پرش به محتوا

محرک‌های زیرآستانه‌ای

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

محرک‌های زیرآستانه‌ای (انگلیسی: Subliminal stimuli) به هر نوع محرک حسی گفته می‌شود که شدت آن از آستانه یا حد ادراک آگاهانهٔ یک فرد پایین‌تر باشد. این محرک‌ها در مقابل محرک‌های فراآستانه‌ای قرار دارند که شدت آن‌ها از آستانهٔ ادراک آگاهانه بیشتر است. محرک‌های دیداری ممکن است آن‌قدر سریع نمایش داده شوند که فرد نتواند آن‌ها را پردازش کند، یا پس از نمایش بلافاصله با محرک دیگری پوشانده شوند تا فرایند پردازش آن‌ها مختل شود. محرک‌های شنیداری نیز ممکن است با صدایی پایین‌تر از حد شنوایی پخش شوند یا توسط محرک‌های صوتی دیگر پوشانده شوند.

در سال ۱۹۵۷، جیمز ویکاری، فیلم‌بردار آمریکایی، ادعا کرد که با گنجاندن چند فریم حاوی عبارت «کوکاکولا بنوشید!» در فیلم‌های سینمایی، فروش نوشابهٔ کوکا کولا را افزایش داده است. با این حال، او پنج سال بعد اذعان کرد که نتایج خود را تا حدی بزرگ‌نمایی کرده و داده‌هایی را در گزارش خود گنجانده بود که از نظر علمی غیرقابل اعتماد تلقی می‌شدند.[۱] با وجود این، ادعای ویکاری باعث افزایش علاقهٔ پژوهشگران به مطالعهٔ پیام‌ها و محرک‌های زیرآستانه‌ای شد.

باور توانایی دریافت زیرآستانه‌ای و دگرگون‌سازی اندیشه و کردار مردم با این ابزار، دستاویزی برای بسیاری از شرکت‌ها برای آگهی از راه به‌کارگیری آن شده است. اگرچه تاکنون هیچ گواهی به نشان اینکه گوش فرادهی یا دیدن پیاپی این پیام‌ها روشی کارساز است پیدا نشده است. آنچه پژوهشگران روان‌شناس برآن به اجماع عمومی رسیده‌اند این است که پیام‌های زیرآستانه‌ای پیامدی قوی و دیرپا بر رفتار ایجاد نمی‌کنند.[۲] و پژوهش‌های آزمایشگاهی نیز اثری ضعیف در پس آثار زودگذر کوچک بر روی فکر را آشکار کردند؛ مثلاً پیش‌آماده‌سازی افراد تشنه شنیدن یک واژهٔ زیرآستانه‌ای می‌تواند در دورهٔ کوتاهی، یک آگهی مربوط به یک نوشابه را مجاب‌کننده‌تر جلوه دهد.[۳]

امروزه تحریک زیرآستانه‌ای به‌عنوان حوزه‌ای معتبر از پژوهش در ادبیات علمی پذیرفته شده است. یک مرور پژوهشی در سال ۲۰۱۲ بر مطالعات تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) نشان داد که محرک‌های زیرآستانه‌ای، با وجود آگاه نبودن شرکت‌کنندگان از وجود آن‌ها، نواحی مشخصی از مغز را فعال می‌کنند.[۴] این یافته در یک فراتحلیل منتشرشده در سال ۲۰۲۳[۵] دربارهٔ کاربرد تحریک زیرآستانه‌ای در اختلال استرس پس از سانحه نیز تأیید شد.

کاربردهای محرک‌های زیرآستانه‌ای اغلب بر توانایی یک پیام در متقاعدسازی افراد استوار است. پژوهش‌های مربوط به پیش‌برانگیختگی کنش (action priming) نشان داده‌اند که محرک‌های زیرآستانه‌ای تنها می‌توانند رفتارهایی را برانگیزند که دریافت‌کنندهٔ پیام از پیش قصد انجام آن‌ها را داشته باشد. با این حال، نتایج سایر پژوهش‌ها هنوز اجماع علمی قطعی دربارهٔ اثربخشی پیام‌های زیرآستانه‌ای را تأیید نکرده‌اند. بیشتر رفتارها تنها زمانی می‌توانند به‌صورت زیرآستانه‌ای تحریک شوند که فرد از قبل آمادگی انجام آن رفتار خاص را داشته باشد.[۶]

زمینه‌ای که محرک در آن ارائه می‌شود نیز بر میزان اثربخشی آن تأثیر می‌گذارد. برای مثال، اگر فرد تشنه باشد، یک محرک زیرآستانه‌ای مرتبط با نوشیدنی احتمال بیشتری دارد که او را به خرید آن نوشیدنی ترغیب کند، به‌ویژه اگر نوشیدنی به‌راحتی در دسترس باشد. این محرک‌ها همچنین می‌توانند باعث شوند فرد گزینه‌ای را که از پیش در ذهن او فعال شده است، به گزینه‌های دیگری که معمولاً انتخاب می‌کند ترجیح دهد. اما اگر محصول مورد نظر به‌سرعت در دسترس نباشد یا در آن موقعیت نیازی به آن وجود نداشته باشد، محرک‌های زیرآستانه‌ای تأثیر اندکی خواهند داشت یا اصلاً اثری نخواهند گذاشت.[۷] پیش‌برانگیختگی زیرآستانه‌ای می‌تواند رفتار افراد را هدایت کند، حتی زمانی که آنان تصور می‌کنند آزادانه تصمیم می‌گیرند. برای نمونه، اگر افراد به‌طور زیرآستانه‌ای برای فشردن دکمه‌ای با دست غیرغالب خود آماده شوند، حتی در صورت داشتن حق انتخاب آزاد میان دست غالب و غیرغالب، احتمال بیشتری دارد که از دست غیرغالب استفاده کنند.[۶] با این حال، یک فراتحلیل که مجموعه‌ای از پژوهش‌های معتبر دربارهٔ اثربخشی پیام‌های زیرآستانه‌ای را بررسی کرده است، نشان داد که تأثیر این پیام‌ها بر انتخاب واقعی مصرف‌کنندگان میان دو گزینهٔ مختلف از نظر آماری معنادار نیست؛ بنابراین، پیام‌های زیرآستانه‌ای تنها در شرایط، زمینه‌ها و نیت‌های خاصِ از پیش موجود می‌توانند بر رفتار اثر بگذارند و در نتیجه برای کاربردهای فریبکارانه یا کنترل پنهانی افراد، آثار آشکار و قابل‌توجهی ندارند.[۸]

با وجود این، برخی پژوهشگران معتقدند محرک‌های زیرآستانه‌ای می‌توانند در تصمیم‌گیری‌های رفتاری، از جمله تصمیم‌هایی که فرد آن‌ها را آزادانه و از درون خود ایجاد می‌کند، نوعی سوگیری ایجاد کنند. با این حال، از آنجا که این اثر همچنان وابسته به نیت‌ها و شرایط از پیش موجود است، تأثیر آن بر انتخاب رفتار را نمی‌توان فریبکارانه دانست، بلکه بیشتر اثری متناسب با شرایط و سازگارانه تلقی می‌شود.[۶][۷][۸]

پژوهشگران دانشگاه کالج دانشگاهی لندن شواهد فیزیولوژیکی اولیه‌ای ارائه کرده‌اند که نشان می‌دهد تصاویر زیرآستانه‌ایِ نامرئی می‌توانند توجه مغز را در سطحی ناهشیار جلب کنند. نتایج تفصیلی این پژوهش که در مجله Current Biology منتشر شده است، حاکی از آن است که محرک‌های زیرآستانه‌ای ممکن است بر فعالیت مغزی اثر بگذارند، هرچند میزان و اهمیت این اثر همچنان مورد بحث است. در این مطالعه با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI)، بررسی شد که آیا تصویری که فرد از آن آگاه نیست اما به شبکیه می‌رسد، می‌تواند بر فعالیت قشر بینایی اولیه (لوب اکسیپیتال) تأثیر بگذارد یا خیر. نتایج نشان داد که مغز شرکت‌کنندگان حتی زمانی که از مشاهدهٔ محرک آگاه نبودند، به آن واکنش عصبی نشان می‌داد.[۹]

در تقابل با محرک‌های فرا آستانه‌ای، محرک‌های زیرآستانه‌ای، گونه‌ای از محرک‌های حسی، هستند که پایین‌تر از آستانه مطلق ادراک آگاهانه قرار می‌گیرند. توجه به فاصله دو مولفه آستانه عینی و آستانه ذهنی در یک ادراک فرا آستانه‌ای می‌تواند در روشن‌تر شدن این معنا ما را یاری رساند؛ در ادراک زیرآستانه‌ای محرک از آستانهٔ عینی مخاطب می‌گذرد، به عبارت دیگر، توسط حواس تشخیص داده می‌شود، ‏اما از آستانهٔ ذهنی نمی‌گذرد، یعنی به هوشیاری نمی‌رسد و نمی‌توان آن را به زبان آورد. ‏بنابراین، اگر یک محرک از آستانهٔ عینی فرد عبور کند اما به آستانهٔ ذهنی نرسد، آن گاه ادراک زیرآستانه‌ای رخ خواهد داد.[۱۰]محرک‌های زیرآستانه‌ای را به شکل‌های دیداری، شنیداری و متنی طبقه‌بندی می‌کنند.

دیداری (پنهان کردن عکس در فریم‌های فیلم)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

محرک‌های دیداری تصاویری هستند که زودتر از دریافت بیننده از جلو چشمش عبور می‌کنند یا اینکه به‌صورت نهانی در نگاره‌ای گنجانده شده‌اند. ادعا می‌شود این‌گونه تصاویر در ناخودآگاه بیننده تأثیر می‌کنند؛ مثلاً در سال ۲۰۰۷، نشان داده شد نمایش زیرآستانه‌ای پرچم اسرائیل اثری تعدیل‌کننده روی نظریات سیاسی و رفتار داوطلبان اسرائیلی مشارکت‌کننده در یک رأی‌گیری داشته است. اثر این پدیده هنگامی که تصویر به‌هم‌ریختهٔ همان پرچم در نمایی زیرآستانه‌ای نمایش داده شد، ایجاد نگردید.[۱۱]

شنیداری (reversing یا برگردان موسیقی…)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

محرک‌های شنیداری پیام‌هایی‌اند که با بلندایی آرامتر از آستانهٔ شنوایی فرد نجوا می‌شوند یا اینکه به‌صورت برگردان در فرایندی با نام «وارون‌نگاری» به گوش شنونده می‌رسند. ادعا می‌شود این پیام‌ها در ناخودآگاه شنونده تأثیر می‌کنند. دو روش اصلی برای نوع شنیداری پیام‌های سابلیمینال عبارتند از پیام‌های پنهان که به صورت نجوا تولید می‌شوند و پیام‌های ساکت یا سایلنت سابلیمینال که در این موارد هیچ صدایی پخش نشده و تنها تغییر فرکانس هدف پیام را القا می‌کند؛ مثلاً در سال ۱۹۸۸ قاتل زنجیره‌ای [ریچارد رامیرز]، در دادرسی‌اش چنین اظهار کرد که موسیقی گروه [ای‌سی/دی‌سی] و به‌ویژه آهنگ «ولگرد شب» از آلبوم بزرگراهی به جهنم الهام‌بخش او برای ارتکاب جنایت بوده است.[۱۲] دیوید جان اوتس، یکی از بنیان‌گذاران نظریه برگردان گفتار مدعی شد آهنگ «بزرگراهی به جهنم» در همان آلبوم، دربردارندهٔ پیام‌های نهان‌سازی شدهٔ، «قانون منم»، «نام من ابلیس است» و «او از آن دوزخ است» در برگردان خود است[۱۳] که ممکن است در برانگیختن قاتل مؤثر بوده باشند.

متنی (پیام‌های پنهان)

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سابلیمینال‌های متنی شامل پیام‌های نوشته‌شده‌ای هستند که به صورت پنهانی در متون مختلف قرار دارند. این نوع سابلیمینال‌ها می‌توانند در کتاب‌ها، مقالات یا حتی پیام‌های مجازی استفاده شوند و تأثیراتی بر ذهن ناخودآگاه داشته باشند.[۱۴]

دکتر ا.و. اسکریپچر مدیر آزمایشگاه بخش روان‌شناسی دانشگاه ییل در سال ۱۸۹۷ کتابی با نام روان‌شناسی نوین منتشر کرد که در آن برای نخستین بار به تشریح بنیادی پیام‌های زیرآستانه‌ای پرداخت.[۱۵]

از آن پس در مورد توانمندی پدیدهٔ ادراک زیرآستانه‌ای، ادعاهای بسیاری شنیده شده که شاید شناخته‌شده‌ترین آن‌ها در سال ۱۹۵۷ ازسوی جیمز ویکاری یک فروشندهٔ پژوهشگر مطرح گردیده است. او مدعی شد که در طول یک دورهٔ شش هفته‌ای به ۴۵۶۹۹ مشتری در سینمایی واقع در فورت لی نیوجرسی در میان فیلم پیکنیک دو پیام تبلیغاتی نشان داده شده بود: «گرسنه‌اید؟ پاپ‌کُرن بخورید» و «کوکاکولا بنوشید» که به گفتهٔ او در هر ۵ ثانیه یکبار به مدت سه‌هزارم ثانیه این پیام‌ها نمایش داده شده بودند. زمان آن پیام‌ها چنان کوتاه بودند که آن‌ها هرگز آگاهانه ازسوی کسی دریافت نمی‌شدند، اما ویکاری ادعا کرد که در طول این دوره ۶ هفته‌ای باهمهٔ‌آنکه مشتریان از پیام‌ها ناآگاه بودند، فروش پاپ‌کُرن، ۵۷٫۸٪ و فروش کوکاکولا، ۱۸٫۱٪ افزایش یافتند.[۱۵][۱۶] ویکاری اصطلاح «آگهی زیرآستانه‌ای» را برای نخستین‌بار به‌کار برد و آنگاه شرکت تبلیغاتی فرافکنی زیرآستانه‌ای را براساس آن آزمایش شش هفته‌ای بنیان نهاد. به‌هرروی او هرگز شرح تفصیلی از بررسی‌هایش منتشر نساخت و هیچ گواه مستقلی نیز در پشتیبانی ادعاهایش ارائه نشد. سرانجام در سال ۱۹۶۲، او اقرار نمود که پژوهش نخست، ساختگی بوده و چیزی جز بستری به‌جهت بازاریابی نبوده است.[۱۷][۱۸] شواهد نیز این اقرارها را تأیید نمودند.[۱۶] گرچه پیش از اعترافات ویکاری، ادعاهای او در کتاب راغبان پنهان اثر وینس پکارد ترویج شدند[۱۹] و جنجالی عمومی را در مورد تئوری توطئه دولت‌ها و جریانات برای استفاده از این شیوه در جهت منافع خود، برپا نمودند.[۲۰] پرداختن به تبلیغات زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۵۸ متعاقب این امر در بریتانیا و استرالیا[۲۱] و شبکه‌های رادیو-تلویزیونی آمریکا ممنوع گردید.[۱۶]

در همان سال ویکاری آزمایشی را در تلویزیون کانادا ترتیب داد که در آن پیام «هم‌اکنون تلفن بزنید» را صدها بار به صورت سریع از نظر بینندگان می‌گذراند که البته هیچ نتیجه قابل توجهی را در افزودن تلفن‌های زده شده، دربر نداشت.[۱۵]

ادعاهای دیگر در مورد تأثیر شگفت‌آور ادراک زیرآستانه‌ای در سال ۱۹۷۳ توسط ویلسون برایان کی در کتاب‌هایش از جمله «اغوای زیرآستانه‌ای» و «بهره‌کشی جنسی رسانه‌ها» مطرح شد. کی در آن کتب ادعا نموده بود که برای اغوای مصرف‌کنندگان، گاهی از نمادها یا واژه‌های جنسی زیر آستانه استفاده می‌شود.[۱۶] به باور او، باهمه‌اینکه واژه‌های جاسازی شده، آگاهانه دریافت نمی‌گردند ولی ناآگاهانه درک شده و باعث فراخوانی برانگیختگی جنسی شده که فراورده را برای خریداران، جذاب‌تر می‌نمایند. اگر چه ادعاهای کی بسیار شناخته شده هستند، ولی هیچ مدرک مستقلی در پشتیبانی ادعای تأثیر چنین استفاده‌هایی یا حتی وجود داشتن آن‌ها موجود نیست.

به هر روی، نگرانی همگانی بسنده بود تا انجمن صنفی ارتباطات آمریکا (اف‌سی‌سی) در سال ۱۹۷۴ دست بکار شود و بیانیه‌ای صادر نماید که خط‌مشی آن بر این پایه باشد که تبلیغات زیرآستانه‌ای «ضد منافع عمومی جامعه» بوده و «به‌قصد فریب مردم می‌باشد».[۱۶]

همزمان در پژوهشی که توسط سازمان ملل صورت گرفت، چنین نتیجه‌گیری شد که «مفاهیم فرهنگی ناشی از تلقینات فکری زیرآستانه‌ای تهدیداتی عمده برای حقوق بشر در سراسر جهان محسوب می‌شوند».[۲۲]

در سال ۱۹۷۸ شبکهٔ تلویزیونی KAKE-TV شهر ویچیتا در ایالت کانزاس آمریکا از پلیس مجوز ویژه‌ای دریافت داشت تا پیامی زیرآستانه‌ای را در گزارشی از قتل‌های زنجیره‌ای آن ایالت در کوششی برای به دام انداختن قاتل آن‌ها بگنجاند. پیام زیرآستانه‌ای شامل جمله «همین حالا به پلیس زنگ بزن» و همچنین نمایی از یک عینک بود. عینک نیز ازاین‌رو گنجانده شده بود که در زمان قتل قربانی، عینکی روی کمد او قرار گرفته بود و پلیس چنان می‌انگاشت که دیدن این عینک شاید حس ترحم قاتل را برانگیزد. این تلاش نافرجام بود و پلیس نیز موردی از افزایش تماس‌ها بعد از برنامه گزارش ننمود.[۲۳]

در سال ۱۹۸۵ در نوادا دو مرد جوان با نام‌های جیمز ونس و ریموند بلکنپ ضمن پیمانی با یکدیگر برآن‌شدند تا هم‌زمان خودکشی کنند. به‌هنگام شلیک گلوله، بلکنپ دردم جان باخت ولی ونس علیرغم آنکه سخت آسیب دید زنده ماند. خانوادهٔ قربانیان بر آن باور بودند که گروه هوی متال انگلیسی، جوداس پریست در این ماجرا مقصر اصلی‌است. پس در سال ۱۹۹۰، دادخواستی بر این ادعا فراهم آوردند که آلبوم سال ۱۹۷۸ جوداس پریست طبقه آلوده دربردارندهٔ پیام‌های نهانی، شامل عبارت «انجامش بده» در لابلای آهنگ «تو بهتر میتونی، از من بهتر» و پیام‌های مختلف نهانی برگردان‌شده بوده که انگیزهٔ اقدام قربانیان بوده است. پرونده از سوی قاضی به‌دلیل نبود شواهد کافی از جاسازی پیام‌های زیرآستانه‌ای در آهنگ‌ها، مختومه اعلام شد[۲۴] و قاضی پرونده نیز چنین اظهارداشت: «پژوهش علمی ارائه شده ثابت نمی‌کند محرک‌های زیرآستانه‌ای، حتی اگر ادراک هم شوند، دستمایهٔ شکل‌گیری و سرعت‌بخشی اقدامی به این بزرگی شوند. عوامل دیگری جدای محرک‌های زیرآستانه‌ای توجیه‌کنندهٔ رفتار درگذشتگان بوده‌اند.»[۲۵][۲۶] اعضاء گروه جوداس پریست نیز گفتند که اگر می‌خواستند فرمان‌های زیرآستانه‌ای را در آهنگ‌هایشان بگنجانند که موجب مرگ هواخواهان آن شود که این امر برخلاف اصل تولید می‌بود و آن‌ها ترجیح می‌دهند فرمان «صفحه‌های بیشتری از ما بخرید» را به جای آن درون آهنگ‌هایشان وارد سازند.[۲۷]

در کمپین تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۰ آمریکا، در یک فعالیت تبلیغاتی تلویزیونی برای نامزد جمهوریخواه، جورج بوش واژهٔ دیوانسالاران (BUREAUCRATS) (و گاهی بخشی از آن) در پشت‌زمینه تصویر نمایش داده می‌شد که در یک فریم آن فقط بخش انتهایی واژه یعنی RATS به‌معنی موش‌ها در کادر دیده می‌شد.[۲۸][۲۹] انجمن صنفی ارتباطات آمریکا (اف‌سی‌سی) مسئله را بررسی نمود،[۳۰] ولی برای این پرونده هرگز کیفرخواستی صادر نشد.

استفاده از پیام‌های زیرآستانه‌ای در سینما

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

همزمان با بیش‌انگاری پیامدهای پیام زیرآستانه‌ای در فرهنگ عامه، به‌کارگیری تصاویر زیرآستانه‌ای در صنعت سینما نیز گسترش یافت. نخستین کاربرد شناخته‌شده شاید در فیلم ترسناک جن‌گیر (۱۹۷۴) برای بهره‌گیری از تصویر زیرآستانه‌ای دلهره‌آور و درعین‌حال کارساز شیطان سفید چهره (کاپیتان هاودی) که در کابوس پدر کاراس برای چند ثانیه پدیدار می‌شود، بوده است.

در فیلم باشگاه مبارزه (محصول ۱۹۹۹) نیز از این شگرد بارها در سکانس‌های ماقبل ملاقات شخصیت اصلی فیلم با تایلر دردن (دیگر شخصیت عمدهٔ فیلم با بازی برد پیت) استفاده شد. کارگردان دیوید فینچر حضور تایلر را در فریم‌هایی برای اثربخشی زیرآستانه‌ای گنجانید (در دقایق ۳:۵۷، ۶:۰۴، ۷:۱۵ و ۱۲:۰۶).[۳۱] وی درباب این کاربرد چنین گفته است: «قهرمان فیلم درحال آفرینش تایلر دردن در ذهن خویش است، چنانچه در این دورهٔ زمانی تایلر تنها در دامنهٔ ذهن هشیارش نقش بسته است.»[۳۲] خود این شگرد، در جایی در فیلم هم توسط تایلر به‌کار گرفته می‌شود. بدین ترتیب که او فریم‌هایی از تصاویر مستهجن را لابه‌لای یک فیلم کودکان می‌گنجاند که پس از نمایش باعث آزردگی و در نتیجه گریستن ناخودآگاه آنان می‌شود. شوخی‌ای که توسط کارگردان در بخش پایانی خود فیلم هم به‌کار گرفته شده است.

در فیلم کلوورفیلد (محصول ۲۰۰۸)، می‌توان سه تصویر زیرآستانه‌ای را در بخش‌های مختلف فیلم، به‌هنگام واپیچش‌های تصویری مشاهده نمود. عکس‌ها در حقیقت فریم‌هایی از فیلم‌های کلاسیک هیولایی چون کینگ کونگ هستند. در گوشه سمت راست بالای پوستر فیلم نیز در ابری برفراز مجسمه آزادی می‌توان یک موجود هیولایی با دهانی نیمه باز که در تصویر نهان گشته را یافت.

برای اولین بار دکتر اسکریپچر در کتابی به اسم روان‌شناسی نوین به تشریح پیام‌های پنهان (به انگلیسی: Subliminal Message) پرداخت. دیری نگذشت جیمز ویکاری یک فروشندهٔ پژوهشگر فهمید که فروش پاپ‌کُرن، ۵۷٫۸٪ و فروش کوکاکولا، ۱۸٫۱٪ افزایش یافتند. او دریافت که در فیلم‌های سینمایی برای پاپ کورن و کوکاکولا این چنین تبلیغ شده بود: «اگر گرسنه اید پاپ کورن بخورید! تشنه اید؟ کوکا کولا بنوشید» این تبلیغات چنان کوتاه بودند که هیچ‌کس قادر نبود آن را ببیند زیرا هر تبلیغ به مدت ۳هزارم ثانیه نشان داده می‌شد. اگر موضوع را کمی بازتر کنیم فیلم‌ها از قطعات کوچکی به اسم فریم ساخته شده است و واحد آن ثانیه است یعنی در هر ثانیه حدود ۲۵ فریم وجود دارد در کل در هر یک ثانیه ۲۵ تصویر که یک فریم را تشکیل می‌دهد از جلوی چشم ما عبور می‌کند در حالی که ضمیر خودآگاه قادر به دیدن تمامی آن‌ها نیست و شاید ۱۰ فریم را بتوانیم ببینیم اما ضمیر ناخودآگاه هر ۲۵ فریم را در ثانیه می‌بیند و در خود ذخیره می‌کند. تبلیغات پاپ کورن و کوکاکولا هم در فریم‌هایی جایگذاری کرده بودند که مستقیماً وارد ضمیر ناخودآگاه شده و چشم قادر به دیدن آن نبود در نتیجه به محض دیدن کلمه تشنه فرد احساس تشنگی می‌کرد و بنا به تبلیغاتی که وارد ضمیر ناخودآگاه وی شده بود برای رفع تشنگی از کوکا کولا استفاده می‌کرد و فرد ناچار بود آن را خریداری کند.

استفاده درمانی از سابلیمینال

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

سابلیمینال در واقع یک پیام به ضمیر ناخودآگاه بوده و به نوعی باعث افزایش انرژی بدن برای مقابله با مشکلات بدن است. این روش می‌تواند برای درمان برخی بیماری‌ها مانند افسردگی، اضطراب و مشکلات مرتبط با توجه تأثیرگذار باشد. همچنین مشخص شده که در مقابله بدن با برخی از دردهای مزمن، روش‌های سابلیمینال می‌تواند موجب کاهش فشار درد بر بدن خواهد شد.[۳۳]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Karremans, Johan C.; Stroebe, Wolfgang; Claus, Jasper (2006-11-01). "Beyond Vicary's fantasies: The impact of subliminal priming and brand choice". Journal of Experimental Social Psychology. 42 (6): 792–798. doi:10.1016/j.jesp.2005.12.002. hdl:2066/56862. ISSN 0022-1031.
  2. Pratkanis, A. R. ; Greenwald, A. G. (۱۹۸۸)، «Recent perspectives on unconscious processing: Still no marketing applications»، Psychology and Marketing، ش. شماره ۵، ص. ص ۳۳۷{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  3. Strahan, E.، «Subliminal priming and persuasion: Striking while the iron is hot»، Journal of Experimental Social Psychology، ش. شماره ۳۸، ص. صص ۵۵۶–۵۶۸
  4. Brooks, S. J.; Savov V.; Allzén E.; Benedict C.; Fredriksson R.; Schiöth H. B. (February 2012). "Exposure to subliminal arousing stimuli induces robust activation in the amygdala, hippocampus, anterior cingulate, insular cortex and primary visual cortex: a systematic meta-analysis of fMRI studies". NeuroImage. 59 (3): 2962–2973. doi:10.1016/j.neuroimage.2011.09.077. PMID 22001789.
  5. Cesari, Valentina; Frumento, Sergio; Leo, Andrea; Baroni, Marina; Rutigliano, Grazia; Gemignani, Angelo; Menicucci, Danilo (2023-09-15). "Functional correlates of subliminal stimulation in Posttraumatic Stress Disorder: Systematic review and meta-analysis". Journal of Affective Disorders. 337: 175–185. doi:10.1016/j.jad.2023.05.047. ISSN 0165-0327. PMID 37236272.
  6. 1 2 3 Schlaghecken, F.; Eimer, M. (2004). "Subliminal stimuli can bias 'free' choices between response alternatives". Psychonomic Bulletin & Review. 11 (3): 463–468. doi:10.3758/bf03196596. PMID 15376796.
  7. 1 2 Verwijmeren, Thijs; Karremans, Johan C.; Stroebe, Wolfgang; Wigboldus, Daniël H.J. (April 2011). "The workings and limits of subliminal advertising: The role of habits". Journal of Consumer Psychology. 21 (2): 206–213. doi:10.1016/j.jcps.2010.11.004. hdl:2066/99832. ISSN 1057-7408.
  8. 1 2 Trappey, R. (2014). Brand choice: revealing customers' unconscious -automatic and strategic thinking processes. Palgrave Macmillan. ISBN 978-1-349-52357-3. OCLC 945231870.
  9. ریاستی علی، حسینی راضیه، واکاوی بنیادی مفهوم القای زیر آستانه ای و بررسی گستره استفاده از آن در رسانه‌های جمعی، دومین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، 26 دی 1394، تهران، https://civilica.com/doc/439745/
  10. ریاستی علی، حسینی راضیه، واکاوی بنیادی مفهوم القای زیر آستانه ای و بررسی گستره استفاده از آن در رسانه‌های جمعی، دومین همایش بین‌المللی مدیریت رسانه، ۲۶ دی ۱۳۹۴، تهران، https://civilica.com/doc/439745/
  11. Hassin, R. R. ; Ferguson, M. J. ; Shidlovski, D. ; Gross, T. (2007). "Subliminal exposure to national flags affects political thought and behavior". Proceedings of the National Academy of Sciences (in انگلیسی). PMID 18056813.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)[پیوند مرده]
  12. Watkins, Terry (17 مارس 2007). "Rock Music: The Devil's Advocate". Proceedings of the National Academy of Sciences (in انگلیسی). Dial-the-Truth Ministries.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  13. Von Ulrich, Meyerratken (ژوئن ۱۹۹۷). Untitled بایگانی‌شده در ۳۰ دسامبر ۲۰۰۶ توسط Wayback Machine. Esotera. Translated from German by Evan Galbraith. Edited by Michael George. Available at reversespeech.com، بازیابی در ۱۷ مارس ۲۰۰۷.
  14. «سابلیمینال چیست؟ چه کاری انجام می‌دهد؟ - استار سابلیمینال». www.starsubliminal.com. ۲۰۲۴-۰۹-۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۵-۰۴-۰۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  15. 1 2 3 The Straight Dope: Does subliminal advertising work?, The Straight Dope، بازیابی در ۱۱ اوت ۲۰۰۶
  16. 1 2 3 4 5 Urban Legends Reference Pages: Business (Subliminal Advertising), The Urban Legends Reference Pages, retrieved 2006-08-11
  17. Boese, Alex (2002). The Museum of Hoaxes: A Collection of Pranks, Stunts, Deceptions, and Other Wonderful Stories Contrived for the Public from the Middle Ages to the New Millennium, E.P. Dutton, ISBN 0-525-94678-0. pp. 137–38.
  18. The Committee for Skeptical Inquiry: The Cargo-Cult Science of Subliminal Persuasion by Anthony R. Pratkanis
  19. Lantos, Geoffrey P., The Absolute Threshold Level and Subliminal Messages (PDF), Stonehill College, archived from the original (PDF) on 18 مارس 2007, retrieved 2007-03-01
  20. Subliminal messages in movies and media, archived from the original on 9 مارس 2009, retrieved 2008-05-21
  21. Pratkanis, Anthony R. (Spring 1992), "The Cargo-Cult Science of Subliminal Persuasion", Skeptical Inquirer, Committee for the Scientific Investigation of Claims of the Paranormal, pp. 260–272, archived from the original on 10 اوت 2006, retrieved 2006-08-11
  22. Hammarskjol, Dag (1974), 31st Session 7 October 1974 E Cn 4 1142 Add 2, United Nations Human Rights Commission
  23. Kumari, Cara (10 فوریه 2005). "BTK Back" (in انگلیسی). www.kake.com. Archived from the original on 11 فوریه 2005. Retrieved 10 اکتبر 2010.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
  24. Vokey, John R. (۲۰۰۲)، Subliminal Messages (PDF)، Lethbridge, Alberta: Psyence Ink، ص. ص ۲۵۰{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:نام‌های عددی:فهرست نویسندگان (رده)
  25. Sophia, Cassiel. "Subliminal Suicide?". Metareligion. Retrieved 17 مارس 2007.
  26. Vance, J. , et al. v. Judas Priest et al. , No. 86-5844, 2nd Dist. Ct. Nev. (August 24, 1990)
  27. Van Taylor, David. KNPB Channel 5 Public Broadcasting, 1982: Dream Deceivers: The Story Behind James Vance Vs. Judas Priest.
  28. Crowley, Candy. "Bush says 'RATS' ad not meant as subliminal message بایگانی‌شده در ۲۵ نوامبر ۲۰۰۵ توسط Wayback Machine" CNN.com، مورخ ۱۲ سبتامبر ۲۰۰۰. بازیابی در ۱۶ دسامبر ۲۰۰۶
  29. «Smoking Pistols: George "Rat Ad" Bush and the Subliminal Kid». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲ اکتبر ۲۰۱۰.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  30. مورخ ۱۹ سبتامبر ۲۰۰۰ Speech by Commissioner Harold Furchtgott-Roth: The FCC's Investigation of "Subliminal Techniques:"
  31. Smith, Gavin (سپتامبر/اکتبر ۱۹۹۹)، «Inside Out: Gavin Smith Goes One-on-One with David Fincher»، Film Comment، ج. دوره ۳۵ ش. شماره ۵، ص. ص ۶۵ {{یادکرد}}: تاریخ وارد شده در |تاریخ= را بررسی کنید (کمک)
  32. Martin, Kevin H. (2000). "A World of Hurt". Cinefex. {{cite journal}}: از پارامتر ناشناخته |month= صرف‌نظر شد (کمک)
  33. Borsook, David; Youssef, Andrew M.; Barakat, Nadia; Sieberg, Christine B.; Elman, Igor (2018-5). "Subliminal (latent) processing of pain and its evolution to conscious awareness". Neuroscience and biobehavioral reviews. 88: 1–15. doi:10.1016/j.neubiorev.2018.02.015. ISSN 0149-7634. PMC 5985199. PMID 29476771. {{cite journal}}: تاریخ وارد شده در |date= را بررسی کنید (کمک)https://beheshtiyan.ir/subliminal-messages/

برای مطالعهٔ بیشتر

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • Boese, Alex (2006), Hippo Eats Dwarf: A Field Guide to Hoaxes and Other B.S., Orlando: Harcourt, pp. 193–195, ISBN 0-15-603083-7
  • Dixon, Norman F. (1971), Subliminal Perception: The nature of a controversy, New York: McGraw-Hill, ISBN 0-07-094147-5
  • Greenwald, A. G. (۱۹۹۲)، «New Look ۳: Unconscious cognition reclaimed»، American Psychologist، ج. ۴۷ ش. ۶، ص. ۷۶۶–۷۷۹ {{یادکرد}}: بیش از یک پارامتر |نشریه= و |ژورنال= داده‌شده است (کمک)نگهداری یادکرد:نام‌های عددی:فهرست نویسندگان (رده)
  • Holender, D. (1986), "Semantic activation without conscious identification in dichotic listening, parafoveal vision, and visual masking: A survey and appraisal", Behavioral and Brain Sciences, 9 (1): 1–23
  • Merikle, P. M.; Daneman, M. (1998), "Psychological Investigations of Unconscious Perception", Journal of Consciousness Studies, 5 (1): 5–18
  • Watanabe, T. ; N, J. ; Sasaki, Y. (۲۰۰۱)، «Perceptual learning without perception»، Nature، ج. ۴۱۳ ش. ۶۸۵۸، ص. ۸۴۴ {{یادکرد}}: بیش از یک پارامتر |نشریه= و |ژورنال= داده‌شده است (کمک)نگهداری یادکرد:نام‌های عددی:فهرست نویسندگان (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  • Seitz, A. R. ; Watanabe, T. (۲۰۰۳)، «Psychophysics: is subliminal learning really passive?»، Nature، ج. ۴۲۲ ش. ۶۹۲۷، ص. ۳۶ {{یادکرد}}: بیش از یک پارامتر |نشریه= و |ژورنال= داده‌شده است (کمک)نگهداری یادکرد:نام‌های عددی:فهرست نویسندگان (رده) نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  • United States Senate, Ninety-ninth Congress, First Session on Contents of Music and the Lyrics of Records (September 19, 1985), Record Labeling: Hearing before the Committee on Commerce, Science, and Transportation, Washington, DC: U.S. Government Printing Office{{یادکرد}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)