قادر عبدالله‌زاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
قادر عبدالله‌زاده
Abdolahzade kurdish.jpg
اطلاعات پس‌زمینه
نام اصلی قادر عبدالله‌زاده
نام مستعار قاله مه‌ره (به کردی سورانی: قاله مه‌ڕه)
تولد ۱ دی ۱۳۰۴
ملیت  ایران، بوکان
مرگ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
سبک‌(ها) سنتی
ساز(ها) شمشال (نوعی ساز بادی)
سال‌های فعالیت ۴۱ سال سابقه
سازهای برجسته
شمشال
نوع صوت نی
جایزه(ها) ۱۹۹۳: جایزهٔ آلمان به بهترین و اصولی‌ترین نوع نی‌نوازی
مقبرهٔ وی در پارک حسن زیرک

قادر عبدالله‌زاده (زادهٔ ۱ دی ۱۳۰۴ - درگذشتۀ ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸) یکی از نوازندگان مشهور شمشال (نوعی نی سنتی) در کردستان و اهل روستای کولیجۀ بوکان بود. او در بیش از ۲۰ کشور جهان به اجرای موسیقی پرداخته و یکی از بزرگترین نوازندگان مقامیِ ایران بود.[۱] او در ساعات پایانی شب پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ بر اثر بیماری ایدم ریه و بیماری قلبی در ۸۴سالگی در بیمارستان شهید قلی‌پور بوکان درگذشت.

زندگی‌نامه[ویرایش]

قادر عبدالله‌زاده (قالَه مَه‌رَه) در اول دی‌ماه ۱۳۰۴ از خانواده‌ای فقیر در روستای کولیجه در اطراف بوکان متولد شد. از کودکی به کار کشاورزی و چوپانی پرداخت. به گفتۀ خودش، از کودکی با شمشال همدم بوده‌است، و چون مردم‌دوست بوده و به هنری که داشته علاقۀ زیادی داشته‌است، هر جا و هر شهر و هر کوهساری و برای هر کسی شمشال می‌نواخته‌است، و مردم نیز بدان اهمیت می‌دادند و وی را مورد احترام قرار می‌دادند. تنها راه کسب درآمدش هم نی‌زنی است و از این راه امرار معاش می‌کند.[۲]

آثار[ویرایش]

سالانه از وی در مراسم زیادی دعوت می‌شد که اسامی بعضی از آنها عبارت است از: بمباران شیمیایی سردشت، بمباران شیمیایی حلبجه و انفال مردم کردستان عراق و رادیو و تلویزیون مهاباد.

فلوتِ «مام قالَه»[ویرایش]

کاک قادر به شمشال خود علاقۀ زیادی دارد و به گفتۀ وی کسی از شمشالی که او دارد ندارد و نمی‌تواند درست کند. این شمشال را کاک قادر حدود ۳۰ سال قبل، از فرزند یک سید با یک رأس گوسفند معاوضه کرده‌است. او می‌گوید: «عاشق شمشال سید شده‌بودم. چند بار رفتم پیشش و بهش پیشنهاد خرید شمشالش را دادم، ولی قبول نکرد. پس از مدتی مریض شد و مُرد. من هم شمشالش را از پسرش با یک رأس گوسفند، که آن زمان ۵ قِران قیمت داشته، معاوضه کردم». کاک قادر می‌گوید: بعد از مرگ من فلوتم را به موزۀ کردستان عراق منتقل کنید، چون قدیمی است و از نیاکانان کرد بر جای مانده و به دست من رسیده‌است و قدمت آن به ۱۵۰ سال قبل می‌رسد.

پدر، پدربزرگ و برادران قاله مه‌ره هم از نوازندگان برجسته و مشهور شمشال بوده‌اند؛ ولی او می‌گوید که هیچ‌کس استاد او نبوده و ساز زدن را به او یاد نداده‌است. قاله مه‌ره خدا را استاد خود می‌داند. آهی می‌کشد و درحالی‌که اشک در چشمانش جاری شده، می‌گوید: «همه چیز از یک خواب شروع شد. فصل پاییز بود. بچه بودم. مهمانی یکی از فامیل‌هایم دعوت شده‌بودیم. برادرم و دو نفر دیگر از بستگانم شمشال می‌زدند. می‌خواستم شمشال بزنم، ولی مثل آن‌ها نمی‌توانستم. آن‌ها هم مرا بیرون کردند و من هم گریه‌کنان به سمت یه خانۀ گِلی دویدم و تا جایی که توانستم گریه کردم و همان‌جا خوابم برد. یک نفر به خوابم آمد و به من گفت: «عبدالقادر، عبدالقادر، پا شو، از بس گریه کردی حوصلۀ خدا را هم سر بردی؛ برو و شمشال بزن». او ادامه می‌دهد: «وقتی از خواب بیدار شدم، شروع کردم به نواختن شمشال. دیگر قادرِ دیروز نبودم و کسی حریف من نبود».

لقب «قاله مه‌ره» (به‌معنی «قادرِ آرام») را شیخ محمد (شیخِ منطقۀ برهانِ مهاباد، منطقه‌ای که قادر در آن زندگی می‌کرد) که از کودکی قادر را بسیار دوست می‌داشت به وی داد.

قاله مه‌ره در بین ترانه‌هایی که می‌زد، خود ترانۀ «کا نبی خواز» را خیلی دوست داشت. «کا نبی خواز»، اسم مردی به نام «کاک نبی فَقِه وَیسه» بوده که در یک نبرد رویارو با «احمد خان نامی»، از ارباب‌های مراغه هر دو به دست یکدیگر کشته می‌شوند. گفته می‌شود که این بیت را زنی به نام «خواز» که خواهر «کا نبی» بوده، سروده‌است.

او می‌گوید: «فقط زمانی که عاشق بودم و حال‌وهوای جوانی در سر داشتم، در خلوت، حرف‌های عاشقانه‌ای را که در دل داشتم با شمشالم بیان می‌کردم و فقط برای خودم شمشال می‌زدم؛ وگرنه همیشه برای مردم شمشال نواخته‌ام».

قاله مه‌ره، درحالی‌که سازش را در پارچه‌ای گلدار تیره می‌پیچانَد و آن را زیر بغلش می‌گذارد، از کنار دستفروش‌هایی رد می‌شود که عکس او را به قیمت ۵۰۰ تومان می‌فروشند. او می‌گوید: «این‌جا را ترک می‌کنم و می‌روم یک جای دیگر ساز بزنم تا حرف‌هایی را که در دل دارم برای مردمم بزنم». خودش می‌گوید که تمام حیاتش را با ناراحتی و گرسنگی و سیه‌چارگی گذرانده‌است.

او معتقد بود که با مرگش صدای شمشال نیز با او دفن می‌شود و می‌میرد.

پس از مرگش، پیکر او با بدرقۀ گستردۀ هنردوستان کُرد، که از شهرهای دور و نزدیک جمع شده‌بودند، در ساعت ۱۷ عصر جمعه اول خردادماه ۱۳۸۸ درکنار آرمگاه خوانندۀ بزرگ کُرد، شادروان حسن زیرک، در دامنۀ کوه نالشکینه در منطقۀ کل‌تپۀ بوکان آرام گرفت.

افتخارات[ویرایش]

وی دارای عناوین زیادی است که برخی از آنها عبارتند از:

  • ۱۹۹۳: جایزۀ آلمان به بهترین و اصولی‌ترین نوع نی‌نوازی (وی جایزۀ سال ۱۹۹۳ خود را به‌دلیل فقر مالی نتوانست دریافت کند.)
  • ۲۰۰۲: جایزۀ ویژۀ انفال در سلیمانیه (پیرەمێرد)
  • ۲۰۰۳: جایزۀ مردم بوکان به کاک قادر

و چندین جایزۀ دیگر از مردم کردستان ایران و عراق

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

گفتگوی رادیو زیگزاگ با قادر عبدالله‌زاده