پرش به محتوا

قحطی بزرگ چین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
قحطی بزرگ چین
三年大饑荒
کشورجمهوری خلق چین
مکانسرزمین اصلی چین
دوره۱۹۵۹–۱۹۶۱
مرگ و میر کل۱۵ میلیون نفر (آمار حکومت)
۱۵ تا ۳۰ میلیون (تخمین علمی)[۱]
دستکم ۴۵ میلیون (دیکاتر)
مشاهداتشناخته شده به عنوان ویرانگرترین فاجعه تاریخ چین توسط فرانک دیکاتر. بخشی از جنبش یک گام بزرگ به جلو
پیامدهاشکست جنبش یک گام بزرگ به جلو

قحطی بزرگ چین (چینی: 三年大饑荒) از فجایع بزرگ تاریخ و ویرانگرترین قحطی گسترده تاریخ بشر بود که بین ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۱ رخ داد. خشکسالی، آب‌وهوای نامناسب و سیاست‌های بی‌خردانه مائو تسه‌تونگ در مسیر رشد صنعتی در رخ دادن این قحطی فاجعه‌بار مؤثر بودند. بین ۱۵ تا ۴۵ میلیون انسان جان خود را در طول این قحطی از دست دادند. در چین به دورهٔ این قحطی «سه سال تلخ» گفته می‌شود.

یک گام بزرگ به جلو باعث افزایش قابل توجه تعداد مرگ و میر جهانی شد.

قحطی بزرگ چین ناشی از ترکیبی از سیاست‌های رادیکال کشاورزی، فشار اجتماعی، سوءمدیریت اقتصادی و بلایای طبیعی مانند خشکسالی و سیل در مناطق کشاورزی بود.

یک گام بزرگ به جلو

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

حزب کمونیست چین در طول یک گام بزرگ به جلو، تغییرات چشمگیری در سیاست‌های کشاورزی ایجاد کرد.[۲][۳]

کمون‌های خلق

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
سالن غذاخوری عمومی (غذاخوری) یک کمون خلق. شعار روی دیوار این است: «نیازی نیست برای غذا خوردن پول بدهید، روی تولید تمرکز کنید.»

در طول یک گام بزرگ به جلو، کشاورزی به صورت کمون‌های خلق سازماندهی شد و کشت قطعات زمین به صورت انفرادی ممنوع شد. پیش از این، کشاورزان در زمین‌هایی که دولت به آن‌ها داده بود، کشت می‌کردند. یک گام بزرگ به جلو منجر به برنامه‌ریزی متمرکز فزاینده اقتصاد کشاورزی شد. به رهبران منطقه‌ای حزب، سهمیه تولید برای کمون‌های تحت کنترلشان داده شد. سپس محصول آن‌ها توسط دولت تصاحب و به صلاحدید خود توزیع می‌شد. در سال ۲۰۰۸، معاون سردبیر سابق یان‌هوانگ چونکیو و نویسنده، یانگ جی‌شنگ، دیدگاه خود را در مورد تأثیر اهداف تولید به عنوان ناتوانی در هدایت مجدد عرضه به جایی که بیشترین تقاضا را دارد، خلاصه کرد:

در شین‌یانگ، مردم در پشت درهای انبارهای غلات از گرسنگی می‌مردند. هنگام مرگ فریاد می‌زدند: «حزب کمونیست، رئیس مائو، ما را نجات دهید.» اگر انبارهای غلات هه‌نان و هه‌بئی باز شده بودند، نیازی نبود کسی بمیرد. از آنجایی که مردم در اطرافشان به تعداد زیاد در حال مرگ بودند، مقامات به فکر نجات آن‌ها نیفتادند. تنها نگرانی آنان این بود که چگونه تحویل غلات را انجام دهند.[۴]

اینکه کمون‌های خلق تا چه حد قحطی را کاهش یا تشدید کردند، بحث‌برانگیز است. هر منطقه به‌طور متفاوتی با قحطی برخورد کرد و جدول زمانی قحطی در سراسر چین یکسان نیست. یک استدلال این است که پُرخوری در سالن‌های غذاخوری رخ می‌داد و این امر مستقیماً منجر به بدتر شدن قحطی شد. یکی از محققان در این مورد استدلال کرده است که اگر پُرخوری افراطی رخ نمی‌داد، «از بدترین قحطی یک گام بزرگ در اواسط سال ۱۹۵۹ هنوز هم می‌شد اجتناب کرد.» با این حال، گرسنگی شدید تا سال ۱۹۶۰ به مکان‌هایی مانند روستای دا فو نرسید و میزان مشارکت در سالن‌های غذاخوری عمومی به عنوان عامل معناداری برای قحطی در آن‌هوی و جیانگژی شناخته نشد. در روستای دا فو، «تولید مواد غذایی در واقع کاهش نیافت، امّا به دلیل تصرف اراضی توسط دولت مائوئیستی، کمبود مواد غذایی به‌طرز شگفت‌آوری وجود داشت.»

تکنیک‌های کشاورزی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

همراه با اشتراکی‌سازی، دولت مرکزی چندین تغییر در تکنیک‌های کشاورزی را تصویب کرد که مبتنی بر ایده‌های تروفیم لیسنکو، متخصص کشاورزی اهل شوروی که بعدها بی‌اعتبار شد، بود. یکی از این ایده‌ها کاشت نزدیک به هم بود که در آن تراکم نهال‌ها ابتدا سه برابر و سپس دوباره دو برابر شد. این نظریه مبتنی بر این ادعا بود که گیاهانی از یک گونه با یکدیگر رقابت نمی‌کنند. در چرخه‌های طبیعی، آن‌ها کاملاً با هم رقابت می‌کردند که در واقع رشد را متوقف کرده و منجر به کاهش بازدهی می‌شد.

سیاست دیگری که به عنوان «شخم عمیق» شناخته می‌شود، مبتنی بر ایده‌های ترنتی مالتسف، همکار لیسنکو بود که دهقانان سراسر چین را تشویق می‌کرد تا از شخم زدن معمولی به عمق ۱۵ تا ۲۰ سانتی‌متر اجتناب کنند و در عوض، عمیقاً خاک را شخم بزنند. (۱ تا ۲ فوت چینی یا ۳۳ تا ۶۶ فوت) نظریه شخم عمیق بیان می‌کرد که حاصلخیزترین خاک در اعماق زمین قرار دارد و شخم زدن غیرمعمول و عمیق، امکان رشد ریشه‌های بسیار قوی را فراهم می‌کند. اگرچه شخم عمیق می‌تواند در برخی زمینه‌ها باعث افزایش عملکرد شود، امّا عموماً تصور می‌شود که این سیاست در چین مانع از افزایش عملکرد شده بود.

کمپین از بین بردن گنجشکان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
گنجشک درختی اوراسیایی در کمپین از بین بردن گنجشکان هدف قرار گرفت.

در کمپین چهار آفت، از شهروندان خواسته شد تا پشه‌ها، موش‌ها، مگس‌ها و گنجشک‌ها را از بین ببرند. ریشه‌کنی گسترده گنجشک‌ها به عنوان بخشی از کمپین از بین بردن گنجشکان منجر به افزایش جمعیت حشرات محصول‌خوار شد؛ چراکه بدون وجود گنجشک‌ها هیچ شکارچی خاصی نداشتند.

توهم فراوانی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

از سال ۱۹۵۷، حزب کمونیست چین به دلیل فشار مقامات مافوق، شروع به گزارش تولید بیش از حد غلات کرد. این در حالی بود که تولید واقعی غلات در سراسر چین از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱ رو به کاهش بود. برای مثال:

  • در استان سیچوان با وجود اینکه میزان غلات جمع‌آوری‌شده از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ رو به کاهش بود، امّا اعداد گزارش‌شده به دولت مرکزی همچنان رو به افزایش بودند.[۵]
  • در گانسو، از سال ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۱، عملکرد غلات به میزان ۴٬۲۷۳٬۰۰۰ تن کاهش یافته بود.

این سلسله وقایع منجر به «توهم فراوانی» شد و حزب معتقد بود که غلات زیادی دارد. برعکس، میزان برداشت محصول کمتر از حد متوسط بود. برای مثال، پکن معتقد بود که «در سال ۱۹۶۰ انبارهای غله دولتی ۵۰ میلیارد جین غلات خواهند داشت»، در حالی که در واقع ۱۲٫۷ میلیارد جین غلات در انبارها موجود بود. آثار «توهم فراوانی» قابل توجه بود؛ به‌طوری که برخی از مورخان معتقدند که این توهم عامل اصلی بخش عمده‌ای از گرسنگی در سراسر چین بوده است. یانگ دالی استدلال کرده است که توهم فراوانی سه پیامد اصلی داشت:

اولاً، این امر منجر به تغییر کاربری زمین‌ها از غلات به محصولات اقتصادی دیگری مانند پنبه، نیشکر و چغندر توسط برنامه‌ریزان و انتقال تعداد زیادی از کارگران کشاورزی به بخش‌های صنعتی شد که تقاضای دولت برای غلات خریداری شده از روستاها را افزایش داد. ثانیاً، این امر رهبری چین، به‌ویژه جئو ئن لای را بر آن داشت تا صادرات غلات را تسریع کند تا ارز خارجی بیشتری را برای خرید کالاهای سرمایه‌ای مورد نیاز برای صنعتی شدن به دست آورد. در نهایت، توهم فراوانی بیش از حد، ایجاد سالن‌های غذاخوری کمون را در آن زمان منطقی جلوه داد. البته همهٔ این تغییرات به اتمام سریع ذخایر غلات کمک کرد.[۶]

تولید آهن و فولاد

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
کوره‌های خانگی برای تولید فولاد

تولید آهن و فولاد به عنوان یک نیاز کلیدی برای پیشرفت اقتصادی شناسایی شد و میلیون‌ها دهقان از کار کشاورزی اخراج شدند تا به نیروی کار تولید آهن و فولاد بپیوندند. بخش عمده‌ای از آهن تولید شده توسط جمعیت دهقانان برای استفادهٔ تجاری، بسیار ضعیف بود و کارگران کشاورزی و تولید از بین رفتند.

سیاست‌های مخرب بیشتر از سوی دولت مرکزی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

اقتصاددانانی مانند شین منگ، نانسی چیان و پیر یارد نشان دادند که همان‌طور که آمارتیا سن برنده جایزه نوبل، قبلاً ادعا کرده بود، تولید کل برای جلوگیری از قحطی کافی بوده و قحطی ناشی از خرید بیش از حد و توزیع نامناسب در داخل کشور بوده است. آن‌ها نشان می‌دهند که برخلاف اکثر قحطی‌های دیگر، در مکان‌هایی که سرانهٔ غذای بیشتری تولید می‌کردند، مرگ و میر به‌طور شگفت‌آوری بیشتر بود و توضیح می‌دهند که عدم انعطاف در سیستم تهیه غذا که به صورت مرکزی برنامه‌ریزی شده بود، حداقل نیمی از مرگ و میر ناشی از قحطی را توضیح می‌دهد.[۷] جیمز کونگ و شو چن، مورخان اقتصادی، نشان می‌دهند که در مکان‌هایی که سیاستمداران با رقابت بیشتری روبه‌رو بودند، خرید بیش از حد بیشتری وجود داشته است.[۸]

علاوه بر این، سیاست‌های حزب کمونیست چین (CCP) و دولت مرکزی، به‌ویژه سه تابلوی سرخ و جنبش آموزش سوسیالیستی (SEM)، از نظر ایدئولوژیکی برای قحطی رو به وخامت مضر بودند. سه تابلوی سرخ از حزب کمونیست چین «شعله تعصب سال ۱۹۵۸ را برافروختند.» اجرای خط مشی توده، یکی از سه شعاری که به مردم می‌گفت «با تمام وجود تلاش کنند، اهداف والا داشته باشند و سوسیالیسم را با نتایج بزرگتر، بهتر و اقتصادی‌تر بسازند»، در ارتباط با فشارهایی ذکر شده است که مقامات برای گزارش وفور غلات احساس می‌کردند.[۹] جنبش آموزش سوسیالیستی که در سال ۱۹۵۷ تأسیس شد، به طرق مختلف از جمله ایجاد «توهم فراوانی» منجر به شدت گرفتن قحطی نیز شد. وقتی اغراق در مورد میزان برداشت محصول از خط تولید انبوه گزارش شد، «هیچ‌کس جرأت نکرد که با توجه به گزارش‌های بعدی، آن را انکار کند.[۱۰] جنبش آموزش سوسیالیستی همچنین منجر به ایجاد نظریه‌های توطئه شد که در آن اعتقاد بر این بود که دهقانان وانمود می‌کنند گرسنه هستند تا روند خرید غله توسط دولت را خراب کنند.

روابط قدرت در حکومت‌های محلی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

حکومت‌های محلی به همان اندازه، اگر نگوییم بیشتر، بر قحطی تأثیر داشتند که حلقه‌های بالاتر حکومت. با پیشرفت «یک گام بزرگ به جلو»، بسیاری از رهبران استانی شروع به همسویی با مائو و رهبران ارشد حزب کردند. رهبران محلی مجبور شدند بین انجام کاری که برای جامعه‌شان بهتر بود و حفظ آبروی سیاسی خود، یکی را انتخاب کنند. مالکان محلّی شروع به «محکوم کردن هرگونه مخالفتی به عنوان «راست‌گرایی محافظه‌کارانه» کردند که به‌طور کلّی به عنوان هر چیزی که ضد کمونیست باشد، تعریف می‌شود. در فضایی پُر از نظریه‌های توطئه علیه دهقانان، ذخیرهٔ غلات اضافی برای خوردن خانواده، حمایت از این باور که یک گام بزرگ به جلو نباید اجرا شود یا صرفاً به اندازهٔ کافی سخت کار نکردن، همگی به عنوان نمودهایی از «راست‌گرایی محافظه‌کارانه» تلقی می‌شدند. دهقانان قادر نبودند آشکارا در مورد اشتراکی‌سازی و خرید غله توسط دولت صحبت کنند. با وجود فرهنگ ترس و اتهام متقابل در سطح محلی و رسمی، صحبت کردن و اقدام علیه قحطی به یک کار ظاهراً غیرممکن تبدیل شد.

تأثیر دولت محلی در قحطی را می‌توان در مقایسه بین استان‌های آن‌هوی و جیانگژی مشاهده کرد. آن‌هوی که یک دولت رادیکال طرفدار مائو داشت، توسط زنگ شیشنگ که «دیکتاتور» بود و با مائو ارتباط داشت، رهبری می‌شد. او به شدت به «یک گام بزرگ به جلو» اعتقاد داشت و سعی می‌کرد به جای حفظ روابط محلی، با مقامات بالاتر روابط برقرار کند. زنگ بدون مشورت با همکارانش پروژه‌های کشاورزی‌ای پیشنهاد داد که باعث شد کشاورزی آن‌هوی رو به نابودی برود. ژانگ کایفان، دبیر حزب و معاون فرماندار استان، شایعاتی مبنی بر وقوع قحطی در آن‌هوی شنید و با بسیاری از سیاست‌های زنگ مخالفت کرد. زنگ، ژانگ را به دلیل چنین گمانه‌زنی‌هایی به مائو گزارش داد. در نتیجه، مائو ژانگ را «عضو گروه نظامی ضد حزب پنگ دهای» نامید و او از حزب محلی پاکسازی شد. زنگ وقتی قحطی به وضعیت اضطراری تبدیل شد، نتوانست در مورد آن گزارش دهد، زیرا این کار ریاکاری او را ثابت می‌کرد. به همین دلیل از او به عنوان «یک سیاستمدار رادیکال که تقریباً به‌تنهایی به آن‌هوی آسیب رسانده است» یاد می‌شود.

جیانگژی با وضعیتی تقریباً متضاد با آن‌هوی مواجه شد. رهبران جیانگژی علناً با برخی از برنامه‌های یک گام بزرگ مخالفت کردند و بی‌سروصدا خود را در دسترس قرار ندادند و حتی به نظر می‌رسید که نسبت به اقتصاد مائوئیستی رویکردی منفعلانه اتخاذ کرده‌اند. همان‌طور که رهبران با یکدیگر همکاری می‌کردند، با مردم محلی نیز همکاری می‌کردند. دولت جیانگژی با ایجاد فضایی که در آن یک گام بزرگ به جلو به‌طور کامل اجرا نشد، «تمام تلاش خود را برای به حداقل رساندن آسیب‌ها انجام داد.» از این یافته‌ها چنین استنباط می‌شود که بخش زیادی از شدت قحطی به دلیل رهبران ایالتی و مسئولیت آن‌ها در قبال مناطقشان بوده است.

بلایای طبیعی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
نخست‌وزیر جئو ئن لای (وسط جلو) در جریان سیل رودخانه زرد در سال ۱۹۵۸ از پل رودخانه زرد لوکو بازدید کرد.

در سال ۱۹۵۸، سیل منطقه‌ای قابل توجهی در رود زرد رخ داد که بخشی از استان هه‌نان و استان شاندونگ را تحت تأثیر قرار داد.[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵] این سیل به عنوان شدیدترین سیل رود زرد از سال ۱۹۳۳ گزارش شده است.[۱۴][۱۵] در ژوئیه ۱۹۵۸، سیل رودخانه زرد ۷۴۱٬۰۰۰ نفر را در ۱٬۷۰۸ روستا تحت تأثیر قرار داد و بیش از ۳٫۰۴ میلیون مو (بیش از نیم میلیون هکتار) از مزارع کشت شده را زیر آب برد.[۱۴] بزرگ‌ترین سیلاب در ۲۷ ژوئیه به آرامی به دریای بوهای هدایت شد و دولت پس از اعزام یک تیم نجات متشکل از بیش از ۲ میلیون نفر، «پیروزی بر سیل» را اعلام کرد.[۱۱][۱۴][۱۶] سخنگوی مرکز پیشگیری از سیل دولت چین در ۲۷ ژوئیه ۱۹۵۸ اظهار داشت:

امسال ما این سیل بزرگ را بدون تقسیم سیلاب یا از بین رفتن سدها شکست دادیم که برداشت بزرگ محصولات کشاورزی را تضمین می‌کند. این معجزه دیگری است که توسط مردم چین خلق شده است.[۱۴]

امّا دولت تشویق شد که موفقیت‌ها را گزارش دهد و شکست‌ها را پنهان کند. از آنجا که به دو میلیون کارگر کشاورزی از این دو استان دستور داده شد که از مزارع خارج شوند تا به عنوان تیم نجات خدمت کنند و به جای رسیدگی به مزارع خود، در حال تعمیر سواحل رودخانه بودند، «محصولات کشاورزی نادیده گرفته می‌شوند و بخش زیادی از برداشت در مزارع رها می‌شود تا بپوسد.» در مقابل، مورخ فرانک دیکاتر استدلال کرده است که روی دادن بیشتر سیل‌ها در طول قحطی به دلیل آب‌وهوای غیرمعمول نبود، بلکه به دلیل کارهای آبیاری گسترده، با برنامه‌ریزی ضعیف و اجرای ضعیف بود که بخشی از یک گام بزرگ به جلو محسوب می‌شدند. در این زمان، به تشویق مائو تسه‌تونگ، مردم چین در تلاش برای انتقال آب از مناطق مرطوب به مناطقی که دچار خشکسالی بودند، تعداد زیادی سد و هزاران کیلومتر کانال آبیاری جدید ساختند.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰] برخی از این کارها، مانند کانال پرچم سرخ، سهم مثبتی در آبیاری داشتند،[۲۱][۲۲] امّا محققان خاطرنشان کرده‌اند که این پروژه عظیم ساخت‌وساز هیدرولیکی منجر به مرگ بسیاری از مردم به دلیل گرسنگی، بیماری‌های همه‌گیر و غرق شدن شد که در قحطی نقش داشت.[۱۹][۲۰][۲۳]

با این حال، در مورد اهمیت خشکسالی و سیل در ایجاد قحطی بزرگ اختلاف‌نظر وجود داشته است.[۲۴] بر اساس داده‌های منتشر شده از آکادمی علوم هواشناسی چین، خشکسالی سال ۱۹۶۰ غیرمعمول نبود و شدت آن در مقایسه با سال‌های دیگر تنها «ملایم» در نظر گرفته شد. این خشکسالی نسبت به خشکسالی‌های سال‌های ۱۹۵۵، ۱۹۶۳، ۱۹۶۷–۱۹۶۵ و غیره کمتر جدی بود.[۲۵] علاوه بر این، یانگ جیشنگ، روزنامه‌نگار ارشد خبرگزاری شین‌هوآ گزارش کرده است که شوئه موکیائو، رئیس وقت اداره ملی آمار چین در سال ۱۹۵۸ گفته است: «ما هر رقمی را که مقامات بالا بخواهند ارائه می‌دهیم» تا بلایای طبیعی را بیش از حد واقعی نشان دهند و مسئولیت رسمی مرگ و میر ناشی از گرسنگی را از دوش مقامات بردارند. یانگ می‌گوید که منابع دیگری از جمله آرشیو غیردولتی داده‌های هواشناسی از ۳۵۰ ایستگاه هواشناسی در سراسر چین را بررسی کرده و خشکسالی‌ها، سیل‌ها و دماها در طول سال‌های ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ در محدوده الگوهای معمول چین بوده‌اند. به گفتهٔ باسیل اشتون:

بسیاری از ناظران خارجی احساس می‌کردند که این گزارش‌ها در مورد خرابی محصولات کشاورزی مرتبط با آب‌وهوا، برای سرپوش گذاشتن بر عوامل سیاسی‌ای که منجر به عملکرد ضعیف کشاورزی شده بودند، طراحی شده‌اند. آن‌ها همچنین گمان می‌کردند که مقامات محلی تمایل دارند چنین گزارش‌هایی را برای دریافت کمک‌های دولتی یا تخفیف مالیاتی بیشتر اغراق کنند. واضح است که آب‌وهوا در کاهش وحشتناک تولید نقش داشته است ولی ارزیابی میزان آن غیرممکن است.[۲۶]

علی‌رغم این ادعاها، سایر محققان داده‌های جمعیتی در سطح استانی ارائه داده‌اند که به‌طور کمی ثابت می‌کند که آب‌وهوا نیز عامل مهمی است، به‌ویژه در استان‌هایی که شرایط بیش از حد مرطوب را تجربه کرده‌اند.[۲۷] به گفتهٔ اقتصاددان دانیل هاوزر و دیگران، ۶۹ درصد از قحطی به دلیل سیاست‌های دولتی و بقیه (۳۱ درصد) به دلیل بلایای طبیعی بوده است.[۲۷]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  1. Holmes, Leslie. Communism: A Very Short Introduction (Oxford University Press 2009). شابک ۹۷۸−۰−۱۹−۹۵۵۱۵۴−۵. p. 32 "Most estimates of the number of Chinese dead are in the range of 15 to 30 million."
  2. "Mao's Great Leap Forward 'killed 45 million in four years'". The Independent (in English). 2011-10-23. Retrieved 2021-01-04.
  3. "The Great Leap Forward Period in China, 1958–1960". San Jose State University. Retrieved 2021-01-04.
  4. Translation from "A hunger for the truth: A new book, banned on the mainland, is becoming the definitive account of the Great Famine". بایگانی‌شده در ۱۰ فوریه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine, chinaelections.org, 7 July 2008 of content from Yang Jisheng, 墓碑 --中國六十年代大饑荒紀實 (Mu Bei – Zhong Guo Liu Shi Nian Dai Da Ji Huang Ji Shi), Hong Kong: Cosmos Books (Tian Di Tu Shu), 2008, شابک ۹۷۸−۹۸۸۲۱۱۹۰۹۳ (به چینی)
  5. Yang 2012, p. 240.
  6. Dali L. Yang (1996). Calamity and Reform in China: State, Rural Society, and Institutional Change Since the Great Leap Famine. Stanford University Press. p. 65. ISBN 978-0-8047-3470-7.
  7. Meng, Xin; Qian, Nancy; Yared, Pierre (1 October 2015). "The Institutional Causes of China's Great Famine, 1959–1961". The Review of Economic Studies. 82 (4): 1568–1611. doi:10.1093/restud/rdv016. ISSN 0034-6527.
  8. Kung, James Kai-Sing; Chen, Shuo (February 2011). "The Tragedy of the Nomenklatura: Career Incentives and Political Radicalism during China's Great Leap Famine". American Political Science Review. 105 (1): 27–45. doi:10.1017/S0003055410000626. ISSN 1537-5943.
  9. Yang 2012, p. 87.
  10. Yang 2012, p. 99.
  11. 1 2 Qian, Zhengying (1985-06-13). "关于黄河、长江、淮河、永定河防御特大洪水方案的报告(摘要)". National People's Congress (in Chinese). Retrieved 23 April 2020.
  12. "新闻分析:做好黄河防汛工作为何不能掉以轻心?". The Central People's Government of the People's Republic of China (in Chinese). Archived from the original on 25 February 2021. Retrieved 22 April 2020.
  13. "中国历史上的水灾有哪些?". China Internet Information Center (in Chinese). Retrieved 22 April 2020.
  14. 1 2 3 4 5 "1958年黄河大水灾纪实". Dahe Wang (大河网) (in Chinese). Archived from the original on 3 July 2020. Retrieved 22 April 2020.
  15. 1 2 "历史上的五次黄河水灾". Dahe Wang (大河网) (in Chinese). Archived from the original on 22 November 2019. Retrieved 22 April 2020.
  16. "黄河防洪概述". People's Daily (in Chinese). 2005-10-11. Archived from the original on 13 September 2007. Retrieved 23 April 2020.
  17. "230,000 Died in a Dam Collapse That China Kept Secret for Years". OZY. 17 February 2019. Archived from the original on 2 May 2020. Retrieved 23 April 2020.
  18. "Massive new dams remind China of human price of 'tofu constructions'". The Globe and Mail. Archived from the original on 23 June 2014. Retrieved 23 April 2020.
  19. 1 2 Fu, Shui. "A Profile of Dams in China" (PDF). Archived from the original (PDF) on 27 September 2019.
  20. 1 2 Zhao, Xiaoxia (2018). ""水利大跃进"的历史考察 – 以江苏省为例" (PDF). Twenty-First Century via Chinese University of Hong Kong.
  21. Xiang, Wei-Ning (1 March 2020). "The Red Flag Canal: a socio-ecological practice miracle from serendipity, through impossibility, to reality". Socio-Ecological Practice Research (in English). 2 (1): 105–110. Bibcode:2020SEPR....2..105X. doi:10.1007/s42532-019-00037-z. ISSN 2524-5287. PMC 8150154. PMID 34778717.
  22. "The Red Flag Canal". The Red Flag Canal. Archived from the original on 3 August 2020. Retrieved 23 April 2020.
  23. "China farmers recall bitter days of famine for dam". Reuters (in English). 27 February 2009. Retrieved 23 April 2020.
  24. Mao, Yushi (2014). "Lessons from China's Great Famine" (PDF). Cato Institute.
  25. Gao, Suhua. "1951~1990年全国降水量距平变化图". Yanhuang Chunqiu (in Chinese). Archived from the original on 9 August 2019. Retrieved 22 April 2020.
  26. Ashton, Basil; Hill, Kenneth; Piazza, Alan; Zeitz, Robin (1984). "Famine in China, 1958–61". Population and Development Review. 10 (4): 613–645. doi:10.2307/1973284. JSTOR 1973284.
  27. 1 2 Houser, Daniel; Sands, Barbara; Xiao, Erte (2009). "Three parts natural, seven parts man-made: Bayesian analysis of China's Great Leap Forward demographic disaster". Journal of Economic Behavior & Organization (in English). 69 (2): 148–159. doi:10.1016/j.jebo.2007.09.008.