پرش به محتوا

مرد کامل (فیلم ۲۰۱۵)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
کارگرداندیوید ام. رزنتال
بازیگرانسنا لیثن
مایکل ایلی
موریس چسنات
ال اسکات کالدول
چارلز اس. داتون
تس هارپر
کاترین موریس
روتینا وسلی
هولت مک‌کالانی
جسیکا پارکر کندی
گوردون کلپ
جان گتز
David Starzyk
رونی جن بلوینز
Wilmer Calderon
جمال داف
Michael Panes
شنون لوچیو
Michael Bivins
موسیقیآتلی اورواشون
تاریخ‌های انتشار
  • ۲ سپتامبر ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-۰۹-۰۲) (Los Angeles premiere)
  • ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-۰۹-۱۱) (ایالات متحده)
مدت زمان
۱۰۰ دقیقه[۱]
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۱۲ میلیون دلار[۲]
فروش گیشه۶۰٫۳ میلیون دلار[۲]

مرد کامل (انگلیسی: The Perfect Guy) یا مرد ایدئال یک فیلم آمریکایی در ژانر عاشقانۀ درام دلهره‌آور محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی دیوید ام. رزنتال، تهیه‌کنندگی تامی الیور و نویسندگی آلن بی. مک‌الروی و تایگر ویلیامز و با بازی سانا لاتان، موریس چستنات و مایکل ایلی است. ایلی و لاتان همچنین به عنوان تهیه‌کنندۀ اجرایی در این فیلم فعالیت داشته‌اند.[۳] فیلم حول محور زنی مجرد می‌چرخد که عاشق مردی می‌شود، اما پس از به هم زدن رابطه، با وسواس بیمارگونۀ او روبه‌رو می‌شود. مرد کامل در ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۵ در آمریکای شمالی اکران شد و از منتقدان نقدهای منفی دریافت کرد؛ آن‌ها فیلم‌سازی و بازی‌ها را ستودند اما از فیلم‌نامه به دلیل پرداخت ضعیف و کمبود لحظات دلهره‌آور انتقاد کردند. این فیلم در گیشه موفق بود و با بودجۀ ۱۲ میلیون دلاری، به فروش ۶۰٫۳ میلیون دلاری دست یافت.

داستان

[ویرایش]

لیا وان، یک لابی‌گر موفق، از دوست‌پسرش، دیو کینگ، جدا می‌شود زیرا دیو حاضر نیست به خواستۀ لیا برای تشکیل خانواده تن دهد. دو ماه بعد، او با کارتر دانکن آشنا می‌شود؛ مردی جذاب که در بخش فناوری اطلاعات یک شرکت دیگر کار می‌کند. آن دو به‌سرعت به هم نزدیک می‌شوند و کارتر دل دوستان و خانوادۀ لیا را به دست می‌آورد. در راه بازگشت به خانه از سفر به سان‌فرانسیسکو برای دیدار با والدین لیا، غریبه‌ای در یک پمپ بنزین از لیا دربارۀ داج چارجرِ کارتر سؤال می‌کند. کارتر با وحشیگری به آن مرد حمله می‌کند و وقتی صاحب پمپ بنزین به آن‌ها دستور می‌دهد که آنجا را ترک کنند، آن دو با ماشین دور می‌شوند. لیا که از این رفتار او پریشان شده، همان شب تصمیم می‌گیرد رابطه‌اش را با او تمام کند. طی چند هفتۀ بعد، کارتر لیا را در محل کارش تعقیب می‌کند و با وجود آنکه لیا شمارۀ تلفنش را عوض کرده، تماس‌های تلفنی متعددی با او می‌گیرد. کارتر، بدون اطلاع لیا، با کلید یدکی که دارد وارد خانۀ او نیز می‌شود. او وسایل لیا را به هم می‌ریزد، رایانه‌اش را هک می‌کند و گربه‌اش را می‌رباید. سرانجام لیا تصمیم می‌گیرد نزد پلیس برود و با کارآگاه هنسن ملاقات می‌کند. هنسن به او توصیه می‌کند که هرگونه تلاش بعدی کارتر برای تماس را ثبت کند. مدتی بعد، لیا یادداشتی تهدیدآمیز و یک شاخه گل رز قرمز را به ماشینش چسبیده می‌یابد و علیه کارتر حکم منع تعقیب می‌گیرد که باعث می‌شود کارتر شغلش را از دست بدهد. مدتی بعد، دیو با لیا تماس می‌گیرد تا رابطه‌شان را از سر بگیرند و لیا مشتاقانه موافقت می‌کند. یک شب، لیا و دیو متوجه می‌شوند که کارتر در رستوران مشغول تماشای آن‌هاست و دیو با جدیت به او هشدار می‌دهد که فاصله بگیرد. آن‌ها به پلیس اطلاع می‌دهند و پس از آنکه هنسن کارتر را به دلیل نقض حکم بازجویی می‌کند، کارتر تظاهر به بی‌گناهی کرده و ادعا می‌کند که نمی‌دانسته لیا آنجاست و دیو با او پرخاشگرانه رفتار کرده است. هنسن اجازه می‌دهد او برود. یک شب، همسایۀ لیا، خانم مک‌کارتی، متوجه حضور کارتر در خانۀ لیا می‌شود و کارتر او را از پله‌ها به پایین هل می‌دهد و می‌کشد. کارتر مخفیانه از لیا و دیو هنگام خواب و رابطۀ جنسی فیلم می‌گیرد و از حساب ایمیل کاری لیا استفاده می‌کند تا ویدئو را برای همکاران و مشتریان شرکتش بفرستد و این کار باعث تعلیق لیا از کار می‌شود. کارتر همچنین ماشین دیو را دستکاری می‌کند تا تصادف کند و سپس دیوِ زخمی را خفه می‌کند. هم لیا و هم هنسن یقین دارند که کارتر در مرگ دیو دست داشته است، هرچند مدرک لازم برای مجرم شناختن او را در دست ندارند. هنسن پس از تحقیقات بیشتر می‌فهمد که نام واقعی کارتر، رابرت آدامز است و او پس از مجموعه‌ای از مزاحمت‌های مشابه، هویت خود را تغییر داده است. با بالا گرفتن اوضاع، هنسن که نگران است، برای لیا داستانی از دوستش تعریف می‌کند که یک تفنگ ساچمه‌زنی رمینگتون ۱۲-گیج خریده و آن را با دو گلولۀ کیسه‌ای و پنج فشنگ جنگی پر کرده بود. هنسن توضیح می‌دهد که گلوله‌های کیسه‌ای، اگر ابتدا به عنوان تیر اخطار شلیک شوند، توجیهی برای کشتن یک متجاوز فراهم می‌کنند و تلویحاً به لیا می‌فهماند که باید چنین کاری کند. در پی این ماجرا، لیا یک تفنگ ساچمه‌زنی می‌خرد. لیا، رابرت را با هویتی جدید در کنار زنی دیگر پیدا می‌کند. او آن زن را می‌ترساند و فراری می‌دهد و در مقابل کارفرمایان جدیدش، یک حکم منع تعقیب دیگر علیه او می‌گیرد و دوباره باعث اخراجش می‌شود. سپس موفق می‌شود مخفیگاه او را پیدا کند؛ جایی که رابرت از آنجا او را زیر نظر دارد. او همچنین گربه‌اش را در آنجا پیدا می‌کند. لیا رایانه‌های متعدد او را از بین می‌برد و آنجا را ترک می‌کند و او را به چالش می‌کشد که یک بار دیگر سراغش بیاید. همان شب، رابرت به خانۀ لیا هجوم می‌آورد. لیا او را به اتاقی خالی می‌کشاند و تفنگش را به سمت او نشانه می‌گیرد. پس از آنکه رابرت موفق می‌شود با ضربه تفنگ را از دست او بیندازد، درگیری‌ای میان آن دو درمی‌گیرد. لیا موفق می‌شود تفنگش را دوباره به دست آورد و طبق داستان هنسن، دو بار با گلوله‌های کیسه‌ای به عنوان اخطار به رابرت شلیک می‌کند و ادعا می‌کند که تفنگش فقط همین گلوله‌های کیسه‌ای را دارد. وقتی رابرت، با این تصور که لیا نمی‌تواند او را بکشد، به حمله ادامه می‌دهد، لیا با یک فشنگ جنگی به او شلیک می‌کند. رابرت که به‌شدت زخمی و مبهوت شده، تنها فرصت می‌کند پیش از مرگ اعتراف لیا را بشنود که در مورد نداشتن فشنگ جنگی دروغ گفته است. لیا که حالا نفس راحتی می‌کشد، رابرت را به عنوان یک متجاوز به هنسن گزارش می‌دهد و پلیس جسد او را از خانه‌اش بیرون می‌برد.

بازیگران

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. "THE PERFECT GUY (۱۵)". هیئت رده‌بندی سنی فیلم‌های بریتانیا. July ۲۰, ۲۰۱۵. Retrieved July 20, 2015.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ "The Perfect Guy (2015)". Box Office Mojo. Retrieved January 2, 2016.
  3. http://m.hollywoodreporter.com/entry/view/id/1002863 [پیوند مرده]

پیوند به بیرون

[ویرایش]