مظفر اعلم

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مظفر اعلم
وزیرمختار ایران در عراق
مشغول به کار
۱۳۱۵ – ۱۳۱۷
در زمانِ رضا شاه پهلوی
پس از عنایت‌الله سمیعی
پیش از موسی نوری اسفندیاری
مشغول به کار
۱۳۳۲ – ۱۳۳۲
در زمانِ محمدرضا شاه پهلوی
پس از حسین قدس نخعی
پیش از حسین قدس نخعی
وزیرمختار ایران در عربستان سعودی
مشغول به کار
مهر ۱۳۳۰ – ۱۳۳۲
در زمانِ محمدرضا شاه پهلوی
پس از عبدالحسین صدیق اسفندیاری
پیش از حسین دیبا
وزیر امور خارجهٔ ایران
مشغول به کار
۲۷ تیر ۱۳۱۷ – آبان ۱۳۱۹
در زمانِ رضا شاه پهلوی
نخست‌وزیر محمود جم
احمد متین‌دفتری
علی منصور
پس از علی سهیلی
پیش از جواد عامری (کفیل)
ریاست اداره کل تجارت
شروع به کار
۱۳۱۴[۱]
استاندار آذربایجان غربی
مشغول به کار
۱۳۱۶ – ۱۳۱۸
استاندار فارس
حاکم بروجرد و لرستان
حاکم بنادر جنوب و خلیج‌فارس
حاکم کردستان
شروع به کار
۱۳۰۳
حاکم اصفهان
ریاست نظمیه
شروع به کار
[۲]
پس از یپرم‌خان
حاکم کردستان
شروع به کار
۱۲۹۰
کنسول ایران در دمشق
اطلاعات شخص
زاده ۱۲۶۱ خورشیدی
۱۸۸۲ میلادی
ترابوزان،
درگذشت ۱۳۵۲ خورشیدی
۱۹۷۳ (۹۰-۹۱ ساله)
تهران،
ملیت ایران
محل
تحصیل
مدرسه نظامی سن-سیر
شغل سیاست‌مدار
تخصص دیپلمات و نظامی
مذهب اسلام
خویشاوندان سرشناس امیر اعلم
خدمات نظامی
لقب(ها) سالارمظفر، سردار انتصار
فرمانده فرماندهی قوای خراسان
ریاست بریگاد مرکزی
ریاست قشون آذربایجان (۱۹۱۸)
فرماندهی قشون اصفهان

مظفر اعلم (زاده ۱۲۶۱ خورشیدی برابر با ۱۸۸۲ میلادی – درگذشته ۱۳۵۲ خورشیدی برابر با ۱۹۷۳ میلادی) از سیاست‌مداران ایرانی می‌باشد.

زندگی‌نامه[ویرایش]

مظفر اعلم معروف به القاب (سالارمظفر و سردار انتصار) در سال ۱۲۶۱ خورشیدی در ترابوزان متولد شد. پدرش میرزا علی‌اکبر خان معتمدالوزارهٔ قزوینی از اعضای برجستهٔ وزارت امور خارجه بود و مدتی در بادکوبه، اسلامبول، دمشق و بغداد مقام کنسولی داشت. مظفر تحصیلات مقدماتی را در بادکوبه و تهران به اتمام رسانید و برای ادامهٔ تحصیل به کشور عثمانی رفت و تحصیلاتش را در مدرسهٔ حربیهٔ آن کشور به پایان رسانید. سپس برای ادامهٔ تحصیل به فرانسه اعزام شد و مدرسهٔ نظامی سن-سیر پاریس را طی نمود.

پس از ورود به ایران به استخدام در وزارت امور خارجه درآمد و مدتی کنسول ایران در دمشق بود. در ۱۲۸۹ ه‍.خ. از وزارت امور خارجه استعفا داد و در دوران وزارت جنگ احمد قوام‌السلطنه در همان سال با درجهٔ سرهنگی به فرماندهی قوای خراسان گماشته شد و در این سمت توانست امنیتی نسبی در منطقه برقرار نماید. در این سمت لقب «سالار مظفر» و درجهٔ سرتیپی گرفت.

در ۱۲۹۰ ه‍.خ. به حکومت کردستان گماشته شد ولی رفتار و اعمال وی مورد پسند مردم واقع نشد و اهالی بر او شوریدند. در این شورش جمعی از همراهان او مقتول شدند و خود از بیراهه به تهران گریخت و جان به سلامت برد.

پس از کشته شدن یپرم‌خان؛ رئیس نظمیه، در جنگ با سالارالدوله که در حوالی کرمانشاه رخ داد، سالار مظفر به ریاست نظمیه گمارده شد. در این سمت تلاش بسیار کرد و تهران را که دستخوش ناامنی بود امنیت بخشید؛ مخصوصاً در مبارزه با فساد و فحشا توفیق زیادی پیدا کرد و از سلطان احمدشاه قاجار به پاس خدماتش درجهٔ سرداری و لقب «سردار انتصار» گرفت و به ریاست بریگاد مرکزی (تیپ پاسداران پایتخت که مستقل از قوای قزاق بود و در ۱۲۹۵ ه‍.خ. تشکیل شد) گماشته شد.

در ۱۲۹۷ ه‍.خ. او را برای سرکوبی اسماعیل آقا سیمیتقو، یاغی کُرد که قسمتی از آذربایجان را مورد تاخت و تاز قرار داده بود و بعضی از روستاها را غارت کرده بود، با سمت ریاست قشون به آذربایجان فرستادند و پس از ورود نیابت حکومت هم به او سپرده شد. سردار انتصار پس از ورود به آذربایجان در شرفخانه اردو زد و به جمع‌آوری قوا پرداخت و با حمایت از طرف حزب دموکرات که رهبر آن شیخ محمد خیابانی بود قوای سمیتقو را شکست داد و با وی قرارداد عدم تعرض به ایران انعقاد نمود. پس از مأموریت آذربایجان به حکومت و فرماندهی قشون اصفهان منصوب گردید.

در ۱۳۰۲ نظمیهٔ تهران توطئه‌ای را کشف کرد که در حال تکوین بود. در این توطئه قصد این بوده است که سردار سپه رضاخان وزیر جنگ را به قتل برسانند. در رابطه با این موضوع عده‌ای از جمله قوام‌السلطنه نخست‌وزیر سابق و «مظفر خان سردار انتصار» بازداشت شدند. قوام به اروپا تبعید شد ولی سردار در زندان باقی ماند و پس از مدتی آزاد شد.

در ۱۳۰۳ برای بار دوم به حکمرانی کردستان منصوب شد. حکومت مرکزی قدرتی به هم زده بود چند سالی بلامعارض در آنجا حکومت کرد. سپس به حکومت بنادر جنوب و خلیج‌فارس، حکومت بروجرد و لرستان، استانداری فارس و استانداری آذربایجان غربی منصوب گردید و سرانجام در ۱۳۱۴ به ریاست ادارهٔ کل تجارت برگزیده شد و در این سمت به ریاست هیئتی برای توسعهٔ مبادلات بازرگانی به شوروی سفر کرد و زمینهٔ قرارداد پایاپای بین ایران و شوروی را فراهم نمود.

مظفر اعلم چندی در سمت ریاست ادارهٔ کل تجارت باقی ماند تا با عنوان وزیرمختار به بغداد رفت.

در ۱۳۱۷ به تهران احضار و در کابینهٔ محمود جم به وزارت امور خارجه منصوب و معرفی شد و این سمت را در کابینه‌های دکتر احمد متین‌دفتری و علی منصور حفظ کرد. در ۱۳۱۹ از خدمت وزارت امور خارجه معاف شد و بعد مجدداً استاندار آذربایجان غربی گردید.

اعلم پس از شهریور ۱۳۲۰ به چند مأموریت موقت برای تعیین حدود مرزی به اروپا و آسیا اعزام شد. در سال ۱۳۳۰ سمت امیرالحاج گرفت. سرانجام در حکومت دکتر محمد مصدق به وزیرمختاری ایران در عربستان سعودی گمارده گردید. در سال ۱۳۳۲، دوباره وزیرمختار ایران در بغداد شد. روز ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ پس از کودتای نافرجام لشکر گارد، شاه از رامسر به بغداد رفت. دکتر حسین فاطمی وزیر امور خارجهٔ وقت تلگرافی به اعلم اطلاع داده بود که شاه منعزل است؛ هیچگونه استقبال و تماسی با وی نباید گرفته شود. اعلم با توجه به دستورالعمل وزارت امور خارجه برخلاف تأکید و اصرار نوری سعید نخست‌وزیر عراق در استقبال از شاه به فرودگاه نرفت. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ محمدرضاشاه پهلوی از رم به بغداد بازگشت. در فرودگاه بغداد نوری سعید پاشا و وزیران کابینهٔ وی و کور (هیئت) دیپلماتیک حضور به هم رسانیدند. مظفر اعلم هم در فرودگاه حاضر شد و بین او و نوری سعید پاشا مشاجرهٔ تندی رد و بدل شد. اعلم همان روز ورود شاه به بغداد، عراق را ترک کرد و به سوریه رفت. مدتی در آنجا اقامت داشت سپس چندی در اروپا گذرانید و چندین عریضه به حضور شاه تقدیم داشت؛ ولی مؤثر واقع نشد و اجازهٔ ورود به ایران به وی ندادند. اقدامات برادرش دکتر امیر خان امیراعلم نیز به جایی نرسید. سرانجام در سال ۱۳۵۰ اجازهٔ ورود به ایران داده شد. دو سالی در اختفا زندگی می‌کرد تا اینکه در ۹۰ سالگی درگذشت.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱۹۳۵
  2. ۱۹۱۲

منابع[ویرایش]

الگو:کابینه رجبعلی منصور