فلیکس ژرژینسکی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فلیکس ژرژینسکی
فلیکس ژرژینسکی در سال ۱۹۱۸
چکا
مشغول به کار
۲۰ دسامبر ۱۹۱۷ – ۶ فوریه ۱۹۲۲
رئیس ولادیمیر لنین
پس از ایجاد پست
Director of the GPU
مشغول به کار
۶ فوریه ۱۹۲۲ – ۱۵ نوامبر ۱۹۲۳
رئیس ولادیمیر ایلیچ لنین
پس از ایجاد پست
پیش از انحلال پست
Director of the OGPU
مشغول به کار
۱۵ نوامبر ۱۹۲۳ – ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۶
رئیس ولادیمیر ایلیچ لنین
آلکسی رایکوف
پس از ایجاد پست
پیش از Vyacheslav Menzhinsky
People's Commissariat of VSNKh
مشغول به کار
۲ فوریه ۱۹۲۴ – ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۶
رئیس آلکسی رایکوف
پس از آلکسی رایکوف
پیش از Valerian Kuybyshev
اطلاعات شخصی
تولد فلیکس ادموندوویچ ژرژینسکی
Ivyanets، Ashmyany county، Vilna Governorate، امپراتوری روسیه
مرگ مسکو، روسیه شوروی، اتحاد شوروی
ملیت لهستان
حزب سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی (۱۹۱۷–۲۶)
دیگر وابستگی‌های سیاسی SDKPiL (۱۹۰۰–۱۷)
LSDP (۱۸۹۶–۱۹۰۰)
SDKP (۱۸۹۵–۹۶)
همسر Sofia Sigizmudovna Muszkat
فرزندان یان فلیکسوویچ ژرژینسکی

فلیکس ادموندوویچ ژرژینسکی (روسی: Фе́ликс Эдму́ндович Дзержи́нский لهستانی: Feliks Dzierżyński؛ زاده ۱۱ سپتامبر ۱۸۷۷(1877-09-11) درگذشته ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۶(1926-07-20)) یک سیاست‌مدار اهل لهستان بود.

ژرژینسکی اولین رئیس چکا بود. «ژرژینسکی» دارای قیافه‌ای غیرعادی، اندامی لاغر، چشمانی از حدقه درآمده و ریشی تیز و کوتاه بود. کمترین احساس عطوفت و رحم و شفقت در وی یافت نمی‌شد.

او بیشتر جوانی خود را در زندان‌های تزارها بسر برده و خدمات زیادی را برای به پیروزی رساندن انقلاب بلشویک‌ها به رهبری لنین در روسیه انجام داده بود. تا قبل از احراز مقام ریاست سازمان نوبنیاد «چکا» فرماندهی گارد محافظ مقر حکومت بلشویکی اتحاد شوروی را عهده‌دار بود و خشونت و نظامی‌گری وی نظر مساعد لنین را جلب کرده بود. او اعضای «چکا» را از عناصر عقده‌ای و بی‌رحم انتخاب می‌کرد. نقل می‌کنند که «ژرژینسکی» در هر یک از مراکز پلیس، محوطه‌ای را برای اعدام متهمین در نظر گرفته بود. هر شب که قرار بود افرادی به جوخه آتش سپرده شوند در بیرون این محوطه و در اطراف آن کامیون هائی قراضه و پر سر و صدا بی‌جهت رفت‌وآمد می‌کردند تا صدای رگبار مسلسل در داخل محوطه با صدای گوشخراش کامیون‌ها درهم بیامیزد و کسی متوجه اعدام‌های پی در پی مردم نشود.

روابط با لنین[ویرایش]

لنین انتقادات خارجی از خشونت و ترور در روسیه شوروی را رد می‌کرد و آن را تبلیغات دروغ سرمایه‌داری جهانی علیه نخستین حکومت سوسیالیستی جهان می‌نامید. او در یکی از نطق‌های خود در اکتبر ۱۹۱۸ و همچنین طی سخنرانی خود در هفتمین کنگره شوراها گفت

«تروریسم و خشونت به ما تحمیل شده و شدت عمل ما واکنش تحریکات و تهاجم سرمایه‌داری جهانی برای سرنگونی حکومت شوروی است...»

در سپتامبر سال ۱۹۱۸ چکا پس از اعلان فرمان «ترور سرخ» اختیار یافت که مظنونین را به میل خود و بدون مراجعه به دادگاه اعدام و یا زندانی کند. اقدامات مخفیانه و خشونت‌آمیز چکا اثرات روانی بسیار بدی بر مردم داشت. «چکا» کم‌کم از صورت یک سازمان پلیسی به صورت یک تشکیلات نظامی درآمد و گاردهای ضربت این سازمان علاوه بر شرکت در عملیات پلیسی و سرکوبی تظاهرات و اعتراضات و اعتصابات در موارد لزوم در عملیات نظامی هم شرکت می‌کرد. تعداد کسانی که طی سه سال اول عمر چکا یعنی تا اواخر سال ۱۹۲۰ به دست مأمورین این سازمان کشته شدند بین ۲۰۰٬۰۰۰ تا نیم میلیون نفر تخمین زده شده است.

این سازمان مشتمل بر یک اداره اسرار سیاسی برای مراقبت از مردم و اداره ویژه‌ای برای کنترل ارتش بود. سازمان مزبور بر حمل و نقل و ارتباطات نیز نظارت داشت. سیستم اردوگاه‌های کار اجباری در زمان چکا تشکیل شد. در سال ۱۹۲۲ نام این سازمان به «گ. پ. یو» تغییر کرد (G.P.U) که به معنای «اداره سیاسی دولتی» است. سپس این نام به «او. گ. پ. یو» بدل گشت (O.G.P.U) که به معنای «اداره سیاسی دولت متحده» است، و این زمانی بود که جمهوری‌های مختلف شوروی تشکیل «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» را دادند.

«چکا» فقط نام خود را تغییر می‌داد و هیچ تغییری در عملکرد آن دیده نمی‌شد. هیچ‌کس به اندازه لنین باعث تقویت تشکیلات جاسوسی حکومت شوروی و تشدید خفقان حاکم بر این کشور نشده بود. لنین در داخل حزب کمونیست شوروی حق بحث کردن، اظهار نظر کردن، مخالفت کردن و هرگونه موضع‌گیری سیاسی را از اعضای کادر مرکزی حزب سلب کرده بود. حزب به صورت یک نظام انحصاری درآمده بود که فقط افرادی که از امتیازاتی خاص برخوردار بودند می‌توانستند در مقابل اطاعت محض به وضع بهتری دست یا بند. این اعضاء به قول لنین همان «طبقه جدید» هستند و چون بر خلاف سایر مردم در سایه حزب کمونیست، از درآمد، موقعیت، منزل، غذا و وسائل تفریح برخوردار بودند، علاقه شدیدی به حفظ حزب در ایشان بوجود آمده بود.

«رابرت کانوکواست» نویسنده انگلیسی در کتاب خود به نام «ترور بزرگ» می‌نویسد:

«تا سال ۱۹۲۴ که لنین در اثر آسیبهای وارده بیمار و ناتوان شده و به حال مرگ افتاده بود، ساختار جامعه آینده شوروی را پی‌ریزی کرده بود و نظام دیکتاتوری در کشور را توسط یک گروه متنفذ که از حمایت طبقه جدید ممتاز، بهره‌مند بود و کاملاً بر یک پلیس مخفی اتکاء داشت به ارث گذاشت. وی با اطمینان، اساس و مکانیزم نیروی پلیس سیاسی را براساس دیکتاتوری قرار داد. اردوگاه‌های کار اجباری، دستگیری‌ها، مجازاتها و اعدامهای بدون محاکمه، گرفتن اعترافات دروغ، سیستم مخبرین مخفی و ترور بیرحمانه توده‌ها و ... همه از دستاوردهای لنین بوده است، نه استالین. سالها بعد به هنگام تقبیح روشهای سرکوب دوران استالین گفته شد که استالینیسم همان لنینیسم است که در مقیاس وسیعتر و وحشیانه‌تر به اجرا گذارده می‌شود. در حقیقت استالین مردم را به همان راهی کشید که مسیرش را از قبل لنین تعیین کرده بود.»

ریاست چکا[ویرایش]

فلیکس ژرژینسکی و چندی از نزدیکان لنین و مسئولین شوروی از جمله لو کامنف در حال حمل تابوت لنین

نقل می‌کنند لنین در یکی از جلسات هیئت دولت، در کاغذ یادداشتی از «ژرژینسکی» که در جلسه حضور داشت پرسید «چه تعداد زندانی سیاسی در زندان‌ها موجود است؟»

لنین سپس این یادداشت را تا کرد و آن را از طریق فرد دیگری به دست «ژرژینسکی» رساند. ژرژینسکی کاغذ را باز کرد و پس از خواندن آن، تعداد زندانیان سیاسی موجود کشور را بر روی همان کاغذ نوشت (مورخین راجع به تعداد زندانیان که ژرژینسکی به آن اشاره کرده بود، اعداد متفاوتی را ارائه کرده‌اند) سپس کاغذ را مجدداً تا کرد و آن را از طریق واسطه به دست لنین رساند. لنین کاغذ را باز کرد و پس از مطالعه پاسخ سؤال خود، در زیر آن علامتÍ به معنی «ملاحظه شد» را قرار داد. (علامت‌های P یا Í در ادبیات نامه‌نویسی معنای مشابهی دارند و آن پذیرفتن، ملاحظه شدن و یا تأیید نوشته یا مقصود مورد نظر است)

لنین وقتی علامت Í را در پای نامه ژرژینسکی می‌گذاشت، مانند همه مردم به هنگام نوشتن، کاغذ را بر روی میز قدری به سمت چپ کج کرده بود. او سپس نامه را مجدداً به ژرژینسکی بازگرداند و علی‌الاصول این مکاتبه کوتاه با طرح یک سؤال ودریافت پاسخ آن به پایان رسید؛ ولی ژرژینسکی که مانند همه مردم به هنگام خواندن کاغذ را کاملاً مستقیم به دست گرفته بود علامت Í لنین را Ç دید. سپس تصور کرد لنین با گذاردن علامت Ç مقصود خاصی دارد. او Ç را «صلیب» تصور کرد و صلیب را به معنای «مرگ» دانست. سپس از جلسه بیرون رفت و در حکمی دستور قتل‌عام همه زندانیان سیاسی را صادر کرد. این حکم همان شب به اجرا درآمد و در جلسه بعدی هیئت دولت ژرژینسکی خبر «اجرای دستور» را به اطلاع لنین رساند. لنین از وی پرسید «کدام دستور»؟ سپس «ژرژینسکی» علامت Í لنین را که به چشم وی Ç تصور شده بود، به وی نشان داد.

مورخان نقل می‌کنند که لنین با دیدن Í خود که بر روی یادداشت کج شده روی میز نوشته شده بود و برداشت ژرژینسکی از آن، با صدای بلند خندید. او سپس به رئیس سازمان اطلاعاتی خود متذکر شد که مقصود وی از Í چیزی جز تأیید پاسخ ژرژینسکی به سؤال مورد نظر نبوده و هرگز دستور قتل را صادر نکرده است. با این حال ژرژینسکی به خاطر این تصور که به بهای جان هزاران زندانی بی‌گناه انجامید مؤاخذه نشد و عکس‌العمل لنین نیز فقط یک خنده مستانه بود.

منابع[ویرایش]

  • طلوعی، محمود. از لنین تا گورباچف. هفته، ۱۳۶۷.