پرش به محتوا

مردم قبایلی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مردم قبایلی
Iqbayliyen  (قبایلی)
القبائل  (عربی)
A painting of a Kabyle woman in folk costume
کل جمعیت
ح.6 million[۱][۲]
مناطق با جمعیت چشمگیر
سرزمین قبایلی
 الجزایرح.5 million[۳][۴][۱]
 فرانسهح. 1 million[۵][۶]
 کانادا37,415[۷]
زبان‌ها
Kabyle
Algerian Arabic,[۸] French[۹]
دین
Predominantly Sunni Islam[۱۰][۱۱]

قوم قبایلی (/ k ə ˈ b aɪ l / , Kabyle: Izwawen یا Leqbayel یا Iqbayliyen، تلفظ می‌شود [iqبæjlijən]، عربی: القبائل، رومی شده: al-qabā'il) گروهی به نام Beradia. شمال الجزایر، در سراسر کوه‌های اطلس، در ۱۶۰ کیلومتری (۱۰۰ مایل) شرق الجزایر گسترده شده است. آنها بزرگ‌ترین جمعیت بربر الجزایر و دومین جمعیت در شمال آفریقا هستند.

بسیاری از قبایلی‌ها تحت تأثیر عواملی مانند جنگ داخلی الجزایر، سرکوب فرهنگی توسط دولت مرکزی الجزایر، و رکود کلی صنعتی، از الجزایر مهاجرت کرده‌اند. پراکندگی آنها منجر به زندگی مردم کابیل در کشورهای متعدد شده است. جمعیت زیادی از مردم قبایلی در فرانسه و تا حد کمتری در کانادا (عمدتاً کبک) و ایالات متحده ساکن شده‌اند.

مردم قبایلی به زبان قبایلی، یک زبان بربری است، صحبت می‌کنند. از زمان بهار بربری در سال ۱۹۸۰، آنها در خط مقدم مبارزه برای به رسمیت شناختن رسمی زبان‌های بربری در الجزایر بوده‌اند.[۱۲]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

کلمه «قبیله» (قبیله: ایقبیلین) یک نام مستعار و تحریف شده از کلمه عربی قبائل است که به معنی «قبایل» یا «پذیرفتن» است که پس از فتح مسلمانان برای افرادی که کلام قرآن را پذیرفتند، استفاده می‌شد . [ قبائل توسط اقوام مختلف در الجزایر برای اشاره به قبایل مختلف کوهستانی، از جمله قوم قبائل، استفاده می‌شد و هنوز هم تا حدودی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

اصطلاحی که به‌طور خاص برای قبایلی ها استفاده می‌شد «زوا» بود («ایزواون» در کابیل، «زواة» در عربی). این لقب از دوران قرون وسطی برای قبایل کابیل بزرگ استفاده می‌شده است و در آثار مهم قوم‌نگاری قرون وسطایی مانند آثار ابن خلدون به آن اشاره شده است . پس از فتح فرانسه، فرانسوی‌ها اغلب به دلیل استفاده گسترده از کابیل در سراسر کشور، اصطلاح «اعراب» و «کابیل» را با هم اشتباه می‌گرفتند. اگرچه در ابتدا فرانسوی‌ها از اصطلاح قبایل برای اشاره به همه بربرها استفاده می‌کردند، اما بعداً در دوران استعمار مشخص شد که فقط به معنای مردم کابیل مدرن است، با این حال، زوا هنوز هم پرکاربردترین اصطلاح برای کابیل‌ها در مناطقی مانند غرب الجزایر است.

تاریخچه

[ویرایش]

قبایلی ها یکی از معدود مردمان شمال آفریقا بودند که در طول حکومت‌های متوالی کارتاژی‌ها، رومی‌ها، وندال‌ها، بیزانسی‌ها و ترک‌های عثمانی مستقل باقی ماندند. حتی پس از فتح شمال آفریقا توسط اعراب ، مردم قبایلی همچنان مالکیت کوه‌های خود را حفظ کردند.

خلافت فاطمی

[ویرایش]

بین سال‌های ۹۰۲ تا ۹۰۹، بربرهای کتامه از قبیله کوچک ، پس از گرویدن به اسماعیلیه و جذب شدن به تبلیغات ابوعبدالله ، در تأسیس خلافت فاطمیان مشارکت داشتند و حمایت آنها در فتح افریقیه منجر به ایجاد خلافت شد، اگرچه سلسله حاکم فاطمی عرب بود . پس از فتح افریقیه، فاطمیان قلمرو رستمیان را در مسیر سجلماسه فتح کردند که سپس برای مدت کوتاهی آن را فتح کردند و عبدالله المهدی بالله که در آن زمان زندانی بود، آزاد شد و سپس به عنوان امام جنبش پذیرفته و به عنوان خلیفه منصوب شد و اولین خلیفه و بنیانگذار سلسله حاکم شد. مورخ هاینز هالم، دولت اولیه فاطمیان را به عنوان «سلطه بربرهای کوتاما و صنهاجه بر مغرب شرقی و مرکزی» توصیف می‌کند و پروفسور دکتر لویمایر اظهار می‌دارد که شورش‌ها علیه فاطمیان نیز از طریق اعتراض و مخالفت با حکومت کوتاما ابراز می‌شد. تضعیف عباسیان به قدرت فاطمیان-کوتاما اجازه داد تا به سرعت گسترش یابد و در سال ۹۵۹ زری بن مناد، جوهر سیسیلی و ارتش کوتاما، فاس و سجلماسه را در مراکش فتح کردند. در دوران سلطنت العزیز بالله ، نقش کوتاما در ارتش فاطمیان بسیار تضعیف شد، زیرا او به‌طور قابل توجهی تعداد آنها را در ارتش کاهش داد و گروه‌های اجتماعی-نظامی جدیدی را در ارتش گنجاند. در سال ۹۶۹ میلادی، تحت فرماندهی جوهر ، نیروهای فاطمی کتامه مصر را از اخشیدیان فتح کردند. سردار جعفر بن فلاح در این موفقیت نقش مهمی داشت: او سربازانی را که از رودخانه نیل عبور کردند، رهبری کرد و به گفته المقریزی، قایق‌هایی را که برای انجام این کار استفاده می‌شد، از ناوگانی که توسط وفاداران اخشیدیان از مصر سفلی فرستاده شده بود، به غنیمت گرفت. سردار جعفر سپس به فلسطین حمله کرد و رمله ، پایتخت، و سپس دمشق را فتح کرد. و خود را بر شهر مسلط کرد و سپس به سمت شمال حرکت کرد و طرابلس را فتح کرد . تقریباً در همین دوره زمانی بود که خلافت فاطمی به اوج قلمرو خود یعنی ۴٬۱۰۰٬۰۰۰ کیلومتر مربع رسید .

سلسله زیرید

[ویرایش]

سلسله زیریان، خاندانی از بربرهای صنهاجه بودند که ریشه در کوه‌های کابیل داشتند. در طول سلطنت خود، حکومت خود را بر کل مغرب و همچنین بر بخش‌هایی از اندلس برقرار کردند . آنها همچنین از طریق امیران کلبیت بر امارت سیسیل تسلط داشتند و بعداً حاکم را ترور کرده و جزیره را تصرف کردند. هنگامی که امارت سیسیل به طوایف جداگانه تقسیم شد ، ایوب بن تمیم وارد سیسیل شد و تمام طوایف را تحت حکومت خود متحد کرد تا اینکه جزیره را ترک کرد.

سلسله حمادی

[ویرایش]

حمادیان پس از اعلام استقلال خود از زیریان به قدرت رسیدند. آنها موفق شدند سرزمین‌هایی را در سراسر منطقه مغرب فتح کنند و سرزمین‌های قابل توجهی مانند: الجزیره، بجایه، طرابلس، صفاقس، سوسه، فاس، ورقله و سجیلماسه را تصرف و تصرف کنند . [۴۸] [۴۹] [۵۰] آنها در جنوب تونس مسیرهای تجاری فراصحرا بودند.

پادشاهی آیت عباس و پادشاهی کوکو

[ویرایش]

این دو پادشاهی کابیل توانستند استقلال خود را حفظ کنند و در کنار نیابت سلطنت الجزایر، در نبردهای قابل توجهی مانند لشکرکشی تلمسان و فتح فاس شرکت کردند. در اوایل قرن شانزدهم، سلطان عبدالعزیز از بنی‌عباس چندین بار توانست عثمانی‌ها را شکست دهد، به ویژه در نبرد اول کالاع بنی‌عباس.

کبیلیه در طول دوره حکومت امپراتوری عثمانی در شمال آفریقا نسبتاً مستقل از کنترل خارجی بود. آنها عمدتاً در سه پادشاهی مختلف زندگی می‌کردند: پادشاهی کوکو، پادشاهی آیت عباس و شاهزاده‌نشین آیت جبار. کبیلیه آخرین بخش از شمال الجزایر بود که علیرغم مقاومت شدید، در طول سال‌های ۱۸۵۴–۱۸۵۷ توسط فرانسوی‌ها مستعمره شد. رهبرانی مانند لاله فاطمه انسومر تا زمان شورش مکرانی در سال ۱۸۷۱ به مقاومت ادامه دادند.

استعمارگران فرانسوی در قرن نوزدهم افسانهٔ کابیل را ابداع کردند که ادعا می‌کرد مردم کابیل بیشتر از اعراب مستعد جذب شدن در «تمدن فرانسه» هستند. لاکوست توضیح داد که «تبدیل اعراب به مهاجمان یکی از راه‌های مشروعیت بخشیدن به حضور فرانسه بود».

روستاهای کابیل از طریق یک مدیریت غیرمستقیم مبتنی بر حفظ نهادهای سیاسی سنتی کابیل مانند مجامع روستا (جماعات) اداره می‌شدند. این نهاد نقش محوری در خودگردانی کابیل ایفا می‌کرد. جماعات اختلافات بین ساکنان روستا را حل و فصل می‌کردند و قوانین عرفی را وضع می‌کردند. مقامات فرانسوی زمین‌های زیادی را از قبایل سرسخت‌تر مصادره کردند و آن را به استعمارگرانی که به عنوان پید-نوآر شناخته می‌شدند، اعطا کردند. در این دوره، فرانسوی‌ها دستگیری‌های زیادی انجام دادند و مقاومت‌کنندگان را عمدتاً به کالدونیای جدید در اقیانوس آرام جنوبی تبعید کردند. به دلیل استعمار فرانسه، بسیاری از کابیل‌ها به مناطق دیگر در داخل و خارج از الجزایر مهاجرت کردند. با گذشت زمان، کارگران مهاجر نیز شروع به رفتن به فرانسه کردند.

در دهه ۱۹۲۰، کارگران مهاجر الجزایری در فرانسه اولین حزبی را که استقلال الجزایر را ترویج می‌کرد، سازماندهی کردند. مسالی حاج، امامچه عمار، سی جیلانی محمد و بلقاسم راجف به سرعت در دهه ۱۹۳۰ پیروان زیادی در سراسر فرانسه و الجزایر پیدا کردند. آنها مبارزانی را پرورش دادند که برای مبارزه برای استقلال الجزایر حیاتی شدند. این امر پس از جنگ جهانی دوم رواج یافت.

از زمان استقلال الجزایر در سال ۱۹۶۲، تنش‌هایی بین قبائلی و دولت مرکزی در موارد متعددی رخ داده است. در ژوئیه ۱۹۶۲، جبهه آزادی‌بخش ملی (FLN) به جای اتحاد، دچار تفرقه شد. در واقع، بسیاری از بازیگرانی که در استقلال نقش داشتند، خواهان سهمی از قدرت بودند، اما ارتش آزادی‌بخش ملی (ALN) به رهبری هواری بومدین، که احمد بن بلا به آن پیوسته بود، به دلیل نیروهای نظامی خود، دست بالا را داشتند. [نیازمند منبع]

در سال ۱۹۶۳، حزب FFS به رهبری حسین آیت احمد، اقتدار FLN را که خود را به عنوان تنها حزب کشور معرفی کرده بود، به چالش کشید. آیت احمد و دیگران، دولت مرکزی به رهبری بن بلا را اقتدارگرا می‌دانستند و در ۳ سپتامبر ۱۹۶۳، FFS (جبهه نیروهای سوسیالیست) توسط حسین آیت احمد ایجاد شد. این حزب مخالفان رژیم وقت را گرد هم آورد و چند روز پس از اعلام آن، بن بلا ارتش را برای سرکوب قیام به کابلی فرستاد. سرهنگ محمد اولحاج نیز در FFS و در ماکیز (fr) شرکت کرد زیرا معتقد بود که با مجاهدین آنطور که باید رفتار نمی‌شود. در ابتدا، FFS می‌خواست با دولت مذاکره کند، اما از آنجایی که هیچ توافقی حاصل نشد، ماکیز اسلحه به دست گرفت و سوگند یاد کرد که تا زمانی که اصول دموکراتیک و عدالت بخشی از سیستم باشد، آنها را تسلیم نکند. [58] اما پس از جدایی محمد اولحاج، آیت احمد به سختی توانست جنبش را حفظ کند و پس از کنگره FLN در ۱۶ آوریل ۱۹۶۴، که مشروعیت دولت را تقویت کرد، او در اکتبر ۱۹۶۴ دستگیر شد. در نتیجه، قیام در سال ۱۹۶۵ شکست خورد زیرا توسط نیروهای ALN به رهبری هواری بومدین به شدت سرکوب شد. در سال ۱۹۶۵ آیت احمد به اعدام محکوم شد، اما بعداً توسط بن بلا عفو شد. تقریباً ۴۰۰ نفر در میان شورشیان کشته شدند.

در سال ۱۹۸۰، معترضان چندین ماه تظاهرات در کابیلیه برگزار کردند و خواستار به رسمیت شناخته شدن زبان بربر به عنوان یک زبان رسمی شدند؛ این دوره بهار بربر نامیده شده است. در سال‌های ۱۹۹۴–۱۹۹۵، کابیلیه تحریم مدارس را با نام «اعتصاب کیف مدرسه» انجام داد. در ژوئن و ژوئیه ۱۹۹۸، آنها پس از ترور خواننده متعب لونس و تصویب قانونی که استفاده از زبان عربی را در همه زمینه‌ها الزامی می‌کرد، در رویدادهایی که به خشونت کشیده شد، اعتراض کردند.

در ماه‌های پس از آوریل ۲۰۰۱ (که به بهار سیاه معروف شد)، شورش‌های بزرگی در میان کابیل‌ها پس از کشته شدن ماسینیسا گوئرما، یک کابیل جوان، توسط ژاندارم‌ها رخ داد. در همان زمان، فعالیت‌های سازمان‌یافته، آروچ و شوراهای محلی نئوسنتی را ایجاد کرد. اعتراضات پس از آنکه کابیل‌ها از رئیس‌جمهور عبدالعزیز بوتفلیقه امتیازاتی کسب کردند، به تدریج کاهش یافت.

در ۶ ژانویه ۲۰۱۶، زبان تمازیقی رسماً در قانون اساسی الجزایر به عنوان زبانی برابر با عربی به رسمیت شناخته شد.

جغرافیا

[ویرایش]

جغرافیای منطقه کابیل نقش مهمی در تاریخ مردم ایفا کرد. چشم‌انداز کوهستانی دشوار استان‌های تیزی اوزو و بجایه به عنوان پناهگاهی عمل می‌کرد که اکثر مردم کابیل هنگام فشار یا اشغال به آن پناه می‌بردند. آنها توانستند میراث فرهنگی خود را در چنین انزوایی از سایر تأثیرات فرهنگی حفظ کنند.

این منطقه از سلسله‌های محلی (نومیدیا، فاطمیان در دوره‌های کتامه، زیریدها، حمادیان و حفصیان بجایه) یا ملی‌گرایی مدرن الجزایر و جنگ استقلال حمایت می‌کرد. این منطقه بارها توسط فاتحان مختلف اشغال شد. رومی‌ها و بیزانسی‌ها در دوران باستان جاده اصلی و دره را کنترل می‌کردند و از کوه‌ها (مونت فراتوس) اجتناب می‌کردند. در طول گسترش اسلام، اعراب دشت‌ها را کنترل می‌کردند اما نه همه مناطق روستایی (که کابیل‌ها آنها را الآدوا: دشمن می‌نامیدند) را.

حکومت نیابتی الجزایر، تحت نفوذ عثمانی، سعی کرد نفوذ غیرمستقیمی بر مردم (قبایل مخزن عمروعاص و مرابطین) داشته باشد.

فرانسوی‌ها به تدریج و به‌طور کامل منطقه را فتح کردند و یک حکومت مستقیم ایجاد کردند.

استان‌های الجزایر با جمعیت قابل توجه کابلی زبان شامل تیزی وزو، بجایه و بویره، که اکثریت آنها را تشکیل می‌دهند، و همچنین بومرداس، ستیف، برج بوعریریج و جیجل هستند. الجزیره همچنین جمعیت قابل توجهی از کابلی‌ها را دارد که بیش از نیمی از جمعیت پایتخت را تشکیل می‌دهند.

منطقه کابیل توسط جمعیت عرب زبان به عنوان القبایل ("قبایل") و در فرانسوی به عنوان کابیلی شناخته می‌شود. ساکنان بومی آن آن را تامورت ایدورار ("سرزمین کوه‌ها") یا تامورت ان ایقبایلیان / تامورت ان ایقبایلیان ("سرزمین کابیل‌ها") می‌نامند. این منطقه بخشی از کوه‌های اطلس است و در لبه مدیترانه واقع شده است.

فرهنگ و جامعه

[ویرایش]

زبان

[ویرایش]

نوشتار اصلی: زبان کابیل

گروه قومی کابیل به زبان کابیل، یک زبان بربری از خانواده آفریقایی-آسیایی، صحبت می‌کنند. این زبان بزرگ‌ترین زبان بربری در الجزایر است. در سال ۲۰۰۴، ۳ میلیون نفر به این زبان صحبت می‌کردند و دارای زیرلایه‌های قابل توجهی از زبان‌های عربی، فرانسوی، لاتین، یونانی، فنیقی و کارتاژی است، به طوری که کلمات قرضی عربی ۲۲٫۷٪ تا ۴۶٪ از کل واژگان کابیل را تشکیل می‌دهند و بسیاری تخمین می‌زنند که این رقم حدود ۳۵٪ باشد. بسیاری از کابیل‌ها همچنین به زبان‌های عربی و فرانسوی الجزایری نیز صحبت می‌کنند.

در طول سده‌های نخست تاریخ خود، کابیل‌ها از سیستم نوشتاری لیبیکو-بربر (جد تیفیناگ مدرن) استفاده می‌کردند. از آغاز قرن نوزدهم و تحت تأثیر فرانسه، روشنفکران کابیل شروع به استفاده از خط لاتین کردند. این خط، اساس الفبای لاتین بربر مدرن است.

پس از استقلال الجزایر، برخی از فعالان کابیل تلاش کردند تا الفبای قدیمی تیفیناگ را احیا کنند. این نسخه جدید از تیفیناگ، نئو-تیفیناگ نامیده شده است، اما استفاده از آن همچنان محدود است. ادبیات کابیل همچنان با خط لاتین نوشته می‌شود.

دین

[ویرایش]

مردم کابیل عمدتاً مسلمان هستند و اقلیت کوچکی از آنها مسیحی می‌باشند. بسیاری از قبایل زوایا در سراسر منطقه وجود دارند؛ رحمانیه پربارترین آنهاست.

کاتولیک‌های با پیشینه کابیل عموماً در فرانسه زندگی می‌کنند. اخیراً، جامعه پروتستان، به ویژه در میان فرقه‌های انجیلی، رشد قابل توجهی داشته است.

ادبیات

[ویرایش]

مردم کابل سابقه‌ای غنی از ادبیات شفاهی دارند، مانند آسفرو که توسط ایموسناون اجرا می‌شود.

اقتصاد

[ویرایش]

اقتصاد سنتی این منطقه مبتنی بر درختکاری (باغ‌ها و درختان زیتون) و صنایع دستی (ملیله‌کاری یا سفالگری) است. کشاورزی کوهستانی و تپه‌ای به تدریج جای خود را به صنایع محلی (نساجی و کشاورزی-غذایی) می‌دهد. در اواسط قرن بیستم، با نفوذ و تأمین مالی توسط مهاجران کابیل، صنایع زیادی در این منطقه توسعه یافت. این منطقه پس از الجزایر به دومین منطقه صنعتی مهم کشور تبدیل شده است. [نیازمند منبع]

سیاست

[ویرایش]

کابیل‌ها فعالان سرسختی در ترویج هویت بربر (آمازیغ) بوده‌اند. این جنبش سه گروه دارد: آن دسته از کابیل‌هایی که خود را بخشی از یک ملت بزرگتر بربر می‌دانند (بربریست‌ها)؛ کسانی که خود را بخشی از ملت الجزایر می‌دانند (که به عنوان «الجزایری‌ها» شناخته می‌شوند، برخی الجزایر را اساساً یک ملت بربر می‌دانند)؛ و کسانی که کابیل‌ها را ملتی متمایز و جدا از (اما نزدیک به) سایر اقوام بربر می‌دانند (که به کابیل‌ها معروفند).

  • دو حزب سیاسی در کابیلی تسلط دارند و پایگاه اصلی حمایتی خود را در آنجا دارند: جبهه نیروهای سوسیالیست (FFS)، به رهبری علی لاسکری که جایگزین حسین آیت احمد شد، و حزب تجمع برای فرهنگ و دموکراسی (RCD)، به رهبری محسن بلابس که جایگزین سعید سعدی شد. هر دو حزب سکولار، بربر و الجزایری هستند.
  • آروچ در جریان بهار سیاه سال ۲۰۰۱ به عنوان احیای مجلس روستایی، یک شکل سنتی از سازمان دموکراتیک کابیل، ظهور کرد. آروچ تقریباً همان دیدگاه‌های سیاسی FFS و RCD را دارد.
  • جنبش خودمختاری کبیلی (MAK) نیز در جریان بهار سیاه ظهور کرد و حق خودمختاری منطقه‌ای کبیلی را مطالبه کرد. در ۲۱ آوریل ۲۰۱۰، MAK دولت موقت کبیلی در تبعید (ANAVAD) را اعلام کرد. فرهاد مهنی توسط شورای ملی MAK به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. در سال ۲۰۱۳، MAK رسماً به یک جنبش مستقل تبدیل شد و نام خود را به جنبش خودمختاری کبیلی تغییر داد.

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 Amazigh در اتنولوگ (25th ed., 2022)
  2. Pereltsvaig, Asya (2020-09-03). "6.3 Berber languages". Languages of the World: An Introduction. Cambridge University Press. p. 203. doi:10.1017/9781108783071. ISBN 978-1-108-78307-1.
  3. Maddy-Weitzman, Bruce (2018-09-20). Rowe, Paul S (ed.). "The Berbers (Amazigh)". Routledge Handbook of Minorities in the Middle East (به انگلیسی): 314. doi:10.4324/9781315626031-23. ISBN 978-1-315-62603-1. S2CID 187966078.
  4. Maddy-Weitzman, Bruce (2015-12-30). "Berbers (Amazigh)". In Smith, Anthony D; Hou, Xiaoshuo; Stone, John; Dennis, Rutledge (eds.). The Wiley Blackwell Encyclopedia of Race, Ethnicity, and Nationalism (به انگلیسی). Oxford, UK: Wiley. p. 1. doi:10.1002/9781118663202.wberen411. ISBN 978-1-118-66320-2. Retrieved 2022-12-23.
  5. "Rapport du Comité consultatif pour la promotion des langues régionales et de la pluralité linguistique interne (2013)". www.culture.gouv.fr (به فرانسوی). December 2013. Retrieved 2022-12-25.
  6. Chaker, S. (2004-05-01). "Kabylie: La langue". Encyclopédie berbère (به فرانسوی) (26): 4055–4066. doi:10.4000/encyclopedieberbere.1431. ISSN 1015-7344.
  7. "Knowledge of languages by age and gender: Canada, provinces and territories, census divisions and census subdivisions". Census Profile, 2021 Census. Statistics Canada Statistique Canada. 7 May 2021. Retrieved 3 January 2023.
  8. Frawley, William J. (2003). International Encyclopedia of Linguistics: AAVE – Esperanto, Volume 1. Oxford University Press. p. 221. ISBN 978-0-19-513977-8. Retrieved 21 December 2017.
  9. "Kabyle | Berber, Algeria, North Africa | Britannica".
  10. "Insight into the Kabyle People of Algeria".
  11. "Amazigh in Algeria". 16 October 2023.
  12. «بربرهای کابیل، القاعده در مغرب اسلامی و جستجوی صلح در الجزایر | الجزایر | الجزیره».