فرهنگ آسیا

فرهنگ آسیا شامل آداب و رسوم و سنتهای جمعی و متنوع هنر، معماری، موسیقی، ادبیات، سبک زندگی، فلسفه، غذا، سیاست و مذهب است که از آسیا در دوران پیشاتاریخی توسط گروههای قومی متعدد قاره آسیا اجرا و حفظ شده است. شناسایی یک فرهنگ خاص آسیا یا عناصر جهانی در میان تنوع عظیمی که از حوزههای فرهنگی متعدد و سه تمدن از چهار تمدن باستانی دره رودخانه سرچشمه گرفته است، پیچیده است. با این حال، این قاره معمولاً به شش زیرمنطقه جغرافیایی تقسیم میشود که با مشترکات قابل درک مانند فرهنگ، مذهب، زبان و همگنی نسبی قومی مشخص میشوند. این مناطق عبارتند از آسیای مرکزی، شرق آسیا، شمال آسیا، جنوب آسیا، جنوب شرق آسیا و غرب آسیا.[۱]
بهعنوان بزرگترین و پرجمعیتترین قاره و با منابع غنی، آسیا میزبان چندین تمدن از قدیمیترین تمدنهای جهان است که بیشتر نظامهای بزرگ دینی، قدیمیترین اسطوره ثبتشده و متون مربوط به اخلاق و معنویت را پدیدآوردهاند.[۲][۳]
با اینکه وسعت عظیم قارهٔ آسیا تمدنهای گوناگون آن را با فواصل بسیار و موانع طبیعی دشواری چون بیابانها و رشتهکوهها از یکدیگر جدا میکرد، اما همین چالشها بهمرور به عاملی برای شکلگیری شبکهای گسترده از تجارت و بازرگانی تبدیل شدند که به آن ماهیتی فراگیر و پانآسیاییگرایی بخشیدند. تجارت بینمنطقهای نیروی محرکه و عامل انسجامبخشی بود که از طریق شبکههای گستردهٔ جادهای و مسیرهای دریایی، عناصر فرهنگی و اندیشهها را به زیرمنطقههای مختلف منتقل میکرد و زمینهساز تبادل تمدنی در سراسر قاره شد.
مناطق فرهنگی چندگانه
[ویرایش]حوزههای مختلف فرهنگی و مذهبی مدرن آسیا تقریباً با مراکز اصلی تمدن مطابقت دارند.
آسیای غربی (یا آسیای جنوب غربی به قول ایان موریسون، یا گاهی اوقات خاورمیانه) ریشههای فرهنگی خود را در تمدنهای پیشگام هلال حاصلخیز و بینالنهرین دارد که امپراتوریهای ایرانی، عربی، عثمانی و همچنین ادیان ابراهیمی یهودیت و بعدها اسلام را به وجود آوردهاند.[۴] به گفته موریسون، در کتاب خود با عنوان «چرا غرب حکومت میکند - فعلاً»، این تمدنهای اولیه دامنههای تپهای تاکنون (بر اساس شواهد باستانشناسی) قدیمیترین (اولین شواهد کشاورزی در حدود ۹۰۰۰ سال قبل از میلاد) بودهاند. دامنههای تپهای همچنین زادگاه تعریف او از غرب است (که خاورمیانه را در کنار اروپا قرار میدهد). طبق تعریف او، این امر آسیا را خاستگاه فرهنگ غربی میکند. با این حال، همه با او موافق نیستند.
آسیای جنوبی، هند و اقیانوس هند از تمدن دره سند سرچشمه میگیرند.[۵]
حوزه فرهنگی شرق آسیا از تمدن رودخانه زرد توسعه یافته است. موجهای مهاجرتی جنوب شرق آسیا شامل گروههای قومی متنوعتر، نسبتاً اخیر است. تعاملات تجاری با جنوب آسیا نهایتاً منجر به پذیرش فرهنگ از هند و چین شد، از جمله هندوئیسم، بودیسم، کنفوسیانیسم و دائوئیسم. این منطقه بعدها تأثیرات اسلام را نیز پذیرفت و اکنون مالاییها بزرگترین جمعیت مسلمان جهان را تشکیل میدهند. اقلیم سخت و خاک نامساعد شمال آسیا (که به سیبری نیز شناخته میشود) برای حمایت دائمی از سکونتگاههای شهری بزرگ نامناسب بود و تنها امکان حضور جمعیت دامدار و عشایری را در مناطق وسیع فراهم میکرد. با این حال، سنتهای دینی و معنوی شمال آسیا نهایتاً در سیستمهای جامعتر مانند بودیسم تبتی نفوذ کردند که ویژگیهای منحصر به فرد خود را توسعه دادند، مانند بودیسم مغولی. به این دلایل، تفکیک آن از سایر فرهنگهای شرق آسیا به تدریج غیرمعمول میشود.[۶]
آسیای مرکزی نیز تأثیراتی از هر دو منطقه غرب آسیا و شرق آسیا، از جمله ایران و مغولستان، پذیرفته است و این منطقه را به یکی دیگر از کورههای ذوب فرهنگی تبدیل کرده است.
حوزههای فرهنگی از هم جدا نیستند و حتی میتوانند با هم همپوشانی داشته باشند که نشاندهنده تنوع ذاتی و تلفیق فرهنگهای انسانی و تأثیرات تاریخی است.
شرق آسیا
[ویرایش]

اصطلاح حوزه فرهنگی شرق آسیا، حوزه فرهنگی مشترک چین، ژاپن، کره شمالی، کره جنوبی در شرق آسیا و ویتنام در جنوب شرقی آسیا را تعریف میکند.[۷] شباهتهای قومی و زبانی، سنتهای هنری مشترک، زبان نوشتاری و ارزشهای اخلاقی نشان میدهد که اکثر مردم شرق آسیا از نوادگان تمدن رودخانه زرد هستند که حدود ۱۰۰۰۰ سال پیش در دشتهای سیلابی شمال چین پدیدار شد[۸][۹] مردم این حوزه گاهی اوقات به عنوان زردپوست شناخته میشوند و تصور میشود که زبانهای اصلی این منطقه (از جمله چینی-تبتی، استراآسیایی، آلتایی، استرونزیایی، کرا-دای) از مناطقی در چین سرچشمه گرفتهاند (به حوزه فرهنگی شرق آسیا#زبانشناسی تاریخی مراجعه کنید).
تاریخاً، چین نقش برجسته و مرکزی در شرق آسیا را در طول تاریخ مکتوب داشته است، به گونهای که «بهطور عمیق فرهنگ کشورهای پیرامونی را تحت تأثیر قرار داد و آنها را نیز وارد یک نظم بینالمللی متمرکز بر چین کرد»، که این وضعیت در قرن بیستم بهطور موقت مختل شد. کشورهایی که در حوزه نفوذ چین قرار داشتند، از آسیای مرکزی تا آسیای جنوبشرقی، به سیستم خراجگذاری چین پیوستند. سیستم خراجگذاری امپراتوری چین مبتنی بر ایدههای مذهبی و فلسفی کنفوسیوس دربارهٔ اطاعت از هماهنگی آسمانی بود و این نظام حتی توسط کشورهای فراتر، به ویژه در آسیای جنوبشرقی، به رسمیت شناخته شد. مراسم تحت ریاست امپراتور چین، به عنوان پسر آسمان و پاسدار فرمان آسمان، برگزار میشد. در این مراسمهای مفصل، هر دو طرف، یعنی دولت خراجگذار و سلسلههای مختلف چین، به همکاری اقتصادی متقابل و سیاستهای امنیتی سودمند توافق میکردند.[۱۰][۱۱]
برخی از ویژگیهای فرهنگی آسیای شرقی عبارتند از زبان چینی و نظامهای نوشتاری سنتی هانزی و همچنین ایدههای مشترک مذهبی و اخلاقی که توسط سه آموزه بودیسم، تائوئیسم و کنفوسیوسیسم نشان داده میشوند.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] خط چینی یکی از قدیمیترین سیستمهای نوشتاری مورد استفاده مداوم در جهان است و نیروی متحدکننده و واسطهای اصلی برای انتقال فرهنگ چینی در شرق آسیا بوده است. چینی کلاسیک زبان ادبی نخبگان و بوروکراتها بوده است. این خط که از نظر تاریخی در سراسر منطقه مورد استفاده قرار میگرفته، هنوز هم توسط جوامع چینیهای خارج از کشور در سراسر جهان و همچنین در ژاپن، کره، ویتنام و بخشهایی از جنوب شرقی آسیا مورد استفاده قرار میگیرد.[۱۷][۱۸]
با این حال، زمانی که مفاهیم نوشتاری چینی به کره، ژاپن و ویتنام منتقل شد، این کشورها سیستمهای نوشتاری مختص به خود را برای تکمیل هانزی توسعه دادند. ویتنام خط چữ نوم خود را ابداع کرد، ژاپن خط کانا را اختراع کرد و کره الفبای هانگول خود را ایجاد نمود. تا امروز، ویتنام عمدتاً از چữ قواک نگو (الفبای لاتین اصلاحشده) استفاده میکند، اما بازگشتی به هان-نوم (نوعی نوشتار که چữ هان و چữ نوم را ترکیب میکند) نیز مشاهده میشود. واژگان مشتق از چینی بخش عمدهای از دایره لغات این زبانها را تشکیل میدهند. در قرن بیستم، چین نیز برای بیان مفاهیم غربی، اصطلاحاتی را از ژاپن باز قرض گرفت که به آن واسه-کانگو گفته میشود.
علاوه بر تأثیر یکپارچهکنندهٔ کنفوسیانیسم، تائوئیسم، کاراکترهای چینی و سایر تأثیرات فرهنگی چینی، آداب و رسوم ملی شرق آسیا، معماری، ادبیات، غذاها، موسیقی سنتی، هنرهای نمایشی و صنایع دستی نیز از مفاهیم محلی و مستقل رشد یافتهاند و با گذر زمان تنوع یافتهاند، به گونهای که بسیاری از آنها جزو بارزترین جلوههای زیباییشناسی، هنری و فلسفی در جهان محسوب میشوند. از نمونههای برجسته میتوان به باغها و طراحی منظر ژاپنی، ادبیات دوره هیآن، عروسکگردانی آبی ویتنام و آثار فرهنگی فرهنگ دنگ سون اشاره کرد. پژوهشهای مدرن همچنین به نقش محوری چندین ملت در توسعه جمعی بودیسم شرق آسیا و تأثیر کره بر فرهنگ ژاپن و همچنین تأثیر ژاپن بر فرهنگ کره پرداختهاند.[۱۹][۲۰][۲۱]
جنوب شرق آسیا
[ویرایش]آسیای جنوبشرقی به دو بخش آسیای جنوبشرقی خشکی و آسیای جنوبشرقی دریایی تقسیم میشود؛ آسیای جنوبشرقی خشکی شامل ویتنام، لائوس، کامبوج، تایلند، میانمار و مالزی غربی است و آسیای جنوبشرقی دریایی شامل اندونزی، مالزی شرقی، سنگاپور، فیلیپین، تیمور شرقی، برونئی، جزایر کوکوس و جزیره کریسمس میباشد. این منطقه از حدود ۵۰۰ پیش از میلاد در مسیرهای تجاری دریایی هند و شرق آسیا قرار داشته و به شدت تحت تأثیر فرهنگ هند و چین قرار گرفته است. بیشترین تأثیر هند در دورهٔ دودمان چولا بوده که فرهنگهای تامیل و هندو را در کشورهای جنوبشرقی آسیا گسترش داد و حتی پادشاهیهای هندو را در منطقه بنیان نهاد. اصطلاح «پادشاهیهای هندیسازیشده» به واحدهای سیاسی متعددی در آسیای جنوبشرقی اطلاق میشود که به درجات مختلف، بیشتر جنبههای حکومت، اداره، هنر، کتیبهنویسی، خط و معماری هند را پذیرفتهاند. ادیان هندو، بودیسم و اسلام به تدریج وارد جهانبینی محلی شدند. با این حال، ملتهای آسیای جنوبشرقی به شکل بسیار متنوعی به این تأثیرات فرهنگی پاسخ داده و بیانهای متمایز و پیشرفتهای در سبک زندگی، هنرهای تجسمی و بهویژه دستاوردهای معماری خود پدیدآوردهاند، مانند انگکور وات در کامبوج و بوروبودور در اندونزی.

فرهنگ بودایی تأثیر پایدار و قابل توجهی در سرزمین اصلی جنوب شرقی آسیا (میانمار، تایلند، لائوس، کامبوج و ویتنام) دارد؛ اکثر بوداییها در هندوچین پیرو بودیسم تراوادا هستند. در مورد ویتنام، این فرهنگ نیز تحت تأثیر کنفوسیوس و فرهنگ چین قرار دارد. میانمار نیز در معرض تأثیرات فرهنگی هند بوده است. قبل از قرن چهاردهم، هندوئیسم و بودیسم مذاهب غالب جنوب شرقی آسیا بودند. پس از آن، اسلام در اندونزی، مالزی و برونئی غالب شد. آسیای جنوب شرقی نیز به دلیل میراث ماندگار استعمار، تأثیر زیادی از غرب داشته است. به عنوان مثال، فیلیپین است که به شدت تحت تأثیر ایالات متحده و اسپانیا قرار گرفته و مسیحیت (کاتولیک) دین غالب آن است. تیمور شرقی نیز از طریق استعمار، نفوذ پرتغال را نشان میدهد، زیرا یک ملت عمدتاً مسیحی است.
یکی از ویژگیهای مشترک در سراسر منطقه، خانههای چوبی است. این خانهها بر روی پایههایی قرار گرفتهاند تا در صورت وقوع سیل، آب به راحتی از زیر آنها عبور کند. یکی دیگر از ویژگیهای مشترک، کشاورزی شالیزاری است که هزاران سال پیش در جنوب شرقی آسیا سرچشمه گرفته است. رقص و نمایش نیز از ویژگیهای بسیار مهم این فرهنگ است که از حرکات دست و پا که طی هزاران سال تکامل یافتهاند، استفاده میکند. علاوه بر این، هنر و ادبیات جنوب شرقی آسیا بسیار متمایز است، زیرا برخی از آنها تحت تأثیر ادبیات هندی (هندو)، چینی، بودایی و اسلامی قرار گرفتهاند.
جنوب آسیا
[ویرایش]

شواهدی از فرهنگ نوسنگی در سراسر کشورهای مدرن افغانستان، بنگلادش، بوتان، مالدیو، نپال، هند، پاکستان و سریلانکا که نمایانگر آسیای جنوبی (همچنین به عنوان شبه قاره هند شناخته میشود) هستند، یافت شده است. از ۳۳۰۰ سال قبل از میلاد در شمال شرقی افغانستان امروزی، در پاکستان و شمال غربی هند، یک سنت فرهنگی پیچیده عصر برنز پدیدار شد که تنها پس از چند قرن در مراکز شهری بهطور کامل شکوفا شد. به دلیل کیفیت بالای هنرها، صنایع دستی، متالورژی و ساختمانها، دستاوردهای برنامهریزی شهری، حکومتداری، تجارت و فناوری و غیره، این منطقه به عنوان یکی از گهوارههای اصلی تمدن طبقهبندی شده است. این منطقه که به عنوان تمدن دره سند یا تمدن هاراپان شناخته میشود، تقریباً ۲۰۰۰ سال تا آغاز دوره ودایی (حدود ۱۵۰۰ تا ۶۰۰ قبل از میلاد) رونق داشت. اهمیت فراوان متون ودایی (که از شهرها یا زندگی شهری نامی نمیبرند) برای فرهنگ آسیای جنوبی، تأثیر آنها بر خانواده، سازمان اجتماعی، دین، اخلاق، ادبیات و غیره هرگز مورد بحث نبوده است. از سوی دیگر، تمدن دره سند تنها از طریق باستانشناسی قرن بیستم آشکار شده است. محققانی که از چندین مدل دورهبندی استفاده میکنند، بر سر این موضوع بحث میکنند که آیا سنت آسیای جنوبی آگاهانه به فرهنگ هاراپا متعهد است یا خیر.
کاهش شرایط آب و هوایی (خشکسالی) و جابجایی جمعیت (مهاجرت هندوآریایی) به عنوان عامل اصلی فروپاشی مهلک فرهنگ هاراپا، که توسط فرهنگ روستایی ودایی جایگزین شد، در نظر گرفته میشوند.[۲۲][۲۳]
پس از استقرار هندوآریاییها در دشت هندو-گنگتی و استقرار گروههای اجتماعی مشخص (برهماناها، کشاتریاها، وایشیاها و شودراها) در نظام طبقاتی مبتنی بر مدل جاتی در نظام وارنا، نهادهای قبیلهای بهطور متنوع در قلمروهای الیگارشی یا پادشاهیها (۱۶ ماهاجاناپادا) ادغام شدند که از قرن ششم پیش از میلاد آغاز شد. پیشرفت سیاسی اواخر ودایی منجر به شهرنشینی، سلسله مراتب اجتماعی سختگیرانه، رقابتهای تجاری و نظامی در میان مهاجران شد که در سراسر شبه قاره گسترش یافته است. [۲۴] حجم زیاد متون و ادبیات ودایی، که با توالی باستانشناسی پشتیبانی میشود، به محققان این امکان را میدهد تا تصویری نسبتاً دقیق و جزئی از فرهنگ و سازمان سیاسی ودایی را بازسازی کنند. وداها قدیمیترین اثر ادبیات سانسکریت را تشکیل میدهند و اساس ایدههای مذهبی، اخلاقی و فلسفی در جنوب آسیا را تشکیل میدهند. آنها بهطور گسترده، اما نه منحصراً، به عنوان مبانی و مرجع کتاب مقدس در مورد عبادت، آیینها، مراسم، قربانیها، مراقبه، فلسفه و دانش معنوی برای کیهانشناسی آینده هندو و بودایی در نظر گرفته میشوند. تفسیرها و بحثها همچنین بر توسعه ایدهها و مفاهیم سیاسی معتبر در مورد پیشرفت اجتماعی و انطباق اخلاقی تمرکز دارند.[۲۵]
هندوئیسم، بودیسم، جینیسم و سیکیسم ادیان اصلی جنوب آسیا هستند. پس از یک تاریخ طولانی و پیچیده از توسعه، پذیرش و زوال کیهانشناختی و مذهبی، سنتز هندو و معرفی دیرهنگام اما کامل اسلام، حدود ۸۰٪ از هندیها و نپالیهای امروزی خود را هندو میدانند. در سریلانکا و بوتان، اکثر مردم به اشکال مختلف بودیسم پایبند هستند. اسلام دین غالب در افغانستان، مالدیو (۹۹٪)، پاکستان (۹۶٪) و بنگلادش (۹۰٪) است.
افغانستان و پاکستان در شمال غربی جنوب آسیا واقع شدهاند، جایی که شخصیت فرهنگی آن توسط هر دو کره هند و ایران ساخته شده است.[۲۶] پاکستان با دو منطقه غربی بلوچستان و خیبر پختونخوا که به دلیل پشتونها و بلوچهای بومی این مناطق، میراث ایرانی بیشتری را به اشتراک میگذارند، تقسیم شده است. دو منطقه شرقی آن، پنجاب و سند، پیوندهای فرهنگی با شمال غربی هند دارند. بنگلادش و ایالت بنگال غربی هند، میراث و فرهنگ مشترکی مبتنی بر زبان بنگالی دارند. فرهنگ هند متنوع و ترکیبی پیچیده از تأثیرات بسیاری است. نپال از نظر فرهنگی با هند و تبت مرتبط است و گروههای قومی متنوع این کشور بسیاری از جشنوارهها و سنتهای فرهنگی مورد استفاده و جشن گرفته شده در شمال و شرق هند و تبت را به اشتراک میگذارند. نپالی، زبان غالب نپال، از الفبای دیواناگری استفاده میکند که برای نوشتن بسیاری از زبانهای شمال هند نیز استفاده میشود. بوتان از نظر فرهنگی با تبت و هند مرتبط است. بودیسم تبتی دین غالب در بوتان است و الفبای تبتی برای نوشتن دزونگخا، زبان غالب بوتان، استفاده میشود. بین شمال و جنوب هند شکاف فرهنگی و زبانی وجود دارد. سریلانکا از نظر فرهنگی با هند و آسیای جنوب شرقی گره خورده است. سینهالی، زبان غالب در این کشور، با خط سینهالی نوشته میشود که از الفبای کادامبا - پالاوا گرفته شده است. به عنوان مثال، برخی از سنتهای فرهنگی و جنبههایی از غذاهای آن، تأثیرات جنوب هند را نشان میدهد. جشنوارههای فرهنگی، جنبههایی از غذاهای آن و بودیسم تراوادا، دین غالب در سریلانکا، نشان دهنده وابستگی به جنوب شرق آسیا است.
زبانهای هندوآریایی در پاکستان، بنگلادش، سینهالی سریلانکا و بیشتر مناطق شمال، غرب و شرق هند و نپال صحبت میشوند. زبانهای دراویدی یعنی تلوگو، تامیل، کانارا و مالایالم در سراسر جنوب هند و سریلانکا توسط جامعه تامیل صحبت میشوند. زبانهای تبتی-برمهای در نپال، بوتان و شمال و شمال شرق هند صحبت میشوند. زبانهای ایرانی در بلوچستان و خیبر پختونخوا در پاکستان صحبت میشوند. زبانهای اصلی افغانستان پشتو و دری هستند.
آسیای مرکزی
[ویرایش]
آسیای مرکزی، در میان دریای خزر و شرق آسیا، پنج جمهوری سوسیالیستی شوروی سابق را در بر میگیرد: قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان. با این حال، افغانستان نیز گاهی اوقات در این منطقه گنجانده میشود. موقعیت استراتژیک و تاریخی آن در محور شرق-غرب و مسیرهای تجاری اصلی مانند جاده ابریشم، آن را به صحنه تبادل مداوم ایدهها و درگیریهای شرق-غرب مانند نبرد تالاس تبدیل کرده است. این منطقه توسط فرهنگهای مختلفی مانند چینیها، یونانیها، مغولها، ایرانیان، تاتارها، روسها و سرمتیها فتح و تحت سلطه آنها قرار گرفته است. از آنجایی که برخی از مناطق آسیای مرکزی توسط مردم عشایری سکونت داشتهاند، مراکز شهری متعددی با ویژگیهای محلی متمایز توسعه یافتهاند.[۲۷][۲۸]
این منطقه در دوران شوروی و حتی پس از فروپاشی آن در سال ۱۹۹۱ عمدتاً تحت سلطه روسها بود. حتی اکنون نیز این منطقه تحت سلطه آنهاست.
منابع
[ویرایش]- ↑ "Geographic Regions". United Nations. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ "Population". UNITED NATIONS. 14 December 2015. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ "Asia: Human Geography". National Geographic Society. Archived from the original on 6 November 2019. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Dominique Collon. "BBC - History - Ancient History in depth: Mesopotamia". Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Upinder Singh (2008). A History of Ancient and Early Medieval India: From the Stone Age. Pearson Education India. ISBN 9788131711200. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Glenn Mullin. "Buddhism in Mongolia: Three or Five Waves of Cultural Blossoming". FPMT Center. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Kort, Michael (2005). The Handbook Of East Asia. Lerner Publishing Group. p. 7. شابک ۹۷۸−۰۷۶۱۳۲۶۷۲۴.
- ↑ Xiaoyan Yang, Zhiwei Wan, Linda Perry, Houyuan Lu, Qiang Wang, Chaohong Zhao, Jun Li, Fei Xie, Jincheng Yu, Tianxing Cui, Tao Wang, Mingqi Li, Quansheng Ge (February 21, 2012). "Early millet use in northern China". Proceedings of the National Academy of Sciences. PNAS. 109 (10): 3726–3730. Bibcode:2012PNAS..109.3726Y. doi:10.1073/pnas.1115430109. PMC 3309722. PMID 22355109.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:نامهای متعدد:فهرست نویسندگان (link) - ↑ Sun, Lung-kee (2002). The Chinese National Character: From Nationalhood to Individuality. M.E. Sharpe. p. 154. ISBN 978-0-7656-3936-3.
- ↑ Eisenman, Joshua; Heginbotham, Eric; Mitchell, Derek (2007). China and the Developing World: Beijing's Strategy for the Twenty-First Century. M.E. Sharpe. p. 9. ISBN 978-0-7656-2465-9. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Walker 2012, p. 2.
- ↑ "Japanese / Nihongo)". Omniglot. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ Chris Livaccari (25 July 2017). "The Three Teachings". Asia Society. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ "Sanjiao: The Three Teachings". Columbia University. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ "East Asian arts - Common traditions". Encyclopedia Britannica. Retrieved March 31, 2018.
- ↑ Grabowski, Richard; Self, Sharmistha; Shields, William (2012). Economic Development: A Regional, Institutional, and Historical Approach (2nd ed.). Routledge (published September 25, 2012). p. 59. ISBN 978-0-7656-3353-8.
- ↑ S. Robert Ramsey (1989). The Languages of China. Princeton University Press. ISBN 978-0-691-01468-5. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ David R. Olson. "Chinese writing". Encyclopædia Britannica. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ "The Chinese Canon". BuddhaNet. Retrieved April 22, 2018.
- ↑ Gi-Wook Shin (2006). Ethnic Nationalism in Korea: Genealogy, Politics, and Legacy. Stanford University Press. ISBN 978-0-8047-5408-8. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ Robert Kelly (June 3, 2015). "Why South Korea is So Obsessed with Japan". RealClearDefense. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ Mark McClish, Patrick Olivelle (2012-09-07). The Arthaśāstra: Selections from the Classic Indian Work on Statecraft. M.S. Koṭhārī. ISBN 978-1-60384-903-6. Retrieved April 21, 2018.
- ↑ Upinder Singh (2008). A History of Ancient and Early Medieval India: From the Stone Age to the ... Pearson Education India. ISBN 9788131711200. Retrieved April 22, 2018.
- ↑ Upinder Singh, A History of Ancient and Early Mediaeval India 2008, p. 200.
- ↑ Michael Witzel. "The Development of the Vedic Canon and its Schools: The Social and Political Milieu" (PDF). Harvard University. Retrieved April 22, 2018.
- ↑ Peter R. Blood. "Pakistan: a country study". Library of Congress. Retrieved April 22, 2018.
- ↑ "Steppe Nomads and Central Asia". web archive. Archived from the original on 29 May 2008. Retrieved May 1, 2018.
- ↑ James, Paul (January 2001). "National Identity between Tradition and Reflexive Modernisation: The Contradictions of Central Asia". National Identities. Academia edu. 3 (1): 23–35. Bibcode:2001NatId...3...23P. doi:10.1080/14608940020028475. Retrieved May 1, 2018.