لئوناردو داوینچی
لئوناردو داوینچی | |
|---|---|
| نام هنگام تولد | لئوناردو دی سر پیرو دا وینچی |
| زادهٔ | ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ |
| درگذشت | ۲ مهٔ ۱۵۱۹ (۶۷ سال) |
| تحصیلات | هنرکده آندرئا دل وروکیو |
| شناختهشده برای |
|
| آثار برجسته |
|
| جنبش | رنسانس والا |
| خانواده | دا وینچی |
| امضاء | |
لئوناردو دی سر پیرو داوینچی (ایتالیایی: Leonardo di ser Piero da Vinci؛ ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ – ۲ مه ۱۵۱۹) همهچیزدان ایتالیایی در دوره رنسانس والا بود که به عنوان نقاش، طراح، مهندس، دانشمند، نظریهپرداز، مجسمهساز و معمار فعالیت میکرد. شهرت اولیه او بیشتر به خاطر دستاوردهایش در نقاشی بود، اما او همچنین به خاطر دفترچههای یادداشتش موسوم به قوانین آتلانتیک معروف است که در آنها طرح ها و یادداشتهایی دربارهٔ موضوعات متنوعی از جمله آناتومی، نجوم، گیاهشناسی، نقشهبرداری، نقاشی و دیرینهشناسی داشت. لئوناردو بهطور گسترده به عنوان یک نابغه شناخته میشود که تجسم ایدهآل انسانگرایی رنسانس بود و آثار جمعی او سهمی ماندگار برای نسلهای بعدی هنرمندان دارد که از میان هنرمندان زمان خودش، فقط میکلآنژ که کمی جوانتر بود، توانسته است در سطح یا اهمیت آثار و تأثیرگذاری با لئوناردو رقابت کند.[۳][۴]
او که خارج از ازدواج و از یک دفتردار موفق و زنی از طبقه اجتماعی پایین در نزدیکی وینچی متولد شده بود، در فلورانس نزد نقاش و مجسمهساز ایتالیایی آندرئا دل وروکیو آموزش دید. او حرفهاش را در این شهر آغاز کرد، اما بخش زیادی از عمرش را در خدمت لودوفیکو اسفورزا در میلان گذراند. بعداً دوباره در فلورانس و میلان کار کرد و مدتی کوتاه هم در رم بود و در این زمان پیروان و شاگردان زیادی را جذب کرده بود. با دعوت فرانسوای یکم، سه سال آخر زندگیاش را در فرانسه گذراند و در آنجا درگذشت. پس از مرگش، هیچ زمانی نبوده است که دستاوردها، علایق متنوع، زندگی شخصی و تفکر تجربی او مورد توجه و تحسین قرار نگیرد،[۳][۴] و این باعث شده که نام او بارها در فرهنگ و هنر به عنوان الگو و موضوع مورد استفاده قرار گیرد.
لئوناردو به عنوان یکی از بزرگترین نقاشان تاریخ هنر غرب شناخته شده و اغلب به عنوان بنیانگذار رنسانس والا معرفی میشود. با اینکه بسیاری از آثارش گم شده و تنها کمتر از ۲۵ اثر بزرگ به او نسبت داده شده است – که شامل آثار ناتمامی هم میشود – او برخی از تاثیرگذارترین نقاشیهای تاریخ هنر غرب را خلق کرده است.[۳] مونا لیزا شناختهشدهترین اثر او و مشهورترین نقاشی فردی جهان است. شام آخر نیز پربازتولیدترین نقاشی مذهبی تاریخ بهشمار میرود و طرح مرد ویترویوسی او نیز به یک نماد فرهنگی بدل شده است. در سال ۲۰۱۷، اثر سالواتور موندی که بهطور کامل یا جزئی به لئوناردو نسبت داده میشود،[۵] در یک حراج به قیمت ۴۵۰٫۳ میلیون دلار فروخته شد که رکورد گرانترین نقاشی فروخته شده در حراج عمومی را شکست.
لئوناردو به خاطر نبوغ فناوریاش مورد تحسین قرار گرفته است؛ او ماشینهای پروازی، نوعی زره پوشِ رزمی، نیروگاه خورشیدی متمرکز، دستگاهی برای انجام عملیات جمع و نسبتها[۶][۷] و بدنه دو لایه کشتی را طراحی کرد. تعداد کمی از طرحهای او در دوران زندگیاش ساخته شدند یا حتی عملی بودند، زیرا روشهای علمی مدرن در زمینه متالورژی و مهندسی هنوز در آغاز راه بودند. برخی از اختراعات کوچکترش، مانند دستگاه اتوماتیک پیچیدن نخ و دستگاه آزمایش مقاومت کششی سیم، بدون سر و صدا وارد صنعت شدند. او در زمینههای کالبدشناسی، مهندسی عمران، هیدرودینامیک، زمینشناسی، نورشناسی و سودهشناسی کشفیات مهمی داشت، اما یافتههایش را منتشر نکرد و تأثیر مستقیمی بر علم بعدی نداشتند.[۸]
زندگینامه
[ویرایش]اوایل زندگی (۱۴۵۲–۱۴۷۲)
[ویرایش]تولد و پیشینه
[ویرایش]
لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپهای وینچی در توسکانی، در قلمرو جمهوری فلورانس که در آن زمان تحت سلطه خاندان مدیچی بود، متولد شد.[۹] او پسر غیرشرعی سر پیرو فروزینو دی آنتونیو دا وینچی، دفتردار ثروتمند فلورانسی، و زنی دهقان به نام کاترینا[الف] که نام کاملش را کاترینا بوتی دل واچا یا کاترینا دی میو لیپی نوشتهاند، بود. نظریههای بسیاری در مورد هویت مادر لئوناردو وجود داشته و دارد، از جمله اینکه او بردهای خارجی یا جوانی فقیر اهل همان منطقه بوده است.[۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] به گفته الساندرو وتزوزی، شواهد نشان میدهد که پیرو بردهای بدین نام داشته است.[۱۷] لئوناردو هیچ نام خانوادگی، به معنای امروزی کلمه، نداشت و دا وینچی تنها به معنای «اهل وینچی» است. نام کاملش در زمان تولد لئوناردو دی سر پیرو داوینچی بود[۱۸][۱۹] که از نظر لغوی به معنای «لئوناردو، [پسر] سر پیرو اهل وینچی» است.[۹]
اطلاعات اندکی از دوران کودکی لئوناردو داوینچی در دست است و بخش زیادی از آن با روایتهای افسانهای درآمیخته؛ مسئلهای که تا حدی به زندگینامهٔ او در کتاب «زندگی نقاشان، مجسمهسازان و معماران برجسته» (۱۵۵۰) نوشتهٔ جورجیو واساری بازمیگردد که منبعی غیرقابلاعتماد و آمیخته به جعل است. اسناد مالیاتی فلورانس نشان میدهد که لئوناردو حداقل تا سال ۱۴۵۷ در خانهٔ پدربزرگ پدریاش، آنتونیو داوینچی، در وینچی زندگی میکرد. او سالهای آغازین زندگی خود را پیش از آن در روستای آنکیانو و در خانهٔ مادرش سپری کرده بود، اما از سال ۱۴۵۷ به بعد به خانهٔ پدری در شهر کوچک وینچی منتقل شد و در کنار پدر، پدربزرگ، مادربزرگ و عمویش زندگی کرد.[۲۰] پدرش با دختری ۱۶ ساله به نام آلبیرا آمادوری ازدواج کرد که آلبیرا لئوناردو را بسیار دوست میداشت اما در سال ۱۴۶۵ م در جوانی و بدون فرزند درگذشت.[۲۱] در سال ۱۴۶۸ م، زمانی که لئوناردو ۱۶ ساله بود، پدرش بار دیگر با فرانچسکا لانفردینی ۲۰ ساله ازدواج کرد. فرانچسکا هم بدون فرزند مرد. وراث قانونی پیرو از همسر سومش، مارگریتا دی گوگلیلمو که شش فرزند زایید و همسر چهارم و آخرش، لوکرتزیا کورتیجانی که او هم شش بچه زایید، متولد شدند.[۲۲][۲۳] در مجموع، لئوناردو ۱۲ خواهر و برادر ناتنی داشت که از نظر سنی بسیار کوچکتر از او بودند، به گونهای که کوچکترین آنها زمانی متولد شد که لئوناردو ۴۰ ساله بود. او با خواهران و برادرانش ارتباط کمی داشت.[۲۴][۲۳]
لئوناردو دانش لاتین، هندسه و ریاضیات را زیر نظر استادان به صورت خصوصی فراگرفت. بعدها در زندگی، لئوناردو اولین خاطره خود را که اکنون در مجموعه قوانین آتلانتیک (Codex Atlanticus) موجود است، ثبت کرد. یکی از آنها مربوط به زمانی است که یک کورکور به سمت گهوارهاش آمد و دهانش را با دم خود باز کرد. او این را به عنوان نشانهای از نوشتههای خود در آینده مربوط به این موضوع تعبیر کرد.[۲۵][۲۶] مفسران هنوز در مورد اینکه آیا این حکایت یک خاطره واقعی بوده یا یک خیالپردازی، بحث میکنند. [۲۷] مورد دوم در ربط با زمانی است که در حال گردش در کوهستان بود: او غاری را کشف کرد و از اینکه ممکن بود هیولای بزرگی در آنجا کمین کرده باشد میترسید، نیز کنجکاو بود بداند درون غار چه چیزهایی وجود دارد.[۲۱] او در یکی از یادداشتهایش مربوط به شکلگیری رودها نام شهر زادگاهش را نوشته و سپس خط زده است و به نظر میرسد برخی از مشاهدات خود از آبها در دوران کودکی را هم به یاد میآورد.[۲۰]
سالهای اولیه زندگی لئوناردو موضوع حدس و گمانهای تاریخی بوده است.[۲۸] جورجو وازاری، زندگینامهنویس قرن شانزدهمی که سرگذشت نقاشان رنسانس را ثبت کرده، در روایتی از لئوناردو در نوجوانی مینویسد: «دهقانی یک سپر برای خودش ساخته بود و از سر پیرو درخواست کرد که برای او طرحی بر آن نقش کند. لئوناردو، با الهام از داستان مدوسا، هیولایی که از دهانش آتش بیرون میزد را بر آن نقاشی کرد. نقاشی به اندازهای ترسناک بود که پدرش سپر دیگری برای دهقان خرید و به او داد. سپر منقش به نقاشی لئوناردو را نیز به قیمت ۱۰۰ دوکات به یک دلال آثار هنری داد که او نیز آن را به دوک میلان فروخت.»[۲۹]
هنرکده وروکیو
[ویرایش]

در اواسط دهه ۱۴۶۰، خانواده لئوناردو به فلورانس که در آن زمان مرکز تفکرات و فرهنگ اومانیستی مسیحی بود، نقل مکان کرد.[۳۰] حدوداً ۱۴ ساله بود[۲۴] که او را به عنوان گارتزونه (شاگرد پسر) به هنرکده آندرئا دل وروکیو که از نقاشان و مجسمهسازان برجسته فلورانس درآن زمان بود، فرستادند.[۳۰] این همزمان شد با درگذشت مجسمهساز معروف دوناتلو که استاد وروکیو نیز بود.[۳۰] لئوناردو در سن ۱۷ سالگی کارآموز وروکیو شد و به مدت هفت سال از او تعلیم دید.[۳۱][۳۲] از دیگر نقاشان مشهوری که در این کارگاه شاگردی کردند یا با آن در ارتباط بودند میتوان به گیرلاندایو، پروجینو، بوتیچلی و لورنزو دی کردی اشاره کرد.[۲۱][۳۳] آنجا با رموز فنی ریختهگری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیسهایی را پدیدآورد. شمار زیادی از نقاشان و پیکرتراشان خوب، از هنرآموزان کارگاه موفق «وروکیو» بودند، ولی «لئوناردو» بسیار بهتر از یک نوجوان با استعداد بود، به گونهای که در هفده سالگی در کار پیکر تراشی و سایر امور مربوط به آن به استاد ماهری تبدیل شده بود و قادر بود ابزارهای پیچیده و ماشینهای مورد نیاز را پدیدآورد. او همچنین به پژوهش دربارهٔ گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند؛ علاوه بر این، دانش گستردهای دربارهٔ نورشناسی، ژرفا نمایی و استفاده از رنگها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعدادی یک هنرمند برجسته بسازد. او پس از اتمام آموزش به شهر میلان رفت.[۳۴]
لئوناردو معاصر گیرلاندایو، پروجینو، بوتیچلی بود که همگی کمی از او بزرگتر بودند. [۳۵] او میتوانست آنها را در کارگاه وروکیو یا در آکادمی افلاطونی مدیچی ملاقات کند. [۲۱] فلورانس با آثار هنرمندانی مانند ماساچو، معاصران دوناتلو، که نقاشیهای دیواری فیگوراتیو او سرشار از واقعگرایی و احساسات بود، و گیبرتی، که دروازههای بهشت او، با ورق طلا میدرخشید، نمونهای برجسته از ترکیب پیکرههای پیچیده با پسزمینههای معماری دقیق را ارائه داده بود. پیرو دلا فرانچسکا مطالعه دقیقی در مورد پرسپکتیو انجام داده بود، [۳۶] و اولین نقاشی بود که به مطالعه علمی نور پرداخت. این مطالعات و رساله لئون باتیستا آلبرتی با عنوان «De pictura» تأثیر عمیقی بر هنرمندان جوانتر و به ویژه بر مشاهدات و آثار هنری خود لئوناردو گذاشت. [۳۷] [۳۸]
بخش زیادی از نقاشیهای کارگاه وروکیو توسط دستیارانش انجام میشد. به گفته واساری، لئوناردو در خلق تابلوی «غسل تعمید مسیح» ( ح. 1472–1475) با وروکیو همکاری داشت. نقاشی فرشته جوان که ردای عیسی را با مهارتی چنان برتر از استادش در دست دارد که ظاهراً وروکیو قلممو را زمین گذاشته و دیگر هرگز نقاشی نکرده است [۳۹] (ادعای اخیر احتمالاً جعلی است). [۴۰] تکنیک جدید رنگ روغن در مناطقی از اثر که عمدتاً تمپرا بودند، از جمله منظره، صخرههایی که از میان نهر قهوهای کوه دیده میشوند، و بخش زیادی از پیکره عیسی، که نشاندهنده دست لئوناردو است، اعمال شد. [۴۱] علاوه بر این، لئوناردو ممکن است مدلی برای دو اثر وروکیو بوده باشد: مجسمه برنزی داوود در بارجلو و فرشته مقرب رافائل در توبیاس و فرشته. [۴۰]
دوره اول فلورانس (۱۴۷۲ - حدود ۱۴۸۲)
[ویرایش]
تا سال ۱۴۷۲، در سن ۲۰ سالگی، لئوناردو به عنوان استاد در انجمن سنت لوک، انجمن هنرمندان و پزشکان، واجد شرایط شد [ب] اما حتی پس از آنکه پدرش او را در کارگاه شخصی خود مستقر کرد، دلبستگی او به وروکیو به حدی بود که به همکاری و زندگی با او ادامه داد. [۲۱] [۴۲] قدیمیترین اثر شناختهشده لئوناردو که دارای تاریخ است، نقاشی با قلم و جوهر در سال ۱۴۷۳ از دره آرنو است. [۳۳] [۴۳] [پ] به گفته واساری، لئوناردوی جوان اولین کسی بود که پیشنهاد داد رودخانه آرنو به یک کانال قابل کشتیرانی بین فلورانس و پیزا تبدیل شود. [۴۴]
در ژانویه ۱۴۷۸، لئوناردو سفارش مستقلی برای نقاشی یک محراب برای کلیسای سنت برنارد در تالار شهر فلورانس، کاخ سینیوریا، دریافت کرد، [۴۵] که نشانهای از استقلال او از استودیوی وروکیو است. یک زندگینامهنویس ناشناس قدیمی، معروف به آنونیمو گادیانو، ادعا میکند که در سال ۱۴۸۰ لئوناردو با مدیچی زندگی میکرد و اغلب در باغ پیازا سن مارکو، فلورانس، جایی که یک آکادمی نئوپلاتونی از هنرمندان، شاعران و فیلسوفان که توسط مدیچی سازماندهی شده بود، تشکیل جلسه میداد، کار میکرد. [۴۰] [ت] در مارس ۱۴۸۱، او از راهبان سن دوناتو در اسکوپتو سفارش نقاشی «ستایش مغان» را دریافت کرد. [۴۶] هیچ یک از این سفارشهای اولیه تکمیل نشدند و هنگامی که لئوناردو برای ارائه خدمات خود به لودوویکو اسفورزا دوک میلان رفت، رها شدند. لئوناردو نامهای به اسفورزا نوشت که در آن چیزهای متنوعی را که میتوانست در زمینههای مهندسی و طراحی سلاح به دست آورد، شرح داد و اشاره کرد که میتواند نقاشی کند. [۳۳] [۴۷] او یک ساز زهی نقرهای - یا عود یا چنگ - به شکل سر اسب با خود آورد. [۴۷]
لئوناردو به همراه آلبرتی از خانه مدیچیها بازدید کرد و از طریق آنها با فیلسوفان اومانیست قدیمیتر آشنا شد که از جمله آنها میتوان به مارسیلیو فیچینو، طرفدار نئوپلاتونیسم؛ کریستوفورو لاندینو، نویسنده تفاسیر بر نوشتههای کلاسیک، و جان آرگیروپولوس، معلم زبان یونانی و مترجم ارسطو اشاره کرد. همچنین، شاعر و فیلسوف جوان و درخشان، پیکو دلا میراندولا، معاصر لئوناردو، با آکادمی افلاطونی مدیچی مرتبط بود. [۳۵] [۴۸] [۴۹] در سال 1482، لئوناردو به عنوان سفیر توسط لورنزو د مدیچی به لودوویکو ایل مورو، که بین سالهای 1479 تا 1499 بر میلان حکومت میکرد، فرستاده شد. [۳۵] [۴۰]
- منظره دره آرنو (۱۴۷۳)
- طرحی از به دار آویختن برناردو باندینی بارونچلی، ۱۴۷۹
لئوناردو در سال ۱۴۷۲ به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالاً لئوناردو در آنجا فرصتی برای آموختن کالبدشکافی به دست آورد. در ۱۴۷۸ شورای شهر از او خواست نمازخانه سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند ولی بنا به دلایلی، این مأموریت را انجام نداد.
لئوناردو در بسیاری آرزوهای مختلف برای لودویکو استخدام شد. از جمله آمادهسازی شناورها برای موقعیتهای خاص، طرحهایی برای یک گنبد برای کلیسای جامع میلان و یک مدل برای یک بنای تاریخی مربوط به ورزش سوارکاری بزرگ فرانچسکو اسفورزا که هفتاد تُن برنز برای ریختهگری آن استفاده شد. این بنا برای چندین سال ناتمام ماند که برای لئوناردو غیرعادی نیست و در سال ۱۴۹۹ به پایان رسید.[۵۰]
دورهٔ اول میلان (حدود ۱۴۸۲–۱۴۹۹)
[ویرایش]
لئوناردو از سال ۱۴۸۲ تا ۱۴۹۹ در میلان کار میکرد. او مأمور شد تا نقاشی «مریم مقدس» را برای انجمن برادری مریم مقدس و تابلوی «شام آخر» را برای صومعه سانتا ماریا دله گراتزیه نقاشی کند. [۵۱][۵۲] در بهار ۱۴۸۵، لئوناردو به نمایندگی از اسفورتزا به مجارستان سفر کرد تا با ماتیاس کوروی، پادشاه مجارستان دیدار کند و مأموریت یافت تا تصویری از مریم مقدس نقاشی کند.[۵۳] در سال ۱۴۹۰ او بههمراه فرانچسکو دی جورجو مارتینی بهعنوان مشاور در پروژهٔ ساخت کلیسای جامع پاویا دعوت شد و تحت تأثیر تندیس اسبسوار ریگیزوله قرار گرفت که طرحی از آن بهجا گذاشت.[۵۴] لئوناردو برای اسفورتزا پروژههای متعددی انجام داد، از جمله آمادهسازی نمایشها و جشنها، طراحی و ساخت مدل چوبی برای رقابت در طراحی گنبد کلیسای جامع میلان، و طرحی برای یک بنای یادبود عظیم سوارکاری به افتخار فرانچسکو اسفورتزا. این اثر که به نام گران کاوالو شناخته شد، قرار بود بزرگتر از دو تندیس اسبسوار بزرگ رنسانس یعنی گاتاملاتا اثر دوناتلو در پادووا و بارتولومئو کولئونی اثر ورروکیو در ونیز باشد.[۵۵] لئوناردو مدل اسب را تکمیل کرد و برنامههای دقیقی برای ریختهگری آن تهیه نمود، اما در نوامبر ۱۴۹۴ فلز مورد نیاز برای ساخت به توپخانهٔ شهر اختصاص یافت تا در برابر حملهٔ شارل هشتم فرانسه استفاده شود.[۵۶]
مکاتبات معاصر نشان میدهد که لئوناردو و دستیارانش از طرف دوک میلان مأمور شدند تا سالن آس (Sala delle Asse) را در قلعه اسفورتزا، ح. نقاشی کنند. [۵۷] این پروژه به یک تزئین ترومپ-لوئیل (trompe-l'œil) تبدیل شد که باعث میشد تالار بزرگ به شکل یک آلاچیق به نظر برسد که توسط شاخههای در هم تنیده شانزده درخت توت ایجاد شده است، [۵۸] که سایبان آن شامل یک هزارتوی پیچیده از برگها و گرهها روی سقف بود. [۵۹]
- La Belle Ferronnière، ح. 1490–1498
- جزئیات بازسازی سال 1902، نقاشی ترومپ ولیل (1498)
دوره دوم فلورانس (۱۵۰۰–۱۵۰۸)
[ویرایش]هنگامی که لودوویکو اسفورتزا در سال ۱۵۰۰ توسط فرانسه سرنگون شد، لئوناردو به همراه دستیارش سالای و دوست ریاضیدانش لوکا پاچیولی از میلان به ونیز گریخت. [۶۱] در ونیز، لئوناردو به عنوان معمار و مهندس نظامی مشغول به کار شد و روشهایی را برای دفاع از شهر در برابر حملات دریایی ابداع کرد. [۲۱] در بازگشت به فلورانس در سال ۱۵۰۰، او و خانوادهاش مهمان راهبان سروایت در صومعه سانتیسیما آنونزیاتا بودند و کارگاهی در اختیارشان قرار گرفت که به گفته واساری، لئوناردو در آنجا کارتون مریم مقدس و کودک را با سنت آن و سنت جان باپتیست خلق کرد، اثری که چنان تحسینی را برانگیخت که "مردان [و] زنان، پیر و جوان" برای دیدن آن هجوم آوردند "گویی که به یک جشنواره رسمی میروند." [۶۲] [ث]
در سال ۱۵۰۲ در چزنا، لئوناردو به خدمت چزاره بورجیا، پسر پاپ الکساندر ششم، درآمد و به عنوان معمار و مهندس نظامی فعالیت کرد و به همراه حامی خود به سراسر ایتالیا سفر کرد. [۶۱] لئوناردو برای جلب حمایت او، نقشهای از دژ چزاره بورجیا، نقشه شهری ایمولا، تهیه کرد. چزاره با دیدن آن، لئوناردو را به عنوان مهندس ارشد نظامی و معمار خود استخدام کرد. در اواخر همان سال، لئوناردو نقشه دیگری برای حامی خود، نقشهای از دره چیانا، توسکانی، تهیه کرد تا پوشش بهتری از زمین و موقعیت استراتژیک بیشتری به حامی خود ارائه دهد. او این نقشه را همراه با پروژه دیگر خود یعنی ساخت سدی از دریا به فلورانس، به منظور تأمین آب برای حفظ کانال در تمام فصول، تهیه کرد.
لئوناردو خدمت بورجیا را ترک کرده و در اوایل سال 1503 به فلورانس بازگشت، [۶۴] جایی که در 18 اکتبر همان سال دوباره به انجمن سنت لوک پیوست. در همان ماه، لئوناردو کار بر روی پرتره لیزا دل ژوکوندو، مدل مونالیزا، را آغاز کرده بود، [۶۵] [۶۶] که تا سالهای بعد به کار بر روی آن ادامه داد. در ژانویه 1504، او عضوی از کمیتهای بود که برای توصیه محل قرارگیری مجسمه داوود میکلآنژ تشکیل شده بود. [۶۷] سپس او دو سال را در فلورانس صرف طراحی و نقاشی دیواری از نبرد آنگیاری برای سینیوریا کرد، [۶۱] که میکلآنژ اثر همراه آن، نبرد کاسکینا، را طراحی کرد. [ج]
در سال 1506، لئوناردو توسط چارلز دوم دِ آمبواز، فرماندار موقت فرانسوی شهر، به میلان فراخوانده شد. [۷۰] در آنجا، لئوناردو شاگرد دیگری به نام کنت فرانچسکو ملزی، پسر یک اشرافزاده لومبارد، را به عنوان شاگرد مورد علاقه خود پذیرفت. [۲۱] شورای فلورانس آرزو داشت لئوناردو فوراً برای اتمام نبرد آنگیاری بازگردد، اما به دستور لویی دوازدهم، که در نظر داشت به این هنرمند سفارش ساخت چند پرتره را بدهد، به او مرخصی داده شد. [۷۰] لئوناردو ممکن است پروژهای را برای ساخت یک مجسمه سوارکار از دِ آمبواز آغاز کرده باشد. [۷۱] یک مدل مومی منتسب به او باقی مانده است و تنها نمونه موجود از مجسمه لئوناردو خواهد بود، اما این انتساب به طور گسترده پذیرفته نشده است . در غیر این صورت، لئوناردو آزاد بود تا علایق علمی خود را دنبال کند. [۷۰] [۲۱] برجستهترین شاگردان لئوناردو، از جمله برناردینو لوئینی، جیووانی آنتونیو بولترافیو و مارکو دوگیونو، یا او را در میلان میشناختند یا با او کار میکردند. در سال 1507، لئوناردو در فلورانس مشغول حل و فصل اختلاف با برادرانش بر سر املاک پدرش بود که در سال 1504 درگذشت.
- مریم مقدس و کودک به همراه سنت آن، ح. 1501–1519، لوور، پاریس
- نقشه لئوناردو از ایمولا، که برای چزاره بورجیا در سال ۱۵۰۲ کشیده شده است
دوره دوم میلان (۱۵۰۸–۱۵۱۳)
[ویرایش]تا سال ۱۵۰۸، لئوناردو به میلان بازگشت و در خانه خود در پورتا اورینتاله در محله سانتا بابیلا زندگی میکرد. [۷۲]
در سال ۱۵۱۲، لئوناردو روی نقشههایی برای ساخت یک بنای یادبود سوارکاری برای جیان جیاکومو تریولزیو کار میکرد، اما این کار با حمله کنفدراسیونی از نیروهای سوئیسی، اسپانیایی و ونیزی که فرانسویها را از میلان بیرون راندند، متوقف شد. لئوناردو در سال ۱۵۱۳ در شهر ماند و چندین ماه را در ویلای واپریو دآدا متعلق به مدیچی گذراند. [۷۳]
روم و فرانسه (۱۵۱۳–۱۵۱۹)
[ویرایش]در مارس 1513، پسر لورنزو د مدیچی، جیووانی، مقام پاپی را (با عنوان لئو دهم) به دست گرفت؛ لئوناردو در سپتامبر همان سال به رم رفت و در آنجا توسط برادر پاپ، جولیانو، پذیرفته شد. [۷۳] از سپتامبر 1513 تا 1516، لئوناردو بیشتر وقت خود را در حیاط بلودره در کاخ رسولان گذراند، جایی که میکلآنژ و رافائل هر دو فعال بودند. [۷۲] به لئوناردو ماهانه 33 دوکات مقرری داده میشد و به گفته واساری، او یک مارمولک را با فلسهای آغشته به جیوه تزئین کرد. [۷۴] پاپ به او سفارش نقاشی با موضوع ناشناختهای داد، اما وقتی هنرمند شروع به توسعه نوع جدیدی از لاک کرد، آن را لغو کرد. [۷۴] [چ] لئوناردو بیمار شد، که ممکن است اولین سکته مغزی از سکتههای مغزی متعددی باشد که منجر به مرگ او شده است. [۷۴] او در باغهای واتیکان به گیاهشناسی مشغول بود و مأمور شد تا برای طرح پیشنهادی پاپ برای تخلیه باتلاقهای پونتین برنامهریزی کند. [۷۵] او همچنین اجساد را تشریح میکرد و یادداشتهایی برای رسالهای در مورد تارهای صوتی مینوشت؛ [۷۶] او این یادداشتها را به یک مقام رسمی داد به امید اینکه دوباره مورد توجه پاپ قرار گیرد، اما موفق نشد. [۷۴] در اکتبر ۱۵۱۵، فرانسیس یکم میلان را دوباره تصرف کرد.[۷۷] در ۲۱ مارس ۱۵۱۶، آنتونیو ماریا پالاویکینی، سفیر فرانسه در سریر مقدس، نامهای دریافت کرد که یک هفته پیشتر از لیون توسط مشاور سلطنتی گیوم گوفیه، سیور دو بونوی ارسال شده بود و در آن دستورهای پادشاه فرانسه برای کمک به لئوناردو داوینچی در انتقال به فرانسه و اطلاعرسانی به هنرمند مبنی بر انتظار مشتاقانهٔ پادشاه برای ورود او آمده بود. همچنین از پالاویکینی خواسته شد تا لئوناردو را مطمئن سازد که در دربار، هم از سوی پادشاه و هم از سوی مادرش لوئیز ساووا، بهخوبی پذیرفته خواهد شد.[۷۸]
لئوناردو در همان سال به خدمت فرانسیس درآمد و استفاده از عمارت Clos Lucé نزدیک اقامتگاه سلطنتی شاتو آمبواز به او واگذار شد. فرانسیس اغلب به دیدار او میآمد و لئوناردو طرحهایی برای یک شهر-قلعهٔ عظیم که پادشاه قصد داشت در رومورانتن بنا کند، تهیه کرد. او همچنین یک شیر مکانیکی ساخت که در جریان یک جشن بهسوی پادشاه حرکت کرد و پس از ضربهٔ عصا، سینهاش گشوده شد و دستهای سوسن را آشکار کرد.[۷۹] در این زمان، لئوناردو داوینچی همراه با دوست و شاگردش فرانچسکو ملتسی بود و با مستمریای به ارزش ۱۰٬۰۰۰ اسکودی حمایت میشد.[۸۰] در مقطعی، ملتسی پرترهای از لئوناردو کشید؛ تنها پرترههای دیگر شناختهشده از دوران زندگی او شامل طرحی از یک دستیار ناشناس بر پشت یکی از مطالعات لئوناردو (حدود ۱۵۱۷)[۸۱] و نقاشی جووانی آمبروجو فیجینو بود که لئوناردوی سالخورده را با دستی راست که در پوشش پیچیده شده نشان میداد.[۸۲] این اثر، همراه با گزارش دیدار لویی د آراگون در اکتبر ۱۵۱۷[۸۳]، تأیید میکند که دست راست لئوناردو در ۶۵ سالگی دچار فلج بودهاست.[۸۴] این موضوع ممکن است دلیل ناتمام ماندن آثاری چون مونالیزا باشد.[۸۵][۸۶][۸۷] او تا مدتی به کار ادامه داد تا اینکه بیمار شد و برای چندین ماه زمینگیر گردید.[۸۸]
مرگ
[ویرایش]
لئوناردو داوینچی در Clos Lucé در ۲ مهٔ ۱۵۱۹ در سن ۶۷ سالگی درگذشت، احتمالاً بر اثر سکته مغزی.[۸۹][۹۰][۹۱] فرانسیس یکم فرانسه به دوست نزدیک او تبدیل شده بود. جورجو وازاری لئوناردو را در بستر مرگ چنین توصیف میکند که با پشیمانی میگفت «او در برابر خدا و انسانها گناه کرده زیرا هنر خود را آنگونه که باید به کار نبستهاست».[۹۲] وازاری بیان میکند که در واپسین روزها، لئوناردو کشیشی را فراخواند تا اعتراف کند و عشاء ربانی را دریافت نماید.[۹۳] همچنین وازاری روایت میکند که پادشاه سر لئوناردو را در آغوش داشت هنگامی که او درگذشت، هرچند این داستان ممکن است افسانه باشد.[۹۴][۹۵] مطابق وصیت او، شصت گدا با شمعدان تابوتش را همراهی کردند.[۹۶] فرانچسکو ملتسی وارث اصلی و وصی او بود و علاوه بر پول، نقاشیها، ابزارها، کتابخانه و وسایل شخصی لئوناردو را دریافت کرد. شاگرد و همراه دیرینهاش سالای و خدمتکارش باپتیستا د ویلانیس هر یک نیمی از تاکستانهای لئوناردو را به ارث بردند.[۹۷] برادرانش زمین دریافت کردند و خدمتکار زن او یک شنل خزدار گرفت. در ۱۲ اوت ۱۵۱۹، بقایای لئوناردو در کلیسای جامع سن فلورنتن در شاتو آمبواز به خاک سپرده شد.[۹۸] حدود بیست سال پس از مرگ لئوناردو داوینچی، فرانسیس یکم فرانسه بنا بر گزارش بنونوتو چلینی، زرگر و پیکرتراش، چنین گفت: «هرگز مردی دیگر در جهان زاده نشده که به اندازهٔ لئوناردو دانسته باشد؛ نه چندان در نقاشی، پیکرتراشی و معماری، بلکه او فیلسوفی بسیار بزرگ بود.»[۹۹]
زندگی شخصی
[ویرایش]
با وجود هزاران صفحه یادداشت و دستنوشتهای که لئوناردو داوینچی بر جای گذاشت، او به ندرت به زندگی شخصی خود اشاره کردهاست.[۱۰۰] در طول زندگی لئوناردو، آنگونه که وازاری توصیف کرده است، تواناییهای خارقالعاده او در اختراع، «زیبایی ظاهری ممتازش»، «الطاف بینهایتش»، «نیرو و سخاوت زیادش»، «روحیه شاهانه و وسعت عظیم ذهنش»[۱۰۱] در کنار دیگر ابعاد زندگیاش باعث ایجاد کنجکاوی در دیگران میشد. یکی از این ابعاد، علاقهاش به حیوانات بود. او بنا به گفته وازاری پرندگان محبوس در قفسها را میخرید و آزاد میکرد و نیز احتمالاً گیاهخوار بود.[۱۰۲][۱۰۳]
داوینچی دوستان زیادی داشت که امروزه در زمینه کاری خود یا به دلیل اهمیت تاریخیشان شناخته شده هستند. از جمله آنها، لوکا پاچیولی بود[۱۰۴] که در دهه ۱۴۹۰ م با همکاری او کتاب در باب تناسب الهی را تألیف کرد. به نظر میرسد که لئوناردو، جدا از دوستیاش با سیسیلیا گالرانی و خواهران د اِسته (ایزابلا و بئاتریس)، هیچ دوستی نزدیکی با زنان نداشته است.[۱۰۵] از ایزابلا د اِسته به عنوان تنها زنی که شناخت نسبتاً کاملی نسبت به او داشت نامبرده میشود. نقل است داوینچی در سفری به همراه ایزابلا به منتووا، از او پرترهای کشید که به نظر میرسد قرار بود طرح اولیهٔ یک نقاشی باشد اما هماکنون گم شده است.[۲۱]

گذشته از دوستی و روابط او با دوستانش، داوینچی زندگی خصوصی خود را پنهان نگه داشته بود. گرایشهای جنسی او موضوعی برای طنز، تجزیه و تحلیل و حدس و گمان بوده است. این موضوع در اواسط قرن ۱۶ شکل گرفت و در قرون ۱۹ و ۲۰ دوباره احیا شد. مهمترین پژوهش در این باب توسط زیگموند فروید در اثری به نام داوینچی، خاطرهای از کودکی او انجام شده است[۱۰۶] صمیمیترین روابط زندگی لئوناردو، احتمالاً با شاگردانش سِلای و ملتزی بوده است. ملتزی در نامهای به برادران لئوناردو جهت آگاهکردن آنان از مرگ او، مینویسد که داوینچی رابطهای عاشقانه و پرشور با آن دو شاگردش داشته است. از قرن ۱۶ ادعاهایی مبنی بر اینکه روابط دارای ابعادی جنسی و شهوانی نیز بودهاند، وجود داشته است. اسناد دادگاهی مربوط به سال ۱۴۷۶، زمانی که لئوناردو ۲۴ ساله بود، وجود دارد که نشان میدهد او به همراه ۳ مرد جوان دیگر به «لواط» با یک مرد تنفروش متهم شده است. آنها به دلیل نبود مدارک کافی تبرئه شدند اما از آنجا که یک نفرشان (لیوناردو د تورنابونی) از افراد نزدیک به لورنتزو د مدیچی بود، حدسیاتی وجود دارد که خانواده مدیچی از نفوذ خود در فلورانس برای تبرئه آنان استفاده کرده است.[۱۰۷] از آن تاریخ به بعد بحثهای زیادی پیرامون همجنسگرا بودن داوینچی و تأثیر گرایش جنسی او بر آثارش که در حالت دوگانهٔ مردانه و زنانه و شهوت مشهود در تابلوی یحیی تعمید دهنده، باکوس و دیگر آثار اروتیک او تجلی یافته، شکل گرفته است.[۱۰۸][۱۰۹]
جیان جیاکومو کاپورتی د اورنئو یا همان سالای از سال ۱۴۹۰ همراه با دا وینچی زندگی میکرد. تنها پس از گذشت یک سال از پیوستن سالای به دا وینچی، او لیستی از خرابکاریها و تخطیهای سالی فراهم کرد. لئوناردو او را دزد دروغگو کلهشق و دله خطاب کرد. پس از اینکه او دست کم پنج بار با پولهای دا وینچی فرار و آنها را صرف کارهایی همچون خرید لباس کرد.[۱۱۰] اما با این حال دا وینچی همواره نسبت به سالای رفتاری بسیار محبتآمیز داشت. سالای به مدت سی سال همراه با او زندگی کرد.[۱۱۱] سالای تعدادی از نقاشیهای خود را به نمایش گذاشت هرچند که جورجو وازاری یکی از نقاشان معروف ایتالیا عقیده داشت که دا وینچی فنون نقاشی را به خوبی به او آموخته است[۱۱۲] اما کارهای سالای نسبت به کارهای دیگر شاگردان دا وینچی از خلاقیت هنرمندانهٔ کمتری برخوردار بود. در سال ۱۵۱۵ او مدل کاملاً برهنهای از مونا لیزا را کشید و نام ان را مونا وانا نهاد.[۱۱۳]
در سال ۱۵۰۵، لئوناردو دا وینچی شاگرد دیگری را به نام کنت فرانسیسکو ملزی اختیار نمود. کسی که ادعا میشود محبوبترین شاگرد در نزد وی بوده است. او به همراه دا وینچی به فرانسه مسافرت کرد و تا آخر عمر دا وینچی در کنار او باقیماند. پس از مرگ دا وینچی تمامی کارهای او به ملزی رسید و او از آنها به خوبی نگهداری کرد.[۱۱۴]
نقاشی
[ویرایش]لئوناردو یک نقاش پرکار نبود، در حقیقت او پرکارترین نقشهکش و طراح بود. او مقالههای زیادی در مورد کوچکترین مسائل و طرحهایی با کوچکترین جزئیات را در مورد مسائلی که توجهش را جلب میکرد، نگهداری مینمود. علاوه بر این مقالات و طرحها، مطالعات زیادی پیرامون نقاشی انجام داده است که از آنان برای کشیدن برخی از تابلوهای معروف خود همچون بانوی صخرهها و «شام آخر» استفاده نموده است.[۱۱۵] قدیمیترین نقاشی داوینچی منظرهای از دره آرنو (a Landscape of the Arno Valley) است که در سال ۱۴۷۳ کشیده شد و رودخانه، کوهها، یک قلعه و مزارع کشاورزی را در جزئیاتی دقیق نشان میدهد.[۱۱۵]
نقاشیهای دهه ۱۴۹۰
[ویرایش]شام آخر
[ویرایش]
مشهورترین نقاشی لئوناردو در دهه 1490، شام آخر است که برای سفرهخانه صومعه سانتا ماریا دلا گراتزیه در میلان سفارش داده شد. این نقاشی آخرین وعده غذایی عیسی را با شاگردانش قبل از دستگیری و مرگش به تصویر میکشد و لحظهای را نشان میدهد که عیسی میگوید «یکی از شما به من خیانت خواهد کرد» و حیرتی که این گفته ایجاد کرد. [۳۳][۱۱۶] لئوناردو نقاشی دیواری شام آخر را برای سفره خانهٔ کلیسای سانتاماریا یا دله گراتسیه در میلان نقاشی کرد. این نقاشی با آن که تا حدی از میان رفته است و این تا حدی نتیجهٔ کم تجربگی هنرمند در گزینش مواد کارش بوده است، و با آنکه بارها بخشی از ان را ترمیم کردهاند، از لحاظ صوری و عاطفی، گیراترین اثر او بهشمار میرود. این نقاشی، نخستین ترکیب بندی بزرگ پیکرهای در دورهٔ رنسانس و تفسیر قطعی مضمون آن است. این اثر هنری نشانگر صحنههایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح میگوید که یکی از ۱۲ حواریاش به وی خیانت خواهد کرد. مسیح و دوازده حواریش در اتاقی ساده و جادار، پشت میزی دراز به موازات سطح تصویر نشستهاند. صحنهٔ فوقالعاده نمایشی این نقاشی، با گنجاندن گروه حواریون در محیطی عبوس و آرام، تأکید بیشتری یافته است. نقاشی دیواری شام واپسین و بخشی از زندگی لئوناردو که به آفریدن آن انجامید، بر روی هم، آمیزهای از تکامل هنری سدهٔ پانزدهم و نخستین بیان سبک رنسانس پیشرفته در ایتالیای اوائل سدهٔ شانزدهم هستند. این نقاشی پر آوازهترین تابلوی مذهبی بهشمار میرود.[۱۱۷]
نویسندهای به نام ماتئو باندلو، لئوناردو را در حال کار مشاهده کرده و نوشته است که بعضی روزها او از سپیده دم تا غروب بدون توقف برای غذا خوردن نقاشی میکرد و سپس سه یا چهار روز متوالی نقاشی نمیکرد. [۱۱۸] این موضوع فراتر از درک کشیش صومعه بود و او را تحت فشار قرار داد تا اینکه لئوناردو از لودوویکو خواست تا مداخله کند. واساری شرح میدهد که چگونه لئوناردو، که از توانایی خود در به تصویر کشیدن چهرههای مسیح و یهودای خائن نگران بود، به دوک گفت که ممکن است مجبور شود از کشیش به عنوان مدل خود استفاده کند. [۱۱۹]
این نقاشی به عنوان شاهکاری از طراحی و شخصیتپردازی مورد تحسین قرار گرفت، [۱۲۰] اما به سرعت رو به زوال رفت، به طوری که طی صد سال توسط یکی از بینندگان به عنوان «کاملاً ویران» توصیف شد. [۱۲۱] لئوناردو به جای استفاده از تکنیک قابل اعتماد فرسکو، از تمپرا روی زمینهای که عمدتاً از گچ ساخته شده بود استفاده کرده بود که منجر به سطحی شد که مستعد کپک زدن و پوسته پوسته شدن بود. [۱۲۲] با وجود این، این نقاشی همچنان یکی از آثار هنری است که بیشترین تکثیر را داشته است؛ کپیهای بیشماری از آن در رسانههای مختلف ساخته شده است.
در اواخر این دوره، در سال ۱۴۹۸، تزئین ترومپ-لوئیل لئوناردو از سالن آسه برای دوک میلان در قلعه اسفورزسکو نقاشی شد.
نقاشیهای دهه ۱۵۰۰ میلادی
[ویرایش]در سال ۱۵۰۵، به لئوناردو مأموریت داده شد تا نقاشی نبرد آنگیاری را در سالن دِی چینکوئِچِنتو ("تالار پانصد نفر") در پالاتزو وکیو، فلورانس، به تصویر بکشد. لئوناردو ترکیبی پویا از چهار مرد سوار بر اسبهای جنگی خشمگین را که در نبرد آنگیاری در سال ۱۴۴۰ برای تصاحب پرچم درگیر بودند، طراحی کرد. میکلآنژ برای به تصویر کشیدن نبرد کاسکینا به دیوار مقابل منصوب شد. نقاشی لئوناردو به سرعت رو به زوال رفت و اکنون از روی کپیای که توسط روبنس کشیده شده، شناخته میشود. [۱۲۳]
مونا لیزا
[ویرایش]در میان آثاری که لئوناردو در قرن شانزدهم خلق کرد، پرتره کوچکی به نام مونالیزا یا لا جیوکوندا، به معنای خندان، وجود دارد. در عصر حاضر، مسلماً مشهورترین نقاشی جهان است. شهرت آن، به ویژه به دلیل لبخند گریزان چهره زن است، کیفیت مرموز آن شاید به دلیل گوشههای سایهدار ظریف دهان و چشمها باشد، به طوری که ماهیت دقیق لبخند را نمیتوان تعیین کرد. کیفیت سایهداری که این اثر به آن مشهور است، اسفوماتو یا "دود لئوناردو" نامیده شد. واساری نوشت که لبخند "آنقدر دلپذیر بود که بیشتر الهی به نظر میرسید تا انسانی، و این یک چیز شگفتانگیز در نظر گرفته میشد که به اندازه لبخند اصل زنده، سرزنده بود." [۱۲۴]

داوینچی برای کشیدن تابلوی مونا لیزا از سال ۱۵۰۳ آغاز به کار کرد و اتمام آن تا ۱۵۰۷ به طول انجامید. شهرت دا وینچی به خاطر اثر ماندگار وی در تاریخ، مونا لیزا، بوده است.
از دیگر ویژگیهای این نقاشی میتوان به لباس ساده و بیپیرایه آن اشاره کرد که در آن چشمها و دستها هیچ رقیبی از سایر جزئیات ندارند؛ پسزمینهی دراماتیک منظره که در آن جهان در حال تغییر و تحول به نظر میرسد؛ رنگآمیزی ملایم؛ و ماهیت بسیار روان تکنیک نقاشی، با استفاده از روغنهایی که بسیار شبیه به تمپرا روی سطح قرار گرفتهاند و طوری روی هم ترکیب شدهاند که ضربات قلممو غیرقابل تشخیص هستند. [۱۲۵] وازاری اظهار داشت که کیفیت نقاشی حتی «مطمئنترین استاد را... ناامید و دلسرد میکند.» [۱۲۶] وضعیت عالی نگهداری و این واقعیت که هیچ نشانهای از تعمیر یا رنگآمیزی مجدد وجود ندارد، در یک نقاشی پنلی از این تاریخ نادر است. [۱۲۷]
تابلوی مونا لیزا احتمالاً پر آوازهترین شبیهسازی از چهرهٔ فردی در جهان است. از سدهٔ نوزدهم یا حتی پیش از آن به بعد، این چهرهٔ رمز آمیز، بخشی از فرهنگ عامهٔ غربی شده است. لاژوکوندا (ژوکوند) همسر زانوبی دل ژوکوندو ی بانکدار، که پس از بازگشت لئوناردو از میلان به فلورانس نقاشی شده، به حال نشسته در میان دو پایهٔ یک ایوان سرپوشیده شبیهسازی شده است. این زن با نمای نیم قد و دستهای روی هم نهاده و چشمان خیره شده به تماشاگر، نشان داده شده است. ابهام و راز این «خنده» پرآوازه، واقعاً نتیجهٔ شیفتگی لئوناردو به سایه روشن جوّ و مهارتش در نمایاندن آن است. شاید در سدهٔ رومانتیک پرور نوزدهم، بیش از حد دربارهٔ این «خنده» مرموز بحث شد، ولی کسی به علاقهٔ سراپا علمی لئوناردو به ماهیت نور و سایه اشارهای نکرد. از طرف دیگر، به احتمال زیاد خود لئوناردو نیز از تأثیر شگفتانگیزی که در این تابلو بر تماشاگر میگذارد، لذتها برده است؛ این اثر یکی از تابلوهای محبوبش بود و هیچگاه نمیتوانست آن را از خودش جدا کند. طراحی بی نظیری که در زیر سایهٔ گریزان حاضر است، از لحاظ نمایاندن سر و دستها - که استثنائاً فوقالعاده زیبا هستند - یک پیروزی بزرگ بهشمار میرود. این احتمال نیز وجود دارد که نیت هنرمند، سردرگم کردن بیننده یا شیفتن وی و مجاز ساختنش به تفسیر آزادانهٔ این شخصیت نهفته بوده باشد.[۱۱۷]
نسخهٔ کنونی تابلوی نقاشی مونا لیزا دارای ابعاد ۷۷×۵۳ سانتیمتر است. نسخهای که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونا لیزا در این تابلو نشسته است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمتهای این تابلو به مرور زمان خراب یا دوباره نقاشی شده است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده است.[۱۲۸]
در ۲۱ اوت ۱۹۱۱ تابلوی مونا لیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزدیده شد و به ایتالیا برده میشود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده میشود و پس از انجام برخی فعالیتهای اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه لوور بازگردانده میشود.
در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سالها به طول انجامید. در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودهاند.
باکره و کودک بههمراه حنای قدیس
[ویرایش]در نقاشی «مریم مقدس و کودک به همراه سنت آن»، ترکیببندی دوباره به موضوع فیگورها در یک منظره میپردازد که واسرمن آن را «به طرز نفسگیری زیبا» توصیف میکند [۱۲۹] و با قرار گرفتن فیگور در زاویهای مورب، به سنت جروم اشاره میکند. چیزی که این نقاشی را غیرمعمول میکند این است که دو فیگور به صورت مورب روی هم قرار گرفتهاند. مریم مقدس روی زانوی مادرش، سنت آن، نشسته است. او به جلو خم میشود تا مسیح کودک را مهار کند، در حالی که او با بره، که نشان قربانی شدن قریبالوقوع خودش است، بازی میکند. [۳۳] این نقاشی که بارها کپی شده است، بر میکلآنژ، رافائل و آندرهآ دل سارتو، [۱۳۰] و از طریق آنها بر پونتورمو و کورجو تأثیر گذاشت. این روند در ترکیببندی به ویژه توسط نقاشان ونیزی، تینتورتو و ورونزه، اتخاذ شد.
سنت جروم در بیابان
[ویرایش]یک نقاشی ناتمام از لئوناردو داوینچی، هنرمند ایتالیایی دوره رنسانس است که تاریخ آن به قرن بیستم میرسد. ۱۴۸۰_۱۴۹۰. یک مطالعه اخیر مرتبط با خانم با ارمینه که توسط لئوناردو داوینچی انجام شد در همان زمان از این فرضیه حمایت میکند.[۱۳۱] ترکیببندی نقاشی به صورت تک رنگ بر روی پانل چوبی اولیه کشیده شده است. در تاریخ نامعلومی پس از مرگ لئوناردو، پانل به پنج تکه بریده شد و در نهایت به شکل اولیه خود بازگردانده شد (منهای یک مثلث بسیار کوچک)
- برجستهترین اثر دا وینچی، مونا لیزا، مشهور به لبخند ژکوند
طراحی
[ویرایش]لئوناردو یک طراح پرکار بود و دفترچههایی پر از طرحهای کوچک و نقاشیهای دقیق داشت که انواع چیزهایی را که توجه او را جلب میکرد، ثبت میکرد. علاوه بر این دفترچهها، مطالعات زیادی برای نقاشیها وجود دارد که برخی از آنها را میتوان به عنوان مقدماتی برای آثار خاصی مانند ستایش مغان، باکره صخرهها و شام آخر شناسایی کرد. [۱۳۲] قدیمیترین نقاشی تاریخدار او « چشمانداز دره آرنو» محصول 1473 است که رودخانه، کوهها، قلعه مونتلوپو و مزارع پشت آن را با جزئیات کامل نشان میدهد. [۲۱] [۱۳۲] [خ]

از جمله طراحی معروف او میتوان به « مرد ویتروویوسی»، مطالعهای در مورد تناسبات بدن انسان؛ «سر یک فرشته»، برای تابلوی «باکره صخرهها» در موزه لوور؛ مطالعهای گیاهشناسی از ستاره بیتلحم؛ و یک نقاشی بزرگ (۱۶۰) اشاره کرد. × ۱۰۰ سانتیمتر) با گچ سیاه روی کاغذ رنگی از تابلوی «مریم مقدس و کودک به همراه سنت آن و سنت جان باپتیست» در گالری ملی لندن. [۱۳۳] این نقاشی از تکنیک ظریف سایهزنی اسفوماتو، به شیوهی مونالیزا، استفاده میکند. تصور میشود که لئوناردو هرگز از روی آن نقاشی نکشیده است، و نزدیکترین شباهت به تابلوی «مریم مقدس و کودک به همراه سنت آن» در موزه لوور است. [۱۳۴]
از دیگر طراحی مورد توجه میتوان به مطالعات متعددی اشاره کرد که عموماً به عنوان «کاریکاتور» شناخته میشوند، زیرا اگرچه اغراقآمیز هستند، اما به نظر میرسد بر اساس مشاهده مدلهای زنده ساخته شدهاند. واساری میگوید که لئوناردو به دنبال چهرههای جالب در ملاء عام میگشت تا از آنها به عنوان مدل برای برخی از آثارش استفاده کند. [‡ ۱] مطالعات متعددی از مردان جوان زیبا وجود دارد که اغلب با سالای مرتبط هستند، با ویژگی چهره نادر و بسیار تحسینشده، به اصطلاح «نیمرخ یونانی». [د] این چهرهها اغلب در تضاد با چهره یک جنگجو هستند. [۱۳۵] سالای اغلب با لباسهای فاخر به تصویر کشیده میشود. لئوناردو به طراحی صحنههایی برای نمایشهای باشکوه معروف است که این ویژگیها ممکن است با آنها مرتبط باشند. نقاشیهای دیگر، که اغلب دقیق هستند، مطالعاتی در مورد پارچهها را نشان میدهند. پیشرفت قابل توجهی در توانایی لئوناردو در طراحی پارچه در آثار اولیه او رخ داده است. یکی دیگر از نقاشیهای مکرراً کپیشده، طرحی ترسناک است که لئوناردو در سال ۱۴۷۹ در فلورانس کشید و جسد برناردو بارونچلی را نشان میدهد که در ارتباط با قتل جولیانو، برادر لورنزو د مدیچی، در توطئه پاتزی به دار آویخته شده است. [۱۳۵] لئوناردو در یادداشتهای خود، رنگ ردایی را که بارونچلی هنگام مرگ به تن داشت، ثبت کرده است.
لئوناردو مانند دو معمار معاصر، دوناتو برامانته (که حیاط بلودر را طراحی کردند) و آنتونیو دا سانگالو پدر، طرحهایی را برای کلیساهای با برنامهریزی مرکزی آزمایش کرد، که برخی از آنها در مجلات او، هم به عنوان نقشه و هم به عنوان نما، ظاهر میشوند، اگرچه هیچکدام هرگز محقق نشدند. [۳۵] [۱۳۶]
- جنگجوی عتیقه در نیمرخ، ح. 1472 موزه بریتانیا، لندن
- مرد ویترویوسی (به ایتالیایی: Uomo vitruviano) یک طراحی از لئوناردو دا وینچی
- گروهی از سواران در «نبرد آنگیاری» اثر لئوناردو
- مطالعه نبردهای سواره و پیاده اثر لئوناردو {طرح ظاهری برای نبرد پرچم در بالا سمت راست
- مطالعه سر دو جنگجو برای نبرد آنگیاری (ح. 1504–5). گچ سیاه یا زغال، مقداری گچ قرمز روی کاغذ، ۱۹٫۱ × ۱۸٫۸ سانتیمتر. موزه هنرهای زیبا، بوداپست
پیکرهتراشیها و معماری
[ویرایش]لئوناردو دا وینچی در روزگار خویش، به عنوان یک پیکر تراش و معمار شهرت کاملی داشت، ولی هیچیک از مجسمههای ساخت وی باقی نمانده است و هیچ ساختمانی وجود ندارد که بتوان ساختش را به وی نسبت داد. از مشاهدهٔ انبوه نقشههای وی برای ساختمانهای متراکم در مرکز، چنین بر میآید که لئوناردو از لحاظ علاقه به این نوع ساختمان با دیگر معماران دورهٔ رنسانس وجه مشترک داشته است. در میلان، لئوناردو به احتمال زیاد با دوناتو برامانته ی معمار در تماس بوده است و وی نیز به هنگام کشیدن طرحهای اولیه اش برای کلیسای بزرگ سان پیترو در رم حتماً یکی از طراحیهای لئوناردو را در نظر داشته است.
اما در عرصهٔ پیکر تراشی، لئوناردو طراحیهای متعددی از پیکرههای عظیم سوار بر اسب از خود برجای گذاشت، که یکی از آنها به مراحل کمال رسید و به صورت مدلی برای یادبود خاندان اسفورتسا درآمد؛ این پیکرهٔ سوار بر اسب که از سوی فرانسویان به هنگام اشغال میلان در ۱۴۹۹ هدفگیری شده بود تکهتکه شد. لئوناردو از این رفتار فرانسویان با کارش، برآشفت و از میلان رفت و مدتی به عنوان مهندس نظامی برای چزاره بورجیا در دورهٔ تلاش وی برای تسلیم شهرهای رومانیا به دستگاه پاپها، کار کرد. سرانجام لئوناردو به میلان بازگشت و به خدمت فرانسویان درآمد. آنگاه به دعوت فرانسوای، شاه فرانسه، راهی آن کشور شد و آنجا به سال ۱۵۱۹ در کاخ کلو، بیآنکه اثری بر هنر آنروز فرانسه گذاشته باشد، چشم از جهان فروبست.[۱۱۷] دا وینچی مفهوم کامل فضا و سایه روشن را در هنر نقاشی به اوج رساند.
آناتومی و فیزیولوژی
[ویرایش]لئوناردو مطالعهی آناتومی بدن انسان را زیر نظر شاگردی وروکیو آغاز کرد، کسی که از شاگردانش میخواست دانش عمیقی در این زمینه کسب کنند. او به عنوان یک هنرمند، به سرعت در آناتومی توپوگرافی استاد شد و طرحهای زیادی از عضلات، تاندونها و سایر ویژگیهای آناتومیکی قابل مشاهده ترسیم کرد. [ نیازمند منبع ]
لئوناردو به عنوان یک هنرمند موفق، اجازه کالبدشکافی اجساد انسان را در بیمارستان سانتا ماریا نوئووا در فلورانس و بعداً در بیمارستانهای میلان و رم دریافت کرد. از سال 1510 تا 1511، او در مطالعات خود با دکتر مارکانتونیو دلا توره، استاد آناتومی در دانشگاه پاویا، همکاری کرد. [۱۳۷] لئوناردو بیش از 240 نقاشی دقیق کشید و حدود 13000 کلمه برای رسالهای در مورد آناتومی نوشت. [۱۳۸] تنها مقدار کمی از مطالب مربوط به آناتومی در رساله نقاشی لئوناردو منتشر شد. [۱۳۹] در زمانی که ملزی در حال مرتب کردن مطالب برای انتشار در فصلها بود، آنها توسط آناتومیستها و هنرمندانی از جمله واساری، چلینی و آلبرشت دورر بررسی شدند که از آنها نقاشی کشیدند. [۱۳۹]
نقاشیهای آناتومیک لئوناردو شامل مطالعات بسیاری در مورد اسکلت انسان، اجزای آن و عضلات و رگ و پی است. او عملکردهای مکانیکی اسکلت و نیروهای عضلانی اعمال شده بر آن را به شیوهای که علم مدرن بیومکانیک را از پیش ترسیم میکرد، مطالعه کرد. [۱۴۰] او قلب و سیستم عروقی، اندامهای جنسی و سایر اندامهای داخلی را ترسیم کرد و یکی از اولین نقاشیهای علمی از جنین در رحم را ساخت. [۱۴۱] این نقاشیها و نمادگذاریها بسیار جلوتر از زمان خود هستند و اگر منتشر میشدند، بدون شک سهم عمدهای در علم پزشکی داشتند. [۱۴۲]
لئوناردو همچنین تأثیرات سن و احساسات انسانی بر فیزیولوژی را از نزدیک مشاهده و ثبت کرد، و به ویژه اثرات سن را مطالعه کرد. او چهرههای بسیاری را که دارای بدشکلیهای قابل توجه صورت یا علائم بیماری بودند، نقاشی کرد. [۳۳] [۱۴۳] لئوناردو همچنین آناتومی بسیاری از حیوانات را مطالعه و نقاشی کرد، گاوها، پرندگان، میمونها، خرسها و قورباغهها را تشریح کرد و در نقاشیهای خود ساختار آناتومیکی آنها را با ساختار آناتومیکی انسان مقایسه کرد. او همچنین مطالعاتی در مورد اسبها انجام داد. [۱۴۳]
کالبدشکافیها و مستندسازیهای لئوناردو از عضلات، اعصاب و رگها به توصیف فیزیولوژی و مکانیک حرکت کمک کرد. او تلاش کرد تا منبع «احساسات» و بیان آنها را شناسایی کند. او گنجاندن سیستم و نظریههای غالب در مورد خلطهای بدنی را دشوار یافت، اما در نهایت این توضیحات فیزیولوژیکی در مورد عملکردهای بدن را رها کرد. او مشاهداتی انجام داد مبنی بر اینکه خلطها در فضاهای مغزی یا بطنها قرار ندارند. او مستند کرد که خلطها در قلب یا کبد قرار ندارند و این قلب است که سیستم گردش خون را تعریف میکند. او اولین کسی بود که تصلب شرایین و سیروز کبدی را تعریف کرد. او با استفاده از موم ذوب شده مدلهایی از بطنهای مغزی ایجاد کرد و یک آئورت شیشهای ساخت تا گردش خون از طریق دریچه آئورت را با استفاده از آب و بذر علف برای مشاهده الگوهای جریان مشاهده کند. [۱۴۴]
ژورنالها و یادداشتها
[ویرایش]اومانیسم رنسانس هیچ تضاد متقابلی بین علوم و هنرها قائل نبود و مطالعات لئوناردو در علم و مهندسی گاهی به اندازه آثار هنری او چشمگیر و نوآورانه تلقی میشوند. [۳۳] این مطالعات در 13000 صفحه یادداشت و نقاشی ثبت شدهاند که هنر و فلسفه طبیعی (پیشگام علم مدرن) را در هم میآمیزند. این یادداشتها روزانه در طول زندگی و سفرهای لئوناردو تهیه و نگهداری میشدند، زیرا او مشاهدات مداومی از جهان اطراف خود انجام میداد. [۳۳] یادداشتها و نقاشیهای لئوناردو طیف وسیعی از علایق و مشغلههای ذهنی را نشان میدهند، برخی به سادگی فهرست مواد غذایی و افرادی که به او بدهکار بودند و برخی به جذابیت طرحهای بال و کفش برای راه رفتن روی آب. ترکیباتی برای نقاشی، مطالعه جزئیات و پارچه، مطالعه چهرهها و احساسات، حیوانات، نوزادان، کالبدشکافی، مطالعه گیاهان، سازندهای سنگی، گردابها، ماشینهای جنگی، ماشینهای پرواز و معماری وجود دارد. [۳۳]

این دفترچهها - که در ابتدا کاغذهای پراکندهای با انواع و اندازههای مختلف بودند - پس از مرگ استاد، عمدتاً به شاگرد و وارث لئوناردو، فرانچسکو ملزی، سپرده شدند. [۱۴۵] قرار بود این دفترچهها منتشر شوند، کاری که به دلیل وسعت و سبک نگارش لئوناردو، کاری بسیار دشوار بود. [۱۴۶] برخی از نقاشیهای لئوناردو توسط یک هنرمند ناشناس میلانی برای رسالهای در مورد هنر ( Codex Huygens، ح. 1570 ). [۱۴۷] پس از مرگ ملزی در سال 1570، این مجموعه به پسرش، وکیل اوراتزیو، رسید که در ابتدا علاقه کمی به این یادداشتها داشت. [۱۴۵] در سال 1587، یک معلم خصوصی ملزی به نام للیو گاواردی، 13 نسخه خطی را به پیزا برد. در آنجا، معمار جیووانی ماژنتا، گاواردی را به دلیل برداشتن غیرقانونی نسخههای خطی سرزنش کرد و آنها را به اوراتزیو بازگرداند. اوراتزیو که آثار بسیار بیشتری از این دست در اختیار داشت، این مجلدات را به ماژنتا هدیه داد. اخبار مربوط به این آثار گمشده لئوناردو پخش شد و اوراتزیو هفت نسخه از 13 نسخه خطی را بازیابی کرد و سپس آنها را برای انتشار در دو جلد به پمپئو لئونی داد. یکی از این آثار، کدکس آتلانتیکوس بود. شش اثر دیگر بین چند نفر دیگر توزیع شده بود. [۱۴۸] پس از مرگ اورازیو، وراث او بقیه داراییهای لئوناردو را فروختند و بدین ترتیب پراکندگی آنها آغاز شد. [۱۴۹]
برخی از آثار به مجموعههای بزرگی مانند کتابخانه سلطنتی قلعه ویندزور، موزه لوور و Biblioteca Nacional de España راه یافتهاند.، موزه ویکتوریا و آلبرت، کتابخانه آمبروزیانا در میلان، که مجموعه ۱۲ جلدی کدکس آتلانتیکوس را در خود جای داده است، و کتابخانه بریتانیا در لندن، که گزیدهای از کدکس آروندل (BL Arundel MS 263) را به صورت آنلاین منتشر کرده است. [۱۵۰] آثاری نیز در هالکهام، موزه هنر متروپولیتن، و در دستان خصوصی جان نیکلاس براون اول و رابرت لمن قرار داشته است. [۱۴۵] کدکس لستر تنها اثر علمی اصلی خصوصی لئوناردو است؛ این اثر متعلق به بیل گیتس است و سالی یک بار در شهرهای مختلف جهان به نمایش گذاشته میشود.
بیشتر نوشتههای لئوناردو به خط شکستهی تصویر آینهای هستند. [۱۵۱] [۱۵۲] از آنجایی که لئوناردو با دست چپ خود مینوشت، احتمالاً نوشتن از راست به چپ برایش آسانتر بوده است. [۱۵۳] [ذ] لئوناردو از انواع خلاصهنویسیها و نمادها استفاده میکرد و در یادداشتهای خود بیان میکند که قصد داشته آنها را برای انتشار آماده کند. [۱۵۲] در بسیاری از موارد، یک موضوع واحد بهطور مفصل هم با نوشتار و هم با تصویر بر روی یک صفحه بررسی شده است؛ بهگونهای که این دو در کنار هم اطلاعاتی را منتقل میکنند که حتی اگر صفحات بدون ترتیب منتشر میشدند نیز از بین نمیرفت. اینکه چرا این یادداشتها در زمان حیات لئوناردو منتشر نشدند، ناشناخته است.[۳۳]
پژوهشهای علمی
[ویرایش]لئوناردو دا وینچی نقاشیهای بسیار اندکی را تکمیل کرد؛ کمال جویی، تجربه گرایی ناآرام و کنجکاوی بلندپروازانه، سبب پراکندگی کوششهایش شدند. با این حال، پروندهٔ بزرگی از اندیشههایش در طراحیهای موجود در یادداشتهایش برجا مانده است؛ و یکی از آنها در سالهای ۱۶۶۰–۶۹ در شهر مادرید کشف شد. علاقهٔ او به علم در آخرین سالهای زندگی اش روز به روز فزونی میگرفت، و خودش نیز شناخت سراسر طبیعت را در مرکز علائقش قرار داده بود.

پژوهشهایش در عرصهٔ کالبد شکافی، به کشیده شدن طراحیهای فوقالعاده دقیق و زیبا انجامید که از آن میان میتوان به طراحی مدادی جنین در رحم اشاره کرد، که علیرغم پارهای خطاها، چنان با واقعیت انطباق دارد که امروزه نیز میتوان در آموزش پزشکی مورد استفاده اش قرار داد. گرچه لئوناردو نخستین دانشمند جهان امروزی نبود، مطمئناً مبتکر تصویرگری علمی، مخصوصاً در عرصهٔ نمایش اندرون و تک تک اجزاء و اندامها بوده است. دربارهٔ اهمیت این جنبه از کار لئوناردو، آروین پانوفسکی چنین گفته است: «… کالبد شکافی به عنوان یک علم بدون داشتن روشی برای حفظ مشاهدات در پروندههای نموداری و به صورت کامل و دقیق و سهبعدی، غیرممکن بود.»[۱۱۷] نخستین بار دا وینچی بود که متوجه شد سالهای عمر هر درخت معادل تعداد حلقههایی است که در مقطع افقی تنهٔ آن پدید آمده است. لئوناردو اولین کسی بود که اندامهای بدن انسان را با برش مقطع طراحی کرد. گفتهاند او برای درک بیشتر آناتومی بدن، اتودهای فیگوراتیو بسیاری از بدن مردگان میزد.[۱۵۶]

برخی از مسائلی که لئوناردو بر روی آنها پژوهش انجام داد به شرح زیر میباشد:[۱۵۷]
- مطالعه پیرامون زمینشناسی و بحثهای آن
- مطالعه بر روی آناتومی بدن انسان اسکلت ارگانهای داخلی و رگها. بیمارستان آن زمان به دا وینچی جسد مردگان را برای کالبدشکافی میداد و او در حدود سی جسد را کالبدشکافی نمود و از بسیاری از اندامها طرحهایی کشید. این طرح بعدها به محققان و هنرمندان کمک بسیاری برای کشیدن و شناخت بهتر بدن انسان نمود.
- مطالعه بر روی آناتومی بدن حیوانات همچون اسبها سگها و خرسها
- شناخت حالات چهرهٔ انسان
- چگونگی پرواز پرندگان
- آب و هوا و پدیدههای آب و هوایی
- چگونگی جاری شدن آب
- مطالعه بر روی گیاهان و ساختار آنها
- نور، سایه، آیینهها و عدسیها
- پرسپکتیو
- هندسه و اجسام جامد
طرحهای مهندسی و اختراعات
[ویرایش]
لئوناردو در طول زندگی خود به عنوان یک مهندس نیز مورد توجه بود. لئوناردو با همان رویکرد منطقی و تحلیلی که او را به بازنمایی بدن انسان و بررسی آناتومی سوق داد، ماشینها و دستگاههای زیادی را مطالعه و طراحی کرد. او "آناتومی" آنها را با تسلطی بینظیر ترسیم کرد و اولین شکل از طراحی فنی مدرن، از جمله تکنیک "نمای انفجاری" کامل، را برای نمایش اجزای داخلی ایجاد کرد. این مطالعات و پروژههای جمعآوریشده در مجموعه آثار او بیش از 5000 صفحه را پر میکنند. [۱۵۸] او در نامهای در سال 1482 به لودوویکو ایل مورو، ارباب میلان، نوشت که میتواند انواع ماشینها را هم برای محافظت از شهر و هم برای محاصره بسازد. هنگامی که در سال 1499 از میلان به ونیز فرار کرد، به عنوان مهندس مشغول به کار شد و سیستمی از موانع متحرک را برای محافظت از شهر در برابر حمله ابداع کرد. در سال 1502، او طرحی برای منحرف کردن جریان رودخانه آرنو ایجاد کرد، پروژهای که نیکولو ماکیاولی نیز روی آن کار میکرد. [۱۵۹] [۱۶۰] او همچنان در حال بررسی کانالیزه کردن دشتهای لومباردی در معیت لویی دوازدهم [۷۰] و کانالیزه کردن رودخانه لوار و شاخههای آن در معیت فرانسیس اول [۱۶۱] یادداشتهای لئوناردو شامل تعداد زیادی اختراع، چه عملی و چه غیرعملی، است. این اختراعات شامل آلات موسیقی، یک شوالیه مکانیکی، پمپهای هیدرولیک، مکانیزمهای میللنگ برگشتپذیر، خمپارههای پرهدار و یک توپ بخار میشود. [۲۱] [۳۳]
مارکو فوسکی دربارهٔ او میگوید: «در حالی که تصورات زیادی در مورد لئوناردو وجود دارد، دیدگاه او از جهان اساساً منطقی است و نه اسرارآمیز و همچنین روشهای تجربی مورد استفادهٔ او برای زمان خودش غیرعادی بوده است.»[۱۶۲]
لئوناردو در بیشتر عمرش مجذوب پدیده پرواز بود و مطالعات زیادی از جمله «متون پرواز پرندگان» ( ح. 1505 )، و همچنین طرحهایی برای چندین ماشین پرنده، مانند یک اورنیهوپتر بالزن و ماشینی با روتور مارپیچ. [۳۳] در یک مستند در سال 2003 توسط ایستگاه تلویزیونی بریتانیا، کانال چهار، با عنوان ماشینهای رویایی لئوناردو، طرحهای مختلف لئوناردو، مانند یک چتر نجات و یک کمان پولادی غولپیکر، تفسیر و ساخته شدند. [۱۶۳] [۱۶۴] برخی از این طرحها موفقیتآمیز بودند، در حالی که برخی دیگر در آزمایشها عملکرد ضعیفتری داشتند. به طور مشابه، تیمی از مهندسان ده ماشین طراحی شده توسط لئوناردو را در سریال تلویزیونی آمریکایی Doing DaVinci در سال 2009 ساختند، از جمله یک وسیله نقلیه جنگی و یک ارابه خودران.
تحقیقات انجام شده توسط مارک ون دن بروک، نمونههای اولیه قدیمیتری را برای بیش از ۱۰۰ اختراع که به لئوناردو نسبت داده میشوند، آشکار کرد. شباهتهای بین تصاویر لئوناردو و نقاشیهای قرون وسطی و یونان و روم باستان، امپراتوریهای چین و ایران و مصر نشان میدهد که بخش بزرگی از اختراعات لئوناردو قبل از زندگی او تصور شده بود. نوآوری لئوناردو ترکیب عملکردهای مختلف از طرحهای موجود و قرار دادن آنها در صحنههایی بود که کاربرد آنها را نشان میداد. او با بازسازی اختراعات فنی، چیز جدیدی خلق کرد. [۱۶۵]
لئوناردو در دفترچههای خود برای اولین بار در سال ۱۴۹۳ «قوانین» اصطکاک لغزشی را بیان کرد. [۱۶۶] الهام او برای بررسی اصطکاک تا حدودی از مطالعهاش در مورد حرکت دائمی ناشی شد، که او به درستی نتیجه گرفت که امکانپذیر نیست. [۱۶۷] نتایج او هرگز منتشر نشد و قوانین اصطکاک تا سال ۱۶۹۹ توسط گیوم آمونتونس، که اکنون معمولاً با نام او مرتبط هستند، دوباره کشف نشدند. [‡ ۲] به خاطر این سهم، لئوناردو توسط دانکن داوسون به عنوان اولین نفر از ۲۳ «مرد تریبولوژی» نامگذاری شد. [۱۶۸]
- نقاشیهای لئوناردو از یک ارابه داسدار و یک وسیله نقلیه جنگی
میراث
[ویرایش]اگرچه او هیچ آموزش آکادمیک رسمی نداشت، [۱۶۹] بسیاری از مورخان و محققان، لئوناردو را نمونه بارز « نابغه جهانی » یا «مرد رنسانس»، فردی با «کنجکاوی سیریناپذیر» و «تخیل تبآلود و مبتکرانه» میدانند. [۱۷۰] او به طور گسترده یکی از متنوعترین و بااستعدادترین افرادی است که تاکنون زیسته است. [۱۷۱] به گفته هلن گاردنر، مورخ هنر، دامنه و عمق علایق او در تاریخ ثبت شده بیسابقه بود و «ذهن و شخصیت او برای ما فوق بشری به نظر میرسد، در حالی که خود مرد مرموز و دور از دسترس است.» [۱۷۰] محققان دیدگاه او نسبت به جهان را مبتنی بر منطق تفسیر میکنند، اگرچه روشهای تجربی مورد استفاده او برای زمان خود غیرمعمول بود. [۱۷۲]
شهرت لئوناردو در طول زندگیاش به حدی بود که پادشاه فرانسه او را مانند غنیمتی با خود برد و ادعا میشد که در دوران پیری از او حمایت کرده و هنگام مرگ او را در آغوش گرفته است. علاقه به لئوناردو و آثارش هرگز کاهش نیافته است. جمعیت هنوز برای دیدن مشهورترین آثار هنری او صف میکشند، تیشرتها هنوز مشهورترین نقاشی او را دارند و نویسندگان همچنان او را به عنوان یک نابغه ستایش میکنند و در عین حال در مورد زندگی خصوصی او و همچنین در مورد آنچه که چنین فرد باهوشی واقعاً به آن اعتقاد دارد، گمانهزنی میکنند. [۳۳]
تحسین مداومی که لئوناردو از نقاشان، منتقدان و مورخان دریافت میکرد، در بسیاری از نوشتههای دیگر در مورد ادای احترام به او منعکس شده است. بالداساره کاستیلیونه، نویسنده کتاب ایل کورتجیانو ( درباری )، در سال ۱۵۲۸ نوشت: «... یکی دیگر از بزرگترین نقاشان این جهان، به این هنر که در آن بینظیر است، با دیده تحقیر مینگرد...» [۱۷۳] در حالی که زندگینامهنویس معروف به «آنونیمو گادیانو» نوشت، ح. 1540 : «نبوغ او چنان نادر و جهانی بود که میتوان گفت طبیعت برای او معجزه کرد...» [۱۷۴] وازاری، در کتاب « زندگی هنرمندان » (۱۵۶۸)، فصل مربوط به لئوناردو را اینگونه آغاز میکند: [۱۷۵]
در روند عادی وقایع، بسیاری از مردان و زنان با استعدادهای قابل توجهی متولد میشوند؛ اما گاهی اوقات، به شیوهای فراتر از طبیعت، یک فرد به طرز شگفتانگیزی توسط بهشت با زیبایی، ظرافت و استعداد فراوان چنان غنی میشود که از سایر انسانها بسیار عقب میماند، تمام اعمال او الهامبخش به نظر میرسد و در واقع هر کاری که انجام میدهد به وضوح از جانب خدا میآید تا از مهارت انسانی. همه اذعان داشتند که این در مورد لئوناردو داوینچی، هنرمندی با زیبایی ظاهری برجسته، که در هر کاری که انجام میداد ظرافت بینهایت را به نمایش میگذاشت و نبوغ خود را چنان درخشان پرورش میداد که تمام مسائلی را که مطالعه میکرد به راحتی حل میکرد، صادق است.
برنارد برنسون، مورخ هنر، در سال ۱۸۹۶ نوشت:
میتوان با نهایت دقت لفظی گفت که لئوناردو تنها هنرمندی است که هر آنچه را لمس کرد، به چیزی با زیبایی جاودانه بدل ساخت. چه مقطع عرضیِ یک جمجمه باشد، چه ساختار یک علف هرز، یا مطالعهای از عضلات، او با حس بینظیر خود نسبت به خط و نور و سایه، همواره آنها را به ارزشهایی بدل کرد که زندگی را منتقل میکنند.
در پانصدمین سالگرد مرگ لئوناردو، موزه لوور پاریس بزرگترین نمایشگاه انفرادی آثار او را با نام «لئوناردو » بین نوامبر ۲۰۱۹ و فوریه ۲۰۲۰ ترتیب داد. این نمایشگاه شامل بیش از ۱۰۰ نقاشی، طراحی و دفترچه یادداشت است. یازده نقاشی که لئوناردو در طول زندگی خود تکمیل کرده است، در این نمایشگاه گنجانده شده است. پنج مورد از این نقاشیها متعلق به موزه لوور هستند، اما مونالیزا به دلیل تقاضای زیاد بازدیدکنندگان عمومی لوور در این نمایشگاه گنجانده نشده است. این اثر همچنان در گالری لوور به نمایش گذاشته شده است. با این حال، «مرد ویتروویوسی» پس از یک نبرد حقوقی با مالک آن، گالری آکادمیا در ونیز، به نمایش گذاشته شده است. «سالواتور موندی» [ر] نیز به دلیل عدم موافقت مالک سعودی آن با اجاره این اثر، در این نمایشگاه گنجانده نشده است. [۱۷۸] [۱۷۹]
مونالیزا ، که شاهکار لئوناردو محسوب میشود، اغلب به عنوان مشهورترین پرترهای که تاکنون کشیده شده است، در نظر گرفته میشود. [۳] [۱۸۰] شام آخر ، نقاشی مذهبی است که بیشترین تعداد تکثیر را در تمام دوران دارد، [۱۸۱] و نقاشی مرد ویتروویوسی لئوناردو نیز یک نماد فرهنگی محسوب میشود. [۱۸۲]
محل بقایای
[ویرایش]اگرچه لئوناردو قطعاً در 12 آگوست 1519 در کلیسای دانشگاهی سنت فلورنتین در قلعه آمبواز به خاک سپرده شد، اما محل فعلی بقایای او مشخص نیست. [۱۸۳] [۱۸۴] بخش زیادی از قلعه آمبواز در طول انقلاب فرانسه آسیب دید و منجر به تخریب کلیسا در سال 1802 شد. [۱۸۳]
نگارخانه
[ویرایش]- تعمید مسیح
- ستایش مغان
جستارهای وابسته
[ویرایش]یادداشتها
[ویرایش]- ↑ بین ۱۴۹۳ و ۱۴۹۵ لئوناردو زنی به نام کاترینا را در میان افراد وابسته به خود را در اسناد مالیاتی خود ذکر کرده است. زمانی که او در ۱۴۹۵ فوت کرد، لیست هزینههای مراسم تشییع جنازه نشان میدهد که این زن مادر او بود.[۱۰][۱۱][۱۲]
- ↑ That Leonardo joined the guild by this time is deduced from the record of payment made to the Compagnia di San Luca in the company's register, Libro Rosso A, 1472–1520, Accademia di Belle Arti.[۴۰]
- ↑ On the back he wrote: "I, staying with Anthony, am happy," possibly in reference to his father.
- ↑ Leonardo later wrote in the margin of a journal, "the Medici made me and the Medici destroyed me."[۲۱]
- ↑ In 2005, the studio was rediscovered during the restoration of part of a building occupied for 100 years by the Department of Military Geography.[۶۳]
- ↑ Both works are lost. The entire composition of Michelangelo's painting is known from a copy by Aristotole da Sangallo, 1542.[۶۸] Leonardo's painting is known only from preparatory sketches and several copies of the centre section, of which the best known, and probably least accurate, is by Peter Paul Rubens.[۶۹]
- ↑ Pope Leo X is quoted as saying, "This man will never accomplish anything! He thinks of the end before the beginning!"[۷۴]
- ↑ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب
<ref> غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نامedictوارد نشده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.). - ↑ This work is now in the collection of the Uffizi, Drawing No. 8P.
- ↑ The "Grecian profile" has a continuous straight line from forehead to nose-tip, the bridge of the nose being exceptionally high. It is a feature of many Classical Greek statues.
- ↑ He also drew with his left hand, his hatch strokes "slanting down from left to right – the natural stroke of a left-handed artist".[۱۵۴] He also sometimes wrote conventionally with his right hand.[۱۵۵]
- ↑ Salvator Mundi, a painting by Leonardo depicting Jesus holding an orb, sold for a world record US$450.3 million at a Christie's auction in New York, 15 November 2017.[۱۷۶] The highest known sale price for any artwork was previously US$300 million, for Willem de Kooning's Interchange, which was sold privately in September 2015.[۱۷۷] The highest price previously paid for a work of art at auction was for Pablo Picasso's Les Femmes d'Alger, which sold for US$179.4 million in May 2015 at Christie's New York.[۱۷۷]
منابع
[ویرایش]- ↑ "A portrait of Leonardo c.1515–18". Royal Collection. Archived from the original on 23 November 2020. Retrieved 26 September 2020.
- ↑ Zöllner 2019, p. 20.
- 1 2 3 4 Kemp 2003.
- 1 2 Heydenreich 2020.
- ↑ Zöllner 2019, p. 250.
- ↑ Kaplan, Erez (1996). "Roberto Guatelli's Controversial Replica of Leonardo da Vinci's Adding Machine". Archived from the original on 29 May 2011. Retrieved 19 August 2013.
- ↑ Kaplan, E. (Apr 1997). "Anecdotes". IEEE Annals of the History of Computing. 19 (2): 62–69. doi:10.1109/MAHC.1997.586074. ISSN 1058-6180.
- ↑ Capra 2007, pp. 5–6.
- 1 2 His birth is recorded in the diary of his paternal grandfather Ser Antonio, as cited by (Chiesa 1967، ص. 83)
- ↑ Codex II, 95 r, Victoria and Albert Museum, as cited by della Chiesa p. 85
- ↑ Vezzosi, Alessandro (1997). Leonardo da Vinci: Renaissance Man
- ↑ His birth is recorded in the diary of his paternal grandfather Ser Antonio, as cited by Angela Ottino della Chiesa in Leonardo da Vinci, p.83
- ↑ Vezzosi 1997, p. 83.
- ↑ Chiesa 1967, p. 83.
- ↑ Paratico, Angelo (2015). Leonardo Da Vinci. A Chinese Scholar Lost in Renaissance Italy (به انگلیسی). Hong Kong: Lascar Publishing. ISBN 978-988-14198-0-4.
- ↑ Kemp, Martin; Pallanti, Giuseppe (2017). Mona Lisa: The People and the Painting (به انگلیسی). Oxford, England: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-874990-5.
- ↑ Hooper, John (12 April 2008). "Da Vinci's mother was a slave, Italian study claims". The Guardian. Retrieved 16 August 2015.
- ↑ Brown 1998, p. 7.
- ↑ The Notebooks of Leonardo Da Vinci, Volume 1, 1967, p. 720, شابک ۱−۱۰۵−۳۱۰۱۶−۷
- 1 2 Wallace 1972, p. 10.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 Bortolon 1967.
- ↑ Rosci 1977, p. 20.
- 1 2 Magnano 2007, p. 138.
- 1 2 Wallace 1972, p. 11.
- ↑ Rosci 1977, p. 21.
- ↑ Da Vinci 1971, p. 217.
- ↑ Nicholl 2005, p. 30. See p. 506 for the original Italian.
- ↑ Brigstoke, Hugh (2001). The Oxford Companion the Western Art. Oxford.[کدام صفحه؟]
- ↑ Vasari 1965, pp. 258–259.
- 1 2 3 Rosci 1977, p. 13.
- ↑ Bacci, Mina (1978) [1963]. The Great Artists: Da Vinci. Translated by Tanguy, J. New York: Funk & Wagnalls.
- ↑ "Leonardo da Vinci – Encarta (cached)". refseek.com. Retrieved 8 November 2015.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 Arasse 1998.
- ↑ ظریفیان صنعتکار، بهنام، دنیای مشاهیر، تهران: انتشارات فارابی، ۱۳۸۳، ص۶۰.
- 1 2 3 4 Rosci 1977, pp. 9–20.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Hartt 1970, pp. 127–133.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- 1 2 3 4 5 Ottino della Chiesa 1967, p. 83.
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 88.
- ↑ Wallace 1972, p. 13.
- ↑ Polidoro, Massimo (2019). "The Mind of Leonardo da Vinci, Part 1". Skeptical Inquirer. Center for Inquiry. 43 (2): 30–31.
- ↑ Wallace 1972, p. 15.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Wasserman 1975, pp. 77–78.
- 1 2 Wallace 1972, pp. 53–54.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Williamson 1974.
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Leonardo_da_Vinci
- ↑ Kemp 2011.
- ↑ یادکرد ۱
- ↑ یادکرد ۲
- ↑ یادکرد ۳
- ↑ یادکرد ۴
- ↑ یادکرد ۵
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Wallace 1972, p. 65.
- 1 2 3 Ottino della Chiesa 1967, p. 85.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Owen, Richard (12 January 2005). "Found: the studio where Leonardo met Mona Lisa". The Times. London. Archived from the original on 3 July 2020. Retrieved 5 January 2010.
- ↑ Wallace 1972, p. 124.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Goldscheider, Ludwig (1967). Michelangelo: paintings, sculptures, architecture. Phaidon Press. ISBN 978-0-7148-1314-1.
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, pp. 106–107.
- 1 2 3 4 Wallace 1972, p. 145.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- 1 2 Ottino della Chiesa 1967, p. 86.
- 1 2 Wallace 1972, pp. 149–150.
- 1 2 3 4 5 Wallace 1972, p. 150.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ یادکرد ۴۹[p]
- ↑ یادکرد ۱
- ↑ یادکرد ۸۰[‡ ۱][q]
- ↑ یادکرد ۷۲
- ↑ یادکرد ۱
- ↑ یادکرد ۲[r]
- ↑ یادکرد s
- ↑ یادکرد ۳
- ↑ یادکرد ۴
- ↑ یادکرد ۵
- ↑ یادکرد ۶
- ↑ یادکرد ۳
- ↑ یادکرد ۱
- ↑ یادکرد ۲
- ↑ یادکرد ۳
- ↑ یادکرد ۴
- ↑ یادکرد ‡۱
- ↑ یادکرد u
- ↑ یادکرد t
- ↑ یادکرد ۵۱[v]
- ↑ یادکرد ۹۳
- ↑ یادکرد ۵
- ↑ یادکرد ۹۵
- ↑ یادکرد ۲
- ↑ Vasari 1965, p. 253.
- ↑ MacCurdy, Edward, The Mind of Leonardo da Vinci (1928) in Leonardo da Vinci's Ethical Vegetarianism
- ↑ Vasari 1965, p. 257.
- ↑ Bambach, Carmen (2003). "Leonardo, Left-Handed Draftsman and writer". New York: Metropolitan Museum of Art. Archived from the original on 10 November 2009. Retrieved 18 October 2009.
- ↑ Cartwright Ady, Julia. Beatrice d'Este, Duchess of Milan, 1475–1497. Publisher: J.M. Dent, 1899; Cartwright Ady, Julia. Isabella D'Este, Marchioness of Mantua, 1474–1539. Publisher; J.M. Dent, 1903.
- ↑ Sigmund Freud, Eine Kindheitserinnerung des Leonardo da Vinci, (1910)
- ↑ della Chiesa, Angela Ottino (1967). The Complete Paintings of Leonardo da Vinci. p.83.
- ↑ Michael Rocke, Forbidden Friendships epigraph, p. 148 & N120 p. 298
- ↑ Rossiter, Nick (2003-07-04). Could this be the secret of her smile?. Telegraph.co.UK. Retrieved 2007-10-03.
- ↑ Leonardo, Codex C. 15v, Institut of France. Trans. Richter
- ↑ della Chiesa, p.84
- ↑ Vasari, p.265
- ↑ Gross, Tom. "Mona Lisa Goes". Paintingsdirect.com. Retrieved 2007-09-27.
- ↑ Bortolon, Liana (1967). The Life and Times of Leonardo. London: Paul Hamlyn
- 1 2 Popham, A.E. (1946). The Drawings of Leonardo da Vinci. خطای یادکرد: برچسب <ref> غیرمجاز؛ نامهای غیرمجاز یا بیش از اندازه ().
- ↑ "لودوفیکو اسفورزا". ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد. 2024-04-15.
- 1 2 3 4 گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان، تهران: انتشارات نگاه، 1391، ص 420
- ↑ Wasserman 1975, p. 124.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 97.
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 98.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Wasserman 1975, p. 144.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 103.
- ↑ «سایت علمی دانشجویان ایران». بایگانیشده از اصلی در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۹. دریافتشده در ۱۳ مه ۲۰۱۰.
- ↑ Wasserman 1975, p. 150.
- ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 109.
- ↑ https://hal.science/hal-04293119v1/document
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Ottino della Chiesa 1967, p. 102.
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Hartt 1970, pp. 391–392.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Alastair Sooke, "Leonardo da Vinci: Anatomy of an artist", Daily Telegraph, 28 July 2013.
- 1 2 Keele Kenneth D (1964). "Leonardo da Vinci's Influence on Renaissance Anatomy". Med Hist. 8 (4): 360–370. doi:10.1017/s0025727300029835. ISSN 0025-7273. PMC 1033412. PMID 14230140.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Alastair Sooke, "Leonardo da Vinci: Anatomy of an artist", Daily Telegraph, 28 July 2013.
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Jones, Roger (2012). "Leonardo da Vinci: anatomist". British Journal of General Practice. 62 (599): 319. doi:10.3399/bjgp12X649241. ISSN 0960-1643. PMC 3361109. PMID 22687222.
- 1 2 3 Wallace 1972, p. 169.
- ↑ Keele Kenneth D (1964). "Leonardo da Vinci's Influence on Renaissance Anatomy". Med Hist. 8 (4): 360–370. doi:10.1017/s0025727300029835. ISSN 0025-7273. PMC 1033412. PMID 14230140.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Polidoro, Massimo (2019). "The Mind of Leonardo da Vinci, Part 1". Skeptical Inquirer. Center for Inquiry. 43 (2): 30–31.
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Wallace 1972, p. 31.
- ↑ Ciaccia, Chris (15 April 2019). "Da Vinci was ambidextrous, new handwriting analysis shows". Fox News. Archived from the original on 13 February 2020. Retrieved 15 April 2019.
- ↑ زادهٔ خورشید، نوشتهٔ مایکل گلب
- ↑ Gardner, Helen (1970), Art through the Ages, Harcourt, Brace and World
- ↑ Guarnieri, M. (2019). "Reconsidering Leonardo". IEEE Industrial Electronics Magazine. 13 (3): 35–38. Bibcode:2019IIEM...13c..35G. doi:10.1109/MIE.2019.2929366.
{{cite journal}}:|hdl-access=requires|hdl=(help) - ↑ Hutchings, Ian M. (15 August 2016). "Leonardo da Vinci׳s studies of friction". Wear (به انگلیسی). 360–361: 51–66. doi:10.1016/j.wear.2016.04.019. ISSN 0043-1648. Archived from the original on 12 February 2017. Retrieved 22 January 2021.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Wallace 1972, p. 164.
- ↑ Rosci, Marco (1977). Leonardo. p. 8
- ↑ Hutchings, Ian M. (15 August 2016). "Leonardo da Vinci׳s studies of friction". Wear (به انگلیسی). 360–361: 51–66. doi:10.1016/j.wear.2016.04.019. ISSN 0043-1648. Archived from the original on 12 February 2017. Retrieved 22 January 2021.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Hutchings, Ian M. (15 August 2016). "Leonardo da Vinci׳s studies of friction". Wear (به انگلیسی). 360–361: 51–66. doi:10.1016/j.wear.2016.04.019. ISSN 0043-1648. Archived from the original on 12 February 2017. Retrieved 22 January 2021.
- ↑ Hutchings, Ian M. (15 August 2016). "Leonardo da Vinci׳s studies of friction". Wear (به انگلیسی). 360–361: 51–66. doi:10.1016/j.wear.2016.04.019. ISSN 0043-1648. Archived from the original on 12 February 2017. Retrieved 22 January 2021.
- ↑ Isaacson 2017, pp. 194–197.
- ↑ Hutchings, Ian M. (15 August 2016). "Leonardo da Vinci׳s studies of friction". Wear (به انگلیسی). 360–361: 51–66. doi:10.1016/j.wear.2016.04.019. ISSN 0043-1648. Archived from the original on 12 February 2017. Retrieved 22 January 2021.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- 1 2
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ See the quotations from the following authors, in section "Fame and reputation": Vasari, Boltraffio, Castiglione, "Anonimo" Gaddiano, Berensen, Taine, Fuseli, Rio, Bortolon.
- ↑ Rosci 1977, p. 8.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ Crow, Kelly (16 November 2017). "Leonardo da Vinci Painting 'Salvator Mundi' Sells for $450.3 Million". The Wall Street Journal (به انگلیسی). ISSN 0099-9660. Archived from the original on 29 June 2020. Retrieved 16 November 2017.
- 1 2 Leonardo da Vinci painting 'Salvator Mundi' sold for record $450.3 million بایگانیشده در ۱ ژانویه ۲۰۲۳ توسط Wayback Machine, Fox News, 16 November 2017
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- ↑ Turner 1993, p. 3.
- ↑
{{cite book}}: Empty citation (help) - ↑ Lichfield, John (1 April 2005). "The Moving of the Mona Lisa". The Independent. London. Archived from the original on 9 November 2016.
- 1 2 Nicholl 2005, p. 502.
- ↑ Isaacson 2017, p. 515.
- لئوناردو داوینچی، بزرگترین نابغه جهان؟؛ نویسنده: هربی برنان؛ تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، نشر زلال، ۱۳۸۲.
- لئوناردو دا وینچی در شمیمنت
- راز دا وینچی، نویسنده: دان براون؛ ترجمه مریم بهرامی؛ تهران: بهزاد، ۱۳۸۵. شابک: ۹۶۴–۲۵۶۹–۲۶–۴
- راسخون، بازدید: اکتبر ۲۰۰۹.
- Leonardo da Vinci by Diane Stanley, HarperTrophy press, 2000
- Leonardo Da Vinci, ۱۴۵۲–۱۵۱9 (Basic Art) by Frank Zollner, Taschen press, ۲۰۰۰
پیوند به بیرون
[ویرایش]- لئوناردو داوینچی در وبگاه نگارخانه ملی لندن
- کارهای لئوناردو داوینچی در پروژه گوتنبرگ
- آثار لئوناردو داوینچی در لیبریواکس (کتابخانهٔ صوتی با مالکیت عمومی)

- ↑ (Vasari 1991)
- ↑ (Vasari 1991)
<ref> برای گروهی به نام «‡» وجود دارد، اما برچسب <references group="‡"/> متناظر پیدا نشد. ().- لئوناردو دا وینچی
- ریاضیات و هنر
- انسانگرایان رنسانس اهل ایتالیا
- اهالی جمهوری فلورانس در سده ۱۵ (میلادی)
- اهالی جمهوری فلورانس در سده ۱۶ (میلادی)
- تاریخ کالبدشناسی
- تصویرگران گیاهشناسی
- حکایتنویسان
- خاکسپاریها در فرانسه
- دانشمندان سده ۱۵ (میلادی) اهل ایتالیا
- دانشمندان سده ۱۶ (میلادی) اهل ایتالیا
- درگذشتگان ۱۵۱۹ (میلادی)
- دینامیک سیالاتدانان
- ریاضیدانان سده ۱۵ (میلادی) اهل ایتالیا
- ریاضیدانان سده ۱۶ (میلادی) اهل ایتالیا
- زادگان ۱۴۵۲ (میلادی)
- سفیران جمهوری فلورانس
- فیزیولوژیستهای اهل ایتالیا
- کاتولیکهای رومی اهل ایتالیا
- کارشناسان بالستیک (مکانیک)
- کاریکاتوریستهای اهل ایتالیا
- کالبدشناسان اهل ایتالیا
- مجسمهسازان دوره رنسانس اهل ایتالیا
- مجسمهسازان سده ۱۵ (میلادی) اهل ایتالیا
- مجسمهسازان سده ۱۶ (میلادی) اهل ایتالیا
- مجسمهسازان مرد اهل ایتالیا
- معماران رنسانس اهل ایتالیا
- معماران رنسانس
- مهندسان عمران اهل ایتالیا
- مهندسان نظامی اهل ایتالیا
- نقاشان اهل توسکانی
- نقاشان اهل فلورانس
- نقاشان رنسانس اهل ایتالیا
- نقاشان رنسانس
- نقاشان سده ۱۵ (میلادی) اهل ایتالیا
- نقاشان سده ۱۶ (میلادی) اهل ایتالیا
- نقاشان مرد ایتالیایی
- نویسندگانی که آثار خود را تصویرگری کردهاند
- هنرمندان ریاضیاتی