نابرده رنج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نابرده رنج
گونه اجتماعی، خانوادگی
نویسنده علیرضا بذرافشان
سارا خسروآبادی
کارگردان علیرضا بذرافشان
بازیگران کامبیز دیرباز
سام درخشانی
سیاوش طهمورث
ثریا قاسمی
مینا جعفرزاده
سحر دولتشاهی
میلاد کی مرام
حسین مهری
افشین سنگ‌چاپ
شیلان رحمانی
طوفان مهردادیان
رضا کریمی
سیما مطلبی
محمود رضایی
علیرضا حق‌شناس
صدرالدین حجازی
علی اوسیوند
شهرام عبدلی
موسیقی متن سعید انصاری
آهنگ پایان احسان خواجه امیری
کشور سازنده جمهوری اسلامی ایران ایران
زبان‌(های) اصلی فارسی و کردی
تعداد قسمت‌ها ۴۰ قسمت
تولید
تهیه‌کننده محمود رضایی
مجید مولایی
تدوین‌گر سیاوش کردجان
فیلم‌برداری علی محمدزاده
مدت ۴۰ دقیقه
انتشار
شبکه اصلی شبکهٔ ۳

نابرده رنج نام یک مجموعه تلویزیونی است که از شبکه سه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به کارگردانی علیرضا بذرافشان، نویسندگی سارا خسروآبادی و علیرضا بذرافشان و تهیه‌کنندگی محمود رضایی و مجید مولایی پخش شد.

تیتراژ پایانی این مجموعه تلویزیونی که با صدای احسان خواجه امیری بود با استقبال زیادی در بین مخاطبان رو به رو شد[۱] .

بازیگران[ویرایش]

کامبیز دیرباز سام درخشانی سیاوش طهمورث میلاد کی مرام سحر دولتشاهی مینا جعفرزاده ثریا قاسمی حسین مهری افشین سنگ‌چاپ طوفان مهردادیان صدرالدین حجازی علیرضا اوسیوند شهرام عبدلی شیلان رحمانی مرتضی زارع روح الله کمانی کامران فیوضات احمدرضا اسعدی جواد زیتونی سیامک اشعریون شکر الله حسنی داریوش سلیمی بهرام سروی نژاد امین سیدی

داستان[ویرایش]

این مجموعه که به سال‌های شصت و زمان جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد در مورد جوانی با نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی می‌کنند و در قسمت‌های بعدی با فردی به نام منوچهر (سیاوش طهمورث) که فردی پولدارست و در دروازه شمرون زندگی می‌کند.که به دلیل قاچاق کالا به زندان می‌افتد و در همین حین پدرش فضلعلی (با بازی صدرالدین حجازی) فوت می‌کند و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد می‌رسد اسد با خواندن این دفترچه متوجه می‌شود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار می‌کند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد، در این میان کارگاه پلیسی به نام جابر (میلاد کی مرام) مسئول پرونده اسد و عماد (سام درخشانی) است تا از این طریق آن‌ها بتواند رد یک قاچاقچی سابقه دار و محتکر در زمان جنگ را بزند اما او در این میان دلباخته خواهر اسد یعنی مرضیه (سحر دولتشاهی) می‌شود. حضور اسد و عماد در جبهه و تلاش آن‌ها برای رسیدن به گنج در بحبوحه جنگ منجر به خلق صحنه‌های کمیک می‌شود. اسد در این راه به همراه عماد و منوچهر به دنبال این گنج می‌روند و در این راه با دختری به نام کژال که یک دختر کرد است، آشنا می‌شود. جابر در تعقیب اسد و عماد خود را به جبهه می‌رساند و در زمانی که به گنج می‌رسند ارتش بعثی به ان منطقه پیشروی کرده‌است و اسد و عماد و جابر به همراه ان گروه می‌روند و همگی شهید می‌شوند به غیر از عماد که جانباز می‌شود و در نهایت منوچهر به ان گنج می‌رسد که برای پیدا کردن چوب در باتلاق گیر می‌کند و آن گنج هنوز دست نخورده می‌ماند.[۲]

پیوند به بیرون[ویرایش]

منابع[ویرایش]

http://www.tebyan-zn.ir/News-Article/tv_cinema/2011/6/21/31133.html