فاطمه زهرا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسی English
فاطمه
بنت محمد
زندگی
نام‌ها و القاب · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانه فاطمه
در قرآن
سوره دهر · سوره کوثر · آیه تطهیر · آیه مباهله · آیه نور
جای‌ها
در مکه: محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب · در مدینه: بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · سقیفه  · مسجد النبی  · در شمال حجاز: فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام‌ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
مرتبط
تسبیحات فاطمه · مصحف فاطمه · لوح فاطمه · رویداد مباهله

فاطمه بنت محمد (۶۰۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه)[۱] دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه امام نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است.[۲] او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان (به‌ویژه شیعیان)[۱] است،[۲] . او نقش مهمی در رویداد مباهله داشت.[۳]

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه وجود دارد، گزارش‌های خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می‌باشند و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد. منابع اهل سنت بر روی شخصیت فاطمه، به عنوان بانوی پرهیزکار با ایمان تأکید می‌کنند. این منابع به‌خصوص در مورد فاطمه به عنوان دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و شخصیت او به عنوان الگوی تقوا تأکید دارند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی است.

نام، لقب و کنیه

شیعیان بیش از ۵۰ نام برای او نام برده‌اند.[نیازمند منبع] ازجمله آن می‌توان به: ام‌الحسن، ام‌الحسین ام‌المحسن، ام‌الائمة و ام أبیها. نام‌های دیگری بنا به روایت ابو جعفر قمی عبارتند از: فاطمه، بتول، حصان، حره (بضم حاء و فتح راء با تشدید) سیده، عذرا، زهراء، حوراء، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه (بضم میم و فتح حاء و دال با تشدید) مریم کبرا و صدیقه کبرا، نوریه، سماویه و حانیه.[۴]

شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبریانتظار، ظهور و رجعت • بداء • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • فاطمه • علی • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • عسکری • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامة بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارث
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه مکرمه و مسجد الحرام • مدینه منوره، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجد الاقصی • نجف اشرف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلای معلی و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد مقدس و حرم علی بن موسی‌الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه  • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین)  • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه  • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • جنگ جمل • جنگ صفین • جنگ نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • حدیث کساء • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • الکافی • تهذیب‌الاحکام • من‌لایحضره‌الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل الشیعه • بحار الأنوار • الغدیر • مفاتیح الجنان
مجمع البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

ریشه‌شناسی نام

فاطمه وصفی است از مصدر فطم. و فطم در لغت عرب به معنی بریدن، قطع کردن و جدا شدن آمده‌است. این صیغه که بر وزن فاعل معنی مفعولی می‌دهد، به معنی بریده و جدا شده‌است و به بچه شتر ماده‌ای که از شیر مادر گرفته شده «فاطمه» می‌گویند.[۵][۶][۷][پیوند مرده][۸]

الخطیب البغدادی وابن حجر الهیتمی در الصواعق المحرقة آورده اند: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه خداوند او و دوستارانش را از آتش جهنم قطع کرده است.»[۹] همینطور دیلمی است که در سنن الأقوال والأفعال از أبی هريرة می آورد: «به درستی که فاطمه نامیده شد چراکه خداوند او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده است.»[۱۰]. اما محب الدین الطبری در ذخائر العقبى به جای دوستداران، فرزندانش را می آورد و می گوید: خداوند او و فرزندانش را از آتش جهنم قطع کرده است. [۱۱]


زندگی نامه

برخلاف منابع مذهبی بسیاری که در مورد فاطمه وجود دارد، گزارش‌ها خالص تاریخی زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. اطلاعات خالص تاریخی در مورد فاطمه بسیار اندک می‌باشند و بیشتر گزارش‌ها تنها برگهایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد.[۱۲]

کودکی و جوانی

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف نظر وجود دارد (بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمد یا ۲ سال پس از آن)[۱۳] اما نظر دیگر سال ۶۰۵ میلادی یا ۵ سال پیش از آغاز دعوت محمد است.[۱۴][۱۵][۱۶] هر چند در صورت درست بودن این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیر معمول به نظر می‌رسد.[۳] منابع اهل تشیع زمان تولد او را دیرتر از این تاریخ و بین ۲ یا ۵ سال پس از وحی اولین آیه‌ها (بعثت) عنوان می‌کنند.[۱۷] ولی در صورت درستی این تفاسیر، سن خدیجه مادر او در هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود.[۳] فاطمه در بسیاری موارد، چهارمین فرزند دختر محمد، پس از زینب، رقیه و ام کلثوم شمرده می‌شود، به عقیده برخی از محققان شیعه، او تنها دختر محمد است.[۱۸] [نیاز به نقل قول برای تاییدپذیری] فاطمه تنها فرزند محمد بود که به اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۱۲]

بعد از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به عهده گرفت این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه به دنیا آمده خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه نشینان اطراف می‌سپردند.[۱۹] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنجهای زیادی برای پدرش بوجود آورده‌بودند ، گذراند.[۳]

ازدواج

عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که «امر او با خدا است».[۲۰] علی به سبب فقرش جرأت پاپیش گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود که مبلغ خیلی معمولی بود. به توصیه محمد یک سوم تا دو سوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آنگاه محمد فاطمه را از قولی که به علی داده بود آگاه نمود. بگفته ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانه رضا دانست.[۳] اما مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمد مجبور می‌شود که دخترش را اینگونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده‌است که اسلام آورده‌است.[۳] دنیس صوفی روایت گلایه فاطمه در ازدواج با علی (و به دنبال آن بر شمردن صفات خوب علی از جانب محمد) را در زمره روایت‌های مناقشه برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن استخراج مدح برای علی است. علی مسکنی نه چندان دور از محمد برای فاطمه ساخت[۲۱]. اما فاطمه خانه‌ای نزدیکتر به پدر از علی خواست و به همین سبب یکی از اهالی مدینه بنام حارثه ابن النعمان خانه خود را به زوج جوان بخشید.[۳]

زندگی زناشویی با علی

رابطه زناشویی علی و فاطمه رابطه ویژه‌ای بود و تک همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این کنجکاوی را -که چرا علی تک همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده- با حدیثی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابو جهل خواستگاری می‌کند ولی پیامبر به او این اجازه را به این دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود نمی‌دهد.[۲۲] به نوشته ایرانیکا بنوهشام ابن المغربه از قبیله قریش به علی پیشنهاد کرد تا با یکی از دخترانش ازدواج نماید. علی پیشنهاد را رد نکرد ولی هنگامی که خبر به محمد رسید محمد به دفاع از فاطمه پرداخت و گفت «فاطمه پاره تن من است» و «هرکس فاطمه را بیازارد مرا آزرده‌است». به نظر می‌رسد که همزمان علی از جُوَیر، دختر ابوجهل، خواستگاری کرده‌بود. در این هنگام محمد در بالای منبر اعلام کرد که او تنها در صورت طلاق دادن فاطمه می‌تواند با دختر ابوجهل ازدواج کند.[۳][۱۲] به گفته دنیس صوفی سه نسخه مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نه سال داشته‌است. او برخی از این روایت‌ها را در راستای بدنام کردن علی و برخی دیگر را در جهت تثبیت ایدئولوژی اهل سنّت می‌داند که در آن مرتبه فضیلت خلفای راشدین بر اساس ترتیب حکمفرمایی آنهاست (و خلیفه‌های قبل از علی از او برتر شمرده می‌شوند).[۲۳]

برخی از نویسندگان سنی مذهب مانند البلاذری در کتاب الانساب، ترمذی، بخاری در صحیح بخاری و یا احمد بن حنبل در کتاب مسند نقل می‌کنند که زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شدة» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمد می‌رفت و در چندین مورد محمد مجبور به دخالت شد.[۱۲][۳]به گفته ورنا کلم (منقول از طبقات ابن سعد[۲۴])، فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد به پدرش برای میانجی گری رجوع کرد که در نتیجه آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد[۲۵].

دنیس صوفی معتقد است در روایت‌های شکایت بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به عنوان وسیله‌ای برای بالا بردن شأن علی استفاده شده‌است. چرا که گلایه‌ها از علی مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. در واقع، هرگاه فاطمه مشکل و یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به اینکه صفات بر شمرده شده از علی در برخی از این احادیث مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعد کردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به زعم او دلیل حذف نشدن این احادیث - با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود - همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالا بردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مساله خلافت می‌شود.[۲۶].

گفته می‌شود یکی از تعابیر لقب ابوتراب (از القاب علی این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی بجای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۳][۲۵] به گفته علامه امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته است به او داد. به گفته امینی ابو تراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمد پیش از ازدواج علی به او داده شده است (در جمادی الأول یا جمادی الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ العشیره یا یوم‌التآخی، یعنی روز عقد برادری همهٔ مسلمان).[۲۷]

تقی زاده داوری نویسنده شیعه به این نکته اشاره می‌‌کند که در شريعت اسلام حق طلاق در اختيار مرد است و طلاق اكراهى نيز باطل است. وی با این استدلال که پيامبر نمی‌ توانسته برخلاف باورهايى كه خود، آنها را به عنوان احكام الهى بر مردمان ابلاغ كرده از علی‌ بخواهد -آن طور که در روایت آمده- «ابتدا فاطمه را طلاق دهد»، این روایت را باطل می داند.[۲۸]

به گفته جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‎نویسان امروزی و در منابع اولیه (هم در منابع سنی، هم در منابع شیعه) آمده‌است، علمای شیعه همچون مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میانشان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به نوشته جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمد میان آنان بینجامد با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد. جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را نیز «ضعیف» و «بدون پایه استوار» می‎داند، چرا که اصل روایت آمده در منابع اولیه همچون صحیح بخاری، متعلق به مِسوَر بن مَخرَمه‌است. راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به کار می‎برد که اشاراتی نامنطبق با دانسته‌ها دارد. (مثلاً زنده بودن ابوجهل در زمان ماجرا)؛ همچنین از دید شهیدی چنین روایتی که شِکوِهٔ محمد را از علی را با سخنرانی در میان عموم نشان دهد باید در منابع شایع‎تر از این باشد.[۲۹]

فقر و تنگدستی در سالهای اول ازدواج

دلیلی وجود ندارد که احادیث در مورد فقر فاطمه و علی را رد کرد. اما این فقط مربوط به سالهای اول ازدواج آنها بود. یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای جامعه مسلمانان به مانند علی و فاطمه فقیر بودند. تنها پس از فتح خیبر بود که دوران فقر این زوج تمام شد. زیرا آنها توانستند بعنوان یکی از مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات این واحه ثروتمند دریافت نمایند.[۳]به گفته کارن رافل استقامت فاطمه در برابر تنگدستی الگویی برای شیعیان است تا با ایمان به خدا به رویارویی با رنج‌های زندگی بپردازند.[۳۰]

تسبیحات فاطمه

در سالهای اول ازدواج علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده بود. روزی علی خبر دار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما در خواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آنها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آنها را صرف کمک به آنها کنم». پیامبر در عوض تسبیحی که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچگاه پیش از خواب، گفتن این تسبیح را ترک نمی‌کرد.[۳] جعفر صادق امام ششم شیعیان درباره تسبیح فاطمه زهرا گفته است: «چون به خوابگاه خود رفتی، سی و چهار بار الله اکبر، سی و سه بار الحمد لله و سی و سه بار سبحان الله بگو و آیة الکرسی و دو سوره معوذتین را با ده آیه اول سوره صافات و ده آیه از آخرش بخوان.[۳]

فرزندان

حسن مجتبی در سال دوم هجری/ ۶۲۵ میلادی زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده باشد. یا به روایتی در نیمه رمضان سال سوم هجرت بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای ماه شعبان بسال چهارم هجرت به دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده به دنیا آمده محسن، فاطمه دو دختر به دنیا آورد که به نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام کلثوم نامگذاری شدند.[۳]

فعالیت‌های اجتماعی فاطمه

بنظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه فعالیت سیاسی مهم حضور داشته اشت که هر سه در تمام منابع شیعه و سنی ثبت‌شده‌است هر چند به روایات متفاوت مشارکت‌داشته‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع شهامت‌مندانه او از علی پس از وفات محمد و مخالفت با انتخاب ابوبکر به عنوان خلیفه و منازعات خشن با عمر، ادعای مالکیت وی بر اموال پدر و به چالش کشیدن ابوبکر بخصوص در مورد فدک و سهم خیبر که کلاً توسط ابوبکر پذیرفته نشد.[۱۲] بر خلاف زاهدان که امور دنیا را به کناری می‌نهند هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند. دانش حقوقی فاطمه و عدالتجویی او نشانه حضور وی در امور اجتماعی است.[۳۱]

اختلافات مالی فاطمه و ابوبکر

پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر از یک طرف و فاطمه و عباس (عموی محمد) بر سر اموال محمد بوجود آمد. این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به ارث رسیدن این اموال را داشتند. اما از طرف دیگر ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که این اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحله اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت. بطور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آنها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۳] سید جعفر شهیدی، از افراد غیر شیعه‌ای همچون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبه فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد (اهل سنت معتزلی) سودی از جعل این روایات نمی‌بردند رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۳۲]

دنیس صوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، با وجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به این دلیل که اهل سنّت نتوانستند به طور کامل آنچه را که به وضوح برای باز سازی تاریخشان زیان آور بود محو کنند: این مساله که فاطمه با ابو بکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، اینکه فاطمه هیچ گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و اینکه وفات او برای مدتی (احتمالاً به خواست خود فاطمه) مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابو بکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجره کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تاکید شده‌است.»[۳۳]

رویداد خانه فاطمه

نوشتار اصلی: رویداد خانه فاطمه

رویداد خانه فاطمه (به عربی:حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که بر اساس آنها ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود. بنا بر نوشته منابعی مانند یعقوبی[۳۴] و بلاذری[۳۵] عمر در این واقعه «تهدید» می‌کند که اگر اجازه ورود به او ندهند خانه را به آتش می‌کشد.[۳۶] بعقیده لارا وسیا وگلییری، حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد، این داستان دارای ریشه‌ای تاریخی است.[۳] سید جعفر شهیدی، نویسنده شیعه، تهدید به آتش زدن را تایید می‌کند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آنها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی (اندلس) هم آمده‌است. اما در مورد اینکه «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می خواسته‌اند با زور بدرون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌ نویسد «در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده باشد».[۳۷]

به گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفته ابو بکر در بستر وفات «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور تلویحی به این معناست که خانه فاطمه ممکن بوده به زور باز شده باشد.[۳۸] به گفته مادلونگ شواهدی وجود دارد که خانه فاطمه مورد تفتیش قرار گرفت.[۳۹]

وفات فاطمه

نمایی از قبرستان بقیع محل دفن احتمالی فاطمه زهرا
مراسم فاطمیه - تهران (شهرقدس)
نوشتار اصلی: وفات فاطمه

بیماری و وفات

پس از حجة الوداع محمد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد؛ محمد چند روز پس از آن درگذشت؛ فاطمه بسیار غم زده گشت[۳]و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود؛ به گفته دانشنامه اسلام فاطمه ۶ ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۳]

بگفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود. به مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۳]

بروجردی، روحانی، شاهرودی و حسین خراسانی، روحانیان و مراجع شیعه، معتقدند که فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید، کشته شده‌است. در عین حال این نویسندگان بر این نظر دارند که فاطمه بین ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات محمد درگذشته‌است.[۴۰][۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵][۴۶]

تدفین

به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. اما نقل قول‌هایی نیز وجود دارد که ابوبکر در مراسم تدفین حضور داشته و نماز میت را او بر فاطمه خوانده‌است.[۳]

دنیس صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه از ابو بکر، به نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابو بکر به عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته باشد.[۴۷]

محل دفن

تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و به نوشته دانشنامه اسلامی بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به نوشته این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشه دار عقیل (برادر علی)، به فاصله هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفته سایر منابع بعد از دفن یا مدتی بعد از آن دیگر محل دفن نامعلوم بود. المسعودی می‌نویسد که مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبه موجود در آن مقبره نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به عنوان صاحبان مقبره نوشته شده بود (مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند). اما المقدسی مقبره فاطمه را در فهرست مکانهایی قرار می‌دهد که در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده باشد.[۳]

خصوصیات ظاهری و جسمانی

برخلاف خواهرش رقیه که منابع اولیه از زیبایی او سخن گفته‌اند، منابع در مورد ظاهر فاطمه سکوت کرده‌اند جز اینکه گزارش کرده‌اند که مانند محمد گام برمی‌داشته‌است. احادیثی در مورد رنجور و مریض بودن او را نمی‌توان قبول نمود و احتمالاً این احادیث به وضعیت‌هایی موقتی در زندگی فاطمه برمی گردد. اینکه فاطمه پنج بچه باردار شد، دوبار از مدینه به مکه رفت، و کار سخت او در خانه همه براین دلالت دارد که از سلامت در وضع جسمانی خوبی بسرمی‌برده‌است.[۳]

فاطمه در منابع مذهبی

اثر خوشنویسی که در آن نام ِ«فاطمه زهرا» نوشته شده‌است.

منابع مذهبی در مورد فاطمه بسیار فراوان می‌باشد. فاطمه در منابع مذهبی از اعضای اهل بیت پیامبر مسلمانان شمرده می‌شود و یکی از پنج نفر موسوم به آل کسا (آل عبا) و از افرادی که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان توسط خداوند بوجود آمده‌است.[۱۲]

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به عنوان بانویی پرهیزکار با ایمان تاکید می‌شود. این منابع بخصوص بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه او، و الگوی تقوا تاکید دارند.[۱۲] طبق گفته ورنا کلم منابع اهل سنت همچنین نقل می‌کنند که محمد فاطمه را سرور زنان همه جهانیان خوانده است[۴۸].[۴۹] در برخی از منابع اشاره شده که او سرور زنان بهشتی[۵۰] (منهای مریم[۵۱]) و در برخی دیگر او سرور زنان همه عوالم[۵۲] است.[۵۳]

در نزد شیعیان دوازده‌امامی فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و همچنین حدیث‌های منتسب به وی در مقایسه با سایر ۱۳ معصوم شیعه بسیار محدودتر می‌باشد. فاطمه به دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به همین سبب بسیاری از روایات زندگی وی را با شکوه نشان می‌دهند.[۵۴] ابن عیاث و ابن بابویه نام او را به مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی می‌دانند (الفاطر=خالق) حسن العسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند که از میان نام‌هایی که خدا به آدم (اولین انسان) آموخت نام آل عبا و من‌جمله فاطمه بود.[۱۲]

فاطمه به عنوان "مادر امامان"، جایگاه ویژه‌ای در بینش شیعه دارد. او به عنوان تنها فرزند بازمانده محمد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصربه‌فردی بین شیعیان است. خلافت فاطمیان بر اساس نام او بنا شده‌است. تفکرات این فرقه در فرقه اسماعیلیه نیز ادامه یافت. بنا به دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی‌اش در عین تنگدستی که داشت، تاکیدشده‌است.[۵۵]

در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن‌بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه‌است. منشا او میوه‌ای است از بهشت که معمولاً سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمد در هنگام معراج آنرا خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلاً با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشا گرفته‌است تماس داشته‌است. به نوشته ابن رستم طبری در دلایل الامامه و حسین ابن عبدلوهاب در عیون المعجزات به همین دلیل بوده‌است که پیامبر مسلمانان همیشه می‌گفته‌است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحه بهشت را دارد و نام او در بهشت موجود است (معمولاً منصوره). فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می‌گفته‌است. تمام بانوان پرهیزکار از جمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی مسیح در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به خصوص مریم همیشه با فاطمه گره خورده‌اند و البته فاطمه همیشه برتر از همه آنها می‌باشد. به نوشته ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد اسرار الاهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور می‌شود.[۱۲]

فاطمه در باورهای عامیانه و افسانه‌ها

برخلاف منابع تاریخی کمی که در مورد فاطمه در دسترس می‌باشد، درجه اهمیت فاطمه در باورهای عامه و داستان‌های موجود در جهان اسلام جالب توجه می‌باشد. به نوشته جین کالمارد در دانشنامه ایرانیکا، در اینگونه داستان‌ها معمولاً آنچه که وی قسمتهای "ناخوشایند" می‌‌نامد مانند کشمکش‌های وی با علی محو می‌شود و در عوض مواردی که وی آنها را "به سود" فاطمه می‌‌نامد مانند شجاعت او در هنگام رویارویی در برابر ابوبکر در مورد فدک بزرگ نشان داده می‌شود. به علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات، معجزات، و حکایات در مورد تولد، نامزدی، ازدواج، بکارت، بارداری، مادری و قدرت فاطمه را به تفصیل شرح داده‌اند.[۵۶]

هانری کربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا الههٔ باروری و آبهای روان ایران باستان مشاهده نموده‌است. ویلهلم ایلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه بر این ارتباط تاکید و اشاره می‌کند که در این منابع آبهای بهشت و زمین و نمک جزیی از مهریه فاطمه بوده‌است. همچنین در اعتقادات عوامانه فاطمه و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط می‌باشد مانند رنگین کمان، گل یاسمن و انار.[۵۶]

در دوران دفاع ایران در برابر حمله عراق «یافاطمه الزهرا علیها سلام» بعنوان رمز چهار عملیات نیروهای ایران (عملیات فتح‌المبین در سال ۱۳۶۱، عملیات کربلای ۵ در سال ۱۳۶۵، عملیات والفجر ۸ در سال ۱۳۶۵، عملیات نصر ۷ در سال ۱۳۶۷)انتخاب گردیده بود. در کتاب خاکهای نرم کوشک پیرامون زندگی عبدالحسین برونسی خاطراتی از وی مبنی بر هدایت رزمندگان ایرانی در نبردهای سخت نقل شده‌است.[۵۷]


برگزیده ای از سخنان فاطمه زهرا

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به فاطمه زهرا در ویکی‌گفتاورد موجود است.

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ Fāṭimah. (2010). In Encyclopوdia Britannica. Retrieved July 07, 2010, from Encyclopوdia Britannica Online: http://www.britannica.com/EBchecked/topic/202575/Fatimah
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ E. Van Donzel. “Fatima”. In Islamic Desk Reference: compiled from the دانشنامه اسلام. Brill, 1994. p 98. ISBN 978-90-04-09738-4. ...She became the object of great veneration by all muslims.
  3. ۳٫۰۰ ۳٫۰۱ ۳٫۰۲ ۳٫۰۳ ۳٫۰۴ ۳٫۰۵ ۳٫۰۶ ۳٫۰۷ ۳٫۰۸ ۳٫۰۹ ۳٫۱۰ ۳٫۱۱ ۳٫۱۲ ۳٫۱۳ ۳٫۱۴ ۳٫۱۵ ۳٫۱۶ ۳٫۱۷ ۳٫۱۸ ۳٫۱۹ ۳٫۲۰ ۳٫۲۱ Veccia Vaglieri, L. "Fatima." Encyclopedia of Islam, Leiden, Vol. 2, The Netherlands: Brill, ISSN ۱۵۷۳-۳۹۱۲, Page 844-850
  4. ترجمه جلد ۴۳ بحار الأنوار ترجمه نجفی، ص ۱۸
  5. لغتنامه دهخدا
  6. کتاب العین، ج ۳ ص ۱۴۰۴ و فرهنگ جامع نوین، ج ۲، ص ۱۱۹۱.
  7. [۱]
  8. سید جعفر شهیدی، زندگانی فاطمهٔ زهرا علیهاالسلام، ص ۳۴.
  9. به نقل از ویکی پدیا عربی: أن الله سمّاها فاطمة لأنه فطمها ومحبيها عن النار: الصواعق المحرقة 96
  10. به نقل از ویکی پدیا عربی: إنما سميت فاطمة لأن الله فطمها ومحبيها عن النار: سنن الأقوال والأفعال الفصل الثاني في فضائل اهل البيت مفصلا فاطمة الزهرا
  11. به نقل از ویکی پدیای عربی: إن الله فطمها وولدها عن النار: ذخائر العقبى 26
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ ۱۲٫۴ ۱۲٫۵ ۱۲٫۶ ۱۲٫۷ ۱۲٫۸ AMIR-MOEZZI, MOHAMMAD ALI A. (December 15, 1999), "Fatima i. IN HISTORY AND SHIʿITE HAGIOGRAPHY", in E. Yarshater et al., دانشنامه ایرانیکا 
  13. Jean Calmard, FĀṬEMA, دانشنامه ایرانیکا, December 15, 1999.
  14. «فاطمه»(انگلیسی)‎. دانشنامه بریتانیکا. بازبینی‌شده در ۸ مه ۲۰۰۸. 
  15. دانشنامه انکارتا
  16. Parsa, ۲۰۰۶, pp. ۸-۱۴
  17. Ordoni (۱۹۹۰) pp.۴۲-۴۵
  18. Ordoni (۱۹۹۰) p.۳۲
  19. Ghadanfar, ‎Mahmood Ahmad. Great Women of Islam. Darussalam. ISBN 9960-897-27-3. 
  20. Ruth E. Rowe- 2008, Lady of the women of the worlds, The University of Arizona. Near Eastern Studies, page 33
  21. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 37, p. 45
  22. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.51
  23. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 51-52
  24. طبقات ابن سعد ج۳ ص ۲۶
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm. pp 177-178
  26. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, pp. 59-60, pp 64-65, p.202
  27. الغدیر علامهٔ امینی، ج 6، صص 334–338
  28. تقی زاده داوری، محمود، تصویر حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت زهرا علیها السلام در دایرة المعارف اسلام (ترجمه و نقد)، ص 266
  29. شهیدی، جعفر. زندگانی فاطمه زهرا. چاپ سی و پنجم. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۹. صص ۸۸-۹۲. ISBN 964-430-158-7. 
  30. Karen Ruffle, “May Fatimah Gather Our Tears: The Mystical and Intercessory Powers of Fatimah al-Zahra in Indo-Persian Shiʿi Devotional Literature and Performance. ” Comparative Studies of South Asia, Africa and the Middle East 30:3 (November 2010): 386-397.
  31. Karen Ruffle, “May You Learn from Their Model: The Exemplary Father-Daughter Relationship of Mohammad and Fatima in South Asian Shiʿism. ” Journal of Persianate Studies 4 (2011): 12-29.
  32. زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در اینجا ص ۱۹
  33. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.206
  34. یعقوبی، التاریخ، جلد دوم صفحهٔ ۱۲۶: «وبلغ أبا بکر وعمر أن جماعة من المهاجرین والأنصار قد اجتمعوا مع علی بن أبی طالب فی منزل فاطمة بنت رسول الله، فأتوا فی جماعة حتی هجموا الدار، وخرج علی ومعه السیف، فلقیه عمر، فصارعه عمر فصرعه، وکسر سیفه، ودخلوا الدار فخرجت فاطمة فقالت: والله لتخرجن أو لأکشفن شعری ولا عجن إلی الله! فخرجوا وخرج من کان فی الدار وأقام القوم أیاما.»
  35. بلاذری در انساب الاشراف می‌نویسد: ابوبکر به دنبال علی بن ابی طالب فرستاد تا بیعت کند، ولی علی از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می‌بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟! عمر گفت بله، و این به آنچه پدرت آورد نزدیک‌تر است. پس علی آمد و بیعت کرد و گفت «عزم‌کرده بودم که از منزل خارج نشوم تا قرآن را جمع کنم.»: انساب الأشراف، بلاذری، جلد ۱، صفحه ۵۸۶، روایت ۱۱۸۴، طبع دار معارف، و مؤسسه اعلمی للمطبوعات؛ قاهره: «انّ أبابکر أرسل إلی علیّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة علی الباب. فقالت فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علیّ بابی؟ قال: نعم، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک. و جاء علی، فبایع و قال: کنت عزمت أن لا أخرج من منزلی حتی أجمع القرآن].»؛
  36. Madelung, 1997, p. 43
  37. زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در اینجا صص ۱۶، ۱۹ و ۲۰
  38. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 84
  39. Madelung, 1997, p. 43
  40. آیت‌الله بروجردی
  41. آیت‌الله روحانی
  42. آیت‌الله شاهرودی
  43. شبکه قرآن
  44. وب‌گاه حوزه علمیه قم
  45. وب‌گاه حوزه علمیه قم
  46. آیةالله حسین وحید خراسانی٬فاطم-حلقه وصل رسالت و امامت٬مدرسة المام باقر العلوم٬چاپ اول ۱۳۹۱٬صفحه ۷۳ و ۷۴
  47. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.126
  48. تاریخ طبری ج ۳ ص ۱۱۴۰
  49. سیره ابن سعد ج ۴ ص ۲۶-۲۷
  50. ترمذی حدیث ۳۷۱۴
  51. مسند احمد بن حنبل حدیت شماره ۱۱۹۲
  52. صحیح بخاری حدیث شماره ۳۳۵۳
  53. Ideas, Images, and Methods of Portrayal, Brill publication. Chapter 9, IMAGE FORMATION OF AN ISLAMIC LEGEND: Fatima, The daughter of The Prophet Muhammad, by Verena Klemm
  54. Fāṭimah. (2010). In Encyclopوdia Britannica. Retrieved October 21, 2010, from Encyclopوdia Britannica Online: http://www.britannica.com/EBchecked/topic/202575/Fatimah
  55. John Esposito (1998), p.112
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ E. Yarshater et al., ed. (December 15, 1999), "Fatima ii. IN MYTH, FOLKLORE, AND POPULAR DEVOTION", دانشنامه ایرانیکا 
  57. سعید عاکف. خاک‌های نرم کوشک. مشهد: انتشارات ملک اعظم، ۱۳۸۷. ۷۴. 

جستارهای وابسته

منابع

  • Ordoni, ‎Abu Muhammad. Muhammad Kazim Qazwini. Fatima the Gracious. Ansariyan Publications, 1992. ISBN B000BWQ7N6. 

پیوند به بیرون

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به فاطمه زهرا در ویکی‌گفتاورد موجود است.
جستجو در ویکی‌نبشته متن مربوطه در ویکی‌نبشته: فاطمه زهرا
Bismillahir Rahmanir Rahim
Syeda Fatima bint Muhammad
Arabic: فاطمة
Kunyas
Titles
  • al-Siddeeqah[1]
    (The Truthful Woman)
  • al-Mubarakah[1]
    (The Blessed Woman)
  • al-Tahirah[1]
    (The Pure Woman)
  • al-Zakiyyah[1]
    (The Chaste/Innocent Woman)
  • al-Radhiyah[1]
    (The Satisfied Woman)
  • al-Muhaddathah[1]
    (The One Spoken to by Angels)
  • al-Batool[1]
    (The Chaste/The Pure)
  • al-Zahra[1]
    (The Splendid One/The Lady of Light)
  • Syedatun Nisa al-Alamin[4]
    (The Leader of The Women of The Worlds)
Rank Daughter of Prophet Muhammad
During The Time of Her Father

5 BH – 11 AH

After the Time of Her Father 90 days 11 AH
Born 20th of Jamad al-Akhar 5 BH[1][5]
Birth Place Mecca, Hejaz[1]
Ethnicity Hejazi Arab
Father Prophet Muhammad[1]
Mother Khadija[1]
Brothers Tayyab & Qasim.
Sisters Zainab, Umm Kulthum and Ruqayyah.
Spouse Ali ibn Abi Talib
Children

Sons

Daughters

Died 13th Jamadi-al-Awwal 11 AH (Wednesday August 5th 632 AD)
Burial Place Unknown but in Medina, Hejaz
Religion Islam

Fâṭimah (Arabic: فاطمةFāṭimah ;[pronunciation 1] born c. 605[6][7] or 615[8] – died 633) was a daughter of the Islamic prophet Muhammad and Khadijah, wife of Ali and mother of Hasan and Hussein, and one of the five members of Ahl al-Bayt.[6][7] She became the object of great veneration by all Muslims, because she lived closest to her father and supported him in his difficulties, because of the historical importance of her husband and her two sons, and because she is the only member of Muhammad's family that gave him descendants, numerously spread through the Islamic world.[6]

For Muslims, Fatimah is an inspiring example and Fatimah is one of the most popular girl's names throughout the Muslim world.[9]

She was involved in three significant political actions, each recorded in almost all sources. First, after the conquest of Mecca, she refused her protection to Abu Sufian; Second, after Muhammad's death, she defended Ali’s cause, fiercely opposed the election of Abu Bakr, and had violent disputes with him and particularly with Umar; Third, she laid claim to the property rights of her father and challenged Abu Bakr’s categorical refusal to cede them, particularly Fadak and a share in the produce of Khaybar.[10]

She died a few months after her father's death, and was buried in Jannat Al-Baqi', but the exact location of her grave is unknown. Many Twelver Shia Muslims believe that she died as a result of her injury caused by Umar, incurred while defending Ali against Abu Bakr.[6] Sunni Muslims, who regard Abu Bakr and Umar as revered figures, and the Zaidiyyah Shia reject this version of events.

Birth

Fatimah was born in Mecca to Khadija, the first of Muhammad's wives. There are differences of opinion on the exact date of her birth, but the widely accepted view is that she was born five years before the first Quranic revelations, during the time of the rebuilding of the Kaaba in 605,[11][12][13] although this does imply she was over 18 at the time of her marriage, which was unusual in Arabia.[6] Twelver Shia sources, however, state that she was born either two or five years after the first Qur'anic revelations,[8] but that timeline would imply her mother was over fifty at the time of her birth.[6]

Fatimah had three sisters namely Zainab, Umm Kulthum and Ruqayyah and two brothers Tayyab & Qasim respectively. Shias believe that Ruqayyah and Umm Kulthum who the Sunnis believe to be the other daughters of Muhammad were actually the daughters of Hala, the sister of Khadijah, who were adopted by Muhammad and Khadijah at her death. A strong reason given by the Shi'a scholars for this belief is the event of (mubahala) mentioned in the Quran, in which there is no reference of the presence of any other female apart from Fatimah, however Sunnis accept that Muhammad had four daughters all from Khadijah.[14]

Titles

Arabic calligraphy reading Fatimah az-Zahra

Fatimah is given many titles by Muslims to show their admiration of her moral and physical characteristics. The most used title is "al-Zahra", meaning "the shining one", and she is commonly referred to as Fatimah Zahra.[7][15] She was also known as "al-Batul" (the chaste and pure one) as she spent much of her time in prayer, reciting the Qur'an and in other acts of worship.[7]

Early life

Following the birth of Fatimah, she was personally nursed, contrary to local customs where the newborn were sent to "wet nurses" in surrounding villages.[16] She spent her early youth under the care of her parents in Mecca in the shadow of the tribulations suffered by her father at the hands of the Quraysh.[6]

According to tradition, on one occasion while Muhammad was performing the salat (prayer) in the Kaaba, Amr ibn Hishām (Abu Jahl) and his men poured camel placenta over him. Fatimah, upon hearing the news, rushed to her father and wiped away the filth while scolding the men.[6][17]

Following the death of her mother, Fatimah was overcome by sorrow and found it very difficult to come to terms with her death. She was consoled by her father, who informed her that he had received word from angel Gabriel that God had built for her a palace in paradise.[6]

Marriage

Many of Muhammad's companions asked for Fatimah's hand in marriage, including Abu Bakr and Umar. Muhammad turned them all down, saying that he was awaiting a sign of her destiny.[6] Ali, Muhammad's cousin, also had a desire to marry Fatimah. When he went to see Muhammad, he could not vocalise his intention but remained silent. Muhammad understood the reason for his being there and prompted Ali to confirm that he had come to seek Fatimah in marriage. He suggested that Ali had a shield, which if sold, would provide sufficient money to pay the bridal gift (mahr).[6][7] Muhammad put forward the proposal from Ali to Fatimah, who remained silent and did not reject the proposal like the previous ones. Muhammad took this to be a sign of affirmation and consent.[6][18]

The actual date of the marriage is unclear, but it most likely took place in 623, the second year of the hijra, although some sources say it was in 622. The age of Fatimah is reported to have been 9 or 19 (due to differences of opinion on the exact date of her birth i.e. 605 or 615) at the time of her marriage while Ali was between 21 and 25.[6][7][8] Muhammad told Ali that he had been ordered by God to give his daughter Fatimah to Ali in marriage.[19] Muhammad said to Fatimah: "I have married you to the dearest of my family to me."[7] Ali sold his shield to raise the money needed for the wedding, as suggested by Muhammad.[6] However, Uthman ibn Affan, to whom the shield was sold, gave it back to Ali saying it was his wedding gift to Ali and Fatimah.[7] Muhammad himself performed the wedding ceremony and two of his wives, Aisha and Umm Salama, prepared the wedding feast with dates, figs, sheep and other food donated by various members of the Madinan community.[6] According to Hossein Nasr, their marriage possesses a special spiritual significance for all Muslims because it is seen as the marriage between the greatest saintly figures surrounding Muhammad.[19] Their marriage lasted about ten years and ended when Fatimah died. Although polygyny is permitted by Islam, Ali did not marry another woman while Fatimah was alive.[19]

Life before the death of Muhammad

Poverty

After her marriage to Ali, the couple led a humble life in contrast to her sisters who were all married to wealthy individuals.[7] Ali had built a house not too far from Muhammad's residence where he lived with Fatimah. However, due to Fatimah's desire to be closer to her father, a Medinan (Haritha bin al-Numan) donated his own house to them.[6]

For several years after her marriage, she did all of the work by herself. The shoulder on which she carried pitchers of water from the well was swollen and the hand with which she worked the handmill to grind corn where often covered with blisters.[20] Fatimah vouched to take care of the household work, make dough, bake bread, and clean the house; in return, Ali vouched to take care of the outside work such as gathering firewood, and bringing food.[21] Ali worked to irrigate other peoples lands by drawing water from the wells.[7] Their circumstances were akin to many of the Muslims at the time and only improved following the Battle of Khaybar when the produce of Khaybar was distributed among the poor. When the economic situations of the Muslims become better, Fatimah gained some maids but treated them like her family and performed the house duties with them.[6]

Another reference to their simple life comes to us from the Tasbih of Fatimah, a divine formula that was first given to Fatimah when she asked her father for a kaneez (servant girl) in order to help her with household chores. Her father asked her if she would like a gift instead that was better than a servant and worth more than everything in the world. Upon her ready agreement, he told her to recite at the end of every prayer the Great Exaltation, Allahu Akbar 34 times, the Statement of Absolute Gratitude, Alhamdulillah 33 times and the Invocation of Divine Glory, Subhan'Allah 33 times, totalling 100. This collective prayer is called the Tasbih of Fatima.[22][23]

Married life

An indication of their special relationship is found in the fact that Ali never married another woman as long as Fatima was alive. Some Sunnis believe that Ali asks for Abu Jahl's daughter in marriage, but the Muhammad does not allow him to marry her because it would upset Fatimah, although this view is rejected by the Shia Muslims and is not considered a strong hadith by many scholars of Sunnah. The three most popular versions of this tradition are related by al-Miswar b. Makhrama, a Companion who was about nine years old when Muhammad died.[24] Ali however did not marry another woman during Fatima's lifetime despite the difference in opinion among some Muslims about his proposal for Abu Jahl's daughter.

According to Denise L. Soufi, the purpose of the narration -in which Ali asks for Abu Jahl's daughter's hand- is to denigrate Ali or to establish the Sunni orthodoxy that the fourth Khalif, i.e. Ali, is lower in rank than the earlier ones.[25]

Muhammad giving Fatimah in marriage to his cousin Ali. From the Siyer-i Nebi.

Ali was given the name of Abu Turab (the man of dust) by Muhammad. Although some sources explain this by linking it to the disputes with Fatimah where, instead of arguing with Fatimah, Ali would go and put dust on his head.,[26] other sources such as Ibn Hisham and Musnad Ahmad ibn Hanbal say this name was given to Ali before marriage.[27]

According to the Encyclopedia of Islam, Fatimah had occasional disputes with her husband and often sought the intersession of her father who showed signs of great satisfaction upon reconciling the couple's differences. Denise L. Soufi on the other hand finds such tradition as "mere a narrative device to praise Ali". For example she says: "her complaints about Ali elicit high praise from the Prophet for him. In fact, whenever Fatima has any troubles or worries in her life, it is usually praise for Ali which is used to comfort her."

In her view, these traditions are kept for the purpose of the Sunni-Shia debate over the Caliphate, even though they are in contrast with what she describes the Shia picture of the marriage to be "harmonious and divinely ordained".[28]

In contrary with what Sunni says, in Shia literature there are some speeches from Ali that deny any problem with his spouse. For instance, Ali has sworn to the God that:" I never did any act that make Fatimah angry and she never made me angry too"[29]

Shia acknowledge the saying of Muhammad, "Fatimah is a part of me and whoever offends her offends me", however the context of the reporting in reference to Ali is disputed. "Among the many fabricated stories told against Imam Ali was that he had asked for Abu Jahl's (the chief of infidels) daughter's hand in marriage. When this news reached Fatimah (A), she rushed to her father who found out the falsity of the story."[30]

Shia say this statement was used by Fatimah herself when she spoke to Abu Bakr and Umar, stating that they had both displeased her.[31]

On the battlefield

Following the Battle of Uhud, Fatimah tended to the wounds of her father and husband, and took it upon herself to regularly visit the graves of all those who died in the battle and pray for them. Fatimah, along with her husband, was also called upon by Abu Sufyan to intercede on his behalf with Muhammad while attempting to make amends following the violation of the Treaty of Hudaybiyyah. Abu Sufyan also asked for Fatimah's protection when she went to Mecca while it was under occupation which she refused under instruction from her father.[6]

Fatimah in the Qur'an

Some verses in the Qur'an are associated to Fatimah and her household by classical exegetes, although she is not mentioned by name. According to J. D. McAuliffe, two of the most important verses include the verse of purification, which is the 33rd ayah in sura al-Ahzab[32] and the 61st ayah in sura Al-i-Imran.[33][34] In the first verse, the phrase "people of the house" (ahl al-bayt) is ordinarily understood to consist of Muhammad, Fatimah, her husband Ali and their two sons (al-Tabari in his exegesis also mentions a tradition that interprets "people of the house" as Muhammad's wives; for Ibn al-Jawzi, the order of these options is reversed).[34] The second verse refers to an episode in which Muhammad proposed an ordeal of mutual adjuration (mubahala) to a delegation of Christians. Fatimah, according to the "occasion for the revelation" of this verse, was among those offered by Muhammad as witnesses and guarantors.[34]

Muslim exegesis of the Qur'anic verse 3:42, links the praise of Mary, the mother of Jesus, with that of Fatimah based on a quote attributed to Muhammad that lists the outstanding women of all time as Mary, Asiya (the wife of Pharaoh), Khadija and Fatimah (the all Muslim commentaries insists upon the absolute superiority of Fatimah).[34]

Life after the death of Muhammad

Location of grave of Fatema (marked *) and others at J.Baqi, Medina
Grave of Fatema (single front one) and others at J.Baqi,Medina, Hejaz, Saudi Arabia.

Caliphate of Abu Bakr

For the few months that she survived following the death of her father, Fatimah found herself indirectly at the center of political disunity. Differing accounts of the events surrounding the commencement of the caliphate exist which were the cause of the Shia and Sunni split. According to the Sunnis the majority of Muslims at the time of Muhammed's death favoured Abu Bakr as the Caliph while a portion of the population supported Fatimah's husband, Ali.[6]

Following his selection to the caliphate after a meeting in Saqifah, Abu Bakr and Umar with a few other companions headed to Fatimah's house to obtain homage from Ali and his supporters who had gathered there. Then Umar threatened to set the house on fire unless they came out and swore allegiance with Abu Bakr.[35] There is no consensus among the sources about what happened next.

According to the Encyclopaedia of Islam, some Shia sources say that upon seeing them, Ali came out with his sword drawn but Umar, Abu Bakar and their companions returned without any allegiance on the hand of Abu Bakr. Ali did not accept or reject Abu Bakr's Khilafat and also helped him in solving many state problems.

According to Denise L. Soufi:

"...traditions discussing her involvement in the events which took place after the death of the Prophet seem to contain some truth despite their partisan biases. This is due to the fact that the Sunnis were unable to completely suppress what was so obviously detrimental to their reconstruction of religious history: namely, that Fatima quarreled with abu Bakr over his seizure of the caliphate and the Prophet's properties, that she never forgave him for his actions and that her death was kept secret for some time, probably at her request, in order to prevent him from presiding over her funeral rites. What is ironic is that this small window into the character of Fatima has been downplayed or ignored by Sunnis and inflated and overemphasized by Shias..."[36]

Lesley Hazleton describes the events as follows:

«Short of actually following through on his threat and killing all of Muhammad's closest family, Omar was left, as he saw it, with only one option. If Ali would not come out, then he, Omar, would have to force his way in. He took a running leap and threw his whole weight against the door[...] Either way, some overture might have been warranted from Abu Bakr, or at least from Omar, but there was none. Indeed there was less than none. To add insult to the injury that had already been done to her, Fatima would now lose the property she considered hers(Fadak).»[37]

Shia historians hold that Umar called for Ali and his men to come out and swear allegiance to Abu Bakr. When they did not, Umar broke in, resulting in Fatimah's ribs being broken by being pressed between the door and the wall causing her to miscarry Muhsin which led to her eventual death.[38][39] Another Shia version of the events says that Umar sent a force led by his slave-boy Qunfud to Fatimah's house instructing them to bring Ali to the mosque. Arriving at the house, Qunfud requested permission to enter, which was refused by Ali causing Qunfud to return to Abu Bakr and Umar and relate the events, who instructed them to go back and enter the house by force if necessary. Qunfud and his men returned but were this time refused permission by Fatimah which caused Qunfud to send his men back to Abu Bakr and Umar for further instructions who told them to burn the house down if necessary in order to bring Ali to them.[6][38][39]

Inheritance

"Unlike the ascetic who has renounced the affairs of the world, both the historical and hagiographical sources about Fatima al-Zahra document her active participation in domestic and public life. One particular event is recounted in all of the histories both Shiʿi and Sunni: the dispute over the land Fatima received from her father at Fadak...her knowledge of her legal rights and desire for justice indicate that she was a woman involved in the affairs of society"..[40] After the death of her father, Fatimah approached Abu Bakr and asked him to relinquish her share of the inheritance from Muhammad's estate. Fatimah expected the land of Fadak (situated 30 mi (48 km) from Medina[41]) and a share of Khaybar would be passed onto her as part of her inheritance. However, Abu Bakr rejected her request citing a narration where Muhammad stated that prophets do not leave behind inheritance and that all their possessions become sadaqah to be used for charity. Fatimah was upset at this flat refusal by Abu Bakr and did not speak to him until her death (however some Sunni sources claim she had reconciled her differences with Abu Bakr before she died).[6] Shias contend that Fadak had been given to Fatimah by Muhammad and Abu Bakr was wrong in not allowing her to take possession of it.[42]

Death

Following the Farewell Pilgrimage, Muhammad summoned Fatimah and informed her that he would die soon, and also told her that she would be the next of his household to die.[6][7] After Mohammad's subsequent passing, Fatimah was grief-stricken and remained so until she herself died less than six months later, in Ramadhan.[7] Sunnis believe that Fatimah reconciled her differences with Abu Bakr prior to her death, while Shia Muslims believe that her anger with him remained.[6][13]

Shia and Sunni beliefs about her death diverge widely:

Sunni scholars say she died as a result of separation from her beloved father. The Sunni scholar Shaykh Muzaffer Ozak al-Jerrahi writes:

'After our Master had honored the world of the Hereafter, Fatima would neither eat nor drink and she forgot all laughter and joy. She had an apartment built for her in which she stayed by night and day, weeping her heart out for her beloved father.

She passed the time sobbing and sighing and nothing could take away her grief. As soon as she had done her household chores and taken care of her husband, 'Ali, and their sons, Hasan and Husain, she would continue weeping: "O my beloved father! To whom have you left your Fatima?"

Six months went by in this fashion till Fatima got so thin that there was nothing left of her but skin and bones."

Shia maintain that Fatima died as a result of injuries sustained after her house was raided by Umar ibn al-Khattab who set fire to the house and stormed inside. His attack is said to have cracked her rib-cage whilst she was pregnant. According to Shia tradition, Muhammad appeared in a dream and informed Fatimah that she would be passing away the next day. Fatimah informed her husband Ali of her impending death, and asked him not to allow the oppressors to be involved in her ceremonial prayers janazah (prayer performed in congregation after the death of a Muslim) or take part in the burial.[43]

Some sources[who?] have stated that her two sons were the first family members to learn of her death and immediately proceeded to the mosque to inform their father. Upon hearing the news, Ali fell unconscious. After recovering he followed Fatima's wishes and performed the janazah. He buried her during the night on 3rd Jumada al-Thani 11 AH (632), also making three false graves to ensure her real grave could not be identified. With him were his family and a few of his close companions.[44]

Shia, especially Iranians, hold ceremonies every year for 20 days in Jumada al-awwal and Jumada al-awwal to commemorate the anniversary of the martyrdom of Fatimah. Mourners march in procession through the streets to reaffirm their allegiance to the ideals of Fatima.

The Sunnis state that on the morning of her death, she took a bath, put on new clothes and lay down in bed. She asked for Ali and informed him that her time to die was very close. Upon hearing this news, Ali began to cry but was consoled by Fatimah who asked him to look after her two sons and for him to bury her without ceremony. After her death, Ali followed her wishes and buried her without informing the Medinan people.[7]

Lesley Hazleton describes Fatimah' death as follows:

«But perhaps most painful of all in those months after the loss of her third son was the ostracism she suffered ordered by Abu Bakr to force Ali into line. [...] When she knew death was close she asked Ali for a clandestine burial [...] Abu Bakr was not to be informed of her death she said. he was to be given no chance to officiate at her funeral.»[45]

Descendants

Fatimah was survived by two sons, Hasan and Husayn, and two daughters, Zaynab and Umm Kulthum.[6] Controversy surrounds the fate of her third son, Muhsin. Shias say that she miscarried following an attack on her house by Abu Bakr and Umar,[46] while Sunnis insist that Muhsin died in his infancy of natural causes.[16]

Modern descendants of Muhammad trace their lineage exclusively through Fatimah, as she was the only surviving child of Muhammad. Muhammad had no sons who reached adulthood.[47]

Fatimah's descendants are given the honorific titles Sayyid (meaning lord or sir), Sharif (meaning noble), and respected by both Sunni and Shi'a, though the Shi'as place much more emphasis and value on the distinction.[48][49]

Views

Fatimah (in red) seated next to Muhammad.

Muslims regard Fatimah as a loving and devoted daughter, mother, wife, a sincere Muslim, and an exemplar for women.[50][51] It is believed that she was very close to her father and her distinction from other women is mentioned in many hadith.[52] After Khadijah, Muslims regard Fatimah as the most significant historical figure, considered to be the leader (Arabic: Sayyidih) of all women in this world and in Paradise.[50][53][54] It is because of her moral purity that she occupies an analogous position in Islam to that Mary occupies in Christianity. She was the first wife of Ali, whom Sunnis consider the fourth Rashidun caliph and Shias consider the first infallible Imamah, the mother of the second and third Imams, and the ancestor of all the succeeding Imams; indeed, the Fatimid Caliphate is named after her.[55]

Shia view

Fatimah, regarded as "the Mother of the Imams", plays a special role in Shia piety. She has a unique status as Muhammad's only surviving child, the wife of Ali, their first Imam, and the mother of Hasan and Husayn. The chapter of Quran 'Abundance' mentions significance of her birth and recognizes her as the only surviving child of Muhammad.[56] Fatimid Caliphate/ Imamate is based on her name. Fatimid faith continue further in Ismaili/Bohras (refer Tree on right). She is believed to have been immaculate, sinless and a pattern for Muslim women. Although leading a life of poverty, the Shia tradition emphasizes her compassion and sharing of whatever she had with others.[57]

Shias greatly respect and adore her sublime personality. In fact her character outshines as one of the most brave and courageous personality in Islamic history. Fatimah stood as the lone defender of Muhammad's declaration of Ghadeer. She forwarded her arguments to prove Fadak as her right and undisputed property amongst those who had killed her unborn child Mohsin.[58]

According to Mahmoud Ayoub, the two main images of Fatimah within the Shia tradition is that of "Eternal Weeper" and "the Judge in the hereafter".[59] According to Shia tradition, the suffering and death of Fatimah was the first tragedy of Islam. She spent her last days mourning at the death of her father. Fatimah eternally weeps at the death of her two sons, who were murdered by the Umayyads. Shias believe they share in Fatimah's suffering by weeping for her sorrows. The tears of the faithful is also believed to console Fatimah.[60] Shias hold that Fatimah will play a redemptive role as the mistress of the day of judgment in the hereafter as a reward for her suffering in this world.[61]

See also

References

  1. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p Sharif al-Qarashi, Bāqir. The Life of Fatima az-Zahra (sa). Trans. Jāsim al-Rasheed. Qum, Iran: Ansariyan Publications, n.d. Print. Pgs. 37-41
  2. ^ Al-Istee’ab, vol.2 Pg. 752
  3. ^ Usd al-Ghabah, vol.5 Pg. 520
  4. ^ http://www.al-islam.org/kaaba14/3.html
  5. ^ http://www.al-islam.org/kaaba14/3.htm
  6. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x "Fatimah", Encyclopaedia of Islam. Brill Online.
  7. ^ a b c d e f g h i j k l m Fatimah bint Muhammad. Muslim Students' Association (West) Compendium of Muslim Texts.
  8. ^ a b c Ordoni (1990) pp.42-45
  9. ^ The Heirs Of The Prophet Muhammad: And The Roots Of The Sunni-Shia Schism By Barnaby Rogerson [1]
  10. ^ "Fatema". Encyclopedia Iranica. 
  11. ^ Parsa, 2006, pp. 8–14
  12. ^ MSN Encarta article on Fatimah
  13. ^ a b Encyclopædia Britannica
  14. ^ Template:Ordoni
  15. ^ Amin. Vol. 4. p.98
  16. ^ a b Ghadanfar, p?
  17. ^ Amin. Vol. 4. p.99
  18. ^ Amin. Vol. 4. p. 100
  19. ^ a b c Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 2008-10-12. 
  20. ^ Ashraf (2005), pp.42-43
  21. ^ Ordoni (1990), p.140
  22. ^ Tasbih-e-Fatima
  23. ^ [2] for more information on prayer beads in Islam
  24. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 51-52
  25. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 52
  26. ^ Aḥmad b. Ḥanbal, Musnad, Cairo 1313, iv, 326; Buk̲h̲ārī, ed. Krehl, ii, 440, etc From "Fatimah", Encyclopaedia of Islam. Brill Online
  27. ^ هزار Farsi text can be accessed thru the provided link و یک داستان از زندگانی‌ امام علی‌، محمد رضا رمزی اوحدی، قابل دسترسی‌ در اینجا
  28. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, pp. 64-65, p. 202
  29. ^ اربلی, محدث. کشف الغمة في معرفة الأئمة. pp. Vol1, 363. 
  30. ^ - Fatimah ['a] The Gracious by Abu Muhammad Ordoni Published by: Ansariyan Publications Qum, The Islamic Republic of Iran
  31. ^ ibn Qutayba, Abu Muhammad. Al-Imama wa-al-siyasa 1. Dar ul-marifa. p. 14. 
    al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 240–241. 
    Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "52". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 255. 
  32. ^ [33:33]
  33. ^ [3:61]
  34. ^ a b c d Encyclopedia of the Qur'an, Fatima
  35. ^ Madelung, 1997, p. 43
  36. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 206
  37. ^ After the Prophet: The Epic Story of the Shia-Sunni Split in Islam By Lesley Hazleton, pp. 71-72
  38. ^ a b Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "47". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. pp. 205–207. 
  39. ^ a b al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 217–220. 
  40. ^ Karen Ruffle, “May You Learn from Their Model: The Exemplary Father-Daughter Relationship of Mohammad and Fatima in South Asian Shiʿism. ” Journal of Persianate Studies 4 (2011): 12-29.
  41. ^ Imam Malik's Muwatta, Book 41, Number 41.2.13
  42. ^ Amin. Vol. 4. p.101
  43. ^ Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "54". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 261. 
  44. ^ Amin. Vol. 4. p.103
  45. ^ After the Prophet: The Epic Story of the Shia-Sunni Split in Islam By Lesley Hazleton, pp. 72-73
  46. ^ Ordoni, Abu-Muhammad. "47". Fatima the Gracious. p. 206. 
  47. ^ Armstrong (1993) p.?
  48. ^ Nasr, Seyyed Hossein (2007). "Ali". Encyclopædia Britannica Online. 
  49. ^ "Sayyid". Encyclopædia Britannica Online. 2007. Retrieved 2007-12-01. 
  50. ^ a b Sahih al-Bukhari, 4:56:819
  51. ^ Ordoni (1990) p.?
  52. ^ Sahih al-Bukhari, 5:57:111
  53. ^ Ordoni (1990) p.117
  54. ^ Tahir-ul-Qadri (2006), pp.19-24
  55. ^ Esposito (1999) p.?
  56. ^ Quran chp: 108
  57. ^ John Esposito (1998), p.112
  58. ^ Bee Daaneed Manam Fatima
  59. ^ Ayoub (1978), p.40, 19
  60. ^ Ayoub (1978), p.45–46
  61. ^ Ayoub (1978), p.19

Books

Primary sources

Books and journals

Shia sources

Encyclopedias

External links