قاسم سلیمانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
قاسم سلیمانی
محل تولد روستای قنات ملک، شهرستان رابر، استان کرمان، Flag of Iran.svg ایران
تاریخ تولد ۲۰ اسفند ۱۳۳۵
۱۱ مارس ۱۹۵۷(۱۹۵۷-03-۱۱) ‏(۵۷ سال)
لقب حاج قاسم، سردار، ژنرال
تابعیت Flag of Iran.svg ایران
یگان‌های خدمت IRGC-Seal.svg سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
درجه 19- Sarlashgar-IRGC.png سردار سرلشکر پاسدار
فرماندهی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان

جنگ‌ها جنگ ایران و عراق
عملیات‌های مهم والفجر ۸ (فتح فاو)
کربلای ۴
کربلای ۵
تک شلمچه

قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است.[۱] او در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله بود.[۲] وی در ۴ بهمن ۱۳۸۹ درجهٔ سرلشکری دریافت کرد.

طبق منابع غربی، سلیمانی نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب‌الله لبنان، شکل‌دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، و تغییر روند جنگ داخلی سوریه داشته است.

وی بارها از جانب آمریکا متهم به دخالت در امور عراق شده‌است. واشنگتن پست او را از مهمترین سیاست‌گذاران سیاستهای خارجی ایران می‌داند.[۳] در غرب او به عنوان «دشمنی که هم مورد تنفر و هم مورد تحسین است» توصیف شده است. جان مگوایر افسر سابق سازمان سیا در عراق می‌گوید «او قوی‌ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است ... و هیچ‌کس او را نمی‌شناسد.»[۴]

مجلهٔ وایرد او را در نخستین جایگاه فهرست «خطرناک‌ترین مردم جهان» قرار داده است.[۵] نشریه نیویورکر وی را تاثیرگذارترین فرمانده نظامی جنگ داخلی سوریه لقب داده است.[۶]

زندگی‌نامه[ویرایش]

وی در روستای قنات ملک در شهرستان رابر در استان کرمان به دنیا آمد.

عضویت در سپاه و جنگ ایران و عراق

وی پس از پیروزی انقلاب، درعین ادامه کار در سازمان آب کرمان، به عضویتِ مجموعهٔ «سپاه افتخاری»، که به وسیلهٔ پدرِ شهید قاضی تأسیس شده بود، درآمد.[۷]

سردار سلیمانی بیان می‌کند که به محض بازگشت از مهاباد به ریاست پادگان قدس سپاه در کرمان منصوب می‌شود. با حمله عراق به ایران، سردار سلیمانی چندین گردان از سپاهیان کرمان را آموزش می‌دهد و به جبهه‌های جنوب اعزام می‌کند و کمی بعد، خود در رأس یک گروهان به سوسنگرد اعزام می‌شود تا جلوی پیشروی عراق در جبههٔ مالکیه را بگیرد. سردار سلیمانی در بیشتر عملیات عمدهٔ نظامی دوران جنگ با عراق شرکت کرد.

با پایان یافتن جنگ در ۱۳۶۷، لشکر ۴۱ ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.

سردار سلیمانی به تازگی مورد آشتی نظامی ایران و آمریکا مشروط به پذیرفتن قدرت نظامی ایران در منظقه خاورمیانه را مطرح کرده‌است.[نیازمند منبع]

قاسم سلیمانی یکی از امضا کنندگان نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه در جریان وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران بود.[۸]

مبارزه با مواد مخدر

بی درنگ پس از آتش بس با عراق، دولت ایران سپاه پاسداران را مأمور مبارزه با قاچاقچیان بزرگ مواد مخدر کرد. قاسم سلیمانی تاهنگام انتصاب به فرماندهی سپاه قدس، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگیده‌است.[۹]

انتصاب به فرماندهی نیروی قدس

قاسم سلیمانی در سال ۱۳۷۶، همزمان با اوجگیری طالبان در افغانستان، به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد.[۱۰]

انتصاب سردار سلیمانی به فرماندهی سپاه قدس همزمان با قدرت گرفتن طالبان یک پیشامد محض نبود. او از این رو انتخاب شد که بومیِ یک منطقه کوهستانی به نام رابر در کرمان بود و با نظام سیاسی جوامع قبیله‌ای به طور کلی و با جامعه افغانستان به ویژه آشنایی نزدیک داشت. او با تجربه‌ای که از جنگ داخلی کردستان داشت نیز گزینهٔ مناسبی بود، چون بنا بود در افغانستانِ عصر طالبان که درگیر جنگهای داخلی بود وارد عمل شود. از همه مهمتر اینکه سردار سلیمانی در هشت سال جنگ با عراق و نیز مبارزه با باندهای مواد مخدر در مناطق مرزی ایران و افغانستان تا پیش از انتصابش به فرماندهی سپاه قدس تجربهٔ بی مانندی اندوخته بود.[۱۱]

مئیر داگان ‏(en) رئیس سابق موساد می‌گوید «او با هر گوشه از نظام رابطه دارد. او کسی است که من به آن می‌گویم باهوش از نظر سیاسی.»[۴]

در عراق

موفق الربیعی ‏(en) سیاستمدار و وزیر سابق امنیت ملی عراق در مصاحبه‌ای با روزنامه الشرق الاوسط، سلیمانی را «بدون شک قدرتمندترین مرد در عراق» خوانده است.[۱۲] به گفتهٔ او سپاه قدس به فرماندهی سلیمانی در تمامی زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی و به‌ویژه در منطقه سبز بغداد (که سفارتخانه‌های غربی و عربی و ادارات و خانه‌های مقامات دولتی و اعضای پارلمان عراق در آن قرار دارد) نفوذ دارد.[۱۳][۱۴]

نیروی قدس به رهبری سلیمانی نقش تأثیرگذاری در روند جنگ عراق داشته است.

در ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۰۷، استنلی مک‌کریستال ژنرال آمریکایی مطلع شد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه و قاسم سلیمانی از طریق چند خودرو در حال حرکت به مرز ایران و عراق هستند. در عراق آمریکایی‌ها در حال تعقیب آن‌ها بودند. کاروان خودروها وارد ساختمان ناشناخته‌ای در شهر اربیل کردستان عراق شدند که روی آن فقط نوشته بود «کنسولگری»، که نشان می‌داد افراد داخل ساختمان تحت پوشش دیپلماتیک عملیات انجام می‌دهند. نظامیان آمریکایی وارد ساختمان شدند و ۵ ایرانی که همگی پاسپورت دیپلماتیک داشتند را دستگیر کردند، اما اثری از محمدعلی جعفری و قاسم سلیمانی نبود. به گفتهٔ مک‌کریستال، هر پنج نفر از اعضای سپاه قدس بودند. ۹ روز بعد از این واقعه، ۹ تا ۱۲ شبه نظامی به رهبری گروه شبه نظامی شیعهٔ عصائب اهل الحق طی حمله‌ای به مقر فرماندهی نظامیان آمریکا در کربلا که در بین مراکز فرماندهی پلیس عراق واقع است، سوار بر تعدادی خودروی نظامی با گذشتن از چندین لایهٔ امنیتی، به ساختمان اصلی فرماندهی که در آن هنگام ۳۰ آمریکایی در آن مستقر بود نفوذ کردند و ۴ نظامی آمریکایی را اسیر گرفتند و از منطقه خارج شدند و به نزدیکی رود فرات رفتند، درنهایت با تعقیب هلیکوپترهای آمریکایی شبه نظامیان فرار کردند و درمجموع پنج نظامی آمریکایی کشته شدند. این عملیات «برجسته‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات در طول چهار سال جنگ» در عراق توصیف شده و افسران آمریکایی و مقامات عراق ادعا کرده‌اند ایران در آن نقش داشته و پاسخی به اسارت ۵ ایرانی در اربیل بوده است. این نخستین بار بود که آمریکایی‌ها مستقیماً به قاسم سلیمانی و نقش او در عراق اشاره کردند.[۴]

در سال ۲۰۰۹، گزارشی افشا شد که کریستوفر رابرت هیل ‏(en) و ریموند تی اودیرنو ‏(en) (بالاترین مقامات آمریکا در بغداد در آن هنگام) در دفتر جلال طالبانی (که از دهه‌ها پیش با سلیمانی ارتباط داشته است) با قاسم سلیمانی ملاقات کرده‌اند. هیل و اودیرنو بعداً این خبر را رد کردند.[۱۵]

در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۰، جیمز جفری (سفیر آمریکا در عراق) و لوید آستین (فرمانده ارشد نظامیان آمریکا در عراق)، در بیانیه‌ای تشکیل دولت جدید عراق به رهبری نوری المالکی را تبریک گفتند. به گفتهٔ سران عراقی، هنگام انتشار این بیانیه، آمریکایی‌ها خودشان می‌دانستند که درواقع سلیمانی آن‌ها را از عراق بیرون کرده است. حزب ایاد علاوی سیاستمدار سکولار طرفدار آمریکا اکثریت اعضای پارلمان را داشت ولی درنهایت به قدرت نرسید چون آمریکا او را به نفع نوری المالکی کنار زد. به گفتهٔ خود علاوی، اگر او نخست‌وزیر می‌شد نیازمند حمایت آمریکا بود، اما آمریکا مایل بود عراق را ترک کند، و «عراق را به ایران داد». درنهایت جلال طالبانی و نوری المالکی که هر دو از نزدیکان و کاندیداهای مورد ترجیح سلیمانی بودند، به قدرت رسیدند. رهبر سابق عراق می‌گوید «ما به آمریکایی‌ها می‌خندیدیم ... سلیمانی کاملاً آن‌ها را ضربه‌فنی کرد، و آمریکایی‌ها در ظاهر تشکیل دولت جدید را به یکدیگر تبریک می‌گفتند.»[۴]

گفته شده است سلیمانی پیامی را از طریق یک پیامک به جلال طالبانی به دیوید پترائوس ژنرال آمریکایی و رئیس سازمان سیا فرستاده است با این محتوا که: «پترائوس عزیز، شما باید بدانید که من سیاست‌های ایران در قبال عراق، لبنان، غزه و افغانستان را کنترل می‌کنم. درواقع سفیری که در بغداد است از اعضای نیروی قدس است. شخصی که قرار است جایگزین او شود هم از اعضای نیروی قدس است.»[۴]

سلیمانی خود در نشست مقدماتی «کنفرانس جوانان و بیداری اسلامی» گفت: «ایران در جنوب لبنان و عراق نیز حضور دارد. در واقع این مناطق به نوعی تحت تاثیر عملکرد و تفکر جمهوری اسلامی ایران هستند.» اما تعدادی از نمایندگان پارلمان عراق در بیانیه‌ای سخنان سلیمانی را محکوم کرده و وی را دچار توهم خواندند.[۱۶]

جنگ داخلی سوریه

جان مگوایر افسر سابق سیا گفته است نبرد القصیر (۲۰۱۳) ‏(en) که منجر به بازپس‌گیری شهر استراتژیک القصیر توسط ارتش سوریه و نقطهٔ عطفی در جنگ بود، تحت نظارت و فرماندهی سلیمانی بوده است و این نبرد را «یک پیروزی بزرگ» برای او خوانده است.[۴]

پس از وقوع یک انفجار مهیب در دمشق که به کشته وزخمی شدن چندین مقام سوری انجامید رسانه‌های جهان گزارش دادند که قاسم سلیمانی نیز در میان کشته شدگان قرار داردوشایعه دخالت ایران در سوریه و کمک به بشار اسد برای سرکوب مخالفان قوت گرفت. چند روز پس از این ادعا قاسم سلیمانی در دیدار مسئولان نظام ایران با رهبر ایران در تهران حضور یافت.

تحریم و تهدید به ترور[ویرایش]

مقامات وزارت امورخارجه ایالات متحده آمریکا وی را متهم به همکاری با نیروهای امنیتی سوریه در جریان اعتراضات در این کشور و سرکوب مخالفان بشار اسد کرده‌است. در پی این اتهام وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا وی را تحریم کرده‌است.[۱۷]

پس از تکرار بسیار نام قاسم سلیمانی در رسانه‌های جهان، خبرگزاری فرانسه خبری را منتشر ساخت که از احتمال ترور وی توسط دولت آمریکا پرده بر می‌داشت. بر اساس این خبر جک کین فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا که در نشست استماع کنگره آمریکا حضور داشت با اشاره به طرح ترور مقامات ایرانی به ویژه مقامات ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، گفت: چرا آنها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می‌دهم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آنها اعمال کنیم. همچنین رویل مارک گریچ از کارشناسان موسسه به دفاع از دموکراسی اظهار داشت: آنان به اندازه ما دارای منطق نیستند، فکر نمی‌کنم بتوانید بدون به قتل رساندن یکی از آنها، مرعوبشان کنید. قاسم سلیمانی خیلی زیاد سفر می‌کند، بروید او را دستگیر کنید یا به قتل برسانید! به گزارش خبرگزاری فرانسه در ادامه این اظهارت برخی از نمایندگان آمریکایی اعلام کردند ما انجام هرگونه اقدامی درباره ایران را دور از ذهن نمی‌دانیم اما از ابراز موافقت با اظهارات جک کین سر باز زدند.[۱۸]

منابع[ویرایش]

  1. «زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». aei.org. بازبینی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. 
  2. [www.mashreghnews.ir/fa/news/۷۷۶۰۵ «ژنرال آفتاب سوخته‌ای که کابوس آمریکایی‌ها شد»]. 
  3. اتهام زنی واشنگتن پست به سردار قاسم سلیمانی فردا نیوز
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ ۴٫۴ ۴٫۵ Filkins, Dexter (30 September 2013). "The Shadow Commander". The New Yorker. Retrieved 7 February 2014. 
  5. http://www.wired.com/dangerroom/2012/12/most-dangerous-people/#slide-131361
  6. Meet The Iranian Commander Pulling Strings In Syria's War
  7. «زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. 
  8. «متن کامل نامهٔ فرماندهان سپاه به خاتمی». آفتاب نیوز (از سایت حذف شده است.)، ۲۱ خرداد ۱۳۸۴. 
  9. «زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. 
  10. «زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. 
  11. «زندگی نامهٔ سردار قاسم سلیمانی». http://www.aei.org. بازبینی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۱. 
  12. Chulov, Martin (28 July 2011). "Qassem Suleimani: the Iranian general 'secretly running' Iraq". The Guardian. Retrieved 7 February 2014. 
  13. عراق در چنگال ژنرال وحشت
  14. الکشف عن وجود عناصر من فیلق القدس فی المنطقة الخضراء الشرق الأوسط
  15. Iraq and its neighbours: A regional cockpit The Economist
  16. ژنرال بدون سایه خامنه‌ای
  17. «تحریم دو فرمانده سپاه قدس به دلیل سرکوب معترضان سوری». رادیو فردا، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰. 
  18. «Iran summons Swiss envoy to protest over US 'threats». یاهو نیوز، Nov ۳, ۲۰۱۱. بازبینی‌شده در Nov ۶, ۲۰۱۱. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

Qasem Soleimani
Commander of the Quds Force
Incumbent
Assumed office
1997 or 1998
Supreme Leader Ali Khamenei
Preceded by Ahmad Vahidi
Commander Yahya Rahim Safavi
Mohammad Ali Jafari
Personal details
Born (1957-03-11) 11 March 1957 (age 57)
Rabor, Iran
Religion Shia Islam
Military service
Nickname(s) Haj Qasem , Sardar Soleimani, General
Allegiance  Iran
Service/branch IRGC-Seal.svg IRGC Qods Force
Years of service 1980-present
Rank 19- Sarlashgar-IRGC.png Major General
Commands Quds Force
Battles/wars Iran–Iraq War
South Lebanon conflict (1982–2000)
Iraq War
Shia insurgency in Yemen
2006 Israel-Lebanon conflict
Syrian Civil War

Qasem Soleimani (Persian: قاسم سلیمانی‎,[1] born 11 March 1957) is the commander of the Qods Force, a division of the Iranian Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC), which conducts special operations outside Iran. He is listed by the United States government as a "terrorist",[2][3] and has been described as "both hated and admired" by his adversaries.[4] According to Western sources, although he has maintained a low profile,[4] Soleimani has been very influential in building up the military capacity of Hezbollah, shaping the post-war political landscape in Iraq, and turning around the Syrian civil war—driving opposition forces from strategic points.[4]

Early life and education

Soleimani was born 11 March 1957 in the village Rabor in the province of Kerman, and his father was a peasant. He has a high school education.[4] In his early years, he worked as a contractor for the Kerman Water organization.[5] When not at work, he spent his time lifting weights in local gyms and attending the sermons of a traveling preacher by the name of Hojjat Kamyab - a protege of Ayatollah Khomeini.[4]

Career and activities

Soleimani joined the Revolutionary Guard (IRGC) in 1979 following the fall of the Shah of Iran to the Ayatollah Khomeini. Reportedly, his training was minimal, but he advanced rapidly. Early in his career as a guardsman, he was stationed in northwestern Iran and helped crush a Kurdish uprising.[4]

On 22 September 1980, when Saddam Hussein invaded Iran, Soleimani was a lieutenant in the ranks of the IRGC. During the war, from 1980 to 1988, he was stationed at the south front, commanding the Forty-First Tharallah Division[6] while still in his 20s. He is considered a hero of the war by some war veterans.[4]

After the war, during the 1990s, he was an IRGC commander in Kerman.[6] In this border region of Afghanistan where opium trade travels to Turkey and onto Europe, Soleimani's military experience helped him earn a reputation as a successful fighter against drug trafficking.[4]

During the 1999 student revolt in Tehran, Soleiman was one of 24 IRGC officers who wrote a letter warning the reformist President Mohammad Khatami that “Our patience has run out,” and that if Khatami did not suppress the revolt the military would—perhaps deposing Khatami in the process.[4][7]

Command of Quds Force

The exact date of his appointment as commander of the IRGC Special Forces - the Quds Force ("Jerusalem Brigade") is not clear, but Ali Alfoneh cites it as between 10 September 1997 and 21 March 1998.[5] He was considered one of the possible successors to the post of commander of the IRGC, when General Yahya Rahim Safavi left this post in 2007. In 2008, he led a group of Iranian investigators looking into the death of Imad Mughniyah. Suleimani helped arrange a ceasefire between the Iraqi Army and Mahdi Army in March 2008.[3]

Following the Twin Tower attacks of September 11, 2001, Ryan Crocker, a senior State Department official in the United States, flew to Geneva to meet with Iranian diplomats who were under the direction of Soleimani with the purpose of collaborating to destroy the Taliban, which had targeted Shia Afghanis.[4] This collaboration was instrumental in defining the targets of bombing operations in Afghanistan and in capturing key Al Qaeda operatives, but abruptly ended in January, 2002, when George W Bush named Iran as part of the "Axis of evil" in his State of the Union address.[4]

In 2009, a leaked report stated that General Soleimani met Christopher R. Hill and General Raymond T. Odierno (America’s two most senior officials in Baghdad at the time) in the office of Iraq’s president, Jalal Talabani (who has known General Soleimani for decades). Hill and General Odierno denied the occurrence of the meeting.[8]

On 24 January 2011, Soleimani was promoted to major general by Supreme Leader Ali Khamenei.[6][9] Khamenei is described as having a close relationship with him, helping him financially and has called Soleimani a "living martyr".[4]

Soleimani has been described as "the single most powerful operative in the Middle East today" and the principal military strategist and tactician in Iran's effort to combat Western-Israeli influence and promote the expansion of Shiite influence throughout the Middle East.[4] Geneive Abdo has called him a "brilliant tactician".[10] In Iraq, as the commander of the Quds force, he is believed to have engineered the Iraqi coalition government in its current form, supporting the election of Iraqi Prime Minister Nuri Al-Maliki.[4][11]

According to some sources, Soleimani is the principal leader and architect of the military wing of the Lebanese Shia party Hezbollah since his appointment as Quds commander in 1998.[4]

According to several sources, including Riad Hijab, a former Syrian premier who defected in August 2012, he is also one of the staunchest supporters of the Syrian regime of Bashar Al-Assad in the Syrian civil war.[4][11] In the later half of 2012, Soleimani assumed personal control of the Iranian intervention in the Syrian civil war, when Iranians became deeply concerned about the Assad regime's lack of ability to fight the opposition, and the fallout to the Islamic Republic if the Syrian regime fell. In Damascus he is reported to be coordinating the war from a base in Damascus at which a Lebanese Hezbollah commander and an Iraqi Shiite militia coordinator have been mobilized, in addition to Syrian and Iranian officers. Brigadier General Hossein Hamadani, the Basij’s former deputy commander helps to run irregular militias that the Soleimani hope to continue the fight if Assad falls.[4] Under Soleimani the command has "coördinated attacks, trained militias, and set up an elaborate system to monitor rebel communications". According to a Middle Eastern security official Dexter Filkins talked to, thousands of Quds Force and Iraqi Shiite militiamen in Syria are "spread out across the entire country.”[4] The retaking of Qusayr from Syrian rebels was, according to John Maguire, a former C.I.A. officer in Iraq, "orchestrated" by Soleimani and "a great victory for him.”[4]

Sanctions

In March 2007, Soleimani was included on a list of Iranian individuals targeted with sanctions in United Nations Security Council Resolution 1747.[12] On 18 May 2011, he was sanctioned again by the United States along with Syrian president Bashar Assad and other senior Syrian officials due to his alleged involvement in providing material support to the Syrian regime.[13]

On 24 June 2011, the Official Journal of the European Union said the three Iranian Revolutionary Guard members now subject to sanctions had been "providing equipment and support to help the Syrian regime suppress protests in Syria".[14] The Iranians added to the EU sanctions list were two Revolutionary Guard commanders, Soleimani, Mohammad Ali Jafari, and the Guard's deputy commander for intelligence, Hossein Taeb.[15] Soleimani was also sanctioned by the Swiss government in September 2011 due to the same grounds cited by the European Union.[16]

He is listed by the United States as a terrorist, which forbids U.S. citizens from doing business with him.[2][3] The list, published in the EU's Official Journal on 24 June 2011, also includes a Syrian property firm, an investment fund and two other enterprises accused of funding Assad's government. The list also includes Mohammad Ali Jafari and Hossein Taeb.[17]

Personal life

According to an unnamed "Middle Eastern security official", Soleimani is a married family man with three sons and two daughters.[4] In middle age, he suffers from bad prostate and recurring back pain.[4] Although U.S. authorities impute "the love of the fight”to him, he has always been trying to establish peace to achieve his aims.In spite of being tough with the enemies , he treats friends so emotionally . [4]

References

  1. ^ His name is also spelled as Qassem, Ghasem, and Ghassem. His surname is also spelled as Soleymani, Suleimani, and Sulaimani. Persian pronunciation: [ɢɒːˈseme solejmɒːˈni]
  2. ^ a b "Designation of Iranian Entities and Individuals for Proliferation Activities and Support for Terrorism". United States Department of State. 25 October 2007. Archived from the original on 12 March 2008. Retrieved 7 April 2008. 
  3. ^ a b c "Iranian who brokered Iraqi peace is on U.S. terrorist watch list". McClatchy Newspapers. 31 March 2008. Retrieved 7 April 2008. 
  4. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v Filkins, Dexter (30 September 2013). "The Shadow Commander". The New Yorker. Retrieved 6 February 2014. 
  5. ^ a b Alfoneh, Ali (January 2011). "Brigadier General Qassem Suleimani: A Biography". Middle Eastern Outlooks 1. Retrieved 18 February 2013. 
  6. ^ a b c Alfoneh, Ali (March 2011). "Iran’s Secret Network: Major General Qassem Suleimani’s Inner Circle". Middle Eastern Outlooks 2. Retrieved 18 February 2013. 
  7. ^ "News & Views". The Iranian. July 1999. Retrieved 17 February 2013. 
  8. ^ Iraq and its neighbours: A regional cockpit The Economist
  9. ^ "The Islamic Republic's 13 generals". Iran Briefing. 3 February 2011. Retrieved 13 August 2013. 
  10. ^ Abdo, Geneive. "What an attack on Syria will mean for US-Iran relations". 10 September 2013. Al Jazeera. Retrieved 10 September 2013. 
  11. ^ a b Abbas, Mushreq (12 March 2013). "Iran's Man in Iraq and Syria". Al Monitor. Retrieved 13 March 2013. 
  12. ^ "United Nations Security Council Resolution 1747". United Nations. 24 March 2007. Retrieved 7 April 2008. 
  13. ^ Alfoneh, Ali (July 2011). "Iran’s Most Dangerous General". Middle Eastern Outlooks 4. Retrieved 18 February 2013. 
  14. ^ COUNCIL IMPLEMENTING REGULATION (EU) No 611/2011 of 23 June 2011
  15. ^ "Syria: Deadly protests erupt against Bashar al-Assad". BBC News. 24 June 2011. 
  16. ^ "Ordinance instituting measures against Syria". Federal Department of Economy. Retrieved 24 February 2013. 
  17. ^ "EU expands sanctions against Syria". Al Jazeera. Retrieved 17 February 2013. 

External links