مهر (ایزد)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
نگاره ای از تاق بستان در کرمانشاه ایران. در این نگاره شاه ساسانی شاپور دوم در میان و در سمت چپ وی اهورا مزدا که چمبره فرایزدی را برای تاجگذاری به او می‌دهد، بر روی دشمنی به خاک افتاده (ژولیان امپراتور روم) ایستاده‌اند. درسمت راست شاه، میترا یا مهر، که پیکان‌های نوری همچون خورشید از سر او در همهٔ سمت‌ها پراکنده شده، شاخه‌ای از گیاهان به نام «برسم» را در دست گرفته‌است و بر روی گل نیلوفری ایستاده‌است.[۱]

مهر، میترا یا میثره از ایزدان باستانی هندوایرانی پیش از روزگار زرتشت است، که معنی و چمار پیمان و دوستی و خورشید نیز می‌دهد. نماد او خورشید می‌باشد. پس از آمدن زرتشت یکی از ایزدان یا فرشتگان آیین مزدیسنا گردید. نیروهای طبیعت و زاستار مانند خورشید و ماه و ستارگان و آتش و خاک و باد و آب ک برای ستایش آریاییان بوده‌است. خدایانی را هم که نشانهٔ نیروهای طبیعت بوده‌اند «دئوه» می‌خوانده‌اند. در میان این خدایان برتر از همه ایندرا بوده‌است که اژدهاکش و پروردگار تندر و اذرخش و برق و جنگ به‌شمار می‌آمده‌است. این خدا با این نام در میان آریاهای ایران آن روایی را که میان هندوان می‌داشت نیافت. نزد ایرانیان آشکارا پرستش میترا (مهر) جای آن را گرفت و ایندرا رفته‌رفته و به ویژه از زردشت در ردیف دیوان پس زده شده درآمد. در فرهنگ‌های فارسی مهر را فرشته‌ای نشان بر مهر و دوستی و خرد در کارهای مالی و نیکخواهی دانسته‌اند که در ماه مهر (ماه هفتم از سال خورشیدی) و روز مهر (روز شانزدهم هر ماه) بدو پیوند یافته‌است و شمارآفریدگان از نیکی و بدی به دست اوست.

مهر در اوستا و در نوشته‌های پادشاهان هخامنشی میثره Mithra و در سانسکریت میتره Mitra آمده‌است. در پهلوی میتر Mitr شده. امروز مهر نامیده می‌شود.

مهر (از ریشه میثر) از کهن‌ترین خدایان ایرانی و هندی است، برخی نشانه‌های پرستش او را در ایران به پیش آریایی برمی‌گردانند (اگر بخش‌بندی پیشا آریایی و پسا آریایی را بپذیریم) دربارهٔ آغاز دین مهرپرستی در ایران نمی‌توان به درستی آن را روشن ساخت ولی می‌دانیم که بسیار پیش از آنکه کیش زرتشتی و ودایی پدید آیند نژاد ایرانی او را با آیینی راز آمیز ستایش می‌کردند، امروزه گروهی از پژوهشگران ایرانی توان آن را دارند که پیشینه پیوسته این آیین را تا به امروز در ایران نمایان سازند. پیوند میترا با خورشید و گاو و ماه برای ما روشن است و روشن است که نشان + که آن را چلیپا می‌گفته‌اند نماد خورشید بوده‌است ولی نزدیکی آن با آتش (هنایش زرتشتی) یا با آمایش تن. (هنایش یونانی که در دیدگاه مهرپرستان ایرانی نکوهیده‌است) و از این دست را باید پیش از پذیرفتن سبک‌سنگین کرد.

روند مهرپرستی در ایران[ویرایش]

تندیس میترای رومی یا یک مشعل‌دار پیرو آیین میترایی در روم باستان در موزه واتیکان (ساخته شده از مرمر در حدود سده دوم یا سوم پس از میلاد)

به درستی نمی‌شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می‌توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی‌بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می‌پیوسیدند (بردبار می‌بودند). در باور غربی او نماد خورشید بود و در پایان زمان به زمین بازمی‌گشت. خورداد و خورتات و خور واژگانی وابسته به این خدا یاپیامبر هستند. خورشید از دو واژه خور (خدا) و شید (درخشنده و ماندگار) آمیخته شده‌است مانند جم شید

زروانی[ویرایش]

زروان آفریننده اهورا و اهرمن برای داوری در جنگ بزرگ میان آنان است او حاکم مطلق زمان است و آن را در دست دارد.

زروان دارای شمایلی به شکل آدمیزاد و دارای سر شیر بود و چهار بال داشت دو تا رو به بالا و دو تای دیگر رو به پایین در همه نگاره‌ها ماری به دورش هفت دور پیچیده یا لنگ پوشیده یا از روی پایش مار رد شده و بر روی یک سپر ایستاده.

نام او در نوشته‌های یونان ائون است و در پهلوی زروان. در نوشته‌های پهلوی سه باور گوناگون در مورد زروان بیان شده:

  1. بر پایه نوشته‌های خود زردشت زروان آفریده اهورامزدا خدای نیکویی است.
  2. بر پایه نظریه‌ای دیگر دو دیدگاه در جهان هست که خوبی و بدی نام دارند.
  3. در نظر گروهی دیگر مربوط به دوران ساسانی زروان بیکران خدای زمان بی پایان دلیل بودن ومکان است و اهریمن و اهورامزدا از او سرجشمه می‌گیرد.

ودر برابر او میترا در همه دوران یاری دهنده مردم در برابر بدی هاست. او مردم را از خشکسالی و گرسنگی رهایی داده و این کارها را با رها کردن تیر از کمان و زدن آن به سنگ خارا «که حاصل خروج آب بود» و آموختن شکار به مردم. میترا را ایزد شکارچی نیز می‌دانند چون آمده که او با یک تیر کمان و یک خنجر به دنیا آمد و همچنین تیری نبود که پرتاب کند ولی به هدف برخورد نکند.

زردشتی[ویرایش]

در کیش زرتشت مهر ایزد نور و روشنایی است، و نگهبان پیمان می‌باشد که سوار بر گردونه خورشید گرد جهان می‌گردد. در اوستا نیز یک سرود برای مِهر آمده‌است.

مانوی[ویرایش]

مذهب مانی امیزه‌ای از آیین زرتشتی ومسیحی و بودایی وفلسفه یونانی واساطیری قدیم است به عقیده مانی جهان از دو عنصر روشنایی وتاریکی پیدا شده‌است و پایه ان بر نیکی و بدی است ولی اصل چنان است که سرانجام روشنایی از تاریکی جدا خواهد شد و بر ان پیروز می‌شود انسان برای جدایی نور و ظلمت باید تاریکی را از خود دور کند و این کار با دوری از لذات جهانی چون زن خواستن و گوشت وشراب دوری کرده و مال گرد نکند و نفس پرستی ننماید.

روم[ویرایش]

آیین گاوکشی مهر؛ تندیسی از فرهنگ رومی

در سده سوم میلادی میتراییسم کیش امپراتوری رم بود. هنوز مسیحیت و انسان گرایی بسیاری از نمودهای آیین مهر را در خود دارد (استیوارد پرون). ارنست رنان (فیلسوف فرانسوی ۱۸۲۳–۱۸۹۲) بر این باوراست: «اگر رویدادی آیین مسیحیت را از تعالی بازداشته بود اینک جهان پر از میترا و مهر بود.»

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • رستم‌پور، سالومه، مهرپرستی در ایران هند و روم، انتشارات خورشیدآفرین (۱۳۸۲)
  • ملیحه کرباسیان، فرهنگ الفبایی موضوعی اساطیر ایران باستان، نشر اختران (۱۳۸۴)
  • یشتها
  • نویسنده کومن، فرانتس- ترجمه و پژوهش رضی، هاشم- آیین پر رمز و راز میترایی- انتشارات بهجت (۱۳۷۹)
Mitra
God of Sun, Friendship and Energy
Mithras tauroctony Louvre Ma3441b.jpg
AffiliationĀdityas, Surya, Deva
AbodeSuryaloka
MountChariot
Personal information
ConsortUshas, Ratri, Saranyu/Sandhya, Chhaya
ChildrenShani, Yami, Yama

Mitra (Proto-Indo-Iranian: *mitrás) is the name of an Indo-Iranian divinity from which the names and some characteristics of Rigvedic Mitrá and Avestan Mithra derive.

The names (and occasionally also some characteristics) of these two older figures were subsequently also adopted for other figures:

  • A vrddhi-derived form of Sanskrit mitra gives Maitreya, the name of a bodhisattva in Buddhist tradition.
  • In Hellenistic-era Asia Minor, Avestan Mithra was conflated with various local and Greek figures leading to several different variants of Apollo-Helios-Mithras-Hermes-Stilbon.
  • Via Greek and some Anatolian intermediate, the Avestan theonym also gave rise to Latin Mithras, the principal figure of the first century Roman Mysteries of Mithras (also known as 'Mithraism').
  • In Middle Iranian, the Avestan theonym evolved (among other Middle Iranian forms) into Sogdian Miši, Middle Persian and Parthian Mihr, and Bactrian Miuro (/mihru/).[citation needed] Aside from Avestan Mithra, these derivative names were also used for:
    • Greco-Bactrian Mithro, Miiro, Mioro and Miuro;
    • by the Manichaeans for one of their own deities.[1]
  • Additionally, the Manichaeans also adopted 'Maitreya' as the name of their "first messenger".[citation needed]

Mythology

Both Vedic Mitra and Avestan Mithra derive from an Indo-Iranian common noun *mitra-, generally reconstructed to have meant "covenant, treaty, agreement, promise." This meaning is preserved in Avestan miθra "covenant." In Sanskrit and modern Indo-Aryan languages, mitra means "friend," one of the aspects of bonding and alliance.

The Indo-Iranian reconstruction is attributed[2] to Christian Bartholomae,[3] and was subsequently refined by A. Meillet (1907), who suggested derivation from the Proto-Indo-European root *mey- "to exchange."

A suggested alternative derivation was *meh "to measure" (Gray 1929). Pokorny (IEW 1959) refined Meillet's *mei as "to bind." Combining the root *mei with the "tool suffix" -tra- "that which [causes] ..." (also found in man-tra-, "that which causes to think"), then literally means "that which binds," and thus "covenant, treaty, agreement, promise, oath" etc. Pokorny's interpretation also supports "to fasten, strengthen", which may be found in Latin moenia "city wall, fortification", and in an antonymic form, Old English (ge)maere "border, boundary-post".

Meillet and Pokorny's "contract" did however have its detractors. Lentz (1964, 1970) refused to accept abstract "contract" for so exalted a divinity and preferred the more religious "piety." Because present-day Sanskrit mitra means "friend," and New Persian mihr means "love" or "friendship," Gonda (1972, 1973) insisted on a Vedic meaning of "friend, friendship," not "contract".

Meillet's analysis also "rectified earlier interpretations"[2] that suggested that the Indo-Iranian common noun *mitra- had anything to do with the light or the sun. When H. Lommel suggested[4] that such an association was implied in the Younger Avesta (since the 6th century BCE), that too was conclusively dismissed.[5] Today, it is certain that "(al)though Miθra is closely associated with the sun in the Avesta, he is not the sun" and "Vedic Mitra is not either."[2]

Old Persian Miθra or Miθra – both only attested in a handful of 4th-century BCE inscriptions of Artaxerxes II and III – "is generally admitted [to be] a borrowing from the Avesta,"[6] the genuine Old Persian form being reconstructed as *Miça. (Kent initially suggested Sanskrit[7] but later[6] changed his mind). Middle Iranian myhr (Parthian, also in living Armenian usage) and mihr (Middle Persian), derive from Avestan Mithra.

Greek/Latin "Mithras," the focal deity of the Greco-Roman cult of Mithraism is the nominative form of vocative Mithra. In contrast to the original Avestan meaning of "contract" or "covenant" (and still evident in post-Sassanid Middle Persian texts), the Greco-Roman Mithraists probably thought the name meant "mediator." In Plutarch's 1st-century discussion of dualistic theologies, Isis and Osiris (46.7) the Greek historiographer provides the following explanation of the name in his summary of the Zoroastrian religion: Mithra is a meson ("in the middle") between "the good Horomazdes and the evil Aremanius [...] and this is why the Pérsai call the Mediator Mithra". Zaehner[8] attributes this false etymology to a role that Mithra (and the sun!) played in the now extinct branch of Zoroastrianism known as Zurvanism.

Indian Mitra

Vedic Mitra is a prominent deity of the Rigveda distinguished by a relationship to Varuna, the protector of rta. Together with Varuna, he counted among the Adityas, a group of solar deities, also in later Vedic texts. Vedic Mitra is the patron divinity of honesty, friendship, contracts and meetings.

The first extant record of Indo-Aryan [9] Mitra, in the form mi-it-ra-, is in the inscribed peace treaty of c. 1400 BC between Hittites and the Hurrian kingdom of the Mitanni in the area southeast of Lake Van in Asia Minor. Mitra appears there together with four other Indic divinities as witnesses and keepers of the pact.

Iranian Mithra

Mithra (left) in a 4th-century investiture sculpture at Taq-e Bostan in western Iran.

In Zoroastrianism, Mithra is a member of the trinity of ahuras, protectors of asha/arta, "truth" or "[that which is] right". Mithra's standard appellation is "of wide pastures" suggesting omnipresence. Mithra is "truth-speaking, ... with a thousand ears, ... with ten thousand eyes, high, with full knowledge, strong, sleepless, and ever awake." (Yasht 10.7). As preserver of covenants, Mithra is also protector and keeper of all aspects of interpersonal relationships, such as friendship and love.

Related to his position as protector of truth, Mithra is a judge (ratu), ensuring that individuals who break promises or are not righteous (artavan) are not admitted to paradise. As also in Indo-Iranian tradition, Mithra is associated with (the divinity of) the sun but originally distinct from it. Mithra is closely associated with the feminine yazata Aredvi Sura Anahita, the hypostasis of knowledge.

Mithras-Helios, in Phrygian cap with solar rays, with 1st century BC Antiochus I Theos of Commagene. Found at Mount Nemrut, in present-day eastern Turkey.

Mithra in Commagene

There is a deity Mithra mentioned on monuments in Commagene. According to the archaeologist Maarten Vermaseren, 1st century BC evidence from Commagene demonstrates the "reverence paid to Mithras" but does not refer to "the mysteries".[10] In the colossal statuary erected by King Antiochus I (69–34 BC) at Mount Nemrut, Mithras is shown beardless, wearing a Phrygian cap,[11][12] and was originally seated on a throne alongside other deities and the king himself.[13] On the back of the thrones there is an inscription in Greek, which includes the name Apollo Mithras Helios in the genitive case (Ἀπόλλωνος Μίθρου Ἡλίου).[14] Vermaseren also reports about a Mithras cult in the 3rd century BC. Fayum.[15] R. D. Barnett has argued that the royal seal of King Saussatar of Mitanni from c. 1450 BC. depicts a tauroctonous Mithras.[16]

Buddhist Maitreya

Maitreya is sometimes represented seated on a throne, and venerated both in Mahāyāna and non-Mahāyāna Buddhism. Some have speculated that inspiration for Maitreya may have come from the ancient Iranian deity Mithra. The primary comparison between the two characters appears to be the similarity of their names. According to Tiele (1917) "No one who has studied the Zoroastrian doctrine of the Saoshyants or the coming saviour-prophets can fail to see their resemblance to the future Maitreya."[17]

Paul Williams claims that some Zoroastrian ideas like Saoshyant influenced the beliefs about Maitreya, such as expectations of a heavenly helper, the need to opt for positive righteousness, the future millennium, and universal salvation.[citation needed] Possible objections are that these characteristics are not unique to Zoroastrianism, nor are they necessarily characteristic of the belief in Maitreya.

Relief of Roman Mithras, in a tauroctony scene.


Graeco-Roman Mithras

The name Mithra was adopted by the Greeks and Romans as Mithras, chief figure in the mystery religion of Mithraism. At first identified with the Sun-god Helios by the Greeks, the syncretic Mithra-Helios was transformed into the figure Mithras during the 2nd century BC, probably at Pergamon. This new cult was taken to Rome around the 1st century BC and was dispersed throughout the Roman Empire. Popular among the Roman military, Mithraism was spread as far north as Hadrian's Wall and the Germanic Limes.

References

  1. ^ "The Iranian Manicheans adopted the name of the Zoroastrian god Mithra (Av. Miθra; Mid. Pers. Mihr) and used it to designate one of their own deities. [...] The name appears in Middle Persian as Mihr (myhr, which does not stem from the genuine Old Persian form *miça-), in Parthian as Mihr (myhr) and in Sogdian as Miši (myšyy; Sundermann, 1979a, p. 10, sub 3/11.2). The spellings mytr, mytrg, however, are not variants of the name Mithra, they rather denote Maitreya." Werner Sundermann, Mithra; iii. In Manichaeism", Encyclopedia Iranica (2002).
  2. ^ a b c Schmidt, Hans-Peter (2006), "Mithra i: Mithra in Old Indian and Mithra in Old Iranian", Encyclopaedia Iranica, New York: iranica.com (accessed April 2011)
  3. ^ Bartholomae, Christian (1904), Altiranisches Wörterbuch, Strassburg: Trübner (fasc., 1979, Berlin: de Gruyter), at column 1183.
  4. ^ Lommel, Herman (1970), "Die Sonne das Schlechteste?", in Schlerath, Bernfried (ed.), Zarathustra, Darmstadt: Wissenschaftliche Buchgesellschaft, pp. 360–376
  5. ^ Gershevitch, Ilya (1975), "Die Sonne das Beste", in Hinnells, John R. (ed.), Mithraic Studies: Proceedings of the First International Congress of Mithraic Studies., 1, Manchester: UP/Rowman & Littlefield, pp. 68–89
  6. ^ a b Ware, James R.; Kent, Roland G. (1924), "The Old Persian Cuneiform Inscriptions of Artaxerxes II and Artaxerxes III", Transactions and Proceedings of the American Philological Association, The Johns Hopkins University Press, 55: 52–61, doi:10.2307/283007, JSTOR 283007 at p. 55.
  7. ^ Kent, Ronald G. (1953), Old Persian: Grammar, Lexicon, Texts (2nd ed.), New Haven: American Oriental Society, §78/p. 31b
  8. ^ Zaehner, Richard Charles (1955), Zurvan, a Zoroastrian dilemma, Oxford: Clarendon at pp. 101–102.
  9. ^ Thieme, Paul (1960), "The 'Aryan' Gods of the Mitanni Treaties", Journal of the American Oriental Society, 80.4. pp. 301–317.
  10. ^ Vermaseren, M. J. (1963), Mithras: the Secret God, London: Chatto and Windus, p. 29, Other early evidence of the first decades B.C. refers only to the reverence paid to Mithras without mentioning the mysteries: examples which may be quoted are the tomb inscriptions of King Antiochus I of Commagene at Nemrud Dagh, and of his father Mithridates at Arsameia on the Orontes. Both the kings had erected on vast terraces a number of colossal statues seated on thrones to the honour of their ancestral gods. At Nemrud we find in their midst King Antiochus (69–34 BC and in the inscription Mithras is mentioned ...
  11. ^ Lewis M. Hopfe, "Archaeological indications on the origins of Roman Mithraism", in Lewis M. Hopfe (ed). Uncovering ancient stones: essays in memory of H. Neil Richardson, Eisenbrauns (1994), pp. 147–158. p. 156
  12. ^ Vermaseren, M. J. (1956), Corpus inscriptionum et monumentorum religionis mithriacae, The Hague: Martinus Nijhoff, CIMRM 29, Head of a beardless Mithras in Phrygian cap, point of which is missing.
  13. ^ Vermaseren, M. J. (1956), Corpus inscriptionum et monumentorum religionis mithriacae, The Hague: Martinus Nijhoff, CIMRM 28, The gods are represented in a sitting position on a throne and are: Apollo-Mithras (see below); Tyche-Commagene; Zeus-Ahura-Mazda; Antiochus himself and finally Ares-Artagnes.
  14. ^ Vermaseren, M. J. (1956), Corpus inscriptionum et monumentorum religionis mithriacae, The Hague: Martinus Nijhoff, CIMRM 32, verse 55
  15. ^ R D Barnett (1975). John R Hinnells (ed.). Mithraic studies: proceedings of the first International congress of Mithraic studies, Vol. II. Manchester University Press ND. pp. 467–. According to Vermaseren, there was a Mithras cult in the Fayum in the third century BC, and according to Pettazzoni the figure of Aion has its iconographic origin in Egypt.
  16. ^ R D Barnett (1975). John R Hinnells (ed.). Mithraic studies: proceedings of the first International congress of Mithraic studies, Vol. II. Manchester University Press ND. pp. 467–468. I ... see these figures or some of them in the impression of the remarkable royal seal of King Saussatar of Mitanni (c. 1450 BC great-great-grandfather of Kurtiwaza), the only royal Mitannian seal that we possess....Mithra--tauroctonos, characteristically kneeling on the bull to despatch it. We can even see also the dog and snake ... below him are twin figures, one marked by a star, each fighting lions ... below a winged disc between lions and ravens, stands a winged, human-headed lion, ...
  17. ^ Tiele, C.P. (1917). The Religion of the Iranian Peoples. Translated by Nariman, G.K. Bombay: The Parsi Publishing Co. p. 159.