پرش به محتوا

لوئیس دو بونالد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

لویی گابریل آمبروزی، ویکنته دو بونالد (به فرانسوی: [lwi də bɔnald]؛ زاده ۲ اکتبر ۱۷۵۴ - درگذشت ۲۳ نوامبر ۱۸۴۰) فیلسوف و سیاستمدار و از مخالفان مفهوم انقلاب بود. او عمدتاً به خاطر توسعه یک چارچوب نظری که جامعه‌شناسی فرانسه از آن ظهور کرد، به یاد آورده می‌شود. [۱][۲][۳][۴][۵]

لوئیس دو بونالد
چهره‌ فیلسوف و سیاست پیشه لوئیس دو بونالد
چهره‌ فیلسوف و سیاست پیشه لوئیس دو بونالد
زاده۲ اکتبر ۱۷۵۴
شهر میو (فرانسه) شهرستان آویرون
درگذشته۲۳ نوامبر ۱۸۴۰
پیشهسیاستمدار فیلسوف
ملیتفرانسوی

زندگی

[ویرایش]

ایام نخستین زندگی و تحصیلات

[ویرایش]

لوپیس دوبونالد از یک خانواده اشرافی باستانی پرووانس بود. دوبونالد در کاخ لو مونا، ملک کوچکی که به عنوان محل سکونت خانواده استفاده می‌شد، متولد شد. او تنها پسر خانواده‌اش، وارث املاک خانوادگی بود. لو مونا در شرق شهر بازاری میلائو، مشرف به رودخانه دوربی واقع شده است. پدرش، آنتوان سباستین دو بونالد، هنگامی که لویس چهار ساله بود، درگذشت و لوئیس توسط مادر پرهیزگارش، آنه نی دو بویر دو بوسک دو پری، بزرگ شد. آنه مانند بسیاری از اشراف استانی آن زمان، تحت تأثیر یانسن‌گراها قرار گرفت و پسرش را با تقوای سختگیرانه کاتولیکی تربیت کرد. دو بونالد تا یازده سالگی در لو مونا تحت آموزش معلم خصوصی بود، سپس به مدرسه شبانه‌روزی در پاریس فرستاده شد. وی در پانزده سالگی به دستور مادرش به کالج اوراتوریان جولی نقل مکان کرد.[۶][۷] مدرسه اوراتوریان به خاطر سخت‌گیری‌شان شناخته می‌شدند و دوبونالد را در آثار کلاسیک، و همچنین در ریاضیات، فلسفه و به ویژه تاریخ، آموزش می‌دادند. مدیر مدرسه، پدر ماندار، دوست فیلسوف سوئیسی ژان ژاک روسو بود و دوبونالد به احتمال زیاد از همان ابتدا با نوشته‌های فیلسوفان آشنا بود.

او در سال ۱۷۷۲ کالج جولی را ترک کرد و سال بعد به تفنگداران ارتش فرانسه پیوست. واحد او قبل از انحلال در سال ۱۷۷۶ به شاه لویی پانزدهم در ورسای وابسته بود. پس از ترک ارتش، دو بونالد به املاک خود در منطقه زادگاهش روئرگ بازگشت. او زندگی یک نجیب‌زاده روستایی را در پیش گرفت و به رشد املاک خود و افزایش بهره‌وری آنها تا حد امکان علاقه نشان داد. او با دختر یک اشراف‌زاده روستایی، الیزابت-مارگریت دو گیبال دو کامبسکیور، ازدواج کرد و این دو صاحب هفت فرزند شدند که چهار نفر از آنها پس از دوران کودکی زنده ماندند. یکی از پسران آنها، لویی ژاک موریس دو بونالد، بعدها به مقام کاردینال-اسقف اعظم لیون رسید. پسر دیگرش، ویکتور، بعدها به نویسندگی روی آورد و زندگینامه پدرش را نوشت.[۸]




پیوند های مرتبط

[ویرایش]

پانویس

[ویرایش]
  1. ریتزر، جورج، نظریات جامعه‌شناسی، ترجمهٔ هوشنگ نایبی، نشر نی، چاپ هشتم، ۱۴۰۰، ص ۲۶.
  2. Nisbet, Robert A. (1943). "The French Revolution and the Rise of Sociology in France," The American Journal of Sociology, Vol. 49, No. 2, pp. 156–164.
  3. Nisbet, Robert A. (1944). "De Bonald and the Concept of the Social Group," Journal of the History of Ideas, Vol. 5, No. 3, pp. 315–331.
  4. "Proceedings of the ... Annual Meeting of the Western Society for French History v.6-7". HathiTrust (به انگلیسی). Retrieved 2025-07-19.
  5. Reedy, W. Jay (1994). "The Historical Imaginary of Social Science in Post-Revolutionary France: Bonald, Saint-Simon, Comte," History of the Human Sciences, Vol. 7 no. 1, pp. 1–26.
  6. Simpson, Marin (2005). "Bonald, Louis de (1754–1840)." In: Encyclopedia of Nineteenth-century Thought. London & New York: Routledge, p. 58.
  7. Quinlan, Mary Hall (1953). The Historical Thought of the Vicomte De Bonald. Washington, D. C.: The Catholic University of America Press. pp. 1–13. ISBN 9781258646974.
  8. Quinlan, Mary Hall (1953). The Historical Thought of the Vicomte De Bonald. Washington, D. C.: The Catholic University of America Press. pp. 1–13. ISBN 9781258646974.