ازدواج موقت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از متعه)
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English

مُتعِه یا نکاح مُنقَطِع یا ازدواج موقت که به صیغه[۱] نیز معروف است، نوعی از ازدواج در مذهب شیعه است که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی با مهریهای معلوم، بین زن و مرد بسته می‌شود و با پایان آن رابطهٔ زوجیت خودبه‌خود منقضی می‌شود. در میان مسلمانان در مورد جواز این ازدواج اختلاف نظر است. اهل سنت، اباضیه و زیدیان آن را حرام و شیعیان امامی آن را مشروع و صحیح می‌دانند. برخی در تعریف متعه را ازدواج نمی‌دانند و معتقدند در شریعت اسلام ازدواج دو نوع تعریف نشده است. متعه یعنی تمتع، درحالی‌که هدف از ازدواج، تشکیل خانواده است.[۲]

متعه در قوانین ایران به پیروی از فقه امامیه به رسمیت شناخته شده است، اما در کشورهای اسلامیِ دیگر و کشورهای غربی چنین نهادی وجود ندارد.[۳]

متعه در قرآن[ویرایش]

این نوع از ازدواج خاص مذهب شیعه است و فقهای امامیه آن را بر اساس آیه ۲۴ سوره نساء صحیح می‌دانند که در آن آمده است: «مهر و کابین آن زنان را که از آنان بهره‌مند شده‌اید به عنوان واجب بپردازید»[۴] اما فقهای عامه آن را نمی‌پذیرند و معتقدند این آیه در مورد استمتاع در ازدواج دائم است.[۳]

قواعد[ویرایش]

تعیین مدت[ویرایش]

متعه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با ازدواج دارد. مهم‌ترین ویژگی آن تعیین مدتی است که با اتمام آن ازدواج بدون نیاز به طلاق به پایان می‌رسد. این مدت حداقل و حداکثری ندارد اما برخی معتقدند در صورتی که مدت ازدواج موقت از طول عمر معمول انسان فراتر باشد ازدواج به دائم تبدیل می‌شود. صیغهٔ ازدواج موقت گفتن عبارتی به مضمون «خود را [با مهریه معین برای مدت معینی] به زوجیت تو درمی‌آورم» از سوی زن و اعلام عبارتی به مضمون «قبول می‌کنم» از سوی مرد است. بر اساس نظر مشهور این ایجاب و قبول در صورت توانایی تلفظ واژه‌های عربی حتماً باید به زبان عربی گفته شود.[۵] اما قانون مدنی ایران اشاره‌ای به عربی بودن ندارد.[۶] در عربی معمولاً از سه واژهٔ «زوجتک» یا «متعتک» یا «انکحتک» برای زن و «قبلت التزویج» یا «قبلت النکاح» برای قبول مرد استفاده می‌شود.[۷] ایجاب و قبول هم ممکن است جابجا شود یعنی مرد درخواست ازدواج را اعلام و زن موافقت را اعلام کند.[۵] برخی فقها مانند محقق حلی معتقدند اگر مدت در زمان عقد تعیین نشود قرارداد خودبخود به ازدواج دائم تبدیل شده‌است.[۸] اما بر اساس نظری دیگر در این صورت با توجه به قاعدهٔ «ما وقع لم یقصد و ما قصد لم یقع»[۹] عقد موقت بدون ذکر مدت باطل است و زوجیتی برقرار نشده‌است. این نظر در بین حقوق‌دانان مقبول‌تر است. فقهایی چون شهید ثانی و علامه حلی هم این نظر را داشته‌اند.[۱۰]

مدت عقد را می‌توان تمدید کرد، هم‌چنین مرد می‌تواند از ادامهٔ آن صرف‌نظر کرده و به اصطلاح مدت باقی‌مانده را بذل کند و زوجیت را به پایان برساند و یا طرفین می‌توانند پس از پایان مدت آن را به ازدواج دائم تبدیل کنند.

تعیین مهریه[ویرایش]

در ازدواج موقت نیز مثل ازدواج دائم بایستی مهریهای تعیین گردد و مقدار آن بسته به توافق طرفین است، اما برخلاف ازدواج دائم که تعیین مهریه را می‌توان به بعد از ازدواج موکول کرد یا اصولاً توافقی بر آن نکرد، در ازدواج موقت عدم تعیین مهریه در زمان عقد موجب باطل شدن قرارداد می‌شود.[۱۱]

انقضای عقد[ویرایش]

طلاق در متعه وجود ندارد و انقضای آن با پایان مدت یا بذل مدت است، به این معنی که مرد می‌تواند قبل از پایان مدت از بقیه زمان صرفنظر کرده و رابطهٔ زوجیت را به پایان برساند. ایلاء هم بنا به نظر مشهور در آن امکان ندارد و در مورد امکان لعان و ظهار اختلاف نظر است، بر اساس شرح لمعه لعان فقط در مورد قذف به زنا قابل اجراست.[۱۲]

ارث[ویرایش]

در مورد وضعیت ارث در ازدواج موقت اختلاف نظر زیادی وجود دارد و چهار دیدگاه متفاوت مطرح است:[۱۳]

  • زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند مگر اینکه در هنگام عقد شرط توارث کنند. با توجه به اصل «المسلمون عند شروطهم» و برخی احادیث هم آن را تأیید کرده‌اند. این نظر را شیخ طوسی، محقق حلی، شهید اول و شهید ثانی داشته‌اند.[۱۴]
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و شرط توارث هم باطل است. با توجه به اینکه ارث یک حکم شرعی است و اثبات آن به دلیل نیاز دارد. برخی احادیث هم از این دیدگاه پشتیبانی می‌کند. اکثر فقهای متأخر این نظر را داشته‌اند و برخی این را نظر مشهور دانسته‌اند.
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند مگر اینکه شرط عدم توارث کنند. شریف مرتضی این نظر را داشته‌است.[۱۵]
  • زن و شوهر از یکدیگر ارث می‌برند و شرط عدم توارث هم باطل است.

در قانون مدنی ایران با توجه به مادهٔ ۹۴۰ که گفته «زوجین که زوجیت آن‌ها دائم بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می‌برند.» مشخص می‌شود که در ازدواج موقت ارث وجود ندارد اما این‌که آیا می‌توان شرط ضمن عقد توارث را کرد مشخص نیست. برخی حقوق‌دانان چنین شرطی را با توجه به اصل صحت صحیح ولی برخی سکوت قانون را به معنی نبود این امکان می‌دانند و تغییر در مقررات ارث را با توجه به اینکه به منافع افراد دیگر و مصلحت اجتماعی مربوط است از طریق قرارداد ممکن نمی‌دانند.[۱۶]

مذهب[ویرایش]

زن نمی‌تواند با غیر مسلمان و بنا به قولی غیر شیعیان دوازده‌امامی ازدواج کند و مرد هم با زن ناصبی و مشرک نمی‌تواند ازواج کند اما با اهل کتاب از جمله زرتشتیان می‌تواند ازدواج کند.[۱۷]

تعداد[ویرایش]

ازدواج موقت زن با بیش از یک مرد در یک زمان جایز نیست اما بر اساس نظر مشهور مرد در ازدواج موقت محدودیت عددی ندارد و به هر میزان که بخواهد می‌تواند همسر موقت اختیار کند، برخلاف ازدواج دائم که به چهار همسر هم‌زمان محدود شده است.[۱۸]

عده[ویرایش]

بر اساس نظر مشهور مدت عدهٔ ازدواج موقت، دو بار پاک شدن از قاعدگی پس از پایان متعه است. برای اشخاصی که با وجود یائسه نبودن قاعده نمی‌شوند، این مدت ۴۵ روز است. اما اگر شوهر در اثنای ازدواج موقت بمیرد، بر اساس نظر مشهور عده همانند ازدواج دائم چهار ماه و ده روز است.[۱۹]

اجازهٔ پدر[ویرایش]

پسر بالغ و رشید، و دختر بالغ و رشید و غیر باکره در امر ازدواج استقلال دارند و هیچ‌کس حتی پدر بر آن‌ها ولایتی ندارد. هم‌چنین پدر و جد پدری بر فرزند صغیر و فرزند بالغ دیوانه یا سفیه (کم‌عقل) خود ولایت در ازدواج دارند و می‌توانند در صورت نبود مفسده او را به ازدواج دیگری درآورند.[۲۰] و بنا به نظر مشهور آن پسر یا دختر پس از بلوغ نمی‌تواند ازدواج را برهم بزند.[۲۱]

اما در مورد ولایت پدر (و جد پدری) بر نکاح دختر بالغ (بنا به نظر مشهور نُه سالهٔ قمری) باکرهٔ رشیده (غیر سفیه) اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی ولایت پدر بر دختر رشید را نپذیرفته و ازدواج را بر عهدهٔ خود دختر می‌دانند، گروهی دیگر به ولایت مشترک پدر و دختر معتقدند یعنی برای ازدواج هم ارادهٔ دختر و هم اجازهٔ پدر را لازم می‌دانند و هیچ یک از آن‌ها به طور مستقل نمی‌تواند عقد ازدواج را جاری کند، برخی هم بین نکاح دائم و موقت تفاوت نهاده و در نکاح دائم دختر را مستقل و در نکاح منقطع، غیرمستقل می‌دانند، یا برعکس در نکاح دائم غیرمستقل و در نکاح منقطع مستقل می‌دانند و دسته‌ای دیگر هم ولایت را به طور کامل بر عهدهٔ پدر می‌دانند و حقی برای دختر در ازدواج قائل نیستند.

محقق حلی در کتاب شرائع‌الاسلام (قرن هفتم) نظر مشهور و دیدگاه خود را عدم ولایت پدر بر دختر رشیده باکره ذکر می‌کند و از سه نظر اقلیت دیگر یاد می‌کند: اول؛ به گفتهٔ شیخ مفید در مقنعه و ابوصلاح حلبی در الکافی هم اجازهٔ پدر و هم رضایت دختر هر دو باید احراز شود، دوم نظر شیخ طوسی در النهایه و ابن براج در المهذب که امر را مثل مورد ازدواج صغیر به طور کامل بر عهدهٔ پدر دانسته و حقی برای دختر قائل نیستند. و سوم گروهی که استقلال دختر در ازدواج موقت را به رسمیت شناخته ولی در ازدواج دائم او را محتاج اجازه از پدر می‌دانند و برعکس.[۲۲] شمس‌الدین عاملی (شهید اول) در لمعه (قرن هشتم) و زین‌الدین عاملی (شهید ثانی) در شرح لمعه (قرن دهم) هم نظر صحیح‌تر را عدم ولایت پدر بر دوشیزهٔ بالغ و رشیده و عدم لزوم حضور ولی در هنگام ازدواج نوشته‌اند.[۲۳] روح‌الله خمینی هم در تحریرالوسیله (قرن چهاردهم) این چهار نظر را شرح داده و احتیاط را در کسب اجازه هم از پدر و هم از جد پدری دانسته‌است.[۲۴]

اما حتی فقهایی که ولایت پدر بر دختر را می‌پذیرند اتفاق نظر دارند که اگر پدر با وجود تمایل دختر وی را از ازدواج با همتای[۲۵] خود منع کند ولایت او بدون تردید ساقط می‌شود که در اصطلاح آن را «عضل» می‌نامند.[۲۶]

در بین فقهای معاصر سید روح‌الله خمینی، شبیری زنجانی، جواد تبریزی، نوری همدانی و سید علی سیستانی[۲۷] فتوا داده‌اند که باید اجازهٔ پدر اخذ شود. مکارم شیرازی، اراکی، فاضل لنکرانی، صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، ابوالقاسم خویی،[۲۸] سید صادق شیرازی[۲۹] و سید علی خامنه‌ای[۳۰] گرفتن اجازه از پدر را «احتیاط واجب» دانسته‌اند (نظر احتیاطی به این معناست که فقیه به قطعیت در موضوع نرسیده و حکم یا فتوا صادر نمی‌کند ولی بر اساس اصل «احتیاط» آن را توصیه می‌کند). اما سید محمدرضا گلپایگانی، محمدصادق روحانی،[۳۱] سید محمد حسینی شاهرودی[۳۲]، محمد صادقی تهرانی و عبدالکریم موسوی اردبیلی[۳۳] محمدعلی گرامی معتقدند که اجازهٔ پدر برای دختر بالغ (بر اساس نظر مشهور نه سالهٔ قمری) که خیر و صلاح خود را تشخیص می‌دهد، لازم نیست. به گفتهٔ محمدتقی مدرسی هم احتیاط در اجازه است اما بر اساس نظر قوی‌تر کسی که ادارهٔ زندگی خود را در دست دارد از ولایت خارج شده و نیازی به اجازه ندارد.[۳۴] محمدسعید حکیم در استفتائی در مورد اجازهٔ ازدواج دختر باکره به شرط عدم دخول بدون اذن پدر، آن را صحیح دانسته‌است.[۳۵][۳۶]

دلایل مخالفان و موافقان[ویرایش]

مخالفان[ویرایش]

انتقادات بر صیغه بر پایه مواردی چون ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان، مغایرت با اسلام، «کلاه شرعی» بودن برای روسپی‌گری، رواج بیماری‌های آمیزشی مانند ایدز، نقض حقوق کودک حاصل از صیغه، ازهم‌پاشیدن خانوادهها است.

  • از نظر فرهنگی، در جامعه ایران بسیاری «صیغه» را نوعی «کلاه شرعی» برای روسپی‌گری می‌دانند.[۳۷] روسپی‌گری در ایران جُرم بوده و مجازات شلاق دارد اما خواندن یک متن صیغه از جانب عاقد، آن را شرعی می‌کند.[۳۸]
  • منتقدان معتقدند که صیغه موجب ایجاد تبعیض‌های اجتماعی و حقوقی علیه زنان می‌شود. زیرا در قوانین «صیغه» منافع مرد بر منافع زن برتری دارد و می‌افزاید: «در این جا فقط لذت جنسی مرد در نظر گرفته شده‌است نه زن.[۳۷] همچنین ازدواج موقت موجب نقض حقوق زنان می‌شود زیرا در ازدواج موقت، زنان از مردان ارث نمی‌برند و مرد ملزم به پرداخت نفقه نیست.[۳۹] فاطمه صادقی معتقد است صیغه می‌تواند موجب انقیاد برخی زنان شود زیرا تعدد زوجات به دنبال خواهد داشت اما در عین حال ممکن است مشکلات دسته‌ای دیگر از زنان را حل کند. نکته مورد تاکید باید این باشد که ازدواج موقت چه نفعی برای زنان دارد و شان اجتماعی زنان در این پدیده چقدر مورد توجه جامعه قرار می‌گیرد. او همچنین درمورد تفاوت فلسفه رایج درباره صیغه در گذشته و موافقان فعلی ترویج آن هشدار می‌دهد و بررسی کارشناسی را ضروری می‌داند.[۴۰]
  • مخالفان معتقدند اغلب مردان متاهل برای صیغه اقدام می‌کنند که این امر موجب فروپاشی خانوادهها می‌شود.[۴۱]
  • یکی دیگر از مشکلات مربوط به کودک این است که از آنجا که ثبت صیغه الزامی نیست، زنانی که باردار می‌شوند، نمی‌توانند ثابت کنند بچه از شوهر موقت است. چنان‌که طبق اعلام نماینده قوه قضائیه، تعداد زیادی پرونده در دادگاه‌ها وجود دارد که بعد از بارداری زن، مرد خود را پنهان کرده‌است و یا بچه را انکار می‌کند.[۴۱]
  • مینو محرز، پزشک متخصص بیماری‌های عفونی و ایدز معتقد است «از آنجایی که در ازدواج موقت، فرد محدود به یک شریک جنسی نشده و می‌تواند از این طریق، چند شریک جنسی داشته باشد، احتمال شیوع بیماری‌های مقاربتی افزایش می‌یابد. در شرایط فعلی و با دانش ناکافی مردم جامعه در خصوص بیماری‌های مقاربتی، ترویج ازدواج موقت کار غلطی به نظر می‌رسد.»[۴۱]
  • برخی مخالفان معتقدند «فرهنگ جامعه ما فرهنگ ازدواج دایم است». به جای ترویج ازدواج موقت برای جوانان باید مشکلات ازدواج دایم آنان را حل کرد. رواج صیغه موجب خلل وارد شدن به ازدواج دائم و شرعی کردن مشکل «روابط دختر و پسر در جامعه اسلامی» می‌شود.[۴۰]

مخالفان در اسلام[ویرایش]

مخالفان در بحث‌های درون‌دینی، با استناد به دستورها و سنت پیامبر، متعه را حرام می‌دانند. عمده‌ترین استناد اهل سنت در مورد حرمت ازدواج موقت بر تحریم آن به واسطه سنت و احادیث پیامبر است. آنان دلیل مخالفت خود نسبت به ازدواج موقت را، «نَسخ» ذکر می‌کنند و معتقدند که ازدواج موقت به استناد تعدادی از آیات قرآن و همچنین حدیثی صریح از پیامبر منسوخ است. از جمله اینکه زن در ازدواج موقت زوجه نیست برای آنکه از شرایط زوجیت این است که ارث ببرد و بتوان او را طلاق داد و در آن لعان و ظهار جاری شود و دارای عدّه باشد و حق نفقه داشته باشد و حال آنکه هیچ یک از این شرایط در ازدواج‌موقت نیست و از تمام شوؤن زوجیت محروم است. همچنین ازدواج موقت ارث ندارد و زوجه دائم ارث دارد و با توجه به ارث زوجین، چون در ازدواج موقت زوجین از یکدیگر ارث نمی‌برند، پس قرآن ناسخ ازدواج موقت است. علاوه بر آن چون ازدواج موقت طلاق ندارد و طلاق هم از لوازم زوجیت است پس متعه زوجه نیست و چون زوجه نشد، آیه طلاق ناسخ آیه متعه می‌باشد در صورتیکه اگر متعه زوجه بود، باید بتوان آن را طلاق داد و حال آن که در ازدواج موقت طلاق ندارد.[نیازمند منبع]

موافقان[ویرایش]

موافقان ازدواج موقت نیز استدلال‌هایی را در دفاع از آن مطرح کرده‌اند:[۴۲]

  • متعه از گسترش روابط آزاد جلوگیری می‌کند. روابط آزاد مغایر برخی مذاهب است و تعهدات قانونی برای طرفین ایجاد نمی‌کند. این مزیت به ویژه در مورد فرزندان حاصل از ازدواج موقت مطرح است که تمام حقوق فرزندان ازدواج عادی را دارند در حالی‌که فرزندان روابط آزاد حرام‌زاده محسوب شده و از حمایت‌های قانونی و اجتماعی بی‌بهره‌اند.
  • از ازدواج موقت می‌توان به عنوان یک دورهٔ آزمایشی برای تصمیم‌گیری در مورد امکان زندگی مشترک استفاده کرد.
  • ازدواج موقت برای کسانی که امکان تشکیل خانواده، به هرد دلیل به ویژه دلایل مالی، ندارند راهی برای ارضای نیازهای جنسی و عاطفی فراهم می‌کند. در این زمینه مدافعان به پیشنهادها برتراند راسل فیلسوف انگلیسی و قاضی آمریکایی دادگاه نوجوانان قاضی لیندسی یاد می‌کنند که پیشنهاد تعریف انواع مشابهی از ازدواج به نام ازدواج موقتی یا زناشویی رفاقتی را برای جوانان و دانشجویان کرده بودند.
  • ازدواج موقت در دورهٔ نامزدی برای افراد و خانوادهایی که به مسائل شرعی پایبندند راه حلیست که امکان معاشرت و مراودات میان دو طرف را برقرار می‌کند.

متعه در جمهوری اسلامی ایران[ویرایش]

بحث صیغه در حدود سال ۱۳۷۰ با سخنان علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهوری وقت که صیغه را به عنوان راهکاری برای مقابله با معضلات جنسی جوانان مطرح کرده بود، دامن زده شد ولی این بحث به علت مخالفت‌های سنگینی که پیش آمد برای بیش از یک دهه به حاشیه رفت.[۴۰] در سال ۱۳۸۱ نیز با طرح راه‌اندازی خانه عفاف بالا گرفت که بعد اعلام شد طراح آن دستگیر شده و خود سابقه منکراتی داشته‌است.[۴۳] در این بین گزارش‌های متعددی از فروش خدمات جنسی با انجام متعه ثبت شد، مثلاً در قم که روزانه هزاران زایر و مسافر به آن رفت‌وآمد دارند.[۳۷][۳۸]

بار دیگر در سال ۱۳۸۶ مصطفی پورمحمدی، وزیر کشور خواستار رواج «صیغه» (با عنوان ازدواج موقت) با هدف «جلوگیری از شیوع فساد در جامعه» شد.[۳۷][۴۰] هرچند که بعداً غلامحسین الهام سخنگوی دولت اعلام کرد «سخنان اخیر وزیر کشور درباره ازدواج موقت، از جایگاه یک روحانی بوده‌است و نظر دولت نیست. این امر مربوط به دولت به عنوان قوه مجریه کشور نیست.»[۴۱] در قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ در ماده ۲۱ ضمن تأکید بر آنکه نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد به محوریت و استواری روابط خانوادگی، ازدواج دائم را مبنای تشکیل خانواده می‌داند، نکاح موقت را بر اساس احکام شریعت و قانون مدنی ایران جایز دانسته و در سه حالت ثبت آن را الزامی می‌داند که عبارت از باردار شدن زوجه، توافق طرفین و یا شرط ضمن عقد می‌باشد. در ماده ۵۱ عدم ثبت در این شرایط را مشابه عدم ثبت ازدواج دائم مشمول احکام کیفری برمی شمارد.[۴۴]

علاوه بر این وب‌گاه‌هایی نیز در اینرنت برای ترویج صیغه و آشنا کردن داوطلبان با یکدیگر ایجاد شده‌است. از جمله وب‌گاه‌های «صیغه دات کام»، «وبلاگ موقت» و وبلاگ «حال و هول حلال» (ستاد برگزاری اولین کنگره لذت حلال در تهران و یا قم).[۴۵] برخی از منابع اسلامی مطالب این گونه وبلاگ‌ها را «بدعت در دین» می‌دانند.[۴۶]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «ثبت ازدواج‌های یک ساعته با 50 هزار تومان». پایگاه خبری تحلیلی خرداد. ۲۰۱۵-۰۶-۰۸. بازبینی‌شده در ۲۰۱۵-۰۶-۰۸. 
  2. «لایحهٔ حمایت از مردان خانواده!، زینب پیغمبرزاده»(fa)‎. ماهنامه زنان (بازنشر در وبگاه تغییر برای برابری)، ۲۸ مهر ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 2014-03-26. بازبینی‌شده در ۸ آوریل ۲۰۰۸. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ صفایی، ص ۲۴
  4. ... فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً ... (نساء (۴) ۲۴)
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ شرح لمعه، ص ۳۲۲
  6. مادهٔ ۱۰۶۲ قانون مدنی: «نکاح واقع می‌شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید».
  7. المختصر النافع، ص ۲۸۸
  8. المختصر النافع، ص ۲۸۹
  9. آنچه اتفاق افتاده خواسته نشده و آن‌چه خواسته شده، اتفاق نیفتاده
  10. صفایی، ص ۲۵
  11. شرح لمعه ص ۳۳۵؛ المختصر النافع ص ۲۸۹؛ مادهٔ ۱۰۹۵قانون مدنی
  12. شرح لمعه، صص ۷-۳۳۶، المختصر النافع، ص ۲۸۹
  13. صفایی، ص ۲۶-۲۷
  14. شرح لمعه، ص ۳۳۷؛ المختصر النافع، ص ۲۸۹
  15. مختصرالنافع، ص ۲۸۹
  16. صفایی، ص ۲۷
  17. شرح لمعه، ص ۳۳۳؛ شرائع‌الاسلام ص ۵۲۵
    مادهٔ ۱۰۵۹ قانون مدنی ایران: «نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.»
  18. شرح لمعه، ص ۳۳۱
  19. شرح لمعه ص ۳۳۷؛ المختصر النافع، ص ۲۹۰؛ قانون مدنی مواد ۱۱۵۴ و ۱۱۵۲
  20. شرح لمعه ص ۳۲۳
  21. شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۵
  22. شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ المختصر النافع، ص ۲۷۶-۲۷۷
  23. شرح لمعه ص ۳۲۲-۳۲۳
  24. تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۲
  25. همتا یا کفو بنا به نظر مشهور فقهای شیعه به معنی مسلمان بودن و شیعهٔ دوازده‌امامی بودن برای مرد است. گروهی گفته‌اند که فقط اسلام کافی‌ست و گروهی توانایی پرداخت نفقه (در مورد ازدواج دائم) را هم به آن اضافه کرده‌اند.
  26. شرح لمعه ص ۳۲۳؛ شرائع‌الاسلام ص ۵۰۲؛ تحریرالوسیله، اولیای عقد مسألهٔ ۲
  27. http://www.sistani.org/local.php?modules=nav&nid=3&bid=23&pid=1738
  28. حاج سید ابوالقاسم موسوی خوئی، رسالهٔ توضیح‌المسائل، کتابفروشی لطفی، چاپ یازدهم، ۱۳۹۵ ه. ق، ص ۴۴۷، مسألهٔ ۲۳۸۵
  29. موسسه فرهنگی رسول اکرم صلی الله علیه وآله
  30. http://www.leader.ir/langs/FA/tree/5/index.php
  31. پاسخ به استفتاءات
  32. http://www.shahroudi.net/5etegad/setef08.htm#«%20احکام%20نکاح%20
  33. احکام و مسائل - رساله توضیح المسائل
  34. اولیاء العقد سماحة آیت‌الله العظمی السید محمد تقی المدرسی
  35. زواج المتعه استفتاء
  36. «ازدواج موقت (اذن پدر)». پایگاه مرکز ملی پاسخگویی به مسائل دینی. بازبینی‌شده در اردیبهشت ۹۳. 
  37. ۳۷٫۰ ۳۷٫۱ ۳۷٫۲ ۳۷٫۳ نگاه تازه؛ «صیغه با شرایط معین!» رادیوفردا
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ ثوابِ بوسه در ازدواج موقت، رادیوزمانه
  39. «ترویج ازدواج موقت» و موانع شرعی و عرفی، بی‌بی‌سی فارسی
  40. ۴۰٫۰ ۴۰٫۱ ۴۰٫۲ ۴۰٫۳ مخالفان ازدواج موقت چه می‌گویند ، روزنامه ابتکار، ۱۳۸۶/۰۴/۱۲
  41. ۴۱٫۰ ۴۱٫۱ ۴۱٫۲ ۴۱٫۳ پرونده کوچک خوشبختی!، همشهری آنلاین
  42. صفایی، ص ۲۹-۲۷
  43. «طرح‌های جایگزین خانه‌های عفاف؟!». زنان ایران، ۲ مهر ۱۳۸۱. 
  44. شورای نگهبان لایحه حمایت خانواده را تایید کرد
  45. اگر صیغه می‌شوی آف بگذار!، ماهنامه زنان، الهه حبیبی
  46. نقدی بر نحوهٔ بازنمایی ازدواج موقت در وبلاگ‌های دینی خبرگزاری قرآن، ۲۶ تیر ۱۳۸۵

منابع[ویرایش]

Nikāḥ al-mutʿah (Arabic: نكاح المتعة‎‎, literally "temporary marriage"), is a type of marriage permitted in Twelver Shia Islam, where the duration of the marriage and the dowry must be specified and agreed upon in advance.[1][2](p242)[3](p47–53) It is a private contract made in a verbal or written format. A declaration of the intent to marry and an acceptance of the terms are required (as they are in nikah). Nikah mut'ah was also practiced by the pre-Islamic Arabs.

According to Twelver Shia jurisprudence, preconditions for Nikah mut'ah are: The bride must not be married, she must be Muslim or belong to Ahl al-Kitab (People of the Book), she should be chaste, not addicted to fornication and she should not be a young virgin (especially if her father is absent and cannot give consent).[4] At the end of the contract, the marriage ends and the wife must undergo iddah, a period of abstinence from marriage (and thus, sexual intercourse). The iddah is intended to give certain paternity to a child should the wife become pregnant during the contract.[2][5] Generally, the Nikah mut'ah has no proscribed minimum or maximum duration.[6][7][8] However, one source, The Oxford Dictionary of Islam, indicates the minimum duration of the marriage is debatable and durations of at least three days, three months or one year have been suggested.[5] Sunni Muslims, and within Shia Islam, Zaidi Shias, Ismaili Shias, and Dawoodi Bohras do not practice Nikah mut'ah. However, Sunni Muslims practice Nikah misyar, which has been regularly considered a somewhat similar marriage arrangement. Some Western scholars consider both Nikah mut'ah[9] and Nikah misyar[10] to be forms of religiously sanctioned prostitution.

Background

Mut'ah, literally meaning joy, is a condition where rules of Islam are relaxed. It can apply to marriage (the nikah mut'ah) or to the Hajj (the obligatory pilgrimage) (the Mut'ah of Hajj). Mut'ah is a sensitive area of disagreement between those who follow Sunni Islam (for whom nikah mut'ah is forbidden) and those who follow Shia Islam (for whom nikah mut'ah is allowed).[1] Shias and Sunnis do agree that, initially, or near the beginning of Islam, nikah mut'ah was a legal contract.[3][11] Beyond that time, the legality of the practice is debated. Sunni Islamic law, Nikah al-Misyar, on the other hand, does not allow any certain period of time ( Yusuf Al-Qaradawi), thus not considered as adultery.[citation needed]

Historical examples

A historical example of nikah mut'ah is described by Ibn Hajar Asqalani (1372 - 1448 CE (852 AH)) in his commentary on the work of Sahih al-Bukhari.[12] Muawiyah I (602 - 680 AH), first caliph of the Umayyad dynasty, entered into a nikah mut'ah contract with a woman from Ta'if. She was a slave who was owned by a man called Banu Hazrmee. She received a yearly stipend from Muawiyah.

The scholar, ‘Abd ar-Razzaq as San‘ani (744 CE), described how Saeed bin Jabeer Jubayr frequently visited a woman in Mecca. When asked why, he said he had a contract of nikah mut'ah with her and seeing her was "more halal than drinking water".[13]

By contrast, in the Sahih al-Bukhari, Mut'ah marriage is classed as forbidden because Ali bin Abu Talib said that he heard Muhammad say that it is forbidden. As narrated by 'Ali bin Abu Talib: "On the day of khaibar, Allah's Apostle forbade the Mut'a (i.e. temporary marriage) and the eating of donkey-meat."[14] In another text, Sahih al-Bukhari (Volume 9, Book 86, Number 91), Ali bin Abu Talib also said that it was forbidden.

Many early Shia texts also state that Ali said Mut'ah marriage was forbidden and for this reason the Zaidi Shia, the oldest branch of the Shia do not practise Mut'ah marriage. Shia books like Tahdeeb: vol. 7, pg. 251, rewaya 10 and Istebsar: vol. 3, pg. 142, rewaya 5 also said that Ali said that Mut'ah marriage was forbidden because Muhammad told him.

Other early Shia books also recorded that Imam Baqir forbade Mut'ah Marriage 'Tahdeeb al Ahkam' and 'Furu al Kafi':Pp476.V2/Pp34.V5 and there was no recorded case of it in Ali's family.

Zaidi Shia view

The Zaidi also reject Mutah marriage.

In many early Zaidi books like Mujmoo Imam Ali Pp 498 V112. 2) Hadiths narrated by Ali bin Abi Talib state:

"Allah’s Messenger forbade the temporary marriage in the year of Khaybar." Mujmoo Imam Ali Pp 499 V112. 3) Ali bin Abi Talib said to a man who was engaging in Mutah: "You are a straying person, the Messenger of Allah has forbidden temporary marriage"[15]

Zaidites and Ismailites dismissed all claim made by Athana Asheri, The Twelver Shia about Mutah legality and class text that try to justify it as fabrications.

Zaidites and Ismailites argue that it is narrated from Imam Jaffar ul Sadiq to Imam Ismail Ul Mubarak that these texts are fornication and that it is adultery, Zina bil raza.[16]

Zaidites and Ismailites argue that the traditions banning Mutah are classified as Muthawathar, highly authentic.[17]

Nikah mut'ah in Sunni Islam

In the sixteenth century, during the reign of Akbar, the third emperor of the Mughal Empire, who was believed to be a Hanafi Sunni, debates regarding religious matters were held weekly on Thursdays. When discussing nikah mut'ah, Shi'ite theologians argued that the historic Sunni scholar Malik ibn Anas supported the practice.[2][18] However, the evidence from Malik's Muwatta (manual of religious jurisprudence) was not forthcoming. The Shi'ite theologians persisted and nikah mut'ah was legalized for the twelve Shia during Akbar's reign.[2][18]

While according to the actual book Muwatta by Malik ibn Anas, the oldest book on Islamic Jurisprudence, Mutah was banned because Ali ben Abu Taleb said that Mutah was banned by Muhammad himself on the day of Khaibar. For this reason the Zaidi Shia do not practice Muatah marriage. According to Malik ibn Anas in Muwatta Volume I, Chapter 18, Hadith 1151 43 "Both Abdullah and Al-Hasan, the two sons of Muhammad ben Ali Abu Taleb, from their father Muhammad ben Ali ben Abu Taleb from Ali ben Abu Taleb, that the Messenger of Allah had forbidden temporary marriage, and the eating of the flesh of the domestic donkey on the day of Khaibar"

[19]

The Hanafi school of Sunni jurisprudence argues that although the nikah mut'ah contract itself is valid, marriage is regarded as a permanent condition and therefore, the temporary element of the contract makes it void.

The only Sunni Arab jurisdiction that mentions nikah mut'ah is Jordan; if the nikah mut'ah meets all other requirements, it is treated as if it were a permanent marriage.[3]

The thirteenth century scholar, Fakhr al-Din al-Razi said,

Amongst the Ummah there are many great scholars who deem Mut'ah to have been abrogated, whilst others say that Mut'ah still remains.[20]

The 20th century Sunni scholar, Waheed uz-Zaman, Deobandi said,

On the topic of Mut'ah, differences have arisen amongst the Sahaba, and the Ahl'ul Hadith, and they deemed Mut'ah to be permissible, since Mut'ah under the Shari'ah was practiced and this is proven, and as evidence of permissibility they cite verse 24 of Surah Nisa as proof. The practice of Mut'ah is definite and there is ijma (consensus) on this and you can not refute definite proof by using logic.

The Gharab al Quran, the dictionary of Qur'anic terms states,

The people of Faith are in agreement that Mut'ah is halaal, then a great man said Mut'ah was abrogated, other than them remaining scholars, including the Shi'a believe Mut'ah remain halaal in the same way it was in the past. Ibn Abbas held this viewpoint and Imran bin Husain.[21]

The Tafsir Haqqani, a critical explanation of the Quran states,

Some Sunni scholars deem Mut'ah permissible, in the same way the Sahaba Ibn Abbas and Imran bin Haseen deemed it permissible.[22] However it should be noted that Ibn abbas was rebuked by Ali himself on mut'ah marriage itself. In sahih Muslim it is mentioned that Ali heard that Ibn Abbas gave some relaxation in connection with the contracting of temporary marriage. Ali replied Don't be hasty (in your religious verdict), Ibn 'Abbas, for Allah's Messenger (may peace be upon him) on the Day of Khaibar prohibited for ever the doing of it-And eating of the flesh of domestic asses [23]

Sunni Muslims use this hadeeth from Sahih Muslim as further evidence that even great companions like Ibn Abbas got it wrong and Ali had to correct him. And this correction by Ali they say ends the whole subject matter on the complete banning of mut'ah marriage.

Nikah Misyar

Even though nikah mut'ah is prohibited by Sunni schools of law, several types of marriage exist, including misyar (ambulant) and ʿurfi (customary) marriage.[24] Some regard misyar as being comparable to nikah mut'ah: for the sole purpose of "sexual gratification in a licit manner".[3][25][26] Sunnis dismiss these claims as nothing more than Shia polemics. Nikah misyar, they argue, unlike mut'ah is not temporary but a permanent marriage with no time limits. The difference between a normal marriage and misyar marriage is that in misyar the man and woman forego certain rights temporarily until both partners choose to reinstate them. But misyar is still frowned upon in Sunni Islam and never recommended.[27] In Ba'athist Iraq, Uday Hussein's daily newspaper Babil, which at one point referred to the Shi'ites as rafidah, a sectarian epithet for Shia regularly used by ultraconservative Salafi Muslims,[28] attacked Wahhabi clerics as hypocrites for endorsing Misyar while denouncing Mut'ah.[29]

Nikah mut'ah in Twelver Shia Islam

The Twelver Shias give arguments based on the Quran, hadith (religious narration), history, and moral grounds to support their position on mut'ah. Firstly, the word of the Quran takes precedence over that of any other scripture, including the An-Nisa, 24, known as the verse of Mut'ah.

A Twelver Shia hadith attributed to Ali ibn Yaqteen notes that Musa al-Kadhim, the seventh of The Twelve Imams, when asked about nikah mut'ah, said,

Why do you [ask], when you [Ali], with the blessing of Allah, have a wife at your side? He [Ali] replied, 'No, I just want to know.' Imam Kadhim replied, "The permissibility is present within the Book of Allah".[30]

Hadiths also record the use of nikah mut'ah during the time of Abu Bakr, a caliph and sahabi. Later, in 16 AH (637 CE), Umar, also a caliph and sahabi, prohibited mut'ah. Shias allege Umar's prohibiting nikah mut'ah was an incident of challenge to Mohammad.[31][32][33]

Other relevant hadiths include those of Imran ibn Husain (see Hadith of Mut'ah and Imran ibn Husain), and Abdullah Ibn Abbas. The opinion of Ibn Abbas is cited in Fatih al-Qadir ("Ibn Abbas said the verse of Mut'ah"); in Tafseer Mu'alim al Tanzeel (Ibn Abbas said, "The verse of Mut'ah was an order and it's Halal."); in Tafseer Kabeer (The verse of Mut'ah appears in the Qur'an, no verse has come down to abrogate it."); (in Bukhari) ("On that, a freed slave of his said to him, "That is only when it is very badly needed and (qualified permanent) women are scarce, or similar cases." On that, Ibn Abbas said, "Yes."").

Historically, Twelver Shias see that nikah mut'ah has varied in its spiritual legality, changing from halal to haraam and back again over time, and thus cannot be considered in the same light as, for example, taking alcohol, which was never advocated by Mohammad.[34]

Other Twelver Shia hadiths are not so in favor of Mutah marriage because Imam Baqir and Imam Jafar were not in favor of it.[35]

Abdullah Bin Umair asked Abi Ja'far [as]: Is it acceptable to you that your women, daughters, sisters, daughters of your aunts do it (Mut'ah)? Abu Ja'far rebuked him when he mentioned his women and daughters of his aunts.

In another Twelver Shia hadith narrated from Imam Jafar Ul Sadaq Narrated by A'maar: Abu Abdullah, Imam Jafar Sadaq said to me and to Suliman Bin Khaled: "I made Mut'ah Haram on you". Al Kafi Pp 467.V5.Wiasal Shia Pp22.V21.[36]

In other books Ja'far Al-Sadiq said in a narration by Abdallah bin Sinan: "I asked Abu Abdullah about Mutah. He said: "Don't defile yourself with it"[37]

The classical Twelver Shia books like Al Kafi, Al Istabsar, Tahzeeb Ul Ahkam, and Min La Yadrhu Fiqa say "The Holy Prophet [s] and the Imams of Ahlubayt never practised Mut'a".[38]

Scholarly views on Mut'ah

Nikah Mut'ah in our eyes is false, whilst Imam Malik deemed it permissible, as proof he says it was halaal and permissible, it was removed and was not abrogated [39][40]

Mut'ah cannot be Nikah, Mut'ah is false, it should not be practised, Ibn Abbas and Imam Malik had differing views, in their views this was practicable[40][41]

In the same way that Ibn Abbas deemed Mut'ah to be halaal, Imam Ibn Hanbal also stated Mut'ah was halaal [42]

Ibn Abbas and other party amongst the Sahaba narrated traditions that Mut'ah is halaal, and Ibn Hanbal also said that it was practicable[43]

Ibn Abbas another Sahaba said that Mut'ah can be utilised when needed, Ibn Hanbal also narrated the same[44]

Whether Mut'ah is haram or halaal is a dispute that creates dissension between Shi'as and Sunnis, and has resulted in heated discussion, it is not difficult to ascertain the truth. A man comes across such situations when Nikah becomes impossible and he is forced to make a distinction between Zina and Mut'ah. In such scenarios practising Mut'ah is a better option to Zina [45]

Criticism of Nikah Mut'ah

Mut'ah as adultery

According to many early Shia books Imam Jaffar Ul Sadaq classed Mutah as Adultery.[46] Sunnis have been said to term it as a "Lustful act under a religious cover"[47]

Mut'ah as prostitution

Some Sunni and Shia scholars hold the view that this kind of temporary marriage in the present age amounts to prostitution. Following the 2014 release of an 82-page document detailing Iran's rampant prostitution, Mut'ah marriage has been suggested by Iranian parliamentarians as a solution to the problem - where couples would be allowed to publicly register their union through the institution of Mut'ah marriage.[48] The establishment of chastity houses has also been proposed in the past where prostitutes will be provided in state sanctioned houses, but the clients would have to perform the Nikah Mut'ah first. This proposal has not been as of yet ratified by the Iranian authorities.[49] According to Shahla Haeri, the Iranian middle class itself considers it to be prostitution which has been given a religious cover by the fundamentalist authorities.[50]

Some Western writers have argued that mut'ah approximates prostitution.[9] Julie Parshall writes that mut'ah is legalised prostitution which has been sanctioned by the Twelver Shia authorities. She quotes the Oxford encyclopedia of modern Islamic world to differentiate between marriage(nikah) and Mut'ah, and states that while nikah is for procreation, mut'ah is just for sexual gratification.[51] According to Zeyno Baran, this kind of temporary marriage provides Shi'ite men with a religiously sanctioned equivalent to prostitution.[52] According to Elena Andreeva's observation published in 2007, Russian travellers to Iran consider mut'ah to be "legalized profligacy" which is indistinguishable from prostitution.[53]

The Christian missionary Thomas Patrick Hughes criticized Mut'ah as allowing the continuation of "one of the abominable practices of ancient Arabia."[54]

Media debates on Mut'ah

The Salafi scholar Ibtisam Ilahi Zaheer and Khurram Zaki held a recorded debate, with other participants, on Nikah mut'ah on ARY program Sar-e-Aam.[55] This open debate, heavily referenced from all sides, stirred a lot of controversy and subsequent protests from banned terrorist outfit ASWJ.

See also

References

  1. ^ a b Berg H. "Method and theory in the study of Islamic origins." Brill 2003 ISBN 9004126023, 9789004126022. Accessed at Google Books 15 March 2014.
  2. ^ a b c d Hughes T. "A Dictionary of Islam." Asian Educational Services 1 December 1995. Accessed 15 April 2014.
  3. ^ a b c d Pohl F. "Muslim world: modern muslim societies." Marshall Cavendish, 2010. ISBN 0761479279, 1780761479277 Accessed at Google Books 15 March 2014.
  4. ^ "(پايگاه اطلاع رسانى حضرت آية الله العظمى جناتى (مد ظله العالى." Jannaati website. Accessed in Arabic 15 March 2014.
  5. ^ a b Esposito J. "The Oxford dictionary of Islam." Oxford University Press 2003 p221 Accessed 15 March 2014.
  6. ^ "The four pillars of Mut'a: the time period (mudda)." Al-Islam.org website. Accessed 15 March 2014.
  7. ^ "Marriage, question 24." Alulbayt Foundation, Rulings of Grand Ayatullah Sistani. Accessed 15 March 2014.
  8. ^ Labi, Nadya. "Married for a Minute". Mother Jones. Retrieved 22 June 2014. 
  9. ^ a b Meri, Josef W.; Bacharach, Jere L. (2006-01-01). Medieval Islamic Civilization: L-Z, index. Taylor & Francis. ISBN 9780415966924. 
  10. ^ Pohl, Florian (September 1, 2010). Muslim World: Modern Muslim Societies. Marshall Cavendish. pp. 52–53. Retrieved April 5, 2013. 
  11. ^ Motahhari M. "The rights of woman in Islam, fixed-term marriage and the problem of the harem." Al-islam.org website. Accessed 15 March 2014.
  12. ^ "Hadith" Fath al-Bari Vol 9 p143 - 144. At Al-eman.com website.
  13. ^ "Musannaf of Abd al-Razzaq, Kitab al Talaq, Bab al Mutah, Hadith 14020." Islamweb.net website.
  14. ^ Sahih al-Bukhari Volume 5, Book 59, Number 527
  15. ^ Mujmoo Imam Ali Pp 498 V112. 2)Narrated Ali, Mujmoo Imam Ali, From Imam Ali to Imam Hasan & Imam Hussain then Narrated to Imam Zian Ul Abideen to Imam Zaid bin Zian Ul Abideen.Pp 503 V112. Classified all above Zaidites narration as Mutawathar [Highly Authentic] By Imam Ziad bin Zian Ul Abideen in his Majmoo tul Biyan Pp212 V18.
  16. ^ Kitab ul Mola.Pp414.V21
  17. ^ Irshad Ul Imam.Pp112,V11. Darajat Ul AL Imam Azam Imam Ismail bin Imam Jaffar ul Sadaq.Pp421.V23.
  18. ^ a b Müller F. "Introduction to the science of religion." Kessinger Publishing 1882 p? reprint 1 December 2004. ISBN 141797401X, 9781417974016
  19. ^ The Muwatta of Imam Malik, By Imam Malik B Anas 95-179 AH Publisher Darul Ishaat Karachi Pakistan page 546
  20. ^ Tafsir al-Kabir (al-Razi), volume 3 p95, Sura Nisa verse 24
  21. ^ Tafseer Gharab al Quran part 5 p4, Sura al Nisa
  22. ^ Tafsir Haqqani Volume 2 p?
  23. ^ http://sunnah.com/muslim/16/37
  24. ^ Ruffle K. Mut'a "Mut'a." Oxford Bibliographies website document.
  25. ^ Lod M. "Islam and the West: the clash between Islamism and Secularism." Strategic Book Publishing, 2011 p58-59. ISBN 1612046231, 9781612046235.
  26. ^ Elhadj E. "The Islamic shield: Arab resistance to democratic and religious reforms." Universal Publishers 2006 p51. ISBN 1599424118, 9781599424118.
  27. ^ https://islamqa.info/en/82390
  28. ^ Khalil F. Osman (2015). "Sectarianism in Iraq: The Making of State and Nation Since 1920". Routledge Studies in Middle Eastern Democratization and Government. Routledge. ISBN 978-1-138-77946-4. 
  29. ^ Achim Rohde (2014). State-Society Relations in Ba'thist Iraq: Facing Dictatorship. SOAS/Routledge Studies on the Middle East. Routledge. p. 171. ISBN 978-1138780132. 
  30. ^ Furu al-Kafi "Mutah" Archived May 2, 2012, at the Wayback Machine. Tehran 1391 AH, printed edition, Volume 5 p452.
  31. ^ Tabataba'i M. "Shi'ite Islam." The Other Press 2010 p210 - 213 Accessed 4 April 2013.
  32. ^ Winter K. "The woman in the mountain: reconstructions of self and land by Adirondack women writers." SUNY Press 1989. Accessed 4 April 2013.
  33. ^ "Temporary marriage in Islam." Al Islam.org (a Shi'ite encyclopaedia) website. Accessed 15 March 2014.
  34. ^ "Hadith Sunnah." Bukhari 062.052 at University of Southern California website.
  35. ^ Imam Baqir, recorded in Tahdeeb al Ahkam and Furu al Kafi, p476 V2 , p34 V5.
  36. ^ Minhaj Saduq Pp304.V7. Sheikh Sadra Hassan[With Good Chain of Narration] in his Commentry on Al Kafi. Pp461.V4.
  37. ^ Bihaar Al-Anwar, Volume 100, page 318 by Al Majlisi. Classfied as Hasan [With Good Chain of Narration] by him and sheikh Safar Al Shafi Saheeh [Authentic] in his Al Shafi, p61.V8.
  38. ^ Al Kafi. Al Istabsar. Tahzeeb Ul Ahkam. Min La Yadrhu Fiqa. [Mutawathar] Pp198,V12/Pp501.v6/Pp 241.V18.Pp34.V1.
  39. ^ Al Hidaya Volume 1 p. 13
  40. ^ a b See also Fath al-Bari Volume 9 p. 73 Dhikr Mut'ah
  41. ^ Fatawi Qadhi Khan Volume 1, p. 151 al Nikah Fayl
  42. ^ Tafsir ibn Kathir Volume 1 p. 14, Sura Nisa verse 24
  43. ^ Al-Bidayah wa al-Nihayah Volume 4 and p. 94, Dhikr Khayber
  44. ^ Ibn Kathir's in his Tafseer, Surah an-Nisa, Page 3 under the verse 4:24 [1]
  45. ^ Turjuman al Qur'an in his commentary of Sura Al-Muminun, [1955 edition] (see also Hadith of Mut'ah and Sura Muminun)
  46. ^ Kitab ul Mola.P412.V21
  47. ^ Ahmed, Akbar S. (2002-11-01). Discovering Islam: Making Sense of Muslim History and Society. Routledge. ISBN 9781134495436. 
  48. ^ Sexual mores in Iran: Throwing off the covers, economist.com.
  49. ^ "Iran: Proposal Debated For Solving Prostitution With 'Chastity Houses'". www.parstimes.com. Retrieved 2015-12-13. 
  50. ^ Haeri, Shahla (1989). Law of desire: temporary marriage in Shi'i Iran. Contemporary issues in the Middle East. Syracuse University Press. p. x. ISBN 0815624832. "Outside of the religious establishment and the ongoing disputes between Shi'i and Sunni scholars, the attitude toward temporary marriage has been primarily one of ambivalence and disdain. Before the revolution of 1979, the secular Iranian middle classes dismissed temporary marriage as a form of prostitution that had been legitimized by the religious establishment, who, to use a popular Persian expression, 'put a religious hat on it.'"
  51. ^ Parshall, Philip L.; Parshall, Julie (2003-04-01). Lifting the Veil: The World of Muslim Women. InterVarsity Press. ISBN 9780830856961. 
  52. ^ Baran, Zeyno (2011-07-21). Citizen Islam: The Future of Muslim Integration in the West. A&C Black. ISBN 9781441112484. 
  53. ^ Andreeva, Elena (2007). Russia and Iran in the great game: travelogues and Orientalism. Routledge studies in Middle Eastern history. 8. Psychology Press. pp. 162–163. ISBN 0415771536. "Most of the travelers describe the Shi'i institution of temporary marriage (sigheh) as 'legalized profligacy' and hardly distinguish between temporary marriage and prostitution."
  54. ^ "In permitting these usufructuary marriages Muḥammad appears but to have given Divine (?) sanction to one of the abominable practices of ancient Arabia, for Burckhardt (vol. ii. p. 378) says, it was a custom of their forefathers to assign to a traveller who became their guest for the night, some female of the family, most commonly the host’s own wife!" Hughes, T. P. (1885). In A Dictionary of Islam: Being a Cyclopædia of the Doctrines, Rites, Ceremonies, and Customs, together with the Technical and Theological Terms, of the Muhammadan Religion. London: W. H. Allen & Co.
  55. ^ Khurram Zaki#Debate about term marriage .28Mut.27ah.29

Further reading

External links