لیبرترینیسم (متافیزیک)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
Präzisionswürfel.jpg

لیبرترینیسم یکی از اصلی‌ترین مواضع فلسفی در رابطه با مسئله اراده آزاد و تعیّن‌گرایی و در حالت عام‌تر حوزه متافیزیک می‌باشد.[۱] آزادی‌گرایان همراه با سایر مواضع ناسازگارگرایی[۲][۳]، در مورد عدم تطابق منطقی اراده آزاد با جهان متعین، به بحث و استدلال می‌پردازند و بر این باورند که تنها با عدم حضور تعین‌گرایی است که اراده آزاد می‌تواند ممکن باشد.[۴] اگر چه سازگارگرایی با این دیدگاه که اراده آزاد و تعین‌گرایی از لحاظ منطقی با هم ناسازگار نیستند، محبوب‌ترین موضع در بین فلاسفه می‌باشد[۵]، با این وجود فیلسوفان زیادی نیز به بحث در مورد لیبرترینیسم پرداخته‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به وان‌اینواگن، رابرت کین، رابرت نوزیک[۶]، کارل گینت، مک‌کان، هری فرانکفورت، آلفرد مل، رودریک چیشلم، دانیل دنت[۷]، تیموتی اوکونر، درک پربوم و گالن استراوسن[۸] اشاره نمود.

اصطلاح لیبرترینیسم در حوزه متافیزیکی یا فلسفی، اولین بار توسط اندیشمندان عصر روشنگری اخیر برای اطلاق به کسانی استفاده شد که به اراده آزاد معتقدند ولی به تعین‌گرایی اعتقادی ندارند.[۹] اولین سند مکتوب در این زمینه، مباحثه‌ای در باب «اراده آزاد و تضاد آن با دید ضرورت‌گرایی (تعین‌گرایی)»، متعلق به ویلیام بلشام در سال ۱۷۸۹ می‌باشد.[۱۰][۱۱] مباحثه‌ها و مقایسه‌های فلاسفه و اندیشمندان طرفدار تعین‌گرایی و طرفدار لیبرترینیسم تا اوایل قرن نوزدهم ادامه داشته‌است.[۱۲]

مرور کلی[ویرایش]

لیبرترینیسم یک دیدگاه فلسفیِ زیر مجموعه ناسازگارگرایی است. آزادی‌گرایان به اراده آزادی اعتقاد دارند که طبق آن یک فرد در یک شرایط کاملاً مشخص، قادر باشد عمل‌های متفاوتی را انجام دهد. لازمه این دیدگاه پذیرش این موضوع است که چیزی در جهان متعین نباشد.

نظریه‌های لیبرترینیسم به دو دسته نظریه‌های غیر فیزیکی و نظریه‌های فیزیکی یا مبتنی بر طبیعت تقسیم می‌شوند. در نظریه‌های غیر فیزیکی یک ذهن غیر فیزیکی وجود دارد که برتر از علیت‌های فیزیکی بوده و قادر است که آن‌ها را تغییر دهد. طبق این نظریه همه رویدادهای فیزیکی مغز که منجر به کارایی عمل‌های فرد می‌شوند، تفسیر و توضیح فیزیکی ندارند. این رهیافت ارتباط نزدیکی با نظریه فلسفی دوگانه انگاری ذهن-بدن دارد. طبق نظریه دوگانه انگاری ذهن و بدن، جهان تنها متشکل از یک بخش فیزیکی نمی‌باشد، بلکه یک بخش ابرفیزیکی نیز دارد که در فرآیندهای تصمیم‌گیری دخالت دارد. این بخش غیر فیزیکی، که برتر از علیت‌های فیزیکی بوده و می‌تواند آن‌ها را تغییر دهد، در تفاسیر حوزه الهیات، روح نامیده می‌شود.

تفسیر و بیان لیبرترینیسم، نیاز به اعتقاد به عدم تعین‌گرایی فیزیکی دارد. زیرا تعین‌گرایی فیزیکی ایجاب می‌کند که فقط یک آینده ممکن باشد و این موضوع با لیبرترینیسم در تناقض است. در برخی دیگر از رهیافت‌های تفسیر و بیان لیبرترینیسم، ذهن را که برتر از علیت‌های موجود در جهان هستی است، را در ارتباط با تمام اجزای جهان هستی، شامل پدیده‌های دارای ادراک و پدیده‌های بدون ادراک، می‌بینند. در حالیکه برخی دیگر از بیان‌ها، نیازی نمی‌بینند که اراده آزاد را به عنوان یکی از پایه‌های جهان هستی بپذیرند، بلکه وجود رویدادهای تصادفی معمولی موجود در جهان از دید آن‌ها کافی است. یک دیدگاه با این نوع نگرش توسط رابرت کین ارائه داده شده‌است.

اگر چه در زمانی که سی. اس. لویس «معجزه‌ها»[۱۳] را نوشت، مکانیک کوانتوم و عدم تعین‌گرایی فیزیکی مراحل ابتدایی پذیرش توسط دانشمندان را می‌گذراندند، ولی وی این امکان منطقی را بیان کرد که اگر ثابت شده بود که جهان فیزیکی غیر متعین است، این امکان فراهم می‌شد که یک نقطه ورود به دیدگاه سنتی سیستم‌های بسته پیدا شود که در آن یک «رویداد محتمل/غیرمحتمل فیزیکی دارای تشریح علمی» می‌تواند به صورت فلسفی به عنوان یک عمل «یک پدیده غیر فیزیکی بر روی واقعیت فیزیکی» بیان شود (توجه کنید که از دیدگاه فیزیکالیست‌ها، پدیده‌های غیر فیزیکی می‌بایست مستقل از موجودات دارای ادراک یا فرآیندهای ذهنی آن‌ها باشند).

رابرت نوزیک[ویرایش]

رابرت نوزیک یک نظریه نامتعین برای اراده آزاد ارائه داده‌است.[۶] طبق نظریه نوزدیک شخصیت هر فرد در طی زندگی وی، به صورت نامتعین، توسط خود فرد شکل می‌گیرد. این نظریه بر این واقعیت استوار است که انسان‌ها به عنوان عامل‌های خود-آگاه، دلایلی با سطوح اهمیت مختلف، برای اعمال‌شان بیان می‌کنند. این دلایل و وزن‌های متفاوت نسبت داده شده به آن‌ها هویت فرد را شکل می‌دهند که در طی زمان شکل گرفته و کامل می‌شود. بنابراین هویت هر فرد دارای ابعاد مختلفی با سطوح برجستگی متفاوت است. به این ابعاد و میزان اهمیت آن‌ها که توسط خود فرد شکل گرفته و ساخته می‌شود، منش و شخصیت فرد نیز گفته می‌شود.

در هنگام انجام هر عملی، دلایل انجام اعمال، بر اساس منش فرد، وزن‌دهی می‌شوند و عملی با بیشترین وزن انتخاب شده و انجام می‌پذیرد. این عمل ممکن است آگاهانه یا ناخودآگاه انجام پذیرد. یک شخص قبل از تصمیم‌گیری دلایلی بدون سطوح اهمیت فیکس شده دارد (همان ابعاد شخصیتی وی) و در یک حالت برتری نسبت به وزن‌ها قرار دارد. فرآیند تصمیم‌گیری فرآیندی است که فرد از این حالت برتری می‌کاهد تا جایی که به وضعیتی می‌رسد که منجر به انتخاب و انجام یک عمل شود.

رابرت کین[ویرایش]

کین یکی از فلاسفه برجسته معاصر در زمینه اراده آزاد می‌باشد.[۱۴][۱۵] کین برای طرفداری از چیزی که در قلمرو فلاسفه «اختیار آزادی‌گرایانه» نامیده می‌شود، چنین استدلال می‌کند که: (۱) وجود امکان‌های جایگزین (یا قدرت عامل‌ها برای انجام عملی دیگر) یک شرط لازم برای آزادانه عمل کردن است. و (۲) تعین‌گرایی با امکان‌های جایگزین سازگار نیست (تعین‌گرایی مانعی بر سر راه توانایی انجام عملی دیگر است).[۱۶] به این نکته مهم بایستی توجه داشته باشیم که دیدگاه کین در جهت دفاع از امکان‌های جایگزین نیست، بلکه وی امکان‌های جایگزین را در راستای مسوولیت‌پذیری مطرح می‌کند. بنابراین امکان‌های جایگزین یک شرط لازم و نه کافی، برای اراده آزاد است. لازم است که جایگزین‌های واقعی برای اعمال‌مان وجود داشته باشند، اما وجود این جایگزین‌ها به تنهایی برای اثبات اراده آزاد ما کفایت نمی‌کند (مثلاً حالتی را در نظر بگیرید که جایگزین‌های مختلفی وجود داشته باشند ولی در هر وضعیتی، فارغ از کنترل و نظر ما، یکی از آن‌ها به صورت تصادفی انجام شود). برای «مسوولیت‌پذیری غایی» مد نظر کین، کنترل نیز می‌بایست وجود داشته باشد.

«مسوولیت‌پذیری غایی» مستلزم این است که عامل، خالق و پشتیبان غایی اهداف و نیت‌های خود باشد (موجود سطح بالاتری اهداف و نیت‌های عامل را تحت کنترل نداشته باشد). طبق تعریف کین،

یک عامل دارای «مسوولیت غایی» در قبال رخ دادن وضعیت یا رویداد E است، اگر عامل، شخصاً مسوول رخ دادن E باشد. یعنی اینکه رخ دادن E مستلزم این باشد که عامل چیزی را از روی اراده یا تمایل خود انجام داده باشد یا از انجام آن سرباز زده باشد، یا با انجام دادن عملی که در رخ دادن E مؤثر بوده باشد، به‌صورت عِلّی در رخ دادن E مشارکت کرده باشد (بخش مسوولیت پذیری). و همچنین برای هر X و Yی (که X و Y نشان دهنده وقوع رویدادها و/یا وضعیت‌ها هستند و Y یک شرط، علت یا انگیزه کافی برای X است) اگر عاملشخصا مسوول X باشد، شخصاً مسوول Y نیز باشد (بخش غایی).

بطور خلاصه، یک عامل باید در قبال هر چیزی که یک دلیل کافی (شرط، علت یا انگیزه) برای رخ دادن عمل مورد نظر است، مسوول باشد.[۱۷]

از دید کین، چیزی که اجازه غایی بودن یک آفرینش را می‌دهد، لحظات دودلی و تردیدی است که افراد هنگام ناسازگاری خواسته‌هایشان آن‌ها را تجربه می‌کنند. کین به اعمالی که همراه با این لحظات انجام می‌گیرند، «اعمال خود شکل‌یافته» (self-forming actions یا SFAها) می‌گوید. توجه داشته باشید که در مسوولیت‌پذیری غایی نیازی نیست که تمامی اعمالی که طبق اراده آزاد ما شکل می‌گیرند، نامعین باشند یا ما بتوانیم اعمال دیگری را به جای آن‌ها انجام دهیم، بلکه فقط لازم است که برخی از انتخاب‌ها و اعمال ما نامعین باشند (ما می‌توانستیم به جای آن‌ها اعمال دیگری را انجام دهیم). این انتخاب‌ها و اعمال هستند که SFAها نامیده می‌شوند. این SFAها، شخصیت یا سرشت ما را شکل داده و از انتخاب‌ها، دلایل و انگیزه‌های اعمال آینده ما خبر می‌دهند.

اگر یک فرد فرصت این را داشته باشد که تصمیم‌هایی شخصیت‌ساز بگیرد (اعمال SFA انجام دهد)، در قبال اعمال آینده‌ای که نتیجه شخصیتش هستند، مسوولیت است.

انتقادها[ویرایش]

رادولف کلارک به تعریف کین از اراده آزاد اعتراض می‌کند و معتقد است که این تعریف، آزادی‌گرایانه نیست، بلکه سازگارگرایانه‌است. وی ادعا می‌کند که اگر چه پیامدهای یک SFA معین نیست، ولی تاریخچه یک فرد تا لحظه انجام عمل، می‌تواند تعیین کند که یک SFA رخ خواهد افتاد. اگر چه مثل این است که خروجی SFA بر پایه شانس است، ولی با این دید که رخ دادن یک SFA می‌تواند مشخص باشد، زندگی یک فرد متعین خواهد بود. کلارک معتقد است که این نوع از آزادی، خیلی متفاوت از آزادی‌هایی نیست که سازگارگرایان مثلاً در استدلال‌هایی نظیر «اگر چه اعمال ما متعین هستند، ولی چون آن‌ها بر طبق خواسته‌های ما رخ می‌دهند، پس آزاد هستند» ارائه می‌کنند.

کین پاسخ می‌دهد که تفاوت بین عدم تعین‌گرایی (indeterminism) عِلّی و سازگارگرایی، «کنترل غایی» است. کنترل پدید آورنده‌ای که به وسیلهٔ عامل‌ها بکار برده می‌شود. این کنترل، برای هر عامل، مختص خود وی بوده و مشخص می‌کند که کدام یک از انتخاب‌ها یا اعمال ممکن، باید رخ دهند.[۱۸] «مسوولیت‌پذیری غایی» اطمینان می‌دهد که اعمال یک فرد از قبل از تولد وی مشخص نیستند.

گالن استراوسن معتقد است که یک حس بنیادی (fundamental sense) وجود دارد که طبق آن اراده آزاد غیرممکن است، چه تعین‌گرایی درست باشد، چه نباشد. وی در استدلال خود، که آن را استدلال پایه می‌نامد، سعی می‌کند تا نشان دهد که هیچ‌کس در قبال اعمالش مسوولیت اخلاقی غایی ندارد، در نتیجه هیچ‌کس هم اراده آزاد، به شکلی که مد نظر ماست، را ندارد. استدلال پایه در ساده‌ترین شکل خود به صورت زیر بیان می‌شود:

  1. ما هستیم که آنچه را که در یک وضعیت مشخص انجام می‌دهیم، انجام می‌دهیم. زیرا آنچه که هست، ما هستیم.
  2. ما برای مسوول غایی بودن در قبال اعمالمان، باید در قبال آنچه که هستیم، مسوولیت غایی داشته باشیم (حداقل در مورد برخی از جنبه‌های مهم و حیاتی ذهنمان).
  3. ولی ما نمی‌توانیم در قبال آنچه که هستیم مسوولیت غایی داشته باشیم. زیرا طبق بند ۱، ما آنچه که هستیم، هستیم و نمی‌توانیم دلیل بودن‌مان نیز باشیم.
  4. بنابراین، ما نمی‌توانیم در قبال آنچه که انجام می‌دهیم، مسوولیت غایی داشته باشیم.[۸]

دانیل دنت در کتاب خود (Freedom Evolves)، در دفاع از سازگارگرایی، یک فصل را به نقد نظریه کین اختصاص می‌دهد.[۷] وی در این فصل از کتابش، بیان می‌کند که کین بر پایه برخی از رویدادهای استثنایی و کمیاب (SFAها) به آزادی اعتقاد دارد. دنت خاطر نشان می‌کند که هیچ تضمینی وجود ندارد که اینگونه رویدادها، در زندگی یک فرد رخ دهند؛ و در صورت رخ ندادن آنها، طبق نظریه کین، آن فرد اراده آزادی نخواهد داشت. در حالیکه وی نیز فردی است مثل بقیه افراد.

هری فرانکفورت[ویرایش]

مثال‌های نقض فرانکفورت[۱۹] (که به اسم موردهای فرانکفورت یا موردهای سبک فرانکفورتی نیز شناخته می‌شوند) در سال ۱۹۶۹ توسط هری فرانکفورت تحت عنوان مثال‌های نقضی برای قاعده امکان‌های جایگزین (principle of alternative possibilities or PAP) ارائه شد که دربرگیرنده این نکته بودند که یک عامل دارای مسوولیت اخلاقی برای یک عمل است اگر دارای اراده آزاد باشد (یعنی بتواند عمل دیگری را نیز انجام دهد).

قاعده امکان‌های جایگزین[ویرایش]

قاعده امکان‌های جایگزین یکی از اصلی‌ترین استدلال‌های اثبات ناسازگاری مسوولیت‌پذیری و تعین‌گرایی عِلّی می‌باشد که به صورت زیر بیان می‌شود:

  1. قاعده امکان‌های جایگزین: یک عامل در قبال یک عمل مسوول است، اگر آزاد باشد.
  2. یک عامل آزاد است اگر تعین‌گرایی عِلّی غلط باشد.
  3. بنابراین، یک عامل در قبال یک عمل مسوول است اگر تعین‌گرایی عِلّی غلط باشد.

سازگارگرایان سنتی (مدافعان سازگاری مسوولیت اخلاقی و تعین‌گرایی، نظیر آلفرد آیر و والتر ترنس استیس) سعی می‌کنند بند ۲ استدلال (ناسازگاری اراده آزاد و تعین‌گرایی) را رد کنند. طبق تحلیل‌های سنتی اراده آزاد یک عامل برای انجام عملی دیگر آزاد است اگر عمل دیگری را انجام داده باشد در صورتی که خواسته باشد که عمل دیگری را انجام دهد.[۲۰] طبق این تحلیل عامل‌ها می‌توانند اراده آزاد داشته باشند، حتی اگر تعین‌گرایی درست باشد.

ایرادات فرانکفورت[ویرایش]

طبق تعریف قاعده امکان‌های جایگزین یک شخص در مقابل عملی که انجام داده‌است مسوولیت اخلاقی دارد اگر او می‌توانست عمل دیگری را نیز انجام دهد[۲۱]، فرانکفورت نتیجه می‌گیرد که یک شخص در قبال عمل انجام شده‌اش مسوولیت اخلاقی ندارد، اگر نتواند عمل دیگری را انجام دهد (فرانکفورت معتقد است که توانایی نظری ما برای انجام عملی دیگر، لزوما انجام عملی دیگر را برای ما امکان‌پذیر نمی‌سازد، لذا توانایی انجام عملی دیگر با امکان انجام عملی دیگر دو مقوله متفاوتند).

مثال‌های فرانکفورت از آن جهت پر اهمیت هستند که یک راه جایگزین را برای دفاع از سازگارگرایی با استفاده از رد بند ۱ استدلال فراهم می‌آورد. با این دید سازگارگرایی با تعین‌گرایی سازگار است، زیرا مسوولیت نیازی به آزادی برای انجام عملی دیگر ندارد (بلکه نیاز به توانایی انجام عملی دیگر دارد). مثال‌های فرانکفورت به عامل‌هایی منجر می‌شود که ذاتا در قبال رفتارشان مسوول هستند ولو اینکه آن‌ها آزادی انجام عملی دیگر را نیز نداشته باشند. یک نمونه نوعی در زیر بیان شده‌است:

آقای دونالد یک دمکرات است و مایل است به حزب دمکرات رأی دهد. فقط در شرایط خاصی ممکن است که او اینکار را نکند: اگر او درست پیش از رأی دادن، به دورنمای شکست آمریکا در عراق فکر کند. خانم وایت، نماینده حزب دمکرات، می‌خواهد مطمئن شود که دونالد به دمکرات‌ها رأی خواهد داد، بنابراین او مخفیانه دستگاهی را در سر دونالد کار می‌گذارد، که وقتی فعال می‌شود، وی را مجبور به رأی دادن به دمکرات‌ها می‌کند. خانم وایت در نظر دارد که اگر دونالد قبل از رای‌گیری خواست به جنگ عراق فکر کند، دستگاه را فعال کند.

روز انتخابات و قبل از رأی دادن، دونالد به این موضوع فکر نمی‌کند، بنابراین خانم وایت نیز ضرورتی نمی‌بیند که دستگاه را فعال کند و دونالد با خواست خودش به دمکرات‌ها رأی می‌دهد. ظاهراً دونالد در مقابل رای‌اش به دمکرات‌ها مسوول است، علیرغم اینکه دستگاه خانم وایت آزادی انجام عملی دیگر را از وی گرفته بوده‌است.

اگر فرانکفورت درست می‌گوید که دونالد اخلاقا مسوول رأی دادن به دمکرات‌هاست، همچنین اینکه وی برای انجام عملی دیگر آزاد نبوده‌است، پس در حالت کلی نیز عامل برای اینکه توانایی انجام عملی دیگر را داشته باشد، نیازی به آزادی ندارد (بنابر این قاعده امکان‌های جایگزین غلط است). و نتیجه‌گیری، اینکه حتی اگر تعین‌گرایی عِلّی درست باشد و این تعین‌گرایی آزادی انجام عملی دیگر را از انسان‌ها بگیرد، هیچ دلیلی ندارد که به مسوولیت اخلاقی انسان‌ها در قبال رفتارهایشان شک کنیم.

فرانکفورت با رد قاعده امکان‌های جایگزین، پیشنهاد کرده‌است که بی‌خود و بی‌جهت سفسطه نکرده و مانع‌هایی ساخته نشود که جلوی مسوولیت اخلاقی افراد را بگیرد. طبق نظر فرانکفورت، افراد فقط در صورتی که توانایی انجام عمل دیگری را نداشته باشند، در مقابل اعمالشان مسوولیت اخلاقی ندارند.[۲۲]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • این مقاله ترجمه مستقیم و بدون تغییری از نسخه انگلیسی آن در ویکی‌پدیای انگلیسی، تحت عنوان (Libertarianism (metaphysics، می‌باشد و مراجع ذکر شده در این نوشتار نیز، صرفا مراجعی هستند که در متن اصلی ذکر شده‌اند.
  1. Strawson, Galen (1998, 2004). Free will. In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009
  2. Strawson, Galen (1998, 2004). Free will (section 2) بایگانی‌شده در ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine. In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009. «These anti-compatibilists or incompatibilists divide into two groups: the libertarians and the no-freedom theorists or pessimists about free will and moral responsibility.»
  3. Timpe, Kevin (2006) Free Will in Feiser, J and Dowden, B (Eds.) 'Internet Encyclopedia of Philosophy'. Retrieved on July 31, 2009 «Other incompatibilists think that the actual world is not deterministic and that at least some of the agents in the actual world have free will. These incompatibilists are referred to as »libertarians« [see Kane (2005), particularly chapters 3 and 4].»
  4. Strawson, Galen (1998, 2004). Free will (section 2) بایگانی‌شده در ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine. In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009. «They [libertarians] hold (1) that we do have free will, (2) that free will is not compatible with determinism, and (3) that determinism is therefore false.»
  5. Nichols, Shaun: The Rise of Compatibilism: A Case Study in the Quantitative History of Philosophy
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Nozick, Robert. Philosophical Explanations. 1981: Harvard University Press.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Dennett, D. Freedom Evolves.Viking Books, February, 2003 ISBN 0-670-03186-0
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Strawson, Galen. «Free Will» in the Routledge Encyclopedia of Philosophy, ed. Edward Craig (1998); «The Bounds of Freedom» in The Oxford Handbook of Free Will, ed. Robert Kane (2002).
  9. David Boaz, Libertarianism: A Primer, Free Press, 1998, 22-25.
  10. William Belsham, "Essays", printed for C. Dilly, 1789; original from the University of Michigan, digitized May 21, 2007, p.11.
  11. Oxford English Dictionary definition of libertarianism.
  12. Jared Sparks, Collection of Essays and Tracts in Theology, from Various Authors, with Biographical and Critical Notices, published by Oliver Everett, 13 Cornhill, 1824.
  13. Lewis, C.S (1947), Miracles
  14. Kane, R. (ed.) Oxford Handbook of Free Will
  15. Information Philosophers "Robert Kane is the acknowledged dean of the libertarian philosophers writing actively on the free will problem."
  16. Kane (ed.): Oxford Handbook of Free Will, p. 11.
  17. Kane: "Free Will" in Free Will, p. 224.
  18. Kane: "Free Will" in Free Will, p. 243.
  19. Frankfurt, Harry (1969). Alternate Possibilities and Moral Responsibility, Journal of Philosophy 66, 829-39.
  20. Ayer, A. J. (1954) “Freedom and Necessity in Philosophical Essays, London: Macmillan.
  21. Frankfurt, 1969. p. 829.
  22. Frankfurt: "Alternate Possibilities and Moral Responsibility" in Feinberg; Shafer-Landau: Responsibility & Responsibility, p. 488.
The task of the metaphysical libertarian is to reconcile free will with indeterminism

Libertarianism is one of the main philosophical positions related to the problems of free will and determinism, which are part of the larger domain of metaphysics.[1] In particular, libertarianism is an incompatibilist position[2][3] which argues that free will is logically incompatible with a deterministic universe. Libertarianism states that since agents have free will, determinism must be false.[4] One of the first clear formulations of libertarianism is found in John Duns Scotus; in theological context metaphysical libertarianism was notably defended by Jesuit authors like Luis de Molina and Francisco Suárez against rather compatibilist Thomist Báñezianism. Other important metaphysical libertarians in the early modern period were René Descartes, George Berkeley, Immanuel Kant, and Thomas Reid.[5] Roderick Chisholm was a prominent defender of libertarianism in the 20th century,[6] and contemporary libertarians include Robert Kane, Peter van Inwagen and Robert Nozick.

Overview

The first recorded use of the term "libertarianism" was in 1789 by William Belsham in a discussion of free will and in opposition to "necessitarian" (or determinist) views.[7][8]

Metaphysical libertarianism is one philosophical view point under that of incompatibilism. Libertarianism holds onto a concept of free will that requires the agent to be able to take more than one possible course of action under a given set of circumstances.

Accounts of libertarianism subdivide into non-physical theories and physical or naturalistic theories. Non-physical theories hold that the events in the brain that lead to the performance of actions do not have an entirely physical explanation, and consequently the world is not closed under physics. Such interactionist dualists believe that some non-physical mind, will, or soul overrides physical causality.

Explanations of libertarianism that do not involve dispensing with physicalism require physical indeterminism, such as probabilistic subatomic particle behavior – a theory unknown to many of the early writers on free will. Physical determinism, under the assumption of physicalism, implies there is only one possible future and is therefore not compatible with libertarian free will. Some libertarian explanations involve invoking panpsychism, the theory that a quality of mind is associated with all particles, and pervades the entire universe, in both animate and inanimate entities. Other approaches do not require free will to be a fundamental constituent of the universe; ordinary randomness is appealed to as supplying the "elbow room" believed to be necessary by libertarians.

Free volition is regarded as a particular kind of complex, high-level process with an element of indeterminism. An example of this kind of approach has been developed by Robert Kane,[9] where he hypothesizes that,

In each case, the indeterminism is functioning as a hindrance or obstacle to her realizing one of her purposes—a hindrance or obstacle in the form of resistance within her will which has to be overcome by effort.

Although at the time quantum mechanics (and physical indeterminism) was only in the initial stages of acceptance, in his book Miracles: A preliminary study C. S. Lewis stated the logical possibility that if the physical world were proved indeterministic this would provide an entry point to describe an action of a non-physical entity on physical reality.[10] Indeterministic physical models (particularly those involving quantum indeterminacy) introduce random occurrences at an atomic or subatomic level. These events might affect brain activity, and could seemingly allow incompatibilist free will if the apparent indeterminacy of some mental processes (for instance, subjective perceptions of control in conscious volition) map to the underlying indeterminacy of the physical construct. This relationship, however, requires a causative role over probabilities that is questionable,[11] and it is far from established that brain activity responsible for human action can be affected by such events. Secondarily, these incompatibilist models are dependent upon the relationship between action and conscious volition, as studied in the neuroscience of free will. It is evident that observation may disturb the outcome of the observation itself, rendering limited our ability to identify causality.[12] Niels Bohr, one of the main architects of quantum theory, suggested, however, that no connection could be made between indeterminism of nature and freedom of will.[13]

Agent-causal theories

In non-physical theories of free will, agents are assumed to have power to intervene in the physical world, a view known as agent causation.[14][15][16][17][18][19][20][21] Proponents of agent causation include George Berkeley,[22] Thomas Reid,[23] and Roderick Chisholm.[24]

Most events can be explained as the effects of prior events. When a tree falls, it does so because of the force of the wind, its own structural weakness, and so on. However, when a person performs a free act, agent causation theorists say that the action was not caused by any other events or states of affairs, but rather was caused by the agent. Agent causation is ontologically separate from event causation. The action was not uncaused, because the agent caused it. But the agent's causing it was not determined by the agent's character, desires, or past, since that would just be event causation.[25] As Chisholm explains it, humans have "a prerogative which some would attribute only to God: each of us, when we act, is a prime mover unmoved. In doing what we do, we cause certain events to happen, and nothing – or no one – causes us to cause those events to happen."[26]

This theory involves a difficulty which has long been associated with the idea of an unmoved mover. If a free action was not caused by any event, such as a change in the agent or an act of the will, then what is the difference between saying that an agent caused the event and simply saying that the event happened on its own? As William James put it, "If a 'free' act be a sheer novelty, that comes not from me, the previous me, but ex nihilo, and simply tacks itself on to me, how can I, the previous I, be responsible? How can I have any permanent character that will stand still long enough for praise or blame to be awarded?"[27]

Agent causation advocates respond that agent causation is actually more intuitive than event causation. They point to David Hume's argument that when we see two events happen in succession, our belief that one event caused the other cannot be justified rationally (known as the problem of induction). If that is so, where does our belief in causality come from? According to Thomas Reid, "the conception of an efficient cause may very probably be derived from the experience we have had...of our own power to produce certain effects."[28] Our everyday experiences of agent causation provide the basis for the idea of event causation.[29]

Event-causal theories

Event-causal accounts of incompatibilist free will typically rely upon physicalist models of mind (like those of the compatibilist), yet they presuppose physical indeterminism, in which certain indeterministic events are said to be caused by the agent. A number of event-causal accounts of free will have been created, referenced here as deliberative indeterminism, centred accounts, and efforts of will theory.[30] The first two accounts do not require free will to be a fundamental constituent of the universe. Ordinary randomness is appealed to as supplying the "elbow room" that libertarians believe necessary. A first common objection to event-causal accounts is that the indeterminism could be destructive and could therefore diminish control by the agent rather than provide it (related to the problem of origination). A second common objection to these models is that it is questionable whether such indeterminism could add any value to deliberation over that which is already present in a deterministic world.

Deliberative indeterminism asserts that the indeterminism is confined to an earlier stage in the decision process.[31][32] This is intended to provide an indeterminate set of possibilities to choose from, while not risking the introduction of luck (random decision making). The selection process is deterministic, although it may be based on earlier preferences established by the same process. Deliberative indeterminism has been referenced by Daniel Dennett[33] and John Martin Fischer.[34] An obvious objection to such a view is that an agent cannot be assigned ownership over their decisions (or preferences used to make those decisions) to any greater degree than that of a compatibilist model.

Centred accounts propose that for any given decision between two possibilities, the strength of reason will be considered for each option, yet there is still a probability the weaker candidate will be chosen.[35][36][37][38][39][40][41] An obvious objection to such a view is that decisions are explicitly left up to chance, and origination or responsibility cannot be assigned for any given decision.

Efforts of will theory is related to the role of will power in decision making. It suggests that the indeterminacy of agent volition processes could map to the indeterminacy of certain physical events – and the outcomes of these events could therefore be considered caused by the agent. Models of volition have been constructed in which it is seen as a particular kind of complex, high-level process with an element of physical indeterminism. An example of this approach is that of Robert Kane, where he hypothesizes that "in each case, the indeterminism is functioning as a hindrance or obstacle to her realizing one of her purposes – a hindrance or obstacle in the form of resistance within her will which must be overcome by effort."[9] According to Robert Kane such "ultimate responsibility" is a required condition for free will.[42] An important factor in such a theory is that the agent cannot be reduced to physical neuronal events, but rather mental processes are said to provide an equally valid account of the determination of outcome as their physical processes (see non-reductive physicalism).

Epicurus

Epicurus, an ancient Greek philosopher, argued that as atoms moved through the void, there were occasions when they would "swerve" (clinamen) from their otherwise determined paths, thus initiating new causal chains. Epicurus argued that these swerves would allow us to be more responsible for our actions, something impossible if every action was deterministically caused.

Epicurus did not say the swerve was directly involved in decisions. But following Aristotle, Epicurus thought human agents have the autonomous ability to transcend necessity and chance (both of which destroy responsibility), so that praise and blame are appropriate. Epicurus finds a tertium quid, beyond necessity (Democritus' physics) and beyond chance. His tertium quid is agent autonomy, what is "up to us."

...some things happen of necessity (ἀνάγκη), others by chance (τύχη), others through our own agency (παρ’ ἡμᾶς).

...necessity destroys responsibility and chance is inconstant; whereas our own actions are autonomous, and it is to them that praise and blame naturally attach.[43]

Lucretius (1st century BC), a strong supporter of Epicurus, saw the randomness as enabling free will, even if he could not explain exactly how, beyond the fact that random swerves would break the causal chain of determinism.

Again, if all motion is always one long chain, and new motion arises out of the old in order invariable, and if the first-beginnings do not make by swerving a beginning of motion such as to break the decrees of fate, that cause may not follow cause from infinity, whence comes this freedom (libera) in living creatures all over the earth, whence I say is this will (voluntas) wrested from the fates by which we proceed whither pleasure leads each, swerving also our motions not at fixed times and fixed places, but just where our mind has taken us? For undoubtedly it is his own will in each that begins these things, and from the will movements go rippling through the limbs.

However, the interpretation of Greek philosophers is controversial. Tim O'Keefe has argued that Epicurus and Lucretius were not libertarians at all, but compatibilists.[44]

Robert Nozick

Robert Nozick put forward an indeterministic theory of free will in Philosophical Explanations (1981).[45]

When human beings become agents through reflexive self-awareness, they express their agency by having reasons for acting, to which they assign weights. Choosing the dimensions of one's identity is a special case, in which the assigning of weight to a dimension is partly self-constitutive. But all acting for reasons is constitutive of the self in a broader sense, namely, by its shaping one's character and personality in a manner analogous to the shaping that law undergoes through the precedent set by earlier court decisions. Just as a judge does not merely apply the law but to some degree makes it through judicial discretion, so too a person does not merely discover weights but assigns them; one not only weighs reasons but also weights them. Set in train is a process of building a framework for future decisions that we are tentatively committed to.

The lifelong process of self-definition in this broader sense is construed indeterministically by Nozick. The weighting is "up to us" in the sense that it is undetermined by antecedent causal factors, even though subsequent action is fully caused by the reasons one has accepted. He compares assigning weights in this deterministic sense to "the currently orthodox interpretation of quantum mechanics", following von Neumann in understanding a quantum mechanical system as in a superposition or probability mixture of states, which changes continuously in accordance with quantum mechanical equations of motion and discontinuously via measurement or observation that "collapses the wave packet" from a superposition to a particular state. Analogously, a person before decision has reasons without fixed weights: he is in a superposition of weights. The process of decision reduces the superposition to a particular state that causes action.

Robert Kane

One particularly influential contemporary theory of libertarian free will is that of Robert Kane.[30][46][47] Kane argues that "(1) the existence of alternative possibilities (or the agent's power to do otherwise) is a necessary condition for acting freely, and that (2) determinism is not compatible with alternative possibilities (it precludes the power to do otherwise)".[48] It is important to note that the crux of Kane's position is grounded not in a defense of alternative possibilities (AP) but in the notion of what Kane refers to as ultimate responsibility (UR). Thus, AP is a necessary but insufficient criterion for free will.[49] It is necessary that there be (metaphysically) real alternatives for our actions, but that is not enough; our actions could be random without being in our control. The control is found in "ultimate responsibility".

Ultimate responsibility entails that agents must be the ultimate creators (or originators) and sustainers of their own ends and purposes. There must be more than one way for a person's life to turn out (AP). More importantly, whichever way it turns out must be based in the person's willing actions. As Kane defines it,

'UR:' An agent is ultimately responsible for some (event or state) E's occurring only if (R) the agent is personally responsible for E's occurring in a sense which entails that something the agent voluntarily (or willingly) did or omitted either was, or causally contributed to, E's occurrence and made a difference to whether or not E occurred; and (U) for every X and Y (where X and Y represent occurrences of events and/or states) if the agent is personally responsible for X and if Y is an arche (sufficient condition, cause or motive) for X, then the agent must also be personally responsible for Y.

In short, "an agent must be responsible for anything that is a sufficient reason (condition, cause or motive) for the action's occurring."[50]

What allows for ultimacy of creation in Kane's picture are what he refers to as "self-forming actions" or SFAs—those moments of indecision during which people experience conflicting wills. These SFAs are the undetermined, regress-stopping voluntary actions or refraining in the life histories of agents that are required for UR. UR does not require that every act done of our own free will be undetermined and thus that, for every act or choice, we could have done otherwise; it requires only that certain of our choices and actions be undetermined (and thus that we could have done otherwise), namely SFAs. These form our character or nature; they inform our future choices, reasons and motivations in action. If a person has had the opportunity to make a character-forming decision (SFA), they are responsible for the actions that are a result of their character.

Critique

Randolph Clarke objects that Kane's depiction of free will is not truly libertarian but rather a form of compatibilism. The objection asserts that although the outcome of an SFA is not determined, one's history up to the event is; so the fact that an SFA will occur is also determined. The outcome of the SFA is based on chance, and from that point on one's life is determined. This kind of freedom, says Clarke, is no different than the kind of freedom argued for by compatibilists, who assert that even though our actions are determined, they are free because they are in accordance with our own wills, much like the outcome of an SFA.[51]

Kane responds that the difference between causal indeterminism and compatibilism is "ultimate control—the originative control exercised by agents when it is 'up to them' which of a set of possible choices or actions will now occur, and up to no one and nothing else over which the agents themselves do not also have control".[52] UR assures that the sufficient conditions for one's actions do not lie before one's own birth.

Galen Strawson holds that there is a fundamental sense in which free will is impossible, whether determinism is true or not. He argues for this position with what he calls his "basic argument", which aims to show that no-one is ever ultimately morally responsible for their actions, and hence that no one has free will in the sense that usually concerns us.

In his book defending compatibilism, Freedom Evolves, Daniel Dennett spends a chapter criticising Kane's theory.[53] Kane believes freedom is based on certain rare and exceptional events, which he calls self-forming actions or SFA's. Dennett notes that there is no guarantee such an event will occur in an individual's life. If it does not, the individual does not in fact have free will at all, according to Kane. Yet they will seem the same as anyone else. Dennett finds an essentially indetectable notion of free will to be incredible.

See also

References

  1. ^ Strawson, Galen (1998, 2004). Free will Archived 2007-08-25 at the Wayback Machine. In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009
  2. ^ Strawson, Galen (1998, 2004). Free will (section 2). In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009. "These anti-compatibilists or incompatibilists divide into two groups: the libertarians and the no-freedom theorists or pessimists about free will and moral responsibility."
  3. ^ Timpe, Kevin (2006) Free Will in Feiser, J and Dowden, B (Eds.) 'Internet Encyclopedia of Philosophy'. Retrieved on July 31, 2009 "Other incompatibilists think that the actual world is not deterministic and that at least some of the agents in the actual world have free will. These incompatibilists are referred to as "libertarians" [see Kane (2005), particularly chapters 3 and 4]."
  4. ^ Strawson, Galen (1998, 2004). Free will (section 2). In E. Craig (Ed.), Routledge Encyclopedia of Philosophy. London: Routledge. Retrieved July 31, 2009. "They [libertarians] hold (1) that we do have free will, (2) that free will is compatible with determinism, and (3) that determinism is therefore false."
  5. ^ Shaun Nichols. "The Rise of Compatibilism: A Case Study in the Quantitative History of Philosophy" (PDF). pp. 8–9. Archived from the original (PDF) on 9 June 2010. Retrieved 9 July 2017.
  6. ^ Dennett, Daniel C. (2004-01-27). Freedom Evolves. Penguin. p. 100. ISBN 978-1-101-57266-5.
  7. ^ William Belsham, "Essays", printed for C. Dilly, 1789; original from the University of Michigan, digitized May 21, 2007, p. 11.
  8. ^ Oxford English Dictionary definition of libertarianism.
  9. ^ a b Kane, Robert; John Martin Fischer; Derk Pereboom; Manuel Vargas (2007). Four Views on Free Will (Libertarianism). Oxford UK: Blackwell Publishing. p. 39. ISBN 1-4051-3486-0.
  10. ^ Lewis, C. S. (1947). Miracles. p. 24. ISBN 0-688-17369-1.
  11. ^ Kane, Robert (2007). "Libertarianism". Four Views on Free Will (Great Debates in Philosophy). Wiley-Blackwell. p. 9. ISBN 1405134860. It would seem that undetermined events in the brain or body would occur spontaneously and would be more likely to undermine our freedom rather than enhance it.
  12. ^ Niels Bohr. "The Atomic Theory and the Fundamental Principles underlying the Description of Nature; Based on a lecture to the Scandinavian Meeting of Natural Scientists and published in Danish in Fysisk Tidsskrift in 1929. First published in English in 1934 by Cambridge University Press.". The Information Philosopher, dedicated to the new information philosophy. Robert O. Doyle, publisher. Retrieved 2012-09-14. ... any observation necessitates an interference with the course of the phenomena, which is of such a nature that it deprives us of the foundation underlying the causal mode of description.
  13. ^ Niels Bohr (April 1, 1933). "Light and Life". Nature. 131: 457 ff. doi:10.1038/131457a0. ISBN 9780444899729. For instance, it is impossible, from our standpoint, to attach an unambiguous meaning to the view sometimes expressed that the probability of the occurrence of certain atomic processes in the body might be under the direct influence of the will. In fact, according to the generalized interpretation of the psycho-physical parallelism, the freedom of the will must be considered a feature of conscious life that corresponds to functions of the organism that not only evade a causal mechanical description, but resist even a physical analysis carried to the extent required for an unambiguous application of the statistical laws of atomic mechanics. Without entering into metaphysical speculations, I may perhaps add that an analysis of the very concept of explanation would, naturally, begin and end with a renunciation as to explaining our own conscious activity. Full text on line at us.archive.org.
  14. ^ Roderick M. Chisholm (30 June 2004). Person And Object: A Metaphysical Study. Psychology Press. ISBN 978-0-415-29593-2. Retrieved 27 December 2012.
  15. ^ Randolph Clarke (1996). "Agent Causation and Event Causation in the Production of Free Action". Philosophical Topics. 24 (2): 19–48. doi:10.5840/philtopics19962427.
  16. ^ Alan Donagan (1987). Choice: The Essential Element in Human Action. Routledge & Kegan Paul. ISBN 978-0-7102-1168-2. Retrieved 27 December 2012.
  17. ^ Timothy O'Connor (1 January 2005). Robert Kane (ed.). Oxford Hb Of Free Will:Libertarian Views: Dualist and Agent-Causal Theories. Oxford Handbooks Online. pp. 337–355. ISBN 978-0-19-517854-8. Retrieved 27 December 2012.
  18. ^ William L. Rowe (1991). Thomas Reid on Freedom and Morality. Cornell University Press. ISBN 978-0-8014-2557-8. Retrieved 27 December 2012.
  19. ^ Richard Taylor (1966). Action and purpose. Prentice-Hall. Retrieved 27 December 2012.
  20. ^ John Thorp (1980). Free will: a defence against neurophysiological determinism. Routledge & Kegan Paul. Retrieved 27 December 2012.
  21. ^ Michael J. Zimmerman (1984). An essay on human action. P. Lang. ISBN 978-0-8204-0122-5. Retrieved 27 December 2012.
  22. ^ George Berkeley; Jonathan Dancy (1998). A treatise concerning the principles of human knowledge. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-875160-1. Retrieved 27 December 2012.
  23. ^ Thomas Reid (January 2012). Essays on the Active Powers of the Human Mind; An Inquiry Into the Human Mind on the Principles of Common Sense; And an Essay on Quantity. HardPress. ISBN 978-1-4077-2950-3. Retrieved 27 December 2012.
  24. ^ Chisholm, Roderick (1964). "Human Freedom and the Self". Retrieved 8 July 2017. Cite journal requires |journal= (help)
  25. ^ Chisholm 1964, pp. 7–8.
  26. ^ Chisholm 1964, p. 12.
  27. ^ [Pragmatism: A New Name for Some Old Ways of Thinking http://www.gutenberg.org/files/5116/5116-h/5116-h.htm#link2H_4_0005] (1907), Hackett Publishing 1981: ISBN 0-915145-05-7, Dover 1995: ISBN 0-486-28270-8
  28. ^ Thomas Reid; Dugald Stewart (1843). Essays on the Active Powers of the Human Mind: An Inquiry Into the Human Mind on the Principles of Common Sense; and An Essay on Quantity. T. Tegg. p. 102.
  29. ^ Chisholm, p. 11.
  30. ^ a b Randolph, Clarke (2008). "Incompatibilist (Nondeterministic) Theories of Free Will". In Edward N. Zalta (ed.). The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2008 ed.).
  31. ^ Laura Waddell Ekstrom (2000). Free Will: A Philosophical Study. Westview Press. ISBN 978-0-8133-9093-2. Retrieved 27 December 2012.
  32. ^ Alfred R. Mele (30 March 2006). Free Will and Luck. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-530504-3. Retrieved 27 December 2012.
  33. ^ Daniel Clement Dennett (13 July 1981). Brainstorms: Philosophical Essays on Mind and Psychology. MIT Press. ISBN 978-0-262-54037-7. Retrieved 27 December 2012.
  34. ^ L. Peterson, Michael; Fischer, John Martin (1995). "Libertarianism and Avoidability: A Reply to Widerker". Faith and Philosophy. 12: 119–25. doi:10.5840/faithphil199512123. ISSN 0739-7046.
  35. ^ Robert Kane (2005). Free Will. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-514970-8. Retrieved 27 December 2012.
  36. ^ Mark Balaguer (1999). "Libertarianism as a Scientifically Reputable View". Philosophical Studies. 93 (2): 189–211. doi:10.1023/a:1004218827363.
  37. ^ Robert Nozick (1981). Philosophical Explanations. Harvard University Press. ISBN 978-0-674-66479-1. Retrieved 27 December 2012.
  38. ^ Richard Sorabji (1980). Necessity, Cause, and Blame: Perspectives on Aristotle's Theory. Duckworth. ISBN 978-0-7156-1549-2. Retrieved 27 December 2012.
  39. ^ Peter Van Inwagen (1983). An Essay on Free Will. Clarendon Press. ISBN 978-0-19-824924-5. Retrieved 27 December 2012.
  40. ^ Ted Honderich (1973). Essays on Freedom of Action:Towards a Reasonable Libertarianism. Routledge & Kegan Paul. pp. 33–61. ISBN 978-0-7100-7392-1. Retrieved 27 December 2012.
  41. ^ John R. Searle (2001). Rationality in Action. MIT Press. ISBN 978-0-262-69282-3. Retrieved 27 December 2012.
  42. ^ Robert Kane (1996). The Significance of Free Will. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-510550-6. Retrieved 27 December 2012.
  43. ^ Epicurus, Letter to Menoeceus, §133
  44. ^ O'Keefe, Tim (2005-07-28). Epicurus on Freedom. Cambridge University Press. p. 153. ISBN 978-1-139-44624-2.
  45. ^ Nozick, Robert. Philosophical Explanations. 1981: Harvard University Press.
  46. ^ Dennett, Daniel C. (2004-01-27). Freedom Evolves. Penguin. p. 99. ISBN 978-1-101-57266-5.
  47. ^ Palmer, David; Swenson, Philip (2015-06-24). "Review of Libertarian Free Will: Contemporary Debates". ISSN 1538-1617. Cite journal requires |journal= (help)
  48. ^ Kane (ed.): Oxford Handbook of Free Will, p. 11.
  49. ^ Kane, Robert (2005). A Contemporary Introduction to Free Will. Oxford University Press. p. 124. ISBN 978-0-19-514970-8.
  50. ^ Kane: "Free Will" in Free Will, p. 224.
  51. ^ Randolph Clarke (8 December 2005). Libertarian Accounts of Free Will. Oxford University Press. p. 91. ISBN 978-0-19-530642-2.
  52. ^ Kane: "Free Will" in Free Will, p. 243.
  53. ^ Dennett, 97–137

Further reading

External links