محمد بروجردی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
محمّد بروجردی
03-MohammadBorujerdi.jpg
شناسنامه
تاریخ تولد ۱۳۳۳
محل تولد  ایران، لرستان،
بروجرد، دره گرگ
محل دفن تهران، ایران
اطلاعات نظامی
فرماندهی فرمانده سپاه کردستان

سردار سرلشکر پاسدار محمّد بروجردی (۱۳۳۳–۱ خرداد ۱۳۶۲)، یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شرکت کننده در جنگ ایران و عراق بود که در کردستان کشته شد. محمد بروجردی خلاقیت و نبوغ جنگی از خود نشان داد و در بازگرداندن کنترل کردستان به دست نیروهای دولتی نقش کلیدی داشت. از این رو، در ایران از وی با عنوان مسیح کردستان نیز یاد می‌شود. همچنین وی معلم و فرمانده محبوب مؤسسان تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله محسوب می‌شود.[۱]

از کودکی تا جوانی[ویرایش]

محمد بروجردی به سال ۱۳۳۳ در روستای دره گرگ از توابع بروجرد در خانواده‌ای کشاورز به دنیا آمد. از شش سالگی پدرش را از دست داد. چند سالی پس از مرگ پدر، به همراه خانواده به تهران آمد و در خیابان مولوی ساکن شد. چند سالی به کار کردن در خیاطی و درس خواندن در کلاس‌های شبانه مشغول شد اما نتوانست تحصیلات دبیرستانی را تمام کند. وی در سن هفده سالگی ازدواج کرد و یک سال بعد به سربازی فراخوانده شد ولی از خدمت سربازی فرار کرد و به قصد دیدن آیت‌الله خمینی به مرز ایران و عراق گریخت که در مرز هویزه[۲] دستگیر و برای شش ماه زندانی شد. بعد از این مدت، دوباره به تهران برده شد و سربازی خود را به پایان رساند.

مبارزات انقلابی[ویرایش]

محمد بروجردی در سال‌های پیش از انقلاب، در تهران با برخی مبارزان انقلابی مانند مهدی عراقی آشنا شد[۳] و در تکثیر و توزیع اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی آیت‌الله خمینی کوشید.

مادر محمد بروجردی می‌گوید: «خانه ما در مولوی تبدیل شد به مرکز انتشار اعلامیه ضد رژیم. محمد به همراه چند نفر از دوستانش در طبقه همکف یکی از اتاقها سه چهار دستگاه خیاطی گذاشتند و عده‌ای بی وقفه پشت این چرخ‌ها کار می‌کردند. این ظاهر قضایا بود. درست در زیر زمین همین اتاق آنها چاپخانه مجهزی داشتند که شبانه روز کار می‌کرد. سرو صدایش تمام محله را برداشته بود. البته باعث سوء ظن کسی نمی‌شد. هر کس به خانه می‌آمد فکر می‌کرد این همه سرو صدا مال آن چهار تا چرخ خیاطی است».[۴]

محمد طرفدار جنگ مسلحانه و برخورد خشونت‌آمیز با حکومت پهلوی بود. به همین علت ابتدا به سوریه رفت و ضمن ارتباط با امام موسی صدر و محمد منتظری به فراگیری مهارتهای نظامی و چریکی در اردوگاه‌های جنبش امل پرداخت. سپس به لبنان رفت و با مصطفی چمران نیز آشنا شد. وی تا زمان انقلاب سال پنجاه و هفت، در برخی فعالیت‌های نظامی علیه رژیم پهلوی شرکت داشت و در بهمن پنجاه و هفت نیز از سوی سید محمد حسینی بهشتی و نیز مهدی عراقی، مسئولیت تیم حفاظت از آیت‌الله خمینی در زمان بازگشت به ایران بر عهده وی گذاشته شد.[۵] برخی کارهای وی در دوران پیش از انقلاب عبارت‌اند از:

  • خلع سلاح قرارگاه شهربانی تهران
  • عملیات نظامی در پانزده خرداد سال ۱۳۵۷
  • انفجار در نیروگاه برق کاخ جوانان منطقه شوش تهران
  • خلع سلاح کلانتری چهارده در میدان خراسان
  • شرکت در آزادسازی پادگان جمشیدیه و رادیو تلویزیون
  • انفجار رستوران خوانسالار
  • انفجار اتوبوس نظامی حامل مستشاران آمریکایی، در لویزان[۴]

فعالیت‌های پس از انقلاب[ویرایش]

محمد بروجردی برای مدتی کوتاه مسئول زندان اوین بود و بعد نیز به عنوان یکی از دوازده نفر عضو تیم مؤسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پایه‌گذاری این نهاد شرکت کرد.

بروجردی در کردستان[ویرایش]

مدفن بروجردی در قطعه ۲۴ بهشت زهرا

با فرمان آیت‌الله خمینی مبنی بر مبارزه با ناآرامی‌های کردستان، بروجردی در مرداد ۱۳۵۸ به عنوان یکی از فرماندهان سپاه به پاوه رفت. سازمان پیشمرگان کرد مسلمان به ابتکار بروجردی تشکیل شد.[۶] با تشکیل سازمان پیشمرگان کرد مسلمان، از سوی آیت‌الله بهشتی و رفسنجانی به فرماندهی این تشکیلات گمارده شد. وی از خود نبوغ و شایستگی نظامی زیادی نشان داد و نقش اصلی را در باز پس گیری شهرهایی از کردستان که به تصرف نیروهای کومله و حزب دموکرات کردستان ایران درآمده بودند داشت. از جمله اقدامات مؤثر وی بازپس گیری شهرهای بانه، پیرانشهر و سردشت بوده‌است. وی در همین دوره چندین بار در عملیاتهای نظامی جنوب کشور نیز شرکت کرده بود. محمد بروجردی در اول خرداد سال ۱۳۶۲ در اثر برخورد با مین در جاده مهاباد به نقده کشته شد.

سوابق و مسئولیت‌ها[ویرایش]

در زمان مرگ هیچ مسئولیتی را بر عهده نداشت. محمد ابراهیم همت و احمد متوسلیان از سردارانی هستند که فرماندهی و آموزش آنها را بروجردی بر عهده داشته‌است.[۶]

دیدگاه‌ها و روش فکری[ویرایش]

محمد بروجردی در زمان مبارزه علیه رژیم پهلوی، به مبارزه مسلحانه و استفاده از خشونت اعتقاد داشته‌است و به همین دلیل در برخی فعالیت‌های نظامی نیز شرکت نموده‌است. وی برای مبارزه خود به دنبال اخذ فتوا و حجیت شرعی بود. از گفته‌های وی این است: «بدون هیچ ابایی، ما فتوایی و مقلد هستیم. خودمان که مجتهد نیستیم».[۷]

در زمان حضورش در کردستان نیز گویا به فعالیت تبلیغی و فرهنگی علاقه داشته‌است به گونه‌ای که با زندانیان کومله و دیگر مخالفان دیدار و گفتگو می‌کرده‌است و به پشیمان سازی آنان اعتقاد داشته‌است.

فرزندان[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. حسین بهزاد و گلعلی بابایی، همپای صاعقه (کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله)، سوره مهر، چ ۴، ص۸۰۶
  2. حسین بهزاد و گلعلی بابایی، همپای صاعقه (کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله)، سوره مهر، چ ۴، ص۸۰۵
  3. حسین بهزاد و گلعلی بابایی، همپای صاعقه (کارنامه عملیاتی لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله)، سوره مهر، چ ۴، ص۸۰۵
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ویژه نامه سالروز شهادت بروجردی بازدید ۲۵/۲/۱۳۸۵
  5. خاطرات محسن رفیقدوست از روزهای پیروزی انقلاب وب‌گاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ «شهید بروجردی به روایت اکبر براتی - Hamshahri». hamshahrimags.com. ۲۰۱۴-۱۱-۰۱. بازبینی‌شده در ۲۰۱۴-۱۱-۰۱. 
  7. زندگی نامه محمد بروجردی وبلاگ سرداران دفاع مقدس

پیوند به بیرون[ویرایش]