پرش به محتوا

مدری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مدری (سانسکریت: माद्री، IAST: Mādrī)، همچنین با نام مادراواتی (سانسکریت: माद्रवती، IAST: Mādravatī) شناخته می‌شود، شخصیتی افسانه‌ای در مهابهاراتا، یک شعر حماسی باستانی سانسکریت است. او شاهزاده خانمی از پادشاهی مادرا است و همسر دوم پاندو، پادشاه پادشاهی کورو، می‌شود. او مادر دوقلوهایی به نام‌های ناکولا و ساهادوا، کوچکترین از پنج برادر پانداوا، است.

مدری دختر مادراراجا - پادشاه مادرا - و خواهر شالیا است. ازدواج او با پاندو توسط بهیشما، نوه سلسله کورو، در ازای دریافت شیربهای سنگین ترتیب داده شده است. پس از اینکه پاندو نفرین می‌شود که در صورت برقراری رابطه جنسی خواهد مرد، مدری به همراه همسر اول پاندو، کونتی، پاندو را در تبعید خودخواسته‌اش همراهی می‌کند. مدری با استفاده از موهبت الهی کونتی، خدایان دوقلو، آشوینز، را برای باردار شدن پسران دوقلوی خود فرا می‌خواند. بعدها، پاندوی نفرین شده هنگامی که مغلوب هوس می‌شود و با مدری رابطه برقرار می‌کند، می‌میرد. مدری که از پشیمانی و غم و اندوه رنج می‌برد، پسرانش را به مراقبت کونتی می‌سپارد و در مرگ به او می‌پیوندد. مدری به طور سنتی به عنوان یک پاتیوراتا (همسر فداکار) دیده می‌شود که زیبایی و جذابیت او در حماسه و اقتباس‌های بعدی آن مورد تأکید قرار گرفته است. مرگ مدری بر اثر خودسوزی اغلب به عنوان اولین گواهی متنی از عمل ساتی ذکر می‌شود. با این حال، به دلیل آیات متناقض در مهابهاراتا، این موضوع مورد تفسیرهای متنوعی قرار گرفته است و تعداد کمی از محققان روایت ساتی را مورد بحث قرار داده‌اند.

زمینه ادبی

[ویرایش]

مدری در مهابهاراتا، یکی از حماسه‌های سانسکریت که از شبه قاره هند سرچشمه گرفته است، ظاهر می‌شود که در درجه اول درباره درگیری بین دو گروه از پسرعموها - پانداواها و کوراواها - روایت می‌کند. این متن که به زبان سانسکریت کلاسیک نوشته شده است، اثری ترکیبی است که طی قرن‌ها بازنگری، ویرایش و الحاق شکل گرفته است. قدیمی‌ترین بخش‌های متن موجود احتمالاً مربوط به حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد است.[۱] نسخه‌های خطی مهابهاراتا در نسخه‌های متعددی وجود دارد که تفاوت‌های قابل توجهی در جزئیات شخصیت‌ها و رویدادهای کلیدی دارند. یک استثنا، بخشی است که شامل باگاواد گیتا می‌شود و به‌طور قابل‌توجهی در نسخه‌های خطی مختلف ثابت مانده است.[۲]تفاوت‌های قابل توجهی بین نسخه‌های شمالی و جنوبی وجود دارد، به طوری که نسخه‌های جنوبی عموماً مفصل‌تر و گسترده‌تر هستند. محققان اقدام به ایجاد یک نسخه انتقادی کرده‌اند که عمدتاً از نسخه‌های "بمبئی"، "پونا"، "کلکته" و "هند جنوبی" متن اقتباس شده است. پذیرفته‌شده‌ترین نسخه، نسخه‌ای است که توسط تیمی به رهبری ویشنو سوکتانکار در مؤسسه تحقیقات شرقی بهاندارکار (BORI) گردآوری شده است و نسخه‌هایی از آن در دانشگاه کیوتو، دانشگاه کمبریج و مؤسسات مختلف در سراسر هند نگهداری می‌شود.[۳]

نقش مدری در مهابهاراتا کوتاه است، اما در پیشبرد روایت بسیار مهم است. تمام زندگی او - از معرفی تا مرگش - در آدی پاروا، اولین از هجده پاروا یا «کتاب» مهابهاراتا، بازگو شده است. محقق آلف هیلتبیتل اشاره می‌کند که مدری در آیات آدی پاروا، به عنوان بخشی از سه‌گانه عروس‌های جدید برای سلسله کورو در کنار کونتی و گانداری معرفی شده است. در بخشی به کونتی 195 آیه، به گانداری 36 و به مادری 85 آیه اختصاص داده شده است، بدون احتساب توصیفات پسرانشان در بدو تولد. این تخصیص نه تنها بر اهمیت روایی رو به رشد کونتی تأکید می‌کند، بلکه اولین ظهور رقابت زناشویی بین همسران مشترک در ساختار نسلی حماسه را نیز نشان می‌دهد - جایی که مدری به زودی به عنوان رقیب اصلی کونتی ظاهر می‌شود. با وجود مرگ زودهنگام مادری در کتاب اول، او همچنان در پارواهای بعدی مورد اشاره قرار می‌گیرد.[۴]

نام

[ویرایش]

واژه مدری (Mādrī) از نظر ریشه‌شناسی از مادرا (Madra) گرفته شده است که به پادشاهی شمال غربی شبه قاره هند که او از آنجا سرچشمه می‌گیرد، اشاره دارد. بنابراین، مادری به معنای «متعلق به مادرا» یا در این زمینه خاص، «زنی از مادرا» است. در حالی که این لقب بیشتر با همسر دوم پاندو مرتبط است، برای دیگر شاهزاده خانم‌های مادرا نیز به کار رفته است.[۵]

علاوه بر این، لقب همریشه، مادراواتی (Mādravatī)، اغلب در اشاره به مدری ظاهر می‌شود، اگرچه در ادبیات حماسی به همسر پاریکشیت نیز اشاره دارد. لقب دیگری به نام مادرراجاسوتا (Madrarājasutā)، به معنای «دختر پادشاه مادرا»، نیز برای اشاره به او استفاده می‌شود. مدری متعلق به طایفه بهلیکا (bahlika) بود که اصالتاً اهل بلخ در باکتریا بودند؛ به همین دلیل، او در چند مورد در حماسه مهابهاراتا نیز باهلیکی نامیده شده است.[۶] وقتی مدری در حماسه معرفی می‌شود، او به عنوان روپناسادرشی، به معنای «بی‌نظیر در زیبایی» توصیف می‌شود.[۷]

زندگینامه

[ویرایش]

در آدی پاروا از مادری به عنوان تجسم الهه دریتی «استقامت» یاد شده است. از مادری به عنوان زنی بسیار جذاب یاد شده و حتی گاهی اوقات با پوستی تیره توصیف شده است.[۸]

مدری دختر پادشاه پادشاهی مادرا، متعلق به قبیله باهلیکا، و خواهر شالیا است. بیشما، یک دولتمرد برجسته پادشاهی کورو و نوه خانواده سلطنتی، به مادرا سفر می‌کند تا دست مدرا را برای ازدواج با پاندو، پادشاه پادشاهی کورو، محکم کند. پادشاه مادرا با این ازدواج موافقت می‌کند، اما تنها در ازای دریافت مبلغی به عنوان شیربها طبق رسم مادرا. بیشما به او طلا، فیل و اسب به عنوان وجه التزام پیشنهاد می‌دهد و متعاقباً مدرا را به هاستیناپورا، پایتخت کورو می‌آورد، جایی که او با پاندو ازدواج می‌کند.[۹]

پاندو همسر اول خود، کونتی، را دارد که مدرا با وجود رقابت اساسی رابطه دوستانه‌ای با او دارد.[۱۰]

تبعید

پاندو اندکی پس از ازدواجش، فتوحات نظامی را آغاز می‌کند. پس از این لشکرکشی‌های موفقیت‌آمیز، او به همراه هر دو همسرش، کونتی و مدری، به تاپووانا (جنگل ریاضت‌ها) در جنوب هیمالیا می‌رود. در طول سفر در یک جنگل، او یک گوزن و یک ماده گوزن را در حال مقاربت جنسی مشاهده می‌کند و با آرزوی شکار آنها، تیرهایی به سمت آنها پرتاب می‌کند. با نزدیک شدن، متوجه می‌شود که گوزن در واقع همان کیندامای فرزانه است که برای لذت بردن از خلوت با همسرش، که ماده گوزن است، به شکل سروین درآمده است. در حالی که در حال مرگ است، فرزانه نفرینی را بر پاندو اعلام می‌کند و مقرر می‌دارد که اگر او هرگز سعی در برقراری رابطه جنسی داشته باشد، فوراً بمیرد. پاندو، کونتی و مدری از این حادثه ابراز تاسف می‌کنند. پاندو که از شدت اعمال خود آشفته شده و به دنبال توبه است، تصمیم می‌گیرد از وظایف سلطنتی خود دست بکشد و می‌خواهد زندگی زاهدانه‌ای را در جنگل بگذراند. با این حال، هم کونتی و هم مدری با این امر مخالفند و در عوض اصرار دارند که او را به عنوان همسران فداکار همراهی کنند و او را متقاعد کنند که زندگی یک ساکن آشراما - که اجازه مشارکت همسران را می‌دهد - را به جای یک زاهد سختگیر، در پیش بگیرد. پاندو موافقت می‌کند و به همراه کونتی و مدری به جنگل‌ها می‌رود.[۱۱] پس از سفر به مکان‌های مختلف زیارتی، آنها در جنگل‌های شاتاشرینگا تحت مراقبت فرزانگانی که در آنجا زندگی می‌کنند، ساکن می‌شوند.[۱۲]

تولد ناکولا و ساهادوا

در طول تبعید، پاندو که به دلیل نداشتن وارث در انجام وظایف مذهبی خود با مشکل مواجه شده بود، این موضوع را با کونتی در میان گذاشت و از او خواست که «در این دوران پریشانی، فرزندانی را پرورش دهد». او دوازده نوع پسر را که توسط آموزه‌های مذهبی به رسمیت شناخته شده‌اند، از جمله پسرانی که از طریق تمرین نیوگا متولد می‌شوند، ذکر می‌کند. کونتی نعمت خود را از دورواسا برای به دنیا آوردن فرزند از هر خدایی فاش می‌کند، اگرچه او در ابتدا در استفاده از آن مقاومت می‌کند. تنها پس از التماس‌های پرشور پاندو، کونتی نعمت خود را به کار می‌گیرد و در نتیجه سه پسر او - یودیشتیرا، بهیما و آرجونا - به دنیا می‌آیند. وقتی پاندو از کونتی می‌خواهد که فرزندان بیشتری به دنیا بیاورد، کونتی قاطعانه امتناع می‌کند و اظهار می‌دارد که انجام این کار باعث کاهش شأن و منزلت او و تنزل او به جایگاه یک فاحشه می‌شود.[۱۳]

مدری، در یک لحظه خصوصی با پاندو، غم خود را از بی‌فرزند بودن، با وجود جایگاه برابر با کونتی، ابراز می‌کند. او با احساس تسلی اذعان می‌کند که سرنوشت از طریق کونتی به شوهرش وارثی عطا کرده است، اما اضافه می‌کند که اگر او نیز بتواند فرزندی داشته باشد، به نفع دودمان پاندو خواهد بود. مدری نتیجه می‌گیرد که به عنوان «رقیب» کونتی، نمی‌تواند مستقیماً به او نزدیک شود و از پاندو می‌خواهد که او را متقاعد کند که برای کمک به بچه‌دار شدن، مانترا را به اشتراک بگذارد.[۱۴] نسخه‌های کامل ماهابهاراتا گفتگوی مفصل‌تری را ارائه می‌دهند که حس حسادت مدری را بیشتر آشکار می‌کند. مدری ضمن ابراز ترس از نازا ماندن، به پاندو می‌گوید که با وجود اینکه خود را از نظر تولد برتر از کونتی می‌داند، احساس می‌کند که هم در محبت پاندو و هم در پویایی خانه، تحت الشعاع کونتی قرار گرفته است.[۱۵]

به درخواست پاندو، کونتی سخاوتمندانه مانترا را با مادری در میان می‌گذارد، که از خدایان دوقلوی جوان پزشکی، که در مجموع با نام آشوین‌ها شناخته می‌شوند، می‌خواهد تا ناکولا و ساهادوا را همزمان به دنیا بیاورند. کائونتیاها «فرزندان کونتی» و مادریاها «فرزندان مادری» با هم در صومعه بزرگ می‌شوند و در مجموع به عنوان پانداواها شناخته می‌شوند.[۱۶]

پس از مدتی، مدری، از طریق پاندو، از کونتی درخواست کمک برای به دنیا آوردن فرزندان بیشتر می‌کند. با این حال، کونتی قاطعانه این درخواست را رد می‌کند و با اشاره به اینکه مدری با استفاده از یک مانترا برای به دست آوردن دو پسر، او را «فریب» داده است، ناامیدی خود را ابراز می‌کند. او از ترس اینکه مدری ممکن است در نهایت فرزندان بیشتری از خودش داشته باشد، ابراز پشیمانی می‌کند و اعتراف می‌کند که اگر می‌دانست، آشوین‌ها را نیز برای به دنیا آوردن دوقلوها احضار می‌کرد. کونتی در پایان پاسخ خود اصرار می‌کند که پاندو دیگر برای درخواست به اشتراک گذاشتن مانترا با مدری به سراغ او نیاید.[۱۷][۱۸]

مرگ

سال‌ها بعد، در طول یک بهار - فصلی که در سنت هندو با شهوت‌پرستی مرتبط است - در جنگل شاتاشرینگا، پاندو عمیقاً تحت تأثیر شدت شهوت قرار می‌گیرد. در حالی که پاندو به تنهایی در این محیط قدم می‌زند، مدری - که لباسی از پارچه نازک پوشیده است - او را دنبال می‌کند. پاندو با دیدن او، تسلیم هوس می‌شود. در نسخه جنوبی، این حادثه در روز جشن تولد آرجونا رخ می‌دهد، زمانی که کونتی مشغول پذیرایی از مهمانان بود. با وجود اعتراضات مکرر مدری، پاندو با او رابطه برقرار می‌کند و نفرینی را که او را از روابط صمیمانه با مجازات مرگ منع می‌کند، فراموش می‌کند. نفرین فوراً اثر می‌کند؛ پاندو در آغوش مدری می‌میرد.[۱۹] پس از مرگ پاندو، مدری با اندوه فریاد می‌زند و کونتی را احضار می‌کند اما از او می‌خواهد که تنها بیاید و بچه‌ها را پشت سر بگذارد. کونتی، با دیدن پاندو و مدری در کنار هم، مدری را به خاطر این حادثه سرزنش می‌کند و او را به اغوا کردن پاندو متهم می‌کند. با این حال، مدری از خود دفاع می‌کند و ادعا می‌کند که او کسی بوده که اغوا شده است. مدری همچنین توضیح می‌دهد که با وجود تلاش‌هایش برای مقاومت در برابر پیشرفت‌های پاندو، او مصمم بوده که پیوندشان را به سرانجام برساند، اما نیروی سرنوشت او را مجبور به این کار کرده است.[۲۰][۲۱]

کونتی با اندوه خاطرنشان می‌کند که مادری «خوش‌شانس» است که چهره‌ی پاندو را در زمانی که از صمیمیت می‌درخشد لحظه‌ای که خود کونتی هرگز تجربه نمی‌کند دیده است. پس از این، کونتی، به عنوان همسر ارشد، وظیفه‌ی مذهبی همراهی با پاندو در مرگ را بر عهده می‌گیرد و معتقد است که این مسئولیت اوست که او را تا زندگی پس از مرگ همراهی کند. او از مدری می‌خواهد که بدنش را رها کند و وظیفه‌ی بزرگ کردن فرزندانشان را بر عهده بگیرد.[۲۲]

با این حال، مدری در برابر درخواست کونتی مقاومت می‌کند و اظهار می‌کند که احساس می‌کند به دلیل یک پیوند ناتمام به پاندو وابسته است، زیرا پاندو در زمان مرگش با میل و رغبت به او نزدیک می‌شود. مدری آرزوی خود را برای دنبال کردن پاندو در زندگی پس از مرگ برای تحقق آرزوی او ابراز می‌کند، همچنین می‌ترسد که نتواند فرزندان کونتی را با همان فداکاری و محبت بزرگ کند. او از کونتی درخواست می‌کند که در غیاب او از فرزندان خودش، ناکولا و ساهادوا، مراقبت کند و به توانایی کونتی در تأمین بی‌طرفانه‌ی آنها اعتماد دارد. در مراسم تشییع جنازه پاندو، مدری به درون توده هیزم سوزان پاندو می‌پرد و بدین ترتیب عمل ساتی را انجام می‌دهد.[۲۳][۲۴]

نسخه انتقادی مهابهاراتا گفتگوی کوتاهی بین کونتی و مدری ارائه می‌دهد که پس از آن به سادگی بیان می‌کند که "دختر پادشاه مدرس، همسر محترم پاندو، به دنبال آن بزرگوار به سمت هیزم مراسم تشییع جنازه‌اش می‌رود." در مقابل، نسخه جنوبی جزئیات بیشتری ارائه می‌دهد و شرح می‌دهد که چگونه حکیمان و "برهمنان برجسته" تلاش می‌کنند تا کونتی و مدری را از قصد خود برای انجام ساتی منصرف کنند. نسخه جنوبی همچنین گفتگویی بین مدری و یودیشتریرا اضافه می‌کند که در آن مدری از یودیشتریرا التماس می‌کند که مانند یک پدر از برادران کوچکترش مراقبت کند. با این حال، روایت ساتی با بند بعدی متناقض است، که بیان می‌کند هفده روز پس از مرگ پاندو، جسد او و همسرش توسط حکیمان به بزرگان کوراوا در هاستیناپورا برای مراسم تشییع جنازه تحویل داده می‌شود. دهریتاراشترا، پادشاه کورو و برادر بزرگتر پاندو، مراسم تشییع جنازه سلطنتی باشکوهی را برای پاندو و مدری در پایتخت ترتیب می‌دهد. همانطور که به تفصیل شرح داده شده است، اجساد مدری و پاندو با لباس‌های نخی ظریف و ساده پوشیده شده و قبل از سوزاندن در همان توده هیزم، با خمیر چوب صندل و سایر عطرهای شیرین آغشته می‌شوند.[۲۵][۲۶]

سوارگاروهانا پاروا (آخرین کتاب مهابهاراتا) اشاره می‌کند که در زندگی پس از مرگ، روح مادری در قلمرو آسمانی خدای ایندرا ساکن است.[۲۷]

بررسی

[ویرایش]

مدری به طور سنتی به عنوان یک پاتیوراتا یا "همسر فداکار" به تصویر کشیده می‌شود که از روی عشق، مرگ شوهرش را دنبال می‌کند.[۲۸] ارزیابی‌ها بر زیبایی بی‌نظیر مادری تأکید دارند، کیفیتی که اغلب به عنوان کیفیتی برتر از همسر مشترکش کونتی به تصویر کشیده می‌شود. به گفته پرادیپ باتاچاریا، محقق ماهابهاراتا، جذابیت‌ها و جذابیت فیزیکی مادری به او اجازه داد تا نظر پاندو را به خود جلب کند، همانطور که وقتی پاندو به او آزادی انتخاب شریک الهی خود را بدون محدودیت‌هایی که قبلاً بر کونتی اعمال می‌شد، می‌دهد، دیده می‌شود.[۲۹]منتقدان دیگر معتقدند که زیبایی مادری، اگرچه قابل توجه است، شخصیت او را در حماسه به صرفاً یک "همسر محبوب" تقلیل می‌دهد، فردیت او را تحت الشعاع قرار می‌دهد و در نهایت به خاطر مرگ پاندو سرزنش می‌شود. سایمون برودبک معتقد است که طبیعت جنسی مادرا، که به انتخاب دوقلوهای آشوین - "دو به قیمت یکی" - و نقش او در مرگ پاندو مربوط می‌شود، با کلیشه‌های زنان مادرا به عنوان زنان دارای روابط جنسی گسترده همسو است، شهرتی که با محکومیت شدید جنگجو کارنا از قبیله بهلیکا در طول جنگ کوروکشترا، که بستگان دشمنش - شالیا - را هدف قرار می‌داد، برجسته شده است. تفکر استراتژیک و زیرکی مادرا نیز برجسته شده است - او به جای اینکه مستقیماً از کونتی بپرسد، پاندو را با صحبت در مورد میراث او متقاعد می‌کند و همچنین موفق می‌شود در یک فرصت دو فرزند به دست آورد، که دومی را کونتی "شرور" و "فریبکار" می‌داند.[۳۰][۳۱][۳۲]

اگرچه کونتی و مدری عمدتاً رابطه‌ای دوستانه داشتند، اما رقابت و حسادت بین آنها، پویایی مشترکی را در محیط‌های چندهمسری نشان می‌دهد. به گفته آلف هیلتبیتل، در حالی که کونتی و مدری در ابتدا به عنوان دارماپاتنی (همسران قانونی) که در وفاداری به پاندو متحد شده‌اند، ظاهر می‌شوند، رقابت پنهان آنها پس از سخنرانی مدری به پاندو فعال می‌شود و پس از آن همچنان تشدید می‌شود. به گفته بایساکی گوش، محقق و نویسنده سانسکریت، رقابت آنها ناشی از اعتقاد کونتی بود که مدری به دلیل زیبایی‌اش مورد توجه پادشاه قرار گرفته است، در حالی که مدری احساس می‌کرد کونتی، به عنوان ملکه اصلی، جایگاهی دارد که خود شایسته آن است، و این اعتقاد او مبنی بر برابری یا برتری او با کونتی، به این رقابت دامن می‌زد. [۳۳]باتاچاریا، مدری را در الگوی وسیع‌تری از شخصیت‌های زن وابسته در مهابهاراتا - مانند آمبیکا، آمبالیکا و گانداری - قرار می‌دهد که با انتظارات اجتماعی یا زناشویی مطابقت دارند و آنها را در مقابل کانیاهای قدرتمندی مانند کونتی، دروپادی و ساتیاواتی قرار می‌دهد که روایت حماسه را شکل می‌دهند. دودوت پاتانایک، اسطوره‌شناس، تمایز برجستگی بین دو همسر مشترک را بیشتر برجسته می‌کند و خاطرنشان می‌کند که در حالی که پسران کونتی - یودیشتیرا، بهیما و ارجونا - به چهره‌های اصلی حماسه تبدیل می‌شوند، دوقلوهای مدری، ناکولا و ساهادوا، نقش‌های نسبتاً جزئی ایفا می‌کنند.[۳۴]

J.A.B ون بویتنن، مترجم نسخه انتقادی، مدری را دارای جایگاه پایین‌تری نسبت به کونتی می‌داند و به اصالت باهلیکایی او و این واقعیت که او توسط بهیشما به عنوان همسر ثانویه خریداری شده است، برخلاف کونتی که پاندو را در مراسم سوایاموارای (انتخاب خود) خود انتخاب کرد اشاره می‌کند. با این حال، لاکشمی تلیدوارا تأکید می‌کند که در سایر نسخه‌های این حماسه، مدری خود تولد در دودمانی برتر از کونتی را تأیید می‌کند، که احتمالاً به پیشینه یاداوا کونتی اشاره دارد. هیلتبیتل خاطرنشان می‌کند که پرداخت شیربها توسط شالیا به عنوان یک رسم مادرا آشکار شده و آن را به عنوان ازدواج آسورا طبقه‌بندی می‌کند.[۳۵] جامعه‌شناس ایراواتی کاروه، مدری را شخصیتی تراژیک می‌داند، اما خاطرنشان می‌کند که مدری در زندگی کوتاه خود از لذت‌های زنانگی سنتی لذت می‌برد و از وظایف سنگین‌تر کونتی که با سختی‌ها و دسیسه‌های بی‌شماری روبروست، رهایی می‌یابد، در حالی که مسئولیت پرورش فرزندان مدری ناکولا و ساهادوا را اغلب با فداکاری بیشتری نسبت به فرزندان خود بر عهده می‌گیرد.[۳۶] باتاچاریا، شناخت نهایی مدری از اشراف و برتری کونتی در انعطاف‌پذیری، رهبری و بی‌طرفی را به عنوان ادای احترامی صادقانه به محدودیت‌های خود می‌داند که منعکس کننده فقدان «استواری اراده» مورد نیاز برای غلبه بر رقابت و خودخواهی است. تلیدوارا رستگاری مدری را به عنوان یک شخصیت می‌داند، جایی که او کوته‌بینی اولیه خود را نسبت به کونتی تشخیص می‌دهد و می‌تواند قبل از رفتن به عنوان همسر دوست‌داشتنی پاندو، آن را کنار بگذارد.[۳۷]

ساتی

ساتی یا ساهاگامانا (عمل قربانی کردن زن بیوه بر روی هیزم مراسم تشییع جنازه شوهرش) توسط محققان به عنوان راهی برای کسب بینش در مورد عمل ساتی در دوران حماسی باستان مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، مورد او به عنوان یک نمونه بسیار نادر در ماهابهاراتا برجسته است، که در آن بیوه‌ها - به جز چند مورد در فصل‌های بعدی اضافه شده - ساتی انجام نمی‌دهند. بیت (1.117.28) به مدری اشاره می‌کند که با بالا رفتن از هیزم مراسم تشییع جنازه پاندو در جنگل، ساتی انجام داده است، اما بیت بعدی (1.117.30-31) نشان می‌دهد که اجساد مدری و پاندو در هاستیناپورا خامه زده شده‌اند، که با این ادعا که مدری به همراه پاندو بر روی هیزم جان باخته است، در تضاد است. نیلاکانتا، مفسر برجسته مهابهاراتا در قرن هفدهم، سعی کرد این آیات متناقض را با این پیشنهاد که کلمه ساریرا «بدن» در آیه دوم در واقع به آشتی (استخوان‌ها یا بقایای بدن) اشاره دارد. با این تفسیر، مدری واقعاً خود را با پاندو قربانی کرد و «اجساد» آورده شده به هاستیناپورا، در واقع خاکستر یا بقایای سوخته آنها بودند، نه اجساد سالم آنها[۳۸]؛ این تفسیر توسط بسیاری از محققان قانع‌کننده‌ترین توضیح در نظر گرفته شده است. ساتی مدری اغلب به عنوان اولین اشاره روشن به این عمل در ادبیات هند ذکر شده است، اگرچه همچنین اشاره شده است که در این مورد، این عمل بسیار بی‌اهمیت و کاملاً داوطلبانه است - حتی توسط حکیمان منع شده است - برخلاف دوره قرون وسطی.[۳۹][۴۰]

با این حال، به دلیل تناقض موجود در متون، برخی از محققان نیز صحت روایت ساتی را زیر سوال برده‌اند. در حالی که این صحنه در نسخه انتقادی مهابهاراتا گنجانده شده است، وی. اس. سوکتهانکار، ویراستار کل نسخه انتقادی، نارضایتی خود را از تفسیر نیلاکانتا ابراز کرد و تناقضات داخلی و چالش تطبیق دو روایت را تصدیق کرد از آنجایی که هر دو روایت متضاد در همه نسخه‌های خطی یافت می‌شوند، هر دو در نسخه انتقادی گنجانده شده‌اند. سوکتهانکار با تکیه بر دیدگاه‌های ادوارد واشبورن هاپکینز، جزئیاتی مانند مسح و لباس پوشاندن بدن پاندو و بیتی را برجسته می‌کند که بیان می‌کند او مانند زنده به نظر می‌رسید (مهابهاراتا 1.118.20)، که دلالت بر این دارد که هنوز هیچ سوزاندن جسدی انجام نشده است. او اضافه می‌کند که پس از اینکه پاندو با مدری در آتش تشییع جنازه سوزانده شد، نمی‌توانسته جسد زیادی باقی مانده باشد در نتیجه مطمئناً برای لباس پوشاندن و مسح کردن با خمیر صندل کافی نبوده است.[۴۱]

ام. ای. مهندیل، محققی وابسته به BORI، توضیح نیلاکانتا را رد می‌کند و تأکید می‌کند که عدد دوگانه در متن سانسکریت به معنای دو بدن کامل است. او استدلال می‌کند که روایت‌های متناقض ناشی از تلفیق متنی ناشی از یک الحاق است - جایی که یک روایت خارجی بدون توجه به انسجام داخلی درج شده است. مهندیل بر اساس شواهد داخلی و خارجی اظهار می‌کند که ابیاتی که خودسوزی مدریا را توصیف می‌کنند، احتمالاً اضافات بعدی به حماسه هستند. او همچنین وجود ابیاتی که اکنون گم شده‌اند را نظریه‌پردازی می‌کند که ممکن است مرگ مدریا را توصیف کرده باشند، و هر دو جسد در طول سفر هفده روزه از شاتاشرینگا به هاستیناپورا حفظ شده‌اند. در مقابل، ساداشیو ای. دانگه، معقول بودن حفظ اجساد به مدت هفده روز را زیر سوال می‌برد و با اشاره به سنت‌های آیینی ودایی، فرضیات مهندیل را به چالش می‌کشد. در این زمینه‌ها، یک «جسد» نمادین اغلب یک شیء تشریفاتی بود که در سوزاندن‌های ثانویه، به ویژه برای کسانی که دور از خانه فوت می‌کردند، مورد استفاده قرار می‌گرفت و هرگونه تناقضی را با روایت قبلی ساتی مادریس از بین می‌برد. او استدلال می‌کند که اصطلاح شاریرا همچنین می‌تواند به جایگزین‌های آیینی اشاره داشته باشد - مانند کوزه‌های (کومباها) پر از استخوان یا پیکره‌های ساخته شده از شاخه‌ها و خمیر جو. دانگه «دو جسد» آورده شده به هاستیناپورا را به عنوان چنین سازه‌های نمادینی تفسیر می‌کند.[۴۲][۴۳]

در پاسخ، مهندیل این تفسیر را غیرقابل قبول می‌داند و معتقد است که متن بارها به جای بقایای نمادین، به وجود اجساد کامل اشاره می‌کند. او پیشنهاد می‌کند که حکیمانی که آنها را حمل می‌کردند، ریشی‌ها موجودات ماوراء طبیعی قادر به حفظ مردگان بودند. مهندیل در نهایت دوباره تأکید می‌کند که روایتی که در آن مدری به طور طبیعی می‌میرد - شاید از شوک پس از مرگ پاندو - به احتمال زیاد نسخه اصلی است، که با این واقعیت که ساتی در میان زنان کورو، پانچالا و ماتسیا وجود ندارد، تأیید می‌شود.[۴۴]

دوودوت پاتانایک از نظریه الحاق حمایت می‌کند و استدلال می‌کند که چنین ناسازگاری‌هایی منعکس‌کننده الحاقات فرهنگی و متنی بعدی در دوران قرون وسطی است. این اختلافات نشان می‌دهد که نویسندگان بعدی ممکن است صحنه‌ها را تغییر داده باشند تا منعکس‌کننده ارزش‌های قرون وسطایی باشند که قربانی کردن بیوه را به عنوان نشانه‌ای از افتخار و وفاداری ترویج می‌کردند. در مورد روایت جایگزین، پاتانایک اظهار می‌کند که اگر جسد مادری واقعاً به هاستیناپور تحویل داده شده باشد، احتمالاً او به دلیل نفرینی که توسط حکیم بر پاندو وارد شده بود، بلافاصله در کنار او درگذشته است، زیرا تیرهای پاندو هم حکیم و هم همسرش را کشته بودند.[۴۵]

فرای حماسه

[ویرایش]

فراتر از حماسه، مدری در ژانر پورانایی ادبیات هندو، مانند باگاواتا پورانا، ماتسیا پورانا و وایو پورانا، که داستان‌ها و شجره‌نامه‌های اسطوره‌ای را تأیید می‌کنند، اشاراتی می‌یابد.[۴۶]

مدری همچنین در بازگویی‌های جین از مهابهاراتا، به ویژه در پانداواچاریتا اثر دوا اسوری، ظاهر می‌شود. در داستان‌های عامیانه و اقتباس‌های منطقه‌ای در سراسر به قاره، مدری در پانداوا-لیلا یک هنر نمایشی سنتی در بخش گاروال اوتاراکند و سارالا مهابهاراتا بازگویی نزدهم توسط سارالا داس به طور برجسته‌ای ظاهر می‌شود. با این حال، تصویر و داستان او به طور قابل توجهی از روایت حماسی فاصله دارد.[۴۷]

منابع

[ویرایش]


  1. Brockington 1998, p. 25-26.
  2. Mino 1982, p. 1-11.
  3. McGrath 2زمانی که از 004, p. 9-26.
  4. Sørensen 1904, p. 459
  5. Dikshitar 1952, تماشا کردهاست
  6. Hiltebeitel 2011, p. 384
  7. Telidevara, Dr Lakshmi (19 Fe y 2021). "MThe Forgotten Mther Of Thا Retrieved 15 Nvember 2024.
  8. Walker 2019, p. 202.
  9. Buitenen 1973, p. 21-2.
  10. Ghosh 6, p. 28.
  11. Buitenen 1973, p. 249.
  12. Hiltebeitel 2011, p. 395-96
  13. ttacharya 2013, p. 27.
  14. Buitenen 1973, p. 258.
  15. Telidevara, Dr Lakshmi (19 February 2021). "Madri Of Mahabharata: The Forgotten Mother Of The Twins - Indic Today". Retrieved 15 November 2024.
  16. Mani 1975, p. 564, 565.
  17. Bhattacharyya 2012, p. 126.
  18. Buitenen 1973, p. 259.
  19. Mani 1975, p. 564, 565.
  20. Buitenen 1973, p. 260
  21. Doniger 2014, p. 544-5.
  22. Buitenen 1973, p. 260.
  23. Sagar 1992, p. 291.
  24. Bhattacharya 2013, p. 32
  25. Dange 1985, p. 1-2.
  26. M. A. Mehendale 2001, p. 200–201.
  27. Mani 1975, p. 564, 565.
  28. Brodbeck 2017, p. 197, 171.
  29. Karve 2006, p. 50
  30. Karve 2006, p. 47.
  31. A. M. Ghatage 1949, p. 423
  32. Ghosh 2016, p. 28
  33. Ghosh 2016, p. 28.
  34. Pattanaik 2010, p. 52.
  35. Hiltebeitel 2011, p. 207, 385
  36. Karve 2006, p. 14, 54, 49-50.
  37. Telidevara, Dr Lakshmi (19 February 2021). "Madri Of Mahabharata: The Forgotten Mother Of The Twins - Indic Today". Retrieved 15 November 2024.
  38. Karve 2006, p. 50.
  39. Kitts 2018, p. 165-166
  40. Mehendale 2001, p. 476.
  41. . S. Sukthankar 1933, p. 91.
  42. Dange 1985, p. 3-6.
  43. Mehendale 2001, p. 476-482.
  44. Mehendale 2001, p. 476-482.
  45. Pattanaik, Devdutt. "Maybe Madri did not commit sati in the Mahabharata?". The Times of India. ISSN 0971-8257. Retrieved 18 February 2025.
  46. Dikshitar 1952, p. 681.
  47. Sharma 2007, p. 289, 255