پرش به محتوا

مظفرالدین تکله

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اتابک مظفرالدین تکله (۶۵۶–۶۴۹) پسر نصرت‌الدین هزاراسپ، پنجمین و یکی از مشهورترین اتابکان لرستان بود. پدرش با اتابکان فارس از در دوستی درآمد و اتابک تکله فارس دختر خویش به زنی به او داد. مظفرالدین تکله، تکلهٔ لر و نوادهٔ دختری تکلهٔ سلغری بود به نام پدربزرگش موسوم شده بود. در ورود هلاکو به ایران مثل اتابک فارس وی نیز با اظهار طاعت، قلمروی خود را از تجاوز مغول در امان نگهداشت.[۱]

او با اتابکان فارس و شول و مغول درافتاد و قسمت عمدهٔ عمر او در زد و خورد گذشت. کشمکش میان اتابکان فارس و اتابکان لرستان که از عهد هزاراسب شروع شده بود در ایام امارت تکله شدت یافت. به علت اینکه اتابک سعد بن زنگی به‌قصد تصرف بلاد لر بزرگ سه بار به طرف متصرفات تکله لشکر کشید ولی در این لشکرکشی‌ها غلبه نیافت بلکه پیروزی نصیب تکله گردید. که اردوی هلاکو عازم بغداد بود که تکله به خدمت هلاکو رسید ولی از قتل خلیفه متأثر شد. او مخفیانه به لرستان بازگشت و هلاکو گروهی را برای دستگیری او به لرستان فرستاد گرچه برادر تکله دستگیر شد چون تکله به حصار منگشت پناهنده شده بود، موفق با دستگیری او نشدند عاقبت هلاکو تکله را زنهار داد و چون به خدمت هلاکو رسید، خان مغول وی را به تبریز برد و در آنجا او را در سال ۶۵۶ هجری قمری کشت.[۲]

در ادبیات

[ویرایش]

سعدی شعری دربارهٔ سرگذشت او سروده است:

در اخبار شاهان پیشینه هستکه چون تکله بر تخت زنگی نشست
به دورانش از کس نیازرد کسسبق برد اگر خود همین بود و بس
چنین گفت یک ره به صاحبدلیکه عمرم به سر رفت بی‌حاصلی
بخواهم به کنج عبادت نشستکه دریابم این پنج روزی که هست
چو می‌بگذرد جاه و ملک و سریرنبرد از جهان دولت الا فقیر
چو بشنید دانای روشن نفسبه تندی برآشفت کای تکله بس!
طریقت به جز خدمت خلق نیستبه تسبیح و سجاده و دلق نیست
تو بر تخت سلطانی خویش باشبه اخلاق پاکیزه درویش باش
به صدق و ارادت میان بسته‌دارز طامات و دعوی زبان بسته دار
قدم باید اندر طریقت نه دمکه اصلی ندارد دم بی‌قدم
بزرگان که نقد صفا داشتندچنین خرقه زیر قبا داشتند

جستارهای وابسته

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۹۰). روزگاران. تهران: انتشارات سخن. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۶۹۶۱-۱۱-۱-.
  • دهخدا و دیگران، علی‌اکبر (۱۳۹۱). «تکله». لغت نامه دهخدا. دریافت‌شده در ۹ خرداد ۱۳۹۱.