میاب (مرند)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

میاب یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان هرزندات شرقی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده‌است.
طبق نتایج آماری سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، در این روستا ۲۲۷ خانوار زندگی می‌کنند و جمعیت آن ۶۲۴ نفر متشکل از ۲۷۲ مرد و ۳۵۲ زن می‌باشد. زبان مردمان محلی میاب ترکی می‌باشد.[۱] میاب دارای آب و هوایی سرد و کوهستانی است و در فاصله حدود ۴۴ کیلومتری شهرستان مرند واقع شده‌است.

مشاهیر روستای میاب:

  • گنجعلی صباحی یکی از بزرگترین مردان ادبیات نثر ترکی آذری می‌باشند، استاد در دوم بهمن ۱۲۸۵ در روستای میاب از توابع شهرستان مرند پا به عرصه جهان گشود. ایشان برای زنده نگه داشتن زبان و ادبیات آذربایجان سر از پا نمی‌شناختند و همیشه در پی ارتقای فرهنگ آذربایجان بودند و در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه تا انقلاب اسلامی ایران به همراه چند تن از دوستان محفل دوستلار گوروشو را تشکیل می‌دهد که محل تجمع ادبا و شاعران از جمله شهریار بود؛ و شعرها و نوشته‌هایش را در مجله‌های یولداش، وارلیق، اولکلر، اینقلاب یولیندا، یئنی یول چاپ می‌شدند با تخلص گ. دونمز، بعد از شروع دهه شصت نیز در اکثر محافل ادبی و هنری حاضر بودند وآموخته‌های خویش را به جوانان منتقل می‌کردند و بالاخره این چراغ جاویدان ادبیات ایران و آذربایجان در سال ۱۳۶۸ چشم از جهان فروبست و به ابدیت شتافت.[۱]
  • آیت الله حاج شیخ عباس کمالی میاب متولد ۱۳۱۴ که بیش از ۲۶ سال امام جمعه سراب در آذربایجان شرقی بودند ویکی از افتخارات روستای «میاب» می‌باشند. ایشان هم اکنون در قم مشغول به تدریس علوم حوزوی می‌باشند.
  • محمّد قولی میاب متولّد مرداد ماه ۱۳۳۰ در «روستای میاب»، نویسنده و شاعر و یکی از مؤسسین «انجمن ادبی افق» در سال ۱۳۷۳ می‌باشد. از ایشان کتاب «اشک معلّم» (مجموعه شعر) در سال ۱۳۷۸ توسط نشر عابد چاپ و نشر گردید.[۱]

اسماعیل میابی ازمجاهدین مشروطیت ازکتاب تاریخ کسروی ----

یکی از این باشندگان ومجاهدان مشهدی اسماعیل میابی می‌بود که با اند بسیاری از تفنگ و بمب همراه دو تن دیگر به تبریز می‌آمد، ودر میان راه با دست کسان شجاع نظام گرفتار گردید که به مرند برده به زندان انداختند و پس از دیرزمانی او را با شکنجه کشتند، و بدینسان مرد دلیر جان خود را در راه آزادی از دست داد. از یک سو نیز برخی از بازرگانان قره باغی، با انگیزش ستارخان، به قفقاز رفته و تفنگ بسیار بار کرده با هر دشواری می‌بود به تبریز می‌رسانیدند، و اینان اگرچه جز در پی بازرگانی خودشان نمی‌بودند، چون به کار آزادیخواهان می‌خوردند ستارخان ارجشناسی و پشتیبانی از آنان دریغ نمی‌گفت مشهدی اسماعیل میابی

منابع[ویرایش]