فنیقیه هخامنشی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ساتراپی فنیقیه، یکی از ساتراپی‌های شاهنشاهی هخامنشی بود. سرزمین‌های امپراتوری ایران به چندین ایلات تقسیم می‌شد که معمولاً ساتراپی‌ها (کلمه فارسی باستان: خشچپاون - حافظ قلمرو هخامنشی) را شامل می‌شدند. استانداران این مناطق ساتراپ نام داشتند و بدین ترتیب جزء جزء نواحی مختلف امپراتوری هخامنشی با ساختار سیاسی ایجاد شد. هر ساتراپی ولایت بسیار پهناوری را شامل می‌شده‌است و احتمالاً هر ساتراپ یا استاندار یک نجیب‌زاده پارسی بود که امور را از مرکز ساتراپ‌ها به دست داشته‌است.[۱]

سرزمین و موقعیت جغرافیایی[ویرایش]

تمدن فنیقی‌ها را می‌توان با مناطق ساحلی سوریه –فلسطین آغاز کرد؛ و می‌توان گفت که مرز شمالی همطراز با آن را تل سوقاس دانست به علت اینکه در منطقه شمالی هیچ اثری از زیستگاه فنیقی‌ها وجود ندارد. با وجود اینکه شهر اوگاریت در آنجا بوده اما نمی‌توان ان را با تمدن فنیقی متناسب دانست. مرزهای شرقی و غربی به‌طور کامل شناخته شده در غرب دریای مدیترانه و در شرق سلسه جبال لبنان.[۲] شهرهایی که در فنیقیه وجود داشت عمدتاً دارای ویژگی‌های طبیعی بودند زیرا شهرها را بر روی صخره‌ها می‌ساختند تا دارای لنگرگاه باشند و بعضی از آنها در شمال و بعضی‌ها در جنوب وبر طبق فصول سال ساخته می‌شد؛ و آنها معمولاً در نزدیکی سواحل شروع به ساخت و ساز می‌کردند تا در مواقع حمله هم بتوانند دفاع کافی را داشته باشند؛ و شهرهای معروفی چون آرادوس و صور دارای چنین ویژگی‌هایی بودند.[۳] اب و هوای این مناطق در زمستان به صورت بارش‌های طولانی بود به طوری که با خاک و شن آمیخته می‌شد؛ و به نظر می‌رسد آب و هوایی معتدلی داشته و با وجود کمبود زمین کشاورزی به این فعالیت این پرداخته بودند و محصولاتی چون زیتون و میوه و انگور و … را زیر کشت برده بودند. نوع حیواناتی که درآنجا می‌زیستند مطابق با اب وهوای آن منطقه بود و حیواناتی چون پلنگ و خرس و کفتار و… در ان مناطق وجود داشتند؛ و ماهی هم جزو بیشترین محصولات این منطقه محسوب می‌شد.[۴]

تسلیم شدن فینیقیان[ویرایش]

بعد از سقوط بابل تمام سرزمینهایی که در غرب واقع شده بودند تا مرز مصر ظاهراً داوطلبانه تسلیم هخامنشیان گردیدند. مردم طبقه بازرگان از بنادر فینیقیه به همراه بازرگانان بابل و آسیای صغیر طرفدار ایجاد یک امپراتوری بزرگ و ایمنی بودند که راه‌های بازرگانی بی خطری داشته باشد و بدین ترتیب تمام رفت و آمدهای بازرگانی به صورت مطمئنی در دست آنان باشد.[۵]

معماری[ویرایش]

بیشترین اطلاعات ما راجع‌به این دوره مربوط به معبد سلیمان است که در کتاب تورات از او نامبرده شده‌است و هنرمندان فنیقی شروع به ساخت این معابد کرده‌اند و بیشترین الگو برداری آن مربوط مصر می‌شود و اینکه این معابد را در ارتفاعات می‌ساختند و علت ساخت آنها در ارتفاعات پرستش خدایان بوده‌است.[۶] و همچنین در زمان هخامنشیان صیدا شهر اصلی فنیقیان بود و کاخی به سبک معماری ایرانی وجود داشته.[۷]

اقتصاد[ویرایش]

هخامنشیان برای تعادل نظام سیاسی و اجتماعی خود نیازمند روابط اقتصادی بودند. به همین خاطر قسمتی از سیاست‌های حکومت هخامنشی به تأمین رفاه اقتصادی و افزایش تولید و توزیع و مبادله کالا اختصاص یافته بود. از این رو بخش عمده ای از سیاست بر مبنای منفعت‌های اقتصادی ملل تابعه و آزادی اقتصادی بود که بیشترین سود سهم ساتراپ نشینهای غربی بود. زیرا اقتصاد آنها بر پایه تجارت و کشاورزی بوده‌است. مرکز اقتصاد هخامنشیان را ساتراپ نشینهای غربی با لایه‌های گوناگون تشکیل دادند. این ساتراپ‌ها از امپراتوری‌های سابق خود یعنی:لودیه، آشور، بابل و مصر شکل گرفته بودند و یک واحد سیاسی_اقتصادی را شکل داده بودند. عواملی چون موقعیت خاص جغرافیایی و اقتصادی و وجود علل بازرگانی چون (لودی‌ها /فنیقی‌ها / ایونیه‌ای‌ها/ مصری‌ها / بابلی‌ها) و مازاد تولید و به خاطر داشتن آب و هوای خوب موجب توجه حکومت هخامنشیان به این اقوام شده‌است.[۸]

پانویس[ویرایش]

  1. آملی کورت، هخامنشیان، ۱۰۸–۱۰۹.
  2. آملی کورت، هخامنشیان، ۱۰۸–۱۰۹.
  3. آملی کورت، هخامنشیان، ۱۰۸–۱۰۹.
  4. آملی کورت، هخامنشیان، ۱۰۸–۱۰۹.
  5. داندامایف، محمد (۱۳۹۴)، تاریخ سیاسی هخامنشی، ص ۸۰
  6. آملی کورت، هخامنشیان، ۱۰۸–۱۰۹.
  7. مانوئل کوک، جان(1394)، شاهنشاهی هخامنشی، ترجمه مرتضی ثاقب فر، ص 358
  8. دیاکونوف، تاریخ ایران در دوره ماد، ۲۳۴.

منابع[ویرایش]

  • دیاکونوف (۱۳۸۷). تاریخ ایران در دوره ماد. تهران: جامی.
  • آملی کورت (۱۳۹۶). هخامنشیان. تهران: شمشاد. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۳۱۱-۱۷۷-۹.