مزدیسنا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

مَزدَیَسنا ملقب به دین زرتشتی نام دین پیامبر ایرانی، اشوزرتشت اسپنتمان است. مزدَیَسنا اسم مشتق‌مرکبی به‌معنای پرستنده اهورامزدا است. مزدا همان خدای یگانه است. مزدَیَسنا ضد دیویَسنا است. دیویَسنا هم به‌معنی پرستنده دیو یا دَئوَ است و ضد آن واژه وی-دَئوَ یا ضد دیو است. مزدَیَسنا پیرامون ۱۲۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد از سوی پیامبر ایرانی، زرتشت اسپنتمان، پایه‌گذاری شد.[۱]

زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش کهن آریایی پرداخت و اندک‌اندک برای خود پیروانی یافت که پس از وی به مزدیسنان یا زرتشتیان شُهره شدند. در ادبیات مزدیسنا نیز مزدیسن با گویش پهلوی، هم‌معنی دین آورده به زرتشت، راستی‌پرست و با صفت زرتشتی آمده‌است.[۲] همچنین به زرتشتیان بهدینان نیز می‌گویند.

عناصر مزدَیَسنا یکتاپرستانه‌اند و از یکتاپرستی سرچشمه می‌گیرند. البته در برخی منابع از ایشان به نام دوگانه‌پرست هم یاد شده که بیشتر در اثر اشتباهی است که در شناخت درست مزدیسنا و بر اساس برداشت‌هایی از دو کتاب دینکرد و بندهشن انجام شده[۳] و مزدیسنان با زروانیان به اشتباه یکی پنداشته شده‌اند. زیرا باور به دوگانگی آفرینشی در میان زروانیان نیرومند است[۴] نه مزدیسنان. کتاب مقدس زرتشتیان گات‌ها است که (سرودها) سخنان شخص زرتشت بوده‌است.

دین زرتشتی برپایه یکتاپرستی دووجهی است. یعنی زرتشتیان به خدای بزرگی به نام اهورامزدا ایمان دارند و تمامی خیر را ساختهٔ او می‌دانند در حالی که تمامی شر را به اهریمن نسبت می‌دادند. این دوگانگی موجب شد که مسلمانان پس از چیرگی بر ایران، زرتشتیان را دوگانه‌پرست بنامند.[۵]

اشو زرتشت نخستین شخصی است که یکتاپرستی را به مردمان فلات ایران عرضه کرد (در ادیان سامی نوح اولین شخصیست که مردم را به یگانه‌پرستی دعوت نموده)

مفاهیمی مانند بهشت (پردیس)، دوزخ، روز رستاخیز، مژده نهایی جهان، و حتی فرشته (ایزد) و شیطان (دیوان) همگی بخشی از آموزه‌های زرتشت و ادبیاتی است که بعدها از آن سرچشمه گرفت. این مفاهیم در گذر زمان به دیگر ادیان راه یافتند.[۶]

پیرامون سال‌های ۲۲۴ تا ۲۴۰ میلادی (در دوره اردشیر بابکان)، دین زرتشت دستخوش یک دوره باززیست و تجدید حیات شد.[۷]

امروزه به اشتباه نماد فر کیانی را به عنوان نماد زرتشتیان نسبت می‌دهند. درصورتیکه نماد دین زرتشتی جام آتش است که دارِ مهر نام دارد.[۸][۹][۱۰]

فردوسی در شاهنامه آتش‌پرست نامیدن مَزدَیَسنان را کار نادرستی می‌پندارد زیرا که آتش محراب ایشان است.[۱۱][۱۲] سپس با به‌کار بردن واژهٔ آذرآبادگان، به آتشکده آذرگشسپ اشاره دارد.

به یک هفته بر پیشِ یزدان بُدندمپندار کآتش پرستان بُدند
که آتش بِدان گاه، محراب بودپرستنده را دیده پرآب بود
به یک ماه در آذرآبادگانببودند شاهان و آزادگان

محتویات

ریشه نام مَزدَیَسنا[ویرایش]

آتشکده باکو مربوط به دوره‌ای که ساکنان آن زرتشتی بوده‌اند.

واژهٔ مزدیسنا واژه‌ای اوستایی است که از دو جزء (مَزدَ + یَسنا) پدید آمده‌است. مَزدَ (اهورامزدا) معنی خدای دانا یا سرور می‌دهد و یسنا (یسنه) نیز به معنی «پرستی» است و در مجموع معنی مزداپرستی می‌گیرد. یسنا دربردارنده هفتاد و دو فصل می‌باشد. این واژه بهمراهٔ عربی به گونه «مزدیسنی» هم نوشته شده‌است. پیروان این کیش را «مَزدَیَسَن» می‌نامند که شکل جمع آن «مَزدَیَسنان» است. در واژهٔ مَزدَیَسَن، «مَزدَ» به معنی مَزدا و «یَسَن» به معنای «پرست» می‌باشد. در برابر پرستش مزدا، پرستش دیوان در گذشته به آیین و مرسوم بوده که متون زرتشتی، اینان را دیویسنان و کیششان را دیویسنا ثبت کرده‌اند که به معنای اهرمن‌پرستی است.[۱۳] نام‌های دیگری برای این دین وجود دارد که مصطلح‌ترین آن در ایران دین زرتشتی است.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] در گذشته به پیروان این دین بهدینان[نیازمند منبع]، مجوس[نیازمند منبع]، گبر[نیازمند منبع] نیز گفته شده‌است. درحالیکه مکتب‌ها بیانگر نام درست ادیان هستند، به اشتباه در بیشتر زبان‌ها نام این دین را به نام پیامبر آن، زرتشت منسوب می‌کنند و با لقب دین زرتشتی می‌شناسند.

نام دین (مکتب) پیرو جمع پیروان لقب دین
مَزدَیَسنا (مزداپرستی) مَزدَیَسَن (مزداپرست) مَزدَیَسنان (مزداپرستان) دین زرتشتی (پیروان پیامبر زرتشت)

تاریخچه مزدیسنا[ویرایش]

دارِ مهر یگانه نماد مقدس زرتشتیان در آتشکده یزد

از وحدت و اجتماع معنوی مزداپرستی شرق و غرب ایران آگاهی دقیقی در دست نیست.[۱۸] مغان مردان دینی و موبدان هخامنشیان بودند. در مورد این‌که از چه زمانی دین زرتشتی در ری، پایگاه مرکزی مغان آغاز به تلاش کرد، نشانه و شواهد روشنی در دست نیست. گمان می‌رود که دیرینه‌ترین هنگام برای این رویداد هنگام بنیادگذاری شاهنشاهی هخامنشی بوده‌باشد.[۱۹]

آتشکده جاویدان (صفه سرمسجد) در شهرستان مسجد سلیمان قرار دارد. این بنا متعلق به هفت قرن قبل از میلاد مسیح است

زرتشت و آموزش مغان بر روی اندیشه‌های یونانی کارسازی پرداخت که راست و واقعی بود اما نه یونانیان و سریانیها و نه نویسندگان ارمنی، هیچ‌یک از زرتشت اوستایی و از کیش او که در گاتاهای اوستا بازگو شده‌است، آگاهی نداشتند. به احتمال زیاد مزدیسنا در آغاز یک جنبش محلی در ایران خاوری بوده‌است که هنوز مرزهای آن شناخته نشده‌است. این کیش نو با پایداری و رویارویی شدید کیش‌های رایج رو به رو شده و برای مدتی دراز نتوانست به برتری و چیرگی کامل برسد و چون گسترش یافت، دگرگون شد. کیش زرتشتی با آیین‌هایی که در پی برانداختن آن‌ها برخاسته بود، درآمیخت و مزدیسنا به گونه‌ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید.[۲۰]

مَزدَیَسنا در دوران هخامنشی[ویرایش]

در مورد زرتشتی بودن هخامنشیان در بین دانشمندان اختلاف دیدگاه وجود دارد. وضعیت مزدیسنان تا پیش از زمان شاهنشاهی اشکانی به درستی دانسته نیست و منابع از میان رفته‌اند.

موافقان مزدیسن بودن هخامنشیان[ویرایش]

گروهی بر این باور هستند که مزدیسنا از زمان هخامنشیان و از زمان داریوش یکم بوده‌است و خدای خاندان هخامنشی دست کم از زمان داریوش، اهورامزدا بوده‌است. همچنین در زمان پادشاهی اردشیر یکم در پرامن سال ۴۴۱ پیش از میلاد، گاه‌شمار امپراتوری اصلاح شد و نام ماه‌های سال به نام‌های ایزدان مَزدَیَسنا نامگذاری شدند.[۲۱] می‌توان گفت مزدیسنا در زمان هخامنشیان در حال پیشرفت در میان باورهای توده مردم بوده‌است.

برخی از پژوهشگران، مانند آلبرت اومستد، ویل دورانت، یوهانس هرتل و جرج کامرون این دید سنتی را که زمان زندگی زرتشت در میان سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده را پذیرفته‌اند و پدر داریوش یکم، ویشتاسپ را همان گشتاسپ پشتیبان زرتشت می‌پندارند.[۲۲] به باور این پژوهشگران، داریوش یک زرتشتی نو دین بوده و این دین را به عنوان دین دولتی در کشور نوپای خود رواج داده‌است؛ بنابراین نظریه زرتشت هم‌زمان با کوروش بزرگ پایه‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌زیسته‌است. همچنین زرتشت شورش‌ها و رویدادهای واژگون‌گر سال ۵۲۲ پیش از میلاد را به چشم دیده‌بوده و چندی پس از آن درگذشته‌است.[۲۳]
کسانی مانند مری بویس که به تفکیک دقیق تعالیم گات‌ها (آموزه‌های خود زرتشت) با اوستای نو و حتی آیین کهن آریایی اعتقادی ندارند، هخامنشیان را به‌طور کلی پیرو زرتشت می‌دانند. اما برخی دیگر از محققان مانند ایگور دیاکونوف بر اینکه که پادشاهان هخامنشی پیرو اوستای نو بوده‌اند پافشاری می‌کنند.[۲۴]

مخالفان مَزدیسن بودن هخامنشیان[ویرایش]

دیدگاه دیگر بر این باور است که با توجه به روایات مورخان یونانی و سنگ‌نبشته‌های بازمانده از زمان هخامنشیان، هم از دید باورها و عقاید و هم از نظر مراسم و آئین هخامنشیان با آیین کهن ایرانی هم‌خوانی دارد. آیینی که افزون بر پرستش اهورامزدا، ایزدان گوناگون و پرشمار و نیروهای طبیعت نیز پرستش می‌شدند. بر پایه این باور، دین هخامنشیان به باورهای ودایی بیشتر از دین زرتشتی نزدیک است.[۲۵] همچنین باور دارند که آمدن صفت مزدیسنه (مزداپرست) که در پاپیروسهای زبان آرامی زمان هخامنشیان آمده دلیلی بر زرتشتی بودن هخامنشیان نمی‌تواند باشد. چنان‌که ذکر نام اهورامزدا در سنگ نبشته‌ها نیز دلیلی برای این امر به‌شمار نمی‌رود. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی نه تنها به زرتشت بلکه به هیچ مطلب دیگری که بتواند این سنگ نبشته‌ها را رنگ زرتشتی دهد اشاره نشده‌است.[۲۶] از دوره پادشاهی کوروش، سرزمین‌های باختری ایران، به پیوستگی شاهنشاهی هخامنشی درآمد. در این دوره پذیرش مزدیسنا به نیایش دینی خود عمل می‌کردند. اما شاهنشاهان هخامنشی بر دین زرتشتی نبودند و هنگامی که مغان به گستراندن کیش زرتشتی برخاستند، آن را با آیین کهن ایرانی درآمیختند.[۲۷]

پس از تاخت اسکندر[ویرایش]

سکهٔ پادشاه ایران هرمز دوم ساسانی و شهبانو ایفراهرمز در کنار دارِ مهر (جام آتش از دیرباز نماد اصلی مزدیسنا بوده‌است)

این دین پس از یورش اسکندر مقدونی و کشته شدن موبدان برای زمان کوتاهی به خاموشی گرایید. چراکه در آن روزگار، بیشتر آثار دینی به شکل شفاهی و سینه به سینه انتقال می‌یافتند و روحانیان با تکرار پیوسته آن‌ها منابع را در یاد داشتند و به گونه‌ای در حکم کتاب‌های زنده این دین بودند. از این رو با کشتار آنها، بسیاری از کتاب‌های باستانی مزدیسنا از بین رفتند یا کاسته شدند. از همین رو کیش زرتشتی، اسکندر را همواره با صفت گُجَسته (به معنی نفرین شده و متضاد خجسته) یاد می‌کند. در متن پهلوی ارداویراف‌نامه گفته می‌شود که وی دستوران، داوران، هیربدان و موبدان بسیاری را کشت.[۲۸]

مزدیسنا در دوران اشکانیان[ویرایش]

در زمان اشکانیان تلاش‌هایی برای بازآوری مزدیسنا انجام گرفت و سکه‌هایی به نام ایزدان ضرب کردند و آتشکده‌هایی ساختند. از میان آن‌ها آتش آذر برزین‌مهر در کوه ریوند خراسان از ارج زیادی برخوردار بوده‌است. در متون پهلوی آمده‌است که در دوره بلاش اشکانی اوستاهای تکه‌تکه شده پس از یورش اسکندر گردآوری و بازنویسی شدند.[۲۹] از آنجایی که سیاست مذهبی اشکانیان بر پایه اصل رواداری و سازش دینی بوده‌است و در نگاشته‌هایشان چندان گرایش به مذهب خاصی را بیان نکرده‌اند. اطلاعات امروزی از کیفیت دین در دوره یادشده چندان دقیق نیست. به دنبال همین شیوه، زمینه برای فعالیت آزادانه باورهای گوناگون مذهبی در ایران پدید آمد و مسیحیان و گنوسیان و مهرپرستان آزادانه به آوازه‌گری و نمایاندن دین خود می‌پرداختند.[۳۰]

اردشیر بابکان از سوی اهورامزدا مهر نشان شاهی دریافت می‌کند. (نقش رستم)

مزدیسنا در دوران ساسانیان[ویرایش]

حدود ۲۲۴ تا ۲۴۰ میلادی در دوره اردشیر بابکان؛ دین زرتشتی دستخوش یک دوره باززیست و تجدید حیات شد.[۳۱] مزدیسنا در زمان شاهنشاهی ساسانی، بدنبال پیروزی‌های اردشیر بابکان دین رسمی ایران شد[۳۲] و فراوانی جمعیت مزدیسنان در زمان ساسانیان به بالاترین اندازه خود رسید. فعالیت‌های کرتیر موبدان موبد دوران ساسانی در این گسترش بی‌تأثیر نبوده‌است. او مبارزات خود علیه نصارا و برهمنان را در سنگ نبشته خود در نقش رجب بیان کرده‌است.[۳۳] در دوره ساسانی آتشکده آذرگشنسب در شیز (تخت سلیمان) آذربایجان از اهمیت بسیاری بهره‌مند شد و شاهان ساسانی همواره نذوراتی را پس از پیروزی‌های خود به آنجا پیشکش می‌نمودند.[۳۴] در همان دوران مانی پیامبر دین نو آیین مانوی که آمیزه از مزدیسنا و مسیحیت بود را عرضه کرد که اگرچه با سرعتی فزاینده رو به گسترش داشت اما به بسیار به دست شاهان و موبدان ساسانی تاخت و تاز شد و دستورهای حکومتی ضد آن برنهاده شد.[۳۵] بر باور مری بویس از میانه‌های دوران ساسانی دین رسمی تحت تأثیر آیین زروانی قرار گرفت و عملاً زروانی دین رسمی کشور شد.[۳۶] در این دوره که روحانیون درباری به قدرت بسیاری رسیده بودند جنبش مزدک پدید آمد که به گونه شدیدی سرکوب شد و قباد یکم پادشاه ساسانی که از این جنبش برابری خواهانه استقبال کرده بود از جایگاه شاهی بر کنار گردید. بدنبال آن در زمان انوشیروان گزارش پهلوی اوستای مکتوب نوشته شد.[۳۷]

شکل‌گیری جامعه پارسیان هند[ویرایش]

پس از شکست ساسانیان و حمله اعراب به ایران، بسیاری از زرتشتیان به خراسان و از آنجا نیز به گجرات در هند کوچ نمودند. آن‌ها آتش مقدس خود به نام آتش بهرام را نیز به نوساری در گجرات منتقل کردند. این گروه از زرتشتیان، جامعه پارسیان هند را تشکیل دادند.[۳۸]

مزدیسنا در دوران صفویان[ویرایش]

زرتشتیان از دیرباز در پیشرفت و شهری‌گری (تمدن) این مرزوبوم پُرکار بوده‌اند.[۳۹] در آغاز سده ۱۸ میلادی، شمار زرتشتیان ایران، نزدیک به یک میلیون تن بوده‌است. آن‌ها در کنار یهودیان و مسیحیان در همه روزگار صفویان (مگر در بخشی از روزگار شاه عباس بزرگ که سیاست دینی ویژه‌ای را دنبال می‌کرد) در آزار و رنج بوده‌اند. در زمان صفویان شمار زیادی از آنان یا به پذیرش دین اسلام وادار شدند یا به نقاط رها شده و بیابانی همچون یزد و کرمان کوچانده شدند یا کشته شدند. آنان در این دوره وادار به پرداخت جزیه شده بودند و قوانین سختگیرانه‌ای علیه‌شان وضع شد که تا نزدیک به چند سده پس از آنان نیز پا بر جا بود. در دوره شاه عباس بزرگُ بسیاری از زرتشتیان از همه سوی ایران کوچ داده شدند.[۴۰] از جمله حدود سه هزار خانواده از ایشان برای پیشه‌های گوناگون به یکی از کوی‌های چهارگانه اصفهان به نام کو گبرآباد آورده شدند. در پایان دوره صفوی، شاه سلطان حسین صفوی فرمان به تغییر دین ایشان داد. شماری کشته شدند و شماری تغییر مذهب دادند و عده‌ای از آنان نیز به بیابان‌های یزد و کرمان گریختند.[۴۱]

ژان باتیست تاورنیه می‌نویسد: «شمار زرتشتیان کرمان ۱۰ هزار تن و همین شمار در اصفهان زندگی می‌کنند و کار آن‌ها بیشتر بازرگانی، به ویژه بازرگانی پشم است و بیشتر با هندوستان در پیوند هستند. هندوها و زرتشتیان از آن‌رو که به بالندگی اقتصاد کشور کمک می‌کردند و نیز در پی گسترانیدن اندیشه‌های دینی خود نبودند، از سوی دولت صفوی بازخواست نمی‌شدند.»[۴۲]

مزدیسنا در دوران زندیان و قاجاریان[ویرایش]

در دوران زندیان زندگی نسبتاً آرامی را به دلیل سیاست‌های میانه روانه کریم‌خان زند سپری کردند. اما با شوریدن آقا محمدخان قاجار بر زندیان، زندگی آنانی که در بیرون پر چین‌های شهر کرمان زندگی می‌کردند دوباره به خطر افتاد و آقا محمد خان بسیاری از آنان را به همراه دیگر شهروندان کرمان به بهانه پناه دادن به لطفعلی‌خان زند از دم تیغ گذراند. در زمان قاجاریان نیز قوانین سختگیرانه‌ای که از دوران صفویان برای وادار کردن آنان به پذیرش اسلام پابرجا مانده بود همچنان بر آنان اعمال می‌شد. از جمله این قوانین سختگیرانه می‌توان به دادن شغل‌های پست به آنان، عدم اجازه بازرگانی، عدم اجازه مسافرت، عدم اجازه بیرون رفتن از خانه در روزهای بارانی و… اشاره کرد. در دوره قاجار در یزد و کرمان که تجمع زرتشتیان آن دوران بیشتر در همین بخش‌ها بود، متعصبان و اوباشان به یکسان، بر سر زرتشتیان می‌ریختند و با آنان بدرفتاری می‌کردند و حتی برخی از ایشان را می‌کشتند و اموال آن‌ها را می‌دزدیدند و به‌ویژه کتاب‌های آن‌ها را می‌گرفتند و می‌سوزاندند. در این زمان هنوز مسافرت برای آنان ممنوع بود.[۴۳]

انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران[ویرایش]

در سده نوزدهم، مانکجی لیمجی هاتریا از پارسیان هند به‌عنوان نماینده «انجمن بهبودسازی وضعیت زرتشتیان در ایران» گماشته شد تا دربارهٔ درستی خبرهایی که دربارهٔ زرتشتیان درون ایران به هند می‌رسید و وضعیت کلی آنان گزارشی را به انجمن بنماید. وی در گزارشی که به سال ۱۸۵۴ به انجمن داد، شمار دقیق آنان را چنین گزارش کرد:

۶۶۵۸ نفر در یزد و روستاهای اطراف آن، فقط ۴۵۰ نفر در کرمان و پیرامون، ۵۰ نفر در پایتخت یعنی تهران و شمار اندکی هم در شیراز. این در حالیست که در همان دهه شمار پارسیان بمبئی ۱۱۰، ۵۴۴ نفر (یعنی بیست درصد جمعیت شهر) برآورد شده بود، و نیز ۲۰۰۰۰ نفر در سورات و شاید، ۱۵۰۰۰ نفر در بقیه گجرات و دیگر بخش‌های پراکنده در هند. او در این دوره نسبت به وضعیت نابهنجار زندگی زرتشتیان و به‌عنوان نماینده پارسیان هند به ناصرالدین‌شاه قاجار شکایت برد. پارسیان هند برای به فرجام رسیدن درخواست‌هایشان برای بهبود زندگی زرتشتیان، حکومت هند را تحت فشار گذاردند تا نسبت به شاه اعمال نفوذ کند. مانکجی همچنین به همراه بزرگان پارسی دست به‌کار بازسازی آتشکده‌ها و دخمه‌های ویران شده و هر آنچه توانستند برای تهیدستان انجام دادند و به پایه‌گذاری مدارس آموزش به شیوه غربی برای زرتشتیان پرداختند و دیری نگذشت که به کمک صندوق‌های خیریه پارسی، در یزد و کرمان و بسیاری از روستاهای زرتشتی، مدارس ابتدائی بنا نهاده شد و به سال ۱۸۶۵ میلادی یک مدرسه کوچک شبانه‌روزی هم در تهران گشایش یافت.[۴۴]

سرانجام با فشارهای پارسیان و پادرمیانی دولت هندوانگلیس، ناصرالدین‌شاه قاجار برخی قوانین را اصلاح کرد و زرتشتیان توانستند به امنیت و ارج بیشتری نسبت به گذشته دست یابند. به‌طور کلی می‌توان گفت نیم‌سده پس از برافتادن جزیه، از جنبه‌های گوناگون، عصر زرّین زرتشتیان ایران بود. آنان پس از اینکه تعصب‌ها کاهش یافت به شهرهای بزرگ‌تر مهاجرت کردند و با ساخت مراکز دینی، آموزشی و اجتماعی هم‌اکنون در کنار دیگر هم‌میهنان به هم‌زیستی سازش جویانه که در مزدیسنا سفارش شده ادامه می‌دهند.[۴۵]

آداب و مراسم زرتشتی

جهان‌بینی زرتشتی[ویرایش]

برپایه داده‌های متون دینی مزدیسنا، جهان میدان نبرد میان نیروهای خیر و شر (یا نیکی و نیروهای نور و خوبی از یک سو و اهریمن نیروهای تاریکی از سوی دیگر) است. در دین زرتشتی که بیانگر عرصه‌ای از نبرد حق علیه باطل است در برابر امشاسپندان که فروزه‌های نیک خدا به‌شمار می‌روند ردیفی از دیوان نیز وجود دارد که صفات انگره مینو بوده و به جنگ علیه امشاسپندان و کلیه مخلوقات آفرینش خدایی می‌پردازند. در اوج این نبرد در والاترین درجه آن بهمن وهومن وهو+من یعنی نیکی من در برابر آن اهرمن اهر+من یعنی زشتی من می‌باشد. این دیوها که صفات اهریمن هستند وظیفهٔ مقابله با تمامی آفرینش اهورایی را که در بهترین صفات نیکی خداوند یعنی وهومن متجلیست را دارند پایین‌تر از دیوهای کماره گروهی دیگر از دیوان نیز وجود دارند که برابر ایزدان دیگر می‌ایستند. اهریمن گروهی از دیوهای کماره را برای برابری مقابل امشاسپندان از وجود خود صادر می‌کند این نبرد میان امشاسپندان و اهرمنان که نمادهای خیر و شر در زندگی انسانی اند از اصول دین زرتشت است و پیرو این بسیاری گمان بر ثنویت در دین زرتشت که پایه توحید و یکتاپرستی دارد بردند و اهرمن را در برابر ذات مقدس الوهیت قرار دادند در صورتی که اهرمن که تاریکیست در برابر بهمن که مظهر نور خداوند است می‌باشد بنا بر گفتار سهروردی همه این امشاسپندان تجلیات صفات خداوند در ظهور خیر و نیکی‌ها و نورانیت پروردگارند در قوس صعود و درجه فرا و اهرمن و دیوان تجلیات خداوند در قوس نزول نورانیت و درجه فرو و ارادهٔ پروردگار در گمراه کردن دشمنان می‌باشند و دین زرتشت از ثنویت مبراست و کسانیکه به کنه معرفت این دین نرسیدند آن را متهم به ثنویت کردند و از مغز آن که رسیدن انسان به درجه نورانیت قدوس که بهمن نامیده شد و ترک مغاک اهرمن که تاریکی انسانیت است آگاه نشدند و همواره اهرمن را در ذات مستقل از خداوند خواندند در حالی که چه اهرمن چه بهمن نمادی از درجات صعود و نزول انسانند و هیچ‌کدام ازین دو مستقل از ذات اقدس باری تعالی نیستند. انسان باید برگزیند که به کدام جبهه می‌پیوندد مزدیسنا به او آموزش می‌دهد که این پروردگار است که سرانجام، پیروز خواهد شد و حتی آنهاییکه به آتش دوزخ دادباخته و محکوم شده‌اند را از موهبت بهشت (یا پردیس) بی‌بهره نخواهد کرد.[۶] مردمان و راست‌اندیشان می‌بایست با گرایش به دین و پندار (اندیشه) نیک، گفتار نیک، کردار نیک خیر را در پیروزی برابر بدی یاری‌رسانی کنند.[۴۶] این شیوه تفکر در عقاید هندی نیز بچشم می‌خورد. اما تفاوت اندیشه زرتشتی با آن در این عنوان شده که در دین زرتشت زندگی و حیات و کار و تلاش نکوهش نشده[۴۷] و بر اساس گفتار زرتشت در گاتاها:

والاترین مردم کسی می‌تواند باشد که در پیشرفت مردم و آبادی جهان کوشش بیشتری نماید.[۴۸]

براساس این عقاید مرگ و ویرانی منشأ شر داشته و تخریب، کار «روح مخرب» یعنی انگره مینوست (اهریمن) و از این رو تخریب و غم و سوگواری بیش از حد و کشتار پذیرفتنی نیست.[۴۹]

منشأ شناخت خیر از شر را اندیشه[۵۰] و وجدان که دئنا آمده دانسته‌اند. جهان مادی و تن و شادمانی آفریده‌های خدا هستند و وظیفه دینی انسان است که از آن‌ها نگاهداری کند و آن‌ها را گسترش دهد و از آن‌ها بهره گیرد. زرتشتیان اعتقاد دارند که در پیروی از این طریق جبری در کار نیست. اختیار برای هر فرد بخشی اساسی از مزدیسنا است. گرچه انسان متحد خداست اما همه آدمیان باید میان راستی و دروغ یکی را برگزینند. اعتقاد به سرنوشتی از پیش مقدر شده از دید اخلاقی زرتشتیان نکوهیده‌است زیرا این کار از عدل و نیکی خدا می‌کاهد.[۵۱]

نظریه مرگ و بازسازی جهان[ویرایش]

حسب گزارش‌های دینی دیرین مزدیسنا، «در نهایت کار جهان با پیروزی نیکی بر پلیدی به پایان می‌رسد» و در آن زمان فرشگرد یا بازسازی جهان به سبکی که پیش از هجوم اهریمن بوده برقرار می‌شود.

روان مردمان و اعمالشان به بوته داوری گذاشته شده و هرکس مطابق با عملی که مرتکب شده پاداش یا تنبیه دریافت می‌کند. دین زرتشت در جهان‌بینی خود به داوری پایان جهان و زندگی پس از مرگ ایمان دارد چرا که در صورت نفی زندگی پس از مرگ می‌بایست پیروزی را از آن اهریمن بدانیم.[۵۲] آیین‌های بیشماری در متون دینی متاخر که پس از گاتاهای زرتشت نوشته شده، آمده‌است که متشکل از آیین‌ها و مراسم و نیایش‌ها و فرشتگانی است که به عقیده بسیاری از پژوهشگران به دوران پیش از پیدایش زرتشت تعلق دارد.[۵۳]

سنگ‌نگاره‌های تخت جمشید که نمادی از نوروز زرتشتیان را نشان می‌دهد. در اعتدال بهاری در روز نخست نوروز، نیرو و توان شیر و گاو در حال نبرد برابر است. شیر نماد خورشید و گاو نماد زمین است.

خدا در مزدیسنا[ویرایش]

خدای نیک‌سرشت در کیش زرتشتی، اهورامزدا نام دارد که به معنی سرور دانا است و پرستیده می‌شود. برای اهورامزدا در هرمزدیشت، در حدود شصت صفت نیک آورده شده و تقریباً همه چیزهای خوب به وی منتسب شده‌است. بر اساس گاتها، اهورامزدا هم آفریننده روشنایی و هم تاریکی است.[۵۴] بر اساس کتاب بندهشن که پس از ساسانیان نوشته شده، نیروی مخالف اهورامزدا و زاینده بدی‌ها را اهریمن (انگره مینیو) معرفی می‌کند[۵۵] که نص صریح گاتاها است.[۵۶] در کیش زرتشتی، اهریمن هیچگاه توان ذاتی برای مقابله با قدرت اهورامزدا را ندارد و رقیبی برای او نیست. بلکه اهریمن همان اندیشه بد است اما در باور آیین زروانی، اهریمن برادر و رقیب اهورامزدا و پسر زروان[۵۷] و دارای هویتی جداگانه از اهورامزدا است. زرتشتیان امروزی نیز خود را یکتاپرست می‌دانند و اهریمن را تنها نمادی تمثیلی از بدی‌ها می‌نامند نه یک خدا. این شائبه احتمالاً به دلیل تغییر مفهوم و ماهیت انگره مینو در دین مربوط می‌شود که این قطب مخالف سپنتا مینیو با اهریمن یکی گشته‌است.

در نظر مزدیسنان، خدا خیر مطلق است و چون اساساً مخالف بدی است، نمی‌تواند هیچ گونه ارتباطی با آن داشته باشد و در سراسر تاریخ در ستیز زندگی و مرگ با بدی درگیر است. خدا سرچشمه همه خوبی‌هاست. شر واقعیت دارد اما نیرویی است که در پی نابودی و فساد و آلودگی است و مرگ، بیماری، فقر و گناه همگی کار اهریمن است که در صدد نابودی جهان ایزدی است. خدا وجودی خردگراست و برای هر چه می‌کند دلیلی دارد. خدا جهان را آفریده‌است که یاور او در نبرد با شر باشد. جهان می‌تواند آوردگاه میان خوب و بد باشد اما ذاتاً نیک است و اگر شر آن را تباه نکرده باشد، مشخصات آفریننده خود را که نظم و هماهنگی است، می‌نمایاند.

انکار بنیان نیک خدای جهان مادی یکی از بزرگ‌ترین گناهانی است که یک زرتشتی می‌تواند مرتکب شود.[۵۸]

در مزدیسنا سوزاندن چوب‌ها و برگهای معطر در مراسم مذهبی، جشن‌ها و خانه‌ها، برای خشنودی ایزدآذر و دور کردن عناصر فساد مرسوم بوده‌است.[۵۹] (درب مهر اصفهان)

آموزه‌های زندگی[ویرایش]

بر اساس آموزه‌های دینی زرتشتی اگر جهان به خدا تعلق دارد، پس رهبانیت یا زهد و کناره‌گیری از آن گناه است. اگر مشخصه خدا آفرینندگی و افزایش بخشی است، پس وظیفه دینی آدمیان کار برای افزایش آفرینش خوب از طریق کشاورزی و پیشه‌وری و ازدواج است. تجرد، گناه است زیرا مانع آفرینش خوبی است. سقط جنین و همجنس‌گرایی نیز گناه به‌شمار می‌روند. زیرا این اعمال به گونه‌ای مؤثر مانع تحقق هدف واقعی یعنی «افزایش آفرینش خوب» می‌شوند.

انسان از پنج عنصر اما به صورت واحدی تشکیل شده‌است: روان، جان، فروهر (خود آسمانی او)، وجدان و تن؛ بنابراین سلامت روانی و جسمی همراه هم هستند. این طرز تفکر که با فشار آوردن به بدن می‌توان به پیشرفت معنوی رسید، در دین زرتشتیان مردود شمرده می‌شود. از آنجا که دنیای مادی به خدا تعلق دارد موفقیت مادی که شرافتمندانه و بدون آزار رسانیدن به دیگران به دست آید و با بخشندگی همراه باشد، کمکی است به پیشرفت معنوی و نه مانعی برای آن. بر خلاف بسیاری از مکاتب اندیشه‌گرای آیین هندو، دین زرتشتی دارای اخلاق عملی است. تن‌پروری از آن اهریمن است و کار لازمه زندگانی است. دین زرتشتی بدون کار زندگی را بیهوده و بی‌فایده می‌داند. متون دینی اهریمن را عامل گسترش فقر و محنت درجهان می‌دانند. در روزی از ماه که به خدا اختصاص دارد یعنی روز هرمز، روز اول ماه به مؤمنان اندرز می‌دهند که «می خور و خوش باش» البته به همان نسبت عیاشی و مستی و هرزگی نیز مذموم است زیرا همه باید تحت فرمان اعتدال آرمانی باشند. انسان که مخلوق بزرگ و متعلق به خداست، هدف خاص حمله‌های شر است و وظیفه مؤمنان این است که بر این حمله‌ها غلبه یابند.

بر تردید و آرزوی نادرست با خرد چیره شوند، بر آز با خرسندی، بر خشم با آرامش، بر رشک با نیکخواهی، بر نیاز با هشیاری، بر ستیز با آشتی، بر دروغزنی با راستی.[۶۰]

اصول دین زرتشت[ویرایش]

اصول دین زرتشتی شرط‌های اصلی خداباوری زرتشتی و دین‌آور بودن است. هر فرد زرتشتی می‌باید در زمان سدره‌پوشی با خرد و اندیشه خود به اطمینان به این اصول ایمان آورده باشد و آن را در طول زندگی مذهبی خود در نظر داشته باشد. دین زرتشتی بر نُه اصل استوار است که به‌ترتیب عبارت‌اند از:[۶۱]

۱. ایمان به یگانگی خدا ۲. ایمان به پیامبری زرتشت ۳. باور به جهان مینوی و عالم معنا ۴. ایمان به نظم و راستی کار جهان (اشه) ۵. باور به جوهر آدمیت ۶. اعتقاد به فروزه‌های هفت‌گانه خداوند ۷. اعتقاد به نیکوکاری ۸. اعتقاد به تقدس عناصر چهارگانه: آب، باد، خاک و آتش ۹. اعتقاد به فرشگرد یا آخرالزمان.

جشن سده سال ۱۳۸۹ در مارکار تهران‌پارس

آیین‌ها و جشن‌های دینی زرتشتیان[ویرایش]

آداب و احکام دینی[ویرایش]

آداب و احکام دین زرتشتی شباهت‌های زیادی با ادیان دیگر به ویژه دین اسلام و دین یهود دارد. ضمن اینکه به دلیل ریشه و پیشینه مشترک ویژگی‌های کمابیش نزدیکی بین این دین و دین هندو نیز بچشم می‌خورد.

نماز[ویرایش]

مسئله عبادت و نماز در دین زرتشتی شباهت زیادی با دین اسلام دارد. در دین مزدیسنا پنج نماز روزانه از واجبات شمرده می‌شود و هر فرد زرتشتی که به سن پانزده سالگی رسیده باشد موظف است پنج نماز روزانه را پس از تطهیر سر و دست و پاها به جای آورد.[۶۳] زرتشتیان هر روز در ۵ گاه اهورامزدا را نماز می‌گزارند و هنگام این نمازها دارای محدودیت زمانی است.[۶۴] زرتشتیان برای طهارت آداب ویژه خود را دارند که البته با آداب و سنن اسلامی در کشور ایران کاملاً همخوانی دارد. آب روان، خاک و نور خورشید از تطهیرکنندگان سنتی در این دین هستند و بر پاکیزگی در مزدیسنا پافشاری بسیار شده‌است. در مزدیسنا، آداب شستشو و تطهیر برای مردگان نیز می‌باید صورت پذیرد.

مراسم سدره‌پوشی یک کودک زرتشتی اهل هند

ازدواج[ویرایش]

در دین زرتشتی به آیین زناشویی، آیین پیوکانی گفته می‌شود. ازدواج در میان زرتشتیان امری سفارش شده و پسندیده‌است[۶۵] و به همان اندازه تجرد، چند همسری و طلاق بجز در موارد نادر مانند ناباروری یا بیماری زشت و مذموم شمرده می‌شود.[۶۶] این اصول، امروزه نیز میان زرتشتیان ایران حتی در محاکم و مراجع قضایی پیش‌بینی شده و رعایت می‌شود.

بدرود با گذشتگان[ویرایش]

در کیش زرتشت، که دین رسمی دودمان هخامنشی بود، خاک، عنصری مقدس شمرده می‌شد و از این روی مردگان را در خاک دفن نمی‌کردند.[۶۷] اعتقاد شدید به عناصر پاک طبیعت و تلاش برای پرهیز از آلودن آن سبب شده بود در گذشته آنان مردگان خود را در بلندی یا در برج خاموشان (دخمه) قرار دهند که جسم آنان به طبیعت بازگردد. واژه دَخمَه در اوستا و در پهلوی دَخمَک، به معنی داغ‌گاه آورده شده‌است. در زبان فارسی به دخمه، استودان و دخمه‌دان هم می‌گویند.[۶۸] بعضی از استودان‌های عهد ساسانی مشتمل بر نوشته‌های مذهبی و نام، در گذشته بوده‌است.[۶۹] این سنت که پیش از زرتشتیان در ایران نیز انجام می‌گرفت ممکن بوده سنتی ایلامی بوده‌باشد. در دوران پیش از اسلام مردگان زرتشتی در استودان یا دخمه جای می‌گرفتند و استفاده از برج خاموشان در دوران باستان مرسوم نبوده‌است.[نیازمند منبع] اما از سده پیش این رسم متروک گردیده و آنان مردگان خود را در مقبره‌های سیمانی که با زمین پاک ارتباط ندارد می‌گذارند[۷۰] یا مرده را در تابوتی آهنین قرار داده و سپس در خاک قرار می‌دهند.

آداب سوگواری[ویرایش]

در آداب سوگواری در مزدیسنا، شیون و زاری بیش از حد برای مردگان جایز نیست و آن را موجب آزرده شدن روان درگذشته و ضعف و کم‌طاقتی بازماندگان می‌دانند.[۷۱]

ارج‌گذاری به روان جاویدان[ویرایش]

دین زرتشتی باور بر این است که روان در گذشته سه روز زیر راهنمایی سروش در این جهان می‌ماند. از این‌رو نمازهای ویژه در سه شب برای آسایش روان و خشنودی سروش خوانده می‌شود. باور این است که روان درگذشتگان سالی پنج روز پیش از نوروز و سپس در روز فروردین ماه از بازماندگان خود در این جهان دیدن می‌کنند و از این رو در آن روزها بازماندگان نیز در آیین ویژه شرکت می‌کنند.[۷۲]

بخشی از یسنه ۲۸. مطالعه و کشف ویژگی‌های زبان اوستایی توسط اوستاشناسان به شناخت بهتر اصول قدیمی دین زرتشتی کمک شایانی نمود.

گناهان بزرگ[ویرایش]

از نظر اوستا و کتاب‌های دینی زرتشتیان گناهان بزرگ عبارتند از:پیمان‌شکنی، دروغگوئی، خودخواهی، رشک و حسد، بی‌عدالتی، بی‌عفتی، غرور نابجا، جادوگری، کلاهبرداری، دزدی، کینه‌توزی، خشم، خست طبع، رباخواری، بت‌پرستی، سخن‌چینی، افترا، ظلم به حیوانات، گدایی، کاهلی ،فحشا، لواط، انتحار، قتل نفس، گریه و زاری برای مرده و طمع.

تاریخچه پژوهش در زمینه مزدیسنا[ویرایش]

شناخت امروزی از اوستا و محتوی آن تا حد زیادی مرهون تلاش‌های شرق‌شناسان غربی در بازشناسی زبان اوستایی است. هرچند در گذشته در ابتدای دوران اسلامی نیز پژوهش‌های عمده‌ای در این زمینه از سوی برخی دانشمندان مانند ابوریحان بیرونی و شهرستانی و ابن ندیم صورت گرفته بود اما پژوهش‌های روشنگر از حدود سده هجدهم آغاز شد. جایی که انکتیل دوپرون در سال ۱۷۵۵ تصمیم گرفت از فرانسه[۷۳] سفری به شرق را آغاز کند تا ببیند آیا هنوز کسی بر این دین باقی مانده‌است یا خیر. آشنایی او البته از پژوهش‌هایی بود که پیشتر در این زمینه انجام شده‌بود مانند پژوهش‌های توماس هاید و بریسون و بر اثر انتشار کتب آن‌ها او سفر خود به شرق را آغاز نمود.[۷۴] او در شهر سورات هندوستان که عمدتاً پارسی‌نشین بود میهمان دستور داراب کومانا از علمای زرتشتی بود و همان‌جا دست‌نویس اوستای خود را نوشت و با خود به آکسفورد لندن برد. پس از آن موجی از اوستاشناسی در دانشگاه‌های اروپا به راه افتاد و بدنبال آن اشخاصی مانند جیمز دارمستتر و کریستیان بارتولومه تحقیقات اصلی را انجام دادند. هرچند آثار آن‌ها نیز بی‌اشکال نبود اما تا حد زیادی موجب روشن شدن ماهیت زبان اوستایی شد. در ایران نیز پژوهش در این زمینه با ابراهیم پورداوود آغاز شد.[۷۵]

تأثیر مزدیسنا بر جهان غرب[ویرایش]

نگاهی گذرا به نظر می‌رسد که آنچه که بسیاری از مردم به سادگی آن را ایده‌ها، اعتقادات و فرهنگ صرفاً جهان غرب می‌دانند ممکن است ریشه‌های ایرانی داشته باشند. اما با وجود همه تأثیرات مزدیسنا بر اندیشه، ادیان و فرهنگ غرب، سرزمین پدیدآور آن یعنی ایران برای مردم و سیاست‌مداران غربی شناخته شده نیست.[۶]

ورود به جهان غرب[ویرایش]

بر اساس نتیجه پژوهش‌ها، پس از فتح بابل و آزادسازی یهودیان ساکن آن شهر توسط کوروش کبیر، اندیشه‌های مزدیسنا به متون دینی و ادبی آنان وارد و بعدها جزء افکار و آموزه‌های بنیادین آیین یهودیت شدند. در اوج قدرت هخامنشیان پس از اینکه بسیاری از سرزمین‌های امپراطوری یونان به تصرف ایرانیان درآمد این اندیشه‌ها وارد فلسفه یونانی شده و مسیر تکوین آن را تغییر داد.[۶]

یونانیان تا پیش از آن ایمان داشتند که توانایی ذهنی انسان اندک است و سرنوشت او توسط خدایان تعیین می‌شود. این خدایان نیز معمولاً براساس میل و هوس خود رفتار می‌کردند. پس از آشنایی با فلسفه ایرانی آن‌ها به این نتیجه رسیدند که انسان در تصمیم‌گیری مختار و خود حاکم سرنوشت خویش است.[۶]

ادبیات[ویرایش]

چنیدین سده پیش از نگارش کمدی الهی توسط دانته آلیگیری، ارداویراف‌نامه جزئیاتی از سفر کاملی به بهشت و دوزخ را شرح داده بود؛ بنابراین به ذهن می‌رسد که دانته در نگارش کتاب خود از این سفرنامه کمک گرفته‌است.[۶]

در رمان «بازی تخت و تاج» شخصیتی خداگونه به نام «آزور آهای» بر نیروهای تاریکی فایق می‌آید.[۶]

نگارگری[ویرایش]

نمونه‌ای مشخص‌تر از تأثیر فرهنگ زرتشتی، نگاره‌ای از زرتشت به دست رافائل در سال ۱۵۰۹ میلادی است. او در نگاره مکتب آتن زرتشت را با گوی درخشان در دست می‌نگارد.[۶]

علم[ویرایش]

تصویری خیالی از زرتشت (در سمت چپ). نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۰۹ میلادی

پس از رنسانس در بیشتر اروپا و بیشتر در اروپای غربی از زرتشت به عنوان استاد جادو، فیلسوف و ستاره‌شناس یاد می‌شد.[۶] نمونه‌ای از آن در آلمان اواخر سده هفدهم و اوایل سده هجدهم میلادی «اثر کلاویس ارتیس»، در شیمی به زرتشت تقدیم شد.[۷۶]

اندیشه[ویرایش]

نخستین بار در میانه سده هجدهم میلادی، ولتر نام «زدیگ» را برای قهرمان زرتشتی یکی از داستان‌های خود برگزید که پس از تلاش و سختی‌های بسیار با دلداده خود که شاهزاده‌ای بابلی است ازدواج می‌کند. البته این داستان واقعیت تاریخی نداشت. ولتر علاقه عمیقی به فرهنگ ایران داشت. آنچنانکه که در محافل خصوصی، دوستانش او را به نام «سعدی» صدا می‌زدند.[۶]

یوهان ولفگانگ فون گوته (گوته) نیز در یکی از فصل‌های دیوان غربی-شرقی خود که آن را به حافظ تقدیم کرده به بحث در مورد مزدیسنا پرداخته‌است.[۶]

فریدریش نیچه در یکی از کتاب‌های مهم حود به نام چنین گفت زرتشت از پیامبری به نام زاراسوسترا صحبت می‌کند. توجه شود که بسیاری از عقاید مطرح شده از سوی نیچه در این کتاب به مزدیسنا و زرتشت ارتباطی ندارند. نیچه در این کتاب، دوگانگی نیکی و شر را به شکلی که در آیین زرتشت تبیین شده‌است را رد می‌کند. زیرا به عنوان یک خداناباور او هیچ ارزشی برای یکتاپرسی قائل نبود.[۶]

موسیقی[ویرایش]

فلوت سحرآمیز اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت (موتسارت) نمونه مشخصی ار تأثیر مزدیسنا در موسیقی اروپا است. در این قطعه، شخصیت زاراسترو (نام زرتشت در زبان لاتین) انباشته از مفاهیم زرتشتی مانند نور و تاریکی، آب و آتش و برتری دادن نیکی و دانش بر هر چیز دیگر است.[۶]

بارزترین نمونه در زمینه موسیقی قطعه چنین گفت زرتشت اثر ریشارد اشتراوس است. این قطعه موسیقی، دنبال‌کننده همان کتاب «چنین گفت زرتشت» «فریدریش نیچه» است. این قطعه موسیقی بخش مهمی از موسیقی فیلم ۲۰۰۱: ادیسه فضایی به کارگردانی استنلی کوبریک است. هر چند بسیاری از ایده‌هایی که نیچه در این کتاب مطرح می‌کند ربطی به آیین زرتشت ندارد.[۶]

نمونه معاصری تأثیرپذیری در موسیقی (فرخ بولسارا) فردی مرکوری (خواننده گروه کوئین) است. او به میراث پارسی و زرتشتی خود به شدت افتخار می‌کرد.[۶]

جمعیت زرتشتیان[ویرایش]

بزرگ‌ترین جمعیت‌های زرتشتی، در ایران و هند زندگی می‌کنند. زرتشتیان هند که بعد از حمله اعراب، از ایران به هند کوچ کردند در هند به اسم پارسی شناخته می‌شوند و از شهروندان خوشنام و ارزشمند هندوستان به‌شمار می‌آیند. زرتشتیان ایران هم بیشتر در حوالی شهرهای تهران، یزد و کرمان و تعداد کمی نیز در اصفهان، شیراز و اهواز ساکن هستند. زرتشتیان هند پیشتر جمعیت زیادی از مردم گجرات و بمبئی را تشکیل می‌دادند اما هم‌اکنون متجاوز از یکصدهزار تن نیستند. در ایران نیز حدود شصت هزار نفر زرتشتی زندگی می‌کنند. کلاً جمعیت زرتشتیان جهان را بیش از دویست و ده هزار نفر ندانسته‌اند.[۷۷] زرتشتیان ایران مانند برخی دیگر از گروه‌های اقلیت مذهبی در ایران به رسمیت شناخته شده و در مجلس شورای اسلامی ایران دارای نماینده هستند. امروزه روند مهاجرت زرتشتیان ایران به خارج کشور بسیار سرعت گرفته[۷۸] و شمار زرتشتیان باقی‌مانده در ایران را نزدیک به بیست هزار نفر هم دانسته‌اند. در ایران مدارس و نشریاتی ویژه زرتشتیان وجود دارد و تحصیلات آن‌ها در برخی دبیرستان‌ها مانند مارکار تهران‌پارس یا دبیرستان فیروزبهرام انجام می‌شود. نشریه‌ای به نام هفته‌نامه امرداد متعلق به سازمان‌های زرتشتی در ایران به صورت هفتگی چاپ می‌شود.[۷۹]

مراسم عروسی زرتشتیان در هند

فهرست کشورهای دارای جمعیت زرتشتی به این شرح است:[۸۰]

کشور جمعیت[۸۱] درصد جمعیت
Flag of Singapore.svg سنگاپور ۴٬۵۰۰ ۰٫۰۸۷
نیوزیلند زلاند نو ۲٬۰۰۰ ۰٫۰۴۵
Flag of Afghanistan.svg افغانستان ۱۰٬۰۰۰ ۰٫۰۳۱
پرچم ایران ایران ۲۵٬۲۷۲ ۰٫۰۲۶
Flag of Azerbaijan.svg آذربایجان ۲٬۰۰۰ ۰٫۰۲۲
Flag of Canada.svg کانادا ۵٬۰۰۰ ۰٫۰۱۴
Flag of Australia.svg استرالیا ۲٬۷۰۰ ۰٫۰۱۲
Flag of the United Kingdom.svg بریتانیا ۴٬۱۰۵[۸۲] ۰٫۰۰۷
Flag of India.svg هند ۶۹٬۰۰۰ ۰٫۰۰۶
کشورهای عربی خلیج فارس ۲٬۲۰۰ ۰٫۰۰۵
پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکا ۱۱٬۰۰۰ ۰٫۰۰۴
Flag of Pakistan.svg پاکستان ۵٬۰۰۰ ۰٫۰۰۲
مجموع ۱۴۲٬۷۷۶ ۰٫۰۱۹

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. [، ص ۱۴ شناخت اساطیر ایران] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  2. [بندِ ۸۹ را ببینید بندِ ۸۹ را ببینید] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک). پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)
  3. دیدی نو از دینی کهن (فلسفه زرتشت) فرهنگ مهر. -[ویرایش ۲]. - تهران: جامی، ۱۳۷۴. برگِ هفتاد و نهم را ببینید
  4. یادکرد خالی (کمک). - تهران: جامی، ۱۳۷۴. برگِ هشتاد و سوم، پاراگرافِ اول را ببینید
  5. علیرضا شاهپور شهبازی (۱۳۸۴راهنمای مستند تخت جمشید، به کوشش بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.، تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ص. ۱۸، شابک ۹۶۴-۹۱۹۶۰-۶-۴
  6. ۶٫۰۰ ۶٫۰۱ ۶٫۰۲ ۶٫۰۳ ۶٫۰۴ ۶٫۰۵ ۶٫۰۶ ۶٫۰۷ ۶٫۰۸ ۶٫۰۹ ۶٫۱۰ ۶٫۱۱ ۶٫۱۲ ۶٫۱۳ ۶٫۱۴ ژوبین بخرد-نویسنده (۲۷ فروردین ۱۳۹۶). «چگونه دین زرتشت بر جهان غرب تأثیر گذاشت». بی‌بی‌سی فارسی.
  7. CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  8. http://www.iranicaonline.org/articles/zoroastrianism-i-historical-review
  9. http://www.bbc.com/culture/story/20170406-this-obscure-religion-shaped-the-west
  10. https://www.pinterest.com/pin/217228381997407162/
  11. شاهنامه. جلد پنجم. جنگ بزرگ کیخسرو، ص ۳۳۰
  12. https://sanad.um.ac.ir/index.php?option=com_mag&view=htmlpage&id=1004&hp=4091&lang=fa
  13. لغت‌نامه دهخدا سرواژه مزدیسنا بادید در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱
  14. آیین زرتشت: The Zarathushtran Faith, Google Books
  15. سوادآموزی و دبیری در دین زرتشت-سروش سروشیان، جمشید، ۱۳۶۷ میلادی
  16. از دین زرتشت چه می‌دانید - مهر، فرهنگ، انتشارات مرکز زرتشتیان، ۱۹۸۱ میلادی
  17. دین زرتشت و نقش آن در جامعۀ ساسانیان، ۱۹۹۰ میلادی
  18. [ص ۶۶ مزداپرستی در ایران باستانی] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  19. [ص ۳۷۴ دین‌های ایران باستان] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  20. [ص ۱۱۲ بنونیست، دین ایرانی] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  21. [Page2 The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, R.C. Zaehner, Introduction] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  22. [ش. ۱۲ (بهار و تابستان ۱۳۸۲) گری، لوییس. «هخامنشیان و دین زرتشت». مجلهٔ رشد آموزش تاریخ. ترجمهٔ حسین حیدری (تهران)] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  23. نیبرگ (۱۳۵۹). دین‌های ایران باستان. ص. ۳۵۸.
  24. گری، «هخامنشیان و دین زرتشت»، رشد آموزش تاریخ، ۲۲.
  25. [ص ۲۱ تا ۲۳ بنونیست، دین ایرانی] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  26. [ص ۳۱ تا ۳۶ بنونیست، دین ایرانی] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  27. [ص ۵۵ کیانیان] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  28. [فصل۱، بند۹ ارداویرافنامه] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  29. «اوستا و زند». دریافت‌شده در ۰۸ تیر ۱۳۹۴. تاریخ وارد شده در |بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  30. [صفحهٔ ۱۲۸ بویس، مری. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان. بهرامی عسگر. نشر ققنوس. تهران] مقدار |نشانی= را بررسی کنید (کمک).
  31. *CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  32. اوستا و زند
  33. محوطه تاریخی نقش رستم
  34. پایگاه پژوهشی آریابوم - آذرگشسپ
  35. Manichaeism, a Universalist Faith
  36. زرتشتیان آداب و باورهای دینی آنان. ص۱۴۹
  37. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان. صفحهٔ ۱۷۵
  38. http://www.encyclopedia.com/philosophy-and-religion/eastern-religions/buddhism/parsis
  39. دلشادپور، فرناز. «زرتشتیان در روزگار صفویه». هفته‌نامهٔ امرداد، شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱، سال سیزدهم، شمارهٔ ۲۹۰، ص ۶.
  40. اوشیدری، جهانگیر. تاریخ پهلوی و زرتشتیان، سازمان ملی اسناد ایران، ۱۳۸۰، ص ۲۲۸.
  41. زرتشتیان باوها و آداب دینی آنان. صفحهٔ ۲۱۶
  42. تاورنیه، ژان باتیست. برگردان: نوری، ابوتراب. سفرنامه تاورنیه (Voyages in Perse)، کتابفروشی تأیید اصفهان، ۱۳۶۶، ص ۴۵۴.
  43. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان۲۲۴۶
  44. http://www.iranian.com/main/singlepage/2008/zoroastrian-revival-1
  45. یتااهو – تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران» فرزانه مانکجی لیمجی هاتریا
  46. دوستخواه، جلیل. اوستا. چاپ دوازدهم. تهران. نشر مروارید. ۱۳۸۷. صفحه سی وهشت
  47. موله. م. آموزگار. ژاله. ایران باستان. تهران نشر توس. زمستان ۱۳۸۶ صفحهٔ ۵۷
  48. دوستخواه، جلیل. اوستا. گاهان. ۲۱
  49. هیلنز، جان. آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد. شناخت اساطیر ایران. تهران. نشر چشمه. ۱۳۸۸. صفحهٔ ۱۷۶
  50. جهان بینی در آیین مزدیسنا
  51. شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ص ۱۹۲ تا ۱۹۴
  52. هیلنز، جان. شناخت اساطیر ایران. صفحهٔ ۹۵
  53. بویس. مری. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان. بهرامی، عسکر. تهران. نشر ققنوس. صفحهٔ ۴۲
  54. گاتها، یسنا چهل و چهار، بندِ پنجم را ببینید
  55. بندهشن فصل اول را ببینید
  56. گاتها، یسنا چهل و چهار، بندِ پنجم را ببینید
  57. روایتِ اِزنیکِ ارمنی را دربارهٔ اسطوره آفرینش ببینید در شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، لندن ۱۹۷۵
  58. شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ص ۱۹۱
  59. رضی، وندیداد، ذیل «آتر ـ آتش»، ج ۱، ص ۳، ۸، ذیل «هذانئپت»، ج ۳، ص ۱۴۴۱
  60. اندرز پوریوتکیشان بند ۳۷ به بعد
  61. یتااهو – تارنمای فرهنگی زرتشتیان ایران» اصول دین زرتشت کدام است؟
  62. اذکایی، پرویز. نوروز تاریخچه و مرجع‌شناسی. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر مرکز مردم‌شناسی ایران، ۱۳۵۳ صفحه چهار
  63. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان۵۸
  64. مهر ۱۹۶–۱۹۷ [ارجاع دست دوم از ماهنامه معارف]
  65. آداب و رسوم ازدواج در میان زرتشتیان tebyan zanjan,tebyan,zanjan, تبیان زنجان::
  66. نظر ادیان مختلف دربارهٔ طلاق
  67. پرسپولیس: میراث تمدن، صفحهٔ ۳۲
  68. «دخمه - لغت‌نامه دهخدا». واژه‌یاب، لغت‌نامهٔ دهخدا و دیکشنری انگلیسی و عربی.
  69. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۱۰۶
  70. شناخت اساطیر ایران. ص. ۱۷۵
  71. شناخت اساطیر ایران، ص ۱۷۶
  72. ج. پ آسموسن، اصول و عقاید و اعتقادات دیانت زرتشتی، دیانت زرتشتی، ترجمه فریدون وهمن، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، بی‌تا
  73. Recherches historiques et geographiques sur l'Inde
  74. دوستخواه، جلیل. اوستا. صفحه چهل وهشت
  75. ابراهیم پورداود
  76. "Clavis Artis". ویکی‌پدیای ایتالیایی (به ایتالیایی).
  77. Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling - NYTimes.com
  78. میدل ایست ژورنال به نقل از سایت دادنا جمعیت زرتشتیان ایران در حال کاهش است (فارسی) بازدید در ۱۹ ژوئن ۲۰۱۱
  79. تارنمای امرداد
  80. LAURIE GOODSTEIN (6 September 2006). "Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling". The New York Times.
  81. http://www.nytimes.com/2006/09/06/us/06faith.html?pagewanted=1&_r=1
  82. http://www.guardian.co.uk/uk/datablog/interactive/2012/dec/11/census-religion

منابع[ویرایش]

  • هینلز، جان (۱۳۷۵شناخت اساطیر ایران، ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۰۶-۰
  • کریستن سن، آرتور. مترجم صفا، ذبیح‌الله. مزداپرستی در ایران قدیم، تهران:انتشارات شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۵۷
  • مجموعه سخنرانی‌های دومین کنگره تحقیقات ایرانی، جلد دوم. مشهد:دانشگاه ادبیات و علوم انسانی مشهد، ۱۳۵۲
  • بنونیست، امیل. دین ایرانی. تهران: انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴
  • کریستن سن، آرتور. کیانیان. ترجمه ذبیح‌الله صفا. چاپ پنجم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸
  • نیبرگ، هنریک ساموئل. ترجمه نجم‌آبادی، سیف الدین. دین‌های ایران باستان. تهران:مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، ۱۳۵۹
  • هینلز جان. ترجمه آموزگار، ژاله و احمد تفضلی. شناخت اساطیر ایران، تهران: نشر چشمه ۱۳۷۵
  • بویس، مری. ترجمه عسگر بهرامی. زرتشتیان باورها و آداب دینی آنان. نشر ققنوس. تهران. ۱۳۸۹

پیوند به بیرون[ویرایش]

Zoroastrianism or Mazdayasna is one of the world's oldest continuously practiced religions. It is a heterodox yet orthopraxic faith centered in a dualistic cosmology of good and evil and an eschatology predicting the ultimate conquest of evil with theological elements of henotheism, monotheism/monism, and polytheism.[1][2][3][4] Ascribed to the teachings of the Iranian-speaking spiritual leader Zoroaster (also known as Zarathushtra),[5] it exalts an uncreated and benevolent deity of wisdom, Ahura Mazda (Wise Lord), as its supreme being.[6] Major features of Zoroastrianism, such as messianism, judgment after death, heaven and hell, and free will may have influenced other religious and philosophical systems, including Second Temple Judaism, Gnosticism, Greek philosophy,[7] Christianity, Islam,[8] the Bahá'í Faith, and Buddhism.[9]

With possible roots dating back to the second millennium BCE, Zoroastrianism enters recorded history in the 5th century BCE.[10] Along with a Mithraic Median prototype and a Zurvanist Sassanid successor, it served as the state religion of the pre-Islamic Iranian empires for more than a millennium, from around 600 BCE to 650 CE. Zoroastrianism declined from the 7th century onwards following the Muslim conquest of Persia of 633–654.[11][full citation needed] Recent estimates place the current number of Zoroastrians at around 110,000-120,000,[12] with most living in India and in Iran; their number has been thought to be declining.[13][14] Besides the Zoroastrian diaspora, the older disputed Mithraic faith Yazdânism is still practised amongst Kurds.

The most important texts of the religion are those of the Avesta, which includes as central the writings of Zoroaster known as the Gathas, enigmatic ritual poems that define the religion's precepts, which is within Yasna, the main worship service of modern Zoroastrianism. The religious philosophy of Zoroaster divided the early Iranian gods of the Proto-Indo-Iranian tradition into ahuras[15] and daevas,[16] the latter of which were not considered worthy of worship. Zoroaster proclaimed that Ahura Mazda was the supreme creator, the creative and sustaining force of the universe through Asha,[6] and that human beings are given a right of choice between supporting Ahura Mazda or not, making them responsible for their choices. Though Ahura Mazda has no equal contesting force, Angra Mainu (destructive spirit/mentality) is considered the main adverserial force of the religion standing against Spenta Mainyu (creative spirit/mentality),[17] whose forces are born from Aka Manah (evil thought). Middle Persian literature developed further Angra Mainyu into Ahriman and advancing him to be the direct adversary to Ahura Mazda.[18]

Asha (truth, cosmic order), the life force that originates from Ahura Mazda,[6][19] stands in opposition to Druj (falsehood, deceit)[20][21] and Ahura Mazda is considered to be all-good with no evil emanating from the deity.[6] Ahura Mazda works in gētīg (the visible material realm) and mēnōg (the invisible spiritual and mental realm)[22] through the seven (six when excluding Spenta Mainyu) Amesha Spentas[23] (direct emanations of Ahura Mazda) and the host of other Yazatas (literally meaning "worthy of worship"), who all worship Ahura Mazda in the Avesta and other texts and who Ahura Mazda requests worship towards in the same texts.[2]

Zoroastrianism is a heterodox faith, meaning it is not uniform in theological and philosophical thought, especially with historical and modern influences having a significant impact on individual and local beliefs, practices, values and vocabulary, sometimes merging with tradition and in other cases displacing it.[24] Modern Zoroastrianism, however, tends to divide itself into either Reformist or Traditionalist camps with various smaller movements arising.[25] In Zoroastrianism, the purpose in life is to become an Ashavan (a master of Asha) and to bring happiness into the world, which contributes to the cosmic battle against evil. Zoroastrianism's core teachings include but are not limited:

  • Follow the Threefold Path of Asha: Humata, Huxta, Huvarshta (Good Thoughts, Good Words, Good Deeds).[26]
  • Charity is a way of maintaining one's soul aligned to Asha and to spread happiness.[27]
  • The spiritual equality and duty of the genders.[28]
  • Being good for goodness' sake without hope of reward (see Ashem Vohu).

Terminology

The name Zoroaster is a Greek rendering of the Avestan name Zarathustra. He is known as Zartosht and Zardosht in Persian and Zaratosht in Gujarati.[29] The Zoroastrian name of the religion is Mazdayasna, which combines Mazda- with the Avestan language word yasna, meaning "worship, devotion".[6] In English, an adherent of the faith is commonly called a Zoroastrian or a Zarathustrian. An older expression still used today is Behdin, meaning "The best Religion | Beh < Middle Persian Weh (good) + Din < Middle Persian dēn < Avestan Daēnā". In Zoroastrian liturgy the term is used as a title for an individual who has been formally inducted into the religion in a Navjote ceremony.[30]

The first surviving reference to Zoroaster in English scholarship is attributed to Thomas Browne (1605–1682), who briefly refers to Zoroaster in his 1643 Religio Medici.[31] The term Mazdaism (/ˈmæzdə.ɪzəm/) is an alternative form in English used as well for the faith, taking Mazda- from the name Ahura Mazda and adding the suffix -ism to suggest a belief system.[32]

Overview

Theology

Zoroastrians believe that there is one universal, transcendent, all-good, and uncreated supreme creator deity, Ahura Mazda, or the "Wise Lord". (Ahura meaning "Lord" and Mazda meaning "Wisdom" in Avestan).[33] Zoroaster keeps the two attributes separate as two different concepts in most of the Gathas yet sometimes combines them into one form. Zoroaster also claims that Ahura Mazda is omniscient but not omnipotent.[6] In the Gathas, Ahura Mazda is noted as working through emanations known as the Amesha Spenta[23] and with the help of "other ahuras",[2] of which Sraosha is the only one explicitly named of the latter category.

Scholars and theologians have long debated on the nature of Zoroastrianism, with dualism, monotheism, and polytheism being the main terms applied to the religion.[1][2][3] Some scholars assert that Zoroastrianism's concept of divinity covers both being and mind as immanent entities, describing Zoroastrianism as having a belief in an immanent self-creating universe with consciousness as its special attribute, thereby putting Zoroastrianism in the pantheistic fold sharing its origin with Indian Brahmanism.[34][35] In any case, Asha, the main spiritual force which comes from Ahura Mazda,[19] is the cosmic order which is the antithesis of chaos, which is evident as druj, falsehood and disorder.[20] The resulting cosmic conflict involves all of creation, mental/spiritual and material, including humanity at its core, which has an active role to play in the conflict.[36]

In the Zoroastrian tradition, druj comes from Angra Mainyu (also referred to in later texts as "Ahriman"), the destructive spirit/mentality, while the main representative of Asha in this confict is Spenta Mainyu, the creative spirit/mentality.[17] Ahura Mazda is immanent in humankind and interacts with creation through emanations known as the Amesha Spenta, the bounteous/holy immortals, which are representative and guardians of different aspects of creation and the ideal personality.[23] Ahura Mazda, through these Amesha Spenta, is assisted by a league of countless divinities called Yazatas, meaning "worthy of worship, and each is generally a hypostasis of a moral or physical aspect of creation. According to Zoroastrian cosmology, in articulating the Ahuna Vairya formula, Ahura Mazda made the ultimate triumph of good against Angra Mainyu evident.[37] Ahura Mazda will ultimately prevail over the evil Angra Mainyu, at which point reality will undergo a cosmic renovation called Frashokereti[38]and limited time will end. In the final renovation, all of creation—even the souls of the dead that were initially banished to or chose to descend into "darkness"—will be reunited with Ahura Mazda in the Kshatra Vairya (meaning "best dominion"),[39] being resurrected to immortality. In Middle Persian literature, the prominent belief was that at the end of time a savior-figure known as the Saoshyant would bring about the Frashokereti, while in the Gathic texts the term Saoshyant (meaning "one who brings benefit") referred to all believers of Mazdayasna but changed into a messianic concept in later writings.

Zoroastrian theology includes foremost the importance of following the Threefold Path of Asha revolving around Good Thoughts, Good Words, and Good Deeds.[26] There is also a heavy emphasis on spreading happiness, mostly through charity,[27] and respecting the spiritual equality and duty of the genders.[28] Zoroastrianism's emphasis on the protection and veneration of nature and its elements has led some to proclaim it as the "world's first proponent of ecology."[40] The Avesta and other texts call for the protection of water, earth, fire and air making it, in effect, an ecological religion: "It is not surprising that Mazdaism ... is called the first ecological religion. The reverence for Yazatas (divine spirits) emphasizes the preservation of nature (Avesta: Yasnas 1.19, 3.4, 16.9; Yashts 6.3–4, 10.13)."[41] However, this particular assertion is undermined by the fact that early Zoroastrians had a duty to exterminate "evil" species, a dictate no longer followed in modern Zoroastrianism.[42]

Practices

An 8th century Tang dynasty Chinese clay figurine of a Sogdian man wearing a distinctive cap and face veil, possibly a camel rider or even a Zoroastrian priest engaging in a ritual at a fire temple, since face veils were used to avoid contaminating the holy fire with breath or saliva; Museum of Oriental Art (Turin), Italy.[43]

The religion states that active and ethical participation in life through good deeds formed from good thoughts and good words is necessary to ensure happiness and to keep chaos at bay. This active participation is a central element in Zoroaster's concept of free will and Zoroastrianism as such rejects extreme forms of asceticism and monasticism but historically has allowed for moderate expressions of these concepts.[44]

In Zoroastrian tradition, life is a temporary state in which a mortal is expected to actively participate in the continuing battle between Asha and Druj. Prior to being born, the urvan (soul) of an individual is still united with its fravashi (personal/higher spirit), which has existed since Ahura Mazda created the universe. The fravashi before the urvan's split act as aids in the maintanance of creation with Ahura Mazda. During life, the fravashi act as aspirational concepts, spiritual protectors, and the fravashi of bloodline, cultural, and spiritual ancestors and heroes are venerated and can be called upon for aid.[45] On the fourth day after death, the urvan is reunited with its fravashi, in which the experiences of life in the material world are collected for the continuing battle in the spiritual world. For the most part, Zoroastrianism does not have a notion of reincarnation, at least not until the Frashokereti. Followers of Ilm-e-Kshnoom in India believe in reincarnation and practice vegetarianism, among other currently non-traditional opinions,[46] although there have been various theological statements supporting vegetarianism in Zoroastrianism's history and claims that Zoroaster was vegetarian.[47]

In Zoroastrianism, water (aban) and fire (atar) are agents of ritual purity, and the associated purification ceremonies are considered the basis of ritual life. In Zoroastrian cosmogony, water and fire are respectively the second and last primordial elements to have been created, and scripture considers fire to have its origin in the waters. Both water and fire are considered life-sustaining, and both water and fire are represented within the precinct of a fire temple. Zoroastrians usually pray in the presence of some form of fire (which can be considered evident in any source of light), and the culminating rite of the principal act of worship constitutes a "strengthening of the waters". Fire is considered a medium through which spiritual insight and wisdom are gained, and water is considered the source of that wisdom. Both fire and water are also hypostasized as the Yazatas Atar and Anahita, which worship hymns and litanies dedicated to them.

A corpse is considered a host for decay, i.e., of druj. Consequently, scripture enjoins the safe disposal of the dead in a manner such that a corpse does not pollute the good creation. These injunctions are the doctrinal basis of the fast-fading traditional practice of ritual exposure, most commonly identified with the so-called Towers of Silence for which there is no standard technical term in either scripture or tradition. Ritual exposure is currently mainly practiced by Zoroastrian communities of the Indian subcontinent, in locations where it is not illegal and diclofenac poisoning has not led to the virtual extinction of scavenger birds. Other Zoroastrian communities either cremate their dead, or bury them in graves that are cased with lime mortar, though Zoroastrians are keen to dispose of their dead in the most environmental way possible.

While the Parsees in India have traditionally since the 19th century been opposed to proselytizing,[25] and even considered it a crime for which the culprit may face expulsion,[48] Iranian Zoroastrians have never been opposed to conversion, and the practice has been endorsed by the Council of Mobeds of Tehran. While the Iranian authorities do not permit proselytizing within Iran, Iranian Zoroastrians in exile have actively encouraged missionary activities, with the Zarathushtrian Assembly in Los Angeles and the International Zoroastrian Centre in Paris as two prominent organizations and the Federation of Zoroastrian Associations of North America being in favor of conversion and welcoming to converts. Converts from both traditionally Persian and non-Persian ethnicities have even been welcomed at international events, even attending and speaking at events such as the World Zoroastrian Congress and the World Zoroastrian Youth Congress.[49][50] Zoroastrians are encouraged to marry others of the same faith, but this is not a requirement outside of traditionalist communities where it is strictly enforced in regards to women marrying outside of the faith but not men.[51]

History

Painted clay and alabaster head of a Zoroastrian priest wearing a distinctive Bactrian-style headdress, Takhti-Sangin, Tajikistan, Greco-Bactrian kingdom, 3rd–2nd century BCE

Classical antiquity

The roots of Zoroastrianism are thought to have emerged from a common prehistoric Indo-Iranian religious system dating back to the early 2nd millennium BCE.[52] The prophet Zoroaster himself, though traditionally dated to the 6th century BCE, is thought by many modern historians to have been a reformer of the polytheistic Iranian religion who lived in the 10th century BCE.[53] Zoroastrianism as a religion was not firmly established until several centuries later. Zoroastrianism enters recorded history in the mid-5th century BCE. Herodotus' The Histories (completed c. 440 BCE) includes a description of Greater Iranian society with what may be recognizably Zoroastrian features, including exposure of the dead.

The Histories is a primary source of information on the early period of the Achaemenid era (648–330 BCE), in particular with respect to the role of the Magi. According to Herodotus, the Magi were the sixth tribe of the Medes (until the unification of the Persian empire under Cyrus the Great, all Iranians were referred to as "Mede" or "Mada" by the peoples of the Ancient World) and wielded considerable influence at the courts of the Median emperors.[54]

The Zoroastrian Sasanian Empire at its greatest extent in 620 CE.

Following the unification of the Median and Persian empires in 550 BCE, Cyrus the Great and later his son Cambyses II curtailed the powers of the Magi after they had attempted to sow dissent following their loss of influence. In 522 BCE, the Magi revolted and set up a rival claimant to the throne. The usurper, pretending to be Cyrus' younger son Smerdis, took power shortly thereafter.[55] Owing to the despotic rule of Cambyses and his long absence in Egypt, "the whole people, Persians, Medes and all the other nations" acknowledged the usurper, especially as he granted a remission of taxes for three years.[56]

Darius I and later Achaemenid emperors acknowledged their devotion to Ahura Mazda in inscriptions, as attested to several times in the Behistun inscription, and appear to have continued the model of coexistence with other religions. Whether Darius was a follower of the teachings of Zoroaster has not been conclusively established as there is no indication of note that worship of Ahura Mazda was exclusively a Zoroastrian practice.[57]

According to later Zoroastrian legend (Denkard and the Book of Arda Viraf), many sacred texts were lost when Alexander the Great's troops invaded Persepolis and subsequently destroyed the royal library there. Diodorus Siculus's Bibliotheca historica, which was completed circa 60 BCE, appears to substantiate this Zoroastrian legend.[58] According to one archaeological examination, the ruins of the palace of Xerxes bear traces of having been burned.[59] Whether a vast collection of (semi-)religious texts "written on parchment in gold ink", as suggested by the Denkard, actually existed remains a matter of speculation, but it is unlikely.[60]

Alexander's conquests largely displaced Zoroastrianism with Hellenistic beliefs,[53] though the religion continued to be practiced many centuries following the demise of the Achaemenids in mainland Persia and the core regions of the former Achaemenid Empire, most notably Anatolia, Mesopotamia, and the Caucasus. In the Cappadocian kingdom, whose territory was formerly an Achaemenid possession, Persian colonists, cut off from their co-religionists in Iran proper, continued to practice the faith [Zoroastrianism] of their forefathers; and there Strabo, observing in the first century B.C., records (XV.3.15) that these "fire kindlers" possessed many "holy places of the Persian Gods", as well as fire temples.[61] Strabo further states that these were "noteworthy enclosures; and in their midst there is an altar, on which there is a large quantity of ashes and where the magi keep the fire ever burning."[61] It was not until the end of the Parthian period (247 b.c.a.d. 224) that Zoroastrianism would receive renewed interest.[53]

Late antiquity

As late as the Parthian period, a form of Zoroastrianism was without a doubt the dominant religion in the Armenian lands.[62] The Sassanids aggressively promoted the Zurvanite form of Zoroastrianism, often building fire temples in captured territories to promote the religion. During the period of their centuries long suzerainty over the Caucasus, the Sassanids made attempts to promote Zoroastrianism there with considerable successes, and it was prominent in the pre-Christian Caucasus (especially modern-day Azerbaijan).

Due to its ties to the Christian Roman Empire, Persia's arch-rival since Parthian times, the Sassanids were suspicious of Roman Christianity, and after the reign of Constantine the Great, sometimes persecuted it.[63] The Sassanid authority clashed with their Armenian subjects in the Battle of Avarayr (a.d. 451), making them officially break with the Roman Church. But the Sassanids tolerated or even sometimes favored the Christianity of the Church of the East. The acceptance of Christianity in Georgia (Caucasian Iberia) saw the Zoroastrian religion there slowly but surely decline,[64] but as late the 5th century a.d. it was still widely practised as something like a second established religion.[65][66]

Decline in the Middle Ages

A scene from the Hamzanama where Hamza ibn ‘Abd al-Muttalib Burns Zarthust's Chest and Shatters the Urn with his Ashes

Most of the Sassanid Empire was overthrown by the Arabs over the course of 16 years in the 7th century. Although the administration of the state was rapidly Islamicized and subsumed under the Umayyad Caliphate, in the beginning "there was little serious pressure" exerted on newly subjected people to adopt Islam.[67] Because of their sheer numbers, the conquered Zoroastrians had to be treated as dhimmis (despite doubts of the validity of this identification that persisted down the centuries),[68] which made them eligible for protection. Islamic jurists took the stance that only Muslims could be perfectly moral, but "unbelievers might as well be left to their iniquities, so long as these did not vex their overlords."[68] In the main, once the conquest was over and "local terms were agreed on", the Arab governors protected the local populations in exchange for tribute.[68]

The Arabs adopted the Sassanid tax-system, both the land-tax levied on land owners and the poll-tax levied on individuals,[68] called jizya, a tax levied on non-Muslims (i.e., the dhimmis). In time, this poll-tax came to be used as a means to humble the non-Muslims, and a number of laws and restrictions evolved to emphasize their inferior status. Under the early orthodox caliphs, as long as the non-Muslims paid their taxes and adhered to the dhimmi laws, administrators were enjoined to leave non-Muslims "in their religion and their land." (Caliph Abu Bakr, qtd. in Boyce 1979, p. 146).

Under Abbasid rule, Muslim Iranians (who by then were in the majority) increasingly found ways to taunt Zoroastrians, and distressing them became a popular sport. For example, in the 9th century, a deeply venerated cypress tree in Khorasan (which Parthian-era legend supposed had been planted by Zoroaster himself) was felled for the construction of a palace in Baghdad, 2,000 miles (3,200 km) away. In the 10th century, on the day that a Tower of Silence had been completed at much trouble and expense, a Muslim official contrived to get up onto it, and to call the adhan (the Muslim call to prayer) from its walls. This was turned into a pretext to annex the building.[69] Another popular means to distress Zoroastrians was to maltreat dogs, as these animals are sacred in Zoroastrianism. Such baiting, which was to continue down the centuries, was indulged not only by high officials, but by the general uneducated population as well.

Ultimately, Muslim scholars like Al-Biruni found little records left of the belief of for instance the Khawarizmians because figures like Qutayba ibn Muslim “extinguished and ruined in every possible way all those who knew how to write and read the Khawarizmi writing, who knew the history of the country and who studied their sciences.” As a result, “these things are involved in so much obscurity that it is impossible to obtain an accurate knowledge of the history of the country since the time of Islam...”[70]

Conversion

Though subject to a new leadership and harassment, the Zoroastrians were able to continue their former ways. But there was a slow but steady social and economic pressure to convert.[71][72] The nobility and city-dwellers were the first to convert, with Islam more slowly being accepted among the peasantry and landed gentry.[73] "Power and worldly-advantage" now lay with followers of Islam, and although the "official policy was one of aloof contempt, there were individual Muslims eager to proselytize and ready to use all sorts of means to do so."[72]

In time, a tradition evolved by which Islam was made to appear as a partly Iranian religion. One example of this was a legend that Husayn, son of the fourth caliph Ali and grandson of Islam's prophet Muhammad, had married a captive Sassanid princess named Shahrbanu. This "wholly fictitious figure"[74] was said to have borne Husayn a son, the historical fourth Shi'a imam, who claimed that the caliphate rightly belonged to him and his descendants, and that the Umayyads had wrongfully wrested it from him. The alleged descent from the Sassanid house counterbalanced the Arab nationalism of the Umayyads, and the Iranian national association with a Zoroastrian past was disarmed. Thus, according to scholar Mary Boyce, "it was no longer the Zoroastrians alone who stood for patriotism and loyalty to the past."[74] The "damning indictment" that becoming Muslim was Un-Iranian only remained an idiom in Zoroastrian texts.[74]

With Iranian (especially Persian) support, the Abbasids overthrew the Umayyads in 750, and in the subsequent caliphate government—that nominally lasted until 1258—Muslim Iranians received marked favor in the new government, both in Iran and at the capital in Baghdad. This mitigated the antagonism between Arabs and Iranians, but sharpened the distinction between Muslims and non-Muslims. The Abbasids zealously persecuted heretics, and although this was directed mainly at Muslim sectarians, it also created a harsher climate for non-Muslims.[75] Although the Abbasids were deadly foes of Zoroastrianism, the brand of Islam they propagated throughout Iran became ever more "Zoroastrianized", making it easier for Iranians to embrace Islam.

Survival

The fire temple of Baku, c. 1860

Despite economic and social incentives to convert, Zoroastrianism remained strong in some regions, particularly in those furthest away from the Caliphate capital at Baghdad. In Bukhara (in present-day Uzbekistan), resistance to Islam required the 9th-century Arab commander Qutaiba to convert his province four times. The first three times the citizens reverted to their old religion. Finally, the governor made their religion "difficult for them in every way", turned the local fire temple into a mosque, and encouraged the local population to attend Friday prayers by paying each attendee two dirhams.[72] The cities where Arab governors resided were particularly vulnerable to such pressures, and in these cases the Zoroastrians were left with no choice but to either conform or migrate to regions that had a more amicable administration.[72]

The 9th century came to define the great number of Zoroastrian texts that were composed or re-written during the 8th to 10th centuries (excluding copying and lesser amendments, which continued for some time thereafter). All of these works are in the Middle Persian dialect of that period (free of Arabic words), and written in the difficult Pahlavi script (hence the adoption of the term "Pahlavi" as the name of the variant of the language, and of the genre, of those Zoroastrian books). If read aloud, these books would still have been intelligible to the laity. Many of these texts are responses to the tribulations of the time, and all of them include exhortations to stand fast in their religious beliefs. Some, such as the "Denkard", are doctrinal defenses of the religion, while others are explanations of theological aspects (such as the Bundahishn's) or practical aspects (e.g., explanation of rituals) of it.

Fire temple in Yazd
Museum of Zoroastrians in Kerman

In Khorasan in northeastern Iran, a 10th-century Iranian nobleman brought together four Zoroastrian priests to transcribe a Sassanid-era Middle Persian work titled Book of the Lord (Khwaday Namag) from Pahlavi script into Arabic script. This transcription, which remained in Middle Persian prose (an Arabic version, by al-Muqaffa, also exists), was completed in 957 and subsequently became the basis for Firdausi's Book of Kings. It became enormously popular among both Zoroastrians and Muslims, and also served to propagate the Sassanid justification for overthrowing the Arsacids (i.e., that the Sassanids had restored the faith to its "orthodox" form after the Hellenistic Arsacids had allowed Zoroastrianism to become corrupt).

Among migrations were those to cities in (or on the margins of) the great salt deserts, in particular to Yazd and Kerman, which remain centers of Iranian Zoroastrianism to this day. Yazd became the seat of the Iranian high priests during Mongol Il-Khanate rule, when the "best hope for survival [for a non-Muslim] was to be inconspicuous."[76] Crucial to the present-day survival of Zoroastrianism was a migration from the northeastern Iranian town of "Sanjan in south-western Khorasan",[77] to Gujarat, in western India. The descendants of that group are today known as the Parsis—"as the Gujaratis, from long tradition, called anyone from Iran"[77]—who today represent the larger of the two groups of Zoroastrians.

The struggle between Zoroastrianism and Islam declined in the 10th and 11th centuries. Local Iranian dynasties, "all vigorously Muslim,"[77] had emerged as largely independent vassals of the Caliphs. In the 16th century, in one of the early letters between Iranian Zoroastrians and their co-religionists in India, the priests of Yazd lamented that "no period [in human history], not even that of Alexander, had been more grievous or troublesome for the faithful than 'this millennium of the demon of Wrath'."[78]

Modern

A modern Zoroastrian fire temple in Western India
Sadeh in Tehran, 2011

Zoroastrianism has survived into the modern period, particularly in India, where it has been present since about the 9th century.

Today Zoroastrianism can be divided in two main schools of thought: reformists and traditionalists. Traditionalists are mostly Parsis and accept, beside the Gathas and Avesta, also the Middle Persian literature and like the reformists mostly developed in their modern form from 19th century developments.[25] They generally do not allow conversion to the faith and, as such, for someone to be a Zoroastrian they must be born of Zoroastrian parents. Some traditionalists recognize the children of mixed marriages as Zoroastrians, though usually only if the father is a born Zoroastrian.[79] Reformists tend to advocate a "return" to the Gathas, the universal nature of the faith, a decrease in ritualization, and an emphasis on the faith as philosophy rather than religion.[25] Not all Zoroastrians identify with either school and notable examples are getting traction including Neo-Zoroastrians/Para-Zoroastrians, which are usually radical reinterpretations of Zoroastrianism appealing towards Western concerns,[80] and Revivalists, who center the idea of Zoroastrianism as a living religion and advocate the revival and maintenance of old rituals and prayers while supporting ethical and social progressive reforms. Both of these latter schools tend to center the Gathas without outright rejecting other texts except the Vendidad. Ilm-e-Khshnoom and the Pundol Group are Zoroastrian mystical schools of thought popular among a small minority of the Parsi community inspired mostly by 19th-century theosophy and typified by a spiritual ethno-centric mentality.[25]

From the 19th century onward, the Parsis gained a reputation for their education and widespread influence in all aspects of society. They played an instrumental role in the economic development of the region over many decades; several of the best-known business conglomerates of India are run by Parsi-Zoroastrians, including the Tata, Godrej, Wadia families, and others.

Though the Armenians share a rich history affiliated with Zoroastrianism (that eventually declined with the advent of Christianity), reports indicate that there were Zoroastrian Armenians in Armenia until the 1920s.[81] A comparatively minor population persisted in Central Asia, the Caucasus, and Persia, and a growing large expatriate community has formed in the United States mostly from India and Iran, and to a lesser extent in the United Kingdom, Canada and Australia.

At the request of the government of Tajikistan, UNESCO declared 2003 a year to celebrate the "3000th anniversary of Zoroastrian culture", with special events throughout the world. In 2011 the Tehran Mobeds Anjuman announced that for the first time in the history of modern Iran and of the modern Zoroastrian communities worldwide, women had been ordained in Iran and North America as mobedyars, meaning women assitant mobeds (Zoroastrian clergy).[82][83][84] The women hold official certificates and can perform the lower-rung religious functions and can initiate people into the religion.[85]

Relation to other religions and cultures

The Achaemenid Empire in the 5th century BCE consisted of the largest empire in history by percentage of world population.[86]

Some scholars believe[87] that key concepts of Zoroastrian eschatology and demonology influenced the Abrahamic religions.[88][89] On the other hand, Zoroastrianism itself inherited ideas from other belief systems and, like other "practiced" religions, accommodates some degree of syncretism,[90] with Zoroastrianism in Sogdia, the Kushan Empire, Armenia, China, and other places incoporating local and foreign practices and deities.[91] Zoroastrian influences on Hungarian, Slavic, Ossetian, Turkic and Mongol mythologies have also been noted, all of which bearing extensive light-dark dualisms and possible sun god theonyms related to Hvare-khshaeta.[92][93][94]

Indo-Iranian origins

The religion of Zoroastrianism is closest to Vedic religion to varying degrees. Some historians believe that Zoroastrianism, along with similar philosophical revolutions in South Asia were interconnected strings of reformation against a common Indo-Aryan thread. Many traits of Zoroastrianism can be traced back to the culture and beliefs of the prehistorical Indo-Iranian period, that is, to the time before the migrations that led to the Indo-Aryans and Iranics becoming distinct peoples. Zoroastrianism consequently shares elements with the historical Vedic religion that also has its origins in that era. Some examples include cognates between the Avestan word Ahura ("Ahura Mazda") and the Vedic Sanskrit word Asura ("demon; evil demigod"); as well as Daeva ("demon") and Deva ("god") and they both descend from a common Proto-Indo-Iranian religion.

Manichaeism

Zoroastrianism is often compared with Manichaeism. Nominally an Iranian religion, it has its origins in Middle-Eastern Gnosticism. Superficially such a comparison seems apt, as both are dualistic and Manichaeism adopted many of the Yazatas for its own pantheon. Gherardo Gnoli, in The Encyclopaedia of Religion,[95] says that "we can assert that Manichaeism has its roots in the Iranian religious tradition and that its relationship to Mazdaism, or Zoroastrianism, is more or less like that of Christianity to Judaism".[96]

But they are quite different.[97] Manichaeism equated evil with matter and good with spirit, and was therefore particularly suitable as a doctrinal basis for every form of asceticism and many forms of mysticism. Zoroastrianism, on the other hand, rejects every form of asceticism, has no dualism of matter and spirit (only of good and evil), and sees the spiritual world as not very different from the natural one (the word "paradise", or pairi.daeza, applies equally to both.)

Manichaeism's basic doctrine was that the world and all corporeal bodies were constructed from the substance of Satan, an idea that is fundamentally at odds with the Zoroastrian notion of a world that was created by God and that is all good, and any corruption of it is an effect of the bad.

Present-day Iran

Many aspects of Zoroastrianism are present in the culture and mythologies of the peoples of Greater Iran, not least because Zoroastrianism was a dominant influence on the people of the cultural continent for a thousand years. Even after the rise of Islam and the loss of direct influence, Zoroastrianism remained part of the cultural heritage of the Iranian language-speaking world, in part as festivals and customs, but also because Ferdowsi incorporated a number of the figures and stories from the Avesta in his epic Shāhnāme, which is pivotal to Iranian identity. One notable example is the incorporation of the Yazata Sraosha as an angel venerated within Shia Islam in Iran.[98]

Religious text

Avestan

The Avesta is a collection of the central religious texts of Zoroastrianism written in the old Iranian dialect of Avestan. The history of the Avesta is speculated upon in many Pahlavi texts with varying degrees of authority, with the current version of the Avesta dating at oldest from the times of the Sassanian Empire.[99] According to Middle Persian tradition, Ahura Mazda created the twenty-one nasks of the original Avesta which Zoroaster brought to Vishtaspa. Here, two copies were created, one which was put in the house of archives and the other put in the Imperial treasury. During Alexander's conquest of Persia, the Avesta was burned, and the scientific sections that the Greeks could use were dispersed among themselves. However, there is no strong evidence historically towards these claims and they remain contested academically and within the faith.[99]

As tradition continues, under the reign of King Valax of the Arsacis Dynasty, an attempt was made to restore what was considered the Avesta. During the Sassanid Empire, Ardeshir ordered Tansar, his high priest, to finish the work that King Valax had started. Shapur I sent priests to locate the scientific text portions of the Avesta that were in the possession of the Greeks. Under Shapur II, Arderbad Mahrespandand revised the canon to ensure its orthodox character, while under Khosrow I, the Avesta was translated into Pahlavi.

The compilation of the Avesta can be authoritatively traced, however, to the Sassanian Empire, of which only fraction survive today if the Middle Persian literature is correct.[99] The later manuscripts all date from after the fall of the Sassanian Empire, the latest being from 1288, 590 years after the fall of the Sassanian Empire. The texts that remain today are the Gathas, Yasna, Visperad and the Vendidad, of which the latter's inclusion is disputed within the faith.[100] Along with these texts is the individual, communal, and ceremonial prayer book called the Khordeh Avesta, which contains the Yashts and other important hymns, prayers, and rituals. The rest of the materials from the Avesta are called "Avestan fragments" in that they are written in Avestan, incomplete, and generally of unknown provenance.[101]

Middle Persian (Pahlavi)

Middle Persian and Pahlavi works created in the 9th and 10th century contain many religious Zoroastrian books, as most of the writers and copyists were part of the Zoroastrian clergy. The most significant and important books of this era include the Denkard, Bundahishn, Menog-i Khrad, Selections of Zadspram, Jamasp Namag, Epistles of Manucher, Rivayats, Dadestan-i-Denig, and Arda Viraf Namag. All Middle Persian texts written on Zoroastrianism during this time period are considered secondary works on the religion, and not scripture. Nonetheless, these texts have had a strong influence on the religion.

Zoroaster

Zoroastrianism was founded by Zoroaster (or Zarathushtra) in ancient Iran. The precise date of the founding of Zoroastrianism is uncertain and dates differ wildly from 2000 BCE to "200 years before Alexander". Zoroaster was born in either Northeast Iran or Southwest Afghanistan. He was born into a culture with a polytheistic religion, which included excessive animal sacrifice[102] and the excessive ritual use of intoxicants, and his life was defined heavily by the settling of his people and the constant threats of raids and conflict. Zoroaster's birth and early life are little documented but speculated heavily upon in later texts. What is known is recorded in the Gathas—the core of the Avesta, which contains hymns thought to be composed by Zoroaster himself. Born into the Spitama clan, he refers to himself as a poet-priest and spiritual master. He had a wife, three sons, and three daughters, the numbers of which are gathered from various texts.[103]

Zoroaster rejected many of the gods of the Bronze Age Iranians and their oppressive class structure, in which the Karvis and Karapans (princes and priests) controlled the ordinary people. He also opposed cruel animal sacrifices and the excessive use of the hallucinogenic Haoma plant (possibly a species of ephedra), but did not outright condemn completely either practice in moderate forms.[104][105]

Zoroaster in legend

According to later Zoroastrian tradition, when Zoroaster was 30 years old, he went into the Daiti river to draw water for a Haoma ceremony; when he emerged, he received a vision of Vohu Manah. After this, Vohu Manah took him to the other six Amesha Spentas, where he received the completion of his vision.[106] This vision radically transformed his view of the world, and he tried to teach this view to others. Zoroaster believed in one supreme creator deity and acknowledged this creator's emanations (Amesha Spenta) and other divinities which he called Ahuras (Yazata). Some of the deities of the old religion, the Daevas (Devas in Sanskrit), appeared to delight in war and strife and were condemned as evil workers of Angra Mainyu by Zoroaster.

Zoroaster's ideas were not taken up quickly; he originally only had one convert: his cousin Maidhyoimanha.[107] The local religious authorities opposed his ideas, considering that their faith, power, and particularly their rituals were threatened by Zoroaster's teaching against the bad and overly-complicated ritualization of religious ceremonies. Many did not like Zoroaster's downgrading of the Daevas to evil ones not worthy of worship. After twelve years of little success, Zoroaster left his home.

In the country of King Vishtaspa, the king and queen heard Zoroaster debating with the religious leaders of the land and decided to accept Zoroaster's ideas as the official religion of their kingdom after having Zoroaster prove himself by healing the king's favorite horse. Zoroaster is believed to have died in his late 70s, either by murder by a Turanian or old age. Very little is known of the time between Zoroaster and the Achaemenian period, except that Zoroastrianism spread to Western Iran and other regions. By the time of the founding of the Achaemenid Empire, Zoroastrianism is believed to have been already a well-established religion.

Principal beliefs

Humata, Huxta, Huvarshta (Good Thoughts, Good Words, Good Deeds), the Threefold Path of Asha, is considered the core maxim of Zoroastrianism especially by modern practitioners. In Zoroastrianism, good transpires for those who do righteous deeds for its own sake, not for the search of reward. Those who do evil are said to be attacked and confused by the druj and are responsible for aligning themselves back to Asha by following this path.[26]

Faravahar (or Ferohar), one of the primary symbols of Zoroastrianism, believed to be the depiction of a Fravashi or the Khvarenah.

In Zoroastrianism, Ahura Mazda is the beginning and the end, the creator of everything that can and cannot be seen, the eternal and uncreated, the all-good and source of Asha.[6] In the Gathas, the most sacred texts of Zoroastrianism thought to have been composed by Zoroaster himself, Zoroaster acknowledged the highest devotion to Ahura Mazda, with worship and adoration also given to Ahura Mazda's manifestations (Amesha Spenta) and the other ahuras (Yazata) that support Ahura Mazda.[108]

Daena (din in modern Persian and meaning "that which is seen") is representative of the sum of one's spiritual conscience and attributes, which through one's choice Asha is either strengthened or weakened in the Daena.[109] Traditionally, the manthras, spiritual prayer formulas, are believed to be of immense power and the vehicles of Asha and creation used to maintain good and fight evil.[110] Daena should not be confused with the fundamental principle of Asha, believed to be the cosmic order which governs and permeates all existence, and the concept of which governed the life of the ancient Indo-Iranians. For these, asha was the course of everything observable—the motion of the planets and astral bodies; the progression of the seasons; and the pattern of daily nomadic herdsman life, governed by regular metronomic events such as sunrise and sunset, and was strengthened through truth-telling and following the Threefold Path.[19]

All physical creation (getig) was thus determined to run according to a master plan—inherent to Ahura Mazda—and violations of the order (druj) were violations against creation, and thus violations against Ahura Mazda.[22] This concept of asha versus the druj should not be confused with Western and especially Abrahamic notions of good versus evil, for although both forms of opposition express moral conflict, the asha versus druj concept is more systemic and less personal, representing, for instance, chaos (that opposes order); or "uncreation", evident as natural decay (that opposes creation); or more simply "the lie" (that opposes truth and goodness).[19] Moreover, in the role as the one uncreated creator of all, Ahura Mazda is not the creator of druj, which is "nothing", anti-creation, and thus (likewise) uncreated and developed as the antithesis of existence through choice.[20]

A Parsi Wedding, 1905

In this schema of asha versus druj, mortal beings (both humans and animals) play a critical role, for they too are created. Here, in their lives, they are active participants in the conflict, and it is their spiritual duty to defend Asha, which is under constant assault and would decay in strength without counteraction.[19] Throughout the Gathas, Zoroaster emphasizes deeds and actions within society and accordingly extreme asceticism is frowned upon in Zoroastrianism but moderate forms are allowed within Zoroastrianism.[44] This was explained as fleeing from the experiences and joys of life, which was the very purpose that the urvan (most commonly translated as the "soul") was sent into the mortal world to collect. The avoidance of any aspect of life which does not bring harm to another and engage in activities that support the druj, which includes the avoidance of the pleasures of life, is a shirking of the responsibility and duty to oneself, one's urvan, and one's family and social obligations.[20]

Central to Zoroastrianism is the emphasis on moral choice, to choose the responsibility and duty for which one is in the mortal world, or to give up this duty and so facilitate the work of druj. Similarly, predestination is rejected in Zoroastrian teaching and the absolute free will of all conscious beings is core, with even divine beings having the ability to choose. Humans bear responsibility for all situations they are in, and in the way they act toward one another. Reward, punishment, happiness, and grief all depend on how individuals live their lives.[111]

In the 19th century, through contact with Western academics and missionaries, Zoroastrianism experienced a massive theological change that still affects it today. The Rev. John Wilson led various missionary campaigns in India against the Parsi community, disparaging the Parsis for their "dualism" and "polytheism" and as having unnecessary rituals while declaring the Avesta to not be "divinely inspired". This caused mass dismay in the relatively uneducated Parsi community, which blamed its priests and led to some conversions towards Christianity. The arrival of the German orientalist and philologist Martin Haug led to a rallied defense of the faith through Haug's reinterpretation of the Avesta through Christianized and European orientalist lens. Haug postulated that Zoroastrianism was solely monotheistic with all other divinities reduced to the status of angels while Ahura Mazda became both omnipotent and the source of evil as well as good. Haug's thinking was subsequently disseminated as a Parsi interpretation, thus corroborating Haug's theory, and the idea became so popular that it is now almost universally accepted as doctrine though being reevaluated in modern Zoroastrianism and academia.[25][2]

Throughout Zoroastrian history, shrines and temples have the been focus of worship and pilgrimage for adherents of the religion. Early Zoroastrians were recorded as worshiping in the 5th century BCE on mounds and hills where fires were lit below the open skies.[112] In the wake of Achaemenid expansion, shrines were constructed throughout the empire and particularly influenced the role of Mithra, Aredvi Sura Anahita, Verethragna and Tishtrya, alongside other traditional Yazata who all have hymns within the Avesta and also local deities and culture-heroes. Today, enclosed and covered fire temples tend to be the focus of community worship where fires of varying grades are maintained by the clergy assigned to the temples.[113]

Cosmology: Creation of the universe

According to the Zoroastrian creation myth, Ahura Mazda existed in light and goodness above, while Angra Mainyu existed in darkness and ignorance below. They have existed independently of each other for all time, and manifest contrary substances. Ahura Mazda first manifested seven divine beings called Amesha Spentas, who support him and represent beneficent aspects of personality and creation, along with numerous Yazatas, divinities worthy of worship. Ahura Mazda then created the material and visible world itself in order to ensnare evil. Ahura Mazda created the floating, egg-shaped universe in two parts: first the spiritual (menog) and 3,000 years later, the physical (getig). Ahura Mazda then created Gayomard, the archetypical perfect man, and Gavaevodata, the primordial bovine.[111]

While Ahura Mazda created the universe and humankind, Angra Mainyu, whose very nature is to destroy, miscreated demons, evil daevas, and noxious creatures (khrafstar) such as snakes, ants, and flies. Angra Mainyu created an opposite, evil being for each good being, except for humans, which he found he could not match. Angra Mainyu invaded the universe through the base of the sky, inflicting Gayomard and the bull with suffering and death. However, the evil forces were trapped in the universe and could not retreat. The dying primordial man and bovine emitted seeds, which were protect by Mah, the Moon. From the bull's seed grew all beneficial plants and animals of the world and from the man's seed grew a plant whose leaves became the first human couple. Humans thus struggle in a two-fold universe of the material and spiritual trapped and in long combat with evil. The evils of this physical world are not products of an inherent weakness, but are the fault of Angra Mainyu's assault on creation. This assault turned the perfectly flat, peaceful, and ever day-lit world into a mountainous, violent place that is half night.[111]

Eschatology: Renovation and judgment

Zoroastrianism also includes beliefs about the renovation of the world (Frashokereti) and individual judgment (cf. general and particular judgment), including the resurrection of the dead, which are alluded to in the Gathas but developed in later Avestan and Middle Persian writings.

Individual judgment at death is at the Chinvat Bridge ("bridge of judgement" or "birdge of choice"), which each human must cross, facing a spiritual judgment, though modern belief is split as to whether it is representative of a mental decision during life to choose between good and evil or an afterworld location. Humans' actions under their free will through choice determine the outcome. According to tradition, the soul is judged by the Yazatas Mithra, Sraosha, and Rashnu, where depending on the verdict one is either greeted at the bridge by a beautiful, sweet-smelling maiden or by an ugly, foul-smelling old hag representing their Daena affected by their actions in life. The maiden leads the dead safely across the bridge, which widens and becomes pleasant for the righteous, towards the House of Song. The hag leads the dead down a bridge that narrows to a razor's edge and is full of stench until the departed falls off into the abyss towards the House of Lies.[111][114] Those with a balance of good and evil go to Hamistagan, a neutral place of waiting where according to the Dadestan-i Denig, a Middle Persian work from the 9th century, the souls of the departed can relive their lives and conduct good deeds to raise themselves towards the House of Song or await the final judgement and the mercy of Ahura Mazda.[115]

The House of Lies is considered temporary and reformative; punishments fit the crimes, and souls do not rest in eternal damnation. Hell contains foul smells and evil food, a smothering darkness, and souls are packed tightly together although they believe they are in total isolation.[111]

In ancient Zoroastrian eschatology, a 3,000-year struggle between good and evil will be fought, punctuated by evil's final assault. During the final assault, the sun and moon will darken and humankind will lose its reverence for religion, family, and elders. The world will fall into winter, and Angra Mainyu's most fearsome miscreant, Azi Dahaka, will break free and terrorize the world.[111]

According to legend, the final savior of the world, known as the Saoshyant, will be born to a virgin impregnated by the seed of Zoroaster while bathing in a lake. The Saoshyant will raise the dead—including those in all afterworlds—for final judgment, returning the wicked to hell to be purged of bodily sin. Next, all will wade through a river of molten metal in which the righteous will not burn but through which the impure will be completely purified. The forces of good will ultimately triumph over evil, rendering it forever impotent but not destroyed. The Saoshyant and Ahura Mazda will offer a bull as a final sacrifice for all time and all humans will become immortal. Mountains will again flatten and valleys will rise; the House of Song will descend to the moon, and the earth will rise to meet them both.[111] Humanity will require two judgments because there are as many aspects to our being: spiritual (menog) and physical (getig).[111] Thus, Zoroastrianism can be said to be a universalist religion with respect to salvation in that all souls are redeemed at the final judgement.

Ritual and Prayer

The central ritual of Zoroastrianism is the Yasna, which is a recitation of the epynomous book of the Avesta and sacrificial ritual ceremony involving Haoma.[116] Extensions to the Yasna ritual are possible through use of the Visperad and Vendidad, but such an extended ritual is rare in modern Zoroastrianism.[117][118] The Yasna itself descended from Indo-Iranian sacrificial ceremonies and animal sacrifice of varying degrees are mentioned in the Avesta and are still practiced in Zoroastrianism albeit through reduced forms such as the sacrifice of fat before meals.[119] High rituals such as the Yasna are considered to be the pruview of the Mobeds with a corpus of individual and communal rituals and prayers included in the Khordeh Avesta.[116][120] A Zoroastrian is welcomed into the faith through the Navjote/Sedreh Pushi ceremony, which is traditionally conducted during the later childhood or pre-teen years of the aspirant, though there is no defined age limit for the ritual.[110][121] After the ceremony, Zoroastrians are encouraged to wear their sedreh (ritual shirt) and kusti (ritual girdle) daily as a spiritual reminder and for mystical protection, though modern Zoroastrians tend to only wear them during festivals, ceremonies, and prayers.[122][110][121] The incoporation of cultural and local rituals is quite common and traditions have been passed down in historically Zoroastrian communities such as herbal healing practices, wedding ceremonies, and the like.[123][124][110] Traditionally, Zoroastrian rituals have also included shamanic elements involving mystical methods such as spirit travel to the invisible realm and involving the consumption of fortified wine, Haoma, mang, and other ritual aids.[125][22][126][127][128] Historically, Zoroastrian rituals Zoroastrians are encouraged to pray the five daily Gāhs and to maintain and celebrate the various holy festivals of the Zoroastrian calendar, which can differ from community to community.[129][130] Zoroastrian prayers, called manthras, are conducted usually with hands outsretched in imitation of Zoroaster's prayer style described in the Gathas and are of a reflectionary and supplicant nature believed to be endowed with the ability to banish evil.[131][132][37] Devout Zoroastrians are known to cover their heads during prayer, either with traditional topi, scarves, other headwear, or even just their hands. However, full coverage and veiling which is traditional in Islamic practice is not a part of Zoroastrianism and Zoroastrian women in Iran wear their head coverings displaying hair and their faces to defy mandates by the Islamic Republic of Iran.[133]

Demographics

The sacred Zoroastrian pilgrimage shrine of Chak Chak in Yazd, Iran.

Zoroastrian communities internationally tend to comprise mostly two main groups of people: Indian Parsis and Iranian Zoroastrians. According to a study in 2012 by the Federation of Zoroastrian Associations of North America, the number of Zoroastrians worldwide was estimated to be between 111,691 and 121,962. The number is imprecise because of diverging counts in Iran.[12]

Small Zoroastrian communities may be found all over the world, with a continuing concentration in Western India, Central Iran, and Southern Pakistan. Zoroastrians of the diaspora are primarily located in the United States, Great Britain and the former British colonies, particularly Canada and Australia, and usually anywhere where there is a strong Iranian and Gujarati presence.

In South Asia

India

Parsi Navjote ceremony (rites of admission into the Zoroastrian faith)

India is considered to be home to the single largest Zoroastrian population in the world. When the Islamic armies, under the first Caliphs, invaded Persia, those locals who were unwilling to convert to Islam sought refuge, first in the mountains of Northern Iran, then the regions of Yazd and its surrounding villages. Later, in the ninth century CE, a group sought refuge in the western coastal region of India, and also scattered to other regions of the world. Following the fall of the Sassanid Empire in 651 CE, many Zoroastrians migrated. Among them were several groups who ventured to Gujarat on the western shores of the Indian subcontinent, where they finally settled. The descendants of those refugees are today known as the Parsis. The year of arrival on the subcontinent cannot be precisely established, and Parsi legend and tradition assigns various dates to the event.

In the Indian census of 2001, the Parsis numbered 69,601, representing about 0.006% of the total population of India, with a concentration in and around the city of Mumbai. Due to a low birth rate and high rate of emigration, demographic trends project that by 2020 the Parsis will number only about 23,000 or 0.002% of the total population of India. By 2008, the birth-to-death ratio was 1:5; 200 births per year to 1,000 deaths.[134] India's 2011 Census recorded 57,264 Parsi Zoroastrians.[135]

Pakistan

In Pakistan, the Zoroastrian population was estimated to number 1,675 people in 2012[12], mostly living in Sindh (especially Karachi) followed by Khyber Pakhtunkhwa.[136][137] The National Database and Registration Authority (NADRA) of Pakistan claimed that there were 3,650 Parsi voters during the elections in Pakistan in 2013 and 4,235 in 2018.[138]

Iran, Iraq and Central Asia

Iran's figures of Zoroastrians have ranged widely; the last census (1974) before the revolution of 1979 revealed 21,400 Zoroastrians.[139] Some 10,000 adherents remain in the Central Asian regions that were once considered the traditional stronghold of Zoroastrianism, i.e., Bactria (see also Balkh), which is in Northern Afghanistan; Sogdiana; Margiana; and other areas close to Zoroaster's homeland. In Iran, emigration, out-marriage and low birth rates are likewise leading to a decline in the Zoroastrian population. Zoroastrian groups in Iran say their number is approximately 60,000.[140] According to the Iranian census data from 2011 the number of Zoroastrians in Iran was 25,271.[141]

Communities exist in Tehran, as well as in Yazd, Kerman and Kermanshah, where many still speak an Iranian language distinct from the usual Persian. They call their language Dari (not to be confused with the Dari of Afghanistan). Their language is also called Gavri or Behdini, literally "of the Good Religion". Sometimes their language is named for the cities in which it is spoken, such as Yazdi or Kermani. Iranian Zoroastrians were historically called Gabrs, originally without a pejorative connotation but in the present-day derogatorily applied to all non-Muslims.

The number of Kurdish Zoroastrians, along with those of non-ethnic converts, has been estimated differently.[142] The Zoroastrian Representative of the Kurdistan Regional Government in Iraq has claimed that as many as 100,000 people in Iraqi Kurdistan have converted to Zoroastrianism recently, with community leaders repeating this claim and speculating that even more Zoroastrians in the region are practicing their faith secretly.[143][144][145] However, this has not been confirmed by independent sources.[146]

Western world

North America is thought to be home to 18,000–25,000 Zoroastrians of both South Asian and Iranian background. A further 3,500 live in Australia (mainly in Sydney). As of 2012, the population of Zoroastrians in USA was 15,000, making it the third-largest Zoroastrian population in the World after those of India and Iran.[147] It has been claimed that 3,000 Kurds have converted to Zoroastrianism in Sweden.[148]

See also

References

Citations

  1. ^ a b Boyd, James W.; et al. (1979), "Is Zoroastrianism Dualistic or Monotheistic?", Journal of the American Academy of Religion, Vol. XLVII (4): 557–588, doi:10.1093/jaarel/XLVII.4.557
  2. ^ a b c d e Vazquez III, Pablo (2019). ""O Wise One and You Other Ahuras": The Flawed Application of Monotheism Towards Zoroastrianism". Academia.edu.
  3. ^ a b Hintze, Almut (2013). "Monotheism the Zoroastrian Way". Journal of the Royal Asiatic Society. 24: 225–249 – via ResearchGate.
  4. ^ Skjærvø, Prods Oktor (2005). "Introduction to Zoroastrianism" (PDF). Iranian Studies at Harvard University.
  5. ^ "Zarathustra – Iranian prophet". Retrieved 9 June 2017.
  6. ^ a b c d e f g "AHURA MAZDĀ – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  7. ^ "Greece iii. Persian Influence on Greek Thought – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-14.
  8. ^ Hinnel, J (1997), The Penguin Dictionary of Religion, Penguin Books UK; Boyce, Mary (2001), Zoroastrians: their religious beliefs and practices, Routledge and Kegan Paul Ltd
  9. ^ Beckwith, Christopher I. (2015). Greek Buddha: Pyrrho's Encounter with Early Buddhism in Central Asia. Princeton University Press. pp. 132–133. ISBN 9781400866328.
  10. ^ "ZOROASTRIANISM i. HISTORY TO THE ARAB CONQUEST – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  11. ^ Hourani, p. 87
  12. ^ a b c Rivetna, Roshan. "The Zoroastrian World A 2012 Demographic Picture" (PDF). Fezana.org.
  13. ^ "Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling". Laurie Goodstein. 6 September 2006. Retrieved 25 September 2017.
  14. ^ Deena Guzder (9 December 2008). "The Last of the Zoroastrians". Time. Retrieved 25 September 2017.
  15. ^ "AHURA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  16. ^ "DAIVA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  17. ^ a b "AHRIMAN – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  18. ^ Boyce 1979, pp. 6–12.
  19. ^ a b c d e "AṦA (Asha "Truth") – Encyclopaedia Iranica". Iranicaonline.org. Retrieved 2017-06-14.
  20. ^ a b c d "Druj– Encyclopaedia Iranica". Iranicaonline.org. Retrieved 2017-06-14.
  21. ^ "Ahura Mazdā – Encyclopaedia Iranica". Iranicaonline.org. Retrieved 2017-06-14.
  22. ^ a b c "GĒTĪG AND MĒNŌG – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  23. ^ a b c "AMƎŠA SPƎNTA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  24. ^ Goodstein, Laurie (2008-09-06). "Zoroastrians Keep the Faith, and Keep Dwindling". The New York Times. Retrieved 2009-10-03.
  25. ^ a b c d e f Vazquez III, Pablo (2019). "A Tale of Two Zs: An Overview of the Reformist and Traditionalist Zoroastrian Movements". Academia.edu.
  26. ^ a b c "HUMATA HŪXTA HUVARŠTA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  27. ^ a b "CHARITABLE FOUNDATIONS – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  28. ^ a b "WOMEN ii. In the Avesta – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  29. ^ "ZOROASTER i. THE NAME – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-08-01.
  30. ^ "BEHDĪN – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-08-01.
  31. ^ Browne, T. (1643) "Religio Medici"
  32. ^ "Mazdaism - Oxford Reference". www.oxfordreference.com. doi:10.1093/oi/authority.20110803100142763. Retrieved 2019-08-01.
  33. ^ Duchesne-Guillemin, Jacques. "Zoroastrianism". Encyclopedia Britannica.
  34. ^ François Lenormant and E. ChevallierThe Student's Manual of Oriental History: Medes and Persians, Phœnicians, and Arabians, p. 38
  35. ^ Constance E. Plumptre (2011). General Sketch of the History of Pantheism. p. 81. ISBN 9781108028011. Retrieved 2017-06-14.
  36. ^ "Zoroastrianism: Holy text, beliefs and practices". Iranicaonline.org. 2010-03-01. Retrieved 2017-06-14.
  37. ^ a b "AHUNWAR – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  38. ^ "FRAŠŌ.KƎRƎTI – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  39. ^ "ŠAHREWAR – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  40. ^ "What Does Zoroastrianism Teach Us About Ecology?". Parliament of the World's Religions.
  41. ^ Richard Foltz and Manya Saadi-nejad, "Is Zoroastrianism an Ecological Religion?" Archived 2016-01-01 at the Wayback Machine"
  42. ^ Richard Foltz, "Zoroastrianism and Animals," Society and Animals 18 (2010): 367-378
  43. ^ Lee Lawrence. (3 September 2011). "A Mysterious Stranger in China". The Wall Street Journal. Accessed on 31 August 2016.
  44. ^ a b "DARVĪŠ – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  45. ^ "FRAVAŠI – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  46. ^ Boyce 2007, p. 205.
  47. ^ "Interfaith Vegan Coalition: ZoroastrIan KIt" (PDF). In Defense of Animals.
  48. ^ Khan, Roni K (1996). "Traditional Zoroastrianism: Tenets of the Religion". Tenets.parsizoroastrianism.com (Online ed.). Retrieved 2009-10-08.
  49. ^ "Speakers and Panelists". 7th World Zoroastrian Youth Congress. Retrieved 2019-07-13.
  50. ^ "Congress Speakers". 11th World Zoroastrian Congress. 2018.
  51. ^ Wecker, Menachem (2016-03-27). "What It's Like to Have to Date Someone of Your Religion to Save It From Extinction". The Atlantic. Retrieved 2019-08-01.
  52. ^ Foltz 2013, pp. 10–18
  53. ^ a b c Patrick Karl O'Brien, ed. Atlas of World History, concise edn. (NY: Oxford UP, 2002), 45.
  54. ^ "Herodotus, The Histories, Book 3, chapter 67, section 3". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2019-08-03.
  55. ^ Sala, Joan Cortada I. (1867), Resumen de la Historia Universal: escrito con su conocimiento, y aprobado ... – Joan Cortada i Sala, retrieved 2012-11-07 – via Google Libros
  56. ^ "Herodotus, The Histories, Book 3, chapter 67, section 3". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2019-08-03.
  57. ^ "BISOTUN iii. Darius's Inscriptions – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-08-03.
  58. ^ Siculus, Diodorus. Bibliotheca Historica. pp. 17.72.2-6.
  59. ^ "1911 Encyclopædia Britannica (Vol. 21): Persepolis". Wikisource.
  60. ^ "ALEXANDER THE GREAT ii. In Zoroastrianism – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-08-03.
  61. ^ a b Mary Boyce. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices Psychology Press, 2001 ISBN 978-0415239028, p. 85
  62. ^ Mary Boyce. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices Psychology Press, 2001 ISBN 0415239028, p. 84
  63. ^ Wigram, W. A. (2004), An introduction to the history of the Assyrian Church, or, The Church of the Sassanid Persian Empire, 100–640 A.D, Gorgias Press, p. 34, ISBN 978-1593331030
  64. ^ Dr Stephen H Rapp Jr. The Sasanian World through Georgian Eyes: Caucasia and the Iranian Commonwealth in Late Antique Georgian Literature Ashgate Publishing, Ltd., 28 September 2014. ISBN 1472425529, p. 160
  65. ^ Ronald Grigor Suny. The Making of the Georgian Nation Indiana University Press, 1994, ISBN 0253209153, p. 22
  66. ^ Roger Rosen, Jeffrey Jay Foxx. The Georgian Republic, Volume 1992 Passport Books, 1992 p. 34
  67. ^ Boyce 1979, p. 150.
  68. ^ a b c d Boyce 1979, p. 146.
  69. ^ Boyce 1979, p. 158.
  70. ^ "Kamar Oniah Kamaruzzaman, Al-Biruni: Father of Comparative Religion". Lib.iium.edu.my. Archived from the original on 13 July 2015. Retrieved 9 June 2017.
  71. ^ Buillet 1978, p. 37,138.
  72. ^ a b c d Boyce 1979, pp. 147.
  73. ^ Buillet 1978, p. 59.
  74. ^ a b c Boyce 1979, p. 151.
  75. ^ Boyce 1979, p. 152.
  76. ^ Boyce 1979, p. 163.
  77. ^ a b c Boyce 1979, p. 157.
  78. ^ Boyce 1979, p. 175.
  79. ^ "CONVERSION vii. Zoroastrian faith in mod. per. – Encyclopaedia Iranica". Iranicaonline.org. Retrieved 2017-06-14.
  80. ^ Stausberg, Michael (2007). "Para-Zoroastrianisms: Memetic transmissions and appropriations". In Hinnels, John; Williams, John (eds.). Parsis in India and their Diasporas. London: Routledge. pp. 236–254.
  81. ^ Anne Sofie Roald, Anh Nga Longva. Religious Minorities in the Middle East: Domination, Self-Empowerment, Accommodation Brill, 2011, ISBN 9004216847, p. 313
  82. ^ "The Jury Is Still Out On Women as Parsi Priests". Parsi Khabar. 2011-03-09. Retrieved 2013-10-12.
  83. ^ "A group of 8 Zartoshti women received their Mobedyar Certificate from Anjoman Mobedan in Iran". Amordad6485.blogfa.com. Retrieved 2017-06-14.
  84. ^ "Sedreh Pooshi by Female Mobedyar in Toronto Canada". Parsinews.net. 2013-06-19. Retrieved 2017-06-14.
  85. ^ "گزارش تصویری-موبدیاران بانوی زرتشتی، به جرگه موبدیاران پیوستند (بخش نخست)". Archived from the original on September 27, 2013. Retrieved August 10, 2013.CS1 maint: Unfit url (link)
  86. ^ While estimates for the Achaemenid Empire range from 10–80+ million, most prefer 50 million. Prevas (2009, p. 14) estimates 10 million 1. Langer (2001, p. 40) estimates around 16 million 2. McEvedy and Jones (2001, p. 50) estimates 17 million 3 Archived 2013-10-13 at the Wayback Machine. Strauss (2004, p. 37) estimates about 20 million 4. Ward (2009, p. 16) estimates at 20 million 5. Aperghis (2007, p. 311) estimates 32 million 6. Scheidel (2009, p. 99) estimates 35 million 7. Zeinert (1996, p. 32) estimates 40 million 8. Rawlinson and Schauffler (1898, p. 270) estimates possibly 50 million 9. Astor (1899, p. 56) estimates almost 50 million 10. Lissner (1961, p. 111) estimates probably 50 million 11. Milns (1968, p. 51) estimates some 50 million 12. Hershlag (1980, p. 140) estimates nearly 50 million 13. Yarshater (1996, p. 47) estimates by 50 million 14. Daniel (2001, p. 41) estimates at 50 million 15. Meyer and Andreades (2004, p. 58) estimates to 50 million 16. Pollack (2004, p. 7) estimates about 50 million 17. Jones (2004, p. 8) estimates over 50 million 18. Safire (2007, p. 627) estimates in 50 million 19. Dougherty (2009, p. 6) estimates about 70 million 20. Richard (2008, p. 34) estimates nearly 70 million 21. Mitchell (2004, p. 16) estimates over 70 million 22. Hanson (2001, p. 32) estimates almost 75 million 23. West (1913, p. 85) estimates about 75 million 24. Zenos (1889, p. 2) estimates exactly 75 million 25. Cowley (1999 and 2001, p. 17) estimates possibly 80 million 26. Cook (1904, p. 277) estimates exactly 80 million 27.
  87. ^ "Zoroastrianism". jewishencyclopedia.com. 2012. Retrieved 23 February 2012.
  88. ^ Black & Rowley 1987, p. 607b.
  89. ^ Duchesne-Guillemin 1988, p. 815.
  90. ^ e.g., Boyce 1982, p. 202.
  91. ^ The Wiley-Blackwell Companion to Zoroastrianism. John Wiley & Sons. 2015. pp. 83–191. ISBN 9781444331356.
  92. ^ Š. Kulišić; P.Ž. Petrović; N. Pantelić. "Бели бог". Српски митолошки речник (in Serbian). Belgrade: Nolit. pp. 21–22.
  93. ^ Juha Pentikäinen, Walter de Gruyter, Shamanism and Northern Ecology 11/07/2011
  94. ^ Diószegi, Vilmos (1998) [1958]. A sámánhit emlékei a magyar népi műveltségben (in Hungarian) (1. reprint kiadás ed.). Budapest: Akadémiai Kiadó. ISBN 963-05-7542-6. The title means: “Remnants of shamanistic beliefs in Hungarian folklore”.
  95. ^ Gherardo Gnoli, “Manichaeism: An Overview”, in Encyclopedia of Religion, ed. Mircea Eliade (NY: MacMillan Library Reference USA, 1987), 9: 165.
  96. ^ Contrast with Henning's observations: Henning, W.B., The Book of Giants, BSOAS, Vol. XI, Part 1, 1943, pp. 52–74:

    It is noteworthy that Mani, who was brought up and spent most of his life in a province of the Persian empire, and whose mother belonged to a famous Parthian family, did not make any use of the Iranian mythological tradition. There can no longer be any doubt that the Iranian names of Sām, Narīmān, etc., that appear in the Persian and Sogdian versions of the Book of the Giants, did not figure in the original edition, written by Mani in the Syriac language

  97. ^ Zaehner 1956, pp. 53–54.
  98. ^ "SRAOŠA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  99. ^ a b c "AVESTA i. Survey of the history and contents o – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  100. ^ "Is The Vandidad a Zarathushtrian Scripture?". www.zoroastrian.org.uk. Retrieved 2019-07-13.
  101. ^ Bromiley 1995, p. 124.
  102. ^ Boyce (1979), p. 26
  103. ^ "ZOROASTER – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  104. ^ "SACRIFICE i. IN ZOROASTRIANISM – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  105. ^ "HAOMA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  106. ^ Boyce (1979), p. 19
  107. ^ Boyce (1979), pp. 30–31
  108. ^ "GATHAS – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  109. ^ "DĒN – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  110. ^ a b c d "ZOROASTRIAN RITUALS – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  111. ^ a b c d e f g h Cavendish, Richard; Ling, Trevor Oswald (1980), Mythology: an Illustrated Encyclopedia, Rizzoli, pp. 40–45, ISBN 978-0847802869
  112. ^ "Herodotus, The Histories, Book 1, chapter 131". www.perseus.tufts.edu. Retrieved 2019-07-13.
  113. ^ "ĀTAŠKADA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  114. ^ "ČINWAD PUHL – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  115. ^ "Dadestan-i Denig ('Religious Decisions'): Chapters 1-41". www.avesta.org. Retrieved 2019-07-13.
  116. ^ a b "YASNA – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  117. ^ "VISPERAD – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  118. ^ "VENDĪDĀD – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  119. ^ "SACRIFICE i. IN ZOROASTRIANISM – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  120. ^ "KHORDEH AVESTĀ – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  121. ^ a b "Zoroastrian rituals: Navjote/Sudre-Pooshi (initiation) ceremony". www.avesta.org. Retrieved 2019-07-13.
  122. ^ "KUSTĪG – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  123. ^ Ajiri, Denise Hassanzade; correspondent, Tehran Bureau (2016-04-11). "Herbal life: traditional medicine gets a modern twist in Iran". The Guardian. ISSN 0261-3077. Retrieved 2019-07-13.
  124. ^ "Zoroastrian Rituals: Wedding". www.avesta.org. Retrieved 2019-07-13.
  125. ^ "ARDĀ WĪRĀZ – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  126. ^ "KARTIR – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  127. ^ "BANG – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  128. ^ "MAGIC i. MAGICAL ELEMENTS IN THE AVESTA AND NĒRANG LITERATURE – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  129. ^ "GĀH – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  130. ^ "FESTIVALS i. ZOROASTRIAN – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  131. ^ "YEŊ́HĒ HĀTĄM – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  132. ^ "AŠƎM VOHŪ (Ashem vohu) – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  133. ^ "ČĀDOR (2) – Encyclopaedia Iranica". www.iranicaonline.org. Retrieved 2019-07-13.
  134. ^ Doomed by faith, Guardian, 2008-06-28, retrieved 2008-06-28
  135. ^ "Parsi population dips by 22 per cent between 2001–2011: study", The Hindu, PTI, 2016-07-26, retrieved 2016-07-26
  136. ^ "The Parsi Community in Karachi, Pakistan". Public Radio International.
  137. ^ https://www.dawn.com/news/1410442
  138. ^ https://tribune.com.pk/story/430059/over-35000-buddhists-bahais-call-pakistan-home/?amp=1
  139. ^ K. E. Eduljee (2008-06-28). "Zoroastrian Demographics & Group Names". Heritageinstitute.com. Retrieved 2017-06-14.
  140. ^ U.S. State Department (2009-10-26). "Iran – International Religious Freedom Report 2009". The Office of Electronic Information, Bureau of Public Affair. Archived from the original on 2009-10-29. Retrieved 2009-12-01.
  141. ^ "Census: Iran young, urbanised and educated". Egypt Independent. 2012-07-29. Retrieved 2017-06-14.
  142. ^ Fatah, Lara (2015-11-26). "The curious rebirth of Zoroastrianism in Iraqi Kurdistan". Projects21.org. Retrieved 27 February 2018.
  143. ^ "Hamazor Issue #2 2017: "Kurdistan reclaims its ancient Zoroastrian Faith" (PDF). Hamazor.
  144. ^ "Zoroastrian faith returns to Kurdistan in response to ISIS violence". Rudaw. 2015-06-02. Retrieved 2016-05-17.
  145. ^ Kurdistan24. "Kurdistan, the only government in Middle East that recognizes religious diversity". Kurdistan24. Retrieved 2019-07-13.
  146. ^ "Zoroastrian faith returns to Kurdistan in response to ISIL viole". Rudaw. Retrieved 18 September 2015.
  147. ^ NIAC inSight, Washington insights for the Iranian-American community from the National Iranian American Council. "An Old Faith in the New World – Zoroastrianism in the United States". www.niacinsight.com.
  148. ^ Stewart, Sarah; Hintze, Almut; Williams, Alan (2016). The Zoroastrian Flame: Exploring Religion, History and Tradition. London: I.B Tauris. ISBN 9781784536336.

Bibliography

  • Black, Matthew; Rowley, H. H., eds. (1982), Peake's Commentary on the Bible, New York: Nelson, ISBN 978-0-415-05147-7
  • Boyce, Mary (1984), Textual sources for the study of Zoroastrianism, Manchester: Manchester UP, ISBN 978-0-226-06930-2
  • Boyce, Mary (1987), Zoroastrianism: A Shadowy but Powerful Presence in the Judaeo-Christian World, London: William's Trust
  • Boyce, Mary (1979), Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London: Routledge, ISBN 978-0-415-23903-5 (note to catalogue searchers: the spine of this edition misprints the title "Zoroastrians" as "Zoroastians", and this may lead to catalogue errors; there is a second edition published in 2001 with the same ISBN)
  • Boyce, Mary (1975), The History of Zoroastrianism, 1, Leiden: Brill, ISBN 978-90-04-10474-7, (repr. 1996)
  • Boyce, Mary (1982), The History of Zoroastrianism, 2, Leiden: Brill, ISBN 978-90-04-06506-2, (repr. 1997)
  • Boyce, Mary (1991), The History of Zoroastrianism, 3, Leiden: Brill, ISBN 978-90-04-09271-6, (repr. 1997)
  • Boyce, Mary (2007), Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London: Routledge, ISBN 978-0-415-23903-5
  • Boyce, Mary (1983), "Ahura Mazdā", Encyclopaedia Iranica, 1, New York: Routledge & Kegan Paul pp. 684–687
  • Bulliet, Richard W. (1979), Conversion to Islam in the Medieval Period: An Essay in Quantitative History, Cambridge: Harvard UP, ISBN 978-0-674-17035-3
  • Carroll, Warren H. (1985), Founding Of Christendom: History Of Christendom, 1, Urbana: Illinois UP, ISBN 978-0-931888-21-2, (repr. 2004)
  • Clark, Peter (1998), Zoroastrianism. An Introduction to an Ancient Faith, Brighton: Sussex Academic Press, ISBN 978-1-898723-78-3
  • Dhalla, Maneckji Nusservanji (1938), History of Zoroastrianism, New York: OUP
  • Duchesne-Guillemin, Jacques (1988), "Zoroastrianism", Encyclopedia Americana, 29, Danbury: Grolier pp. 813–815
  • Duchesne-Guillemin, Jacques (2006), "Zoroastrianism: Relation to other religions", Encyclopædia Britannica (Online ed.), archived from the original on 2007-12-14, retrieved 2006-05-31
  • Eliade, Mircea; Couliano, Ioan P. (1991), The Eliade Guide to World Religions, New York: Harper Collins
  • Foltz, Richard (2013), Religions of Iran: From Prehistory to the Present, London: Oneworld publications, ISBN 978-1-78074-308-0
  • Kellens, Jean, "Avesta", Encyclopaedia Iranica, 3, New York: Routledge and Kegan Paul pp. 35–44.
  • Khan, Roni K (1996), The Tenets of Zoroastrianism
  • King, Charles William (1998) [1887], Gnostics and their Remains Ancient and Mediaeval, London: Bell & Daldy, ISBN 978-0-7661-0381-8
  • Melton, J. Gordon (1996), Encyclopedia of American Religions, Detroit: Gale Research
  • Malandra, William W. (1983), An Introduction to Ancient Iranian Religion. Readings from the Avesta and Achaemenid Inscriptions, Minneapolis: U. Minnesota Press, ISBN 978-0-8166-1114-0
  • Malandra, William W. (2005), "Zoroastrianism: Historical Review", Encyclopaedia Iranica, New York: iranicaonline.org
  • Moulton, James Hope (1917), The Treasure of the Magi: A Study of Modern Zoroastrianism, London: OUP, 1-564-59612-5 (repr. 1997)
  • Robinson, B.A. (2008), Zoroastrianism: Holy text, beliefs and practices, retrieved 2010-03-01
  • Russell, James R. (1987), Zoroastrianism in Armenia (Harvard Iranian Series), Oxford: Harvard University Press, ISBN 978-0-674-96850-9
  • Simpson, John A.; Weiner, Edmund S., eds. (1989), "Zoroastrianism", Oxford English Dictionary (2nd ed.), London: Oxford UP, ISBN 978-0-19-861186-8
  • Stolze, Franz (1882), Die Achaemenidischen und Sasanidischen Denkmäler und Inschriften von Persepolis, Istakhr, Pasargadae, Shâpûr, Berlin: A. Asher
  • Verlag, Chronik (2008), The Chronicle of World History, United States: Konecky and Konecky
  • Zaehner, Robert Charles (1961), The Dawn and Twilight of Zoroastrianism, London: Phoenix Press, ISBN 978-1-84212-165-8

External links