محرک‌های زیرآستانه‌ای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

محرک‌های زیرآستانه‌ای (در انگلیسی Subliminal stimuli) در تقابل با محرک‌های فراآستانه‌ای به هرگونه محرک حسی که پایین‌تر از آستانهٔ مطلق فردی برای ادراک آگاهانه باشد اطلاق می‌گردد. مفهوم ادراک زیرآستانه‌ای ازاین‌رو شایان توجه است که می‌گوید اندیشه، احساسات و رفتار مردم متأثر از محرکی است که علیرغم عدم آگاهی از آن، ادراک می‌گردد. این پدیده ابتدا در سال ۱۸۹۷ مطرح شد، ولی در ۱۹۵۷ جستار «پیام‌های زیرآستانه‌ای»، هنگامی که آگهی‌سازان و چیره‌دستان وادی تبلیغات، ادعای کاربرد بالقوهٔ آنرا در تحریک خریداران مطرح ساختند، به گفتمانی جنجالی بدل شد. این در حالیست که پژوهش‌های علمی متعاقب، از سنجش بیشتر این ادعاهای بازاریابی، در غیاب یک اثر دارونمایی صِرف، برای رسیدن به نتایجی درخور اعتماد، ناتوان بوده‌اند.

انواع[ویرایش]

محرک‌های زیراستانه‌ای را به دو شکل دیداری و شنیداری طبقه‌بندی می‌کنند.

دیداری[ویرایش]

محرک‌های دیداری تصاویری اند که زودتر از دریافت بیننده از جلو چشمش عبور می‌کنند یا اینکه به‌صورت نهانی در نگاره‌ای گنجانده شده‌اند. ادعا می‌شود این‌گونه تصاویر در ناخودآگاه بیننده تأثیر می‌کنند. مثلاً در سال ۲۰۰۷، نشان داده شد نمایش زیرآستانه‌ای پرچم اسرائیل اثری تعدیل کننده روی نظریات سیاسی و رفتار داوطلبان اسرائیلی مشارکت کننده در یک رأی‌گیری داشته است. اثر این پدیده هنگامیکه تصویر به‌هم‌ریختهٔ همان پرچم در نمایی زیرآستانه‌ای نمایش داده شد، ایجاد نگردید.[۱]

شنیداری[ویرایش]

محرک‌های شنیداری پیام‌هایی‌اند که با بلندایی آرامتر از آستانهٔ شنوایی فرد نجوا می‌شوند یا اینکه به‌صورت برگردان در فرایندی با نام «وارون‌نگاری» به گوش شنونده می‌رسند. ادعا می‌شود این پیام‌ها در ناخودآگاه شنونده تأثیر می‌کنند. مثلاً در سال ۱۹۸۸ قاتل زنجیره‌ای ریچارد رامیرز، در دادرسی‌اش چنین اظهار داشت که موسیقی گروه ای‌سی/دی‌سی و به‌ویژه آهنگ «ولگرد شب» از آلبوم شاهراهی به‌سوی دوزخ الهام‌بخش او برای ارتکاب جنایت بوده‌است.[۲] دیوید جان اوتس، یکی از بنیان‌گزاران نظریه برگردان گفتار مدعی شد آهنگ «شاهراهی به‌سوی دوزخ» در همان آلبوم، دربردارندهٔ پیام‌های نهان‌سازی شدهٔ، «قانون منم»، «نام من ابلیس است» و «او ازآن دوزخ است» در برگردان خود است[۳] که ممکن است در برانگیختن قاتل مؤثر بوده باشند.

تاریخچه[ویرایش]

دکتر ا. و. اسکریپچر مدیر آزمایشگاه بخش روانشناسی دانشگاه ییل در سال ۱۸۹۷ کتابی با نام روانشناسی نوین منتشر کرد که در آن برای نخستین بار به تشریح بنیادی پیام‌های زیرآستانه‌ای پرداخت.[۴]

از آن پس درمورد توانمندی پدیدهٔ ادراک زیرآستانه‌ای، ادعاهای بسیاری شنیده شده که شاید شناخته‌شده‌ترین آنها در سال ۱۹۵۷ ازسوی جیمز ویکاری یک فروشندهٔ پژوهشگر مطرح گردیده است. او مدعی شد که در طول یک دورهٔ شش هفته‌ای به ۴۵۶۹۹ مشتری در سینمایی واقع در فورت لی نیوجرسی در میان فیلم پیکنیک دو پیام تبلیغاتی نشان داده شده بود: «گرسنه‌اید؟ پاپ‌کُرن بخورید» و «کوکاکولا بنوشید» که به گفتهٔ او در هر ۵ ثانیه یکبار به مدت سه‌هزارم ثانیه این پیام‌ها نمایش داده شده بودند. زمان آن پیام‌ها چنان کوتاه بودند که آنها هرگز آگاهانه ازسوی کسی دریافت نمی‌شدند، اما ویکاری ادعا کرد که در طول این دوره ۶ هفته‌ای باهمهٔ‌آنکه مشتریان از پیام‌ها ناآگاه بودند، فروش پاپ‌کُرن، ۵۷٫۸% و فروش کوکاکولا، ۱۸٫۱% افزایش یافتند.[۴] [۵] ویکاری اصطلاح «آگهی زیرآستانه‌ای» را برای نخستین‌بار به‌کار برد و آنگاه شرکت تبلیغاتی فرافکنی زیرآستانه‌ای را براساس آن آزمایش شش هفته‌ای بنیان نهاد. به‌هرروی او هرگز شرح تفصیلی از بررسی‌هایش منتشر نساخت و هیچ گواه مستقلی نیز در پشتیبانی ادعاهایش ارائه نشد. سرانجام در سال ۱۹۶۲،‌ او اقرار نمود که پژوهش نخست، ساختگی بوده و چیزی جز بستری به‌جهت بازاریابی نبوده است.[۶][۷] شواهد نیز این اقرارها را تأیید نمودند.[۵] گرچه پیش از اعترافات ویکاری، ادعاهای او در کتاب راغبان پنهان اثر وینس پکارد ترویج شدند[۸] و جنجالی عمومی را در مورد تئوری توطئه دولتها و جریانات برای استفاده از این شیوه درجهت منافع خود، برپا نمودند.[۹] پرداختن به تبلیغات زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۵۸ متعاقب این امر در بریتانیا و استرالیا [۱۰] و شبکه‌های رادیو-تلویزیونی امریکا ممنوع گردید.[۵]

در همان سال ویکاری آزمایشی را در تلویزیون کانادا ترتیب داد که در آن پیام «هم اکنون تلفن بزنید» را صدها بار بصورت سریع از نظر بینندگان می‌گذراند که البته هیچ نتیجه قابل توجهی را در افزودن تلفن‌های زده شده، دربر نداشت.[۴]

ادعاهای دیگر درمورد تأثیر شگفت‌آور ادراک زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۷۳ توسط ویلسون برایان کی در کتاب‌هایش از جمله «اغوای زیرآستانه‌ای» و «بهره‌کشی جنسی رسانه‌ها» مطرح شد. کی در آن کتب ادعا نموده بود که برای اغوای مصرف کنندگان، گاهی از نمادها یا واژه‌های جنسی زیر آستانه استفاده می‌شود.[۵] به باور او، باهمه‌اینکه واژه‌های جاسازی شده، آگاهانه دریافت نمی‌گردند ولی ناآگاهانه درک شده و باعث فراخوانی برانگیختگی جنسی شده که فراورده را برای خریداران، جذاب‌تر می‌نمایند. اگر چه ادعاهای کی بسیار شناخته شده هستند، ولی هیچ مدرک مستقلی در پشتیبانی ادعای تأثیر چنین استفاده‌هایی یا حتی وجود داشتن آنها موجود نیست.

به هر روی، نگرانی همگانی بسنده بود تا انجمن صنفی ارتباطات امریکا (اف‌سی‌سی) در سال ۱۹۷۴ دست بکار شود و بیانیه‌ای صادر نماید که خط‌مشی آن براین پایه باشد که تبلیغات زیرآستانه‌ای «منافی منافع عمومی جامعه» بوده و «به‌قصد فریب مردم می‌باشد».[۵]

همزمان در پژوهشی که توسط سازمان ملل صورت گرفت، چنین نتیجه‌گیری شد که «مفاهیم فرهنگی ناشی از تلقینات فکری زیرآستانه‌ای تهدیداتی عمده برای حقوق بشر در سراسر جهان محسوب می‌شوند».[۱۱]

در سال ۱۹۷۸ شبکهٔ تلویزیونی KAKE-TV شهر ویچیتا در ایالت کانزاس امریکا از پلیس مجوز ویژه‌ای دریافت داشت تا پیامی زیرآستانه‌ای را در گزارشی از قتل‌های زنجیره‌ای آن ایالت در کوششی برای به دام انداختن قاتل آن‌ها بگنجاند. پیام زیرآستانه‌ای شامل جمله «همین حالا به پلیس زنگ بزن» و همچنین نمایی از یک عینک بود. عینک نیز ازاین‌رو گنجانده شده بود که در زمان قتل قربانی، عینکی روی کمد او قرار گرفته بود و پلیس چنان می‌انگاشت که دیدن این عینک شاید حس ترحم قاتل را برانگیزد. این تلاش نافرجام بود و پلیس نیز موردی از افزایش تماس‌ها بعد از برنامه گزارش ننمود.[۱۲]

در سال ۱۹۸۵ در نوادا دو مرد جوان با نام‌های جیمز ونس و ریموند بلکنپ ضمن پیمانی با یکدیگر برآن‌شدند تا همزمان خودکشی کنند. به‌هنگام شلیک گلوله، بلکنپ دردم جان باخت ولی ونس علیرغم ‌آنکه سخت آسیب دید زنده ماند. خانوادهٔ قربانیان بر آن باور بودند که گروه هوی متال انگلیسی، جوداس پریست در این ماجرا مقصر اصلی‌است. پس در سال ۱۹۹۰، دادخواستی بر این ادعا فراهم آوردند که آلبوم سال ۱۹۷۸ جوداس پریست کلاس منقوش دربردارندهٔ پیام‌های نهانی، شامل عبارت «انجامش بده» در لابلای آهنگ «بدست تو بهتره، بهتر از من»، و پیام‌های مختلف نهانی برگردان‌شده بوده که انگیزهٔ اقدام قربانیان بوده است. پرونده از سوی قاضی به‌دلیل نبود شواهد کافی از جاسازی پیام‌های زیرآستانه‌ای در آهنگ‌ها، مختومه اعلام شد[۱۳] و قاضی پرونده نیز چنین اظهارداشت: «پژوهش علمی ارائه شده ثابت نمی‌کند محرک‌های زیرآستانه‌ای، حتی اگر ادراک هم شوند، دستمایهٔ شکل‌گیری و سرعت‌بخشی اقدامی به این بزرگی شوند. عوامل دیگری جدای محرک‌های زیرآستانه‌ای توجیه کنندهٔ رفتار درگذشتگان بوده اند.»[۱۴][۱۵] اعضاء گروه جوداس پریست نیز گفتند که اگر می‌خواستند فرمان‌های زیرآستانه‌ای را در آهنگهایشان بگنجانند که موجب مرگ هواخواهانشان شود که این امر برخلاف اصل تولید می‌بود و آنها ترجیح می‌دهند فرمان «صفحه‌های بیشتری از ما بخرید» را بجای آن درون آهنگ‌هایشان وارد سازند.[۱۶]

در کمپین تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ آمریکا، در یک فعالیت تبلیغاتی تلویزیونی برای نامزد جمهوریخواه، جورج بوش واژهٔ دیوانسالاران (BUREAUCRATS) (و گاهی بخشی از آن) در پشت‌زمینه تصویر نمایش داده می‌شد که در یک فریم آن فقط بخش انتهایی واژه یعنی RATS به‌معنی موش‌ها در کادر دیده می‌شد.[۱۷][۱۸] انجمن صنفی ارتباطات امریکا (اف‌سی‌سی) مسأله را بررسی نمود،[۱۹] ولی برای این پرونده هرگز کیفرخواستی صادر نشد.

استفاده از پیام‌های زیرآستانه‌ای در سینما[ویرایش]

همزمان با بیش‌انگاری پیامدهای پیام زیرآستانه‌ای در فرهنگ عامه، به‌کارگیری تصاویر زیرآستانه‌ای در صنعت سینما نیز گسترش یافت. نخستین کاربرد شناخته‌شده شاید در فیلم ترسناک جن‌گیر (محصول ۱۹۷۴) برای بهره‌گیری از تصویر زیرآستانه‌ای دلهره‌آور و درعین‌حال کارساز شیطان سپیدچهره (کاپتان هاودی) که در کابوس پدر کاراس برای چند ثانیه پدیدار می‌شود، بوده است.

در فیلم باشگاه مبارزه (محصول ۱۹۹۹) نیز از این شگرد بارها در سکانس‌های ماقبل ملاقات شخصیت اصلی فیلم با تایلر دردن (دیگر شخصیت عمدهٔ فیلم با بازی برد پیت) استفاده شد. کارگردان دیوید فینچر حضور تایلر را در فریم‌هایی برای اثربخشی زیرآستانه‌ای گنجانید (در دقایق ۳:۵۷، ۶:۰۴، ۷:۱۵ و ۱۲:۰۶).[۲۰] وی درباب این کاربرد چنین گفته است: «قهرمان فیلم درحال آفرینش تایلر دردن در ذهن خویش است، چنانچه در این دورهٔ زمانی تایلر تنها در دامنهٔ ذهن هشیارش نقش بسته است.»[۲۱] خود این شگرد، در جایی در فیلم هم توسط تایلر به‌کار گرفته می‌شود. بدین ترتیب که او فریم‌هایی از تصاویر مستهجن را لابه‌لای یک فیلم کودکان می‌گنجاند که پس از نمایش باعث آزردگی و در نتیجه گریستن ناخودآگاه آنان می‌شود. شوخی‌ای که توسط کارگردان در بخش پایانی خود فیلم هم به‌کار گرفته شده‌است.

در فیلم کلوورفیلد (محصول ۲۰۰۸)، می‌توان سه تصویر زیرآستانه‌ای را در بخش‌های مختلف فیلم، به‌هنگام واپیچش‌های تصویری مشاهده نمود. عکسها در حقیقت فریم‌هایی از فیلم‌های کلاسیک هیولایی چون کینگ کونگ هستند. در گوشه سمت راست بالای پوستر فیلم نیز در ابری برفراز مجسمه آزادی می‌توان یک موجود هیولایی با دهانی نیمه باز که در تصویر نهان گشته را یافت.

اثر گذاری[ویرایش]

باور توانایی دریافت زیرآستانه‌ای و دگرگون‌سازی اندیشه و کردار مردم با این ابزار، دستاویزی برای بسیاری از شرکت‌ها برای آگهی از راه به‌کارگیری آن شده است. اگرچه تا کنون هیچ گواهی به نشان اینکه گوش فرادهی یا دیدن پیاپی این پیام‌ها روشی کارساز است پیدا نشده است. آنچه پژوهشگران روانشناس برآن به اجماع عمومی رسیده‌اند این است که پیام‌های زیرآستانه‌ای پیامدی قوی و دیرپا بر رفتار ایجاد نمی‌کنند.[۲۲] و پژوهش‌های آزمایشگاهی نیز اثری ضعیف در پس آثار زودگذر کوچک برروی فکر را آشکار کردند. مثلاً پیش‌آماده‌سازی افراد تشنه شنیدن یک واژهٔ زیرآستانه‌ای می‌تواند در دورهٔ کوتاهی، یک آگهی مربوط به یک نوشابه را مجاب کننده‌تر جلوه دهد.[۲۳] ولی ارزش شواهد، نشان می‌دهد که افراد باید به ادراک محرک آگاه باشند پیش از اینکه حرکتی را پدید آورده یا واکنش‌های همیشگی‌شان به این محرک‌ها را تغییر دهند. بنابراین هر چند که ادراک زیرآستانه‌ای ممکن است باعث شود که ما حدس‌های درستی در مورد وی‍ژگی‌های محرک بزنیم، ولی نمی‌تواند یک انسان را به سمت مشخصی سوق دهد یا عمیقاً در بهبود عملکرد یک فرد مؤثر باشد.

منابع[ویرایش]

  1. Hassin, R. R.; Ferguson, M. J.; Shidlovski, D.; Gross, T.. «Subliminal exposure to national flags affects political thought and behavior»(انگلیسی)‎. Proceedings of the National Academy of Sciences. PMID 18056813، ۲۰۰۷. 
  2. Watkins, Terry. «Rock Music: The Devil's Advocate»(انگلیسی)‎. Proceedings of the National Academy of Sciences. Dial-the-Truth Ministries، ۱۷ مارس ۲۰۰۷. 
  3. Von Ulrich, Meyerratken (ژوئن ۱۹۹۷). Untitled. Esotera. Translated from German by Evan Galbraith. Edited by Michael George. Available at reversespeech.com، بازیابی در ۱۷ مارس ۲۰۰۷.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ The Straight Dope: Does subliminal advertising work?, The Straight Dope، بازیابی در ۱۱ اوت ۲۰۰۶
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ Urban Legends Reference Pages: Business (Subliminal Advertising), The Urban Legends Reference Pages, retrieved 2006-08-11 
  6. Boese, Alex (2002). The Museum of Hoaxes: A Collection of Pranks, Stunts, Deceptions, and Other Wonderful Stories Contrived for the Public from the Middle Ages to the New Millennium, E.P. Dutton, ISBN 0-525-94678-0. pp. 137–38.
  7. The Committee for Skeptical Inquiry: The Cargo-Cult Science of Subliminal Persuasion by Anthony R. Pratkanis
  8. Lantos, Geoffrey P., The Absolute Threshold Level and Subliminal Messages (PDF), Stonehill College, retrieved 2007-03-01 
  9. Subliminal messages in movies and media, retrieved 2008-05-21 
  10. Pratkanis, Anthony R. (Spring 1992), "The Cargo-Cult Science of Subliminal Persuasion", Skeptical Inquirer (Committee for the Scientific Investigation of Claims of the Paranormal): 260–272, retrieved 2006-08-11 
  11. Hammarskjol, Dag (1974), 31st Session 7 October 1974 E Cn 4 1142 Add 2, United Nations Human Rights Commission 
  12. Kumari, Cara. «BTK Back»(انگلیسی)‎. www.kake.com، ۱۰ فوریه ۲۰۰۵. بازبینی‌شده در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۰. 
  13. Vokey, John R. (۲۰۰۲). «Subliminal Messages». در Psychological Sketches. چاپ ششم. Lethbridge, Alberta: Psyence Ink. ص ۲۵۰. 
  14. Sophia, Cassiel. "Subliminal Suicide?". Metareligion. Retrieved 17 مارس 2007. 
  15. Vance, J., et al. v. Judas Priest et al., No. 86-5844, 2nd Dist. Ct. Nev. (August 24, 1990)
  16. Van Taylor, David. KNPB Channel 5 Public Broadcasting, 1982: Dream Deceivers: The Story Behind James Vance Vs. Judas Priest.
  17. Crowley, Candy. "Bush says 'RATS' ad not meant as subliminal message" CNN.com، مورخ ۱۲ سبتامبر ۲۰۰۰. بازیابی در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۶
  18. Smoking Pistols: George "Rat Ad" Bush and the Subliminal Kid
  19. مورخ ۱۹ سبتامبر ۲۰۰۰ Speech by Commissioner Harold Furchtgott-Roth: The FCC's Investigation of "Subliminal Techniques:"
  20. Smith, Gavin. Inside Out: Gavin Smith Goes One-on-One with David Fincher. . Film Comment دوره ۳۵، ش. شماره ۵ (سپتامبر/اکتبر ۱۹۹۹): ص ۶۵. 
  21. Martin, Kevin H. (ژانویه 2000). "A World of Hurt". Cinefex. 
  22. Pratkanis, A. R.; Greenwald, A. G.. Recent perspectives on unconscious processing: Still no marketing applications. . Psychology and Marketing، ش. شماره ۵ (۱۹۸۸): ص ۳۳۷. 
  23. Strahan, E.. Subliminal priming and persuasion: Striking while the iron is hot. . Journal of Experimental Social Psychology، ش. شماره ۳۸، صص ۵۵۶-۵۶۸. 

جستارهای وابسته[ویرایش]

مطالعه بیشتر[ویرایش]

  • Boese, Alex (2006), Hippo Eats Dwarf: A Field Guide to Hoaxes and Other B.S., Orlando: Harcourt, pp. 193–195, ISBN 0156030837 
  • Dixon, Norman F. (1971), Subliminal Perception: The nature of a controversy, New York: McGraw-Hill, ISBN 0070941475 
  • Greenwald, A. G. (1992). New Look 3: Unconscious cognition reclaimed. . American Psychologist 47 (6): 766–779. 
  • Holender, D. (1986), "Semantic activation without conscious identification in dichotic listening, parafoveal vision, and visual masking: A survey and appraisal", Behavioral and Brain Sciences 9 (1): 1–23 
  • Merikle, P. M.; Daneman, M. (1998), "Psychological Investigations of Unconscious Perception", Journal of Consciousness Studies 5 (1): 5–18 
  • Watanabe, T.; N, J.; Sasaki, Y. (2001). Perceptual learning without perception. . Nature 413 (6858): 844. 
  • Seitz, A. R.; Watanabe, T. (2003). Psychophysics: is subliminal learning really passive?. . Nature 422 (6927): 36. 
  • United States Senate, Ninety-ninth Congress, First Session on Contents of Music and the Lyrics of Records (September 19, 1985), Record Labeling: Hearing before the Committee on Commerce, Science, and Transportation, Washington, DC: U.S. Government Printing Office