ماسانیلو

توماسو آنیلو (۲۹ ژوئن ۱۶۲۰–۱۶ ژوئیه ۱۶۴۷)، که عموماً با نام قراردادی ماسانیلو شناخته میشود (،) یک ماهیگیر ایتالیایی بود که رهبر شورش ۱۶۴۷ علیه حکومت هابسبورگ اسپانیا در پادشاهی ناپل شد.
نام و محل تولد
[ویرایش]تا همین اواخر اعتقاد بر این بود که ماسانیلو اهل آمالفی است، در حالی که در واقع او در ویکو روتو ال مرکاتو، یکی از کوچههای متعدد اطراف میدان بازار در ناپل، متولد شده است. منبع این سوءتفاهم این است که آمالفی صرفاً بخشی از نام او بوده است، اما بهطور سنتی به عنوان اشارهای به محل تولد او تفسیر شده است. برخی منابع استدلال میکنند که توماسو آنیلو در آمالفی متولد شده است، جایی که او دوست شخصیت منحصر به فرد دیگری به نام راهب پیرونه بود، که به این دلیل به این نام خوانده میشد که او بهطور نادرست از عادت خود برای فرار از عدالت استفاده میکرد، اما در واقع، راهزنی بود که در ازای دریافت پول، آدم میکشت و در طول قیام ناپل با توماسو همکاری میکرد. در سال ۱۸۹۶، شاعر سالواتوره دی جیاکومو با رونویسی از عمل غسل تعمید یافت شده در کلیسای سانتا کاترینا، که در آن آمده است:[۱]
«در ۲۹ ژوئن ۱۶۲۰، توماسو آنیلو، پسر سیکو دامالفی و آنتونیا گارگانو توسط من دون جیوانی ماتئو پتا غسل تعمید داده شد و توسط آگوستینو موناکو و جووانا د لیتو در ویکو روتو از قلم مقدس برداشته شد.»[۲]
این جشن در روز تولد و در همان کلیسایی برگزار شد که در سال ۱۶۴۱، توماسو آنیلو بعداً با برناردینا پیزای شانزده ساله ازدواج کرد. جوزپه گالاسو، مورخ، اظهار داشت که این سوءتفاهم «توسط نگرش آگاهانه قدرت و فرهنگ رسمی در ناپل اسپانیا پرورش یافته و تشویق شده است. شهر وفادار نمیتوانست و نمیتوانست حضور یک کافر، یک شورشی و کسی را که دولت اسپانیا را در ناپل زیر سؤال برده بود، بپذیرد.» در ۷ ژوئیه ۱۹۹۷، در سیصد و پنجاهمین سالگرد قیام مردمی، شهر ناپل کتیبهای را به افتخار ماسانیلو در ویکو روتو آل مرکاتو قرار داد.[۳]
از تولد تا ۱۶۴۷
[ویرایش]خانواده ماسانیلو فروتن بودند اما فقیر نبودند. پدرش، فرانچسکو (چیکو) دِ آمالفی، ماهیگیر و مغازهدار بود. مادرش، آنتونیا گارگانو، خانهداری بود که قبل از ازدواج، ماسانیلو را باردار شد. او دو برادر کوچکتر و یک خواهر داشت: جیووانی، که یکی دیگر از رهبران شورش بود؛ فرانچسکو، که در نوزادی درگذشت؛ و گراتزیا. خانهای که او در آن زندگی میکرد در محله پندینو، جایی که مالیات ماهی جمعآوری میشد، و نزدیک به پورتا نولانا بود که به عوارض آرد مربوط میشد.
در آن زمان، ناپل حدود ۲۵۰٬۰۰۰ نفر جمعیت داشت و یکی از پرجمعیتترین کلانشهرهای اروپا بود. میدان بازار، جایی که ماسانیلو تمام عمر خود را در آن گذراند، مرکز اصلی بود. این میدان غرفههایی داشت که انواع کالاها را میفروختند، جایی بود که آکروباتها برای مردم عادی نمایش اجرا میکردند و در روزگار کنراد سوابیا، محل اعدامهای عمومی بود.
در طول دهه ۱۶۴۰، اسپانیای تحت سلطه هابسبورگ با مجموعهای طولانی از درگیریهای فاجعهبار روبرو بود: شورش هلند (۱۵۶۸–۱۶۴۸)، جنگ سی ساله (۱۶۱۸–۱۶۴۸)، شورش کاتالونیا (۱۶۴۰–۱۶۵۹) و جدایی پرتغال (۱۶۴۰–۱۶۶۸). برای حمایت از تلاشهای جنگی، تاج و تخت ایبری بار مالیاتی سنگینی را بر نایبالسلطنه ناپل تحمیل کرد تا خزانه امپراتوری وسیع خود را که عصر طلایی آن ناگزیر به پایان میرسید، بازسازی کند.
ماسانیلو، که مانند پدرش ماهیگیر و فروشنده ماهی بود، توسط معاصرانش اینگونه توصیف شده است:
... مرد جوانی بیست و هفت ساله، زیبا و برازنده، صورتش قهوهای و تا حدودی آفتاب سوخته بود: چشمان مشکی، موهای بور، با طرههایی که تا گردنش امتداد داشت.[۴]
او اغلب برای فرار از مالیات، ماهی را مستقیماً به خانههای اشراف میآورد، اما تقریباً همیشه در حین انجام وظیفه توسط مأموران مالیات دستگیر و زندانی میشد. با این حال، فعالیت اصلی او قاچاق بود، به طوری که در سال ۱۶۴۶ شهرت او به عنوان یک قاچاقچی ماهر در بازار کاملاً تثبیت شده بود. او عمدتاً برای اشراف فئودال، از جمله مارچسا دی بریِنزا و دون دیومده کارافا، دوک مادالونی، کار میکرد که تقریباً مانند یک برده با او رفتار میکرد. همسرش برناردینا، که به دلیل آوردن جورابی پر از آرد به شهر و فرار از وظیفه دستگیر شده بود، به مدت هشت روز زندانی شد. ماسانیلو برای آزادی خود مجبور به پرداخت صد کرون باج شد که او را بدهکار کرد. طبق سنت، این ماجرا بود که در او میل به انتقام از مردم علیه ستمگرانشان را برانگیخت.
در طول مدت اقامتش در زندان، او با «دریاسالار بزرگ» و دکترای حقوق، مارکو ویتاله، پسر نامشروع یک وکیل مشهور، آشنا شد که او را با برخی از اعضای طبقه متوسط که از سوءاستفادههای مداوم مأمور مالیات و امتیازات اشراف خسته شده بودند، آشنا کرد. ماسانیلو همچنین شاگرد نویسندهای به نام دون جولیو جنوینو، کشیشی هشتاد ساله با سابقه دفاع از مردم، شد.
در سال ۱۶۱۹، در دوران تصدی نایبالسلطنه دون پدرو تلز-گیرون، سومین دوک اوسونا، جنوینو دو بار فراخوانده شد تا نماینده منافع مردم در برابر اشراف باشد و اساساً نقش یک تریبون قدیمی را ایفا کند. با این حال، در سال ۱۶۲۰، او توسط شورای امور داخلی برکنار و در مکانی دور از ناپل زندانی شد.
او در سال ۱۶۳۹ به شهر بازگشت و بلافاصله شروع به مبارزه برای حقوق مردم اطرافش کرد و گروه بزرگی از آشوبگران را تشکیل داد، از جمله: فرانچسکو آنتونیو آرپاخا، کارمند قدیمی و مورد اعتمادش، ساوینو بوکاردو، راهب کارملیت، مارکو ویتاله که قبلاً به او اشاره شد و فرماندهان مختلف مناطق شهر و تعداد زیادی از «لاتزارینیها».
شورش
[ویرایش]
سوء مدیریت و ظلم مالی در طول جنگ سی ساله، نارضایتی زیادی را در سراسر پادشاهی ناپل برانگیخت. در ماه مه ۱۶۴۷ شورشی در پالرمو رخ داد و مردم ناپل از الگوی سیسیلیها پیروی کردند.[۵] دلیل اصلی قیام اخیر، وضع مالیات جدید بر میوه و سایر مواد غذایی معمولی فقرا بود و محرک اصلی این جنبش، ماسانیلو بود که فرماندهی ناراضیان را به دست گرفت. این شورش در ۷ ژوئیه ۱۶۴۷ با شورشی در دروازههای شهر بین میوهفروشان اطراف و مأموران گمرک آغاز شد. مأموران مجبور به فرار شدند و اداره گمرک به آتش کشیده شد. سپس شورشیان به ناپل ریختند و به زور وارد کاخ نایبالسلطنه، رودریگو پونس د لئون، دوک منفور آرکوس، شدند که ابتدا مجبور شد در صومعهای در همسایگی، سپس در قلعه سنتالمو و در نهایت در قلعه نووو پناه بگیرد.
ماسانیلو تلاش کرد تا جمعیت را منضبط کند و غرایز مخرب آنها را مهار کند و تا حدودی نیز موفق شد. او که لباس ماهیگیری به تن داشت، از روی داربست چوبی بیرون خانهاش به حضار سخنرانی میکرد و عدالت را اجرا میکرد. چندین شورشی، از جمله دوک مادالونی، از مخالفان نایبالسلطنه، و برادرش جوزپه کارافا، که برای ایجاد آشوب به ناپل آمده بود، توسط او به مرگ محکوم و اعدام شدند. جمعیت که هر روز سلاحهای بیشتری به دست میآورد و سرکشتر میشد، شهر را به وحشت انداخت، سربازانی را که از بیرون فراخوانده شده بودند، بیرون راند و ماسانیلو را به عنوان " کاپیتان کل " انتخاب کرد. شورش حتی به استانها نیز گسترش مییافت. جنوینو و ماسانیلو خواستار برابری بین مردم و اشراف در شورای شهر و منشور جدیدی برای ناپل شدند. هدف آنها فروپاشی دولت نبود، بلکه همکاری با نایبالسلطنه برای از بین بردن کنترل اشراف بود.[۶]
ماسانیلو رهبری جمعیتی نزدیک به هزار نفر را بر عهده داشت که به غارت زرادخانهها و گشودن زندانها پرداختند و مسئولیت شهر را به او سپردند. سرانجام، نایبالسلطنه، که مذاکراتش با ماسانیلو بارها به دلیل آشوبهای جدید قطع میشد، با اعطای تمام امتیازات درخواستی به کار خود پایان داد. در ۱۳ ژوئیه ۱۶۴۷، با میانجیگری کاردینال آسکانیو فیلومارینیو، اسقف اعظم ناپل، کنوانسیونی بین دوک آرکوس و ماسانیلو به عنوان «رهبر وفادارترین مردم ناپل» امضا شد که به موجب آن شورشیان عفو شدند، مالیاتهای ظالمانهتر لغو شد و شهروندان از حقوق خاصی از جمله حق ادامه خدمت تا زمان تصویب معاهده توسط پادشاه برخوردار شدند.
دوک زیرک آرکوس سپس ماسانیلو را به کاخ دعوت کرد، عنوان «کاپیتان کل مردم ناپل» او را تأیید کرد، یک زنجیر طلا به او داد و به او مستمری پیشنهاد داد. ماسانیلو مستمری را رد کرد و از افتخارات خود گذشت و گفت که میخواهد به زندگی قدیمی خود به عنوان ماهیگیر بازگردد؛ اما نایبالسلطنه از او پذیرایی کرد و تا حدودی به دلیل فشار و هیجان روزهای گذشته، تا حدودی به دلیل سرگیجه ناشی از تغییر شگفتآور سرنوشتش، یا شاید، همانطور که اعتقاد بر این بود، به دلیل مسموم شدن، عقل خود را از دست داد و مانند یک دیوانه دیوانه رفتار کرد.

نایبالسلطنه تسلیم شد، اما اشراف ناپل مقاومت کردند: تلاشی برای ترور ماسانیلو صورت گرفت، اما سپس در ۱۳ ژوئیه، در حالی که لباسهای فاخر و صندلی طلایی بر تن داشت، در مراسمی رسمی در کلیسای جامع به عنوان کاپیتان کل تأیید شد.
ماسانیلو به سرعت و به طرز عجیبی رفتار غیرمنطقی سلف پوپولیست رومی خود، کولا دی رینزو، را که ۳۰۰ سال قبل از او بود، تکرار کرد. پس از فرار از حبس خانگی در ۱۶ ژوئیه، ماسانیلو به کلیسای کارمین رفت، جایی که اسقف اعظم در حال برگزاری مراسم عشای ربانی برای جشن بانوی کارمل بود. ماسانیلو با کفرگویی، همشهریان خود را محکوم کرد. او دوباره دستگیر و به صومعهای در همان نزدیکی برده شد، جایی که توسط گروهی از بازرگانان غلات ترور شد. سر او را بریدند و توسط گروهی از افراد خشن به نزد نایبالسلطنه آوردند و جسدش را در خارج از شهر دفن کردند. اما روز بعد، مردم که از تغییر مقیاسهای توزین نان خشمگین شده بودند، از خشم دیوانهوار خود توبه کردند. جسد ماسانیلو از خاک بیرون آورده شد و تشییع جنازه باشکوهی برای او برگزار شد که در آن خود نایبالسلطنه نیز حضور داشت.[۷]
نایبالسلطنه، ناامیدانه تلاش کرد تا اداره شهر را به دست جنوینو بسپارد، اما جنوینو نتوانست در برابر خواستههای مردم مقاومت کند. افراطگرایان قدرت را به دست گرفتند. انقلاب دوم در ماه اوت رخ داد که به تبعید جنوینو و اعلام جمهوری ناپل تحت حمایت فرانسه منجر شد. اسپانیاییها سرانجام در آوریل ۱۶۴۸ ناپل را پس گرفتند.[۸]
ماسانیلو در هنر و نظریه سیاسی
[ویرایش]ماسانیلو بارها در تصاویر ناپلی قرنهای پس از مرگش به تصویر کشیده شده است.
- بنا به گزارشها، فیلسوف باروخ اسپینوزا، پرترهای از ماسانیلو با چهرهای بسیار شبیه به خودش کشیده است؛ ظاهراً خودنگارهای از فیلسوف به عنوان یک ماهیگیر با پیراهنی بر تن و توری که بر شانهاش انداخته شده است، ژستی که با پرترههای ماسانیلو آشنا شده است.[۹]
- اصطلاح ماسانیلو در برهان خلف جان لاک بر موضع رابرت فیلمر در رساله اول حکومت او استفاده شده است. لاک با این باور که فیلمر حق را در قدرت میداند، اظهار داشت: «اگر فیلمر سعادت زندگی تحت حکومت ماسانیلو را داشت، نمیتوانست با این کار از ادای احترام به او، به امید زنده ماندن ابدی پادشاه، خودداری کند، زیرا شیوه حکومت او با قدرت مطلق، او را به درستی پادشاه میکرد، در حالی که روز قبل از آن به درستی یک ماهیگیر بود.»
- شورش ماسانیلو توسط چندین شاعر ناپلی، از جمله آنتونیو موسکتولا ، آنتونیو د روسی، وینچنزو زیتو و جاکومو لوبرانو یسوعی (که اشارهای تاسفبار به رفتار بریتانیا با چارلز اول داشت) محکوم شد.
- توماس پین در کتاب «عقل سلیم» با دفاع از «حکومت خودمان» شبح آشوبگری مانند ماسانیلو را تداعی کرد: «بینهایت عاقلانهتر و ایمنتر است که تا زمانی که قدرتش را داریم، قانون اساسی خودمان را به شیوهای خونسرد و سنجیده تشکیل دهیم تا اینکه چنین اتفاق جالبی را به زمان و شانس بسپاریم. اگر اکنون آن را نادیده بگیریم، ممکن است بعدها ماسانیلو ظهور کند که با در دست گرفتن ناآرامیهای عمومی، ناامیدان و ناراضیان را گرد هم آورد و با به دست گرفتن قدرت حکومت، آزادیهای قاره را مانند سیل از بین ببرد.»[۱۰]
- شورش ماسانیلو تخیل شاعران و آهنگسازان را برانگیخت و موضوع چندین اپرا از جمله ماسانیلو فوریوسو (۱۷۰۶) اثر راینهارد کیزر، لا موته د پورتیچی (۱۸۲۸) اثر دانیل اوبر و ماس آنیلو (۱۹۵۳) اثر یاکوپو ناپولی بود. از این میان، در لا موته د پورتیچی، ماسانیلو روی صحنه ظاهر میشود و ماهیگیران ناپلی را به اسلحه فرا میخواند و این اثر باعث میشود تماشاگران سالن را ترک کنند و به خیابانهای بروکسل بریزند تا انقلاب واقعی بلژیک در سال ۱۸۳۰ را آغاز کنند.
- کریستین وایز، دانشمند علوم سیاسی و مربی نخبگان سیاسی آلمان، ماسانیلو را در یک نمایش مدرسهای به تصویر کشید که به شاهزادگان آلمانی در مورد سوءاستفاده از امتیازاتی که در پایان جنگ سی ساله با صلح وستفالی به دست آورده بودند، هشدار میداد[۱۱]
- فیلم زندگینامه دیهگو مارادونا، فوتبالیست آرژانتینی، محصول سال ۲۰۱۹ به تهیهکنندگی آصف کاپادی، مصاحبهای با مارادونا را نشان میدهد که در آن جیانی مینا، گوینده، مارادونا را با ماسانیلو مقایسه میکند. مارادونا از مردم ناپل خواسته بود که در نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۹۰ از تیم آرژانتین او حمایت کنند. آرژانتین در نهایت پیروز شد.[۱۲]
جستارهای وابسته
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- ↑ Vittorio Gleijeses, La Storia di Napoli vol. II, Napoli, Società Editrice Napoletana, 1974
- ↑ Salvatore Di Giacomo, Celebrità napoletane, Tranio, Vecchi, 1896.
- ↑ Giuseppe Galasso. "Masaniello e Maradona". Il Mattino, 5 7 1987, p. 12
- ↑ Ms. Horace Roscoe St. John, Masaniello of Naples: The Record of a Nine-Days' Revolution, London, Tinsley Bros. (1865) p. 68.
- ↑ Koenigsberger, H. G. (1946). "The Revolt of Palermo in 1647". Cambridge Historical Journal. 8 (3): 129–144. doi:10.1017/S1474691300001414. ISSN 1474-6913. JSTOR 3020658.
- ↑ Paul Kléber Monod, The Power of Kings: Monarchy and Religion in Europe, 1589-1715 Yale University Press (1999), p. 182.
- ↑ Paul Kléber Monod, The Power of Kings: Monarchy and Religion in Europe, 1589-1715 Yale University Press (1999), p. 182.
- ↑ Richard Cavendish, "July 7th, 1647: Masaniello's Naples Revolt against Spain." History Today. v. 47 no. 7 (July 1997).
- ↑ Goodman, Lenn E. (March 2009). "An idea is not something mute like a picture on a pad". Review of Metaphysics. 62 (3): 591–631. JSTOR 40387827. See: Johannes Colerus (John Kohler), The Life of Spinoza (Dutch original, 1706), trans, and repr. as Appendix A in Frederick Pollock, Spinoza: His Life and Philosophy (1880; reprint, Dubuque: Brown, 1960), 417-18.
- ↑ Thomas Paine, Common Sense, §3
- ↑ Preuss, Evelyn (1998). "Christian Weise's Masaniello (1683)". Focus on Literatur. academia. pp. 85–105.
- ↑ بایگانیشده در ۲۰ دسامبر ۲۰۲۲ توسط Wayback Machine The interview occurs about 1h39minutes into the film.