فرهنگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
فرهنگ، در یک نگاه

فرهنگ را ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲)، مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی‌گیرد تعریف می‌کند.[۱][۲]

هر منطقه از هر کشوری می‌تواند فرهنگی متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد.[۳] فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می‌شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیلهٔ وراثت منتقل می‌شود.

فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان است. فرهنگ در بر گیرنده ی این چیزهاست:

  1. 1. سازگاری کلی با نیاز های اقتصادی یا محیط جغرافیایی پیرامون;
  2. 2. سازمان مشترکی که برای فرو نشاندن نیاز های اجتماعی و سیاسی که از محیط پیرامون بر خواسته اند، پیدا شده است;
  3. 3. مجموعه ی مشترکی از اندیشه ها و دستاوردها.

فرهنگ شامل هنر، ادبیات، علم، آفرینش ها، فلسفه و دین است.[۴]

پیدایش فرهنگ[ویرایش]

فرهنگ چگونه آغاز شد؟ این پرسش کشمکش های بسیاری بر انگیخته و پاسخ های گوناگونی به آن داده شده است. با پیگیری صبورانه ی عامل های اصلی تشکیل دهنده ی هر فرهنگ-اگر بتوان آنها را یافت-پیدایش فرهنگ ها را بررسی می کنیم. هر گاه به توصیف فرهنگی می پردازیم، خوب است خواننده به (1) محیط جغرافیایی آن فرهنگ، (2) بنیاد اقتصادیش، (3) ساخت اجتماعی و سیاسی مردمی که پدیدآوران آن فرهنگ بوده اند، و (4) پاره ای از سهم های مهمی که آن فرهنگ در تمدن داشته است توجه کنند. فهمیدن همه ی این ها کار ساده ای نیست، اما شناختی که درباره ی این گونه مناسبت های پیچیده فراچنگ آید به کوشش آن می ارزد.[۵]

واژه‌شناسی[ویرایش]

واژه‌شناسی در زبان فارسی[ویرایش]

فرهنگ فارسی معین واژه‌ی «فرهنگ» را مرکب از دو واژهٔ «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده‌است.[۶].

واژهٔ فرهنگ در پهلوی ساسانی به صورت «فره هنگ» آمده‌است که از دو جزء «فره» به معنای پیش و فرا؛ و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن، ساخته شده‌است. در نتیجه «فرهنگ» به معنای پیش‌کشیدن و فراکشیدن است. به همین سبب است که در فارسی‌زبانان فرهنگ را سبب پیشرفت می‌دانند.[۷]

با مطالعهٔ متن‌های باستانی ایران، درمی‌یابیم که واژهٔ «فرهنگ» از دورهٔ پارسی میانه است که وارد فرهنگ ایران می‌شود و پیش از آن کلمه‌ای که به معنای فرهنگ باشد در این زبان وجود نداشت. در این دوره در متن‌های پهلوی ساسانی، متن‌های سغدی، مانوی و حتی ختنی کلمهٔ فرهنگ را می‌توان بازشناخت.[۷] در متن‌های پارسی میانه، همانند «خسرو و ریدگ»، «خویشکاری ریدگان» و «کارنامهٔ اردشیر بابکان» کلمهٔ فرهنگ به کار رفته‌است؛ همچنین در شاهنامهٔ فردوسی، آثار سعدی و متن‌های دور بعد نیز بارها به این واژه برمی‌خوریم.[۷] در آثار این دوران، فرهنگ علاوه‌بر دانش، شامل هنرهایی چون نقاشی و موسیقی یا سوارکاری و تیراندازی هم می‌شد. در گذشته اعتقاد فارسی‌زبانان بر این بود که تا بدون فرهنگ آدمی نمی‌تواند قدمی مثبت در زندگی بردارد. از همین روست که فردوسی فرهنگ را برتر از گوهر و نژاد می‌داند.[۷]

واژه‌شناسی در زبان‌های اروپایی[ویرایش]

نزد اروپاییان تعریف واژهٔ فرهنگ پیشینه‌ای درازدامن دارد. در ادبیات اروپایی نزدیک به دویست تعریف از فرهنگ می‌توان یافت که نشان از اهمیت فرهنگ در این جوامع دارد. آن‌ها فرهنگ را از دیدگاه‌های گوناگون، از جمله دیدگاه اجتماعی، دینی و حتی اقتصادی بررسی کرده‌اند و دریافته‌اند که فرهنگ بر تمام اجزاء زندگی آدمی تأثیرگذار است.[۷] برای مثال، در ۱۹۵۲ آلفرد کلوبر (به انگلیسی: Alfred Kroeber) و کلاید کلاکهون (به انگلیسی: Clyde Kluckhohn) در کتاب خود به نام «فرهنگ: مروری انتقادی بر مفاهیم و تعاریف» (به انگلیسی: Culture: A Critical Review of Concepts and Definition) با گردآوری ۱۶۴ تعریف از فرهنگ اظهار کردند که فرهنگ در اغلب موارد به سه برداشت عمده می‌انجامد:

  • برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد.
  • الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد.
  • مجموعه‌ای از گرایش‌ها، ارزش‌ها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف می‌کند.[۸]

هنگامی که مفهوم «فرهنگ» برای نخستین‌بار در سده‌های هیجدهم و نوزدهم میلادی در اروپا به کار گرفته شد، بر فرایند کشت و زرع یا ترویج در کشاورزی و باغبانی دلالت داشت. چنان‌که واژهٔ انگلیسی این مفهوم از واژهٔ لاتین «کالتورا» (به لاتین: Cultura) از «کولر» (به لاتین: Colere) ریشه گرفته‌است که به معنای کشت، زراعت و ترویج است.[۹]

در آغاز سدهٔ نوزدهم میلادی این مفهوم بر بهبود یا پالایش و تهذیب نفس در افراد (به‌ویژه حین آموزش) استوار بود و سپس بر تأمین آرزوهای ملی یا ایده‌آل‌ها دلالت داشت. در نیمهٔ سدهٔ نوزدهم میلادی برخی از دانشمندان واژهٔ فرهنگ را برای ارجاع به ظرفیت جهان‌شمول بشری اطلاق کردند. ادوارد تایلر در سال ۱۸۷۱ فرهنگ را با تمدن مقایسه کرد و آن دو را کلیتی درهم‌تنیده دانست که شامل دین، هنر، اخلاق و هرگونه توانایی است که آدمی می‌تواند به دست آورد. «کلاکر» نیز فرهنگ را در کل مفهومی وصف‌گرایانه به معنای گنجینه‌ای انباشته از آفرینندگی‌های بشر تلقی کرد.[۷] از این رو کتاب‌ها، نقاشی‌ها، بناها و نیز دانش هماهنگ‌کردن خود با محیط و همچنین آداب و فضیلت‌های اخلاقی و دستورهای شایست و ناشایست، همگی جزئی از فرهنگ به شمار می‌رود. «مایرس» نیز فرهنگ را آن چیزی دانست که از گذشتهٔ آدمی به جای مانده‌است و بر اکنون و آیندهٔ او تأثیر می‌گذارد.[۷]

در سدهٔ بیستم میلادی «فرهنگ» به عنوان یک مفهوم محوری و کلیدی در انسان‌شناسی به کار رفت که همهٔ پدیده‌های انسانی را دربر می‌گرفت و صرفاً نتیجهٔ امور ژنتیکی به حساب نمی‌آمد. اصطلاح «فرهنگ» به‌ویژه در انسان‌شناسی آمریکایی دارای دو معنی بود:

  1. ظرفیت و گنجایش تکامل‌یافتهٔ بشر برای دسته‌بندی و بیان تجربیات به واسطهٔ نمادها و کنش پندارمآبانه و نوآورانه
  2. راه‌های مشخصی که مردم براساس آن در نقاط مختلف جهان زیسته و تجربیات خود را به شیوه‌های گوناگون بیان می‌کنند و به شکلی خلاقانه دست به کنش می‌زنند. پس از جنگ جهانی دوم این اصطلاح — اگرچه با معانی مختلف — از اهمیت بیشتری در دیگر رشته‌ها و حوزه‌های علمی مثل جامعه شناسی، مطالعات فرهنگی، روان‌شناسی سازمانی و علوم مدیریتی برخوردار شد.[۱۰]

فرهنگ و قانون[ویرایش]

فرهنگ را حسن امرائی در کتاب مهندسی سیاست یک قانون و یک قرارداد نمی‌داند بلکه معتقد است که، فرهنگ فراتر از تمام ضابطه‌ها، موجودیت دارد که بسیاری از قوانین و حتی یک نظام سیاسی به خاطر پاسداشت آن به وجود می‌آید اما کلیت آن را نمی‌توان در قالب قانون گنجاند چون «فرهنگ اصالتا جوشش و کوشش بزرگمنشانهٔ فطرت انسانی، بی هرگونه اجبار غیر است».[۱۱]

فرهنگ و سیاست[ویرایش]

رابطه فرهنگ و سیاست یک رابطه درهم تنیده شده و غیرتفکیکی است.اگر چه دولت مساوی قانون است و اولین تصور از آن،نهادی قانونی را ارائه می دهد و نیز اگرچه این تصور درست می باشد اما رابطه ی فرهنگ و سیاست به گونه است که به راحتی نمی توان منکر آن شد تا جایی که انکار آن به شکل علنی از سوی هرکدام از طرفین(طرفداران فرهنگ و سیاست) باعث مرگ نظام های سیاسی و گاه فرهنگ ها شده است. این رابطه به معنی یک رابطه اختیاری نیست که از طرف یک نظام سیاسی به آن بی اعتناعی شود،بلکه این یک "باید" است که نظام فرهنگی و نظام سیاسی بر سر پاره ای از اصول،توافق نمایند. البته این توافق بیشتر باید از ناحیه ی نظام سیاسی مورد پذیرش قرار گیرد؛چراکه نظام فرهنگی اصیل به راحتی اهل سازش نیست.و این یک واقعیت مستند و قابل تجربه است که اصالت و نیز پشتوانه یک نظام فرهنگی یه راحتی در هم شکسته نمی شود که یک نظام سیاسیِ غیر موافق،فرهنگی از جنس خود را جایگزین آن نماید البته این وجه غالب موضوع است چون نظام فرهنگی هم اگر موافق و همخوان فطرت انسانی،هنجاربندی نشود،قابل شکست است[۱۱]

اصالت فرهنگ یا سیاست[ویرایش]

از ابتدایی ترین شکل نظام فرهنگی،نظام سیاسی وجود نداشته است یعنی نظام فرهنگی نسبت به نظام سیاسی دارای تقدم و اصالت وجودی است. تجهیز نیروی نظامی مدافع طوایف و قبایل در مقابل همدیگر،در واقع پاسداری از نظام اعتقادی و فرهنگی آنها بوده است. در واقع حساسیت زیادِ مردمان نسبت به نظام فرهنگی ریشه در اعماق تاریخ زندگی انان دارد که در سیر روبه رشد و توسعه آن،هر نوع تهدیدی علیه هنجارهای فرهنگی،چه از طرف افراد قبایل دیگر و چه از طرف افراد خودی،پاسخ داده می شده است.[۱۱]

اجزای فرهنگ[ویرایش]

دانش[ویرایش]

نوشتار اصلی: دانش
نوشتار اصلی: علم

«علم» یا «دانش» ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعت در قالب توضیحات و پیش‌بینی‌های آزمایش‌پذیر.[۱۲] دانش یا علم دانش‌شناسی با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سر و کار دارد؛ به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازندهٔ آن، یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.[۱۳]

در یونان باستان، سقراط (۴۷۰-۳۹۹پ. م)، سپس افلاطون (۴۲۷-۳۴۸ پ. م) و پس از او ارسطو (۳۸۴-۳۲۲ پ. م) به مخالفت با آراء پیشینیان پرداخته و اصول و قواعدی را به منظور مقابله با مغالطات و برای درست‌اندیشیدن و سنجش استدلال‌ها تدوین کردند.[۱۴] در قرن پانزدهم میلادی پژوهشگران در اروپا و خاورمیانه قفسه‌های غبارآلود ساختمان‌های قدیمی را جستجو کردند و دست‌نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند و نوشته‌هایی از نویسندگان کلاسیک به دورهٔ رنسانس رسید. مطالعهٔ این آثار دانش نو نام گرفت.[۱۵]

همزمان با گرایش به نوشتارهای کلاسیک، ارزش‌های فردی مورد توجه واقع شد که انسان‌گرایی نام گرفت. طرفداران این گرایش، به جای موضوعات روحانی، بیش از هر چیز مسایل انسانی را در نظر می‌گرفتند. انسان‌گرایی و رنسانس از ایتالیا ظهور کردند.[۱۶]

در رنسانس، گالیله (۱۵۶۴-۱۶۴۲ م.) فیزیک (علم طبیعت) را سکولار کرد و آن را از الهیات (علم فراطبیعت یا متافیزیک) مستقل دانست. از آن پس، تکیه‌گاه فیزیک خرد انسان بود. گالیله می‌گفت:

حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت، اشکال هندسی، یعنی دایره، بیضی، مثلث و امثالهم است.[۱۷]

پس از آن، تحت تأثیر افکار افلاطون، جریان فکری اصالت عقل توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰ م) که پدر فلسفهٔ جدید لقب گرفته، به وجود آمد.[۱۴] دکارت، خرد بشری را — به جای کتاب مقدسسنت پاپ، کلیسا و فرمانروا قرار داد. وی با این کار سوژهٔ بزرگی آفرید.[۱۸] یکی دیگر از اندیشمندان این جریان فکری لایبنیتز (۱۶۴۶ - ۱۷۱۶) فیلسوف، ریاضیدان و فیزیک‌دان آلمانی، نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) و حقایق حادث (واقعی) تمایز قائل شد.

پس از جدا شدن برتراند راسل و جی. ای. مور از ایده‌آلیست‌ها و با پیگیری لودویگ ویتگنشتاین، از شاگردان راسل، اثبات‌گرایی شکل گرفت. طبق نظرات ایشان، معرفتی معنادار و مطابق با واقع است که تحقیق‌پذیر تجربی باشد. به قول آگوست کنت، پدر پوزیتویسم، چون گزاره‌های متافیزیکی قابل تجربه‌ی حسی نیستند، غیرعلم‌اند. این جریان فکری توسط اعضای حلقهٔ وین تأسیس شد و فلسفه‌ای را که به وجود آوردند که پوزیتویسم منطقی نام نهادند.[۱۴]

باورها[ویرایش]

نوشتار اصلی: ایدئولوژی
نوشتار اصلی: ارزش

باورها یا اعتقادات مجموعه‌ای از افکارند که به زندگی معنا می‌بخشند. باورها ادراک ما از هستی را می‌سازند. چنین اندیشه می‌شود که باورها نقش فرماندهی در مغز دارند و زمانی که فکر می‌کنید که امری درست است، باور شما به مغز فرمان می‌دهد تا به دنبال چیزی باشد که از اعتقادات شما حمایت کند.[۱۹]

ایدئولوژی مجموعه‌ای است از نظرات، باورها و نگرش‌ها. این تعریف از نظر اجتماعی نسبی است.[۲۰]

اخلاق[ویرایش]

نوشتار اصلی: اخلاق


هنر[ویرایش]

نوشتار اصلی: هنر
نوشتار اصلی: زیبایی شناسی


سایر اجزاء[ویرایش]

نوشتار اصلی: قانون
نوشتار اصلی: عادت
نوشتار اصلی: میراث فرهنگی


بخشی از فرهنگ را هم سنت‌ها و مراسم می‌سازند. آن‌ها تفکر و باوری‌اند که برخوردار از آدابی تکرارشونده‌اند. به سخن دیگر، آیین‌ها و سنت‌ها اعمالی تکراری پیرامون فرهنگ‌اند. همین فرهنگ است که مرزهای یک جامعه و باورهای مردمان آن را مشخص می‌کند و هویت آنان را شکل می‌دهد و می‌سازد.[۷]

گردشگر، کسی است که به منظوری غیر از کار و کسب درآمد، برای مدتی بیش از یک شب و کمتر از یک سال، به سرزمینی جز محیط متعارف خود، پای می گذارد و در آن، اقامت می گزیند.[۲۱][۲۲] میراث فرهنگی، شامل آثار باقی مانده از گذشتگان است که نشانگر حرکت انسان، در طول تاریخ می باشد و با شناسایی آن، زمینه شناخت هویت و خط حرکت فرهنگی او میسر می گردد و از این طریق، زمینه های عبرت، برای انسان، فراهم می آید.[۲۳]

گفتمان‌های فرهنگی اخیر[ویرایش]

رمانتیسم[ویرایش]

نوشتار اصلی: رمانتیسم

رمانتیسم انگلیسی[ویرایش]

انسان‌شناس انگلیسی، ادوارد تایلور (۱۸۳۲-۱۹۱۷)

از آن‌جا که این اشکال فعالیت‌ها با زندگی شهری عجین شده بود، فرهنگ با تمدن (City از ریشهٔ لاتین Civitas) بازشناسی می‌شد. منظر دیگر جنبش رومانتیک دربردارندهٔ علاقه به فولکلور یا موسیقی محلی بود که به بازشناسی فرهنگ غیرنخبگان انجامید. این تمایز اغلب به عنوان چیزی تلقی می‌شد که فرهنگ عالی را که عمدتاً به گروه اجتماعی حاکم مربوط است از فرهنگ پست جدا می‌کند. به عبارت دیگر، ایدهٔ فرهنگ که در اروپای سدهٔ هیجدهم و اوایل سدهٔ نوزدهم توسعه یافت نابرابری‌هایی را در جوامع اروپایی منعکس می‌کند.[۲۴]

در سال ۱۸۷۰ ادوارد تایلور (۱۹۱۷-۱۸۳۲) این اندیشه‌های مبتنی بر فرهنگ عالی در برابر پست را برای طرح تئوری تحول مذهب به کار برد. براساس این تئوری، مذهب از شکل چندخدایی بهیکتاپرستی متحول می‌شود.[۲۵] او در ادامهٔ مطالعات خود فرهنگ را به عنوان مجموعهٔ گوناگونی از فعالیت‌های مشخص‌کنندهٔ انواع اجتماعات انسانی بازتعریف کرد. این دیدگاه راه را برای درک مدرن از فرهنگ هموار کرد.

رومانتیسم آلمانی[ویرایش]

فیلسوف آلمانی ایمانوئل کانت (۱۸۰۴- ۱۷۲۴) تعریفی فردگرایانه را از «روشنگری»، ارایه داد: «روشنگری خروج انسان از نابالغی خودانگیخته‌است»[۲۶] او بحث کرد که این نابالغی از فقدان فهم و درک ما ناشی نمی‌شود، بلکه از نبود شوق اندیشیدن مستقل سرچشمه می‌گیرد. برخلاف این جبن فکری، کانت بر: شجاعت خردمندبودن (به آلمانی: Sapere aude) اصرار داشت. در واکنش به کانت، پژوهشگران آلمانی مانند یوهان گاتفرید هردر (۱۸۰۳- ۱۷۴۴) اظهار داشتند که آفرینش‌گری انسان که ضرورتاً پیش‌بینی‌ناپذیر و در اشکالی فوق‌العاده گوناگون رخ می‌نماید، همانند عقلانیت بشری حائز اهمیت است. افزون بر این، هِردر شکلی جمعی از بیلدونگ را پیشنهاد کرد: «برای هردر، بیلدونگ کلیت تجربیاتی بود که یک هویت منسجم و احساس سرنوشت مشترک را برای مردم به وجود می‌آورد».[۲۷]

در ۱۷۹۵ زبان‌شناس و فیلسوف بزرگ، ویلهلم فون هومبولت (۱۸۳۵- ۱۷۶۷) همگان را به انسان‌شناسی‌ای فرخواند که می‌توانست علایق کانت و هردر را درهم آمیزد.

انسان‌شناسی آمریکایی[ویرایش]

اگرچه انسان‌شناسان در سراسر جهان به تعریف ادوارد تیلور از فرهنگ رجوع می‌کنند، در سدهٔ بیستم «فرهنگ» به مثابهٔ مفهوم محوری و یکسان‌ساز انسان‌شناسی آمریکایی پدیدار شد، آن‌جا که این مفهوم عموماً ما را به ظرفیت جهان‌شمول انسان به دسته‌بندی و رمزگذاری تجربیات نمادین و برقراری ارتباط نمادین به واسطهٔ تجربیات اجتماعی رمزگذاری‌شده ارجاع می‌دهد. انسان‌شناسی آمریکایی در چهار رشته (یا زمینه) سازماندهی شده‌است که هرکدام نقشی مهم در پژوهش فرهنگی ایفا می‌کند: انسان‌شناسی بیولوژیک، زبان‌شناسی، انسان‌شناسی فرهنگی و باستان‌شناسی. پژوهش در این رشته‌ها در اندازه‌های متفاوت بر انسان‌شناسان دیگر کشورها تأثیر دارد.

فرهنگ ناشی از عوامل زیست‌شناختی، محیط‌زیستی، روان‌شناختی و تاریخ بشری است. به دلیل وجود مجموعه سنت‌ها و پیچیدگی‌های روابط انسانی، حتی چیزهای ساده‌ای که انسان مانند حیوانات به آن نیازمند است در قالب الگوهای فرهنگی درمی‌آید. فرهنگ روش متفاوت زندگی یا طرح زندگی گروهی از مردم است. به عنوان مثال یک ژاپنی گویای یک ملت یا یک جامعهاست. فرد ژاپنی را می‌توان مستقیماً مشاهده کرد ولی فرهنگ ژاپنی انتزاعی است از قواعد مشاهده‌شده یا روندهای منظم که در شیوه‌های زندگی این مردم وجود دارد[۲۸].

پایایی فرهنگ‌ها[ویرایش]

هنگام بررسی فرهنگ باید به دو نکته توجه داشت: نخست پهنهٔ فرهنگی است و دیگری قدرت فرهنگ‌هاست. هر سیستم فرهنگی در یک زیستگاه طبیعی رشد می‌کند. از این رو بی‌تردید محیط بر فرهنگ تأثیر خواهد گذاشت. چنین تأثیرگذاری‌ای را پهنهٔ فرهنگی می‌نامند.[۷]

از سویی دیگر ما دو نوع فرهنگ داریم؛ یکی فرهنگ قدرتمند است که پایه‌های استواری دارد و در نتیجه باقی می‌ماند و دیگری فرهنگی است که سست و ناتوان است و از بین می‌رود. در این میان، آن فرهنگی می‌تواند باقی بماند که نیرومند باشد.[۷] دلیل نابودی برخی فرهنگ‌ها را باید در توجیه‌نشدن عقلانی و کاربردی آن فرهنگ‌ها دانست؛ اما مسأله این‌جاست که فرهنگ‌هایی نیز وجود دارند که با آن‌که توجیه کاربردی دارند، اما در حال از بین رفتن‌اند؛ چون ریشه‌های آن‌ها بیرون کشیده نشده و نیرومندی آن بروز نیافته‌است. از سویی دیگر اگر محتوای فرهنگ‌ها سنگین و بدل به قوانینی دست و پاگیر شود، آن‌گاه خطر از بین رفتن آن افزایش می‌یابد.[۷]

فرهنگ ایرانی[ویرایش]

نقاشی کاخ هشت‌بهشت
نوشتار اصلی: فرهنگ ایرانی

عوامل اصلی شکل‌گیری فرهنگ ایران را می‌توان در امپراتوری پارس‌ها (هخامنشیان)، دوران ساسانیان، سلطهٔ اعراب، حملات مغول و دوران صفوی جستجو کرد. افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان و حتی ارمنستان و گرجستان و همچنین کردهای عراق و ترکیه و پاکستان همگی — کم و بیش — گوشه‌ای از فرهنگ ایران را به ارث برده‌اند. سرود ملی پاکستان به زبان پارسی است. در مجموع می‌توان عناصر فرهنگ ایرانی را که فراتر از مرزهای جمهوری اسلامی ایران است را به اختصار چنین برشمرد:

  1. زبان پارسی که مهم‌ترین شاخصهٔ فرهنگ ایرانی است.
  2. جشن‌های ملی از جمله نوروز و شب یلدا.
  3. شخصیت‌های اسطوره‌ای از جمله رستم
  4. اساطیر تمثیلی همچون دیو، سیمرغ و...
  5. علم و هنر
  6. معماری ایرانی [نیازمند منبع]
  7. دین اسلام و به‌خصوص مذهب تشیع.

نگارخانه[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

جستجو در ویکی‌واژه معنای واژهٔ «فرهنگ» را در ویکی‌واژه ببینید.

پانویس[ویرایش]

  1. ادوارد تایلر، فرهنگ ابتدائی
  2. دانش‌نامهٔ رشد
  3. http://simple.wikipedia.org/wiki/Culture
  4. تاریخ تمدن، هنری لوکاس، جلد اول، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، فصل یکم، ص 4
  5. تاریخ تمدن، هنری لوکاس، ج اول، ترجمه ع.آذرنگ، فصل یکم، ص 6
  6. فرهنگ فارسی معین، ذیل «فرهنگ»
  7. ۷٫۰۰ ۷٫۰۱ ۷٫۰۲ ۷٫۰۳ ۷٫۰۴ ۷٫۰۵ ۷٫۰۶ ۷٫۰۷ ۷٫۰۸ ۷٫۰۹ ۷٫۱۰ بهمردی، ريشه‌هاي واژه فرهنگ در دوره ميانه، خبرگذاری ایبنا[۱]
  8. Kroeber, A. L. and C. Kluckhohn, 1952. Culture: A Critical Review of Concepts and Definitions.
  9. Harper, Douglas (۲۰۰۱). Online Etymology Dictionary
  10. Levine, Donald (ed) 'Simmel: On individuality and social forms' Chicago University Press, 1971. p6.
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ ۱۱٫۲ امرائی, حسن. شهاب شهرزاد. مهندسی سیاست. ایران/تهران: شوکا, 1388. ISBN ‎978-600-5346-17-6. 
  12. Popper, Karl (2002) [1959]. The Logic of Scientific Discovery (2nd English ed.). New York, NY: Routledge Classics. p. 3. ISBN 0-415-27844-9. OCLC 59377149
  13. ابرامی، هوشنگ. شناختی از دانش‌شناسی.
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ تاریخچهٔ معرفت‌شناسی در غرب
  15. رنسانس، صفحهٔ ۱۳
  16. رنسانس، صفحهٔ ۱۴
  17. سیر حکمت در اروپا، صفحه ۱۵۷-۱۴۹
  18. رنه دکارت، تأمل اندیشمندانه درباره فلسفه اولی، متن انگلیسی، ص ۶۶ تا ۷۸
  19. قدرت باور
  20. مایکل پین. «مدخل ایدئولوژی، از گریگوری الیوت». فرهنگ اندیشه انتقادی، از روشنگری تا پسامدرنیته. ترجمهٔ پیام یزدانجو. چاپ چاپ نخست، تهران: نشر مرکز، ISBN 964-305-700-3. .
  21. رنجبریان، بهرام و محمد زاهدی. خدمات صنعت گردشگری
  22. http://www.iranian4iran.com/45/
  23. ماده ۱ قانون اساسنامه سازمان میراث فرهنگی کشور، سال ۱۳۶۶ خورشیدی
  24. Bakhtin 1981, p.4
  25. McClenon, p.۵۲۸-۵۲۹
  26. Immanuel Kant ۱۹۷۴ "Answering the Question: What is Enlightenment?" (German: "Beantwortung der Frage: Was ist Aufklärung?")Berlinische Monatsschrift, December (Berlin Monthly)
  27. Michael Eldridge, "The German Bildung Tradition" UNC Charlotte
  28. کوزر، لوئیس، روزنبرگ، برنارد، نظریه‌های بنیادی جامعه‌شناختی، ترجمه:فرهنگ ارشاد، نشر نی،۱۳۷۸

منابع[ویرایش]

Culture (Latin: cultura, lit. "cultivation"[1]) is a modern concept based on a term first used in classical antiquity by the Roman orator Cicero: "cultura animi" (cultivation of the soul). This non-agricultural use of the term "culture" re-appeared in modern Europe in the 17th century referring to the betterment or refinement of individuals, especially through education. During the 18th and 19th century it came to refer more frequently to the common reference points of whole peoples, and discussion of the term was often connected to national aspirations or ideals. Some scientists such as Edward Tylor used the term "culture" to refer to a universal human capacity.

In the 20th century, "culture" emerged as a central concept in anthropology, encompassing the range of human phenomena that cannot be directly attributed to genetic inheritance. Specifically, the term "culture" in American anthropology had two meanings:

  1. the evolved human capacity to classify and represent experiences with symbols, and to act imaginatively and creatively; and
  2. the distinct ways that people, who live differently, classified and represented their experiences, and acted creatively.[2]

Hoebel describes culture as an integrated system of learned behavior patterns which are characteristic of the members of a society and which are not a result of biological inheritance.[3]

Distinctions are currently made between the physical artifacts created by a society, its so-called material culture, and everything else,[4] the intangibles such as language, customs, etc. that are the main referent of the term "culture".

Etymology

The modern term "culture" is based on a term used by the Ancient Roman orator Cicero in his Tusculanae Disputationes, where he wrote of a cultivation of the soul or "cultura animi",[5] using an agricultural metaphor for the development of a philosophical soul, understood teleologically as the highest possible ideal for human development. Samuel Pufendorf took over this metaphor in a modern context, meaning something similar, but no longer assuming that philosophy was man's natural perfection. His use, and that of many writers after him "refers to all the ways in which human beings overcome their original barbarism, and through artifice, become fully human".[6]

As described by Velkley:[6]

The term "culture," which originally meant the cultivation of the soul or mind, acquires most of its later modern meanings in the writings of the 18th-century German thinkers, who were on various levels developing Rousseau's criticism of ″modern liberalism and Enlightenment″. Thus a contrast between "culture" and "civilization" is usually implied in these authors, even when not expressed as such. Two primary meanings of culture emerge from this period: culture as the folk-spirit having a unique identity and culture as cultivation of waywardness or free individuality. The first meaning is predominant in our current use of the term "culture," although the second still plays a large role in what we think culture should achieve, namely the full "expression" of the unique or "authentic" self.

Change

A 19th-century engraving showing Australian "natives" opposing the arrival of Captain James Cook in 1770

Cultural invention has come to mean any innovation that is new and found to be useful to a group of people and expressed in their behavior but which does not exist as a physical object. Humanity is in a global "accelerating culture change period", driven by the expansion of international commerce, the mass media, and above all, the human population explosion, among other factors.

Cultures are internally affected by both forces encouraging change and forces resisting change. These forces are related to both social structures and natural events, and are involved in the perpetuation of cultural ideas and practices within current structures, which themselves are subject to change.[7] (See structuration.)

Social conflict and the development of technologies can produce changes within a society by altering social dynamics and promoting new cultural models, and spurring or enabling generative action. These social shifts may accompany ideological shifts and other types of cultural change. For example, the U.S. feminist movement involved new practices that produced a shift in gender relations, altering both gender and economic structures. Environmental conditions may also enter as factors. For example, after tropical forests returned at the end of the last ice age, plants suitable for domestication were available, leading to the invention of agriculture, which in turn brought about many cultural innovations and shifts in social dynamics.[8]

Full-length profile portrait of Turkman woman, standing on a carpet at the entrance to a yurt, dressed in traditional clothing and jewelry

Cultures are externally affected via contact between societies, which may also produce—or inhibit—social shifts and changes in cultural practices. War or competition over resources may impact technological development or social dynamics. Additionally, cultural ideas may transfer from one society to another, through diffusion or acculturation. In diffusion, the form of something (though not necessarily its meaning) moves from one culture to another. For example, hamburgers, fast food in the United States, seemed exotic when introduced into China. "Stimulus diffusion" (the sharing of ideas) refers to an element of one culture leading to an invention or propagation in another. "Direct Borrowing" on the other hand tends to refer to technological or tangible diffusion from one culture to another. Diffusion of innovations theory presents a research-based model of why and when individuals and cultures adopt new ideas, practices, and products.

Acculturation has different meanings, but in this context refers to replacement of the traits of one culture with those of another, such as what happened to certain Native American tribes and to many indigenous peoples across the globe during the process of colonization. Related processes on an individual level include assimilation (adoption of a different culture by an individual) and transculturation.

Early modern discourses

German Romanticism

Johann Herder called attention to national cultures.

The German philosopher Immanuel Kant (1724–1804) has formulated an individualist definition of "enlightenment" similar to the concept of bildung: "Enlightenment is man's emergence from his self-incurred immaturity."[9] He argued that this immaturity comes not from a lack of understanding, but from a lack of courage to think independently. Against this intellectual cowardice, Kant urged: Sapere aude, "Dare to be wise!" In reaction to Kant, German scholars such as Johann Gottfried Herder (1744–1803) argued that human creativity, which necessarily takes unpredictable and highly diverse forms, is as important as human rationality. Moreover, Herder proposed a collective form of bildung: "For Herder, Bildung was the totality of experiences that provide a coherent identity, and sense of common destiny, to a people."[10]

Adolf Bastian developed a universal model of culture.

In 1795, the great linguist and philosopher Wilhelm von Humboldt (1767–1835) called for an anthropology that would synthesize Kant's and Herder's interests. During the Romantic era, scholars in Germany, especially those concerned with nationalist movements—such as the nationalist struggle to create a "Germany" out of diverse principalities, and the nationalist struggles by ethnic minorities against the Austro-Hungarian Empire—developed a more inclusive notion of culture as "worldview"(Weltanschauung). According to this school of thought, each ethnic group has a distinct worldview that is incommensurable with the worldviews of other groups. Although more inclusive than earlier views, this approach to culture still allowed for distinctions between "civilized" and "primitive" or "tribal" cultures.

In 1860, Adolf Bastian (1826–1905) argued for "the psychic unity of mankind". He proposed that a scientific comparison of all human societies would reveal that distinct worldviews consisted of the same basic elements. According to Bastian, all human societies share a set of "elementary ideas" (Elementargedanken); different cultures, or different "folk ideas" (Völkergedanken), are local modifications of the elementary ideas.[11] This view paved the way for the modern understanding of culture. Franz Boas (1858–1942) was trained in this tradition, and he brought it with him when he left Germany for the United States.

English Romanticism

British poet and critic Matthew Arnold viewed "culture" as the cultivation of the humanist ideal.

In the 19th century, humanists such as English poet and essayist Matthew Arnold (1822–1888) used the word "culture" to refer to an ideal of individual human refinement, of "the best that has been thought and said in the world."[12] This concept of culture is comparable to the German concept of bildung: "...culture being a pursuit of our total perfection by means of getting to know, on all the matters which most concern us, the best which has been thought and said in the world."[12]

In practice, culture referred to an élite ideal and was associated with such activities as art, classical music, and haute cuisine.[13] As these forms were associated with urban life, "culture" was identified with "civilization" (from lat. civitas, city). Another facet of the Romantic movement was an interest in folklore, which led to identifying a "culture" among non-elites. This distinction is often characterized as that between high culture, namely that of the ruling social group, and low culture. In other words, the idea of "culture" that developed in Europe during the 18th and early 19th centuries reflected inequalities within European societies.[14]

British anthropologist Edward Tylor was one of the first English-speaking scholars to use the term culture in an inclusive and universal sense.

Matthew Arnold contrasted "culture" with anarchy; other Europeans, following philosophers Thomas Hobbes and Jean-Jacques Rousseau, contrasted "culture" with "the state of nature". According to Hobbes and Rousseau, the Native Americans who were being conquered by Europeans from the 16th centuries on were living in a state of nature; this opposition was expressed through the contrast between "civilized" and "uncivilized." According to this way of thinking, one could classify some countries and nations as more civilized than others and some people as more cultured than others. This contrast led to Herbert Spencer's theory of Social Darwinism and Lewis Henry Morgan's theory of cultural evolution. Just as some critics have argued that the distinction between high and low cultures is really an expression of the conflict between European elites and non-elites, some critics have argued that the distinction between civilized and uncivilized people is really an expression of the conflict between European colonial powers and their colonial subjects.

Other 19th-century critics, following Rousseau have accepted this differentiation between higher and lower culture, but have seen the refinement and sophistication of high culture as corrupting and unnatural developments that obscure and distort people's essential nature. These critics considered folk music (as produced by "the folk", i.e., rural, illiterate, peasants) to honestly express a natural way of life, while classical music seemed superficial and decadent. Equally, this view often portrayed indigenous peoples as "noble savages" living authentic and unblemished lives, uncomplicated and uncorrupted by the highly stratified capitalist systems of the West.

In 1870 the anthropologist Edward Tylor (1832–1917) applied these ideas of higher versus lower culture to propose a theory of the evolution of religion. According to this theory, religion evolves from more polytheistic to more monotheistic forms.[15] In the process, he redefined culture as a diverse set of activities characteristic of all human societies. This view paved the way for the modern understanding of culture.

20th-century discourses

Anthropology

American anthropology

Petroglyphs in modern-day Gobustan, Azerbaijan, dating back to 10 000 BCE and indicating a thriving culture

Although anthropologists worldwide refer to Tylor's definition of culture, in the 20th century "culture" emerged as the central and unifying concept of American anthropology, where it most commonly refers to the universal human capacity to classify and encode human experiences symbolically, and to communicate symbolically encoded experiences socially.[citation needed] American anthropology is organized into four fields, each of which plays an important role in research on culture: biological anthropology, linguistic anthropology, cultural anthropology, and archaeology. Research in these fields has influenced anthropologists working in other countries to different degrees.[citation needed]

Sociology

The sociology of culture concerns culture—usually understood as the ensemble of symbolic codes used by a society—as it is manifested in society. For Georg Simmel, culture referred to "the cultivation of individuals through the agency of external forms which have been objectified in the course of history".[16] Culture in the sociological field can be defined as the ways of thinking, the ways of acting, and the material objects that together shape a people's way of life. Culture can be any of two types, non-material culture or material culture.[17]

Cultural sociology first emerged in Weimar Germany, where sociologists such as Alfred Weber used the term Kultursoziologie (cultural sociology). Cultural sociology was then "reinvented" in the English-speaking world as a product of the "cultural turn" of the 1960s, which ushered in structuralist and postmodern approaches to social science. This type of cultural sociology may loosely be regarded as an approach incorporating cultural analysis and critical theory. Cultural sociologists tend to reject scientific methods, instead hermeneutically focusing on words, artifacts and symbols. "Culture" has since become an important concept across many branches of sociology, including resolutely scientific fields like social stratification and social network analysis. As a result, there has been a recent influx of quantitative sociologists to the field. Thus there is now a growing group of sociologists of culture who are, confusingly, not cultural sociologists. These scholars reject the abstracted postmodern aspects of cultural sociology, and instead look for a theoretical backing in the more scientific vein of social psychology and cognitive science. "Cultural sociology" is one of the largest sections of the American Sociological Association. The British establishment of cultural studies means the latter is often taught as a loosely-distinct discipline in the UK.

Early researchers and development of cultural sociology

The sociology of culture grew from the intersection between sociology, as shaped by early theorists like Marx, Durkheim, and Weber, and with the growing discipline of anthropology where researchers pioneered ethnographic strategies for describing and analyzing a variety of cultures around the world. Part of the legacy of the early development of the field is still felt in the methods (much of cultural sociological research is qualitative) in the theories (a variety of critical approaches to sociology are central to current research communities) and substantive focus of the field. For instance, relationships between popular culture, political control, and social class were early and lasting concerns in the field.

Cultural studies

In the United Kingdom, sociologists and other scholars influenced by Marxism, such as Stuart Hall and Raymond Williams, developed cultural studies. Following nineteenth-century Romantics, they identified "culture" with consumption goods and leisure activities (such as art, music, film, food, sports, and clothing). Nevertheless, they understood patterns of consumption and leisure to be determined by relations of production, which led them to focus on class relations and the organization of production.[18][19] In the United States, "Cultural Studies" focuses largely on the study of popular culture, that is, the social meanings of mass-produced consumer and leisure goods. The term was coined by Richard Hoggart in 1964 when he founded the Birmingham Centre for Contemporary Cultural Studies or CCCS. It has since become strongly associated with Stuart Hall, who succeeded Hoggart as Director. Cultural studies in this sense, then, can be viewed as a limited concentration scoped on the intricacies of consumerism, which belongs to a wider culture sometimes referred to as "Western Civilization," or "Globalism."

From the 1970s onward, Stuart Hall's pioneering work, along with his colleagues Paul Willis, Dick Hebdige, Tony Jefferson, and Angela McRobbie, created an international intellectual movement. As the field developed it began to combine political economy, communication, sociology, social theory, literary theory, media theory, film/video studies, cultural anthropology, philosophy, museum studies and art history to study cultural phenomena or cultural texts. In this field researchers often concentrate on how particular phenomena relate to matters of ideology, nationality, ethnicity, social class, and/or gender.[citation needed] Cultural studies is concerned with the meaning and practices of everyday life. These practices comprise the ways people do particular things (such as watching television, or eating out) in a given culture. This field studies the meanings and uses people attribute to various objects and practices. Specifically, culture involves those meanings and practices held independently of reason. Watching television in order to view a public perspective on a historical event should not be thought of as culture, unless referring to the medium of television itself, which may have been selected culturally; however, schoolchildren watching television after school with their friends in order to "fit in" certainly qualifies, since there is no grounded reason for one's participation in this practice. Recently, as capitalism has spread throughout the world (a process called globalization), cultural studies has begun to analyse local and global forms of resistance to Western hegemony.[citation needed]

In the context of cultural studies, the idea of a text not only includes written language, but also films, photographs, fashion or hairstyles: the texts of cultural studies comprise all the meaningful artifacts of culture.[citation needed] Similarly, the discipline widens the concept of "culture". "Culture" for a cultural studies researcher not only includes traditional high culture (the culture of ruling social groups)[20] and popular culture, but also everyday meanings and practices. The last two, in fact, have become the main focus of cultural studies. A further and recent approach is comparative cultural studies, based on the discipline of comparative literature and cultural studies.[citation needed]

Scholars in the United Kingdom and the United States developed somewhat different versions of cultural studies after the field's inception in the late 1970s. The British version of cultural studies was developed in the 1950s and 1960s mainly under the influence first of Richard Hoggart, E. P. Thompson, and Raymond Williams, and later Stuart Hall and others at the Centre for Contemporary Cultural Studies at the University of Birmingham. This included overtly political, left-wing views, and criticisms of popular culture as 'capitalist' mass culture; it absorbed some of the ideas of the Frankfurt School critique of the "culture industry" (i.e. mass culture). This emerges in the writings of early British cultural-studies scholars and their influences: see the work of (for example) Raymond Williams, Stuart Hall, Paul Willis, and Paul Gilroy.

Whereas in the United States Lindlof & Taylor said, "Cultural studies [were] grounded in a pragmatic, liberal-pluralist tradition".[21] The American version of cultural studies initially concerned itself more with understanding the subjective and appropriative side of audience reactions to, and uses of, mass culture; for example, American cultural-studies advocates wrote about the liberatory aspects of fandom.[citation needed] The distinction between American and British strands, however, has faded.[citation needed] Some researchers, especially in early British cultural studies, apply a Marxist model to the field. This strain of thinking has some influence from the Frankfurt School, but especially from the structuralist Marxism of Louis Althusser and others. The main focus of an orthodox Marxist approach concentrates on the production of meaning. This model assumes a mass production of culture and identifies power as residing with those producing cultural artifacts. In a Marxist view, those who control the means of production (the economic base) essentially control a culture.[citation needed] Other approaches to cultural studies, such as feminist cultural studies and later American developments of the field, distance themselves from this view. They criticize the Marxist assumption of a single, dominant meaning, shared by all, for any cultural product. The non-Marxist approaches suggest that different ways of consuming cultural artifacts affect the meaning of the product. This view is best exemplified by the book Doing Cultural Studies: The Case of the Sony Walkman (by Paul du Gay et al.), which seeks to challenge the notion that those who produce commodities control the meanings that people attribute to them. Feminist cultural analyst, theorist and art historian Griselda Pollock contributed to cultural studies from viewpoints of art history and psychoanalysis. The writer Julia Kristeva is among influential voices in the turn of the century, contributing to cultural studies from the field of art and psychoanalytical French feminism.[citation needed]

See also

Notes

  1. ^ Harper, Douglas (2001). Online Etymology Dictionary
  2. ^ "What is culture?". Bodylanguagecards.com. Retrieved 2013-03-29. 
  3. ^ Hoebel, Adamson. Anthropology: Study of Man.
  4. ^ Macionis, Gerber, John, Linda (2010). Sociology 7th Canadian Ed. Toronto, Ontario: Pearson Canada Inc. p. 53. 
  5. ^ Cicero, Marcus Tullius (45 BC). Tusculanes (Tusculan Disputations). pp. II, 15. 
  6. ^ a b Velkley, Richard (2002). "The Tension in the Beautiful: On Culture and Civilization in Rousseau and German Philosophy". Being after Rousseau: Philosophy and Culture in Question. The University of Chicago Press. pp. 11–30. 
  7. ^ O'Neil, D. 2006. "Processes of Change".
  8. ^ Pringle, H. 1998. The Slow Birth of Agriculture[dead link]. Science 282: 1446.
  9. ^ Immanuel Kant 1784 "Answering the Question: What is Enlightenment?" (German: "Beantwortung der Frage: Was ist Aufklärung?") Berlinische Monatsschrift, December (Berlin Monthly)
  10. ^ Michael Eldridge, "The German Bildung Tradition" UNC Charlotte
  11. ^ "Adolf Bastian", Today in Science History; "Adolf Bastian", Encyclopædia Britannica
  12. ^ a b Arnold, Matthew. 1869. Culture and Anarchy.
  13. ^ Williams (1983), p.90. Cited in Shuker, Roy (1994). Understanding Popular Music, p.5. ISBN 0-415-10723-7. argues that contemporary definitions of culture fall into three possibilities or mixture of the following three:
    • "a general process of intellectual, spiritual, and aesthetic development"
    • "a particular way of life, whether of a people, period, or a group"
    • "the works and practices of intellectual and especially artistic activity".
  14. ^ Bakhtin 1981, p.4
  15. ^ McClenon, pp.528-529
  16. ^ Levine, Donald (ed) 'Simmel: On individuality and social forms' Chicago University Press, 1971. p. xix.
  17. ^ Macionis, J., and Gerber, L. (2010). Sociology, 7th edition
  18. ^ Raymond Williams (1976) Keywords: A Vocabulary of Culture and Society. Rev. Ed. (New York: Oxford UP, 1983), pp. 87–93 and 236–8.
  19. ^ John Berger, Peter Smith Pub. Inc., (1971) Ways of Seeing
  20. ^ Bakhtin, Mikhail 1981. The Dialogic Imagination. Austin, TX: UT Press, p.4
  21. ^ Lindlof & Taylor, 2002, p.60

Sources

  • Terrence Deacon (1997). The Symbolic Species: The Co-evolution of Language and the Brain. New York and London: W. W. Norton. 
  • Ralph L. Holloway Jr. (1969). "Culture: A Human domain". Current Anthropology. 10(4). 
  • Dell Hymes (1969). Reinventing Anthropology. 
  • Michael Tomasello (1999). "The Human Adaptation for Culture". Annual Review of Anthropology 28. 
  • Whorf, Benjamin Lee (1941). "The relation of habitual thought and behavior to language". Language, Culture, and Personality: Essays in Honor of Edward Sapir (Menasha, WI: Sapir Memorial Publication Fund). 
  • Walter Taylor (1948). A Study of Archeology. Memoir 69, American Anthropological Association. Carbondale IL: Southern Illinois University Press. 

References

  • "Adolf Bastian". Today in Science History. 27 Jan 2009 Today in Science History
  • "Adolf Bastian", Encyclopædia Britannica Online, 27 January 2009
  • Ankerl, Guy (2000) [2000]. Global communication without universal civilization, vol.1: Coexisting contemporary civilizations: Arabo-Muslim, Bharati, Chinese, and Western. INU societal research. Geneva: INU Press. ISBN 2-88155-004-5. 
  • Arnold, Matthew. 1869. Culture and Anarchy. New York: Macmillan. Third edition, 1882, available online. Retrieved: 2006-06-28.
  • Bakhtin, M. M. (1981) The Dialogic Imagination: Four Essays. Ed. Michael Holquist. Trans. Caryl Press. ISBN 978-0-252-06445-6.
  • Barzilai, Gad. 2003. Communities and Law: Politics and Cultures of Legal Identities University of Michigan Press. ISBN 0-472-11315-1
  • Benedict, Ruth (1934). Patterns of Culture. Boston: Houghton Mifflin Company. 
  • Bourdieu, Pierre. 1977. Outline of a Theory of Practice. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-29164-4
  • Cohen, Anthony P. 1985. The Symbolic Construction of Community. Routledge: New York,
  • Dawkins, R. 1982. The Extended Phenotype: The Long Reach of the Gene. Paperback ed., 1999. Oxford Paperbacks. ISBN 978-0-19-288051-2
  • Findley & Rothney. Twentieth-Century World (Houghton Mifflin, 1986)
  • Geertz, Clifford. 1973. The Interpretation of Cultures: Selected Essays. New York. ISBN 978-0-465-09719-7.
  • 1957. "Ritual and Social Change: A Javanese Example", American Anthropologist, Vol. 59, No. 1. doi:10.1525/aa.1957.59.1.02a00040
  • Goodall, J. 1986. The Chimpanzees of Gombe: Patterns of Behavior. Cambridge, MA: Belknap Press of Harvard University Press. ISBN 978-0-674-11649-8
  • Hoult, T. F., ed. 1969. Dictionary of Modern Sociology. Totowa, New Jersey, United States: Littlefield, Adams & Co.
  • Jary, D. and J. Jary. 1991. The HarperCollins Dictionary of Sociology. New York: HarperCollins. ISBN 0-06-271543-7
  • Keiser, R. Lincoln 1969. The Vice Lords: Warriors of the Streets. Holt, Rinehart, and Winston. ISBN 978-0-03-080361-1.
  • Kroeber, A. L. and C. Kluckhohn, 1952. Culture: A Critical Review of Concepts and Definitions. Cambridge, MA: Peabody Museum
  • Kim, Uichol (2001). "Culture, science and indigenous psychologies: An integrated analysis." In D. Matsumoto (Ed.), Handbook of culture and psychology. Oxford: Oxford University Press
  • McClenon, James. "Tylor, Edward B(urnett)". Encyclopedia of Religion and Society. Ed. William Swatos and Peter Kivisto. Walnut Creek: AltaMira, 1998. 528-29.
  • Middleton, R. 1990. Studying Popular Music. Philadelphia: Open University Press. ISBN 978-0-335-15275-9.
  • O'Neil, D. 2006. Cultural Anthropology Tutorials, Behavioral Sciences Department, Palomar College, San Marco, California. Retrieved: 2006-07-10.
  • Reagan, Ronald. "Final Radio Address to the Nation", January 14, 1989. Retrieved June 3, 2006.
  • Reese, W.L. 1980. Dictionary of Philosophy and Religion: Eastern and Western Thought. New Jersey U.S., Sussex, U.K: Humanities Press.
  • Tylor, E.B. 1974. Primitive culture: researches into the development of mythology, philosophy, religion, art, and custom. New York: Gordon Press. First published in 1871. ISBN 978-0-87968-091-6
  • UNESCO. 2002. Universal Declaration on Cultural Diversity, issued on International Mother Language Day, February 21, 2002. Retrieved: 2006-06-23.
  • White, L. 1949. The Science of Culture: A study of man and civilization. New York: Farrar, Straus and Giroux.
  • Wilson, Edward O. (1998). Consilience: The Unity of Knowledge. Vintage: New York. ISBN 978-0-679-76867-8.
  • Wolfram, Stephen. 2002 A New Kind of Science. Wolfram Media, Inc. ISBN 978-1-57955-008-0

External links