موسیقی سنتی ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
موسیقی اصیل ایرانی
لوگوی یونسکو میراث فرهنگی و معنوی بشر
Mehmoonifinal2.jpg
گروهی از زنان ایرانی در حال اجرای موسیقی، نقاشی از آثار دوره معاصر در هتل عباسی اصفهان
جزئیات
منطقهآسیا و اقیانوسیه
اطلاعات یونسکو
کد۰۰۲۷۹
تاریخ ثبت۲۰۰۹
معیارR.1 R.2 2.3 2.4.R.5
پانویس
میراث فرهنگی
موسیقی در ایران
تاریخ
پیش از اسلامهخامنشیان • ساسانیان
پس از اسلامصدر اسلاممروگی
معاصرقاجارپهلویلس‌آنجلسیزیرزمینی
موسیقی سنتی ایرانی
مقام‌هانظریهٔ ادواردستگاه‌هاتحول مقام به دستگاهردیففواصل موسیقی ایرانیگوشهآوازهاسازهافرم‌ها
دیگر سبک‌ها
پاپرپراکسمفونیکجازمتالکرال
نواحی
آذربایجانیشوشتریایلامیباصریبختیاریبخشی‌های خراسان شمالیبلوچیبندریترکمنیجنوبیخراسانیعلوانیهکردیکرمانیگیلکیلریمازندرانی
مناسبتی
زرتشتینوروزخوانیتعزیهرمضانصلوات‌خوانیمداحی

موسیقی اصیل ایرانی، که با نام موسیقی سنتی ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی نیز شناخته می‌شود،[۱] شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از سال‌ها پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل‌گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» و «رامتین» اشاره کرد. موسیقی اصیل ایرانی، جزو کهن‌ترین سبک‌های موسیقایی از دوران باستان تا به امروز است.[نیازمند منبع] همچون گذشته‌های دور، مشاهیر صاحب سبک بسیاری در تاریخ ایران معاصر سر برآورده و هر یک، گامی مؤثّر در اعتلاء و پویندگی این موسیقی اصیل برداشته اند.

همچنین «ردیف‌های موسیقی اصیل» به‌عنوان نخستین پروندهٔ مستقل ایران در فهرست میراث ناملموس جهانی در مهرماه ۱۳۸۸ ثبت شد.[۲]

ردیف[ویرایش]

اثری از کمال‌الملک

موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر زاده آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش‌هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود.

ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است.

گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقا حسینقلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقا حسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده (که شیوه او توسط نورعلی خان برومند به صورت ردیف گردآوری شد)، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و… هستند.[نیازمند منبع] امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند.[نیازمند منبع]

دستگاه[ویرایش]

هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و شش آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از:

آواز[ویرایش]

آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آن را دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست «ر» می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت «ر» گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) بازمی‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از:

تاریخچه موسیقی ایرانی[ویرایش]

گروه نوازندگان، مُهر بازمانده از شوش
سنگ‌نگارهٔ زنان موسیقی‌دان در طاق بستان که در حال نواختن چنگ هستند.

از مهم‌ترین مُهرنگاره‌های خُنیا (:موسیقی) در جهان؛ باید از آنچه که در «تپه چغامیش» دزفول برجای مانده، یاد کرد که در سال‌های ۱۹۶۱–۱۹۶۶ میلادی، یافت شده‌است. این مهرنگاره ۳۴۰۰ ساله؛ سیمایی از بزم رامشگران را نشان می‌دهد. در این بزم باستانی، دسته‌ای خُنیاگر(:نوازنده) دیده می‌شوند که هر کدام، به نواختن‌سازی سرگرم هستند. چگونگی نواختن و نشستن این رامشگران، نشان می‌دهد که آنها، نخستین دسته خُنیاگران(:ارکستر) جهان هستند. در این گروه رامشگران، می‌بینیم که نوازنده‌ای «چنگ» و دیگری «شیپور» و آن دیگر «تنبک» می‌نوازد. چهارمین رامشگر در این میان، خواننده‌ای است که «آواز» می‌خواند. همچنین در این بزم کهن، آزاده‌ای را می‌بینیم که بر فرشی نشسته و از او پذیرایی می‌شود. ما همانند این خنیاگران را در ایلام و در سده ۲۷ پیش از میلاد و از زمان پادشاهی «پوزوز این شوشیناک» در شوش می‌شناسیم. از همین گاه، مُهر و نشانه‌هایی در دست است که نشان می‌دهند، خنیاگران بسیاری در ایران می‌زیستند. در این هنگام، نواختن چنگ بسیار گسترش داشته‌است و این ساز از ساخته‌های ایرانیان است. ما، نگاره‌ای را در دست داریم و می‌دانیم که در پادشاهی «شوکال ماه هو» و از سده ۱۷ پیش از میلاد در ایران، تار نواخته می‌شد. با یافتن یک کنده کاری در ایلام بازهم آگاهی داریم که خنیاگران ایرانی؛ دَف را همراه چنگ می‌نواختند. در این کنده کاری همچنین دیده می‌شود که از میان ۱۱ تن خنیاگر؛ ۸ تن چنگ، ۲ تن نی و یک تن دهل می‌نوازند. ۱۵ زن خواننده، در میان رامشگران دیده می‌شوند که در حال کف زدن هستند. باید افزود که از این نمونه‌ها در سراسر ایران بسیار دیده شده‌است. ما به یاری باستان‌شناسی از لرستان مانند ایلام آگاهی داریم که در این بخش از ایران هم از سده ۹ پیش از میلاد، تار نواخته می‌شده‌است. در بخش‌های دیگری از ایران و از سال ۵۵۹ پیش از میلاد، سفالهایی در تپه سیلک کاشان و مرودشت پیدا شده که سیمایی از پایکوبی و دست افشانی بر آن‌ها نگارگری شده‌است.[۳]

پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنان‌که بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.[۴]

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف‌نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از «موسیقی ایران باستان» یا به عبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه به خوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، به ندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی به خوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴–۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. به‌طور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی‌مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است.

از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در دربارها داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که به عنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند.

اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دربارها به همراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲–۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است؛ بنابراین کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه 'خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دربار امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاورمیانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالاً به دلیل تهاجم اعراب که موسیقی را به عنوان مسئله‌ای غیراخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند.

موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است.

یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش‌درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار به همراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات) تشکیل می‌شود. به صورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶–۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید به صورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی‌دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تأثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند.

در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است؛ و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز بر عهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه به صورت تکی همراهی کنند. به صورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محل‌ها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و… مشخص می‌نمودند.

قبل از حمله مغول‌ها و اعراب، ملودی‌هائی که در آن نغمه هائی از "اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مزدیسنا، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت‌کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها دربارهٔ خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالاً «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علی‌رغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند.

حکومت چندصدساله مغول‌ها در ایران و قتل و غارت و تجاوز مستمر آن‌ها باعث شد که به نوعی شادی هم از جامعه رخت بربندد. از آنجا که موسیقی به سبک سینه به سینه آموزش داده می‌شد و دستگاه‌ها و تجهیزات امروزی برای ضبط موسیقی وجود نداشت، متأسفانه طی چند صد سال ملودی‌های شاد فراموش شوند.

شایان ذکر است که چند تحرک احتمالاً باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود به عنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر به عنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً به صورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی به عنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصاً حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشی‌ها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه‌ها (حسینی جامه دران شبدیز…)گواه این مدعاست.

احساس[ویرایش]

برخی از ایرانیان موسیقی ایرانی را (که در آن استفاده از ریزپرده متداول است) در مقایسه با موسیقی غربی، غم‌انگیز توصیف می‌کنند.[۵] مصطفی کمال پورتراب معتقد است که از آنجا که موسیقی‌دان‌های غربی معاصر به واسطهٔ معتدل کردن نیم‌پرده‌ها گوششان چیزی جز دوازده نیم‌پردهٔ معمول در موسیقی کلاسیک را نشنیده، صدای ریزپرده‌ها را وحشی یا غم‌انگیز می‌یابند؛ اما کمال پورتراب این تصور که ریزپرده‌ها موسیقی را غم‌انگیز می‌کنند اشتباه می‌داند چرا که در موسیقی اروپایی (نظیر اپراها) هم موسیقی غم‌انگیز وجود دارد.[۶] با این حال موسیقی‌دانان نیز بر غم‌انگیز بودن بخشی عمده از موسیقی سنتی ایرانی تأیید می‌کنند و سه دلیل مهم برای آن ذکر می‌کنند: این که موسیقی ایرانی انعکاسی از تاریخ تراژیک ایران است، این که «غم» یکی از برترین احساس‌ها دانسته می‌شود و برخی موسیقی‌دان‌های غربی هم بسیاری از آثارشان غم‌انگیز است (مثلاً هیچ‌یک از سمفونی‌هایی که یوهانس برامس نوشته در گام ماژور نیستند)، و این که موسیقی ایرانی مبتنی بر اشعار ایرانی است و بسیار از اشعار ایرانی هم غم‌انگیز هستند.[۷] الا زونیس[الف]، موسیقی‌پژوه آمریکایی نیز بر این عقیده است که غم‌انگیز بودن موسیقی ایران ریشهٔ فرهنگی دارد؛ او مذهب شیعه را که در ایران رایج است نیز مذهبی آمیخته با غم توصیف می‌کند که در آن سوگواری برای شهدا نقش مهمی دارد.[۸]

سازها[ویرایش]

موسیقی نواحی ایران[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

یادداشت[ویرایش]

  1. Ella Zonis

پانویس[ویرایش]

  1. Nettl, The Radif of Persian Classical Music, 193.
  2. https://www.khabaronline.ir/detail/18633/culture/music
  3. هفته نامه امرداد، شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شماره ۲۸۸، ص ۶.
  4. تاریخ رقص در ایران، یحیی ذکاء، مجلهٔ هنر و مردم، شمارهٔ ۱۹۱–۱۹۲، ص ۳۸ و بعد
  5. Nettl, The Radif of Persian Classical Music, 177.
  6. کمال پورتراب، نگاهی نو، ۱۱.
  7. Nettl, The Radif of Persian Classical Music, 178.
  8. Zonis, Classical Persian Music, 17.
  9. «موسیقی قشقایی و ساز سرنا در جشنواره «آینه‌دار»». خبرگزاری تسنیم.
  10. «موسیقی محلی فارس». ایران ۲۰.

منابع[ویرایش]

  • چشم‌انداز موسیقی ایران- دکتر ساسان سپنتا- انتشارات ماهور
  • گام‌های گمشده- مرتضی حنانه- انتشارات سروش
  • دستور تار و سه‌تار، دوره متوسطه- حسین علیزاده- انتشارات ماهور
  • کمال پورتراب، مصطفی (۱۳۹۴). نگاهی نو به تئوری موسیقی ایرانی کلنل علینقی وزیری. تهران: نشر نای و نی. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۹۰۵-۷۷۲-۶.
  • ویکی‌پدیای انگلیسی
  • Nettl, Bruno (1987). The Radif of Persian Classical Music: Studies of Structure and Cultural Context in the Classical Music of Iran. Elephant and Cat.
  • Zonis, Ella (1973). Classical Persian Music: an Introduction. Cambridge, MA: Harvard University Press. ISBN 0-674-13435-4.

پیوند به بیرون[ویرایش]

Music of Iran
Mehmoonifinal2.jpg
General topics
Genres
Specific forms
Ethnic music
Other forms
Media and performance
Music festivals
Music media
Nationalistic and patriotic songs
National anthem
Other

Persian traditional music or Iranian traditional music, also known as Persian classical music or Iranian classical music,[1][2][3] refers to the classical music of Iran (also known as Persia). It consists of characteristics developed through the country's classical, medieval, and contemporary eras.[4]

Due to the exchange of musical science throughout history, many of Iran's classical melodies and modes are related to those of its neighboring cultures.

Iran's classical art music continues to function as a spiritual tool, as it has throughout history, and much less of a recreational activity. It belongs for the most part to the social elite, as opposed to the folkloric and popular music, in which the society as a whole participates. However, the parameters of Iran's classical music have also been incorporated into folk and pop music compositions.[4]

History

The history of musical development in Iran dates back thousands of years. Archaeological records attributed to "pre-Iranian" civilizations, such as those of Elam in the southwest and of Oxus in the northeast, demonstrate musical traditions in the prehistoric times.[5]

Karna, an Iranian musical instrument from the 6th century BC, kept at the Persepolis Museum.

Little is known about the music of the classical Iranian empires of the Medes, the Achaemenids, and the Parthians. However, an elaborate musical scene is revealed through various fragmentary documents, including those that were observed at the court[5][6] and in public theaters[7] and those that accompanied religious rituals and battle preparations.[5] Jamshid, a king in Iranian mythology, is credited with the "invention" of music.[8]

Dancers and musicians depicted on a 5th-7th century Sasanian bowl.
7th-century Sasanian musicians plate, kept at the British Museum.

The history of Sasanian music is better documented than the earlier periods, and the names of various instruments and court musicians from the reign of the Sasanians have been attested. Under the Sasanian rule, modal music was developed by a highly-celebrated poet-musician of the court named Barbad, who is remembered in many documents.[9] He may have invented the lute and the musical tradition that was to transform into the forms of dastgah and maqam. He has been credited to have organized a musical system consisting of seven "royal modes" (xosrovāni), 30 derived modes (navā),[10] and 360 melodies (dāstān).[5]

Iran's academic classical music, in addition to preserving melody types attributed to Sasanian musicians, is based on the theories of sonic aesthetics as expounded by the likes of Iranian musical theorists in the early centuries of after the Muslim conquest of the Sasanian Empire, most notably Avicenna, Farabi, Qotb-ed-Din Shirazi, and Safi-ed-Din Urmawi.[4] It is also linked directly to the music of the 16th–18th-century Safavid Empire. Under the reign of the 19th-century Qajar dynasty, the classical melody types were developed, alongside the introduction of modern technologies and principles from the West.[4] Mirza Abdollah, a prominent tar and setar master and one of the most respected musicians of the court of the late Qajar period, is considered a major influence on the teaching of classical Iranian music in Iran's contemporary conservatories and universities. Radif, the repertoire that he developed in the 19th century, is the oldest documented version of the seven dastgah system, and is regarded as a rearrangement of the older 12 maqam system.[11] During the late Qajar and the early Pahlavi periods, numerous musical compositions were produced within the parameters of classical Iranian modes, and many involved western musical harmonies.[12]

The introduction and popularity of western musical influences in the early contemporary era was criticized by traditionalists, who felt that traditional music was becoming endangered. It was prior to the 1950s that Iran's music industry was dominated by classical musicians.[13] In 1968, Dariush Safvat and Nur-Ali Borumand helped form an institution called the Center for Preservation and Propagation of Iranian Music, with the help of Reza Ghotbi, director of the National Iranian Radio and Television, an act that is credited with saving traditional music in the 1970s.[citation needed]

The "Radif of Iranian music" was officially inscribed on the UNESCO Representative List of the Intangible Cultural Heritage of Humanity in 2009, described as "the traditional repertoire of the classical music of Iran".[14][15]

Characteristics

Iran's classical art music relies on both improvisation and composition, and is based on a series of modal scales and tunes.[16] Compositions can vary immensely from start to finish, usually alternating between low, contemplative pieces and athletic displays of musicianship called tahrir. The common repertoire consists of more than 200 short melodic motions (guše), which are classified into seven modes (dastgāh). Two of these modes have secondary modes branching from them that are called āvāz. This whole body is called radif, of which there are several versions, each in accordance to the teachings of a particular master (ostād).

By the end of the Safavid Empire, more complex musical movements in 10, 14, and 16 beats stopped being performed. In the early Qajar era, the rhythmic cycles (osul) were replaced by a meter based on the qazal, and the maqam system of classification was reconstructed into the radif system. Today, rhythmic pieces are performed in beats of 2 to 7, with some exceptions. The reng are always in a 6/8 time frame.[citation needed]

A typical Iranian classical performance consists of five parts, namely pišdarāmad ("prelude"; a composed metric piece), čahārmezrāb (a fast, metric piece with a repeated rhythmic pattern), āvāz (the improvised central piece), tasnif (a composed metric song of classical poetry), and reng (a rhythmic closing composition).[4] A performance forms a sort of suite. Unconventionally, these parts may be varied or omitted.

Iran's classical art music is vocal based, and the vocalist plays a crucial role, as he or she decides what mood to express and which dastgah relates to that mood. In many cases, the vocalist is also responsible for choosing the lyrics. If the performance requires a singer, the singer is accompanied by at least one wind or string instrument, and at least one type of percussion. There could be an ensemble of instruments, though the primary vocalist must maintain his or her role. In some tasnif songs, the musicians may accompany the singer by singing along several verses.[citation needed]

The incorporation of religious texts as lyrics has largely been replaced by the works of medieval Sufi poets, especially Hafez and Rumi.[citation needed]

Instruments

Musicians at a banquet depicted on a Persian miniature by a student of Kamal-ol-molk.

Indigenous Iranian musical instruments used in the traditional music include string instruments such as the chang (harp), qanun, santur, rud (oud, barbat), tar, dotar, setar, tanbur, and kamanche, wind instruments such as the sorna (zurna, karna), ney, and neyanban, and percussion instruments such as the tompak, kus, daf (dayere), naqare, and dohol.[citation needed]

Some instruments, such as the sorna, neyanban, dohol, and naqare, are usually not used in the classical repertoire, but are used in the folk music. Up until the middle of the Safavid Empire, the chang was an important part of Iranian music. It was then replaced by the qanun (zither), and later by the western piano. The tar functions as the primary string instrument in a performance. The setar is especially common among Sufi musicians. The western violin is also used, with an alternative tuning preferred by Iranian musicians. The ghaychak, that is a type of fiddle, is being re-introduced to the classical music after many years of exclusion.[citation needed]

See also

References

  1. ^ Bithell, Caroline; Hill, Juniper (2014). The Oxford Handbook of Music Revival. Oxford University Press. p. 277.
  2. ^ Koen, Benjamin; Lloyd, Jacqueline; Barz, Gregory; Brummel-Smith, Karen (2011). The Oxford Handbook of Medical Ethnomusicology. Oxford University Press. p. 362.
  3. ^ Tsuge, Gen'ichi (1991). Āvāz: A Study of the Rhythmic Aspects in Classical Iranian Music. University Microfilms.
  4. ^ a b c d e "IRAN xi. MUSIC". Encyclopædia Iranica. XIII. 30 March 2012. pp. 474–480.
  5. ^ a b c d Lawergren, Bo (2016). "MUSIC HISTORY". Encyclopaedia Iranica (online ed.).
  6. ^ "DĀSTĀN-SARĀʾĪ". Encyclopædia Iranica. VII. 18 November 2011. pp. 102–103.
  7. ^ "GŌSĀN". Encyclopædia Iranica. Xi. 17 February 2012. pp. 167–170.
  8. ^ Farhat, Hormoz (2012). "An Introduction to Persian Music" (PDF). Catalogue of the Festival of Oriental Music. University of Durham.
  9. ^ "BĀRBAD". Encyclopædia Iranica. III. 15 December 1988. pp. 757–758.
  10. ^ "ČAKĀVAK". Encyclopædia Iranica. IV. 15 December 1990. pp. 649–650. (Pers. navā, Ar. laḥn, naḡma, etc.)
  11. ^ "ʿABDALLĀH, MĪRZĀ". Encyclopædia Iranica (online ed.). 21 January 2014.
  12. ^ "ḴĀLEQI, RUḤ-ALLĀH". Encyclopædia Iranica. XV. 19 April 2012. pp. 377–380.
  13. ^ Saba, Sadeq (26 November 2003). "Obituary: Vigen Derderian". The Guardian. London.
  14. ^ "Radif of Iranian music". Intangible Cultural Heritage – Unesco. Retrieved 28 May 2018.
  15. ^ "نوروز جهانی شد" ["Nowruz Became International"]. BBC Persian (in Persian). 30 September 2009.
  16. ^ "BADĪHA-SARĀʾĪ". Encyclopædia Iranica. III. 22 August 2011. pp. 379–380.

Further reading

External links