صفحه نیمه‌حفاظت‌شده

قرآن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

قرآن
BM Quran.JPG
نسخه‌ای از قرآن، قرن پنجم ه‍.ق به خط کوفی (موزهٔ بریتانیا)

مشخصات


عنوان: کتاب آسمانی دین اسلام
لقبها: قرآن کریم، قرآن مجید
نام‌های مشهور: قرآن، فرقان، کتاب …
تعداد جزوها : ۳۰ جزء
تعداد سوره‌ها : ۱۱۴ سوره
تعداد آیه‌ها : ۶۲۳۶ آیه

قرآن کتاب مقدس دین اسلام است و در باور مسلمانان سخنان خداست که به صورت وحی از سوی او توسط جبرئیل بر پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، نازل گردیده‌است.[۱] مسلمانان، قرآن را بزرگترین معجزهٔ محمد و روشن‌ترین دلیل بر پیامبری او می‌دانند.[۲] قرآن اصلی‌ترین منبع وحی در اسلام به‌شمار می‌آید و به زبان عربی است. کلمهٔ قرآن در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و مسلمانان معمولاً به آن با عناوینی مانند «قرآن کریم» و «قرآن مجید» اشاره می‌کنند. قرآن به ۳۰ جزء تقسیم شده و ۱۱۴ سوره دارد.[۱]

محتوای قرآن دربارهٔ خدا بر توحید و یگانگی او تأکید دارد. قرآن خدا را به انسان نزدیک‌تر از رگ گردنش می‌داند، رابطهٔ انسان با خدا را بی‌نیاز از واسطه می‌داند و انسان را به تسلیم دربرابر امر خدا فرمان می‌دهد. قرآن پدیده‌های طبیعی را نشانه‌هایی (آیات) برای خدا می‌شمارد؛ دین و حقیقت را یکی می‌داند و تنوع ادیان را حاصل تنوع در مردم می‌داند. قرآن قوانین و حقوق در جامعهٔ اسلامی را نیز تعریف می‌کند.[۱] قرآن مؤمنان را به جهاد در راه خدا می‌خواند و آنان را به نیکوکاری، به ویژه دربارهٔ مسکینان و یتیمان فرا می‌خواند.[۳] طبق حدیث ثقلین قرآن به همراه اهل بیت دو گوهری هستند که مسلمانان باید به آن دست بیازند تا گمراه نشوند.[۴][۵]

مسلمانان براین باورند که قرآن یک بار به صورت کامل توسط جبرئیل در شب قدر بر محمد نازل گشته و سپس بار دیگر به صورت تدریجی بر او نازل شده‌است. از نظر تاریخی، دیدگاه غالب آن است که قرآن در زمان عثمان، خلیفهٔ سوم، تحت نظارت جمعی از صحابه به رهبری زید بن ثابت به صورت یک کتاب، موسوم به مصحف عثمان جمع گردید و نسخه‌هایی از آن به مکه، دمشق، کوفه و بصره ارسال گردید. قرآن فعلی براساس قرائت کوفی حفص از عاصم کوفی در قرن هشتم میلادی چاپ گردیده‌است.[۶]

تصویر سوره فاتحه. خطاط حتات عزیز افندی (۱۹۳۴)

به باور کسانی که به الهی بودن این کتاب اعتقاد دارند «قرآن رساترین بیان است و از نظر موسیقی و وزن لفظی، در لغات و جملاتش نشانه‌های وحیانی ربانی مشهود است. وزنش نه وزن شعر است نه نثر، بلکه هر دو و برتر از هر دو است، در حدّی که در توان غیر خدا نیست، وزن و لفظ آن به گونه‌ای تناسب و انسجام با معنا دارد که گوئی معناهایش در آن تجسم یافته‌است.»[۷]

قرآن بر تمام جنبه‌های زندگی مسلمانان نفوذ کرده‌است. ضرب‌المثل‌های قرآنی نه‌تنها در زبان عربی، بلکه در زبان مسلمانان غیرعرب نیز راه یافته‌اند.[۸] علوم قرآنی شامل بررسی تنزیل قرآن، شان نزول، تلاوت، وجوه زبانی، تفسیر، اعجاز، و تاریخ می‌شود.[۹]

ریشه یابی واژه قرآن

واژهٔ «قرآن» ۷۰ بار در متن قرآن به‌کار رفته‌است. گفتارهای مختلف در معنی و ریشه‌یابی واژهٔ قرآن عبارتند از:

  1. قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).
  2. قرآن هم‌ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).
  3. قرآن مشتق از قرن است؛ زیرا آیات و سوره‌های آن مقرون به یکدیگرند (ابوالحسن اشعری و جمعی دیگر).
  4. قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرء به معنای جمع‌آوری، مشتق شده‌است؛ زیرا گردآورندهٔ دستاوردهای کتب آسمانیِ گذشته‌است. گفته شده «قرآن» از ریشهٔ «قرء» گرفته شده‌است، و در لغت به‌معنی «جمع نمودن، فراهم آوردن، سال و همچنین خواندن» است. در سورهٔ عَلَق به این معنی اشاره شده‌است. (ابن‌اثیر و زجاج).
  5. قرآن کلمه‌ای است مهموز و از قرأ به‌معنای تلاوت و قرائت گرفته شده‌است. (کیانی و جمعی دیگر).
  6. قرآن ریشهٔ عربی ندارد و از واژهٔ سریانی «کرانا» به‌معنی درس گرفته شده‌است. (بیشتر لغت‌شناسان غربی: فرهنگ ریشه‌یابی) اگر کرانا به‌معنی درس و خواندن باشد، پس می‌توان گفت قرأ نیز از همان واژهٔ سریانی اخذ شده‌است. بریتانیکا- بریتانیکا "[۳] - [۴]

نام‌های قرآن

به نوشته محمد صادقی تهرانی، اسامی قرآن، از جمله امتیازاتش این است که چه اسم‌های خود قرآن و چه اسم‌هایی که قرآن برای اشخاص یا برای بلاد معین کرده‌است، دارای معانی خاص و مناسب با مسمّایش می‌باشد. برخلاف اسمایی که صرفاً از نظر لفظی اسم است ولی از نظر معنوی اسم نیست. چون اسم به معنای علامت است. علامت یا یک بعدی است مثل زید، که فلان شخص است، اما معنای زیدیّت در او اصلاً مطرح نیست. گاهی اوقات، هم از نظر لفظی اسم است و هم از نظر معنوی، مثل الله، اِله، رحمن، رحیم، اسماء ذات، اسماء صفات، اسماء فعل که تماماً هم از نظر لفظی، اشاره و علامت است و هم از نظر معنوی. سایر اسماء قرآن ـ که حدود چهل اسم در قرآن آمده ـ همه چنین است. از جمله:کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و [۵][۱۰]

قرآن خاتم کتب آسمانی

قرآن در چند آیه، خود را خاتم کتب آسمانی معرفی کرده و نزول کتاب آسمانی را پس از خود رد می‌کند:[۱۱]

قرآن به خط کوفی که زرنویسی شده‌است.

وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(سوره انعام-۱۱۵).[۱۲] یعنی: و سخن پروردگارت [: قرآن] در حال راستی و عدالت، تمام شده‌است، و هیچ تغییر دهنده‌ای (حتی خدا) برای کلمات او نیست، و او بسی شنوای بسیار دانا است.[۱۳]

محمد صادقی تهرانی در تفسیر ترجمان فرقان آورده‌است:[۱۴]

عبارت «و تمّت کلمة ربّک صدقاً و عدلاً»، آیات صدق و عدلِ آسمانی را که راهنمای راستی و عدالت است با نزول قرآن پایان یافته معرفی کرد. در نتیجه آنچه را که پس از قرآن به نام کتاب آسمانی خوانده شود کذب و ظلم خوانده‌است. عبارت «و هو السّمیع العلیم» اشاره به این است که پروردگار، یاوه‌گوئی‌ها و گزافگویی‌های مدعیان کتابِ آسمانی پس از قرآن را می‌شنود و به انحراف و عجز آنان آگاه است.

همچنین، سید محمدحسین طباطبایی می‌گوید:[۱۵]

مراد از تمامیت کلمه - و خدا بهتر می‌داند - این است که این کلمه یعنی ظهور دعوت اسلامی با نبوت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و نزول قرآن که مافوق همه کتاب‌های آسمانی است پس از آنکه روزگاری دراز در مسیر تدریجی نبوتی پس از نبوت دیگر و شریعتی پس از شریعت دیگر سیر می‌کرد به مرتبه ثبوت رسیده در قرارگاه تحقق قرار گرفت.

قرآن در جایی دیگر می‌گوید: اتْلُ ما أُوحِی إِلَیکَ مِنْ کِتابِ رَبِّکَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً.[۱۶] یعنی: آنچه را که از کتاب پروردگارت، سویت وحی شده (برایشان) بخوان و پیروی کن. کلمات آن [: خدا و قرآن] را هیچ تبدیل‌کننده‌ای نیست. جز او [: خدا و کتابش] هرگز پایگاه و پناهگاهی (وحیانی) نتوانی یافت.[۱۷]

آیه فوق با لفظ «لن» که در زبان عربی برای نفی ابدی استعمال می‌شود ابدیت قرآن را اثبات می‌کند و آن را تا انقراض بشریت به‌طور انحصار، هادی و پناه ره گم کردگان معرفی نموده‌است. به علاوه در سوره فصّلت، سخن از حاکمیت و غلبه کلّی قرآن بر عموم کتب پیامبران است:[۱۸] إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ (۴۱) لا یأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَینِ یدَیهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ (۴۲).[۱۹] یعنی: کسانی که به این یادواره [: قرآن] -چون بدیشان رسید- کفر ورزیدند (به کیفر خود می‌رسند) و براستی این کتابی است عزیز [: چیره(علیه معارضان)] (۴۱). از پیش رویش و از پشت (سرش) باطل سویش نیاید؛ فرو فرستاده‌ای پیاپی از حکیمی بسی ستوده‌است (۴۲).[۲۰]

در سوره نحل، قرآن با تبیان کل شیء بودن توصیف شده: نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمِین.[۲۱] یعنی: این کتابی را به تدریج بر تو فرو فرستادیم در حالی که برای هر چیزی روشنگر است، و (نیز) هدایت و رحمت و بشارت برای ایمان آورندگان است (۸۹).[۲۲]

و با عبارت دیگر: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیء.[۲۳] یعنی: ما هیچ چیزی را در کتاب (تکوین و تشریع) فروگذار نکردیم (۳۸).[۲۴]

و نیز: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِین.[۲۵] یعنی: و هیچ تر و خشکی نیست، مگر اینکه در کتابی روشنگر ثبت است(۵۹).[۲۶]

علی بن ابی طالب نیز با اشاره به خاتمیت قرآن[۲۷] می‌فرماید: کِتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکُمْ نَاطِقٌ لَا یعْیا لِسَانُهُ وَ بَیتٌ لَا تُهْدَمُ أَرْکَانُهُ وَ عِزٌّ لَا تُهْزَمُ أَعْوَانُهُ.[۲۸] یعنی: کتاب خدا در برابر شما است، این کتاب گوینده‌ای است که هیچگاه از تکلم بازنمی‌ایستد (تا انقراض جهان رهبر آدمیان است[۲۹]) و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران ناشدنی است و عزت و عظمتی است (برای انسانیت) و غلبه و سیطره‌ای است بر عموم کتب که هیچگاه یارانش مغلوب و منکوب نمی‌گردند.

و نیز: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلَی أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لَا لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًی.[۳۰] یعنی: این بدانید که پس از تابش انوار هدایت قرآن هرگز هیچ‌کس به کتاب و قانوان دیگری نیاز ندارد و به جز قرآن قانون دیگری نیست که نیازمندیهای دینی و روحانی را رفع کند.[۲۹][۳۰]

و نیز: بِکِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ… لَا یعْوَجُّ فَیقَامَ وَ لَا یزِیغُ فَیسْتَعْتَب.[۳۱] یعنی: بر شما باد که فقط[۲۹] به کتاب الله (قرآن) تمسّک جوئید که پیوندی است متین و ناگسستنی میان خدا و بندگان. نوری است که حقایق را آشکار می‌کند، کجی در آن نیست تا نیازی به تصحیح داشته باشد. انحرافی در آن راه ندارد تا مورد عتاب و سرزنش قرار گیرد.[۳۲]

ساختار

ساختار اصلی قرآن -توقیفی- شامل؛ سوره (۱۱۴ سوره) و به صورت خردتر، آیه (کلاً ۶۲۳۶ آیه) می‌باشد و مشهورترین ساختار قراردادی با حفظ تناسب تقسیم قرآن به سی جزء مساوی از نظر حجم می‌باشد.

سوره

سوره در واژه به معنای «بُریده شده» است و در اصطلاح واحدی است دربرگیرندهٔ گروهی مستقل از آیات قرآن که مَطلَع «بسم الله الرحمن الرحیم» و مقطعی دارد. به اعتقاد شیعیان هر سورهٔ قرآن - جز سورهٔ توبه - با آیه «به نام خداوند بخشندهٔ مهربان» آغاز می‌شود. اهل سنت «بسم‌الله» را جزء سوره نمی‌دانند. در قرآن کلمهٔ «سوره» به همین معنا به کار رفته‌است؛ مانند در آیهٔ تحدی (مبازره طلبی).[۳۳]

قرآن ۱۱۴ سوره دارد. هر سوره می‌شود یک یا چند نام داشته باشد که بیشتر از کلمه‌ای از آن سوره یا رخداد ای مربوط به آن گرفته شده‌اند. برخی بر این باورند ترتیب سوره‌ها بدست پیامبر تعیین شده و برخی بر این باورند که آن‌ها به هنگام گردآوری در زمان عثمان کما بیش به ترتیب درازای مرتب شده‌اند. سوره‌های قرآن به دو دستهٔ مکی (فروفرستاده شده در مکه) و مدنی (فروفرستاده شده در مدینه) تقسیم می‌شوند. سوره‌ها لزوماً یگانگی موضوعی ندارند. نام رایج و شمار آیات هر یک در انتهای این نوشتار آمده‌است. برای مشاهده فهرست نام سوره‌ها و شمار آیات آن‌ها به نوشتار سوره رجوع کنید.

قرآن ۱۱۴ سوره دارد. سورهٔ ۹ قرآن سوره توبه «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد ولی سورهٔ ۲۷ قرآن یعنی سورهٔ نمل ۲ «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد. طولانی‌ترین سوره قرآن سوره بقره است که دربرگیرنده ۲۸۶ آیه‌است. کوتاه‌ترین سوره قرآن هم کوثر با ۳ آیه‌است.

آیه

آیه در واژه به معنی نشانه‌است و در اصطلاح کوچک‌ترین واحد تقسیم قرآن است. این واژه در قرآن به همین معنای ویژه نیز به کار رفته‌است. یک آیه می‌تواند چند حرف، چند واژه، یک یا چند جمله یا یک یا چند بند (پاراگراف) باشد. بر پایه محاسبهٔ رایانه‌ای شمار همه آیات قرآن ۶۲۳۶ تا است. (رامیار، تاریخ قرآن:۵۷۰) برخی آیات مانند آیهٔ نور (نور، ۳۵)، آیه الکرسی،[۳۴] آیهٔ تطهیر (احزاب، ۳۳)، آیه ولایت (مائده، ۵۵) و آیهٔ حجاب (نور، ۳۰ و ۳۱) با نام‌های ویژه‌ای مشهورند..

بنابه اعتقاد مسلمانان اولین آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل شدند، ۵ آیه اول از سوره علق بود. مسلمانان باور دارند ترتیب آیات قرآن توسط محمد طبق وحی تنظیم شده‌است.[نیازمند منبع] عده‌ای از دانشمندان مسلمان معتقدند که برخی آیات نظیر آیهٔ «اکمال دین» (مائده، ۳) به هنگام گردآوری و تدوین از جای اصلی خود خارج شده‌اند.[۳۵][۳۶][۳۷] متن قرآن به ظاهر بدون آغاز، میانه و پایان است. ساختار آن غیرخطی و مانند یک تار عنکبوت است.[۳۸]

تعداد کل آیات قرآن ۶۲۳۶ است.[نیازمند منبع] البته در این رقم هم اختلاف هست. مثلاً در این محاسبه، «بسم الله الرحمن الرحیم» فقط در سورهٔ فاتحه (اولین سورهٔ قرآن) شمرده شده‌است (البته بجز سوره فاتحه. «بسم الله الرحمن الرحیم» که در ابتدای همه سوره‌های قرآن جز سوره توبه که «بسم الله الرحمن الرحیم» ندارد- قرار دارد جزء آیه اول آن‌ها محسوب می‌شوند) نظراتی دیگر[نیازمند منبع] نیز در این باره بسیار موجود است، برای مثال اشخاصی می‌گویند ۶۶۶۶ و اشخاصی دیگر می‌گویند ۶۲۳۴.

بلندترین آیه قرآن، آیه ۲۸۲ بقره است که در آن ۲۰ دستور از جانب خداوند آمده‌است. کوتاه‌ترین آیه قرآن نیز آیه ۶۴ سورهٔ الرحمن است که رنگ باغ بهشتی[نیازمند منبع] را توصیف می‌کند.

کلمه

بسته به روش شمارش و تعریف واژه و نیز نحوهٔ رسم‌الخط، اعداد گوناگونی برای شمار واژه‌ها و حروف قرآن گفته شده‌است. مشهورترینِ آن‌ها ۷۷٬۷۰۱ واژه و ۳۲۳٬۶۷۱ حرف است که حدود ۱۰٬۰۰۰ واژه آن غیرتکراری است و ۱۲۶۰ واژه از آن‌ها به‌عنوان ریشهٔ ۸۰ درصدِ ۱۰هزار واژه شناخته می‌شود[۳۹]

دیگر تقسیم‌بندی‌ها

قرآن به ۳۰ بخش تقریباً مساوی به نام جزء تقسیم شده‌است. هر جزء از دو قسمت مساوی به نام حزب تشکیل شده‌است و احزاب به نصف و ربع حزب تقسیم می‌شوند (برخی نیز هر جزء را به ۴ حزب تقسیم می‌کنند و در این صورت ۱۲۰ حزب داریم).

فارسی‌زبانان قرآن را به سه پاره و دو پاره و یک پاره تقسیم می‌کردند پاره به معنی بخش یا فصل است در بعضی موارد همچنین یک چهارم از قرآن را هفتک و یک‌هفتم آن را هفت‌یک می‌نامیدند.[۴۰] در برخی مکتب‌های قدیم، کودکان نخست هفتک (از ۱ تا ۷) قرآن را بدون دانستن معنی حفظ می‌کردند و بعد به بقیه امور حفظی و معانی می‌رسیدند.[۴۱]

سبک

سوره‌های مکی از سوره‌های مدنی مسجع‌تر هستند. همچنین آیاتی که به حوادث قیامت و بیم و امیدِ آن می‌پردازند، بیشتر احساسات خوانده را منقلب می‌سازند و آیاتی نظیر آیات احکام به گونه‌ای است که خرد خواننده را مخاطب قرار می‌دهد. سبک آیات قرآن با شعر و حتی سبک روایات از پیامبران متفاوت است. پژوهشی مبتنی بر پردازش زبان‌های طبیعی نشان داده‌است که قرآن تنها یک مؤلف دارد.[۴۲]

تاریخ قرآن

دوران محمد

نسخه بیرمنگام قدیمی‌ترین نسخه از بخش‌هایی از سوره‌های ۱۸ تا ۲۰ قرآن بر روی پوست است که در دانشگاه بیرمنگام کشف شده و با ۹۵ درصد احتمال به سال‌های ۵۶۸ تا ۶۴۵ میلادی مربوط می‌شود.[۴۳]

در زمان حیات پیامبر، وی قرآن را بر مسلمانان می‌خواند. برخی آن را حفظ می‌کردند و برخی بر تکه‌های چرم، استخوان‌های شانه و دنده گوسفند و شتر، چوب درخت خرما، سنگ‌های هموار و صیقلی و گاه کاغذ می‌نوشتند. از آنجا که هنوز قرآن بر پیامبر وحی می‌شد و متن آن ناقص بود، امکان «کتاب ساختن» آن وجود نداشت. جمع قرآن در زمان فرستاده خدا را اصطلاحاً «تألیف» گویند.[۴۴] سیوطی نویسنده کتاب الاتقان فی علوم القرآن می‌گوید: اجماع و روایات همه براین دلالت دارند که ترتیب آیات توقیفی، مستند به تعیین پیامبر در ترتیب نزول است و گمانی در آن نیست و بسیاری از علماء آن را در آثار خود آورده‌اند.[۴۵] در مقابل برخی از قرآن شناسان مانند محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، نوشته‌است که «اینکه اصحاب مصاحف را به ترتیبی که از رسول خدا (ص) گرفته‌اند، و در آن ترتیب، مخالفت نکرده‌اند هیچ دلیلی از روایات گذشته بر طبقش نیست. آنچه از دلالت روایات مسلم است این است که اصحاب آنچه از آیات که بینه و شاهد بر آن قائم می‌شد می‌نوشتند، و این معنا هیچ اشاره‌ای به کیفیت ترتیب آیات ندارد. بله، در روایت ابن‌عباس که در گذشته نقل کردیم از عثمان مطلبی نقل کرده که اشاره‌ای به این معنا دارد، ولی عیبی که دارد این است که در روایت مذکور به بعضی از کتاب وحی می‌فرمود چنین کنید، و این غیر آنست که به همه صحابه فرموده باشد. علاوه بر اینکه این روایت معارض با روایات مربوط به جمع اول، و روایات مربوط به نزول بسم الله و غیر آنست.».[۴۶]

در زمان حیات پیامبر ۳۷ نفر حافظ کل قرآن بودند؛ و تعداد کاتبان وحی که برای خود نسخه‌ای برمی‌گرفتند به بیش از پنجاه نفر می‌رسیده‌است.[۴۷]

دوران ابوبکر

در این زمان جنگ‌های ردّه میان مسلمانان و از دین برگشتگان و متنبّیان رخ داد، که در آن شماری از نگهداران قرآن کشته شدند. به پیشنهاد عمر و به دستور ابوبکر «زید بن ثابت» که از کاتبان وحی و حافظ قرآن بود، مأمور جمع‌آوری قرآن شد. «زید همه نوشته‌های قرآنی را ولو آنکه ده‌ها حافظ و ده‌ها نوشته برابر آن بود، با کمترین دو گواه یکی از کتابت و یکی از نگهداری می‌پذیرفت.» قرآن بدست زید در ۱۴ ماه و تا زمان فوت ابوبکر در سال ۱۳ هجری به گونه مجموعه‌ای از صحیفه‌ها جمع‌آوری شد و بر پایه وصیت ابوبکر در دست عمر و سپس دخترش «حَفصه» قرار گرفت[نیازمند منبع].

دوران عثمان

قرآن نگاشته شده در قرن سوم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.
قرآن کوفی سمرقند یا قرآن تاشکند نسخه‌ای از مصحف عثمان مربوط به قرن هشتم احتمالاً اوائل قرن نهم میلادی که در عراق مدرن به خط کوفی نوشته شده و در ازبکستان نگهداری می‌شود.

در زمان عثمان با نگرش به گسترش سرزمین مسلمانان تا ایران، شام و مصر نیاز بود با شتاب متن واحدی از قرآن در تمام سرزمین‌های مسلمان منتشر شود. همچنین به چرایی فوت یا کشته‌شدن شماری از نگهداران و نویسندگان وحی بیم تفرقه در متن قرآن وجود داشت. از این رو، جانشین عثمان با جمع‌آوری نسخه‌های گوناگون دست به یکسان‌سازی قرآن زد. وی انجمنی در برگیرنده «زید بن ثابت»، «سعید بن عاص»، «عبدالله بن زبیر» و «عبدالرحمن بن حارث» دربر گرفت. این گروه با همکاری دوازده تن از قریش و انصار کار تهیه نسخه پایانی را انجام دادند. آن‌ها تمام نوشته‌های قرآن موجود را گرد آوردند و با تکیه بر شهادت شاهدان و نگهداران نسخه پایانی یا «مصحف امام» را تهیه کردند، که سرشناس به مصحف عثمانی است و به خط کوفی ابتدایی بود. این کار در فاصله سال‌های ۲۴ تا ۳۰ ه‍.ق انجام شد و از روی آن ۵ یا ۶ نسخه تهیه شد. دو نسخه در مکه و مدینه نگهداری شد و دیگر نسخه‌ها به همراه یک حافظ قرآن که نقش راهنمای درست خوانی را داشت، به بصره، کوفه، شام و بحرین فرستاده شد.[۴۸] عثمان برای دستیابی به «توحید نص» یا یگانگی متن قرآن دستور داد، تمام نوشته‌های موجود قرآن را با آب و سرکه جوشانده و محو کنند، تا ریشه کشمکش و اختلاف از میان برود. نسخه‌هایی که نابود شدند دربرگیرنده قرآن عبدالله پسر مسعود -که گویا فاقد دو سوره فلق و ناس بوده‌است. - ابی پسر کعب بودند و قرآن علی نزد وی و فرزندانش باقی ماند و گرچه وی در گردآوری قرآن آشکارا حضور نداشت، در هیچ جا و در زمان خلافت درستی متن گردآوری شده را رد نکرده‌است.[نیازمند منبع] صاحب‌نظران مسلمان بر این باورند این نسخه‌ها عموماً از دید لغوی، املایی و شمار سوره‌ها تفاوت جزئی داشته‌اند؛ ولی به هر روی عموم مسلمانان حتی خاندان علی و دیگر مخالفان خلافت، بر درستی نسخه عثمان در درازای تاریخ پافشاری کرده‌اند.[۴۹]

نظر نامی گردآوری دربارهٔ گردآوری قرآن همین است که ذکر شده ولی پژوهشگران متاخر نظر بر گردآوری قرآن در همان زمان محمد پیامبر دارند و روایات و نقل‌های مربوط به گردآوری قرآن پس از محمد را متناقض یا ناظر به اموری دیگر (مانند تکثیر مصحف یا یکتاپرستی مصاحف) می‌دانند.[۵۰]

اصلاحات پس از آن

نسخه عثمان به خط عربی نخستین نوشته شده بود، که بدون علامت‌گذاری، اعراب و حروف «استاندار» (حروفی که نوشته می‌شود و خوانده نمی‌شود) است. تا زمانی که اسلام محدود به سرزمین‌های عرب زبان بود، مشکلی در خواندن قرآن نبود؛ ولی با گسترش سرزمین‌های اسلامی مردمان غیرعرب‌زبان نمی‌توانستند قرآن را درست بخوانند. برای حل دشواری‌های برآمده از آن و رویارویی با اشتباه خواندن قرآن به دستور علی، «ابوالاسود دوئلی» اقدام به اعراب‌گذاری قرآن نمود. روش او برای این کار بر پایه شیوه رسم‌الخط سریانی بود. سپس در سده نخست به دستور خلفا و امرای اموی «یحیی بن عامر» و نصر بن عاصم حروف همانند همانند ب، ت و ث را نقطه‌گذاری کردند. یزید پارسی حرف «الف» را به قرآن افزود (در عربی الف و همزه دو حرف متفاوت محسوب می‌شود) در سده ۲ هجری «ابوعبدالرحمن خلیل بن احمد بصری» که ایرانی است، دانش نحو و عروض را ابداع کرد و نشانه‌ها همزه، تشدید و ساکن را وضع کرد و روش امروزی ثبت حرکات را ایجاد کرد. در سده ۳ هجری رسم‌الخط قرآنی سنجه (استاندارد) موجود بوده‌است و ابوحاتم سجستانی (سیستانی) رساله‌ای در رسم‌الخط قرآن نگاشته‌است که امروزه بخش‌هایی از آن موجود است. همچنین خط عربی کم‌کم طی چند سده از «کوفی اولیه» به «نسخ» که امروزه قرآن را بدان می‌نویسند، دگرگونی یافت.[۵۱]

صحت تاریخی

نسخه‌ای نایاب از کتاب قرآن متعلق به سده ۱۳ میلادی، در موزه پرگامون.

مفسران اهل سنت به گونه تاریخی همواره باور داشتند که آیات قرآنی که در امروزه در دست ما است دقیقاً همان چیزی است که محمد بازگو کرده‌است و هیچگونه تغییری اعم از حذف یا اضافه در آن صورت نگرفته‌است.[۵۲][۵۳] البته اهل سنت به گونه سنتی سه طریق اصلاح را پذیرفته‌است: با استناد به آیاتی مانند رعد ۳۹ یا اعلی ۶–۷ تفاسیر سنتی اهل سنت پذیرفته‌اند که خود خدا می‌شود مایه بشود که محمد برخی از آیات را فراموش کند یا حتی آیاتی از قرآن را حذف کند (بسنجید با تفاسیر شیعه مانند تفسیر المیزان که این موضوع را نمی‌پذیرند). دیگر اینکه می‌شود برخی از آیات قرآن جایگزین آیات دیگر شده باشند (ناسخ و منسوخ). ولی افزون بر اینها برخی از علمای اهل سنت هم باور داشتند که تحت بازبینی جبرئیل، محمد برخی از آیات را که به او وحی شده بود در قرآن قرار نداده‌است.[۵۴] برای نمونه بگفته جان بورتان آیه شماره ۲ سوره نور دربارهٔ مجازات زناکار با مجازات سنگسار تفاوت می‌دارد. برخی از فقیهان کهنه دقیقاً از این روی مجازات سنگسار را رد می‌کردند؛ ولی روی‌هم‌رفته توافقی میان فقیهان دربارهٔ مجازات سنگسار برای زنا وجود داشت. برای بسیاری پذیرش اینکه رفتار و گفتار یک انسان (حتی اگر محمد باشد) بتواند جایگزین واژه‌های خدا بشوند وجود نداشت، و از این روی این‌گونه استدلال می‌کردند که حتماً می‌بایست آیه سنگساری بوده که در قرآن قرار داده نشده ولی حجیت آن باقی مانده‌است. در تفاسیر کهنه روایاتی منتسب به ابی ابن کعب، ابوموسی اشعری، عایشه و دیگر نقل شده که مضمون آن‌ها کنار ماندن برخی از آیات در قرآن گردآوری شده می‌باشد.[۵۵] بدین سان برخی از علمای اهل سنت به گونه سنتی باور داشتند که محمد تحت بازبینی جبرئیل برخی از آیات را در قرآن قرار نداده اگرچه آن آیات هنوز حجیت خود را داشتند.[۵۴]

از طرف دیگر زیرشاخه میمونیه از خوارج ادعا می‌کردند که سوره یوسف به دلیل مضامین عشقی آن به قرآن تعلق ندارد.[۵۶] شیعیان به صورت تاریخی دیدگاه‌های مختلفی داشته‌اند. برخی از شیعیان معتقد بودند که اشارات قرآن به علی و خاندان او در هنگام جمع‌آوری قرآن کنار گذاشته شده و علاوه بر آن تغییرات کوچکی در برخی آیات داده شده‌است.[۵۲][۵۳] در منابع شیعه روایات متعددی در زمینه تحریف قرآن توسط صحابه محمد بدست رسیده که بسیاری از آن‌ها در «کتاب القرائات» (یا «کتاب التنزیل و التحریف») توسط احمد بن محمد السیاری جمع‌آوری شده‌است. البته در منابع شیعه (مانند تفسیر عیاشی) روایاتی در رد هرگونه تحریف نیز یافت می‌شود.[۵۷][۵۸] دربارهٔ اینکه چه بخشی از شیعیان قرن اول معتقد به حذف اشارات به علی و خاندان او بودند اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی آن‌ها را زیاد و برخی تنها گروهی می‌شمارند.[۵۹] بارآشر در دانشنامه قرآن می‌گوید: مفسرین شیعه سده چهارم مانند شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی باور داشتند که هر آنچه در قرآن گردآوری شده بدست عثمان آمده درستی دارد (یعنی تغییری در آن صورت نگرفته) ولی این قرآن ناقص است (یعنی دربرگیرنده همگی وحی‌ای که به محمد شده نمی‌باشد).[۵۸] ولی حسن حسن‌زاده آملی با نقل اقوال اینان و برخی دیگر آنان را مخالف باور به هر گونه کم و زیاده در قرآن دانسته‌است.[۶۰] در دوران صفویان برخی از دانشوران شیعه (مانند ملا محسن فیض کاشانی و محمد باقر مجلسی) باور داشتند که بر پایه برخی احادیث کهنه شیعه، قرآن دچار تغییر گشته‌است.[۵۸] ولی واقعیت داشتن تحریف قرآن را نمی‌پذیرفته‌اند برای نمونه فیض کاشانی به آیه «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون: همانا ما ذکر (قرآن) را نازل کرده و بی‌گمان نگهدار آن خواهیم بود» استناد کرده[۶۱] و محمد باقر مجلسی در کتاب بحار الانوار در ردّ اخبار دلالت‌کننده بر کم شدن از قرآن می‌گوید: «این اخبار، اخبار آحاد هستند و قطع به درستی آن‌ها پیدا نمی‌شود»[۶۲] از دانشوران معاصر شیعه برخی مانند سید ابوالقاسم خویی[۶۳] و عبدالله جوادی آملی علیه دیدگاه تحریف قرآن استدلال کرده‌اند.[نیازمند منبع]امروزه علمای شیعی ادعای تحریف قرآن را به غالیان و معتزله نسبت می‌دهند (نگاه کنید به کتاب افسانهٔ تحریف قرآن نوشتهٔ فرستاده جعفریان)

حسین بن محمد تقی نوری ملقب به خاتم المحدثین[۶۴] در دیباچه کتاب فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب می‌نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده‌ام، و آن را فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب‌الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». این کتاب در سال ۱۲۹۸ ه‍.ق در ایران چاپ شده‌است.[۶۵] وی در این کتاب برای اثبات ادعای خود بیش از هزار حدیث داستان می‌کند.[۶۶] ولی پس از او دانشمندان شیعه بارها کتاب او را نقد نموده‌اند و احادیث نقل شده در آن کتاب را از باب اختلاف قرائت، برداشت یا مجعول دانسته‌اند.[۶۷]

دیدگاه مورخان غربی

فرانسیس ادوارد پیترز، گذشته نگار و استاد دانشگاه نیویورک، می‌گوید که تلاش‌ها برای بازسازی متن نخستین و دست نخورده قرآن در آکادمیای غربی چیزی که تفاوت برجسته‌ای با متن حال حاضر قرآن داشته باشد را بدست نداده‌است. بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، اگر هرگونه تغییری از راه افزودن، حذف کردن، یا تغییر متن اتفاق افتاده بود، کم و بیش با قطعیت کشمکش درمی‌گرفت، ولی رد و نشانی کمی از کشمکش مشاهده می‌کنیم. خیلی از کسان مذهبی تر مسلمان رفتار عثمان را توهین‌آمیز یافتند و او سرانجام بسیار غیرمحبوب شد، ولی عموماً اتهام تحریف قرآن در لیست اتهامات او قرار نگرفته و هیچگاه نکته اصلی نبوده‌است. بگفته وات و بل، پژوهش‌های نوین قرآن هیچ انگیزه جدی‌ای بر وقوع تحریف برجسته در قرآن ارائه نکرده‌است. اگر چه سبک قرآن تغییر می‌کند ولی کم و بیش گمانی از درستی آن باقی نمی‌گذارد. آنچنان همه قرآن به‌شکل روشنی حالت یکنواختی دارد که شک در برابر نابی آن بسختی می‌شود پیش بیاید. البته برخی از اسلام شناسان غربی درستی از آیات ویژه مورد شک قرار داده‌اند. برای نمونه سیلوستر دی سکی آیه ۱۴۴ از سوره آل عمران را که گفتگو از زودگذر بودن محمد می‌کند را مشکوک یافته و جهت استدلال به داستان عمر اشاره می‌کند که حاضر نبوده بپذیرد که محمد فوت کرده‌است و ابوبکر او را مورد خطاب قرار می‌دهد. وات و بل به تحلیل این آیه پرداخته و احتمال این را که ابوبکر این آیه را جعل کرده باشد بسیار غیرمحتمل می‌یابند.[۶۸] البته پذیرش کلی اینکه قرآنی که امروزه در دست ماست کلامی است که از زبان محمد بیرون شده به معنی این نیست که بحث‌هایی دربارهٔ آیات ویژه در جریان نباشد. ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل می‌گویند که در قرآن گواه دگرگونی‌های تند ریتم، تکرار واژه‌های یا عبارات در آیات کنار هم، حضور ناگهانی آیه‌ای که موضوعی متفاوت با آیات اطرافش دارد، برخورد متفاوت با یک موضوع در آیات کنار هم، شکاف‌ها در ساختار گرامری، دگرگونی‌های ناگهانی در درازای آیات، تغییر ناگهانی سوم شخص به نخست شخص، یا مفرد به جمع، و کنار هم آمدن آیاتی که در ظاهر معنی متفاوتی دارند هستیم. اینها عموماً ویژگی ویژه متن قرآن در نظر گرفته شده‌اند؛ ولی بل و وات پیشنهاد می‌کنند که می‌شود انگیزه این اینها تغییر، اصلاح و بازنویسی در متن آن باشد. بگفته وات و بل حتی اگر این دیدگاه نیز پذیرفته نشود، لازم است که توجیهی برای این حالت متن قرآن داده شود.[۶۹]

برگی از قرآن متعلق به سده ۴ هجری قمری
این آیات که بر روی پوست نوشته شده‌اند به خط کوفی می‌باشند. نقاط حروف به رنگ‌های آبی، نارنجی، سبز و قرمز هستند.

مورخانی هم هستند که دیدگاه‌هایی مخالف باور عموم مورخان دارند. برای نمونه جان وانسبرو بر این باور است که قرآن کنار هم گذاشته شده متون مقدس دیگر، از آن میان متون مقدس مسیحی-یهودی است.[۷۰][۷۱] مایکل کووک و پاتریکا کرون نگاه سنتی در برابر روش گردآوری قرآن را رد کرده و می‌گویند که هیچ گواه نیرومندی دربارهٔ اینکه قرآنی پیش از دهه پایانی سده هفتم میلادی وجود داشته نداریم.[۷۲] گرد پوین می‌گوید که قرآن ملغمه‌ای از متونی است که برخی از آن‌ها می‌شود صد سال پیش از محمد هم وجود داشته‌اند.[۷۲] اگر چه گاهی خلاقیت و تازگی برخی از این دیدگاه‌ها ستوده شده ولی درستی این نظریات مورد حمله یا تمسخر قرار گرفته‌اند:[۷۳][۷۴] برای نمونه وان اس در رد دیدگاه کووک و کرون می‌گوید که «به رد کردن این دیدگاه احتیاجی نباشد زیرا نویسندگان کوششی مفصل برای اثبات آن نمی‌کنند. آنجاهایی که برداشت نوینی از حقایق نامی می‌دهند، برداشت آن‌ها پایانی نیست؛ ولی آنجایی که آگاهانه حقایق پذیرفته شده را معکوس می‌کنند، روش آن‌ها فاجعه بار است.».[۷۵]

علوم قرآنی

قرائت قرآن

یک قرآن با ترجمهٔ فارسی.

قاریان هفت‌گانه (قرّاء سبعه) و راویان چهارده‌گانه

قرآن نگاشته شده در قرن ششم هجری که در موزه رضا عباسی نگهداری می‌شود.

ن.ج. داود، مترجم عرب قرآن در مقدمه ترجمه خود از قرآن می‌نویسد: «با توجه به اینکه قرآن در اصل به خط کوفی نوشته شده بود و دارای حرکت و نقطه نبود، قرائت‌های مختلفی از آن توسط مسلمانان به‌وجود آمده‌است که به یک اندازه دارای ارزش و رسمیت می‌باشند».[۷۶]

با توجه به نوشته این دانشمند دینی، نوشتارهای مختلفی از قرآن وجود دارد، اما طبیعت این نوشتارهای مختلف چیست؟ برای پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که قرآن توسط اشخاصی که «قاری» قرآن حساب می‌شوند نوشته شده‌است و با نام این افراد به یادگار مانده‌است. قرائت‌های مشهوری از قرآن در قرن‌های اولیه اسلام وجود داشت. این قرائت‌های مختلف قرآنی در نهایت توسط افرادی که نوشتن می‌دانستند به صورت نوشته درآمد، به آن افراد راوی گفته می‌شود که قرائت‌هایی از قرآن را روایت کرده‌اند؛ بنابراین در واقع هر نسخه از قرآن نقل قولی است که توسط یک راوی از یک قاری قرآن انجام گرفته‌است و قرآن را نمی‌توان خواند مگر اینکه به یکی از راوی‌ها و قاری‌ها اعتماد کرد.

نوشتار زیر که توسط یک مسلمان نوشته شده‌است این مهم را با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد: «قاریان بسیاری وجود داشتند و تعداد آن‌ها به دلیل اینکه افرادی که قرآن را حفظ کرده بودند می‌مردند زیاد شد و کار آن‌ها اهمیت بیشتری یافت و به دلیل اینکه قرآن با خط بسیار ابتدایی عربی نوشته شده بود و فاقد حرکت و نقطه بود باعث شد که خواندن و درک قرآن دشوار شود، بنابراین در قرن ۴ام اسلامی تصمیم بر این گرفته شد که قرائت‌های مختلف قرآنی را از هفت قاری اصلی جمع‌آوری کنند و برای هر قاری دو راوی قرار دادند تا قرآن را با دقت و با حرکت و نقطه بنویسند. و نتیجه این کار ۷ قرآن اساسی بود که هرکدام دو راوی داشت و همگی با حرکت و نقطه بود که با یکدیگر اندکی اختلاف داشتند».[۷۷]

این کار در سال ۳۲۲ ه‍.ق توسط خلیفه المقتدر سازماندهی شد و بالاخره انجام گرفت. شجاع الدین شفا در کتاب «پس از ۱۴۰۰»، سال برگ ۱۰۱ می‌نویسد: «در قرن چهارم هجری ابن مجاهد، یکی از فقهای بزرگ بغداد، به اتکاء حدیثی از پیامبر نظر داد که قرآن در هفت قرائت وحی شده‌است و هرچه جز آن باشد مخدوش است، و این نظر مورد تأیید دستگاه خلافت نیز قرار گرفت. بدین ترتیب هفت قرائت مختلف از قرآن که هرکدام از آن‌ها به یکی از فقهای بزرگ قرون اول و دوم هجری در شهرهای مهم جهان اسلام ارتباط داده می‌شد در سال ۳۲۲ هجری توسط خلیفه المقتدر به رسمیت شناخته شد. بعد از آن در دو مرحله متوالی سه و چهار قرائت دیگر بر آن‌ها اضافه شد، به‌طوری‌که سرانجام شمار قرائت‌های مجاز قرآن به چهارده رسید (که حافظ در غزلی که انتساب آن بدو مورد تردید است، مدعی از بردانستن همه آن‌ها شده‌است).

عشقت رسد به فریاد، گر خود به سان حافظقرآن ز بر بخوانی، در چارده روایت

متن قرائتی برگزیده جامع دانشگاه الازهر که چاپ مصر رایج قرآن در جهان امروز بر اساس آن صورت گرفته‌است، منسوب به فقیهی بنام عاصم بن ابی النجود است؛ که در سال ۱۲۷ هجری در کوفه درگذشته‌است.»[نیازمند منبع]

این قرائتهای رسمی از این قرارند:

  • نافع، از مدینه سال ۱۶۹/۷۸۵- ابوعبدالله نافع بن ابی نعیم مدنی، مُکنَّی به «ابی رویم» می‌باشد. نافع اصلاً از اصفهان بود و در مدینه می‌زیست و در همان‌جا (به سال ۱۷۶ یا ۱۶۹) درگذشت، یادآوری کرده‌اند که وی قرآن را نزد ابومیمنه، «مولی ام سلمه»، همسر رسول خدا قرائت نموده‌است. راویان وی عبارتند از: ورش و قالون.
  • ابن کثیر، از مکه سال ۱۱۹/۷۳۷ - (عبدالله بن کثیر مکی) از ایرانیانی بود که کسرای ایران او را با کشتی‌هایی که به یمن فرستاده بود برای فتح حبشه گسیل داشت. ابن کثیر مردی فصیح و بلیغ… بود؛ و از جمع صحابه عبدالله زبیر و انس‌بن‌مالک را درک کرده بود. راویان وی عبارتند از: بُزِی‌ّ و قٌنبل.
  • ابو عمرو الاعلی، از دمشق سال ۱۵۳/۷۷۰ - ابوعمرو بن علاء بصری وی اهل ایران بوده‌است و در میان قرّأ سبعه از لحاظ کثرت استادان و شیوخ قرائت، کسی به پایه او نمی‌رسد، و قرآن را در مناطق مختلفی مانند مکه و مدینه و بصره و کوفه بر استادان زیادی قرائت کرد. سیدحسن صدر، ابی‌عمرو را شیعی می‌داند. راویان قرائت وی عبارتند از: دوری و سوسی (وی ایرانی و اهل شوش بوده‌است).
  • ابن عامر، از بصره سال ۱۱۸/۷۳۶ - وی در زمان عمر بن عبدالعزیز و قبل و بعد از آن، امام مسجد دمشق (جامع اموی) و قاضی و پیشوای آن دیار بوده و از معمّرترین قرّأ سبعه به‌شمار می‌رود. ابن عامر بنا به قول صحیح به سال ۱۱۸ هجری قمری در نود و نه سالگی از دنیا رفت. راویان قرائت ابن عامر عبارتند از: هشام و ابن ذکوان.
  • حمزه، از کوفه سال ۱۵۶/۷۷۲ - حمزة بن حبیب زیّات کوفی حمزه اصلاً ایرانی است و زمان صحابه را درک کرده‌است و شاید برخی از آن‌ها را دیده باشد. حمزه نیز مانند عاصم شیعی است و قرآن را بر امام صادق خوانده‌است. شیخ طوسی نیز حمزه را از یاران امام صادق (ع شناسایی کرده‌است. در وجه ملقب شدن حمزه به «زیّات» می‌نویسند که وی با آوردن روغن از کوفه به حلوان و آوردن پنیر و گردو از حلوان به کوفه گذران زندگی می‌کرد.
  • الکسائی، از کوفه سال ۱۸۹/۸۰۴ - وی از مردم سرزمین ایران بوده‌است و گویند در میهن خود در «طوس» یا «ری» درگذشت کرد. وی قرائت را چهار بار از حمزه دریافت کرد، به گونه‌ای که می‌توان به قرائت او اعتماد نمود. کتاب‌ها و آثار فراوانی به کسائی منسوب است. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص دوری و ابوالحارث.
  • ابوبکر عاصم، از کوفه سال ۱۵۸/۷۷۸ - عاصم بن ابی النجود کوفی از مردم کوفه‌است، عاصم از قرّأ هفتگانه و شیعی است و قرآن را بر ابی عبدالرحمن عبدالله بن حبیب سلمی شیعی - که از یاران علی بود… قرائت کرد. عاصم با یک واسطه گوینده قرائت علی است. به همین جهت گفته‌اند فصیح‌ترین قرائات، قرائت عاصم می‌باشد، زیرا وی قرائت ریشه دار آورده‌است. خوانساری در کتاب روضات الجنان در شرح احوال عاصم می‌نویسد: «وی پارساترین و پرهیزگارترین قرّأ، و رأی او درست‌ترین آرا در قرائت به‌شمار می‌رود». قاطبه دانشمندان شیعی، قرائت عاصم را فصیح‌ترین قرائات دانسته‌اند. راویان وی بر این پایه‌اند: حفص و ابوبکر عیاش.
  • احمد نیریزی که از نسخ نویسان نامی ایرانی است، در نزدیک ۳۰۰ سال پیش قرآنی را کتابت کرد که اختلاف قرائت قراء سبعه در حاشیه آن آورده شده‌است.[۷۸]

اعجاز قرآن

مسلمانان همگی قرآن را به عنوان معجزه وحی و الفاظ آن را عیناً و دقیقاً از جانب خدا می‌دانند، که توسط روح‌الامین (جبرئیل) بر محمد نازل شده‌است. این مبحث قسمتی از بررسی‌ها و علوم قرآنی را تشکیل می‌دهد.

مبارزه‌طلبی

مسلمانان بر این باورند که قرآن معجزه پیامبر و اثبات‌کننده درستی ادعای پیامبری اوست. قرآن در آیاتی منکران وحیانی بودن را به مبارزه طلبیده‌است. ازجمله در آیه ۲۳ سوره بقره می‌گوید «و اگر در آنچه بر بنده خویش فرو فرستاده‌ایم شک دارید، اگر راست می‌گویید سوره‌ای همانند آن بیاورید و از یاورانتان در برابر خداوند یاری بخواهید.» در آیات انبوهی از قرآن از منکران وحیانی این کتاب خواسته شده‌است، که اگر می‌توانند همانند آن را بیاورند. البته در آیه‌ای درخواست شده که کتابی همانند آن بیاورند. در آیه دیگر ده سوره ذکر شده و در آیه بالا یک سوره نیز در اثبات مدعای بشری بودن قرآن کافی دانسته شده‌است. از موارد دیگر مبارزه‌طلبی قرآن ادعای هماهنگی و نبود تناقض در متن آن است. «چرا در قرآن تدبر نمی‌کنند؟ که اگر از غیر خدا بود، اختلاف‌های فراوانی در آن می‌یافتند» گفتنی است که چنین ادعا می‌شود که قرآن در فصاحت و شیوایی در زبان عربی بی‌همتا است و در کتاب‌های واژه عرب، در بسیاری موارد استشهاد به آیات قرآن می‌شود. برای نمونه فرهنگ واژه المنجد تألیف لویس معلوف که با اینکه خود لویس معلوف مسیحی بوده و مسلمان نبوده‌است ولی از آیات قرآن به نام استشهاد به سخن عرب فصیح بهره‌گیری نموده‌است؛ و همچنین برخی از نویسندگان نامی مصر به این فصاحت و شیوایی اعتراف دارند. [نیازمند منبع]

مسیلمه، نخستین کسی بود که به فکر مبارزه با قرآن افتاد و آیاتی شبیه قرآن سرود: «الفیل و ما الفیل، له خرطوم طویل، و له ذنب وبیل» یعنی «چه می‌دانید فیل چیست؟ برای او خرطوم دراز و دم کوتاهی است».[۷۹]

دیدگاه‌ها دربارهٔ قرآن

مسلمانان

جلسه ختم قرآن در اهواز - خوزستان

«قرآن وحی نامه اعجازآمیز ایزدی است، که به زبان عربیِ شیوا (فصیح) به عین الفاظ به دست فرشته وحی، جبرئیل، از سوی خداوند و از لوح محفوظ بر قلب و زبان پیامبر اسلام هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در درازای بیست و سه سال نازل شده.»

[نیازمند منبع]

باور عموم مسلمانان آن است که قرآن کتاب آسمانی و مقدس اسلام است، که بر پایه مندرجات آن و باور مسلمانان بدست وحی ایزدی به محمد فروفرستاده شد و معتبرترین متن دینی نزد مسلمانان است و مسلمانان آن را معجزه و سند اثبات نبوت محمد می‌دانند. تمام مذاهب اسلامی جز شماری از دانشمندان بر درستی متن آن اتفاق نظر دارند و اختلاف در روش خواندن متن، برداشت و شاید ترتیب آن است. میزان این اتفاق نظر به اندازه‌ای است، که شیعیان دوازده امامی ایران و اهل سنت عربستان از قرآن با رسم‌الخط واحدی بهره‌گیری می‌کنند.[نیازمند منبع]

ناباوران

دیگر صاحب‌نظران معمولاً روایت کلی مسلمانان از وقایع را می‌پذیرند. اما، بر این باورند که مفاهیم قرآن بیشتر ریشه‌های زمینی دارند و قبل از تولد پیامبر اسلام این مفاهیم در میان مذاهب مختلف اقوام عرب وجود داشته‌اند. برخی اثبات‌گرایان(positivist) و علم‌باوران (scientisist) برخی مطالب قرآن دربارهٔ طبیعت و انسان را غیر علمی و از اشکالات این کتاب می‌دانند. این در حالیست که هنری مارگنو، استاد فیزیک و علوم طبیعی در دانشگاه ییل می‌نویسد: دیدگاهی شایع وجود دارد که علم و دین را به‌طور کلی ناسازگار تلقی می‌کند؛ بنابراین اجازه دهید پیش از هر چیز به این نکته اشاره کنم که این باور شاید نیم قرن قبل صحیح بود، ولی اکنون اعتبار خود را از دست داده‌است. این مطلب را هر کسی که نوشتارهای فلسفی برجسته‌ترین و خلاق‌ترین فیزیکدان‌های پنج دهه اخیر را مطالعه کند، می‌تواند دریابد؛ و منظور در اینجا کسانی همچون اینشتین، بور، هایزنبرگ، شرودینگر، ویگنر و دیگران‌اند.[۸۰]

مسعود انصاری نیز، یکی از روشنگران ایرانی است که در ده‌ها کتاب خود، به ویژه در کتاب «بازشناسی قرآن»،[۸۱] به نقد و بررسی قرآن پرداخته‌است.

موضوعات قرآنی

محتوای آیات اولیه قرآن

صفحه‌ای از قرآن از آن سده هشتم هجری خورشیدی در افغانستان

بر پایه قرآن، هشدار دادن به ناباوران (کفار) از عذابی که در روز رستاخیز انتظار آن‌ها را می‌کشد، یکی از نقش‌های اصلی محمد می‌باشد.[۸۲] گاهی قرآن، صراحتاً به روز رستاخیز اشاره نمی‌کند ولی نمونه‌هایی از داستان قوم‌های محو و نابود شده آورده و هم عصران محمد را از عذاب‌های همانند برحذر می‌دارد. (آیه ۴۱:۱۳ تا ۴۱:۱۶).[۸۳] محمد نه تنها به کسانی که وحی خدا را انکار می‌کنند هشدار می‌دهد، بلکه وعده‌های نیکویی به کسانی که از اهریمن دوری می‌ورزند، به سخن خدا گوش فراداده و از خدا فرمانبرداری می‌کنند، می‌دهد.[۸۴] مأموریت محمد هم‌چنین دربرگیرنده تبلیغ یکتاپرستی می‌باشد: قرآن از محمد می‌خواهد که به اظهار و تمجید نام پروردگارش بپردازد و به او دستور می‌دهد که از پرستش بتها یا نسبت دادن الوهیت به هر چیزی بجز خدا دوری بورزد.[۸۳]

موضوع آیات نخستین قرآن وظیفه انسان در برابر آفریننده خویش، رستاخیز مردگان، داوری پایانی خدا به همراه توصیف روشن عذاب‌های دوزخ و لذات و نعمات بهشت، و نشانه‌های خدا در همگی عرصه‌های زندگی انسان می‌باشد. تکالیف مذهبی که در این زمان از باورمندان خواسته شده بود اندک بودند: باور به خدا، درخواست برای بخشش گناهان، خواندن نمازهای مکرر، کمک به دیگران به‌ویژه نیازمندان، رد کردن تقلب و دوستی مال جهان (که در زندگی بازرگانی مکه، امری پراهمیت به‌شمار می‌رفت)، عفت و پاکدامنی و زنده به گور نکردن فرزندان دختر.[۸۵] آیات نخستین قرآن با پافشاری روی جنبه‌های اخلاقی آغاز و سپس به گونه فزآینده‌ای به انتقاد از خدایان مکه و بت‌پرستی پرداخت.[۸۵]

قرآن و جهاد

قرآن نبرد و قیام خونین را با حدود و مقتضیاتی مشخص تجویز کرده و حتی سستی از جنگ را در صورت لزوم آن از گناهان و جرائم بزرگ دانسته‌است: ۱. هنگامی که مسلمانان مورد تهاجم دشمن واقع شده و کشورشان در خطر باشد.[۸۶] ۲. برای دفع مخاطرات[۸۷] و فتنه و آشوب دشمن که به مراتب از خون‌ریزی بدتر و زیان بخش‌تر است.[۸۸] ۳. به منظور حفظ نوامیس و زنان و اطفال مسلمان که مورد شکنجه و فشار و تعدی دشمن واقع شده‌اند.[۸۹] ۴. در موردی که دشمن معاهده‌ای را که با مسلمانان بسته، نقض کند و اضافه بر پیمان‌شکنی، مشغول گمراه کردن و منحرف ساختن مؤمنین گشته و در دیانت طعن و لطمه وارد آورد.[۹۰] با تمامی این شرائط و حدود، لشکر اسلام پس از هر پیروزی مأمور به ملاطفت و مهربانی با دشمن است و باید صدمه و فشاری که از آنان دیده را در بوته فراموشی نهاده و همچون برادران و دوستان صمیمی با ایشان رفتار کند[۹۱] و با کمال رأفت، محبت، منطق قوی و کردار پسندیده آنان را به آیین حق دعوت کنند. وجه مشترک جنگ‌های اسلام، قیام در راه خدا، تحکیم و اجرای قانون حق و عدالت و برافکندن آشوب و فساد و هرج و مرج است. رویه لشکر اسلام نیز رویه‌ای مشفقانه دارند.[۹۲]

جستارهای وابسته

گالری تصاویر

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Nasr, Seyyed Hossein. "Qurʾān". Britanica. Retrieved April 16, 2014.
  2. معرفت، محمدهادی. «اعجاز القرآن». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ۹. دریافت‌شده در ۳۰ نوامبر ۲۰۱۲.
  3. Campo, Juan E. (2009). Encyclopedia of Islam (PDF). New York: Facts On File. p. 572. ISBN 0-8160-5454-1. Archived from the original (PDF) on 19 October 2013. Retrieved 13 July 2014.
  4. [۱]
  5. [۲]
  6. Campo, Juan E. (2009). Encyclopedia of Islam (PDF). New York: Facts On File. p. 572-573. ISBN 0-8160-5454-1. Archived from the original (PDF) on 19 October 2013. Retrieved 13 July 2014.
  7. صادقی تهرانی، محمد - تفسیر ترجمان فرقان- مقدمه جلد اول - چاپ تابستان ۱۳۸۸- انتشارات شکرانه بایگانی‌شده در ۴ دسامبر ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine
  8. Zayd, Nasr Hamid Abu. "Everyday Life, Qurʾān In." Encyclopaedia of the Qurʾān. General Editor: Jane Dammen McAuliffe, Georgetown University, Washington DC. Brill Online, 2014.
  9. Gilliot, Claude. "Traditional Disciplines of Qurʾānic Studies." Encyclopaedia of the Qurʾān. General Editor: Jane Dammen McAuliffe, Georgetown University, Washington DC. Brill Online, 2014.
  10. صادقی تهرانی - محمد، تفسیر ترجمان فرقان، جلد اول، انتشارات شکرانه، چاپ اول ۱۳۸۸
  11. صادقی تهرانی، محمد - بشارات عهدین (تفسیر قرآن کریم) - تفسیر سوره‌های انعام، کهف، فصلت - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  12. انعام:۱۱۵
  13. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - سوره انعام، آیه ۱۱۵ - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  14. صادقی تهرانی، محمد - تفسیر ترجمان فرقان - تفسیر انعام:۱۵ - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  15. المیزان انعام ۱۱۵؛ علامه طباطبایی؛
  16. کهف:۲۷
  17. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی - سوره کهف، آیه ۲۷ - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  18. صادقی تهرانی، محمد - تفسیر ترجمان فرقان (تفسیر قرآن کریم) - تفسیر سوره کهف - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  19. فصلت:۴۱–۴۲
  20. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی؛ کهف ۴۱ و ۴۲ - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  21. نحل:۸۹
  22. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی؛ نحل:۸۹ - انتشارات شکرانه ۱۳۸۸
  23. انعام:۳۸
  24. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی -انعام:۳۸- انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  25. انعام: ۵۹
  26. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان وحی -انعام:۵۹- انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  27. صادقی تهرانی، محمد - ترجمان فرقان (تفسیر قرآن کریم) - تفسیر سوره‌های انعام، کهف، فصلت - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۸۸
  28. نهج البلاغه:خطبه ۱۳۳
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ ۲۹٫۲ صادقی تهرانی، محمد - ترجمان فرقان - انتشارات شکرانه - چاپ ۱۳۹۰
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ نهج البلاغه:خطبه ۱۷۶
  31. نهج البلاغه:خطبه ۱۵۶
  32. صادقی تهرانی - محمد - بشارات عهدین - انتشارات شکرانه، چاپ ۱۳۹۰
  33. ﴿وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾
  34. ﴿اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ﴾
  35. Nasr, ‎Seyyed Hossein (2007), "Qur'an", Encyclopedia Britannica Online Retrieved on 2007–11–4.
  36. Samuel Pepys: "One feels it difficult to see how any mortal ever could consider this Koran as a Book written in Heaven, too good for the Earth; as a well-written book, or indeed as a book at all; and not a bewildered rhapsody; written, so far as writing goes, as badly as almost any book ever was!» http://maxwellinstitute.byu.edu/display.php?table=review&id=21 بایگانی‌شده در ۱۸ مه ۲۰۱۳ توسط Wayback Machine
  37. «The final process of collection and codification of the Qur'an text was guided by one over-arching principle: God's words must not in any way be distorted or sullied by human intervention. For this reason, no serious attempt, apparently, was made to edit the numerous revelations, organize them into thematic units, or present them in chronological order.... This has given rise in the past to a great deal of criticism by European and American scholars of Islam, who find the Qur'an disorganized, repetitive, and very difficult to read." Approaches to the Asian Classics, Irene Blomm, William Theodore De Bary, Columbia University Press,199۰, p. 65
  38. Nasr, ‎Seyyed Hossein (2007), "Qur'an", Encyclopedia Britannica Online Retrieved on 2007–11–4
  39. واژه‌های آسمانی، واحد پژوهش‌های مدرسهٔ قرآنیِ آفتاب
  40. لغت‌نامهٔ دهخدا، سرواژهٔ هفتک
  41. «ترکمن‌صحرا مدیا». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ فوریه ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۶ فوریه ۲۰۰۸.
  42. Sadeghi, Behnam (1 January 2011). "The Chronology of the Qurān: A Stylometric Research Program بایگانی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۶ توسط Wayback Machine". Arabica 58 (3): 210–299.
  43. «Birmingham Qur'an manuscript dated among the oldest in the world». ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۹ اوت ۲۰۱۵.
  44. رامیار، تاریخ قرآن، ص ۲۱۳.
  45. قرآن هرگز تحریف نشده‌است (برگردان فصل الخطاب فی نبود تحریف کتاب رب‌الارباب)، نویسنده: حسن حسن‌زاده آملی برگرداننده: عبدالعلی محمدی شاهرودی، انتشارات شورش، چاپ چهارم، ص۲۹ به گفته اتقان فصل نخست از نوع هجدهم
  46. ترجمه تفسیر المیزان - محمدحسین طباطبایی - تفسیر آیات نخست سوره حجر - گفتاری در چند فصل در مصونیت قرآن از تحریف
  47. رامیار، تاریخ قرآن:۲۵۵
  48. (ر.ک. کتاب قرآن شناخت، بهاءالدین خرمشاهی).
  49. (ر. ک. کتاب قرآن شناخت، بهاءالدین خرمشاهی)
  50. ر. ک. تاریخ قرآن، عزت دروزه /البیان، خویی /کاوشی در گردآوری قرآن، ایازی /مباحثی در علوم قرآن، صبحی صالح
  51. تاریخ قرآن، محمود رامیار، صص ۵۲۷ تا ۵۴۸
  52. ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ Newby, Gordon Darnell. "Forgery." Encyclopaedia of the Quran
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ Lazarus-Yafeh, Hava. "Taḥrīf (a.).» Encyclopaedia of Islam, Second Edition
  54. ۵۴٫۰ ۵۴٫۱ Lowin, Shari. "Revision and Alteration." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  55. Burton, John. "The Collection of the Qurʾān." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  56. Richard Bell, William Montgomery Watt, Bell's introduction to the Qur'ān, p. 4۶
  57. lawlā annahu zīda fī kitāb Allāh wa-nuqiṣa minhu mā khafiya ḥaqqunā ʿalā dhī ḥijan; ʿAyyāshī, Tafsīr, i, ۲۵
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ ۵۸٫۲ Bar-Asher, Meir M. «Shīʿism and the Qurʾān." Encyclopaedia of the Qurʾān.
  59. مقایسه کنید
    • Lazarus-Yafeh, Hava. "Taḥrīf (a.).» Encyclopaedia of Islam
    • Bar-Asher, Meir M. «Shīʿism and the Qurʾān." Encyclopaedia of the Qurʾān
  60. قرآن هرگز تحریف نشده‌است، برگردان کتاب فصل الخطاب فی نبود تحریف کتاب رب‌الارباب، حسن حسن‌زاده آملی، برگرداننده عبدالعلی محمدی شاهرودی، انتشارات شورش، چاپ چهارم، قم ۱۳۸۱، ص ۱۱۵ تا ۱۲۰
  61. فیض کاشانی ملا محسن، الأصفی فی تفسیر القرآن، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم ۱۴۱۸ ق، ج۱، ص ۶۲۶
  62. بحار الانوار جلد ۸۹ صفحهٔ ۷۵
  63. البیان فی برداشت القرآن
  64. خاتم المحدثین میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسایل
  65. «واژه‌نامه دهخدا: زیر واژه طبرسی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۶ اوت ۲۰۱۱.
  66. روایات فصل الخطاب نوری (۲)
  67. روایات فصل الخطاب نوری (۳)
  68. William Montgomery Watt and Richard Bell, Bell's introduction to the Qur’an, Edinburgh University Press, 1۹۷۷, p. 51
  69. R. Bell & W.M. Watt, An introduction to the Quran, Edinburgh University Press, 1977, p.93
  70. Wansbrough, John (1977). Quranic Studies: Sources and Methods of Scriptural Interpretation
  71. Wansbrough, John (1978). The Sectarian Milieu: Content and Composition of Islamic Salvation History.
  72. ۷۲٫۰ ۷۲٫۱ Patricia Crone, Michael Cook, and Gerd R. Puin as quoted in Toby Lester (January 1999), "What Is the Koran?", The Atlantic Monthly
  73. David Waines, Introduction to Islam, Cambridge, Eng. : Cambridge University Press, 1995. ISBN 0-521-42929-3, pp 2۷۳–۲۷۴
  74. Sergeant, Journal of the Royal Asiatic Society, 1981, p. 210
  75. van Ess, "The Making Of Islam" , Times Literary Supplement, Sep 8 197۸, p. 998
  76. N.J. Dawood, The Koran, Middlesex, England: Penguin Books, 1983, p. 10, bold added
  77. Cyril Glass? The Concise Encyclopedia of Islam, San Francisco: Harper & Row, 198۹, p. 324, bold added
  78. «قرآن باارزش نیریزی». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ نوامبر ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۶.
  79. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و معجزه ماندگار(۲) پدید آورنده: محمدباقر شریعتی سبزواری، صفحه ۶۴
  80. دانشنامه رشد
  81. «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۱ نوامبر ۲۰۱۸.
  82. آیه ۳۸:۷۰ و ۶:۱۹ را ببینید
  83. ۸۳٫۰ ۸۳٫۱ یوری روبین، نوشتار محمد، دائرةالمعارف قرآن
  84. دانیل پترسون، نوشتار اخبار خوب، دائرةالمعارف قرآن
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ آلفورد ولش، محمد، دانشنامه اسلام
  86. ترجمان وحی - قرآن کریم - حج:۳۹:۴۰ / محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
  87. ترجمان وحی - ترجمان قرآن کریم - سوره نساء:۸۴ / محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
  88. ترجمان وحی - ترجمان قرآن کریم (بقره: ۱۹۱) (بقره - ۲۱۷) - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۸
  89. قرآن کریم - و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله؛ و المستضعفین من الرّجال و النّساء و الولدان الّذین یقولون ربّنا أخرجنا من هذه القریة الظّالم اهلها و إجعل لنا من لدنّک ولیاً و إجعل لنا من لدنک نصیراً.
  90. ترجمان وحی - ترجمان قرآن کریم - سوره توبة:۱۳–۱۲ / محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
  91. تر جمان وجی - ترجمان قرآن کریم - سوره فتح:۲۴–۲۶ / محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول ۱۳۸۵
  92. بشارات عهدین - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ اول - ۱۳۹۰
  • ^ مدیر شانه‌چی، در مشکوة، شماره ۲، بهار ۱۳۶۲ش، ص ۱۵۱–۱۵۲
  • ^ سوره ابراهیم، آیه ۱: (به عربی: «كتابٌ انزَلناه اليكَ لتُخرجَ الناسَ من الظلماتِ الي النورِ بأذنِ ربِّهِم الي صراطِ العزيزِ الحميدِ»)
  • ^  برای نمونه مراجعه کنید به چه کسانی قرآن را نوشته‌اند
  • ^ خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه از بهاءالدین خرمشاهی، ناشر:جامی و نیلوفر، ص ۶۵۲
  • ^  زرین کوب، عبدالحسین؛ ۱۳۴۳؛ تاریخ ایران بعد از اسلام؛ صفحه ۲۰؛ انتظارات امیرکبیر
  • ^ خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه از بهاءالدین خرمشاهی، ناشر:جامی و نیلوفر، ص ۶۵۷
  • ^ سوره بقره، آیه ۲۳:(به عربی: «و أُن كنتُم في ريبٍ ممّا نزّلنا علي عبدنا فأتوا بسورةٍ من مثلِه و ادعوا شهداءَكم من دون الله ان كنتم صادقين»)
  • ^  سوره الفرقان، آیه ۵:﴿وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَىٰ عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلًا﴾
  • ^  سوره العنکبوت، آیه ۴۸:﴿وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ ۖ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ﴾
  • ^  سوره علق، آیه ۴:﴿الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾
  • منابع

    پیوند به بیرون

    در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد قرآن اطلاعات بیشتری بیابید.


    Search Wikibooks در میان کتاب‌ها از ویکی‌کتاب
    Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
    Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار

    Quran
    A paper Quran opened halfwise on top of a brown cloth
    Information
    ReligionIslam
    LanguageQuranic Arabic
    Period609–632
    Chapters114 (list)

    The Quran (/kɔːrˈɑːn/[Note 1] kor-AHN; Arabic: القرآن‎, romanizedal-Qurʼān Arabic pronunciation: [alqur'ʔaːn],[Note 2] literally meaning "the recitation"), also romanized Qur'an or Koran,[Note 3] is the central religious text of Islam, which Muslims believe to be a revelation from God (Allah).[11] It is widely regarded as the finest work in classical Arabic literature.[12][13][Note 4][Note 5] Slightly shorter than the New Testament,[16] it is organized in 114 chapters (Arabic: سورة sūrah, plural سور suwar) — not according to when they were revealed (nor by subject matter), but according to length of surahs (with some exceptions) under the guidance of divine revelation.[17] Surah are subdivided into verses (Arabic: آية āyah, plural آيات āyāt).

    Muslims believe that the Quran was orally revealed by God to the final prophet, Muhammad, through the archangel Gabriel (Jibril),[18][19] incrementally over a period of some 23 years, beginning on 22 December 609 CE,[20] when Muhammad was 40, and concluding in 632, the year of his death.[11][21][22] Muslims regard the Quran as Muhammad's most important miracle, a proof of his prophethood,[23] and the culmination of a series of divine messages starting with those revealed to Adam, including the Tawrah (Torah), the Zabur ("Psalms") and the Injil ("Gospel"), and ending Muhammad's revelation. The word "Quran" occurs some 70 times in the Quran's text, and other names and words are also said to refer to the Quran.[24] Unlike the Bible, it is thought by Muslims to be not simply divinely inspired, but the literal word of God.[25]

    According to tradition, several of Muhammad's companions served as scribes and recorded the revelations.[26] Shortly after his death, the Quran was compiled by the companions, who had written down or memorized parts of it.[27] The codices showed differences that motivated Caliph Uthman to establish a standard version, now known as Uthman's codex, which is generally considered the archetype of the Quran known today. There are, however, variant readings, with mostly minor differences in meaning.[26]

    The Quran assumes familiarity with major narratives recounted in the Biblical scriptures. It summarizes some, dwells at length on others and, in some cases, presents alternative accounts and interpretations of events.[28][29][30] The Quran describes itself as a book of guidance for mankind 2:185. It sometimes offers detailed accounts of specific historical events, and it often emphasizes the moral significance of an event over its narrative sequence.[31][32] Supplementing the Quran with explanations for some cryptic Quranic narratives, and rulings that also provide the basis for sharia (Islamic) law (in most denominations of Islam),[33][Note 6] are Hadithoral and written traditions believed to describe words and actions of Muhammad.[Note 7][33] During prayers, the Quran is recited only in Arabic.[34]

    Someone who has memorized the entire Quran is called a hafiz. Quranic verse (ayah) is sometimes recited with a special kind of elocution reserved for this purpose, called tajwid. During the month of Ramadan, Muslims typically complete the recitation of the whole Quran during tarawih prayers. In order to extrapolate the meaning of a particular Quranic verse, most Muslims rely on exegesis, or tafsir.[35]

    Etymology and meaning

    Muhammad in the Nuremberg Chronicle on a throne, holding the Quran

    The word qurʼān appears about 70 times in the Quran itself, assuming various meanings. It is a verbal noun (maṣdar) of the Arabic verb qaraʼa (قرأ), meaning "he read" or "he recited". The Syriac equivalent is (ܩܪܝܢܐ) qeryānā, which refers to "scripture reading" or "lesson".[36] While some Western scholars consider the word to be derived from the Syriac, the majority of Muslim authorities hold the origin of the word is qaraʼa itself.[11] Regardless, it had become an Arabic term by Muhammad's lifetime.[11] An important meaning of the word is the "act of reciting", as reflected in an early Quranic passage: "It is for Us to collect it and to recite it (qurʼānahu)."[37]

    In other verses, the word refers to "an individual passage recited [by Muhammad]". Its liturgical context is seen in a number of passages, for example: "So when al-qurʼān is recited, listen to it and keep silent."[38] The word may also assume the meaning of a codified scripture when mentioned with other scriptures such as the Torah and Gospel.[39]

    The term also has closely related synonyms that are employed throughout the Quran. Each synonym possesses its own distinct meaning, but its use may converge with that of qurʼān in certain contexts. Such terms include kitāb (book); āyah (sign); and sūrah (scripture). The latter two terms also denote units of revelation. In the large majority of contexts, usually with a definite article (al-), the word is referred to as the "revelation" (waḥy), that which has been "sent down" (tanzīl) at intervals.[40][41] Other related words are: dhikr (remembrance), used to refer to the Quran in the sense of a reminder and warning, and ḥikmah (wisdom), sometimes referring to the revelation or part of it.[11][Note 8]

    The Quran describes itself as "the discernment" (al-furqān), "the mother book" (umm al-kitāb), "the guide" (huda), "the wisdom" (hikmah), "the remembrance" (dhikr) and "the revelation" (tanzīl; something sent down, signifying the descent of an object from a higher place to lower place).[42] Another term is al-kitāb (The Book), though it is also used in the Arabic language for other scriptures, such as the Torah and the Gospels. The term mus'haf ('written work') is often used to refer to particular Quranic manuscripts but is also used in the Quran to identify earlier revealed books.[11]

    History

    Prophetic era

    Cave of Hira, location of Muhammad's first revelation.

    Islamic tradition relates that Muhammad received his first revelation in the Cave of Hira during one of his isolated retreats to the mountains. Thereafter, he received revelations over a period of 23 years. According to hadith and Muslim history, after Muhammad immigrated to Medina and formed an independent Muslim community, he ordered many of his companions to recite the Quran and to learn and teach the laws, which were revealed daily. It is related that some of the Quraysh who were taken prisoners at the Battle of Badr regained their freedom after they had taught some of the Muslims the simple writing of the time. Thus a group of Muslims gradually became literate. As it was initially spoken, the Quran was recorded on tablets, bones, and the wide, flat ends of date palm fronds. Most suras were in use amongst early Muslims since they are mentioned in numerous sayings by both Sunni and Shia sources, relating Muhammad's use of the Quran as a call to Islam, the making of prayer and the manner of recitation. However, the Quran did not exist in book form at the time of Muhammad's death in 632.[43][44][45] There is agreement among scholars that Muhammad himself did not write down the revelation.[46]

    Quranic verse calligraphy, inscribed on the shoulder blade of a camel with inks

    Sahih al-Bukhari narrates Muhammad describing the revelations as, "Sometimes it is (revealed) like the ringing of a bell" and Aisha reported, "I saw the Prophet being inspired Divinely on a very cold day and noticed the sweat dropping from his forehead (as the Inspiration was over)."[Note 9] Muhammad's first revelation, according to the Quran, was accompanied with a vision. The agent of revelation is mentioned as the "one mighty in power",[48] the one who "grew clear to view when he was on the uppermost horizon. Then he drew nigh and came down till he was (distant) two bows' length or even nearer."[44][49] The Islamic studies scholar Welch states in the Encyclopaedia of Islam that he believes the graphic descriptions of Muhammad's condition at these moments may be regarded as genuine, because he was severely disturbed after these revelations. According to Welch, these seizures would have been seen by those around him as convincing evidence for the superhuman origin of Muhammad's inspirations. However, Muhammad's critics accused him of being a possessed man, a soothsayer or a magician since his experiences were similar to those claimed by such figures well known in ancient Arabia. Welch additionally states that it remains uncertain whether these experiences occurred before or after Muhammad's initial claim of prophethood.[50]

    Part of Al-Alaq – 96th sura of the Quran – the first revelation received by Muhammad.

    The Quran describes Muhammad as "ummi",[51] which is traditionally interpreted as "illiterate", but the meaning is rather more complex. Medieval commentators such as Al-Tabari maintained that the term induced two meanings: first, the inability to read or write in general; second, the inexperience or ignorance of the previous books or scriptures (but they gave priority to the first meaning). Muhammad's illiteracy was taken as a sign of the genuineness of his prophethood. For example, according to Fakhr al-Din al-Razi, if Muhammad had mastered writing and reading he possibly would have been suspected of having studied the books of the ancestors. Some scholars such as Watt prefer the second meaning of "ummi"—they take it to indicate unfamiliarity with earlier sacred texts.[44][52]

    The final verse of the Quran was revealed on the 18th of the Islamic month of Dhu al-Hijjah in the year 10 A.H., a date that roughly corresponds to February or March 632. The verse was revealed after the Prophet finished delivering his sermon at Ghadir Khumm.

    Compilation

    Following Muhammad's death in 632, a number of his companions who knew the Quran by heart were killed in the Battle of Yamama by Musaylimah. The first caliph, Abu Bakr (d. 634), subsequently decided to collect the book in one volume so that it could be preserved. Zayd ibn Thabit (d. 655) was the person to collect the Quran since "he used to write the Divine Inspiration for Allah's Apostle". Thus, a group of scribes, most importantly Zayd, collected the verses and produced a hand-written manuscript of the complete book. The manuscript according to Zayd remained with Abu Bakr until he died. Zayd's reaction to the task and the difficulties in collecting the Quranic material from parchments, palm-leaf stalks, thin stones (collectively known as suhuf)[53] and from men who knew it by heart is recorded in earlier narratives. After Abu Bakr, Hafsa bint Umar, Muhammad's widow, was entrusted with the manuscript.[citation needed]

    In about 650, the third Caliph Uthman ibn Affan (d. 656) began noticing slight differences in pronunciation of the Quran as Islam expanded beyond the Arabian Peninsula into Persia, the Levant, and North Africa. In order to preserve the sanctity of the text, he ordered a committee headed by Zayd to use Abu Bakr's copy and prepare a standard copy of the Quran.[43][54] Thus, within 20 years of Muhammad's death, the Quran was committed to written form. That text became the model from which copies were made and promulgated throughout the urban centers of the Muslim world, and other versions are believed to have been destroyed.[43][55][56][57] The present form of the Quran text is accepted by Muslim scholars to be the original version compiled by Abu Bakr.[44][45][Note 10]

    Quran − in Mashhad, Iran − said to be written by Ali

    According to Shia, Ali ibn Abi Talib (d. 661) compiled a complete version of the Quran shortly after Muhammad's death. The order of this text differed from that gathered later during Uthman's era in that this version had been collected in chronological order. Despite this, he made no objection against the standardized Quran and accepted the Quran in circulation. Other personal copies of the Quran might have existed including Ibn Mas'ud's and Ubay ibn Ka'b's codex, none of which exist today.[11][43][59]

    The Quran most likely existed in scattered written form during Muhammad's lifetime. Several sources indicate that during Muhammad's lifetime a large number of his companions had memorized the revelations. Early commentaries and Islamic historical sources support the above-mentioned understanding of the Quran's early development.[27] The Quran in its present form is generally considered by academic scholars to record the words spoken by Muhammad because the search for variants has not yielded any differences of great significance.[page needed][60] University of Chicago professor Fred Donner states that "...there was a very early attempt to establish a uniform consonantal text of the Qurʾān from what was probably a wider and more varied group of related texts in early transmission. [...] After the creation of this standardized canonical text, earlier authoritative texts were suppressed, and all extant manuscripts—despite their numerous variants—seem to date to a time after this standard consonantal text was established."[61] Although most variant readings of the text of the Quran have ceased to be transmitted, some still are.[62][63] There has been no critical text produced on which a scholarly reconstruction of the Quranic text could be based.[Note 11] Historically, controversy over the Quran's content has rarely become an issue, although debates continue on the subject.[65][Note 12]

    In 1972, in a mosque in the city of Sana'a, Yemen, manuscripts were discovered that were later proved to be the most ancient Quranic text known to exist at the time. The Sana'a manuscripts contain palimpsests, a manuscript page from which the text has been washed off to make the parchment reusable again—a practice which was common in ancient times due to scarcity of writing material. However, the faint washed-off underlying text (scriptio inferior) is still barely visible and believed to be "pre-Uthmanic" Quranic content, while the text written on top (scriptio superior) is believed to belong to Uthmanic time.[66] Studies using radiocarbon dating indicate that the parchments are dated to the period before 671 CE with a 99 percent probability.[67][68] The German scholar Gerd R. Puin has been investigating these Quran fragments for years. His research team made 35,000 microfilm photographs of the manuscripts, which he dated to early part of the 8th century. Puin has not published the entirety of his work, but noted unconventional verse orderings, minor textual variations, and rare styles of orthography. He also suggested that some of the parchments were palimpsests which had been reused. Puin believed that this implied an evolving text as opposed to a fixed one.[69]

    Birmingham Quran manuscript, dated among the oldest in the world

    In 2015, fragments of a very early Quran, dating back to 1370 years ago, were discovered in the library of the University of Birmingham, England. According to the tests carried out by Oxford University Radiocarbon Accelerator Unit, "with a probability of more than 95%, the parchment was from between 568 and 645". The manuscript is written in Hijazi script, an early form of written Arabic.[70] This is possibly the earliest extant exemplar of the Quran, but as the tests allow a range of possible dates, it cannot be said with certainty which of the existing versions is the oldest.[70] Saudi scholar Saud al-Sarhan has expressed doubt over the age of the fragments as they contain dots and chapter separators that are believed to have originated later.[71] However Joseph E. B. Lumbard of Brandeis University has written in the Huffington Post in support of the dates proposed by the Birmingham scholars. Professor Lumbard notes that the discovery of a Quranic text that may be confirmed by radiocarbon dating as having been written in the first decades of the Islamic era, while presenting a text substantially in conformity with that traditionally accepted, reinforces a growing academic consensus that many Western sceptical and 'revisionist' theories of Quranic origins are now untenable in the light of empirical findings – whereas, on the other hand, counterpart accounts of Quranic origins within classical Islamic traditions stand up well in the light of ongoing scientific discoveries.[72]

    Significance in Islam

    Muslims believe the Quran to be God's final revelation to humanity, a work of divine guidance revealed to Muhammad through the angel Gabriel.[21][73]

    Revered by pious Muslims as "the holy of holies",[74] whose sound moves some to "tears and esctasy",[75] it is the physical symbol of the faith,[76] the text often used as a charm[77] on occasions of birth, death, marriage. Consequently

    It must never rest beneath other books, but always on top of them, one must never drink or smoke when it is being read aloud, and it must be listened to in silence. It is a talisman against disease and disaster.[74][78]

    Traditionally great emphasis was put on children memorizing the 6200+ verses of the Quran, those succeeding being honored with the title Hafiz. "Millions and millions" of Muslims "refer to the Koran daily to explain their actions and to justify their aspirations",[Note 13] and in recent years many consider it the source of scientific knowledge.[80][81]

    Revelation in Islamic and Quranic contexts means the act of God addressing an individual, conveying a message for a greater number of recipients. The process by which the divine message comes to the heart of a messenger of God is tanzil (to send down) or nuzūl (to come down). As the Quran says, "With the truth we (God) have sent it down and with the truth it has come down."[82]

    The Quran frequently asserts in its text that it is divinely ordained. Some verses in the Quran seem to imply that even those who do not speak Arabic would understand the Quran if it were recited to them.[83] The Quran refers to a written pre-text, "the preserved tablet", that records God's speech even before it was sent down.[84][85]

    Muslims believe that the present wording of the Quran corresponds to that revealed to Muhammad, and according to their interpretation of Quran 15:9, it is protected from corruption ("Indeed, it is We who sent down the Quran and indeed, We will be its guardian.").[86] Muslims consider the Quran to be a guide, a sign of the prophethood of Muhammad and the truth of the religion.

    Muslim do not all agree over whether the Quran was created by God or is eternal and "uncreated". Sunni (who make up about 85-90% of Muslims) hold that the Quran is uncreated — a doctrine that has been unchallenged among them for many centuries. Minority sects — Shia Twelvers and Zaydi, and the Kharijites — believe the Quran is created.[87] Sufi philosophers view the question as artificial or wrongly framed.[88][need quotation to verify]

    Inimitability

    Inimitability of the Quran (or "I'jaz") is the belief that no human speech can match the Quran in its content and form. The Quran is considered an inimitable miracle by Muslims, effective until the Day of Resurrection—and, thereby, the central proof granted to Muhammad in authentication of his prophetic status. The concept of inimitability originates in the Quran where in five different verses opponents are challenged to produce something like the Quran: "If men and sprites banded together to produce the like of this Quran they would never produce its like not though they backed one another."[89] From the ninth century, numerous works appeared which studied the Quran and examined its style and content. Medieval Muslim scholars including al-Jurjani (d. 1078) and al-Baqillani (d. 1013) have written treatises on the subject, discussed its various aspects, and used linguistic approaches to study the Quran. Others argue that the Quran contains noble ideas, has inner meanings, maintained its freshness through the ages and has caused great transformations at the individual level and in history. Some scholars state that the Quran contains scientific information that agrees with modern science. The doctrine of the miraculousness of the Quran is further emphasized by Muhammad's illiteracy since the unlettered prophet could not have been suspected of composing the Quran.[59][90]

    In worship

    While standing in prayers, worshipers recite the first chapter of the Quran, al-Fatiha, followed by any other section.

    The first sura of the Quran is repeated in daily prayers and in other occasions. This sura, which consists of seven verses, is the most often recited sura of the Quran:[11]

    Praised be God, Lord of the Universe, the Beneficent, the Merciful and Master of the Day of Judgment, You alone We do worship and from You alone we do seek assistance, guide us to the right path, the path of those to whom You have granted blessings, those who are neither subject to Your anger nor have gone astray."[91]

    Other sections of the Quran of choice are also read in daily prayers.

    Respect for the written text of the Quran is an important element of religious faith by many Muslims, and the Quran is treated with reverence. Based on tradition and a literal interpretation of Quran 56:79 ("none shall touch but those who are clean"), some Muslims believe that they must perform a ritual cleansing with water before touching a copy of the Quran, although this view is not universal.[11] Worn-out copies of the Quran are wrapped in a cloth and stored indefinitely in a safe place, buried in a mosque or a Muslim cemetery, or burned and the ashes buried or scattered over water.[92]

    In Islam, most intellectual disciplines, including Islamic theology, philosophy, mysticism and jurisprudence, have been concerned with the Quran or have their foundation in its teachings.[11] Muslims believe that the preaching or reading of the Quran is rewarded with divine rewards variously called ajr, thawab or hasanat.[93]

    In Islamic art

    The Quran also inspired Islamic arts and specifically the so-called Quranic arts of calligraphy and illumination.[11] The Quran is never decorated with figurative images, but many Qurans have been highly decorated with decorative patterns in the margins of the page, or between the lines or at the start of suras. Islamic verses appear in many other media, on buildings and on objects of all sizes, such as mosque lamps, metal work, pottery and single pages of calligraphy for muraqqas or albums.

    Text and arrangement

    First sura of the Quran, Al-Fatiha, consisting of seven verses.

    The Quran consists of 114 chapters of varying lengths, each known as a sūrah. Chapters are classified as Meccan or Medinan, depending on whether the verses were revealed before or after the migration of Muhammad to the city of Medina. However, a sūrah classified as Medinan may contain Meccan verses in it and vice versa. Sūrah titles are derived from a name or quality discussed in the text, or from the first letters or words of the sūrah. Chapters are arranged roughly in order of decreasing size. The sūrah arrangement is thus not connected to the sequence of revelation. Each sūrah except the ninth starts with the Bismillah (بسم الله الرحمن الرحيم), an Arabic phrase meaning "In the name of God". There are, however, still 114 occurrences of the Bismillah in the Quran, due to its presence in Quran 27:30 as the opening of Solomon's letter to the Queen of Sheba.[94]

    At-Tin (the fig), 95th sura of the Quran.

    Each sūrah consists of several verses, known as āyāt, which originally means a "sign" or "evidence" sent by God. The number of verses differs from sūrah to sūrah. An individual verse may be just a few letters or several lines. The total number of verses in the Quran is 6,236;[Note 14] however, the number varies if the bismillahs are counted separately.

    In addition to and independent of the division into chapters, there are various ways of dividing the Quran into parts of approximately equal length for convenience in reading. The 30 juz' (plural ajzāʼ) can be used to read through the entire Quran in a month. Some of these parts are known by names—which are the first few words by which the juzʼ starts. A juz' is sometimes further divided into two ḥizb (plural aḥzāb), and each hizb subdivided into four rubʻ al-ahzab. The Quran is also divided into seven approximately equal parts, manzil (plural manāzil), for it to be recited in a week.[11]

    A different structure is provided by semantical units resembling paragraphs and comprising roughly ten āyāt each. Such a section is called a rukū`.

    The Muqattaʿat (Arabic: حروف مقطعاتḥurūf muqaṭṭaʿāt "disjoined letters" or "disconnected letters";[97] also "mysterious letters") are combinations of between one and five Arabic letters figuring at the beginning of 29 out of the 114 chapters of the Quran just after the basmala.[98] The letters are also known as fawātih (فواتح) or "openers" as they form the opening verse of their respective suras. Four surahs are named for their muqatta'at, Ṭāʾ-Hāʾ, Yāʾ-Sīn, Ṣād and Qāf. The original significance of the letters is unknown. Tafsir (exegesis) has interpreted them as abbreviations for either names or qualities of God or for the names or content of the respective surahs.

    According to one estimate the Quran consists of 77,430 words, 18,994 unique words, 12,183 stems, 3,382 lemmas and 1,685 roots.[99]

    Contents

    The Quranic content is concerned with basic Islamic beliefs including the existence of God and the resurrection. Narratives of the early prophets, ethical and legal subjects, historical events of Muhammad's time, charity and prayer also appear in the Quran. The Quranic verses contain general exhortations regarding right and wrong and historical events are related to outline general moral lessons. Verses pertaining to natural phenomena have been interpreted by Muslims as an indication of the authenticity of the Quranic message.[100] The style of the Quran has been called "allusive", with commentaries needed to explain what is being referred to -- "events are referred to, but not narrated; disagreements are debated without being explained; people and places are mentioned, but rarely named."[101]

    Monotheism

    The central theme of the Quran is monotheism. God is depicted as living, eternal, omniscient and omnipotent (see, e.g., Quran 2:20, 2:29, 2:255). God's omnipotence appears above all in his power to create. He is the creator of everything, of the heavens and the earth and what is between them (see, e.g., Quran 13:16,2:253,50:38, etc.). All human beings are equal in their utter dependence upon God,[better source needed] and their well-being depends upon their acknowledging that fact and living accordingly.[44][100]

    A 12th-century Quran manuscript at Reza Abbasi Museum.

    The Quran uses cosmological and contingency arguments in various verses without referring to the terms to prove the existence of God. Therefore, the universe is originated and needs an originator, and whatever exists must have a sufficient cause for its existence. Besides, the design of the universe is frequently referred to as a point of contemplation: "It is He who has created seven heavens in harmony. You cannot see any fault in God's creation; then look again: Can you see any flaw?"[102][59]

    Eschatology

    The doctrine of the last day and eschatology (the final fate of the universe) may be reckoned as the second great doctrine of the Quran.[44] It is estimated that approximately one-third of the Quran is eschatological, dealing with the afterlife in the next world and with the day of judgment at the end of time.[55] There is a reference to the afterlife on most pages of the Quran and belief in the afterlife is often referred to in conjunction with belief in God as in the common expression: "Believe in God and the last day".[103] A number of suras such as 44, 56, 75, 78, 81 and 101 are directly related to the afterlife and its preparations. Some suras indicate the closeness of the event and warn people to be prepared for the imminent day. For instance, the first verses of Sura 22, which deal with the mighty earthquake and the situations of people on that day, represent this style of divine address: "O People! Be respectful to your Lord. The earthquake of the Hour is a mighty thing."[59]

    The Quran is often vivid in its depiction of what will happen at the end time. Watt describes the Quranic view of End Time:[44]

    "The climax of history, when the present world comes to an end, is referred to in various ways. It is 'the Day of Judgment,' 'the Last Day,' 'the Day of Resurrection,' or simply 'the Hour.' Less frequently it is 'the Day of Distinction' (when the good are separated from the evil), 'the Day of the Gathering' (of men to the presence of God) or 'the Day of the Meeting' (of men with God). The Hour comes suddenly. It is heralded by a shout, by a thunderclap, or by the blast of a trumpet. A cosmic upheaval then takes place. The mountains dissolve into dust, the seas boil up, the sun is darkened, the stars fall and the sky is rolled up. God appears as Judge, but his presence is hinted at rather than described. [...] The central interest, of course, is in the gathering of all mankind before the Judge. Human beings of all ages, restored to life, join the throng. To the scoffing objection of the unbelievers that former generations had been dead a long time and were now dust and mouldering bones, the reply is that God is nevertheless able to restore them to life."

    The Quran does not assert a natural immortality of the human soul, since man's existence is dependent on the will of God: when he wills, he causes man to die; and when he wills, he raises him to life again in a bodily resurrection.[104]

    Prophets

    According to the Quran, God communicated with man and made his will known through signs and revelations. Prophets, or 'Messengers of God', received revelations and delivered them to humanity. The message has been identical and for all humankind. "Nothing is said to you that was not said to the messengers before you, that your lord has at his Command forgiveness as well as a most Grievous Penalty."[105] The revelation does not come directly from God to the prophets. Angels acting as God's messengers deliver the divine revelation to them. This comes out in Quran 42:51, in which it is stated: "It is not for any mortal that God should speak to them, except by revelation, or from behind a veil, or by sending a messenger to reveal by his permission whatsoever He will."[55][104]

    Ethico-religious concepts

    Belief is a fundamental aspect of morality in the Quran, and scholars have tried to determine the semantic contents of "belief" and "believer" in the Quran.[106] The ethico-legal concepts and exhortations dealing with righteous conduct are linked to a profound awareness of God, thereby emphasizing the importance of faith, accountability, and the belief in each human's ultimate encounter with God. People are invited to perform acts of charity, especially for the needy. Believers who "spend of their wealth by night and by day, in secret and in public" are promised that they "shall have their reward with their Lord; on them shall be no fear, nor shall they grieve".[107] It also affirms family life by legislating on matters of marriage, divorce, and inheritance. A number of practices, such as usury and gambling, are prohibited. The Quran is one of the fundamental sources of Islamic law (sharia). Some formal religious practices receive significant attention in the Quran including the formal prayers (salat) and fasting in the month of Ramadan. As for the manner in which the prayer is to be conducted, the Quran refers to prostration.[27][104] The term for charity, zakat, literally means purification. Charity, according to the Quran, is a means of self-purification.[84][108]

    Encouragement for the sciences

    The astrophysicist Nidhal Guessoum, while being highly critical of pseudo-scientific claims made about the Quran, has highlighted the encouragement for sciences that the Quran provides by developing "the concept of knowledge."[109] He writes: "The Qur'an draws attention to the danger of conjecturing without evidence (And follow not that of which you have not the (certain) knowledge of... 17:36) and in several different verses asks Muslims to require proofs (Say: Bring your proof if you are truthful 2:111), both in matters of theological belief and in natural science." Guessoum cites Ghaleb Hasan on the definition of "proof" according the Quran being "clear and strong... convincing evidence or argument." Also, such a proof cannot rely on an argument from authority, citing verse 5:104. Lastly, both assertions and rejections require a proof, according to verse 4:174.[110] Ismail al-Faruqi and Taha Jabir Alalwani are of the view that any reawakening of the Muslim civilization must start with the Quran; however, the biggest obstacle on this route is the "centuries old heritage of tafseer (exegesis) and other classical disciplines" which inhibit a "universal, epidemiological and systematic conception" of the Quran's message.[111] The philosopher Muhammad Iqbal, considered the Quran's methodology and epistemology to be empirical and rational.[112]

    It's generally accepted[by whom?] that there are around 750 verses[which?] in the Quran dealing with natural phenomena. In many of these verses the study of nature is "encouraged and highly recommended", and historical Islamic scientists like Al-Biruni and Al-Battani derived their inspiration from verses of the Quran.[additional citation(s) needed] Mohammad Hashim Kamali has stated that "scientific observation, experimental knowledge and rationality" are the primary tools with which humanity can achieve the goals laid out for it in the Quran.[113] Ziauddin Sardar built a case for Muslims having developed the foundations of modern science, by highlighting the repeated calls of the Quran to observe and reflect upon natural phenomenon.[114]

    The physicist Abdus Salam, in his Nobel Prize banquet address, quoted a well known verse from the Quran (67:3–4) and then stated: "This in effect is the faith of all physicists: the deeper we seek, the more is our wonder excited, the more is the dazzlement of our gaze".[115] One of Salam's core beliefs was that there is no contradiction between Islam and the discoveries that science allows humanity to make about nature and the universe. Salam also held the opinion that the Quran and the Islamic spirit of study and rational reflection was the source of extraordinary civilizational development.[116] Salam highlights, in particular, the work of Ibn al-Haytham and Al-Biruni as the pioneers of empiricism who introduced the experimental approach, breaking with Aristotle's influence and thus giving birth to modern science. Salam was also careful to differentiate between metaphysics and physics, and advised against empirically probing certain matters on which "physics is silent and will remain so," such as the doctrine of "creation from nothing" which in Salam's view is outside the limits of science and thus "gives way" to religious considerations.[117]

    Literary style

    Boys studying Quran, Touba, Senegal

    The Quran's message is conveyed with various literary structures and devices. In the original Arabic, the suras and verses employ phonetic and thematic structures that assist the audience's efforts to recall the message of the text. Muslims[who?] assert (according to the Quran itself) that the Quranic content and style is inimitable.[118]

    The language of the Quran has been described as "rhymed prose" as it partakes of both poetry and prose; however, this description runs the risk of failing to convey the rhythmic quality of Quranic language, which is more poetic in some parts and more prose-like in others. Rhyme, while found throughout the Quran, is conspicuous in many of the earlier Meccan suras, in which relatively short verses throw the rhyming words into prominence. The effectiveness of such a form is evident for instance in Sura 81, and there can be no doubt that these passages impressed the conscience of the hearers. Frequently a change of rhyme from one set of verses to another signals a change in the subject of discussion. Later sections also preserve this form but the style is more expository.[55][119]

    The Quranic text seems to have no beginning, middle, or end, its nonlinear structure being akin to a web or net.[11] The textual arrangement is sometimes considered to exhibit lack of continuity, absence of any chronological or thematic order and repetitiousness.[Note 15][Note 16] Michael Sells, citing the work of the critic Norman O. Brown, acknowledges Brown's observation that the seeming disorganization of Quranic literary expression—its scattered or fragmented mode of composition in Sells's phrase—is in fact a literary device capable of delivering profound effects as if the intensity of the prophetic message were shattering the vehicle of human language in which it was being communicated.[122][123] Sells also addresses the much-discussed repetitiveness of the Quran, seeing this, too, as a literary device.

    A text is self-referential when it speaks about itself and makes reference to itself. According to Stefan Wild, the Quran demonstrates this metatextuality by explaining, classifying, interpreting and justifying the words to be transmitted. Self-referentiality is evident in those passages where the Quran refers to itself as revelation (tanzil), remembrance (dhikr), news (naba'), criterion (furqan) in a self-designating manner (explicitly asserting its Divinity, "And this is a blessed Remembrance that We have sent down; so are you now denying it?"),[124] or in the frequent appearance of the "Say" tags, when Muhammad is commanded to speak (e.g., "Say: 'God's guidance is the true guidance'", "Say: 'Would you then dispute with us concerning God?'"). According to Wild the Quran is highly self-referential. The feature is more evident in early Meccan suras.[125]

    Interpretation

    An early interpretation of Sura 108 of the Quran

    The Quran has sparked a huge body of commentary and explication (tafsir), aimed at explaining the "meanings of the Quranic verses, clarifying their import and finding out their significance".[126]

    Tafsir is one of the earliest academic activities of Muslims. According to the Quran, Muhammad was the first person who described the meanings of verses for early Muslims.[127] Other early exegetes included a few Companions of Muhammad, like ʻAli ibn Abi Talib, ʻAbdullah ibn Abbas, ʻAbdullah ibn Umar and Ubayy ibn Kaʻb. Exegesis in those days was confined to the explanation of literary aspects of the verse, the background of its revelation and, occasionally, interpretation of one verse with the help of the other. If the verse was about a historical event, then sometimes a few traditions (hadith) of Muhammad were narrated to make its meaning clear.[126]

    Because the Quran is spoken in classical Arabic, many of the later converts to Islam (mostly non-Arabs) did not always understand the Quranic Arabic, they did not catch allusions that were clear to early Muslims fluent in Arabic and they were concerned with reconciling apparent conflict of themes in the Quran. Commentators erudite in Arabic explained the allusions, and perhaps most importantly, explained which Quranic verses had been revealed early in Muhammad's prophetic career, as being appropriate to the very earliest Muslim community, and which had been revealed later, canceling out or "abrogating" (nāsikh) the earlier text (mansūkh).[128][129] Other scholars, however, maintain that no abrogation has taken place in the Quran.[130] The Ahmadiyya Muslim Community has published a ten-volume Urdu commentary on the Quran, with the name Tafseer e Kabir.[131] Following this commentary, a five volume English commentary was also published as The English Commentary of the Holy Quran.[132]

    Esoteric interpretation

    Esoteric or Sufi interpretation attempts to unveil the inner meanings of the Quran. Sufism moves beyond the apparent (zahir) point of the verses and instead relates Quranic verses to the inner or esoteric (batin) and metaphysical dimensions of consciousness and existence.[133] According to Sands, esoteric interpretations are more suggestive than declarative, they are allusions (isharat) rather than explanations (tafsir). They indicate possibilities as much as they demonstrate the insights of each writer.[134]

    Sufi interpretation, according to Annabel Keeler, also exemplifies the use of the theme of love, as for instance can be seen in Qushayri's interpretation of the Quran. Quran 7:143 says:

    when Moses came at the time we appointed, and his Lord spoke to him, he said, 'My Lord, show yourself to me! Let me see you!' He said, 'you shall not see me but look at that mountain, if it remains standing firm you will see me.' When his Lord revealed Himself to the mountain, He made it crumble. Moses fell down unconscious. When he recovered, he said, 'Glory be to you! I repent to you! I am the first to believe!'

    Moses, in 7:143, comes the way of those who are in love, he asks for a vision but his desire is denied, he is made to suffer by being commanded to look at other than the Beloved while the mountain is able to see God. The mountain crumbles and Moses faints at the sight of God's manifestation upon the mountain. In Qushayri's words, Moses came like thousands of men who traveled great distances, and there was nothing left to Moses of Moses. In that state of annihilation from himself, Moses was granted the unveiling of the realities. From the Sufi point of view, God is the always the beloved and the wayfarer's longing and suffering lead to realization of the truths.[135]

    Men reading the Quran at the Umayyad Mosque, Damascus, Syria

    Muhammad Husayn Tabatabaei says that according to the popular explanation among the later exegetes, ta'wil indicates the particular meaning a verse is directed towards. The meaning of revelation (tanzil), as opposed to ta'wil, is clear in its accordance to the obvious meaning of the words as they were revealed. But this explanation has become so widespread that, at present, it has become the primary meaning of ta'wil, which originally meant "to return" or "the returning place". In Tabatabaei's view, what has been rightly called ta'wil, or hermeneutic interpretation of the Quran, is not concerned simply with the denotation of words. Rather, it is concerned with certain truths and realities that transcend the comprehension of the common run of men; yet it is from these truths and realities that the principles of doctrine and the practical injunctions of the Quran issue forth. Interpretation is not the meaning of the verse—rather it transpires through that meaning, in a special sort of transpiration. There is a spiritual reality—which is the main objective of ordaining a law, or the basic aim in describing a divine attribute—and then there is an actual significance that a Quranic story refers to.[136][137]

    Shia Muslim girls reciting the Quran during Ramadan in Qom, Iran

    According to Shia beliefs, those who are firmly rooted in knowledge like Muhammad and the imams know the secrets of the Quran. According to Tabatabaei, the statement "none knows its interpretation except God" remains valid, without any opposing or qualifying clause.[138] Therefore, so far as this verse is concerned, the knowledge of the Quran's interpretation is reserved for God. But Tabatabaei uses other verses and concludes that those who are purified by God know the interpretation of the Quran to a certain extent.[137]

    According to Tabatabaei, there are acceptable and unacceptable esoteric interpretations. Acceptable ta'wil refers to the meaning of a verse beyond its literal meaning; rather the implicit meaning, which ultimately is known only to God and can't be comprehended directly through human thought alone. The verses in question here refer to the human qualities of coming, going, sitting, satisfaction, anger and sorrow, which are apparently attributed to God. Unacceptable ta'wil is where one "transfers" the apparent meaning of a verse to a different meaning by means of a proof; this method is not without obvious inconsistencies. Although this unacceptable ta'wil has gained considerable acceptance, it is incorrect and cannot be applied to the Quranic verses. The correct interpretation is that reality a verse refers to. It is found in all verses, the decisive and the ambiguous alike; it is not a sort of a meaning of the word; it is a fact that is too sublime for words. God has dressed them with words to bring them a bit nearer to our minds; in this respect they are like proverbs that are used to create a picture in the mind, and thus help the hearer to clearly grasp the intended idea.[137][139]

    History of Sufi commentaries

    One of the notable authors of esoteric interpretation prior to the 12th century is Sulami (d. 1021) without whose work the majority of very early Sufi commentaries would not have been preserved. Sulami's major commentary is a book named haqaiq al-tafsir ("Truths of Exegesis") which is a compilation of commentaries of earlier Sufis. From the 11th century onwards several other works appear, including commentaries by Qushayri (d. 1074), Daylami (d. 1193), Shirazi (d. 1209) and Suhrawardi (d. 1234). These works include material from Sulami's books plus the author's contributions. Many works are written in Persian such as the works of Maybudi (d. 1135) kashf al-asrar ("the unveiling of the secrets").[133] Rumi (d. 1273) wrote a vast amount of mystical poetry in his book Mathnawi. Rumi makes heavy use of the Quran in his poetry, a feature that is sometimes omitted in translations of Rumi's work. A large number of Quranic passages can be found in Mathnawi, which some consider a kind of Sufi interpretation of the Quran. Rumi's book is not exceptional for containing citations from and elaboration on the Quran, however, Rumi does mention Quran more frequently.[140] Simnani (d. 1336) wrote two influential works of esoteric exegesis on the Quran. He reconciled notions of God's manifestation through and in the physical world with the sentiments of Sunni Islam.[141] Comprehensive Sufi commentaries appear in the 18th century such as the work of Ismail Hakki Bursevi (d. 1725). His work ruh al-Bayan (the Spirit of Elucidation) is a voluminous exegesis. Written in Arabic, it combines the author's own ideas with those of his predecessors (notably Ibn Arabi and Ghazali).[141]

    Levels of meaning

    9th-century Quran in Reza Abbasi Museum
    An 11th-century North African Quran at the British Museum

    Unlike the Salafis and Zahiri, Shias and Sufis as well as some other Muslim philosophers believe the meaning of the Quran is not restricted to the literal aspect.[142] For them, it is an essential idea that the Quran also has inward aspects. Henry Corbin narrates a hadith that goes back to Muhammad:

    The Quran possesses an external appearance and a hidden depth, an exoteric meaning and an esoteric meaning. This esoteric meaning in turn conceals an esoteric meaning (this depth possesses a depth, after the image of the celestial Spheres, which are enclosed within each other). So it goes on for seven esoteric meanings (seven depths of hidden depth).[142]

    According to this view, it has also become evident that the inner meaning of the Quran does not eradicate or invalidate its outward meaning. Rather, it is like the soul, which gives life to the body.[143] Corbin considers the Quran to play a part in Islamic philosophy, because gnosiology itself goes hand in hand with prophetology.[144]

    Commentaries dealing with the zahir (outward aspects) of the text are called tafsir, and hermeneutic and esoteric commentaries dealing with the batin are called ta'wil ("interpretation" or "explanation"), which involves taking the text back to its beginning. Commentators with an esoteric slant believe that the ultimate meaning of the Quran is known only to God.[11] In contrast, Quranic literalism, followed by Salafis and Zahiris, is the belief that the Quran should only be taken at its apparent meaning.[citation needed]

    Reappropriation

    Reappropriation is the name of the hermeneutical style of some ex-Muslims who have converted to Christianity. Their style or reinterpretation is ad hoc and unsystematized and geared towards apologetics. This tradition of interpretation draws on the following practices: grammatical renegotiation, renegotiation of textual preference, retrieval, and concession.[145]

    Translations

    Translating the Quran has always been problematic and difficult. Many argue that the Quranic text cannot be reproduced in another language or form.[146] Furthermore, an Arabic word may have a range of meanings depending on the context, making an accurate translation even more difficult.[59]

    Nevertheless, the Quran has been translated into most African, Asian, and European languages.[59] The first translator of the Quran was Salman the Persian, who translated surat al-Fatiha into Persian during the seventh century.[147] Another translation of the Quran was completed in 884 in Alwar (Sindh, India, now Pakistan) by the orders of Abdullah bin Umar bin Abdul Aziz on the request of the Hindu Raja Mehruk.[148]

    The first fully attested complete translations of the Quran were done between the 10th and 12th centuries in Persian. The Samanid king, Mansur I (961–976), ordered a group of scholars from Khorasan to translate the Tafsir al-Tabari, originally in Arabic, into Persian. Later in the 11th century, one of the students of Abu Mansur Abdullah al-Ansari wrote a complete tafsir of the Quran in Persian. In the 12th century, Najm al-Din Abu Hafs al-Nasafi translated the Quran into Persian. The manuscripts of all three books have survived and have been published several times.[citation needed]

    Islamic tradition also holds that translations were made for Emperor Negus of Abyssinia and Byzantine Emperor Heraclius, as both received letters by Muhammad containing verses from the Quran.[59] In early centuries, the permissibility of translations was not an issue, but whether one could use translations in prayer.[citation needed]

    In 1936, translations in 102 languages were known.[59] In 2010, the Hürriyet Daily News and Economic Review reported that the Quran was presented in 112 languages at the 18th International Quran Exhibition in Tehran.[149]

    Robert of Ketton's 1143 translation of the Quran for Peter the Venerable, Lex Mahumet pseudoprophete, was the first into a Western language (Latin).[150] Alexander Ross offered the first English version in 1649, from the French translation of L'Alcoran de Mahomet (1647) by Andre du Ryer. In 1734, George Sale produced the first scholarly translation of the Quran into English; another was produced by Richard Bell in 1937, and yet another by Arthur John Arberry in 1955. All these translators were non-Muslims. There have been numerous translations by Muslims. The Ahmadiyya Muslim Community has published translations of the Quran in 50 different languages[151] besides a five-volume English commentary and an English translation of the Quran.[152]

    As with translations of the Bible, the English translators have sometimes favored archaic English words and constructions over their more modern or conventional equivalents; for example, two widely read translators, A. Yusuf Ali and M. Marmaduke Pickthall, use the plural and singular "ye" and "thou" instead of the more common "you".[153]

    The oldest Gurumukhi translation of the Quran Sharif in Gurmukhi has been found in village Lande of Moga district of Punjab which was printed in 1911.[154]

    Recitation

    Rules of recitation

    The proper recitation of the Quran is the subject of a separate discipline named tajwid which determines in detail how the Quran should be recited, how each individual syllable is to be pronounced, the need to pay attention to the places where there should be a pause, to elisions, where the pronunciation should be long or short, where letters should be sounded together and where they should be kept separate, etc. It may be said that this discipline studies the laws and methods of the proper recitation of the Quran and covers three main areas: the proper pronunciation of consonants and vowels (the articulation of the Quranic phonemes), the rules of pause in recitation and of resumption of recitation, and the musical and melodious features of recitation.[59]

    In order to avoid incorrect pronunciation, reciters who are not native speakers of Arabic language follow a program of training in countries such as Egypt or Saudi Arabia. The recitations of a few Egyptian reciters were highly influential in the development of the art of recitation. Southeast Asia is well known for world-class recitation, evidenced in the popularity of the woman reciters such as Maria Ulfah of Jakarta.[59]

    There are two types of recitation: murattal is at a slower pace, used for study and practice. Mujawwad refers to a slow recitation that deploys heightened technical artistry and melodic modulation, as in public performances by trained experts. It is directed to and dependent upon an audience for the mujawwad reciter seeks to involve the listeners.[155]

    Variant readings

    Page of the Quran with vocalization marks

    Vocalization markers indicating specific vowel sounds were introduced into the Arabic language by the end of the 9th century. The first Quranic manuscripts lacked these marks, therefore several recitations remain acceptable. The variation in readings of the text permitted by the nature of the defective vocalization led to an increase in the number of readings during the 10th century. The 10th-century Muslim scholar from Baghdad, Ibn Mujāhid, is famous for establishing seven acceptable textual readings of the Quran. He studied various readings and their trustworthiness and chose seven 8th-century readers from the cities of Mecca, Medina, Kufa, Basra and Damascus. Ibn Mujahid did not explain why he chose seven readers, rather than six or ten, but this may be related to a prophetic tradition (Muhammad's saying) reporting that the Quran had been revealed in seven "ahruf" (meaning seven letters or modes). Today, the most popular readings are those transmitted by Ḥafṣ (d. 796) and Warsh (d. 812) which are according to two of Ibn Mujahid's reciters, Aasim ibn Abi al-Najud (Kufa, d. 745) and Nafi‘ al-Madani (Medina, d. 785), respectively. The influential standard Quran of Cairo (1924) uses an elaborate system of modified vowel-signs and a set of additional symbols for minute details and is based on ʻAsim's recitation, the 8th-century recitation of Kufa. This edition has become the standard for modern printings of the Quran.[55][62]

    The variant readings of the Quran are one type of textual variant.[55][156] According to Melchert, the majority of disagreements have to do with vowels to supply, most of them in turn not conceivably reflecting dialectal differences and about one in eight disagreements has to do with whether to place dots above or below the line.[157]

    Nasser categorizes variant readings into various subtypes, including internal vowels, long vowels, gemination (shaddah), assimilation and alternation.[158]

    Occasionally, an early Quran shows compatibility with a particular reading. A Syrian manuscript from the 8th century is shown to have been written according to the reading of Ibn Amir ad-Dimashqi.[159] Another study suggests that this manuscript bears the vocalization of himsi region.[160]

    Writing and printing

    Writing

    Before printing was widely adopted in the 19th century, the Quran was transmitted in manuscripts made by calligraphers and copyists. The earliest manuscripts were written in Ḥijāzī-type script. The Hijazi style manuscripts nevertheless confirm that transmission of the Quran in writing began at an early stage. Probably in the ninth century, scripts began to feature thicker strokes, which are traditionally known as Kufic scripts. Toward the end of the ninth century, new scripts began to appear in copies of the Quran and replace earlier scripts. The reason for discontinuation in the use of the earlier style was that it took too long to produce and the demand for copies was increasing. Copyists would therefore choose simpler writing styles. Beginning in the 11th century, the styles of writing employed were primarily the naskh, muhaqqaq, rayḥānī and, on rarer occasions, the thuluth script. Naskh was in very widespread use. In North Africa and Spain, the Maghribī style was popular. More distinct is the Bihari script which was used solely in the north of India. Nastaʻlīq style was also rarely used in Persian world.[55][161]

    In the beginning, the Quran did not have vocalization markings. The system of vocalization, as we know it today, seems to have been introduced towards the end of the ninth century. Since it would have been too costly for most Muslims to purchase a manuscript, copies of the Quran were held in mosques in order to make them accessible to people. These copies frequently took the form of a series of 30 parts or juzʼ. In terms of productivity, the Ottoman copyists provide the best example. This was in response to widespread demand, unpopularity of printing methods and for aesthetic reasons.[162]

    Printing

    Quran divided into 6 books. Published by Dar Ibn Kathir, Damascus-Beirut

    Wood-block printing of extracts from the Quran is on record as early as the 10th century.[163]

    Arabic movable type printing was ordered by Pope Julius II (r. 1503–1512) for distribution among Middle Eastern Christians.[164] The first complete Quran printed with movable type was produced in Venice in 1537/1538 for the Ottoman market by Paganino Paganini and Alessandro Paganini.[165] Two more editions include those published by the pastor Abraham Hinckelmann in Hamburg in 1694,[166] and by Italian priest Ludovico Maracci in Padua in 1698 with Latin translation and commentary.[167]

    Printed copies of the Quran during this period met with strong opposition from Muslim legal scholars: printing anything in Arabic was prohibited in the Ottoman empire between 1483 and 1726—initially, even on penalty of death.[168][169] The Ottoman ban on printing in Arabic script was lifted in 1726 for non-religious texts only upon the request of Ibrahim Muteferrika, who printed his first book in 1729. Very few books, and no religious texts, were printed in the Ottoman Empire for another century.[Note 17]

    In 1786, Catherine the Great of Russia, sponsored a printing press for "Tatar and Turkish orthography" in Saint Petersburg, with one Mullah Osman Ismail responsible for producing the Arabic types. A Quran was printed with this press in 1787, reprinted in 1790 and 1793 in Saint Petersburg, and in 1803 in Kazan.[Note 18] The first edition printed in Iran appeared in Tehran (1828), a translation in Turkish was printed in Cairo in 1842, and the first officially sanctioned Ottoman edition was finally printed in Constantinople between 1875 and 1877 as a two-volume set, during the First Constitutional Era.[172][173]

    Gustav Flügel published an edition of the Quran in 1834 in Leipzig, which remained authoritative for close to a century, until Cairo's Al-Azhar University published an edition of the Quran in 1924. This edition was the result of a long preparation as it standardized Quranic orthography and remains the basis of later editions.[55]

    Criticism

    The Quran's statements on the creation of the universe and earth, the origins of human life, biology, earth sciences and so on have been criticized by scientists as containing fallacies, being unscientific, and likely to be contradicted by evolving scientific theories.[174][175][176] Several scholars have said that it lacks clarity despite calling itself a clear book.{{refn|[177][Note 19][178][179]

    Relationship with other literature

    The Bible

    The Quran attributes its relationship with former books (the Torah and the Gospels) to their unique origin, saying all of them have been revealed by the one God.[181][non-primary source needed]

    According to Christoph Luxenberg (in The Syro-Aramaic Reading of the Koran) The Quran's language was similar to the Syriac language.[182] The Quran recounts stories of many of the people and events recounted in Jewish and Christian sacred books (Tanakh, Bible) and devotional literature (Apocrypha, Midrash), although it differs in many details. Adam, Enoch, Noah, Eber, Shelah, Abraham, Lot, Ishmael, Isaac, Jacob, Joseph, Job, Jethro, David, Solomon, Elijah, Elisha, Jonah, Aaron, Moses, Zechariah, John the Baptist and Jesus are mentioned in the Quran as prophets of God (see Prophets of Islam). In fact, Moses is mentioned more in the Quran than any other individual.[183] Jesus is mentioned more often in the Quran than Muhammad, while Mary is mentioned in the Quran more than the New Testament.[184]

    Relationships

    Some non-Muslim groups such as Bahá'ís and Druze view the Quran as holy. Unitarian Universalists may also seek inspiration from the Quran. The Quran has been noted to have certain narratives similarities to the Diatessaron, Protoevangelium of James, Infancy Gospel of Thomas, Gospel of Pseudo-Matthew and the Arabic Infancy Gospel.[185][186][187] One scholar has suggested that the Diatessaron, as a gospel harmony, may have led to the conception that the Christian Gospel is one text.[188]

    Arab writing

    Page from a Quran ('Umar-i Aqta'). Iran, Afghanistan, Timurid dynasty, circa 1400. Opaque watercolor, ink and gold on paper Muqaqqaq script. 170 × 109 cm (66 ​1516 × 42 ​1516 in). Historical region: Uzbekistan.

    After the Quran, and the general rise of Islam, the Arabic alphabet developed rapidly into an art form.[59]

    Wadad Kadi, Professor of Near Eastern Languages and Civilizations at University of Chicago, and Mustansir Mir, Professor of Islamic studies at Youngstown State University, state:[189]

    Although Arabic, as a language and a literary tradition, was quite well developed by the time of Muhammad's prophetic activity, it was only after the emergence of Islam, with its founding scripture in Arabic, that the language reached its utmost capacity of expression, and the literature its highest point of complexity and sophistication. Indeed, it probably is no exaggeration to say that the Quran was one of the most conspicuous forces in the making of classical and post-classical Arabic literature.

    The main areas in which the Quran exerted noticeable influence on Arabic literature are diction and themes; other areas are related to the literary aspects of the Quran particularly oaths (q.v.), metaphors, motifs and symbols. As far as diction is concerned, one could say that Quranic words, idioms and expressions, especially "loaded" and formulaic phrases, appear in practically all genres of literature and in such abundance that it is simply impossible to compile a full record of them. For not only did the Quran create an entirely new linguistic corpus to express its message, it also endowed old, pre-Islamic words with new meanings and it is these meanings that took root in the language and subsequently in the literature...

    See also

    Notes

    1. ^ The English pronunciation varies: /kəˈrɑːn/, /kəˈræn/, /kɔːrˈɑːn/, /kɔːrˈæn/, /kˈrɑːn/, /kˈræn/;[1] especially with the spelling quran /kʊˈrɑːn/, /kʊˈræn/;[2] especially in British English /kɒˈrɑːn/.[3][4]
    2. ^ The Arabic pronunciation can be transcribed phonemically as /al.qurˈʔaːn/. The actual pronunciation in Literary Arabic varies regionally. The first vowel varies from [o] to [ʊ] to [u], while the second vowel varies from [æ] to [a] to [ɑ]. For example, the pronunciation in Egypt is [qorˤˈʔɑːn] and in Central East Arabia [qʊrˈʔæːn].
    3. ^ (English spelling) The form Alcoran (and its variants) was usual before the 19th century when it became obsolete.[5][6] The form Koran was most predominant from the second half of the 18th century till the 1980s, when it has been superseded by either Qur'an or Quran.[6][7][8][9] Other transliterations include al-Coran, Coran, Kuran and al-Qur'an. The adjectives vary as well and include Koranic, Quranic and Qur'anic (sometimes in lowercase).[10]
    4. ^ opening page.

      "Its outstanding literary merit should also be noted: it is by far, the finest work of Arabic prose in existence."[14]

    5. ^

      "It may be affirmed that within the literature of the Arabs, wide and fecund as it is both in poetry and in elevated prose, there is nothing to compare with it."[15]

    6. ^ In a small number of denominations, only the Quran is used as a source, an approach called Quranism.
    7. ^ Hadith are primarily from Muhammad but some are from those closest to him. Muslim scholars have worked carefully to authenticate them.
    8. ^ According to Welch in the Encyclopedia of Islam, the verses pertaining to the usage of the word hikma should probably be interpreted in the light of IV, 105, where it is said that "Muhammad is to judge (tahkum) mankind on the basis of the Book sent down to him."
    9. ^ "God's Apostle replied, 'Sometimes it is (revealed) like the ringing of a bell, this form of Inspiration is the hardest of all and then this state passes off after I have grasped what is inspired. Sometimes the Angel comes in the form of a man and talks to me and I grasp whatever he says.' ʻAisha added: Verily I saw the Prophet being inspired Divinely on a very cold day and noticed the Sweat dropping from his forehead (as the Inspiration was over)."[47]
    10. ^ "Few have failed to be convinced that … the Quran is … the words of Muhammad, perhaps even dictated by him after their recitation."[58]
    11. ^ For both the claim that variant readings are still transmitted and the claim that no such critical edition has been produced, see Gilliot, C., "Creation of a fixed text" [64]
    12. ^ "Few have failed to be convinced that the Quran is the words of Muhammad, perhaps even dictated by him after their recitation."[58]
    13. ^ professor emeritus of Islamic thought at the University of Paris, Algerian Mohammed Arkoun.[79]
    14. ^ Scholars disagree on the exact number but this is a disagreement over "the placing of the divisions between the verese, not on the text itself."[95][96]
    15. ^ "The final process of collection and codification of the Quran text was guided by one over-arching principle: God's words must not in any way be distorted or sullied by human intervention. For this reason, no serious attempt, apparently, was made to edit the numerous revelations, organize them into thematic units, or present them in chronological order... This has given rise in the past to a great deal of criticism by European and American scholars of Islam, who find the Quran disorganized, repetitive and very difficult to read." [120]
    16. ^ Samuel Pepys: "One feels it difficult to see how any mortal ever could consider this Quran as a Book written in Heaven, too good for the Earth; as a well-written book, or indeed as a book at all; and not a bewildered rhapsody; written, so far as writing goes, as badly as almost any book ever was!" [121]
    17. ^ "the major Ottoman printing houses published a combined total of only 142 books in more than a century of printing between 1727 and 1838. When taken in conjunction with the fact that only a minuscule number of copies of each book were printed, this statistic demonstrates that the introduction of the printing press did not transform Ottoman cultural life until the emergence of vibrant print media in the middle of the nineteenth century" [170]
    18. ^ "at imperial expense, a 'Tatar and Turkish Typography' was established in St. Petersburg; a domestic scholar, Mullah Osman Ismail, was responsible for the manufacture of the types. One of the first products of this printing house was the Qur'ān. Through the doctor and writer, Johann Georg v. Zimmermann (d. 1795), who was befriended by Catherine II, a copy of the publication arrived in the Göttingen University library. Its director, the philologist Christian Gottlob Heyne (d. 1812), presented the work immediately in the Göttingische Anzeigen von gelehrten Sachen (28 July 1788); therein he pointed especially to the beauty of the Arabic types. To the Arabic text marginal glosses have been added that consist predominantly of reading variants. The imprint was reproduced unchanged in 1790 and 1793 in St. Petersburg (cf. Schnurrer, Bibliotheca arabica, no. 384); later, after the transfer of the printing house to Kazan, editions appeared in different formats and with varying presentation [171] For the 1803 Kazan edition: Chauvin, V.C. Bib. des ouvrages arabes, vol. X, 95; Schnurrer, C.F. von. Bibliotheca Arabica, 385. Original held by Bayerische Staatsbibliothek – Munich, Germany, Shelfmark BSB A.or.554.
    19. ^ Gerd Puin is quoted in the Atlantic Monthly, January, 1999:«The Koran claims for itself that it is 'mubeen' or 'clear'. But if you look at it, you will notice that every fifth sentence or so simply doesn't make sense... the fact is that a fifth of the Koranic text is just incomprehensible...«[69]

    References

    Citations

    1. ^ dictionary.reference.com: koran
    2. ^ dictionary.reference.com: quran
    3. ^ Cambridge dictionary: koran
    4. ^ Cambridge dictionary: quran
    5. ^ "Alcoran". Oxford English Dictionary. 1 (1st ed.). Oxford University Press. 1888. p. 210.
    6. ^ a b Google Ngram
    7. ^ "Koran". Oxford English Dictionary. 5 (1st ed.). Oxford University Press. 1901. p. 753.
    8. ^ "Koran". Oxford English Dictionary (3rd ed.). Oxford University Press. September 2005. (Subscription or UK public library membership required.)
    9. ^ "Quran". Oxford English Dictionary (3rd ed.). Oxford University Press. September 2005. (Subscription or UK public library membership required.)
    10. ^ "Koran". Merriam-Webster Dictionary.
    11. ^ a b c d e f g h i j k l m n Nasr, Seyyed Hossein (2007). "Qurʼān". Encyclopædia Britannica Online. Retrieved 4 November 2007.
    12. ^ Margot Patterson, Islam Considered: A Christian View, Liturgical Press, 2008 p. 10.
    13. ^ Mir Sajjad Ali, Zainab Rahman, Islam and Indian Muslims, Guan Publishing House 2010 p. 24, citing N.J. Dawood's judgement.
    14. ^ Alan Jones, The Koran, London 1994, ISBN 1842126091
    15. ^ Arthur Arberry, The Koran Interpreted, London 1956, ISBN 0684825074, p. 191.
    16. ^ "The battle of the books". Economist. 19 December 2007. Retrieved 13 April 2019.
    17. ^ Cite error: The named reference Ayaz-response was invoked but never defined (see the help page).
    18. ^ Lambert, Gray (2013). The Leaders Are Coming!. WestBow Press. p. 287. ISBN 9781449760137.
    19. ^ Roy H. Williams; Michael R. Drew (2012). Pendulum: How Past Generations Shape Our Present and Predict Our Future. Vanguard Press. p. 143. ISBN 9781593157067.
    20. ^
      • Chronology of Prophetic Events, Fazlur Rehman Shaikh (2001) p. 50 Ta-Ha Publishers Ltd.
      • Quran 17:105
    21. ^ a b Living Religions: An Encyclopaedia of the World's Faiths, Mary Pat Fisher, 1997, p. 338, I.B. Tauris Publishers.
    22. ^ Quran 17:106
    23. ^ Peters, F.E. (2003). The Words and Will of God. Princeton University Press. pp. 12–13. ISBN 978-0-691-11461-3.
    24. ^ Brannon M. Wheeler (2002). Prophets in the Quran: An Introduction to the Quran and Muslim Exegesis. A&C Black. p. 2. ISBN 978-0-8264-4957-3.
    25. ^ Carroll, Jill. "The Quran & Hadith". World Religions. Retrieved 10 July 2019.
    26. ^ a b Donner, Fred, "The historical context" in McAuliffe, J.D. (ed.), The Cambridge Companion to the Qur'ān (Cambridge University Press, 2006), pp. 31–33.
    27. ^ a b c Campo, Juan E. (2009). Encyclopedia of Islam. Facts On File. pp. 570–574. ISBN 978-0-8160-5454-1.
    28. ^ Nigosian, S.A. (2004). Islam : its history, teaching and practices ([New ed.]. ed.). Indiana Univ. Press. pp. 65–80. ISBN 978-0-253-21627-4.
    29. ^ Wheeler, Brannon M. (2002). Prophets in the Quran: an introduction to the Quran and Muslim exegesis. Continuum. p. 15. ISBN 978-0-8264-4956-6.
    30. ^ "Tanzil – Quran Navigator – القرآن الكريم". tanzil.net.
    31. ^ Nasr (2003), p. 42[full citation needed]
    32. ^ Quran 2:67–76
    33. ^ a b Handbook of Islamic Marketing, p. 38, G. Rice – 2011
    34. ^ Literacy and Development: Ethnographic Perspectives. p. 193, Brian V Street – 2001
    35. ^ Apocalypse And/or Metamorphosis. p. 81, Norman Oliver Brown – 1991
    36. ^ "The Comprehensive Aramaic Lexicon". cal.huc.edu. Archived from the original on 18 October 2017. Retrieved 31 August 2013.
    37. ^ Quran 75:17
    38. ^ Quran 7:204
    39. ^ See "Ķur'an, al-", Encyclopedia of Islam Online and [Quran 9:111]
    40. ^ Quran 20:2 cf.
    41. ^ Quran 25:32 cf.
    42. ^ Abbas Jaffer; Masuma Jaffer (2009). Quranic Sciences. ICAS press. pp. 11–15. ISBN 978-1-904063-30-8.
    43. ^ a b c d Tabatabai, Sayyid M. H. (1987). The Qur'an in Islam : its impact and influence on the life of muslims. Zahra Publ. ISBN 978-0710302663. Archived from the original on 26 August 2013.
    44. ^ a b c d e f g Richard Bell (Revised and Enlarged by W. Montgomery Watt) (1970). Bell's introduction to the Qur'an. Univ. Press. pp. 31–51. ISBN 978-0852241714.
    45. ^ a b P.M. Holt, Ann K.S. Lambton and Bernard Lewis (1970). The Cambridge history of Islam (Reprint. ed.). Cambridge Univ. Press. p. 32. ISBN 9780521291354.
    46. ^ Denffer, Ahmad von (1985). Ulum al-Qur'an : an introduction to the sciences of the Qur an (Repr. ed.). Islamic Foundation. p. 37. ISBN 978-0860371328.
    47. ^ Translation of Sahih Bukhari, Book 1 Archived 10 January 2012 at the Wayback Machine. Center for Muslim-Jewish Engagement.
    48. ^ Quran 53:5
    49. ^ Quran 53:6–9
    50. ^ Encyclopedia of Islam online, Muhammad article
    51. ^ Quran 7:157
    52. ^ Günther, Sebastian (2002). "Muhammad, the Illiterate Prophet: An Islamic Creed in the Quran and Quranic Exegesis". Journal of Quranic Studies. 4 (1): 1–26. doi:10.3366/jqs.2002.4.1.1.
    53. ^ Roslan Abdul-Rahim (December 2017). "Demythologizing the Qur'an Rethinking Revelation Through Naskh al-Qur'an" (PDF). Global Journal Al-Thaqafah (GJAT). 7 (2): 62. ISSN 2232-0474. Retrieved 26 February 2019.
    54. ^ al-Bukhari, Muhammad (810–870). "Sahih Bukhari, volume 6, book 61, narrations number 509 and 510". sahih-bukhari.com. Retrieved 16 February 2018.
    55. ^ a b c d e f g h Rippin, Andrew; et al. (2006). The Blackwell companion to the Qur'an ([2a reimpr.] ed.). Blackwell. ISBN 978140511752-4.
      • see section Poetry and Language by Navid Kermani, pp. 107–120.
      • For eschatology, see Discovering (final destination) by Christopher Buck, p. 30.
      • For writing and printing, see section Written Transmission by François Déroche, pp. 172–187.
      • For literary structure, see section Language by Mustansir Mir, p. 93.
      • For the history of compilation see Introduction by Tamara Sonn pp. 5–6
      • For recitation, see Recitation by Anna M. Gade pp. 481–493
    56. ^ Mohamad K. Yusuff, Zayd ibn Thabit and the Glorious Qur'an
    57. ^ Cook, The Koran, 2000: pp.117–124
    58. ^ a b F.E. Peters (1991), pp. 3–5:
    59. ^ a b c d e f g h i j k Leaman, Oliver (2006). The Qur'an: an Encyclopedia. New York: Routledge. ISBN 978-0-415-32639-1.
      • For God in the Quran (Allah), see Allah by Zeki Saritoprak, pp. 33–40.
      • For eschatology, see Eschatology by Zeki Saritoprak, pp. 194–199.
      • For searching the Arabic text on the internet and writing, see Cyberspace and the Qur'an by Andrew Rippin, pp. 159–163.
      • For calligraphy, see by Calligraphy and the Qur'an by Oliver Leaman, pp. 130–135.
      • For translation, see Translation and the Qur'an by Afnan Fatani, pp. 657–669.
      • For recitation, see Art and the Qur'an by Tamara Sonn, pp. 71–81 and Reading by Stefan Wild, pp. 532–535.
    60. ^ Hitti, Edwin E (2007). Basic Mechanics of Islamic Capitalism. ISBN 9789881721716.
    61. ^ Donner, Fred M. (2014). "Review: Textual Criticism and Qurʾān Manuscripts, by Keith E. Small". Journal of Near Eastern Studies. 73 (1): 166–169. doi:10.1086/674909.
    62. ^ a b Melchert, Christopher (2000). "Ibn Mujahid and the Establishment of Seven Qur'anic Readings". Studia Islamica (91): 5–22.
    63. ^ Ibn Warraq, Which Koran? Variants, Manuscript, Linguistics, p. 45. Prometheus Books, 2011. ISBN 1591024307
    64. ^ Gilliot, C., "Creation of a fixed text" in McAuliffe, J.D. (ed.), The Cambridge Companion to the Qur'ān (Cambridge University Press, 2006), p. 52.
    65. ^ Arthur Jeffery and St. Clair-Tisdal et al, Edited by Ibn Warraq, Summarised by Sharon Morad, Leeds. "The Origins of the Koran: Classic Essays on Islam's Holy Book". Archived from the original on 18 May 2011. Retrieved 15 March 2011.CS1 maint: multiple names: authors list (link)
    66. ^ "'The Qur'an: Text, Interpretation and Translation' Third Biannual SOAS Conference, 16–17 October 2003". Journal of Qur'anic Studies. 6 (1): 143–145. April 2004. doi:10.3366/jqs.2004.6.1.143.
    67. ^ Bergmann, Uwe; Sadeghi, Behnam (September 2010). "The Codex of a Companion of the Prophet and the Qurān of the Prophet". Arabica. 57 (4): 343–436. doi:10.1163/157005810X504518.
    68. ^ Sadeghi, Behnam; Goudarzi, Mohsen (March 2012). "Ṣan'ā' 1 and the Origins of the Qur'ān". Der Islam. 87 (1–2): 1–129. doi:10.1515/islam-2011-0025.
    69. ^ a b LESTER, TOBY. "What Is the Koran?". Atlantic (JANUARY 1999). Retrieved 24 September 2019.
    70. ^ a b Coughlan, Sean. "'Oldest' Koran fragments found in Birmingham University". BBC. Retrieved 22 July 2015.
    71. ^ Dan Bilefsky (22 July 2015). "A Find in Britain: Quran Fragments Perhaps as Old as Islam". New York Times. Retrieved 28 July 2015.
    72. ^ "New Light on the History of the Quranic Text?". The Huffington Post. 24 July 2015. Retrieved 27 July 2015.
    73. ^ Watton, Victor (1993), A student's approach to world religions: Islam, Hodder & Stoughton, p. 1. ISBN 978-0-340-58795-9
    74. ^ a b Guillaume, Islam, 1954: p.74
    75. ^ Pickthall, M.M. (1981). The Glorious Qur'an. Chicago IL: Iqra' Book Center. p. vii.
    76. ^ Cite error: The named reference TWLUI1982:59 was invoked but never defined (see the help page).
    77. ^ "261 results for "quran keychain"". Retrieved 8 April 2019.
    78. ^ Ibn Warraq, Why I'm Not a Muslim, 1995: p.105
    79. ^ Cite error: The named reference what-atlantic-1999 was invoked but never defined (see the help page).
    80. ^ Guessoum, Nidhal (June 2008). "ThE QUR'AN, SCIENCE, AND THE (RELATED)CONTEMPORARY MUSLIM DISCOURSE". Zygon. 43 (2): 411+. ISSN 0591-2385. Retrieved 15 April 2019.
    81. ^ SARDAR, ZIAUDDIN (21 August 2008). "Weird science". New Statesman. Retrieved 15 April 2019.
    82. ^ See:
    83. ^ Jenssen, H., "Arabic Language" in McAuliffe et al. (eds.), Encyclopaedia of the Qur'ān, vol. 1 (Brill, 2001), pp. 127–135.
    84. ^ a b Sonn, Tamara (2010). Islam : a brief history (Second ed.). Wiley-Blackwell. ISBN 978-1-4051-8093-1.
    85. ^ Quran 85:22
    86. ^ Mir Sajjad Ali; Zainab Rahman (2010). Islam and Indian Muslims. Kalpaz Publications. p. 21. ISBN 978-8178358055.
    87. ^ Glassé, Cyril; Smith, Huston (2002). The New Encyclopedia of Islam (revised, reprinted ed.). Rowman Altamira. p. 268. ISBN 9780759101906. Retrieved 7 September 2015.
    88. ^ Henry Corbin, History of Islamic Philosophy (London: Kegan Paul International, 1993): 10.
    89. ^ Quran 17:88
    90. ^ Vasalou, Sophia (2002). "The Miraculous Eloquence of the Qur'an: General Trajectories and Individual Approaches". Journal of Qur'anic Studies. 4 (2): 23–53. doi:10.3366/jqs.2002.4.2.23.
    91. ^ Quran 1:1–7
    92. ^ "Afghan Quran-burning protests: What's the right way to dispose of a Quran?". Slate Magazine. 22 February 2012.
    93. ^ Sengers, Erik (2005). Dutch and Their Gods. p. 129.
    94. ^ See:
      • "Kur`an, al-", Encyclopaedia of Islam Online
      • Allen (2000) p. 53
    95. ^ Cook, The Koran, 2000: pp.119
    96. ^ The Koran; A Very Short Introduction, Michael Cook. Oxford University Press, pp. 119
    97. ^ مقطعات is the plural of a participle from قطع "to cut, break".
    98. ^ Massey, Keith. "Mysterious Letters." in Jane Dammen McAuliffe (ed.) Encyclopaedia of the Qurʾān. Vol. 3 (205), p. 472 (referenceworks.brillonline.com).
    99. ^ Dukes, Kais. "RE: Number of Unique Words in the Quran". www.mail-archive.com. Retrieved 29 October 2012.
    100. ^ a b Saeed, Abdullah (2008). The Qurʼan : an introduction. London: Routledge. p. 62. ISBN 9780415421249.
    101. ^ Crone, Patricia (10 June 2008). "What do we actually know about Mohammed?". Open Democracy. Retrieved 3 October 2019.
    102. ^ Quran 67:3
    103. ^ Haleem, Muhammad Abdel (2005). Understanding the Qur'an : themes and style. I.B. Tauris. p. 82. ISBN 9781860646508.
    104. ^ a b c Martin, Richard C. (2003). Encyclopedia of Islam and the Muslim world ([Online-Ausg.]. ed.). Macmillan Reference. pp. 568–562 (By Farid Esack). ISBN 978-0028656038.
    105. ^ Quran 41:43
    106. ^ Izutsu, Toshihiko (2007). Ethico-religious concepts in the Qur'an (Repr. 2007 ed.). McGill-Queen's University Press. p. 184. ISBN 978-0773524279.
    107. ^ Quran 2:274
    108. ^ Quran 9:103
    109. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 174. ISBN 978-1848855175.
    110. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 56. ISBN 978-1848855175.
    111. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. pp. 117–118. ISBN 978-1848855175.
    112. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. pp. 58–59. ISBN 978-1848855175.
    113. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 63. ISBN 978-1848855175.
    114. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 75. ISBN 978-1848855175.
    115. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 131. ISBN 978-1848855175.
    116. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 132. ISBN 978-1848855175.
    117. ^ Guessoum, Nidhal (2011). Islam's Quantum Question: Reconciling Muslim Tradition and Modern Science. I.B. Tauris. p. 134. ISBN 978-1848855175.
    118. ^ Issa Boullata, "Literary Structure of Quran", Encyclopedia of the Qurʾān, vol.3 pp. 192, 204
    119. ^ Jewishencyclopedia.com – Körner, Moses B. Eliezer
    120. ^ Approaches to the Asian Classics, Irene Blomm, William Theodore De Bary, Columbia University Press, 1990, p. 65
    121. ^ "Archived copy". Archived from the original on 18 May 2013. Retrieved 30 September 2013.CS1 maint: archived copy as title (link)
    122. ^ Michael Sells, Approaching the Qur'ān (White Cloud Press, 1999)
    123. ^ Norman O. Brown, "The Apocalypse of Islam". Social Text 3:8 (1983–1984)
    124. ^ Quran 21:50
    125. ^ Wild, ed. by Stefan (2006). Self-referentiality in the Qur'an. Wiesbaden: Harrassowitz. ISBN 978-3447053839.CS1 maint: extra text: authors list (link)
    126. ^ a b "Tafsir Al-Mizan". almizan.org.
    127. ^ Quran 2:151
    128. ^ "How can there be abrogation in the Quran?". Archived from the original on 8 June 2008.
    129. ^ "Are the verses of the Qur'an Abrogated and/or Substituted?". mostmerciful.com. Archived from the original on 1 May 2008.
    130. ^ Islahi, Amin Ahsan. "Abrogation in the Qur'ān". Renaissance Journal. Retrieved 26 April 2013.
    131. ^ Mirza Bashiruddin Mahmood Ahmad. Tafseer-e-Kabeer Urdu Vol. 1 (PDF). Retrieved 26 August 2016.
    132. ^ Ahmadiyya Muslim Community. "English with 5 Volume Commentary" (PDF). Retrieved 8 June 2018.
    133. ^ a b Godlas, Alan (2008). The Blackwell companion to the Qur'an (Pbk. ed.). Wiley-Blackwell. pp. 350–362. ISBN 978-1405188203.
    134. ^ Sands, Kristin Zahra (2006). Sufi commentaries on the Qur'an in classical Islam (1. publ., transferred to digital print. ed.). Routledge. ISBN 978-0415366854.
    135. ^ Keeler, Annabel (2006). "Sufi tafsir as a Mirror: al-Qushayri the murshid in his Lataif al-isharat". Journal of Qur'anic Studies. 8 (1): 1–21. doi:10.3366/jqs.2006.8.1.1.
    136. ^ Tabataba'I, Tafsir Al-Mizan, The Principles of Interpretation of the Quran Archived 1 December 2008 at the Wayback Machine
    137. ^ a b c Tabataba'I, Tafsir Al-Mizan, Topic: Decisive and Ambiguous verses and "ta'wil" Archived 8 December 2008 at the Wayback Machine
    138. ^ Quran 3:7
    139. ^ "Tabatabaee (1988), pp. 37–45". maaref-foundation.com.
    140. ^ Mojaddedi, Jawid (2008). The Blackwell companion to the Qur'an (Pbk. ed.). Wiley-Blackwell. pp. 363–373. ISBN 978-1405188203.
    141. ^ a b Elias, Jamal (2010). "Sufi tafsir Reconsidered: Exploring the Development of a Genre". Journal of Qur'anic Studies. 12 (1–2): 41–55. doi:10.3366/jqs.2010.0104.
    142. ^ a b Corbin (1993), p. 7
    143. ^ Tabatabaee, Tafsir Al-Mizan Archived 5 July 2008 at the Wayback Machine
    144. ^ Corbin (1993), p. 13
    145. ^ Miller, Duane Alexander (June 2009). "Reappropriation: An Accommodationist Hermeneutic of Islamic Christianity". St Francis Magazine. 5 (3): 30–33. Retrieved 17 December 2014.
    146. ^ Aslan, Reza (20 November 2008). "How To Read the Quran". Slate. Retrieved 21 November 2008.
    147. ^ An-Nawawi, Al-Majmu', (Cairo, Matba‘at at-Tadamun n.d.), 380.
    148. ^ "English Translations of the Quran". Monthlycrescent.com. July 2009. Archived from the original on 29 April 2014.
    149. ^ "More than 300 publishers visit Quran exhibition in Iran". Hürriyet Daily News and Economic Review. 12 August 2010.
    150. ^ Bloom, Jonathan; Blair, Sheila (2002). Islam: A Thousand Years of Faith and Power. New Haven: Yale University Press. p. 42.
    151. ^ "Ahmadiyya Muslim Community". alislam.org.
    152. ^ Quran. us.archive.org.
    153. ^ "Surah 3 – Read Quran Online". Archived from the original on 18 November 2010. Retrieved 21 November 2010.
    154. ^ "Gurmukhi translation of Quran traced to Moga village". Tribuneindia.com. 5 May 2016. Retrieved 26 August 2016.
    155. ^ Nelson, Kristina (2001). The art of reciting the Qur'an (New ed.). Cairo [u.a.]: American Univ. in Cairo Press. ISBN 978-9774245947.
    156. ^ Small, Keith E. (2011). Textual Criticism and Qur'an Manuscripts. Lexington Books. pp. 109–111. ISBN 9780739142912.
    157. ^ Melchert, Christopher (2008). "The Relation of the Ten Readings to One Another". Journal of Quranic Studies. 10 (2): 73–87. doi:10.3366/e1465359109000424.
    158. ^ Hekmat Nasser, Shady (2012). The Transmission of the Variant Readings of the Quran: The Problem of Tawatur and the Emergence of Shawdhdh. Brill Academic Pub. ISBN 978-9004240810.
    159. ^ Dutton, Yasin (2001). "An Early Mushaf According To The Reading Of Ibn ʻAmir". Journal of Qur'anic Studies. 3 (2): 71–89. doi:10.3366/jqs.2001.3.1.71.
    160. ^ Rabb, Intisar (2006). "Non-Canonical Readings of the Qur'an: Recognition and Authenticity (The Ḥimṣī Reading)". Journal of Qur'anic Studies. 8 (2): 88–127. doi:10.3366/jqs.2006.8.2.84.
    161. ^ Peter G. Riddell, Tony Street, Anthony Hearle Johns, Islam: essays on scripture, thought and society : a festschrift in honour of Anthony H. Johns, pp. 170–174, Brill, 1997, ISBN 978-90-04-10692-5
    162. ^ Suraiya Faroqhi, Subjects of the Sultan: culture and daily life in the Ottoman Empire, pp. 134–136, I.B. Tauris, 2005, ISBN 978-1-85043-760-4, ISBN 978-1-85043-760-4;The Encyclopaedia of Islam: Fascicules 111–112 : Masrah Mawlid, Clifford Edmund Bosworth
    163. ^ "Muslim Printing Before Gutenberg". muslimheritage.com.
    164. ^ Krek 1979, p. 203
    165. ^ First Printed Edition of the Qur'an The First Printed Complete Arabic Quran East Meets West In Venice: The First-Ever Printed Arabic Edition Of Quran Archived 2 November 2013 at the Wayback Machine
    166. ^ "Columbia University Libraries Online Exhibitions | The Quran in East and West: Manuscripts and Printed Books". exhibitions.cul.columbia.edu. Retrieved 3 April 2017.
    167. ^ "Columbia University Libraries Online Exhibitions | Alcorani textus universus ex correctioribus Arabum exemplaribus summa fide, atque pulcherrimis characteribus descriptus, vol. 2, p. i". exhibitions.cul.columbia.edu. Retrieved 3 April 2017.
    168. ^ Suraiya Faroqhi, Subjects of the Sultan: culture and daily life in the Ottoman Empire, pp. 134–136, I.B. Tauris, 2005, ISBN 978-1-85043-760-4;The Encyclopaedia of Islam: Fascicules 111–112 : Masrah Mawlid, Clifford Edmund Bosworth
    169. ^ Watson 1968, p. 435; Clogg 1979, p. 67
    170. ^ Şükrü Hanioğlu, "A Brief History of the Late Ottoman Empire", Princeton University Press (2010), cited after Suresh Emre, On the late adoption of the printing press in the Ottoman Empire (2014).
    171. ^ (Dorn, Chronologisches Verzeichnis, 371)." Encyclopaedia of the Qurʼān: P-Sh ed. Jane Dammen McAuliffe, Brill, 2004, p. 251.
    172. ^ Iriye, A.; Saunier, P. (2009). The Palgrave Dictionary of Transnational History: From the mid-19th century to the present day. Springer. p. 627. ISBN 978-1-349-74030-7.
    173. ^ Kamusella, T. (2012). The Politics of Language and Nationalism in Modern Central Europe. Springer. pp. 265–266. ISBN 978-0-230-58347-4.
    174. ^ Cook, The Koran, 2000: p.30
    175. ^ see also: Ruthven, Malise, A Fury For God, London; New York : Granta, (2002), p. 126
    176. ^ "Secular Web Kiosk: The Koran Predicted the Speed of Light? Not Really". Archived from the original on 9 February 2008.
    177. ^ Leirvik, Oddbjørn (2010). Images of Jesus Christ in Islam: 2nd Edition. New York: Bloomsbury Academic; 2nd edition. pp. 33–66. ISBN 978-1441181602.
    178. ^ Wansbrough, John (1977). Quranic Studies: Sources and Methods of Scriptural Interpretation
    179. ^ Geisler, N. L. (1999). In Baker encyclopedia of Christian apologetics. Grand Rapids, MI: Baker Books. Entry on Qur'an, Alleged Divine Origin of.
    180. ^ 3:3 نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه وانزل التوراة والانجيل
    181. ^ Quran 2:285
    182. ^ Luxenberg, Christoph (2007). The Syro-Aramaic reading of the Koran : a contribution to the decoding of the language of the Koran. Berlin: H.Schiler. ISBN 978-3899300888.
    183. ^ Annabel Keeler, "Moses from a Muslim Perspective", in: Solomon, Norman; Harries, Richard; Winter, Tim (eds.), Abraham's children: Jews, Christians and Muslims in conversation, T&T Clark Publ. (2005), pp. 55–66.
    184. ^ Esposito, John L. The Future of Islam. Oxford University Press US, 2010. ISBN 978-0-19-516521-0 p. 40
    185. ^ Christian Lore and the Arabic Qur'an by Signey Griffith, p. 112, in The Qurʼān in its historical context, Gabriel Said Reynolds, ed. Psychology Press, 2008
    186. ^ Qur'an-Bible Comparison: A Topical Study of the Two Most Influential and Respectful Books in Western and Middle Eastern Civilizations by Ami Ben-Chanan, pp. 197–198, Trafford Publishing, 2011
    187. ^ New Catholic Encyclopaedia, 1967, the Catholic University of America, Washington DC, Vol. VII, p. 677
    188. ^ "On pre-Islamic Christian strophic poetical texts in the Koran" by Ibn Rawandi, found in What the Koran Really Says: Language, Text and Commentary, Ibn Warraq, Prometheus Books, ed. ISBN 978-1-57392-945-5
    189. ^ Wadad Kadi and Mustansir Mir, Literature and the Quran, Encyclopaedia of the Qur'an, vol. 3, pp. 213, 216

    Bibliography

    Further reading

    Introductory texts:

    Traditional Quranic commentaries (tafsir):

    Topical studies:

    • Stowasser, Barbara Freyer. Women in the Qur'an, Traditions and Interpretation, Oxford University Press; Reprint edition (1 June 1996), ISBN 978-0-19-511148-4
    • McAuliffe, Jane Dammen (1991). Qurʼānic Christians : an analysis of classical and modern exegesis. New York: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-36470-6.
    • Siljander, Mark D.; Mann, John David (2008). A Deadly Misunderstanding: a Congressman's Quest to Bridge the Muslim-Christian Divide. New York: Harper One. ISBN 9780061438288.

    Literary criticism:

    Encyclopedias:

    Academic journals:

    External links

    Quran browsers and translations:

    Word-for-word analysis:

    Manuscripts:

    Other resources: