ملکه زتیان (دودمان ژو دوم)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ملکه زتیان
A Tang Dynasty Empress Wu Zetian.JPG
تصویر گرفته شده از امپراتریس وو از یک آلبوم قرن ۱۸ میلادی، از پرتره ۸۶ امپراتور چین، با یادداشت‌های تاریخی چینی. در چین انتشار یافت / قرن ۱۸ میلادی. (کتابخانه بریتانیا، Shelfmark Or 2231)
امپراتریس فرمانروا دودمان ژو دوم
سلطنت۱۶ اکتبر ۶۹۰ [الف] – ۲۲ فوریه ۷۰۵ [ب] (۱۵ سال)
تاج‌گذاری۱۶ اکتبر ۶۹۰ به (عنوان امپراتور)
پیشینسلسله تأسیس شد
(امپراتور رویزونگ به عنوان امپراتور سلسله تانگ)
جانشینسلسله لغو شد
(امپراتور ژونگ زنگ به عنوان امپراتور سلسله تانگ)
وارث سلسله ژووو دان
وو شیان
امپراتریس نایب السلطنه دودمان تانگ
سلطنت۱۰ ژانویه ۶۶۵–۱۶ اکتبر ۶۹۰ (۲۵ سال)
پیشینندارد
جانشینامپراتریس وی
برای امپراتوران تانگگائوزونگ
ژونگ زنگ
رویزونگ
امپراتریس دواگر دودمان تانگ
سلطنت۲۷ دسامبر ۶۸۳ – ۱۶ اکتبر ۶۹۰ (۷ سال)
تاج‌گذاری۲۷ دسامبر ۶۸۳ به (عنوان مادر امپراتور)
پیشینامپراتریس دواگر او (به عنوان امپراتریس دواگر وی شمالی)
جانشینامپراتریس دواگر وی
امپراتریس همسر دودمان تانگ
سلطنت۲ دسامبر ۶۵۵ – ۲۷ دسامبر ۶۸۳ (۲۸ سال)
تاج‌گذاری۲ دسامبر ۶۵۵ به (عنوان همسر امپراتور)
پیشینامپراتریس همسر وانگ
جانشینامپراتریس همسر وی
همسر
فرزند(ها)
نام کامل
نام خانوادگی: Wu (武)
نام کوچک: first, no record. Later, Zhao (曌/瞾), possibly originally Zhao (照)[پ]
نام هنری:Wu Mei (武媚)[ت]
نام پسامرگ
Short: Empress consort Zetian (則天皇后)[ث]
Full: Empress consort Zetian Shunsheng (則天順聖皇后)[ج]
نام معبد
None[چ]
خاندانوو (武)
دودمان
پدرWu Shihuo, Duke Ding of Ying
مادرLady Yang
زادروزc.624 (No record, According to the death of 83 year old speculation)
No record, دودمان تانگ
مرگ۱۶ دسامبر ۷۰۵ (۸۱ سال)
لوئویانگ، دودمان تانگ
خاک‌سپاری۷۰۶
Qianling Mausoleum
دین و مذهبآیین بودایی

ملکه زتیان (چینی ساده:武则天، چینی سنتی:武则天، پین‌یین:Wǔ Zétiān) (زادهٔ ۱۷ فوریهٔ ۶۲۴ - مرگ ۱۶ دسامبر ۷۰۵) همچنین ملقب به هیولای بداخلاق یا مادر وحشتناک نیز شناخته می شود[۱][۲] تنها زن در تاریخ چین باستان بود که عنوان امپراتریس فرمانروا را دارا بود. او عضو دودمان تانگ بود و به مدت ۲۵ سال به عنوان نایب السلطنه مستبد در سلسله تانگ (۶۱۸–۹۰۷) حکومت کرد و بعد به عنوان یکی از امپراتوران تأثیرگذار و بحث‌برانگیز تاریخ چین تبدیل شد، وو زتیان یک حاکم چین بود که به‌طور غیررسمی به عنوان امپراتریس همسر، قدرت واقعی و نیرومند پشت امپراتور برای همسرش امپراتور گائوزونگ و بعداً به‌طور کاملاً رسمی به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه تام‌الاختیار برای پسرانش امپراتور ژونگ زونگ و امپراتور رویزونگ و بعد از آن به عنوان امپراتریس فرمانروا بر حق خود در سلسله ژو به صورت یگانه بر چین حکومت کرد.

او نخست میان اوایل سال‌های ۱۰ ژانویه ۶۶۵ تا ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی به جای شوهر و پسرانش و به عنوان نایب‌السلطنه به مدت ۲۵ سال بر چین فرمان‌راند، کاری که در پیش از او هم معمول بود؛ وو زتیان سپس در ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی در اوج قدرت خود، دودمان تانگ را به پایان رسیده خواند و دودمان ژو را پایه ریخت و خود را امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی و هوآنگدی خواند و به صورت مستقل و یگانه قدرت را در دست گرفت.

ظهور وو به قدرت زمانی آغاز شد که او از معبد گانی در سال ۶۵۰ میلادی بازگذشت و به عنوان معشوقه امپراتور گائوزونگ خدمت کرد در این مدت او محبت امپراتور را بدست آورد و رقیبانش به نام امپراتریس وانگ و همسر شیائو را با فتنه از بین برد و به امپراتریس تبدیل شد، پس از عروسی وی با امپراتور گائوزونگ در سال ۶۵۵، ظهور امپراتریس وو به قدرت سریع شد.

او یک زن قوی، نترس، سنگدل، سرسخت، پرانرژی، حیله گر، کاریزماتیک و فرهیخته که از علاقه و اعتماد مطلق همسرش برخوردار بود در این زمان امپراتور گائوزونگ که از بیماری های مختلفی مانند سردرد های ازاردهند و مکرر و سرگیجه های بسیار که منجر به سکته مغزی شد (طبق گفته مورخان مسمومیت ضعیفی بود که توسط امپراتریس وو دچار شده بود) رنج می برد، امپراتریس وو بعد از بیماری شوهرش بسیار زیاد در صحنه سیاسی قدرتمند شد و فعالانه درگیر اداره امور کشور شد و به عنوان قدرتمندترین و تأثیرگذارترین زن دربار امپراتوری در دوره ای شناخته شد که امپراتوری تانگ در اوج قدرت و شکوه خود بود.

اما سرانجام وقتی امپراتور بخاطر قدرتش او را به سحر و جادوگری به عنوان ابزاری برای خارج شدن از زیر سلطه و سیادت وو بود او را متهم کرد، «وو» به مقابله با امپراتور پرداخت و او را واداشت تا تمام اتهام زنندگان را سر به نیست کرده و تمام هوادارانش را از دربار تصفیه کند و توانست قدرتی بسیار بیشتر در تمامی عرصه سیاست و تصمیمات امپراتور به صورت رسمی بدست آورد و از پشت پرده در جلسات حضور پیدا کند.

او بعد از آن قاطعانه تر، هوشمندانه تر و پیشگیرانه تر از همسرش رفتار کرد، وی را مورخان می دانند که بیش از هجده سال از سال ۶۶۵ تا سال ۶۸۳ حاکم واقعی و موثر تاج و تخت و چهره ظاهری حاکم در زمان غیاب امپراتور در پشت پرده بوده است و در تمام دوره بیماری شوهرش تا هنگام مرگ امپراتور وقت تحت نام امپراتور گائوزونگ بر چین حکمرانی می کرد.

به امپراتریس وو در طول سلطنت همسرش افتخارات و امتیازات خاصی اعطا شد که قبل از یا بعد از آن هیچ امپراتریس چین از آن برخوردار نبود و پس از مرگ گائوزونگ، کنترل کشور همچنان در دستان امپراتریس وو بود و این بار کاملا به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه، قدرت را به طور مستقل و یگانه فتح کرد و هفت سال بعد، وی با واژگونی پسران دست نشانده خود به راحتی تاج و تخت را در سلسله ژو به دست گرفت و تبدیل به تنها امپراتور زن در تاریخ چین شد.

اهمیت تاریخ دوره رهبری سیاسی و نظامی وو زتیان شامل گسترش عمده امپراتوری چین ، گسترش آن به مراتب فراتر از محدودیتهای ارضی قبلی خود ، در اعماق آسیای میانه و درگیر شدن در یک سری جنگها در شبه جزیره کره است که ابتدا متحد آن با شیلا علیه گوگوریو شد ، و سپس علیه شیلا بر سر اشغال قلمرو گوگوریو سابق. در داخل چین ، علاوه بر پیامدهای مستقیم تر مبارزه وی برای به دست آوردن و حفظ قدرت عالی ، رهبری وو منجر به تأثیرات مهمی در رابطه با طبقه اجتماعی در جامعه چین و در رابطه با حمایت دولت از تائوئیسم ، بودیسم ، آموزش و ادبیات شد. وو زتیان همچنین تأثیرات برجسته ای بر مجسمه لانگمن گروتو و "بی حرف" در مقبره کیانلینگ و همچنین ساخت برخی از بناهای مهم و ریخته گری های برنز که دیگر زنده مانده اند، داشت.

وو زتیان علاوه بر فعالیت و درگیری خود به عنوان حاکم و رهبر سیاسی در اداره امور دادگاه (اول از طرف شوهر و بعد بجای پسرانش و بعدا بر حق خود حکومت می کرد)، همچنان نیز در زندگی خانوادگی خود هم فعالیت گسترده داشت و امور خانوادگی را هم مثل دولت با خشونت اداره می کرد و شوهرش نیز نتوانست جلوی این همه خشونت وو را بگیرد. اگرچه روابط خانوادگی گاهی مشکل ساز می شد ، وو زتیان مادر چهار پسر و دو دختر بود که سه نفر از پسرانش عنوان امپراتور را نیز به خود اختصاص داده بودند، اگرچه یکی این عنوان را فقط به عنوان یک افتخار پس از مرگ برگزار می کرد. یکی از نوه های او امپراطور مشهور شوان زونگ از تانگ شد که دوره سلطنت وی عصر طلایی تاریخ چین بود.[۳]

همچنین کنفوسیانیسم بخاطر این که وو یک زن بود به سختی زندگی وی و دورهٔ فرمانروایی او به عنوان نایب السلطنه و بعد امپراتور یا امپراتریس فرمانروا را نکوهیده‌است و این دوره به مدت ۴۰ سال از آغاز حکمرانی و پایان آن ادامه داشت.

""به عنوان یک امپراتریس""[ویرایش]

عناوین مختلف چینی به انگلیسی "Empress" منتقل شده اند ، از جمله "امپراتریس" به معنای همسر اصلی امپراطور یا امپراتریس همسر و امپراتریس فرمانروا. به طور کلی ، فقط سلطنت مرد بود و همسر اصلی وی عنوانی مانند هوانگهو (皇后) به او داده شد ، که اغلب به عنوان "امپراتریس" یا "امپراتریس همسر" خاص تر ترجمه می شد. پس از درگذشت امپراتور ، همسر های باقی مانده امپراطوری می تواند تبدیل به امپراتریس دواگر شود ، و گاهی اوقات قدرت سیاسی قابل توجهی به عنوان نایب السلطنه در دوران کودکی (وارث) وارث امپراتوری موقعیت کاملا برابر با امپراتور بدست می آورد.

امپراتور چین از زمان چین شی هوانگ (259-210 پیش از میلاد) از عنوان هوآنگدی (皇帝 ، ترجمه شده به عنوان "امپراتور" یا "امپراطور (مجدد)" استفاده کرد). وو زتیان تنها زنی در تاریخ چین بود که عنوان هوانگدی را به دست گرفت. دوره ریاست وی به عنوان حاکم دفاکتو چین و نایب السلطنه رسمی تانگ (ابتدا از طریق شوهر و سپس پسران وی ، از سال ۶۶۵ تا ۶۹۰) بدون سابقه بود. با این حال ، هنگامی که سلسله خود را در سال ۶۹۰ بنا نهاد ، ژو (inter) (قطع سلسله تانگ) ، سابق را شکست و شخصاً تحت عنوان مقدس و الهی هوآنگدی حاکم و تغییرات آن از سلسله تانگ به ژو ، از ۶۹۰ تا ۷۰۵ حکومت کرد.

گفته می شود وو زتیان تنها زن تاریخ چین است که لباس زرد را به عنوان پادشاه پوشید (در غیر این صورت فقط برای استفاده امپراتور اختصاص داده شده است ، هر چند به استثنای امپراتریس دواگر لیو دودمان سونگ هم لباس امپراتوری را همراه تاج سلطنتی پوشید و القاب های امپراتوری همچون اعلیحضرت را هم گرفت که کاملا برای یک امپراتریس دواگر بی سابقه بود).

صعود بر پله‌های قدرت[ویرایش]

وو رویی که بعد ملقب به امپراتریس وو زتیان امپراتریس دودمان تانگ و دودمان ژو دوم بود که پنج دهه بر سلسله‌های چین حکومت کرد

در اوایل سال ۶۵۰ بانو وو یک صیغه امپراتور گائوزونگ بود و عنوان ژائویی را به خود اختصاص داد، که بالاترین رتبه از ۹ صفت صیغه ها در رتبه دوم بود. وو به تدریج نفوذ بی نظیری بر کلیه حاکمیت امپراتوری و شخص امپراتور در طول سلطنت امپراتور گائوزونگ به دست آورد، و توانست قدرت زیادی در دولت بگیرد و در همه موارد مهم و غیر مهم رسما مداخله کند، چنانکه بعد از ملکه شدن کم کم و به آرامی برای گائوزونگ بخاطر سلامتی نامناسبش اضافه کاری های مداوم برای کنترل بیشتر تصمیمات مهم و کلیدی امپراتوری دریافت کرد و بعد از این که گائوزونگ در سال ۶۶۵ بیماریش رو به وخامت گذشت، در مقام مشاوره رسمی و قدرتمند امپراتور در همه کارها نظارت مستقیم با حضور رسمی داشت و به عنوان یک قدرت محرک و هدایت کنند چه در حضور و چه در غیاب شوهرش برای حکومت تاسیس شد و از همان وقت تا هنگام مرگ امپراتور گائوزونگ کنترل کاملی بر حکومت داشت، بعد از مرگ گائوزونگ او توانست سلسله تانگ رو برای یک مدت کوتاه با حکومت ژو خود عوض کند و به عنوان امپراتور حکومت را اداره کند. او در تلاش برای گرفتن قدرت، بی رحمانه قلمداد می شد و توسط مورخان باستانی، سنتی و مدرن معتقد بوداند حتی فرزند دختر خود را نیز كشته است.

صیغه امپراتوران تانگ[ویرایش]

او در اصل معشوقهٔ امپراتور تای‌زونگ بود. با مرگ او وی در سال ۶۵۰ میلادی معشوقهٔ جانشینش امپراتور گائوزونگ گردید. او توانست خود را در دل امپراتور تازه جا کند و معشوقه‌های دیگر و همسر رسمی او امپراتریس وانگ و معشوقه و صیغه اصلی امپراتور: بانو شیائو و بانو ژانگ را از چشم او انداخته و سرانجام به‌طور وحشتناکی به کشتن دهد و بدین‌سان توانست پله‌های قدرت را بپیماید، وو برای رسیدن به خواسته های خود از هر چیزی می گذشت و حتی به همسران و اعضای خانواده خود چون مادر، برادران و خواهران و فرزندان خود هم رحم نکرد و آنان را برای قدرت کشد و طبق گفته مورخان او 《قلبی چون مار و طبیعتی چون گرگ و اخلاقیاتی چون روباه دارد》.

به عنوان صیغه امپراتور تائ زونگ[ویرایش]

جزئیات نقاشی یان لیبن در مورد پذیرش فرستاده تبت ، نشانگر تانگ تایزونگ

وو در سال ۶۳۸ میلادی در سن ۱۴ سالگی وارد حرمسرای امپراتور تای زونگ شد و به مقام صیغه امپراتوری (همسر غیر دائمی و کمتر حاکم) رسید، و در رتبه پنجم همسر امپراتور در میان نه رتبه برتر امپراتوری رسید و قرار گرفت وی یکی از محبوبان تای زونگ بود اما نه ان چنان که او را به بالاترین مقام صیغه ای و همسر سلطنتی یعنی شیفعی برساند و نه به مقام همسر اعظم، اما آنقدر زیبا بود که امپراتور تای زونگ بیشتر از همه با او ارتباط جنسی داشت و او را همراه خود همه جاه می برد و حتی زمانی که امپراتور تای زونگ به شجاع ترین اشخاص دربار گفت؛ گر کسی بتواند سوار اسب قوی من شود حق هر درخواستی را از من دارد، زمانی که هیچ کس جرات این کار را نداشت وو برخواست و حکم امپراتور را قبول کرد و با این کارش همه مخصوصا امپراتور را تحت تاثیر قرار داد زیرا که اسب امپراتور تای زونگ حتی ماهرترین سوار کارها هم نمی توانستن رامش کنند و سوار او شوند چه برسد به یک زن جوان ۱۷ ساله اما وو ثابت کرد که جرات و شجاعت این کار را دارد و همین کار را انجام داد و امپراتور را تحت تاثیر قرار داد در همین سالها او توجه ولیعهد جوان لی ژی را به خود جلب کرد و لی ژی که بعدا به عنوان امپراتور گائوزونگ معرفی می شود علاقه مند به زیبایی و شجاعت وو شد و در همین زمان وو هم شروع به برقرار کردن روابط با امپراتور آینده کرد و او را عاشق خود کرد.

در سال ۶۴۹ میلادی امپراتور تای زونگ در گذشت و پسرش لی ژی به عنوان امپراتور گائوزونگ بر تخت نشست و وو مجبور شد به عنوان یک صیغه امپراتور قبلی به یک راهبه تبدیل شود اما در سال ۶۵۰ میلادی امپراتور گائوزونگ برآی تقدیس پدرش به معبدی رفت که وو در همان جاه بود و زمانی که امپراتور گائوزونگ او را دید هر دو گریه کردند گائوزونگ زمانی که وو را دید به شدت بسیار بیشتر از قبل تحت تاثیر وو قرار گرفت زیرا او هم زیباتر، باهوش تر و جذاب تر از قبل شد بود و تصمیم گرفت که او را به یک صیغه خود تبدیل کند،

به عنوان صیغه امپراتور گائوزونگ[ویرایش]

یک تصویر گرفته شده از امپراتور گائوزونگ از یک آلبوم قرن ۱۸ میلادی، از پرتره ۸۶ امپراتور چین، با یادداشت‌های تاریخی چینی

در سال ۶۵۰ میلادی وو از معبد بودایی خارج شد و به قصر بازگذشت و به عنوان یک صیغه امپراتوری تبدیل شد و به مقام ژائو دومین مقام در میان نه رتبه برتر بود رسید و شروع به رقابت با همسر شیائو که بالاترین مقام همسری بالاتر از ژائو یعنی مقام شیفعی بود کرد و وو با روش های مهربانانه توانست امپراتریس وانگ را فریب دهد و در میان این رقابت میان امپراتریس وانگ و همسر شیائو وی توانست تنها محبوب گائوزونگ باشد و آنان را از چشمه امپراتور انداخت و امپراتریس وانگ و همسر شیائو تازه متوجه خطرات اوضاع شدند در سال ۶۵۴ میلادی وو دختری به دنیا آورد که در همان ماهی که بدنیا آمد بود درگذشت، در واقعا وو دختر خود را خفه کرد بود و قتل آن را به کردن امپراتریس وانگ انداخته بود و همسر شیائو را همراه امپراتریس وانگ متهم به جادوگری کرد بود و توانست آنان را از مقامشان عزل کند و حبس خانگی کند و امپراتور گائوزونگ او را به بالاترین رتبه صیغه موجود یعنی شیفعی رساند زمانی که امپراتور گائوزونگ می خواست که او را تبدیل به امپراتریس کند تمام صدراعظم ها (هر پانزده صدراعظم) مخصوصا دایی امپراتور یعنی ژانگسو ووجی که قدرتمندترین صدراعظم بود شدیدا با این تصمیم مخالفت ورزیدن و گفتن؛ "وو قبلا یک راهبه بوده و همچنین یک صیغه سلطنتی است برای همین یک صیغه که قبلا راهبه بوده نمی تواند مادر این امپراتوری و امپراتریس شما باشد" بعد از خبر رسیدن به وو او صدراعظم ها را متهم به نافرمانی از امپراتور گائوزونگ کرد و به امپراتور گفت؛ "شما می گذارید که خدمت گذارانتان سد راه تصمیمات بی چون و چرا شما شود این امپراتوری مال شما است و تنها حکم و قدرت شما مطلق است این نافرمانی نشان دهند این است که شما تسلط ای بر قدرت ندارید" بعد از این حرف وو، گائوزونگ با او موافقت کرد و تمام تلاش خود را برای این که او تبدیل به امپراتریس شود کرد در سال ۲۰ نوامبر ۶۵۵میلادی امپراتریس وانگ از مقام امپراتریس کاملا عزل شد و بعد به دستور وو به طرز وحشیانه ای همراه همسر شیائو کشته شد (به دستور وو با آهن ۱۰۰ بار دست و پاهایشان ضرب و شتم شدید شد و بعد دست و پاهایشان قطع و آنان را در کوزه های بزرگ شراب انداختن تا جان دهند در حالی که آنان نیم جان بودند زنده زنده سوزانده شدند) بعد از مرگ آنان در ۲ دسامبر ۶۵۵ میلادی وو جایگزین امپراتریس وانگ شد و تبدیل به امپراتریس قدرتمند تانگ شد.

امپراتریس همسر و قدرت واقعی تخت[ویرایش]

دوره حذف رقبا[ویرایش]

در سال ۶۵۵، وو تبدیل به همسر اصلی جدید و امپراتریس همسر گائوزونگ (T皇后 ، húanghòu) شد.

در سال ۶۵۶، به توصیه ژو جینگزونگ متحد اصلی امپراتریس وو، امپراتور گائوزونگ فرزند همسر لیو را از او را به عنوان وارث تاج و تخت خود جدا کرد و وضعیت او را به عنوان شاهزاده لیانگ تغییر داد، ضمن تعیین پسر وو به نام لی هونگ، و سپس عنوان شاهزاده دای، به عنوان ولیعهد (یعنی وارث ظاهری) تبدیل شد، همچین وو برای اطمینان برای حفظ قدرتش فرمان داد، تمام همسران صیغه ای امپراتور را از در دربار حذف و بعد محکوم به مرگ و وادار به خودکشی کنند.

در سال ۶۵۷، ملکه وو و متحدانش که در دولت حاکم امپراتور گائوزونگ بسیار قدرتمند و پرنفوذ شده بودند، شروع به تلافی جویی سخت در برابر مقاماتی کردند که با صعود وی مخالفت کرده بودند. وو در ابتدا خو و لی ییفو را داشت، که در حال حاضر به توصیه های وو آنها به صدراعظم تبدیل شده بودند، وو و متحدانش به طور دروغ هان یوان و لی جی را به همدستی با چو سولیانگ در برنامه ریزی خیانت متهم کردند. این سه نفر به همراه عموی امپراتریس پیشین وانگ، لیو شی به داشتن بخشدار کوچک در استان های دور افتاده منتقل شدند و مقرراتی مبنی بر اینکه دیگر هرگز اجازه بازگشت به چنگان را ندارند دریافت کردند بعد در همان سال به فرمان امپراتریس وو هر چهارتن خودکشی کردند. وی در سال ۶۵۹، با قدرتی بسیار بیشتر و با نفوذی ویرانگر بر شوهرش توانست به راحتی دایی پرقدرت امپراتور به نام ژانگسو ووجی را به توطئه و خیانت با مقامات سطح پایین به نام های وی جیفانگ (韋 季 方) و لی چائو (李 巢) متهم كرد. ژانگسون تبعید شد و بعداً در همان سال مجبور شد در تبعید به دستور امپراتریس وو خودکشی کند. خو همچنین با برنامه های امپراتریس وو افراد درگیری را هم در نقش های خود دخیل کردند مانند: چو، لیو، هان و یو ژینگینگ در این طرح بودند. چو، که در سال ۶۵۸ درگذشت، پس از مرگ از عناوین خود سلب شد و پسرانش چو یانفو (褚彥甫) و چو یانچونگ (褚 彥 沖) اعدام شدند. احکام نیز برای اعدام لیو و هان صادر شده است، اگرچه هان قبل از رسیدن دستور اجرای حکم به مکان خود درگذشت. گفته می شود که پس از این مدت، هیچ مقام رسمی جرات انتقاد از امپراتریس وو به واسطه امپراتور را ندارد.

در سال ۶۶۰، لی ژونگ، پسر اول متولد گائوزونگ (به منظور تقدیر از لیو) نیز مورد هدف قرار گرفت. لی ژونگ ترسیده بود که او در آینده هدف بعدی باشد و به دنبال مشاوران بانفوذ و وزیران قدرتمند بوده تا بتوانند از او در مقابل امپراتریس وو حفاظت کنند. وو بعد از مطلع شدن او را تبعید و در بازداشت خانگی قرار داد و حتی از تمام عناوین خود سلبش کرد.

به عنوان یک قدرت حاکم در پشت امپراتور[ویرایش]

در سال ۶۶۰، امپراتور گائوزونگ و امپراتریس وو به بازدید از بیان بخشدار تایوان امروزی در چین است)، و امپراتریس وو این فرصت را داشتند تا همسایگان و نزدیکان قدیمی خود را به یک ضیافت دعوت کنند. بعداً در همان سال، امپراتور گائوزونگ به بیماری مبتلا شد که علائم سردردهای دردناک و از دست دادن بینایی شدید را به همراه داشت، که عموماً مربوط به فشار خون بالا است هر چند امکان دارد وو او را به طرز ماهرانه مسموم کرده باشد، و گائوزونگ شروع کرد به امپراتریس وو اجازه دادن که تصمیماتی را در مورد درخواست های مقامات صادر کند. گفته شد كه امپراتریس وو واكنش سريعي داشته و هم ادبيات و هم تاريخ را به طور کامل و با زیرکی درک كرده و به همين دليل حكم هاي سریع و صحيحي را مي گرفت. پس از آن، اقتدار وی با امپراتور گائوزونگ رقیب شد، پس از این اتفاق امپراتریس وو به مدت بیست و سه سال به عنوان قدرت انکار ناپذیر پشت تخت تبدیل شد.

در سال ۶۶۴، گفته شد كه امپراتریس وو چنان با اعمال قدرت و به طور بیش از حد در کلیه کارهای دولت امپراتوری دخالت می كند كه وی عصبانیت امپراتور گائوزونگ را برنداخت. علاوه بر این، او جادوگر تائوئیست Guo Xingzhen (郭 行 真) را در استفاده از جادوگری مشغول کرده بود - عملی که به موجب زیر پا گذاشتن قوانین امپراتوری بود و این عمل زننده و ممنوع بود و حتی منجر به سقوط امپراتریس های پیشین و حتی منجر به سقوط امپراتریس وانگ شد — و خواجه ای به نام وانگ فوشنگ (王伏勝) این موضوع را به امپراتور گائوزونگ گزارش دادند، و بیشتر او را عصبانی کرد. وی با صدراعظم شانگوان یی مشورت كرد، كه وی پیشنهاد كرد كه امپراتریس وو را تحریم كند. گائوزونگ پیش نویس حكم شانگوان را داشت، اما همانطور كه ​​شانگوان در حال انجام این كار بود كه امپراتریس وو خبرهایی از آنچه اتفاق می افتد دریافت كرد. او نزد امپراتور رفت تا پرونده اش را بپذیرد، درست همانطور كه ​​او حكمی را در دست داشت كه شانگوان تهیه كرده بود. امپراتور گائوزونگ نتوانست تحمل کند تا او را به نمایش بگذارد و تصمیم گرفت با وو آشتی کند، اما در این نیان امپراتریس وو سرنوشت بدی را در شانگوان دانست. همانطور که هر دو شانگوان و وانگ به کارکنان لی ژونگ خدمت کرده بودند، امپراتریس وو به طور دروغ شاگرد شانگوان، وانگ و لی ژونگ را به خاطر برنامه ریزی خیانت متهم کرد. پسر شانگوان، وانگ و شانگوان شانگگان تینگزی (上官 庭芝) اعدام شدند، در حالی که لی ژونگ مجبور به خودکشی شد در این برنامه ریزی امپراتریس وو نیمی از مقامات دولتی را متهم به خیانت کرد و همه ان ها را به اعدام محکوم کرد. (دختر شانگوان شانگگان، شانگوان وانر، که شیرخوار بود همراه مادرش، بانوی ژنگ، در کاخ داخلی برده شدند. پس از بزرگ شدن شانگوان وانر، او سرانجام به دبیران معتبر و نزدیک امپراتریس وو تبدیل شد.) پس از آن، نفوذ امپراتریس وو رسما چنان با شدت رشد کرد که به مرحله رهایی از امپراتور رسید و همچنین قدرتش از این زمان به طور رسمی غالب بود و می توانست قوانین را تغییر دهد و در مورد سرنوشت کشور تصمیم گیری کند و از آن پس، در جلسات و ملاقات های امپراتوری به طور کلی به مدت هجده سال، امپراتریس وو در پشت صفحه مروارید پشت امپراتور گائوزونگ نشست، و گزارش ها را هم تماشا می کرد و می شنوید، و قدرت های حکومت بیشتر به دست او می افتاد، و او به طور موثری تمام تصمیم های مهم را می گرفت و حتی وقتی امپراتور ناخوشایند بود به طور مستقل دادگاه را برگزار می کرد. و در غیاب شوهرش خود، قدرت های گسترده ای را به طور کامل به دست آورد و امپراتریس وو قدرت نهایی را داشت و او به یک شخصیت جنجالی و قدرتمند با تأثیرات فراوان تبدیل شد و از آن زمان به بعد امپراتریس وو بخاطر بیماری امپراتور گائوزونگ تقریبا بجای وی از قدرت‌های مطلق استفاده می کرد. و بخاطر همین پس از آن امپراتور گائوزونگ بخاطر این که قدرت بی حد و حصر خود را بیشترین حد از قدرت خود را با او به اشتراک گذاشته است، با هم به عنوان "دو قدیس" یاد شدند.(二 聖 ، ارو شنگ).

در همین حال، به حساب اختیارات و قدرت‌های فوق‌العاده امپراتریس وو، مادرش بانوی یانگ به بانوی رونگ ساخته شده بود و به وی املاک و دارایی های گسترده ای اعطا شد و همچنین حق اداره قبیله بزرگ وو هم به او داده شد، جدا از مادرش خواهر بزرگتر وو، که اکنون بیوه بود، هم به بانوی هان تبدیل شد. برادران وی وو یوآنقینگ و وو یوآنچوانگ و پسر عموهایش وو ویلیانگ و وو هوآیون با وجود روابط ضعیفی و بدی که با بانو یانگ داشتند، بخاطر اقتدار و سلطه کامل وو ارتقا پیدا کردند. اما در مهمانی که بانوی یانگ برای آنها برگزار کرد، وو وایلیانگ با بیان اینکه آنها را برای این افتخار و امتیاز ندادن که امپراتریس وو ارتقاء باشکوهی پیدا کرده، با این حرف او به بانو یانگ توهین کردند. بنابراین، امپراتریس وو را بشدت عصبانی کرد و دستور داد که آنها را به بخشداری های دور افتاده و درحال جنگ- از خارج- نشان دهند تا کمی نشانه فروتنی بیاموزند، اما در واقعیت برای انتقام از این جرم به مادرش بود و وو همچنین تمام افتخارات و امتیازات ان ها را برایشان سلب کرد و دستور تبعید دائمی را صادر کرد. وو یوان چینگ و وو نرمیوان در تبعید دائمی درگذشت که گفته میشود امپراتریس وو دستور خودکشی را برای آنها صادر کرده بود. در همین حال، یا قبل از سال ۶۶۶، بانوی هان نیز درگذشت، و پس از مرگ، امپراتور گائوزونگ دختر خواهر زنش را به بانوی وی ایجاد کرد و نگه داشتن او را در کاخ - احتمالاً به عنوان یک صیغه - در نظر گرفت اما بلافاصله این کار را نکرد، زیرا او می ترسید که امپراتریس وو ناراضی باشد. گفته می شود که امپراتریس وو از این امر خبر داشته و با این وجود ابراز نارضایتی کرده است و وی با قرار دادن سم در غذاهایی که وو ویلیانگ و وو هوایون از آن در مهمانی که وو و گائوزونگ را دعوت کرده بودند قرار داد و پس از آن توانست قتل خواهرزاده خود را به کردن وو ویلیانگ و وو هواویون بندازد و به این بهانه که آنها قصد داشتند او و امپراتور را مسموم کنند، محکوم شدند. وو ویلیانگ و وو هوایون به دستور وو اعدام شدند.

در سال ۶۷۰، مادر وو، بانو یانگ به طرز بسیار مشکوکی بعد از اختلاف شدید خود با وو بر سر مرگ بانو وی، درگذشت به اعتقاد مورخان بانو یانگ توسط وو مسموم شده بود و بخاطر سن زیادش مورد شک واقع نشده بود بعد از مرگ وی به دستور امپراتور گائوزونگ، همه ی مقامات امپراتوری و همسرانشان در مراسم او شرکت کردند و او را عزادار کردند. بعداً در همان سال، قلمرو دچار رنج ناشی از خشکسالی بزرگ شد، و ملکه وو دستور به تخلیه کردن داد، فرمانی که امپراتور گائوزونگ رد کرد اما وو با خشونت گائوزونگ را راضی کرد. وو بعداً پس از مرگ از پدر خود وو شیهو (که قبلاً بعد از مرگ به عنوان دوک ژو نیز افتخارآمیز شده بود) و همراه بانو یانگ با دادن عناوین پرنس و پرنسس تایویان به آنها احترام گذاشت.

در همین حال، پسر خواهر بزرگتر وو، بانوی هان، (برادرزاده وو) هلان مینشی (賀蘭敏 之) نام خانوادگی وو را داده بود و اجازه داشت عنوان دوک ژو را به ارث ببرد. با این که مشخص شد که وی به ظن امپراتریس وو مبنی بر قتل خواهرش، مشکوک بود، اما امپراتریس وو شروع به اقدامات احتیاطی علیه وی کرد، همچنین گفته می شود که او با مادربزرگ خود، بانو یانگ رابطه محرمانه ای داشته است. در سال ۶۷۱ هلان مینشی به دلیل عدم رعایت مقررات عزاداری در دوره عزاداری برای بانو یانگ و همچنین برای تجاوز به دختر رسمی یانگ سیجیان (楊思儉) متهم شد که امپراتور گائوزونگ و امپراتریس وو قبلاً او را به عنوان همسر پسر خود انتخاب کرده بودند. هلان مینزی تبعید شد و یا در تبعید اعدام شد یا خودکشی کرد. در سال ۶۷۴، امپراتریس وو فرزند وو نرمیوان به نام وو چنگسی را از تبعید فراخواند تا عنوان دوک ژو دوک ژو را به ارث ببرد.

دوره درگیری های جانشینی[ویرایش]

در سال ۶۷۵، با بیماری وخیم تر شدن امپراتور گائوزونگ، وی تصور كرد كه امپراتریس وو به طور رسمی به عنوان یك نایب السلطنه به طور مطلق حکومت کند. اما صدر اعظم هائو چوجون و مقام رسمی لی ییان هر دو با این امر مخالف بودند، و گائوزونگ رسما وی را به عنوان یك نایب السلطنه تبدیل نکرد، زمانی که صدراعظم مخالفت خود را نشان داد امپراتور جواب خود را پرسید و او پاسخ داد:

"امپراتور باید بر دولت حکومت کند، و امپراتریس باید در کاخ و اندرونی حکومت کند، این قوانین سالهاست که پاور جاست امپراتور و امپراتریس مثل ماه و خورشید، یین و یانگ هستند و هر کدام این توازن را حفظ می کنند و آنگاه شما اعلیحضرت می خواهید امپراتوری را به طور کامل به امپراتریس اسمانی [(یعنی ، امپراتریس وو)] بدهید، هر چند شما این قانون را از قبل شکسته بودید و اجازه دخالت های مداوم و بیش از حد را به طور مستقل به امپراتریس داده اید، اما این موضع فرق دارد این امپراتوری، امپراتوری است که توسط امپراتورها گائوزو و تایزونگ بنا شده است ، نه شما. اعلیحضرت شما باید از حکومت اجدادی محافظت کنید و تاج و تخت را به پسرتان منتقل کنید ، نه به کس دیگری، و حکومت نمی تواند جزئی از قبیله امپراتریس باشد. امیدوارم سخنان مرا بپذیرید."

با این وجود که وو هرگز نایب السلطنه نشده اما به عنوان امپراتریس، چه در حضور و چه در غیاب شوهرش با سلطه تمام و کمال بر گائوزونگ در پشت پرده امپراتوری را به راحتی اداره می کرد‌ و همچنان با مقامات به طور رسمی مشورت و حکم حکومتی را صادر می کرد. همچنین در سال ۶۷۵، تعدادی از مردم بخاطر این که گائوزونگ وو را نایب السلطنه نکرده بود قربانی عصبانیت امپراتریس وو شدند. ملکه وو از این که امپراتور گائوزونگ به عمه خود، شاهزاده خانم چنگل، که با ژنرال ژائو گویی (趙 married) ازدواج کرده بود ابراز خوشحالی کرده بود و دخترش همسر و پرنسس پسر سوم وو، لی شیان ، شاهزاده ژو شده بود. با عصبانیت شاهزاده خانم ژائو را به جرایم نامشخص متهم کرد و تحت بازداشت قرار داد و سرانجام به قتل رساند. ژائو گو و پرنسس چانگل تبعید شدند. در همین حال، در اواخر همین ماه، لی هونگ، ولیعهد - که نسبت به نفوذ اقتدارگرانه امپراتریس وو به شدت احساس نارضایتی می کرد با وو مخالفت شدید کرده بود تا در دولت حاکم امپراتور گائوزونگ به طور کامل در همه امور تاثیر شدیدا گسترده و مداوم نگذارد و امپراتریس وو را با توهین به خواهران ناتوانش، یعنی دختران همسر شیائو، پرنسس ییانگ و زوانچنگ، که در بازداشت خانگی به سر می برد، اجازه ازدواج می داد - ناگهان درگذشت. مورخان سنتی، باستانی و مدرن به طور کلی معتقد بودند که امپراتور وو لی هونگ را برای کنترل کارهای خود مسموم کرد. لی شیان، سپس عنوان شاهزاده یونگ را به دست آورد ، و به دستور وو به سرعت ولیعهدی ایجاد شد. در همین حال، پسر همسر شیائو، لی سوجی و فرزند دیگر امپراتور گائوزونگ، لی شانگجین (李 上 金) ، بارها و بارها متهم به جنایات از طرف امپراتریس وو شدند و مقام و منزلتشان به طور کامل از بین رفتند.

در این میان باز هم مخالفت در مورد حکومت او توسط مقامات دوباره اغاز شد، بعضی از آن‌ها دوباره صرفاً موضوع زن بودن او را پیش می‌کشیدند و از او بدگویی می‌کردند. بعضی دیگر باز هم در ذهن داشتند‌ حکومت باید توسط یک مرد اداره شود. بعضی‌ها هم دوباره این موضع را پیش می کشیدند که معتقداند که تنها نباید او حکومت کند و باید پسران امپراتور هم در اداره امور کشور مشارکت داشته باشند. تمام این گروه‌ها پشتیبان ولیعهدهای جوان، اول لی هونگ و بعد لی شیان بودند.

اما آن‌ها توان مخالفت با امپراتریس وو را نداشتند. او تخت سلطنت را در پشت پرده ربوده بود و هجده سال تا هنگام مرگ گائوزونگ امور «سرزمین تانگ» را با رأی خودش اداره می‌کرد و بی‌معارض بر چین فرمان راند. اما در تمام این روزها وی نمی‌توانست کاملاً آرام و راحت باشد، زیرا علی رغم ظاهر آرام دربار شوهرش، بی‌گمان دسیسه‌ها و توطئه‌های فراوان بر زده او موج می‌زد، در این زمان وو دوباره خشونت بی اندازه خود را آغاز کرد، در این میان دربار امپراتوری دوباره برای بار سوم توسط امپراتریس وو با قتل عام سازماندهی شد.

در میان سرکوب مخالفان خود در کشور به زودی روابط امپراتریس وو با لی شیان نیز رو به وخامت گذاشت، زیرا لی شیان پس از شنیدن شایعات ناخوشایند شد که وی از طرف امپراتریس وو متولد نشده است - بلکه از طرف خواهرش ، بانوی هان متولد شده - و هنگامی که امپراتریس وو از ترس او نسبت به این موضع بی اهمیت شنید، عصبانی شد. علاوه بر این، جادوگر مینگ چونگین (明 崇 儼) ، که وو و امپراتور گائوزونگ به آنها احترام گذاشتند و به دورغ به دستور وو اظهار کرد که لی شیان برای ارث بردن تخت سلطنتی نامناسب است، در سال ۶۷۹ ترور شد. آدمکش ها گرفتار نشدند و باعث شد گائوزونگ مشکوک شود که لی شیان پشت این ترور بود، در حقیقت وو خودش مینگ چونگین را ترور کرده بود و این کار را به کردن لی شیان انداخت. در سال ۶۸۳، لی شیان توسط امپراتریس وو به جرم و جنایات متهم شد و در جریان تحقیقات مقامات زو یوانچو، پی یان و گائو ژیزو به دروغ اظهار داشتند، تعداد زیادی سلاح در کاخ لی شیان پیدا شد. ملکه وو به طور رسمی لی شیان را به خیانت و ترور مینگ متهم کرد و همچنین او را به جرم برنامه برای کودتا بر زده او و امپراتور محکوم کرد. لی شیان به دستور امپراتریس وو عزل و تبعید شد.

پس از تبعید لی شیان، برادر کوچکترش لی شیان [نام مشابه صدایی اما شخصیت های مختلف چینی] (که تا به حال به لی ژه تغییر نام یافته بود) به فرمان وو ولیعهد ایجاد شد.

در سال ۶۸۱، پرنسس تایپینگ در یک مراسم بزرگ با زو شاو (薛 紹) پسر خواهر امپراتور گائوزونگ، شاهزاده چنگ یانگ ازدواج کرد. امپراتریس وو، که در ابتدا با همسران برادران زو شاو تحت تأثیر قرار نگرفت، می خواست به برادران شوهر دختر خود دستور دهد که از همسران خود طلاق بگیرند - تنها پس از آنکه به او گفته شد که بانو شیائو، همسر برادر بزرگتر زو شائو، زو یی (薛 顗) متوقف شد. ) ، نوه ای از صدراعظم مرحوم شیائو یو بود مورد خشم وو واقع شد که بعد منجر به ترور ان ها ختم شد.

در اواخر سال ۶۸۳ ، امپراتور گائوزونگ در حالی که در لوئویانگ بود درگذشت. لی ژه تاج و تخت را به دستور مادرش امپراتریس وو به طور اسمی در دست گرفت (به عنوان امپراتور ژونگ زونگ تبدیل شد) ، اما امپراتریس وو همچنان کلیه اقتدار واقعی حکومت را در مقام جدید به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه حفظ کرد و حتی این بار همه قدرت را به طور مطلق و به نام خود با مشت آهنین به خود متمرکز کرد و از آن پس سلسله تانگ به نام فقط وجود داشت.

امپراتریس دواگر و نایب السلطنه[ویرایش]

امپراتریس وو (بعدا وو زتیان) در لباس امپراتوری در زمان پسرش ژونگ زونگ وی بعداً به تنها زن در تاریخ چین تبدیل می‌شود که مقام امپراتریس فرمانروا را دارا بود و حکومت می‌کند

نایب السلطنه برای امپراتور ژونگ زونگ[ویرایش]

پس از درگذشت همسرش امپراتور گائوزونگ، وو به عنوان امپراتریس دواگر (皇太后، húangtàihòu) تبدیل شد و این بار رسما نایب السلطنه تبدیل شد و چرا که وو در دوره سلطنت شوهرش قدرت واقعی و اجرایی دولت را در دست داشت و در زمان سلطنت پسرش به عنوان امپراتریس دواگر و نایب السلطنه قدرت و توانایی کافی را برای عزل و نصب امپراتوران به طور رسمی به نام خود داشت. وو قبلاً در دوره امپراتور گائوزونگ پسر بزرگش، ولیعهد لی هونگ را مسموم کرده بود و حتی پسر دوم خود لی شیان را تبعید کرده بود و شاهزادگان دیگر از همسران صیغه ای شوهرش را نیز قبلا با توطئه تبعید و یا به قتل رسانده بود، و توانست فرزند سوم خود، لی ژه، را وارث کند. علاوه بر این، بعد از مرگ گائوزونگ او وصیت نامه شوهرش را رو کرد و وصیت نامه گائوزونگ شامل مواردی است که لی ژه باید فوراً بر تخت سلطنت صعود کند و امپراتور بعدی باید درمورد هر مسائل و یا موضع امپراتوری با امپراتریس وو در هر شرایطی شده در اداره امور مهم، چه نظامی و چه غیرنظامی و مدنی، چه عزل و نصب مقامات و ژنرال‌ها مشورت کامل کند و تمام مسئولیت های دولتی و نظامی به دست وو اداره می شد. در ماه دوم ۶۸۴، لی شیان به مدت شش هفته از سلطنت خود به سلطنت امپراطوری صعود کرد و نام امپراتوری خود را به ژونگ زونگ تغییر داد.

بلافاصله، امپراتور ژنزونگ زونگ نشانه مخالفت شدید را به امپراتریس دواگر وو نشان داد. امپراتور ژونگ زونگ زیر سایه و انگشت همسر خود، امپراتریس وی؛ می‌خواست پدر زن خود وی ژوانژون رابه مقام نخست‌وزیری برساند اما صدراعظم پی یان به این فرمان مخالفت نشان داد و ژونگ زونگ پاسخ داد:

چه اشتباهی می‌شود حتی اگر امپراتوری را به وی ژوانژون دادم؟ چرا اینقدر به شیزونگ اهمیت می‌دهید؟"

صدراعظم پی یان این موضوع را به امپراتریس دواگر وو گزارش داد، و او پس از برنامه‌ریزی با پی یان، لیو یزی و ژنرال‌های چنگ، ووتینگ (程 務 挺) و ژانگ کیانکسو (張 虔 勖)، را کنار گذاشت و بعد امپراتریس دواگر وو مقامات و ژنرال‌ها را صدا زد و فرمان به برکناری ژونگ زونگ را صادر کرد و او را با کوچکترین فرزندش لی دان، شاهزاده، جایگزین کرد، زمانی که ژونگ زونگ فرمان برکنار خود را از مادرش شنید گفت؛ "مادر، مگر من چه گناهی کرده ام که شما من را پس میزنید" امپراتریس دواگر وو جواب داد؛ "تو می خواستی با وجود من و بدون مشورت با من تمام قدرت صدراعظمی را به پدرزنت بدهی این قانون کجا بوده که همه قدرت صدراعظم به یک نفر برسد تو با این کارت می خواستی به وی ژوانژون امپراتوری بدهی این چطور گناه نیست".وو پسر چهارمش لی دان (به عنوان امپراتور رویزونگ) برتخت می‌رساند. وو زتیان پدرزن ژونگ زونگ، وی ژوانژون (韋玄貞) را به اتهام خیانت به قتل دستگیر کرد و او را به کنارگیری کشاند. امپراتور ژونگ زونگ به عنوان شاهزاده لوینگ کاهش یافت و تبعید شد. امپراتریس دواگر وو همچنین ژنرال کیو شنگ را به محل لی شیان در تبعید فرستاد و لی شیان را مجبور به خودکشی کرد.

نایب السلطنه برای امپراتور رویزونگ[ویرایش]

وو کوچکترین فرزندش لی دان را به عنوان امپراتور رویزونگ به مقام امپراتوری رساند. اما او حاکم ضعیف بود و فقط از نظر ظاهری و اسمی یک حاکم بود. وو حتی به بهانه مرسوم پنهان کردن پشت پرده یا صحنه عمل نکرد و در تخت سلطنت نشسته، و دستوراتی را برای حاکم اسمی صادر کرد تا به‌طور رسمی و بدون هیچ محدودیتی اعلام شود. رویزونگ هرگز به دادگاه امپراتوری نرفت، هیچ حق و قدرت امپریالیستی نداشت، و همچنان در قصر داخلی زندانی شد بود. در سال ۶۹۰ میلادی، وو امپراتور رویزونگ را مجبور به کنارگیری کرد و توانست تاج و تخت را به دست آورد و سلسله ژو را تأسیس کند و نام خود را به عنوان حاکم (هوانگدی) تغییر دهد.

بخش اولیه سلطنت وو با فعالیت پلیس مخفی، که از سال ۶۶۰ شروع شد بود گذشت که سالها بعد در سال ۶۹۲ میلادی تعطیل شد، در اصل این پلیس مخفی بیشتر قدرتشان را از وو می گرفتند و در سراسر دولت دخالت داشتند و نفوذ اعظمی هم بر دولت هم بر مردم داشتند و بیشتر مخالفان وو را به طرز بی رحمانی می کشتند و قدرت امپراتریس را در دولت مشخص می کردند. از طرف دیگر وو حتی توسط مورخان سنتی که از او بیزار بودند، به عنوان یک حاکم بسیار قدرتمند و توانا و علاقه مند به امور دولت شناخته می‌شود، و توانایی او در انتخاب مردان توانمند و شایسته به عنوان مقام والا، در تمام بقیه سلسله تانگ و همچنین در سلسله‌های بعدی تحسین می‌شد. (او در کودتایی در سال ۲۲ فوریه ۷۰۵ میلادی سرنگون شد و امپراتور ژونگ زونگ به تخت سلطنت بازگشت، اما او همچنان به عنوان «امپراتور» ادامه می‌یابد تا زمان مرگ وی بعداً در همان سال) در گذشت و در کنار همسرش گائوزونگ دفن شد.

اگرچه امپراتور رویزونگ، عنوان امپراتور را به خود اختصاص داد، اما امپراتریس دواگر وو حتی با قدرت و استحکامات بسیار بیشتر قدرت را حفظ کرد و کامل دربار امپراتوری توسط امپراتریس وو کنترل می شد، و به مقامات اجازه نداد که با امپراتور رویزونگ ملاقات کنند، و نه به او اجازه داده شد که در امور کشوری حکومت کند. در عوض، امور امپراتوری توسط امپراتریس دواگر وو اداره می‌شد، که همه کس را الت دست خود کرده بود و فرمانروایی حقیقی را به طور یگانه در دست داشت و به صورت مستبدانه حکومت می کرد. او به پیشنهاد خواهرزاده اش وو چنگسی نیز آرامگاه اجدادیشان را گسترش داد و به آنها افتخارات پس از مرگ بیشتری بخشید.

در سال ۶۸۶، امپراتریس دواگر وو پیشنهاد داد که تمام مقامات و قدرت‌های واقعی امپریالیستی را به امپراتور رویزونگ برگردانند، اما امپراتور رویزونگ با دانستن اینکه واقعاً قصد انجام اینکار را ندارد، نپذیرفت و او همچنان به اعمال اقتدارگرانه امپراتوری پرداخت.

به زودی پس از آن، نوه لی جینگه، دوک یینگ، که از تبعید خود بیزار شده بود، شورشی به دلیل مخالفت با حکومت مادر قدرتمند امپراتور رویزونگ امپراتریس دواگر وو را در بخشدار یانگ شروع کرد (تقریباً مدرن یانگژو، جیانگ سو). این شورش در ابتدا حمایت‌های مردمی زیادی را در منطقه به همراه داشت، با این حال لی جینگه در حمله خود آهسته پیشروی کرد و از پشتیبانی مردمی استفاده نکرد. در همین حال، صدراعظم پی یان به ملاقات امپراتریس دواگر وو رفت و پیشنهاد کرد که اقتدار امپراتوری را به امپراتور برگرداند و اظهار داشت که انجام این کار باعث می‌شود که این شورش به خودی خود فروپاشی کند صدراعظم یان پی به وو گفت؛ "شما امپراتریس، امپراتور بی کفایت را با اختیارات و اقتدار اعظیمتان عزل کردید اما امپراتور رویزونگ نیازی به نایب السلطنه ندارد شما می توانید از مقام نایب السلطنه کنار بکشید و همچنان به اسم امپراتور امور ایالتی را اداره کنید تا هم شما حکومت کنید هم این شورش بدون خونریزی فروپاشی کند". این حرف صدراعظم به امپراتریس دواگر وو در نزد وی یک توهین بسیار بزرگ بود، و او را متهم به همدردی با لی جینگه کرد و دستور برکناری و اعدام او را صادر کرد. او همچنین تعدادی از مقامات را عزل و تبعید کرد و به قتل رساند این دستورات وو از زمانی که پی یان دستگیر شد آنجام شد. او یک ژنرال لی شیاوی (李孝逸) را برای حمله به لی جنیگه فرستاد و در حالی که لی شیاوی در ابتدا ناموفق بود، اما با تشویق دستیار وی، وی یوانژونگ تحت فشار قرار گرفت و در نهایت توانست نیروهای لی جنیگه را درهم بشکند. لی جینگه فرار کرد و بعد به وسیله نیروهای وو دستگیر و بعد کشته شد.

در سال ۶۸۵، امپراتریس دواگر وو شروع به برقراری رابطه با راهب بودایی هواوی کرد.

در همین حال، وی صندوق‌های پستی مسی را در خارج از ساختمان‌های دولت امپراتوری نصب کرد تا مردم این قلمرو را ترغیب به گزارش مخفیانه از دیگران کند، زیرا او به بسیاری از مقامات به مخالفت با وی مشکوک بود. با سوء استفاده از این اعتقادات مربوط به او، مقامات پلیس مخفی، از جمله سو یوانلی، ژو زینگ و لای یونچن، قدرت خود را افزایش دادند و به اتهامات دروغین، شروع به شکنجه و اعدام افراد کردن.

در سال ۶۸۸ ، امپراتریس دواگر وو قرار شد قربانی خود را به الهه رودخانه لوا (洛水 ، که از طریق استان هنان در لیوئانگ، و سپس "پایتخت شرقی" جریان دارد) قربانی کند.وو اعضای ارشد قبیله امپراتوری تانگ را به لوئویانگ فراخواند.شاهزادگان امپراتوری نگران بودند كه وی قصد داشت آنها را کشتار كند و تاج و تخت را برای خودش تأمین كند: بنابراین ، آنها توطئه كردند كه در برابر او مقاومت كنند.اما قبل از برنامه ریزی های گسترده برای شورش ، لی ژن و پسرش لی چونگ، شاهزاده لنگی ابتدا در پست های مربوطه به عنوان بخشدار یو (豫州 ، تقریباً مدرن ژومادیان ، هنان) و بو بخشدار شدند.، تقریباً مرلیائوچنگ ، ​​شاندونگ).با این حال ، دیگر شاهزاده ها هنوز آماده نبودند و قیام نکردند ، و نیروهای فرستاده شده توسط امپراتریس دواگر وو و نیروهای محلی به سرعت نیروهای لی چونگ و لی ژن را خرد کردند.امپراتریس دواگر وو از این فرصت استفاده کرد تا نوه های امپراتور گائوزونگ را دستگیر کند ، لی یوانجیا (شاهزاده هان ، لی لینگوکی (李 靈 夔) شاهزاده لو ، و پرنسس چانگل ، و همچنین بسیاری دیگر از اعضای قبیله لی و او ، آنها را وادار به خودکشی کرد. حتی شوهر شاهزاده تایپینگ ، ژوشاهو نیز به دستور وو دستگر و گرسنه نگاه داشت شد تا مرگ.در سالهای بعد ، قتل عام های سیاسی بسیاری از مقامات و اعضای قبیله لی همچنان ادامه داشت تا این که وو خواست تا تخت را بگیرد.

امپراتریس دواگر وو در سال ۶۹۰ میلادی می خواست که خود "امپراتور" شود و برای این منظور شروع کرد به کشتار کامل قبیله لی و بعد در سال ۸ اکتبر ۶۹۰ میلادی فرمان به بر کناری امپراتور رویزونگ را داد و در این ماجرا اعلام به قدرت رسیدن قبیله وو را کرد و امپراتوری تانگ را به پایان رسید خواند و امپراتوری جدید به نام ژو را بنیانگذاری کرد و خود را به عنوان امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی و امپراتور پرهیزگار خواند و مثل بقیه پادشاهان چین خود را هوآنگدی به معنی (حاکم مطلق) خواند و در یک مجلس باشکوه تاجگذاری کرد. یک مورخ سلسله سونگ سیما گوانگ، در مورد سلطنت او در زمان نایب السلطنگی اش اظهار داشت:

حتی اگر امپراتریس دواگر بیش از حد از عناوین رسمی و قدرت‌های مطلق استفاده می کرد تا مردم به او خیلی راحت تسلیم شوند، او اول از طریق شوهرش و بعد در زمان پسرانش این کارها را کرد و با مشتی آهنین در سیاست و مرکزیت قدرت رفتار می کرد، امپراتریس وو اگر می دید کسی از مقامات و ژنرال ها بی کفایت است، فوراً او را عزل و یا حتی اعدام می کرد. او همه قدرت تغییر قوانین و قدرت‌های مجازات و پاداش و قدرت‌های تصمیم گیری را از اواخر سلطنت گائوزونگ در دست گرفته بود، دولت را كنترل می كرد و در مورد تصمیمات مربوط به سیاست‌ها و غیره، قضاوت های خود را به راحتی انجام می داد. او قبل از مقام امپراتوری برای بیش از بیست سال سرپرست همه قدرت بود و قضاوت خوبی داشت، بنابراین افراد با استعداد زمان خودش نیز مایل به خدمت به او بودند.

امپراتریس فرمانروا سلسله ژو[ویرایش]

دودمان ژو دوم زیر فرمان امپراتور وو زتیان در نهایت گستردگی در سال‌های فرمانرواییش

وو زتیان در سال ۱۶ اکتبر ۶۹۰ میلادی آخرین اقدام را برای بدست آوردن قدرت نهایی انجام داد وی با یک فرمان رسمی پسرش امپراتور رویزونگ را کنار زد و سلسله پادشاهی تانگ را به پایان رساند و سلسله پادشاهی ژو را بنیان‌گذاری کرد و خود را تنها امپراتور چین خواند و به صورت مستقل و یگانه قدرت را در دست گرفت و به تنهایی بر چین حکومت کرد وی در این دوره تمام تلاش خود را برای باز پس‌گیری خاک‌های از دست رفت دودمان تانگ کرد و می‌خواست مرزهای چین را مثل دوره امپراتوری امپراتور تای‌زونگ برگرداند که در این را موفق شد وی در دوره حکومت خود اصلاحات گوناگونی را در آموزش و پرورش و تجارت انجام داد و در این زمان تجارت رونق فراوانی داشت و سواد مردمی افزایش یافت وی رفاع اقتصادی و مردمی را بهتر کرد و در دوره وی عدالت به خوبی برای مردم انجام می‌شد وی همچنین مالیات را برای فقرا کم کرد و برای اشراف بیشتر کرد وی به معماری بسیار اهمیت می‌داد و در دوره وی بناهای زیادی ساخت شد وی برای اداره بهتر کشور ایالت‌ها را به چند دست تقسیم کرد و افراد دانا را به حکومت ان می‌گماشت وو زتیان یکی از مدافعین سرسخت آیین بودایی بوده و در عصر امپراتوری زتیان مذهب بودایی بسیار رشد کرد و طرفداران زیادی بدست آورد.

بازنشستگی و مرگ[ویرایش]

وو زتیان در سال ۲۲ فوریه ۷۰۵ میلادی از مقام امپراتریس فرمانروا به دلیل بیماری شدید که داشت و به خاطر کودتایی که از طرف اطرافیانش برنامه‌ریزی شده بود کنار کشید و پسر بزرگش ژونگ زونگ را جانشین خود کرد و خود به مقام امپراتریس مقدس و بازنشسته سلسله‌های چین رسید زتیان به مدت ۹ ماه بعد از کناره‌گیری اش از قدرت در سلطنت پسرش در سلسله تانگ در گذشت و در کنار همسرش گائوزونگ دفن شد.

بالا رفتن از قدرت[ویرایش]

وو زتیان در سال ۶۳۸ به عنوان معشوقه تای‌زونگ (دودمان تانگ) وارد حرمسرا شد.

وو زتیان با مرگ تای زونگ در سال ۶۴۹ تبدیل به معشوقه امپراتور گائوزونگ در سال ۶۵۰ گردید.

وو با اعدام امپراتریس وانگ در سال ۶۵۵ امپراتریس تانگ شد.

وو زتیان در سال ۶۶۰ و ۶۶۵ قدرت چشمگیری بدست آورد و بجای شوهرش بر چین به‌طور کامل حکومت کرد

امپراتور گائوزونگ در سال ۶۸۳ درگذشت و پسرش ژونگ زونگ به پادشاهی رسید ولی تمام قدرتش توسط مادرش غضب شد و او امپراتور به اسم بود.

در سال ۶۸۴ ژونگ زونگ بر ضده مادر شورید و وو زتیان در همان سال با فرمان رسمی امپراتوری را به پسر ضعیف و ناتوانش رویزونگ داد و بجای وی بر تمام قدرت سلطه انداخت و در این دوره قدرت را خیلی قوتر در دست گرفت.

وو زتیان در سال ۶۹۰ سلسله تانگ را به پایان رساند و سلسله ژو را بنیان‌گذاری کرد و خود را امپراتریس فرمانروای مقدس و ایزدی خواند.

سخنرانی امپراتریس وو بعد از کنارگیری از قدرت در سال ۷۰۵ میلادی:

"مادر من به خانواده سلطنتی سوئی تعلق داشت و پدرم در شورش به لی یوان کمک کرد. هنگامی که گائوزونگ درگذشت و من سرانجام دشمنان خود را دور کردم، خودم را امپراتور نامیدم نه امپراتریس. من قبلاً از طرف سالهای بیمارگونه شوهرم که در شانزدهمین سال حکومت گائوزونگ آغاز شد، به نمایندگی از گائوزونگ به طور کامل حکمرانی کرده بودم. حدود ۱۸ سال با امپراتور بیمار حکومت کردم، و در طول سلطنتش عناوین امپراتور آسمانی و ملکه آسمانی را برای فرمانروایی خود تصویب کردیم. گرچه به معنای واقعی کلمه من از پشت پرده و در پشت تخت بودم و فاقد از مردان بودم، اما من همیشه از مسئولان اصلی و نیرومند دادگاه بوده ام.

حاکمان همیشه مرد بودند. مادرشوهرم، امپراتریس ژانگسون وندو، هنگام مشورت با پدر گائوزونگ در مسائل سیاسی، ظاهراً آن خط کسل کننده را از کتاب اسناد نقل کرده است: "هان سحرگاه زنان را اعلام نکرد". در رسم کنفوسیونیستی ما زنان و بانوان امپراتوری برای تبدیل شدن به یک انسان متفکر به وسیله اطاعت و خدمت خود به شوهرمان شریک زندگی آنها و حتی ملکه شدیم. من از حضور در این امر خودداری کردم، من کسی بودم‌ که کاملا بر گائوزونگ و دولتش حکمرانی کرد. من خودم را هوانگدی، امپراتور نامیدم و خودم را به عنوان ضمیر و نیروی اول شخص نامیدم که مدتهاست در انحصار مردان بوده است. من همچنین بر وفاداری به دولت بر وفاداری فرزند به پدر تأکید کردم. من یک دوره عزاداری را برای یک مادر بیمار تحمیل کردم که برای یک پدر بیمار همان سه سال بود باشد. من نیاز داشتم تا ثابت کنم که زنان نیز به همان اندازه یک مرد اهمیت دارند، نمیدانم بعد از من کسی این قانون و راه را در قدرت ادامه میدهد اگر کسی هست بدان این را آسان نیست".

جانشینان[ویرایش]

بعد از ملکه زتیان به مدت ۷ سال ۳ نفر به شرح زیر به امپراتوری رسیدن:

بعد از ملکه زتیان پسرش ژونگ زنگ از سال ۷۰۵ تا ۷۱۰ به تخت نشست.

بعد از ژونگ زنگ، شانگ به مدت ۱۷ روز در سال ۷۱۰ به تخت نشست.

بعد از شانگ پسر دیگر ملکه زتیان رویزونگ از سال ۷۱۰ تا ۷۱۲ به تخت نشست.

و سرانجام چهارمین نفر شوان زونگ اول به مدت ۴۴ سال حکومت کرد:

بعد از رویزونگ، شوان زونگ اول به تخت نشست.

منابع[ویرایش]

  1. Pollard, Elizabeth (2015). Worlds Together Worlds Apart. New York, NY: W.W. Norton Company. p. 318. ISBN 978-0-393-91847-2.
  2. Paludan, 100
  3. Paludan, 96


خطای یادکرد: خطای یادکرد: برچسب <ref> برای گروهی به نام «persian-alpha» وجود دارد، اما برچسب <references group="persian-alpha"/> متناظر پیدا نشد. ().