این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

فاطمه زهرا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish
فاطمه زهرا
فاطمة
FatemeZahraSVG.svg
خوشنویسی «فاطمةالزهراء» به خط ثلث
زادروز ۲۰ جمادی‌الثانی ۵ قبل یا بعد از بعثت
۲۷ ژوئیهٔ ۶۰۴(604-07-27) یا ۶۱۵ م

مکه
درگذشت

۳ جمادی‌الثانی ۱۱ بعد از هجرت

۲۸ اوت ۶۳۲ میلادی (۱۷ سال)
مدینه
آرامگاه مورد اختلاف
نام‌های دیگر الصدیقه (زن یک‌دل و یک‌زبان)، المبارکه (زن فرخنده)، الطاهره (زن خالص یا بی‌گناه)، الزکیه (زن پارسا یا پاک)، الراضیه (زن خرسند یا خشنود)، المحدثه (زنی که فرشتگان با او گفتار می‌کنند)، البتول (ازدنیابریده و به‌خداپیوسته)، الزهراء (نورانی یا درخشان)، سیدة نساء العالمین (سرور زنان جهان)
دین اسلام
همسر علی بن ابی‌طالب
فرزندان حسن مجتبی، حسین بن علی، زینب، ام‌کلثوم بنت علی، محسن پسر علی (زاده نشده)
والدین محمد و خدیجه
خویشاوندان قاسم (برادر)، ام‌کلثوم (خواهر)، رقیه (خواهر)، زینب (خواهر)، عبدالله (برادر)، ابراهیم (برادر)
Fatimah Calligraphy.png
زندگی
نام‌ها و القاب · زندگی زناشویی · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانهٔ فاطمه · درگذشت
در قرآن
سوره انسان · سوره قدر · سوره کوثر · آیه مباهله · آیات نور · آیه تطهیر · آیه مودت
جای‌ها
در مکه محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب
در مدینه بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · روضه نبوی · سقیفه · مسجد النبی
در شمال حجاز فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
آثار
خطبه فدکیه · خطبه عیادت · دعای نور · مصحف فاطمه · لوح فاطمه
مرتبط
تسبیحات فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

فاطمه زهرا دختر محمد (به عربی: فاطمة الزهراء بنت محمد؛ زادهٔ ۲۰ جمادی‌الثانی بین ۳۵ یا ۴۵ عام‌الفیل برابر ۱۸ یا ۸ پیش از هجرت در مکّه – درگذشتهٔ ۱۳ جمادی‌الاول یا ۳ جمادی‌الثانی ۱۱ هجری قمری در مدینه) دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب، امام نخست شیعه و خلیفهٔ چهارم، و مادر حسن بن علی و حسین بن علی امام دوم و سوم شیعه است. وی از اهل بیت محمد و یکی از پنج تن آل عبا[۱] و از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان به‌ویژه شیعیان است.[۲] او در رویداد مباهله نیز نقش داشته است.[۳]

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف بسیاری هست. اما دو قول پنج سال پیش از بعثت و پنج سال پس از آن رایج‌تر است. او کوچک‌ترین دختر محمد و تنها فرزند او بود که از خود فرزندانی باقی گذاشت، که به سید یا شریف مشهور هستند. در کودکی مستقیماً زیرنظر پدر و مادر خویش رشد یافت و جوانی خود را در دوران سخت تبلیغ اسلام از سوی پدرش گذراند. فاطمه در محاصرهٔ شعب ابی‌طالب مادر خود را از دست داد. پس از هجرت به مدینه، در سال دوم هجری به ازدواج علی بن ابی‌طالب درآمد و دارای پنج فرزند شد. در سال یازدهم هجری، پس از درگذشت پدرش، به دفاع از علی بن ابی‌طالب بر سر جانشینی پیامبر پرداخت. او در این‌باره احتجاج‌های بسیاری با ابوبکر و پشتیبان وی عمر کرد. در جریان این وقایع، ابوبکر، عمر و عده‌ای از همراهان‌شان به‌قصد گرفتن بیعت، به خانهٔ علی رفته و در آن‌جا با مقاومت علی و فاطمه و طرفداران‌شان روبرو شدند. فاطمه زهرا در ماجرای گرفتن فدک از سوی ابوبکر، با وی دچار اختلاف شد و بارها با او احتجاج کرد و در ایراد خطبه‌ای مشهور به خطبهٔ فدکیه در مسجد پیامبر، به دفاع از حق خویش پرداخت. اما این احتجاج‌ها سودی نبخشید. سرانجام فاطمه زهرا با خشم نسبت به ابوبکر و عمر به‌خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر و بی‌رضایت از آنان از دنیا رفت. او اولین فرد از خانوادهٔ محمد است که پس از او درگذشت. تاریخ درگذشت او را از سی روز تا شش ماه متفاوت ذکر کرده‌اند، اما دو قول هفتاد و پنج روز و نود و پنج روز رایج‌تر و قول نود و پنج روز معتبرتر است. محل دفن فاطمه زهرا نیز نامشخص و مورد اختلاف است. اما سه مکان در اولویت هستند: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد النبی قرار گرفته‌است و سوم در قبرستان بقیع.

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که دربارهٔ فاطمه وجود دارد، گزارش‌های خالص تاریخی درمورد زندگی او بسیار اندک است و بیشتر گزارش‌ها، تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد. منابع اهل سنت بر روی شخصیت فاطمه، به‌عنوان بانوی پرهیزکار باایمان تأکید می‌کنند. این منابع به‌خصوص دربارهٔ فاطمه به‌عنوان دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانهٔ او و شخصیت او به‌عنوان الگوی تقوا تأکید دارند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی است، که دارای مقامات ویژهٔ معنوی مانند طهارت و عصمت است. براساس احادیث و روایات شیعه، ۱۳۵ آیهٔ قرآن دربارهٔ فاطمه دانسته شده‌است. سوره‌های انسان، قدر و کوثر و آیات مباهله، تطهیر، نور و مودت برخی از این سُوَر و آیات هستند. مصحف فاطمه، خطبه‌های فدکیه و عیادت، حدیث لوح فاطمه و دعای نور از آثار به‌جای‌مانده از او هستند.

محتویات

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی فاطمه زهرا

شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت •
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علما کشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که دربارهٔ فاطمه موجود است، گزارش‌های خالص تاریخی درمورد زندگی او بسیار اندک است و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد.[۴]

منابع اولیه

منابع دست اول شناخت زندگانی فاطمه زهرا عبارت است از قرآن، گفته‌های محمد و اهل بیت در قالب حدیث و آن‌چه از کردار وی ثبت شده‌است. در الفهرست ابن ندیم نخستین کتاب شیعه، کتاب سلیم بن قیس هلالی برشمرده شده‌است، که تاریخ آن حدود نیمهٔ دوم سدهٔ اول تا اوایل سدهٔ دوم هجری تخمین زده شده‌است.[۵][۶] علاوه بر آن، کتاب‌های سیره نبوی شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به پیامبر اسلام است[۷] که در سده‌های دوم تا چهارم هجری نگاشته شده‌است.[۸] به‌نوشتهٔ رسول جعفریان سیرهٔ نبوی شامل دو بخش بود که یکی به زندگی اجداد محمد و زندگی محمد در مکه می‌پرداخت و بخش دوم به حوادث پس از هجرت محمد از مکه به مدینه یعنی زندگی محمد در مدینه اختصاص داشت، که به «مغازی» مشهور است.[۹] در این میان، قدیمی‌ترین کتاب سیره در دسترس، نوشتهٔ ابن اسحاق (وفات حدود ۱۵۰ ه‍.ق) با عنوان «زندگی رسول خدا» (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،[۱۰] اما بخش‌هایی از آن در آثار نوشته‌شده توسط تاریخ‌نگاران بعدی، مانند ابن هشام و طبری به‌جای مانده‌است.[۱۱][۱۲] مورخان اهل سنت سیرهٔ ابن اسحاق را به‌عنوان یک روایت مقبول از زندگی محمد پذیرفته‌اند و دیگر اخباری را که گردآورده‌اند در حاشیهٔ آن قرار داده‌اند.[۱۳] اگرچه نه همهٔ محققین، اما بسیاری از آنان درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست.[۱۴] از دیگر سیره‌نویسان بنام، محمد بن عمر واقدی (وفات ۲۰۷ یا ۲۰۹ ه‍.ق) مؤلف کتاب المغازی و نیز منشی او، محمد بن سعد بن منیع (وفات ۲۳۰ ه‍.ق) مشهور به ابن سعد بغدادی، نویسندهٔ طبقات الکبری هستند.[۱۵] المغازی از مهم‌ترین آثار محمد بن عمر واقدی است. در مقایسه با سیرهٔ ابن اسحاق، این کتاب از نظر وسعت و ارائهٔ جزئیات بر اثر ابن اسحاق برتری دارد. واقدی برای نوشتن مغازی پیامبر اسلام، از تمام منابع شفاهی و مکتوب، اطلاعات نسب‌شناسان و بازدید از مناطق جنگی این نبردها استفاده کرده‌است.[۱۶] السیرة النبویة ابن هشام (وفات ۲۱۳ یا ۲۱۸ ه‍.ق) نیز که به‌نام سیرهٔ ابن هشام معروف است از کتاب‌هایی است که مورد توجه و استفاده بوده‌است.[۱۷]

منابع ثانویه

منابع ثانویه برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی فاطمه، آثار تاریخی مورخان است.[۱۸] انساب الاشراف احمد بن یحیی بلاذری (وفات ۲۷۹ ه‍.ق) دربردارندهٔ اخبار تاریخی بسیاری دربارهٔ جنگ‌های صدر اسلام و اصحاب حدیث و به‌طور ویژه، برخی اطلاعات خاص دربارهٔ برخی مطالب موردنظر شیعه است، مانند وقایع رویداد خانهٔ فاطمه زهرا، غدیر خم، روایاتی دربارهٔ فضایل علی بن ابی‌طالب یا برخی موارد در نکوهش عثمان را بیان کرده است.[۱۹] تاریخ یعقوبی که به نام نویسندهٔ آن، یعقوبی (وفات ۲۸۴ ه‍.ق) است، مهم‌ترین اثر او نیز به‌شمار می‌رود. تاریخ الرسل و الملوک معروف به تاریخ طبری (نوشته میان سال‌های ۲۸۳ تا ۲۹۰ ه‍.ق و بازنگری تا ۳۰۳ ه‍.ق) اثر محمد بن جریر طبری (وفات ۳۱۰ ه‍.ق) از کتاب‌های مقبول عام است که سبب اتکای تاریخ‌نگاران پس از او مانند ابن مسکویه، ابن اثیر و ابن کثیر بر این کتاب شده‌است.[۲۰] مناقب آل ابی‌طالب (نوشته کمی پس از ۵۵۳ ه‍.ق) از آثار ابن شهرآشوب (وفات ۵۸۸ ه‍.ق) است. این کتاب با ذکر مناقب پیامبر اسلام آغاز می‌شده، با امامان شیعه ادامه یافته و به ذکر صحابه و تابعین پایان می‌پذیرفته‌است، اما نسخه‌های موجود با ذکر بخش حسن عسکری به انجام می‌رسد.[۲۱] رسول جعفریان به‌طور خاص در میان کتاب‌های حدیثی، کتاب کافی (نوشته حدود اوایل سدهٔ چهارم هجری) را واجد اطلاعات تاریخی می‌داند.[۲۲]

زمینهٔ تاریخی

جستارهای وابسته: محمد، محمد در مکه، و محمد در مدینه

زندگی فاطمه زهرا مقارن با دورهٔ دعوت محمد، پیامبر اسلام، و در مهد این دعوت بوده‌است. محمد طی ۱۳ سال به تبلیغ اسلام در مکه پرداخت. تعداد اندکی به اسلام گرویدند که با مخالفت قبیلهٔ قریش و برخی دیگر از قبیله‌های عرب روبه‌رو شدند و با آنان با خشونت رفتار می‌شد.[۲۳] محمد برای رهایی از این آزار و اذیت‌ها به‌همراه پیروان خویش، در سالی که بعدها مبدأ تقویم هجری شمسی و قمری شد، به شهر یثرب — که بعدها مدینةالنبی نامیده شد — هجرت کرد.[۲۴][۲۵] او در مدینه توانست قبایل درحال ستیز اوس و خزرج را متحد کند. وی برپایهٔ مسلمانان مهاجر مکه و مردم مدینه، جامعه و دولتی نوین با نام امت تأسیس کرد.[۲۶] بین مسلمانان با قبایل مکه و هم‌پیمانان آن‌ها جنگ درگرفت و سرانجام پس از هشت سال جنگ، محمد به‌همراه پیروانش که تا آن زمان به بیش از ده‌هزار نفر بالغ شده‌بودند، شهر زادگاهش را فتح کرد.[۲۷] به‌تدریج و به‌خصوص پس از فتح مکه بیشتر مردم شبه‌جزیره عربستان به اسلام گرویدند و امت اسلام به کل این سرزمین گسترش یافت.[۲۸] محمد ده سال پس از هجرت، و چند ماه پس از بازگشت از حجةالوداع، بیمار شد و درگذشت.[۲۹]

نام‌ها، القاب و کنیه‌ها

فاطمه وصفی است از مصدر فطم؛ و فطم در زبان عربی به معنی بریدن، قطع‌کردن و جداشدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‌دهد، به معنی بریده و جداشده است.[۳۰][۳۱] محمد در پاسخ علی بن ابی‌طالب که از او دربارهٔ علت نام‌گذاری فاطمه پرسید، گفت: «چون او و پیروانش از آتش بریده شده‌اند.»[۳۲] ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة و نسائی در سُنَن آورده‌اند: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده‌است.» فتال نیشابوری در روضةالواعظین از جعفر صادق نقل کرده‌است: «فاطمه نامیده شد چون از بدی‌ها بریده شده‌است.»[۳۳] برای فاطمه، نام‌های دیگری هم برشمرده‌اند که «صدّیقه»، «مبارکه»، «طاهره»، «زکیه»، «راضیه»، «مرضیه» و «زهرا» از آن‌جمله‌اند. یکی از مهم‌ترین کنیه‌های او «امّ‌ابیها»، مادر پدرش، است.[۳۴]

نسب

پدر فاطمه، محمد، از خاندان بنی‌هاشم از قبیلهٔ قریش بود. بنی‌هاشم از خاندان‌های برجسته و بااصل‌ونسب ولی فقیر در شهر مکه بود.[۳۵] مادر فاطمه، خدیجه بنت خویلد بود. خویلد رئیس طایفهٔ اسد، از طوایف قریش، بود. خدیجه پیش از اسلام از زنان برجستهٔ قریش محسوب می‌شد، تا جایی که وی را سرور زنان قریش می‌خواندند. وی ثروت فراوانی داشت و با آن تجارت می‌کرد. بنابر قول مشهور، وی پیش از ازدواج با محمد دو بار شوهر کرده‌بود و از آن‌ها صاحب دو پسر و یک دختر شده‌بود. محمد، بنابر درخواست عمویش، ابوطالب، عامل تجاری خدیجه برای سرپرستی کاروان تجاری‌اش به شام شد و پس از آن با وی ازدواج کرد. خدیجه بنابر قول مشهور، در هنگام ازدواج با محمد چهل سال داشت. اما به روایت ابن سعد از ابن عباس ۲۸ ساله بوده‌است.[۳۶]

زندگی‌نامه

گاه‌شمار زندگی فاطمه زهرا
رویدادهای زندگی فاطمه زهرا
در مکه
۶۱۵ ولادت در ۲۰ جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت
۶۱۶ آغاز محاصرهٔ بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب
۶۱۹ پایان محاصرهٔ بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب
۶۱۹ سال اندوه: وفات ابوطالب و خدیجه
۶۲۲ مهاجرت مسلمانان به یثرب
در مدینه
۶۲۲ هجرت به مدینه
۶۲۳ ازدواج با علی بن ابی‌طالب
۶۲۵ تولد حسن مجتبی
۶۲۶ تولد حسین بن علی
۶۲۸ صلح حدیبیه
۶۲۸ غزوهٔ خیبر
تولد زینب
۶۳۰ فتح مکه و غزوهٔ حنین
۶۳۱ مباهله با مسیحیان نجران
۶۳۲ غدیر خم
پس از محمد
۶۳۲ انتخاب ابوبکر به خلافت در سقیفهٔ بنی‌ساعده
رویداد خانهٔ فاطمه زهرا
۶۳۲ درگذشت در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری

از تولد تا جوانی

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف‌نظر وجود دارد و بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد تا ۵ سال پس از آن متفاوت ذکر شده‌است.[۳۷] طبق یکی از گمانه‌ها که نظر عموم سیره‌نویسان و تاریخ‌نگاران اهل سنت ازجمله ابن سعد، طبری، بلاذری، ابن اثیر، ابوالفرج اصفهانی و ابن اسحاق است، تولد وی مصادف با سال بازسازی کعبه در پنج سال پیش از بعثت برابر با سال ۶۰۴ میلادی بوده‌است.[۳۸] هرچند درصورت درستی این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود، که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیرمعمول به‌نظر می‌رسد.[۳۹] برخی منابع نیز تولد او را پیش از بعثت می‌دانند بدون آن‌که به سال و ماه آن اشاره داشته‌باشند. اما نظرهای دیگر یک سال پس از بعثت یا ۵ سال پس از بعثت، برابر با سال ۶۱۵ میلادی، و سه سال پس از معراج است.[۴۰] نظر مشهور منابع شیعه، تاریخ ولادت وی، پنج سال بعد از بعثت است. اما یعقوبی و شیخ طوسی آن را مصادف با سال بعثت می‌دانند. برخی محدثان شیعه، تاریخ ولادت را در سال معراج محمد، روایت کرده‌اند، اما در خود تاریخ معراج اختلاف است و آن را از دو سال پس از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت گزارش کرده‌اند[۴۱] و با توجه به داستان تولد فاطمه،[یادداشت ۱] زمان تولد او را بین ۲ یا ۵ سال پس از بعثت عنوان می‌کنند.[۴۲][یادداشت ۲]

فاطمه در بسیاری منابع، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام‌کلثوم شمرده می‌شود. البته، به‌عقیدهٔ برخی از محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، او تنها دختر محمد است.[۴۳] فاطمه تنها فرزند محمد بود که به‌اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۴۴]

پس از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به‌عهده گرفت و این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه‌به‌دنیاآمدهٔ خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه‌نشینان اطراف می‌سپردند.[۴۵] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنج‌های زیادی برای پدرش بابت تبلیغ اسلام به‌وجود آورده‌بودند، گذراند.[۴۶] فاطمه سه سال پیش از هجرت در خلال محاصرهٔ شعب ابی‌طالب، مادر خود را از دست داد.[۴۷]

چند روز پس از هجرت محمد به مدینه، مقارن با ۶۲۲ میلادی، فاطمه زهرا به‌همراه فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و احتمالاً سوده و ام‌کلثوم بنت محمد در کاروانی به‌سرپرستی علی بن ابی‌طالب از مکه به مدینه هجرت کرد و در قبا به پدرش پیوست.[۴۸]

ازدواج

پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند،[یادداشت ۳] اما محمد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که برای این موضوع منتظر فرمان خداست.[۴۹] مدت کمی پس از هجرت، محمد به علی گفت که خداوند به وی فرمان داده‌است که دخترش، فاطمهٔ زهرا، را به ازدواج وی درآورد.[۵۰]

علی به‌سبب فقرش جرأت پاپیش‌گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد، می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود، که مبلغ خیلی معمولی بود. به‌توصیهٔ محمد یک‌سوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آن‌گاه، محمد فاطمه را از قولی که به علی داده‌بود، آگاه نمود. به‌گفتهٔ ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانهٔ رضا دانست.[۵۱] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته‌اند که وقتی علی فاطمه را از محمد خواستگاری کرد، محمد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هرگاه من به فاطمه می‌گفتم اظهار بی‌میلی می‌کرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمد کراهتی در چهره‌اش ندید و به‌همین دلیل آن را نشان بر رضا دانست.[۵۲] ولیری می‌گوید مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمد مجبور می‌شود که دخترش را این‌گونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده که اسلام آورده‌است.[۵۳][یادداشت ۴] دنیس صوفی روایت گلایهٔ فاطمه در ازدواج با علی — و به‌دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمد — را در زمرهٔ روایت‌های مناقشه‌برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن، استخراج مدح برای علی است.[۵۴] علی خانه‌ای نزدیک محمد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه‌ای نزدیک‌تر به پدر از علی خواست و به‌همین‌سبب یکی از اهالی مدینه به‌نام حارثه بن نعمان خانهٔ خود را به زوج جوان بخشید.[۵۵]

منابع درخصوص سال و ماه برگزاری مراسم ازدواج اختلاف دارند. ازدواج با تأخیری چند ماهه از عقد، در سال اول یا دوم هجرت رخ داده‌است. به‌روایتی ازدواج پس از بازگشت علی از غزوه بدر انجام شد و علی در این زمان ۲۵ سال داشت، اما سن فاطمه دقیقاً مشخص نیست. بنابر سنتی که محمد معین نمود، برای مراسم ازدواج ولیمه داده شد و علی گوسفندی را برای آن سربرید. مسلمانان در میهمانی شرکت کردند. در شب زفاف محمد به خانه آن‌ها رفت و درخواست ظرف آبی کرد. دست‌هایش را با آن شست و مقداری از آب را مزمزه کرد. سپس، مقداری را روی سر و شانه و سینهٔ علی و فاطمه ریخت. درآخر، در حق‌شان دعا کرد و آن‌ها را تبرک نمود.[۵۶]

سید حسین نصر می‌گوید ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است. زیرا به‌عنوان ازدواجی میان مهم‌ترین شخصیت‌های مقدس از خویشان محمد تلقی می‌گردد. محمد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش می‌رفت، با این ازدواج به علی نزدیک‌تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی.[۵۷] به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد موردستایش قرار می‌گرفت و محمد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به‌عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.[۵۸]

زندگی زناشویی با علی

بااین‌که چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد.[۵۹] رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژه‌ای بود و تک‌همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تک‌همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با روایتی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری می‌کند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به‌این‌دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود — نداد.[۶۰][یادداشت ۵] جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را «ضعیف» و «بدون پایهٔ استوار» می‌داند، چرا که اصل روایتِ آمده در منابع اولیه مانند صحیح مسلم و صحیح بخاری، متعلق به مِسوَر بن مَخرَمه است. راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به‌کار می‌برد که اشاراتی نامنطبق با اطلاعات تاریخی دارد مانند زنده‌بودن ابوجهل در زمان ماجرا. هم‌چنین از دید شهیدی چنین روایتی که شِکوِهٔ محمد از علی را با سخنرانی در میان عموم نشان دهد، باید در منابع تاریخی شایع‌تر از این باشد.[یادداشت ۶][۶۱] سید علی میلانی در کتاب سلسلة اعرف الحق تعرف اهله، حدیث خطبه علی بنت أبی‌جهل از مجموعهٔ کتاب‌های الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعه فی کتب السنه با بررسی دقیق این حدیث در منابع صحاح، مسندها و معجم‌های متأخر، اسناد و طرق آن و بررسی روایت مِسوَر بن مَخرَمه، متن روایت و مدلول آن، به این نتیجه می‌رسد که این، حدیثی ساختگی از سوی آل زبیر بوده‌است. و در توضیح این نتیجه به چند دلیل اشاره می‌کند: نخست آن‌که راویان این حدیث، عبدالله بن زبیر، عروة بن زبیر، مسور بن مخرمه — از نزدیکان و همراهان عبداللّه بن زبیر و از خوارج که در جریان حمله به کعبه توسط یزید کشته شد —، عبداللّه بن ابی‌مُلَیکه — قاضی عبداللّه بن زبیر و مؤذن ویژهٔ او —، زُهْری — از ملازمان عروة بن زبیر و از دشنام‌دهندگان به علی بن ابی‌طالب —، شعیب بن راشد راوی حدیث زهری، و ابویمان راوی شعیب هستند. و دوم این‌که درصورت ایراد این موضوع به‌صورت خطبه‌ای همگانی از سوی پیامبر، راویان آن، نباید تنها به دو کودک نابالغ — مسور بن مخرمه و عبداللّه بن زبیر — محدود می‌شد.[۶۲]

برخی از نویسندگان سنی‌مذهب مانند بلاذری در کتاب انساب الاشراف، بخاری در صحیح بخاری و ترمذی نقل می‌کنند که زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شدة» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمد می‌رفت.[۶۳] یا احمد بن حنبل در کتاب مسند می‌گوید که در چندین مورد محمد مجبور به دخالت شد که احتمالاً به‌خاطر تلاشِ علی برای ازدواج مجدد بوده‌است.[۶۴] ورنا کلم به‌استناد طبقات اثر ابن سعد، نوشته‌است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد، به پدرش برای میانجی‌گری رجوع کرد که درنتیجهٔ آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۶۵] دنیس صوفی معتقد است در روایت‌های شکایت‌بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به‌عنوان وسیله‌ای برای بالابردن شأن علی استفاده شده‌است. چراکه گلایه‌ها از علی، مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. درواقع، هرگاه فاطمه مشکل یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام‌کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به این‌که صفات برشمرده‌شده از علی در برخی از این احادیث، مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعدکردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به‌زعم او دلیل حذف‌نشدن این احادیث — با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود — همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالابردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئلهٔ خلافت می‌شود.[۶۶] ازسوی‌دیگر، در گزارش‌هایی در منابع مانند کشف‌الغمه از قول علی چنین آمده که محمد در شب ازدواج به او گفت که با فاطمه با لطف و مدارا رفتار کند، چراکه فاطمه پارهٔ تن اوست و کسی که او را بیازارد، محمد را آزار داده‌است. و پس از آن علی سوگند خورده که تا هنگامی که فاطمه زنده بود، باعث خشم او نشده و فاطمه نیز کاری نکرده که علی خشمگین شود. و نگاه به چهرهٔ فاطمه، برطرف‌کنندهٔ غم و اندوه علی بوده‌است.[۶۷] هم‌چنین گزارش‌های شیعی مشابه این سخنان را در ساعت‌های پایانی زندگی فاطمه زهرا روایت می‌کنند. آن‌گونه‌که فاطمه خطاب به علی از عدم‌دروغگویی، خیانت‌نکردن و عدم‌مخالفت خود با دستورهای علی در طول زندگی زناشویی می‌گوید؛ و علی در پاسخ، پناه به خدا می‌برد که فاطمه در خانهٔ او رفتار ناپسندی داشته بوده‌باشد، چراکه خداترسی و نیکوکاری و تقوای فاطمه بیش از آن است که بتوان بر آن خرده‌ای گرفت.[۶۸]

مطابق منابع شیعه، علی در پاسخ محمد — که از او دربارهٔ فاطمه پرسید — فاطمه را بهترین یاور در اطاعت خدا دانست. و فاطمه نیز در پاسخ پرسشی مشابه، علی را بهترین شوهر معرفی کرد. در برخی روایات آمده که فاطمه در پاسخ محمد دربارهٔ این پرسش، می‌گوید که علی بهترین مردان است، اما زنان قریش به او کنایه می‌زنند که علی تهیدست است. محمد در پاسخ فاطمه می‌گوید که پدر و شوهرش فقیر نیستند و با آن‌که ثروت‌های زمین را به او پیشنهاد کردند، او آخرت را بر دنیا ترجیح داد. و علی نیز کسی است که زودتر از دیگران اسلام آورده و علم و بردباری و عقل او از همهٔ مردم برتر است و خدا از بین همهٔ انسان‌ها، او و علی را برگزید. و سپس به فاطمه سفارش کرد که قدرشناسی علی را کند و از او سرپیچی نکند. درمقابل، محمد به علی گفت که با فاطمه با مدارا و محبت رفتار کند و این‌که فاطمه پارهٔ تن اوست و هرکه فاطمه را بیازارد، او را آزرده و هرکه فاطمه را خشنود کرده محمد را خشنود کرده‌است.[۶۹]

گفته می‌شود یکی از تعابیر کنیهٔ ابوتراب — از کنیه‌های علی — این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی به‌جای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۷۰][۷۱] به‌گفتهٔ علامهٔ امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن‌گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته‌است به او داد. به‌گفتهٔ امینی ابوتراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمد پیش از ازدواج علی — در جمادی‌الاول یا جمادی‌الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ عشیره یا روز پیوند برادری میان مسلمان — به او داده شده‌است.[۷۲]

به‌گفتهٔ جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‌نویسان امروزی و در منابع اولیه — هم در منابع سنی و هم در منابع شیعه — آمده‌است، علمای شیعه مانند مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میان‌شان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به‌نوشتهٔ جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمد میان آنان بینجامد، با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد.[۷۳] ازسوی‌دیگر، منابع شیعی گزارش می‌کنند که فاطمه هرگز بی‌اجازهٔ علی از خانه بیرون نرفت و علی را هیچ‌گاه خشمگین نکرد. او هیچ‌گاه به علی دروغ نگفت و هرگز خیانت نکرد. و از علی نیز نقل شده که هرگز فاطمه را خشمگین نکرد و فاطمه نیز او را هیچ‌گاه خشمگین ننمود.[۷۴]

فقر و تنگدستی در سال‌های آغازین ازدواج

علی و فاطمه زندگی فقیرانه‌ای را آغاز کردند. زیرانداز آن‌ها پوست گوسفندی بود که شب بر روی آن می‌خوابیدند و در روز به شتر آبکش خود بر روی آن علوفه می‌دادند. رواندازشان نیز تکه‌عبای مندرس یمنی بود که آن‌قدر بزرگ نبود که هم‌زمان هم روی سر و هم پایشان را بپوشاند. بالشی از چرم داشتند که درونش با لیف خرما پر شده‌بود. ولیری می‌گوید دلیلی وجود ندارد که احادیث در مورد فقر فاطمه و علی را رد کرد. اما این فقط مربوط به سال‌های اول ازدواج آن‌ها بود. یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای جامعهٔ مسلمانان به‌مانند علی و فاطمه فقیر بودند. پس از فتح خیبر در سال هفتم ه‍.ق بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آن‌ها توانستند به‌عنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات فدک را دریافت نمایند.[۷۵] به‌گفتهٔ کارن رافل استقامت فاطمه در برابر تنگدستی، الگویی برای شیعیان است تا با ایمان به خدا به رویارویی با رنج‌های زندگی بپردازند.[۷۶]

تسبیحات فاطمه

در سال‌های اول ازدواج، علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده‌بود. روزی علی خبردار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی، فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود، اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به‌همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آن‌ها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آن‌ها را صرف کمک به آن‌ها کنم». پیامبر درعوض، ذکری که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچ‌گاه پیش از خواب، گفتن این ذکر را ترک نمی‌کرد.[۷۷]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

به‌نظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه فعالیت سیاسی مهم مشارکت داشته‌است که هرسه در تمام منابع شیعه و سنی، هرچند به روایات متفاوت، ثبت شده‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع شهامت‌مندانه او از علی پس از وفات محمد و مخالفت با انتخاب ابوبکر به‌عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر میراث پدر و به‌چالش‌کشیدن ابوبکر به‌ویژه دربارهٔ فدک و سهم خیبر که کلاً توسط ابوبکر پذیرفته نشد.[۷۸] برخلاف زاهدان که امور دنیا را به کناری می‌نهند، هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند. دانش حقوقی فاطمه و عدالت‌جویی او نشانهٔ حضور وی در امور اجتماعی است.[۷۹]

رویداد خانه فاطمه

رویداد خانهٔ فاطمه (به عربی: حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که براساس آن‌ها ابوبکر پس از انتخاب‌شدن به‌عنوان خلیفهٔ مسلمانان به‌همراه عده‌ای از همراهان ازجمله عمر به‌قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی می‌رود و در آن‌جا با مقاومت علی و فاطمه روبه‌رو می‌شود. به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ پس از این‌که در سقیفه با ابوبکر به‌عنوان خلیفه بیعت می‌شود، علی و حامیانش شامل عباس بن عبدالمطلب، بنی‌هاشم و زبیر در خانهٔ فاطمه تجمع می‌کنند.[۸۰] عمر در این واقعه «تهدید» می‌کند که اگر حامیان علی بیرون نیایند و با ابوبکر بیعت نکنند، خانه را به آتش می‌کشد. شواهدی وجود دارد که پس از خروج حامیان علی، خانهٔ فاطمه موردتفتیش قرار گرفته‌باشد.[۸۱] به‌عقیدهٔ لئورا وچا ولیری، حتی اگر به این داستان شاخ‌وبرگ داده شده‌باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده‌باشد، این داستان دارای ریشه‌ای تاریخی است.[۸۲]

سید جعفر شهیدی، نویسندهٔ شیعه، تهدید به آتش‌زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به این‌که شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آن‌ها در سال‌های اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به‌علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی هم آمده‌است.[۸۳] اما دربارهٔ این‌که «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیرودارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده‌باشد».[۸۴] به‌گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفتهٔ ابوبکر در بستر وفات «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته‌بودند، برنگشوده‌بودم» به‌طور غیرمستقیم به این معناست که خانهٔ فاطمه ممکن بوده به‌زور باز شده‌باشد.[۸۵]

اختلافات مالی با ابوبکر

پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر، خلیفهٔ وقت، ازیک‌سو و فاطمه و عباس، عموی محمد، ازسوی‌دیگر بر سر اموال محمد به‌وجود آمد. به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به‌ارث‌رسیدن این اموال را داشتند. اما ازدیگرسو ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله، فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحلهٔ اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت.[۸۶] در برخی منابع اهل سنت مانند طبری به مصادرهٔ فدک، اعتراض فاطمه، پاسخ ابوبکر و خشم فاطمه نسبت به او اشاره شده یا برخی مانند بلاذری مفصل‌تر موضوع را نقل کرده‌اند. اما بیشتر آن‌ها از دید میراث به آن نگریسته‌اند و با گزارش گفتهٔ ابوبکر موضوع را ختم کرده‌اند و گاهی تا جایی پیش رفته‌اند که گفته‌اند فاطمه پس از شنیدن استدلال ابوبکر از اعتراض دست کشید. ازسوی‌دیگر، پژوهشگران شیعه براساس منابع اهل سنت، گزارش‌های احتجاج‌های فاطمه زهرا را نقل کرده‌اند. آنان برپایهٔ همین منابع نشان داده‌اند که پس از مصادرهٔ فدک به‌دست ابوبکر، فاطمه زهرا بارها با او و در منظر عمومی احتجاج کرده‌است. در یکی از این گزارش‌ها که در حضور مهاجر و انصار انجام شده، فاطمه گفته که فدک هبهٔ پیامبر است و بر این گفتهٔ خویش، علی، حسن، حسین و ام‌ایمن را شاهد آورد. و پس از آن ادامه داده که حدیث مورداستناد ابوبکر را نه‌تنها کسی نشنیده، بلکه برخلاف نص صریح قرآن است. اما این استدلال‌ها مورداعتنا واقع نشد.[۸۷]

ویلفرد مادلونگ می‌گوید ابوبکر بدین‌ترتیب، نه‌تنها اموال خاندان محمد را از اختیار آن‌ها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آن‌ها نیاز مالی داشته‌باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنت محمد بود که خاندانش را به‌جهت موقعیت طهارت از پذیرش صدقه منع کرده‌بود. هم‌چنین، بدین‌ترتیب پرداخت سهم ویژهٔ (خمس) آن‌ها از غنائم و فیء هیچ توجیهی نداشت. علاوه‌برآن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را می‌داد که محمد به او دستورهای ویژه‌ای برای خلافت پس از خود داده‌است. چنان‌که عایشه می‌گوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد.[۸۸] به‌طور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آن‌ها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۸۹] سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه‌ای چون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبهٔ فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد — اهل سنت معتزلی — سودی از جعل این روایات نمی‌بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۹۰]

افزون‌بر این احتجاج‌ها، گزارش‌های واگذاری مجدد فدک به فاطمه یا فرزندان او در کتاب‌های تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه، دلیل روشنی بر حقانیت دعوی فاطمه از سوی پژوهشگران شیعه دانسته شده‌است، مانند گزارش نوشتن سند مالکیت فدک برای فاطمه از سوی ابوبکر،[یادداشت ۷] و پس از او، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در دوره‌های گوناگون توسط عمر بن عبدالعزیز اموی، سفاح عباسی، مهدی عباسی و مأمون عباسی. برخی از اهل سنت، مصادرهٔ فدک را اجتهاد دانسته‌اند. اما شیعه با توجه به این‌که این مصادره، تنها مصادرهٔ ابوبکر بوده و ازسوی‌دیگر بخشش‌های فراوانی از بیت‌المال برای مستحکم‌کردن خلافت در منابع گزارش شده، با نکوهش این کار، رنجاندن فاطمه را — که با توجه به حدیث پیامبر، مساوی با رنجاندن خدا و پیامبر اوست — گناهی بزرگ از سوی ابوبکر دانسته‌اند.[۹۱]

دنیس صوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل‌بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، باوجود جانب‌دارانه‌بودن‌شان حاوی مقداری حقیقت هستند. به‌این‌دلیل که اهل سنّت نتوانستند به‌طور کامل آن‌چه را که به‌وضوح برای بازسازی تاریخ‌شان زیان‌آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابوبکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، این‌که فاطمه هیچ‌گاه او را به‌خاطر کارهایش نبخشید، و این‌که وفات او برای مدتی — احتمالاً به‌خواست خود فاطمه — مخفی نگاه داشته‌شد تا مانع سرپرستی ابوبکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه‌آمیز است، این است که این پنجرهٔ کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته‌شده یا کوچک شمرده‌شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده‌است.»[۹۲]

پس از حجةالوداع، محمد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد. محمد چند روز پس از آن درگذشت. فاطمه بسیار غم‌زده گشت[۹۳] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود.[۹۴] رسول جعفریان بر این باور است که تردیدی در خشمگین‌بودن فاطمه زهرا نسبت به ابوبکر و عمر به‌خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر نیست؛ و فاطمه بی‌رضایت از آنان از دنیا رفت.[۹۵]

درگذشت

نمایی از روضهٔ نبوی در مسجد النبی، یکی از مکان‌های احتمالی مدفن فاطمه زهرا

بسیاری از منابع معتبر اهل سنت و شیعه معتقدند که فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانهٔ فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید، کشته شده‌است. محمد شهرستانی در ملل و نحل، ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان، مسعودی در اثبات الوصیه، شمس‌الدین ذهبی در میزان الاعتدال، ابن قتیبه در مناقب آل ابی‌طالب، صلاح‌الدین صفدی در الوافی بالوفیات، طبری در دلائل الامامه، طبرسی در احتجاج و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار این مطلب را بیان کرده‌اند.[۹۶]

به‌گفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوهٔ جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده‌بود. به‌مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه، وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۹۷]

دربارهٔ تاریخ درگذشت فاطمه زهرا تاریخ‌نویسان قول‌های مختلفی نقل کرده‌اند. به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام فاطمه شش ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۹۸] برخی منابع سی یا سی و پنج روز پس از وفات محمد گفته‌اند. برخی دیگر چهل و پنج روز یا هفتاد و پنج روز از آن تاریخ ذکر کرده‌اند؛ و دیگر منابع قول نود و پنج روز را نقل کرده‌اند.[۹۹]

تدفین

به‌گفتهٔ ولیری، اکثریت منابع اولیه، تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. اما نقل‌قول‌هایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خوانده‌است.[۱۰۰] دنیس صوفی معتقد است به‌دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه از ابوبکر، به‌نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به‌خواستهٔ خود او در شب انجام شده تا ابوبکر به‌عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته‌باشد.[۱۰۱]

محل دفن

به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام، تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به‌نوشتهٔ این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشهٔ خانهٔ عقیل — برادر علی — به‌فاصلهٔ هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفتهٔ سایر منابع بعد از دفن یا مدتی پس از آن، دیگر محل دفن نامعلوم بود. مسعودی می‌نویسد مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبهٔ موجود در آن مقبره، نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به‌عنوان صاحبان مقبره نوشته شده‌بود. اما مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند. در این مقبره سه امام شیعه آرمیده‌اند و قبر دیگر، امروزه به فاطمه بنت اسد منسوب است. مقدسی مقبرهٔ فاطمه را در فهرست مکان‌هایی قرار می‌دهد که دربارهٔ آن اختلاف‌نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده‌باشد.[۱۰۲] در منابع شیعه احتمال دفن در بقیع از اهمیت کمتری برخوردار است. به‌گفتهٔ سید مرتضی عسکری، آخرین احتمال دربارهٔ محل دفن فاطمه زهرا، خانهٔ اوست. این امکان با چندین سند معتبر پشتیبانی می‌شود. اسناد اصلی این ماجرا از اهل بیت دریافت می‌شود؛ زیرا آنان اعضای اصلی خانهٔ پیامبر هستند که دربارهٔ این موضوع بهتر از دیگران می‌دانند. برخی از پژوهشگران بر این باورند که براساس حدیثی از پیامبر، فاطمه در روضهٔ نبوی دفن است. این احتمال با احادیثی از جعفر صادق و علی بن موسی الرضا تقویت می‌شود.[۱۰۳][یادداشت ۸] درمجموع، فقهای شیعه برای زیارت فاطمه زهرا سه مکان را در اولویت دانسته‌اند: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد قرار گرفته‌است. و سوم در قبرستان بقیع.[۱۰۴]

فرزندان

حسن مجتبی در سال دوم ه‍.ق زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده‌باشد. یا به‌روایتی در نیمهٔ رمضان سال سوم ه‍.ق بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای شعبان به‌سال چهارم ه‍.ق به‌دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده‌به‌دنیاآمده مُحسن یا مُحَسَّن، فاطمه دو دختر به‌دنیا آورد که به‌نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام‌کلثوم نام‌گذاری شدند.[۱۰۵] حسن بزرگترین پسر علی و فاطمه زهرا و دومین امام شیعه است که طبق روایات در ۶۲۵ م در مدینه به‌دنیا آمد. بعد از درگذشت علی، برای مدت کوتاهی در کوفه بر بخشی از سرزمین‌های مسلمانان خلافت کرد و سپس طبق عهدنامهٔ صلح با معاویه از قدرت کناره گرفت. او در ۶۷۰ م در مدینه مسموم شد و درگذشت.[۱۰۶] حسین دومین پسر علی و فاطمه زهرا و سومین امام شیعه است که طبق بیشتر روایات در ۶۲۶ م در مدینه به‌دنیا آمد. وی در سال ۶۸۰ م علیه یزید قیام کرد و در نبرد کربلا به همراه یارانش کشته شد.[۱۰۷]

نسل علی از فاطمهٔ زهرا به‌عنوان «شریف» یا «سید» شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمد، مورداحترام شیعه و سنی هستند.[۱۰۸] علی تا زمانی که فاطمه زنده بود همسر دیگری نداشت، اما پس از او با زنان متعددی ازدواج کرد. به‌جز چهار فرزندی که از فاطمه داشت، بقیهٔ فرزندانش از همسران دیگر او بودند.[۱۰۹]

سیرهٔ فاطمه زهرا

فاطمه زهرا در قرآن و روایات

آیات مرتبط با فاطمه زهرا

نام فاطمه زهرا به خط ثلث در مشبکی فولادی متعلق به دورهٔ صفوی، نگاه‌داری‌شده در موزهٔ آقاخان تورنتو، کانادا

در بسیاری از آیات قرآن به فاطمه زهرا اشاره شده، اما به‌مانند امامان شیعه، نامی از او به‌میان نیامده‌است. پژوهشگران و نویسندگان اهل سنت و شیعه، تعداد مختلفی از آیات را دربارهٔ فاطمه دانسته‌اند. برخی سی آیه، برخی ۶۰ آیه در ۴۱ سوره و برخی هم ۱۳۵ آیه از ۶۷ سوره را در این‌باره می‌دانند. این اختلاف، به دو دلیل نوع انتساب آیات و اختصاص بخشی از آیات به فاطمه زهراست. برخی از این موارد شامل بیش از یک آیه است و برخی دو موضوع را در این‌باره دربردارد. بیشتر این موارد انتساب براساس احادیث است، اما برخی نیز از جهت شأن نزول و تطبیق مصداق و برخی هم از نظر تأویل و بطن آیات و برخی تفسیراست.[۱۱۰]

سورهٔ انسان

سید محمدحسین طباطبایی در بحث روایی تفسیر این سوره، با گزارش روایات موجود در کتاب‌های اهل سنت و شیعه این سوره را در شأن علی و فاطمه و داستان بیماری فرزند یا فرزندان آنان و نذر برای بهبودی‌شان بیان می‌کند.[۱۱۱] شهاب‌الدین آلوسی در روح‌المعانی و در تفسیر این سوره، ضمن گزارش روایات و قول دیگر مفسران، این داستان را گزارش می‌کند و آن را دربارهٔ اهل بیت می‌داند. او با توجه به گزارش‌های ترمذی و ابن جوزی و ظاهر آیات می‌گوید این گفته‌ها ایجاب می‌کند که این سوره مدنی باشد و دلیل آن را فرزندان علی و فاطمه می‌داند که در مدینه متولد شدند و این موضوع با ظاهر آیات تعارضی ندارد. او ادامه می‌دهد از لطایف این سوره این است که در هیچ‌جای این سوره به احترام فاطمه زهرا، نامی از حورالعین برده نشده و تنها از «وِلْدانٌ مُخَلَّدون» یاد شده‌است.[۱۱۲]

سورهٔ قدر

جستارهای وابسته: هستی و فلسفه اسلامی

حسن حسن‌زادهٔ آملی در تفسیر عرفانی سورهٔ قدر می‌گوید سیر حُبّی وجود، در قوس نزول، در شب است؛ همان‌گونه‌که در سیر ظهور صعودی، در روز است. بعضی شب‌ها لیالی قدر و بعضی از روزها ایام‌الله است. و فاطمه لیلةالقدرِ یازده کلام‌اللهِ ناطق است، چنان‌که جعفر صادق گفت: کسی که حق معرفت به فاطمه پیدا کند، یعنی به‌درستی او را بشناسد، لیلةالقدر را ادراک کرده‌است.[۱۱۳] او می‌گوید انسان کامل، قرآن ناطق است و بنابراین، یازده قرآن ناطق در شبی مبارکه که مادر امامان است، نازل شده‌است. و می‌گوید به‌گفتهٔ پیامبر کسی که فاطمه را آن‌چنان که شایسته است بشناسد، شب قدر را درک کرده و فاطمه ازآن‌رو که خلایق از کُنه شناخت او بریده شده‌اند، فاطمه نامیده شد.[۱۱۴]

سورهٔ کوثر

در تفسیر المیزان دربارهٔ سوره کوثر آمده که معنای آن، خیر کثیر است و عجیب آن است که مفسران در بیان مصداق آن، اختلاف فراوانی دارند و بیست و شش معنی برای آن ذکر کرده‌اند. علامه طباطبایی در ادامه بیان می‌کند که با توجه به آیهٔ آخر سوره و از سوی دیگر با درنظرگرفتن روایات گوناگون دربارهٔ داستان گویندگان به بی‌نسل‌ماندن پیامبر اسلام، این سوره دلالت بر فاطمه و فرزندان او و کثرت نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا دارد.[۱۱۵] آلوسی نیز در روح‌المعانی می‌گوید از مصداق‌های کوثر، کثرت فرزندان پیامبر اسلام است و سپس می‌گوید چنین است که فرزندان پیامبر اسلام سراسر جهان را فراگرفته‌اند؛ و در ادامه همان داستان مذکور در المیزان را بیان می‌کند.[۱۱۶]

آیهٔ مباهله

رویداد مباهله از رویدادهای صدر اسلام و ماجرای رویارویی پیامبر اسلام و اهل بیتش از یک‌سو و مسیحیان نجران ازدیگرسو است. در این رویداد، مسیحیان نجران با پیامبر دربارهٔ درستی دعوتش محاجه (دلیل آوردن) کردند و این گفتگو سرانجام به آن‌جا کشید که با درخواست مباهله از سوی محمد مواجه شدند.[۱۱۷][۱۱۸] دو طرف با افراد خود در محل مباهله حاضر شدند. هنگامی که مسیحیان دیدند محمد با عزیزترین کسان و اعضای خانواده‌اش، — علی، فاطمه، حسن و حسین — آمده تا با آنان مباهله کند، یقین کردند که از این مباهله سلامت نخواهند ماند، چراکه رفتار محمد نسبت به خانواده‌اش، نشان از اطمینان او نسبت به عقیدهٔ خود دارد.[۱۱۹] در تفسیر روح‌المعانی نیز پس از بیان داستان محاجهٔ مسیحیان با محمد دربارهٔ عیسی و پیشنهاد مباهله از سوی محمد، روایات موجود نقل شده و نویسنده بیان کرده که منظور از افراد در آیهٔ مباهله، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند و ادامه می‌دهد که این موضوع دلالت بر برتری اهل بیت دارد.[۱۲۰]

آیات نور

آیه یا آیات نور به آیات ۳۵ تا ۳۸ سورهٔ نور گفته می‌شود. در المیزان و در بحث روایی این آیات، احادیثی روایت می‌شود که مصداق این آیات را اهل بیت پیامبر می‌داند و در آن «مشکاة» فاطمهٔ زهرا بیان شده‌است؛ و در ادامه آمده که منظور از بیوت در این آیات، بیت انبیا است که بیت علی و فاطمه نیز یکی از آن‌هاست و البته این یکی از مصداق‌های آن است.[۱۲۱] در روح‌المعانی نیز در توضیح آیهٔ ۳۶ و دربارهٔ بیوت مطرح‌شده در آن، این روایت نقل شده‌است.[۱۲۲]

آیهٔ تطهیر

علامه طباطبایی در بحث جامعی در تفسیر این آیه در المیزان، مخاطب این آیه را اصحاب کسا می‌داند و به احادیث آن که تعداد آن‌ها بیش از هفتاد حدیث است و بیشتر از طریق اهل سنت هستند اشاره می‌کند. راویان این حدیث نزد اهل سنت ام‌سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، سعد، وائله بن اسقع، ابی‌الحمراء، ابن‌عباس، ثوبان غلام آزادشدهٔ پیامبر اسلام، عبدالله بن جعفر، علی بن ابی‌طالب، و حسن بن علی هستند و نزدیک به چهل طریق از آنان نقل شده‌است. راویان نزد شیعه علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، محمد باقر، جعفر صادق و علی بن موسی الرضا، ام‌سلمه، ابوذر، ابی‌لیلی، ابوالاسود دؤلی، عمرو بن میمون اودی، و سعد بن ابی‌وقاص هستند که بیش از سی طریق از آنان نقل شده‌است.[۱۲۳] آلوسی در تفسیر خود ضمن بیان روایات مختلف دربارهٔ مصداق اهل بیت در این آیه، به حدیث کسا اشاره می‌کند و اهل بیت را اصحاب کسا می‌داند. اما در ادامه و در بحث عصمت و طهارت، ضمن بیان نظر شیعه و رد آن، قائل به عصمت و طهارت اهل بیت نیست و این آیه را شرط می‌داند، نه آیه‌ای که خبری باشد و در گذشته انجام شده‌باشد.[۱۲۴]

آیهٔ مودت

در المیزان دربارهٔ آیهٔ ۲۳ سورهٔ شوری و در توضیح و تفسیر این آیه، ضمن گزارش گفته‌های مختلف مفسران و سنجش و نقد آن‌ها، آمده که مقصود از مودت قربی، محبت اهل بیت محمد — علی، فاطمه، حسن و حسین — است؛ و در ادامه نیز بیان شده در روایات گوناگون از طریق اهل سنت و شیعه به این موضوع تصریح شده‌است.[۱۲۵] آلوسی در تفسیر این آیه، روایتی را از ابن عباس نقل می‌کند که در آن، از پیامبر دربارهٔ کیستیِ «قُربیٰ» در این آیه پرسش شده و پاسخ پیامبر علی، فاطمه، حسن و حسین بوده‌است. و سپس آلوسی ماجرای برخورد مرد شامی با علی بن الحسین و خواندن این آیه از سوی علی بن الحسین را بیان می‌کند؛ و ادامه می‌دهد اخبار و احادیث دربارهٔ نزول این آیه در شأن اهل بیت چنان زیاد است که احصاء و شمرده نمی‌شود. و در پایان هم حدیث سفینه را ذکر می‌کند. ازسوی‌دیگر، در روح‌المعانی در رد ادعای شیعه مبنی بر امامت اهل بیت براساس این آیه، آمده که منظور از مودت، دوستی اهل بیت است و این آیه دلالتی بر واجب‌الامامة و واجب‌الطاعه بودن شخص واجب‌المحبة نیست.[۱۲۶]

در سیرهٔ پیامبر اسلام

خط‌نقاشیِ نام آل کسا و دو حدیث از پیامبر اسلام روی پارچه، احتمالاً متعلق به ایران یا آسیای مرکزی، سدهٔ سیزده ه‍.ش

عربستان در آستانهٔ ظهور اسلام سرزمینی خشک با آب‌وهوایی سخت، معیشتی طاقت‌فرسا و فرهنگی خشن بود. زن در آن جامعه منزلتی نداشت و مایهٔ سرشکستگی برای خانواده‌اش بود، تا جایی که برخی اعراب بیابان‌گرد اقدام به زنده‌به‌گورکردن نوزادان دختر خود می‌کردند.[۱۲۷] در چنین محیطی، به‌این‌ترتیب، سنت محمد در تکریم فاطمه در تقابل با آموزه‌های فرهنگی محیط عربستان بود.[۱۲۸]

احادیث محمد دربارهٔ فاطمه دو دسته‌اند: دستهٔ نخست آن‌هایی که منحصراً دربارهٔ فاطمه زهراست؛ و دستهٔ دوم احادیثی که دربارهٔ اهل بیت محمد هستند که شامل فاطمه به‌عنوان یکی از اعضای آن هم می‌شوند. در این‌جا از ذکر احادیث دستهٔ دوم خودداری می‌شود. برخی از مهم‌ترین آن‌ها حدیث سفینه، حدیث نجوم و حدیث ثقلین هستند.[۱۲۹][۱۳۰][۱۳۱]

حدیث بضعه

حدیث بَضعَه[یادداشت ۹] از احادیث مشهور و معروف و حتی متواتر معنوی محمد پیامبر اسلام است. این حدیث به ۲۸ لفظ مختلف در بسیاری از کتاب‌ها ازجمله دست‌کم ۱۸ منبع اهل سنت و ۱۳ منبع شیعه روایت شده‌است.[۱۳۲] دربارهٔ علت صدور این حدیث چند ماجرا نقل شده که عبارتند از: نخست ماجرای پرسش علی از محمد دربارهٔ بهترین چیز برای زنان و پرسش محمد در این‌باره از فاطمه و پاسخ فاطمه؛ دوم در ماجرای پذیرش توبهٔ ابولبابه انصاری و بازکردن او از ستون توبه توسط فاطمه زهرا؛ سوم در ماجرایی که محمد فاطمه را معرفی کرد؛ چهارم در شب عروسی علی و فاطمه که محمد این جمله را خطاب به علی گفت؛ و پنجم ماجرایی که توسط مسور بن مخرمه دربارهٔ خواستگاری علی از دختر ابوجهل و ماجراهای پس از آن روایت شده‌است. محمدجعفر طبسی در پژوهشی دربارهٔ این حدیث در منابع اهل سنت، ضمن این‌که ۱۲۳ منبع حدیث بضعه در کتاب‌های اهل سنت را ذکر می‌کند، دربارهٔ روایت پنجم اشکال‌هایی را مطرح، و به دلایل مختلف صحت این ماجرا را رد می‌کند.[۱۳۳]

حدیث سرور زنان عالم

حدیث سیدةالنساءالعالمین از دیگر احادیث محمد است که برتری فاطمه بر زنان جهان را بیان می‌کند. راویان این حدیث علی بن ابی‌طالب و فاطمه زهرا، ابن عباس، انس، ابی‌لیلی، ابوهریره، عایشه، عبدالرحمن بن ابی‌لیلی، جابر بن عبداللّه، ابوسعید، حذیفه، ام‌سلمه، ابواسلمی، ابن مسعود، ابن عمر، عمران بن حصین، جابر بن سمره، ابی‌بریده اسلمی هستند.[۱۳۴] منابع اهل سنت و شیعه نقل می‌کنند که محمد فاطمه را سرور زنان همهٔ جهانیان خوانده‌است. در برخی از منابع اشاره شده که او سرور زنان بهشتی — به‌جز مریم — و در برخی دیگر او سرور زنان همهٔ عوالم است.[۱۳۵] حاکم نیشابوری و ذهبی این روایت را صحیح می‌دانند. برخی از دانشمندان اهل سنت مانند آلوسی، سهیلی، زرقانی، سفارینی، ابن الجکنی، شیخ رفاعی و محمد طاهر القادری بر برتری فاطمه زهرا تأکید کرده‌اند. در منابع روایی و تفسیری شیعه نیز، روایات فراوانی در این‌باره موجود است.[۱۳۶]

در کلام امامان شیعه

امامان شیعه در موقعیت‌های گوناگون احادیثی دربارهٔ فاطمه زهرا بیان کرده‌اند. مضمون این احادیث دربارهٔ پیامبرشناسی فاطمه، علم او، حجاب او، عشق پیامبر اسلام به او، گریه فراوان او، دوری او از هر بدی، ستاره‌بودن او برای ساکنان آسمان‌ها، سرور زنان عالم، سخن‌گفتن او با فرشتگان، انسان‌دوستی‌اش در مقام دعا، انسانی کم‌نظیر و نبودن کفوی برای او در روی زمین جز علی بن ابی‌طالب، همسرداری او و سخت‌کوشی‌اش در امور خانه است.[۱۳۷] برخی دیگر از احادیث نیز بر جنبه‌های ویژه‌ای از فاطمه زهرا تأکید می‌کنند، مانند حدیث صدّیقه و شهیده بودن او،[یادداشت ۱۰][۱۳۸] حجّت‌ بودن او بر امامان شیعه[یادداشت ۱۱][۱۳۹][۱۴۰] و الگوبودنش برای حجت بن الحسن، امام دوازدهم شیعیان.[یادداشت ۱۲][۱۴۱]

مقامات معنوی در نظر مسلمانان

برخلاف منابع تاریخی اندکی که دربارهٔ فاطمه زهرا در دسترس است، درجهٔ اهمیت فاطمه در باورهای عامه و داستان‌های موجود در جهان اسلام جالب‌توجه است. به‌نوشتهٔ جان کالمارد در دانشنامهٔ ایرانیکا، در این‌گونه داستان‌ها معمولاً آن‌چه که وی قسمت‌های «ناخوشایند» می‌نامد — مانند کشمکش‌های وی با علی — محو می‌شود و درعوض مواردی که وی آن‌ها را «به سود» فاطمه می‌نامد — مانند شجاعت او در هنگام رویارویی در برابر ابوبکر دربارهٔ فدک — بزرگ نشان داده می‌شود. به‌علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات، معجزات و حکایات دربارهٔ تولد، نامزدی، ازدواج، بکارت، بارداری، مادری و قدرت فاطمه را به تفصیل شرح داده‌اند.[۱۴۲] منابع مذهبی دربارهٔ فاطمه بسیار فراوان است. فاطمه در منابع مذهبی شیعه و سنی از اعضای اهل بیت پیامبر اسلام شمرده می‌شود و یکی از پنج نفر موسوم به آل کسا یا آل عبا و از افرادی است که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان توسط خداوند به‌وجود آمده‌است.[۱۴۳]

در نگاه اهل سنت

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به‌عنوان بانویی پرهیزکار و باایمان تأکید می‌شود. این منابع به‌ویژه بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانهٔ او و الگوی تقوا تأکید دارند.[۱۴۴] در منابع تفسیری اهل سنت، پرداختن به برخی دیگر از ابعاد شخصیتی فاطمه زهرا به‌چشم می‌خورد. این منابع، فاطمه زهرا را در جایگاه راوی حدیث و سنت، قاری و مفسر معرفی می‌کنند و عمل او را مستند فتوا می‌دانند. از موقعیت ممتاز فاطمه نزد مردم و پناهندگی به او می‌گویند و این‌که مخاطب پیامبر در تلاوت آیاتی ویژه است. او را برخوردار از غذای بهشتی می‌دانند و این‌که درنهایت این‌که او را بانوی برتر جهان می‌شمارند.[۱۴۵]

نزد شیعه

در نزد شیعیان دوازده‌امامی، فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و حدیث‌های منتسب به وی درمقایسه با دیگر سیزده معصوم شیعه بسیار محدودتر است. فاطمه به‌دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به‌همین‌سبب بسیاری از روایات، زندگی وی را باشکوه نشان می‌دهند.[۱۴۶] ابن عیاش و ابن بابویه نام او را به‌مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی به‌نام «الفاطر (=خالق)» می‌دانند. حسن عسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند از میان نام‌هایی که خدا به آدم آموخت، نام آل عبا و ازجمله فاطمه بود.[۱۴۷]

فاطمه به‌عنوان «مادر امامان»، جایگاه ویژه‌ای در بینش شیعه دارد. او به‌عنوان تنها فرزند بازماندهٔ محمد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصربه‌فردی بین شیعیان است. خلافت فاطمیان براساس نام او بنا شده‌است. تفکرات این فرقه در فرقهٔ اسماعیلیه نیز ادامه یافت. بنابه دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به‌عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی‌اش در عین تنگدستی که داشت، تأکید شده‌است.[۱۴۸] شیعیان معتقد هستند که عبارت «حیّ علی خیرالعمل» در اذان تنها محدود به نماز نیست و این عبارت به ولایت نسبت به خانوادهٔ پیامبر یا به‌عبارت دیگر، تکریم فاطمه و فرزندانش اشاره دارد.[۱۴۹]

در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن‌بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه است. منشأ او میوه‌ای است از بهشت که معمولاً سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمد در هنگام معراج آن را خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلاً با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشأ گرفته، تماس داشته‌است. به‌نوشتهٔ طبری در دلائل الامامه و حسین بن عبدالوهاب در عیون المعجزات به‌همین‌دلیل بوده که محمد همیشه می‌گفته‌است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحهٔ بهشت را دارد و نام او در بهشت — معمولاً با نام «منصوره» — موجود است. فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می‌گفته‌است. تمام بانوان پرهیزکار ازجمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به‌ویژه مریم، همیشه با فاطمه گره خورده‌اند و البته فاطمه همیشه برتر از همهٔ آنان است. به‌نوشتهٔ ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد، اسرار الهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور شد.[۱۵۰]

مقام عصمت

عصمت فاطمه، از راه پیوند میان پیامبری و امامت — یعنی دو نهادی که به عصمت و بی‌گناهی و بی‌خطایی شناخته می‌شوند — و از طریق پیوستگی‌اش با امامان و ویژگی‌های آنان در رفتارها و سنت‌های گوناگون به‌دست می‌آید. اثبات قرآنی عصمت چهارده معصوم به‌ترتیب از آیات تطهیر و ۱۲۴ بقره نتیجه گرفته شده‌است. در روایتی محمد به سلمان فارسی، نام و نشان امامان معصوم و نُه فرزند حسین را می‌گوید و در آن نام فاطمه نیز برده شده‌است. در همین روایت آمده که خلقت پیامبر، فاطمه و دوازده امام از نور، و «قبل از ایجاد خلقت» بوده‌است. توجه به این منشاء درخشانِ چهارده معصوم، تفسیر آیهٔ نور است؛ و درواقع، تقریباً هر ارجاع قرآنی به نور، به‌عنوان اشاره به آنان است.[۱۵۱] به نوشته هانری کوربن، شیعه به‌عنوان یک دین در انتظار معاد که برپایهٔ تفسیر معنوی از حقایق خفیه و پنهان در چرخهٔ ولایت شکل گرفته‌است، ارتباط تنگاتنگی با تفسیر مقام الهی و معنوی چهارده معصوم و ازجمله مقام الهی فاطمه دارد. دوازده امام شیعی به‌همراه پیامبر اسلام و دخترش فاطمه، مفهوم چهارده معصوم الهی نزد هانری کوربن را شکل می‌دهند.[۱۵۲]

مقام طهارت

قرآن در آیهٔ تطهیر به اهل بیت محمد، مقام طهارت را اعطا می‌کند. هرچند این آیه در خلال آیات مربوط به زنان محمد است، اما ضمیر آن به‌صورت جمع مذکر است. به‌نوشتهٔ مادلونگ، علی‌رغم رویکرد شیعی در این موضوع، حتی در منابع اهل سنت مانند تفسیر طبری نیز، مصداق این آیه «محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین» هستند. هرچند بنابر تفسیری زنان محمد هم از طریق ازدواج می‌توانند به طهارت برسند، اما در اصل ارجاع آیه به خویشاوندان خونی محمد است، که به‌جهت این مقام از پذیرش صدقه منع شده‌اند.[۱۵۳] اهل سنت نوعی مسامحه دارند و معتقد هستند در این آیه به دو زن پیامبر و علی و فاطمه اشاره شده‌است. عموماً نویسندگان شیعه اهل بیت را در مفهومی فراگیر همهٔ نسل علی و فاطمه می‌دانند، اما در علوم الهی، آن را برای علی، فاطمه، حسن، حسین و امام‌های باقی‌مانده اختصاص می‌دهند. آیهٔ قرآن به‌عنوان شاهدی درنظر گرفته می‌شود که همهٔ آنان بدون‌گناه بوده‌اند.[۱۵۴]

مقامات عالی

عده‌ای از شیعیان مقامات عالیه‌ای برای فاطمه قائل هستند که از آن به «معرفت به نورانیت» یاد می‌کنند. آنان بر این باورند که معرفت‌پیداکردن به خداوند از طریق فاطمه ممکن است و تمامی فیض‌هایی که به بندگان می‌رسد از طریق فاطمه است. این معرفت از آن‌جا نتیجه گرفته می‌شود که با توجه به کفوبودن علی بن ابی‌طالب برای فاطمه زهرا و بنابر حدیث معرفت به نورانیت علی بن ابی‌طالب، معرفت به نورانیت فاطمه زهرا نیز از این طریق ممکن است و از طریق شناخت فاطمه می‌توان خدا را شناخت. این معرفت از راه شناخت خلقت نورانی اهل بیت و آیهٔ نور امکان‌پذیر است.[۱۵۵]

آثار

امیرمعزی معتقد است که در اعتقادات شیعه، مجموعهٔ آثار فاطمه به‌عنوان یکی از منابع علم امامان شناخته می‌شود.[۱۵۶]

مصحف فاطمه

مصحف فاطمه، بنابر روایات شیعه، کتابی منتسب به فاطمه زهراست که شامل اخبار و اطلاعاتی دربارهٔ آیندهٔ جهان تا روز قیامت، سرنوشت فرزندان و ذریهٔ او، نام تمامی فرمانروایان و کارهای آن‌ها و ازاین‌دست علوم و اخبار است؛ اما قرآنی دیگر نیست و چیزی دربارهٔ قرآن یا احکام و حلال و حرام ندارد، بلکه آیندهٔ تاریخ را تا روز رستاخیز ترسیم کرده‌است.[۱۵۷] باقر شریف قرشی قرآن دیگر دانستن مصحف فاطمه را احمقانه می‌داند که سبب متهم‌شدن شیعه به تحریف قرآن است.[۱۵۸]

خطبه‌ها

خطبه فدکیه

فراز پایانی خطبهٔ فدکیه
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آنِ شما، محکم بچسبید و رها نکنید ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروختهٔ خشم الهی که از دل‌ها سربرمی‌کشد خواهد پیوست! فراموش نکنید آنچه را انجام می‌دهید در برابر خداست. «آن‌ها که ستم کردند به‌زودی می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست!» و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما برمی‌آید انجام دهید، ما هم انجام می‌دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!»
«
»

خطبهٔ فدکیه سخنرانی فاطمه زهرا در مسجد پیامبر پس از درگذشت پدرش و در جریان ماجرای اختلاف مالی با ابوبکر بر سر فدک بود. محتوای این خطبه افزون‌بر توضیح دربارهٔ مسئلهٔ فدک، دربارهٔ توحید، نبوت، معاد، احکام، قرآن، وضعیت عربستان پیش از بعثت، فعالیت‌های پیامبر و علی بن ابی‌طالب برای گسترش و تثبیت اسلام، فتنه‌ها، غدیرخم، عهدشکنی مردم، ماجرای سقیفه و مخالفت با نص صریح قرآن است. راویان اصلی این خطبه در آثار اهل سنت و شیعه عبارتند از: زینب، حسین بن علی، محمد باقر، عایشه، ابن عایشه، ابن‌عباس، عبدالله بن حسن بن حسین، ابوهشام محمد، عوانه و عطیه عوفی. تعداد سندهای این خطبه بیش از بیست سند است.[۱۶۰] قدیمی‌ترین سند این خطبه کتاب بلاغات النساء اثر ابوالفضل مروزی (وفات ۲۸۰ ه‍. ق) است.[۱۶۱]

خطبه عیادت

سخنرانی دیگر فاطمه زهرا در زمان بیماری او و در جمع زنان مدینه است که برای عیادت از او آمده‌بودند. راویان اصلی این خطبه عبارتند از: علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، فاطمه دختر حسین بن علی، ابن‌عباس و عطیه عوفی. تعداد سندهای نقل این خطبه هشت سند است.[۱۶۲] قدیمی‌ترین سند این خطبه نیز بلاغات النساء است. این خطبه در کتاب‌هایی مانند امالی، کشف‌الغمه، احتجاج و بحارالانوار نیز آمده‌است.[۱۶۳]

روایات

روایات نقل‌شده از فاطمه زهرا در کتاب‌های تفسیر اهل سنت تنها دوازده روایت است. و این درحالی است که از بین این دوازده حدیث تنها یک حدیث در این کتاب‌هاست و دیگر احادیث در آثار توفیق ابوعلم نقل شده‌است. از میان دوازده حدیث نقل‌شده توسط ابوعلم، سه حدیث مانند همان یک روایت رایج مذکور است.[۱۶۴]

برطبق منابع شیعه حدیث لوح فاطمه حدیثی است که جبرئیل از جانب خدا در روزهای پس از تولد حسین بن علی، آن را به محمد و پیامبر نیز آن را به دخترش فاطمه زهرا هدیه داد. بر روی این لوح که سبزرنگ بوده، نام دوازده امام از اهل‌بیت پیامبر اسلام نوشته شده‌است. فاطمه نیز آن را به جابر بن عبدالله انصاری از صحابهٔ محمد نشان داده و اجازه داد تا از آن نسخه‌ای بردارد.[۱۶۵]

دعا

در یک بخش‌بندی دعاهای فاطمه زهرا را می‌توان در چهار دسته جای داد: نخست دعا دربارهٔ خدا، دوم دربارهٔ کمالات معنوی، سوم دعا برای نیازمندی‌های زندگی و چهارم دعا برای دیگران. دعای نور از معروف‌ترین دعاهای فاطمه دربارهٔ صفات خداوندی است.[۱۶۶]

ویژگی‌های ظاهری و جسمانی

برخلاف خواهرش رقیه که منابع اولیه از زیبایی او سخن گفته‌اند، منابع دربارهٔ ظاهر فاطمه سکوت کرده‌اند جزاین‌که گزارش کرده‌اند که مانند محمد گام برمی‌داشته‌است. احادیث در مورد رنجور و مریض‌بودن او را نمی‌توان قبول نمود و احتمالاً این احادیث به وضعیت‌هایی موقتی در زندگی فاطمه برمی‌گردد. این‌که فاطمه پنج بچه باردار شد، دوبار از مدینه به مکه رفت، و کار سخت او در خانه همه بر این دلالت دارد که از سلامت در وضع جسمانی خوبی به‌سر می‌برده‌است.[۱۶۷]

دیدگاه‌ها دربارهٔ فاطمه زهرا

افزون بر نقش پیامبر اسلام و دوازده امام شیعی، فاطمه، دختر پیامبر، همسر امام اول و مادر امامان دیگر، تکمیل‌کنندهٔ پلرومای چهارده معصوم در فلسفهٔ عرفانی شیعه است. به‌عنوان یکی از اعضای این پلروما، فاطمه نقش مهمی در روز قیامت دارد، و به‌ویژه زنان از او در این زمینه استمداد می‌کنند. وجود یک شخصیت زن در میان چهارده معصوم، عنصر «زن مقدس» را به کیهان‌شناسی مذهبی شیعه اضافه کرد که همتایی سنی برای خود ندارد و با مسیحیان در مسیحیت کاتولیک و ارتدکس مقایسه شده‌است. درواقع، فاطمه برخی از عناوین مریم، مانند «باکره» (بتول) و حتی «مادر پدرش» (ام‌ابیها) را به‌دست آورد. تقریباً به‌همین اندازه برای زنان، شخصیت زینب، خواهر حسین بن علی دارای اهمیت است که پس از وقایع کربلا، دربرابر حکومت امویان ایستاده بود و موفق به نجات جان برادرزاده‌اش، علی بن الحسین شد و درنتیجهٔ آن، خط امامت را حفظ کرد. اقدامات فاطمه و این زنان، الگوهای عملی و نمونه‌های مهمی را برای قانون شیعی ارائه داد. به‌عنوان نمونه، اصرار فاطمه بر حق به‌ارث‌رسیده از خیبر و سرزمین فدک از پدرش در مواجهه و مخالفت با ابوبکر، منجر به بهبود حقوق ارثی زنان در قانون اسلامی شیعه شد. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ م، روشنفکرانی مانند علی شریعتی روش‌های جدیدی را برای زنان به‌وجود آوردند که هم اسلامی و هم مدرن بودند. فاطمه و زینب به‌طور خاص به‌عنوان الگوهای نقش زنان در انقلاب ۱۳۵۷ ایران و در لبنان امروزی اهمیت ویژه‌ای یافتند.[۱۶۸]

دیدگاه مسیحیت

به‌گفتهٔ لویی ماسینیون، فاطمه یکی از شخصیت‌های مهم در جریان رویداد مباهله بوده‌است. فِرَق مختلف اسلامی، تفاسیر مختلفی از او و مقام معنوی‌اش عرضه داشته‌اند. مثلاً برخی معتقدند که مسیحیان نجران درنهایت مجبور شده‌اند که اعتراف کنند فاطمه مانند مریم از قدیسان است. یا برخی بر این باورند که فاطمه به‌معنای زنی الهی است که در جریان مباهله در پشت سر پیامبر قرار داشته‌است.[۱۶۹] کوربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا، الههٔ باروری و آب‌های روان در ایران باستان، مشاهده نموده‌است. ویلهلم آیلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه، بر این ارتباط تأکید و اشاره می‌کند که در این منابع، آب‌های بهشت و زمین و نمک، جزئی از مهریهٔ فاطمه بوده‌است. هم‌چنین در باورهای مردمی و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است، فاطمه با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط است، مانند رنگین‌کمان، گل یاسمن و انار.[۱۷۰]

دیدگاه زیدیه

به‌گفتهٔ سیدعلی موسوی‌نژاد، زیدیه در موضوع امامت بر این عقیده‌اند که امامت علی بن ابی‌طالب پس از پیامبر، و امامت حسن مجتبی و حسین بن علی بر حق است؛ و امامت منحصراً در فرزندان فاطمه — چه حسنی باشند و یا حسینی — و با شروط معینی استمرار دارد.[۱۷۱] آنان همهٔ فرزندان فاطمه از حسن و حسین را اهل بیت پیامبر می‌شمارند.[۱۷۲]

دیدگاه اسماعیلیه

کوربن بر نقش فاطمه زهرا به‌عنوان کهن‌الگوی همیشگی زنانگی، فاطمه–سوفیا و مظهر تجلیات خداوند و عنصر زنانهٔ پیامبر و امامان تأکید می‌کند که عملکردهای تئوفانیک[یادداشت ۱۳] و ذاتی‌شان تکیه بر درجات فاطمی‌شان دارد.[۱۷۳][۱۷۴] او براساس عرفان اسماعیلیه می‌گوید که برپایهٔ عنوان فاطمهٔ فاطر یا فاطمه خالق — که در صیغهٔ مذکر است — مفهوم سیدةالنساءالعالمین را باید در ورای تمایز جنسیتی و به معنای «سرور بشریت مؤنث» یا «سرور بشریت در حال تأنیث» جستجو، درک و ترجمه کرد. به‌این‌گونه‌که با توجه به این‌که سرشت همهٔ مخلوقات از نَفْسِ امامان شیعه است، جایگاه آفریدگان نسبت به امامان — به‌عنوان نیروهای فاعلی و مذکر — جایگاه تأنیثی است. اما درعین‌حال که دوازده امام شیعه در جایگاه نیروهای فاعلی و اسباب و علل آفرینش، جایگاهی مذکر دارند و مردان الوهی هستند، ازسوی‌دیگر، هم‌زمان در جایگاه «نفْس» پیامبر، یعنی آنیما و وجه تأنیثی او هستند. و چون مرتبهٔ وجودی و حقیقت نفس، مرتبه و حقیقت فاطمه–سوفیاست، شأن مظهریت و ولایت دوازده امام، همان مقام «فاطمی» آنان است و این، معنای فاطمهٔ فاطر یا فاطمه خالق است.[۱۷۵]

دیدگاه شیخیه

هانری کوربن شخصیت فاطمه را تجسم سوفیا و ارض لاهوت می‌داند.[۱۷۶] او می‌گوید در مکتب عرفانیِ شیعیِ شیخیه، چهارده معصوم مظهر حق و اسماء و صفات او هستند که تنها از طریق ایشان می‌توان خدا را شناخت؛ و نقش امام‌شناخت در الهیات شیعی دقیقاً مانند نقش مسیح‌شناخت در الهیات مسیحی است؛ و چهارده معصوم از لحاظ حقیقت ازلی‌شان، موقعیتی شبیه به آیون‌های عالم عُلویٰ در گنوس والنتینوسی دارند. کوربن ارض فوق ملکوتی یا همان ارض لاهوت را متجلی در شخص فاطمه زهرا می‌داند. او ادامه می‌دهد موجودات عالم لاهوت به‌خاطر تقدم ازلی خویش، دیدنی نیستند و آن‌ها را تنها در مظاهر و تجلیات‌شان می‌توان مشاهده کرد. ازاین‌رو درصورت نبودن فاطمه زهرا — که دارای شأنی ازلی است — نه ظهور امامت و نه ولایت امام وجود نداشتند. فاطمه زهرا در مقام سوفیائیت کیهانی، روشن‌کنندهٔ همهٔ عوالم است و ازاین‌جهت، دارای شأن و وظیفه‌ای سه وجهی است. نخست این‌که او نفس یا آنیمای امامان و بابی یا آستانه‌ای است که امامان نور را از او دریافت می‌کنند. دوم این‌که او معانی همهٔ عوالم است. و سوم این‌که او بیان یا تجلی است که بدون او سرچشمه و مبدأ خلقتِ عالم، ناشناخته و ناشناختنی باقی می‌ماند. مقام فاطمه جامع همهٔ مقام‌های معرفت یا گنوس است و ازهمین‌رو برتری پیامبران در شناخت خدا، به‌نسبت معرفت آنان به فاطمه زهراست.[۱۷۷]

آثار دربارهٔ فاطمه زهرا

نام الله، محمد، علی و فاطمه در مشبکی فلزی متعلق به دورهٔ صفوی

در فرهنگ مردمی

در آثار پژوهشی و هنری

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. در روایت‌های معراج از محمد نقل شده که در شب معراج سیبی بهشتی به او دادند و نطفهٔ فاطمه از آن میوه پدید آمد. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۲۷.
  2. درصورتی‌که زمان ولادت پنج سال پس از بعثت درنظر گرفته‌شود، سن خدیجه هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود. ببینید: Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  3. شهیدی می‌گوید شمار خواستگاران فاطمه تنها محدود به همین دو نفر نمی‌شده و به‌گزارش یعقوبی، گروهی از مهاجران، خواستگار فاطمه بودند. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۴۵.
  4. ولیری اشاره‌ای به این منابع در مقاله نمی‌کند. فاطمه جان‌احمدی در مطالعهٔ انتقادی مقالهٔ فاطمه در کتاب تصویر پیامبر و حضرت زهرا در دائرةالمعارف اسلام می‌نویسد هرچند خوب بود که ولیری به این منابع اشاره می‌کرد، اما روشن است که این منبع، کتاب سیرهٔ نبوی اثر ابن اسحاق است که در آن نویسنده این موضوع را با تردید و بدون پافشاری مطرح می‌کند. جان‌احمدی ادامه می‌دهد حتی درصورت درستی این خبر، این مخالفت می‌توانست به‌خاطر نگرانی فاطمه و نبود مادر در کنارش باشد. ببینید: جان‌احمدی، «مطالعهٔ انتقادی مقاله فاطمه(س)»، تصویر پیامبر، ۲۵۸.
  5. به‌نوشتهٔ ولیری بنی‌هشام بن مغیره از قبیلهٔ قریش به علی پیشنهاد کردند تا با یکی از دختران‌شان ازدواج نماید. علی پیشنهاد را رد نکرد، ولی هنگامی که خبر به محمد رسید، محمد به دفاع از فاطمه پرداخت و گفت «فاطمه پارهٔ تن من است» و «هرکس فاطمه را بیازارد مرا آزرده‌است». به‌نظر می‌رسد که هم‌زمان علی از جُوَیریه ملقب به عَوراء، دختر ابوجهل، خواستگاری کرده‌بود. در این هنگام محمد در بالای منبر اعلام کرد که او تنها درصورت طلاق‌دادن فاطمه می‌تواند با دختر ابوجهل ازدواج کند. جان‌احمدی، نویسندهٔ شیعه، به این نکته اشاره می‌کند که در شریعت اسلام حق طلاق در اختیار مرد است و طلاق اکراهی نیز باطل است. وی با این استدلال که پیامبر نمی‌توانسته برخلاف باورهایی که خود، آن‌ها را به‌عنوان احکام الهی بر مردمان ابلاغ کرده از علی بخواهد — آن‌گونه‌که در روایت آمده — «ابتدا فاطمه را طلاق دهد»، این روایت را باطل می‌داند. به‌گفتهٔ دنیس صوفی، سه نسخهٔ مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نُه سال داشته‌است. او برخی از این روایت‌ها را درراستای بدنام‌کردن علی و برخی دیگر را درجهت تثبیت اعتقادات اهل سنّت می‌داند که در آن مرتبهٔ فضیلت خلفای راشدین، براساس ترتیب حکم‌فرمایی آن‌هاست و خلیفه‌های قبل از علی، از او برتر شمرده می‌شوند. ببینید: Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850. هم‌چنین: جان‌احمدی، «مطالعهٔ انتقادی مقاله فاطمه(س)»، تصویر پیامبر، ۲۶۶. و Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 51–54.
  6. شهیدی در نقد این ماجرا توضیح می‌دهد که این حدیث دروغ است و برای آن چند دلیل می‌آورد: نخست این‌که پیامبر خبر از راستگویی و راست‌کرداری ابوالعاص بن ربیع می‌دهد که این به مفهوم آن است که باید پیش از آن، گفتگو یا تعهدی بین محمد و علی در زمان عقد رخ داده‌باشد، درصورتی‌که هیچ‌جا چنین گفتگو یا تعهدی گزارش نشده‌است. دوم این‌که محمد می‌گوید دختر رسول خدا و دختر دشمن او پیش یک نفر با هم جمع نمی‌شوند که ظاهراً اشاره به این دارد که در آن هنگام، ابوجهل زنده بوده‌است. این درحالی است که ابوجهل در جنگ بدر در رمضان سال دوم ه‍.ق کشته شده و تولد راوی ماجرا، در ذی‌الحجهٔ همان سال است. شهیدی ادامه می‌دهد برفرض درنظرگرفتن ماجرا پس از مرگ ابوجهل و در سال‌های پس از جنگ بدر، عبارت نقل‌شده از محمد — دربارهٔ جمع دختران رسول خدا و دشمن او — بی‌معناست. چراکه از نظر فقه اسلامی، شرک پدرِ کیفردیده اثری در زندگی دختر ندارد. سوم این‌که اگر این ماجرا آن‌چنان پررنگ بوده که محمد در جمعی عمومی در مسجد آن را بیان می‌کند، پس باید از راه‌های گوناگون نقل شده و به حد تواتر یا دست‌کم شیوع رسیده‌باشد، نه این‌که فقط یک راوی داشته‌باشد. چهارم این‌که تولد راوی دو سال پس از هجرت در مکه است. او پس از ذی‌الحجهٔ سال هشتم ه‍.ق همراه پدرش به مدینه آمده و هنگام درگذشت محمد هشت سال داشته‌است. ابن حجر نیز همین سال تولد را برای او ذکر کرده و می‌گوید بر این موضوع اتفاق‌نظر است. بنابراین روایت او در این‌باره که در آن زمان کودک بوده، اعتبار ندارد. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۴۵.
  7. پیرامون این سند، لامنس نسبت به حسن نیت ابوبکر مردد است و بر این باور است که فاطمه نیز به سازش ابوبکر و عمر با یکدیگر یقین داشته‌است. ببینید: عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  8. در حدیثی از جعفر صادق نقل شده:

    قال رسول‌الله(ص): «ما بین قبری و منبری روضةٌ من ریاض الجنّة و منبری علی ترعة من ترع الجنّة»، لأنّ قبر فاطمة بین قبره و منبره، قبرها روضة من ریاض الجنّة وإلیه ترعة من ترع الجنّة.

    رسول خدا(ص) گفت: «میان قبر من و منبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری است از درهای بهشت». زیرا قبر فاطمه علیهاالسلام بین قبر رسول خدا و منبر آن حضرت است.

    و نیز از علی بن موسی الرضا نقل شده: «دُفِنتْ فی بیتها فلمّا زادتْ بنو اُمیّۀ فی المسجد صارت فی المسجد. در خانهٔ خود دفن است و هنگامی که بنی‌امیه مسجد را بزرگ کردند، در صحن مسجد قرار گرفت.» ببینید: الهامی، قبر گمشده، ۲۵–۳۵.

  9. یکی از لفظ‌های حدیث بضعه: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی. فاطمه پاره‌ای از من است، پس هرکس او را بیازارد مرا آزرده‌است.»
  10. در حدیثی از موسی کاظم آمده‌است: «إنّ فاطمة (ع) صدّیقة شهیدة، و إنّ بنات الأنبیاء لایطمثن. فاطمه، صدیقهٔ شهیده است. و دختران پیامبران، حیض نمی‌شوند.» ببینید: عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۶۸–۶۹.
  11. در حدیثی از حسن عسکری روایت شده‌است: «نَحْنُ حُجج الله علی خلقه، وجّدتنا فاطمة علیها السلام حُجّة الله علینا. ما حجّت‌های خدا بر خلقش هستیم، و جدّهٔ ما فاطمه حجّت خدا بر ماست.» ببینید: المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۶۹.
  12. از حجت بن الحسن روایت شده‌است: «وفی ابنة رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لی أسوة حسنة. و دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.» ببینید: المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۱۰۰.
  13. theophanic: وابسته به تجلی خدا بر انسان

پانویس

  1. Algar, “Āl–e ʿAbā”, Iranica.
  2. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  3. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  4. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  5. Modarressi, Tradition and Survival, 82–88.
  6. Sachedina, Islamic messianism, 54–55.
  7. Reeves, Muhammad in Europe, 6–7.
  8. Nasr, “Muhammad”, Britannica.
  9. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۳۶.
  10. Zeitlin, The Historical Muhammad, 1–2.
  11. Nigosian, Islam: Its History, 6.
  12. Donner, Narratives of Islamic Origins, 132.
  13. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۴۰.
  14. Nigosian, Islam: Its History, 6.
  15. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 14.
  16. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۵۹.
  17. مؤذن جامی، «ابن هشام، ابو محمد عبدالملک»، دائرةالمعارف اسلامی، ۵:‎ ۱۱۸–۱۱۹.
  18. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 14.
  19. بهرامیان، «انساب الاشراف»، دائرةالمعارف اسلامی، ۱۰:‎ ۳۷۰–۳۷۳.
  20. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۱۲۵–۱۲۷.
  21. پاکتچی، «ابن شهرآشوب»، دائرةالمعارف اسلامی، ۴:‎ ۹۱.
  22. جعفریان، «نگاهی گذرا به تاریخ‌نگاری در فرهنگ تشیع»، آینه پژوهش.
  23. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 36.
  24. Momen, An Introduction to Shi'i Islam, 5.
  25. Hitti, Capital cities of Arab Islam, 33.
  26. Holt, The Cambridge History of Islam, 39.
  27. Montgomery Watt, Muhammad at Medina, 66.
  28. Lewis, The Arabs in History, 43–44.
  29. Madelung, The Succession to Muhammad, 24–27.
  30. علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «فاطمة»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۱ آبان ۱۳۹۵).
  31. فرهنگ جامع نوین، ج ۲، ص ۱۱۹۱.
  32. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 38.
  33. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۳۴.
  34. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  35. Welch, “Muḥammad”, Encyclopedia of Islam.
  36. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۲۱–۲۳.
  37. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۳.
  38. پارسا، «فاطمه زهرا سلام الله علیها»، نشر دانش.
  39. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  40. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 38.
  41. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۲۶–۲۸.
  42. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۲۷–۲۸.
  43. عاملی، الصحیح فی السیرة، ۲:‎ ۱۲۱–۱۳۱.
  44. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  45. Ghadanfar, Great Women of Islam, 147.
  46. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  47. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۴.
  48. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۴۱۵–۴۱۶.
  49. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  50. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  51. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  52. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  53. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  54. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 37.
  55. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  56. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  57. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  58. Madelung, Succession to Muhammad, 14–15.
  59. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  60. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 51–52.
  61. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۸۶–۸۸.
  62. میلانی، حدیث خطبه علی بنت أبی‌جهل، ۶۹–۷۰.
  63. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  64. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  65. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 187–188.
  66. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 59–60, 64–65, 202.
  67. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۸۶.
  68. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۶۹.
  69. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۵۹–۶۰.
  70. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 187–188.
  71. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  72. امینی، الغدیر، ۶:‎ ۳۹۰–۳۹۱.
  73. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۸۵–۸۹.
  74. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۶۸.
  75. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  76. Ruffle, “May Fatimah Gather Our Tears”, Comparative Studies of South Asia.
  77. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  78. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  79. Ruffle, “May You Learn from Their Model”, Persianate Studies.
  80. Madelung, The Succession to Muhammad, 32.
  81. Madelung, The Succession to Muhammad, 43.
  82. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  83. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۰۸.
  84. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۴۲.
  85. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 84.
  86. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  87. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  88. Madelung, The Succession to Muhammad, 50–51.
  89. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  90. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۳۶.
  91. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱–۲۳۲.
  92. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 206.
  93. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  94. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  95. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۲:‎ ۲۶–۲۸.
  96. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 220–222.
  97. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  98. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  99. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 247.
  100. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  101. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 126.
  102. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  103. الهامی، قبر گمشده، ۲۵–۳۵.
  104. الهامی، قبر گمشده، ۳۶.
  105. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  106. Madelung, “Ḥasan b. ʿAli b. Abi Ṭāleb”, Iranica.
  107. Madelung, “Ḥosayn b. ʿAli”, Iranica.
  108. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  109. مصاحب، «علی»، دائرةالمعارف فارسی.
  110. مک‌اولیف، اسکندرلو و رضائی اصفهانی، «فاطمه در قرآن»، قرآن‌پژوهی خاورشناسان.
  111. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۲۱۲–۲۲۰.
  112. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۹:‎ ۱۵۷–۱۵۸.
  113. رودگر، «فاطمه زهرا(ع) سر لیلةالقدر»، بانوان شیعه.
  114. مطلبی و صادقی، «شب قدر در نگاه مفسران قرآن»، کوثر.
  115. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۴۳.
  116. آلوسی، روح‌المعانی، ۳۰:‎ ۲۴۴–۲۴۹.
  117. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۳:‎ ۳۵۰–۳۸۵.
  118. Algar, “Āl–e ʿAbā”, Iranica.
  119. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۳:‎ ۳۵۰–۳۸۵.
  120. آلوسی، روح‌المعانی، ۳:‎ ۱۸۸–۱۹۰.
  121. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۵:‎ ۱۹۵–۱۹۶.
  122. آلوسی، روح‌المعانی، ۱۸:‎ ۱۷۴.
  123. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۶:‎ ۴۶۲–۴۷۷.
  124. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۲:‎ ۱۲–۲۰.
  125. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۸:‎ ۵۹–۶۸، ۷۳–۷۷.
  126. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۵:‎ ۳۰–۳۳.
  127. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۳–۱۶.
  128. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۸–۱۹.
  129. رضایی، «پژوهشی در حدیث سفینه»، کلام اسلامی.
  130. چگینی، «اعتبارسنجی «حدیث امان»»، امامت‌پژوهی.
  131. حاج‌منوچهری، «ثقلین، حدیث»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۷۵.
  132. حاج‌رسولی، ««فاطمه(س) پاره تن پیامبر»»، علوم حدیث.
  133. الطبسی، «ألفاظ حدیث فاطمة بضعة منی»، رسالة الثقلین.
  134. بشوی، «شخصیت حضرت فاطمه(س)»، پیام زن.
  135. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 193.
  136. بشوی، «شخصیت حضرت فاطمه(س)»، پیام زن.
  137. اخوان صراف و حسینی شاه‌ترابی، «فاطمه زهرا در کلام معصومان»، بانوان شیعه.
  138. اخوان صراف و حسینی شاه‌ترابی، «فاطمه زهرا در کلام معصومان»، بانوان شیعه.
  139. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۶۷–۸۹.
  140. حسن‌زاده آملی، شرح فص حکمة عصمتیة، ۱۰۴–۱۰۷.
  141. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۹۹–۱۰۰.
  142. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  143. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  144. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  145. مرادی، «نقد و معرفی: بانوی برتر»، بینات.
  146. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  147. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  148. Esposito, Islam: The Straight Path, 112.
  149. Bar–Asher, “Ḥayya ʿAlā Ḵayr Al–ʿAmal”, Iranica.
  150. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  151. Algar, “Čahārdah Maʿṣūm”, Iranica.
  152. Shayegan, Henry Corbin, 50.
  153. Madelung, The Succession to Muhammad, 14–15.
  154. Howard, “Ahl–e Bayt”, Iranica.
  155. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۳۶۲–۳۶۹.
  156. Amir–Moezzi, “Shiʿite Doctrine”, Iranica.
  157. امانی، «مصحف فاطمه از نگاه امامان»، فرهنگ کوثر.
  158. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 158.
  159. ۱۳۹۴، خطبهٔ حضرت زهرا (س) خطبهٔ فدکیه، ۴۴.
  160. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  161. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۲۰.
  162. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  163. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۴۶.
  164. بشوی، «آیهٔ تطهیر و جایگاه حضرت زهرا»، بینات.
  165. ترکمانی، «حدیث لوح فاطمه(س)»، علوم حدیث.
  166. حسینی، «دعا در رفتار و گفتار فاطمه»، مبلغان.
  167. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  168. Momen, “Women iii. In Shiʿism”, Iranica.
  169. Massignon, «La Mubâhala», École pratique.
  170. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  171. موسوی‌نژاد، ««زیدیه»»، پژوهشنامهٔ حکمت و فلسفهٔ اسلامی.
  172. طالب مشاری، «التعرف علی زیدیة الیمن»، پژوهشنامهٔ حکمت و فلسفهٔ اسلامی.
  173. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  174. کوربن، ارض ملکوت، ۵۱، ۲۰۹.
  175. کوربن، ارض ملکوت، ۲۰۹–۲۱۰.
  176. کوربن، ارض ملکوت، ۷۲.
  177. کوربن، ارض ملکوت، ۱۹۵–۲۰۷.

منابع

پیوند به بیرون

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد فاطمه زهرا اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌خبر

برای مطالعه بیشتر

Fatima Zahra
Fatimah Calligraphy.png
Arabic calligraphy reading Fatimah az-Zahra
Native name فاطمة
Born c. 609[1][2] [3]
Mecca[4]
Died 3 Jumada al-Thani "disputed"11 AH
((632-08-18)18 August 632) (aged 29)
Resting place disputed
Title
  • al-Siddeeqah[4] (The Truthful Woman)
  • al-Mubarakah[4] (The Blessed Woman)
  • al-Tahirah[4] (The Pure Woman)
  • al-Zakiyyah[4] (The Chaste/Innocent Woman)
  • al-Radhiyah[4] (The Satisfied Woman)
  • al-Muhaddatha[4] (The One Spoken to by Angels)
  • al-Batool[4] (The Chaste/The Pure)
  • al-Zahra[4] (The Splendid One/The Lady of Light)
  • Syedatun Nisa al-Alamin[5] (Leader of The Women of The Worlds)
Spouse(s) Ali ibn Abi Talib
Children
Parent(s)
Relatives Ibrahim (brother)[6]

Fatimah bint Muhammad (/ˈfætəmə, ˈfɑːtˌmɑː/; Arabic: فاطمةFāṭimah;[pronunciation 1] born c. 609[1][2] [3] (or 20 Jumada al-ThaniBH [(609-07-27)27 July 609 AD] ?[4]) – died 28 August 632 [disputed]) was the youngest daughter and according to Shia Muslims,[7] the only child of the Islamic prophet Muhammad and Khadijah who lived to adulthood, and therefore part of Muhammad's household. She was a wife of Ali and mother of Hasan and Husayn.[1][2][8] She is the object of love and respect of all Muslims, as she was the child closest to her father and supported him in his difficulties, was the supporter and loving caretaker of her own husband and children, and was the only child of Muhammad to have male children live beyond childhood, whose descendants are spread throughout the Islamic world and are known as Sayyids. The 11th century dynasty ruling Egypt at the time of the Crusades, the Fatimids, claimed descent from her.[1]

For Muslims, Fatimah is an inspiring example and 'Fatimah' is one of the most popular girl's names throughout the Muslim world.[9]

Fatimah is a vital character in the religion of Islam and is considered a role model for all Muslim women.[10] Although there is controversy between different sects of Islam regarding her political role, she is the daughter of Muhammad and is loved by all Muslims.[11]

Birth

Fatimah was born in Mecca to Khadija, the first of Muhammad's wives. There are differences of opinion on the exact date of her birth, but the widely accepted view is that she was born five years before the first Quranic revelations,[8] during the time of the rebuilding of the Kaaba in 605,[12][13][14] although this does imply she was over 18 at the time of her marriage, which was unusual in Arabia.[1] Twelver Shia sources, however, state that she was born either two or five years after the first Qur'anic revelations,[3] but that timeline would imply her mother was over fifty at the time of her birth, according to Sunni sources.[1]

Fatimah had three sisters named Zaynab bint Muhammad, Umm Kulthum bint Muhammad, and Ruqayyah bint Muhammad. She also had three brothers named Qasim ibn Muhammad, Abd-Allah ibn Muhammad, and Ibrahim ibn Muhammad, all of whom died in childhood. While Sunnis believe Zainab, Ruqayyah, and Umm Kulthum to be the other daughters of Muhammad, Shias believe that they were actually the daughters of Hala, the sister of Khadijah, who were adopted by Muhammad and Khadijah at her death. A strong reason given by the Shi'a scholars for this belief is the event of (Mubahala) mentioned in the Quran, in which there is no reference to the presence of any other female apart from Fatimah, however Sunnis accept that Muhammad had four daughters all from Khadijah.[15]

Fatimah residence location at Medina mosque

Iranians celebrate Fatima Zahra's birth anniversary, which is also designated as Mother's Day in the country.[16] There are several traditions related before and after Fatimah’s birth in Shia sources which are expressed on this occasion: the glorification of God to Muhammad in the presence of Fatima in the ascension: O Muhammad! Allah gives you the good news of Fatimah from Khadījah bint Khuwaylid.[17] "The Holy Prophet, before the coagulation of Fatima’s sperm, fasted for forty days and worshiped at nights." [18] After forty days of worship, Gabriel came down and said: O great Prophet! Allah bless you and orders to be ready for His great present. The Prophet said to Gabriel: “what is the gift of the Lord of all the Worlds?” Gabriel said: I have no knowledge about it; at that time Michael descended while carrying a vessel covered with fine silk and heavy brocade and placed the vessel in front of the Prophet. [19] The great present of Allah was the existence of Fatimah to all being. [20]

Titles

Fatimah is given many titles by Muslims to show their admiration of her moral and physical characteristics. The most used title is "al-Zahra", meaning "the shining one", and she is commonly referred to as Fatimah Zahra.[2][21] She was also known as "al-Batul" (the chaste and pure one) as she spent much of her time in prayer, reciting the Qur'an and in other acts of worship.[2] Besides, amongst 125 famous veneration titles, she has also been honored with the title of Umm-ul-Aaima (Mother of Imams).[22]

Kunyas

Moreover, there are plenty of Shia narrations which have been stated from their Imams about the names and titles of Fatima. For instance, Imam al-Sadiq says: Fatima (as) has nine names from God: 1- “Fatima” (a woman who throws herself and her followers out of the hell), 2- “al-Seddiqeh” (a woman who has never lied), 3- “al- Mobarakeh” (a woman who is full of blessings), 4- “al-Tahereh” (a woman who is pure, sinless and infallible),5- “al-zakieh” (a woman who is away from any contamination) 6- al-Razieh (a woman who suffers hardship and difficulty but she is happy to what God wants) 7- Al-Marzieh (when God is satisfied with a woman) 8- “al- Mohadethe” ( a woman who tells her some ahadith [traditioins]) 9- “Alzahra”(bright and shining). [25] [26]

Early life

Following the birth of Fatimah, she was nursed by her mother and brought up by her father;[27] contrary to local customs where the newborns were sent to "wet nurses" in the surrounding villages.[28] She spent her early youth under the care of her parents in Mecca in the shadow of the tribulations suffered by her father at the hands of the Quraysh.[1]

Evoking the caring nature of Fatima is the account of when Muhammad, as he was performing the salat (prayer) in the Kaaba, had camel placenta poured over him by Amr ibn Hishām (Abu Jahl) and his men. Fatimah, upon hearing the news, rushed to her father and wiped away the filth while scolding the men.[1][29]

At the death of her mother, Fatimah was overcome by sorrow and found it very difficult to cope with it. To console her, her father informed her about having received word from angel Gabriel that God had built for her a palace in paradise.[1]

Marriage

Muhammad marrying Fatimah to Ali, as depicted in the Siyer-i Nebi

Many of Muhammad's companions asked for Fatimah's hand in marriage, including Abu Bakr and Umar. Muhammad turned them all down, saying that he was awaiting a sign of her destiny.[1] Ali, Muhammad's cousin, also had a desire to marry Fatimah. When he went to see Muhammad, he could not vocalise his intention but remained silent. Muhammad understood the reason for his being there and prompted Ali to confirm that he had come to seek Fatimah in marriage. He suggested that Ali had a shield, which if sold, would provide sufficient money to pay the bridal gift (mahr).[1][2] Muhammad put forward the proposal from Ali to Fatimah, who remained silent and did not reject the proposal like the previous ones. Muhammad took this to be a sign of affirmation and consent.[1][30]

The actual date of the marriage is unclear, but it most likely took place in 623, the second year of the hijra, although some sources say it was in 622. The age of Fatimah is reported to have been 9 or 19 (due to differences of opinion on the exact date of her birth i.e. 605 or 615) at the time of her marriage while Ali was between 21 and 25.[1][2][3] Muhammad told Ali that he had been ordered by God to give his daughter Fatimah to Ali in marriage.[31][32] Muhammad said to Fatimah: "I have married you to the dearest of my family to me."[2] Ali sold his shield to raise the money needed for the wedding, as suggested by Muhammad.[1] However, Uthman ibn Affan, to whom the shield was sold, gave it back to Ali saying it was his wedding gift to Ali and Fatimah.[2] Muhammad himself performed the wedding ceremony and two of his wives, Aisha and Umm Salama, prepared the wedding feast with dates, figs, sheep and other food donated by various members of the Madinan community.[1] According to Hossein Nasr, their marriage possesses a special spiritual significance for all Muslims because it is seen as the marriage between the greatest saintly figures surrounding Muhammad.[32] Their marriage lasted about ten years and ended when Fatimah died. Although polygyny is permitted by Islam, Muhammad did not permit Ali to marry another woman while Fatimah was alive.[33][32][34]

Life before the death of Muhammad

A humble life

After her marriage to Ali, the couple led a humble life in contrast to her sisters who were all married to wealthy individuals.[2] Ali had built a house not too far from Muhammad's residence where he lived with Fatimah. However, due to Fatimah's desire to be closer to her father, a Medinan (Haritha bin al-Numan) donated his own house to them.[1]

For several years after her marriage, she did all of the work by herself. The shoulder on which she carried pitchers of water from the well was swollen and the hand with which she worked the handmill to grind corn were often covered with blisters.[35] Fatimah vouched to take care of the household work, make dough, bake bread, and clean the house; in return, Ali vouched to take care of the outside work such as gathering firewood and bringing food.[36] Ali worked to irrigate other people's lands by drawing water from the wells.[2] Their circumstances were akin to many of the Muslims at the time and only improved following the Battle of Khaybar when the produce of Khaybar was distributed among the poor. When the economic situations of the Muslims become better, Fatimah gained some maids but treated them like her family and performed the house duties with them.[1]

Another reference to their simple life comes to us from the Tasbih of Fatimah, a divine formula that was first given to Fatimah when she asked her father for a kaneez (servant girl) in order to help her with household chores. Her father asked her if she would like a gift instead that was better than a servant and worth more than everything in the world. Upon her ready agreement, he told her to recite at the end of every prayer the Great Exaltation, Allahu Akbar 34 times, the Statement of Absolute Gratitude, Alhamdulillah 33 times and the Invocation of Divine Glory, Subhan'Allah 33 times, totalling 100. This collective prayer is called the Tasbih of Fatima.[37][38]

Married life

The event of Ahl al-Kisa signifies a happy married life. However Ali did ask for Abu Jahl's daughter's hand in marriage[34], but Muhammad did not allow him to marry her unless he divorced his daughter, saying "Fatima is a part of my body, and I hate what she hates to see, and what hurts her, hurts me."[33] The three most popular versions of this tradition are related by al-Miswar b. Makhrama, a Companion who was about nine years old when Muhammad died.[39] Ali, anyhow, did not marry another woman during Fatima's lifetime despite the difference in opinion among some Muslims about his proposal for Abu Jahl's daughter. One of Ali's letter provides comparison of alleged proposal[40]

In contrary with what Sunni says, in Shia literature, there are some speeches from Ali that deny any problem with his spouse. For instance, Ali has sworn to the God, " I never did any act that made Fatimah angry and she never made me angry either."[41]

Shia acknowledge the saying of Muhammad, "Fatimah is a part of me and whoever offends her offends me", but the context of the reporting in reference to Ali is disputed, like Abu Muhammad Ordoni quotes in his book: "Among the many fabricated stories told against Ali was that he had asked for Abu Jahl's (the chief of infidels) daughter's hand in marriage. When this news reached Fatimah, she rushed to her father who found out the falsity of the story."[42]

The Shia say this statement was used by Fatimah herself when she spoke to Abu Bakr and Umar, stating that they had both displeased her.[43]

On the battlefield

Following the Battle of Uhud, Fatimah tended to the wounds of her father and husband and took it upon herself to regularly visit the graves of all those who died in the battle and pray for them. Fatimah, along with her husband, was also called upon by Abu Sufyan to intercede on his behalf with Muhammad while attempting to make amends following the violation of the Treaty of Hudaybiyyah. Abu Sufyan also asked for Fatimah's protection when she went to Mecca while it was under occupation which she refused under instruction from her father.[1]

Fatimah in the Qur'an

Some verses in the Qur'an are associated with Fatimah and her household by classical exegetes, although she is not mentioned by name. According to J. D. McAuliffe, two of the most important verses include the verse of purification, which is the 33rd ayah in sura al-Ahzab[44] and the 61st ayah in sura Al-i-Imran.[45][46] In the first verse, the phrase "people of the house" (ahl al-bayt) is ordinarily understood to consist of Muhammad, Fatimah, her husband Ali and their two sons (al-Tabari in his exegesis also mentions a tradition that interprets "people of the house" as Muhammad's wives; for Ibn al-Jawzi, the order of these options is reversed).[46] The second verse refers to an episode in which Muhammad proposed an ordeal of mutual adjuration (Mubahala) to a delegation of Christians. Fatimah, according to the "occasion for the revelation" of this verse, was among those offered by Muhammad as witnesses and guarantors.[46]

Muslim exegesis of the Qur'anic verse 3:42, links the praise of Mary, the mother of Jesus, with that of Fatimah based on a quote attributed to Muhammad that lists the outstanding women of all time as Mary, Asiya (the wife of Pharaoh), Khadija and Fatima.[46]

One of the significant chapters in the Quran related to Fatima is Surah Al-Kauthar. [47] This chapter was revealed when Fatima was born in Mecca. However, it had been expressed by Muhammad's enemies that he would be without posterity.[48] Another considerable verse which is regarded to Fatima is verse 23th of Surah Ash-Shura: ....I do not ask you any reward for it except love of [my] relatives.... [42/23] Ibn Abbas says: when this verse revealed, I asked the Holy Prophet (pbuh): who are those persons that their kindness and love is obligatory? The Prophet said: They are Ali, Fatimah, Hasan and Husayn.[49]

It has been said by some Quranic commentators, following the first verse of surah Al-Qadr, that the meaning [entire example] of Night (لَيْلَةِ ) is Fatima. Some traditions are also narrated from Shia Imams regarding to this matter. [50]

Life after the death of Muhammad

Caliphate of Abu Bakr

For the few months that she survived following the death of her father, Fatimah found herself at the centre of political disunity. There are differing accounts of how the events surrounding the commencement of the caliphate led to the Shia and Sunni split.

Sunni view

The majority of Muslims, Sunnis, say Abu Bakr was favored as the Caliph following his selection to the caliphate after a meeting in Saqifah at the time of Muhammed's death; whereas a portion of the population supported Fatimah's husband, Ali.[1]

Twelver Shi'a view

Shia historians hold that Umar called for Ali and his followers to come out and swear allegiance to Abu Bakr. When they did not, Umar broke in, resulting in Fatimah's ribs being broken by being pressed between the door and the wall causing her to miscarry Muhsin which led to her eventual death.[51][52] Another Shia version of the events says that Umar sent a force led by his slave-boy Qunfud to Fatimah's house instructing them to bring Ali to the mosque. Arriving at the house, Qunfud requested permission to enter, which was refused by Ali causing Qunfud to return to Abu Bakr and Umar and relate the events, who instructed them to go back and enter the house by force if necessary. Qunfud and his men returned but were this time refused permission by Fatimah which caused Qunfud to send his men back to Abu Bakr and Umar for further instructions who told them to burn the house down if necessary in order to bring Ali to them.[1][51][52]

Shi'as hold the beliefs that she was involved in three significant political actions. First, after the conquest of Mecca, she refused her protection to Abu Sufian; Second, after Muhammad's death, she defended Ali's cause, fiercely opposed the election of Abu Bakr, and had violent disputes with him and particularly with Umar; Third, she laid claim to the property rights of her father and challenged Abu Bakr's categorical refusal to cede them, particularly Fadak[53] and a share in the produce of Khaybar.[54]

Inheritance

Unlike the ascetic who has renounced the affairs of the world, both the historical and hagiographical sources about Fatima al-Zahra document her active participation in domestic and public life. One particular event is recounted in all of the histories both Shiʿi and Sunni: the dispute over the land Fatima received from her father at Fadak...her knowledge of her legal rights and desire for justice indicate that she was a woman involved in the affairs of society".[55]

After the death of her father, Fatimah approached Abu Bakr and asked him to relinquish her share of the inheritance from Muhammad's estate. Fatimah expected the land of Fadak (situated 30 mi (48 km) from Medina[56]) and a share of Khaybar would be passed onto her as part of her inheritance. However, Abu Bakr rejected her request citing a narration where Muhammad stated that prophets do not leave behind inheritance and that all their possessions become sadaqah to be used for charity. Fatimah was upset at this flat refusal by Abu Bakr and did not speak to him until her death (however some Sunni sources claim she had reconciled her differences with Abu Bakr before she died).[1] Shias contend that Fadak had been given to Fatimah by Muhammad and Abu Bakr was wrong in not allowing her to take possession of it.[57]

Death

Sunni View

Sunnis believe that Fatimah reconciled her differences with Abu Bakr prior to her death.[1][14]

Fatima died as a result of separation from her beloved father.[58] Sufi scholar Muzaffer Ozak writes:[59]

After our Master had honoured the world of the Hereafter, Fatima would neither eat nor drink and she forgot all laughter and joy. She had an apartment built for her in which she stayed by night and day, weeping her heart out for her beloved father.

Shi'a View

After the Farewell Pilgrimage, Muhammad summoned Fatimah and informed her that he would die soon, and also told her that she would be the next of his household to die.[1][2] After Mohammad's subsequent passing, Fatimah was grief-stricken and remained so until she herself died less than six months later, on 10th, Jumada al-awwal (as per Fatimid).

She passed the time sobbing and sighing and nothing could take away her grief. As soon as she had done her household chores and taken care of her husband, 'Ali, and their sons, Hasan and Husain, she would continue weeping: "O my beloved father! To whom have you left your Fatima?" Less than six months went by in this fashion till Fatima got so thin that there was nothing left of her but skin and bones.[2]

Shia believe that Fatima died as a result of injuries sustained after her house was raided by Umar ibn al-Khattab who Shi'a believe set fire to her house. Historians claim that the door is said to have been rammed open by one of the assailants, reportedly Khalid bin Walid knocking Fatimah to the ground. This attack is said to have cracked her rib-cage whilst she was pregnant, causing her to miscarry. According to Shia tradition, Muhammed appeared in a dream and informed Fatimah that she would be passing away the next day. Fatimah informed her husband Ali of her impending death and asked him not to allow the oppressors to be involved in her ceremonial prayers janazah (prayer performed in congregation after the death of a Muslim) or take part in the burial.[60]

According to some sources[who?], on the morning of her death, she took a bath, put on new clothes and lay down in bed. She asked for Ali and informed him that her time to die was very close. Upon hearing this news, Ali began to cry but was consoled by Fatimah who asked him to look after her two sons and for him to bury her without ceremony. It is further stated that her two sons were the first family members to learn of her death and immediately proceeded to the mosque to inform their father. Upon hearing the news, Ali fell unconscious. After recovering he followed Fatima's wishes and performed the janazah. He buried her during the night on 13 Jumada al-awwal 11 AH (632 AD), also making three false graves to ensure her real grave could not be identified. With him were his family and a few of his close companions.[61] After her death, Ali followed her wishes and buried her without informing the Medinan people.

Lesley Hazleton also describes Fatimah' death as follows:[62]

But perhaps most painful of all in those months after the loss of her third son was the ostracism she suffered ordered by Abu Bakr to force Ali into line. [...] When she knew death was close she asked Ali for a clandestine burial [...] Abu Bakr was not to be informed of her death she said. he was to be given no chance to officiate at her funeral.

Twelver Shi'a, especially Iranians, hold ceremonies every year for 20 days in Jumada al-awwal to commemorate the anniversary of the martyrdom of Fatimah. Mourners march in procession through the streets to reaffirm their allegiance to the ideals of Fatima.

Burial place

Fatimah's burial place is a disputed issue among Muslims from different sects. It is famous that Ali ibn Abi Taleb buried his wife in an unknown location, because it was Fatimah's decision .[63] According to Madelung in The Succession to Muhammad, the secret burial was done with the aim of avoiding the presence of caliph (Abu Bakr).[63] Different locations have been mentioned as the possible burial places of Fatimah some of which are said to be nearer to fact. Al-Baqi', her house and between the Prophet's tomb and his minbar are the possible places of her grave.[64] One of the important reasons that Fatima’s grave was concealed is because of her protest against what happened regarding to the caliphate of the Holy prophet. [65] Hence, as long as the Muslims don’t believe in what Fatima believes relating to the Holy prophet’s succession, the reason for the concealment of her grave will remain. One of the historians in this filed says: "… In any case, concealment of the prophet’s daughter indicates that she was dejected about some people and it’s clear that she wanted to declare her dissatisfaction and unhappiness". [66]

Descendants

Fatimah was survived by two sons, Hasan and Husayn, and two daughters, Zaynab and Umm Kulthum.[1] Controversy surrounds the fate of her third son, Muhsin. Shias[67] and some sunni scholars such as ibn Abi l-Hadid[68] say that she miscarried following an attack on her house by Abu Bakr and Umar, while other Sunnis insist that Muhsin died in his infancy of natural causes.[28]

Modern descendants of Muhammad trace their lineage exclusively through Fatimah, as she was the only surviving child of Muhammad (According to Shias. Sunni and some Shia believe Muhammad had 4 daughters[69]). Muhammad had no sons who reached adulthood.[70]

Fatimah's descendants are given the honorific titles Sayyid (meaning lord or sir), Sharif (meaning noble), and respected by both Sunni and Shi'a, though the Shi'as place much more emphasis and value on the distinction.[71][72]

Views

Muslims regard Fatimah as a loving and devoted daughter, mother, wife, a sincere Muslim, and an exemplar for women.[73][74] It is believed that she was very close to her father and her distinction from other women is mentioned in many hadith.[75] After Khadijah, Muslims regard Fatimah as the most significant historical figure, considered to be the leader (Arabic: Sayyidih) of all women in this world and in Paradise.[73][76][77] It is because of her moral purity that she occupies an analogous position in Islam to that Mary occupies in Catholic Christianity. She was the first wife of Ali, whom Sunnis consider the fourth Rashidun caliph and the first infallible Imam (Shi'a doctrine), the mother of the second and third Imams, and the ancestor of all the succeeding Imams; indeed, the Fatimid Caliphate is named after her.[78]

Shia view

Fatimah, regarded as "the Mother of the Imams", plays a special role in the Shia religion. She has a unique status as Muhammad's only surviving child, the wife of Ali, their first Imam, and the mother of Hasan and Husayn. The chapter of Quran on abundance (Sūrat al-Kawthar) mentions the significance of her birth and recognises her as the only surviving child of Muhammad.[79] The Fatimid Caliphate/ Imamate is named for her. She is believed to have been immaculate, sinless, and a model for Muslim women. Although leading a life of poverty, the Shia tradition emphasises her compassion and sharing of whatever she had with others.[80]

Shias greatly respect her, and her character shines as one of the bravest and most courageous in the Islamic history. Fatimah stood as the lone defender of Muhammad's declaration of Ghadeer. She put forward her arguments to prove Fadak as her right and undisputed property amongst those who had killed her unborn child Mohsin.[81]

According to Mahmoud Ayoud, the two main images of Fatimah within the Shia tradition are those of the "Eternal Weeper" and "the Judge in the hereafter".[82] According to Shia tradition, the suffering and death of Fatimah was the first tragedy of Islam. She spent her last days mourning the death of her father. Fatimah eternally weeps at the death of her two sons, who were murdered by the Umayyads. Shias believe they share in Fatimah's suffering by weeping for her sorrows. It is believed that the tears of the faithful console Fatimah.[83] Shias hold that Fatimah will play a redemptive role as the mistress of the day of judgment in the hereafter, as a reward for her suffering in this world.[84]

Spiritual character

According to Louis Massignon there are many different attitudes among Shiites and Sunnis about the Mubahalah. One of those disagreements is in terms of the approving of the verse of Quran on Mubahalah whether the verse III, 54 was with the presence of the five persons such as Fatima. According to Shia sources not only Mubahala happened with the presence of Fatima but also Fatima considered as someone who is standing back of prophet. In other words, some mystical sects refer to the symbolic role during that event. They try to interpret her as an image. This image shows a lighting matter. Some sects such as Nusayrieh believes that the Christians of Najran acknowledge to the place of Fatima as Maryam.[85]

See also

References

  1. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x "Fatimah", Encyclopaedia of Islam. Brill Online.
  2. ^ a b c d e f g h i j k l m "Fatimah bint Muhammad". Muslim Students' Association (West) Compendium of Muslim Texts. Archived from the original on 28 May 2009. 
  3. ^ a b c d Ordoni (1990) pp.42-45
  4. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p Sharif al-Qarashi, Bāqir. The Life of Fatima az-Zahra (sa). Trans. Jāsim al-Rasheed. Qum, Iran: Ansariyan Publications, n.d. Print. Pgs. 37-41
  5. ^ "The Ka'aba, The House Of Allah | Story of the Holy Ka'aba | Books on Islam and Muslims". Al-Islam.org. Retrieved 24 August 2014. 
  6. ^ Amoli, Seyyed Jafar Morteza. الصحیح من سیره النبی الاعظم [True Biography of the Prophet Muhammad]. 1. pp. 351–350". 
  7. ^ Yasin T. al-Jibouri. "Fatima (sa), the Daughter of Muhammad (S), a Brief Biography". Al-Islam. Retrieved 19 August 2017. 
  8. ^ a b Chittick 1981, p. 136
  9. ^ The Heirs Of The Prophet Muhammad: And The Roots Of The Sunni-Shia Schism By Barnaby Rogerson [1]
  10. ^ "Companions of the Prophet". Umram. 15 June 1982 – via Google Books. 
  11. ^ Our Liegelady Fatimah, the Resplendent By Habib Muhammad bin Abd ar Rahman As saqqaf al Husayni
  12. ^ Parsa, 2006, pp. 8–14
  13. ^ "MSN Encarta article on Fatimah". Archived from the original on 2 September 2007. 
  14. ^ a b "Encyclopædia Britannica". 
  15. ^ Ordoni (1990) pp.32,42-44
  16. ^ "Iran marks Mother's Day". 20 April 2014. 
  17. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol8, p151
  18. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol16, p78
  19. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vo16, p79
  20. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol97, p200.
  21. ^ Amin. Vol. 4. p.98
  22. ^ a b "Al-Zahraa (A.S.) in her Grandchild's Speech". Al-Maaref Islamic Net. 11 May 2011. Retrieved 21 May 2015. 
  23. ^ Al-Istee'ab, vol.2 Pg. 752
  24. ^ Usd al-Ghabah, vol.5 Pg. 520
  25. ^ Faḍl ibn Ḥasan al-Ṭabrisī(1376), Iʿlam al-wara bi-aʿlam al-huda, vol1, p290
  26. ^ Ali b. 'Isa al-Irbili (1381) Kashf al-ghumma fī maʿrifat al-aʾimma, vol1, p461)
  27. ^ Qurashi 2006, p. 42
  28. ^ a b Ghadanfar, p?
  29. ^ Amin. Vol. 4. p.99
  30. ^ Amin. Vol. 4. p. 100
  31. ^ Qurashi 2006, p. 97
  32. ^ a b c Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 12 October 2008. 
  33. ^ a b "Hadith – Book of Wedlock, Marriage (Nikaah) – Sahih al-Bukhari – Sunnah.com – Sayings and Teachings of Prophet Muhammad (صلى الله عليه و سلم)". sunnah.com. Archived from the original on 24 August 2017. Retrieved 24 April 2017. 
  34. ^ a b "Hadith - Book of One-fifth of Booty to the Cause of Allah (Khumus)". Sunnah.com. Archived from the original on 19 January 2016. Ali bin Abu Talib demanded the hand of the daughter of Abi Jahal to be his wife besides Fatima. 
  35. ^ Ashraf (2005), pp.42-43
  36. ^ Ordoni (1990), p.140
  37. ^ "After The Prophet's (as) Death". Al-Islam.org. 
  38. ^ [2] for more information on prayer beads in Islam
  39. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 51-52
  40. ^ Letter No.28, 2nd paragraph, Peak of Eloquence (Page-575), ISBN 0-941724-18-2 |retrieved: 27 October 2016
  41. ^ اربلی, محدث. کشف الغمة في معرفة الأئمة. pp. Vol1, 363. 
  42. ^ - Fatimah ['a] The Gracious by Abu Muhammad Ordoni Published by: Ansariyan Publications Qum, The Islamic Republic of Iran
  43. ^ ibn Qutayba, Abu Muhammad. Al-Imama wa-al-siyasa. 1. Dar ul-marifa. p. 14. 
    al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 240–241. 
    Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "52". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 255. 
  44. ^ [33:33]
  45. ^ [3:61]
  46. ^ a b c d Encyclopedia of the Qur'an, Fatima
  47. ^ the Quran, chapter 108
  48. ^ [Tafsir Nemone, vol27, p374]
  49. ^ [Tafsir Noor al-Thaqalayn, vol4, p 572]
  50. ^ [Bihār al-Anwār, vol 25, p97].
  51. ^ a b Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "47". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. pp. 205–207. 
  52. ^ a b al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 217–220. 
  53. ^ Jafari 2008, p. 31
  54. ^ "Fatema". Encyclopedia Iranica. 
  55. ^ Ruffle, Karen (2011). "May You Learn from Their Model: The Exemplary Father-Daughter Relationship of Mohammad and Fatima in South Asian Shiʿism" (PDF). Journal of Persianate Studies. 4: 12–29. Retrieved January 1, 2013. 
  56. ^ Imam Malik's Muwatta, Book 41, Number 41.2.13
  57. ^ Amin. Vol. 4. p.101
  58. ^ "After The Prophet's (as) Death". Al-Islam.org. 
  59. ^ Ozak, Muzaffer (1988). Irshad: Wisdom of a Sufi Master. Amity House, Incorporated. p. 204. ISBN 978-0-916349-43-1. 
  60. ^ Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "54". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 261. 
  61. ^ Amin. Vol. 4. p.103
  62. ^ After the Prophet: The Epic Story of the Shia-Sunni Split in Islam By Lesley Hazleton, pp. 72-73
  63. ^ a b Madelung 1998, p. 52
  64. ^ Qurashi, Baqir Shareef (2006). The Life of Fatima Az-Zahra': The Principal of All Women : Study and Analysis. Ansariyan Publications. ISBN 964-438-817-8. 
  65. ^ [bn Abil-Hadid, Sharh Nahjul-Balaghah, vol.16, pg.281]
  66. ^ [Jafar shahidi, the life of Fatima, p165]
  67. ^ Ordoni, Abu-Muhammad. "47". Fatima the Gracious. p. 206. 
  68. ^ Izz al-Din ibn Hibatullah ibn Abi l-Hadid. Comments on the Peak of Eloquence (Ibn Abi al-Hadid) Vol. 3. p. 351. 
  69. ^ al-Istī`āb fī Ma`rifat al-Aşĥāb (Yusuf ibn abd al-Barr, The Comprehensive Compilation of the Names of the Prophet's Companions) vol.1 pp.50
  70. ^ Armstrong (1993) p.?
  71. ^ Nasr, Seyyed Hossein (2007). "Ali". Encyclopædia Britannica Online. 
  72. ^ "Sayyid". Encyclopædia Britannica Online. 2007. Retrieved 1 December 2007. 
  73. ^ a b Sahih al-Bukhari, 4:56:819
  74. ^ Ordoni (1990) p.?
  75. ^ Sahih al-Bukhari, 5:57:111
  76. ^ Ordoni (1990) p.117
  77. ^ Tahir-ul-Qadri (2006), pp.19-24
  78. ^ Esposito (1999) p.?
  79. ^ Quran chp: 108
  80. ^ John Esposito (1998), p.112
  81. ^ Bee Daaneed Manam Fatima
  82. ^ Ayoub (1978), p.40, 19
  83. ^ Ayoub (1978), p.45–46
  84. ^ Ayoub (1978), p.19
  85. ^ Massignon, Louis. "La Mubâhala. Étude sur la proposition d'ordalie faite par le prophète Muhammad aux chrétiens Balhàrith du Najràn en l'an 10/631 à Médine". École pratique des hautes études, Section des sciences religieuses. 55 (51): 5–26. doi:10.3406/ephe.1942.17495. 

Books

Primary sources

Books and journals

Shia sources

Encyclopedias

External links

  • Fatimah by Jean Calmard, article at Encyclopaedia Iranica
  • [3] Infallibility of Fatima challenged by the caliph
  • [4] Why Hazrat Fatima demanded Fadak from the Government