مردم کشمیری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
خانواده مسلمان شال باف کشمیری

مردم کشمیری مردمانی داردی زبان هستند که ساکن ایالت سابق کشمیر هند هستند یا ریشه در آن منطقه دارند. ایالت سابق کشمیر امروز منطقه تحت مناقشه است و شامل ایالت هندی جامو و کشمیر و دو منطقه پاکستانی کشمیر آزاد و گلگت-بلتستان و همچنین دو ناحیه اقصای چین و شاخسگام که تحت سیطره جمهوری خلق چین است می‌شود. بسیاری از مردم کشمیری‌تبار در بخش سفلای پنجاب پاکستان و پوتهار زندگی می‌کنند و گروه قومی برجسته‌ای را تشکیل می‌دهند.

زبان[ویرایش]

بنا به تحقیقات انجام شده توسط موسسه بین‌المللی یوسی‌ال‌ای، زبان کشمیری، زبانی از شاخه شمال غربی زبان‌های داردی از زبان‌های هند و آریایی و شاخه‌ای از زیرخانواده زبان‌های هند و ایرانی از خانواده زبان‌های هند و اروپایی است. با این حال توافقی جهانی بر سر نسب این زبان موجود نیست. یوسی‌ال‌ای برآورد کرده است که این زبان حدود ۴/۴ میلیون گویشور دارد که بیشنیه‌اش در دره کشمیر است. درحالیکه برپایه سرشماری سال ۲۰۰۱ هند ۵٬۳۶۲٬۳۴۹ نفر در هند موجوداند، که البته شامل کشمیر خارج از کنترل هند نمی‌شود.

اسلام آوردن[ویرایش]

اسلام که در تمامی مناطق اطراف کشمیر را رواج یافته بود، به تدریج در کشمیر نیز وارد شد. در سده ۱۴ میلادی اسلام به تدریج دین غالب در دره کشمیر شد، این مسئله در ۱۳۲۳ میلادی، با مسلمان شدن ریچانا نخستین پادشاه از سلسله جدیدی از لداخ که توسط عارف مشهور بابل شاه اسلام آورده بود آغاز شد. پس از اسلام آوردن او نام ملک صدر الدین را بر خود نهاد. او به زودی توسط کشمیری‌ها به قتل رسید. جمعیت عمده برهمنهای کشمیر (پاندیت‌ها) اسلام آوردند، و جمعیت اندکی از ایران و افغانستان در کشمیر ساکن شدند. بسیاری از این مردم هویت خود را حفظ کرده‌اند. مسلمانان و هندوهای کشمیر تحت سنت‌های صوفی و رشی کشمیر در همسازی نسبی می‌زیستند. حاکمان دیگر کشمیر مانند سلطان زین الدین همانند اکبر درباره همه ادیان بردبار بودند. در اواخر سده ۱۸ میلادی در سلطنت عالمگیر بسیاری از مردم به اسلام گرویدند. امروزه بسیاری از این مردم مسلمان هستند البته برخی از پاندیت‌های کشمیر پیرو آیین هندو هستند.

فرهنگ[ویرایش]

ساختار اجتماعی بر پایه خانواده گسترده است. اما شبکه خویشاندی گسترده تر برادری و اثرات اش بر روابط و بسیج عمومی به همان اندازه اهمیت دارد. خانواده گسترده به عنوان واحد تصمیم سازی با احترام به روابط اعضایش با جامعه بزرگ تر از اهمیت بنیادی برخوردار است. نهاد برادری چارچوب جمعی مفیدی، جهت رفاه متقابل ایجاد می‌کند که از طریق یاری و همکاری در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به دست می‌آید و همچنین حس تعلق و اعتماد به نفس جمعی را تقویت می‌کند.

منابع[ویرایش]