قرارداد (هنجار)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عکس‌ها معمولاً مطابق با قراردادهای فرهنگی فرهنگ ویکتوریا و ادواردی، افراد خندان را به تصویر نمی‌کشیدند. در مقابل، عکس Eating Rice، چین نشانگر نگرشهای متفاوت فرهنگی آن زمان است و یک مرد چینی لبخند به لب را به تصویر می‌کشد.[۱]

قرارداد (عرف یا کنوانسیون) مجموعه ای از استانداردها، هنجارها، هنجارهای اجتماعی یا معیارهای مورد توافق، تصریح شده یا عموماً پذیرفته شده‌است که اغلب به شکل متعارف انجام می‌شوند.

در بافت اجتماعی، قرارداد ممکن است به شکل «قانون نانوشته» یا یک مراسم عرفی باشد (برای مثال، نحوه استقبال مردم از یکدیگر، مانند دست دادن). برخی از قوانین یا آداب و رسوم ممکن است به قانون تبدیل شده و قوانین رسمی ممکن است برای اجرای یک قرارداد اعمال شوند (برای مثال قوانینی در زمینه این که خودروها در کدام سمت جاده تردد کنند).

در علوم فیزیکی، مقادیر عددی (مانند ثابت‌ها، کمیت‌ها یا مقیاس‌های اندازه‌گیری) قرارداد نامیده می‌شوند، اگر آنها یک خاصیت اندازه‌گیری شده از طبیعت را نشان ندهند، اما از یک قرارداد سرچشمه بگیرند، به عنوان مثال میانگین بسیاری از اندازه‌گیری‌ها که مورد توافق دانشمندان قرار گرفته باشد.

توصیف عمومی[ویرایش]

قرارداد، به معنای انتخاب از بین دو یا چند گزینه است هرگاه که قواعد گزینش مورد توافق بین شرکت کنندگان باشد. غالباً این کلمه به آداب و رسوم نانوشته که در تمام جامعه مشترک است، اشاره دارد. به عنوان مثال، در بسیاری از جوامع مرسوم است که افراد غریبه را معرفی می‌کنند. بعضی از قراردادها صریحاً قانون گذاری شده‌اند. به عنوان مثال، در ایالات متحده و آلمان، جهت رانندگی در راست جاده رانندگی می‌کنند، در حالی که در نیوزیلند و انگلستان رانندگان در سمت چپ رانندگی می‌کنند. استانداردسازی زمان نیز یک قرارداد انسانی است که بر اساس چرخه خورشیدی یا تقویم شمسی انجام می‌شود. میزان عدالت متعارف (بر خلاف طبیعی یا عینی) از نظر تاریخی بحث مهمی در بین فلاسفه است.

ماهیت قراردادها بحث فلسفی طولانی مدت را به وجود آورده‌است. کواین، دیویدسون و دیوید لوئیس نوشته‌های تأثیرگذاری را در این باره منتشر کردند. نظرات لوئیس در کتاب دربارهٔ حقایق اجتماعی (۱۹۸۹) اثر مارگارت گیلبرت، انتقادی گسترده دریافت کرد. دیدگاه دیگری از قرارداد از زبان روت میلکان آمده‌است : یک الگوی زیست شناختی (۲۰۰۵)، که بار دیگر در برابر دیدگاه لوئیس قرار می‌گیرد.

به گفته دیوید کالوپاهانا، بودا قراردادها - خواه زبانی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، اخلاقی و حتی مذهبی را توصیف می‌کرد که وابسته به شرایط خاص است. طبق پارادایم او، وقتی کنوانسیونها واقعیتهای مطلق به حساب می‌آیند، آنها به جزم گرایی کمک می‌کنند، که به نوبه خود منجر به تعارض می‌شود. این بدان معنا نیست که کنوانسیون‌ها باید کاملاً غیرواقعی و به همین دلیل بی فایده در نظر گرفته شوند. در عوض، براساس اندیشه بودایی، یک فرد خردمند بدون داشتن قراردادها راه میانه را اتخاذ می‌کند تا تکامل یابد یا وقتی که این قرار دادها ثمربخش هستند آنها را نادیده می‌گیرد.[۲]

قراردادهای عرفی یا اجتماعی[ویرایش]

اجتماعی[ویرایش]

در جامعه‌شناسی یک قاعده اجتماعی به هر قرارداد اجتماعی که معمولاً در یک جامعه رعایت می‌شود، اطلاق می‌شود. این قوانین به صورت قانون نانوشته یا قوانین رسمی ارائه می‌شوند. در ساختگرایی اجتماعی توجه زیادی به قراردادهی اجتماعی وجود دارد. استدلال می‌شود که این قواعد از نظر اجتماعی ساخته شده‌اند که بر روی همه اعضای یک جامعه عمل کنند، اما در عین حال توسط افراد دوباره تولید می‌شوند.

قوانین اجتماعی آنچه که رفتار قابل قبول یا عادی در هر شرایطی است را بازتاب می‌دهند. مفهوم گفتمان میشل فوکو با قوانین اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد زیرا توضیحاتی در مورد نحوه شکل‌گیری و تغییر این قوانین ارائه می‌دهد. این قوانین اجتماعی است که به افراد می‌گوید رفتار عادی برای هر گروه خاص چیست؛ بنابراین، قواعد اجتماعی به زن می‌گوید که چگونه باید از طریق زنانه رفتار کند، و یک مرد چگونه مردانه باشد. برخی قواعدردیگر به شرح زیر است:

  • معرفی افراد غریبه شبیه به کشورهای غربی با دست دادن انجام می‌شود اما:
    • در مقابل در کره، ژاپن و چین باید تعظیم کنید
    • در تایلند به شیوه Wai دستها را به هم بچسبانید و کمی تعظیم کنید
    • در سنت یهود، در مقابل یکدیگر تعظیم نکنید
    • در ایالات متحده تماس چشمی، حرکت سر و لبخند به کار ببرید ولی تعظیم نکنید.
    • ارائه کارت ویزیت به یکدیگر، در جلسات تجاری (هر دو دست ژاپن)
  • در بافت نظامی، باید همگام با سلام نظامی پاشنه‌ها را به هم بچسبانید.[۳]
  • احترام به زنان در برخی جوامع (عدم تماس)
  • در خاورمیانه، هرگز کف پا را به سمت دیگری نشان ندهید، زیرا این به عنوان یک توهین شدید تلقی می‌شود.
  • در بسیاری از مدارس، اگرچه میزها برای دانش آموزان تعیین نشده‌اند، اما توسط برخی از دانش آموزان «ادعای تملک» می‌شوند، و نشستن در صندلی شخص دیگری توهین تلقی می‌شود.

دولت[ویرایش]

در دولت، قرارداده مجموعه ای از قوانین نانوشته است که اعضای دولت باید از آنها پیروی کنند.

قانون بین‌المللی[ویرایش]

اصطلاح «قرارداد» نیز در حقوق بین‌الملل مورد استفاده قرار می‌گیرد تا به برخوردهای رسمی اصولی مانند کنوانسیون حقوق کودک اشاره کند. قراردادها توسط نهادهای بین‌المللی مانند سازمان بین‌المللی کار و سازمان ملل به تصویب می‌رسند. کنوانسیون‌هایی که به تصویب رسیده‌اند، معمولاً فقط در مورد کشورهایی که آنها را تصویب می‌کنند، اعمال می‌شود و به‌طور خودکار در مورد کشورهای عضو این نهادها اعمال نمی‌شود. به‌طور کلی این کنوانسیون‌ها نشان دهنده پیمان‌های بین‌المللی بین کشورهای تصویب کننده هستند. مشهورترین آنها شاید چندین کنوانسیون ژنو باشد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. Edwards, Phil (7 October 2016). "Why people never smiled in old photographs". Vox.
  2. David Kalupahana, Nagarjuna: The Philosophy of the Middle Way. SUNY Press, 1986, pages 17-18. The author refers specifically to the thought of the Buddha here.
  3. "Rendering Honours". moebius.freehostia.com. Retrieved 2019-04-21.

پیوند به بیرون[ویرایش]

In the 19th century and early 20th century, photographs did not often depict smiling people in accordance to cultural conventions of Victorian and Edwardian culture. In contrast, the photograph Eating Rice, China reflects differing cultural attitudes of the time, depicting a smiling Chinese man.[1]

A convention is a set of agreed, stipulated, or generally accepted standards, norms, social norms, or criteria, often taking the form of a custom.

In a social context, a convention may retain the character of an "unwritten law" of custom (for example, the manner in which people greet each other, such as by shaking each other's hands). Certain types of rules or customs may become law and regulatory legislation may be introduced to formalize or enforce the convention (for example, laws that define on which side of the road vehicles must be driven).

In physical sciences, numerical values (such as constants, quantities, or scales of measurement) are called conventional if they do not represent a measured property of nature, but originate in a convention, for example an average of many measurements, agreed between the scientists working with these values.

General

A convention is a selection from among two or more alternatives, where the rule or alternative is agreed upon among participants. Often the word refers to unwritten customs shared throughout a community. For instance, it is conventional in many societies that strangers being introduced shake hands. Some conventions are explicitly legislated; for example, it is conventional in the United States and in Germany that motorists drive on the right side of the road, whereas in New Zealand and the United Kingdom motorists drive on the left. The standardization of time is a human convention based on the solar cycle or calendar. The extent to which justice is conventional (as opposed to natural or objective) is historically an important debate among philosophers.

The nature of conventions has raised long-lasting philosophical discussion. Quine, Davidson, and David Lewis published influential writings on the subject. Lewis's account of convention received an extended critique in Margaret Gilbert's On Social Facts (1989), where an alternative account is offered. Another view of convention comes from Ruth Millikan's Language: A Biological Model (2005), once more against Lewis.[example needed]

According to David Kalupahana, The Buddha described conventions—whether linguistic, social, political, moral, ethical, or even religious—as arising dependent on specific conditions. According to his paradigm, when conventions are considered absolute realities, they contribute to dogmatism, which in turn leads to conflict. This does not mean that conventions should be absolutely ignored as unreal and therefore useless. Instead, according to Buddhist thought, a wise person adopts a middle way without holding conventions to be ultimate or ignoring them when they are fruitful.[2]

Customary or social conventions

Social

In sociology a social rule refers to any social convention commonly adhered to in a society. These rules are not written in law or otherwise formalized. In social constructionism there is a great focus on social rules. It is argued that these rules are socially constructed, that these rules act upon every member of a society, but at the same time, are re-produced by the individuals.

Sociologists representing symbolic interactionism argue that social rules are created through the interaction between the members of a society. The focus on active interaction highlights the fluid, shifting character of social rules. These are specific to the social context, a context that varies through time and place. That means a social rule changes over time within the same society. What was acceptable in the past may no longer be the case. Similarly, rules differ across space: what is acceptable in one society may not be so in another.

Social rules reflect what is acceptable or normal behaviour in any situation. Michel Foucault's concept of discourse is closely related to social rules as it offers a possible explanation how these rules are shaped and change. It is the social rules that tell people what is normal behaviour for any specific category. Thus, social rules tell a woman how to behave in a womanly manner, and a man, how to be manly. Other such rules are as follows:

  • Strangers being introduced shake hands, as in Western societies, but
    • Bow toward each other, in Korea, Japan and China
    • Wai each other in Thailand
    • Do not bow at each other, in the Jewish tradition
    • In the United States, eye contact, a nod of the head toward each other, and a smile, with no bowing; the palm of the hand faces sideways, neither upward nor downward, in a business handshake.
    • Present business cards to each other, in business meetings (both-handed in Japan)
  • Click heels together, while saluting in some military contexts [3]
  • A woman's curtsey, in some societies
  • In the Middle East, never displaying the sole of the foot toward another, as this would be seen as a grave insult.
  • In many schools, though seats for students are not assigned they are still "claimed" by certain students, and sitting in someone else's seat is considered an insult

Government

In government, convention is a set of unwritten rules that participants in the government must follow. These rules can be ignored only if justification is clear, or can be provided. Otherwise, consequences follow. Consequences may include ignoring some other convention that has until now been followed. According to the traditional doctrine (Dicey)[citation needed], conventions cannot be enforced in courts, because they are non-legal sets of rules. Convention is particularly important in the Westminster System of government, where many of the rules are unwritten.

International law

The term "convention" is also used in international law to refer to certain formal statements of principle such as the Convention on the Rights of the Child. Conventions are adopted by international bodies such as the International Labour Organization and the United Nations. Conventions so adopted usually apply only to countries that ratify them, and do not automatically apply to member states of such bodies. These conventions are generally seen as having the force of international treaties for the ratifying countries. The best known of these are perhaps the several Geneva Conventions.

See also

References

  1. ^ Edwards, Phil (7 October 2016). "Why people never smiled in old photographs". Vox.
  2. ^ David Kalupahana, Nagarjuna: The Philosophy of the Middle Way. SUNY Press, 1986, pages 17-18. The author refers specifically to the thought of the Buddha here.
  3. ^ "Rendering Honours". moebius.freehostia.com. Retrieved 2019-04-21.

External links