قونیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیpolski
قونیه
شهر
City of Konya.jpg
Konya Turkey Provinces locator.gif
قونیه در Turkey قرار گرفته‌است
قونیه
قونیه
مختصات: ۳۷°۵۲′ شمالی ۳۲°۲۹′ شرقی / ۳۷٫۸۶۷°شمالی ۳۲٫۴۸۳°شرقی / 37.867; 32.483مختصات: ۳۷°۵۲′ شمالی ۳۲°۲۹′ شرقی / ۳۷٫۸۶۷°شمالی ۳۲٫۴۸۳°شرقی / 37.867; 32.483
کشور  ترکیه
ناحیه آناتولی مرکزی
استان قونیه
حکومت
 • شهردار طاهر آیکورک (عدالت و توسعه)
مساحت
 • شهر ۳۹٬۰۰۰ کیلومتر مربع (۱۵٬۰۰۰ مایل مربع)
ارتفاع ۳۹۳۷ متر (۱۲٬۹۱۷ پا)
جمعیت (۲۰۱۱)
 • منطقهٔ کلان‌شهری ۱٬۰۷۳٬۷۹۱
منطقهٔ زمانی EET (یوتی‌سی ۲+)
 • تابستان (DST) EEST (یوتی‌سی ۳+)
کد پستی ۴۲xxx
پیش‌شماره(های) تلفن ۳۳۲ (۹۰)+
کد پلاک ۴۲
وبگاه www.konya.bel.tr

قونیه مرکز استان قونیه در کشور ترکیه است. آرامگاه مولوی، شاعر پارسی‌زبان، در شهر قونیه‌است.

نام شهر[ویرایش]

نام قونیه در منابع کهن به صورت ایکونیون (Iconıon)، ایکونیوم (Iconıum) و استانکونا (Stancona) آمده‌است. ایکونیون از کلمه ایکون (Icon) به معنی شمایل گرفته شده‌است. در اساطیر یونان آمده که بر این شهر اژدهایی چیره شده بود و گه‌گاه به شهر حمله می‌کرد و گروهی از زنان و دختران را می‌بلعید. پرسیوس (Perseus) پسر ژوپیتر این اژدها را کشت و مردم شهر را از بلای او رها کرد. مردم شهر به پاس این رشادت، تصویر پرسیوس را به یکی از دروازه‌های شهر آویختند. شهر را به مناسبت آن به زبان یونانی ایکونیون (شمایل) می‌گفتند. این وجه تسمیه وقتی که در حفاری از این شهر سکه‌هایی به دست آمد که بر روی آنها تصاویری از پرسیوس و اژدها دیده می‌شود، تأیید شد.

در دوره رومیان این شهر ایکونیوم خوانده شد. این کلمه در دوره سلجوقیان به اختصار قونیه خوانده شد. نام شهر در منابع فارسی و عربی به شکل قونیه و در مآخذ غربی به صورتConıa, Konıeh یا Konıa در ترکی امروز به شکل Konya به‌کار می‌رود.

پیشینه[ویرایش]

روزگار باستان[ویرایش]

قونیه نخست به فرمان هیتی‌ها بود. بعد در قلمرو فریگیه قرار گرفت و مدتی هم تحت حاکمیت لیدیه بود. در قرن ششم قبل از میلاد هخامنشیان ساتراپهایی داشتند. قونیه در آسیای صغیر جزو ساتراپ‌های هخامنشی بود که تا حدی استقلال داشت.

از آثار هیتی‌ها در قونیه سه اثر عمده باقی مانده‌است. یکی از آنها در نزدیکی بگشهری در ۶۵ کیلومتری جنوب غربی قونیه‌است که پینار افلاطون خوانده می‌شود و بر روی چشمه‌ای بنا شده‌است. معروف است که مزار افلاطون در قونیه‌است و یاقوت حموی در معجم البلدان این نکته را قید کرده‌است.

دومین اثر هم در بگشهری است و آن یک الهه هیتی است که به‌وسیله شیرهایی حمل می‌شود. سومین آنها در ۲۷ کیلومتری شمال شرقی روستای ایلگین (ایلغین) بر سر چشمه‌ای ساخته شده‌است. این اثر در سال ۱۹۷۰ کشف شده و کتیبههای هیروگلیف دارد.

گزنفون که به‌اتفاق هزاران سوار در سال ۴۰۲ ق.م. از قونیه عبور کرده‌است، این شهر را در منتهی‌الیه شرق فریکیه قید کرده‌است. این ناحیه بعدها درجنوب فریکیه شمرده شده‌است.

اسکندر در سال ۳۳۴ ق.م. پس از شکست دادن هخامنشیان، آسیای صغیر را به تصرف خود درآورده‌است.

در ابتدای دعوت مسیح، پائولوس یکی از حواریان او در این شهر اقامت گزیده و اقامت او بر شهرت و اعتبار شهر افزوده‌است. در عهد ترازن (ترایانوس) امپراتور روم (۱۱۷ – ۹۸ میلادی) یهودیان و مسیحیان در آن شهر ساکن بودند. از دوره رومیان، در بگشهری در روستای یونس لر در محل شهر تیبریوپولیس آثاری بدست آمده که در موزه باستان‌شناسی قونیه نگهداری می‌شود.

از به دست مسلمانان افتادن تا روزگار مغولان[ویرایش]

اندکی پس از کوتاه شدن دست ساسانیان، قونیه به دست سپاهیان مسلمانان افتاد. در قرن اول هجری / هفتم میلادی سپاه معاویه بر قونیه مسلط شدند. اما در آن دیار زیاد دوام نیاوردند. کشاکش از قرن دوم هجری / هشتم میلادی که عباسیان به جای امویان نشستند، تا قرن چهارم / دهم میلادی ادامه داشت. قونیه که از جنوب به مرز نزدیک بود، مثل دیگر شهرهای آناطولی از کشمکش سخت آسیب دید.

در نیمه دوم قرن پنجم هجری / یازدهم میلادی، بعد از شکست رومانوس دیوجانوس از آلپ ارسلان سلجوقی در نبرد ملازگرد (منازکرت)، آسیای صغیر به دست مسلمانان افتاد و قونیه به سلیمان پسر قتلمش از خاندان سلجوقی سپرده شد.

قونیه تا سال ۷۰۰ هجری / ۱۳۰۰ میلادی پایتخت سلجوقیان آسیای صغیر بود. از سال ۴۷۰ هجری/ ۱۰۷۷ میلادی تا ۷۰۰ هجری/ ۱۳۰۰ میلادی شانزده سلطان سلجوقی در قونیه سلطنت کردند. سلسله آنان به دست مغولان و ترکان عثمانی منقرض شد.

پس از سلجوقیان، مغولان بر شهر چیره شده بودند. در آغاز قرن ۸ هجری / ۱۴ میلادی یخشی بیگ از آل قرامان علیه مغولان قیام کرد و قونیه را به تصرف درآورد و سورهای شهر را مرمت کرد. اما به هر حال پایتخت آل قرامان شهر لارنده (قرامان) بود. با این همه قونیه اهمیت فرهنگی خود را حفظ کرده بود.

دوره سلجوقیان در قونیه از نظر معماری ارزش والایی دارد. در میان این آثار بی تردید باید به سورهای قونیه اشاره کرد که متأسفانه اکنون از آنها نشانی بر جای نمانده‌است. بنای این سورها را ابتدا علاءالدین کیقباد اول آغاز کرد. هزینه بعضی از آنها را خزانه حکومت پرداخت و برخی از آنها را بزرگان با هزینه‌های شخصی بنا کردند. این سورها در سال ۶۱۸ هجری / ۱۲۲۱ میلادی به پایان رسید. روی بدنه سورهای قونیه کتیبه‌های زیادی قرار داشته و در بعضی از قسمت‌های آن آثار هنری و تزئیناتی از آن عصر نصب شده بوده‌است. این سورها که بر اثر جنگها یا مرور زمان آسیب می‌دیدند، به وسیله سلجوقیان، قرامانیان و حتی در ابتدای سلسله عثمانیان به وسیله آل عثمان مرمت می‌شدند. بقایای این سروها در نیمه دوم قرن نوزدهم کاملاً از میان رفته‌است.

سهل انگاری سلجوقیان دربارهٔ مذاهب و فرقه‌های گوناگون، سبب شده بود که در قرن هفتم هجری / سیزدهم میلادی، تصوف در آناطولی، به‌ویژه در پایتخت آنان قونیه، پیشرفت وسیعی داشته باشد.

قونیه را «دارالمعرفه»، «دارالارشاد» و «دارالموحدین» می‌خواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدین کیقباد اول قونیه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بوده‌است. در این عهد سلطان‌العلما بهاءالدین ولد، مولانا جلال‌الدین بلخی، برهان‌الدین محقق ترمذی، اوحدالدین کرمانی، شمس‌الدین تبریزی، شیخ محی‌الدین ابن عربی، شیخ سعدالدین جندی، شیخ سراج‌الدین قیصری، فخرالدین عراقی، شیخ شهاب‌الدین سهروردی، شیخ سعدالدین حموی، شیخ بغوی، شیخ نجم‌الدین رازی از کسانی بودند که از اطراف و اکناف کشورها و شهرهای اسلامی (برخی از آنان بارها) رنج سفر به قونیه را تحمل کرده بودند.

روزگار عثمانیان[ویرایش]

در سال ۸۰۰ هجری / ۱۳۹۷ – ۱۳۹۸ میلادی سلطان ایلدریم بایزید عثمانی به قونیه حمله کرد و علاءالدین علی بیگ را کشت و قونیه به تصرف عثمانیان درآمد === پس از این حکومت قونیه به شاهزادگان عثمانی واگذار شد. ابتدا جم سلطان، پس از وی عبدالله پسر بزرگ بایزید، پس از مرگ وی شهنشاه و پس از فوت وی شاهزاده محمد امارت قونیه را عهده‌دار بودند.

قونیه در دوره عثمانیان وجهه سیاسی اش را از دست داد اما حیات ادبی و عرفانی این شهر هنوز ادامه دارد.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]


  1. http://www.citypopulation.de/Turkey-RBC20.html
Konya
Ilustracja
Państwo  Turcja
Prowincja Konya
Burmistrz Tahir Akytürek
Wysokość 1200 m n.p.m.
Populacja (2014)
• liczba ludności

1 174 536[1]
Nr kierunkowy (+90)332
Położenie na mapie Turcji
Mapa lokalizacyjna Turcji
Konya
Konya
Ziemia37°52′N 32°29′E/37,866667 32,483333
Strona internetowa
Meczet z muzeum Mevlany

Konya (gr. Ἰκόνιον Ikónion, łac. Iconium, dawniej także osm.-tur. قونیه, Koniah, Konieh, Qunia) – miasto w południowej Turcji, na Wyżynie Anatolijskiej, u północnego podnóża Taurusu, stolica prowincji Konya. Około 2 079 225 mieszkańców[2] (dane z 31.12.2013 r.). Podobnie jak Kayseri (Cezarea Pontyjska), Konya (Ikonion) jest starym miastem rzymskim i bizantyńskim. Konya – dawna stolica Sułtanatu Seldżuków zapełniona jest interesującymi dziełami wczesnej sztuki tureckiej i islamskiej. Najważniejszy punkt zwiedzania to Muzeum Mevlany, zlokalizowane koło meczetu zbudowanego przez wielkiego Sinana za panowania Sułtana Selima II w XVI w. Budynek ten zamieszkiwał niegdyś Mevlana – Rumi, założyciel Zakonu Tańczących Derwiszy. Co roku od 10 do 12 grudnia odbywają się w Konyi uroczystości ku czci Rumiego. Centrum miasta zajmuje Alaettin Tepesi – wzgórze z seldżuckimi budowlami. Konya jest jednym z najbardziej religijnych i konserwatywnych miast w Turcji.

Historia miasta[edytuj | edytuj kod]

Starożytność[edytuj | edytuj kod]

Dzięki wykopaliskom wiadomo, że rejon Konyi był zamieszkany już w późnej epoce miedzi, około 3000 r. p.n.e. Około roku 1500 p.n.e. miasto dostało się pod wpływy Hetytów, a następnie, około 1200 roku p.n.e., indoeuropejskich Ludów Morza. W VIII w. p.n.e. na tym terenie Frygijczycy założyli swoje królestwo. Ksenofont nazywa to miasto Ikonium. Około 690 r. p.n.e. miasto zostało zajęte przez Kimmerów. Ikonium następnie było częścią Imperium Perskiego aż do czasu, kiedy Dariusz III został pokonany przez Aleksandra Wielkiego w 333 r. p.n.e. Krótko po śmierci Aleksandra Macedońskiego i upadku jego imperium, Ikonium dostało się pod panowanie Seleukosa I Nikatora. Przez okres hellenistyczny miasto było rządzone przez władców z Pergamonu. Kiedy Attalos III, ostatni król Pergamonu zmarł bezdzietnie, imperium pergameńskie otrzymali, zgodnie z jego testamentem, Rzymianie. Pod rządami cesarza Klaudiusza, nazwa miasta została zmieniona na Claudioconium, a za cesarza Hadriana na Colonia Aelia Hadriana. Od 297 r. n.e. miasto było stolicą prowincji Pizydia, a od lat siedemdziesiątych IV wieku prowincji Likaonia.

Ludność miasta dosyć wcześnie uległa chrystianizacji. Ikonium odwiedził między innymi Paweł z Tarsu i Święty Barnaba, według Dziejów Apostolskich było to w 47, 50 i 53 roku n.e. Zgodnie z legendą wczesnochrześcijańską, Konya była również miejscem narodzin Świętej Tekli.

Średniowiecze[edytuj | edytuj kod]

Bizantyńskie Ikonion, jako stolica Temu Anatolikon, około 650 roku n.e.

Cesarstwo Bizantyńskie[edytuj | edytuj kod]

W czasach Cesarstwa Bizantyńskiego miasto było ważnym centrum handlowym, gdyż przecinały się tu szlaki wiodące do Konstantynopola, Cezarei Pontyjskie, Armenii, Syrii i Mezopotamii. Od VII wieku było ono stolicą temu Anatolikon. Już w IV wieku tutejsze biskupstwo zostało podniesione do rangi metropolii. W VII-IX wieku miasto było kilka razy niszczone przez najazdy arabskie. W 1069 zostało ono zniszczone przez Seldżuków[3].

Epoka Seldżuków[edytuj | edytuj kod]

Miasto zostało zajęte przez Seldżukidów po Bitwie pod Manzikiertem w 1071 roku i od 1081 do 1243 roku było stolicą Sułtanatu Rum. Chrześcijanom udało się je dwukrotnie przejściowo odzyskać. Pierwszy raz w 1097 roku do miasta wkroczyli krzyżowcy pod wodzą Gotfryda z Bouillon. Drugi raz sztuka ta udała się Fryderykowi Barbarossie w maju 1190 roku. W 1134 roku Rukn ad-Din Masud I zmienił nazwę miastu na Konya.

W drugiej połowie XII wieku, pod rządami Seldżuków z linii anatolijskiej Konya zyskała wielkość i bogactwo. Podporządkowała sobie tureckie bejliki na wschodzie, między innymi daniszmendydzkie panując praktycznie w całej wschodniej Anatolii, oraz w kilku portach Morza Śródziemnego oraz Czarnego, przejściowo również na Krymie. Ten złoty okres trwał to pierwszej połowie XIII wieku.

W latach dwudziestych XIII wieku miasto zalała fala uchodźców z Imperium Chorezmijskiego uciekających przed naporem imperium mongolskiego. Sułtan Ala ad-Din Kajkubad I ufortyfikował miasto i wybudował pałac na szczycie cytadeli. W 1228 roku zaprosił Bahaeddina Veleda i jego syna Rumiego, założyciela Zakonu Wirujących Derwiszy do Konyi.

W 1243 roku po klęsce Seldżuków pod Köse Dağ, Konya została zajęta przez Mongołów. Miasto nadal formalnie pozostało stolicą sułtanów seldżuckich, w rzeczywistości podlegało dynastii ilchanidzkiej.

Po upadku Sułtanatu Rumijskiego, Konya w 1307 roku została emiratem. W 1322 roku miasto zostało zajęte przez Księstwo Karaman. W 1420 roku księstwo to zostało zdobyte przez Imperium osmańskie, a w 1453 roku Konya stała się stolicą prowincji Karaman.

Imperium Osmańskie[edytuj | edytuj kod]

W dobie Imperium osmańskiego, po ustaleniu systemu Wilajetów w 1864 roku, Konya stała się stolicą Wilajetu Konijskiego.

Biblioteka Uniwersytetu Seldżuckiego

Uniwersytety[edytuj | edytuj kod]

Konya jest siedzibą jednego z największych uniwersytetów w Turcji - Uniwersytetu Seldżuckiego (Selçuk Üniversitesi). Założono go w 1975 roku.

Interesujące miejsca w Konyi[edytuj | edytuj kod]

  • Mauzoleum Rumiego - tzw. Zielony Grobowiec (Yeşil Türbe). Obecnie mieści się tam muzeum.
  • Meczet Alladyna - z grobowcami dynastii Seldżuków Rumijskich. Jedna z najstarszych budowli w mieście.
    Mauzoleum Rumiego z widocznym Zielonym Grobowcem
  • Meczet Selimiye - w pobliżu Mauzoleum Rumiego. Przykład klasycznej architektury osmańskiej. Zbudowany w XVI wieku.
  • Muzeum İnce Minareli Medrese (dosłownie: medresa z cienkimi minaretami). Szkoła zbudowana w XIII wieku. Obecnie muzeum sztuki okresu seldżuckiego i osmańskiego.
  • Muzeum Karatay Medrese.
  • Muzeum Sircali Medrese.
  • Muzeum etnologiczne- ekspozycja ubiorów, rękodzieła, broni oraz monet.
  • Muzeum Atatürka - poświęcone wizycie Atatürka w Konyi w 1928 roku, jako muzeum od 1964 roku.
  • Muzeum Archeologiczne.
  • Muzeum Koyunoglu. Muzeum historii naturalnej.
  • w pobliżu miasta znajduje się Çatalhöyük. Jedna z największych osad neolitycznych.
  • Ikonium - 55 km na południowy wschód od Konyi. Jedno z pierwszych miejsc nauczania Pawła z Tarsu. Miejsce to jest znane ze swoich wykuwanych w skale budowli.
  • Eflatumpınar - hetycki monument znajdujący się 80 km na południe od Konyi. Przedstawia bogów trzymających niebo i jednocześnie utrzymujących kontakt pomiędzy niebem a ziemią.
    Eflatumpinar

Komunikacja[edytuj | edytuj kod]

  • Autobusy - Konya ma doskonałe połączenia autobusowe z całym krajem. Główny dworzec znajduje się niecałe 3km od miasta. Bezpośrednie połączenie ze Stambułem, Ankarą, Izmirem, Nevşehirem, Antalią.
  • Stacja kolejowa znajduje się na południowo-wschodnim krańcu miasta. Konya ma bezpośrednie połączenie kolejowe z Adaną, Afyonem, Eskişehir oraz nowoczesne super-szybkie pociągi YHT do Ankary.
  • Samoloty latają codziennie ze Stambułu. Istnieje również połączenie z Izmirem.
  • 1 linia tramwajowa łączy centrum miasta z uniwersytetem.

Sport[edytuj | edytuj kod]

Przypisy[edytuj | edytuj kod]

  1. TURKEY: Provinces and Major Cities (ang.). citypopulation.de. [dostęp 2016-04-10].
  2. Turecki urząd statystyczny- tablice predefiniowane format xls
  3. Waldemar Ceran, [w:] Historia Kultury Bizantyjskiej, Warszawa 2002, s. 215-216.