فخر رازی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish
فخر رازی
Fakhrrazi.jpg
زادروز۵۴۳ (قمری)
ری
درگذشت۶۰۶ (قمری)
هرات
آرامگاههراتمرادخان
محل زندگیری، هرات، خراسان
ملیتایرانی
نام‌های دیگرابن خطیب، خطیب ری، فخرالدین،
امام المشککین
پیشهفیلسوف و دانشمند و حکیم
سال‌های فعالیتسدهٔ قرن ششم و هفتم
تأثیرپذیرفتگانقطب مصری
لقبفخر الدین، امام فخر رازی
مذهباسلام، سنی شافعی اشعری (تصوف)
آثارحفظ البدن، تفسیر کبیر، مفاتیح‌الغیب و رساله‌های بسیاری به عربی و فارسی
فرزندانضیاءالدین؛ شمس‌الدین
والدینضیاءالدین عمر بن حسین

ابوعبدالله محمد بن عمر بن حسین بن حسن تَیْمیِّ بَکْریِّ طبرستانی رازی، فقیه، متکلم، فیلسوف، مفسر و حکیم مسلمان ایرانی که در سال ۵۴۴ (قمری) در ری زاده شد و به سال ۶۰۶ (قمری) در هرات درگذشت.[۱]

معروف به ابن الخطیب[۲] و ملقب به فخرالدین است و به امام رازی یا امام فخر رازی نیز شهرت دارد. او بر علوم عقلی و علوم نقلی، تاریخ، کلام، فقه، اصول و علوم ادبی عصر خود تسلط کامل داشت. کتاب‌هایش در دوران حیاتش بسیار مورد استقبال قرار گرفت و به عنوان کتب درسی از آن‌ها استفاده می‌شد. بسیاری از اندیشمندان فخر رازی را نخستین کسی می‌دانند که فلسفه و کلام را به هم آمیخته و از این نظر، الگوی بسیاری از متکلمان پس از خود شده‌است.[۲]پدرش ضیاءالدین عمر بن حسین رازی آملی خود از بزرگان علم و عرفان بود که از آمل به ری سفر کرده بودند.

وی معاصر و همدرس شیخ اشراق بود، این هردو درر مراغه نزد مجدالدین جیلی درس می‌خواندند، به همین علت هردو در پاره ای از نظریات انتقادی بر بعضی از مباحث منطقی مشابهاتی دارند که این نظریات ملهم از استاد بوده‌است.[۳]

دورهٔ زندگی[ویرایش]

برجسته‌ترین دورهٔ زندگی فخر رازی در شهر هرات بوده و در مجمع درسی‌اش بیشتر از دوهزار دانشمند شرکت می‌کردند و حتی در هنگام سواری نیز بیش از سیصد نفر از فقیهان و شاگردانش برای بهره‌بردن از دانشش او را همراهی می‌کردند. وی در اصول و کلام مذهب اشعری و در فروع و فقه مذهب شافعی داشت. برای فراگیری علم و تدریس و تقریر خطابه‌های علمی به شهرهای بزرگ و مراکز علمی از جمله خوارزم سفر کرد. در آنجا با معتزله به بحث و مجادله افتاد و سرانجام از آنجا اخراج شد. بعداً به فرارود و شهرهای بخارا، سمرقند، خجند و چندین شهر دگر با فقها و علما مناظراتی کرد و بر همه فائق آمد و هیچ‌کس [را] یارای جرِّبحث و مناظره با او نبود. گاهی هم در مباحثه تند می‌شد و بدگویی می‌کرد. او سخنرانی چیره‌زبان بود و مورد احترام فوق‌العادهٔ پادشاهان و حکام زمان خود. ثروت زیادی داشت و در علوم فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، طب و ریاضیات متبحر بود و در تمام این زمینه‌ها تألیفاتی دارد که تألیفاتش نیز چون خودش، شهرت و اهمیت زیادی پیدا کرد و در سراسر ممالک اسلامی مورد بحث و تحقیق قرار گرفت. فخر رازی، در اواخر زندگی‌اش در هرات ساکن بود. در آن زمان، هرات نیز در تصرف محمد خوارزمشاه بود. وی نخستین کسی بود که از شیوهٔ «سَبْر» و «تقسیم» در کتاب‌های خویش استفاده کرد؛ به این معنی که هر مسئله‌ای را با موشکافی کم‌نظیری می‌شکافت، آن را به کوچک‌ترین اجزای سازندهٔ آن تجزیه می‌کرد و از همهٔ زوایا و وجوه به آن می‌نگریست.

سفر[ویرایش]

از جمله سفرهای مهم او، سفری به خوارزم بود که در آن‌جا با طرفداران عقاید معتزله سخت درگیر شد، و قدرت گروهی از داعیه‌داران مقیم خوارزم را به خطر افکند. پس از پیروزی فخر رازی، زمینهٔ تحریک عوام فراهم آمد و احتمال برپایی فتنه و آشوب مردم، حکام خوارزم را به وحشت افکند. ناگزیر از حمایتش دست برداشتند و از خوارزم اخراجش کردند. پس از آن راه فرارود در پیش گرفت. در شهرهای سمرقند و بخارا، خجند و بناکت، با عالمان و فقیهان سرشناس به مباحثه و مناظره پرداخت. از جمله با رضی‌الدین نیشابوری، رکن‌الدین قزوینی و شرف‌الدین مسعودی در مجالس عمومی به جدل و مناظره نشست و بر همگان چیره شد. در سال ۵۸۲ قمری اختر شناسان سمرقندی و طرفداران احکام نجوم، پیش‌بینی کرده بودند که در این سال در برج میزان طوفانی از باد رخ می‌نماید که شهر را زیر و زبر می‌کند. فخر رازی با شرف‌الدین مسعودی در مورد بطلان حکم منجمان به مباحثه نشست و سرانجام بر وی پیروز شد و بر سخن منجمان و به‌طور کلی به احکام نجومی خط بطلان کشید. صاحب مجمل فصیحی این حادثه را چنین توصیف کرده‌است: «در این سال اجتماع اختران هفتگانه در ماه رجب ۵۸۲ در برج میزان واقع شد و مدت‌ها در افواه افتاده بود که «طوفان باد» خواهد شد. طوفانی که سی گز یا بیست گز، از (خاک) زمین برگیرد! و از ابتدای قران تا یک ماه بادی نجنبید که برگ درختی حرکت یابد یا شعلهٔ چراغی فرونشاند، و در این واقعه شاعران به جد و هزل چیزی گفته‌اند.

شخصیت اجتماعی[ویرایش]

فخر رازی خطیبی زبان‌آور بود و مردم خراسان برای شنیدن سخنانش شوق و رغبت بسیار داشتند. او مورد احترام فوق العادهٔ شاهان و امیران و وزیران روزگار خود قرار داشت و از ثروت و اعتبار فراوان برخوردار شد. در جدل و مناظره سخت نیرومند بود و کسی را یارای مباحثه با او نبود. در مناظره گاهی تندی می‌کرد و بد می‌گفت. در علوم زمان خود مانند: فقه، تفسیر، کلام، فلسفه، طب و ریاضیات متبحر بود و در تمام این زمینه‌ها تألیفات مرغوب دارد. تألیفات وی نیز مانند خودش شهرت و اهمیت فراوان یافت و در سراسر ممالک اسلامی آن روزگار مورد بحث و تدریس قرار گرفت. فخر رازی ذهنی آزاد و مستقل داشت و می‌کوشید که تحت تأثیر هیچ مکتبی قرار نگیرد. هم بر نهج البلاغه علی بن ابیطالب شرح نوشت و هم بر سقط الزند ابوالعلاء معری. با این همه در کلام پیرو مذهب اشعری و در فقه پیرو امام شافعی بود.

شخصیت علمی[ویرایش]

در میان آثار وی می‌توان هم شاهد کتب فلسفی و هم شاهد کتب کلامی بود. حتی می‌توان گفت که برخی آثار وی همچون شرح اشارات و شرح عیون الحکمه کتاب‌هایی کاملاً فلسفی‌اند. وی کتاب عیون الحکمه را در اواخر عمر خود نگاشته‌است. سهم عمده فخر رازی در پیشبرد الاهیات فلسفی است. به زبان ساده وی تلاش می‌کند تا با پیش زمینه‌ای کلامی، به عنوان یک فیلسوف اثری حکمی و فلسفی را تدوین کند. او تلاش کرده تا الاهیات فلسفی را گسترش دهد. یکی از کارهای مهم وی در واقع ایجاد هماهنگی میان تقسیم‌بندی‌های سه‌گانه منطقی، الهی و طبیعی بین فلسفه و کلام است. در واقع فخر رازی تلاش می‌کرد تا از یک سو دست به تطبیق میان عناوین مسائل بین فلسفه و کلام زند و از سوی دیگر منطق را در ساختار آموزش‌های علم کلام وارد کند.[۴]

منطق فخررازی[ویرایش]

فخررازی از چند جهت در منطق اهمیت دارد:

  1. کتب منطقی ای همچون منطق الملخص، الانارات فی شرح الاشارات، شرح عیون الحکمة را به نگارش درآورده که سبب توجه منطق دانان بعدی مانند کاتبی، خونجی، ارموی، محقق طوسی و قطب رازی به او شده‌است.
  2. او در نقد آراء منطقی به فلسفه و مبانی قواعد منطقی کشانده می‌شود.
  3. وی در ارائه مطالب منطقی روشمند است و نیز بسیار می‌کوشد تا نقدهایش را منطقی جلوه دهد.[۵]

وفات و آرامگاه[ویرایش]

فخر رازی در روز دوشنبه، عید فطر سال ۶۰۶ قمری در هرات در گذشت. او بسیار مورد علاقه و احترام دولت وقت بود و برخی می‌گویند به همین سبب فرقه کرامیه به خاطر حسادت به موقعیتش او را مسموم کردند.[۶] مرقدش در شمال غرب شهر هرات و در سمت غربی متوسط جاده خیابان هرات واقع بوده و زیارتگاه خاص و عام است. در طول جنگ‌های اخیر و هجوم روسها به افغانستان، مقبره فخر رازی ویران گردیده اما در این اواخر مختصر بازسازی شده‌است.

شاگردان[ویرایش]

آثار[ویرایش]

فخر رازی آثار بسیاری در علوم نقلی و علوم عقلی دارد که برخی از مهم‌ترین شان عبارت اند از:

  • تفسیر کبیر که به «مفاتیح الغیب» موسوم است.
  • الاربعین فی اصول الدین، این کتاب دارای چهار مسئله از مسائل کلامی است. او این کتاب را برای پسرش محمد تألیف نمود.
  • اساس التقدیس، این کتاب برای سیف‌الدین ملک عادل نوشته شده‌است و در قاهره منتشر شده‌است.
  • اسرارالتنزیل و انوارالتاویل، فخر رازی می‌خواسته‌است این کتاب را در چهار مبحث: اصول، فروع، اخلاق و مناجات بنویسد؛ ولی بعد از پایان مبحث اول در گذشت.
  • اسرارالنجوم
  • الانارات فی شرح الاشارات، در این کتاب از بوعلی سینا انتقاد نموده‌است.
  • البیان و البرهان
  • تحصیل الحق، رساله‌ای در مورد کلام
  • تعجیزالفلاسفه
  • تهذیب الدلایل و عیون المسائل
  • زبده العالم فی الکلام
  • شرح قانون ابن سینا
  • شرح نهج البلاغه[۶]
  • الشجرة المبارکة
  • حفظ البدن
  • جامع العلوم یا حدائق الانوار فی حقایق الاسرار مشهور به «ستینی»

معرفی تفسیر از نظر برخی صاحب‌نظران[ویرایش]

  • سید نورالله حسینی شوشتری: فخر الدین رازی، اساس تفسیر خودش را از تفسیر «روض الجنان و روح الجنان» اثر «ابوالفتوح رازی» گرفته و برای رفع توهم، بعضی از تشکیکات خود را بر آن اضافه کرده‌است.
  • حلبی، قول شوشتری را رد می‌کند و معتقد است که چون فخر رازی، عقل‌گرا بوده، بسیاری اوقات با خواندن تفاسیر عقلی از جمله تفاسیر شیعی، متأثر گشته و برخلاف عقاید سخن گفته‌است.
  • ذهبی: این تفسیر از نوع تفسیر به رأی جائز است.
  • سید محمدحسین طباطبایی: از سویی این تفسیر را تفسیری کلامی می‌داند و از دیگر سوی تفسیر متکلمان را تطبیق نامیده و رد کرده‌است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. امام فخر رازی
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ جمعی از نویسندگان زیر نظر دکتر محمد فنایی اشکوری (۱۳۹۲). درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی (جلد دوم). تهران: سمت. صص. ۲۴۴. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۹۵۰-۱.
  3. منطق الملخص. صص. ۱۰۱.
  4. مقدمه کتاب تلخیص المحصل، حسن انصاری، ص بیست مقدمه،1394 شمسی، میراث مکتوب با همکاری مؤسسه اسماعیلیان و مرکز علمی پژوهش‌های فرانسه
  5. درآمدی بر تاریخ فلسفه اسلامی. صص. ۱۲۳ و ۱۲۴.
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ فرهنگ لغت دهخدا

منابع[ویرایش]

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد فخر رازی اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Fakhr al-Dīn al-Rāzī
تخطيط لاسم الإمام الرازي.png
TitleShaykh al-Islam,
al-Fakhr al-Razi,
Sultan al-Mutakallimin (Prince of the Rhetoricians),[1]
and Imam or Shaykh al-Mushakkikin (the Imam or Teacher of the Skeptics).[2]
Personal
Born26 January 1150
Ray, Iran
Died29 March 1210 (aged 61)[5]
Herat, Afghanistan
ReligionIslam
EraIslamic Golden Age
RegionPersia
DenominationSunni Islam
JurisprudenceShafi'i[3]
CreedAsh'ari[3][4]
Main interest(s)Tafsir, Principles of Islamic jurisprudence, Rhetoric, Kalam, Islamic Philosophy, Logic, Astronomy, Ontology, Chemistry, Physics, Medicine, Anatomy
Notable work(s)Tafsir al-Kabir, The Major Book on Logic, Sharh Nisf al-Wajiz li l-Ghazzali, Sharh al-Isharat Avecina
OccupationMuslim scholar
Muslim leader

Fakhr al-Dīn al-Rāzī or Fakhruddin Razi (Persian: فخر الدين رازي‎) was a Sunni Muslim theologian and philosopher[6][7] from Khorasan.[8][9] He was born in 1149 in Rey (in modern-day Iran), and died in 1209 in Herat (in modern-day Afghanistan). He also wrote on medicine, physics, astronomy, literature, history and law.

He left a very rich corpus of philosophical and theological works that reveals influence from the works of Ibn Sīnā, Abu'l-Barakāt al-Baghdādī and al-Ghazali. Two of his works titled Mabāhith al-mashriqiyya fī ‘ilm al-ilāhiyyāt wa-'l-tabi‘iyyāt (Eastern Studies in Metaphysics and Physics) and al-Matālib al-‘Aliya (The Higher Issues) are usually regarded as his most important philosophical works.[10]

Biography

Abu Abdullah Muhammad ibn Umar ibn al-Husayn at-Taymi al-Bakri at-Tabaristani Fakhr al-Din al-Razi[11] (Arabic: أبو عبدالله محمد بن عمر بن الحسن بن الحسين بن علي التيمي البكري فخرالدین الرازی‎) was born (544 AH) to a family of Arab immigrants from the tribe of Quraysh who migrated to Rey in Tabaristan (modern-day Mazandaran Province, Iran).[12][13][14][15] He first studied with his father, and later at Merv and Maragheh, where he was one of the pupils of Majd al-Din al-Jili, who in turn had been a disciple of al-Ghazali. He was a leading proponent of the Ash'ari school of theology.

His commentary on the Quran was the most-varied and many-sided of all extant works of the kind, comprising most of the material of importance that had previously appeared. He devoted himself to a wide range of studies and is said to have expended a large fortune on experiments in alchemy. He taught at Rey (Central Iran) and Ghazni (eastern Afghanistan), and became head of the university founded by Mohammed ibn Tukush at Herat (western Afghanistan).[16]

In his later years, he also showed interest in mysticism, though this never formed a significant part of his thought.[17]

The Great Commentary

One of Imam Razi's outstanding achievements was his unique interpretive work on the Quran called Mafātiḥ al-Ghayb (Keys to the Unseen) and later nicknamed Tafsīr al-Kabīr (The Great Commentary), one reason being that it was 32 volumes in length. This work contains much of philosophical interest. One of his "major concerns was the self-sufficiency of the intellect."His "acknowledgment of the primacy of the Qur'an grew with his years." Al-Razi's rationalism undoubtedly "holds an important place in the debate in the Islamic tradition on the harmonization of reason and revelation."[17]

Development of Kalam

Al-Razi's development of Kalam (Islamic scholastic theology) led to the evolution and flourishing of theology among Muslims. Razi had experienced different periods in his thinking, affected by the Ash'ari school of thought and later by al-Ghazali. Al-Razi tried to make use of elements of Muʿtazila and Falsafah, and although he had some criticisms on ibn Sina, Razi was greatly affected by him. The most important instance showing the synthesis of Razi's thought may be the problem of the eternity of the world and its relation to God. He tried to reorganize the arguments of theologians and philosophers on this subject, collected and critically examined the arguments of both sides. He considered, for the most part, the philosophers' argument for the world's eternity stronger than the theologians' position of putting emphasis on the temporal nature of the world.[18] According to Tony Street, we should not see in Razi's theoretical life a journey from a young dialectician to a religious condition.[19] It seems that he adopted different thoughts of diverse schools, such as those of Mutazilite and Asharite, in his exegesis, The Great Commentary.[20]

Multiverse

Al-Razi, in dealing with his conception of physics and the physical world in his Matalib al-‘Aliya, criticizes the idea of the geocentric model within the universe and "explores the notion of the existence of a multiverse in the context of his commentary" on the Quranic verse, "All praise belongs to God, Lord of the Worlds." He raises the question of whether the term "worlds" in this verse refers to "multiple worlds within this single universe or cosmos, or to many other universes or a multiverse beyond this known universe."[21]

Al-Razi states:[21]

It is established by evidence that there exists beyond the world a void without a terminal limit (khala' la nihayata laha), and it is established as well by evidence that God Most High has power over all contingent beings (al-mumkinat ). Therefore He the Most High has the power (qadir ) to create a thousand thousand worlds (alfa alfi 'awalim) beyond this world such that each one of those worlds be bigger and more massive than this world as well as having the like of what this world has of the throne (al-arsh), the chair (al-kursiyy), the heavens (al-samawat ) and the earth (al-ard ), and the sun (al-shams) and the moon (al-qamar ). The arguments of the philosophers (dala'il al-falasifah) for establishing that the world is one are weak, flimsy arguments founded upon feeble premises.

Al-Razi rejected the Aristotelian and Avicennian notions of a single universe revolving around a single world. He describes their main arguments against the existence of multiple worlds or universes, pointing out their weaknesses and refuting them. This rejection arose from his affirmation of atomism, as advocated by the Ash'ari school of Islamic theology, which entails the existence of vacant space in which the atoms move, combine and separate[citation needed]. He discussed more on the issue of the void – the empty spaces between stars and constellations in the universe, that contain few or no stars – in greater detail in volume 5 of the Matalib.[21] He argued that there exists an infinite outer space beyond the known world,[22] and that God has the power to fill the vacuum with an infinite number of universes.[17]

List of works

Al-Razi had written over a hundred works on a wide variety of subjects. His major works include:

  • Tafsir al-Kabir (The Great Commentary) (also known as Mafatih al-Ghayb - finished up to Surah al-Fath)
  • ‘Aja’ib al-Qur’an (The Mysteries of the Qur'an)
  • Al-Bayan wa al-Burhan fi al-Radd ‘ala Ahl al-Zaygh wa al-Tughyan
  • Al-Mahsul fi ‘Ilm al-Usul
  • Al-Muwakif fi ‘Ilm al-Kalam
  • ‘Ilm al-Akhlaq (Science of Ethics)
  • Kitab al-Firasa (Book on Firasa)
  • Kitab al-Mantiq al-Kabir (Major Book on Logic)
  • Kitab al-nafs wa’l-ruh wa sharh quwa-huma (Book on the Soul and the Spirit and their Faculties)
  • Mabahith al-mashriqiyya fi ‘ilm al-ilahiyyat wa-’l-tabi‘iyyat (Eastern Studies in Metaphysics and Physics)
  • Matalib al-‘Aliya (The Higher Issues) – his last work. Al-Razi wrote al-Matalib during his writing of al-Tafsir and he died before completing both works.
  • Muhassal afkar al-mutaqaddimin wa-'l-muta’akhkhirin (The Harvest/Compendium of the Thought of the Ancients and Moderns)
  • Nihayat al ‘Uqul fi Dirayat al-Usul
  • Risala al-Huduth
  • Sharh al-isharat (Commentary on the Isharat )
  • Sharh Asma' Allah al-Husna (Commentary on Asma' Allah al-Husna)
  • Sharh Kulliyyat al-Qanun fi al-Tibb (Commentary on Canon of Medicine)
  • Sharh Nisf al-Wajiz li'l-Ghazali (Commentary on Nisf al-Wajiz of Al-Ghazali )
  • Sharh Uyun al-Hikmah (Commentary on Uyun al-Hikmah)

See also

References

  1. ^ Peter Adamson (7 July 2016). Philosophy in the Islamic World: A History of Philosophy Without Any Gaps. Oxford University Press. p. 315. ISBN 978-0-19-957749-1.
  2. ^ Omar, Irfan (2013). Islam and Other Religions: Pathways to Dialogue. Taylor & Francis. p. 113. ISBN 9781317998525. Retrieved 2017-12-02.
  3. ^ a b "Was Ibn Kathīr the 'Spokesperson' for Ibn Taymiyya? Jonah as a Prophet of Obedience". Journal of Qur'anic Studies. 16 (1): 1. 2014-02-01. doi:10.3366/jqs.2014.0130. ISSN 1465-3591.
  4. ^ Ovamir Anjum, Politics, Law, and Community in Islamic Thought: The Taymiyyan Moment, p 143. ISBN 1107014069
  5. ^ Al-Dhahabi: al-Ibr, Vol.3, p.142
  6. ^ Richard Maxwell Eaton, The Rise of Islam and the Bengal Frontier, 1204–1760, University of California Press,1996, - Page 29
  7. ^ Shaikh M. Ghazanfar, Medieval Islamic Economic Thought: Filling the Great Gap in European Economics, Routledge, 2003 [1]
  8. ^ Hockey, Thomas; Trimble, V.; Williams, Th.R.; Bracher, K.; Jarrell, R.; Marché, J.D.; Ragep, F.J., eds. (2014). Biographical encyclopedia of astronomers (2nd edition. ed.). p. 692. ISBN 978-1-4419-9918-4.
  9. ^ Frye, R.N., ed. (1975). The Cambridge history of Iran, Volume 4 (Repr. ed.). London: Cambridge U.P. p. 480. ISBN 978-0-521-20093-6.
  10. ^ Taylor, Richard; Lopez-farjeat, Luis Xavier, eds. (2013). "God and Creation in al-Razi's Commentary on the Qur'an". The Routledge Companion to Islamic Philosophy. Routledge. p. 9. ISBN 9780415881609.
  11. ^ Ibn Khallikan. Wafayat al-A‘yan wa Anba’ Abna’ al-zaman, translated by William MacGuckin Slane. (1961) Pakistan Historical Society. pp. 224.
  12. ^ Yasin T. Al-Jibouri, Nahjul-Balagha: Path of Eloquence, Author House (2013), p. 22
  13. ^ مدة التحقيق في بشائر بيت آل الصديق لأبي المكارم الصديقي
  14. ^ جواهر الاثار ، عبد العزيز بن محمد الجوهري ، اسطنبول ، 1798
  15. ^ طبقات الشافعية الكبرى الجزء 8 صـــ81
  16. ^ Wikisource-logo.svg One or more of the preceding sentences incorporates text from a publication now in the public domainGilman, D. C.; Peck, H. T.; Colby, F. M., eds. (1905). "Fakhr-ad-Din ar-Razi" . New International Encyclopedia (1st ed.). New York: Dodd, Mead.
  17. ^ a b c John Cooper (1998), "al-Razi, Fakhr al-Din (1149-1209)", Routledge Encyclopedia of Philosophy, Routledge, retrieved 2010-03-07
  18. ^ İskenderoğlu, Muammer (2002-01-01). Fakhr Al-Dīn Al-Rāzī and Thomas Aquinas on the Question of the Eternity of the World. BRILL. ISBN 9004124802.
  19. ^ Riddell, Peter G.; Street, Tony; Johns, Anthony Hearle (1997-01-01). Islam - Essays in Scripture, Thought and Society: A Festschrift in Honour of Anthony H. Johnes. BRILL. ISBN 9004106928.
  20. ^ Adel, Gholamali Haddad; Elmi, Mohammad Jafar; Taromi-Rad, Hassan (2012-08-31). Quar'anic Exegeses: Selected Entries from Encyclopaedia of the World of Islam. EWI Press. ISBN 9781908433053.
  21. ^ a b c Adi Setia (2004), "Fakhr Al-Din Al-Razi on Physics and the Nature of the Physical World: A Preliminary Survey", Islam & Science, 2, retrieved 2010-03-02
  22. ^ Muammer İskenderoğlu (2002), Fakhr al-Dīn al-Rāzī and Thomas Aquinas on the question of the eternity of the world, Brill Publishers, p. 79, ISBN 90-04-12480-2

Bibliography

For his life and writings, see:

  • G.C. Anawati, Fakhr al-Din al-Razi in The Encyclopedia of Islam, 2nd edition, ed. by H.A.R. Gibbs, B. Lewis, Ch. Pellat, C. Bosworth et al., 11 vols. (Leiden: E.J. Brill, 1960–2002) vol. 2, pp. 751–5.

For his astrological-magical writings, see:

  • Manfred Ullmann, Die Natur- und Geheimwissenschaften im Islam, Handbuch der Orientalistik, Abteilung I, Ergänzungsband VI, Abschnitt 2 (Leiden: E. J. Brill, 1972), pp. 388–390.

For his treatise on physiognomy, see:

  • Yusef Mourad, La physiognomie arabe et le Kitab al-firasa de Fakhr al-Din al-Razi (Paris, 1939).

External links