ماهیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

ماهیت در اصطلاح منطق سنتی آن کلی ذاتی است که در جواب « این چیست؟» یا «ما هو؟» می‌آید. ماهیت از کلیات خمس نیست، ولی از مفاهیم اصلی آن است؛ و در ارتباط با آن ذات و عرض معین می‌شوند. ماهیت و وجود دو موضوع علم فلسفه می‌باشند. به حد و اندازه‌ای که وجود به خود می‌گیرد یا آن موجود را به آن نام می‌شناسند ماهیت آن موجود می‌گویند. مثلاً انسان ماهیت وجودی این حیوان ناطق است. و ماهیت عارض بر وجود است.

منشا تفاوت‌ها ماهیت است[ویرایش]

همه موجودات در اصل «بودن» و «هستی» با یکدیگر تفاوت ندارند. بنابراین، یکسان نبودن و تفاوت میان آن‌ها منشأ دیگری دارد که می‌توان از آن تحت عنوان «ماهیت» سخن به میان آورد. ماهیت هرچه باشد و هر چیزی که دربارهٔ آن گفته شود، خصلت تفرقه و پراکندگی دارد و با توجه به آن می‌توان گفت: «فلان موجود نوعی، غیر از موجود نوعی دیگر است.» اگر از ماهیت، صرف نظر شود و ادراک آن برای اشخاص میسر نگردد، سخن گفتن از تفاوت میان انواع موجودات، امکان‌پذیر نخواهد بود و آنجا که تفاوت میان انواع مطرح نباشد، از تفاوت میان افراد نیز سخن به میان نمی‌آید.

اگر تفاوت میان افراد، تحقق نداشته باشد، تفاوت میان احوال و اوقات یک فرد نیز تحقق نمی‌پذیرد. احوال متفاوت یک فرد را در خود همان فرد باید جستجو کرد و تفاوت میان افراد یک نوع نیز در مقایسه با همان نوع معنی پیدا می‌کند و تفاوت میان انواع موجودات نیز به تفاوت ذاتی ماهیات مربوط می گردد. به این ترتیب، منشأ همه تفاوت‌ها در عالم، ماهیات بوده و اختلاف ماهیات نیز ذاتی شناخته می‌شود.[۱]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  1. «منشا تفاوت‌ها در عالم چیست؟». فیلسوف یار - آموزش آنلاین فلسفه.

In scholastic philosophy, "quiddity" (/ˈkwɪdɪti/; Latin: quidditas)[1] was another term for the essence of an object, literally its "whatness" or "what it is".

Etymology

The term "quiddity" derives from the Latin word quidditas, which was used by the medieval scholastics as a literal translation of the equivalent term in Aristotle's Greek to ti en einai (τὸ τί ἦν εἶναι)[2] or "the what it was to be (a given thing)".

Overview

Quiddity describes properties that a particular substance (e.g. a person) shares with others of its kind. The question "what (quid) is it?" asks for a general description by way of commonality. This is quiddity or "whatness" (i.e., its "what it is"). Quiddity was often contrasted by the scholastic philosophers with the haecceity or "thisness" of an item, which was supposed to be a positive characteristic of an individual that caused them to be this individual, and no other. It is used in this sense in British poet George Herbert's poem, "Quiddity".

Other senses

  • In law, the term is used to refer to a quibble or academic point. An example can be seen in Hamlet's graveside speech found in Hamlet by William Shakespeare. "Where be his quiddities now, his quillets, his cases, his tenures" says Hamlet, referring to a lawyer's quiddities.
  • Quiddity is the name for the mystical dream sea in Clive Barker's novel The Great and Secret Show that exists as a higher plane of human existence. It is featured as more of a literal sea in the novel's sequel, Everville, and the related short story, "On Amen's Shore".

See also

References

  1. ^ Thomas Aquinas, Summa Theologiae, London: Blackfriars, 1964–1976: i, quaest. 84, art. 7: "quidditas sive natura in materia corporali".
  2. ^ Aristotle, Metaphysics, 1029b

External links

  • The dictionary definition of quiddity at Wiktionary