مدل پروپاگاندا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مدل پروپگاندا)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

پروپاگاندا (انگلیسی: propaganda model) شکلی از ارتباط است که هدفش تحت تأثیر قرار دادن عقاید یک جامعه به سوی دلایل و جوانبی است که برای شخص یا گروهی مفید باشد.

مدل پروپاگاندا مدلی مفهومی – با وجودی که از طرف مخالفین متهم به تئوری توطئه شده‌است - در اقتصاد سیاسی است که توسط ادوارد هرمان و نوام چامسکی ارائه شده‌است و نشان می‌دهد چگونه پروپاگاندا، شامل سوگیری نظام‌مند، در رسانه‌های عمومی عمل می‌کند. این مدل به دنبال این است که نشان دهد چگونه مردم پروپاگاندایزه می‌شوند و چگونه رضایت برای سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در ذهن مردم بر اساس این پروپاگاندا «ساخته» می‌شود.

این تئوری نشان می‌دهد که روشی که طی آن اخبار ساخته می‌شوند (از طریق تبلیغات، منابع دولتی، صاحبان رسانه و غیره) یک تقابل علائق ذاتی را به وجود می‌آورد که به عنوان پروپاگاندا برای نیروهای غیر دموکراتیک عمل می‌کند.

مقدمه[ویرایش]

«مدل پروپاگاندا» که برای اولین بار در کتاب ساختن رضایت: اقتصاد سیاسی رسانه‌های جمعی (فیلترهای خبری) در سال ۱۹۸۸ ارائه شد، رسانه‌های خصوصی را به عنوان علاقه‌مندان به تجارت به فروش محصول –خوانندگان و بینندگان- به تجارت‌های دیگر (تبلیغات گران) نشان می‌دهد، به جای ارائهٔ اخبار با کیفیت به عموم مردم. با تشریح کارکردهای اجتماعی رسانه‌ها، چامسکی می‌نویسد: «... مطالعه نهادها و نحوه عملکرد آنها، جدا از عناصر حاشیه‌ای یا یک ادبیات نسبتاً مبهم علمی، باید با وسواس نادیده گرفته شود» چامسکی - توهم الزامی: کنترل افکار در جوامع دموکراتیک این تئوری ادعای وجود پنج سطح فیلتر را می‌کند که نوع اخبار در رسانه‌های خبری را تعیین می‌کنند. این پنج فیلتر عبارتند از:

  • مالکیت رسانه
  • منابع درآمد رسانه
  • منابع
  • مؤاخذه
  • ایدئولوژی ضد کمونیستی[۱]

مالکیت رسانه[ویرایش]

گفته می‌شود اندازه و ضرورت سودجویی در شرکت‌های رسانه‌ای غالب ایجاد سوگیری می‌کند. نویسندگان اشاره می‌کنند که چگونه در اوایل قرن نوزدهم نشریات رادیکال انگلیسی ظهور کردند که به نگرانی‌های کارگران می‌پرداخت ولی مالیات‌ها سنگین که برای محدود کردن مالکیت روزنامه‌ها به ثروتمندان طراحی شده بود شروع به تغییر دادن این ماهیت نمود. با این وجود درجاتی از تفاوت باقی‌ماند. در بریتانیای پس از جنگ، روزنامه‌های رادیکال یا طرفدار طبقهٔ کارگر همچون دیلی هرالد، نیوز کرونیکل، ساندی سیتیزن (هیچ‌کدام نتوانستند به دیگر انتشارات ملحق شوند) و دیلی میرور (دستکم تا دههٔ ۱۹۷۰) به‌طور منظم مقالاتی برای زیر سؤال بردن نظام سرمایه‌داری منتشر می‌کردند. نویسندگان ادعا می‌کنند که این روزنامه‌های رادیکال اولیه با مالکیت شرکتی محدود نشده بودند و بنابراین برای انتقاد از نظام سرمایه‌داری آزاد بودند. هرمان و نوام چامسکی مدعی اند از آنجا که رسانه‌های اصلی بخشی از شرکت‌های بزرگ و کانگلومراها (شرکتهای ادغام شده مانند وستینگ هاوس و جنرال الکتریک) هستند؛ اطلاعاتی که از این مجاری به عموم می‌رسد با توجه به علایق آن‌ها سوگیری دارد. این کانگلومراها به شدت فرا تر از مرزهای سنتی رسانه‌ها فعالیت می‌کنند و بنابراین علایق مالی بسیار زیادی دارند که ممکن است با درز اطلاعاتی خاص به عموم مردم به خطر بیفتد. با این تفاسیر اخباری که به علایق مالی شرکت‌های صاحب رسانه آسیب می‌زند بیش از همه مورد سوگیری و سانسور قرار می‌گیرد. این منطق آن گونه پیش می‌رود که اگر برای رسیدن به حداکثر سود می‌بایست عینیت اخبار را قربانی کرد، بنابراین منابع خبری که نجات می‌یابد می‌باید در مورد اخباری که برخورد علایق دارند از بنیان سوگیری داشته باشد.

درآمد[ویرایش]

دومین فیلتر مدل پروپگاندا درآمد به دست آمده از طریق آگهی‌های تجاری است. بیشتر رسانه‌ها می‌بایست مقدار زیادی تبلیغات جذب کنند تا بتوانند هزینه‌های تولید خود را پوشش دهند؛ بدون این منبع روزنامه‌ها مجبور به افزایش قیمت هستند. رقابت سختی میان رسانه‌ها برای جذب آگهی دهنده‌ها جریان دارد؛ روزنامه‌ای که تبلیغات کمتری از رقیب خود جذب کرده، در موقعیت به شدت ضعیف تری از رقیب خود قرار دارد. نبود منابع درآمد از این راه برای روزنامه‌های مردمی قرن نوزده و بیست از دیگر عوامل نابودی این روزنامه‌ها بود. محصول از خوانندگان ثروتمندی تشکیل شده که روزنامه را خریداری می‌کنند –که البته به عنوان قشر تحصیل کرده و تصمیم گیرندهٔ مردم در نظر گرفته می‌شوند- در حالی که کارگزاران اصلی که روزنامه به آنان خدمت می‌کند شرکت‌هایی هستند که برای آگهی محصولاتشان تبلیغ می‌کنند. بر اساس این فیلتر، اخبار خود چیزی جز فیلتری که برای جذب خوانندگان مرفه و تصمیم‌گیر برای دیدن آگهی‌ها نیست. آگهی متن اصلی است و هر گونه شکلی به خود می‌گیرد تا خوانندگان را به خود جلب کند. اخباری که با حال و هوای خرید در تضاد است یا اطلاعاتی که تصویری از جهانی که رو به زوال را نشان می‌دهد، به حاشیه رانده می‌شود یا به کل کنار گذاشته می‌شود. این تئوری بیان می‌دارد که مردمی که روزنامه را خریداری می‌کنند خود محصولاتی هستند که به آگهی دهندگان فروخته می‌شوند و خود اخبار ماهیتی حاشیه‌ای دارند.

منابع[ویرایش]

سومین فیلتر به منابع خبری رسانه‌های جمعی اشاره دارد. «رسانه‌های جمعی در همزیستی با منابع قدرتمند اطلاعات با الزامات اقتصادی و منافع دوجانبه قرار دارند.» حتی شرکت‌های رسانه‌ای بزرگ مانند بی‌بی‌سی نمی‌توانند به همه جا خبرنگار بفرستند؛ بنابراین منابع خود را بر جاهایی که احتمال بیشتری برای حادث شدن اخبار مهم وجود دارد متمرکز می‌کنند: کاخ سفید، پنتاگون و ترمینال‌های مرکزی دیگر اخبار. برای مثال برای اطلاع از دیدگاه رسمی دولت در بریتانیا، خبرنگاران به سخنان شخص نخست‌وزیر یا سخنگوی وی نیاز دارند. شرکت‌های تجاری نیز به عنوان منابع معتمد اخبار پراهمیت شناخته می‌شوند. سردبیران و خبرنگارانی که این منابع رسمی را مورد انتقاد قرار می‌دهند ممکن است از دسترسی به این منابع حیاتی برای رسانه‌شان بازداشته شوند؛ بنابراین رسانه از درج مقاله‌هایی که این منابع خبری، که به آن‌ها متکی است، را نقد می‌کند، امتناع می‌کند.

مؤاخذه[ویرایش]

چهارمین فیلتر مؤاخذه (توپخانه ضدهوایی=Flak) است که هرمان و چامسکی آن را به عنوان بازخورد منفی به بیانات رسانه یا برنامه‌ها رادیو و تلویزیون می‌دانند. مؤاخذه می‌تواند شکل‌های گوناگون به خود بگیرد: نامه، تلگراف، تلفن، تومار پرونده‌های قضایی، سخنرانی و حتی لوایح پیشنهادی به مجلس، و دیگر اشکال شکایت، تهدید و فعل تنبیهی. سازمان‌های تجاری مرتباً گرد هم می‌آیند تا ماشین‌های مؤاخذه را سامان دهند. واژهٔ مؤاخذه بدین منظور از طرف هرمان و چامسکی مورد استفاده قرار گرفته که تلاش هدفمند برای بی‌ارزش کردن مخالفت‌های شخصی یا سازمانی علیه فرضیه‌های موجود را نشان دهد؛ فرضیه‌هایی که مورد علاقهٔ قدرت حاکم است. بر خلاف مکانیزم‌های سه فیلتر اول –که از تحلیل مکانیزم بازار آزاد منبعث شده‌اند- مؤاخذه، توسط تلاش‌های هماهنگ و عمدی برای مدیریت اطلاعات عمومی شناخته می‌شود.

ضد کمونیسم و ترس[ویرایش]

پنجمین و آخرین فیلتری که هرمان و چامسکی شناسایی می‌کنند «ضد کمونیسم» است. کتاب ساختن رضایت در زمان جنگ سرد نوشته شد. چامسکی این مدل را به عنوان «ترس» به روز کرده‌است، معمولاً به نام «دشمن» یا «دیکتاتور شیطانی»، شامل سرهنگ قذافی، صدام حسین و اسلوبودان میلوسویچ. ضد ایدئولوژی، ترس و نفرت عمومی را نسبت به گروهی که تهدیدی بالقوه به‌شمار می‌روند را برمی‌انگیزد، خواه واقعی باشد، بزرگنمایی شده یا توهمی. کمونیسم طبق این تئوری زمانی تهدید اول بود. کمونیسم و سوسیالیسم با نظر مخالفانشان تصویر می‌شدند و با ویژگی‌های به خطر افکندن آزادی بیان و نشریات مورد حمله قرار می‌گرفتند. هرمان و چامسکی عقیده دارند این تصویر سازی‌ها معمولاً برای ساکت نگاه داشتن صداهایی بود که منتقد علایق حاکم بودند.

انتقادات به مدل پروپاگاندا[ویرایش]

کلاهن و مولن[۲] دو موج انتقادی به مدل پروپاگاندا را شناسایی می‌کنند. این دو اشاره می‌کنند که پس از انتشار این مدل در سال ۱۹۸۸، توجهی کمتر از آنچه هرمان و چامسکی پیش‌بینی می‌کردند به این مدل در مطالعات رسانه‌ای شد. طبق انتظار هرمان و چامسکی و مدل پروپاگاندا نیز، این مدل از طرف رسانه‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفت، چنانچه مدیالنز گزارش می‌دهد، به مدل پروپاگاندا تا سال ۲۰۰۴ تنها یک بار در نشریهٔ گاردین اشاره شده.[۳]

موج اول انتقادات: ارتداد (اواخر دههٔ ۱۹۸۰ و اوایل دههٔ ۱۹۹۰)[ویرایش]

در زمان موج اول انتقادات به مدل پروپاگاندا، بسیاری از متخصصین و محققین، به‌طور عمده این مدل را رد کردند. در بحث‌های مطرح شده در این دوره منتقدین اشاره می‌کنند که مدل پروپاگاندا قدرت نظام پروپاگاندا را بزرگنمایی می‌کند و اثر مخالفت‌های مردمی را کوچک جلوه می‌دهد و به علایق نخبگان محدود می‌کند،[۴] دیدگاه تئوری توطئه در مورد رسانه‌ها ارائه می‌دهد،[۵][۶][۷][۸] جسم سختی برای تحلیل است،[۹] سیاست زده‌است،[۱۰] جبری، کارکردگرا و ساده انگارانه است،[۱۱][۱۲][۱۳] و تأثیر حرفه‌ای‌گری ژورنالیستی را در نظر نمی‌گیرد.[۱۴][۱۵] نکتهٔ مهم در تمامی این انتقادات این است که این منتقدین با مدل پروپاگاندا با اصطلاحات خودش مواجه نشده‌اند، در مقابل اینان ادعایی را به هرمان و چامسکی نسبت می‌دهند که ایشان مطرح نکرده‌اند و از پاسخ به دلایل رفتار رسانه‌ها که توسط هرمان و چامسکی مشاهده شده‌است سرباز می‌زنند. این اجتناب از موضوعی آشکار بر خلاف علوم اجتماعی خوب است، که در آن پژوهشگران به یافته‌ها ی محققین دیگر نقد وارد می‌کنند. این انتقادات توسط هرمان[۱۶][۱۷][۱۸] و کلاهن[۱۹][۲۰][۲۱] پاسخ داده شده‌است.

موج دوم انتقادات: اشتغال (اوایل دههٔ ۲۰۰۰)[ویرایش]

طی دومین موج انتقادات، اشتغال بیشتری با مدل پروپاگاندا صورت گرفت و مباحث اساسی بیشتری پیش گرفته شدند. در رابطه با نتایج و روش‌شناسی مباحث بسیاری نیز شکل گرفت.

جان کرنر در برابر جفری کلاهن (۲۰۰۲–۲۰۰۳)[ویرایش]

اولین تبادل نظر دربارهٔ مدل بین جان کرنر و جفری کلاهن در مجلهٔ اروپایی ارتباطات در سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ شکل گرفت. جفری کلاهن با رد بسیاری از انتقادات وارد شده بر مدل – توطئه وار بودن، جبرگرایی و کارکردگرایی، تشابه با مدل دروازه‌بانی خبر، رد حرفه گرایی ژورنالیستی، شکست در نظریه‌پردازی تأثیرات رسانه و این پیش‌فرض که علایق طبقهٔ حاکم واحد است – دوباره این مدل را مطرح می‌کند و بر پنج فیلتر و راهبرد روش‌شناسی آن تمرکز می‌نماید.[۲۰]

در پاسخ کرنر،[۲۲] تشکیک می‌کند که مدل که برای توصیف عملکرد رسانه‌ها در ایالات متحده طراحی شده بتواند در کشورهای دیگر با نظام‌های رسانه‌ای و ساختار سیاسی بسیار متفاوت، قابل تعمیم باشد. دوم، کرنر می‌پرسد مدل پروپاگاندا چه بینش نظری جدیدی وارد مطالعات رسانه‌ای اروپایی می‌کند. سوم، کرنر شکایت می‌کند که فرض شده‌است پنج فیلتر بدون هیچ گونه مختصات و کیفیت‌های بیشتری عمل می‌کند و این منجر شده‌است به دیدگاهی کل گرا و نهایی از عملکرد رسانه‌ها. چهارم، کرنر مفهوم فیلتر را نقد می‌کند و می‌پرسد که فرایند فیلتر شدن خود تولیدکنندهٔ پیام‌های رسانه‌ای موجود است یا تنها در خدمت اصلاح آن چیزی است که پیشتر وجود داشته. پنجم، کرنر طرفداران مدل پروپاگاندا را متهم می‌کند که مطالعات با سابقهٔ رسانه‌ای اروپایی را نادیده می‌گیرند که ریشه در تحلیل انتقادی مارکسیستی و روابط رسانه-دولت-بازار دارد. ششم، کرنر می‌پرسد که آیا مدل اصول لیبرال را رد می‌کند یا از آن حمایت می‌نماید؛ آیا کارکنان رسانه که در نظام پروپاگاندا دخیلند از عمل و تأثیراتش آگاهند یا خیر؛ و همچنین با به کار گرفتن مفاهیمی چون «شستشوی مغزی تحت آزادی» و «کنترل افکار» مدل نگران تأثیرات رسانه است یا رفتار آن‌ها.

در پاسخی دیگر، کلاهن[۲۳] بر جذابیت مدل پروپاگاندا از دیدگاه علوم اجتماعی، مخصوصاً از جهت سهولت آزمون پیشبینی‌های آن تأکیدی دوباره می‌کند. وی، بر خلاف کرنر که این مدل را "بسته می‌داند، کلاهن بحث می‌کند که عمل پنج فیلتر مشروط و متغیر است؛ بنابراین مدل در همین رابطه منعطف و "باز" است.

دیوانخانهٔ چامسکی: اریک هرینگ و پیرس رابینسون (۲۰۰۳)[ویرایش]

هرینگ و رابینسون[۲۴] اشاره می‌کنند که آثار چامسکی مورد اغماض است و نادیده گرفته می‌شود. ایشان در مقاله‌ای دیگر[۲۵] با عنوان «چامسکی، بیش از حد مجادله‌آمیز یا بیش از حد انتقادی» توضیحی سازمانی برای نادیده گرفته شدن چامسکی عنوان می‌کنند و آن را به دلیل عملکرد فیلتر مؤاخذه می‌دانند، که تحلیل و دیدگاه ضد-نخبه را سرکوب می‌کند، و اشاره می‌کنند که دانشگاه‌ها بخشی از ساختار دولتی-شرکتی هستند.

الیور بوید-بارت و فیلتر ششم (۲۰۰۴)[ویرایش]

بوید-بارت[۲۶] از روش‌شناسی مدل شکایت می‌کند و اشاره می‌کند که مدل نشان نمی‌دهد که وزن هر کدام از فیلترها در زمینه‌های مختلف به چه میزان است. نیز وی اشاره می‌کند که مدل تنها به ویژگی‌های ساختاری پرداخته‌است و بازبینی این مدل را خواستار شده‌است. وی به علاوه، فیلتر ششمی ارائه می‌دهد که آن را "خرید سهم " روزنامه‌نگاران و رسانه‌های آن‌ها توسط سازمان‌های جاسوسی می‌نامد.

کرت لنگ و گلادیس لنگ دربرابر هرمان و چامسکی (۲۰۰۴)[ویرایش]

دومین تبادل نظر در بارهٔ مدل پروپاگاندا میان کرت و گلادیس لنگ و هرمان و چامسکی در مجلهٔ ارتباطات سیاسی در سال ۲۰۰۴ شکل گرفت. لنگ و لنگ[۲۷] انتقاد می‌کنند که هرمان و چامسکی نیتی سیاسی از ارائهٔ این مدل داشته‌اند و نمونه‌گیری و آزمون‌های تجربی آنان را زیر سؤال می‌برند و اشاره می‌کنند که ایشان از ارائهٔ نمونه‌گیری خود سر باز زده‌اند. همچنین لنگ و لنگ واژهٔ «نسل کشی» به کار رفته در کتاب هرمان و چامسکی را به چالش می‌کشند. نیز شکایت می‌کنند که چامسکی و هرمان از این که چگونه وقایع تبدیل به خبر شده‌اند اطلاعی نداشته‌اند و ایشان را متهم می‌کنند که پیش فرضی داشته‌اند که این اطلاعات در دست بوده ولی از نظام تولید رسانه‌ها خارج شده‌است. ایشان همچنین به هنجارهای روزنامه‌نگاری و حرفه‌ای‌گری اشاره می‌کنند که بازدارندهٔ آن چیزی است که چامسکی و هرمان پیش‌بینی کرده‌اند.

هرمان و چامسکی[۲۸] در پاسخ خود از شیوهٔ نمونه‌گیری خود دفاع می‌کنند و اشاره می‌کنند که بر حسب اهمیت موضوعات و پوششی که رسانه‌ها به آن‌ها داده‌اند برگزیده شده‌اند. از طرفی واژهٔ نسل‌کشی مورد نظر خود را تعریف می‌کنند و لنگ و لنگ را برای زیر سؤال بردن این واژه متهم به سوگیری سیاسی می‌کنند. نیز ایشان به شیوهٔ انتخاب اخبار «ارزشمند» و «غیر ارزشمند» اشاره می‌کنند و می‌پرسند که این چه چیزی است که این ارزش را تعیین می‌کند، با این حال ایشان اشاره می‌کنند که تأکید خود را همچنان بر نتایج تجربی مطالعاتشان می‌دانند، چرا که در آنجاست که حقایق قاطعی دربارهٔ رسانه‌ها وجود دارد و اشاره می‌کنند که لنگ و لنگ هیج توضیح جایگزینی برای این سوگیری‌ها در رسانه‌ها ارائه نمی‌دهند.

در پاسخ لنگ و لنگ[۲۹] بحث می‌کنند که فرایند تولید رسانه‌ها محصولات مذاکره‌ای هستند (برساخت‌های اجتماعی) و نه کنترل شده. ایشان باز هم یافته‌های تجربی هرمان و چامسکی را مورد سؤال قرار می‌دهند و باز هم مفهوم «نسل کشی» ایشان را به چالش می‌کشند. هرمان و چامسکی[۳۰] نیز در پاسخی دوباره به این مشکلات پاسخ دادند.

کالین اسپارکس و بازبینی مدل پروپاگاندا (۲۰۰۷)[ویرایش]

اسپارکس،[۳۱] ادعای هرمان و چامسکی در بارهٔ رضایت و مخالفت نخبگان (ذیل فیلتر منبع) را به چالش می‌کشد، و دوگانگی استراتژیکی-تاکتیکی که ایشان فرض گرفته‌اند را مورد سؤال قرار می‌دهد و اشاره می‌کند که نه تنها طبقه سرمایه‌داری غالباً به دلایل علایق خاص خود منقسم می‌شوند، بلکه نظام‌های اقتصادی و سیاسی کشورهای دیگر تفاوت زیادی با آن ایالات متحده دارد. اسپارکس تأکید می‌کند که می‌باید میان عملکرد و نقش رسانه‌های نخبه و رسانه‌های جمعی تفاوت قایل شد؛ وی بحث می‌کند که وابستگی به منبع مقبولیت ژورنالیستی را تضمین نمی‌کند – آنچنان که منابع نخبه ممکن است جدا و تقسیم شده باشند و از این رو جا را برای منابع جایگزین، غیر شرکتی و غیردولتی باز کنند؛ و نیز تصریح می‌کند که روزنامه‌نگاران، به دلیل موقعیت اجتماعی شان، گاهی از دستورها دولتیان، مدیران و صاحبان سر باز می‌زنند.

پانویس[ویرایش]

  1. Herman, E. S. , & Chomsky, N. (1988). MANUFACTURING CONSENT: The Political Economy of the Mass Media. New York: Pantheon Books.
  2. Mullen, A. , & Klaehn, J. (2010). The Herman–Chomsky Propaganda Model: A Critical Approach to Analysing Mass Media Behaviour. Sociology Compass , 215-229.
  3. Medialens. (2004, February 12). MEDIA ALERT: A FEW SIMPLE TRUTHS: Propaganda, Power, And Moral Truisms. Retrieved February 16, 2012, from Medialens: http://www.medialens.org/alerts/04/040212_Few_Simple_Truths.html بایگانی‌شده در ۱۱ آوریل ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
  4. LeFeber, W. (1988, November 6). Whose News? New York Times.
  5. Lemann, N. (1989, January 6). Book Reviews. The New Republic.
  6. Entman, R. (1990b). News as Propaganda. Journal of Communication , 494-495.
  7. Entman, R. (1990a). Dissent on Manufacturing Consent: A Reply by Robert Entman. Journal of Communication , 190-192.
  8. Nelson, R. A. (1990). Bias versus fairness: The social utility of issues management. Public Relations Review , 15-32.
  9. Schudson, M. (1989). The Sociology of News Production. Media, Culture and Society , 263-282.
  10. Salmon, C. (1989). Review of Manufacturing Consent by Herman and Chomsky. Journalism Quarterly , 494-495.
  11. Schlesinger, P. (1989). From Production to Propaganda. Media, Culture and Society , 283-306.
  12. Golding, P. , & Murdock, G. (1991). Culture, Communications and Political Economy. In J. C. Gurevitch, Mass Media and Society (pp. 15-32). London: Edward Arnold.
  13. Eldridge, J. (. (1993). Getting the Message. New York: Routledge.
  14. Goodwin, J. (1994). What’s Right (and Wrong) about Left Media Criticism? Herman and Chomsky’s Propaganda Model. Sociological Forum , 101-111.
  15. Hallin, D. C. (1994). We Keep America on Top of the World. New York: Routledge.
  16. Herman, E. S. (1990). Dissent on Manufacturing Consent: A Critique by Edward Herman. Journal of Communication , 189-190.
  17. Herman, E. S. (1996, July-Aug). The Propaganda Model Revisited. Monthly Review , 48.
  18. Herman, E. S. (2000). The Propaganda Model: A Retrospective. Journalism Studies , 101-112.
  19. Klaehn, J. (2002). A Critical Review and Assessment of Herman and Chomsky’s ‘Propaganda Model. European Journal of Communication , 147-182.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Klaehn, J. (2003a). Behind the Invisible Curtain of Scholarly Criticism: Revisiting the Propaganda Model. Journalism Studies , 359-369.
  21. Klaehn, J. (2008). Media, Power and the Origins of the Propaganda Model: An Interview with Edward S. Herman. Retrieved February 16, 2012, from Fifth-Estate-Online: The International Journal of Radical Mass Media Criticism: http://www.fifthestate-online.co.uk/comment/mediapower.html[پیوند مرده]
  22. Corner, J. (2003). Debate: The Model in Question – A Response to Klaehn on Herman and Chomsky. European Journal of Communication , 367-375.
  23. Klaehn, J. (2003b). Debate: Model Construction and Various Other Epistemological Concerns – A Reply to John Corner’s Commentary on the Propaganda Model. European Journal of Communication , 377-383.
  24. Herring, E. , & Robinson, P. (2003a). Forum on Chomsky – Introduction. Review of International Studies , 551-552.
  25. Herring, E. , & Robinson, P. (2003b). Too Polemical or too Critical? Chomsky on the Study of the News Media and US Foreign Policy. Review of International Studies , 553-568.
  26. Boyd-Barrett, O. (2004). Judith Miller, the New York Times and the Propaganda Model. Journalism Studies , 435-449.
  27. Lang, K. , & Lang, G. E. (2004a). Noam Chomsky and the Manufacture of Consent for American Foreign Policy. Political Communication , 93-101.
  28. Herman, E. S. , & Chomsky, N. (2004a). Reply to Kurt and Gladys Engel Lang. Political Communication , 103-107.
  29. Lang, K. , & Lang, G. E. (2004b). Response to Herman and Chomsky. Political Communication , 109-111.
  30. Herman, E. S. , & Chomsky, N. (2004b). Further Reply to the Langs. Political Communication , 113-116.
  31. Sparks, C. (2007). Extending and Refining the Propaganda Model. Westminster Papers in Communication and Culture , 68-84.

منابع[ویرایش]

  • Herman, E. S.، & Chomsky, N. (۱۹۸۸). MANUFACTURING CONSENT: The Political Economy of the Mass Media. New York: Pantheon Books.
  • Mullen, A.، & Klaehn, J. (۲۰۱۰). The Herman–Chomsky Propaganda Model: A Critical Approach to Analysing Mass Media Behaviour. Sociology Compass، ۲۱۵–۲۲۹.
  • Medialens. (2004, February 12). MEDIA ALERT: A FEW SIMPLE TRUTHS: Propaganda, Power, And Moral Truisms. Retrieved February 16, 2012, from Medialens: https://web.archive.org/web/20120411135127/http://www.medialens.org/alerts/04/040212_Few_Simple_Truths.html
  • LeFeber, W. (۱۹۸۸، November 6). Whose News? New York Times.
  • Nelson, R. A. (1990). Bias versus fairness: The social utility of issues management. Public Relations Review، ۱۵–۳۲.
  • Entman, R. (۱۹۹۰a). Dissent on Manufacturing Consent: A Reply by Robert Entman. Journal of Communication، ۱۹۰–۱۹۲.
  • Entman, R. (۱۹۹۰b). News as Propaganda. Journal of Communication، ۴۹۴–۴۹۵.
  • Lemann, N. (۱۹۸۹، January 6). Book Reviews. The New Republic.
  • Schudson, M. (۱۹۸۹). The Sociology of News Production. Media, Culture and Society، ۲۶۳–۲۸۲.
  • Salmon, C. (۱۹۸۹). Review of Manufacturing Consent by Herman and Chomsky. Journalism Quarterly، ۴۹۴–۴۹۵.
  • Golding, P.، & Murdock, G. (۱۹۹۱). Culture, Communications and Political Economy. In J. C. Gurevitch, Mass Media and Society (pp. 15-32). London: Edward Arnold.
  • Schlesinger, P. (۱۹۸۹). From Production to Propaganda. Media, Culture and Society، ۲۸۳–۳۰۶.
  • Eldridge, J. (. (۱۹۹۳). Getting the Message. New York: Routledge.
  • Goodwin, J. (۱۹۹۴). What’s Right (and Wrong) about Left Media Criticism? Herman and Chomsky’s Propaganda Model. Sociological Forum، ۱۰۱–۱۱۱.
  • Hallin, D. C. (1994). We Keep America on Top of the World. New York: Routledge.
  • Herman, E. S. (2000). The Propaganda Model: A Retrospective. Journalism Studies، ۱۰۱–۱۱۲.
  • Herman, E. S. (1996, July-Aug). The Propaganda Model Revisited. Monthly Review، ۴۸.
  • Herman, E. S. (1990). Dissent on Manufacturing Consent: A Critique by Edward Herman. Journal of Communication، ۱۸۹–۱۹۰.
  • Klaehn, J. (۲۰۰۲). A Critical Review and Assessment of Herman and Chomsky’s ‘Propaganda Model. European Journal of Communication، ۱۴۷–۱۸۲.
  • Klaehn, J. (۲۰۰۳a). Behind the Invisible Curtain of Scholarly Criticism: Revisiting the Propaganda Model. Journalism Studies، ۳۵۹–۳۶۹.
  • Klaehn, J. (۲۰۰۸). Media, Power and the Origins of the Propaganda Model: An Interview with Edward S. Herman. Retrieved February 16, 2012, from Fifth-Estate-Online: The International Journal of Radical Mass Media Criticism: http://www.fifthestate-online.co.uk/comment/mediapower.html[پیوند مرده]
  • Corner, J. (۲۰۰۳). Debate: The Model in Question – A Response to Klaehn on Herman and Chomsky. European Journal of Communication، ۳۶۷–۳۷۵.
  • Klaehn, J. (۲۰۰۳b). Debate: Model Construction and Various Other Epistemological Concerns – A Reply to John Corner’s Commentary on the Propaganda Model. European Journal of Communication، ۳۷۷–۳۸۳.
  • Herring, E.، & Robinson, P. (۲۰۰۳a). Forum on Chomsky – Introduction. Review of International Studies، ۵۵۱–۵۵۲.
  • Herring, E.، & Robinson, P. (۲۰۰۳b). Too Polemical or too Critical? Chomsky on the Study of the News Media and US Foreign Policy. Review of International Studies، ۵۵۳–۵۶۸.
  • Boyd-Barrett, O. (۲۰۰۴). Judith Miller, the New York Times and the Propaganda Model. Journalism Studies، ۴۳۵–۴۴۹.
  • Lang, K.، & Lang, G. E. (2004a). Noam Chomsky and the Manufacture of Consent for American Foreign Policy. Political Communication، ۹۳–۱۰۱.
  • Herman, E. S.، & Chomsky, N. (۲۰۰۴a). Reply to Kurt and Gladys Engel Lang. Political Communication، ۱۰۳–۱۰۷.
  • Lang, K.، & Lang, G. E. (2004b). Response to Herman and Chomsky. Political Communication، ۱۰۹–۱۱۱.
  • Herman, E. S.، & Chomsky, N. (۲۰۰۴b). Further Reply to the Langs. Political Communication، ۱۱۳–۱۱۶.
  • Sparks, C. (۲۰۰۷). Extending and Refining the Propaganda Model. Westminster Papers in Communication and Culture، ۶۸–۸۴.

The propaganda model is a conceptual model in political economy advanced by Edward S. Herman and Noam Chomsky to explain how propaganda and systemic biases function in corporate mass media. The model seeks to explain how populations are manipulated and how consent for economic, social, and political policies is "manufactured" in the public mind due to this propaganda. The theory posits that the way in which corporate media is structured (e.g. through advertising, concentration of media ownership, government sourcing) creates an inherent conflict of interest that acts as propaganda for undemocratic forces.

First presented in their 1988 book Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media, the propaganda model views private media as businesses interested in the sale of a product—readers and audiences—to other businesses (advertisers) rather than that of quality news to the public. Describing the media's "societal purpose", Chomsky writes, "... the study of institutions and how they function must be scrupulously ignored, apart from fringe elements or a relatively obscure scholarly literature".[1] The theory postulates five general classes of "filters" that determine the type of news that is presented in news media. These five classes are: Ownership of the medium, Medium's funding sources, Sourcing, Flak, and Anti-communism or "fear ideology".

The first three are generally regarded by the authors as being the most important. In versions published after the 9/11 attacks on the United States in 2001, Chomsky and Herman updated the fifth prong to instead refer to the "War on Terror" and "counter-terrorism", although they state that it operates in much the same manner.

Although the model was based mainly on the characterization of United States media, Chomsky and Herman believe the theory is equally applicable to any country that shares the basic economic structure and organizing principles that the model postulates as the cause of media biases.[2] Their assessment has been confirmed by a number of scholars and the propaganda role of the media has since been confirmed empirically in countries and regions like the United Kingdom, Germany, Spain, and Latin America.[3]

Filters

Ownership

The size and profit-seeking imperative of dominant media corporations create a bias. The authors point to how in the early nineteenth century, a radical British press had emerged that addressed the concerns of workers, but excessive stamp duties, designed to restrict newspaper ownership to the 'respectable' wealthy, began to change the face of the press. Nevertheless, there remained a degree of diversity. In post World War II Britain, radical or worker-friendly newspapers such as the Daily Herald, News Chronicle, Sunday Citizen (all since failed or absorbed into other publications), and the Daily Mirror (at least until the late 1970s) regularly published articles questioning the capitalist system. The authors posit that these earlier radical papers were not constrained by corporate ownership and therefore, were free to criticize the capitalist system.

A table of six big media conglomerates in 2014, including some of their subsidiaries.[4][unreliable source?]

Herman and Chomsky argue that since mainstream media outlets are currently either large corporations or part of conglomerates (e.g. Westinghouse or General Electric), the information presented to the public will be biased with respect to these interests. Such conglomerates frequently extend beyond traditional media fields and thus have extensive financial interests that may be endangered when certain information is publicized. According to this reasoning, news items that most endanger the corporate financial interests of those who own the media will face the greatest bias and censorship.

It then follows that if to maximize profit means sacrificing news objectivity, then the news sources that ultimately survive must be fundamentally biased, with regard to news in which they have a conflict of interest.

Advertising

The second filter of the propaganda model is funding generated through advertising. Most newspapers have to attract advertising in order to cover the costs of production; without it, they would have to increase the price of their newspaper. There is fierce competition throughout the media to attract advertisers; a newspaper which gets less advertising than its competitors is at a serious disadvantage. Lack of success in raising advertising revenue was another factor in the demise of the 'people's newspapers' of the nineteenth and twentieth centuries.

The product is composed of the affluent readers who buy the newspaper—who also comprise the educated decision-making sector of the population—while the actual clientele served by the newspaper includes the businesses that pay to advertise their goods. According to this filter, the news is "filler" to get privileged readers to see the advertisements which makes up the content and will thus take whatever form is most conducive to attracting educated decision-makers. Stories that conflict with their "buying mood", it is argued, will tend to be marginalized or excluded, along with information that presents a picture of the world that collides with advertisers' interests. The theory argues that the people buying the newspaper are the product which is sold to the businesses that buy advertising space; the news has only a marginal role as the product.

Sourcing

The third of Herman and Chomsky's five filters relates to the sourcing of mass media news: "The mass media are drawn into a symbiotic relationship with powerful sources of information by economic necessity and reciprocity of interest." Even large media corporations such as the BBC cannot afford to place reporters everywhere. They concentrate their resources where news stories are likely to happen: the White House, the Pentagon, 10 Downing Street and other central news "terminals". Although British newspapers may occasionally complain about the "spin-doctoring" of New Labour, for example, they are dependent upon the pronouncements of "the Prime Minister's personal spokesperson" for government news. Business corporations and trade organizations are also trusted sources of stories considered newsworthy. Editors and journalists who offend these powerful news sources, perhaps by questioning the veracity or bias of the furnished material, can be threatened with the denial of access to their media life-blood - fresh news.[5] Thus, the media has become reluctant to run articles that will harm corporate interests that provide them with the resources that they depend upon.

This relationship also gives rise to a "moral division of labor", in which "officials have and give the facts" and "reporters merely get them". Journalists are then supposed to adopt an uncritical attitude that makes it possible for them to accept corporate values without experiencing cognitive dissonance.

Flak

The fourth filter is 'flak' (not to be confused with flack which means promoters or publicity agents), described by Herman and Chomsky as 'negative responses to a media statement or [TV or radio] program. It may take the form of letters, telegrams, phone calls, petitions, lawsuits, speeches and Bills before Congress and other modes of complaint, threat and punitive action'. Business organizations regularly come together to form flak machines. An example is the US-based Global Climate Coalition (GCC), comprising fossil fuel and automobile companies such as Exxon, Texaco and Ford. The GCC was started up by Burson-Marsteller, one of the world's largest public relations companies, to attack the credibility of climate scientists and 'scare stories' about global warming.[6]

For Chomsky and Herman "flak" refers to negative responses to a media statement or program. The term "flak" has been used to describe what Chomsky and Herman see as efforts to discredit organizations or individuals who disagree with or cast doubt on the prevailing assumptions which Chomsky and Herman view as favorable to established power (e.g., "The Establishment"). Unlike the first three "filtering" mechanisms—which are derived from analysis of market mechanisms—flak is characterized by concerted efforts to manage public information.

Anti-Communism and fear

The fifth and final news filter that Herman and Chomsky identified was 'anti-communism'. Manufacturing Consent was written during the Cold War. Chomsky updated the model as "fear", often as 'the enemy' or an 'evil dictator' such as Colonel Gaddafi, Paul Biya, Saddam Hussein, Slobodan Milosevic, or Vladimir Putin. This is exemplified in British tabloid headlines of 'Smash Saddam!' and 'Clobba Slobba!'.[8] The same is said to extend to mainstream reporting of environmentalists as 'eco-terrorists'. The Sunday Times ran a series of articles in 1999 accusing activists from the non-violent direct action group Reclaim The Streets of stocking up on CS gas and stun guns.[8]

Anti-ideologies exploit public fear and hatred of groups that pose a potential threat, either real, exaggerated or imagined. Communism once posed the primary threat according to the model. Communism and socialism were portrayed by their detractors as endangering freedoms of speech, movement, the press and so forth. They argue that such a portrayal was often used as a means to silence voices critical of elite interests. Chomsky argues that since the end of the Cold War (1991), anticommunism was replaced by the "War on Terror", as the major social control mechanism: "Anti-communism has receded as an ideological factor in the Western media, but it is not dead... The ‘war on terror’ has provided a useful substitute for the Soviet Menace."[9] Following the events of September 11, 2001, some scholars agree that Islamophobia is replacing anti-communism as a new source of public fear.[10]

Case examples

Following the theoretical exposition of the propaganda model, Manufacturing Consent contains a large section where the authors seek to test their hypotheses. If the propaganda model is right and the filters do influence media content, a particular form of bias would be expected—one that systematically favors corporate interests.

They also looked at what they perceived as naturally occurring "historical control groups" where two events, similar in their properties but differing in the expected media attitude towards them, are contrasted using objective measures such as coverage of key events (measured in column inches) or editorials favoring a particular issue (measured in number).

Coverage of "enemy" countries

[The polls] show that all of the opposition parties in Nicaragua combined had the support of only 9 percent of the population, but they have 100 percent of Stephen Kinzer.

Noam Chomsky[11]

Examples of bias given by the authors include the failure of the media to question the legality of the Vietnam War while greatly emphasizing the Soviet–Afghan War as an act of aggression.[12]

Other biases include a propensity to emphasize violent acts such as genocide more in enemy or unfriendly countries such as Kosovo while ignoring greater genocide in allied countries such as the Indonesian occupation of East Timor.[13] This bias is also said to exist in foreign elections, giving favorable media coverage to fraudulent elections in allied countries such as El Salvador and Guatemala, while unfavorable coverage is given to legitimate elections in enemy countries such as Nicaragua.[14]

A study found that in the lead up to the Iraq War, most sources were overwhelmingly in favor of the invasion.

Chomsky also asserts that the media accurately covered events such as the Battle of Fallujah but because of an ideological bias, it acted as pro-government propaganda. In describing coverage of raid on Fallujah General Hospital he stated that The New York Times, "accurately recorded the battle of Fallujah but it was celebrated... it was a celebration of ongoing war crimes".[15] The article in question was "Early Target of Offensive Is a Hospital".

Scandals of leaks

The authors point to biases that are based on only reporting scandals which benefit a section of power, while ignoring scandals that hurt the powerless. The biggest example of this was how the US media greatly covered the Watergate Scandal but ignored the COINTELPRO exposures. While the Watergate break-in was a political threat to powerful people (Democrats), COINTELPRO harmed average citizens and went as far as political assassination. Other examples include coverage of the Iran–Contra affair by only focusing on people in power such as Oliver North but omitting coverage of the civilians killed in Nicaragua as the result of aid to the contras.

In a 2010 interview, Chomsky compared media coverage of the Afghan War Diaries released by WikiLeaks and lack of media coverage to a study of severe health problems in Fallujah.[16] While there was ample coverage of WikiLeaks there was no American coverage of the Fallujah study,[17] in which the health situation in Fallujah was described by the British media as "worse than Hiroshima".[18]

Applications

Since the publication of Manufacturing Consent, Herman and Chomsky have adopted the theory and have given it a prominent role in their writings, lectures and theoretical frameworks. Chomsky has made extensive use of its explanative power to lend support to his interpretations of mainstream media attitudes towards a wide array of events, including the following:

  • Gulf War (1990), the media's failure to report on Saddam's peace offers.[19]
  • Iraq invasion (2003), the media's failure to report on the legality of the war[20] despite overwhelming public opinion in favor of only invading Iraq with UN authorization.[21][22] According to the liberal watchdog group Fairness and Accuracy In Reporting, there was a disproportionate focus on pro-war sources while total anti-war sources only made up 10% of the media (with only 3% of US sources being anti-war).[23]
  • Global warming, the media gives near equal balance to people who deny climate change[24] despite only "about one percent" of climate scientists taking this view.[25] Chomsky commented that there are "three sides" on climate change (deniers, those who follow the scientific consensus, and people who think that the consensus underestimates the threat from global warming), but in framing the debate the media usually ignore people who say that the scientific consensus is unduly optimistic.[26]

Reception

On the rare occasions the propaganda model is discussed in the mainstream media there is usually a large reaction. In 1988, when Chomsky was interviewed by Bill Moyers there were 1,000 letters in response, one of the biggest written reactions in the show's history. When he was interviewed by TV Ontario, the show generated 31,321 call-ins, which was a new record for the station. In 1996, when Chomsky was interviewed by Andrew Marr the producer commented that the response was "astonishing". He commented that "[t]he audience reaction was astonishing... I have never worked on a programme which elicited so many letters and calls".[19]

In May 2007, Chomsky and Herman spoke at the University of Windsor in Canada summarizing developments and responding to criticisms related to the model.[27] Both authors stated they felt the propaganda model is still applicable (Herman said even more so than when it was introduced), although they did suggest a few areas where they believe it falls short and needs to be extended in light of recent developments.[28]

Chomsky has insisted that while the propaganda role of the media "is intensified by ownership and advertising" the problem mostly lies with "ideological-doctrinal commitments that are part of intellectual life" or intellectual culture of the people in power. He compares the media to scholarly literature which he says has the same problems even without the constraints of the propaganda model.[29]

At the Windsor talk, Chomsky pointed out that Edward S. Herman was primarily responsible for creating the theory although Chomsky supported it. According to Chomsky, he insisted Herman's name appear first on the cover of Manufacturing Consent because of his primary role researching and developing the theory.[27]

American pressure groups

With the emergence of the Internet as a cheap and potentially wide-ranging means of communication, a number of independent websites have surfaced which adopt the propaganda model to subject media to close scrutiny. Examples of these are, Free Press and FAIR.

Harvard media torture study

From the early 1930s until...2004, the newspapers that covered waterboarding almost uniformly called the practice torture or implied it was torture: The New York Times characterized it thus in 81.5% (44 of 54) of articles on the subject and the Los Angeles Times did so in 96.3% of articles (26 of 27). By contrast, from 2002‐2008, the studied newspapers almost never referred to waterboarding as torture.

—Desai et al.[30]

In April 2010, a study conducted by the Harvard Kennedy School showed that media outlets such as The New York Times and Los Angeles Times stopped using the term "torture" for waterboarding when the US government committed it, from 2002 to 2008.[30] It also noted that the press was "much more likely to call waterboarding torture if a country other than the United States is the perpetrator."[30] The study was similar to media studies done in Manufacturing Consent for topics such as comparing how the term "genocide" is used in the media when referring to allied and enemy countries.

Glenn Greenwald in response said that "We don’t need a state-run media because our media outlets volunteer for the task..." and commented that the media often act as propaganda for the government without coercion.[31]

Studies of media outside the United States

Chomsky has commented in the "ChomskyChat Forum" on the applicability of the Propaganda Model to the media environment of other countries:

That's only rarely been done in any systematic way. There is work on the British media, by a good U[niversity] of Glasgow media group. And interesting work on British Central America coverage by Mark Curtis in his book Ambiguities of Power. There is work on France, done in Belgium mostly, also a recent book by Serge Halimi (editor of Le Monde diplomatique). There is one very careful study by a Dutch graduate student, applying the methods Ed Herman used in studying US media reaction to elections (El Salvador, Nicaragua) to 14 major European newspapers. ... Interesting results. Discussed a bit (along with some others) in a footnote in chapter 5 of my book "Deterring Democracy," if you happen to have that around.[2]

For more than a decade, a British-based website Media Lens has examined their domestic broadcasters and liberal press. Its criticisms are featured in the books Guardians of Power (2006)[32] and Newspeak in the 21st Century (2009).[33]

Studies have also expanded the propaganda model to examine news media in the People's Republic of China[34] and for film production in Hollywood.[35]

News of the World

In July 2011, the journalist Paul Mason, then working for the BBC, pointed out that the News International phone hacking scandal threw light on close links between the press and politicians. However, he argued that the closure of the mass-circulation newspaper News of the World, which took place after the scandal broke, conformed only partly to the propaganda model. He drew attention to the role of social media, saying that "large corporations pulled their advertising" because of the "scale of the social media response" (a response which was mainly to do with the Milly Dowler revelations, although Mason does not go into this level of detail).[36]

Mason praised The Guardian for having told the truth about the phone-hacking, but expressed doubt about the viability of the newspaper.

One part of the Chomsky doctrine has been proven by exception. He stated that newspapers that told the truth could not make money. The Guardian...is indeed burning money and may run out of it in three years' time.[36]

Criticism

The Anti-Chomsky Reader

Eli Lehrer of the American Enterprise Institute criticized the theory in The Anti-Chomsky Reader. According to Lehrer, the fact that papers like The New York Times and The Wall Street Journal have disagreements is evidence that the media is not a monolithic entity. Lehrer also believes that the media cannot have a corporate bias because it reports on and exposes corporate corruption. Lehrer asserts that the model amounts to a Marxist conception of right-wing false consciousness.[37]

Herman and Chomsky have asserted that the media "is not a solid monolith" but that it represents a debate between powerful interests while ignoring perspectives that challenge the "fundamental premises" of all these interests.[38] For instance, during the Vietnam War there was disagreement among the media over tactics, but the broader issue of the legality and legitimacy of the war was ignored (see Coverage of "enemy" countries). Additionally, Chomsky has said that while the media are against corruption, they are not against society legally empowering corporate interests which is a reflection of the powerful interests that the model would predict.[39] The authors have also said that the model does not seek to address "the effects of the media on the public" which might be ineffective at shaping public opinion.[40] Edward Herman has said "critics failed to comprehend that the propaganda model is about how the media work, not how effective they are".[41]

Inroads: A Journal of Opinion

Gareth Morley argues in an article in Inroads: A Journal of Opinion that widespread coverage of Israeli mistreatment of protesters as compared with little coverage of similar (or much worse) events in sub-Saharan Africa is poorly explained.[42] Chomsky responded that when testing a model, examples should be carefully paired to control reasons for discrepancies not related to political bias. For instance, general coverage of the two areas compared should be similar. In this case, according to Chomsky, they are not: news from Israel (in any form) is far more common than news from sub-Saharan Africa.[citation needed]

The New York Times review

Writing for The New York Times, the historian Walter LaFeber criticized the book Manufacturing Consent for overstating its case, in particular with regards to reporting on Nicaragua and not adequately explaining how a powerful propaganda system would let military aid to the Contra rebels be blocked.[43] Herman responded in a letter by stating that the system was not "all powerful" and that LaFeber did not address their main point regarding Nicaragua. LaFeber replied that:

Mr. Herman wants to have it both ways: to claim that leading American journals "mobilize bias" but object when I cite crucial examples that weaken the book's thesis. If the news media are so unqualifiedly bad, the book should at least explain why so many publications (including my own) can cite their stories to attack President Reagan's Central American policy.[44]

Chomsky responds to LaFeber's reply in Necessary Illusions:

What is more, a propaganda model is not weakened by the discovery that with careful and critical reading, material could be unearthed in the media that could be used by those that objected to "President Reagan's Central American policy" on grounds of principle, opposing not its failures but its successes: the near destruction of Nicaragua and the blunting of the popular forces that threatened to bring democracy and social reform to El Salvador, among other achievements.[45]

See also

References

Notes

  1. ^ Chomsky, Noam (1989). Necessary Illusions: Thought Control In Democratic Societies. Pantheon. ISBN 978-0-89608-366-0.
  2. ^ a b A selection of Chomsky
  3. ^ Pedro-Carañana, J., Broudy, D. and Klaehn, J. (eds.). 2018. The Propaganda Model Today: Filtering Perception and Awareness. London: University of Westminster Press. DOI: https://doi.org/10.16997/book27. License: CC‐BY‐NC‐ND 4.0
  4. ^ Spaynton (2015-06-10), English: corp own, retrieved 2017-04-18
  5. ^ Cromwell, David (2002). "The Propaganda Model: An Overview". excerpted from Private Planet: Corporate Plunder and the Fight Back; chomsky.info. Retrieved 7 March 2010.
  6. ^ "The Decline of the Global Climate Coalition".
  7. ^ Understanding Power, Footnote 35
  8. ^ a b The Propaganda Model: An Overview
  9. ^ "The Propaganda Model after 20 Years: Interview with Edward S. Herman and Noam Chomsky". chomsky.info. Retrieved 2019-04-16.
  10. ^ Allan 2010, p. 22.
  11. ^ "Chomsky, Understanding Power". Archived from the original on 19 January 2015.
  12. ^ Herman & Chomsky 2002, p. 252.
  13. ^ Herman & Chomsky 2002, p. xx.
  14. ^ Herman & Chomsky 2002, p. 112.
  15. ^ Saba Hamedy (19 September 2010). "Chomsky: US won't acknowledge Iraq war crimes". The Daily Free Press. Retrieved 6 January 2011.
  16. ^ Chomsky on the WikiLeaks' Coverage in the Press
  17. ^ BEYOND HIROSHIMA - THE NON-REPORTING OF FALLUJAH'S CANCER CATASTROPHE
  18. ^ Toxic legacy of US assault on Fallujah 'worse than Hiroshima'
  19. ^ a b Edwards 1998.
  20. ^ Illegal but Legitimate: a Dubious Doctrine for the Times. University of Washington. April 20, 2005.
  21. ^ Support for Invasion of Iraq Remains Contingent on U.N. Approval
  22. ^ Page 2008, p. 109.
  23. ^ Steve Rendall & Tara Broughel (2003). "Amplifying Officials, Squelching Dissent". Extra!. Fairness and Accuracy In Reporting.
  24. ^ Journalistic Balance as Global Warming Bias, FAIR
  25. ^ Anderegg et al. 2010.
  26. ^ Noam Chomsky and Bill McKibben on Global Warming
  27. ^ a b 20 Years of Propaganda University of Windsor, Ontario, Canada, May 2007
  28. ^ Mullen 2007.
  29. ^ Chomsky In First Person, Frontline
  30. ^ a b c Torture at Times: Waterboarding in the Media
  31. ^ New study documents media’s servitude to government
  32. ^ Wilby, Peter (30 January 2006). "On the margins". New Statesman.
  33. ^ Poole, Stephen (3 October 2009). "Non-fiction review roundup". The Guardian.
  34. ^ Hearns-Branaman 2009; Hearns-Branaman 2015.
  35. ^ Alford 2009.
  36. ^ a b "Murdoch: the network defeats the hierarchy", BBC.
  37. ^ Lehrer 2004.
  38. ^ Herman & Chomsky 2002, p. Ix.
  39. ^ Chomsky "Media" interview by Andrew Marr The Big Idea, 1996
  40. ^ Herman & Chomsky 2002, p. xii.
  41. ^ "The Propaganda Model: A Retrospective Archived 2004-06-03 at the Wayback Machine" Edward Herman
  42. ^ Morley 2003.
  43. ^ Laferber, Walter (6 November 1988). "Whose News?". The New York Times.
  44. ^ "News and Propaganda". The New York Times. 11 December 1988. Retrieved 22 May 2010.
  45. ^ Chomsky, Noam (1989). Necessary Illusions (1st ed.). pp. 148–151. ISBN 9780887845741. Retrieved January 4, 2015.

Bibliography

Alford, Matthew (2009). "A Propaganda Model for Hollywood". Westminster Papers on Communication and Culture. 6 (2): 144–156. doi:10.16997/wpcc.128. ISSN 1744-6716.
Allan, Stuart (2010). News Culture (3rd ed.). Maidenhead, England: Open University Press. ISBN 978-0-335-23900-9.
Anderegg, William R. L.; Prall, James W.; Harold, Jacob; Schneider, Stephen H. (2010). "Expert Credibility in Climate Change". Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America. 107 (27): 12107–12109. Bibcode:2010PNAS..10712107A. doi:10.1073/pnas.1003187107. PMC 2901439. PMID 20566872.
Edwards, David (1998). "Where Egos Dare". The Compassionate Revolution: Radical Politics and Buddhism. Totnes, England: Green Books. Archived from the original on 23 May 2015 – via Chomsky.info.
Hearns-Branaman, Jesse Owen (2009). "A Political Economy of News Media in the People's Republic of China". Westminster Papers on Communication and Culture. 6 (2): 119–143. doi:10.16997/wpcc.127. ISSN 1744-6716.
Hearns-Branaman, Jesse Owen (2015). A Political Economy of News in China: Manufacturing Harmony. Lanham, Maryland: Lexington Books. ISBN 978-0-7391-8292-5.
Herman, Edward S.; Chomsky, Noam (2002). Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media (2nd ed.). New York: Pantheon Books. ISBN 978-0-375-71449-8.
Lehrer, Eli (2004). "Chomsky and the Media: A Kept Press and a Manipulated People". In Collier, Peter; Horowitz, David (eds.). The Anti-Chomsky Reader. San Francisco: Encounter Books. pp. 67–87. ISBN 978-1-893554-97-9.
Morley, Gareth (2003). "Manufacturing Dissent: Noam Chomsky and the Crisis of the Western Left". Inroads: A Journal of Opinion (12): 84ff. ISSN 1188-746X. Retrieved 18 July 2017 – via The Free Library.
Mullen, Andy (2007). "Twenty Years of Propaganda? Critical Discussions and Evidence of the Ongoing Relevance of the Herman and Chomsky Propaganda Model". Fifth-Estate-Online. Archived from the original on 16 November 2007. Retrieved 18 July 2017.
Page, Benjamin I. (2008). The Foreign Policy Disconnect: What Americans Want from Our Leaders but Don't Get. University of Chicago Press. ISBN 978-0-226-64459-2.

External links

Online videos