مهریه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

مهریه یا به شکل کهن‌تر آن، کابین[۱] به مالی گفته می‌شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح اسلامی به زن خود می‌پردازد یا مکلف به پرداختِ آن می‌شود.

وضعیت وجود یا عدم وجود مهریه در ادیان[ویرایش]

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی پژوهش گران هم چون محمد علیزاده، اعلام می‌دارند مهریه در دو دین یهودیت و اسلام وجود داشته‌است و مهر اکنون هم هنوز در بین برخی از یهودیان از ارکان عقد نکاح به‌شمار می‌رود،[۲] اما در بین ادیان ابراهیمی در میان فرقه کاتولیک‌ها مهریه وجود ندارد.

مهریه به عنوان عاملِ «بازدارندهٔ شوهر از تصمیم عجولانه برای طلاق» و تأمین مالی زنِ خانه پس از طلاق در یهودیت پذیرفته شده‌است.

مهریه و شرایط آن[ویرایش]

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح، چیزی را به زنش می‌دهد که نشان‌دهنده قصد او برای نکاح باشد و در اصطلاح مهریه یا صداق نامیده می‌شود. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می‌شود، امروزه به هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن درآمده است.

در آموزه‌های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده‌است. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی یا اجتماعی داشته باشد، می‌تواند مهریه قرار گیرد؛ مانند طلا، نقره، پول‌های رایج، لوازم زندگی، آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه و… در صدر اسلام مهریه از قسمتی از اموال موجود مرد پرداخت می‌شد.

مهریه در ایران[ویرایش]

در بسیاری از اوقات، مهریهٔ دختران مسلمان ایرانی بر مبنای سکه‌های طلا تعیین می‌شود؛ از سالِ تولد دختر گرفته تا شمار ائمه (چهارده معصوم) یا سوره‌های قرآن به عنوان تعداد سکه‌های مهریه دختران بریده می‌شود.[۳]

بر اساس تحقیقی در سال ۱۳۸۷ در مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه از بیش از ۱۲۰۰ زن و مرد متأهل بین ۱۸ تا ۴۰ سال در حدود ۱۲ استان ایران نشان داده که میانگین مهریه به اعلام زنان ۳۵۰ سکه طلا و به اعلام مردان ۲۶۰ سکه طلا است. این پژوهش از رشد سریع میانگین مهریه در دهه ۸۰ حکایت داشته به‌طوری‌که در عرض ۵ سال از میانگین ۳۰۰ سکه به ۴۵۰ سکه طلا رسیده‌است.[۴][۵][۶] البته مهریه‌هایی با مبنای ۱۲۴۰۰۰ سکه طلا هم دیده شده‌است.[۷]

در ایران برخی از مردان به علت ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی می‌شدند.[۸] اما بنا بر قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ که در اسفند ۹۳ اجرایی شد، ناتوانی در پرداخت مهریه‌های بالای ۱۱۰ سکه، مشمول زندان رفتن مرد نمی‌شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط بندی مهریه حذف می‌شود. همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان‌عالی کشور در رای وحدت رویه‌ای شماره ۷۲۲ پذیرش دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرایند رسیدگی به اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد. منتقدان اشکالاتی از قبیل امکان دور زدن قانون، تضعیف ضمانت اجرایی و قانونی مهریه، پنهان‌کاری و مخفی کردن اموال را بر این فرایند وارد کرده‌اند.[۹][۱۰][۱۱][۱۲]

در دیگر کشورها[ویرایش]

در عربستان، عرف مهریه۴۰۰۰دلار است. در جمهوری آذربایجان، میانگین نرخ مهریه در حدود ۲۰۰۰ منات جمهوری آذربایجان برآورد می‌شود. میانگین نرخ مهریه در میان اقوام مختلف کشور هند در حدود ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار روپیه تعیین می‌شود. در ترکیه نیز نرخ مهریه به‌طور متوسط ۳۵ هزار لیر است. در مناطق مختلف چین در میان اقوام مختلف، نرخ مهریه حدود ۱۰ هزار یوان تخمین زده می‌شود. در عمان نرخ مهریه در حدود ۲ هزار ریال عمان است.[۱۳]

مطالبه مهریه در کشورهای غیر اسلامی[ویرایش]

مطالبه مهریه زوج‌های مسلمان که در کشورهای غیراسلامی زندگی می‌کنند همیشه از موضوعات بحث‌انگیز و مورد اختلاف بین دادگاه‌ها بوده‌است.

سال ۲۰۱۷ در پی صدور آرای متعارض دادگاه‌های سوئدی در مورد مهریه، دیوان عالی سوئد اعلام کرد که تعهد به پرداخت مهریه در سوئد قابل اجرا نیست. این رای زمانی صادر شد که یک زن ایرانی ۶۹۰ سکه مهریه خود را به اجرا گذشته و دادگاه تجدیدنظر به نفع او رای داده بود. دیوان عالی سوئد در این رأی بر مبنای قیاس مهریه با تعهد تقسیم اموال در حقوق کشورهای غربی صادر شده و به این نتیجه رسیده بود که یک قرارداد تقسیم اموال که بدون ارتباط با یک فسخ نکاح قریب‌الوقوع تنظیم شده باشد بر اساس قوانین زناشویی فاقد اثر است.[۱۴]

پرونده‌های مهریه بارها در دادگاه‌های آمریکا هم مطرح شده و آرای متفاوتی در این زمینه صادر شده‌است. سال ۲۰۰۲ دیوان عالی نیوجرسی در یک پرونده حکم به پرداخت مهریه داد. عابد عواد وکیل و استاد حقوق آمریکا در تحلیلی که بر رای دیوان عالی نیوجرسی نوشته می‌نویسد دادگاه‌هایی که به ضرر مطالبه‌کننده مهریه رای داده‌اند چون مفهوم واقعی مهریه را نمی‌دانستند آن را مشابه تعهدنامه تقسیم اموال (prenuptial agreement) در نظر گرفتند که در هنگام ازدواج تقسیم اموال بعد از طلاق بسته می‌شود (دیوان عالی سوئد هم چنین استدلالی کرده) در حالیکه همان‌طور که قاضی دادگاه نیوجرسی استدلال کرده مهریه نباید با تعهد تقسیم اموال قیاس شود و مقررات این توافق به مهریه تسری پیدا کند. مهریه با تعریفی که در حقوق اسلامی دارد فقط یک تعهد پرداخت ساده است و چنین تعهدی هیچ تعارضی با حقوق آمریکا ندارد.[۱۵]

مهریه در اسلام[ویرایش]

براساس فلسفهٔ اولیهٔ تعیین مهریه، مهر نوعی هدیه، پیشکش، نحله، اعطای بدون عوض و از روی صداقت (صداق) به صورت نقدی با تأکید بر معادل و ویژگی معنوی و فرامادی آن بوده‌است.[۱۶] کلمه «نحله» به گفتهٔ راغب اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد، کلمه «نحله» دلالت دارد که فلسفهٔ مهریه، تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه است.[۱۷][۱۸] بر اساس برخی منابع فقه اسلامی مانند جواهر الکلام، مهری که شوهر به زن می‌پردازد، در حقیقت، عوضِ حقِ بهره بردن از بضع (آلت زنانگی) است.[۱۹][۲۰]

در اسلام حق مهریه متعلق به خود زن است نه والدینش یا هر شخص دیگر.[۱۸]

مهریه در فقه و حقوق اسلامی سه نوع مهم دارد:[۱۸]

مهر المسمی[ویرایش]

مهر المسمی: مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می‌کنند. تعیین میزان مهر مطابق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش‌بینی نشده‌است؛ و طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی، مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود، معلوم باشد (ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی).

شرایط مهر المسمی:

  • دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد
  • قابل تملک و نقل و انتقال باشد
  • مشخص و معلوم باشد
  • معین و تصریح شده باشد
  • دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد
  • شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد

مهرالمثل[ویرایش]

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده‌است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مهریه تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می‌گویند.

هرگاه از بین بردن پرده بکارت دختری بانزدیکی کردن یا به هر وسیله ی دیگری وبدون رضایت دختر صورت گرفته باشد مرد باید مهرالمثل پرداخت کند. [۲۱]

مهرالمتعه[ویرایش]

در نکاحی که دائم بوده و مهریه ذکر نشده یا شرط عدم مهر شده باشد زوج به زوجه مطلقه خود که با او نزدیکی نکرده‌است مهریه‌ای پرداخت می‌کند و این مهریه اصطلاحاً مهرالمتعه گفته می‌شود.

تفویض مهر[ویرایش]

اگر در عقد تعیین مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی واگذار شود صحیح است و به آن تفویض مهر گویند.

مهرالسنة[ویرایش]

مهرالسنه به میزان مهریه‌ای گفته می‌شود که رسول خدا برای همسران و فرزند خود فاطمهٔ زهرا تعیین نمود و به امت خود سفارش نمود تا بیش از این مقدار را برای مهریه قرار ندهند. مستحب است که مقدار مهریه از این مقدار کمتر باشد و بیشتر از آن کراهت دارد. از رسول خدا روایت شده که بهترین زنان امت من کسانی هستند که مهریهٔ آن‌ها کم و مهر و محبت آن‌ها زیاد باشد.[۲۲][۲۳] کمترین مقدار روایت شده چهارصد درهم نقرهٔ مسکوک و بیشترین مقدار ذکر شده پانصد درهم نقرهٔ مسکوک است. پانصد درهم نقرهٔ مسکوک معادل پنجاه دینار طلای مسکوک در نظر گرفته می‌شده‌است.[۲۴][۲۵][۲۶]

مهریه عندالاستطاعه و تفاوت آن با مهریه عندالمطالبه[ویرایش]

در مهریه عندالاستطاعه در هیچ فرضی امکان جلب شوهر وجود ندارد یا مطالبه مهریه عندالاستطاعه از دادگاه یا اداره اجرای ثبت امکان ممنوع الخروج کردن شوهر هم میسر نیست. فقط با معرفی مال و استطاعت پرداخت شوهر است که زن می‌تواند برای گرفتن مهریه اقدام کند[۲۷] بنابراین می‌توان فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه را این گونه بیان کرد: در صورتی که مهریه عندالمطالبه باشد هر زمان که زن بخواهد، می‌تواند مهریه‌ خود را مطالبه کند. مهریه عندالمطالبه جز در مواردی خاص باید پرداخت شود. اما اگر مهریه عندالاستطاعه باشد، زمان پرداخت مهریه، وقتی است که زوج توانایی پرداخت مهریه را داشته باشد، بنابراین پرداخت آن مشروط به توانایی زوج در پرداخت است. در این حالت، زن باید ضمن ارائه ی دادخواست مطالبه ی مهریه به دادگاه خانواده، لیست اموال و دارایی های مرد را نیز به قاضی پرونده ارائه کند. در بیشتر موارد، اثبات توانایی مالی مرد مشکل می‌باشد و ممکن است که مرد به منظور فرار از پرداخت مهریه، اموال خود را به اشخاص دیگری منتقل کند. در مهریهی عندالاستطاعه امکان جلب مرد وجود ندارد و حتی امکان ممنوع الخروج کردن او نیز فراهم نیست. فقط در صورتی که زوجه، مالی را از زوج به دادگاه یا اداره ی اجرای ثبت معرفی کند، آن مال به منظور گرفتن مهریه توقیف می‌شود.[۲۸]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «ساختار اجتماعی – حقوقی مهریه». از پارامتر ناشناخته |http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid= صرف‌نظر شد (کمک); پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  2. http://www.iranjewish.com/essay/Essay_36_Nekah.htm
  3. باغانی، علیرضا. «فعلاً سکه‌های خود را نفروشید». روزنامه همشهری (۱۲ بهمن ۱۳۸۳). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ فوریه ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۶ فروردین ۱۳۸۸.
  4. «میانگین مهریه زنان ایرانی ۲۶۰ تا ۳۵۰ سکه طلا». مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۶ فروردین ۱۳۸۸.
  5. «روند تورمی مهریه در چند سال اخیر چند برابر گذشته شده‌است». خبرگزاری ایرنا (۲۶ بهمن ۱۳۸۷). دریافت‌شده در ۶ فروردین ۱۳۸۸.[پیوند مرده]
  6. «میانگین مهریه زنان ایرانی، ۲۶۰ تا ۳۵۰ سکه طلا». روزنامه جام‌جم (۱۵ بهمن ۱۳۸۷، شماره ۲۴۹۲). بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۴ آبان ۱۳۸۸.
  7. «مهریه ۱۲۴ هزار سکه‌ای و عواقب آن». وب‌سایت تابناک (۲۸ آذر ۱۳۸۷). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۶ فروردین ۱۳۸۸.
  8. آمار تصادفات منجر به مرگ در جاده‌ها/آزادی ۶۷ هزار زندانی غیرعمد؛ الف-کد مطلب: ۱۷۹۰۱۷- ۲ اسفند ۱۳۹۱
  9. هدی عمید. «آیا مهریه در چرخه قوانین به مرز حذف شدن نزدیک می‌شود؟». زنان و قوانین در جوامع مسلمان. دریافت‌شده در ۱۳ فروردین ۱۳۹۴.
  10. «بدهکاران مهریه به زندان نمی‌روند». ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  11. «قانون جدید حمایت از خانواده اجرایی شد». جام جم. ۲ اسفند ۱۳۹۳. دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  12. «قانون حمایت از خانواده ابلاغ شد اما تکلیف ازدواج موقت و مهریه 110 سکه‌ای چه می‌شود؟». خبر آنلاین. ۳۰ فروردین ۱۳۹۲. دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  13. «https://ir.sputniknews.com/world/20150821600001/ =». پیوند خارجی در |title= وجود دارد (کمک)
  14. سرانجام مطالبه مهریه در کشور سوئد
  15. Court enforces mahr provision in muslim marriage contract
  16. «عروس‌های ایرانی، رکورددار مهریه در آسیا!». افکارنیوز. ۷ شهریور ۱۳۹۱. دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  17. سیدحسین اسحاقی (اسفند ۱۳۸۴). «بازشناسی مهریه در قاموس عرف وشرع». طوبی (حوزه علمیه). دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ عطیه گودرزی (۱ دی ۱۳۹۱). «مهریه در اسلام». دخت ایران. بایگانی‌شده از اصلی در ۲ آوریل ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۴.
  19. جواهر الکلام ج۳۱، ص۱۰۷
  20. «ازاله بکارت در اثر معاینات پزشکی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ نوامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۰ مه ۲۰۱۲.
  21. Kianfard، Mostafa (۲۰۱۹-۰۵-۰۱). «پاره کردن پرده بکارت ، مجازات و دیه آن با رضایت و بدون رضایت دختر». حقوق من. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۹-۰۷.
  22. محمد صادق آقاجانی. «میزان مهریه». پرسمان دانشجویی. بایگانی‌شده از اصلی در ۳ فوریه ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۳۰ ژانویه ۲۰۱۶.
  23. محمد محمدی ری شهری. «دانشنامهٔ قرآن و حدیث، ج۳، ص ۳۴۷». دارالحدیث.[پیوند مرده]
  24. بحار الانوار، ج43، ص 94.
  25. حدائق الناضره، ج۲۴، ص۴۳۳.
  26. شرح لمعه، ج۵، ص۳۴۴.
  27. «نکات حقوقی تفاوت مهریه "عندالمطالبه" و "عندالاستطاعه" + صوت». خبرگزاری میزان. ۱۸ شهریور ۱۳۹۷. دریافت‌شده در ۹ بهمن ۱۳۹۷.
  28. «مشاور حقوقی رکلا». رکلا. ۲۰۱۸-۱۲-۱۳. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۱۴.
  • کتاب احکام، معارف مقدماتی، قسمت ازدواج

پیوند به بیرون[ویرایش]

In Islam, a mahr (in Arabic: مهر‎; Bengali: মহর, romanizedmohor; Persian: مهريه‎; Turkish: mehir also transliterated mehr, meher, mehrieh or mahriyeh) is an arbitrary payment, in the form of money or possessions paid by the groom, to the bride at the time of marriage ( payment also has circumstances on when and how to pay).[1] While the mahr is often money, it can also be anything agreed upon by the bride such as jewelry, home goods, furniture, a dwelling or some land. Mahr is typically specified in the marriage contract signed during an Islamic marriage.

"Dower" is the English translation that comes closest to Islamic meaning of mahr, as "dower" refers to the payment from the husband or his family to the wife, especially to support her in the event of his death. However, mahr is distinct from dower in two ways: 1) mahr is legally required for all Islamic marriages while dower was optional, and 2) mahr is required to be specified at the time of marriage (when a certain amount is promised, if not paid immediately), while dower is not paid until the death of the husband. Mahr also can be classified as a form of "bridewealth", described by anthropologists as payments made from the kin of the groom to the kin of the bride; however, mahr is paid directly to the bride and not her parents.[2] In fact, as her legal property, mahr establishes the bride's financial independence from her parents and in many cases from her husband, who has no legal claims to his wife's mahr.

The terms "dowry" and "bride price" are sometimes incorrectly used to translate mahr, but mahr differs from dowries in many other cultures. A dowry traditionally refers to money or possessions a woman brings forth to the marriage, usually provided by her parents or family; bride price to money or property paid by the groom or his family to the parents of a woman (but not to the woman herself) upon the marriage.

In the event the marriage contract does not contain an exact, specified mahr, the husband must still pay the wife an equitable sum.[3] The requirement of a mahr is mentioned several times in the Quran and Hadith.[4]

The mahr is often paid to the bride in parts. The mahr amount given to the bride at the signing of the marriage contract is called a muajjal (معجل) (which is paid at time of marriage (nikah), and the portion that is promised but deferred is called a ghaire mu'ajjal (غیر معجل) (which is paid after completion of marriage). A deferred promise to pay does not make the full amount of the mahr any less legally required.[5] There are differences between the nature of mahr, definition of proper contract and conditions of enforceability depending on the regional fiqh and school of Islamic jurisprudence.[6]

Etymology and history

The word mahr is related to the Hebrew word "mohar" and the Syriac word "mahrā", meaning “bridal gift”, which originally meant “purchase-money”. The word implies a gift given voluntarily and not as a result of a contract, but in Muslim religious law it was declared a gift which the bridegroom has to give the bride when the contract of marriage is made and which becomes the property of the wife.[1]

Among pre-Islamic Arabs, a bride price called mahr was an essential condition for a legal marriage. The mahr was given to the guardian (wali) of the bride, such as her father, brother or another relative. In earlier times, the bride received no portion of the mahr.[1] Some scholars believe that in the period shortly before Muhammad, the mahr, or at least a part of it, was already given to the bride,[1] while others regard its transformation into wife's property as a "revolutionary" Quranic innovation.[7]

Structure of mahr

A mahr is part of every Muslim marriage contract. The mahr may be separated into two parts. First, there is the muqaddam, or the prompt mahr, which the wife must receive at or immediately after the marriage ceremony. The second part of the mahr, called the mu'akhar, is a deferred and promised amount, payable at any agreed upon date following the consummation of the marriage. Often the deferred amount is larger than the amount paid at marriage. In theory, the deferred amount is supposed to provide the wife with a means of support, and is associated with the death or divorce of the husband, however this is a more traditional rather than Islamic stance on the matter. The muqaddam should be viewed as importantly as the initial dowry payment as it is an obligation to be fulfilled by the husband and is considered debt if it is not given to the wife within the timeframe agreed upon between the couple.[8]

The mahr in any Islamic marriage contract is a fundamental religious right of the wife, and the husband may not reduce the mahr. Even upon the husband's death, the deferred mahr is paid from his estate before all other debts, because it is a religious requirement.

According to a hadith, the Muslim Prophet Muhammad stated the mahr should be "one gold piece",[9] but the mahr amount is often negotiated between the parents or guardians of the bride and groom (also called wali), and the parties often draft mahr agreements by filling in the blanks of form contracts that employ standard boilerplate terms. The typical mahr containing marriage contract consists of the names of the parties, the amount of the mahr, a cleric's signature, the signature of two male witnesses, and a disclaimer that Islamic law will govern the marriage contract.[6] In Islamic marriages, assets brought into the union by the wife may only be accepted by the husband after the mahr has been paid by him to her.[citation needed]

In Arabian world, there are varying interpretations of mahr containing marriage contracts, highlighting the differences between Maliki, Hanbali, Hanafi, Shafi, and Jafari schools of Islamic jurisprudence.[6] For example, the Hanafi School holds that if the woman initiates the divorce (khulʿ) she cannot receive her mahr regardless of whether the husband is or is not at fault, while the Maliki School holds that when the husband is at fault for the divorce, the wife does not forfeit her right to the mahr even if she initiates the divorce. The schools also differ over the requisite number of witnesses to the contract. The Hanafi School requires two witnesses on the document for a mahr containing contract to be valid, while the Maliki School holds that witnesses are only needed at marriage's publication but not the document.[10]

Differences and issues

Mahr is similar in legal enforceability to donatio propter nuptias of Eastern Roman law, except some critical differences.[11] Donatio propter nuptias was optional and voluntary, while mahr is mandatory and required for all Muslim marriages. Mahr is not an optional gift.[12][13] The other difference was that donatio propter nuptias was a security the groom delivered to bride or registered in her name, at the time of marriage, in exchange for dos (dowry) that came with the bride.[14][15] Mahr is a religious requirement according to Sharia.

Under Islamic law, there is no concept of marital property. In Islam, marriage is a contract between a man and his wives. A Muslim man and woman do not merge their legal identity upon marriage. The assets of the man before the marriage, and earned after the marriage, remain his during marriage, and in case of a divorce.[16]

A divorce under Islamic law does not require redistribution of property. Rather, each spouse walks away from the marriage with his or her individual property. Divorcing Muslim women who did not work outside their home after marriage, except for the deferred mahr, are left with little or no claim on the collective wealth of the couple. The deferred mahr is considered a debt owed by the man to the woman, and is owed even if he has no assets.[17][18]

Divorce under Islamic law may take many forms. If a woman wishes to divorce her husband she has two options: seek a tafriq, or seek a khulʿ. A tafriq is a divorce for certain allowable reasons, such as abuse or abandonment. This divorce is granted by a qadi, a religious judge. If a tafriq is granted, the marriage is dissolved and the husband is obligated to pay the wife the deferred mahr specified in their marriage contract. The second method, khulʿ is a divorce without cause, by mutual consent. This divorce requires a husband's consent and it must be supported by consideration that passes from the wife to the husband. Often, this consideration consists of the wife relinquishing her claim to the deferred mahr. In contrast to allowable methods of divorce to a woman, a husband may unilaterally divorce his wife, as talaq, with no requirement to show cause, nor any intervention by a qadi. However, upon talaq, the husband must pay the wife her deferred mahr.[19]

Western courts have treated mahr provisions in a manner similar to pre-marital contracts. However, in many cases the courts have considered the validity of the marriage contract in cases such as where proper disclosures were not made at the time of marriage, the bride and groom did not separately consent without duress, and in case the bride or both spouses entered into a child marriage prior to a legal age of consent.[20][21]

References in Islamic texts

The Encyclopaedia of Islam's entry on mahr states: "According to a tradition in Bukhari, the mahr is an essential condition for the legality of the marriage: 'Every marriage without mahr is null and void'."[22]

According to Islamic teachings in the hadith (sayings of Muhammad), mahr is the amount to be paid by the groom to the bride at the time of marriage, some of which may be delayed according to what is agreed upon by the spouses. The mahr is for her to spend as she wishes.[23] It can be cash, jewellery or any other valuable gift. In some cases, per Sahih al-Bukhari (Volume 7, Book 62, Number 72), even an iron ring can be mahr.[24]

Sura 4.4, 4.19, 4.20, 4.24, 60.10 and 60.11 of Qur'an require a groom to give a dower to a bride.[25][26]

Modern purposes

In 2003, Rubya Mehdi published an article in which the culture of mahr among Muslims was thoroughly reviewed.[27][28]

Mahr is a means of sustenance in case of a sudden death, divorce or other emergency.[29]

See also

References

  1. ^ a b c d Spies, O. (2012). "Mahr". In P. Bearman; Th. Bianquis; C.E. Bosworth; E. van Donzel; W.P. Heinrichs (eds.). Encyclopaedia of Islam. Vol. 6 (2nd ed.). Brill. pp. 78–79. doi:10.1163/1573-3912_islam_SIM_4806.
  2. ^ Goody, Jack; Tambiah, Stanley (1973). Bridewealth and Dowry. Cambridge University Press. pp. 1–4. ISBN 9780521201698.
  3. ^ DAVID PEARL & WERNER MENSKI, MUSLIM FAMILY LAW ¶ 7-10, at 178-81 (3d ed. 1998)
  4. ^ "Islams Women - Fiqh of Marriage - Dowry". islamswomen.com.
  5. ^ Freeland, Richard. "The Islamic Institution of Mahr and American Law" (PDF). Gonzaga University.
  6. ^ a b c Lindsey E. Blenkhorn, Note, "Islamic Marriage Contracts in American Courts: Interpreting Mahr Agreements as Prenuptials and Their Effect on Muslim Women", 76 S. CAL. L. REV. 189, 210–11 (2002).
  7. ^ Harald Motzki (2006). "Marriage and divorce". In Jane Dammen McAuliffe (ed.). Encyclopaedia of the Qurʾān. 3. Brill. p. 281.
  8. ^ Tracie Rogalin Siddiqui, Interpretation of Islamic Marriage Contracts by American Courts, 41 FAM. L.Q. 639, 639 (2007)
  9. ^ DeLong-Bas, Natana J. (2004). Wahhabi Islam: From Revival and Reform to Global Jihad (First ed.). New York: Oxford University Press, USA. p. 159. ISBN 978-0-19-516991-1.
  10. ^ Mona Rafeeq, Rethinking Islamic Law Arbitration Tribunals: Are They Compatible with Traditional American Notions of Justice?, 28 WIS. INT‟L Law Journal, 108, 138-39 (2010)
  11. ^ The Personal Law of the Mahommedans: According to All the Schools, Syed Ameer Ali, WH Allen & Company, London, pp. 299-300
  12. ^ Kecia Ali, "Marriage in Classical Islamic Jurisprudence: A Survey of Doctrines", in The Islamic Marriage Contract: Case Studies in Islamic Family Law 11, 19 (Asifa Quraishi & Frank E. Vogel eds., 2008).
  13. ^ "Donatio Propter Nuptias". legaldictionary.lawin.org.
  14. ^ Long, Georg. "Donatio propter Nuptias in William Smith, A Dictionary of Greek and Roman Antiquities, John Murray, London, 1875".
  15. ^ Ortolan, Explication Historique des Instituts, vol. I, page 478-480
  16. ^ Ahmad v. Ahmad, No. L-00-1391, 2001 WL 1518116 (Ohio Ct. App. Nov. 30, 2001)
  17. ^ Jamal Nasir, The Status of Women Under Islamic Law and Modern Islamic Legislation, 3d edition, 2009
  18. ^ Sameena Nazir and Leigh Tomppert, Ed., Women’s Rights in the Middle East and North Africa, Rowman and Littlefield Publishers, 2005)
  19. ^ Wael B. Hallaq, Sharia: Theory, Practice, Transformations, p. 271 (2009)
  20. ^ Bargaining in the Shadow of God's Law: Islamic Mahr Contracts and the Perils of Legal Specialization, Nathan B. Oman, William & Mary Law School (2010)
  21. ^ Freeland, Richard (2000), Islamic Institution of Mahr and American Law, The. Gonz. Journal Int'l Law, 4, 31
  22. ^ M. Th Houtsma (31 December 1987). E.J. Brill's First Encyclopaedia of Islam, 1913-1936. BRILL. p. 137. ISBN 978-90-04-08265-6. Retrieved 7 June 2012.
  23. ^ Schacht, Joseph (1982). An Introduction to Islamic Law (2 ed.). New York: Oxford University Press. p. 167.
  24. ^ Shahih Bukhari Archived 2012-10-13 at the Wayback Machine University of Southern California, Hadith 7.62.72
  25. ^ Teipen, A. H. (2007). Submission and dissent: Some observations on children’s rights within the Islamic edifice’. The given child: The religions’ contribution to children’s citizenship, pages 51-70
  26. ^ Qur'an Archived 2015-05-01 at the Wayback Machine University of Southern California, AN-NISA (WOMEN)
  27. ^ Mehdi, R (2014). "Danish law and the practice of mahr among Muslim Pakistanis in Denmark". International Journal of the Sociology of Law. 31 (2): 115–129. doi:10.1016/j.ijsl.2003.02.002.
  28. ^ "Mahr". oxfordislamicstudies.com.
  29. ^ L-Moriscos - Page 137, M. Th. Houtsma

External links