فهرست واژه‌های سره فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

زبان پارسی واژه‌های بیگانه بسیاری را به وام گرفته‌است.


محتویات

آ[ویرایش]

  • آبخَست: جزیره
  • آپا: شمال
  • آغازیدن: شروع کردن
  • آخشیج: عنصر
  • آراسته: مزین
  • آلوده: کثیف، نجس

ا[ویرایش]

  • ابرشگفت: خارق‌العاده
  • اپاختر: شمال
  • اختر: سیاره
  • انباره: مخزن

ب[ویرایش]

  • بایا: واجب
  • بایسته: لازم
  • باورپرسی: تفتیش عقیده
  • بَرْ: صفحه
  • بُر: تیم، گیرش از گویش بختیاری
  • بهبود: سلامت، سلامتی، تندرستی
  • بلندا: ارتفاع
  • بیشینه: حداکثر
  • برکامه: علی‌رغم
  • برگ: ورق
  • برگه: ورقه
  • چشم به راهی: انتظار کشیدن، منتظر بودن

پ[ویرایش]

  • پهنا: عرض
  • پاک: طاهر
  • پاکیزه: تمیز، مطهر
  • پالوده: مطهر
  • پرسمان: مسئله
  • پویا: دینامیک

ت[ویرایش]

  • تراز: طبقه

ث[ویرایش]

ج[ویرایش]

  • جادان: صندوق (صندوق خودش عربی شده سندوک هست)
  • جاک: صندوق
  • جاکچه: صندوقچه

چ[ویرایش]

  • چامِه: شعر
  • چَکامِه: قصیده
  • چاپاک: مطبوعات

ح[ویرایش]

خ[ویرایش]

  • خانْکَرْدْ: ازدواج
  • خنک‌کن / خنک گر: کولر
  • خوراک: غذا
  • خودرو: ماشین، اتومبیل
  • خجسته / فرخنده: میمون، مبارک

د[ویرایش]

  • درازا : طول
  • درود : سلام
  • دخشه : ذره

ذ[ویرایش]

ر[ویرایش]

  • راست: خط راست
  • رویِه: سطح / صفحه
  • رفتار: عمل، فعل

ز[ویرایش]

  • زایش: تولّد
  • زیناوند: مجهز

ژ[ویرایش]

  • ژاد: جنس (زنانگی یا مردانگی)

س[ویرایش]

  • سِتانی: افقی
  • سُتونی: عمودی
  • سُرایا: شاعر
  • سو: جهت
  • سو: طرف
  • سرما: برودت

ش[ویرایش]

  • شناسا: تعریف
  • شناسا کردن: تعریف کردن
  • شناسا گرداندن: تعریف کردن
  • شناسا گردانیدن: تعریف کردن
  • شید: نور
  • شیده: تعریف

ص[ویرایش]

ض[ویرایش]

ط[ویرایش]

ظ[ویرایش]

ع[ویرایش]

غ[ویرایش]

غین از واج‌های پارسی سره است.

ف[ویرایش]

ق[ویرایش]

ک[ویرایش]

  • کارخواست: وظیفه
  • کاره: فعل
  • کُنا: فاعل
  • کمینه: حداقل
  • کنش: عمل

گ[ویرایش]

  • گپ زدن: حرف زدن، صحبت زدن، سخن گفتن _ گیرش از گویش‌های جنوب و شمال
  • گُستَرِه: مساحت
  • گنگ: اصم، صامت
  • گرما: حرارت
  • گِر :دقیقه، گیرش از زبان لکی
  • گجسته/گجستک: نامبارک، نامیمون

ل[ویرایش]

م[ویرایش]

  • مرگ: فوت، موت، ممات
  • ماه: قمر
  • موشکافی: مداقه

ن[ویرایش]

  • نِویسا: نویسنده
  • ناپاک: کثیف، نجس
  • نویسه: متن

و[ویرایش]

  • وَر: طرف

ه[ویرایش]

  • خور/هور: خورشید

ی[ویرایش]

  • یافه: باطل
  • یخ‌بست: انجماد
  • یخ‌زن: فریزر
  • یخ‌کن: فریزر
  • یخ‌گر: فریزر
  • یخ‌رفت: مورن
  • ---: