لاکی لوچیانو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از لوچیانوی خوش‌شانس)
پرش به: ناوبری، جستجو
چارلز لاکی لوچیانو
LuckyLucianoSmaller.jpeg
پدرخوانده سندیکای جنایتکاران آمریکا
مشغول به کار
۱۹۳۴ – ؟
گمارنده مافیا-پس از جنگ کاستلاماره
پس از سالواتوره مارانزانو
پیش از فرانک کاستلو
اطلاعات شخص
زاده ۱۸۹۷
سیسیل، ایتالیا
درگذشت 1962
ایتالیا ناپل شهرکامپانیا
آرامگاه نیویورک Saint John's Cemetery, Queens
ملیت  ایالات متحده آمریکا
همسر(ان) Igea Lissoni
والدین Rosalia Capporelli and Antonio Lucania
شغل جنایتکار
تخصص قاچاقچی، گانگستر، جنایتکار
شناخته نزد اولین رئیس خانواده گنوسه-جرایم مدرن و سازمان یافته
مذهب کاتولیک رومی
لقب(ها) لوچیانوی خوش شانس
چارلی لوچیانو معروف به لوچیانوی خوش شانس

چارلی «لاکی» لوچیانو، معروف به لوچیانوی خوشبخت (زاده: ۲۴ نوامبر ۱۸۹۷، درگذشت: ۲۶ ژانویه ۱۹۶۲) گانگستر مشهور ایتالیایی متولد سیسیل بود که نخست سالواتوره لوچیانا نام داشت. لوچیانو به خاطر آن که برای نخستین بار شهر نیویورک را به پنج منطقه تقسیم نمود و اختیار هرکدام از این پنج قسمت را به یک خانواده مافیایی سپرد، تا هریک از این پنج خانواده خلافکار در محدودهٔ خاص خویش به فعالیتهای مجرمانه خویش بپردازند و همچنین بدان دلیل که اولین مجمع یا کمیسیون مافیایی را بنیان نهاد، به عنوان پدر جرم و جنایت‌های سازمان یافتهٔ مدرن در آمریکا شناخته شده‌است. وی همچنین نخستین رئیس رسمی خانواده ژنووسه بود که از خانواده‌های مدرن در عرصه جرم و جنایت محسوب می‌شوند. او، در همراهی با شریک و همکارش، مایر لانسکی، زمینه پدیداری و توسعه سندیکای ملی جنایتکاران را در ایالات متحده آمریکا فراهم آوردند.

علت شهرت او به لوچیانوی خوش‌شانس یا لوچیانوی خوشبخت این بود که مقامات قضایی ایالات متحده، هرگز نتوانستند دست داشتن او در جرمها و جنایات مختلف را به‌طور مستند به اثبات برسانند.

زندگی‌نامه[ویرایش]

سالواتوره لوچیانو در سال ۱۸۹۷ در روستایی در استان پالرمو متولد شد و در سال ۱۹۰۵ با خانواده اش به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد. او سپس به یک شهروند آمریکایی تبدیل شد. در هجده سالگی به دلیل داشتن غیرقانونی هروئین و مورفین، که او هم فروشنده مواد مخدر و مصرف‌کننده بود محکوم شد و شش ماه به زندان رفت، به محض اینکه او آزاد شد، او به یک باند به رهبری گانگستری به نام جانی تورریو پیوست و با فرانک کاستلو و آل کاپون ملاقات کرد.[۱]

قانون منع فروش مشروبات الکلی (۱۹۳۰)[ویرایش]

تصویب قانون منع فروش الکل یکی از بزرگترین اشتباه‌های دولت آن زمان ایالات متحده آمریکا بود. به دلیل گسترده بودن مرزهای ایالات متحده، قاچاق و حمل و نقل غیرقانونی الکل به صورت گسترده توسط باندهای خلافکار آغاز شد. با اجراو تصویب قانون منع فروش الکل، باندهای مافیایی قدرتمند وثروتمند زیادی به وجود آمدند. شهر نیویورک که به مرکز معاملات قاچاق الکل تبدیل شده بود بود، دو گنگستر به نام‌های سالواتوره مارانزانو (رئیس خانواده بونانو) و جوماسیرا (رئیس خانواده گنووسه و رئیس تمام روسا در آن سال‌ها) رهبری کارها را به دست گرفتند و وارد جنگ شدیدی که جنگ کاستلاماره نامیده می‌شود، بین سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ شدند. اما برنده تمام این جنگ‌ها کسی جز سالواتوره مارانزانو نبود. لوچیانو ابتدا وفاداری خود را به مارانزانو ثابت کرد اما با گذشت چهارماه، مارانزانو و افرادش به طرز مشکوکی کشته یا مفقود شدند. قاتل مارانزانو یعنی لوچیانوی خوش شانس، در سال ۱۹۳۱ ریاست مافیای ایالات متحده آمریکا را به دست گرفت. سپس بعد از این اتفاقات لوچیانو در کمیسیونی که کمیسیون مافیا نامیده می‌شد و خود آن را تأسیس کرده بود، به عنوان رئیس بزرگ مافیا انتخاب شد.[۲]

اتهامات[ویرایش]

لوچیانو یکی از مهم ترین افراد مافیا بود اما هیچکس نتوانست مدرکی از او مبنی بر دست داشتن در جرم و جنایت به دست آورد. او قمارخانه های بیشماری در مکان های مهم ازجمله نیویورک ایالات متحده آمریکاایجاد کرده بود. لوچیانو در سال 1936 به اتهام فحشا,قاچاق موادمخدر و پولشویی دستگیر شد و به حبس 30 تا 50 سال محکوم شد.

جنگ جهانی دوم و آزادی لوچیانو[ویرایش]

در پی جنگ جهانی دوم ؛لوچیانو برای دولت ایالات متحده آمریکا بسیار مفید بود. آمریکا از لاکی لوچیانو خواست تا با استفاده از نفوذش در سیسیل ایتالیا , اطلاعات مهم آن جا را در اختیار دولت آمریکا قرار دهد.او از زندان افراد خودرا به سیسیل ایتالیا فرستاد تا از آنجا جاسوسی کرده و اطلاعات مهم سیسیل را در اختیار آمریکا قراردهد. بعد از جنگ جهانی دوم دولت آمریکا به دلیل خدمات لوچیانو , اورا آزاد کرد و شرط کرد که دیگر لوچیانو و افرادش پابه آمریکا نگذارند. لاکی لوچیانو به جزیره سیسیل ایتالیا بازگشت و دوباره گروه خودرا قدرتمند ساخت و به کارهای جنایی خود ادامه داد.[۳]

مرگ[ویرایش]

چارلی لوچیانو با یک تولید کننده فیلم تماس می گیرد و علاقه مند به ساخت یک فیلم در مورد زندگی اش بود. لوچیانو و کارگردان فیلم در 26 ژانویه 1962 در فرودگاه Naples-Capodichino ملاقات کردند، اما همان زمان لوچیانو به دلیل حمله قلبی در سن 64 سالگی فوت کرد. بدن او در قبرستان سنت جان در ناحیه کویینز دفن شد.[۴]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]