پرش به محتوا

فیلم نوآر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
فیلم گروه بزرگ (۱۹۵۵) نمونه‌ای از فیلم نوآر است.

فیلم نوآر (به فرانسوی: Film noir، به معنی «فیلم سیاه») اصطلاحی است که برای توصیف نوعی از فیلم‌های جنایی، معمایی و گاه عاشقانه به‌کار می‌رود که در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی در سینمای آمریکا شکل گرفت. این فیلم‌ها معمولاً فضایی تاریک، بدبینانه و پراضطراب دارند و موضوع آن‌ها اغلب دربارهٔ جنایت، خیانت، فساد و فروپاشی اخلاقی است. سبک بصری فیلم نوآر با نورپردازی تند و سایه‌های عمیق، خیابان‌های بارانی، ضدقهرمان‌ها، و زنان مرموز و فریبنده شناخته می‌شود.[۱]

فیلم نوآر بیش از آن‌که یک گونهٔ سینمایی مشخص باشد، حال‌و‌هوایی است که در آثار گوناگون، از فیلم‌های کارآگاهی گرفته تا درام‌های روان‌شناختی، نمود پیدا می‌کند. از فیلم‌های شاخص این سبک می‌توان به «شاهین مالت» (۱۹۴۱)، «غرامت مضاعف» (۱۹۴۴) و «غیبت طولانی» (۱۹۴۶) اشاره کرد. تأثیر فیلم نوآر بعدها در سینمای جهان گسترش یافت و در دهه‌های بعد با نام «نئو نوآر» (neo-noir) در آثاری چون «محله چینی‌ها» (۱۹۷۴) و «راننده تاکسی» (۱۹۷۶) ادامه پیدا کرد.[۲]

فیلم نوآرهای این دوره اغلب با فیلم‌برداری سیاه و سفید و نورپردازی پُرسایه‌روشن شناخته می‌شوند. ریشه سبک بصری فیلم نوآر به سینمای اکسپرسیونیسم آلمان می‌رسد. فیلم نوآر را نخستین بار در ۱۹۴۶ نینو فرانک دربارهٔ فیلم‌های آمریکایی به کار برد، گرچه آن زمان در فیلم‌سازی آمریکا رواج پیدا نکرد. در دوره کلاسیک، بیشتر فیلم‌های این سبک، ملودرام‌های جنایی بودند. ساخت این سبک فیلم به هالیوود محدود نماند و در چندین دوره، ازجمله دورهٔ کلاسیک، در اروپا، آمریکای لاتین و آسیا نیز ساخته شد.

برخلاف دیگر ژانرها مانند وسترن که به راحتی می‌شود آن‌ها را تعریف و طبقه‌بندی کرد، سبک نوآر همواره ابهام‌آمیز و معماگونه بوده و با هر طبقه‌بندی ناسازگار بوده و اینکه آیا نوآر یک ژانر است یا مجموعه‌ای منسجم از فیلم‌ها، بی‌پاسخ مانده است.

تاریخچه

[ویرایش]

نوآر را نخستین بار نینو فرانک در ۱۹۴۶ به کار برد. البته این اصطلاح تا مدت‌ها رواج نیافت و زمانی گذشت تا وارد بحث‌های تئوریک سینمایی شود. سرانجام در دهه ۷۰ بود که نوآر، رواج بیشتری یافت.

در ۱۹۵۵ ریمون بورد و اتین شامتون در مقاله‌ای تاریخی با نام «چشم‌انداز فیلم نوآر آمریکایی» ادعا کردند که در ۱۹۴۶ سینماروهای فرانسوی به برخی فیلم‌های آمریکایی برخوردند که در سال‌های جنگ ندیده بودند. آثاری که به قول آن‌ها در لحن غیررایج و خشن، مشترک بودند. آن‌ها این فیلم‌ها را چنین فهرست کردند: کابوس‌وار، غریب، اروتیک، پُرتعلیق و خشن، بررسی جنایت و جنبه‌های روان‌شناسی آن، مأموران فاسد، قهرمانان مردّد، روسپیان و…

سینمای نوآر، خاص و به شدت سبک‌مند است. در دوران کلاسیک معمولاً شخصیت‌های اوّل این آثار، منزوی و به شدت کلبی‌مسلک بودند که شاید بتوان هامفری بوگارت را نماد آن‌ها دانست. تعریف فیلم نوآر وامدار اوست.

ویژگی‌های سبک

[ویرایش]
فیلم بلید رانر (۱۹۸۲). مانند بسیاری از فیلم‌های نوآر کلاسیک، این فیلم در نسخه‌ای از لس آنجلس فیلمبرداری شده است که در آن دائماً باران می‌بارد و بخار در پیش‌زمینه، یک کلیشهٔ آشنا است؛ در حالی که «نمای بیرونی دودی مایل به آبی» حالت سیاه و سفید را به‌روز می‌کند.

زیبایی‌شناسی نوآر سنتی شاید بیش از هر چیز از اکسپرسیونیسم آلمانی تأثیر گرفته باشد. اکسپرسیونیسم، جریانی هنری در آلمان در سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۰ بود که در نقاشی، تئاتر، عکاسی، مجسمه‌سازی، معماری و سینما حضور داشت. برخی از تکنیک‌ها و شاخص‌های آن که کمتر مورد مناقشه‌اند و در واقع مؤلفه‌های فیلم نوآر به‌شمار می‌روند، عبارت‌اند از:

  • بسیاری از صحنه‌ها در شب می‌گذرند و نورپردازی پُرکنتراست بر صحنه‌ها حاکم است.
  • مانند اکسپرسیونیسم آلمان، با قاب‌بندی‌های مورب و خطوط شکسته روبه‌رو هستیم که بی‌ثباتی و بی‌تعادلی القا می‌کنند.
  • خیابان‌های خلوت نوآر عموماً خیس و باران‌خورده هستند.
  • اندوهناک است و جبری. انگار تقدیری بر پیشانی شخصیت‌ها حک شده و گریزی از آن نیست.
  • از نظر نمادها: خیابان‌های تاریک، پیاله‌فروشی‌های کوچک و آپارتمان‌های مدرن دارد.
  • از نظر سبک: راوی، فلاش‌بک، نورپردازی‌های اکسپرسیونیستی، ترکیب‌بندی‌های بی‌مرکز و بی‌ثبات دارد.
  • از نظر روایی: تأکید بر انگیزه‌های روان‌شناختی نامتعارف، سرگشتگی و سرخوردگی قهرمان مرد به دنبال درست پیش‌نرفتن برنامه‌اش.[۳] بسیاری از مؤلفه‌ها و نگرش نوآر کلاسیک از مکتب ادبی هاردبویلد (به انگلیسی: Hardboiled) (جریانی در ادبیات داستانی پلیسی که نویسندگانی چون دشیل همت و ریموند چندلر داشت) در داستان‌های جنایی، در دوران رکود بزرگ آمریکا سرچشمه گرفته بود.

فیلم نوآر در ایران

[ویرایش]
پوستر فیلم داش آکل (۱۳۵۰) ساختهٔ مسعود کیمیایی

رگه‌هایی از سینمای نوآر در فیلم‌های بلند ایرانی همچون ضربت، داش آکل و همچنین سریال بازنده دیده می‌شود.

در کتاب، چنین سیاه آینه‌ای نویسنده به بررسی بازتاب گونهٔ فیلم نوآر در سینمای ایران پرداخته است. او سه فیلم از سه دههٔ متفاوت را به‌عنوان نمونه‌های شاخص برمی‌شمارد: سگ‌کشی ساختهٔ بهرام بیضایی، متهمین دایره بیستم ساختهٔ حسام اسلامی و فرزند گمراه به کارگردانی امین امینی؛ که به‌گفتهٔ نویسنده هر سه نمایانگر تداوم و دگرگونی مؤلفه‌های نوآر در سه دوره از تاریخ سینمای ایران‌اند.[۴]

جستارهای وابسته

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  1. «Film noir». ویکی‌پدیای انگلیسی. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  2. «Film noir». ویکی‌پدیای انگلیسی. دریافت‌شده در ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵.
  3. فیل، فرد، ۱۳۹۱، سایه‌های نوآر، خانه آتش گرفته است، نوآر خانوادگی در مخمل آبی و ترمیناتور ۲، انتشارات مینوی خرد، صفحهٔ ۲۶۵.
  4. کاوه، علیرضا (۱۳۹۶). چنین سیاه آینه‌ای. روزنه‌کار. شابک ۹۷۸-۶۰۰۷۸۷۶۰۵۳.

۲. کاوه، علیرضا، چنین سیاه آینه‌ای، تهران، ۱۳۹۵