قاعده طلایی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish

قاعده طلایی یا قاعده زرین (به انگلیسی: Golden Rule) یک اصل اخلاقی است که دو مطلب را بیان می‌کند:

  1. شخص باید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آن‌گونه رفتار کنند (شکل مثبتِ قاعده)
  2. شخص نباید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست ندارد آن‌گونه با او رفتار شود (شکلی منفی و منعیِ قاعده؛ که گاه «قاعده نقره‌ای» یا «قاعده سیمین» خوانده می‌شود)
  • گاه شکل مثبتِ قاعده را شکلِ فعّال و شکل منفی قاعده را شکلِ انفعالی گویند؛ زیرا شکل مثبت قاعده باعث می‌شود شخص کار خوب را انجام دهد، ولی شکل منفی باعث می‌گردد فرد کار بد را انجام ندهد.[۱]

این قاعده از دیرباز در فرهنگ‌های مختلف جهان به شکل‌های مختلف بیان شده، و در تمامی ادیان مورد تأیید است؛ و این نشان‌دهنده آن است که گویا این قاعده به‌طور فطری و ذاتی در طبیعت انسان و نظام درونی تصمیم‌گیرنده اخلاقی بشر وجود دارد. البته نام‌گرفتن آن به «قاعده طلایی» امری متأخر است، و این اصطلاح در قرن ۱۷ یا ۱۸ در اروپا و در زبان انگلیسی ابداع شده‌است، و به تدریج -پس از جنگ جهانی اول- به بقیه زبان‌ها راه یافته‌است.[۲][۳][۴]

چیستی قاعده طلایی[۵][ویرایش]

  1. قاعده طلایی، قاعدهٔ «مقابله به مثل» یا «معامله به مثل» نیست؛ چه این عملِ متقابل از نوع کیفرهای مشروع قانونی باشد، چه از نوع ناصحیح و انتقام‌گیرنده (تلافی‌گرانه و کینه‌جویانه). این قاعده نمی‌گوید «با دیگران آن‌گونه که [آنها با تو] رفتار می‌کنند/کرده‌اند، رفتار کن.» بلکه بیان می‌دارد «با دیگران آن‌گونه که دوست داری (و انتظار داری) آن‌ها با تو رفتار کنند، رفتار کن».
  2. قاعده طلایی، قاعدهٔ «سرمایه‌گذاری شخصی» و «مصلحت‌اندیشی فردی» و «معاوضه تاجرانه» نیست. این قاعده نمی‌گوید «اگر می‌خواهی دیگران [در آینده] کاری را برایت انجام دهند، تو نیز مانند آن را برایشان انجام ده.» یعنی این قاعده به قصد دریافت پاداش و سزای متقابل نیست.
  3. قاعده طلایی اِخبار از واقع نمی‌کند که «کما تدین تدان: آن‌گونه که رفتار کنی، با تو رفتار خواهد شد». البته به کمک قاعده «کما تدین تدان» و قاعده طلایی می‌توان به عمل صحیح‌تری رسید، و آن قاعده احساس و اراده ما را بهتر می‌انگیزد (احتمال عدم سازگاری بین عقیده و رفتار را کاهش می‌دهد).
  4. قاعده طلایی، همان «اصل عدم تجاوز: اعمال تو نباید به دیگران آسیب برساند» نیست، حتی اگر کسی قائل باشد نتایج منطقی این‌ها یکسان است، و باعث عدم خشونت بی‌جا می‌شود.[۶]
  5. قاعده طلایی مربوط به شرایط یکسان و موقعیت مشابه‌است. شخص باید فرض کند که خصوصیات و ویژگی‌های شخص مقابل را دارد (خود را جای دیگران فرض کردن، فراتر از این است که فرض کنیم آن کار در قبال خودمان انجام گیرد). اگر شخص صرفاً خودش را به جای طرف مقابل فرض کند، باعث نتایج اشتباهی خواهد شد. برای مثال:
  • خطاب به یک پزشک: اگر نمی‌خواهی بیمار آپاندیس‌ات را برندارد، آپاندیسش را بر ندار!
  • خطاب به یک بیمار: اگر می‌خواهی پزشک آپاندیس‌ات را بردارد، آپاندیسش را بردار!
  • سؤال صحیح این است که: اگر در موقعیت پزشک بودم (و آپاندیس سالم داشتم) دلم می‌خواست چگونه با من رفتار شود؟
  • خطاب به والدین: اگر می‌خواهید بچه‌تان تنبیهتان نکند، او را تنبیه نکنید!
  • خطاب به یک بینا: از آن‌جا که نمی‌خواهی کسی (یا نابینایی) در رد شدن از خیابان تو را کمک کند، تو هم در رد شدن از خیابان به این نابینا کمک مکن!
  • خطاب به یک شنوا: من با پدرم (که گوشش سنگین است) بلند صحبت نمی‌کنم، چون دلم نمی‌خواهد که او با من این‌قدر بلند صحبت کند.

روش صحیح مطرح کردن چنین سؤالاتی چنین است:

  • من با پدرم (که گوشش سنگین است) بلند صحبت می‌کنم، اما دلم نمی‌خواهد که او با من بلند صحبت کند (چرا که وضع شنوایی من طبیعی است)
  • سؤال صحیح این است که: اگر در وضع مشابهی با پدرم(کم‌شنوایی) بودم دلم می‌خواست چگونه با من رفتار شود؟

۶- در قاعده طلایی باید خود را جای طرف مقابل بگذاریم، و «تلقی کنونی مان نسبت به مورد فرضی» را در نظر بگیریم. برای مثال:

  • پسر بچه ای را در نظر بگیرید که دائماً می‌خواهد انگشتش را درون پریز برق کند، و تنها راه مقابله با او تنبیه کردن [سطحی] اوست.
  • شکل نادرست اِعمال قاعده: اگر به جای بچه بودم [با ذهنیت و آگاهی یک بچه دوساله] دلم می‌خواست مرا تنبیه کنند؟ (بچه دوست ندارد کتک بخورد!)
  • شکل درست اعمال قاعده: آیا [با آگاهی الآنم] دلم می‌خواهد اگر جای بچه بودم مرا تنبیه کنند؟ (پسر بچه اگر از شرایط درست و واقعی آگاه شود، از تنبیه خود متشکر خواهد بود، هرچند در حال حاضر رضایت نداشته باشد)

پس: با کتک زدن بچه، قاعده طلایی را نقض نکرده‌ام، چرا که دوست دارم در موقعیت مشابه به همین صورت با من رفتار می‌شد.

  • به همین شکل، ادب کردن کودک یا بزرگسالی که از مقررات مدرسه یا دانشگاه تخطی کرده‌است، گرچه او دوست ندارد مجازات شود، مخالف قاعده نیست.
  • در موارد مواجهه با کسی که چندان سر عقل نیست: شخصی که در بیهوشی یا اغماست، یا کسی که پیر و فرتوت است، یا کسی که مست یا دیوانه‌است.
  • شکل نادرست بیان قاعده: اگر من بی‌هوش/مست/دیوانه بودم در آن هنگام دلم می‌خواست چه کاری در قبال من انجام گیرد؟
  • شکل درست بیان قاعده: آیا من در حال حاضر دلم می‌خواهد اگر بی‌هوش/مست/دیوانه بودم در قبال من فلان رفتار انجام گیرد؟
  • در مورد اعمال قانون بر مجرم، باید مراقب بود شکل صحیح قاعده به کار رود: نادرست است که مجرم به قاضی بگوید: همچنان‌که تو دوست نداری به زندان بروی (کسی تو را به زندان بفرستد)، نباید کسی (من) را هم به زندان بفرستی!

به بیان دیگر، قاعده طلایی بیان نمی‌کند که «با دیگران چنان رفتار کنید که "آنها دوست دارند شما با ایشان رفتار کنید (دوست دارند با ایشان رفتار شود)». این گفته را برخی قاعده پلاتین نام نهاده‌اند: یعنی نه فقط شرایط و ویژگی‌های طرف مقابل را در نظر بگیریم، بلکه علایق آن‌ها را هم در نظر بگیریم. بلکه قاعده طلایی بیان می‌دارد: با دیگران چنان رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود (که شما دوست دارید آن‌ها با شما رفتار کنند).

  1. در قاعده طلایی باید شرایط و احساسات طرف مقابل را به درستی درک کنیم (عدم جهل و بی‌خبری). برای مثال، فرض کنید ما مالک یک معدن پرسود زغال سنگ هستیم، ولی به کارگرانمان روزانه یک دلار بیشتر حقوق نمی‌دهیم. شاید اگر از ما پرسیده شود «اگر به جای کارگران بودی دوست داشتی یک دلار در روز به تو داده شود؟» پاسخمان مثبت باشد، زیرا گمان کرده‌ایم کارگران با حقوق ناچیز می‌توانند زندگی کنند. اگر از حقیقت امر آگاه شویم و بدانیم که این حقوق برای یک زندگی آبرومندانه کفایت نمی‌کند، پاسخ مثبت نمی‌دهیم.
  2. قاعده طلایی زیرساخت «همه» وظایف و تکالیف اخلاقی نیست. این قاعده یک اصل اخلاقی است، نه یک نظام اخلاقی؛ راهنما ایست برای رفتار، ولی «جایگزین» ی برای قواعد و هنجارهای اخلاقی نیست.
  • برای مثال، قاعده طلایی مستقیماً سخنی دربارهٔ سخن دربارهٔ تعهدات، وظایف و تکالیف شخص نسبت به خودش ندارد، و لزوماً باعث ایجاد شرافت و عزت نفس نمی‌شود، و حتی مثلاً لزوماً خودکشی را منع نمی‌نماید.

نتیجه قاعده طلایی[ویرایش]

قاعده طلایی پادزهرِ «خودخواهی و خودمحوری» و «تعصب و جانب‌داری بیجا» است. این قاعده باعث ثبات و سازگاری رفتاری عاملِ آن است. در این قاعده شما بی‌طرفی و انصاف خود را مورد سنجش قرار می‌دهید. در واقع، اعمال این قاعده باعث ایجاد دید بی‌طرفانه و منصفانه و «عقلانی» است، همراه با رها نکردنِ همدردی و همفکری نسبت به طرف مقابل (احترام به افراد) است. البته این «عقلانیت»، نیازمند درجه‌ای از بلوغ اخلاقی (صدق و خلوصِ اخلاقی) از طرف عامل است.

این قاعده یک اصل اخلاقی مبتنی بر «سازگاری» است، و راهنمایی برای رفتار با دیگران با توجه ارزش‌ها و اصول اخلاقی خود. این قاعده تضمین می‌کند که -اگر طبق آن رفتار شود- با هیچ‌کس چنان‌که کاربر خودش رضایت ندارد با او رفتار شود، رفتار نخواهد شد.

قاعده طلایی معمولاً باعث می‌شود ما با شفقت، رحمت، سخاوت و خیرخواهی با دیگران رفتار کنیم، و از کارهای بدخواهانه، ظالمانه، فریب‌گرانه و خیانت‌آمیز بپرهیزیم.

قاعده طلایی در دین اسلام[ویرایش]

دین اسلام در آیات قرآن و روایات پیامبر و دیگر معصومین، به این قاعده توجه بسیاری نموده‌است.

قاعده طلایی در قرآن[ویرایش]

کتاب «نگاهی جامع به قاعده طلایی»[۷]-با استناد به تفاسیر قرآن- معتقد است که ۵ آیه‌ی زیر مبتنی بر قاعده طلایی هستند. آیه اول رعایت شکل مثبت قاعده طلایی را توصیه می‌کند، و آیات بعدی کسانی را که شکل منفی قاعده طلایی را رعایت نمی‌کنند تقبیح و مذمت می‌نماید.

۱- «عفو داشته باشید و گذشت نمایید: آیا دوست نمی‌دارید که مورد عفو خداوند متعال قرار گیرید؟ و خداوند آن عفوکنندهٔ رحمت‌گستر است.»[۸]

۲- «وای بر کم‌فروشان: آنان که وقتی برای خود پیمانه می‌کنند، حق خود را به‌طور کامل می‌گیرند. امّا هنگامی که می‌خواهند برای دیگران پیمانه یا وزن کنند، کم می‌گذارند! آیا آن‌ها گمان نمی‌کنند که برانگیخته می‌شوند، در روزی بزرگ که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند؟»[۹]

۳- «به یتیمان و مستمندان روزی دهید و با آنان به‌طور شایسته سخن بگویید! کسانی که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند از آینده آنان می‌ترسند، باید (از ستم دربارهٔ یتیمان مردم) بترسند! بنابراین از خداوند پروا کنند و استوار سخن گویند.»[۱۰]

۴- «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمت‌های پاکیزه اموالی که به دست آورده‌اید انفاق کنید؛ و برای انفاق، به سراغ قسمت‌های نامرغوب آن نروید، که اگر آن را به خودتان می‌دادند جز با چشم‌پوشی و بی‌میلی نمی‌پذیرفتید؛ و بدانید که خداوند بی‌نیاز و ستوده‌است.»[۱۱]

۵- «و برای خدا دخترانی می‌پندارند -منزّه‌است او- و برای خودشان آنچه را میل دارند [قرار می‌دهند]. و هر گاه به یکی از آن‌ها [تولّد] فرزند دختر را خبر دهند چهره‌اش [از شدّت خشم] سیاه می‌شود، و [به ناگزیر] خشم و اندوه خود را فرو می‌برد… و چیزی را که خود خوش نمی‌دارند برای خدا قرار می‌دهند، و زبانشان دروغ‌پردازی می‌کند که [سرانجام] نیکو از آنِ ایشان است.»[۱۲]

  • برخی[۱۳] آیه ۲۷۹ سوره بقره «نه به دیگران ستم می‌کنید، و نه به شما ستم می‌شود»[۱۴] را هم از مصادیق این قاعده دانسته‌اند.

قاعده طلایی در روایات اسلامی[ویرایش]

قاعده طلایی در احادیث اسلامی به شکل‌های مختلفی بیان شده‌است. برای نمونه:

  • شخصی از پیامبر اسلام پرسید: «ای فرستاده خدا! کاری به من یاد بده که میان آن کردار و بهشت فاصله‌ای نباشد.» پیامبر فرمود: «خشم مگیر و از مردم چیزی طلب مکن، و نیز برای مردم بپسند آنچه را برای خود می‌پسندی.»[۱۵]
  • عرب بادیه نشینی نزد پیامبر آمد، رکاب شتر پیامبر را گرفت و گفت: ای رسول خدا، چیزی به من یاد بده که به‌وسیله آن وارد بهشت شوم! پیامبر فرمود: «آنچه را که دوست داری دیگر مردمان نسبت به تو روا دارند، تو نیز همان را نسبت به آنان روا دار؛ و آنچه را که ناپسند می‌داری دیگر مردمان نسبت به تو انجام دهند، تو نیز آن را در حقّ آنان انجام مده. حال، رکاب شتر را رها کن![همین قاعده برای تو کافی است، برو و بر اساس آن عمل کن!]».[۱۶]
  • پیامبر اسلام در نصیحتی به علی بن ابی طالب گفت: ای علی! هر چه برای خود نمی‌پسندی برای دیگری مپسند، و آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگریت یکسان‌نگر خواهی بود، و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبّت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا -به خواست خدا- به خاطر سپار.[۱۷]
  • علی در سفارش به فرزندش گفت: ای پسرم! توصیه‌ام را دریاب، و نفْسِ خود را ترازو و مقیاس میان خود و دیگران قرار ده: پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود خوش نمی‌داری، برای دیگران هم خوش مدار؛ ستم روا مدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود؛ نیکی کن، آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند؛ و آنچه را که برای دیگران زشت می‌داری برای خود نیز زشت بشمار؛ و چیزی را برای مردم بپسند که برای خود می‌پسندی؛ چیزی را که نمی‌دانی مگو، بلکه همهٔ چیزهایی که می‌دانی را مگو: از مواردی که دوست نداری که در مورد تو گفته شود.[۱۸]
  • علی بن ابی طالب گفت: برای ادب کردن خود همین بس که آنچه را که از دیگری بد می‌داری، از آن اجتناب نمایی؛ برادر مؤمنت همان حقّ را بر تو دارد که تو بر او داری.[۱۹]

مثال‌هایی از قاعده[ویرایش]

در بیان مثال‌ها و مصداق‌هایی از قاعده طلایی در روایات آمده‌است:

  • جعفر بن محمد صادق فرمود: حق مسلمان بر برادر مسلمانش این است که خود سیر نباشد و برادرش گرسنه باشد، و خود سیراب نباشد و برادرش تشنه باشد، و هر گاه برادرش جامه ندارد، جامه (زیادی) نپوشد، وه چه بزرگ است حق مسلمان بر برادر مسلمانش! هر چه برای خود دوست می‌داری برای برادر مسلمانت هم دوست بدار، و آنچه برای خود بد می‌داری برای او نیز بد بدار؛ اگر نیازمند شدی از او [کمک] بخواه، و چون او از تو [چیزی] خواست به او بده؛ نسبت به هیچ کار خیری نباید از او ملول شوی و نه او از تو ملول شود (هیچ نیکی را از او دریغ مدار همچنان‌که او نیز از تو دریغ نمی‌دارد)؛ تو پشتیبان او باش و او پشتیبان تو باشد؛ اگر غایب شد (به سفر رفت) در غیابش حافظ [حرمت و آبرو و حقوق] او باش، و اگر حضور دارد (چون بازآمد) به دیدارش برو، و والایش شمار و گرامی‌اش دار، که او از تو است و تو از او هستی…[۲۰]
  • علی بن الحسین سجّاد در بیان حقوق مسلمان گفت: مسلمانان را همچون خانواده خود بدان: سالخورده‌شان را مانند پدر خود در نظر بگیر، پیرزن‌شان را مثل مادرت، و همسنّ خویش را به منزلهٔ برادرت، و خردسالشان را همچون فرزندت! در این صورت به کدام یک از اینان (والدین، فرزند، برادر خود) دوست داری ستم کنی؟ و کدام یک را بدخواهی (دوست داری به زیانش ادعایی کنی یا نفرینش نمایی)؟ و کدام یک را دوست داری که اسرارش را فاش کنی و آبرویش را بریزی؟[۲۱]
  • جعفر بن محمد صادق در پاسخ کسی که دربارهٔ کسب و تجارت از ایشان سؤال کرده بود فرمود: برای مردم مپسند مگر آنچه برای خود می‌پسندی، و درست بده و درست بستان…[۲۲]
  • ابو بصیر می‌گوید به جعفر بن محمد صادق عرض کردم: اگر در راه زنی از کنار مردی بگذرد آیا جایز است به او نیک بنگرد؟ او فرمود: آیا کسی از شما دوست دارد مردی اجنبی به همسر او، یا زنی از بستگانش چنان نظر افکند؟ عرض کردم: نه. فرمود: برای مردم همان را بخواه که برای خود می‌خواهی و رضایت می‌دهی.[۲۳]
  • جعفر بن محمد صادق فرمود: تقوای الهی را رعایت کنید و عدالت را اجرا کنید، زیرا شما خودتان از کسانی که عدالت را اجرا نمی‌کنند عیبجویی می‌کنید.[۲۴]

قاعده طلایی در دیگر ادیان[ویرایش]

«قاعده طلایی» از عمومی‌ترین قواعد و اصول اخلاقی است، که تقریباً توسط همه ادیان به نحوی بیان شده‌است:

  • در کتاب تلمود، که از متون مقدس یهودی است، آمده‌است که فردی بت‌پرست نزد عالمی یهودی آمده به او گفت: تا من روی یک پا ایستاده‌ام تمامی تورات را به من بیاموز! آن دانشمند چنین پاسخ داد: «آنچه را خود از آن نفرت داری در حق همنوعت روا مدار. این همه تورات است، و بقیه توضیح و تفسیر آن است.»[۲۵]
  • در اناجیل آمده‌است که عیسی مسیح فرمود: «با دیگران همان‌طور رفتار کنید که می‌خواهید آنان با شما رفتار کنند. این است [خلاصه] کتاب خداوند و نوشته‌های انبیاء.»[۲۶]

می‌توان گفت قاعده‌ای که عیسی مسیح بیان کرده، قاعده طلایی است؛ و آنچه در تلمود آمده، قاعده نقره‌ای.

در منابع اسلامی نیز این قاعده از قول پیامبران پیشین ذکر شده‌است:

  • خداوند به آدم وحی کرد: همه سخنی که با تو دارم را در چهار کلمه برایت گرد آوردم:... چهارم: اینکه برای مردم آن را خوش داری که برای خود همان را خوش می‌داری؛ و برای مردم بد داری آنچه برای خود بد می‌داری.[۲۷]
  • لقمان حکیم به پسرش سفارش کرد: فرزند عزیزم! تو را به شش خصلت وامی‌دارم، که هر کدام از آن‌ها تو را به خشنودی خداوند نزدیک و از خشم او دور می‌کند:... چهارم آن‌که برای مردم آنچه را برای خود دوست می‌داری، دوست بداری؛ و برای آنان آنچه را برای خود بد می‌داری، بد بداری.[۲۸]
  • در آنچه خداوند به عیسی مسیح پند داد آمده‌است: ای عیسی! آنچه دوست نداری با تو کنند، با دیگران مکن.[۲۹]
  • عیسی مسیح به یکی از یارانش گفت: آنچه نخواهی نسبت به تو کنند، نسبت به هیچ‌کس مکن.[۳۰]
  • عیسی مسیح فرمود: من بیماران را به اذن خدا شفا دادم، افراد کور و پیس را به یاری خداوند سالم گردانیدم و مردگان را به اذن خدا زنده کردم، ولی نتوانستم احمق را معالجه کنم. گفتند: ای روح اللَّه! احمق کیست؟ فرمود: آن خودرأی و خودخواهی که همه برتری‌ها را به نفع خود می‌خواهد، نه به ضرر خودش؛ و همیشه حقّ را از آن خود می‌داند، نه علیه خود، این همان احمقی است که هیچ راهی برای مداوای او نیست.[۳۱]

قاعده طلایی در شعرها و تمثیل‌ها[ویرایش]

سعدی چنین سروده:

یاد دارم ز پیـر دانشـمـندتو هم از من [به] یاد دار این پند
هرچه بر نفس خویش نپسندینیز بر نفس دیگری مپسند[۳۲]
بشنو از من سخنی حق پدر فرزندیگر به رای من و اندیشه من خرسندی
چیست دانی سرّ دینداری و دانشمندی؟آن روا دار که گر بر تو رود بپسندی[۳۳]
هر بد که به خود نمی‌پسندیبا کس مکن ای برادر من
گر مادر خویش دوست داریدشنام مده به مادر من[۳۴]

ناصر خسرو هم سروده‌است:

بر کسی مپسند کز تو آن رسدکَت نیاید خویشتن را آن پسند[۳۵]
آن گوی که طاقت جوابش داریگندم نبری به خانه چون جو کاری

همچنین در گلستان سعدی آمده‌است:

- لقمان را گفتند ادب از که آموختی، گفت از بی ادبان. هر آنچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز کردم.[۳۶]

- بر کس مپسند آنچه ترا نیست پسند.

قاعدۀ طلایی در زبان فارسی[ویرایش]

اگرچه ایدۀ قاعدۀ طلایی بسیار قدیمی است و در فرهنگ‌های مختلف یافت می‌شود، توجه مستقل به آن و بحث از ابعاد نظری و عملی‌اش چندان پرسابقه نیست. مقالۀ «قاعده طلایی: معرفی منابع انگلیسی و ارزیابی انتقادی منابع فارسی» به مروری بر سابقۀ این بحث می‌پردازد.[۳۷] در آنجا مقالۀ «قاعده زرین در حدیث و اخلاق» (1386) [۳۸] از سید حسن اسلامی اولین بحث مستقل در این باره معرفی شده است. البته، همو در مقالۀ «کپی‌رایت از منظر اخلاق» (1380) این قاعدۀ اخلاقی را معرفی و در موردِ بحث کپی‌رایت به کار برده است.[۳۹] نیز مقالۀ «قاعده طلایی اخلاق و معیارهای دوگانه» (1387) از مصطفی تاجزاده از موارد قابل توجه در این زمینه است.[۴۰]

منابع و مراجع[ویرایش]

  • نگاهی جامع به قاعده طلایی، علی چراغی، نشر بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۹۰.
  • قاعده زرین در حدیث و اخلاق، دکتر سید حسن اسلامی، نشریه علوم حدیث، سال دوازدهم، شماره سوم و چهارم.
  • درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی گنسلر، ترجمهٔ حمیده بحرینی، نشر آسمان خیال، ۱۳۸۵.
  • یک نظریه صوری شدهٔ اخلاقی، هَری جی. گنسلر، ترجمه مهدی اخوان.
  1. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیای کرواتی
  2. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیای کرواتی و آلمانی
  3. Douglas Harper. "Entry for "golden"". Online Etymology Dictionary. Online Etymology Dictionary.
  4. Antony Flew, ed. (1979). "golden rule". A Dictionary of Philosophy. London: Pan Books in association with The MacMillan Press. p. ۱۳۴. ISBN 0 330 28359 X Check |isbn= value: checksum (help).
  5. اکثر این بخش برگرفته از آثار گنسلر است: درآمدی جدید به فلسفه اخلاق، هری جی گنسلر، ترجمهٔ حمیده بحرینی، نشر آسمان خیال، ۱۳۸۵.
    • یک نظریه صوری شدهٔ اخلاقی، هَری جی. گنسلر، ترجمه مهدی اخوان.
  6. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیای فرانسوی
  7. نگاهی جامع به قاعده طلایی، علی چراغی، نشر بوستان کتاب، چاپ اول، ۱۳۹۰.
  8. سوره نور(۲۴)، آیه ۲۲: وَ لْیعْفُوا وَ لْیصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ
  9. سوره مطفّفین(۸۳)، آیه ۱ تا ۶: وَیلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ(۱) الَّذِینَ إِذَا اکتَالُواْ عَلی النَّاسِ یسْتَوْفُونَ(۲) وَ إِذَا کاَلُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یخْسِرُونَ(۳) أَ لَا یظُنُّ أُوْلَئک أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ(۴) لِیوْمٍ عَظِیمٍ(۵) یوْمَ یقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ(۶)
  10. سوره نساء(۴)، آیه ۸ و ۹: وَ الْیتَامَی وَ الْمَسَاکینُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَ قُولُواْ لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا * وَ لْیخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیةً ضِعَفًا خَافُواْ عَلَیهِمْ فَلْیتَّقُواْ اللَّهَ وَ لْیقُولُواْ قَوْلًا سَدِیدًا
  11. سوره بقره(۲)، آیه ۲۶۷: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیباتِ ما کسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَیمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِی حَمِیدٌ
  12. سوره نحل(۱۶)، آیات ۵۷ و ۶۲: وَ یجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَ لَهُم مَّا یشْتَهُونَ * وَ إِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثیَ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًا وَ هُوَ کَظِیمٌ… * وَ یجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا یکرَهُونَ وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْکذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنی
  13. مشارکت کنندگان ویکی‌پدیای نروژی
  14. سوره بقره(۲)، آیه ۲۷۹: لَا تَظْلِمُونَ وَ لَا تُظْلَمُونَ
  15. قَالَ رَجُلٌ لِلنَّبِی ص یا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا لَا یحَالُ بَینَهُ وَ بَینَ الْجَنَّةِ قَالَ لَا تَغْضَبْ وَ لَا تَسْأَلِ النَّاسَ شَیئاً وَ ارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَی لِنَفْسِک (أمالی طوسی، ص ۵۰۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۷، ص ۲۲۲؛ بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۲۷ و ج ۷۴، ص ۱۲۵)
  16. جَاءَ أَعْرَابِی إِلَی النَّبِی ص وَ هُوَ یرِیدُ بَعْضَ غَزَوَاتِهِ فَأَخَذَ بِغَرْزِ رَاحِلَتِهِ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ عَلِّمْنِی عَمَلًا أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ فَقَالَ مَا أَحْبَبْتَ أَنْ یأْتِیهُ النَّاسُ إِلَیک فَأْتِهِ إِلَیهِمْ وَ مَا کرِهْتَ أَنْ یأْتِیهُ النَّاسُ إِلَیک فَلَا تَأْتِهِ إِلَیهِمْ خَلِّ سَبِیلَ الرَّاحِلَة (کافی، ج ۲، ص ۱۴۶؛ الزهد، ص ۲۱؛ مستطرفات السرائر، ص ۶۴۲؛ مشکاةالأنوار، ص ۱۸۱؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۵، ص ۲۸۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۱۲؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۱۰۶ و ج ۷۲، ص ۳۶ و ج ۷۴، ص ۱۳۶)
  17. یا عَلِی مَا کرِهْتَهُ لِنَفْسِک فَاکرَهْ لِغَیرِک وَ مَا أَحْبَبْتَهُ لِنَفْسِک فَأَحْبِبْهُ لِأَخِیک تَکنْ عَادِلًا فِی حُکمِک مُقْسِطاً فِی عَدْلِک مُحَبّاً فِی أَهْلِ السَّمَاءِ مَوْدُوداً فِی صُدُورِ أَهْلِ الْأَرْضِ احْفَظْ وَصِیتِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی (تحف العقول، ص ۱۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۴، ص ۶۸)
  18. یا بُنَی تَفَهَّمْ وَصِیتِی، وَ اجْعَلْ نَفْسَک مِیزَاناً [فِیمَا] بَینَک وَ بَینَ غَیرِک، فَأَحْبِبْ لِغَیرِک مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ اکرَهْ لَهُ مَا تَکرَهُ لِنَفْسِک، وَ لَا تَظْلِمْ کمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ (تحب أن لا تظلم)، وَ أَحْسِنْ کمَا تُحِبُّ أَنْ یحْسَنَ إِلَیک وَ اسْتَقْبِحْ لِنَفْسِک (مِنْ نَفْسِک) مَا تَسْتَقْبِحُ‍هُ مِنْ غَیرِک، وَ ارْضَ مِنَ النَّاسِ [لَک] بِمَا تَرْضَاهُ لَهُمْ مِنْ نَفْسِک وَ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ کلَّ مَا عَلِمْتَ مِمَّا لَا تُحِبُّ أَنْ یقَالَ لَک (نهج‌البلاغة طبع صبحی صالح، نامه ۳۱؛ تحف‌العقول، ص ۷۳؛ غررالحکم، ح ۱۱۰۳۰ و ۱۱۰۳۱؛ مستدرک‌الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۱۱؛ بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۲۹ و ج ۷۴، ص ۲۰۵ و ۲۲۴. شبیه آن در: من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۴؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۲، ص ۲۰۲.)
  19. کفَاک أَدَباً (تَأْدِیباً) لِنَفْسِک اجْتِنَابُ مَا تَکرَهُهُ لِغَیرِک (مِنْ غَیرِک)، وَ عَلَیک لِأَخِیک الْمُؤْمِنِ مِثْلُ الَّذِی لَک عَلَیهِ (کافی، ج ۸، ص ۲۲؛ اعلام الدین، ص ۸۱ و ۱۷۸؛ تحف‌العقول، ص ۸۸ و ۹۵؛ شرح نهج‌البلاغة ابن‌ابی‌الحدید، ج ۲۰، ص ۲۵۹؛ مجموعةورام، ج ۲، ص ۳۹؛ کنزالفوائد، ج ۱، ص ۹۳؛ غرر الحکم، ح ۹۶۶۷؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۱۶۵ و ج ۷۴، ص ۲۳۸ و ۲۸۶. شبیه آن در: أعلام‌الدین، ص ۸۱ و ۱۸۶؛ أمالی طوسی، ص ۱۱۴؛ أمالی مفید، ۳۳۶؛ غررالحکم، ح ۲۴۷؛ کنزالفوائد، ج ۱، ص ۲۷۹؛ نهج‌البلاغة طبع صبحی صالح، حکمت ۳۶۵ و ۴۱۲؛ بحارالأنوار، ج ۱، ص ۱۶۹ و ج ۶۶، ص ۴۰۷ و ج ۶۷، ص ۷۳ و ج ۶۸، ص ۳۲۸ و ج ۷۲، ص ۶۷ و ج ۷۴، ص ۴۰۳ و ج ۷۵، ص ۳۷۷)
  20. [مِنْ] حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلَی الْمُسْلِمِ أَنْ لَا یشْبَعَ وَ یجُوعُ أَخُوهُ وَ لَا یرْوَی وَ یعْطَشُ أَخُوهُ وَ لَا یلْبَسَ وَ یعْرَی أَخُوهُ فَمَا أَعْظَمَ حَقَّ الْمُسْلِمِ عَلَی [أَخِیهِ] الْمُسْلِمِ؛ أَحْبِبْ لِأَخِیک الْمُسْلِمِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ اکرَهْ لَهُ مَا تَکرَهُ لِنَفْسِک، وَ إِذَا احْتَجْتَ فَسَلْهُ (فاسأله) وَ إِنْ سَأَلَک فَأَعْطِهِ، لَا تَمَلَّهُ وَ لَا یمَلَّهُ لَک (وَ لَا تَدَّخِرْ عَنْهُ خَیراً فَإِنَّهُ لَا یدَّخِرُ عَنْک)، و کنْ لَهُ ظَهِیراً فَإِنَّهُ لَک ظَهِیرٌ؛ إِذَا غَابَ فَاحْفَظْهُ فِی غَیبَتِهِ وَ إِذَا شَهِدَ فَزُرْهُ وَ أَجِلَّهُ وَ أَکرِمْهُ، فَإِنَّهُ مِنْک وَ أَنْتَ مِنْهُ… (کافی، ج ۲، ص ۱۷۰؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۲، ص ۲۰۶؛ اختصاص مفید، ص ۲۷؛ المؤمن، ص ۴۲؛ مشکاةالأنوار، ص ۱۰۴؛ أعلام‌الدین، ص ۴۴؛ مستدرک‌الوسائل، ج ۹، ص ۴۰؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۲۲۱ و ۲۴۳. شبیه آن در: أمالی‌طوسی، ص ۹۷؛ منیةالمرید، ص ۱۹۰؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۲، ص ۲۱۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۴۵؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۲۲۵ و ۲۳۲)
  21. یقول الامام زین العابدین (ع) لاحد اصحابه: «یا زُهْرِی وَ مَا عَلَیک أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِینَ [مِنْک] بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَیتِک: فَتَجْعَلَ کبِیرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِک، وَ تَجْعَلَ صَغِیرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وُلْدِک، وَ تَجْعَلَ تِرْبَک بِمَنْزِلَةِ أَخِیک؛ فَأَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ؟ وَ أَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَیهِ؟ وَ أَی هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِک سِتْرَهُ؟» (احتجاج، ج ۲، ص ۳۱۹؛ تفسیر منسوب به امام عسکری، ص ۲۵؛ مجموعةورام، ص ۲، ص ۹۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۱۵۵). همچنین: عَنْ سَیدِ الْعَابِدِینَ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ قَالَ: [رساله الحقوق]... حَقُّ أَهْلِ مِلَّتِک… أن تُحِبُّ لَهُمْ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ تَکرَهُ لَهُمْ مَا تَکرَهُ لِنَفْسِک وَ أَنْ یکونَ شُیوخُهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَبِیک وَ شُبَّانُهُمْ بِمَنْزِلَةِ إِخْوَتِک وَ عَجَائِزُهُمْ بِمَنْزِلَةِ أُمِّک وَ الصِّغَارُ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَوْلَادِک (من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۲۵؛ وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۱۷۷؛ أمالی صدوق، ص ۳۷۳؛ تحف‌العقول، ص ۲۷۱؛ الخصال، ج ۲، ص ۵۷۰؛ مکارم‌الأخلاق، ص ۴۲۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۹. شبیه آن در: تحف‌العقول، ص ۲۷۱؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۶۸؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۲۱؛ و نیز: مصباح‌الشریعة، ص ۴۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۱۷؛ بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۱۶۰)
  22. الإمام الصّادق «ع» - قال فی جواب من سأله عن التّجارة: لَا تَرْضَ لِلنَّاسِ إِلَّا مَا تَرْضَی لِنَفْسِک وَ أَعْطِ الْحَقَّ وَ خُذْهُ… (وسائل‌الشیعة، ج ۱۷، ص ۳۸۵؛ فتح‌الأبواب، ص ۱۶۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۲۵۱ و ج ۱۰۰، ص ۱۰۱)
  23. قَالَ أَبُو بَصِیرٍ لِلصَّادِقِ ع: الرَّجُلُ تَمُرُّ بِهِ الْمَرْأَةُ فَینْظُرُ إِلَی خَلْفِهَا قَالَ أَ یسُرُّ أَحَدُکمْ أَنْ ینْظَرَ إِلَی أَهْلِهِ [وَ ذَاتِ قَرَابَتِهِ] قُلْتُ لَا قَالَ فَارْضَ لِلنَّاسِ مَا تَرْضَاهُ لِنَفْسِک (ارْضَوْا لِلنَّاسِ مَا تَرْضَوْنَ لِأَنْفُسِکمْ) (من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۹؛ وسائل الشیعة، ج ۲۰، ص ۲۰۰؛ دعائم الإسلام، ج ۲، ص ۲۰۱؛ مستدرک‌الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۷۳)
  24. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْدِلُوا فَإِنَّکمْ تَعِیبُونَ عَلَی قَوْمٍ لَا یعْدِلُونَ (کافی، ج ۲، ص ۱۴۷؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۵، ص ۲۹۳؛ بحارالأنوار، ج ۷۲، ص ۳۸)
  25. گنجینه‌ای از تلمود، ص۲۳۴.
  26. انجیل متی، ۱۲:۷؛ انجیل لوقا، ۳۱:۶.
  27. أَوْحَی اللَّهُ إِلَی آدَمَ ع أَنِّی سَأَجْمَعُ لَک الْکلَامَ (الْخَیرَ کلَّهُ) فِی أَرْبَعِ کلِمَاتٍ… وَ أَمَّا الَّتِی بَینَک وَ بَینَ النَّاسِ فَتَرْضَی لِلنَّاسِ مَا تَرْضَی لِنَفْسِک وَ تَکرَهُ لَهُمْ مَا تَکرَهُ لِنَفْسِک (کافی، ج ۲، ص ۱۴۶؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۰۵؛ خصال، ج ۱، ص ۲۴۳؛ عدةالداعی، ص ۴۲؛ فقه‌الرضا، ص ۳۵۳؛ الزهد، ص ۲۳؛ أمالی‌صدوق، ص ۶۰۸؛ قصص‌الأنبیاء راوندی، ص ۶۹؛ معانی‌الأخبار، ص ۱۳۷؛ وسائل‌الشیعة، ج ۱۵، ص ۲۸۷؛ مستدرک‌الوسائل، ج ۵، ص ۱۶۲ و ج ۱۱، ص ۱۷۳؛ بحارالأنوار، ج ۱۱، ص ۱۱۵ و ۲۵۷ و ج ۶۶، ص ۳۹۴ و ج ۷۲، ص ۲۶ و ۳۸ و ج ۷۴، ص ۴۳)
  28. قَالَ لُقْمَان الْحَکیمِ لِابْنِهِ فِی وَصِیتِهِ: یا بُنَی أَحُثُّک عَلَی سِتِّ خِصَالٍ لَیسَ مِنْهَا خَصْلَةٌ إِلَّا تُقَرِّبُک إِلَی [رِضْوَانِ] اللَّهِ وَ تُبَاعِدُک عَنْ سَخَطِهِ… وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تُحِبُّ لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک وَ تَکرَهُ لَهُمْ مَا تَکرَهُ لِنَفْسِک (أعلام‌الدین، ص ۱۵۴؛ کنزالفوائد، ج ۲، ص ۱۶۴؛ معدن‌الجواهر، ص ۵۵؛ مستدرک‌الوسائل، ج ۱۱، ص ۳۱۱؛ بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۴۵۷)؛ من وصیة لقمان لابنه قال: یا بنی… أحب للناس ما تحب لنفسک و اکره لهم ما تکره لنفسک (إرشادالقلوب، ج ۱، ص ۷۳).
  29. فِیمَا وَعَظَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِیسَی ع:... یا عِیسَی… مَا لَا تُحِبُّ أَنْ یصْنَعَ بِک فَلَا تَصْنَعْهُ بِغَیرِک (کافی، ج ۸، ص ۱۳۸؛ أعلام الدین، ص ۲۳۱؛ أمالی‌صدوق، ص ۵۱۹؛ تحف‌العقول، ص ۴۹۸؛ مجموعةورام، ج ۲، ص ۱۴۳؛ بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۲۹۵).
  30. قَالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیمَ ع لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ مَا لَا تُحِبُّ أَنْ یفْعَلُ بِک فَلَا تَفْعَلْهُ بِأَحَدٍ (أمالی‌صدوق، ص ۳۶۶؛ روضةالواعظین، ج ۲، ص ۴۷۰؛ مشکاةالأنوار، ص ۱۷۴؛ بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۲۸۷ و ج ۷۱، ص ۱۵۷).
  31. إِنَّ عِیسَی ابْنَ مَرْیمَ ع قَالَ [إذا] دَاوَیتُ الْمَرْضَی فَشَفَیتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أَبْرَأْتُ الْأَکمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْمَوْتَی فَأَحْییتُهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَالَجْتُ الْأَحْمَقَ فَلَمْ أَقْدِرْ عَلَی إِصْلَاحِهِ فَقِیلَ یا رُوحَ اللَّهِ وَ مَا الْأَحْمَقُ قَالَ الْمُعْجَبُ بِرَأْیهِ وَ نَفْسِهِ الَّذِی یرَی الْفَضْلَ کلَّهُ لَهُ لَا عَلَیهِ وَ یوجِبُ الْحَقَّ کلَّهُ لِنَفْسِهِ وَ لَا یوجِبُ عَلَیهَا [حَقّاً] فَذَلِک الْأَحْمَقُ الَّذِی لَا حِیلَةَ فِی مُدَاوَاتِهِ (الاختصاص، ص ۲۲۱؛ قصص‌الأنبیاء جزایری، ص ۴۱۷؛ مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۳۸؛ بحارالأنوار، ج ۶۹، ص ۳۲۰)
  32. کلیات سعدی، ص ۸۲۱
  33. کلیات سعدی، ص ۸۳۶
  34. کلیات سعدی، ص ۸۳۴
  35. دیوان ناصر خسرو، ص ۴۳۵. و نیز رک: اربعین جامی، ص ۲۲ دیوان ناصر خسرو، سعادتنامه، ص ۵۴۶.
  36. گلستان سعدی، باب ۲، حکایت ۲۰.
  37. صالحی, سید محمدحسین (//10). "قاعده طلایی: معرفی منابع انگلیسی و ارزیابی انتقادی منابع فارسی". فصلنامه نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی: 69–94. Check date values in: |date= (help)
  38. اسلامی, ‌سید‌حسن (1386-07-01). "قاعده زرین در حدیث و اخلاق". علوم حدیث. 45-46 (12): 5–33. Check date values in: |date= (help)
  39. اسلامی، سید حسن (۱۳۸۰). «کپی رایت از دیدگاه اخلاق». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۲۸.
  40. تاجزاده، مصطفی (۱۳۸۷). «قاعده طلایی اخلاق و معیارهای دوگانه». پرتال جامع علوم انسانی. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۱۱-۲۸.

The Golden Rule is the principle of treating others as you want to be treated. It is a maxim that is found in many religions and cultures.[1] It can be considered an ethic of reciprocity in some religions, although other religions treat it differently. The maxim may appear as a positive or negative injunction governing conduct:

  • Treat others as you would like others to treat you (positive or directive form)
  • Do not treat others in ways that you would not like to be treated (negative or prohibitive form)[1]
  • What you wish upon others, you wish upon yourself (empathic or responsive form)[1]

The idea dates at least to the early Confucian times (551–479 BC), according to Rushworth Kidder, who identifies that this concept appears prominently in Buddhism, Christianity, Hinduism, Judaism, Taoism, Zoroastrianism, and "the rest of the world's major religions".[2] The concept of the Rule is codified in the Code of Hammurabi stele and tablets (1754-1790 BC).[citation needed] 143 leaders of the world's major faiths endorsed the Golden Rule as part of the 1993 "Declaration Toward a Global Ethic".[3][4] According to Greg M. Epstein, it is "a concept that essentially no religion misses entirely", but belief in God is not necessary to endorse it.[5] Simon Blackburn also states that the Golden Rule can be "found in some form in almost every ethical tradition".[6]

Etymology

The term "Golden Rule", or "Golden law", began to be used widely in the early 17th century in Britain by Anglican theologians and preachers;[7] the earliest known usage is that of Anglicans Charles Gibbon and Thomas Jackson in 1604.[1][8]

Ancient history

Ancient Egypt

Possibly the earliest affirmation of the maxim of reciprocity, reflecting the ancient Egyptian goddess Ma'at, appears in the story of The Eloquent Peasant, which dates to the Middle Kingdom (c. 2040–1650 BC): "Now this is the command: Do to the doer to make him do."[9][10] This proverb embodies the do ut des principle.[11] A Late Period (c. 664–323 BC) papyrus contains an early negative affirmation of the Golden Rule: "That which you hate to be done to you, do not do to another."[12]

Ancient India

Sanskrit tradition

In Mahābhārata, the ancient epic of India, there is a discourse in which the wise minister Vidura advises the King Yuddhiśhṭhira

Listening to wise scriptures, austerity, sacrifice, respectful faith, social welfare, forgiveness, purity of intent, compassion, truth and self-control—are the ten wealth of character (self). O king aim for these, may you be steadfast in these qualities. These are the basis of prosperity and rightful living. These are highest attainable things. All worlds are balanced on dharma, dharma encompasses ways to prosperity as well. O King, dharma is the best quality to have, wealth the medium and desire (kāma) the lowest. Hence, (keeping these in mind), by self-control and by making dharma (right conduct) your main focus, treat others as you treat yourself.

— Mahābhārata Shānti-Parva 167:9

Tamil tradition

In Chapter 32 in the Part on Virtue of the Tirukkuṛaḷ (c. 1st century BC), Valluvar says: "Do not do to others what you know has hurt yourself" (kural 316); "Why does one hurt others knowing what it is to be hurt?" (kural 318). He furthermore opined that it is the determination of the spotless (virtuous) not to do evil, even in return, to those who have cherished enmity and done them evil (kural 312). The (proper) punishment to those who have done evil (to you), is to put them to shame by showing them kindness, in return and to forget both the evil and the good done on both sides (kural 314).

Ancient Greece

The Golden Rule in its prohibitive (negative) form was a common principle in ancient Greek philosophy. Examples of the general concept include:

  • "Avoid doing what you would blame others for doing." – Thales[13] (c. 624 BC – c. 546 BC)
  • "What you do not want to happen to you, do not do it yourself either. " – Sextus the Pythagorean.[14] The oldest extant reference to Sextus is by Origen in the third century of the common era.[15]
  • "Do not do to others that which angers you when they do it to you." – Isocrates[16] (436–338 BC)

Ancient Persia

The Pahlavi Texts of Zoroastrianism (c. 300 BC–1000 AD) were an early source for the Golden Rule: "That nature alone is good which refrains from doing to another whatsoever is not good for itself." Dadisten-I-dinik, 94,5, and "Whatever is disagreeable to yourself do not do unto others." Shayast-na-Shayast 13:29[17]

Ancient Rome

Seneca the Younger (c. 4 BC–65 AD), a practitioner of Stoicism (c. 300 BC–200 AD) expressed the Golden Rule in his essay regarding the treatment of slaves: "Treat your inferior as you would wish your superior to treat you."[18]

Religious context

According to Simon Blackburn, the Golden Rule "can be found in some form in almost every ethical tradition".[19]

Abrahamic religions

Judaism

A rule of altruistic reciprocity was first stated positively in a well-known Torah verse (Hebrew: ואהבת לרעך כמוך):

You shall not take vengeance or bear a grudge against your kinsfolk. Love your neighbor as yourself: I am the LORD.

Hillel the Elder (c. 110 BC – 10 AD),[20] used this verse as a most important message of the Torah for his teachings. Once, he was challenged by a gentile who asked to be converted under the condition that the Torah be explained to him while he stood on one foot. Hillel accepted him as a candidate for conversion to Judaism but, drawing on Leviticus 19:18, briefed the man:

What is hateful to you, do not do to your fellow: this is the whole Torah; the rest is the explanation; go and learn.

Hillel recognized brotherly love as the fundamental principle of Jewish ethics. Rabbi Akiva agreed and suggested that the principle of love must have its foundation in Genesis chapter 1, which teaches that all men are the offspring of Adam, who was made in the image of God (Sifra, Ḳedoshim, iv.; Yer. Ned. ix. 41c; Genesis Rabba 24).[21] According to Jewish rabbinic literature, the first man Adam represents the unity of mankind. This is echoed in the modern preamble of the Universal Declaration of Human Rights.[22][23] And it is also taught, that Adam is last in order according to the evolutionary character of God's creation:[21]

Why was only a single specimen of man created first? To teach us that he who destroys a single soul destroys a whole world and that he who saves a single soul saves a whole world; furthermore, so no race or class may claim a nobler ancestry, saying, 'Our father was born first'; and, finally, to give testimony to the greatness of the Lord, who caused the wonderful diversity of mankind to emanate from one type. And why was Adam created last of all beings? To teach him humility; for if he be overbearing, let him remember that the little fly preceded him in the order of creation.[21]

The Jewish Publication Society's edition of Leviticus states:

Thou shalt not hate thy brother. in thy heart; thou shalt surely rebuke thy neighbour, and not bear sin because of him. 18 Thou shalt not take vengeance, nor bear any grudge against the children of thy people, but thou shalt love thy neighbour as thyself: I am the LORD.[24]

This Torah verse represents one of several versions of the Golden Rule, which itself appears in various forms, positive and negative. It is the earliest written version of that concept in a positive form.[25]

At the turn of the eras, the Jewish rabbis were discussing the scope of the meaning of Leviticus 19:18 and 19:34 extensively:

The stranger who resides with you shall be to you as one of your citizens; you shall love him as yourself, for you were strangers in the land of Egypt: I the LORD am your God.

Commentators summed up foreigners (= Samaritans), proselytes (= 'strangers who resides with you') (Rabbi Akiva, bQuid 75b) or Jews (Rabbi Gamaliel, yKet 3, 1; 27a) to the scope of the meaning.

On the verse, "Love your fellow as yourself", the classic commentator Rashi quotes from Torat Kohanim, an early Midrashic text regarding the famous dictum of Rabbi Akiva: "Love your fellow as yourself – Rabbi Akiva says this is a great principle of the Torah."[26]

Israel's postal service quoted from the previous Leviticus verse when it commemorated the Universal Declaration of Human Rights on a 1958 postage stamp.[27]

Christianity

The Sermon on the Mount by Carl Bloch (1877) portrays Jesus teaching during the Sermon on the Mount

The "Golden Rule" of Leviticus 19:18 was quoted by Jesus of Nazareth (Matthew 7:12 , see also Luke 6:31) and described by him as the second great commandment. The common English phrasing is "Do unto others as you would have them do unto you". A similar form of the phrase appeared in a Catholic catechism around 1567 (certainly in the reprint of 1583).[28] The Golden Rule is stated positively numerous times in the Old Testament: Leviticus 19:18 ("Thou shalt not avenge, nor bear any grudge against the children of thy people, but thou shalt love thy neighbour as thyself: I am the LORD."; see also Great Commandment) and Leviticus 19:34 ("But treat them just as you treat your own citizens. Love foreigners as you love yourselves, because you were foreigners one time in Egypt. I am the Lord your God.").

The Old Testament Deuterocanonical books of Tobit and Sirach, accepted as part of the Scriptural canon by Catholic Church, Eastern Orthodoxy, and the Non-Chalcedonian Churches, express a negative form of the golden rule:

Do to no one what you yourself dislike.

— Tobit 4:15

Recognize that your neighbor feels as you do, and keep in mind your own dislikes.

— Sirach 31:15

Two passages in the New Testament quote Jesus of Nazareth espousing the positive form of the Golden rule:

Do to others what you want them to do to you. This is the meaning of the law of Moses and the teaching of the prophets.

And as ye would that men should do to you, do ye also to them likewise.

— Luke 6:31

A similar passage, a parallel to the Great Commandment, is Luke 10:25-28

25 Behold, a certain lawyer stood up and tested him, saying, "Teacher, what shall I do to inherit eternal life?"

26 He said to him, "What is written in the law? How do you read it?"

27 He answered, "You shall love the Lord your God with all your heart, with all your soul, with all your strength, and with all your mind; and your neighbor as yourself."
28 He said to him, "You have answered correctly. Do this, and you will live."

The passage in the book of Luke then continues with Jesus answering the question, "Who is my neighbor?", by telling the parable of the Good Samaritan, indicating that "your neighbor" is anyone in need.[29] This extends to all, including those who are generally considered hostile.

Jesus' teaching goes beyond the negative formulation of not doing what one would not like done to themselves, to the positive formulation of actively doing good to another that, if the situations were reversed, one would desire that the other would do for them. This formulation, as indicated in the parable of the Good Samaritan, emphasizes the needs for positive action that brings benefit to another, not simply restraining oneself from negative activities that hurt another.[30]

In one passage of the New Testament, Paul the Apostle refers to the golden rule:

14 For all the law is fulfilled in one word, even in this; Thou shalt love thy neighbour as thyself.

Islam

The Arabian peninsula was known to not practice the golden rule prior to the advent of Islam. "Pre-Islamic Arabs regarded the survival of the tribe, as most essential and to be ensured by the ancient rite of blood vengeance"[according to whom?][31]

However, this all changed when Muhammad came on the scene:

Fakir al-Din al-Razi and several other Qur'anic commentators have pointed out that Qur'an 83:1-6 is an implicit statement of the Golden Rule, which is explicitly stated in the tradition, "Pay, Oh Children of Adam, as you would love to be paid, and be just as you would love to have justice!" [32]

Similar examples of the golden rule are found in the hadith of the prophet Muhammad. The hadith recount what the prophet is believed to have said and done, and traditionally Muslims regard the hadith as second to only the Qur'an as a guide to correct belief and action.[according to whom?][32]

From the hadith, the collected oral and written accounts of Muhammad and his teachings during his lifetime:

A Bedouin came to the prophet, grabbed the stirrup of his camel and said: O the messenger of God! Teach me something to go to heaven with it. Prophet said: "As you would have people do to you, do to them; and what you dislike to be done to you, don't do to them. Now let the stirrup go!" [This maxim is enough for you; go and act in accordance with it!]"

— Kitab al-Kafi, vol. 2, p. 146

None of you [truly] believes until he wishes for his brother what he wishes for himself.

— An-Nawawi's Forty Hadith 13 (p. 56)[33]

Seek for mankind that of which you are desirous for yourself, that you may be a believer.

— Sukhanan-i-Muhammad (Teheran, 1938)[34]

That which you want for yourself, seek for mankind.[34]

The most righteous person is the one who consents for other people what he consents for himself, and who dislikes for them what he dislikes for himself.[34]

Ali ibn Abi Talib (4th Caliph in Sunni Islam, and first Imam in Shia Islam) says:

O' my child, make yourself the measure (for dealings) between you and others. Thus, you should desire for others what you desire for yourself and hate for others what you hate for yourself. Do not oppress as you do not like to be oppressed. Do good to others as you would like good to be done to you. Regard bad for yourself whatever you regard bad for others. Accept that (treatment) from others which you would like others to accept from you... Do not say to others what you do not like to be said to you.

— Nahjul Balaghah, Letter 31[35]

Bahá'í Faith

The writings of the Bahá'í Faith encourages everyone to treat others as they would treat themselves and even prefer others over oneself:

O SON OF MAN! Deny not My servant should he ask anything from thee, for his face is My face; be then abashed before Me.

Blessed is he who preferreth his brother before himself.

— Bahá'u'lláh[37][38]

And if thine eyes be turned towards justice, choose thou for thy neighbour that which thou choosest for thyself.

— Bahá'u'lláh[39][40]

Ascribe not to any soul that which thou wouldst not have ascribed to thee, and say not that which thou doest not.

— Bahá'u'lláh[41][42][43]

Indian religions

Hinduism

यान्यस्माकँ सुचरितानि तानि त्वयोपास्यानि । नो इतराणि ।

Those acts that you consider good when done to you, do those to others, none else.

— Taittiriya Upanishad (Shikshavalli, Eleventh Anuvaka)

One should never do that to another which one regards as injurious to one’s own self. This, in brief, is the rule of dharma. Other behavior is due to selfish desires.

— Brihaspati, Mahabharata (Anusasana Parva, Section CXIII, Verse 8)[44]

By making dharma your main focus, treat others as you treat yourself[45]

Also,

श्रूयतां धर्मसर्वस्वं श्रुत्वा चाप्यवधार्यताम्।
आत्मनः प्रतिकूलानि परेषां न समाचरेत्।।

If the entire Dharma can be said in a few words, then it is—that which is unfavorable to us, do not do that to others.

— Padmapuraana, shrushti 19/357–358

Buddhism

Buddha (Siddhartha Gautama, c. 623–543 BC)[46][47] made this principle one of the cornerstones of his ethics in the 6th century BC. It occurs in many places and in many forms throughout the Tripitaka.

Comparing oneself to others in such terms as "Just as I am so are they, just as they are so am I," he should neither kill nor cause others to kill.

— Sutta Nipata 705

One who, while himself seeking happiness, oppresses with violence other beings who also desire happiness, will not attain happiness hereafter.

— Dhammapada 10. Violence

Hurt not others in ways that you yourself would find hurtful.

— Udanavarga 5:18

Putting oneself in the place of another, one should not kill nor cause another to kill.[48]

Jainism

The Golden Rule is paramount in the Jainist philosophy and can be seen in the doctrines of Ahimsa and Karma. As part of the prohibition of causing any living beings to suffer, Jainism forbids inflicting upon others what is harmful to oneself.

The following quotation from the Acaranga Sutra sums up the philosophy of Jainism:

Nothing which breathes, which exists, which lives, or which has essence or potential of life, should be destroyed or ruled over, or subjugated, or harmed, or denied of its essence or potential.

In support of this Truth, I ask you a question – "Is sorrow or pain desirable to you ?" If you say "yes it is", it would be a lie. If you say, "No, It is not" you will be expressing the truth. Just as sorrow or pain is not desirable to you, so it is to all which breathe, exist, live or have any essence of life. To you and all, it is undesirable, and painful, and repugnant.[49]

A man should wander about treating all creatures as he himself would be treated.

— Sutrakritanga, 1.11.33

In happiness and suffering, in joy and grief, we should regard all creatures as we regard our own self.

— Lord Mahavira, 24th Tirthankara

Saman Suttam of Jinendra Varni[50] gives further insight into this precept:-

Just as pain is not agreeable to you, it is so with others. Knowing this principle of equality treat other with respect and compassion.

— Suman Suttam, verse 150

Killing a living being is killing one's own self; showing compassion to a living being is showing compassion to oneself. He who desires his own good, should avoid causing any harm to a living being.

— Suman Suttam, verse 151

Sikhism

Precious like jewels are the minds of all. To hurt them is not at all good. If thou desirest thy Beloved, then hurt thou not anyone's heart.

— Guru Arjan Dev Ji 259, Guru Granth Sahib

Chinese religions

Confucianism

己所不欲,勿施於人。
"What you do not wish for yourself, do not do to others."
子貢問曰:"有一言而可以終身行之者乎"?子曰:"其恕乎!己所不欲、勿施於人。"
Zi gong (a disciple of Confucius) asked: "Is there any one word that could guide a person throughout life?"
The Master replied: "How about 'shu' [reciprocity]: never impose on others what you would not choose for yourself?"
--Confucius, Analects XV.24, tr. David Hinton (another translation is in the online Chinese Text Project)[51]

The same idea is also presented in V.12 and VI.30 of the Analects (c. 500 BC), which can be found in the online Chinese Text Project. The phraseology differs from the Christian version of the Golden Rule. It does not presume to do anything unto others, but merely to avoid doing what would be harmful. It does not preclude doing good deeds and taking moral positions.

Taoism

The sage has no interest of his own, but takes the interests of the people as his own. He is kind to the kind; he is also kind to the unkind: for Virtue is kind. He is faithful to the faithful; he is also faithful to the unfaithful: for Virtue is faithful.

— Tao Te Ching, Chapter 49

Regard your neighbor's gain as your own gain, and your neighbor's loss as your own loss.

Mohism

If people regarded other people’s states in the same way that they regard their own, who then would incite their own state to attack that of another? For one would do for others as one would do for oneself. If people regarded other people’s cities in the same way that they regard their own, who then would incite their own city to attack that of another? For one would do for others as one would do for oneself. If people regarded other people’s families in the same way that they regard their own, who then would incite their own family to attack that of another? For one would do for others as one would do for oneself. And so if states and cities do not attack one another and families do not wreak havoc upon and steal from one another, would this be a harm to the world or a benefit? Of course one must say it is a benefit to the world.

— Mozi, c. 400 BC[52]

Mozi regarded the golden rule as a corollary to the cardinal virtue of impartiality, and encouraged egalitarianism and selflessness in relationships.

Iranian religions

Zoroastrianism

Do not do unto others whatever is injurious to yourself. – Shayast-na-Shayast 13.29

New religious movements

Wicca

Here ye these words and heed them well, the words of Dea, thy Mother Goddess, "I command thee thus, O children of the Earth, that that which ye deem harmful unto thyself, the very same shall ye be forbidden from doing unto another, for violence and hatred give rise to the same. My command is thus, that ye shall return all violence and hatred with peacefulness and love, for my Law is love unto all things. Only through love shall ye have peace; yea and verily, only peace and love will cure the world, and subdue all evil."

— The Book of Ways, Devotional Wicca

Scientology

The Way to Happiness expresses the Golden Rule both in its negative/prohibitive form and in its positive form. The negative/prohibitive form is expressed in Precept 19 as:

19. Try not to do things to others that you would not like them to do to you.

— The Way to Happiness, Precept 19[53][54]

The positive form is expressed in Precept 20 as:

20. Try to treat others as you would want them to treat you.

— The Way to Happiness, Precept 20[55][56]

Traditional African religions

Yoruba

One who is going to take a pointed stick to pinch a baby bird should first try it on himself to feel how it hurts.

— Yoruba Proverb

Odinani

Egbe bere, ugo bere. (Let the eagle perch, let the hawk perch.)

— Igbo Proverb

Nke si ibe ya ebene gosi ya ebe o ga-ebe. (Whoever says the other shall not perch, may they show the other where to perch.)

— Igbo Proverb

Secular context

Global ethic

The "Declaration Toward a Global Ethic"[57] from the Parliament of the World’s Religions[58][59] (1993) proclaimed the Golden Rule ("We must treat others as we wish others to treat us") as the common principle for many religions.[3] The Initial Declaration was signed by 143 leaders from all of the world's major faiths, including Baha'i Faith, Brahmanism, Brahma Kumaris, Buddhism, Christianity, Hinduism, Indigenous, Interfaith, Islam, Jainism, Judaism, Native American, Neo-Pagan, Sikhism, Taoism, Theosophist, Unitarian Universalist and Zoroastrian.[3][60] In the folklore of several cultures the Golden Rule is depicted by the allegory of the long spoons.

Humanism

In the view of Greg M. Epstein, a Humanist chaplain at Harvard University, " 'do unto others' ... is a concept that essentially no religion misses entirely. But not a single one of these versions of the golden rule requires a God".[61] Various sources identify the Golden Rule as a humanist principle:[62][63]

Trying to live according to the Golden Rule means trying to empathise with other people, including those who may be very different from us. Empathy is at the root of kindness, compassion, understanding and respect – qualities that we all appreciate being shown, whoever we are, whatever we think and wherever we come from. And although it isn’t possible to know what it really feels like to be a different person or live in different circumstances and have different life experiences, it isn’t difficult for most of us to imagine what would cause us suffering and to try to avoid causing suffering to others. For this reason many people find the Golden Rule’s corollary – "do not treat people in a way you would not wish to be treated yourself" – more pragmatic.[62]

— Maria MacLachlan, Think Humanism[64]

Do not do to others what you would not want them to do to you. [is] (…) the single greatest, simplest, and most important moral axiom humanity has ever invented, one which reappears in the writings of almost every culture and religion throughout history, the one we know as the Golden Rule. Moral directives do not need to be complex or obscure to be worthwhile, and in fact, it is precisely this rule's simplicity which makes it great. It is easy to come up with, easy to understand, and easy to apply, and these three things are the hallmarks of a strong and healthy moral system. The idea behind it is readily graspable: before performing an action which might harm another person, try to imagine yourself in their position, and consider whether you would want to be the recipient of that action. If you would not want to be in such a position, the other person probably would not either, and so you should not do it. It is the basic and fundamental human trait of empathy, the ability to vicariously experience how another is feeling, that makes this possible, and it is the principle of empathy by which we should live our lives.

— Adam Lee, Ebon Musings, "A decalogue for the modern world"[65]

Existentialism

When we say that man chooses for himself, we do mean that every one of us must choose himself; but by that we also mean that in choosing for himself he chooses for all men. For in effect, of all the actions a man may take in order to create himself as he wills to be, there is not one which is not creative, at the same time, of an image of man such as he believes he ought to be. To choose between this or that is at the same time to affirm the value of that which is chosen; for we are unable ever to choose the worse. What we choose is always the better; and nothing can be better for us unless it is better for all.

Other contexts

Human rights

According to Marc H. Bornstein, and William E. Paden, the Golden Rule is arguably the most essential basis for the modern concept of human rights, in which each individual has a right to just treatment, and a reciprocal responsibility to ensure justice for others.[67]

However Leo Damrosch argued that the notion that the Golden Rule pertains to "rights" per se is a contemporary interpretation and has nothing to do with its origin. The development of human "rights" is a modern political ideal that began as a philosophical concept promulgated through the philosophy of Jean Jacques Rousseau in 18th century France, among others. His writings influenced Thomas Jefferson, who then incorporated Rousseau's reference to "inalienable rights" into the United States Declaration of Independence in 1776. Damrosch argued that to confuse the Golden Rule with human rights is to apply contemporary thinking to ancient concepts.[68]

Science and economics

There has been research published arguing that some 'sense' of fair play and the Golden Rule may be stated and rooted in terms of neuroscientific and neuroethical principles.[69]

The Golden Rule can also be explained from the perspectives of psychology, philosophy, sociology, human evolution, and economics. Psychologically, it involves a person empathizing with others. Philosophically, it involves a person perceiving their neighbor also as "I" or "self".[70] Sociologically, "love your neighbor as yourself" is applicable between individuals, between groups, and also between individuals and groups. In evolution, "reciprocal altruism" is seen as a distinctive advance in the capacity of human groups to survive and reproduce, as their exceptional brains demanded exceptionally long childhoods and ongoing provision and protection even beyond that of the immediate family.[71] In economics, Richard Swift, referring to ideas from David Graeber, suggests that "without some kind of reciprocity society would no longer be able to exist."[72]

Criticism

Philosophers, such as Immanuel Kant[73] and Friedrich Nietzsche,[74] have objected to the rule on a variety of grounds. The most serious among these is its application. How does one know how others want to be treated? The obvious way is to ask them, but this cannot be done if one assumes they have not reached a particular and relevant understanding.

Differences in values or interests

George Bernard Shaw wrote, "Do not do unto others as you would that they should do unto you. Their tastes may not be the same."[75] This suggests that if your values are not shared with others, the way you want to be treated will not be the way they want to be treated. Hence, the Golden Rule of "do unto others" is "dangerous in the wrong hands",[76] according to philosopher Iain King, because "some fanatics have no aversion to death: the Golden Rule might inspire them to kill others in suicide missions."[77]

Differences in situations

Immanuel Kant famously criticized the golden rule for not being sensitive to differences of situation, noting that a prisoner duly convicted of a crime could appeal to the golden rule while asking the judge to release him, pointing out that the judge would not want anyone else to send him to prison, so he should not do so to others.[73] Kant's Categorical Imperative, introduced in Groundwork of the Metaphysic of Morals, is often confused with the Golden Rule.

Responses to criticisms

Walter Terence Stace, in The Concept of Morals (1937), wrote:

Mr Bernard Shaw's remark "Do not do unto others as you would that they should do unto you. Their tastes may be different" is no doubt a smart saying. But it seems to overlook the fact that "doing as you would be done by" includes taking into account your neighbour's tastes as you would that he should take yours into account. Thus the "golden rule" might still express the essence of a universal morality even if no two men in the world had any needs or tastes in common.[78]

Marcus George Singer observed that there are two importantly different ways of looking at the golden rule: as requiring (1) that you perform specific actions that you want others to do to you or (2) that you guide your behavior in the same general ways that you want others to.[79] Counter-examples to the golden rule typically are more forceful against the first than the second.

In his book on the golden rule, Jeffrey Wattles makes the similar observation that such objections typically arise while applying the golden rule in certain general ways (namely, ignoring differences in taste, in situation, and so forth). But if we apply the golden rule to our own method of using it, asking in effect if we would want other people to apply the golden rule in such ways, the answer would typically be no, since it is quite predictable that others' ignoring of such factors will lead to behavior which we object to. It follows that we should not do so ourselves—according to the golden rule. In this way, the golden rule may be self-correcting.[80] An article by Jouni Reinikainen develops this suggestion in greater detail.[81]

It is possible, then, that the golden rule can itself guide us in identifying which differences of situation are morally relevant. We would often want other people to ignore any prejudice against our race or nationality when deciding how to act towards us, but would also want them to not ignore our differing preferences in food, desire for aggressiveness, and so on. This principle of "doing unto others, wherever possible, as they would be done by..." has sometimes been termed the platinum rule.[82]

Popular references

Charles Kingsley's The Water Babies (1863) includes a character named Mrs Do-As-You-Would-Be-Done-By (and another, Mrs Be-Done-By-As-You-Did).[83]

See also

References

  1. ^ a b c d Antony Flew, ed. (1979). "golden rule". A Dictionary of Philosophy. London: Pan Books in association with The MacMillan Press. p. 134. ISBN 978-0-330-48730-6.
  2. ^ W.A. Spooner, "The Golden Rule," in James Hastings, ed. Encyclopedia of Religion and Ethics, Vol. 6 (New York: Charles Scribner's Sons, 1914) pp. 310–12, quoted in Rushworth M. Kidder, How Good People Make Tough Choices: Resolving the Dilemmas of Ethical Living, Harper, New York, 2003. ISBN 0-688-17590-2. p. 159
  3. ^ a b c Towards a Global Ethic (An Initial Declaration) ReligiousTolerance.org. – Under the subtitle, "We Declare," see third paragraph. The first line reads, "We must treat others as we wish others to treat us."
  4. ^ "Parliament of the World's Religions – Towards a Global Ethic" (PDF). Archived from the original (PDF) on 11 April 2013. Retrieved 12 September 2013.
  5. ^ Esptein, Greg M. (2010). Good Without God: What a Billion Nonreligious People Do Believe. New York: HarperCollins. p. 115. ISBN 978-0-06-167011-4.
  6. ^ Simon, Blackburn (2001). Ethics: A Very Short Introduction. Oxford: Oxford University Press. p. 101. ISBN 978-0-19-280442-6.
  7. ^ Thomas Jackson: First Sermon upon Matthew 7,12 (1615; Werke Band 3, S. 612); Benjamin Camfield: The Comprehensive Rule of Righteousness (1671); George Boraston: The Royal Law, or the Golden Rule of Justice and Charity (1683); John Goodman: The Golden Rule, or, the Royal Law of Equity explained (1688; Titelseite als Faksimile at Google Books); dazu Olivier du Roy: The Golden Rule as the Law of Nature. In: Jacob Neusner, Bruce Chilton (Hrsg.): The Golden Rule – The Ethics of Reprocity in World Religions. London/New York 2008, S. 94.
  8. ^ Gensler, Harry J. (2013). Ethics and the Golden Rule. Routledge. p. 84. ISBN 978-0-415-80686-2.
  9. ^ Eloquent Peasant PDF Archived 25 September 2015 at the Wayback Machine "Now this is the command: do to the doer to make him do"
  10. ^ "The Culture of Ancient Egypt", John Albert Wilson, p. 121, University of Chicago Press, 1956, ISBN 0-226-90152-1 "Now this is the command: Do to the doer to cause that he do"
  11. ^ Eloquent Peasant PDF Archived 25 September 2015 at the Wayback Machine "The peasant quotes a proverb that embodies the do ut des principle"
  12. ^ "A Late Period Hieratic Wisdom Text: P. Brooklyn 47.218.135", Richard Jasnow, p. 95, University of Chicago Press, 1992, ISBN 978-0-918986-85-6.
  13. ^ Diogenes Laërtius, "The Lives and Opinions of Eminent Philosophers", I:36
  14. ^ "The Sentences of Sextus".
  15. ^ The Sentences of Sextus Article
  16. ^ Isocrates, Nicocles or the Cyprians, Isoc 3.61 (original text in Greek); cf. Isoc. 1.14, Isoc. 2.24, 38, Isoc. 4.81.
  17. ^ Thomas Firminger Thiselton-Dyer (2008). Pahlavi Texts of Zoroastrianism, Part 2 of 5: The Dadistan-i Dinik and the Epistles of Manuskihar. Forgotten Books. ISBN 978-1-60620-199-2.
  18. ^ Lucius Annaeus Seneca (1968). The Stoic Philosophy of Seneca: Essays and Letters of Seneca. Norton. ISBN 978-0-393-00459-5.
  19. ^ Blackburn, Simon (2001). Ethics: A Very Short Introduction. Oxford: Oxford University Press. p. 101. ISBN 978-0-19-280442-6.
  20. ^ Jewish Encyclopedia: Hillel: "His activity of forty years is perhaps historical; and since it began, according to a trustworthy tradition (Shab. 15a), one hundred years before the destruction of Jerusalem, it must have covered the period 30 BC–10 AD"
  21. ^ a b c "ADAM". JewishEncyclopedia.com. Retrieved 12 September 2013.
  22. ^ "Mishnah Seder Nezikin Sanhedrin 4.5". sefaria.org. Retrieved 17 July 2016.
  23. ^ "Tosefta on Mishnah Seder Nezikin Sanhedrin 8.4–9 (Erfurt Manuscript)". toseftaonline.org. 21 August 2012.
  24. ^ "Leviticus". The Torah. Jewish Publication Society. p. 19:17.
  25. ^ Plaut, The Torah – A Modern Commentary; Union of American Hebrew Congregations, New York 1981; p. 892.
  26. ^ Kedoshim 19:18, Toras Kohanim, ibid. See also Talmud Yerushalmi, Nedarim 9:4; Bereishis Rabbah 24:7.
  27. ^ "Sol Singer Collection of Philatelic Judaica". Emory University. Archived from the original on 7 April 2008.
  28. ^ Vaux, Laurence (1583). A Catechisme / or / Christian Doctrine. Manchester, England: The Chetham Society, reprinted by The Chetham Society in 1885. p. 48 (located in the text just before the title, "Of the Five Commandments of the Church." Scroll up slightly to see a section saying: "The sum of the ten Commandments does consist in the love towards god, and our neighbor (Ephe. 4., Matt. 7.). In the first Table be three Commandments: which take away and forbid sin and vice against the worshipping of God. They forbid idolatry, apostasy, heresy, superstition, perjury, blasphemy, and move us to the pure and true worshipping of God in heart, word and deed. In the Second table be seven Commandments, which command us to give reverence and honor to every man in his degree, to profit all, and hurt none: to do unto others, as we would be done to ourselves.").
  29. ^ "John Wesley's Explanatory Notes on Luke 10". Christnotes.org. Retrieved 12 September 2013.
  30. ^ Moore: Judaism in the First Centuries of the Christian Era; Cambridge, Harvard University Press, 1927–1930; Vol. 2, p. 87, Vol. 3, p. 180.
  31. ^ Th. Emil Homerin (2008). Neusner, Jacob (ed.). The Golden Rule: The Ethics of Reciprocity in World Religions. Bloomsbury Publishing. p. 99. ISBN 978-1-4411-9012-3.
  32. ^ a b Th. Emil Homerin (2008). Neusner, Jacob (ed.). The Golden Rule: The Ethics of Reciprocity in World Religions. Bloomsbury Publishing. p. 102. ISBN 978-1-4411-9012-3.
  33. ^ Wattles (191), Rost (100)
  34. ^ a b c [English title: Conversations of Muhammad]
    Wattles (192)
    Rost (100)
    Donaldson Dwight M. 1963. Studies in Muslim Ethics, p. 82. London: S.P.C.K.
  35. ^ Muḥammad ibn al-Ḥusayn Sharīf al-Raḍī & ʻAlī ibn Abī Ṭālib (eds.), Nahj Al-balāghah: Selection from Sermons, Letters and Sayings of Amir Al-Muʼminin, Volume 2. Translated by Syed Ali Raza. Ansariyan Publications ISBN 978-9644383816 p. 350
  36. ^ "Bahá'í Reference Library – The Hidden Words of Bahá'u'lláh, p. 11". Reference.bahai.org. 31 December 2010. Retrieved 12 September 2013.
  37. ^ "The Golden Rule Bahá'í Faith". Replay.waybackmachine.org. 11 April 2009. Archived from the original on 11 April 2009. Retrieved 12 September 2013.
  38. ^ Tablets of Bahá'u'lláh, p. 71
  39. ^ "The Hidden Words of Bahá'u'lláh – Part II". Info.bahai.org. Retrieved 12 September 2013.
  40. ^ Epistle to the Son of the Wolf, p. 30
  41. ^ Words of Wisdom See: The Golden Rule
  42. ^ Bahá'u'lláh, Gleanings, LXVI:8
  43. ^ Hidden Words of Bahá'u'lláh, p. 10
  44. ^ "Mahabharata Book 13". Mahabharataonline.com. 13 November 2006. Retrieved 12 September 2013.
  45. ^ tasmād dharma-pradhānéna bhavitavyam yatātmanā | tathā cha sarva-bhūtéṣhu vartitavyam yathātmani ||

    तस्माद्धर्मप्रधानेन भवितव्यं यतात्मना। तथा च सर्वभूतेषु वर्तितव्यं यथात्मनि॥|title = Mahābhārata Shānti-Parva 167:9)
  46. ^ ""Gautama Buddha (B.C. 623-543)" by T.W. Rhys-Davids, The World's Great Events, B.C. 4004–A.D. 70 (1908) by Esther Singleton, pp. 124–135". Unz.org. 28 November 2012. Retrieved 12 September 2013.
  47. ^ "The Buddha (BC 623–BC 543) – Religion and spirituality Article – Buddha, Bc, 623". Booksie. 8 July 2012. Retrieved 12 September 2013.
  48. ^ Detachment and Compassion in Early Buddhism Archived 21 December 2007 at the Wayback Machine by Elizabeth J. Harris (enabling.org)
  49. ^ Jacobi, Hermann (1884). Ācāranga Sūtra, Jain Sutras Part I, Sacred Books of the East, Vol. 22. Sutra 155–6
  50. ^ Varni, Jinendra (1993). Sagarmal Jain (ed.). Samaṇ Suttaṁ. translated by T. K. Tukol and K. K. Dixit. New Delhi: Bhagwan Mahavir memorial Samiti.
  51. ^ Chinese Text Project. Confucianism, The Analects, Section 15: Wei Ling Gong, (see number 24). Chinese Text Project. Retrieved 29 December 2011.
  52. ^ Ivanhoe and Van Norden translation, 68–69
  53. ^ Hubbard, L. Ron (2012). "Precept 19". The Way to Happiness. The Way to Happiness Foundation International. Retrieved 22 April 2012.
  54. ^ Hubbard, L. Ron (2007). The Way to Happiness: A Common Sense Guide to Better Living. Los Angeles: L. Ron Hubbard Library. p. 59. ISBN 978-1-59970-036-6.
  55. ^ Hubbard, L. Ron (2012). "Precept 20". The Way to Happiness. The Way to Happiness Foundation International. Retrieved 22 April 2012.
  56. ^ Hubbard, L. Ron (2007). The Way to Happiness: A Common Sense Guide to Better Living. Los Angeles: L. Ron Hubbard Library. p. 61. ISBN 978-1-59970-036-6.
  57. ^ Towards a Global Ethic – Urban Dharma – Buddhism in America (This link includes a list of 143 signatories and their respective religions.)
  58. ^ "Parliament of the World's Religions". Parliamentofreligions.org. 16 August 2013. Retrieved 12 September 2013.
  59. ^ "The Council for a Parliament of the World's Religions". Parliamentofreligions.org. 16 August 2013. Retrieved 12 September 2013.
  60. ^ "Parliament of the World's Religions – Towards a Global Ethic" (PDF). Archived from the original (PDF) on 11 April 2013. Retrieved 12 September 2013.
  61. ^ Esptein, Greg M. (2010). Good Without God: What a Billion Nonreligious People Do Believe. New York: HarperCollins. p. 115. ISBN 978-0-06-167011-4. Italics in original.
  62. ^ a b "Thinkhumanism.com". Thinkhumanism.com. Retrieved 12 September 2013.
  63. ^ "UBC.ca". 15 March 2008. Archived from the original on 14 September 2002. Retrieved 12 September 2013.
  64. ^ "Think Humanism". Think Humanism. Retrieved 12 September 2013.
  65. ^ "A decalogue for the modern world". Ebonmusings.org. 1 January 1970. Retrieved 12 September 2013.
  66. ^ Sartre, Jean-Paul (2007). Existentialism Is a Humanism. Yale University Press. pp. 291–292. ISBN 978-0-300-11546-8.
  67. ^ Defined another way, it "refers to the balance in an interactive system such that each party has both rights and duties, and the subordinate norm of complementarity states that one's rights are the other's obligation."Bornstein, Marc H. (2002). Handbook of Parenting. Lawrence Erlbaum Associates. p. 5. ISBN 978-0-8058-3782-7. See also: Paden, William E. (2003). Interpreting the Sacred: Ways of Viewing Religion. Beacon Press. pp. 131–132. ISBN 978-0-8070-7705-4.
  68. ^ Damrosch, Leo (2008). Jean Jacques Russeau: Restless Genius. Houghton Mifflin Company. ISBN 978-0-618-44696-4.
  69. ^ Pfaff, Donald W., "The Neuroscience of Fair Play: Why We (Usually) Follow the Golden Rule", Dana Press, The Dana Foundation, New York, 2007. ISBN 978-1-932594-27-0
  70. ^ Wattles, Jeffrey (1996). The Golden Rule. Oxford University Press.
  71. ^ Vogel, Gretchen. "The Evolution of the Golden Rule". Science. 303 (Feb 2004).
  72. ^ Swift, Richard (July 2015). "Pathways & possibilites". New Internationalist. 484 (July/August 2015).
  73. ^ a b Kant, Immanuel Groundwork of the Metaphysics of Morals, footnote 12. Cambridge University Press (28 April 1998). ISBN 978-0-521-62695-8
  74. ^ "Only a Game: The Golden Rule". Onlyagame.typepad.com. 24 May 2007. Retrieved 12 September 2013.
  75. ^ Shaw, George Bernard (1903). Man and Superman. Archibald Constable & Co. p. 227. Retrieved 23 February 2018.
  76. ^ Source: p. 76 of How to Make Good Decisions and Be Right All the Time, Iain King, 2008, Continuum, ISBN 978-1-84706-347-2.
  77. ^ Source: p. 76 of How to Make Good Decisions and Be Right All the Time, Iain King, 2008, Continuum, ISBN 978-1-84706-347-2.
  78. ^ Stace, Walter T. (1937). The Concept of Morals. New York: The MacMillan Company; (reprinted 1975 by permission of Macmillan Publishing Co. Inc.); (also reprinted by Peter Smith Publisher Inc, January 1990). p. 136. ISBN 978-0-8446-2990-2.
  79. ^ M. G. Singer, The Ideal of a Rational Morality, p. 270
  80. ^ Wattles, p. 6
  81. ^ Jouni Reinikainen, "The Golden Rule and the Requirement of Universalizability." Journal of Value Inquiry. 39(2): 155–168, 2005.
  82. ^ Karl Popper, The Open Society and Its Enemies, Vol. 2 (1966 [1945]), p. 386. Dubbed "the platinum rule" in business books such as Charles J. Jacobus, Thomas E. Gillett, Georgia Real Estate: An Introduction to the Profession, Cengage Learning, 2007, p. 409 and Jeremy Comfort, Peter Franklin, The Mindful International Manager: How to Work Effectively Across Cultures, Kogan Page, p. 65.
  83. ^ "Mary Wakefield: What 'The Water Babies' can teach us about personal". The Independent. 22 October 2011.

External links