میر حیدر آملی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
میر حیدر آملی
Mirhayder1.jpg
زادروز۷۲۰ هجری
آمل
درگذشت۷۸۷
حله یا آمل
آرامگاهآمل
۳۴°۴۷′۲۹٫۵۵″ شمالی ۴۸°۳۰′۴۷٫۶۲″ شرقی / ۳۴٫۷۹۱۵۴۱۷°شمالی ۴۸٫۵۱۳۲۲۷۸°شرقی / 34.7915417; 48.5132278
محل زندگیآمل، نجف، حله
نام‌های دیگرعلامه سید حیدر آملی، شیخ العارفین سید میر حیدر آملی
پیشهفیلسوف، دانشمند، عارف، عالم، مفسر، صوفی
لقبعلامه شیخ میر حیدرالدین؛ امام الصوفی
مذهباسلام، تصوف
مکتبشیعه
آثارتفسیر محیط الاعظم، جامع الاسرار و منبع الانوار، محیز الاعظم و رساله‌های بسیاری

بهاء الدین سید حیدر بن علی بن حیدر معروف به شیخ حیدر آملی یا میر حیدر آملی یا سید حیدر آملی (زاده:۷۲۰هجری آمل) عارف و صوفی و مفسر شیعه و صوفی قرن هشتم است. وی از نوادگان علویان مازندران است که تبارش به علی بن حسین، امام زین العابدین -امام چهارم شیعیان- می‌رسد.

زندگی[ویرایش]

میر حیدر، در آمل چشم به جهان گشود و تا میان‌سالی به کارهای دیوانی و دولتی مشغول بود. اما در میانه عمر سودای دانش اندوختن در سر گرفت و رهسپار نجف شد و تا پایان زندگی در همان شهر ماند.

شهرت[ویرایش]

نام او بیش‌تر به سبب نظریاتش در بارهٔ عرفان و حکمت مطرح شده‌است. میر حیدر را از بزرگ‌ترین عارفان شیعی می‌دانند. در رساله‌های غربی نوشته‌است علم میر حیدر فراتر از دریاها است. او دارای چهل رساله‌است که از جمله می‌توان به جامع الاسرار و منبع الانوار که برای تبیین دیدگاه‌های اهل تصوف و شیعیان است، اشاره کرد. وی تشیع و تصوف حقیقی را نزدیک به یکدیگر می‌داند. میرحیدر آملی مرد بزرگ تاریخ و عرفان ایران بوده‌است.

سخنان بزرگان[ویرایش]

  • صاحب ریاض العلما می‌نویسد: فاضل عالم جلیل مفسر فقیه محدث و از بزرگان علمای امامیه‌است و از تألیفات او تفسیری موسوم به محیط الاعظم می‌باشد؛ و بازمی‌گوید: من تعدادی از مسائل فقهی و کلامی را که سید آن‌ها را از فخرالدین، فرزند علامه پرسید و جواب‌هایی که به آن سوالات داده شده را دیدم[نیازمند منبع]
  • پروفسور هانری کربن در مقدمه رصین و وزینش بر جامع الاسرار سید حیدر آملی می‌نویسد: سید حیدر آملی یکی از بزرگ‌ترین متفکران مذهب شیعه است که به سال ۷۲۰ هجری متولد شده. او یکی از ارکان فلسفه و معنویت مذهب تشیع دوازده امامی است.

سید حیدر در جامع الاسرار می‌نویسد: هر که شیعه نیست صوفی نیست و هر که صوفی نیست شیعه نیست.

جوانی و گذر عمر[ویرایش]

حیدر آملی بخش بزرگ جوانی درخشان خود را در آمل در ایالت طبرستان گذراند. در اثر پیچ و خم زمانه و یورش مغولان نشانه‌ای از آثار قدیمی باقی مانده‌است. با توجه به وضعیت خانوادگی و مشاغلی که حیدر آملی در جوانی در دربار امیر به عهده داشته، زندگی او با یکی از پرآوازه‌ترین خاندان‌های فرمانروایی مازندران یعنی خاندان باوندیان (موسوم به کینخواریه) پیوند دارد. [نیازمند منبع] حیدر آملی با تجدید خاطره امیر که در خدمت او بوده، با افتخار نسب او را به ساسانیان می‌رساند. [نیازمند منبع] در همان سالی که امیر به قتل رسید و خاندان باوندیان از میان رفت (۷۵۰ ه)، حیدر آملی تصمیم می‌گیرد تا به زندگی موفق و این جهانی خود پایان داده و به سوی خدا برود. (پایان دوره ایرانی). هانری کربن زندگی سید حیدر را در سه قسم کلی بیان می‌دارد: الف: دوره ایرانی: تا ۳۰ سالگی (سال ۷۵۰)، دوره اول عراقی (از سال ۷۵۲ تا ۷۶۸) دوره دوم عراقی، (از سال ۷۶۸ تا ۷۸۷) می‌توانیم تاریخ تولد سید حیدر را در آمل با اختلاف یک سال معلوم نماییم:۷۲۰ (شاید ۷۱۹ اما به احتمال زیاد ۷۲۰).

سید حیدر بن علی بن حیدر عبیدلی حسینی آملی به یکی از خانواده‌های بزرگ سید آمل تعلق داشت. شهری که ساکنان آن از همان آغاز شیعه و عالم بودند. [نیازمند منبع] اگر فاصله یک ساله میان حرکت از آمل و ورود به اماکن مقدس اسلام در سال ۷۵۱ را به حساب نیاوریم، می‌توانیم بگوییم که دوره ایرانی سید حیدر از سال ۷۲۰ تا ۷۵۰ هجری بوده‌است؛ بنابراین سید حیدر آمل را در سال ۷۵۰ هجری ترک کرد، یعنی در همان سالی که امیر او به قتل رسید. خود او می‌گوید که در این زمان سی ساله بوده‌است. [نیازمند منبع] در این فاصله سید حیدر آموزش‌های اصلی را دیده و نخستین تجربه خود از زندگی را کسب کرده بود. او در جامع الاسرار می‌گوید که از همان آغاز جوانی و حتی کودکی با علاقع فراوان به مطالعه عرفان شیعی دوازده امامی پرداخت. [نیازمند منبع] زائر ما با ترک همه چیز، جز خرقه‌ای ژنده از مال دنیا نگه نمی‌دارد و برای زیارت اماکن مقدسه تشیع و سپس بیت‌المقدس و مکه قدم در راه می‌گذارد. بدین ترتیب دوره عراقی یا بهتر بگوییم نخستین مرحله این دوره آغاز می‌شود. سید حیدر به مکه و مدینه می‌رود، اما به علت وضع مزاجی به عراق بازمی‌گردد. [نیازمند منبع] تذکره نویسان می‌گویند که در نخستین مرحله این دوره، سید حیدر از تعلیمات دو شیخ بزرگوار، مولانا نصیر الدین کاشانی حلی و شیخ فخرالمحققین محمد بن حسن بن مطهر حلی استفاده کرد. فخرالمحققین فرزند علامه حلی بود که در نزد نصیرالدین طوسی و کاتبی قزوینی تعلیم دید و خود یکی از اساتید کلام شیعی این دوره بود. [نیازمند منبع] سید حیدر از حسن بن حمزه هاشمی روایت می‌کند در سال ۷۶۱ از فخرالمحققین اجازه روایت دریافت کرد و به درخواست او رساله رافعه الخلاف را نوشت و برای مدتی به مکاتبه علمی با او پرداخت. یادآور می‌شویم که آخرین تاریخ تحریر رساله العلوم العالیه یعنی سال (۷۸۷ ه) مربوط می‌شود به زمانی که سید حیدر شصت و پنج سال بود. از این پس دیگر اطلاعی از او نداریم و نمی‌دانیم در چه زمان و شرایطی این دنیا را ترک گفته‌است. علامه حسن‌زاده آملی در اینباره می‌فرمایند: «فعلاً در جنب مسجد امام حسن عسکری (ع) در آمل قبری به نام میرحیدر آملی؛ ولیکن مسلم است که غیر از سید حیدر است. زیرا ایشان خودش می‌نویسد:» من از آمل بیرون رفتم «وی در حله وفات کرده‌است.»[نیازمند منبع] پس از سال ۷۸۷ اثری از حیدر آملی در این جهان فانی نمی‌یابیم. این دوره از زمان حمله تیمور لنگ به مازندران دور نیست و دلیلی نداریم که سید حیدر به زادگاه خود بازگشته باشد. یا گفته می‌شود او را بعد مرگش به زادگاه خود آورده‌اند.

برج آرامگاهی سید میر حیدر آملی در مازندران

گفتنی است که سید حیدر آملی، دو معاصر همنام دارد:

  • سید حیدر بن علی که بایستی مؤلف کشکول در سال ۷۳۵ هجری بوده باشد.
  • سید حیدر بن علی بن حیدر که در سال ۷۵۹ (دقیقاً دو سال پیش از سید حیدر آملی) از فخر المحققین اجازه دریافت کرد؛ بنابراین سه شخصیت معاصر همنام، سید حیدر داریم که دو تن از آنان با اختلاف دو سال از یک استاد اجازه دریافت کرده‌اند.
  • البته این است که شخصی که در آرامگاه میر حیدر آملی دفن می‌باشد سید حیدر آملی است که با نام کامل سید میر سید حیدر آملی است.

میر حیدر آملی، عالم شیعه قرن هشتم، صوفیان را «شیعیان خاص» خوانده و می‌گوید: «یکی بر شریعت و دیگری بر حقیقت تمرکز یافته و هر دو در صراط مستقیم است؛ ولو هر یک دیگری را طرد کند؛ زیرا هر یک بخشی از حقیقت را دارد… ضروری است این دو گروه بکوشند از گروه دیگر، بخش دیگر حقیقت را فرا گیرند تا از هر جهت، به کمال دست یابند».[۱]

آثار[ویرایش]

او آثار متفاوتی از علم تصوف و نگاه به امامان شیعه داشته‌است تفسیر قرآن و کتاب‌های بحث در علم و فلسفه از بزرگترین آثار کتاب‌های فلسفه در جهان است که در اکثر دانشگاه‌های معتبر دنیا در حال تدریس می‌باشد. آثار گران‌بهایی از وی در موضوع‌هایی چون تفسیر قرآن با عنوان تفسیر محیط الاعظم، نص النصوص و رساله العلوم العالیه بر جای مانده‌است. نص النصوص، درحقیقت، شرحی بر فصوص الحکم ابن عربی است.

یادبودها[ویرایش]

در حال حاضر بزرگداشت‌های برای او گرفته می‌شود و دو تندیس یکی در زادگاهش و دیگری در فرانسه برای او ساخته‌اند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

  1. حسینی و آقانوری، ۱۱۷–۱۳۰.

منابع[ویرایش]

Haydar Amuli
Mirhayder1.jpg
His statue of Iran
Born1319 CE
Died1385 CE
Era14th century
Main interests
Sufism, Shi'ism, Mysticism

Sayyid Baha al-Din Haydar, Haydar al-'Obaidi al-Hossayni Amuli, or Seyyed Haydar Amoli or Mir Haydar Amoli a Shi'ite mystic and a Sufi philosopher, was an early representative of Persian theosophy and one of the most distinguished commentators of the mystic philosopher Ibn Arabi, during the 14th century.

Biography

Early life

Haydar Amuli belongs to the Hussayni Sayyid family and hails from the town of Amol, in Mazandaran, located in the north of present-day Iran, close to the Caspian Sea. The town of Amul at the time was known to be heavily populated by Shi'ite Muslims. At a very young age he started studying Imam Shi'ism and attended the juridical school of madhhab where he also devoted his time to Sufism, until around the age of thirty.[1] Haydar Amuli first began his studies in his home town of Amul. He eventually moved on to the town of Astarabad, located near Mazandaran, and then Isfahan, located in the centre of Iran.[2] In his early twenties, Sayyid Haydar Amuli returned to Amul and became a trusted confidant and eventually a special deputy and chamberlain to the Bavandid Hasan II, who was the ruler of Tabaristan.[1] Even though Amuli had a close relationship with Hasan II, he experienced a religious crisis. Amuli quotes in his work Inner Secrets of the Path that he started to feel that he was corrupt and that he needed to move to a place where he could fully devote himself to God. So Haydar Amuli gave up his position in the court to further pursue Sufism. He abandined the courtly life, a couple of years before Hasan II was assassinated by members of his own family.[3]

Return to Sufism

After Haydar Amuli's departure from the court, he began practicing Sufism. Living in the village of Tihran, he began to follow a shaykh by the name of Nur al-Din Tihrani, a gnositc and ascetic of Allah. Amuli spent a little less than a month in his company before going on to wear the symbolic Sufi cloak or khirqa.[1] Eventually, Haydar Amuli went on to embark on a pilgrimage or Hajj, going on to visit various Shi'ite shrines and also traveling to Jerusalem as well as the holy cities of Mecca and Medina. Unfortunately, due to ill health, Amuli had to leave Medina .[3] It is documented that he spent the rest of his life in Iraq. For several years he studied in Baghdad amongst important Shi'ite scholars including Fakhr al-Din Muhammad al-Hasan and Nasir al-Din al-Kashani al-Hilli. These two scholars were prominent figures in Shi'ism at the time. Haydar al-Amuli then settled in the Shi'ite city of Najaf, south of Baghdad, for over thirty years until around 1385 CE, the year he was last documented to be living. This is also around the same time that he completed his last work, called Resalat al-olum al-aliya. .[4]

Tomb Sayyid Haydar Amuli (Seyyed se Tan)

Amuli's Main Ideas

Synthesis of Shi'ism and Sufism

Early on Amuli was a supporter of Imamite Shi’ism. Similar to Sufism, Shi’ism involves the ideas of šarīʿa, ṭarīqa and ḥaqīqa. Amuli believed that every Shi’ite was “a believer put to the test”, a central Sufi belief. One of Amuli’s main ideas was that the Imams, who were believed to be endowed with mystical knowledge, were not just guides to the Shi’ite community but also to the Sufi community. Amuli was both a critic of Shi’ites who limited their religion to a set of rules and equally critical of Sufis who denied certain principles that originated with the Imams.[3]

Pure Monotheism

Amuli also implemented and further explained the differences between pure monotheism and the inner aspect. Pure monotheism is constituted by the profession of faith and of the idea of the outward aspect of God’s unity. The inner aspect involves the idea that nothing else exists except for God.[3] Amuli metaphorically explained the idea of the inner and outward aspects as ink and the letters that are produced by that ink. The letters by themselves do not exist without the ink. Amuli meant that the physical world is only a manifestation of God’s divine names.[3]

The Seal of Walāya

Another belief of Amuli related to the arrival of the twelfth Imam, Mahdī. Amuli’s idea of the twelfth Imam follows the ideas of previous scholars. Amuli specifically believed that ‘Ali was the seal of the universal walāya and Mohammadan walāya is, for Amuli, the Mahdī. These ideas differ from that of Ibn ‘Arabi in that al’Arabi believes that Jesus Christ was the seal of the universal walāya.[3]

Works

It is documented that Sayyid Haydar Amuli wrote over forty different works, but of those only seven remain.[3] In Asrār al-šarīʿa wa aṭwār al-ṭarīqa wa anwār al-ḥaqīqa, Amuli individually discusses his five basic principles of religion: divine unity, prophecy, eschatology, Imamate and justice. He also mentions the five pillars of Islam prayer, including fasting, zakāt, haǰǰ, and ǰehād. He discusses all of these topics from three different points of view, the šarīʿa, the ṭarīqa, and the ḥaqīqa. Jāmeʿ al-asrār wa manbaʿ al-anwār is the most famous of Amuli’s writings. It is divided into three books and each book is separated into four chapters or (qāʿeda). al-Masāʾel al-āmolīya (or al-ḥaydarīya) is a work that consists of theological and juridical ideas that are addressed by Amuli written to his teacher Faḵr-al-moḥaqqeqīn. From this work an autograph is preserved. Amuli wrote, Resālat al-woǰūd fī maʿrefat al-maʿbūd, in 1359 CE. It was completed while Amuli was residing in Naǰaf around 1367 CE. al-Moḥīṭ al-aʿẓam is a seven volume commentary that was completed around 1375 or 1376 CE. This work titled, Naṣṣ al-noṣūṣ is a commentary on another piece written by Ibn Arabi, titled Foṣūṣ al-ḥekam. This piece includes some autobiographical passages that provide information about Amuli’s life. Amuli's last work was titled, Resālat al- ʿolūm al-ʿālīya is a collection of Imamite traditions credited to Amuli. It is often debated that it was actually written by a different author.[3]

Notable Quote

"The ocean is the same ocean as it has been of old; The events of today are its waves and its rivers."

"Indeed I swear by Allah that if the seven heavens were made of paper and the trees of the earth were pens, if the seas of the world were ink and the spirits, mankind and the angels were scribes, then they would be unable to write even a jot of what I had witnessed of the divine gnoses and realities"

Genealogy

In Sayyid Haydar Amuli's commentary Al‑Muhit al‑A`zam (The Mighty Ocean, Amuli gives a brief family genealogy.

  1. Sayyid Ruknuddin Haydar
  2. Sayyid Tajuddin Ali Padashah
  3. Sayyid Ruknuddin Haydar
  4. Sayyid Tajuddin Ali Padashah
  5. Sayyid Muhammad Amir
  6. Sayyid Ali Padashah
  7. Sayyid Muhammad,
  8. Sayyid Zayd
  9. Sayyid Muhammad
  10. Sayyid Ibrahim
  11. Sayyid Muhammad
  12. Sayyid Husayn Kusaj
  13. Sayyid Ibrahim
  14. Sayyid Sanaullah
  15. Sayyid Harun
  16. Sayyid Hamzah
  17. Sayyid Ubaydullah al Iraj
  18. Sayyid Husayn Asghar
  19. Imam Zayn ul Abidin,
  20. Imam Husayn al Shahid ‑
  21. Ali ibn Abi Talib".[1]

Legacy

Amuli is not the only Imamite thinker to incorporate the writings of Ibn ‘Arabi and his followers. The joining of both Sufism and Shi'ism was further explored throughout history by more scholars like Amuli. Scholars such as, Mir Damad, Mulla Sadra, Hadi Sabzavari, and Ayatollah Khomayni continued to establish a connection between Sufism and Shi’ism.[2]Book of Haytdar Amuli: Inner Secrets Of The Path

References

  1. ^ a b c d Amuli, Sayyid Haydar (1989). Inner Secrets of The Path. Elements Books,Zahra Publications.
  2. ^ a b Meri, Josef W., and Jere L. Bacharach (2006). Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. A-Z ed. Vol. 1. New York: Rouledge. pp. 42–43.
  3. ^ a b c d e f g h Kohlberg, Etan. "Amoli, Sayyed Baha-Al-Din". Encyclopedia Iranica. Retrieved 3 April 2011.
  4. ^ van Ess, Josef. "Ḥaydar-i Āmulī, Bahāʾal-DīnḤaydarb.ʿAlīb.Ḥaydaral-ʿUbaydī (719/1319 or 720/1320—after 787/1385)". Encyclopedia of Islam: Second Edition. Retrieved 27 March 2011.

Bibliography

  • Amuli, Sayyid Haydar. Inner Secrets of the Path. Trans. Asadullah Ad-Dhaakir Yate. Babagan. Print.
  • Corbin, Henry. Temple and Contemplation. Trans. Philip Sherrard. London: Kegan Paul International in Association with Islamic Publications Ltd., 1986. Print.
  • Kohlberg, Etan. "Amoli, Sayyed Baha-Al-Din" Encyclopædia Iranica | Home. Center of Iranian Studies, Columbia University, 15 Dec. 1984. Weborn 06 Apr. 2011.
  • Kohlberg, Etan. "Some Shī'ī Views of the Antediluvian World." Studia Islamica 52 (1980): 41-66. J Stor. Maisonneuve & Larose. Web. 2011.
  • Meri, Josef W., and Jere L. Bacharach. Medieval Islamic Civilization: An Encyclopedia. A-Z ed. Vol. 1. New York: Routledge, 2006. Print.
  • Morris, James W. "Ibn 'Arabi and His Interpreters." Journal of the American Oriental Society 107 (1987): 101-19. Print
  • van Ess, J. "Ḥaydar-i Āmulī, Bahāʾal-DīnḤaydarb.ʿAlīb.Ḥaydaral-ʿUbaydī (719/1319 or 720/1320—after 787/1385)." Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman;, Th. Bianquis;, C.E. Bosworth;, E. van Donzel; and W.P. Heinrichs. Brill, 2011. Brill Online. Augustana. 1 April 2011

External links