لاهیجان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish
لاهیجان
لاجؤن
موقعیت در استان گیلان و شهرستان لاهیجان
موقعیت در استان گیلان و شهرستان لاهیجان
لاهیجان در ایران قرار گرفته‌است
لاهیجان
لاهیجان
Location in Iran
مختصات: ۳۷°۱۲′۲۶″ شمالی ۵۰°۰۰′۱۴″ شرقی / ۳۷.۲۰۷۲۲°شمالی ۵۰.۰۰۳۸۹°شرقی / 37.20722; 50.00389مختصات: ۳۷°۱۲′۲۶″ شمالی ۵۰°۰۰′۱۴″ شرقی / ۳۷.۲۰۷۲۲°شمالی ۵۰.۰۰۳۸۹°شرقی / 37.20722; 50.00389
کشور  ایران
استان استان گیلان
شهرستان شهرستان لاهیجان
بخش بخش مرکزی شهرستان لاهیجان
حکومت
 • شهردار سعید آگشته
ارتفاع ۴ متر (۱۳ پا)
جمعیت (۲۰۰۶)
 • جمعیت ۹۴٬۰۵۱[۱]
منطقهٔ زمانی ساعت (یوتی‌سی +۳:۳۰)
 • تابستان (DST) ساعت (یوتی‌سی +۴:۳۰)
پیش‌شماره(های) تلفن +۹۸–۱۳...
وب‌گاه http://www.lahijan.ir

لاهیجان (به گیلکی: لاجؤن) مرکز شهرستان لاهیجان، بزرگترین شهر شرق استان گیلان و عروس گیلان و نود و پنجمین شهر پرجمعیت ایران است. این شهر در ناحیه کوهپایه‌ای قرار دارد و تپه‌ماهورهای آن را بوته‌های چای پوشانده‌است. همچنین، لاهیجان یکی ازشهرهای گیلک نشین است. این شهر در شرق سفیدرود و در ارتفاع ۴ متری قرار دارد. این شهر در سال ۲۰۱۷ با ۲۲۰٬۰۰۰ نفر جمعیت سومین شهر پرجمعیت گیلان (پس از رشت و انزلی) بوده و اکنون تخمین زده می‌شود نزدیک به ۲۲۰۰۰۰ نفر همراه با احتساب حومه جمعیت داشته باشد، گرچه زمانی شهر اصلی و مرکز اداری (دارالملک) کل ایالت و پایتخت تاریخی بیه پیش بود.[۲]

وجه تسمیه[ویرایش]

دربارهٔ وجه تسمیهٔ «لاهیجان»، نظریات مختلفی وجود دارد.

شهر ابریشم

عده‌ای معتقداند این نام ریشه در ویژگی اقتصادی این شهر دارد. به گونه‌ای که واژهٔ لاهیجان عربی‌شدهٔ لاهیگان است و لاهیگان مرکب است از لاهیگ +ان (لاهیگ = بافتنی و ان = پسوند مکانی) و به معنی مکان یا شهر بافندگان یا نساجان یا ابریشم‌بافان است. در تجزیه‌ای دیگر، لاه در پارسی میانه (پهلوی) به معنای ابریشم است و در برهان قاطع به معنای پارچهٔ ابریشمی سرخ آمده‌است و جان پسوند مکان است. در نتیجه لاهیجان به معنای «شهر ابریشم» است. اشپیگل محقق آلمانی در کتاب «حملات روسیان به سواحل کرانه خزر» نام لاهیجان را به معنی «شهر ابریشم» می‌داند. لاه به معنی ابریشم است و یج و ج پسوند نسبت است مانند یوشی و یوشیج یا لار و لاریج. در نتیجه لاهیج به معنی ابریشمی است و ان پسوند مکان. در نتیجه لاهیجان به معنی مکان ابریشمی است.[۳]

انتساب به لاهیج بن نوح

در افسانه‌ها بنای شهر لاهیجان به لاهیج ابن سام ابن نوح نسبت داده می‌شود ولی در جغرافیهای اولیه عربی هیچ ارجاعی به این مسئله وجود ندارد.[۲]

دارالاماره

این شهر در گذشته در دورانی از استیلای اعراب و سیطرهٔ خلافت دارالاماره یا دارالامان هم نام‌گذاری شده بوده که به تدریج بار دیگر نام ایرانی خود را بازیافته، نخست لاهیجان المبارک و سپس لاهیجان خوانده شده‌است.

شهر لاهیجان در قرون سوم تا پنجم هجری در محل روستای فعلی چفل، در میانهٔ راه امروزی بازکیاگوراب به سیاهکل قرار داشت و از قرن پنجم کم‌کم به محل امروزی انتقال یافت و از ابتدای قرن ششم هجری تبدیل به مرکز حکومت سادات مویدی شد و سپس ناصروندان بر آن چیره شدند. از قرن هشتم، سادات کیایی حکومت خود بر لاهیجان را آغاز کردند و دوران شکوه لاهیجان دوران حکومت کیاییان است.[۴]

تاریخ[ویرایش]

نام لاهیجان در نقشه ادریسی به سال ۱۱۵۴ میلادی (۵۳۲ هجری شمسی).

لاهیجان از قدیمی‌ترین شهرهای گیلان است به طوری که در زمان اشکانیان دژی در ۶کیلومتری شهر به نام کهندژ وجود داشته‌است. این دژ تا زمان حملهٔ مغولان در قرن هفتم پابرجا بود که بعد آن رو به ویرانی نهاد. پیش از اسلام شهر از سه بخش کهندژ، شهرستان و بازار تشکیل می‌شد که در سال ۷۰۹ه‍.ق (یا در ۷۰۵ه‍. ق) با حمله اولجایتو ویران گشته و ۲۰ سال بعد در سال ۷۲۹ه‍.ق از نو بنا شد. تا قرن چهارم بیه پیش (سرزمین شرق گیلان که لاهیجان را شامل می‌شود) تابع سلسله‌های دیلم بود که زمانی بر منطقه حکم می‌راندند. تازه از اول قرن چهارم هجری بود که مرکزیت منطقه از کوه به جلگه منتقل شد. سپس لاهیجان به قلمرو خاندان کوتم (در منطقه رانکوه)، که بنیانگذار اش ناصرالدین حسن بن علی اطروش (متوفی به ۳۰۴)، شیعه زیدی را به بیه پیش آورد پیوست (بیه پس، غرب سفیدرود سنی ماند). متعاقباً شاخه‌ای از یک خاندان محلی، ناصروند، بود که بر شهر حکم راند و علیه قوای الجایتوی ایلخانی در ۷۰۶ مقاومتی بی ثمر را ترتیب داد. به هرحال این خاندان پس از سقوطش با دختر یک سردار مغول وصلت کرد و بر دیگر امرای گیلان سروری یافت. در این زمان لاهیجان به همراه فومن، در غرب، شهر اصلی گیلان بود. «شهری بود با اندازه قابل توجه؛ ابریشم زیادی در آن تولید می‌شد و برنج و ذرت در آن کشت می‌شد، و همچنین پرتقال و مرکبات و دیگر میوه‌های مناطق گرم». لاهیجان اولین عصر طلایی خود را در قرن نهم، در پی دوره‌ای از جنگ‌های خونین با بیه پس، در قرن هشتم، تجربه کرد. حکمرانی خاندان ناصروند پایان یافت و خاندان کیا جانشین آن شد که از ۶۸–۱۳۶۷ تا ۱۵۹۲ که گیلان ضمیمه تاج ایران شد، حکومت کرد. در قرن پانزدهم کیا نه تنها بر بیه پیش که بر قزوین، طارم، سلطانیه، ساوه، زنجان، فیروزکوه، تهران، ری و ورامین حکومت می‌کرد. دیگر دوره مهم در تاریخ شهر نقش مهم ولی غیر مستقیم کیا هنگام ظهور سلسله صفوی است که ادعای داشتن تبار علی زین العابدین امام چهارم شیعه را می‌کرد. با این انضمام به امپراطوری و انتخاب رشت به عنوان مرکز فرمانداری ایالت شروعی بر افول لاهیجان، بود. راه قزوین به دریای خزر از طریق رشت و سفیدرود جایگزین مسیر قزوین لاهیجان با کاروانسراهای کوهستانی اش (توتکی و سرداب) و پل با شکوه انبوه آن بر رود شاهرود شد.[۲]

به نظر نمی‌رسد لاهیجان برای جغرافیدانان اولیهٔ عرب شناخته شده بوده باشد، گرچه حدودالعالم که اول بار به عنوان لاهجان بدان اشاره می‌کند،[۲] آن را یکی از هفت منطقه بزرگ جنوب شرق گیلان در بیه پیش می‌داند. در سالهای میانی قرن سوم، بخشی از قلمروهای جستانیان یا وهسودان بن جستان جستانی بود که پهنه گیلان و مناطق داخلی دیلم را در بر می‌گرفت.[۵] لاهیجان در سال ۷۰۵ ه‍.ق به دست اولجایتو فتح شد و امیر تیمور به آن لشکر کشید. پس از تیمور، سید امیر بیک و نوادگان وی –از سادات کیایی– بر شهر لاهیجان حکومت کردند. پس از سقوط حکمرانان کیایی، حاکمان صفوی در این شهر حکومت کردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاریخ لاهیجان، طاعون در سال ۷۰۳ ه‍. ق، آتش‌سوزی سال ۸۵۰ ه‍.ق و اشغال آن توسط روس‌ها در سال ۱۷۲۵ میلادی است. در سال ۱۲۳۰ ه‍.ق لاهیجان دچار زلزله شد و در سال ۱۲۴۶، بار دیگر طاعون در آن کشتار کرد.

فرمانروایان بیه پیش عموماً می‌توانستند قدرت شان را از جلگه به درون کوه‌ها و حتی در برخی زمانها (از جمله سادات کارکیایی) به جنوب البرز بگسترند. آن گاه در آنجا (بیه پیش) خاندانی از کوتم یا هوسم در منطقه رانکوه که مرکزش در لنگرود در شرق لاهیجان بود ظهور کردند. این خط توسط ناصرالدین الحسن بن علی الاطروش علوی که تشیع زیدی را به منطقه کاسپین معرفی کرد بنیان نهاده شد؛ زین رو شرق گیلان شدیداً تحت تأثیر شیعه قرار گرفت، در حالیکه دکترینهای سنی از جمله حنبلیسم در بیه پس عمده بود. قدرت سیاسی خاندان الاطروش طی دهه‌های میانی قرن چهارم تضعیف شد و عمدتاً در طبرستان در شرق متمرکز شد، ولی سادات ناصری به دلیل اعتبار مذهبی شان در منطقه کاسپین تأثیرگذار ماندند.[۵]

دودمان بوییان که نواحی مرکزی و غربی ایران و فارس را از تصرف خلفا آزاد کردند در سده چهارم از لاهیجان برخاستند. این سلسله دیلمی در دوران فرمانروایی خود به بغداد لشکر کشیدند و خلیفه عباسی را شکست دادند.[۶]

تاریخ لاهیجان در دوره بعد مبهم است؛ ولی احتمال دارد که جستانیان پس از این که مناطق مرتفع دیلم به دست مظفریان یا سالاریان یا لنگریان طارم افتاد از قدرتشان در آنجا دفاع کردند و این «شاه جستانی دیلم» بود که در قزوین در برابر سلجوق طغرل بیگ در ۴۳۴ گردن فرو نهاد.[۵]

حکومت ناصروندان

پس از آن شاهد خاندانی با ریشه محلی به نام ناصروندان هستیم که از لاهیجان بر بیه پیش حکومت می‌کردند. داستان ریشه گرفتن آنها از ناصر الدوله بن سبکتگین برادر محمود غزنوی که در تاریخ الجایتوی عبدالله بن علی کاشانی نقل شده کاملاً خیالی ست و نام ناصروند آشکارا به یک ارتباط واقعی یا فرضی با تصدی ناصرالدین الاطروش بر قدرت مربوط است. در زمان هولگو ایلخان مغول، جمال الدین شلوک بن شلوک نصیروند در لاهیجان حکم می‌راند، چند دهه بعد در دوره الجایتو خاندان به دو شاخه شلوک بن سالار در کوتم و نوپادشاه در لاهیجان تقسیم کرد. این آخری وقتی ایلخانیان به گیلان آمد در لاهیجان در ۷۰۶ تسلیم او شد و دختر یکی از فرماندهان مغول را گرفت و بر دیگر شاهزادگان گیلان سروری گرفت. رشید الدین ثروت و اعتبار نوپادشاه در این زمان شهادت می‌دهد. خود لاهیجان در حال رشد بود و حمدالله مستوفی لاهیجان و فومن را دو شهر بزرگ گیلان می‌نامد. در نزدیکی لاهیجان تولید ابریشم و بافندگی به طور فعالی انجام می‌شد و ذرت، برنج، پرتقال و دیگر میوه‌های شبه استوایی کشت می‌شد.[۵]

مقبره شیخ زاهد گیلانی، پدر همسر و استاد شیخ صفی الدین اردبیلی نیای بزرگ دودمان صفویان، در لاهیجان

حمدالله مستوفی دربارهٔ لاهیجان نوشته‌است: «از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات فدک و عرض از خط استوا لح شهری بزرگ است و دارالملک جیلانات آبش از جبال برمی‌خیزد و حاصلش برنج و ابریشم و اندک غله می‌باشد و نارنج و ترنج و میوه‌های گرمسیری فراوان است.»[۷]

لاهیجان در زمان اولجایتو ضرابخانه داشته که سکه ضرب می‌کرده[۸] نمونه‌هایی از سکه‌های دوران ابو سعید بهادرخان اولجایتو، فتحعلیشاه قاجار و شاه طهماسب صفوی مشاهده شده که در لاهیجان ضرب شده‌اند.

حکومت کیاییان
مسجد چهار پادشاهان در لاهیجان بقعه چهار تن از شاهان کیایی بیه پیش است.

بیه پیش در نتیجه نزاع بین سران متعدد محلی در دوره قرن هشتم آسیب دید و حکومت ناصروندان که قبلاً یک بار در لاهیجان در آن وقفه افتاده بود تا ۷۹۲ کاملاً از بین رفت و سید هادی کیا سرور بیه پیش شد. سادات کارکیایی از ۷۶۹ تا (با تلافی جویی‌های مختصری از آخرین ناصروندان) ۱۰۰۰ در آنجا حکومت کردند. اولین عضو این خانواده که خود را کاملاً مستقل کرد سید امیر کیا بود. پسرش سید علی کیا به کمک سادات مرعشی مازندران خود را سرور همه بیه پیش کرد و تا قزوین و تارم و شمیران پیشروی کرد؛ و سید رضی کیا خاندان محلی هزاراسپیان و اسماعیلیان را مجبور به فرار از کوه‌های جنوب لاهیجان کرد. به همین ترتیب میرزا علی بن سلطان محمد کیا (حکومت ۸۸۳–۹۱۱) در اوج قدرتش قزوین، تارم، سلطانیه، ساوه، زنجان، فیروزکوه، تهران، ری و ورامین را زیر سلطه داشت.[۵]

از آخر قرن نهم اطلاعات تاریخ‌نگاران محلی کاسپی چون ظهیرالدین مرعشی با تاریخهای صفوی کامل می‌شود، علاقه آخری به دلیل نقش مهم ایفا شده توسط میرزا علی کیا در پناه دادن به اسماعیل بن حیدر صفوی جوان متمرکز است. اسماعیل از ۱۴۹۳ تا ۱۴۹۹ در کوه‌های لاهیجان تحت تربیت صوفیان به دور از کودکان، زنان و با سوگند شهادت می‌زیست. به دلیل قرارگرفتن بقعه شیخ ابراهیم زاهد، پیر و مرشد شیخ صفی الدین صفوی در روستای شیخانبر در راه لاهیجان-لنگرود، خاندان سلطنتی آینده ایران از قبل پیوندهای نزدیک با منطقه لاهیجان داشت. زمانی که اسماعیل از آق قویونلوها فرار می‌کرد میرزا علی از او پذیرایی کرد و دانشور لاهیجانی شمس الدین لاهیجی را برای استادی برای آموزش او گماشت. او در ۹۰۵ که ۱۱ سال بیشتر نداشت لاهیجان را برای به دست گرفتن قدرت ترک کرد و نهایتاً بر آق قویونلوها پیروز شد و آذربایجان را فتح کرد. در طی قرن دهم بیه پیش و کارکیاها از ۹۰۹ تا انضمام نهایی منطقه به امپراطوری صفوی در ۱۰۰۰ خراجگزار آنها شدند. در ابتدا، یک حاکم قزلباش برای نظارت بر کارکیائیان گماشته شد و سپس در سالهای میانی قرن، امرای سلطنتی از جمله برادر و دو پسر شاه تهماسب اول به عنوان فرماندار عمل می‌کردند. کارکیا سید احمد بن علی (حکومت: ۹۴۳–۹۷۵ و ۹۸۵–۱۰۰۰) به دستور شاه تهماسب مذهب اثنی عشری را جایگزین زیدیه کرد ولی وقتی شروع به توطئه با عثمانیان کرد و خواست برای حمله به قزوین به شیروان و لاهیجان سرباز بفرستند از چشم شاه افتاد. شاه تهماسب گیلان را اشغال کرد و خان احمد را اسیر کرد. او نه سال بعد با شاه اسماعیل دوم و محمد خدابنده اخوت برقرار کرد و به حکومت برگردانده شد؛ ولی او به ارتباط با عثمانیان ادامه داد و در ۱۰۰۰ عباس به لاهیجان آمده و احمد به شیروان و سپس استانبول گریخت و آنجا درگذشت.[۵]

شاه عباس پس از آواره کردن خان احمد خان و ورود به لاهیجان دستور داد باغی را که در مقابل قصر خان احمد خان بود و انواع گل‌ها و اقسام میوه‌ها در آن دیده می‌شد خراب و به زمین بازی چوگان و قپق‌اندازی تبدیل کردند و پیرامون آن را درخت کاشتند. او همچنین دستور داد باغ بیشه دژ خان احمد خان را که از آثار بزرگ بود، ویران کردند و به این ترتیب اثری از دودمان کیائیان گیلان بویژه خان احمد خان نگذاشتند، زیرا وی پسری نداشت که حفظ نام او نماید.

موزهٔ چای ایران در مقبره کاشف السلطنه در لاهیجان

حالا دیگر همه گیلان تحت انقیاد یک وزیر مرکزی بود و پس از مرگ دارنده امتیاز و سردار فتح کننده آن فرهادخان در ۱۰۰۸ تا آخر سلسله صفوی جزو اراضی خاصه شد. از آن زمان تاریخ گیلان فقط به طور پراکنده پرحادثه بوده‌است. در دوره شاه سلیمان اول در جنوب روسیه شورش قزاقان استپان رازین اتفاق افتاد و یورشهایی به اراضی ایرانی در ساحل خزر رخ داد و نیروهایی در بیه پیش قاضیان صوفی جمع شدند. در دوره اشغال گیلان توسط روسیه بین ۱۱۳۶ تا ۱۱۴۷ آنها دو پایگاه در لاهیجان ساختند و در دوره جمهوری شورایی گیلان شهر یک بار دیگر زیر نفوذ روسها قرار گرفت. بنا به گملین جهانگرد در ۱۷۷۲ لاهیجان هفت سال قبل به هدایت الله خان فومنی تسلیم شده بود. بعداً کنترل قاجاری در آن مستقر شد ولی آخرین حاکم موروثی لاهیجان، میرزا احمد خان سالار مؤید، توسط دولت مشروطه در ۱۹۰۷ برکنار شد. آثار تاریخی این شهر شامل مقابر متعدد سادات کارکیایی ست. در سالهای اخیر لاهیجان بیشتر اهمیت اداری اش را به رشت واگذارده ولی هنوز واجد اهمیت تجاری به عنوان مرکزی برای صنایع ابریشم و توتون محلی گیلان و مرکزی برای پرورش مرکبات است؛ چای اولین بار در ۱۹۱۴ وارد منطقه خزر شد و بعداً رضا شاه متخصصین چینی را برای شروع کشت آن در کوهپیایه‌های لاهیجان که به جلگه ساحلی می‌پیوندد استخدام کرد.[۵]

شأن و شکوه لاهیجان در زمان خان احمد خان است. خان احمدخان یکی از حاکمان لاهیجان در قرن دهم است و کمتر حاکمی در گیلان چنین قدرتی را به خود دیده‌است و لاهیجان از این نظر در دوران طلایی خود بود.

شهرستان لاهیجان به گواهی تاریخ در گذشته مرکز حکومت بیه پیش بوده و وسعت آن سرزمینی از سفیدرود تا چالوس را در بر می‌گرفته‌است.[۹]

دوره معاصر
دیدار فرح پهلوی، شهبانوی سابق ایران از زادگاه مادرش لاهیجان، ۱۹۷۱

دومین دوره طلایی لاهیجان در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شروع شد. توسعه نوغانداری و تجارت ابریشم و کشت چای منجر به تجدید حیات شهر شد. رابینو در این خصوص در اوایل قرن بیستم نوشته‌است: «این شهر مرکز تجارت ابریشم و چندین ساختمان با سقف فلزی برای خشک کردن پیله‌ها در آن توسط کنسرنهای فرانسوی و شامی بنا شده‌است». در ۱۹۰۲ در لاهیجان بود که اولین کشت چای به ابتکار کاشف السلطنه کنسول وقت ایران در هند که ۳۰۰۰ دانه چای آسامی را به کشور قاچاق کرد آغاز شد. زان پس تپه‌های لاهیجان تدریجاً از باغات چای پوشیده شد و کارخانه‌ها برای فراوری چای در شهر و حومه اش تأسیس شد (اولین کارخانه در ۱۹۳۲ تأسیس شد). چای لاهیجان، که به خاطر تندی و عطرش شناخته می‌شود نوشیدنی محبوب ایرانیان شده‌است. لاهیجان در جریان نهضت جنگل که در پی انقلاب مشروطه گیلان را شعله‌ور کرد مرکزی برای خیزش سیاسی شد. در بیه پیش شورش توسط دکتر حشمت (اعدام ۱۹۱۹) سازماندهی شد. او کانال آبی حفر کرد که تا به امروز با عنوان حشمت رود نام او را بر خود دارد و سرزمینهای شمال لاهیجان را آبیاری می‌کند.[۲] در جریان جنگ جهانی دوم هواپیماهای روسی در ۷ شهریور ۱۳۲۰ این شهر را بمباران کردند که منجر به کشتن عده‌ای در چهارراه اصلی شهر شد.[۱۰]

جغرافیا[ویرایش]

لاهیجان منطقه‌ای است که از شمال به دریای خزر، از شرق به لنگرود، از جنوب به دیلمان، از جنوب غربی به سیاهکل و از غرب به آستانه اشرفیه محدود می‌شود که در ۵۰ درجه و صفر دقیقه شرقی و در ۳۷ درجه و ۱۱ دقیقه شمالی عرض جغرافیایی قرار دارد. در سال ۱۳۸۹، جمعیت شهر لاهیجان ۱۶۶٬۱۹۱ نفر برآورد شده‌است.[۱۱] این شهر ساخته‌شده بر سرزمینی هموار و جلگهای است که حاصل رسوبات به جای مانده از رودهای گیلان است. از نظر موقعیت جغرافیایی و ویژگی‌های تاریخی یکی از شهرهای مهم گیلان به‌شمار می‌رود و مدت‌ها مرکز بخش بیه‌پیش گیلان بوده‌است.

شهرستان لاهیجان دارای دو بخش رودبنه و مرکزی و ۸ دهستان به نام‌های رودبنه، دهستان شیرجوپشت، آهندان، بازکیاگوراب، لفمجان، چوشل ،لیالستان و لیل است. این شهرستان بر پایه آخرین سرشماری در سال ۱۳۸۵، دارای جمعیتی بیش از ۱۶۲٫۸۹۸ نفر بوده‌است[۱۱] که حدود نیمی از آن را جمعیت روستایی و نیم دیگر را شهری تشکیل می‌دهد.

شهرستان لاهیجان به دلیل تجدید تقسیمات متعدد در گیلان از ابتدای قرن بیستم به طرز قابل توجهی کوچک شده‌است. در تجدید نظر ۱۹۳۷ لاهیجان شهرستانی بود که همه شرق سفیدرود در گیلان را شامل می‌شد. در ۱۹۶۱ دو شهرستان به نامهای لنگرود و رودسر در این منطقه ایجاد شدند. در ۱۹۶۱ آستانه اشرفیه و سیاهکل که سابقاً بخشهای مستقلی در لاهیجان بودند شهرستان شدند. از آن زمان لاهیجان فقط شامل هفت دهستان با مساحت ۴۱۰ کیلومتر مربع (هفتمین شهرستان در گیلان از نظر مساحت[۱۲]) و جمعیت کل ۱۶۱٬۸۱۹ شامل جمعیت روستایی ۸۶۳۵۴ (۵۳٫۴ درصد کل جمعیت) بوده‌است که تراکم جمعیت ۲۱۰ نفر در کیلومتر مربع را دارد.[۲]

لاهیجان هموار و جلگه‌ای بوده از رسوبات ناشی از سفید رود بر جای مانده‌است. هموارترین نقطه جلگه لاهیجان در در بخشهای شمالی آن در مجاورت دریا ست از شمال به سمت جنوب بر ارتفاع افزوده می‌شود. بخش غربی کوه‌های البرز شرق و جنوب لاهیجان را دربر گرفته‌است که از آن جمله می‌توان به شیطان کوه، گمل و آهتا کوه اشاره کرد. شیب تند دامنه‌های کوه‌ها به سوی دریای خزر و شیب کم شان به سوی دره شاهرود است.[۱۲] گسل البرز که از لاهیجان شروع می‌شود تا جنوب گنبدکاووس ادامه دارد. در غرب لاهیجان، یک گسل چپگرد به نام گسل سفیدرود به طور شمال خاوری – جنوب باختری این گسل را جابه‌جا کرده‌است.[۱۳]

آب و هوا[ویرایش]

نقشهٔ آب و هوایی ایران. آب و هوای لاهیجان از نوع معتدل خزری است.

در تابستان اقلیم لاهیجان گرم و مرطوب است. در زمستان ابتدا بادهای گرم شدید می‌وزد و سپس برف می‌بارد. رطوبت نسبی ۷۶ تا ۷۹ درصد بوده و گاهی به صد درصد می‌رسد.[۱۲]

جانداران[ویرایش]

چهارپایان وحشی:، روباه، شغال، خرگوش،

  • پرندگان این منطقه انواعی دارند برخی وحشی و برخی اهلی هستند و نمونه‌هایی از آنها عبارت‌اند از:

مرغ، اردک، غاز، بوقلمون به وفور در این منطقه دیده می‌شود و همین‌طور قرقاول (تورنگ) و غاز وحشی (کلاگن) خوتکا، چنگر، قوش (الغ)، بلدرچین (وشوم)، باز، بلبل، سینه‌سرخ، لک‌لک، مرغ ماهی‌خوار، حواصیل، کبوتر، تیهو، جغد، گنجشک (چیشنک)، شرستی (حاج حاجی)، دارکوب، درنا، دم‌جنبانک (دمبلا سکینه)، سبزقبا (کوکلاچ)، دریا سلیم، یهره، سَرَت، کلاغ (کلاچ)، سار (سیته)، هدهد (شانه بسر)، شاهین، شل حینو، عقاب، قوش، کبک، کرکس، زاغچه (کشکرت)، کلکافیس، فلامینگو (مرغ حسینی)، چرخ (واشک)، پلیکان، چکاوک، مرغ سقّا و غیره.

ماهیان: ماهی سفید، ماهی آزاد، قزل آلا، کفال ماهی، ماهی سوف، اردک ماهی، کپور ماهی، اسپلی، ماهی سیم، ماهی شک، کیلکا، اوزون برون، قاس ماهی، فیل ماهی، گاو ماهی، شیبا ماهی، مارماهی، ماهی ماش، کولی ماهی و …

حشرات: مورچه (پیتار)، انواع سوسک (وی یَی)، ملخ، زنبور عسل، انواع زنبور (سیفتال)، انواع عنکبوت (لابدون)، خرمگس (گومگز)، ساس، کک (سپول)، خرخاکی، جعَل (گِه گال)، مگس، پشه، جیرجیرک (جیک)، زنجره، اقسام پروانه، بید، موریانه[۱۴]

محلات[ویرایش]

نمایی از شهر لاهیجان از فراز شیطان کوه.

لاهیجان ۷ محله اصلی دارد. لاهیجان امروز در بخش جنوب شرقی در پای شیخان کوه (شیطان کوه) خود را می‌نمایاند و دیروز در محله‌هایی که نامشان یادآور روزگارانی است که لاهیجان تختگاه فرمانروایان بیه پیش بود. برخی از محلات لاهیجان بر پایه حرفه افراد آن نامگذاری شده‌است، همانند: میدان و شعربافان، خمیرکلایه و گابنه؛ و برخی بر پایه نزدیکی به عوارض جغرافیایی هماننده پرده‌سر؛ و برخی بر پایه نزدیکی به زیارتگاه‌ها بر پا شده‌اند و نام گرفته‌اند همانند: امیرشهید.

محلات اصلی[ویرایش]

  • شعربافان، به گویش محلی شوراب محله گفته می‌شود که دارای قدمتی بسیار است و جزء یکی از محله‌های بزرگ شهر به حساب می‌آید که آیین و رسوم خاص خود را دارا است عزاداری خاص این محل به نام کرب زنی در کشور شناخته شده‌است.
  • پردسر (پُردسَر), از قدیمی‌ترین محلات شهر لاهیجان بوده که دروازه ورودی شهر نیز محسوب می‌شود. وجود پل تاریخی ۷۰۰ ساله «پل خشتی» (خشته پل) گواه بر قدمت این محل دارد. کلمه (پُرد) در زبان و گویش گیلکی بمعنی پل است. چون این محله در مجاورت پل رودخانه لاهیجان سیم رود یا سیم جو بوده بنام پُردسَر (سرپل) معروف شده و نام گرفته‌است. پل مذکور بعدها چندین بار مرمت شده و هم اکنون بصورت یکی از زیباترین آثار تاریخی شهر در امده‌است. محله پردسر به دلیل واقع شدن در مسیر پل تاریخی و دو پل بتونی مجاور آن که در واقع دروازه ورودی شهر هستند، از پرترددترین محلات لاهیجان است.[۱۵][۱۶][۱۷]
  • میدان (محله)
  • خمیرکلایه، به لهجه محلی خومرکلا گفته می‌شود و رابینو آن را خرما کلایه نوشته‌است. این محله که اولین و قدیمی‌ترین محله شهرستان لاهیجان است در شمال غربی شهر لاهیجان قرار دارد و خانه حاکم شهر و اطرافیانش در این محله بود. نام این محله برگرفت است از خمیر و کلایه. کلایه یا کلاً یا کل به معنی پهناور است جا گرفته در گسترده‌ای پهناور که پسوند بسیاری از مکان‌ها در شرق گیلان است. واژه خمیر به معنای آرد آمیخته با آب است که از آن نان می‌پزند. برخی برآنند که نانواییهای بسیاری در این محله وجود داشته‌است؛ و برخی دیگر بر آنند که کلمه خومر به معنای سفالگر است و با نگرشی به ساختمان‌های شهر سبب نامگذاری را می‌توان یافت.
  • اردوبازار
  • گابنه
  • امیرشهید، این محله یکی از هفت محل اصلی لاهیجان بوده. نام این محل در اصل آقا میرشهید بوده که به دلیل وجود بقعه امامزاده میر شهید محمد فیروزکوهی از بازماندگان سادات کیایی در این محل است. این محل که در گذشته اسکندر آباد نیز نامیده می‌شد در گذشته خانقاهی داشته که پس از انقلاب خراب کرده و در محل آن حسینیه امروزی ساخته شده‌است. کاروانسرا و زائر سرایی داشته که مسجد محل را پس از تخریب زائرسرا در محل آن ساختند.

جیرسر آقا امیرصادق


ابهام زدایی دربارهٔ کاروانسرابر، این محله در پاره غربی شهر لاهیجان قرار داردو جز محله‌های اصلی نمی‌باشد. این محله در گذشته به دلیل نداشتن مناره و گلدسته محله محسوب نمشد و جزئی از محله خمیرکلایه می‌بود. (کتاب شهر من لاهیجان، استاد ادیب لاهیجی)

محلات فرعی[ویرایش]

عبارتند از: جیرسر (شمال)، خیابان فیاض (مرکز شهر)، حسن بیگدشت (شمال غربی)، نخجیرکلایه (شمال شرقی)، حاجی‌آباد (غرب)، کاروانسرابر (غربی)، آسور ملی (میان محله‌های خمیرکلایه و کاروانسرابر)، جواهر پشته (در محله میدان و میانه شهر)، آقا سید محمد یمنی (جنوب)، کرد محله (محمله قرکلمای مهاجر) (جنوب میانه)، کوبیجار (جنوب شرقی)، محله نمک آبی (جنوبی‌ترین پاره شهر)، بوجایه (جنوب)، کوی زمانی (جنوب)، شهرک جانبازان (جنوب شرقی)، محله استخر (محله نوساز که بر سینه غربی شاه‌نشین کوه (شیطان کوه، شیخان کوه) یوسف آباد و… جای گرفته‌است،[۱۸]

دهستان‌ها[ویرایش]

نوبیجار، بازکیاگوراب، لفمجان، لیالستان، لیل، شیرجه پشت، شهررودبنه، دره جیر، نخجیر کلایه، حاج سلیم محله، سپهر پشت، کوچیده،کوشال بزرگ و گورندان از دهستانهای لاهیجان هستند.

تصاویر[ویرایش]

لاهیجان (پانورامای گرفته شده از فراز شیطان کوه)
لاهیجان از فراز بام سبز، در هوای بارانی و مه گرفته

جمعیت شناسی[ویرایش]

رشد جمعیت لاهیجان از رشت کمتر است ولی همانند انزلی است. از سال ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۶ جمعیت لاهیجان و انزلی فقط ۳٫۵ برابر شد حالا آن که جمعیت در رشت پنج برابر شده‌است.[۲]

مردم آن بیشتر گیلک هستند و گالش به ساکنین ارتفاعات این منطقه اطلاق می‌شود که آن‌ها هم تیره‌ای از گیلکان بوده و زبان‌شان گیلکی است.

زبان[ویرایش]

زبان گفتاری مردم لاهیجان، گیلکی (بیه پیش) است که با گیلکی رشت (بیه پس) از نظر آوایی، واژگانی و پاره‌ای ویژگی‌های دستوری تفاوت‌هایی دارد. گیلکی بیه پیش خود از گونه‌ای که در نواحی کوهستانی به آن سخن گفته می‌شود، یعنی گالشی، متمایز است. لاهیجان، پایتخت تاریخی بیه پیش، نام اش را به گونه‌ای از زبان گیلکی که در شرق لاهیجان صحبت می‌شود داده‌است، گیلکی لاهیجانی.[۲]

اقتصاد[ویرایش]

شیطان کوه در تعطیلات نوروز

رشد آهسته جمعیت شهر به دلیل ضعف صنعت و رکود و حتی افول فعالیتهای روستایی (نوغانداری، چایکاری) که لاهیجان در آن بازار و محور عمده‌ای بوده رخ داده‌است. شهر فقط ۶۰ واحد صنعتی دارد (عمده آنان کوچک اند) که ۱۷۵۸ نفر را استخدام کرده‌است. گستره تخصصهای محلی محدود است. لاهیجان که از قدیم برای تولید شیرینی گلاب و بهارنارنج اش معروف بود امروزه به طور خاص برای کلوچه اش معروف است.[۲]

توریسم[ویرایش]

مراسم سنتی کرب زنی در دسته عزاداری ماه محرم

از ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مسؤولین تلاش کرده‌اند ظاهر شهر که جذابترین و توریستی‌ترین شهر گیلان شمرده می‌شود را بهبود دهند؛ بنابراین استخر (سل) شرق شهر که برای آبیاری مورد استفاده قرار می‌گرفت برای فعالیتهای تفریحی و پیاده‌روی بهبود یافته‌است. در روزهای تعطیل بسیاری از ساکنین شهر و منطقه به آنجا می‌روند. یک تله کابین به قله کوه که بر شهر مشرف است وصل شده و پانورامایی بر فراز جلگه و دریای خزر را فراهم می‌کند. ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی لاهیجان در ۱۹۸۸ موجب رونق و افزایش پتانسیلهای شهر شده‌است.[۲]

کشاورزی[ویرایش]

شهر لاهیجان از دیرباز کانون بازرگانی ابریشم بوده و بیشترین سهم را نیز در تولید و صادرات آن داشته‌است.[۱۹] بیشترین تمرکز تولید چای در ایران در ناحیهٔ بین لاهیجان و لنگرود است. این گیاه اول بار در سال ۱۹۰۲ میلادی توسط کاشف السلطنه به طور آزمایشی در لاهیجان کاشته شد و او موفق شد یک کیلو چای برای مظفرالدین شاه بفرستد. دولت رضا شاه در تلاش برای کاستن از اتکا به چای وارداتی که در آن زمان ۵٪ واردات ایران را تشکیل می‌داد در سال ۱۳۱۱ شمسی اولین کارخانه و در ۱۳۱۳ اولین مرکز تحقیقاتی چای را در لاهیجان تأسیس کرد. توسعهٔ کشت چای از موفقیت‌های اصلی سیاست مدرنیزاسیون رضا شاه دانسته می‌شود.[۲۰] دلتای سفیدرود در لاهیجان و رشت بیش از ۶۰ درصد برنج گیلان را تولید می‌کند.[۲۱] لاهیجان از مناطق عمدهٔ تولیدات مرکبات در منطقهٔ خزر است.[۲۲]

چایکاران لاهیجانی.
لاهیجان شهر چای

در جنوب کوهپایه‌هایی که در فراز شهر اند (دهستانهای لیل و آهندان) مزارع چای با شالیزارهای کشت شده از آب منابع آب (سل به گیلکی) و چشمه‌ها قرار دارند. چایکاری ۷۹۵۹ هکتار را در ۱۹۷۱ در بر می‌گرفت و تعداد زیادی کارخانه فراوری را تغذیه می‌کرد ولی آزادسازی صنعت چای در شروع دهه ۲۰۰۰ بحرانی جدی در این فعالیت عمده منطقه به وجود آورد. درگذشته نه چندان دور گاو برای شخم زنی و حمل و نقل مورد استفاده بود ولی از دهه ۱۹۷۰ و ۸۰ گاوداری برای تولید شیر و در ثانی گوشت بوده‌است. فقط در دهات حاشیه کوهپایه‌های البرز (مثل کوه بنه در دهستان آهندان اتیرود یا گمل در لیل) است که گالشها گله‌های گاو و گوسفند را پرورش داده در پاییز و زمستان در تپه‌های پردرخت منطقه و در بهار و تابستان به ییلاق مانند چراکوه بالای کلیشم می‌روند. برعکس روستاهای کوهستانی دیلمان حیوانات شان را در زمستان به تپه‌های بالای لاهیجان می‌فرستند. در روستاهای شمالی شهرستان (مانند لیالستان، رودبنه و شیرجوپشت) کشت برنج که فقط در جریان قرن بیستم مهم شد یک فعالیت عمده‌است که از شبکه آبیاری توسعه یافته بر کرانه غربی سفیدرود سود می‌برد. گندم پنبه و کنف در دهه‌های اول قرن بیستم هنوز اهمیت داشت ولی عموماً محو شده‌است. نوغانداری که در آخر قرن نوزده تا شروع قرن بیست و یکم فعالیت عمده بود شدیداً کاهش یافته‌است. مثلاً ۳۹۵۲ تن پیله در ۱۹۹۶ در گیلان تولید می‌شد که در ۲۰۰۶ به فقط ۱۲۵۲ تن (۲۲۲ تن از شهرستان لاهیجان) رسید. تعداد جعبه تولیدی نوغانداران از ۱۴۰۰۰ در ۱۹۷۳ به کمتر از ۹۰۰۰ در ۲۰۰۶ رسید. از ۲۰۰۶ تولید باز هم کمتر شده‌است. باعهای محبوب که نیاز شدید چوب را تغذیه می‌کنند و ماهیگیری فعالیتهای جنبی اند.[۲]

محصولات عمده:

اماکن دیدنی[ویرایش]

لاهیجان به دلیل برخورداری از جاذبه‌های طبیعی از توریستی‌ترین مناطق شمالی ایران است.

نمایی از استخر میان شهر از بالای شیطان‌کوه

شهرستان لاهیجان دارای جاهای دیدنی و آثار تاریخی زیادی است که از آن جمله می‌توان اماکن ذیل را نام برد:

طبیعی و تفریحی[ویرایش]

کنار استخر لاهیجان در شب
Lahijan - PKF8586.jpg
کلبه چوبی در باغ ملی لاهیجان
استخر لاهیجان
  • شیطان کوه
  • بام سبز
  • استخر لاهیجان
  • تله کابین لاهیجان (فاز اول تله‌کابین لاهیجان که از فراز بام سبز آن آغاز شده، در سال ۱۳۸۴ شمسی راه‌اندازی گردید)
  • پارک بعثت (باغ ملی)
  • پارک جنگلی میرصفا
  • تالاب بین‌المللی امیرکلایه: این تالاب محافظت شده، به وسعت بیش از هزار و دویست هکتار، در ۳۶ کیلومتری شمال شرق لاهیجان و در کنار دریای خزر واقع شده‌است و زیست‌گاه انواع پرندگان، خزندگان، ماهیان و دوزیستان محسوب می‌شود.
  • تالاب سوستان
  • روستای سرچشمه و کوه عطاکوه در جاده شوسه‌ای که از پشت روستای سرچشمه به بالای کوه کشیده می‌شود در دامن جنگلی باصفا و باغات چای و نمای زیبا از روستاهای اطراف از جمله سطلسر-سیاهرودبار-کوره و کاه بیجار و روستاهای شهرستان لنگرود. از بالای کوه نیز دریای خزر را می‌توان دید. مردم روستاهای اطراف در روز سیزده بدر برای تفریح به دامن طبیعت زیبای این منطقه می‌آیند. در روزگاران کهن نیز یکی از مکانهای معروف منطقه به‌شمار می‌رفت و اسم تاریخی آن در دامنه‌های کوه<بازار ده> بود. یکی دیگر از جای تفریحی این کوه پر رمز و راز که در روستای ستار آباد واقع است غار ایست بنام<شوپر چال.> (شوپر نام محلی خفاش و چال نیز یعنی گودال)
  • روستای ماهی موشه و آبشار دیدنی آن
  • روستای بکر و جنگلی گردکوه (روستای کوهپایه‌ای جنگلی که دارای درختان کهنسال افرا و بلوط و توسکا می‌باشد)
  • روستای بکر و زیبای چی‌چی‌نی کوتی (به معنای لانه گنجشک) که در کوهپایه‌های آن گونه‌های جانوری مختلف از جمله خرس قهوه‌ای، شغال و روباه و کفتار و نوعی خوک خاکستری در این جنگل‌ها زندگی می‌کنند.

تاریخی[ویرایش]

در لاهیجان ۲۶ اثر تاریخی ثبت شده وجود دارد. چهار پادشاهان، بقعه شیخ زاهد گیلانی، حمام گلشن، مسجد اکبریه، بقعه متبرکه و باستانی آقا سید علی کیا (فرزند موسی کاظم) در روستای لیالمان، بقعه میر شمس الدین، بقعه امیر شهید، خانه صادقی و پل خشتی از مهمترین این آثار هستند که مورد بازدید علاقه‌مندان قرار می‌گیرند.[۲۳] آثار تاریخی لاهیجان به دلیل بی‌توجهی مسئولین در حال تخریبند.[۲۴] در هفت محله سنتی لاهیجان (خمیرکلایه، اردوبازار، زمیدان که چهارپادشاه هم خوانده می‌شود، گابنه، شعربافان، پردسر و کاروانسرا بر) بناهای ماندگاری به گذشته درخشان شهر ادای احترام می‌کنند. مقبره چهارپادشاه با درهای چوبی کنده کاری شده و نقاشی‌های دیواری اش که به پایان قرن چهاردهم بازمی‌گردد و آرامگاه سید خرم کیا و دیگر فرمانروایان خاندان است، به همراه مسجد مجاورش نمونه‌ای شایان ذکر است. در سوی دیگر میدان، مسجد جامع که دیوارش کتیبه‌ای کنده شده بر مرمر دارد فرمانی از شاه سلطان حسین صفوی در شوال ۱۱۰۶ را بر خود دارد که روسپی گری، قماربازی، مصرف مواد مخدر و جنگ حیوانات را ممنوع می‌کند. شعرباف محله در مجاورت مقبره آقا سید محمد یمنی، که اصالتاً از یمن بود، علاوه بر شش سنگ قبر حکاکی نشده که توسط شش نارون سیبری احاطه شده قرار دارد. برخی مؤمنین پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها برای نماز و نیایش در آنجا جمع می‌شوند. در ارتفاعات لاهیجان مقبره کاشف السلطنه قرار دارد و یک موزه چای از تلاشهای او برای این که لاهیجان پایتخت صنعت چای ایران شود تجلیل می‌کند. این شهر مقر شرکت سهامی چای ایران است که در ۱۹۵۶ تأسیس شده‌است.[۲] بقعه شیخ زاهد گیلانی که مربوط به قرن هشتم هجری است و در جاده لاهیجان - لنگرود واقع شده نامعمول‌ترین بنا در گیلان و هرمی چهار سو است.

از جمله بناهای تاریخی دیگر لاهیجان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

نقاشی روی دیوار خارجی مسجد چهار پادشاه
  • بقعه میر شمس‌الدین
  • مسجد اکبریه ساخته شده در ۱۲۳۹ به فرمان فتحعلی شاه
  • مسجد جامع لاهیجان[۲۵]
  • پل تاریخی سیمرود بر روی رود لاهیجان در محله پردسر، ساخته شده در ۸۹۲ ه‍.ق و بازسازی شده در ۱۲۷۱ به دست حاجی قربان لاهیجی[۲۵]
  • بقعهٔ شیخ ابوالوجیه در روستای کهله بر در زاکله بر تابوت دان آن تاریخ ۹۴۸ ه‍.ق را دارد[۲۵]
  • بقعه میر شمس الدین در اردوبازار که تابوت دان آن تاریخ ۱۰۱۷ ه‍.ق را دارد[۲۵]
  • بقعه سید رضا داور کیا در بجاربنه که تابوت دان آن تاریخ ۱۰۱۸ ه‍.ق را دارد[۲۵]
  • بقعه آقا سید علی بن موسی الکاظم در موتر محله نوبیجار به تاریخ ۱۲۲۴[۲۵]
  • بقعه آقا میر شهید در اردوبازار که باور بر این است که آقا سید احمد بن موسی الکاظم در آن مدفون است به تاریخ ۱۲۲۴[۲۵]
  • بقعه سید ناصرالدین بن موسی الکاظم در روستای گوکه به تاریخ ۱۲۳۵[۲۵]
  • بقعه آقا میر صادق در محله جیرسر به تاریخ ۱۲۴۲[۲۵]
  • بقعه آقا سید امیر کیا بن موسی الکاظم در روستای شیرجوپشت رودبنه به تاریخ ۱۲۴۲[۲۵]
  • بقعه آقا ابراهیم در محلهٔ گابنه روبروی مسجد اکبریه به تاریخ ۱۲۴۲[۲۵]
  • بقعه مراد دهنده در روستایی به همین نام[۲۵]
  • بقعه سید ابوجعفر بن علی الرضا معروف به بقعهٔ فوشا در محلهٔ سادات بارگو سرا[۲۵]
  • بقعه ملا میر شمس الدین در روستای لشیدان[۲۵]
  • بقعه سید حسن بن موسی الکاظم در روستای لفمجان[۲۵]
  • امامزاده آقا سید رضا کیا، بازمانده علی النقی متعلق به قرن هشتم هجری[۲۶]
  • امامزاده آقا سید حسین، بازماندهٔ موسی الکاظم. واقع در روستای دموچال، دارای بقعهٔ مستطیلی با چهار ایوان در چهار طرف و ستون‌های چوبی. نقاشی‌های درون و بیرون بقعه صحنه‌های مذهبی را به تصویر می‌کشند.[۲۶]

آموزش[ویرایش]

دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی[ویرایش]

لاهیجان دارای شش مرکز دانشگاهی است که حدوداً ۲۰ هزار نفر در این مراکز مشغول به تحصیلند.[۲۷]

دولتی
غیردولتی

حمل و نقل[ویرایش]

جاده ۲۲ یا جاده کناره از لاهیجان می‌گذرد. این شهر دارای یک پایانه مسافربری بین شهری است.[۲۸] لاهیجان، به دلیل حجم بالای مسافران، سازمان حمل و نقل همگانی در این شهر از سال ۸۸ ایجاد شده‌است. هم اکنون ۶۳۸ دستگاه خودرو و ۱۰ ون تحت پوشش این سازمان مشغول به کار اند که با توجه به جمعیت شهر این تعداد ناکافی ست.[۲۹]

خدمات شهری[ویرایش]

بیمارستان‌ها[ویرایش]

لاهیجان دارای دو بیمارستان دولتی و یک بیمارستان خصوصی است.

  1. بیمارستان دولتی ۲۲ آبان واقع در خیابان امام خمینی که در سال ۱۳۲۷ تأسیس گردید و دارای ۱۵۸ تخت و بخش‌های سی‌سی‌یو، آی‌سی‌یو، جراحی عمومی، داخلی، زنان و زایمان و اطفال می‌باشد. ریاست این بیمارستان در حال حاضر برعهدهٔ دکتر مقدم براتی است.[۳۰]
  2. بیمارستان دولتی سیدالشهدا (شهید انصاری) واقع در بازکیاگوراب (ابتدای بزرگ‌راه لاهیجان - رشت) که در سال ۱۳۵۰ تأسیس شد و دارای ۴۴ تخت و بخش‌های آی‌سی‌یو، چشم، دیالیز، ارولوژی، گوش و حلق و بینی و ارتوپدی است. ریاست این بیمارستان در حال حاضر بر عهدهٔ دکتر سید جلال جلالی می‌باشد.[۳۱]
  3. بیمارستان خصوصی شفا واقع در خیابان کاشف شرقی که در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد و دارای ۶۲ تخت و بخش‌های جراحی عمومی، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، آی‌سی‌یو و سی‌سی‌یو می‌باشد. ریاست این بیمارستان بر عهدهٔ دکتر نوروزی‌فر است.[۳۲]
  4. بیمارستان خصوصی فوق تخصصی در دست ساخت میلاد لاهیجان دارای ۱۷۰ تخت و بخش‌های اورژانس، اطفال، زنان و زایمان، داخلی، قلب، جراحی عمومی با ۶ اتاق عمل، بخش جراحی قلب، ای سی یو و سی سی یو هرکدام با ۱۴ تخت، رادیو لوژی، آزمایشگاه و ۵ بخش بستری به همراه واحدهای تجاری و خدماتی برای رفاه هر چه بیشتر مراجعین در زیربنای با ۱۲۰۰۰ متر مربع در ضلع شمالی ابتدای جاده لاهیجان به لنگرود واقع شده‌است.

فرهنگ[ویرایش]

در دورهٔ پس از سال ۱۳۳۲ که ۶۱ روزنامهٔ استانی تعطیل شدند، روزنامهٔ پیام ملی لاهیجان از معدود جرایدی بود که در استان‌ها ظهور کرد.[۳۳]

سینماها[ویرایش]

در سال‌های ۵۷–۱۳۵۳ لاهیجان دارای چهار سینما با مجموع ۲۴۳۳ صندلی بود اما در حال حاضر یک سینمای فعال در لاهیجان وجود دارد. سینما شهرسبز لاهیجان مراحل پایانی بازسازی را گذرانده‌است و هم اکنون فعالیت می‌کند.[۳۴]

سینماهای فعال در گذشته
  1. سینما دیاموند متعلق به اکبر پدیدار نظر در ابتدای بلوار شهیدمطهری (روبروی استخر) که در سال ۱۳۵۶ به دلیل ناکافی بودن درآمد تعطیل شد.
  2. سینما مولن‌روژ (ایران) نیز متعلق به اکبر پدیدار نظر بود که در جریان انقلاب ایران تعطیل شد.
  3. سینما شهرسبز متعلق به غلام‌علی آصفی، به علت ناکافی بودن درآمد در سال ۱۳۸۲ بسته شد و مراحل بازسازی آن جهت گشایش مجدد، از سال ۸۹ شروع ودر سال۹۱ پایان یافته‌است.
  4. سینما رویال (بعثت) متعلق به غلام‌علی صفاری، در سال ۱۳۸۵ به دلیل ناکافی بودن درآمد تعطیل شد. ساختمان نیمه تخریب این سینما در خیابان انقلاب پابرجا است.

نامداران[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. «نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰». معاونت برنامه‌ریزی استانداری خراسان جنوبی (به نقل از مرکز آمار ایران)، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. 
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ Bromberger, Christian. LĀHIJĀN. In Encyclopædia Iranica. 2012. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۲-۲۰-۰۷. 
  3. prog2.htm
  4. نامواژه‌شناسی آبادی‌های شهرستان لاهیجان
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ ۵٫۳ ۵٫۴ ۵٫۵ ۵٫۶ Lewis, Bernard. Lāhīd̲j̲ān. V. Minorsky. In Encyclopedia of Islam. Second ed. Brill Online, 1986. Archived from the original on 08 February 2013. 
  6. Encyclopædia Iranica | Articles
  7. مستوفی، حمدالله. نزهةالقلوب. صفحه ۱۶۳. 
  8. (Amitai-Preiss & Morgan (2000
  9. لاهیجان به گواهی تاریخ
  10. پژمان موسوی. «از منوچهر ستوده گفتن». بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ «برآورد جمعیت شهرستانهای کشور - سال ۱۳۸۹» (PDF). مرکز آمار ایران. بازبینی‌شده در ۱۹ اکتبر ۲۰۱۰. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ «Lahijan». Gilan's General Department of cultural heritage, handicrafts and tourism. بازبینی‌شده در ۵-۳-۱۳. 
  13. «زمین‌شناسی ایران». سازمان زمین‌شناسی کشور. 
  14. آشنایی با جاذبه‌های گردشگری لاهیجان - گیلان
  15. =Staging پرتال شهرداری لاهیجان
  16. فلکرو
  17. شهرداری لاهیجان
  18. prog5.htm
  19. Thompson, D.. ABRĪŠAM. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  20. Balland, Daniel. and Marcel Bazin. ČĀY. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  21. BERENJ “rice”. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  22. CITRUS FRUITS”. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  23. «شناسایی ۲۵ اثر تاریخی لاهیجان». خبر گیلان، ۳۱ فروردین ۱۳۹۱. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  24. «آثار باستانی لاهیجان در وضعیت بدی قرار دارند». ۱۳۸۹/۱۲/۰۵. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  25. ۲۵٫۰۰ ۲۵٫۰۱ ۲۵٫۰۲ ۲۵٫۰۳ ۲۵٫۰۴ ۲۵٫۰۵ ۲۵٫۰۶ ۲۵٫۰۷ ۲۵٫۰۸ ۲۵٫۰۹ ۲۵٫۱۰ ۲۵٫۱۱ ۲۵٫۱۲ ۲۵٫۱۳ ۲۵٫۱۴ Sotoudeh, Manouchehr. GĪLĀN ix. Monuments. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ VARJĀVAND, PARVĪZ. EMĀMZĀDA iii. Number, distribution, and important examples. In Encyclopædia Iranica. 2013. Archived from the original on 08 February 2013. Retrieved ۲۰۱۳-۷-۰۲. 
  27. «موقعیت دانشگاهی». شهرداری لاهیجان. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  28. «سیمای حمل و نقل استان». اداره کل حمل و نقل و پایانه‌های استان گیلان. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  29. «مهران دوستدارصنایع، مدیرعامل سازمان حمل و نقل همگانی شهر لاهیجان و حومه:رضایت مردم لاهیجان و حومه را با گردشی شدن ون‌ها و تاکسی‌ها، تأمین کرده‌ایم». اتحادیه حمل و نقل همگانی کشور. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۸ فوریه ۲۰۱۳. بازبینی‌شده در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۲. 
  30. معاونت درمان-بیمارستان ۲۲ آبان لاهیجان::
  31. معاونت درمان-بیمارستان سیدالشهدا لاهیجان::
  32. معاونت درمان-بیمارستان شفا لاهیجان::
  33. Avery, P.. The Cambridge History of Iran. Volume 7. Cambridge University Press, 1991. ISBN ‎0521200954. 
  34. در حال حاضر سینما شهر سبز لاهیجان، بعد از مرمت توسط صاحبش راه‌اندازی شد

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

Lahijan
Lāhijān
PNG map of Lahijan County and unincorporated areas showing location of Lahijan
Lahijan Pool, a view from the top of Sheitan Koh (Satan’s hill)
Location in Gilan Province and the Lahijan County
Location in Gilan Province and the Lahijan County
Lahijan is located in Iran
Lahijan
Lahijan
Location in Iran
Coordinates: 37°12′26″N 50°00′14″E / 37.20722°N 50.00389°E / 37.20722; 50.00389Coordinates: 37°12′26″N 50°00′14″E / 37.20722°N 50.00389°E / 37.20722; 50.00389
Country  Iran
Province Gilan
County Lahijan
Bakhsh Central
Area
 • Total 1,428 km2 (551 sq mi)
Elevation 4 m (13 ft)
Population (2016)
 • Total 167,544
Time zone IRST (UTC+3:30)
 • Summer (DST) IRDT (UTC+4:30)
Area code(s) +98-13 . . .
Website http://www.lahidjanshora.ir

Lahijan (Persian: Lāhijān‎‎, also known as, Lāhijān)[1] is a Caspian sea resort in and the capital of Lahijan County, Gilan Province, Iran. At the 2016 census, its population was 167,544 in 58,378 families.[2]

The resort Lahijan has both traditional and modern architecture. The town, which has an Iranian-European urban structure, lies on the northern slope of the Alborz mountains. Its culture and climatic favorable condition have made Lahijan a major tourist hub in northern Iran. The city is basically founded on the sediments remaining from big rivers in Gilan, including the Sefid-Rud (White River). Historically, the city was the major business center and of course the capital of East Gilan during the time of special rulers. Lahijan has also been a tourism hub of the Islamic world during different eras in Iran's history.

Etymology

The word "Lahijan" is originated from the economic stance the city had during its historical periods. "Lāhijān" is formed by two words: Lah, means silk and "Jan or Gan" means a place where something is done. Therefore, by compounding these two parts, the word "Lahijan or lahigan" was made, which means "a place to obtain silk fiber".

Professor Bahram Farah'vashi who is an Iranian expert in ancient languages says that in the Middle Persian Language; Lah refers to silk, and in Decisive Argument; Lah means the red silk. Therefore, Lahygan (today, Lahijan) is an area where silk is obtained.

It can also mean the place related to people from Yemeni town of Lahij.

Lahijan and languages

Lahijan at night

In Gilan there are two major Iranian language groups, namely Gilaki and Taleshi, and pockets of two other groups, Tati and Kurdish. The non-Iranian languages include Azeri and some speakers of Gypsy (Romany, of Indic origin).

Gilaki is spoken by possibly three million people as a first or second language, and has had a budding literature and fledgling prose publications, including newspapers.

The five Iranian languages in Gilan belong to the north-western branch of Iranian. Gilaki, which has two main dialect types, eastern and western, with the Safid-rud River as the general border, is a member of the Caspian subgroup. Tati and Taleshi (Talyshi) together make up the larger dialect chains which together make up the larger Tatic family (not to be confused with Tat-Persian spoken in pockets north of the Baku area).

Among these, the two Tati pockets in Gilan, Kalasi and Kabataʾī, have their closest relatives in Upper Tarom in Zanjan province. Taleshi is a dialect chain of three main types, southern, central, and northern; and southern Taleshi is closer in type and mutual comprehension to some forms of Tati than it is to central or northern Taleshi. Rudbari may originally have been a subgroup of Tatic that has largely adapted structurally to Gilaki.

There are many subdialects of Gilaki, and, progressing to the east, it gradually blends into Mazandarani (Tabarestan). The intermediate dialects of the area between Tonokabon and Kalardasht serve as a transition between Gilaki and Mazandarani. The differences in forms and vocabulary lead to a low mutual intelligibility with either Gilaki or Mazandarani, and so these dialects should probably be considered a third separate language group of the Caspian area.

Since the time depth between south-western Iranian and north-western Iranian is greater than that of, for example, English and Swedish within the Germanic languages, Gilaki and Persian differ on almost all grammar points. Time depth within western Iranian, however, is not an absolute measure of distance, since north-western Iranian and south¬western Iranian have coexisted within the same cultural zone for millennia, during which Persian has consistently been by far culturally dominant. All Caspian languages contain many lexical items (e.g., dan- “to know,” xast “to want,” guft- “to say,” tanest “can”) and certain grammatical features (the loss of the conjugation of transitive verbs and the use of ra) that most likely show quite early influence of Persian.

More recently, however, due to both the economic importance of the Caspian and the Gilān’s proximity to Tehran, Gilaki has been under¬going a massive, indelible Persian imprint: heavy influx of vocabulary (e.g., Pers. pəsər, duxtər, damad, negah kudən have replaced the native rey, kor, zama, fəndərəstən), significant syntactic interference (e.g., eżāfa), changes in vowel pronunciation, and even morpheme borrowings. One thus gets the erroneous impression that Gilaki is merely a dialect of Persian. Yet it is a mixed language, and is becoming even more mixed. Virtual one-to-one correspondences between Gilaki and Persian are commonplace, and often unavoidable: Gil. məšγul-ə taayi kudən durust kudə́n-əšåm-u γəzå bid and Pers. mašḡūl e tahīya kardan dorost kardan e šām o ḡaḏā būdand “they were busy providing and making dinner.”

Lahijan (the panorama shot from the top of Sheitan Koh)

Geography

Zahed Gilani's Shrine

Lahijan enjoys a climate known as "moderate Caspian". This weather pattern emerged from the influence of the currents of both the Alborz Mountain slopes and the Caspian Sea. But before knowing about this weather pattern, we should discuss the model of climate system and of course Gilan's spatial geo system.

Gilan includes the north-western end of the Alborz chain and the western part of the Caspian lowlands of Persia. The mountainous belt is cut through by the deep transverse valley of the Sefid-Rud between Manjil and Eemamzadeh Hashem near Rasht, the capital of Gilan Province. To the northwest, the Talesh highlands stretch a continuous watershed separating Gilan and Azerbaijan.

Except at their northern end, where the Heyran pass at the top of the Āstārāčāy valley does not exceed 1600 m, they are over 2,000 metres (6,600 ft) high, with three spots over 3,000 metres (9,800 ft) including the Baqrow Daḡ, the Ajam Daḡ, and the Shah Moʿallem or Masouleh Daḡ. Their eastern and north-eastern side is deeply carved by parallel streams flowing down towards the Caspian, resulting in a comb-shaped pattern. The western Alborz itself, to the east of the Safid-rud valley, is wider and more intricate, with three parallel (WNW-ESE) ranges; the southernmost and lowest one is represented in Gilan by the Asman-sara Kuh in the Ammarlu district; the medium one is the most continuous, from the Kuh-e-Dalfak to the Keram Kuh, whereas the transverse valley of Polrud clearly divides the northern range into Kuh-e-Natesh and Kuh-e-Somam or Somamus, the highest spot of Gilan. All these mountains have a very complicated geological structure and tectonic history which connects them to the structural complex of central Persia.

Though all those mountains cover a greater area than the plains, these are the most specific feature of the province, and locally, the word Gilan often refers to the plain areas or particularly to the central plain.

This large parallelogram of lowlands is heterogeneous and can be divided into two main parts: the delta of the Safid-rud in the east and the Fumanat plain in the west. The former has been entirely built by the Safid-rud, a river with a high discharge and a high alluvial content. The higher part is made out of coarse ancient alluvial material, whereas in the lower part, north of Astaneh-e Ashrafiyyeh, the river often changed its course through thin silty and clayey material; it has thus abandoned its former northeastward course, which flowed into the sea at the prominent angle of the plain near Dastak, and presently flows northwards and builds a smaller living delta jutting out into the Caspian between Zibakenar and Bandar kiashahr.

The Fumanat plain to the west intermingles marine alluvial deposits and former sandy beach-lines with abundant alluvial deposits from the numerous rivers draining the southern part of Talesh highlands. They do not reach directly the sea, but converge into the lagoon of Anzali with a single outlet to the Caspian through the dune-covered sandy coastline. The lagoon is constantly getting smaller and shallower under the effect of silting. On the contrary, the streams of northern Talesh and eastern Gilan, even the more abundant Polrud, do not bring alluvium enough to counterbalance the action of a coastal current going eastward, and thus could not build more than a narrow ribbon of lowlands, only a few kilometers wide between Astara and Safid-rud and to the east of Qasemabad, and some 10 km wide at the mouth of the Polrud around kelachay.

Climate and weather

The topographic position of the Caspian lowlands results in a very characteristic Hyrcanian climate, and the whole province of Gilan belongs to this exceptionally humid and green area. Prevailing north-south atmospheric currents, humidified over the Caspian, are forced to a vigorous ascendancy by the mighty barrier of Alborz and thus pour all around the year abundant rainfall on both the plain and the north-western slope of the mountains. The precipitation regime shows a sharp maximum in autumn (September to December), when atmospheric instability is at its highest point, medium values in winter and early spring, and lowest values from May to August.

Mean annual rainfall varies between 1200 and 1800 mm along the shoreline, decreases towards a sub-humid area in the south-western corner of the, and reaches again very high amounts in the lower part of the mountain, up to 1500–1800 m. Along the Safid-rud valley, swept every afternoon in summer by the violent northerly Manjil wind (Tholozan), a very rapid transition leads to the Mediterranean-like semi-arid area of Rudbar and Manjil.

The climatic privilege of Gilan explains its luxuriant natural vegetation.

According to altitude, three forest levels can be distinguished: the Hyrcanian mixed forests, the mountain beech forest, and the High Mountain oak and hornbeam forest. The Hyrcanian forest stricto sensu once covered the plains, where only residual patches remain on coarse alluvial terraces between cultivated areas, and still covers the greater part of the first slopes of the mountains up to about 1000 m.

It is a stratified forest, with a layer of very tall trees such as the endemic chestnut-leaved oak (boland-mazu; Quercus castaneaefolia), Siberian elm (derakht-e-azad; Zelkova crenata) and iron tree (anjili; Parrotia persica) and more common elms, maples, and hornbeams (ulas); a layer of smaller trees like the endemic Gleditchia caspica (lilaki), Diospyros lotus (kalhu), and Albizzia julibrissin (shabkhosb), boxwood (shemshad) in shady spots and all kinds of wild fruit trees; and an underwood with evergreen bushes such as Prunus laurocerasus (jal) and holly (khas), moss, wild vine, ivy, and other creeping plants. Medium altitude mountains are the realm of the lofty oriental beech (rash; Fagus orientalis), associated with oaks (balut), lime-trees (namdar), maples (afra), and elms (narvan; qq.v.). The upper mountain level, between 1800 and 2200 m, has remnants of a quite poorer forest of stunted oaks (uri; Quercus macranthera) and hornbeams (Carpinus orientalis). Alpine meadows, climacic at higher altitudes, have often replaced these upper mountain forests, some of them, on highest ridges or sheltered slopes, show distinctly xerophytic features.

The so-called Mediterranean island around Rudbar and Manjil is conspicuous through its specific vegetation, natural as well as cultivated, i.e., its very sparse cypress (q.v.) forests and its olive-groves.

The weather system in Lahijan is more favorable than the other points in the Gilan. It has warmer winters and cooler summers. Freezing temperatures are seldom reported in the coastal areas; however it is not odd for Lahijan to experience periods of near blizzard conditions during the winter. The amount of rainfall in Lahijan depends on the winds bearing vapor that blow from the North West in winter, from the East in spring and from the West in summer and autumn. These winds carry the vapor and humidity towards the plains causing heavy and prolonged rainfalls.

Tea

Tea in Iran

The real colour of the Tea[citation needed]
Tea plant.

The history of tea culture in Iran started at the end of the 15th century. Before that coffee was the main beverage in Iran. However, most of the coffee producing countries were located far from Iran, making shipping very difficult. With a major tea producing country, China, located on a nearby trading path, "the silk road", and the shipping of tea was much easier. That was a main reason why tea became much popular in Iran. As a result, the demand for tea grew, and more tea needed to be imported to match Iran's consumption.

Iran failed in their first attempt to cultivate tea in their own country in 1882 with seeds from India. In 1899 Prince Mohammad Mirza known as "Kashef Al Saltaneh" who was born in Lahijan, imported Indian tea and started its cultivation in Lahijan. Kashef, who was the first mayor of Tehran and an Iranian ambassador to India under British rule, knew that the British would not allow him to learn about the secrets of tea production, as it was their biggest business in India at the time. So being fluent in French, the prince pretended to be a French laborer and started to work in the tea plantations and factories to learn how to produce tea. Ultimately his plan was to take back some samples of this tea to Iran to cultivate. He was successful in this endeavor only because of his diplomatic immunity which stopped the British from searching his secretly stashed sample. At the time, Kashef brought 3000 saplings into his country from the Northern part of India, Kangra. He started the cultivation in the region Gilan, south of the Caspian Sea. The climate there was well suited for tea cultivation, and the tea industry quickly expanded in Gilan and Mazanderan region. Kashef’s mausoleum in Lahijan is now part of the "Iran's National Tea Museum".

Iran's National Tea Museum and Kashef Osaltane's tomb.

In 1934 the first modern style tea factory was built. Now there are up to 107 tea factories and a total of 32,000 hectare of tea farms.

Most of the farms are located the hillsides of Iran like the farms in Darjeeling. These farms produce an orthodox style of black tea. The color of Iranian tea is red and taste is fairly light, and it is delicious without adding any milk or sugar. The total production of black tea in 2009 was approximately 60’000 tons.

Tea in Lahijan

A statue in Lahijan

Historically, Lahijan is the first town in Iran to have tea plantations. With its mild weather, soil quality and fresh spring water, Lahijan stands to have the largest area of tea cultivation in Iran.

But today the country's tea industry is deep in trouble and the verdant gardens that once sustained millions of farmers and their workers are used only for grazing sheep and other personal purposes. Despite having one of the world's most avid tea drinking populations, the Iranian tea economy is reeling from an influx of foreign imports and smugglers who, local traders complain, often have close family ties to powerful figures in the Islamic government. The consequences are plain to see. In Lahijan, the historic capital of Iran's tea industry, land that was once a lush vista of tea bushes is now occupied by houses and flats, built by tea factory owners who have moved into the building trade in response to their industry's decline. Several of the town's tea mills are derelict. Others are at a stand-still or operating at half capacity. Some 40% of the half-million tea farmers in tea-rich Gilan province have gone out of business, because the factories are no longer buying their crops. Hundreds of thousands of pickers have been forced out of work.

Cookies (Kulucheh)

Lahijan's cookies (Kulucheh) are well-known and sold all across the world. Culucheh is a traditional Persian-style filled cookie. It has a shell that encrusts a soft filling. The filling comes in different variety of flavors like cocoa, walnut, or coconut. For centuries, using traditional methods, these types of cookies have been produced in Gilan. Noosheen, Grand naderi, Naderi, Nadi and Peyman brands are four famous cookie producers in Lahijan.

Notable people from Lahijan

History

In ancient times, Gilan region was divided to `the Caspian' and `the Golha' (flowers) subregions. Before the Iran's provincial divisions into the current state, Gilan was divided by the Sefid-Rud River into eastern and western regions. The river's eastern side called Biehpish and the western side Biehpas. At some point in time, Lahijan became the capital of Biehpish. This region has been one of Iran's major silk-producing centers as well as the country's first area for the tea-plantation set out by Prince Mohammad Mirza.

Prince Mohammad Mirza known as "Kashef-ol-Saltaneh" who was born in Lahijan was the first mayor of Tehran. As the Iranian ambassador to India under British rule, he knew the British would not allow him to learn about the secrets of tea production, as it was their biggest business in India at the time. So being fluent in French, the prince pretended to be a French laborer and started to work in the tea plantations and factories to learn how to produce tea. Ultimately his plan was to take back some samples of this tea to Iran to cultivate. He was successful in this endeavor only because of his diplomatic immunity which stopped the British from searching his secretly stashed sample. His mausoleum in Lahijan is now part of the "Iran Tea Museum".

The foundation of Lahijan is attributed to 'Lahij Ebne Saam'. Oljaito, the Mongol ruler conquered Lahijan in 705 AH. Then Amir Teimoor attacked this region. Finally, Shah Abbas I defeated 'Khan Ahmad' and thereafter the Safavid governors ruled this city. Amongst the unpleasant events in the history of this city were the outbreak of plague in 703 AH., the conflagration of 850 AH. and the conquest of it by the Russian army in 1725 AD. Lahijan was one of the main bases of the Jungle Movement.

Special ceremony

Gilan

Karb (Kareb or cymbal) Karb is made of two pieces of thick stick which are held by the player's two hands through a leather belt. This apparently replaces the dangerous stone beating. Karb is normally played in groups through special rhythm and is popular in Aran, Kashan, some districts in Semnan as well as Sabzevar and Lahijan. Stone (karb) beating is symbolic rite which is popular in several parts of the country accompanied by special melodies. Normally two pieces of stone are beaten on the sides of the mourner by special manners and movements accompanied by lamentation song. Apparently as a result of the physical damage caused by stones on the body, wood stick is gradually replacing stone. Lately instead of stone beating other terms such as Karbzani or Karebzani, playing cymbals and ratchets are used. In Mazandaran and some other regions like Komesh, south of Alborz mountain, the term Kareb and in Gilan the term Karb and in Aran (Kashan), cymbal is customary. This ceremony needs considerable physical strength by the performers and is popular in Lahijan and Aran, a district in Kashan, as well as Semnan and Sabzevar. karna nawazi: Karna (trumpet or horn) At certain villages in Gilan such as Mashk, Lasht, and Rudbeneh in Lahijan long Karnas (trumpets or horns) are used in Ashura ceremony. The main body of the trumpet or horn is made of reed at the end of which it has a bend like a staff made of squash. It has a wooden mouthpiece at the other end of the trumpet to blow into the pipe. This special trumpet is used both in passion play and other Ashurayi ceremonies and is called martyrdom song. At certain rituals one of the two singers and a group of Karna players play alternately.

Neighborhoods and districts

The shrine of Sheikh Zahed Gilani. Lahijan

District

Keshavarzi - Khamir Kalaye - Gharib Abad - Amir Shahid - Pordesar - Shishe Garan - Ordubazar - Khazar St. - Karegar (Shahid Rajayi)- Andisheh - Shahrake Salman - Shahrake Janbazan - Yousef Abad - Chahar Padeshahan - Sardare Jangal - Shoron Maleh - Khoramshahr - Ghiam St. - Bolvar St. - Nima St. - Jire Sar - Koucheh Bargh - Malek-e-Ashtar - Bazkia Gorab - Shaghayegh St. - East & West Kashef St. - Hazin St. - Sheikh Zahed Village - 22 Aban - Shahid Karimi St. - Bazar Rooz 1 2 3 4 - Shahrake Tarbiat Mo'allem - Shahrake Farhangian - Kamarbandi - Pomp Benzin - Golestan Alleies - Azadegan St. - Taleghani St. - Sher Bafan - Ghasab Mohaleh - Lashidan-e-Hokomati - Lashidan - Tarbiat Mo'allem St. - Assyed Yamani Alley - Abshar & Damaneh - Gabaneh - Karvan Sara Bar - Fayath St. - Hassan Bigdesht - Haji Abad - Asour Meli - Javaher Poshteh - Kord-e-Mahaleh - Namak Abi - Koi Zamani - . . .

Neighborhoods

Soustan or Sustan is a small village in southern Lahijan which is divided into two districts, Soustan, the up . . . Soustan, the down. In the southeast of the village, there is a natural pool which locals call it, Soustan'sal. There is also a natural island covered with old trees at the middle of the pool. The pool can be regarded as a major tourist hub in the area. The pool is used for irrigating tea fields and paddy lands across the village. There is also a sand mine (open mine) near the pool, Shin'chal. Contractors extract tens of thousands tones of sand, annually, from the area.

Kat'schel is a small village in eastern Lahijan. It is the nearest village to Soustan.

Bijar Booneh - Kuh Bijar - Abas Abad - Amir Kalayeh - Bijar Bagh - Satle Sar - Bakhshi Sara - Chelayeh - Sar Choshmeh - Zomeidan - Alisorood - Shin Nesa - Kuroe - Doongahi - Aseyyed Hosseini - Gombol - Kobaneh - Bejayeh - Laliman - Loleman - Ahandan - Nakhjir Kelayeh - Sareshkeh - . . .

Tourist Hubs

Lahijan Pool at Night
Lahijan Satan's Hill

Sheitan Koh (Satan's Hill) and its waterfall - Sareshke - Baam-e-Sabz - Lahijan Pool (Estakhr) - the Tomb of the Four king (Char Padeshahan) - Golshan Bath - Sheikh Zahed Gilani Tomb - Shen Chal & Sustan Pool - Lahijan Daily Markets No.1 and No.2 - Iran National Tea Museum - Brick Bridge (pole Kheshti) - Amjadossoltan (Tomb of Farah Pahlavi(Diba)'s ancestor - National Library) - Lahidjan gondola - At'ah Kuh - Bulvar . . .

Traditional food

You can enjoy a verity of traditional food in Lahijan including:

Mirza'ghasemi, Torshe'tare, Bademjan'khoroush, Sir'vabichke Morgh-e-Lako, Baghale Ghatogh, Torshe Tare, koii Khorosh, Sir ghalieh, Alo Mosama, Naz Khatoon, Chaghar Tameh, Anarbij, Shesh Andaz, Shirin Tare, Sirabij, Khali Ovei, Chakhardameh, Motonjen, Loongi, Ghorabij, Mahi Febij, Vavishkah, Torshe Shami, Shami, halichoe, kaleh kabab, tabironey

Cinema and theater centers

There were two movie centers in Lahijan, be'that and Shahr-e-Sabz (which just Shahr-e-sabz is currently open). Once, it was so important to Lahijaniese to go there to enjoy their free time. But, during 10 years ago. (Replace relative time with specific year.), because of economic meltdown in the city, both movie centers were bankrupted.But recently Shahr-e-sabz was rebuilt and reopened in 2012 .

Universities and Schools

There are two kinds of university in Lahijan, state and non-state (semi-private) universities.

State Universities

Hazrat Zeinab School of Nursing and Midwifery, East Gilan

Lahijan Payam-Noor University

Tarbiat Modarres College, Lahijan

Non-state Universities

Islamic Azad University, Lahijan

Deylaman Institute of Higher Education

Andishmand, the nonprofit institution of higher education

Rajai Vocational College

For many centuries a hallmark of the people of Lahijan was their endorsement of/for the advancement of literacy and science. The Islamic Azad University of Lahijan brings this endorsement into the modern age. Islamic Azad University of Lahijan (also known as Azad University of Lahijan, formerly known as Islamic Azad University of East of Gilan) is a campus of Islamic Azad University system in Iran. The university was established in 1988 by some outstanding members of Tehran University of Medical Sciences including Dr. Mir Mozafar Masoumi who was also the first President of the university. So far up to 16000 students graduated from university.


References

  1. ^ Lahijan can be found at GEOnet Names Server, at this link, by opening the Advanced Search box, entering "-3072747" in the "Unique Feature Id" form, and clicking on "Search Database".
  2. ^ "Census of the Islamic Republic of Iran, 1385 (2006)". Islamic Republic of Iran. Archived from the original (Excel) on 2011-11-11. 

External links

Media related to Lahijan at Wikimedia Commons