاط گوناگون — به انتشار ویروس‌ها و کنه‌ها میان کلونی‌ها دامن می‌زند. افزون بر این، برخی بر این باورند که جابه‌جایی و استقرار مداوم، فشار و اختلالی بر کل کندو وارد می‌کند که ممکن است مقاومت آن را در برابر انواع اختلالات سیستمیک کاهش دهد.[۱۵۹] علاوه بر نگرانی دربارهٔ انتشار ویروس‌ها و کنه‌ها در حمل‌ونقل زنبورها در سراسر کشور، استرس ناشی از جابه‌جایی نیز به‌عنوان یک سازوکار احتمالی مرتبط با ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها شناخته می‌شود.[۱۶۰]

پرورش تجاری انتخابی و کاهش تنوع ژنتیکی در زنبورداری صنعتی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

بیشتر توجه‌ها در زمینه ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها بر عوامل محیطی متمرکز بوده‌است. این ناهنجاری بیشترین تأثیر را در مناطقی دارد که از کلونی‌های زنبور عسل پرورش‌یافته به شیوه تجاری در کشاورزی «صنعتی» بهره می‌گیرند. پرورش طبیعی و تولیدمثل کلونی در زنبورهای وحشی فرآیندی پیچیده و بسیار گزینشی است که به تنوع ژنتیکی گسترده در جمعیت‌های بزرگ درون‌کلونی زنبورها می‌انجامد[۱۶۱] و این تنوع ممکن است در کلونی‌های پرورش‌یافته به شیوه تجاری بازتولید نشود.

در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶)، یکی از الگوهای گزارش‌شده توسط گروه پژوهشی ناهنجاری فروپاشی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا این بود که همه تولیدکنندگان در یک بررسی مقدماتی، دوره‌ای از «فشار فوق‌العاده» را پیش از مرگ کلونی‌های موردنظر گزارش کردند که بیشتر شامل سوءتغذیه و یا خشکسالی می‌شد.[۳] این تنها عاملی بود که در همه موارد ناهنجاری فروپاشی در آن گزارش مشترک بود؛ بر این اساس، به نظر می‌رسید دست‌کم احتمال قابل توجهی وجود دارد که این پدیده با فشار تغذیه‌ای مرتبط باشد که ممکن است در کلونی‌های سالم و خوب‌تغذیه‌شده بروز نکند. این یافته مشابه نتایج بررسی مستقل دیگری بود که در سال ۲۰۰۷ انجام شد؛ در آن بررسی، زنبورداری‌های کوچک‌مقیاس (تا ۵۰۰ کلونی) در چند ایالت گزارش دادند که بیش از ۵۰٪ از موارد مرگ زنبورانشان را به سوءتغذیه و یا ضعف کلونی‌ها نسبت می‌دهند، خواه آن تلفات ناشی از ناهنجاری فروپاشی تشخیص داده می‌شد یا نه.[۳۷]

برخی پژوهشگران این سندرم را به رویه تغذیه زنبورها با شربت ذرت پرفروکتوز برای تکمیل ذخایر زمستانه نسبت داده‌اند. تغییرپذیری این شربت ممکن است در ناسازگاری‌های ظاهری نتایج نقش داشته باشد. یک نویسنده اروپایی پیوند احتمالی با شربت ذرت پرفروکتوز تهیه‌شده از ذرت تراریخته را مطرح کرده‌است.[۱۶۲] با این حال، دست‌کم یک پژوهشگر اظهار کرده‌است که اگر این تنها عامل مؤثر بود، باید ناهنجاری فروپاشی منحصراً در کلونی‌های زمستانی که با شربت ذرت پرفروکتوز تغذیه می‌شوند پدیدار می‌شد، در حالی که بسیاری از گزارش‌های ناهنجاری فروپاشی در شرایط دیگر و نزد زنبوردارانی رخ داده‌است که از این شربت استفاده نکرده‌اند.[۱۶۳]

برخی دیگر از پژوهشگران گمان برده‌اند که ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها عمدتاً ناشی از تغذیه زنبورها با یک رژیم تک‌کشتی است، در حالی که آن‌ها باید از منابع و گیاهان گوناگونی تغذیه کنند. در زمستان، به این زنبورها یک منبع غذایی واحد مانند شربت ذرت (پرفروکتوز یا انواع دیگر)، شکر و جایگزین گرده داده می‌شود. در تابستان نیز ممکن است تنها یک محصول (مانند بادام، گیلاس یا سیب) را گرده‌افشانی کنند.[۱۶۴] بدین ترتیب، رژیم تک‌کشتی به اجاره کندو و زنبورداری مهاجرتی نسبت داده می‌شود. اگرچه ادعا می‌شود رژیم تک‌گرده بسیار پایین‌تر از رژیم مخلوط‌گرده است، چند نوع گرده وجود دارد که برای زنبورهای عسل به‌طور انحصاری قابل قبول‌اند، از جمله شبدر شیرین و خردل.[۱۶۵]

شفیره‌های زنبورهای نر در حجرات باز شده در دو طرف یک شان عسل. زنبورهای نر در سمت راست چند روز مسن‌تر و رشدیافته‌ترند.

پژوهشی که در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) منتشر شد نشان داد زنبورهایی که با گرده گیاهان گوناگون تغذیه شدند، نشانه‌هایی از سیستم ایمنی سالم‌تر در مقایسه با آن‌هایی که از گرده یک گونه تغذیه کردند، نشان دادند. زنبورهایی که از گرده پنج گونه گیاهی تغذیه شدند سطح بالاتری از گلوکز اکسیداز داشتند، حتی اگر آن گرده محتوای پروتئینی بالاتری داشت. نویسندگان این پژوهش فرضیه دادند که ناهنجاری فروپاشی ممکن است به از دست رفتن تنوع گیاهی مرتبط باشد.[۱۶۶] پژوهشگران یک رژیم غذایی مناسب که به جمعیت سالم زنبور عسل منجر می‌شود یافتند. «نویسندگان رژیمی حاوی ۱۰۰۰ قسمت در میلیون پتاسیم، ۵۰۰ قسمت در میلیون کلسیم، ۳۰۰ قسمت در میلیون منیزیم و ۵۰ قسمت در میلیون از هر یک از سدیم، روی، منگنز، آهن و مس را توصیه کردند.»[۱۶۵] پژوهشی در سال ۲۰۱۴ (۱۳۹۳) نشان داد که زنبورهای تغذیه‌شده با شربت ذرت پرفروکتوز یا شکر، در مقایسه با آن‌هایی که از عسل با پروتئین پایین مشابه تغذیه می‌کنند، کاهش بیان در چندین ژن مرتبط با متابولیسم پروتئین و اکسیداسیون-احیا نشان می‌دهند.[۱۶۷]

پژوهشی در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) نشان داد که اسید پ-کوماریک (اسید p-کوماریک) که به‌طور معمول در عسل وجود دارد، به زنبورها در سم‌زدایی برخی آفت‌کش‌ها کمک می‌کند؛ بنابراین، غیاب این ماده در مواد مغذی مصنوعی داده‌شده به زنبورها ممکن است به ناهنجاری فروپاشی دامن بزند.[۱۶۸]

تابش الکترومغناطیسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

با وجود بحث‌های گسترده در اینترنت و رسانه‌های عمومی، تقریباً هیچ پژوهش دقیقی در ادبیات علمی داوری‌شده دربارهٔ اثرات قرار گرفتن در معرض میدان الکترومغناطیسی بر زنبورهای عسل منتشر نشده‌است.[۱۶۹][۱۷۰] یکی از معدود پژوهش‌های داوری‌شده در سال ۱۹۸۱ منتشر شد و نشان داد که حتی در توان‌های تابش مایکروویو بسیار بالاتر از آنچه در ارتباطات بهره‌گرفته می‌شود، زنبورها تأثیر معناداری نمی‌پذیرند.[۱۷۱]

پژوهشی دربارهٔ اثرات غیرحرارتی فرکانس رادیویی (RF) بر زنبورهای عسل (Apis mellifera carnica) گزارش داد که هیچ تغییری در رفتار زنبورها در اثر قرار گرفتن در معرض RF از ایستگاه‌های پایه DECT تلفن بی‌سیم فعال در باند ۱٬۸۸۰ تا ۱٬۹۰۰ مگاهرتز رخ نداده‌است.[۱۷۲] پژوهشی بعدی نشان داد که میدان الکترومغناطیسی (EMF) در فاصله نزدیک ممکن است توانایی زنبورها برای بازگشت به کندوشان را کاهش دهد.[۱۷۳] در جریان این پژوهش، نیمی از کلونی‌های مورد بررسی از هم پاشیدند که برخی از آن‌ها کندوهای شاهد بودند که ایستگاه‌های پایه DECT جاسازی‌شده نداشتند. در آوریل ۲۰۰۷ (فروردین ۱۳۸۶)، خبر این پژوهش در رسانه‌های گوناگون بازتاب یافت و با نوشتاری در ایندیپندنت آغاز شد که ادعا می‌کرد موضوع این پژوهش تلفن‌های همراه بوده و آن‌ها را با ناهنجاری فروپاشی مرتبط دانسته‌است.[۱۷۴] هرچند تلفن‌های همراه در آن زمان از سوی برخی گزارش‌های رسانه‌ای متهم شدند، اما در پژوهش مورد استناد به آن‌ها پرداخته نشده بود. پژوهشگران دخیل در این کار بعداً اعلام کردند که پژوهش‌شان شامل یافته‌هایی دربارهٔ تلفن‌های همراه یا ارتباط آن‌ها با ناهنجاری فروپاشی نبوده و اشاره کردند که نوشتار روزنامه ایندیپندنت نتایج آن‌ها را به‌اشتباه تفسیر کرده و «یک داستان ترسناک» ساخته‌است.[۱۶۹][۱۷۰]

مروری بر ۹۱۹ پژوهش علمی داوری‌شده که اثرات EMF بر جانوران وحشی، انسان‌ها و گیاهان را بررسی کرده بودند، شامل ۷ پژوهش مربوط به زنبورهای عسل می‌شد؛ ۶ تا از آن‌ها پیامدهای منفی ناشی از تابش EMF را گزارش کرده بودند، اما هیچ‌کدام پیوند مشخصی با ناهنجاری فروپاشی نشان نداده بودند.[۱۷۵] یک پژوهش اکتشافی در سال ۲۰۰۴ دربارهٔ اثرات غیرحرارتی قرار گرفتن در معرض تابش الکترومغناطیسی و یادگیری انجام شد. پژوهشگران هیچ تغییری در رفتار زنبورها در اثر قرار گرفتن در معرض RF از ایستگاه پایه DECT فعال در باند ۱٬۸۸۰ تا ۱٬۹۰۰ مگاهرتز نیافتند.[۱۷۲]

زنبورهای عسل می‌توانند میدان‌های مغناطیسی ایستا یا با فرکانس پایین را شناسایی کنند و از این توانایی به‌عنوان یکی از چند نشانه در یابه‌یابی بهره می‌گیرند. با این حال، هیچ سازوکاری شناسایی نشده‌است که از طریق آن انرژی رادیویی ضعیف بتواند — جز از طریق گرمایش جزئی — رفتار حشرات را دگرگون کند.[۱۷۶]

محصولات تراریخته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

محصولات تراریخته به‌عنوان عاملی در ایجاد ناهنجاری فروپاشی شناخته نمی‌شوند. در سال ۲۰۰۸ یک فراتحلیل[۱۷۷] از ۲۵ پژوهش مستقل که اثرات پروتئین‌های Cry از باسیلوس تورنجینسیس بر بقای زنبورعسل (مرگ‌ومیر) را بررسی کرده بودند نشان داد که پروتئین‌های Bt به‌کاررفته در محصولات مهندسی‌شده ژنتیکی تجاری برای مهار آفات راسته پروانه‌سانان و سخت‌بالپوشان، بقای لاروها یا زنبورهای بالغ را به شکل منفی تحت تأثیر قرار نمی‌دهند. افزون بر این، لاروها تنها درصد اندکی از پروتئین خود را از گرده دریافت می‌کنند و همچنین همبستگی جغرافیایی میان مناطق کشت محصولات تراریخته و مناطقی که ناهنجاری فروپاشی در آن‌ها رخ داده بود وجود نداشت.[۱۷۸]

زنبوردار در حال مدیریت کندوها

از ۱ مارس ۲۰۰۷، کنسرسیوم تحقیق و توسعه زنبورداری میانه آتلانتیک (MAAREC) توصیه‌های موقتی زیر را برای زنبورداران با نشانه‌های ناهنجاری فروپاشی ارائه داد:[۷۸][عدم مطابقت با منبع]

  1. کندوهای در حال فروپاشی را با کندوهای سالم ترکیب نکنید.
  2. پس از یافتن کندوی فروپاشیده، تجهیزات را در جایی نگهداری کنید که بتوانید از تدابیر پیشگیرانه بهره بگیرید تا زنبورها به آن دسترسی نداشته باشند.
  3. اگر به زنبورها شربت شکر می‌دهید، از فوماژیلین بهره بگیرید.
  4. اگر با ناهنجاری فروپاشی روبه‌رو هستید و عفونت ثانویه‌ای مانند لوک اروپایی مشاهده می‌کنید، کندوها را با اکسی تتراسایکلین درمان کنید، نه با تیلوسین.

راه‌حل پیشنهادی دیگر برای کشاورزانی که به گرده‌افشانی نیاز دارند، جایگزین‌کردن زنبورداران با زنبورهای بومی از جمله زنبورهای بمبل و زنبور گل‌گر است.[۱۷۹][۱۸۰] می‌توان با فراهم‌کردن مکان‌های مناسب برای آشیانه‌سازی و برخی گیاهان کمکی که زنبورها بتوانند از آن‌ها تغذیه کنند (مثلاً پس از پایان فصل گرده‌افشانی محصولات تجاری مزرعه) به استقرار زنبورهای بومی کمک کرد.[۱۸۱][۱۸۲]

یک زنبوردار بریتانیایی با موفقیت گونه‌ای از زنبورها را پرورش داد که در برابر کنه‌های واروا مقاوم است.[۱۸۳][۱۸۴][۱۸۵] زنبورهای عسل روسی نیز در برابر آلودگی به کنه‌های واروا مقاوم هستند، اما همچنان در برابر سایر عوامل مرتبط با ناهنجاری فروپاشی آسیب‌پذیرند و ویژگی‌های نامطلوبی دارند که کاربرد آن‌ها در زنبورداری تجاری را محدود می‌کند.[نیازمند منبع]

در پادشاهی متحده، پایگاه داده ملی زنبور عسل در مارس ۲۰۰۹ (اسفند ۱۳۸۷) برای پایش ناهنجاری فروپاشی راه‌اندازی شد؛ این اقدام در واکنش به کاهش ۱۵ درصدی جمعیت زنبور در دو سال پیش از آن صورت گرفت.[۱۸۶] این سامانه که با بودجه وزارت محیط زیست، غذا و امور روستایی تأمین مالی شده و توسط واحد ملی زنبور عسل اداره می‌شود، برای پایش روندهای بهداشتی و کمک به تعیین اینکه آیا صنعت عسل از ناهنجاری فروپاشی تهدید می‌شود یا نه، به کار می‌رود. ۲۰٬۰۰۰ زنبوردار بریتانیایی برای مشارکت در این طرح دعوت شده‌اند. در اکتبر ۲۰۱۰ (مهر ۱۳۸۹)، دیوید استون از انجمن زنبورداران بریتانیا اعلام کرد: «ما همچنان بر این باور نیستیم که ناهنجاری فروپاشی علت از دست رفتن کندوها در انگلستان است؛ با این حال، کاهش کندوها ادامه دارد که بسیاری از آن‌ها را می‌توان توضیح داد. رویکرد زنبورداری در انگلستان بر ارتقای مدیریت یکپارچه بهداشت زنبور استوار است؛ به عبارتی شناسایی و حذف عواملی که سطح بهداشت کندو را کاهش می‌دهند. این رویکرد شامل افزایش مهارت زنبورداران از طریق آموزش، توجه بیشتر به نابودی زیستگاه و تأثیر آن بر دسترسی به منابع غذایی (شهد و گرده) و البته پژوهش در زمینه بروز و توزیع بیماری‌ها و شرایط در انگلستان، همراه با پژوهش کاربردی‌تر برای ارائه راه‌حل‌ها می‌شود.»[۴۲][۴۴]

پیامد اقتصادی و بوم‌شناختی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

زنبورهای عسل بومی قاره آمریکا نیستند؛ از این رو ضرورت آن‌ها به‌عنوان گرده‌افشان در ایالات متحده و دیگر مناطق نیمکره غربی تنها به مصارف کشاورزی و تزئینی محدود می‌شود، زیرا هیچ گیاه بومی‌ای برای گرده‌افشانی خود نیازمند زنبور عسل نیست؛ مگر در وضعیت‌هایی که در مزارع تک‌کشتی متمرکز شده باشند — جایی که نیاز به گرده‌افشانی در زمان شکوفه‌دهی چنان زیاد است که گرده‌افشان‌ها باید فراتر از ظرفیت زنبورهای بومی (با فناوری کنونی) تمرکز یابند.[نیازمند منبع]

این پدیده به‌ویژه برای محصولاتی مانند بادام کالیفرنیا اهمیت دارد، جایی که زنبورهای عسل گرده‌افشان اصلی به‌شمار می‌روند و ارزش این محصول در سال ۲۰۱۱ به ۳٫۶ میلیارد دلار رسید.[۱۸۷] در سال ۲۰۰۰، ارزش کل محصولات کشاورزی ایالات متحده که کاملاً به گرده‌افشانی زنبور عسل وابسته بودند، بیش از ۱۵ میلیارد دلار برآورد شد.[۱۸۸] تولید بادام کالیفرنیا از ۳۷۰ میلیون پوند در سال ۱۹۹۵ به رکورد ۲٬۵۰۰ میلیون پوند در سال ۲۰۱۹ افزایش یافت و تنها در دهه اخیر بیش از ۳۰ درصد رشد داشت.[۱۸۹] به دلیل این تقاضای بالا برای گرده‌افشان‌ها، هزینه اجاره زنبورهای عسل به‌طور چشمگیری افزایش یافته و صنعت بادام کالیفرنیا سالانه در حدود ۱٫۶ میلیون کلونی زنبور عسل را در فصل بهار برای گرده‌افشانی محصول خود اجاره می‌کند.[۱۹۰] در سطح جهانی، زنبورهای عسل تقریباً ۲۰۰ میلیارد دلار خدمات گرده‌افشانی ارائه می‌دهند.[۱]

این زنبورها مسئول گرده‌افشانی حدود یک‌سوم از گونه‌های زراعی ایالات متحده هستند؛ از جمله بادام، هلو، سیب، گلابی، گیلاس، تمشک، تمشک سیاه، کرنبری، هندوانه، گرمک، خیار و توت‌فرنگی. بسیاری از این گیاهان — اما نه همه — می‌توانند توسط دیگر حشرات در ایالات متحده نیز گرده‌افشانی شوند؛ از جمله گونه‌های دیگر زنبور (مانند زنبور کدو بر روی کدوئیان[۱۹۱])، اما معمولاً نه در مقیاس تجاری. در حالی که برخی کشاورزان تعداد محدودی از محصولات بومی، زنبورهای عسل را برای کمک به گرده‌افشانی وارد می‌کنند، هیچ‌کدام به‌طور خاص به آن‌ها نیاز ندارند و هنگامی که زنبورهای عسل از منطقه‌ای غایب باشند، این انتظار وجود دارد که گرده‌افشان‌های بومی جایگاه را باز پس گیرند و معمولاً سازگاری بهتری برای خدمت به آن گیاهان داشته باشند (با این فرض که گیاهان به‌طور عادی در آن منطقه خاص وجود دارند).[نیازمند منبع]

با این حال، اگرچه در هر فرد، بسیاری از گونه‌های دیگر در گرده‌افشانی کارآمدتر هستند، در ۳۰ درصد از انواع محصولاتی که زنبورهای عسل در آن‌ها بکار می‌روند، اغلب گرده‌افشان‌های بومی را نمی‌توان به‌همان سهولت یا اثربخشی زنبورهای عسل به‌صورت انبوه بهره‌گرفت — در بسیاری از موارد اصلاً به آن گیاهان مراجعه نمی‌کنند. کندوها می‌توانند بنا به نیاز از محصولی به محصول دیگر جابه‌جا شوند و زنبورها به‌شمار زیاد از گیاهان بازدید می‌کنند و از طریق گرده‌افشانی اشباع کمبود کارایی را جبران می‌کنند. از این رو، قابلیت تجاری این محصولات پیوندی استوار با صنعت زنبورداری دارد. در چین، گرده‌افشانی دستی باغ‌های سیب کاری‌بَر، وقت‌گیر و پرهزینه است.[۱۹۲][۱۹۳]

در مناطق دنیای قدیم که زنبورهای عسل در آن‌ها بومی هستند، زنبورهای عسل (Apis mellifera) از مهم‌ترین گرده‌افشان‌ها به‌شمار می‌روند و برای حفظ زیستگاه‌های طبیعی علاوه بر ارزششان برای جوامع انسانی (برای تأمین منابع غذایی) ضروری‌اند.[۱۹۴] در جایی که جمعیت زنبورهای عسل کاهش می‌یابد، جمعیت گیاهان نیز کاهش می‌یابد.[۱۹۵] در کشاورزی، برخی گیاهان برای تولید میوه کاملاً به گرده‌افشانی زنبورهای عسل وابسته‌اند، در حالی که گیاهان دیگر تنها برای افزایش توان تولید میوه‌های بهتر و سالم‌تر به زنبورهای عسل نیاز دارند. زنبورهای عسل همچنین به گیاهان کمک می‌کنند تا فاصله زمانی میان شکوفه‌دهی و تشکیل میوه را کاهش دهند و بدین ترتیب خطر ناشی از آفت‌ها، بیماری‌ها، مواد شیمیایی، شرایط آب‌وهوایی و مانند آن را کم کنند.[۱۹۴] گیاهان متخصص که به زنبورهای عسل وابسته‌اند در صورت کاهش جمعیت زنبورهای عسل در معرض خطر بیشتری قرار می‌گیرند، در حالی که گیاهان عمومی‌گرا که از جانوران دیگر به‌عنوان گرده‌افشان بهره می‌گیرند (یا باد-گرده‌افشان یا خودگرده‌افشان هستند) آسیب کمتری خواهند دید زیرا منابع گرده‌افشانی دیگری دارند.[۱۹۴]

با این وصف، زنبورهای عسل تا حدی در گرده‌افشانی نزدیک به ۷۵ درصد از همه گونه‌های گیاهی که مستقیماً در تأمین غذای انسان در سرتاسر جهان بکار می‌روند، نقش دارند.[۱۹۴][۱۹۶] از دست رفتن فاجعه‌بار زنبورهای عسل می‌تواند پیامد چشمگیری داشته باشد؛ برآورد شده‌است که هفت تا از ۶۰ محصول عمده در اقتصاد آمریکای شمالی از میان می‌روند و این تنها برای یک منطقه از جهان است. مزارعی با نظام‌های فشرده (تراکم بالای محصول) بیشتر از نظام‌های غیرفشرده (باغچه‌های محلی کوچک که به زنبورهای وحشی وابسته‌اند) تحت تأثیر قرار خواهند گرفت؛ زیرا به خدمات گرده‌افشانی زنبور عسل وابستگی دارند. این‌گونه مزارع تقاضای بالایی برای خدمات گرده‌افشانی زنبور عسل دارند که تنها در ایالات متحده سالانه ۱٫۲۵ میلیارد دلار هزینه دارد.[۱۹۶] با این حال، این هزینه جبران می‌شود زیرا زنبورهای عسل به‌عنوان گرده‌افشان ۲۲٫۸ تا ۵۷ میلیارد یورو در سطح جهانی ایجاد می‌کنند.[۱۹۵]

در فرهنگ عامه

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • یک قسمت از مجموعه تلویزیونی Nature در سال ۲۰۰۷ با عنوان «سکوت زنبورها»، چند دلیل گمانه‌زنانه برای این پدیده مطرح کرد.[۱۹۷]
  • مستند ۲۰۰۹ ناپدیدشدن زنبورها آفت‌کش‌های نئونیکوتینوئیدی را محتمل‌ترین عامل معرفی کرد، هرچند کارشناسان مصاحبه‌شده اذعان داشتند که هنوز داده‌های قطعی وجود ندارد.[۱۹۸]
  • مستند بلندمدت ۲۰۱۰ ملکه خورشید با عنوان «ملکه خورشید: زنبورها چه می‌گویند؟» دربرگیرنده مصاحبه با زنبورداران، دانشمندان، کشاورزان و فیلسوفان بود.[۱۹۹]
  • در بخش «کوانزا» از قسمت «جشن تعطیلات فیوچراما» از مجموعه انیمیشنی علمی‌تخیلی فیوچراما (فصل ۶، قسمت ۱۵، اولین پخش ۲۱/۱۱/۲۰۱۰)، ناهنجاری فروپاشی کلونی — که در این قسمت «سندرم فروپاشی کلونی» نامیده شده — در کندوی زنبورهای فضایی غول‌پیکر کشف می‌شود، هنگامی که خدمه کشتی Planet Express برای یافتن موم برای ساخت شمع‌های کوانزا به آنجا می‌روند.
  • مستند ۲۰۱۲ «زنبورهای نیکوتین» استدلال کرد که آفت‌کش‌های نئونیکوتینوئیدی مسئول اصلی ناهنجاری فروپاشی کلونی زنبورها هستند.[۲۰۰]
  • فراتر از عسل، مستندی در سال ۲۰۱۲، به بررسی رابطه انسان و زنبور پرداخت و دلایل احتمالی ناهنجاری فروپاشی را کاوش کرد.[۲۰۱]
  • در فصل سوم مجموعه تلویزیونی Elementary (فصل سه، سال‌های ۲۰۱۴–۲۰۱۵)، ناهنجاری فروپاشی موضوع تکرارشونده‌ای بود؛ هولمز در قسمت دهم آفت‌کش‌ها را مقصر معرفی کرد و در قسمت چهاردهم به ارائه نظریه‌هایی دربارهٔ درمان پرداخت. در قسمت بیست‌وسوم با عنوان «Absconded»، هولمز و واتسون مرگ یک پژوهشگر وزارت کشاورزی ایالات متحده را که در حال انجام مطالعات میدانی دربارهٔ شیوع ناهنجاری فروپاشی در شمال‌شرق ایالات متحده بود بررسی کردند.[نیازمند منبع]
  • فیلم کوتاه ۲۰۱۶ «ناهنجاری فروپاشی کلونی: زندگی بدون زنبور» آینده‌ای دیستوپیک و اغراق‌آمیز از زندگی پس از نابودی زنبورها را به تصویر کشید.[۲۰۲]
  • قسمت «نفرت میان ملت» از مجموعه آینه سیاه آینده‌ای را نشان داد که در آن زنبورهای مکانیکی برای مقابله با ناهنجاری فروپاشی ساخته شده‌اند.[نیازمند منبع]
  • در قسمت «آینه‌های خنده‌دار» از مجموعه Cloak & Dagger، تندی بوئن و مینا هس دربارهٔ کاهش جمعیت زنبورهای آمریکایی در هر چند دهه یک‌بار گفتگو کردند. فینال فصل اول «فروپاشی کلونی» نام داشت.[نیازمند منبع]
  • در فیلم ۲۰۲۵ بوگونیا، تدی، یکی از شخصیت‌های اصلی، بر این باور است که این پدیده ناشی از مدیرعامل یک شرکت زیست‌پزشکی است که به گمان او موجودی فرازمینی است. در ذهن این شخصیت، ناهنجاری فروپاشی کلونی همتراز تجربه انسان‌ها روی زمین است که به آرامی توسط نژاد فرازمینی مذکور از هستی محو می‌شوند.[۲۰۳]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. 1 2 3 4 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Oldroyd وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  2. 1 2 3 «Struggling beekeepers stabilize U.S. Honeybee population after nearly half of colonies died last year». پی‌بی‌اس. ۲۲ ژوئن ۲۰۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  3. 1 2 3 4 5 6 7 خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Prelim وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  4. Robyn M. Underwood؛ Dennis van Engelsdorp. «Colony Collapse Disorder: Have We Seen This Before?». The Pennsylvania State University, Department of Entomology. دریافت‌شده در ۲ مه ۲۰۱۰.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  5. Benjamin Lester (۷ مارس ۲۰۰۷). «Mystery of the dying bees». Cosmos. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ مارس ۲۰۰۸.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  6. vanEngelsdorp, Dennis; Evans, Jay D.; Saegerman, Claude; Mullin, Chris; Haubruge, Eric; Nguyen, Bach Kim; Frazier, Maryann; Frazier, Jim; Cox-Foster, Diana; Chen, Yanping; Underwood, Robyn; Tarpy, David R.; Pettis, Jeffery S. (3 اوت 2009). Brown, Justin (ed.). "Colony Collapse Disorder: A Descriptive Study". PLOS ONE (in English). 4 (8) e6481. Bibcode:2009PLoSO...4.6481V. doi:10.1371/journal.pone.0006481. ISSN 1932-6203. PMC 2715894. PMID 19649264.
  7. Neumann، Peter؛ Carreck، Norman L. (۲۰۱۰). «Honey bee colony losses» (PDF). Journal of Apicultural Research. ۴۹ (۱): ۱–۶. بیبکد:2010JApiR..49....1N. doi:10.3896/IBRA.1.49.1.01. S2CID 84512885.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)open access publication - free to read
  8. «BEE DISEASE MYSTERY SOLVED?: DISCOVERY AT ABERDEEN UNIVERSITY». The Manchester Guardian (۱۹۰۱–۱۹۵۹). ۱۹۲۰. ص. ۸. دریافت‌شده در ۱ فوریه ۲۰۲۲. {{cite news}}: پیوند خارجی در |شناسه= وجود دارد (کمک); کاراکتر templatestyles stripmarker در |شناسه= در موقعیت ۱ (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  9. Anonymous (۱۹۱۸). «Strange Behavior». American Bee Journal. ۵۸: ۳۵۳. دریافت‌شده در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  10. Anonymous (۱۹۱۹). «Bees leave hive». American Bee Journal. ۵۹: ۳۸۵.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  11. Mraz، Charles (۱۹۶۵). «The Mystery Disease». Gleanings in Bee Culture. ۹۳: ۴۲۲–۲۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  12. Mraz، Charles (۱۹۷۷). «Disappearing Disease in Mexico». Gleanings in Bee Culture. ۱۰۵: ۱۹۸.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  13. Oertel، E. (۱۹۶۵). «Many bee colonies dead of an unknown cause». American Bee Journal. ۱۰۵: ۴۸–۴۹.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  14. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Aizen2009 وارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  15. «Wild bee decline 'catastrophic'». BBC News. ۲۳ آوریل ۲۰۰۸.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  16. 1 2 3 4 Johnson، Renée (۷ ژانویه ۲۰۱۰). «Honey Bee Colony Collapse Disorder» (PDF). Congressional Research Service. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  17. 1 2 3 4 5 6 CCD Steering Committee (ژوئن ۲۰۱۰). «Colony Collapse Disorder Progress Report» (PDF). United States Department of Agriculture. دریافت‌شده در ۹ ژوئن ۲۰۱۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  18. USDA (۲۰۱۴). «Yearly survey shows better results for pollinators, but losses remain significant Release No. 0088.14». USDA. دریافت‌شده در ۲۱ اوت ۲۰۱۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  19. «US sets up honey bee loss task force». بی‌بی‌سی نیوز. ۲۰ ژوئن ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۴.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  20. 1 2 Reiley, Laura. "This past winter saw the highest honeybee colony losses on record". The Washington Post (in English). Retrieved 1 دسامبر 2019.
  21. "Emergency Assistance for Livestock, Honey Bees, and Farm-raised Fish (ELAP)". temp_FSA_02_Landing_InteriorPages (in English). Retrieved 1 دسامبر 2019.
  22. US EPA, OCSPP (3 سپتامبر 2013). "EPA Actions to Protect Pollinators". US EPA (in English). Retrieved 1 دسامبر 2019.
  23. Van Dam، Andrew (۲۹ مارس ۲۰۲۴). «Wait, does America suddenly have a record number of bees?». دریافت‌شده در ۴ مه ۲۰۲۴.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  24. 1 2 «Colony Collapse Disorder». pollinator.cals.cornell.edu. Pollinator Network @ Cornell. دریافت‌شده در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  25. US EPA (۲۹ اوت ۲۰۱۳). «Colony Collapse Disorder». US EPA. دریافت‌شده در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. «Colony Collapse Disorder». sfyl.ifas.ufl.edu. UF/IFAS Extension. دریافت‌شده در ۱۰ دسامبر ۲۰۱۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  27. «Discussion of phenomenon of Colony disorder collapse». Canadian Honey Council. ۲۷ ژانویه ۲۰۰۷. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ ژوئیه ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  28. 1 2 3 4 5 6 7 vanEngelsdorp، Dennis؛ Evans، Jay D.؛ Saegerman، Claude؛ Mullin، Chris؛ Haubruge، Eric؛ Nguyen، Bach Kim؛ Frazier، Maryann؛ Frazier، Jim؛ Cox-Foster، Diana؛ Chen، Yanping؛ Underwood، Robyn؛ Tarpy، David R.؛ Pettis، Jeffery S. (۳ اوت ۲۰۰۹). «Colony Collapse Disorder: A Descriptive Study». PLOS ONE. ۴ (۸) e۶۴۸۱. بیبکد:2009PLoSO...4.6481V. doi:10.1371/journal.pone.0006481. PMC 2715894. PMID 19649264.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  29. vanEngelsdorp، Dennis؛ Meixner، Marina Doris (ژانویه ۲۰۱۰). «A historical review of managed honey bee populations in Europe and the United States and the factors that may affect them». Journal of Invertebrate Pathology. ۱۰۳: S۸۰–S۹۵. بیبکد:2010JInvP.103S..80V. doi:10.1016/j.jip.2009.06.011. PMID 19909973.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  30. 1 2 3 vanEngelsdorp، Dennis؛ Hayes، Jerry؛ Underwood، Robyn M؛ Pettis، Jeffery S (ژانویه ۲۰۱۰). «A survey of honey bee colony losses in the United States, fall 2008 to spring 2009». Journal of Apicultural Research. ۴۹ (۱): ۷–۱۴. بیبکد:2010JApiR..49....7V. doi:10.3896/IBRA.1.49.1.03. S2CID 86029370.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  31. 1 2 3 Dainat، Benjamin؛ vanEngelsdorp، Dennis؛ Neumann، Peter (فوریه ۲۰۱۲). «Colony collapse disorder in Europe». Environmental Microbiology Reports. ۴ (۱): ۱۲۳–۲۵. بیبکد:2012EnvMR...4..123D. doi:10.1111/j.1758-2229.2011.00312.x. PMID 23757238.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  32. «Colony Collapse Disorder (CCD) and bee age impact honey bee pathophysiology». ResearchGate. دریافت‌شده در ۶ مه ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  33. 1 2 3 Johnson، R. M.؛ Evans، J. D.؛ Robinson، G. E.؛ Berenbaum، M. R. (۲۴ اوت ۲۰۰۹). «Changes in transcript abundance relating to colony collapse disorder in honey bees (Apis mellifera)». Proceedings of the National Academy of Sciences. ۱۰۶ (۳۵): ۱۴۷۹۰–۹۵. بیبکد:2009PNAS..10614790J. doi:10.1073/pnas.0906970106. PMC 2736458. PMID 19706391.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  34. Kong، Qiongman؛ Stockinger، Michael P.؛ Chang، Yueming؛ Tashiro، Hirofumi؛ Lin، Chien-liang Glenn (اوت ۲۰۰۸). «The presence of rRNA sequences in polyadenylated RNA and its potential functions». Biotechnology Journal. ۳ (۸): ۱۰۴۱–۴۶. doi:10.1002/biot.200800122. PMID 18683164. S2CID 27571129.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  35. 1 2 3 4 5 Vanengelsdorp، Dennis؛ Hayes، Jerry؛ Underwood، Robyn M.؛ Pettis، Jeffery (۲۰۰۸). «A survey of honey bee colony losses in the U.S. , Fall 2007 to Spring 2008». PLOS ONE. ۳ (۱۲) e۴۰۷۱. بیبکد:2008PLoSO...3.4071V. doi:10.1371/journal.pone.0004071. PMC 2606032. PMID 19115015.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  36. Sahba, Amy (۲۹ مارس ۲۰۰۷). «The mysterious deaths of the honeybees». CNN Money. بایگانی‌شده از اصلی در ۶ مه ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۴ آوریل ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  37. 1 2 3 4 5 van Engelsdorp, D.؛ Underwood, R.؛ Caron, D.؛ Hayes, J. Jr. (۲۰۰۷). «An estimate of managed colony losses in the winter of ۲۰۰۶–۲۰۰۷: A report commissioned by the Apiary Inspectors of America». American Bee Journal.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)[نیازمند یادکرد دقیق]
  38. «Despite elevated loss rate since 2006, U.S. honey bee colony numbers are stable». Economic Research Service. www.ers.usda.gov. United States Department of Agriculture. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ اوت ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  39. «Economic effects and responses to changes in honey bee health» (PDF). Economic Research Service. United States Department of Agriculture. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۷ ژوئیه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  40. «Honey bee colonies» (PDF). USDA. دریافت‌شده در ۲۹ ژانویه ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  41. Van Dam, Andrew (29 مارس 2024). "Analysis | Wait, does America suddenly have a record number of bees?". Washington Post (in English). Retrieved 1 آوریل 2024.
  42. 1 2 «Why are Europe's bees dying?». BBC News. ۲۰ نوامبر ۲۰۰۸.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  43. 1 2 3 4 Benjamin، Alison (۲ مه ۲۰۱۰). «Fears for crops as shock figures from America show scale of bee catastrophe». The Guardian. London.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  44. 1 2 Douglas، Ian (۸ اکتبر ۲۰۱۰). «Study finds causes of Colony Collapse Disorder in bees». The Daily Telegraph. London.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  45. Paul Mga (20 اوت 2007). "La mort des abeilles met la planète en danger". Les Échos (in French).
  46. "Immer weniger Imker – Deutschen Bienen geht es gut" (in German). N-TV. 11 مه 2007.
  47. "Hiver fatal pour la moitié des colonies d'abeilles en Suisse" (in French). Radio Télévision Suissse. 22 مه 2012. Retrieved 22 مه 2012.
  48. Liu، Zhiguang؛ Chen، Chao؛ Niu، Qingsheng؛ Qi، Wenzhong؛ Yuan، Chunying؛ Su، Songkun؛ Liu، Shidong؛ Zhang، Yingsheng؛ Zhang، Xuewen؛ Ji، Ting؛ Dai، Rongguo؛ Zhang، Zhongyin؛ Wang، Shunhai؛ Gao، Fuchao؛ Guo، Haikun؛ Lv، Liping؛ Ding، Guiling؛ Shi، Wei (۵ اوت ۲۰۱۶). «Survey results of honey bee (Apis mellifera) colony losses in China (۲۰۱۰–۲۰۱۳)». Journal of Apicultural Research. ۵۵ (۱): ۲۹–۳۷. بیبکد:2016JApiR..55...29L. doi:10.1080/00218839.2016.1193375. S2CID 89081470.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  49. McDonnell، Tim (۹ ژوئیه ۲۰۱۵). «Here's why all the bees are dying». Mother Jones. دریافت‌شده در ۸ فوریه ۲۰۱۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  50. Williams، Geoffrey R.؛ Tarpy، David R.؛ Vanengelsdorp، Dennis؛ Chauzat، Marie-Pierre؛ Cox-Foster، Diana L.؛ Delaplane، Keith S.؛ Neumann، Peter؛ Pettis، Jeffery S.؛ Rogers، Richard E. L.؛ Shutler، Dave (۲۰۱۰). «Colony Collapse Disorder in context». BioEssays. ۳۲ (۱۰): ۸۴۵–۴۶. بیبکد:2010BiEss..32..845W. doi:10.1002/bies.201000075. PMC 3034041. PMID 20730842.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  51. Le Conte، Yves؛ Ellis، Marion؛ Ritter، Wolfgang (۱۲ آوریل ۲۰۱۰). «Varroa mites and honey bee health: can Varroa explain part of the colony losses?» (PDF). Apidologie. ۴۱ (۳): ۳۵۳–۶۳. doi:10.1051/apido/2010017. S2CID 7708607.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)open access publication - free to read
  52. Becher، Matthias A.؛ Osborne، Juliet L.؛ Thorbek، Pernille؛ Kennedy، Peter J.؛ Grimm، Volker (۲۰۱۳). «Towards a systems approach for understanding honeybee decline: a stocktaking and synthesis of existing models». Journal of Applied Ecology. ۵۰ (۴): ۸۶۸–۸۰. doi:10.1111/1365-2664.12112. PMC 3810709. PMID 24223431.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  53. 1 2 van der Sluijs، Jeroen P؛ Simon-Delso، Noa؛ Goulson، Dave؛ Maxim، Laura؛ Bonmatin، Jean-Marc؛ Belzunces، Luc P (سپتامبر ۲۰۱۳). «Neonicotinoids, bee disorders and the sustainability of pollinator services». Current Opinion in Environmental Sustainability. ۵ (۳–۴): ۲۹۳–۳۰۵. بیبکد:2013COES....5..293V. doi:10.1016/j.cosust.2013.05.007.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  54. USDA (۱۷ اکتبر ۲۰۱۲). «Report on the National Stakeholders Conference on Honey Bee Health National Honey Bee Health Stakeholder Conference Steering Committee» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۰ مه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۴ ژوئن ۲۰۱۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  55. Genersch، Elke (۲۰۱۰). «Honey bee pathology: current threats to honey bees and beekeeping» (PDF). Appl Microbiol Biotechnol. ۸۷ (۱): ۸۷–۹۷. doi:10.1007/s00253-010-2573-8. PMID 20401479. S2CID 859133. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۷ ژوئن ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۸ مه ۲۰۱۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  56. Smith، Kristine M.؛ Loh، Elizabeth H.؛ Rostal، Melinda K.؛ Zambrana-Torrelio، Carlos M.؛ Mendiola، Luciana؛ Daszak، Peter (۲۰۱۳). «Pathogens, Pests, and Economics: Drivers of Honey Bee Colony Declines and Losses». EcoHealth. ۱۰ (۴): ۴۳۴–۴۵. doi:10.1007/s10393-013-0870-2. PMID 24496582. S2CID 1297723.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  57. 1 2 Woody، Todd (۲۴ ژوئیه ۲۰۱۳). «Scientists discover what's killing the bees and it's worse than you thought». Quartz.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  58. «Colony Collapse Disorder Action Plan» (PDF). USDA. ۲۰ ژوئن ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  59. «CCD Steering Committee, Colony Collapse Disorder Progress Report (US Department of Agriculture, Washington, DC, 2009)» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۸ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  60. Ratnieks، F.L.W.؛ Carreck، N.L. (۲۰۱۰). «Clarity on Honey Bee Collapse?». Science. ۳۲۷ (۵۹۶۲): ۱۵۲–۵۳. بیبکد:2010Sci...327..152R. doi:10.1126/science.1185563. PMID 20056879. S2CID 206524895.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  61. Dennis vanEngelsdorp, Why are the bees dying? بایگانی‌شده در ۲۲ فوریه ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine, The Real News Network, 2013.08.04
  62. Dennis vanEngelsdorp, Stop Selling Bee-Harming Plants بایگانی‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine, The Real News Network, 2014.02.14
  63. 1 2 Goulson، Dave؛ Nicholls، Elizabeth؛ Botías، Cristina؛ Rotheray، Ellen L. (۲۶ فوریه ۲۰۱۵). «Bee Declines Driven by Combined Stress from Parasites, Pesticides and Lack of Flowers» (PDF). Science. ۳۴۷ (۶۲۲۹) ۱۲۵۵۹۵۷. doi:10.1126/science.1255957. PMID 25721506. S2CID 206558985.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  64. 1 2 «What's behind bee declines and colony collapse? Latest science on stress from parasites, pesticides, habitat loss».
  65. «Colony Collapse Disorder». Fruit Times. ۲۶ (۱). ۲۳ ژانویه ۲۰۰۷.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  66. 1 2 «Bee Mites Suppress Bee Immunity, Open Door For Viruses And Bacteria». ScienceDaily.
  67. 1 2 JR Minkel (۷ سپتامبر ۲۰۰۷). «Mysterious Honeybee Disappearance Linked to Rare Virus». Science News. Scientific American. دریافت‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۰۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  68. Jennifer Welsh (7 ژوئن 2012). "Mites and Virus Team Up to Wipe Out Beehives". livescience.com (in English). Retrieved 24 ژانویه 2023.
  69. Guzmán-Novoa، Ernesto؛ Eccles، Leslie؛ Calvete، Yireli؛ Mcgowan، Janine؛ Kelly، Paul G.؛ Correa-Benítez، Adriana (۸ ژانویه ۲۰۱۰). «Varroa destructor is the main culprit for the death and reduced populations of overwintered honey bee (Apis mellifera) colonies in Ontario, Canada» (PDF). Apidologie. ۴۱ (۴): ۴۴۳–۵۰. doi:10.1051/apido/2009076. S2CID 10898654.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  70. Jamie Ellis (۱۶ آوریل ۲۰۰۷). «Colony Collapse Disorder (CCD) in Honey Bees». University of Florida. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  71. Xie، Xianbing؛ Huang، Zachary Y.؛ Zeng، Zhijiang (۱۵ ژوئن ۲۰۱۶). «Why do Varroa mites prefer nurse bees?». Scientific Reports. ۶ (۱) ۲۸۲۲۸. بیبکد:2016NatSR...628228X. doi:10.1038/srep28228. PMC 4908398. PMID 27302644.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  72. Nick Kilvert (۳۰ ژانویه ۲۰۲۰). «Scientists modify honey bee gut bacterium to fight colony collapse-causing Varroa mite and deformed-wing virus». ABC Science.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  73. Andrew C. Refkin (۷ سپتامبر ۲۰۰۷). «Virus Is Seen as Suspect in Death of Honeybees». The New York Times. دریافت‌شده در ۷ سپتامبر ۲۰۰۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  74. "Genomic Study Yields Plausible Cause Of Colony Collapse Disorder". ScienceDaily (in English). 25 اوت 2009. Retrieved 24 ژانویه 2023.
  75. Higes، M؛ Martin، R؛ Meana، A (۲۰۰۶). «Nosema ceranae, a new microsporidian parasite in honeybees in Europe». Journal of Invertebrate Pathology. ۹۲ (۲): ۹۳–۹۵. بیبکد:2006JInvP..92...93H. doi:10.1016/j.jip.2006.02.005. PMID 16574143.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  76. Asian Parasite Killing Western Bees – Scientist[usurped!], Planet Ark, SPAIN: 19 July 2007
  77. Maria Mancilla, Les abeilles sont-elles en train de disparaître?, Rue 89, 29 August 2007 (به فرانسوی).
  78. 1 2 Dennis vanEngelsdorp, M.Frazier؛ D. Caron (۱ مارس ۲۰۰۷). «Tentative Recommendations for Hives Experiencing CCD» (PDF). Mid-Atlantic Apiculture Research and Extension Consortium.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  79. Higes، Mariano؛ Martín-Hernández، Raquel؛ Garrido-Bailón، Encarna؛ González-Porto، Amelia V.؛ García-Palencia، Pilar؛ Meana، Aranzazu؛ Del Nozal، María J.؛ Mayo، R.؛ Bernal، José L. (۲۰۰۹). «Honeybee colony collapse due to Nosema ceranae in professional apiaries». Environmental Microbiology Reports. ۱ (۲): ۱۱۰–۱۳. بیبکد:2009EnvMR...1..110H. doi:10.1111/j.1758-2229.2009.00014.x. PMID 23765741.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  80. "Cure For Honey Bee Colony Collapse?". ScienceDaily (in English). Retrieved 24 ژانویه 2023.
  81. «Microbiology: Colony collapse cured?». Nature. ۴۵۸ (۷۲۴۱): ۹۴۹. ۲۰۰۹. بیبکد:2009Natur.458T.949.. doi:10.1038/458949d.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  82. Wolfgang Ritter. "Nosema ceranae – Asiatischer Nosema-Erreger festgestellt – neu verbreitet oder erst jetzt entdeckt?" (in German). دانشگاه فرایبورگ.
  83. Ritter، Wolfgang. «Nosema ceranae – Asian Nosema Disease Vector Confirmed – is this a new infestation or only now discovered?». MorayBeeKeepers. ترجمهٔ McArthur، Eric. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۴ فوریه ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  84. Sabin Russell (۲۶ آوریل ۲۰۰۷). «UCSF scientist tracks down suspect in honeybee deaths». San Francisco Chronicle. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ آوریل ۲۰۰۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  85. Jia-Rui Chong؛ Thomas H. Maugh II (۲۶ آوریل ۲۰۰۷). «Experts may have found what's bugging the bees». لس آنجلس تایمز. دریافت‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۰.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  86. Seth Borenstein (۲ مه ۲۰۰۷). «Honeybee Die-Off Threatens Food Supply, The Associated Press (5/2/2007)». Associated Press. بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مه ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۷ مه ۲۰۰۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  87. Chapon, L. , M.D. Ellis, and A.L. Szalanski. 2009. "Nosema and tracheal mites in the north-central region – 2008 survey". Proceedings of the American Bee Research Conference. American Bee Journal 149: 585–86.
  88. «Population genetics and distribution of N. ceranae in the United States, University of Arkansas Insect Genetics Lab». Comp.uark.edu. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ ژانویه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  89. Szalanski, A.L. , J. Whitaker, and P. Cappy. 2010. "Molecular diagnostics of Nosema ceranae and N. apis from honey bees in New York". Proceedings of the American Bee Research Conference. American Bee Journal 150: 508
  90. Ptaszyńska A.A. , Gancarz M. 2023. Microsporidiosis Causing Necrotic Changes in the Honeybee Intestine. Applied Sciences 13, no. 8: 4957. https://doi.org/10.3390/app13084957
  91. Ptaszyńska A.A. , Borsuk G. , Mułenko W. , Demetraki-Paleolog J. 2014. Differentiation of Nosema apis and Nosema ceranae spores under Scanning Electron Microscopy (SEM). Journal of Apicultural Research, 53(5): 537-544 https://doi.org/10.3896/IBRA.1.53.5.02
  92. Pettis، Jeffery S.؛ Johnson، Josephine؛ Dively، Galen (فوریه ۲۰۱۲). «Pesticide exposure in honey bees results in increased levels of the gut pathogen Nosema» (PDF). Naturwissenschaften. ۹۹ (۲): ۱۵۳–۵۸. بیبکد:2012NW.....99..153P. doi:10.1007/s00114-011-0881-1. PMC 3264871. PMID 22246149. دریافت‌شده در ۲۷ مارس ۲۰۱۳.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  93. 1 2 Benjamin, A.؛ Holpuch, A.؛ Spencer, R. (۲۰۱۳). «Buzzfeeds: The effects of colony collapse disorder and other bee news». The Guardian. دریافت‌شده در ۲۱ اوت ۲۰۱۵.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  94. Leal، Walter S.؛ Bromenshenk، Jerry J.؛ Henderson، Colin B.؛ Wick، Charles H.؛ Stanford، Michael F.؛ Zulich، Alan W.؛ Jabbour، Rabih E.؛ Deshpande، Samir V.؛ McCubbin، Patrick E.؛ Welch، P.M.؛ Williams، T؛ Firth، D.R.؛ Skowronski، E؛ Lehmann، M.M.؛ Bilimoria، S.L.؛ Gress، J؛ Wanner، K.W.؛ Cramer Jr، R.A. (۲۰۱۰). Leal، Walter S. (ویراستار). «Iridovirus and Microsporidian Linked to Honey Bee Colony Decline». PLOS ONE. ۵ (۱۰) e۱۳۱۸۱. بیبکد:2010PLoSO...513181B. doi:10.1371/journal.pone.0013181. PMC 2950847. PMID 20949138.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  95. Johnson، Kirk (۶ اکتبر ۲۰۱۰). «Honeybee Killer Found by Army and Entomologists». The New York Times.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  96. Drew Armstrong (۷ اکتبر ۲۰۱۰). «Bee-Killing Disease May Be Combination Attack, Researchers Say». بلومبرگ بیزنس‌ویک. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ اکتبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰.{{cite magazine}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  97. Kirk Johnson (۶ اکتبر ۲۰۱۰). «Scientists and Soldiers Solve a Bee Mystery». The New York Times. دریافت‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  98. Eban، Katherine (۸ اکتبر ۲۰۱۰). «What a scientist didn't tell the New York Times about his study on bee deaths». CNN Money. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ اکتبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۰.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  99. Foster، LJ (مارس ۲۰۱۱). «Interpretation of data underlying the link between colony collapse disorder (CCD) and an invertebrate iridescent virus». Molecular & Cellular Proteomics. 10 (3) M110.006387. doi:10.1074/mcp.M110.006387. PMC 3047166. PMID 21364086.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  100. Knudsen، Giselle؛ Chalkley، Robert (۱۴ ژوئن ۲۰۱۱). «The Effect of Using an Inappropriate Protein Database for Proteomic Data Analysis». PLOS ONE. ۶ (۶) e۲۰۸۷۳. بیبکد:2011PLoSO...620873K. doi:10.1371/journal.pone.0020873. PMC 3114852. PMID 21695130.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  101. Desneux، Nicolas؛ Decourtye، Axel؛ Delpuech، Jean-Marie (ژانویه ۲۰۰۷). «The Sublethal Effects of Pesticides on Beneficial Arthropods». Annual Review of Entomology. ۵۲ (۱): ۸۱–۱۰۶. doi:10.1146/annurev.ento.52.110405.091440. PMID 16842032.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  102. Chmiel، JA؛ Daisley، BA؛ Pitek، AP؛ Thompson، GJ؛ Reid، G (۲۰۲۰). «Understanding the effects of sublethal pesticide exposure on honey bees: a role for probiotics as mediators of environmental stress». Frontiers in Ecology and Evolution. ۸ ۲۲. بیبکد:2020FrEEv...8...22C. doi:10.3389/fevo.2020.00022.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  103. «Maryann Frazier - The Center for Pollinator Research». pollinators.psu.edu. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  104. 1 2 «Scientists Untangle Multiple Causes of Bee Colony Disorder». Environment News Service. ۲۰۰۹. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ اوت ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۱.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  105. Johnson، Reed (۲۰۱۰). «Pesticides and honey bee toxicity – USA» (PDF). Apidologie. ۴۱ (۳): ۳۱۲–۳۱. doi:10.1051/apido/2010018. S2CID 12927448.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  106. 1 2 G.E. Budge؛ D. Garthwaite؛ A. Crowe؛ N.D. Boatman؛ K.S. Delaplane؛ M.A. Brown؛ H.H. Thygesen؛ S. Pietravalle (۲۰ اوت ۲۰۱۵). «Evidence for pollinator cost and farming benefits of neonicotinoid seed coatings on oilseed rape». Scientific Reports. ۵ ۱۲۵۷۴. بیبکد:2015NatSR...512574B. doi:10.1038/srep12574. PMC 4535276. PMID 26270806.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  107. Carreck Norman L (۲۰۱۴). «The dose makes the poison: have "field realistic" rates of exposure of bees to neonicotinoid insecticides been overestimated in laboratory studies?» (PDF). Journal of Apicultural Research. ۵۳ (۵): ۶۰۷–۶۱۴. بیبکد:2014JApiR..53..607C. doi:10.3896/IBRA.1.53.5.08. S2CID 15038464.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  108. «EU to fully ban neonicotinoid insecticides to protect bees». Reuters. ۲۷ آوریل ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۹ آوریل ۲۰۱۸.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  109. Naidu، Jennis (۱۱ اکتبر ۲۰۱۹). «Paraquat, Imidacloprid Pesticide To Be Banned From January, 2020». Fiji Sun (به انگلیسی آمریکا). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳. دریافت‌شده در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  110. «Soaring Bee Deaths in 2012 Sound Alarm on Malady». The New York Times. ۲۹ مارس ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  111. Krupke، Christian H.؛ Hunt، Greg J.؛ Eitzer، Brian D.؛ Andino، Gladys؛ Given، Krispn؛ Smagghe، Guy (۳ ژانویه ۲۰۱۲). «Multiple Routes of Pesticide Exposure for Honey Bees Living Near Agricultural Fields». PLOS ONE. ۷ (۱) e۲۹۲۶۸. بیبکد:2012PLoSO...729268K. doi:10.1371/journal.pone.0029268. PMC 3250423. PMID 22235278.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  112. 1 2 Whitehorn، Penelope R.؛ O'Connor، Stephanie؛ Wackers، Felix L.؛ Goulson، Dave (۲۹ مارس ۲۰۱۲). «Neonicotinoid Pesticide Reduces Bumble Bee Colony Growth and Queen Production». Sciencexpress. ۳۳۶ (۶۰۷۹): ۳۵۱–۵۲. بیبکد:2012Sci...336..351W. doi:10.1126/science.1215025. PMID 22461500. S2CID 2738787.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  113. Kelland، Kate (۲۹ مارس ۲۰۱۲). «Studies show how pesticides make bees lose their way». رویترز. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  114. Henry، M.؛ Beguin، M.؛ Requier، F.؛ Rollin، O.؛ Odoux، J. -F.؛ Aupinel، P.؛ Aptel، J.؛ Tchamitchian، S.؛ Decourtye، A. (۲۰۱۲). «A Common Pesticide Decreases Foraging Success and Survival in Honey Bees» (PDF). Science. ۳۳۶ (۶۰۷۹): ۳۴۸–۵۰. بیبکد:2012Sci...336..348H. doi:10.1126/science.1215039. PMID 22461498. S2CID 41186355.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  115. Bortolotti، L.؛ Monanari، R.؛ Marcelino، J.؛ Porrini، P. (۲۰۰۳). «Effects of sub-lethal imidacloprid doses on the homing rate and foraging activity of honey bees» (PDF). Bulletin of Insectology. ۵۶ (۱): ۶۳–۶۷.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  116. Schneider، Christof W.؛ Grünewald، B.؛ Fuchs، S. (۱۱ ژانویه ۲۰۱۲). Chaline، Nicolas (ویراستار). «RFID Tracking of Sublethal Effects of Two Neonicotinoid Insecticides on the Foraging Behavior of Apis mellifera». PLOS ONE. ۷ (۱) e۳۰۰۲۳. بیبکد:2012PLoSO...730023S. doi:10.1371/journal.pone.0030023. PMC 3256199. PMID 22253863.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  117. Palmer، Mary J.؛ Moffat، Christopher؛ Saranzewa، Nastja؛ Harvey، Jenni؛ Wright، Geraldine A.؛ Connolly، Christopher N. (۲۷ مارس ۲۰۱۳). «Cholinergic pesticides cause mushroom body neuronal inactivation in honeybees». Nature Communications. ۴ (۳): ۱۶۳۴. بیبکد:2013NatCo...4.1634P. doi:10.1038/ncomms2648. PMC 3621900. PMID 23535655.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  118. Williamson، Sally M.؛ Geraldine A. Wright (۷ فوریه ۲۰۱۳). «Exposure to multiple cholinergic pesticides impairs olfactory learning and memory in honeybees». Journal of Experimental Biology. ۲۱۶ (۱۰): ۱۷۹۹–۱۸۰۷. doi:10.1242/jeb.083931 (غیرفعال ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵). PMC 3641805. PMID 23393272.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:doi غیرفعال (رده) نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  119. Thompson H. (۲۰۰۳). «Behavior effects of pesticides in bees-their potential for use in risk assessment». Ecotoxicology. ۱۲ (۱/۴): ۳۱۷–۳۰. بیبکد:2003Ecotx..12..317T. doi:10.1023/A:1022575315413. PMID 12739878. S2CID 11446612.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  120. Lu، Chensheng؛ Warchol، Kenneth M.؛ Callahan، Richard A. (۲۰۱۲). «In situ replication of honey bee colony collapse disorder» (PDF). Bulletin of Insectology. ۶۵ (۱): ۹۹–۱۰۶.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  121. «Pesticide tied to bee colony collapse». Harvard Gazette. ۵ آوریل ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  122. Bonmatin JM، Marchand PA، Charvet R، Moineau I، Bengsch ER، Colin ME (۲۹ ژوئن ۲۰۰۵). «Quantification of imidacloprid uptake in maize crops». J Agric Food Chem. ۵۳ (۱۳): ۵۳۳۶–۴۱. بیبکد:2005JAFC...53.5336B. doi:10.1021/jf0479362. PMID 15969515. S2CID 37987577.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  123. James E. Cresswell (ژانویه ۲۰۱۱). «A meta-analysis of experiments testing the effects of a neonicotinoid insecticide (imidacloprid) on honey bees». Ecotoxicology. ۲۰ (۱): ۱۴۹–۵۷. بیبکد:2011Ecotx..20..149C. doi:10.1007/s10646-010-0566-0. PMID 21080222. S2CID 12510461.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  124. Blacquière، Tjeerd؛ Smagghe، Guy؛ van Gestel، Cornelis A. M.؛ Mommaerts، Veerle (۱۸ فوریه ۲۰۱۲). «Neonicotinoids in bees: a review on concentrations, side-effects, and risk assessment». Ecotoxicology. ۲۱ (۴): ۹۷۳–۹۲. بیبکد:2012Ecotx..21..973B. doi:10.1007/s10646-012-0863-x. PMC 3338325. PMID 22350105.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  125. 1 2 Tapparo، Andrea؛ Marton، Daniele؛ Giorio، Chiara؛ Zanella، Alessandro؛ Soldà، Lidia؛ Marzaro، Matteo؛ Vivan، Linda؛ Girolami، Vincenzo (۳۱ ژانویه ۲۰۱۲). «Assessment of the Environmental Exposure of Honeybees to Particulate Matter Containing Neonicotinoid Insecticides Coming from Corn Coated Seeds» (PDF). Environmental Science and Technology. ۴۶ (۵): ۲۵۹۲–۹۹. بیبکد:2012EnST...46.2592T. CiteSeerX 10.1.1.454.6772. doi:10.1021/es2035152. PMID 22292570. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۶ اکتبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۷ مارس ۲۰۱۳.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  126. Krupke، Christian H.؛ Hunt، Greg J.؛ Eitzer، Brian D.؛ Andino، Gladys؛ Given، Krispn (۳ ژانویه ۲۰۱۲). Smagghe، Guy (ویراستار). «Multiple Routes of Pesticide Exposure for Honey Bees Living Near Agricultural Fields». PLOS ONE. ۷ (۱) e۲۹۲۶۸. بیبکد:2012PLoSO...729268K. doi:10.1371/journal.pone.0029268. PMC 3250423. PMID 22235278.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  127. Coco McPherson (۲۶ اوت ۲۰۱۵). «Pesticides Killing Bees: Study Shows What 'Everybody's Suspected'». رولینگ استون. دریافت‌شده در ۲۱ فوریه ۲۰۱۶.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  128. «Betrayed and sold out – German bee monitoring – Walter Haefeker, Deutscher Berufs- und Erwerbsimkerbund». ۱۲ اوت ۲۰۰۰. دریافت‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  129. "Schadet Imidacloprid den Bienen – von Eric Zeissloff" (in German). 2001. Retrieved 26 آوریل 2007.
  130. "Gaucho – ein Risiko, Studie: Mitschuld des Bayer-Pestizids für Bienensterben (Neues Deutschland)" (in German). 23 نوامبر 2003. Retrieved 26 آوریل 2007.
  131. "Imidaclopride utilisé en enrobage de semences (Gaucho®) et troubles des abeilles – Rapport final – 18 septembre 2003" (PDF) (in French). 18 سپتامبر 2003. Archived from the original (PDF) on 30 نوامبر 2006. Retrieved 26 آوریل 2007.
  132. «France: Governmental report claims BAYER's pesticide GAUCHO responsible for bee-deaths Coalition against Bayer-Dangers is calling for a ban». دسامبر ۲۰۰۳. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ اکتبر ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  133. «Millions of bees dead – Bayer's Gaucho blamed». ۲۶ نوامبر ۲۰۰۳. دریافت‌شده در ۲۶ آوریل ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  134. Re-Regulation of Pesticides. پی‌بی‌اس. بایگانی‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine.
  135. «State notes small increase in pesticide use». westernfarmpress.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰ نوامبر ۲۰۰۸.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  136. «Pesticide Use Reporting». ca.gov.
  137. European Food Safety Authority (۲۰۱۳). «Conclusion on the peer review of the pesticide risk assessment for bees for the active substance clothianidin». EFSA Journal. ۱۱ (۱): ۳۰۶۶. doi:10.2903/j.efsa.2013.3066.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  138. Warner، Bernhard (۱۹ فوریه ۲۰۱۳). «To Revive Honey Bees, Europe Proposes a Pesticide Ban». بلومبرگ بیزنس‌ویک. Bloomberg. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ فوریه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ مارس ۲۰۱۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  139. Charlotte McDonald-Gibson (۲۹ آوریل ۲۰۱۳). «'Victory for bees' as European Union bans neonicotinoid pesticides blamed for destroying bee population». ایندیپندنت. دریافت‌شده در ۱ مه ۲۰۱۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  140. McGrath، Peter F. (۳۰ مارس ۲۰۱۴). «Politics meets Science: The case of neonicotinoid insecticides in Europe». Surveys and Perspectives Integrating Environment and Society. ۷ (۱).{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  141. «A/CONF.151/26 (Vol. I) Report of the United Nations Conference on Environment and Development». un.org.
  142. Wozniacka، Gosia (۲۱ مارس ۲۰۱۳). «Beekeepers sue EPA to ban pesticide, protect bees». آسوشیتد پرس. دریافت‌شده در ۲۲ اوت ۲۰۱۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  143. Boyle، Alan (۲ مه ۲۰۱۳). «Pesticides aren't the biggest factor in honeybee die-off, EPA and USDA say». ان‌بی‌سی نیوز. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۲۲ اوت ۲۰۱۳.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  144. «Text of the Saving America's Pollinators Act of 2013». GovTrack. ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  145. «Blumenauer Announces Legislation to Protect Pollinators, Prevent Mass Bee Die-Offs» (PDF). Blumenauer.house.gov. مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۶ اکتبر ۲۰۱۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  146. «Saving America's Pollinators Act (H.R. 1284)». Congress.gov. دریافت‌شده در ۲۲ مه ۲۰۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  147. Sackmann، P؛ Rabinovich، M؛ Corley، JC (۲۰۰۱). «Successful removal of German yellowjackets (Hymenoptera: Vespidae) by toxic baiting». Journal of Economic Entomology. ۹۴ (۴): ۸۱۱–۱۶. بیبکد:2001JEEnt..94..811S. doi:10.1603/0022-0493-94.4.811. PMID 11561837. S2CID 44836981.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  148. Elise Kissling؛ BASF SE (۲۰۰۳). «BASF statement regarding temporary suspension of sales of crop protection products containing fipronil in France».{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  149. Lima, P (June 2010). "Abelhas com microchip" (in Portuguese). GloboRural. Archived from the original on 12 ژانویه 2010. Retrieved 20 اوت 2017.
  150. Carpentier، Patrice؛ Faucon، Jean-Paul؛ Clément، Marie-Claude؛ Cougoule، Nicolas؛ Chauzat، Marie-Pierre (ژانویه ۲۰۰۹). «No acute mortalities in honey bee colonies (Apis mellifera) after the exposure to sunflower cultures». Entomologie Faunistique – Faunistic Entomology. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۷ ژوئن ۲۰۱۰.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  151. Jeffery S. Pettis؛ Elinor M. Lichtenberg؛ Michael Andree؛ Jennie Stitzinger؛ Robyn Rose؛ Dennis van Engelsdorp (۲۰۱۳). «Crop Pollination Exposes Honey Bees to Pesticides Which Alters Their Susceptibility to the Gut Pathogen Nosema ceranae». PLOS ONE. ۸ (۷) e۷۰۱۸۲. بیبکد:2013PLoSO...870182P. doi:10.1371/journal.pone.0070182. PMC 3722151. PMID 23894612.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  152. Hawthorne، David J.؛ Dively، Galen P.؛ Smagghe، Guy (۲ نوامبر ۲۰۱۱). Smagghe، Guy (ویراستار). «Killing Them with Kindness? In-Hive Medications May Inhibit Xenobiotic Efflux Transporters and Endanger Honey Bees». PLOS ONE. ۶ (۱۱) e۲۶۷۹۶. بیبکد:2011PLoSO...626796H. doi:10.1371/journal.pone.0026796. PMC 3206626. PMID 22073195.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  153. 1 2 Raymann، Kasie؛ Shaffer، Zack؛ Moran، Nancy A. (۲۰۱۷). «Antibiotic Exposure Perturbs the Gut Microbiota and Elevates Mortality in Honeybees». PLOS Biology. ۱۵ (۳) e۲۰۰۱۸۶۱. doi:10.1371/journal.pbio.2001861. PMC 5349420. PMID 28291793.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  154. Daisley, Brendan A.; Chmiel, John A.; Pitek, Andrew P.; Thompson, Graham J.; Reid, Gregor (December 2020). "Missing Microbes in Bees: How Systematic Depletion of Key Symbionts Erodes Immunity". Trends in Microbiology (in English). 28 (12): 1010–1021. Bibcode:2020TrMic..28.1010D. doi:10.1016/j.tim.2020.06.006. PMID 32680791. S2CID 220630113.
  155. Francis، Roy M.؛ Nielsen، Steen L.؛ Kryger، Per؛ Martin، Stephen J. (۱۹ مارس ۲۰۱۳). «Varroa-Virus Interaction in Collapsing Honey Bee Colonies». PLOS ONE. ۸ (۳) e۵۷۵۴۰. بیبکد:2013PLoSO...857540F. doi:10.1371/journal.pone.0057540. PMC 3602523. PMID 23526946.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  156. «Climate change is killing the bumblebees, study says». www.cbsnews.com (به انگلیسی آمریکا). ۶ فوریه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  157. Kerlin, Katherine E. (14 اکتبر 2022). "Climate Change Is Ratcheting Up the Pressure on Bees". UC Davis (in English). Retrieved 20 ژانویه 2023.
  158. Berenbaum، Prof. May R. (۲۹ مارس ۲۰۰۷). «Colony Collapse Disorder and Pollinator Decline». Presentation to Subcommittee on Horticulture and Organic Agriculture, U.S. House of Representatives. The National Academies. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ دسامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۷.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  159. Alexi Barrionuevo (۲۷ فوریه ۲۰۰۷). «Honeybees, Gone With the Wind, Leave Crops and Keepers in Peril». The New York Times.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  160. «Colony Collapse Disorder». ۲۹ اوت ۲۰۱۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  161. «Levels of polyandry and intracolonial genetic relationships in Apis koschevnikovi». International Bee Research Association. ۲۱ آوریل ۲۰۱۰. بایگانی‌شده از اصلی در ۱ آوریل ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  162. Petra Steinberger (12 مارس 2007). "Das spurlose Sterben". زوددویچه تسایتونگ (in German). Retrieved 31 دسامبر 2010.
  163. Bromenshenk، Jerry (۱۴ فوریه ۲۰۰۷). «HFCS and CCD». BEE-L Archives (LSoft archive). دریافت‌شده در ۱۸ مارس ۲۰۱۹. Our surveys, ... indicate that HFCS is NOT, in many cases, a factor. It may contribute (as another stressor), but we've got beekeepers who have never fed HFCS with the CCD problem. We have bees that had great stores of honey and natural pollen, STRONG bee populations, and the bees crashed with CCD. And feeding with sucrose does not necessarily protect the bees from CCD. {{cite web}}: |archive-date= نیازمند |archive-url= است (کمک)نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:خدمت بایگانی منسوخ (رده)
  164. Pickert، Kate (۱۲ مارس ۲۰۰۹). «Postcard from Hughson». تایم. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ مارس ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹.{{cite magazine}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  165. 1 2 Brodschneider، Robert؛ Crailsheim، Karl (۲۱ آوریل ۲۰۱۰). «Nutrition and health in honey bees» (PDF). Apidologie. ۴۱ (۳): ۲۷۸–۹۴. doi:10.1051/apido/2010012. S2CID 40046635.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)open access publication - free to read
  166. Bee decline linked to falling biodiversity Richard Black, BBC News, 20 January 2010
  167. Wheeler، MM؛ Robinson، GE (۱۷ ژوئیه ۲۰۱۴). «Diet-dependent gene expression in honey bees: honey vs. sucrose or high fructose corn syrup». Scientific Reports. ۴ ۵۷۲۶. بیبکد:2014NatSR...4.5726W. doi:10.1038/srep05726. PMC 4103092. PMID 25034029.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  168. Mao W، Schuler MA، Berenbaum MR (۲۰۱۳). «Honey constituents up-regulate detoxification and immunity genes in the western honey bee Apis mellifera». Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America. ۱۱۰ (۲۹ April ۲۰۱۳): ۸۸۴۲–۴۶. بیبکد:2013PNAS..110.8842M. doi:10.1073/pnas.1303884110. PMC 3670375. PMID 23630255.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  169. 1 2 Sylvers، Eric (۲۲ آوریل ۲۰۰۷). «Wireless: Case of the disappearing bees creates a buzz about cellphones». International Herald Tribune. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ فوریه ۲۰۰۹.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  170. 1 2 Johnson، Chloe (۲۲ آوریل ۲۰۰۷). «Researchers: Often-cited study doesn't relate to bee colony collapse». Foster's Daily Democrat. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ اوت ۲۰۲۰. دریافت‌شده در ۲۳ فوریه ۲۰۲۲.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  171. Gary، Norman E.؛ Westerdahl، Becky Brown (۱۹۸۱). «Flight, orientation, and homing abilities of honeybees following exposure to ۲.۴۵-GHz CW microwaves». Bioelectromagnetics. ۲ (۱): ۷۱–۷۵. doi:10.1002/bem.2250020108. PMID 7284043.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  172. 1 2 Stever, H.؛ Kuhn, J. (۲۰۰۴). «How electromagnetic exposure can influence learning process» (PDF). Modelling Effects of Electromagnetic Exposure on Learning Processes به واسطهٔ www.bienenarchiv.de.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  173. Harst, W.؛ Kuhn, J.؛ Stever, H. (۲۰۰۶). «Can electromagnetic exposure cause a change in behaviour? Studying possible non-thermal influences on honey bees – an approach within the framework of educational informatics» (PDF). Acta Systemica. ۶ (۱): ۱–۶. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۸ فوریه ۲۰۱۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  174. Lean، Geoffrey؛ Shawcross، Harriet (۱۵ آوریل ۲۰۰۷). «Are mobile phones wiping out our bees?». The Independent. UK. دریافت‌شده در ۹ نوامبر ۲۰۱۹.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  175. «Report on possible impact of communication tower on wildlife birds and bees» (PDF). Ministry of Environment and Forests. Government of India. ۲۰۱۱. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲ نوامبر ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  176. Kirschvink، Joseph L.؛ Padmanabha، S.؛ Boyce، C.K.؛ Oglesby، J. (۱۹۹۷). «Measurement of the threshold sensitivity of honeybees to weak, extremely low-frequency magnetic fields» (PDF). The Journal of Experimental Biology. ۲۰۰ (۹): ۱۳۶۳–۶۸. بیبکد:1997JExpB.200.1363K. doi:10.1242/jeb.200.9.1363. PMID 9319256.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  177. Duan، JJ؛ Marvier، M؛ Huesing، J؛ Dively، G؛ Huang، ZY. (۲۰۰۸). «A meta-analysis of effects of Bt crops on honey bees (Hymenoptera: Apidae)». PLOS ONE. ۳ (۱) e۱۴۱۵. بیبکد:2008PLoSO...3.1415D. doi:10.1371/journal.pone.0001415. PMC 2169303. PMID 18183296.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  178. Lemaux، Peggy G. (۲۰۰۹). «Genetically Engineered Plants and Foods: A Scientist's Analysis of the Issues (Part II)». Annual Review of Plant Biology. ۶۰ (۱): ۵۱۱–۵۹. بیبکد:2009AnRPB..60..511L. doi:10.1146/annurev.arplant.043008.092013. PMID 19400729. S2CID 52866120.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  179. «Alternative Pollinators: Native Bees (Summary)». ATTRA. ۱۲ اکتبر ۲۰۱۱. بایگانی‌شده از اصلی در ۹ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  180. «Alternative Pollinators: Native Bees». Scribd.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۷ نوامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  181. «Establishing a healthy population of native bees on your land». Conservationinformation.org. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  182. Madrigal، Alexis (۵ ژوئن ۲۰۰۹). «Use of native bees to counter colony collapse disorder». وایرد. دریافت‌شده در ۲۲ ژوئن ۲۰۱۰.{{cite magazine}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  183. Beekeeper Ron Hoskins breeds 'indestructible bees' in Swindon. Metro.co.uk (24 August 2010). Retrieved on 2010-10-19.
  184. A+ for British Beekeeper as He Develops Mite-Resistant Strain of Honeybee. Fast Company (24 August 2010). Retrieved on 2010-10-19.
  185. New Honeybee Breed Key to Combating Colony Collapse Disorder بایگانی‌شده در ۲۸ اوت ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine. TreeHugger. Retrieved on 2010-10-19.
  186. Prince، Rosa (۹ مارس ۲۰۰۹). «National Bee Database to be set up to monitor colony collapse». Telegraph.co.uk. دریافت‌شده در ۲۰ اوت ۲۰۱۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  187. Artz، DR (نوامبر ۲۰۱۳). «Nesting site density and distribution affect Osmia lignaria (Hymenoptera: Megachilidae) reproductive success and almond yield in a commercial orchard». Insect Conservation and Diversity. ۶ (۶): ۷۱۵–۲۴. doi:10.1111/icad.12026. S2CID 84798030.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  188. Morse, R.A.؛ Calderone, N.W. (۲۰۰۰). «The value of honey bees as pollinators of US crops in 2000» (PDF). Cornell University. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۵ اوت ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  189. «2019 California almond forecast» (PDF). USDA National Agricultural Statistics Service. ۱۰ مه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۹ نوامبر ۲۰۱۹.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  190. «Honey Bees Are Essential for a Successful Almond Crop». California Almonds.
  191. Tepedino، Vincent J. (آوریل ۱۹۸۱). «The Pollination Efficiency of the Squash Bee (Peponapis pruinosa) and the Honey Bee (Apis mellifera) on Summer Squash (Cucurbita pepo)». Journal of the Kansas Entomological Society. ۵۴ (۲): ۳۵۹–۷۷. جی‌استور 25084168.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  192. Partap, Uma Partap and Tej. Pollination of apples in China. 2 September 2005
  193. Partap, U.M.A.؛ T.E.J. Partap؛ H.E. Yonghua (۲۰۰۱). «Pollination failure in apple crop and farmers management strategies in Hengduan Mountains, China». Acta Horticulturae (۵۶۱): ۲۲۵–۳۰. doi:10.17660/actahortic.2001.561.32.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  194. 1 2 3 4 Kluser، Stéphane؛ Neumann، Peter؛ Chauzat، Marie-Pierre؛ Pettis، Jeffery S.؛ Peduzzi، Pascal؛ Witt، Ron؛ Fernandez، Norberto؛ Theuri، Mwangi (۲۰۱۰). «Global honey bee colony disorders and other threats to insect pollinators». University of Geneva. Pollination services are provided both by wild, free-living organisms (mainly bees, but also to name a few many butterflies, moths and flies), and by commercially managed bee species. Bees are the predominant and most economically important group of pollinators in most geographical regions.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  195. 1 2 Potts، Simon؛ Biesmeijer، Jacobus (ژوئن ۲۰۱۰). «Global pollinator declines: trends, impacts and drivers». Trends in Ecology & Evolution. 25 (6): 345–53. بیبکد:2010TEcoE..25..345P. CiteSeerX 10.1.1.693.292. doi:10.1016/j.tree.2010.01.007. PMID 20188434.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  196. 1 2 Ghazoul، Jaboury (ژوئیه ۲۰۰۵). «Buzziness as usual? Questioning the global pollination crisis». Trends in Ecology & Evolution. 20 (7): 367–73. doi:10.1016/j.tree.2005.04.026. PMID 16701398.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  197. «Silence of the Bees (2011)». پی‌بی‌اس. ۱۶ فوریه ۲۰۱۱.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  198. Jamieson، Alastair (۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹). «Pesticides blamed for vanishing bees». Telegraph.co.uk. دریافت‌شده در ۲۰ اوت ۲۰۱۷.{{cite news}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  199. «What Are the Bees Telling Us? | The Story». Queen of the Sun. دریافت‌شده در ۲۴ مه ۲۰۱۲.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  200. Pierre Terre Production, 2012, viewable on YouTube
  201. «More than Honey – about the film». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۸ ژوئیه ۲۰۱۳.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  202. «Colony Collapse Disorder – a life without bees». ۱۷ اوت ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۷ اکتبر ۲۰۱۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)[پیوند مرده]
  203. «Bugonia IMDb page». IMDb. دریافت‌شده در ۱۳ نوامبر ۲۰۲۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

خواندن بیشتر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]