منائیان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
مننا
اطلاعات کلی
نام کشورمننا
نام‌های دیگربه آشوری ماننا و ماناش،
به اورارتوی مانا و مونا
نام‌های مشابههورامان، اورامان
نخستین پیشوااو آلکی
آخرین پیشواآخسری
پیشوایان دیگرایرانزو، اوللوسونو، آزا
دوران۹۰۰ پ.م.
پایتختایزیرتو و زیویه
سایر اطلاعات
شناخته شدهکشور قبیله‌ها
محدوده قلمروشمال استان کردستان ایران تا دریاچه ارومیه
نوعزیستگاه انسانی
قبایل ساکنمننا، مسی، تئورلی‌یان
دالی‌ییان، سونبی‌یان، کوموردیان
دیرینگیهزاره یکم پ.م.

مننا[۱] (ماننا) در آغاز هزارهٔ‌یکم پیش از میلاد یکی از کوچکترین تشکیلات دولتی لولویی و کوتی بود و جدا از اتحادیه قبایل ماد وجود داشت.آنها نخستین قبایلی بودند که تشکیلات دولتی را در شمال کردستان ایران، جلگه جنوبی دریاچه ارومیه به پایتختی شهر ایزیرتوواقع در حاشیه شهرستان بوکان تشکیل دادند و از قرن‌ هشتم پ. م. بارها با آشور و اورارتو به مبارزه برخاستند و در واقع مغلوب هیچ‌یک از دولت‌های مزبور نشدند.با این وجود دولت مننا به مراتب کمتر از دیگر دول بزرگ آن زمان یعنی آشور، اورارتو، ایلام و فریجیه (فریگیا، فریگیه) شهرت داشت.[نیازمند منبع]

پیشینهٔ تاریخی[ویرایش]

در زمان ورود آریاییان و چند قرن پس از آن، تجمع فشرده اقوام و قبایل مختلف (بومیان و مهاجران) در شمال و شمال غربی ایران باعث پیدایش دولت‌های محلی چون مننا و الیپی در غرب ایران گردید که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند؛ و در سالنامه‌های آشوری از آن‌ها بسیار نام برده شده‌است. مننائیان شامل اتحادی از قبایل بودند که قبیله مننا سرآمد ایشان بود. دولت مننا در دهه نخست سده هفتم پ.م. جزیی از پادشاهی بزرگ ماد به‌شمار می‌رفت.[نیازمند منبع]

آجر لعاب دار بوکان که یک بز بالدار را به تصویر می‌کشد.از موزه شرق باستان توکیو ژاپن ۱۹۸۳

مننا از غرب و شمال‌غربی با آشوریان و اورارتوئیان مرز مشترک داشت مرزهای شمالی مننا احتمالا تا رودخانه ارس امتداد داشت از مشرق با قبایل ماد و تا سفیدرود قلمرو منناها (مانا) محسوب می‌شد. از جنوب با الی‌پی و عیلام محتملا مرز مشترک داشته‌است. [نیازمند منبع]

پایتخت مننا قلعه ایزیرتو واقع شهرستان بوکان کنونی در استان آذربایجان غربی حدس زده‌شده.[۲]

ابنیه و آثار تمدنی مننائیان بیشتر در کردستان و آذربایجان ایران بوده، گنج زیویه و آثار کشف شده در قلایچی بوکان و دژ حسنلو را به منناها نسبت داده‌‌اند. در کاوش‌های تپه‌حسنلو و شهر زیویه (سقز) نیز آثار باستانی مننایی به دست آمده‌است.[نیازمند منبع]

آشوریان و مننا[ویرایش]

از کتیبه‌‌های از زمان سلطنت سارگون دوم پادشاه آشور چنین بر می‌آید که بین سال‌های ۷۰۵–۷۲۱ پ. م. اتباع بیگانه توسط آشوری‌ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسکان داده شده‌اند. سارگون دوم در کتیبه خویش به تسلیم شدن شاه مننا اشاره کرده سپس از بخشیده شدن او خبر می‌دهد و چنین می‌گوید:

شاه مننا (ایرانزو) شخصاً به اتفاق بزرگان و شیوخ و مشاوران و خویشاوندان و حکّام و سرانی که کشور وی را اداره می‌کردند در مرز به پیشواز من آمد. آنگاه شاه مننا پیش از آنکه سارگون دوم عملیات جنگی را آغاز کند تقاضا کرد که بخاطر توهین‌هایی که به وی شده انتقام گرفته شود و در این مورد هم تقاضای خویش را به اتفاق مشاوران بزرگ کشور خود به عمل آورد.[نیازمند منبع]

در نبشته‌ای دیگر شاه آشور در ضیافتی از جانشین و پسر ایرانزو یاد می‌کند:

در مقابل اولوسونو، شاه مننا میز مهمانی را بگستراندم، تخت و مقام سلطنتی او را نسبت به مقام پدرش بلند مرتبه تر کردم، سرکردگان مننا را برابر و هم ردیف با سرکردگان آشور بر سر سفره مهمانی نشاندم، در مقابل خدای آشور و خدایگان سرزمین خودشان به درازی حکمرانی من دعای خیر کردند.[نیازمند منبع]

محتوای این کتیبه‌ها نشانگر آن است که در آن مقطع زمانی مننا متحد آشور به‌شمار می‌رفت.

سارگون دوم همانطور که ایرانزو تقاضا کرده بود در سال ۷۱۴ (پیش از میلاد) بعد از مطیع کردن ایالت پارسوا به منطقه مننائی سوریگاش که در آنزمان در دست اورارتو بود حمله کرده بعد از تصرف و به ایرانزو تحویل داد[۳]. البته طبق رسم دیرین اموال منقول و اسیران از آن شاه آشور بود و اموال غیره منقول یا اراضی مفتوح نصیب مننا می‌شد.[نیازمند منبع]

با اینکه سارگون دوم همیشه ماد را مورد حمله و تجاوز قرار می‌داد ولی شاه آشور بنا به عقد اخوتی که با اولوسونو پسر ایرانزو بسته بود با مننا به صورت یک دوست و متحد رفتار می‌کرد و به قولی که به شاه مننا داده بود عمل کرده و اراضی غربی مننا را که در مدت نزدیک به یک قرن در اختیار اورارتو بود گرفته و در اختیار دولت مننا قرار داد. سارگون دوم که حالا شاه مننا را مدیون خود کرده بود، چند ماه بعد متوجه ماد مرکزی شد و در این تجاوزات بی‌پایان عاقبت در سال ۷۰۵ (پیش از میلاد) توسط جنگجویان قبایل کولومان ظاهراً ساکن در اراضی الیپی به هلاکت رسید.[نیازمند منبع]

تشکیلات دولتی مننا[ویرایش]

علت گمنامی و عدم شهرت مننا بیشتر بدان سبب است که هنوز کتیبه‌ها یا سنگ نبشته‌هایی از شاهان ماننا مکشوف نگشته و در دست نیست و در هیچ‌یک از شهرهای ماننا حفریاتی به عمل نیامده است؛ و ناگزیر تمام اطلاعات مربوط به این دولت را از سال‌نامه‌های آشوری و اورارتویی کسب می‌شود و منابع مزبور اوضاع دولت ماننا را در دوران فتوحات آشور یا اورارتو[۴] یعنی عصر ناکامی‌ها و شکست‌های ماننا شرح می‌دهند.[۵]

مع‌هذا حتی منابع موجود نیز تا اندازه‌ای احیای تاریخ ماننا را اجازه می‌دهند.[۶] کشور ماننا بعدها از لحاظ فرهنگ و تمدن و اقتصاد هستهٔ پادشاهی ماد را در قرن ششم پ.م. تشکیل می‌داد.[نیازمند منبع]

شاهان مننا که در تمام مقطع زمانی متحد سلاطین آشور بودند و در طول دوران سیادت‌شان عامل دومی رقیب آشور گشت که آن دولت اورارتو بود. سیاست شاهان مننا سودجویی و استفاد از فرصت اختلاف و جنگ میان آشور و اورارتو شده و بر قدرت خویش افزوده و سراسر ناحیهٔ دریاچهٔ ارومیه را به زیر اطاعت خویش درآوردند. شاید به استثنای کرانهٔ غربی و بخش شمالی دریاچهٔ ارومیه که در دست اورارتو باقی‌ماند. محتملا مننا از طرف شمال با پادشاهی سکاها هم‌مرز شد. حکومت شاهان مننا سرانجام در سال ۶۱۶ (پیش از میلاد) توسط مادها و پیش از حمله ماد به آشور ۶۱۴ (پیش از میلاد) منقرض شد.[۷]

جغرافیای مننا

جغرافیای مننا[ویرایش]

در طی دههٔ دوم قرن هشتم ۷۲۰ (پیش از میلاد) لشکرکشی‌های آشور به سوی مشرق موقتاً قطع شد. در حدود سال ۷۲۰ وضع سیاسی کشور مننا به قرار زیر بود: اقصای شمال، آنسوی دریاچهٔ ارومیه تحت تصرف اورارتو قرار داشت؛ و به تقریب باقی سرزمین آذربایجان کنونی ایران به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم تحت حکومت ایرانزو پادشاه مننا بود؛ ولی در مرزهای آن پادشاهی متصرّفات فرمانفرمایان نیمه مستقلی قرار داشتند که برای موجودیت ماننا خطرناک بودند[۸] که این‌ها به ایالات زیر تقسیم می‌شدند:[۹]

در مرز میان آشور و ماننا پادشاهی‌های آلابریا و کارالا در قسمت بالای زاب کوچک و شاخه‌های علیای آن قرار داشتند که تا حدّی تابع آشور بودند. در نقاط جنوبی‌تر و شرقی‌تر ماننا کماکان ایالات بسیار کوچک و مستقل وجود داشتند که با ماننا یا آشور مربوط بوده یا بکلی مستقل بودند و بیشتر آن‌ها مشمول مفهوم سرزمین مادای یعنی اتحادیه قبایل ماد می‌شدند ولی اتحادیهٔ مزبور در آن زمان به هیچوجه اظهار وجود نمی‌کرد. از میان آن‌ها فقط پادشاهی الی پی نزدیک کرمانشاه کنونی به سبب مجاورت با دولت بزرگی چون شوش تا اندازه‌ای ممکن بود خود را از تعرّض آشور مصون بدارد و به این علّت نسبتاً قوی و مهم به‌شمار آید.

ظاهراً حکّام یا جانشینانی که در منابع آشوری از ایشان سخن گفته شده، در رأس این ایالات قرار داشته‌اند. به ظن قوی حدود ایالات مزبور همان حدود قلمرو قبایل بود. «کدخدایان یا صاحبان دهکده‌ها[۱۰] از سیماهای خاص اداری ماننا به‌شمار می‌رفتند و در اتحادیه قبایل ماد نیز از ویژگی‌های مهم آن شمرده می‌شدند. بدین سبب دربارهٔ این اصطلاح عجالتاً بدین اکتفا می‌شود که مقصود پیشوای قبیله یا رئیس جماعت عشیرتی یا عرضی است.[۱۱]

جامعه مننا[ویرایش]

مدارک زیادی دربارهٔ سازمان اجتماعی و دولتی مننا وجود ندارد. ساکنان مننا مانند دیگر نواحی، بیشتر به دامداری اشتغال می‌ورزیدند[۱۲] مع‌هذا در هیچ‌یک از بخش‌های سرزمین ماد آینده زراعت، در ردیف دامداری، چنان اهمیتی را که در مننا واجد بوده، نداشته‌است. مثلاً در هنگام لشکرکشی سارگون دوم به اورارتو در سال - ۷۱۴ پ.م. - اهالی مننا آرد لشکریان آشور را تأمین کردند.

جامعهٔ مننا سازمان قبیله‌ای را تا حدّ معتنابهی حفظ نموده بود. این نکته جالب است که متون اورارتویی دولت مزبور را کشور مانا می‌خوانند ولی منابع آشوری تقریباً همیشه آن را کشور ماننا می‌نامند.[۱۳][۱۴] آثار باقیه از آشوریان، گذشته از منناییان از بسیاری قبایل دیگر نیز که جزو کشور مننا بودند نام می‌برند از قبیل تئورلی‌یان، مسیّ‌یان، دالی‌ییان، سونبی‌یان، کوموردیان.[۱۵]

در مننا بقایای فراوان از دوران جماعت بدوی در زندگی و رسوم مردم وجود داشته و مردم هنوز[۱۶] در حیات اجتماعی با فعالیت تمام شرکت می‌کردند. بعدها، چنان‌که به نظر خواهد رسید، در مننا مردم علیه یکی از شاهان آن کشور شورش کردند و این در تاریخ مشرق زمین - در آن عصر و دوران - پدیده‌ای بی‌نظیر بود زیرا آنچه غالباً در آنجا وقوع یافت تبّدلات درباری توأم با اعمال زور و توطئه‌های حرم یا عصیان بزرگان و لشکریان بود نه شورش مردم. مطالبی نیز دربارهٔ شورش‌های مردم علیه ستمگران بیگانه در دست است. اما برافراشتن عَلم عصیان علیه ستمگران خودی حاکی از چنان فعالیت اجتماعی و تعاون درونی عامّّهٔ مردم است که دیگر اقوام، به سبب برخی شرایط «جامعهٔ بنده‌داری شرقی»، در آن زمان فاقد آن بودند.

فقدان فشار بر آزاد مردان نیز در خصوصیت سازمان دولتی مننا مؤثر بود. ظاهراً پادشاه مننا امور ملک و دولت را با استبداد رأی اداره نمی‌کرد و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش می‌نمود. منظور از سازمان دولتی مننا همان سازمانی است که در آغاز تاریخ جامعهٔ طبقاتی وجود داشته و «شورای شیوخ» نامیده می‌شده و از بقایای سازمان جماعت بدوی بوده، ولی واقعاً چون سلاحی برای اعمال فشار و تجاوز طبقه‌ای بر طبقهٔ دیگر از آن استفاده می‌شده و سلف بوله یونانیان و سنای رومیان شمرده می‌شده. متن سارگون دوم دربارهٔ ترکیب سازمان مزبور نیز توضیح وافی می‌دهد، زیرا که «مشاوران کشور او» که در مورد ثانی مذکور است مسلماً همان «شیوخ و مشاوران و خویشان و حکّام و سرکردگان» هستند که در مورد اول ذکر شده‌است. «بزرگان» یعنی اعیان کشور مننا که در شورای شیوخ عضویت داشتند عبارت بودند از متشخّصان اصیل و پیشوایان و سران محلّی و کسان و خویشاوندان شاه و حکّام، که البته از میان اعیان اصیل محلّی و کسان شاه انتخاب می‌شدند.

بنابر این می‌توان گفت که دولت مننا در مرحلهٔ نخستین جامعهٔ طبقاتی بود که شاه و شورای شیوخ - مرکب از بزرگان اصیل - متفقاً آن را اداره می‌کردند و عامهٔ مردم آزاد که با حکومت خاندان‌های عمده در مبارزه بودند، هنوز فعالیت قابل ملاحظه‌ای ابراز می‌داشتند.

در گزارش‌های جنگی سارگون دوم بارها در مورد نواحی متنازع‌فیه میان اورارتو و مننا از تولیدات کشاورزی نواحی مزبور سخن رفته‌است. در تورات از نوعی گندم یاد شده‌است بنام «می‌نیت» که می‌توان مننایی تعبیر کرد. گرچه ممکن است این کلمه از نام جماعت «می‌نیت» در ماوراء اردن مشتق باشد[۱۷] در شهر صور که از بلاد فنیقی بوده این نوع گندم داد و ستد می‌شده و آن را در سرزمین یهود و اسرائیل می‌خریدند.


زبان و فرهنگ[ویرایش]

بخشی از نام‌های حاکمان و فرمانروایان مننائیان به زبانهای ایرانی هستند و بخشی نیز به زبانهای هوری-اورارتویی.[۱۸]

جامعهٔ مننا، سازمان قبیله‌ای را تا حدّ معتنابهی حفظ نموده بود. این نکته جالب است که متون اورارتویی دولت مزبور را «کشور مانا» (مانا نی‌ابانی- mana ni ebai) می‌خوانند ولی منابع آشوری تقریباً همیشه آن را کشور قبایل «مات منایی» می‌نامند. قبایل ساکن در سرزمین آذربایجان ایران (منا) در نیمهٔ اول هزارهٔ اول پیش از میلاد:
  • قبیلهٔ مننائیان mât mannài
  • قبیلهٔ سونبی‌یان sunbi قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم
  • قبیلهٔ ته‌اورلی‌یان teurli قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم.
  • قبیلهٔ دالی‌ییان dali قرن ۷ پ.م. کتیبهٔ سارگون دوم
  • قبیلهٔ مسی‌ییان mee-c-i قرن ۹ پ.م. کتیبهٔ شامشی آداد پنجم.
  • قبیلهٔ کوموردیان kumur di

شاهان مننائی[ویرایش]

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. دانشنامهٔ ایرانیکا[پیوند مرده]
  2. GODARD, A. ۱۹۴۹. Izirtu(Bukan), La capitale du pays des Manneens, Zibie et Armaid. Comptes de Académie des Inscriptions et Belles-Lettres: 312-313
  3. در این حملات حتما جنگجویان مننایی هم در کنار لشکریان آشود قرار داشتند
  4. که غالباً سخت اغراق‌آمیز است
  5. مثلاً اگر پادشاهان اورارتو کتیبه‌هایی در شرح پیروزی‌ها و ساختمان‌های خویش بر صخره‌ها نقر نمی‌کردند و باقی نمی‌گذاشتند دربارهٔ اورارتو و نیرو و اهمیت طول مرزهای آن به تقریب هیچ اطلاعی در دست نبود. یک مثل دیگر پادشاهی هیتیان است در آسیای صغیر که یکی از بزرگترین دولت‌های بزرگ شرق بوده. قبل از کشف بایگانی دولتی آن پادشاهی این عقیده - بر اساس اطلاعات موجود در منابع مصری - شایع بود که پادشاهی هیتیان کشور کوچکی در سوریه بوده‌است.
  6. که سازمان دولتی جالب توجهی داشته و در تاریخ شرق در هزارهٔ اول پیش از میلاد نقش بالنسبه مهمی نیز بازی کرده
  7. بررسیهای تاریخی. شماره مخصوص دوهزار و پانصدمین سال بنیانگذاری شاهنشاهی ایران. مهر ۱۳۵۰ مقاله قلمرو شاهنشاهی هخامنشی. حسینقلی ستوده
  8. همهٔ آن‌ها بطور رسمی حاکم نشین یا جانشین (شاکنوی) ماننا شمرده می‌شدند ولی عملاً تا حدی مستقل بودند. گرچه در واقع تابع ماننا بوده‌اند.
  9. بزبان آشوری ناژه - NaGê
  10. به زبان آشوری بل آلی Bel- âli. می‌توان خط اندیشه نگاری «ایدئوگرام «را «هازانو» نیز خواند که به معنی «کدخدای جماعت» است.
  11. یعنی پیشوای مردمی که در محدودهٔ معینی سکونت داشته باشند نه قلمرو قبیله.
  12. به پرورش گوسفند و دام‌های بزرگ شاخ‌دار و اسب و خر و تا حدی شتران دو کوهان می‌پرداختند. خراجی که پادشاهان آشور از مننا می‌گرفتند بدین قرار بود.
  13. مانا-نی‌ابانی Mana-niebai. قبایل مننایی. مآت مننایی
  14. به عبری باستانی minni در متون متقدم آشوری مننا به معنی محدود کلمه munna یا manaš
  15. Teurli, Mec(c)i, Dali, Sunbi, Kumurdi
  16. بر خلاف دیگر کشورهای شرق باستان
  17. minnit مؤنث minni- ماننی، مینی.
  18. http://www.iranicaonline.org/articles/mannea Ran Zadok, Mannea in Encyclopædia Iranica
  19. Nikdiara (Mektiara)

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Faravahar background
History of Greater Iran

The Mannaeans /məˈnənz/ (country name usually Mannea; Akkadian: Mannai, possibly Biblical Minni, מנּי) were an ancient people who lived in the territory of present-day northwestern Iran south of lake Urmia, around the 10th to 7th centuries BC. At that time they were neighbors of the empires of Assyria and Urartu, as well as other small buffer states between the two, such as Musasir and Zikirta.

In the Bible (Jeremiah 51:27) the Mannaeans are called Minni. In the Jewish Encyclopedia (1906), Minni is identified with Armenia[1][2], but it can also relate to one of the regions of ancient Armenia, such as Manavasean(Minyas)[3][4]. Together with Ararat and Ashkenaz, this is probably the same Minnie from the Assyrian inscriptions [5], corresponding to Manna. Armenia is interpreted by some specialist scholars as ḪARMinni, that is, the “mountain region of Minnie.” According to examinations of the place and personal names found in Assyrian and Urartian texts, the Mannaeans, or at least their rulers, spoke Hurrian, a non-Semitic and non-Indo-European language related to Urartian, with no modern language connections.[6]

Location

Their kingdom was situated east and south of the Lake Urmia, roughly centered around the Urmia plain in this part of what is today named Iranian Azerbaijan.[7] Excavations that began in 1956 succeeded in uncovering the fortified city of Hasanlu, once thought to be a potential Mannaean site. More recently, the site of Qalaichi (possibly ancient Izirtu/Zirta) has been linked to the Mannaeans based on a stela with this toponym found at the site.

After suffering several defeats at the hands of both Scythians and Assyrians, the remnants of the Mannaean populace were absorbed by the Matieni and the area became known as Matiene.[8][9] It was then annexed by the Medes in about 609 BC.

Ethnicity

According to the Encyclopædia Iranica:[10]

According to the Archaeological Institute of America, 1964:[11]

In the Bible (Jeremiah 51:27), the Mannaeans are called Minni. The Jewish Encyclopedia (1906), identified Minni with Armenia[1][2], but it can also relate to one of the regions of ancient Armenia, such as Manavazean(Minyas)[3][12]. Together with Ararat and Ashkenaz, this is probably the same Minnie from the Assyrian inscriptions [13], corresponding to Manna. Armenia is interpreted by some specialist scholars as ḪARMinni, that is, the “mountain region of Minnie.”

region of the Ancient Armenia Minni(Minyas,Manavazean)

According to examinations of the place and personal names found in Assyrian and Urartian texts, the Mannaeans, or at least their rulers, spoke Hurrian, a non-Semitic and non-Indo-European language related to Urartian, with no modern language connections.[6]

History

The Mannaean kingdom began to flourish around 850 BC. The Mannaeans were mainly a settled people, practicing irrigation and breeding cattle and horses. The capital was another fortified city, Izirtu (Zirta).

By the 820s BC they had expanded to become the first large state to occupy this region since the Gutians, later followed by the unrelated Iranian peoples, the Medes and the Persians. By this time they had a prominent aristocracy as a ruling class, which somewhat limited the power of the king.

Beginning around 800 BC, the region became contested ground between Urartu, who built several forts on the territory of Mannae, and Assyria. During the open conflict between the two, c. 750–730 BC, Mannae seized the opportunity to enlarge its holdings. The Mannaean kingdom reached the pinnacle of its power during the reign of Iranzu (c. 725–720 BC).

In 716 BC, king Sargon II of Assyria moved against Mannae, where the ruler Aza, son of Iranzu, had been deposed by Ullusunu with the help of the Urartians. Sargon took Izirtu, and stationed troops in Parsua (Parsua was distinct from Parsumash located further southeast in what is today known as Fars province in Iran. The Assyrians thereafter used the area to breed, train and trade horses.

According to one Assyrian inscription, the Cimmerians (Gimirru) originally went forth from their homeland of Gamir or Uishdish on the shores of the Black Sea in "the midst of Mannai" around this time. The Cimmerians first appear in the annals in the year 714 BC, when they apparently helped the Assyrians to defeat Urartu. Urartu chose to submit to the Assyrians, and together the two defeated the Cimmerians and thus kept them out of the Fertile Crescent. At any rate, the Cimmerians had again rebelled against Sargon by 705, and he was killed whilst driving them out. By 679 they had instead migrated to the east and west of Mannae.

The Mannaeans are recorded as rebelling against Esarhaddon of Assyria in 676 BC, when they attempted to interrupt the horse trade between Assyria and its colony of Parsuash.

The king Ahsheri, who ruled until the 650s BC, continued to enlarge the territory of Mannae, although paying tribute to Assyria. However, Mannae suffered a crushing defeat at the hands of the Assyrians around 660 BC, and subsequently an internal revolt broke out, continuing until Ahsheri's death. Also in the 7th century BC, Mannae was defeated by the advancing Scythians, who had already raided Urartu and been repelled by the Assyrians. This defeat contributed to the further break-up of the Mannaean kingdom.

King Ahsheri's successor, Ualli, as an ally of Assyria, took the side of the Assyrians against the Iranian Medes (Madai), who were at this point still based to the east along the southwest shore of the Caspian Sea and revolting against Assyrian domination. The Medes and Persians were subjugated by Assyria. However, the Neo-Assyrian Empire, which had dominated the region for three hundred years, began to unravel, consumed by civil war after the death of Ashurbanipal in 627 BC. The upheavals in Assyria allowed the Medes to free themselves from Assyrian vassalage and make themselves the major power in ancient Iran at the expense of the Persians, Mannaeans and the remnants of the indigenous Elamites whose kingdom had been destroyed by the Assyrians. At the battle of Qablin in ca. 616 BC the Assyrian and Mannaean forces were defeated by Nabopolassar's troops. This defeat laid open the frontiers of the Land of the Manneans which fell under the control of Media between 615 BC and 611 BC.[14]

See also

References

  1. ^ a b Jewish Encyclopedia, Leopold Zunz, Moritz Steinschneider, Solomon Schechter, Wilhelm Bacher, J.L. Rapoport, David Zvi Hoffman, Heinrich Graetz, etc; Funk and Wagnalls, 1906;http://www.jewishencyclopedia.com/articles/1787-armenia
  2. ^ a b The Biblical Geography off Central Asia: With a General Introduction to the Study of Sacred Geography, including the Antediluvian Period, Volume 2, Ernst Friedrich Carl Rosenmüller, 2011, Nabu Press, ISBN 978-1245629010
  3. ^ a b Missionary Researches in Armenia: Including a Journey Through Asia Minor, and Into Georgia and Persia, with a Visit to the Nestorian and Chaldean Christians of Oormiah and Sarmas, Smith, Eli; Conder, Josiah and Dwight, Harrison Gray Otis, ISBN 9781147547535
  4. ^ Cyclopaedia of Biblical, theological, and ecclesiastical literature Volume 1, John McClintock, James Strong; (orig. 1923, 2010), Nabu Press, ISBN 978-1177267625
  5. ^ International Standard Bible Encyclopedia s.v. Minni
  6. ^ a b Iranian Identity in Ancient Times Richard N. Frye Iranian Studies, Vol. 26, No. 1/2 (Winter - Spring, 1993), pp. 143-146
  7. ^ Encyclopædia Britannica. "Mahābād". Retrieved Oct 3, 2011. There are a number of unexcavated tells, or mounds, on the plain of Mahābād in this part of the Azerbaijan region. The region was the centre of the Mannaeans, who flourished in the early 1st millennium BC.
  8. ^ The Cambridge history of Iran, Volume 2 by William Bayne Fisher, Ilya Gershevitch, Ehsan Yar-Shater, Peter Avery, pages 256-257
  9. ^ Archaeology at the north-east Anatolian frontier, I.: an historical geography and a field survey of the Bayburt Province by A. G. Sagona, Claudia Sagona, pages 41-48,
  10. ^ "Encyclopedia Iranica, "Mannea", by R. Zadok"
  11. ^ Archaeology. p. 3.
  12. ^ Cyclopaedia of Biblical, theological, and ecclesiastical literature Volume 1, John McClintock, James Strong; (orig. 1923, 2010), Nabu Press, ISBN 978-1177267625
  13. ^ International Standard Bible Encyclopedia s.v. Minni
  14. ^ The Cambridge History of Iran, Volume 2 : page 122

External links