مجسمه برنزی



برنز محبوبترین آلیاژ برای مجسمههای فلزی است. که بیشتر به صورت ریختهگری مذاب در قالب استفاده میشود. تکنیکهای ریختهگری را با نام شیوههای قالبگیری میشناسیم، مانند ریختهگری ماسهای، موم زدایی از قالب سرامیکی یا ملات گچ به عنوان راههای دقیقتر. به اغلب مجسمههای چدنی با روکش برنزی نیز برای سادگی مجسمه برنزی میگویند.. این موضوع شامل مجسمههای تک، مجسمههای جفت، نقش برجسته و مجسمههای کوچک و تندیسک میشود. همچنین عنصر برنز در اشیاء دیگر مانند مبلمان، غالباً به صورت طلاکاری شده، نیز استفاده میشود که به طلا و برنز یا ارملو معروف است.
آلیاژهای برنز معمولی خاصیت غیرمعمول و مطلوب دارند که در زمان کار اندکی منبسط میشوند، بنابراین به خوبی میتوانند جزئیات یک قالب را پر کنند. سپس با خنک شدن برنز، کمی منقبض میشود و باعث میشود جداسازی از قالب راحت تر شود.[۱] استحکام و انعطافپذیری برنز (عدم شکنندگی) مزیتی عملی است، به ویژه هنگامی که با مواد مختلف سرامیکی یا سنگی (مانند مجسمههای مرمر) مقایسه شود. این خصوصیات اجازه میدهد مجسمههای با جزئیات بالا و کوچک، مانند مجسمه بالرین، یا مجسمههای کم جزئیاتتر، مانند مجسمه سوارکاری ریچارد لیونهارت را تولید کنیم.[۲]
اما ارزش بالای برنز برای مصارف دیگری غیر از ساخت مجسمه، برای حفظ مجسمهها مضر است. تعداد کمی از مجسمههای برنزی باستانی، سالم باقی ماندهاند. بسیاری از آنها برای ساختن اسلحه یا مهمات در زمان جنگ یا ایجاد مجسمههای جدید به یادبود پیروزیها ذوب شدهاند. در حالی که آثار سنگی و سرامیکی بسیار بیشتری از قرون گذشته به ما رسیدهاند. در سال ۲۰۰۷ چندین مجسمه برنز با قدمت بالا به سرقت رفته، احتمالاً به دلیل ارزش این فلز پس از بازیابی فلز در پی ذوب شدن کار.[۳]
مواد
[ویرایش]آلیاژهای برنز مختلف زیادی وجود دارد، در زمان حال اکثر موزهها این اصطلاح را به اشتباه استفاده میکنند، و در توضیحات به جای آن عبارت «آلیاژ مس» بکار میرود. معمولاً برنز مدرن ۸۸٪ مس و ۱۲٪ قلع است.[۴] برنز آلفا از محلول جامد قلع در مس تشکیل شدهاست. از آلیاژهای برنز آلفا با قلع ۴ تا پنج درصد برای ساختن سکه استفاده میشود. برنزهای تاریخی از نظر ترکیب بسیار متغیر هستند، زیرا بیشتر فلزکاران احتمالاً از هر نوع قراضه استفاده میکردند. برخی از مجسمههای برنزی قدیمی موجود دارای ترکیباتی از قلع، مس، روی، سرب، نیکل، آهن، آنتیموان و آرسنیک هستند. در برخی موارد حتی مقدار غیرمعمولی از نقره نیز مشاهده شدهاست. از این ترکیبات و درصد هرکام میتوان راجع به ماهیت ماده اولیه مورد استفاده حدسهایی زد. مثلاً میزان زیاد نقره میتواند نشان دهد که مجسمه از قاب سکه ساخته شدهاست.
در عصر برنز معمولاً از دو شکل برنز استفاده میشد: «برنز کلاسیک» و «برنز خفیف». برنز کلاسیک حدو ۱۰٪ قلع دارد و برای تولید محصولات برنزی معمولاً ریختهگری میشود. در حالی که برنز خفیف حدود ۶٪ قلع دارد و برای تولیدات برنزی، ورقهٔ برنز خفیف را چکش زنی میکنند. به عنوان مثال در نوک تیرها و سلاحهای پرتابی از برنز کلاسیک و در کلاه خود و زره از برنز خفیف استفاده میشود. طبق یک تعریف، «برنز مجسمه» مدرن ۹۰٪ مس و قلع ۱۰٪ است.[۲]

تمدنهای بزرگ دنیای قدیم از زمان معرفی آلیاژ برنز، آن را برای مقاصد هنری و تولید ابزار و اسلحه به کار میبردند. دختر رقصنده از موهجودارو، متعلق به تمدن هاراپان است و قدمت آن به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد برمی گردد. این مجسمه شاید قدیمیترین مجسمه برنز شناخته شده باشد.[۵] یونانیان اولین نفری بودند که ارقام را تا اندازه عمر ارزیابی کردند. تعداد کمی از نمونهها شرایط خوبی دارند. یکی از آنها مجسمه جوانان پیروز برنز ضدزنگ است که برای اینکه این همه سال سالم بماند تلاشهای زیادی صورت گرفتهاست. از عصر حکومت رومیان مجسمههای برنز بسیار بیشتری باقی ماندهاست.
چینیهای باستان هم ریختهگری لاست واکس و هم ریختهگری با قالب را بلد بودند و در دوره سلسله شانگ تعداد زیادی برنز آئینی چینی و کشتیهای آیینی پوشیده از تزئینات پیچیده را خلق میکردند. این مجسمهها در مجموعههای حداکثر ۲۰۰ قطعه ای در مقبرههای سلطنتی دفن میشدند.
روند
[ویرایش]فرآیند آفرینش یک اثر برنزی، یکی از پیچیدهترین و ظریفترین شاخههای هنرهای فلزی در تاریخ بشر است. ترکیب مهارتهای هنری، شناخت مواد، فیزیک حرارت، شیمی آلیاژها و تجربهٔ چندین نسل استادکاران، این هنر را از بسیاری رشتههای صنایعدستی متمایز ساخته است. برنز به عنوان یکی از نخستین آلیاژهایی که بشر آن را ساخت، از دوران باستان تاکنون در قالبهای گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است؛ از ابزارهای ابتدایی گرفته تا مجسمههای عظیم، درهای تاریخی، زنگها، سکهها و آثار یادمانی. برای خلق یک اثر برنزی، بسته به ابعاد، شکل و میزان جزئیات، ممکن است از چندین روش مختلف استفاده شود؛ از جمله ریختهگری لاست واکس و شکل مدرنتر آن یعنی ریختهگری دقیق، ریختهگری ماسهای، ریختهگری پوستهای، قالبگیری سرامیکی و حتی ریختهگری گریز از مرکز.
اصطلاح «برنز» تنها به آلیاژ سنتی مس و قلع اشاره ندارد؛ امروز در حوزهٔ مجسمهسازی این واژه میتواند شامل آلیاژهای مختلفی باشد که ویژگیهای مکانیکی و ظاهری خاص دارند. همچنین در دورهٔ صنعتی اروپا، با گسترش فناوریهای نوین، برخی از آثار برنزی نه از طریق ریختهگری سنتی، بلکه با روشهای الکتروشیمیایی همچون آبکاری الکتریکی و گالوانوپلاستی ساخته شدند. این آثار، اگرچه از لحاظ ساختار با ریختهگری کلاسیک متفاوتاند، اما در دنیای هنر با عنوان «برنز» شناخته شدهاند و جایگاه مهمی در تاریخ هنر قرن نوزدهم دارند.[۶]
از مشهورترین نمونههای استفادهٔ هنری از روش گالوانوپلاستی میتوان به مجسمههای زینتی اپرای پاریس و تندیس ۳۲۰ سانتیمتری پرنس آلبرت اشاره کرد که در سال ۱۸۶۱ توسط شرکت الکینگتون (Elkington & Co.) در بیرمنگام ساخته شد و بعدها به عنوان یادبودی از نمایشگاه بزرگ ۱۸۵۱ شهرت یافت.[۶] این روش، امکان تولید آثاری با جزئیات خیرهکننده، وزن کمتر نسبت به برنز واقعی و هزینهٔ بسیار پایینتر را فراهم میکرد.
روش لاست واکس
[ویرایش]ریختهگری لاست واکس که یکی از کهنترین و دقیقترین روشهای ریختهگری در جهان است، از دوران مصر باستان، بینالنهرین، یونان و ایران تا دورههای معاصر بدون تغییر اساسی در ماهیت خود باقی مانده است. این روش با ساخت یک مدل کامل آغاز میشود؛ مدلی که میتواند از موم، خاک رس، گچ یا ترکیبی از مواد انعطافپذیر ساخته شود. برای آثار کوچک معمولاً از موم طبیعی یا مدلسازی پلاستیکی استفاده میشود، اما برای پیکرههای بزرگتر، قالبگیری چندلایه با گچ تقویتشده، خاک رس مقاوم یا رزینهای صنعتی به کار میرود.
در بسیاری از کارگاههای مجسمهسازی سنتی، قالب گچی نه تنها نقش نمونهٔ اولیه را ایفا میکند، بلکه به عنوان یک «نسخهٔ یادمانی» نیز نگهداری میشود. این قالب گاه دههها بعد مورد استفاده مجدد قرار میگیرد تا نسخههای تازهای از اثر ساخته شود. نمونههای تاریخی فراوانی وجود دارد که قالبهای گچیشان به عنوان میراث فرهنگی نگهداری میشوند و خود ارزش هنری مستقل پیدا کردهاند.
پس از ساخت قالب، یک لایه موم بر سطح داخلی ریخته میشود که شکل نهایی اثر را تعیین میکند. برای مجسمههای بزرگ، پوستهٔ مومی باید کاملاً یکنواخت و دقیق باشد، زیرا ضخامت این لایه تعیینکنندهٔ ضخامت نهایی دیوارههای برنز خواهد بود. در ادامه، هستهٔ داخلی که معمولاً از موادی مانند خاک رس شاموتدار، سیلیس، ماسهگرفتی یا ترکیبات مقاوم در برابر حرارت ساخته میشود، درون مجسمه قرار میگیرد و با پینهای فلزی به پوستهٔ مومی متصل میشود. این پینها نه تنها هسته را در جای خود نگه میدارند، بلکه پس از ریختهگری به عنوان نقاط اتصال ساختارهای داخلی عمل میکنند.
برای هدایت مناسب فلز مذاب، کانالهای مومی یا «چشمهها» ایجاد میشود. چشمهها نقش حیاتی دارند؛ زیرا اگر مسیر حرکت فلز درست طراحی نشود، امکان شکست ریختهگری، ایجاد حفره، یا حتی ترکیدن قالب وجود دارد. استادکاران قدیمی معمولاً تجربهٔ سالها کار عملی را در طراحی این مسیرها به کار میگرفتند؛ در حالی که در روشهای مدرن، شبیهسازی دیجیتال (CFD) امکان محاسبه دقیق جریان فلز را فراهم کرده است.
در مرحلهٔ بعد، مجموعهٔ کامل موم و هسته در یک پوستهٔ سرامیکی چندلایه یا قالب گچی ضخیم قرار داده میشود. با حرارتدهی در کوره، موم از قالب خارج میشود؛ فرآیندی که به آن «مومزدایی» گفته میشود. این مرحله حساسترین بخش کار است؛ زیرا باقیماندن هر مقدار موم یا رطوبت موجب انفجار قالب در لحظهٔ ریختهگری میشود. زمانی که قالب کاملاً خشک و آماده شد، فلز مذاب که معمولاً در دمایی بین ۱۱۵۰ تا ۱۲۵۰ درجه سانتیگراد است، به آرامی وارد آن میشود.
پس از سردشدن و شکستن قالب، اثر برنزی نمایان میشود. این نسخهٔ اولیه اغلب دارای کانالهای ریختهگری، پینهای باقیمانده، ناهمواریها، ترکهای سطحی، و گاه حفرههای ناشی از گاز است. در مرحلهٔ پرداخت، همهٔ این بخشها بریده و صاف میشوند. جوشکاری برنز برای ترمیم، همگنسازی سطح، یا اتصال قطعات چندگانه انجام میشود.
پس از پرداخت، نوبت به «پتینه» میرسد؛ هنری که از واکنشهای شیمیایی کنترلشده برای ایجاد رنگ و بافت سطحی استفاده میکند. پتینهکاری میتواند از رنگهای سبز و قهوهای سنتی تا رنگهای امروزی چون آبی، قرمز، مشکی و طیفهای صنعتی متنوع ادامه یابد. این مرحله گاه ویژگی احساسی و هنری اثر را دگرگون میکند.
- مدل سیب در موم، نخستین مرحله از ریختهگری لاست واکس و تعیینکنندهٔ جزئیات نهایی.
- ریختن برنز مذاب با دمای حدود ۱۲۰۰ درجه سانتیگراد در قالب خشک؛ لحظهای کلیدی و بسیار حساس.
- سیب برنزی پس از خروج از قالب؛ قیف ریختگی (بهصورت وارونه) در پایین مجسمه نمایان است.

نگارخانه
[ویرایش]- شیر برونسویک (حدود ۱۱۶۶) در برونزویک آلمان
- متصدی ، ۱۰۰ سال قبل از میلاد ، مجسمه برنزی ایتروسکو-رومی که آول متل را به تصویر میکشد (لاتین: Aulus Metellus) ، مردی اتروسیایی که در حالی که مشغول بلاغت بود ، یک توگا رومی پوشید . این مجسمه دارای کتیبه ای به الفبای اتروسک است
- پرسئوس با رئیس مدوسا ( Benvenuto Cellini ، ۱۵۴۵-۵۴۵) در Piazza della Signoria در فلورانس ، ایتالیا پس از تمیز کردن مجسمه
- چارلز پنجم ، امپراتور مقدس روم ( لئون لئونی ، اواسط قرن شانزدهم)
- Prospect Park War Memorial ( آگوستوس لوکمن ، ۱۹۲۱) در Prospect Park ، بروکلین
- ساعت رومیزی برنز (بالا) و اورمو (زیر) ساعت سبک امپراتوری ، ج. ۱۸۱۰ ، توسط پیر فیلیپ تومر
- تعادل دیوید آسکلون نشان میدهد که چگونه مواد شیمیایی واکنش پذیر به این فلز یک سطح آبی مرمر شده میدهند.
- مجسمه برنز در تفلیس ، جورجیا
- تندیس برنز یک اسب ، بازیگران جامد ، اوایل قرن ۵ قبل از میلاد ، کارگاه Argive.
منابع
[ویرایش]- ↑ Savage, George, ‘’A Concise History of Bronzes’’, Frederick A. Praeger, Inc. Publishers, New York, 1968 p. 17
- 1 2 Caleb Hornbostel, Construction Materials: Types, Uses and Applications, Second Edition (New York: John Wiley & Sons, 1991) p. 175.
- ↑ "Archived copy". Archived from the original on 2012-03-24. Retrieved 2011-05-19.
{{cite web}}: نگهداری یادکرد:عنوان آرشیو به جای عنوان (link) - ↑ Knapp, Brian. (1996) Copper, Silver and Gold. Reed Library, Australia.
- ↑ "National Museum, New Delhi". www.nationalmuseumindia.gov.in. Archived from the original on 2015-09-16.
- 1 2 Scott, David A. (2002). Copper and bronze in art: corrosion, colourants, conservation. Getty Publications. ISBN 978-0-89236-638-5.
Some extremely important commissions were made in electrotypes, such as the "bronzes" that adorn the Opera, Paris, and the 320 cm high statue of Prince Albert and four accompanying figures, erected behind the Albert Hall in London as a memorial to the Great Exhibition of 1851. The Prince Albert statue was electrotyped by Elkington & Company of Birmingham, England, in 1861 and has recently been restored.
Note that the Memorial to the Great Exhibition was originally erected in the garden of the Royal Horticultural Society, and moved to its present location around 1890.
کتابشناسی و مطالعه بیشتر
[ویرایش]- Scholten, Frits (2011). European sculpture and metalwork. New York: The Metropolitan Museum of Art. ISBN 978-1-58839-441-5. Scholten, Frits (2011). European sculpture and metalwork. New York: The Metropolitan Museum of Art. ISBN 978-1-58839-441-5. Scholten, Frits (2011). European sculpture and metalwork. New York: The Metropolitan Museum of Art. ISBN 978-1-58839-441-5.
- واینریب، ایتای، شی برنز در قرون وسطی (کمبریج، ۲۰۱۶).
- Dafas, KA، ۲۰۱۹. مجسمه برنزی با مقیاس بزرگ یونان: اواخر دورههای باستانی و کلاسیک، انستیتوی مطالعات کلاسیک، دانشکده مطالعات پیشرفته، دانشگاه لندن، بولتن انستیتوی مطالعات کلاسیک، مونوگرافی، مکمل BICS 138 (لندن).
پیوند به بیرون
[ویرایش]- مجسمه و معماری برنز
- ریختهگری دقیق چیست؟[پیوند مرده]
- نمایشگاه MMA کشتیهای آیین سلسله شانگ
- فیلمی ۲۶ دقیقه درباره آگوست رودین و گیتس جهنم
- "Flash animation of the lost-wax casting process". James Peniston Sculpture. Retrieved 2007-10-24.
- فیلم کوتاه در مورد کار مجسمه ساز برنز