این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

مرگ آدولف هیتلر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

صفحهٔ اول روزنامهٔ نیروهای مسلح ایالات متحده در ۲ مهٔ ۱۹۴۵ با تیتر «هیتلر مرد».

آدولف هیتلر سیاستمدار اتریشی-آلمانی بود که بر حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان رهبری می‌کرد. وی در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵، صدراعظم آلمان و از ۱۹۳۴ تا ۱۹۴۵ میلادی، پیشوای آلمان نازی بود. وی در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ و در فورربونکر واقع در برلین، خودکشی کرد. همسر هیتلر، اوا براون، همان زمان و همراه با همسرش، با خوردن سیانور، خودکشی کرد. او پیش از آن و در سخنرانی‌اش در ۲۲ آوریل اعلام کرده بود که تا پایان در برلین مانده و سپس به خودش شلیک خواهد کرد. گمان می‌رود که اعدام بنیتو موسولینی و معشوقه‌اش و تمسخر اجساد آنان توسط مخالفان ایتالیایی، از دلایل تأثیرگذار در تصمیم هیتلر مبنی بر خودکشی باشد. با توجه به وصیتنامه شخصی و سیاسی هیتلر، اجساد آن دو همان بعدازظهر از خروجی اضطراری پناهگاه خارج شد و با استفاده از بنزین، در باغ صدارت عظمای رایش به آتش کشیده شد. مدارک موجود در بایگانی‌های شوروی نشان می‌دهد که باقی‌ماندهٔ اجساد سوختهٔ آن دو جمع‌آوری شده و تا سال ۱۹۴۶ در مکانی نگهداری شده‌است. در سال ۱۹۷۰، این اجساد نبش قبر شده و در کوره سوختند و خاکسترهایشان پراکنده شد.

نظرات متفاوتی دربارهٔ دلیل مرگ او وجود دارد. یکی از این نظریه‌ها بیان می‌کند که او صرفاً بر اثر سم مرده و نظر دیگری ادعا دارد که او در هنگام گاز گرفتن قرص سیانور، با گلوله، خودکشی کرده‌است. مورخان معاصر، این نظرات را رد کرده‌اند و تصور می‌کنند که این نظریه‌ها، یا پروپاگاندای شوروی‌اند و یا تلاشی ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده برای انطباق نتیجه‌گیری‌های متفاوت. یکی از شهود عینی، بیان کرده که جسد هیتلر نشانه‌هایی از شلیک در دهان داشته؛ اما مدارک خلاف این را نشان می‌دهد. دندان‌های جسد هیتلر، با نمونهٔ دندان وی که در سال ۱۹۴۵ گرفته شده بود، مطابقت داشتند.

به دلایل سیاسی، شوروی نسخه‌های مختلفی از سرنوشت هیتلر را معرفی کرد. در سال‌های پس از جنگ، آن‌ها بلافاصله فرضیهٔ عدم مرگ هیتلر، فرار او و تحت پوشش قرار گرفتنش توسط متفقین را مطرح کردند.

وضعیت آلمان در ماه های پایانی جنگ جهانی دوم[ویرایش]

در ۱۶ دسامبر ۱۹۴۴، آلمان آخرین تلاش خود را انجام داد تا با استفاده از بخش اعظم نیروهای باقی‌مانده‌اش، ضدحمله‌ای بزرگ در جبههٔ غربی، در آردنن و مرز آلمان–فرانسه ترتیب دهد و بین نیروهای متفقین فاصله ایجاد کند. هدف نهایی، محاصرهٔ بخش اعظم نیروهای متفقین و تسخیر بندر تدارکات اصلی آن‌ها در آنتورپ بود تا یک توافق سیاسی به‌سرعت حاصل شود. تا ژانویهٔ ۱۹۴۵، این حمله بدون این که به به هیچ‌یک از اهداف استراتژیک خود برسد، شکست خورد.[۱] پس از آن، آلمان در آستانهٔ فروپاشی کامل نظامی قرار گرفت. لهستان به دست ارتش سرخ شوروی افتاده بود و این ارتش در نظر داشت تا با هدف تسخیر برلین در ۸۲ کیلومتر (۵۱ مایل) غرب بود، اودر را که در میان کوستژن ناد اودران و فرانکفورت بود رد کند.[۲] نیروهای آلمانی به‌تازگی در نبرد آردنن از متفقین شکست خورده بودند و نیروهای بریتانیایی و کانادایی، در حال گذر از راین به سمت قلب صنعتی آلمان، منطقه رور، بودند.[۳] نیروهای آمریکایی در جنوب، لورن را گرفته بودند و به‌سمت ماینتس، مانهایم و راین حرکت می‌کردند.[۳] نیروهای آلمانی در ایتالیا داشتند به‌سمت شمال عقب‌نشینی می‌کردند؛ چراکه نیروهای آمریکا و اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع، در جریان نبرد بهار آن‌ها را تحت فشار قرار داده بودند تا بتوانند به‌سمت رود پو و کوهپایه‌های آلپ حرکت کنند.[۴]

طرح شماتیکی از فورربونکر[الف](راهنما)

در ۱۶ ژانویهٔ ۱۹۴۵، هیتلر به فورربونکر[الف] واقع در برلین پناه برد. برای رهبران نازی روشن بود که نبرد برلین ممکن است آخرین نبرد در اروپا باشد.[۵] حدود ۳۲۵٬۰۰۰ از سربازان ارتش گروه ب آلمان، در ۱۸ آوریل تسلیم و اسیر شدند. این واقعه راه را برای نیروهای آمریکایی باز کرد تا به برلین برسند. تا ۱۱ آوریل، آمریکایی‌ها از رود البه در فاصلهٔ ۱۰۰ کیلومتر (۶۲ مایل) برلین رد شدند.[۶] تا ۱۶ آوریل، نیروهای شوروی در شرق از اودر گذشتند و نبردی را بر سر ارتفاعات زی‌لو، آخرین خط دفاعی اصلی که از اطراف برلین حفاظت می‌کرد، آغاز کردند.[۷] تا ۱۹ آوریل، آلمانی‌ها کاملاً از ارتفاعات زی‌لو عقب‌نشینی کردند و خط مقدمی نداشتند. توپخانهٔ شوروی برلین را نخستین بار در ۲۰ آوریل، زادروز هیتلر، به توپ بست. تا غروب ۲۱ آوریل، تانک‌های ارتش سرخ به حومهٔ شهر رسیدند.[۸]

روزهای پایانی اقامت در فورربونکر[ویرایش]

هیتلر در کنفرانس بحث دربارهٔ موقعیت جنگ در بعدازظهر ۲۲ آوریل، هنگامی که باخبر شد فلیکس اشتاینر، ژنرال اس‌اس، از دستورهای دیروزش مبنی بر ضدحمله سرپیچی کرده‌است، دچار حملهٔ عصبی شد.[۹] او، با عصبانیت، دربارهٔ خیانت و بی‌کفایتی فرماندهانش، که برای نخستین بار درخصوص شکست جنگ بیانیه‌ای قطعی داده بودند، سخنرانی‌ای طولانی انجام داد و گفت که تا پایان در برلین خواهد ماند و سپس به خودش شلیک خواهد کرد.[۱۰] چند ساعت بعد، او از ورنر هازه، پزشک اس‌اس، دربارهٔ مطمئن‌ترین روش خودکشی پرسید. هازه «روش کلت و سم»، به‌معنای استفاده از یک دوز سیانور همراه با شلیک گلوله را پیشنهاد کرد.[۱۱] فرماندهٔ نیروی هوایی آلمان نازی، رایش‌مارشال هرمان گورینگ، بعد از اطلاع یافتن از موضوع، با توجه به این که هیتلر در سال ۱۹۴۱ او را به‌عنوان جانشین خود معرفی کرده بود، در پیامی تلگرافی برای رهبری رایش از هیتلر اجازه گرفت.[۱۲] منشی هیتلر، مارتین بورمان، هیتلر را متقاعد کرد که گورینگ در حال آماده‌شدن برای یک کودتاست.[۱۳] او در پاسخ به گورینگ گفت که اگر از تمام مقام‌هایش استعفا ندهد، اعدام خواهد شد و چند ساعت بعد او را از تمام مقام‌هایش برکنار کرد و دستور بازداشتش را داد.[۱۴]

اوا براون و هیتلر، همراه با بلوندی؛ ژوئن ۱۹۴۲

در ۲۷ آوریل، با جدا شدن برلین از دیگر بخش‌های آلمان، ارتباطات امن رادیویی با نیروهای مدافع هم قطع شد. مسئول رساندن دستورها در پناهگاه، ناچار بود برای فرستادن دستورها از خطوط تلفن و برای دریافت اخبار و اطلاعات از رادیوی معمولی استفاده کند.[۱۵] در ۲۸ آوریل، هیتلر گزارشی از بی‌بی‌سی دریافت کرد که در اصل از رویترز فرستاده شده بود. این گزارش بیان می‌کرد که رایشسفورر-اس‌اس هاینریش هیملر، به متفقین پیشنهاد تسلیم‌شدن داده‌است. این پیشنهاد رد شد. هیملر به متفقین ضمانت داد که او امکان تسلیم‌کردن نیروها را دارد. اما هیتلر به این خیانت پی برد. بعدازظهر همان روز، غضب و تلخی هیتلر به خشمی شدید نسبت به او تبدیل شد[۱۶] و دستور بازداشتش را داد. او هرمان فگلاین، نمایندهٔ هیملر در قرارگاهش را با گلوله کشت.[۱۷]

تا این زمان، ارتش سرخ به پوتسدامر پلاتس رسیده و تمام شواهد حاکی از فرایند آماده‌شدن این ارتش برای یورش به صدارت عظما بود. در بعدازظهر ۲۹ آوریل، هیتلر متوجه شد که متحدش، بنیتو موسولینی، توسط پارتیزان‌های ایتالیایی اعدام شده‌است. جسد موسولینی و معشوقه‌اش، کلارا پتاچی، از پاهایشان آویزان شده‌بود. این اجساد سپس پایین آورده و به آب انداخته شدند. در آن زمان،‌ مخالفان ایتالیایی آنان را مورد تمسخر قرار دادند. این وقایع ممکن است هیتلر را مصمم کرده باشد که اجازهٔ تبدیل شدن خود یا همسرش به یک «منظره» را ندهد؛ همچنان که وی پیش از آن در وصیت‌نامه‌اش به این موضوع اشاره کرده بود.[ب][۱۸] به‌دلیل شک هیتلر در مورد تأثیر کپسول‌های سیانور ساخته‌شده توسط پزشک اس‌اس، دکتر لودویگ اشتومپفگر، وی به دکتر هاز دستور داد تا یکی از کپسول‌ها را روی بلوندی، سگ هیتلر، آزمایش کند. بلوندی در نتیجهٔ این آزمایش مرد.[۱۹] این گزارش، به‌همراه خیانت هیملر، باعث شد که هیتلر آخرین تصمیمات زندگی‌اش را بگیرد.[۲۰] پس از نیمه‌شب ۲۹ آوریل، او با اوا براون در یک مراسم مختصر غیرنظامی در اتاق نقشهٔ فورربونکر ازدواج کرد.[پ] هیتلر سپس مراسم شام عروسی ساده‌ای را با حضور همسر تازه‌اش برگزار کرد. پس از آن، منشی‌اش تراودل یونگه را به اتاق دیگری برد و آخرین وصیت‌ها و توصیه‌هایش را به او دیکته کرد. این وصیت‌نامه حاوی دستورالعمل‌هایی بود که باید بلافاصله پس از مرگش انجام می‌شدند. او دریابد اعظم کارل هٔیتس را به‌عنوان رئیس‌جمهور رایش، و یوزف گوبلس را به‌عنوان صدراعظمش تعیین کرد.[۲۱] هیتلر این مدارک را در ساعت ۰۴:۰۰ امضا کرده و سپس به خواب رفت.[۲۲] برخی منابع روایت کرده‌اند که او آخرین وصیت‌نامه‌اش را بلافاصله پیش از مراسم عروسی دیکته کرد.[ت][۲۳][۲۴]

برای کمتر از ۴۰ ساعت، هیتلر و براون در پناهگاه در کنار هم به‌عنوان زن و شوهر زندگی کردند. در ۱ بامداد ۳۰ آوریل، ژنرال ویلهلم کایتل گزارش داد که تمام نیروهایی که هیتلر برای نجات برلین رویشان حساب باز کرده بود، محاصره شده یا در موضع ضعیف‌تر قرار گرفته بودند.[۲۵] در حدود ۲:۳۰ بامداد، هیتلر به راهرو آمد؛ حدود ۲۰ فرد، که عمدتاً زن بودند، در راهرو جمع شده و قصد خداحافظی داشتند. او در امتداد صف آنان قدم زد، با همهٔ آنان دست داد و سپس به اتاقش برگشت.[۲۶] اواخر صبح و هنگامی که شوروی کمتر از ۵۰۰ متر (۱٬۶۰۰ فوت) تا پناهگاه فاصله داشت، هیتلر با ژنرال هلموت وایدلینگ، فرماندهٔ محدودهٔ دفاعی برلین، دیدار کرد. او به هیتلر گفت که ممکن است مهمات پادگان همان شب به پایان برسد و نبرد برلین به‌ناچار تا ۲۴ ساعت پس از آن به پایان خواهد رسید.[۲۵] وایدلینگ از هیتلر اجازهٔ حملهٔ ناگهانی به دشمن را خواست؛ این درخواست او پیش از این یک بار توسط هیتلر رد شده بود. هیتلر پاسخی نداد و وایدلینگ به مقر خود در بندلربلاک بازگشت. حدود ساعت ۱۳:۰۰، او اجازه‌نامهٔ هیتلر را برای انجام یک حملهٔ ناگهانی در همان شب دریافت کرد.[۲۷] هیتلر، دو منشی وی و آشپز شخصی‌اش ناهار خورده و پس از آن، هیتلر و براون با اعضای فورربونکر و دیگر افراد حاضر در محل، از جمله بورمان، گوبلس و خانواده‌اش، منشی‌ها و چندین افسر نظامی خداحافظی کردند. در حدود ۱۴:۳۰، آدولف و اوا به اتاق مطالعهٔ شخصی هیتلر رفتند.[۲۷]

خودکشی[ویرایش]

وضعیت نیروهای متخاصم اروپایی جنگ جهانی دوم هنگام مرگ هیتلر. نواحی سفید توسط نیروهای نازی و نواحی صورتی توسط متفقین کنترل می‌شدند و نواحی قرمز نشان‌دهندهٔ پیشروی‌های نیروهای متفقین از ۱۵ آوریل تا ۱ مهٔ ۱۹۴۵ میلادی هستند.

پس از آن، چندین شاهد گزارش دادند که صدای بلند شلیک یک گلوله را در حدود ۱۵:۳۰ شنیده‌اند.[ث] پس از چند دقیقه، پیش‌خدمت مخصوص هیتلر، هاینتس لینگه، درِ اتاق مطالعه را در حالی که بورمان در کنارش ایستاده بود، باز کرد.[۲۸] لینگه بعداً بیان داشت که او بلافاصله متوجه رایحهٔ بادام سوخته شده بود؛ رایحه‌ای که معمولاً در حضور اسید پروسیک (حالت محلول هیدروژن سیانید) منتشر می‌شود.[۲۸] دستیار نظامی هیتلر، اس‌اس-اشتورمبانفورر اتو گونشه، وارد اتاق مطالعه شده و دو جسد بی‌جان را روی مبل دید. اوا، زانوانش را در بغل گرفته و در سمت چپ هیتلر، دور از او افتاده بود. گونشه بیان کرده که هیتلر «نشسته بود … غرق در خون … و قطره‌های خون از شقیقهٔ راستش می‌چکید. او با کلتش، یک والدر پی‌پی‌کا ۷.۶۵، به خودش شلیک کرده بود.»[۲۸][۲۹][۳۰][ج] اسلحه روی پایش افتاده[۲۸] و با توجه به گفته‌های اس‌اس-اوبرشارفورر روخوس میش، سر هیتلر روی میز روبه‌رویش افتاده بود.[۳۱] خون از شقیقهٔ راست و چانهٔ هیتلر می‌چکید و لکهٔ بزرگی را روی دستهٔ راست مبل ایجاد کرده، در حال ریختن روی فرش بود.[چ] با توجه به گفته‌های لینگه، بدن اوا اثری از زخم فیزیکی نداشته و چهره‌اش نشان‌دهندهٔ مرگ او بر اثر سم سیانور بوده‌است.[ح][خ] گونشه و اس‌اس-بریگادفورر ویلهلم مونکه «به‌وضوح» بیان کرده‌اند که هیچ‌کدام از خارجی‌ها و افرادی که در پناهگاه کار می‌کرده و وظیفه‌ای داشته‌اند، در زمان مرگ (بین ۱۵:۰۰ و ۱۶:۰۰) به اتاق نشیمن شخصی هیتلر «هیچ‌گونه دسترسی نداشته‌اند.»[۳۲]

نظریه‌هایی در مورد انجام‌شدن خودکشی با سیانور[د] یا با سیانور و گلوله[ذ] ارائه شده‌است. با این وجود، مورخان معاصر، این نظرات را رد کرده‌اند و تصور می‌کنند که این نظریه‌ها، یا پروپاگاندای شوروی‌اند[ر][ز] و یا تلاشی ازپیش‌برنامه‌ریزی‌شده برای انطباق نتیجه‌گیری‌های متفاوت.[ژ][ذ] آرتور آکسمان هم بیان کرده که جسد هیتلر نشانه‌هایی از شلیک در دهان داشته؛ اما مدارک خلاف این را نشان می‌دهد.[س][ش]

گونشه اتاق مطالعه را ترک کرده و اعلام می‌کند که هیتلر مرده است.[۳۳] با توجه به دستورالعمل‌های شفاهی و کتبی پیشین هیتلر، دو جسد از خروجی اضطراری پناهگاه به باغ پشت صدارت عظمای رایش برده شده و با بنزین سوزانده شدند.[۳۴][۳۵] میش مرگ هیتلر را به فرانتس شدله گزارش داد و به باجهٔ تلفن رفت. مدتی بعد، او از همان‌جا با شخصی تماس گرفته و با فریاد گفت که جسد هیتلر در حال سوختن است.[۳۱][۳۶] پس از جواب ندادن نخستین تلاش برای آتش‌زدن با بنزین، لینگه به داخل پناهگاه رفته و با یک دستهٔ ضخیم کاغذ بازگشت. بورمان کاغذها را آتش زده و روی جسدها انداخت. همزمان با شعله‌ور شدن دو جسد، گروهی شامل بورمان، گونشه، لینگه، گوبلس، اریش کمپکا، پتر هوگل، اوالد لیندلف و هانس ریسر، همان‌طور که در درگاه پناهگاه ایستاده بودند، دستانشان را به نشانهٔ درود فرستادن بلند کردند.[۳۷][۳۸]

در حدود ۱۶:۱۵، لینگه به اس‌اس-اونتراشتورمفورر هاینز کروگر و اس‌اس-اوبراشارفیرر ورنر اشچیدل دستور جمع‌کردن فرش اتاق مطالعهٔ هیتلر و سوزاندن آن را داد. اشچیدل بعداً بیان کرد که در هنگام ورود به اتاق مطالعه، حجمی از خون به اندازهٔ یک «بشقاب بزرگ ناهارخوری» را روی دستهٔ مبل دیده است. با مشاهدهٔ پوکهٔ فشنگ، او خم شده و پوکهٔ ۱ میلی‌متری شلیک‌شده از کلت ۷.۶۵ را از روی فرش برمی‌دارد.[۳۹] این دو نفر، فرش خون‌آلود را جمع کرده و آن را به باغ صدارت عظما بردند؛ جایی که فرش روی زمین گذاشته شده و سوزانده شد.[۴۰]

شوروی، در طول بعدازظهر، تمام ناحیهٔ درون و اطراف صدارت عظمای رایش را محاصره کرد. نگهبانان اس‌اس برای ادامه‌یافتن سوختن اجساد، بنزین اضافی آوردند. لینگه بعداً بیان کرد که آتش کاملاً جسدها را نابود نکرده؛ چرا که اجساد در فضای باز سوخته و پخش گرما متغیر بوده‌است.[۴۱] اجساد از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۸:۳۰ سوختند.[۴۲] در حدود ساعت ۱۸:۳۰، لیندلف و ریسر باقی‌ماندهٔ دو جسد را در دهانهٔ کم‌عمق یک بمب قرار دادند.[۴۳]

پس از واقعه[ویرایش]

نمای بیرونی فورربونکر اندکی پیش از نابودی. جسد هیتلر و ایوا براون در دهانهٔ یک بمب، بیرون از خروجی اضطراری (سمت چپ) سوخت.
فورربونکر نابودشده (۱۹۴۷)

نخستین گزارش به دنیای بیرون دربارهٔ مرگ هیتلر، از سوی خود آلمان‌ها منتشر شد. در ۱ مه، ایستگاه رادیویی رایش‌اس‌اس‌اندر هامبورگ برنامه‌های معمولش را به‌هم زد تا خبر مرگ هیتلر در بعدازظهر[ص] را پخش کرده و جانشین وی، رئیس‌جمهور کارل هٔیتس، را معرفی کند.[۴۴] هٔیتس مردم آلمان را به سوگواری برای پیشوایشان فراخواند و اعلام کرد که او همچون یک قهرمان در هنگام دفاع از پایتخت رایش مرده است.[۴۵][۴۶] با امید حفظ ارتش و کشور با عقد وضعیت تسلیم ناکامل با بریتانیا و آمریکا، هٔیتس اجازهٔ عقب‌نشینی به غرب را داد. تاکتیک او تا حدودی موفق بود؛ چرا که ۱٫۸ میلیون سرباز آلمانی را از خطر دستگیری توسط شوروی رها کرد، اما با ادامه‌یافتن نبرد نیروها تا ۸ مه، باعث خون‌ریزی بسیار شد.[۴۷]

ژنرال هانس کربس ژنرال شوروی، واسیلی چویکف، را اندکی قبل از ۰۴:۰۰ در ۱ مهٔ ملاقات کرد و خبر مرگ هیتلر را، در حالی که برای برقراری آتش‌بس و شروع «مذاکرات صلح» تلاش می‌کرد، به او داد.[۴۸][۴۹] ژوزف استالین در حدود ۰۴:۰۵ به وقت برلین، ۱۳ ساعت پس از واقعه، از خودکشی هیتلر مطلع شد.[۵۰][۵۱] او تسلیم بی‌قیدوشرط را طلب کرد که از اختیارات کربس خارج بود.[۵۲][۵۳] استالین درخواست تأیید مرگ هیتلر را داشت و به نیروهای اسمرش ارتش سرخ دستور پیداکردن اجساد را داد.[۵۴] در صبح زود ۲ مه، نیروهای شوروی صدارت عظمای رایش را تسخیر کردند.[۵۵] ژنرال کربس و ژنرال ویلهلم بورگدورف، در فورربونکر با شلیک گلوله به سر اقدام به خودکشی کردند.[۵۶]

در ۴ مه، اجساد کاملاً سوختهٔ هیتلر، براون و دو سگ، که تصور می‌شود بلوندی و جفت ماده‌اش، وولف باشند، توسط فرماندهٔ اسمرش، ایوان کلیمنکو، در دهانهٔ یک بمب کشف شدند.[۵۷] روز بعد، آن‌ها نبش قبر شده و مخفیانه به بخش ضدجاسوسی اسمرش در ارتش تهاجمی سوم مستقر در بوخ تحویل داده شدند.[۵۸] استالین خبر مرگ هیتلر را به‌سادگی نپذیرفت و انتشار خبر را ممنوع کرد.[۵۹] تا ۱۱ مه، بخشی از یک فک پایین و قطعات دندان توسط دستیار دندان‌پزشک هیتلر، کیث هوسرمان،[ض] و یکی از متخصصان دندان‌پزشکی با نام فریتس اچمان[ط] شناسایی شده و متعلق به هیتلر و براون شناخته شدند.[۶۰][ظ] جزئیات کالبدشکافی شوروی در سال ۱۹۶۸ عمومی شده و در سال ۱۹۷۲ برای تأیید هویت جسد هیتلر در دانشگاه کالیفرنیا واقع در لس آنجلس به‌کار رفت.[۶۱][ع]

در اوایل ژوئن ۱۹۴۵، جسدهای هیتلر، براون، جوزف و ماگدا گوبلس، شش فرزند گوبلس، کربس، بلوندی و یک سگ دیگر، از بوخ به فینو منتقل شدند؛ محلی که دفن‌کنندگان هیتلر هویت جسدش را بازتأیید کردند.[۶۲][غ] در ۳ ژوئن، اجساد در جنگلی واقع در براندنبورگ دفن شده و در نهایت، نبش قبر شده و به مرکز تازهٔ نیروهای اسمرش در ماگدبورگ منتقل شدند.[ف] در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۴۶ و در همین محل، آن‌ها در پنج جعبهٔ چوبی دفن شدند.[۶۰] تا سال ۱۹۷۰، این مرکز تحت کنترل کاگ‌ب بود و قرار بود که به آلمان شرقی واگذار شود. نگرانی‌هایی دربارهٔ عمومی‌شدن مدفن هیتلر وجود داشت؛ چرا که چنین محلی ممکن بود به نوعی زیارتگاه برای نئونازیست‌ها تبدیل شود. یوری آندروپوف، رییس کاگ‌ب، با درنظرگرفتن همین نگرانی‌ها، دستور انجام عملیاتی به‌منظور نابودسازی اجساد دفن‌شده در ۱۹۴۶ را صادر کرد.[۶۳] گروهی از کاگ‌ب، جزئیاتی دربارهٔ محل دفن را دریافت کرده و در ۴ آوریل ۱۹۷۰، مخفیانه باقی‌ماندهٔ ۱۰ یا ۱۱ جسد را «در حالتی عمیقاً فروپاشی‌شده» نبش قبر کردند. این اجساد کاملاً سوخته و له شدند[ق] و خاکسترهایشان در رود بیدریتس، انشعابی از رود البه، که در همان نزدیکی جریان داشت، ریخته شد.[۶۴][ک]

در ۲۹ دسامبر ۱۹۴۹، پرونده‌ای محرمانه به استالین ارائه شد که بر پایهٔ بازجویی‌های تمام‌وکمال از نازی‌های حاضر در فورربونکر، و از جمله گونشه و لینگه، به دست آمده بود.[۶۵] مورخان غربی از سال ۱۹۹۱ به بایگانی‌های اتحاد جماهیر شوروی پیشین دست یافتند، اما این پرونده به‌مدت ۱۲ سال یافت نشد. در سال ۲۰۰۵، پرونده در کتاب هیتلر منتشر شد.[۶۵]

در سال ۱۹۶۸، لو بزیمنسکی، خبرنگار شوروی، کتابش با نام مرگ آدولف هیتلر منتشر کرد.[۶۱] این کتاب حاوی جزئیات کالبدشکافی هم بود. مدتی بعد، او وجود «دروغ‌های عمدی» در اثرش، همچون مرگ هیتلر بر اثر مسمومیت یا تیر خلاص، را تأیید کرد.[۶۶]

فرضیهٔ زنده‌ماندن و فرار[ویرایش]

تصویری طراحی‌شده از نحوهٔ فریب احتمالی هیتلر برای جلوگیری از دستگیرشدن؛ ساختهٔ سرویس مخفی ایالات متحده آمریکا، ۱۹۴۴

با وجود باور عمومی مبنی بر مرگ هیتلر و اوا براون در فورربونکر، فرضیاتی مبنی بر زنده‌بودن و فرار آنان از برلین، آلمان و اروپا وجود دارد. علی‌رغم بازتاب این فرضیه‌ها در فرهنگ عامه، مورخان و دانشمندان آن‌ها را رد و مرگ آن دو را تأیید کرده‌اند.[۶۷]

چنین فرضیه‌هایی به‌عنوان بخشی از تلاش‌های شوروی در جهت گمراه‌سازی در خصوص مرگ هیتلر شناخته می‌شوند.[۶۶][۶۸] مارشال گئورگی ژوکوف نخستین بار در یک نشست خبری در ۹ ژوئن ۱۹۴۵ به دستور ژوزف استالین چنین مسئله‌ای را مطرح کرد.[۶۹] استالین در کنفرانس پوتسدام در ژوئیهٔ ۱۹۴۵ گفت که هیتلر «در اسپانیا یا آرژانتین» زندگی می‌کند.[۷۰] با وجود توافق نظر مورخان و نتیجه‌گیری متفقین مبنی بر خودکشی هیتلر، چندین تئوری توطئه پیرامون مرگ او به وجود آمده‌است.[۳۰][۷۱][۷۲]

تصویر مورد ادعای سرباز خودخواندهٔ اس‌اس؛ از یک سند سیا

به دلایلی آمیخته با سیاست، شوروی نسخه‌های مختلفی از سرنوشت هیتلر را منتشر کرد.[۶۶][۶۸] زمانی که در ژوئیه ۱۹۴۵ از استالین دربارهٔ نحوهٔ مرگ هیتلر پرسیده شد، او پاسخ داد که هیتلر «در اسپانیا یا آرژانتین» زندگی می‌کرده‌است.[۷۰] در نوامبر ۱۹۴۵، دیک وایت، رییس وقت ضدجاسوسی در بخش بریتانیای برلین، مأمور هاف ترور-روپر[گ] را برای تحقیق و رد ادعاهای شوروی فرستاد. گزارش وی در سال ۱۹۴۷ و با عنوان آخرین روزهای هیتلر منتشر شد.[۲۳] در سال‌های پس از جنگ، شوروی ادعا کرد که هیتلر نمرده، بلکه فرار کرده و توسط متفقین سابق پناه داده شده‌است.[۶۶]

در ۳۰ مهٔ ۱۹۴۶، مأموران وزارت امور داخلی روسیه، دو تکه از جمجمه‌ای یافت‌شده در محل دفن هیتلر را پیدا کردند. استخوان آهیانه چپ با شلیک گلوله آسیب دیده بود.[۷۳] این تکه تا سال ۱۹۷۵ ثبت نشد[۷۴] و در سال ۱۹۹۳ در بایگانی‌های روسیه پیدا شد.[۷۵] در سال ۲۰۰۹، آزمایش‌های ژنی و قانونی روی قطعه‌ای کوچک که از یک تکه جمجمه که مقامات شوروی آن را متعلق به هیتلر می‌دانستند[۷۶] انجام شد. با توجه به گزارش‌های محققان آمریکایی، در آزمایش‌های آنان مشخص شده که این جمجمه، متعلق به یک زن بوده و بررسی مفاصل رشته‌ای وی نشان‌گر عمر کمتر از ۴۰ سال این زن بود.[۷۷][۷۸][ل]

در اواخر دههٔ ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی، اف‌بی‌آی و سیا مدارک فراوانی از حالت‌های احتمالی زنده بودن هیتلر جمع‌آوری کردند، اما هیچ‌کدام از این منابع معتبر نبودند.[۷۹] از اوایل دههٔ ۲۰۱۰، این مدارک تحت سند افشای جرایم جنگی نازی‌ها به‌مرور و به‌صورت برخط منتشر می‌شوند.[۸۰][۸۱] محرمانه‌بودن این تحقیقات، آغازگر چندین تئوری توطئه بوده است.[۸۲] اسناد منتشرشدهٔ اف‌بی‌آی حاوی فرضیاتی پیرامون فرار هیتلر و مشاهدهٔ او توسط دیگران است؛ هرچند اف‌بی‌آی این اسناد را تأییدناپذیر دانسته‌است.[۸۳]

آثاری مثل کتاب گرگ خاکستری: فرار آدولف هیتلر، فرضیهٔ فرار هیتلر و براون به آرژانتین را مطرح می‌کنند. سناریوی مطرح‌شده در این کتاب بیان می‌کند که گروه خاصی از نازی‌ها با چندین یو-بوت به آرژانتین رفته و تحت حمایت رئیس‌جمهور آیندهٔ این کشور، خوآن پرون و همسرش اوا پرون، که به‌ادعای کتاب از طرف نازی‌ها حمایت مالی شده‌اند، قرار می‌گیرند.[۸۴][۸۵] هیتلر و براون چندین بار جابه‌جا شده و هیتلر در فوریهٔ ۱۹۶۲ می‌میرد.[۸۶] چندین مورخ این ادعا را رد کرده‌اند.[۸۷][۸۸][۸۹]

شبکهٔ هیستوری مجموعه‌ای با عنوان شکار هیتلر پخش کرده و ادعا می‌کند که به اسنادی محرمانه مبنی بر فرار هیتلر از آلمان به شمال آمریکا با استفاده از یو-بوت دست یافته‌است.[۹۰] در این مستند آمده که هیتلر و دیگر نازی‌ها در آن‌جا «رایش چهارم» را تشکیل می‌دهند. با این وجود، ریچارد جی. ایوانز این ادعاها را رد کرده‌است.[۹۱]

در یکی از اسناد منتشرشدهٔ سیا ذکر شده که یکی از سربازان خودخواندهٔ اس‌اس با نام فیلیپ سیتروئن ادعای زنده‌بودن هیتلر را داشته و بیان کرده که «در حدود ژانویهٔ ۱۹۵۵، او کلمبیا را به مقصد آرژانتین ترک کرده‌است». تصویری هم به‌همراه این سند منتشر شده که عبارت «آدولف شریتلمایور»[م] و سال ۱۹۵۴ بر پشت آن نوشته شده‌است.[۹۲]

در فرهنگ عامه[ویرایش]

آخرین روزهای هیتلر در چندین فیلم و مجموعهٔ تلویزیونی موردتوجه قرار گرفته‌اند. نخستین بار، گئورگ ویلهلم پابست در ده روز آخر فیلمی دربارهٔ روزهای منتهی به مرگ هیتلر تهیه کرد.[۹۳] فیلم بعد، اثری از یوری اوزرو و آخرین قسمت از مجموعهٔ آزادی ساخت شوروی بود. مرگ آدولف هیتلر با بازی فرانک فینلی[۹۴] و هیتلر: ده روز آخر اثر انیو د کونچینی،[۹۵] نخستین آثار غربی دربارهٔ روزهای آخر هیتلر بودند. پناهگاه هم فیلمی آمریکایی بود که بر پایهٔ رمانی به همین نام ساخته شده‌بود.[۹۶] در سال ۲۰۰۴، فیلم سقوط با کارگردانی الیور هرشبیگل عرضه شده و نامزد دریافت جایزه اسکار شد.[۹۷][۹۸]

منابع[ویرایش]

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ به معنی پناهگاه پیشوا
  2. این که هیتلر چقدر از این واقعه اطلاع داشت، مشخص نیست. (Shirer 1960, p. 1131)
  3. «در ساعات کوتاه ۲۸–۲۹ آوریل…» (MI5 staff 2011)
  4. با استفاده از منابع موجود نزد ترور-روپر (یکی از مأموران ام‌آی۵ در جریان جنگ جهانی دوم و مورخ/نویسندهٔ آخرین روزهای هیتلر)، ام‌آی۵ ثبت کرده که مراسم ازدواج پس از دیکته‌کردن آخرین وصیت‌نامه توسط هیتلر صورت گرفته است. (MI5 staff 2011)؛ اما Beevor 2002, p. 343 اشاره می‌کند که مراسم ازدواج پیش از دیکته‌کردن آخرین وصیت‌نامه توسط هیتلر صورت گرفته است.
  5. … ۳۰ آوریل … در هنگام بعدازظهر، هیتلر به خودش شلیک کرد … (MI5 staff 2011).
  6. گونشه بیان می‌کند: «نشسته بود … غرق در خون … و قطره‌های خون از شقیقهٔ راستش می‌چکید. او با کلتش، یک والدر پی‌پی‌کا ۷.۶۵، به خودش شلیک کرده بود.» (Fischer 2008, p. 47).
  7. … خون از یک سوراخ گلوله از شقیقه راستش می‌چکید … (Kershaw 2008, p. 955).
  8. «لب‌هایش از سم چروک شده‌بود…» (Beevor 2002, p. 359).
  9. «سم سیانور. «گازگرفتن» آن در سیمایش مشخص بود.» (Linge 2009, p. 199).
  10. «… هر دو با گاز گرفتن کپسول‌های شیشه‌ای سیانورشان، خودکشی کردند.» (Erickson 1983, p. 606).
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «… ما یک پاسخ مناسب داریم … برای نسخهٔ … نویسندهٔ روسی، لو بزیمنسکی … هیتلر به خودش شلیک کرد و کپسول سیانور را گاز گرفت … همان‌طور که پروفسور هاز مکرراً و به‌وضوح گفته‌بود …» (O'Donnell 2001, pp. 322–323).
  12. «نسخهٔ جدیدی از سرنوشت هیتلر توسط شوروی و با توجه به نیازهای سیاسی آن زمان، معرفی شده‌است.» (Eberle & Uhl 2005, p. 288).
  13. «نظریه‌های عمداً اشتباه پیرامون مرگ هیتلر بر اثر سم سیانور، توسط مورخان شوروی ساخته شده … می‌تواند رد شود.» (Kershaw 2001, p. 1037).
  14. «… بیشتر نظریه‌های شوروی بیان می‌دارند که هیتلر هم [هیتلر و اوا براون] زندگی‌اش را با سم پایان بخشیده‌است … تناقض‌هایی در داستان شوروی وجود دارد … این تناقض‌ها نشان می‌دهد که نسخهٔ شوروی از خودکشی هیتلر، رنگی از سیاست دارد.» (Fest 1974, p. 749).
  15. «هنگامی که از آکسمان دربارهٔ «گمان» وی دربارهٔ شلیک هیتلر در دهانش پرسیدند، وی در شهادتش با دقت شرح داد.» (Joachimsthaler 1999, p. 157).
  16. «نسخه‌ای که دارای «شلیک در دهان» و جراحت‌های ثانویه در شقیقه است باید رد شود … اکثر شهود زخم ورود [گلوله] را در شقیقه دیده‌اند. با توجه به تمام شهود، اثری از جراحت در پشت سر نبوده‌است.» (Joachimsthaler 1999, p. 166).
  17. هیتلر در حقیقت در روز قبل مرده بود. (Shirer 1960, p. 1137).
  18. Käthe Heusermann
  19. Fritz Echtmann
  20. «… تنها چیزی که از هیتلر باقی ماند، یک بریج طلایی و عناصری از جنس پرسلان در فک بالایی و استخوان فک پایینی‌اش بود؛ علاوه بر چند دندان و دو بریج.» (Joachimsthaler 1999, p. 225).
  21. در ۲۰۱۷، فیلیپ چارلیر، آسیب‌شناس قانونی، دندانی روی یک قطعه استخوان فک پیدا کرد که «تطابق کاملی» با اکس-ری هیتلر در سال ۱۹۴۴ داشت. (Brisard & Parshina 2018, pp. 224, 273–274).
  22. «… ساختار چهره کاملاً قابل‌شناسایی باقی مانده بود. یک سوراخ گلوله در یک شقیقه بود، اما فک بالایی و پایینی سالم بودند.» (Trevor-Roper 1992, p. 34).
  23. «… [اجساد] جمع شده بودند… در قبری بی‌نشان در جنگلی واقع در غرب برلین؛ و در ۱۹۴۶ در قطعه زمینی در ماگدبورگ دفن شدند.» (Kershaw 2008, p. 958).
  24. «در ۱۹۷۰، کرملین در نهایت تصمیم گرفت تا جسد را در خفای کامل منتقل کند… جسد، که در یک زمین رژهٔ شوروی در ماگدوبرگ پنهان شده بود، شبانه نبش قبر شده و سوخت.» (Beevor 2002, p. 431).
  25. بیور گفته که «… خاکسترها به سامانهٔ فاضلاب شهر [ماگدبورگ] ریخته شدند.» (Beevor 2002, p. 431).
  26. Hugh Trevor-Roper
  27. چارلیر بیان می‌کند: «هنگامی که در حال انجام آزمایش روی جمجمه هستید، ۵۵٪ احتمال دارد که جنسیت را درست متوجه شوید.» (Lusher 2018).
  28. Adolf Schrïttelmayor

راهنمای نقشه[ویرایش]

  1. دیوار حفاظتی با قطر ۲٫۲ متر
  2. اتاق تهویه (نامطمئن)
  3. رخت‌کن
  4. خروجی راه‌پله به باغ
  5. اتاق خواب گوبلس
  6. اقامت‌گاه پزشک
  7. تخت خواب
  8. گاوصندوق
  9. صندلی
  10. میز
  11. کمد
  12. دفتر گوبلس و اتاق پزشک
  13. اتاق همایش
  14. اتاق همایش/نقشه
  15. تلفن، دفتر بورمان و اتاق نگهبانی
  16. ژنراتور/دستگاه تهویه
  17. دفتر هیتلر
  18. حمام/اتاق تعویض لباس
  19. اتاق اوا براون
  20. اتاق کنترل برق
  21. سرویس بهداشتی
  22. راهرو/سالن
  23. در(های) گاز (نامطمئن)
  24. هال/سالن
  25. راه‌پله به طبقهٔ بالا (ووربانکر)
  26. میز کار
  27. کاناپه
  28. پاف مبل
  29. اتاق خواب هیتلر
  30. اتاق نشیمن هیتلر

ارجاع‌ها[ویرایش]

  1. Parker 2004, pp. xiii–xiv, 6–8, 68–70, 329–30
  2. Horrabin 1946, Vol. X, p. 51.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Horrabin 1946, Vol. X, p. 53.
  4. Horrabin 1946, Vol. X, p. 43.
  5. Beevor 2002, p. 139.
  6. Shirer 1960, p. 1105.
  7. Beevor 2002, pp. 209–217.
  8. Beevor 2002, pp. 255–256, 262.
  9. Erickson 1983, p. 586.
  10. Beevor 2002, p. 275.
  11. O'Donnell 2001, pp. 230, 323.
  12. Shirer 1960, p. 1116.
  13. Beevor 2002, p. 289.
  14. Shirer 1960, p. 1118.
  15. Beevor 2002, p. 323.
  16. Kershaw 2008, pp. 943–946.
  17. Kershaw 2008, pp. 946–947.
  18. Shirer 1960, p. 1131.
  19. Kershaw 2008, pp. 951–952.
  20. Shirer 1960, p. 1194.
  21. Kershaw 2008, pp. 949–950.
  22. Schulz 2012, p. 262.
  23. ۲۳٫۰ ۲۳٫۱ MI5 staff 2011.
  24. Beevor 2002, p. 343.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Erickson 1983, pp. 603–604.
  26. Shirer 1960, p. 1132.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Beevor 2002, p. 358.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ ۲۸٫۲ ۲۸٫۳ Linge 2009, p. 199.
  29. Fischer 2008, p. 47.
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ Joachimsthaler 1999, pp. 160–182.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ Rosenberg 2009.
  32. Fischer 2008, pp. 47–48.
  33. Joachimsthaler 1999, p. 156.
  34. Kershaw 2008, pp. 954, 956.
  35. Linge 2009, pp. 199, 200.
  36. Misch 2014, p. 173.
  37. Linge 2009, p. 200.
  38. Joachimsthaler 1999, pp. 197, 198.
  39. Joachimsthaler 1999, p. 162.
  40. Joachimsthaler 1999, pp. 162, 175.
  41. Joachimsthaler 1999, pp. 210–211.
  42. Joachimsthaler 1999, p. 211.
  43. Joachimsthaler 1999, pp. 217–220.
  44. Shirer 1960, p. 1137.
  45. Beevor 2002, p. 381.
  46. Kershaw 2008, p. 959.
  47. Kershaw 2008, pp. 961–963.
  48. Beevor 2002, pp. 367–368.
  49. Eberle & Uhl 2005, pp. 280, 281.
  50. Beevor 2002, p. 368.
  51. Eberle & Uhl 2005, p. 280.
  52. Ryan 1994, p. 364.
  53. Misch 2014, p. 175.
  54. Eberle & Uhl 2005, p. 281.
  55. Beevor 2002, pp. 387, 388.
  56. Beevor 2002, p. 387.
  57. Erickson 1983, p. 435.
  58. Vinogradov et al. 2005, p. 110.
  59. Kershaw 2001, pp. 1038, 1039.
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ Kershaw 2008, p. 958.
  61. ۶۱٫۰ ۶۱٫۱ Senn & Weems 2013, p. 43.
  62. Trevor-Roper 1992, pp. 31, 34.
  63. Vinogradov et al. 2005, p. 333.
  64. Vinogradov et al. 2005, pp. 335–336.
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ Eberle & Uhl 2005, p. xxvi.
  66. ۶۶٫۰ ۶۶٫۱ ۶۶٫۲ ۶۶٫۳ Eberle & Uhl 2005, p. 288.
  67. Lusher, Adam (20 May 2018). "Adolf Hitler really is dead: scientific study debunks conspiracy theories that he escaped to South America". The Independent. Archived from the original on 12 September 2018. Retrieved 11 September 2018.
  68. ۶۸٫۰ ۶۸٫۱ Kershaw 2001, p. 1037.
  69. Joachimsthaler 1999, pp. 22, 23.
  70. ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ Beschloss 2002.
  71. Kershaw 2008, p. 955.
  72. Stern, Marlow (16 November 2015). "Hitler's Final Days Revealed: Eyewitnesses Recount the Nazi's Death in Unearthed Footage". The Daily Beast. Archived from the original on 13 May 2017.
  73. Eberle & Uhl 2005, pp. 287, 288.
  74. Brisard & Parshina 2018, pp. 29, 30, 32.
  75. Isachenkov 1993.
  76. Brisard & Parshina 2018, pp. 18–22.
  77. Goñi 2009.
  78. CNN staff 2009.
  79. CIA Chief of Station, Caracas 1955.
  80. CIA staff 2013.
  81. Federal Bureau of Investigation 2011.
  82. Anderson 2015.
  83. "FBI — Adolf Hitler Part 01 of 04 - File No 105-410". vault.fbi.gov. Archived from the original on 23 August 2014. Retrieved 3 September 2014.
  84. Walters, Guy (28 October 2013). "Did Hitler flee bunker with Eva to Argentina, have two daughters and live to 73? The bizarre theory that's landed two British authors in a bitter war". Daily Mail. London. Archived from the original on 28 May 2014. Retrieved 28 May 2014.
  85. "FBI — Adolf Hitler Part 01 of 04 - File No 105-410". vault.fbi.gov. Archived from the original on 23 August 2014. Retrieved 3 September 2014.
  86. Dunstan, Simon and Williams, Gerrard. (2011) Grey Wolf: The Escape of Adolf Hitler. New York: Sterling Publishing. شابک ‎۹۷۸۱۴۰۲۷۸۱۳۹۱
  87. Daly-Groves 2019, p. 133.
  88. Walters, Guy (28 October 2013). "Did Hitler flee bunker with Eva to Argentina, have two daughters and live to 73? The bizarre theory that's landed two British authors in a bitter war". Daily Mail. London. Archived from the original on 28 May 2014. Retrieved 28 May 2014.
  89. Thorpe, Vanessa (26 October 2013). "Hitler lived until 1962? That's my story, claims Argentinian writer". The Observer. Archived from the original on 26 June 2019. Retrieved 4 July 2019.
  90. Anderson, John (10 November 2015). "One Industry That Capitalizes On America's Hitler Fascination". Fortune. Archived from the original on 12 June 2018. Retrieved 11 September 2018.
  91. Daly-Groves 2019, p. 24.
  92. "#HVCA-2592" (PDF). CIA.gov. Archived (PDF) from the original on 8 September 2018. Retrieved 5 September 2018.
  93. Der Letzte Akt (1955), archived from the original on 21 December 2017, retrieved 2019-07-04
  94. The Death of Adolf Hitler (1973), archived from the original on 15 December 2017, retrieved 2019-07-04
  95. Hitler: The Last Ten Days (1973), archived from the original on 5 May 2019, retrieved 2019-07-04
  96. The Bunker (1981), archived from the original on 30 April 2019, retrieved 2019-07-04
  97. "Downfall | Reviews | guardian.co.uk Film". www.theguardian.com. Archived from the original on 16 April 2016. Retrieved 2019-07-04.
  98. Der Untergang - IMDb, archived from the original on 12 April 2018, retrieved 2019-07-04

کتاب‌شناسی[ویرایش]

Parker, Danny S. (2004). Battle of the Bulge: Hitler's Ardennes Offensive, 1944–1945 (New ed.). Cambridge, MA: Da Capo Press. ISBN 978-0-306-81391-7.