این یک مقالهٔ خوب است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

فاطمه زهرا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فارسیEnglish

فاطمه زهرا
فاطمة
FatemeZahraSVG.svg
خوشنویسی «فاطمةالزهراء» به خط ثلث
زادروز ۲۰ جمادی‌الثانی ۵ قبل یا بعد از بعثت
۲۷ ژوئیهٔ ۶۰۴(604-07-27) یا ۶۱۵ م

مکه
درگذشت

۳ جمادی‌الثانی ۱۱ بعد از هجرت

۲۸ اوت ۶۳۲ میلادی (۱۷ سال)
مدینه
آرامگاه مورد اختلاف
نام‌های دیگر الصدیقه (زن یک‌دل و یک‌زبان)، المبارکه (زن فرخنده)، الطاهره (زن خالص یا بی‌گناه)، الزکیه (زن پارسا یا پاک)، الراضیه (زن خرسند یا خشنود)، المحدثه (زنی که فرشتگان با او گفتار می‌کنند)، البتول (ازدنیابریده و به‌خداپیوسته)، الزهراء (نورانی یا درخشان)، سیدة نساء العالمین (سرور زنان جهان)
دین اسلام
همسر علی بن ابی‌طالب
فرزندان حسن مجتبی، حسین بن علی، زینب، ام‌کلثوم بنت علی، محسن پسر علی
والدین محمد و خدیجه
خویشاوندان قاسم (برادر)، ام‌کلثوم (خواهر)، رقیه (خواهر)، زینب (خواهر)، عبدالله (برادر)، ابراهیم (برادر)

فاطمه دختر محمّد ملقب به زهرا (به عربی: فاطِمَةُ الزَّهراء بنت محمّد؛ زادهٔ ۲۰ جمادی‌الثانی بین ۳۵ تا ۴۵ عام‌الفیل برابر ۱۸ تا ۸ پیش از هجرت در مکّه – درگذشتهٔ ۱۳ جمادی‌الاول یا ۳ جمادی‌الثانی ۱۱ هجری قمری در مدینه) دختر محمّد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب، و مادر حسن بن علی و حسین بن علی است. او کوچک‌ترین دختر محمّد و تنها فرزندش بود که از خود فرزندانی باقی گذاشت، که به «سید» یا «شریف» مشهورند. در تاریخ تولد فاطمه اختلاف بسیاری هست. اما دو قول پنج سال پیش از بعثت و پنج سال پس از آن رایج‌تر است.

فاطمه در کودکی مستقیماً زیر نظر پدر و مادرش رشد یافت؛ و جوانیش را در دوران دشوار کار تبلیغی پدرش گذرانید. فاطمه در محاصرهٔ شعب ابی‌طالب مادرش را از دست داد. پس از هجرت به مدینه، در سال دوم هجری با علی بن ابی‌طالب ازدواج کرد و چهار یا پنج فرزند به دنیا آورد. در سال یازدهم هجری، پس از درگذشت پدرش، به دفاع از علی بن ابی‌طالب در جانشینی پیامبر پرداخت و خطبهٔ فدکیه را در مسجد پیامبر برای دفاع از حقّ خویش در مورد فدک ایراد کرد. او احتجاج‌های بسیاری با ابوبکر و عمر کرد، اما این احتجاج‌ها سودی نبخشید. در جریان این وقایع، عمر و گروهی از همراهانشان به‌قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی رفته و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه و طرفدارانشان روبرو شدند. سرانجام فاطمه زهرا با خشم از ابوبکر و عمر و بی خرسندی از ایشان درگذشت. او نخستین کس از خانوادهٔ محمّد است که پس از محمّد درگذشت. تاریخ درگذشتش را از سی روز تا شش ماه پس از محمّد آورده‌اند، اما دو قول هفتادوپنج روز و نودوپنج روز رایج‌تر و معتبرتر است. محل دفن فاطمه زهرا نامشخص و مورد اختلاف است. با این همه، سه جای محتمل‌تر است: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد النبی قرار گرفته‌است، و سوم در قبرستان بقیع.

به‌گفتهٔ امیرمعزی، به‌رغمِ گزارش‌های مذهبی فراوانی که دربارهٔ فاطمه هست، آگاهی‌های تاریخی سخت اندک است و بیشترش تنها نکته‌هایی کم‌اهمیت از زندگی وی را نشان می‌دهد. وی از شخصیت‌های بسیار محترم نزد همه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. منابع اهل سنت شخصیت فاطمه را همچون بانویی پرهیزکار و باایمان می‌نمایند و همچون دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه و شخصیتش همچون الگوی تقوا را می‌ستایند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی به‌شمار می‌رود که دارای مقامات ویژهٔ معنوی مانند طهارت و عصمت است. همچنین وی از اهل بیت محمّد و یکی از پنج تن آل عباست. فاطمه در رویداد مباهله نیز نقش داشته‌است. براساس احادیث و روایات اهل سنت و شیعه، ۱۳۵ آیهٔ قرآن دربارهٔ فاطمه است. سوره‌های «انسان»، «قدر» و «کوثر» و آیات «مباهله»، «تطهیر»، «نور» و «مَوَدَّت» برخی از این سُوَر و آیات هستند. مصحف فاطمه، خطبه‌های «فدکیه» و «عیادت»، «حدیث لوح فاطمه» و «دعای نور» از آثار به‌جای‌مانده از اویند.

محتویات

زمینهٔ تاریخی

جستارهای وابسته: محمد، محمد در مکه، و محمد در مدینه

زندگی فاطمه زهرا همزمان و هم‌مکان بوده با دورهٔ تبلیغ محمّد اسلام را. محمّد ۱۳ سال به تبلیغ اسلام در مکّه پرداخت. شمار اندکی به وی گرویدند که با مخالفت قبیلهٔ قریش و بعضی دیگر از قبیله‌های عرب روبه‌رو شدند و آزار دیدند.[۱] محمّد، رهایی از این وضع را، همراه پیروانش در سالی که سپس‌تر مبدأ تقویم هجری خورشیدی و هجری قمری شد، به شهر یثرب — که مدینةالنبی («شهر پیامبر») نامیده شد — هجرت کرد.[۲][۳] او در مدینه قبایلِ درحال ستیزِ اوس و خزرج را متّحد کرد و برپایهٔ مسلمانان مهاجر مکّه و باشندگان اصلی مدینه اجتماع و دولتی نوین تأسیس کرد که امّت نامید.[۴] پس میان مسلمانان و قبایل مکّه و هم‌پیمانانشان جنگ درگرفت، و سرانجام پس از هشت سال محمّد با پیروانش، که تا آن زمان به بیش از ده‌هزار می‌رسیدند، شهر زادگاهش را فتح کرد.[۵] پس از فتح مکّه رفته‌رفته بیشتر اهالی شبه‌جزیره عربستان به اسلام گرویدند و امّت اسلام به سراسر این سرزمین گسترش یافت.[۶] محمّد ده سال پس از هجرت، چند ماه پس از بازگشت از حجةالوداع، بیمار شد و درگذشت.[۷]

نام‌ها، القاب و کنیه‌ها

لغت «فاطمه» وصفی است از مصدر «فطم»؛ و «فطم» در زبان عربی به معنی بریدن، قطع‌کردن و جداشدن آمده‌است. این صیغه، که بر وزن «فاعله» معنای مفعولی می‌دهد، به معنی «بریده» و «جداشده» است.[۸] محمّد در پاسخ علی بن ابی‌طالب که از او دربارهٔ علت نام‌گذاری فاطمه پرسید، گفت: «چون او و پیروانش از آتش بریده شده‌اند.»[۹] ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقة و نسائی در سُنَن آورده‌اند: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده‌است.» فتال نیشابوری در روضةالواعظین از جعفر صادق نقل کرده‌است: «فاطمه نامیده شد چون از بدی‌ها بریده شده‌است.»[۱۰] برای فاطمه نام‌های دیگری هم برشمرده‌اند که «صدّیقه»، «مبارکه»، «طاهره»، «زکیه»، «راضیه»، «مرضیه» و «زهرا» از آن‌جمله‌اند. یکی از مهم‌ترین کنیه‌های او «امّ ابیها»، به معنای «مادرِ پدرش»، است.[۱۱]

سرگذشت

گاه‌شمار زندگی فاطمه زهرا
رویدادهای زندگی فاطمه زهرا
در مکه
۶۱۵ ولادت در ۲۰ جمادی‌الثانی سال پنجم بعثت
۶۱۶ آغاز محاصرهٔ بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب
۶۱۹ پایان محاصرهٔ بنی‌هاشم در شعب ابی‌طالب
۶۱۹ سال اندوه: وفات ابوطالب و خدیجه
۶۲۲ مهاجرت مسلمانان به یثرب
در مدینه
۶۲۲ هجرت به مدینه
۶۲۳ ازدواج با علی بن ابی‌طالب
۶۲۵ تولد حسن مجتبی
۶۲۶ تولد حسین بن علی
۶۲۸ صلح حدیبیه
۶۲۸ غزوهٔ خیبر
تولد زینب
۶۳۰ فتح مکه و غزوهٔ حنین
۶۳۱ مباهله با مسیحیان نجران
۶۳۲ غدیر خم
پس از محمد
۶۳۲ انتخاب ابوبکر به خلافت در سقیفهٔ بنی‌ساعده
رویداد خانهٔ فاطمه زهرا
۶۳۲ درگذشت در ۳ جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری

نسب

پدرِ فاطمه، محمّد، پیامبر اسلام، از خاندان بنی‌هاشم از قبیلهٔ قریش بود. بنی‌هاشم از خاندان‌های برجسته و نژاده ولی تهیدست در مکّه بود.[۱۲] مادرِ فاطمه خدیجه بنت خویلد بود. پدرش، خویلد، رئیس طایفهٔ اسد بود، و طایفهٔ اسد از طوایف قریش. خدیجه پیش از اسلام از زنان برجستهٔ قریش به‌شمار می‌رفت، تا جایی که وی را سرور زنان قریش می‌خواندند. وی دارایی فراوانی داشت و با آن بازرگانی می‌کرد. بنابر قول مشهور، وی پیش از ازدواج با محمّد دو بار شوهر کرده‌بود و از آن مردان صاحب دو پسر و یک دختر شده‌بود. محمّد، بنابر درخواست عمویش، ابوطالب، عامل بازرگانی خدیجه در سرپرستی کاروانش به شام شد؛ و پس از آن با وی ازدواج کرد. خدیجه، بنابر قول مشهور، در هنگام ازدواج با محمّد چهل سال داشت. اما به روایت ابن سعد از ابن‌عباس بیست‌وهشت‌ساله بوده‌است.[۱۳]

از تولد تا جوانی

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف‌نظر وجود دارد و بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمّد تا ۵ سال پس از آن متفاوت ذکر شده‌است.[۱۴] طبق یکی از گمانه‌ها که نظر عموم سیره‌نویسان و تاریخ‌نگاران اهل سنت ازجمله ابن سعد، طبری، ابن اثیر، ابوالفرج اصفهانی و ابن اسحاق است، تولد وی مصادف با سال بازسازی کعبه در پنج سال پیش از بعثت برابر با سال ۶۰۴ میلادی بوده‌است. بلاذری نیز بر همین نظر است.[۱۵] هرچند درصورت درستی این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود، که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیرمعمول به‌نظر می‌رسد.[۱۶] برخی منابع نیز تولد او را پیش از بعثت می‌دانند بدون آن‌که به سال و ماه آن اشاره داشته‌باشند. اما نظرهای دیگر یک سال پس از بعثت یا ۵ سال پس از بعثت، برابر با سال ۶۱۵ میلادی، و سه سال پس از معراج است.[۱۷] نظر مشهور منابع شیعه، تاریخ ولادت وی، پنج سال بعد از بعثت است. اما یعقوبی و شیخ طوسی آن را مصادف با سال بعثت می‌دانند. برخی محدثان شیعه، تاریخ ولادت را در سال معراج محمّد، روایت کرده‌اند، اما در خود تاریخ معراج اختلاف است و آن را از دو سال پس از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت گزارش کرده‌اند[۱۸] و با توجه به داستان تولد فاطمه،[یادداشت ۱] زمان تولد او را بین ۲ یا ۵ سال پس از بعثت عنوان می‌کنند.[۱۹][یادداشت ۲]

فاطمه در بسیاری منابع، چهارمین فرزند دختر محمّد، پس از زینب، رقیه و ام‌کلثوم شمرده می‌شود. البته، به‌عقیدهٔ برخی از محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، او تنها دختر محمّد است.[۲۰] فاطمه تنها فرزند محمّد بود که به‌اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۲۱]

پس از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به‌عهده گرفت و این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه‌به‌دنیاآمدهٔ خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه‌نشینان اطراف می‌سپردند.[۲۲] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنج‌های زیادی برای پدرش بابت تبلیغ اسلام به‌وجود آورده‌بودند، گذراند.[۲۳] فاطمه سه سال پیش از هجرت در خلال محاصرهٔ شعب ابی‌طالب، مادر خود را از دست داد.[۲۴]

چند روز پس از هجرت محمد به مدینه، مقارن با ۶۲۲ میلادی، فاطمه زهرا به‌همراه فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و احتمالاً سوده و ام‌کلثوم بنت محمد در کاروانی به‌سرپرستی علی بن ابی‌طالب از مکه به مدینه هجرت کرد و در قبا به پدرش پیوست.[۲۵]

ازدواج

پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، عمر و ابوبکر و چند تن دیگر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمّد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که برای این موضوع منتظر فرمان خداست.[۲۶][۲۷] مدت کمی پس از هجرت، محمّد به علی گفت که خداوند به وی فرمان داده‌است که دخترش، فاطمهٔ زهرا، را به ازدواج وی درآورد.[۲۸]

علی به‌سبب فقرش جرأت پاپیش‌گذاشتن نداشت و این محمّد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمّد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد، می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود، که مبلغ خیلی معمولی بود. به‌توصیهٔ محمّد یک‌سوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آن‌گاه، محمّد فاطمه را از قولی که به علی داده‌بود، آگاه نمود. به‌گفتهٔ ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمّد این را نشانهٔ رضا دانست.[۲۹] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته‌اند که وقتی علی فاطمه را از محمّد خواستگاری کرد، محمّد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هرگاه من به فاطمه می‌گفتم اظهار بی‌میلی می‌کرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمّد کراهتی در چهره‌اش ندید و به‌همین دلیل آن را نشان بر رضا دانست.[۳۰] ولیری می‌گوید مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمّد مجبور می‌شود که دخترش را این‌گونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده که اسلام آورده‌است.[۳۱] دنیس سوفی روایت گلایهٔ فاطمه در ازدواج با علی — و به‌دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمّد — را در زمرهٔ روایت‌های مناقشه‌برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن، استخراج مدح برای علی است.[۳۲] علی خانه‌ای نزدیک محمّد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه‌ای نزدیک‌تر به پدر از علی خواست و به‌همین‌سبب یکی از اهالی مدینه به‌نام حارثه بن نعمان خانهٔ خود را به زوج جوان بخشید.[۳۳]

منابع درخصوص سال و ماه برگزاری مراسم ازدواج اختلاف دارند. ازدواج با تأخیری چند ماهه از عقد، در سال اول یا دوم هجرت رخ داده‌است. به‌روایتی ازدواج پس از بازگشت علی از غزوه بدر انجام شد و علی در این زمان ۲۵ سال داشت، اما سن فاطمه دقیقاً مشخص نیست. بنابر سنتی که محمّد معین نمود، برای مراسم ازدواج ولیمه داده شد و علی گوسفندی را برای آن سربرید. مسلمانان در میهمانی شرکت کردند. در شب زفاف محمّد به خانه آن‌ها رفت و درخواست ظرف آبی کرد. دست‌هایش را با آن شست و مقداری از آب را مزمزه کرد. سپس، مقداری را روی سر و شانه و سینهٔ علی و فاطمه ریخت. درآخر، در حق‌شان دعا کرد و آن‌ها را تبرک نمود.[۳۴]

سید حسین نصر می‌گوید ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است. زیرا به‌عنوان ازدواجی میان مهم‌ترین شخصیت‌های مقدس از خویشان محمّد تلقی می‌گردد. محمّد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش می‌رفت، با این ازدواج به علی نزدیک‌تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی.[۳۵] به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمّد موردستایش قرار می‌گرفت و محمّد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به‌عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.[۳۶]

زندگی زناشویی با علی

زندگی زناشویی علی و فاطمه همراه با همکاری بود. در آغاز زندگی آنان نزد پیامبر رفتند و از او درخواست کردند تا کارهای خانه را میان‌شان قسمت کند. پیامبر کارهای بیرون از خانه را به علی سپرد و کارهای درون خانه را به فاطمه واگذارد. فاطمه زهرا از این تقسیم کار و به‌خاطر‌ معاف‌شدن از کارهای بیرون از خانه، بسیار خوشحال شد. او آن‌گونه در خانه کار می‌کرد و سختی می‌کشید که علی ناراحت می‌شد. دراین‌باره روایات متعددی دربارهٔ مشاهدهٔ کارهای سخت فاطمه زهرا از سوی صحابهٔ پیامبر و کمک آنان به او نقل شده‌است. درکنار این‌ها، همسرداری او نیز به‌گونه‌ای بود که با شناخت نسبت به جایگاه علی بن ابی‌طالب و نقش او در پیشبرد اسلام، او را در این راه یاری می‌کرد و پیگیر اوضاع سیاسی و اجتماعی روز نیز بود؛ و درهمان‌حال و در غیاب او در زمان نبرد، همهٔ کارهای داخل و خارج خانه را عهده‌دار می‌شد. و دربرابر، علی نیز درهنگام بازگشت و حضور در خانه، جویای حال فاطمه می‌شد.[۳۷]

بااین‌که چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد.[۳۸] رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژه‌ای بود و تک‌همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تک‌همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با روایتی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری می‌کند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به‌این‌دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود — نداد. سه نسخهٔ مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نُه سال داشته‌است. دنیس سوفی برخی از این روایت‌ها در راستای بدنام‌کردن علی و برخی دیگر را درجهت تثبیت اعتقادات اهل سنّت می‌داند.[۳۹] و به نظر جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را «ضعیف» و «بدون پایهٔ استوار» است، چرا که راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به‌کار می‌برد که اشاراتی نامنطبق با اطلاعات تاریخی دارد مانند زنده‌بودن ابوجهل در زمان ماجرا.[۴۰] سید علی میلانی در کتاب سلسلة اعرف الحق تعرف اهله، حدیث خطبه علی بنت أبی‌جهل از مجموعهٔ کتاب‌های الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعه فی کتب السنه با بررسی دقیق این حدیث در منابع صحاح، مسندها و معجم‌های متأخر، اسناد و طرق آن و بررسی روایت مِسوَر بن مَخرَمه، متن روایت و مدلول آن، به این نتیجه می‌رسد که این، حدیثی ساختگی از سوی آل زبیر بوده‌است.[۴۱]

به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شدة» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمّد می‌رفت.[۴۲] امیرمعزی با توجه به گزارش دو عالم اهل سنت، احمد بن حنبل در کتاب مسند و بخاری در کتاب صحیح می‌گوید که در چندین مورد محمّد مجبور به دخالت شد که احتمالاً به‌خاطر تلاشِ علی برای ازدواج مجدد بوده‌است.[۴۳] ورنا کلم به‌استناد طبقات اثر ابن سعد، نوشته‌است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد، به پدرش برای میانجی‌گری رجوع کرد که درنتیجهٔ آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۴۴] دنیس سوفی معتقد است در روایت‌های شکایت‌بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به‌عنوان وسیله‌ای برای بالابردن شأن علی استفاده شده‌است. چراکه گلایه‌ها از علی، مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. درواقع، هرگاه فاطمه مشکل یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام‌کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به این‌که صفات برشمرده‌شده از علی در برخی از این احادیث، مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعدکردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به‌زعم او دلیل حذف‌نشدن این احادیث — با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود — همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالابردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئلهٔ خلافت می‌شود.[۴۵] ازسوی‌دیگر، در گزارش‌هایی در منابع مانند کشف‌الغمه از قول علی چنین آمده که محمّد در شب ازدواج به او گفت که با فاطمه با لطف و مدارا رفتار کند، چراکه فاطمه پارهٔ تن اوست و کسی که او را بیازارد، محمّد را آزار داده‌است؛ و پس از آن علی سوگند خورده که تا هنگامی که فاطمه زنده بود، باعث خشم او نشده و فاطمه نیز کاری نکرده که علی خشمگین شود؛ و نگاه به چهرهٔ فاطمه، برطرف‌کنندهٔ غم و اندوه علی بوده‌است.[۴۶] هم‌چنین گزارش‌های شیعی مشابه این سخنان را در ساعت‌های پایانی زندگی فاطمه زهرا روایت می‌کنند. آن‌گونه‌که فاطمه خطاب به علی از عدم‌دروغگویی، خیانت‌نکردن و عدم‌مخالفت خود با دستورهای علی در طول زندگی زناشویی می‌گوید؛ و علی در پاسخ، پناه به خدا می‌برد که فاطمه در خانهٔ او رفتار ناپسندی داشته بوده‌باشد، چراکه خداترسی و نیکوکاری و تقوای فاطمه بیش از آن است که بتوان بر آن خرده‌ای گرفت.[۴۷]

مطابق منابع شیعه، علی در پاسخ محمّد — که از او دربارهٔ فاطمه پرسید — فاطمه را بهترین یاور در اطاعت خدا دانست؛ و فاطمه نیز در پاسخ پرسشی مشابه، علی را بهترین شوهر معرفی کرد. در برخی روایات آمده که فاطمه در پاسخ محمّد دربارهٔ این پرسش، می‌گوید که علی بهترین مردان است، اما زنان قریش به او کنایه می‌زنند که علی تهیدست است. محمّد در پاسخ فاطمه می‌گوید که پدر و شوهرش فقیر نیستند و با آن‌که ثروت‌های زمین را به او پیشنهاد کردند، او آخرت را بر دنیا ترجیح داد؛ و علی نیز کسی است که زودتر از دیگران اسلام آورده و علم و بردباری و عقل او از همهٔ مردم برتر است و خدا از بین همهٔ انسان‌ها، او و علی را برگزید؛ و سپس به فاطمه سفارش کرد که قدرشناسی علی را کند و از او سرپیچی نکند. درمقابل، محمّد به علی گفت که با فاطمه با مدارا و محبت رفتار کند و این‌که فاطمه پارهٔ تن اوست و هرکه فاطمه را بیازارد، او را آزرده و هرکه فاطمه را خشنود کرده محمّد را خشنود کرده‌است.[۴۸]

به‌گفتهٔ ولیری یکی از تعابیر کنیهٔ ابوتراب — از کنیه‌های علی — این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی به‌جای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمّد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۴۹][۵۰] به‌گفتهٔ علامهٔ امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن‌گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته‌است به او داد. به‌گفتهٔ امینی ابوتراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمّد پیش از ازدواج علی — در جمادی‌الاول یا جمادی‌الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ عشیره یا روز پیوند برادری میان مسلمان — به او داده شده‌است.[۵۱]

به‌گفتهٔ جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمّد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‌نویسان امروزی و در منابع اولیه — هم در منابع سنی و هم در منابع شیعه — آمده‌است، علمای شیعه مانند مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میان‌شان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به‌نوشتهٔ جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمّد میان آنان بینجامد، با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد.[۵۲] ازسوی‌دیگر، منابع شیعی گزارش می‌کنند که فاطمه هرگز بی‌اجازهٔ علی از خانه بیرون نرفت و علی را هیچ‌گاه خشمگین نکرد. او هیچ‌گاه به علی دروغ نگفت و هرگز خیانت نکرد؛ و از علی نیز نقل شده که هرگز فاطمه را خشمگین نکرد و فاطمه نیز او را هیچ‌گاه خشمگین ننمود.[۵۳]

تنگدستی در سال‌های آغازین ازدواج

علی و فاطمه زندگی فقیرانه‌ای را آغاز کردند. زیراندازشان پوست گوسفندی بود که شب بر رویش می‌خوابیدند و روز به شتر آبکش خود بر روی آن علوفه می‌دادند. رواندازشان نیز تکه‌عبای مندرسی یمنی بود که درازایش نمی‌رسید که هم‌زمان روی سر و هم پاشان را بپوشاند. بالشی از چرم داشتند که درونش با لیف خرما پر شده‌بود. ولیری می‌گوید دلیلی نیست که احادیث دربارهٔ فقر فاطمه و علی را رد کرد. ولی این فقط مربوط به سال‌های آغازین ازدواجشان است - یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای اجتماع مسلمانان همچون علی و فاطمه تنگدست بودند. پس از فتح خیبر در سال هفتم ه‍.ق بود که روزگار عسرت این زوج به سر آمد؛ زیرا توانستند، همچون مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات فدک را بگیرند.[۵۴] به‌گفتهٔ کارن رافل سرسختی فاطمه در تنگدستی الگویی از بهر شیعیان است تا با ایمان به خدا با رنج‌های زندگی درآویزند.[۵۵]

تسبیحات فاطمه

در سال‌های اول ازدواج، علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده‌بود. روزی علی خبردار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی، فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود، اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به‌همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آن‌ها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آن‌ها را صرف کمک به آن‌ها کنم». پیامبر درعوض، ذکری که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچ‌گاه پیش از خواب، گفتن این ذکر را ترک نمی‌کرد.[۵۶]

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

به‌نظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه کار سیاسی مهم دخالت داشته که در همه منابع شیعه و سنّی، هرچند به روایات گوناگون، ثبت شده‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع دلیرانه از علی پس از درگذشت محمّد و مخالفت با گزیدن ابوبکر به خلیفگی و منازعات خشن با عمر، و سرانجام ادّعای مالکیت بر میراث پدر و ستیهندگی با ابوبکر به‌ویژه دربارهٔ فدک و سهم خیبر که ابوبکر کلّاً نپذیرفت.[۵۷] هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعّال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند، و او را اهل زهد و کنار نهادن امور دنیا ندانسته‌اند. دانش حقوقی فاطمه و دادخواهی او نشانهٔ حضورش در امور اجتماعی است.[۵۸]

رویداد خانهٔ فاطمه

رویداد خانهٔ فاطمه (به عربی: حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که براساسش ابوبکر پس از برگزیدگی به خلیفگی مسلمانان همراهِ گروهی ازجمله عمر به‌قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی می‌رود و آن‌جا با مقاومت علی و فاطمه روبه‌رو می‌شود. به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ پس از این‌که در سقیفه با ابوبکر همچون خلیفه بیعت می‌شود، علی و هوادارانش که عباس بن عبدالمطلب و بنی‌هاشم و زبیر از ایشان بودند در خانهٔ فاطمه گرد می‌آیند.[۵۹] عمر «تهدید» می‌کند که اگر پیروان علی بیرون نیایند و با ابوبکر بیعت نکنند، خانه را به آتش می‌کشد. گواه‌هایی هست که پس از خروج حامیان علی، خانهٔ فاطمه تفتیش شده‌است.[۶۰] به‌عقیدهٔ لئورا وچا ولیری، حتی اگر به این داستان شاخ‌وبرگ داده شده‌باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده‌باشد، ریشهٔ تاریخی آن را نمی‌شود نادیده گرفت.[۶۱]

سید جعفر شهیدی، نویسندهٔ شیعه، تهدید به آتش‌زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به این‌که شیعیان یا گروه‌های سیاسی موافقشان در نخستین سالیان هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به‌علاوه می‌گوید که بعضی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی هم آمده‌است.[۶۲] اما در این باره که «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیرودارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده‌باشد».[۶۳] به‌گفتهٔ دنیس سوفی، روایتِ طبری از گفتهٔ ابوبکر در بستر وفات که «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته‌بودند، برنگشوده‌بودم» به‌طور غیرمستقیم به این معناست که خانهٔ فاطمه ممکن بوده به‌زور باز شده‌باشد.[۶۴]

اختلافات مالی با ابوبکر

پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر، خلیفهٔ وقت، ازیک‌سو و فاطمه و عباس، عموی محمّد، ازسوی‌دیگر بر سر اموال محمّد به‌وجود آمد. به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به‌ارث‌رسیدن این اموال را داشتند. اما ازدیگرسو ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله، فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحلهٔ اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت.[۶۵] در برخی منابع اهل سنت مانند طبری به مصادرهٔ فدک، اعتراض فاطمه، پاسخ ابوبکر و خشم فاطمه نسبت به او اشاره شده یا برخی مانند بلاذری مفصل‌تر موضوع را نقل کرده‌اند. اما بیشتر آن‌ها از دید میراث به آن نگریسته‌اند و با گزارش گفتهٔ ابوبکر موضوع را ختم کرده‌اند و گاهی تا جایی پیش رفته‌اند که گفته‌اند فاطمه پس از شنیدن استدلال ابوبکر از اعتراض دست کشید. ازسوی‌دیگر، پژوهشگران شیعه براساس منابع اهل سنت، گزارش‌های احتجاج‌های فاطمه زهرا را نقل کرده‌اند. آنان برپایهٔ همین منابع نشان داده‌اند که پس از مصادرهٔ فدک به‌دست ابوبکر، فاطمه زهرا بارها با او و در منظر عمومی احتجاج کرده‌است. در یکی از این گزارش‌ها که در حضور مهاجر و انصار انجام شده، فاطمه گفته که فدک هبهٔ پیامبر است و بر این گفتهٔ خویش، علی، حسن، حسین و ام‌ایمن را شاهد آورد؛ و پس از آن ادامه داده که حدیث مورداستناد ابوبکر را نه‌تنها کسی نشنیده، بلکه برخلاف نص صریح قرآن است. اما این استدلال‌ها مورداعتنا واقع نشد.[۶۶]

ویلفرد مادلونگ می‌گوید ابوبکر بدین‌ترتیب، نه‌تنها اموال خاندان محمّد را از اختیار آن‌ها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آن‌ها نیاز مالی داشته‌باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنت محمّد بود که خاندانش را به‌جهت موقعیت طهارت از پذیرش صدقه منع کرده‌بود. هم‌چنین، بدین‌ترتیب پرداخت سهم ویژهٔ (خمس) آن‌ها از غنائم و فیء هیچ توجیهی نداشت. علاوه‌برآن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را می‌داد که محمّد به او دستورهای ویژه‌ای برای خلافت پس از خود داده‌است. چنان‌که عایشه می‌گوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد.[۶۷] به‌طور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آن‌ها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۶۸] سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه‌ای چون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبهٔ فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد — اهل سنت معتزلی — سودی از جعل این روایات نمی‌بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۶۹]

افزون‌بر این احتجاج‌ها، گزارش‌های واگذاری مجدد فدک به فاطمه یا فرزندان او در کتاب‌های تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه، دلیل روشنی بر حقانیت دعوی فاطمه از سوی پژوهشگران شیعه دانسته شده‌است، مانند گزارش نوشتن سند مالکیت فدک برای فاطمه از سوی ابوبکر،[یادداشت ۳] و پس از او، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در دوره‌های گوناگون توسط عمر بن عبدالعزیز اموی، سفاح عباسی، مهدی عباسی و مأمون عباسی. برخی از اهل سنت، مصادرهٔ فدک را اجتهاد دانسته‌اند. اما شیعه با توجه به این‌که این مصادره، تنها مصادرهٔ ابوبکر بوده و ازسوی‌دیگر بخشش‌های فراوانی از بیت‌المال برای مستحکم‌کردن خلافت در منابع گزارش شده، با نکوهش این کار، رنجاندن فاطمه را — که با توجه به حدیث پیامبر، مساوی با رنجاندن خدا و پیامبر اوست — گناهی بزرگ از سوی ابوبکر دانسته‌اند.[۷۰]

دنیس سوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل‌بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، باوجود جانب‌دارانه‌بودن‌شان حاوی مقداری حقیقت هستند. به‌این‌دلیل که اهل سنّت نتوانستند به‌طور کامل آنچه را که به‌وضوح برای بازسازی تاریخ‌شان زیان‌آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابوبکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، این‌که فاطمه هیچ‌گاه او را به‌خاطر کارهایش نبخشید، و این‌که وفات او برای مدتی — احتمالاً به‌خواست خود فاطمه — مخفی نگاه داشته‌شد تا مانع سرپرستی ابوبکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه‌آمیز است، این است که این پنجرهٔ کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته‌شده یا کوچک شمرده‌شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده‌است.»[۷۱]

پس از حجةالوداع، محمّد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد. محمّد چند روز پس از آن درگذشت. فاطمه بسیار غم‌زده گشت[۷۲] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود.[۷۳] رسول جعفریان بر این باور است که تردیدی در خشمگین‌بودن فاطمه زهرا نسبت به ابوبکر و عمر به‌خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر نیست؛ و فاطمه بی‌رضایت از آنان از دنیا رفت.[۷۴]

درگذشت

نمایی از روضهٔ نبوی در مسجد النبی، یکی از مکان‌های احتمالی مدفن فاطمه زهرا

دربارهٔ سقط جنین و علت درگذشت فاطمه زهرا نقل‌ها و نظرات گوناگونی میان اهل سنت و شیعه درجریان بوده‌است. مجدالدین فیروزآبادی در القاموس المحیط، مجدالدین بن اثیر به نقل از ابن‌عباس در جامع الاصول، ذهبی در سیر اعلام النبلاء، عسقلانی در الاصابه، ابن کثیر در البدایة و النهایة، عبدالله بحرانی اصفهانی در عوالم العلوم به نقل از موفق بن احمد خوارزمی در مقتل الحسین و ابن شهرآشوب در مناقب به بیان وجود محسن پرداخته‌اند بدون آن‌که سبب مرگ را ذکر کنند.[۷۵]

کلینی در الکافی، صفوری شافعی در نزهةالمجالس و منتخب‌النفائس، شیخ مفید در الارشاد خبر سقط محسن را بدون بیان علت آن گزارش کرده‌اند. شیخ طبرسی در اعلام الوری و علامه حلی در المستجاد من کتاب الارشاد مطلب مفید را نقل کرده‌اند. جمال‌الدین محدث هروی در الاربعین، محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول، ابراهیم طرابلسی حنفی در نقل شجره‌نامهٔ علی بن ابی‌طالب در کتاب اولاد الامام علی نیز سقط محسن را بدون بیان علت نقل کرده‌اند.[۷۶]

مطهر بن طاهر مقدسی در البدء و التاریخ در بخش ذکر نوادگان پیامبر، محسن را نام می‌برد و می‌گوید که محسن در کودکی مرد، اما به‌باور شیعه در اثر ضربهٔ عمر سقط شد.[۷۷] حر عاملی در اثبات الهداة از مقدسی خبر سقط محسن به‌خاطر ضرب و جرح فاطمه زهرا توسط عمر و انتساب آن به شیعه را نقل می‌کند و این‌که مقدسی به روایت بلاذری نیز اشاره می‌کند. عمادالدین طبری در کامل بهائی، علی بن محمد عمری در المجدی، ابن قتیبه در المعارف، ابن سعد جزایری در الامامه نیز مطلب را این‌گونه بیان می‌کنند. تاج‌الدین حسینی در التتمة فی تواریخ الائمة، علت درگذشت فاطمه زهرا را نیز ضرب و جرح توسط عمر و سقط محسن می‌داند.[۷۸]

باقر شریف قرشی با استناد به منابع اهل سنت و شیعه، سقط جنین فاطمه را — که در اثر صدمات و جراحات وارده در حین رویداد خانهٔ فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو فاطمه زهرا شد — بیان می‌کند. به‌گزارش او، محمد شهرستانی در ملل و نحل، ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان، مسعودی در اثبات الوصیه، شمس‌الدین ذهبی در میزان الاعتدال، ابن شهرآشوب به نقل از المعارف ابن قتیبه در مناقب آل ابی‌طالب، صلاح‌الدین صفدی در الوافی بالوفیات، طبری در دلائل الامامه، طبرسی در احتجاج و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار این مطلب را بیان کرده‌اند.[۷۹]

سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب مأساة الزهراء به بررسی اقوال مختلف در این‌باره می‌پردازد و می‌گوید که ابن قتیبه در المعارف این مطلب را آورده، اما در دوره‌های بعدی نوشتهٔ او تحریف شده‌است. در این راستا او به نقل ابن شهرآشوب و گنجی شافعی از المعارف اشاره می‌کند که با مطلب اولیه تطابق دارد. عاملی ادامه می‌دهد که شهرستانی سخن نظّام در این‌باره را نقل می‌کند اما آن را دروغ و فریب می‌داند. بغدادی، مقریزی و صفدی نیز نقل نظّام را بیان می‌کنند؛ و این‌ها درحالی‌است که به‌قول جاحظ، نظّام شدیدترین مردم در اعتراض به رافضیان به‌خاطر طعن آنان بر صحابه بود. عاملی گزارش ابن سعد را نیز در این‌باره نقل می‌کند.[۸۰] عاملی می‌گوید ابن ابی الحدید ضرب و جرح فاطمه زهرا و سقط جنین او را از امور شنیع و زشتی می‌داند که فقط شیعه از آن‌ها نام می‌برد و از نظر دانشمندان اهل سنت بی‌اساس است. اما خودش ماجرای سقط محسن را از استادش نقل کرده و با ذکر داستان هبار بن اسود، از موضع پیامبر در این‌باره از وی پرسیده و استادش نیز در پاسخ گفته که این مسئله از نظرش متعارض است و در این‌باره نظر خاصی ندارد. ابن ابی الحدید رویداد خانهٔ فاطمه را تنها در برخی موارد درست می‌داند، اما آتش زدن و دیگر کارها را بعید و آن‌ها را تنها در نقل شیعه می‌داند، اما در همان‌حال می‌گوید که علاوه‌برآن عده‌ای از اهل حدیث هم مانند آن روایت کرده‌اند.[۸۱]

ولیری در دانشنامهٔ اسلام می‌گوید به‌گفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوهٔ جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده‌بود. به‌مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه، وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۸۲]

دربارهٔ تاریخ درگذشت فاطمه زهرا تاریخ‌نویسان قول‌های مختلفی نقل کرده‌اند. به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام فاطمه شش ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۸۳] برخی منابع سی یا سی و پنج روز پس از وفات محمّد گفته‌اند. برخی دیگر چهل و پنج روز یا هفتاد و پنج روز از آن تاریخ ذکر کرده‌اند؛ و دیگر منابع قول نود و پنج روز را نقل کرده‌اند.[۸۴]

خاکسپاری

به‌گفتهٔ ولیری، بیشتر منابع اوّلیه خاکسپاری فاطمه را شبانه، نهانی و بی حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. ولی قول‌هایی نیز هست که ابوبکر در مراسم خاکسپاری حاضر بوده و نماز میت بر فاطمه خوانده‌است.[۸۵] دنیس سوفی بر آن است که به خاطر تواتر روایت‌های رنجش فاطمه از ابوبکر، چنین می‌نماید که مراسم کفن و دفن فاطمه به‌خواستهٔ خودش شب‌هنگام برگزار شده تا ابوبکر همچون رئیس اجتماع اسلامی نتواند در مراسم تشییعش دستی داشته‌باشد.[۸۶]

محل دفن

به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام، تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به‌نوشتهٔ این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشهٔ خانهٔ عقیل — برادر علی — به‌فاصلهٔ هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفتهٔ سایر منابع بعد از دفن یا مدتی پس از آن، دیگر محل دفن نامعلوم بود. مسعودی می‌نویسد مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبهٔ موجود در آن مقبره، نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به‌عنوان صاحبان مقبره نوشته شده‌بود. اما مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند. در این مقبره سه امام شیعه آرمیده‌اند و قبر دیگر، امروزه به فاطمه بنت اسد منسوب است. مقدسی مقبرهٔ فاطمه را در فهرست مکان‌هایی قرار می‌دهد که دربارهٔ آن اختلاف‌نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده‌باشد.[۸۷] در منابع شیعه احتمال دفن در بقیع از اهمیت کمتری برخوردار است. به‌گفتهٔ سید مرتضی عسکری، آخرین احتمال دربارهٔ محل دفن فاطمه زهرا، خانهٔ اوست. این امکان با چندین سند معتبر پشتیبانی می‌شود. اسناد اصلی این ماجرا از اهل بیت دریافت می‌شود؛ زیرا آنان اعضای اصلی خانهٔ پیامبر هستند که دربارهٔ این موضوع بهتر از دیگران می‌دانند. برخی از پژوهشگران بر این باورند که براساس حدیثی از پیامبر، فاطمه در روضهٔ نبوی دفن است. این احتمال با احادیثی از جعفر صادق و علی بن موسی الرضا تقویت می‌شود.[۸۸] درمجموع، فقهای شیعه برای زیارت فاطمه زهرا سه مکان را در اولویت دانسته‌اند: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد قرار گرفته‌است؛ و سوم در قبرستان بقیع.[۸۹]

فرزندان

حسن مجتبی در سال دوم ه‍.ق زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده‌باشد. یا به‌روایتی در نیمهٔ رمضان سال سوم ه‍.ق بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای شعبان به‌سال چهارم ه‍.ق به‌دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده‌به‌دنیاآمده مُحسن یا مُحَسَّن، فاطمه دو دختر به‌دنیا آورد که به‌نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام‌کلثوم نام‌گذاری شدند.[۹۰] حسن بزرگترین پسر علی و فاطمه زهرا و دومین امام شیعه است که طبق روایات در ۶۲۵ م در مدینه به‌دنیا آمد. بعد از درگذشت علی، برای مدت کوتاهی در کوفه بر بخشی از سرزمین‌های مسلمانان خلافت کرد و سپس طبق عهدنامهٔ صلح با معاویه از قدرت کناره گرفت. او در ۶۷۰ م در مدینه مسموم شد و درگذشت.[۹۱] حسین دومین پسر علی و فاطمه زهرا و سومین امام شیعه است که طبق بیشتر روایات در ۶۲۶ م در مدینه به‌دنیا آمد. وی در سال ۶۸۰ م علیه یزید قیام کرد و در نبرد کربلا به همراه یارانش کشته شد.[۹۲]

نسل علی از فاطمهٔ زهرا به‌عنوان «شریف» یا «سید» شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمّد، مورداحترام شیعه و سنی هستند.[۹۳] علی تا زمانی که فاطمه زنده بود همسر دیگری نداشت، اما پس از او با زنان متعددی ازدواج کرد. به‌جز چهار فرزندی که از فاطمه داشت، بقیهٔ فرزندانش از همسران دیگر او بودند.[۹۴]

فاطمه زهرا در قرآن و روایات

Fatimah Calligraphy.png
زندگی
نام‌ها و القاب · زندگی زناشویی · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانهٔ فاطمه · درگذشت
در قرآن
سوره انسان · سوره قدر · سوره کوثر · آیه مباهله · آیات نور · آیه تطهیر · آیه مودت
جای‌ها
در مکه محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب
در مدینه بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · روضه نبوی · سقیفه · مسجد النبی
در شمال حجاز فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
آثار
خطبه فدکیه · خطبه عیادت · دعای نور · مصحف فاطمه · لوح فاطمه
مرتبط
تسبیحات فاطمه · رویداد مباهله · ایام فاطمیه

آیات مرتبط با فاطمه زهرا

نام فاطمه زهرا به خط ثلث در مشبکی فولادی از دورهٔ صفوی، در موزهٔ آقاخان تورنتو، کانادا

در بسیاری از آیات قرآن به فاطمه زهرا اشاره شده، امّا، همچون امامان شیعه، نامی از او به‌میان نیامده‌است. پژوهشگران و نویسندگان اهل سنّت و شیعه شمارهای گوناگونی از آیات را دربارهٔ فاطمه دانسته‌اند. بعضی ۳۰ آیه، بعضی ۶۰ آیه در ۴۱ سوره و بعضی هم ۱۳۵ آیه از ۶۷ سوره را دربارهٔ او می‌دانند. این اختلاف به دو دلیلِ نوع انتساب آیات و اختصاص بخشی از آیات به موضوع است: گاهی بیش از یک آیه است که فاطمه را موضوعش دانسته‌اند و یک بار به‌شمار آورده‌اند، و گاهی دو موضوع دربارهٔ فاطمه در یک آیه بازشناخته شده‌است. بیشتر این موارد انتساب براساس احادیث است، امّا برخی نیز از جهت شأن نزول و تطبیق مصداق و برخی هم از نظر تأویل و بطن آیات و برخی تفسیر.[۹۵]

سورهٔ انسان

سید محمدحسین طباطبایی در بحث روایی تفسیر این سوره، با گزارش روایات موجود در کتاب‌های اهل سنّت و شیعه، این سوره را در شأن علی و فاطمه و داستان بیماری فرزند یا فرزندانشان و نذر برای بهبودیشان می‌شمارد. او با توجه به روایات ترتیب نزول سُوَر و سیاق آیات و روایات دیگر مربوطه این سوره را مدنی می‌داند. سپس با نقل برخی روایات عامّه دربارهٔ مردی سیاه و دیدارش با پیامبر و شأن نزول سوره دربارهٔ آن مرد، به نقد و بررسی این روایات پرداخته و با ذکر دلایل این انتساب را رد، و نزول این سوره دربارهٔ اهل بیت را اثبات می‌کند.[۹۶] شهاب‌الدین آلوسی در روح‌المعانی، ضمن گزارش روایات و گفته‌های دیگر مفسران، این داستان را گزارش می‌کند و آن را دربارهٔ اهل بیت می‌داند. او با توجه به گزارش‌های ترمذی و ابن جوزی و ظاهر آیات می‌گوید این گفته‌ها ایجاب می‌کند که این سوره مدنی باشد و دلیل آن را فرزندان علی و فاطمه می‌داند که در مدینه متولد شدند و این موضوع با ظاهر آیات تعارضی ندارد. نیز از لطایف این سوره این را گوید که در هیچ‌جایش، به احترام فاطمه زهرا، نامی از حورالعین نیامده و تنها از «وِلْدانٌ مُخَلَّدون» یاد شده‌است.[۹۷] فخر رازی در تفسیر کبیر داستان بیماری فرزندانشان را به‌نقل از زمخشری در کشّاف و واحدی در البسیط می‌آورد، امّا می‌گوید دلیلی برای اختصاص این آیات به علی بن ابی‌طالب، فاطمه و فرزندانشان نیست، بلکه این آیات دربارهٔ همهٔ ابرار مانند صحابه و تابعینِ متّقی مصداق دارد؛ مگر این‌که این آیات دربارهٔ صدورِ طاعتِ مخصوصی از جانب آنان نازل شده‌باشد؛ امّا در اصول فقه ثابت شده که عبرت به عموم لفظ است، نه به خصوص سبب.[۹۸] شوکانی در فتح القدیر نیز روایت ابن مردویه از ابن عباس را گزارش می‌کند که این آیات دربارهٔ علی بن ابی‌طالب و فاطمه زهراست.[۹۹]

سورهٔ قدر

جستارهای وابسته: هستی، فلسفه اسلامی، و عرفان اسلامی

حسن حسن‌زادهٔ آملی در تفسیر عرفانی سورهٔ قدر می‌گوید سیر حُبّی وجود، در قوس نزول، در شب است؛ همان‌گونه‌که در سیر ظهور صعودی، در روز است. بعضی شب‌ها لیالی قدر و بعضی از روزها ایام‌الله است؛ و فاطمه لیلةالقدرِ یازده کلام‌اللهِ ناطق است، چنان‌که جعفر صادق گفت: کسی که حق معرفت به فاطمه پیدا کند، یعنی به‌درستی او را بشناسد، لیلةالقدر را ادراک کرده‌است.[۱۰۰] او می‌گوید انسان کامل، قرآن ناطق است و بنابراین، یازده قرآن ناطق در شبی مبارکه که مادر امامان است، نازل شده‌است؛ و می‌گوید به‌گفتهٔ پیامبر کسی که فاطمه را آن‌چنان‌که شایسته‌است بشناسد، شب قدر را درک کرده و فاطمه ازآن‌رو که خلایق از کُنه شناخت او بریده شده‌اند، فاطمه نامیده شد.[۱۰۱]

سورهٔ کوثر

در تفسیر المیزان دربارهٔ سوره کوثر آمده که معنای آن، خیر کثیر است و عجیب آن است که مفسران در بیان مصداق آن، اختلاف فراوانی دارند و بیست و شش معنی برای آن ذکر کرده‌اند. علامه طباطبایی در ادامه بیان می‌کند که با توجه به آیهٔ آخر سوره و از سوی دیگر با درنظرگرفتن روایات گوناگون دربارهٔ داستان گویندگان به بی‌نسل‌ماندن پیامبر اسلام، این سوره دلالت بر فاطمه و فرزندان او و کثرت نسل پیامبر از طریق فاطمه زهرا دارد.[۱۰۲] آلوسی نیز در روح‌المعانی می‌گوید از مصداق‌های کوثر، کثرت فرزندان پیامبر اسلام است و سپس می‌گوید چنین است که فرزندان پیامبر اسلام سراسر جهان را فراگرفته‌اند؛ و در ادامه همان داستان مذکور در المیزان را بیان می‌کند.[۱۰۳] فخر رازی در تفسیر کبیر و بیضاوی در انوار التنزیل نیز، یکی از مصداق‌های کوثر را کثرت فرزندان و نسل پیامبر اسلام بیان می‌کنند.[۱۰۴][۱۰۵]

آیهٔ مباهله

رویداد مباهله از رویدادهای صدر اسلام و ماجرای رویارویی پیامبر اسلام و اهل بیتش از یک‌سو و مسیحیان نجران ازدیگرسو است. در این رویداد، مسیحیان نجران با پیامبر دربارهٔ درستی دعوتش محاجه (دلیل آوردن) کردند و این گفتگو سرانجام به آن‌جا کشید که با درخواست مباهله از سوی محمّد مواجه شدند.[۱۰۶][۱۰۷] دو طرف با افراد خود در محل مباهله حاضر شدند. هنگامی که مسیحیان دیدند محمّد با عزیزترین کسان و اعضای خانواده‌اش، — علی، فاطمه، حسن و حسین — آمده تا با آنان مباهله کند، یقین کردند که از این مباهله سلامت نخواهند ماند، چراکه رفتار محمّد نسبت به خانواده‌اش، نشان از اطمینان او نسبت به عقیدهٔ خود دارد.[۱۰۸] در تفسیر روح‌المعانی نیز پس از بیان داستان محاجهٔ مسیحیان با محمّد دربارهٔ عیسی و پیشنهاد مباهله از سوی محمّد، روایات موجود نقل شده و نویسنده بیان کرده که منظور از افراد در آیهٔ مباهله، علی، فاطمه، حسن و حسین هستند و ادامه می‌دهد که این موضوع دلالت بر برتری اهل بیت دارد.[۱۰۹] فخر رازی در تفسیر کبیر، بیضاوی در انوار التنزیل، محلی و سیوطی در تفسیر الجلالین، ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم و ابن عطیه اندلسی در المحرر الوجیز نیز، افراد حاضر در مباهله را، علی، فاطمه، حسن و حسین دانسته‌اند.[۱۱۰][۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]

آیات نور

آیه یا آیات نور به آیات ۳۵ تا ۳۸ سورهٔ نور گفته می‌شود. در بحث روایی این آیات در المیزان احادیثی روایت شده که مصداق این آیات را اهل بیت پیامبر می‌داند و «مشکاة» را همانا فاطمهٔ زهرا؛ و در ادامه آمده که منظور از بیوت در این آیات بیت انبیا است که بیت علی و فاطمه نیز یکی از آن‌هاست.[۱۱۵] در روح‌المعانی نیز در توضیح آیهٔ ۳۶ و دربارهٔ بیوتِ مطرح‌شده در آن، روایتِ بیت انبیا نقل شده‌است.[۱۱۶] ابن مغازلی در مناقب، حدیثی از موسی کاظم نقل می‌کند که در آن، مراد از «مِشکوٰة» و «کَوکَبٌ دُرّیٌّ» فاطمه زهرا بیان شده‌است.[۱۱۷]

آیهٔ تطهیر

علامه طباطبایی در بحث جامعی در تفسیر این آیه در المیزان، مخاطب این آیه را اصحاب کسا می‌داند و به احادیث آن که تعداد آن‌ها بیش از هفتاد حدیث است و بیشتر از طریق اهل سنت هستند اشاره می‌کند. راویان این حدیث نزد اهل سنت ام‌سلمه، عایشه، ابوسعید خدری، سعد، واثله بن اسقع، ابی‌الحمراء، ابن‌عباس، ثوبان غلام آزادشدهٔ پیامبر اسلام، عبدالله بن جعفر، علی بن ابی‌طالب، و حسن بن علی هستند و نزدیک به چهل طریق از آنان نقل شده‌است. راویان نزد شیعه علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، محمد باقر، جعفر صادق و علی بن موسی الرضا، ام‌سلمه، ابوذر، ابی‌لیلی، ابوالاسود دؤلی، عمرو بن میمون اودی، و سعد بن ابی‌وقاص هستند که بیش از سی طریق از آنان نقل شده‌است.[۱۱۸] آلوسی در تفسیر خود ضمن بیان روایات مختلف دربارهٔ مصداق اهل بیت در این آیه، به حدیث کسا اشاره می‌کند و اهل بیت را اصحاب کسا می‌داند. اما در ادامه و در بحث عصمت و طهارت، ضمن بیان نظر شیعه و رد آن، قائل به عصمت و طهارت اهل بیت نیست و این آیه را شرط می‌داند، نه آیه‌ای که خبری باشد و در گذشته انجام شده‌باشد.[۱۱۹] طبری در جامع البیان بسیاری از احادیث را نقل می‌کند که این آیه را دربارهٔ علی، فاطمه، حسن و حسین می‌دانند و می‌گوید که بعضی قائل به این هستند که منظور از اهل بیتِ پیامبر، اینان هستند.[۱۲۰] بیضاوی در انوار التنزیل نیز می‌گوید شیعیان معتقدند که این آیه دربارهٔ علی، فاطمه و دو فرزندشان است و دربارهٔ عصمتِ آنان، به این آیه احتجاج می‌کنند، اما این احتجاج با قبل و بعد آیه متناسب نیست و احادیث هم تنها به این اشاره دارد که اینان از اهل بیت پیامبر به‌شمار می‌روند.[۱۲۱] فخر رازی در تفسیر کبیر می‌گوید نظرات مختلفی دربارهٔ کیستی اهل بیت در این آیه هست؛ امّا نظر معتبرتر این است که اهل بیت، فرزندان پیامبر — فاطمه — و همسران و حسن و حسین و علی هستند.[۱۲۲] ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم حدیث ایستادن پیامبر به‌مدت شش ماه بر در خانهٔ فاطمه و صدازدن اهل بیت برای نماز و حدیث کسا را بیان می‌کند.[۱۲۳] ابن عطیه در المحرر الوجیز با اشاره به حدیثی از پیامبر می‌گوید این آیه در حق پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین نازل شده‌است.[۱۲۴] ماتریدی در تأویلات اهل السنّة می‌گوید شیعیان با استناد به حدیث کسا، این آیه را دربارهٔ اهل بیت — علی، فاطمه، حسن و حسین — می‌دانند.[۱۲۵]

آیهٔ مودت

در المیزان دربارهٔ آیهٔ ۲۳ سورهٔ شوری و در توضیح و تفسیر این آیه، ضمن گزارش گفته‌های مختلف مفسران و سنجش و نقد آن‌ها، آمده که مقصود از مودت قربی، محبت اهل بیت محمّد — علی، فاطمه، حسن و حسین — است؛ و در ادامه نیز بیان شده در روایات گوناگون از طریق اهل سنت و شیعه به این موضوع تصریح شده‌است.[۱۲۶] آلوسی در تفسیر این آیه، روایتی را از ابن‌عباس نقل می‌کند که در آن، از پیامبر دربارهٔ کیستیِ «قُربیٰ» در این آیه پرسش شده و پاسخ پیامبر علی، فاطمه، حسن و حسین بوده‌است؛ و سپس آلوسی ماجرای برخورد مرد شامی با علی بن الحسین و خواندن این آیه از سوی علی بن الحسین را بیان می‌کند؛ و ادامه می‌دهد اخبار و احادیث دربارهٔ نزول این آیه در شأن اهل بیت چنان زیاد است که احصاء و شمرده نمی‌شود؛ و در پایان هم حدیث سفینه را ذکر می‌کند. ازسوی‌دیگر، در روح‌المعانی در رد ادعای شیعه مبنی بر امامت اهل بیت براساس این آیه، آمده که منظور از مودت، دوستی اهل بیت است و این آیه دلالتی بر واجب‌الامامة و واجب‌الطاعه بودن شخص واجب‌المحبة نیست.[۱۲۷] طبری در جامع البیان با اشاره به معانی مختلف «قُربیٰ»، در تفسیر آیه می‌گوید منظور نزدیکان پیامبر هستند.[۱۲۸] فخر رازی در تفسیر کبیر به‌نقل از تفسیر کشّاف زمخشری می‌گوید از پیامبر دربارهٔ مراد از نزدیکانش (قربیٰ) پرسش شد و او پاسخ داد منظور علی، فاطمه و دو پسرشان — حسن و حسین — هستند.[۱۲۹] ابن کثیر در تفسیر القرآن العظیم داستان اسارت علی بن الحسین و خطاب فردی در دمشق به او، و پاسخ علی بن الحسین به او دربارهٔ کیستی «قربیٰ» را بیان می‌کند.[۱۳۰] ابن عطیه در المحرر الوجیز حدیثی را بیان می‌کند که از پیامبر دربارهٔ مراد از نزدیکانش (قربیٰ) پرسش شد و او پاسخ داد منظور علی، فاطمه و دو پسرشان — حسن و حسین — هستند.[۱۳۱]

در سیرهٔ پیامبر اسلام

خط‌نقاشیِ نام آل کسا و دو حدیث از پیامبر اسلام روی پارچه، احتمالاً متعلق به ایران یا آسیای مرکزی، سدهٔ سیزده ه‍. ش

عربستان در آستانهٔ ظهور اسلام سرزمینی خشک با آب‌وهوایی سخت، معیشتی طاقت‌فرسا و فرهنگی خشن بود. زن در آن جامعه منزلتی نداشت و مایهٔ سرشکستگی برای خانواده‌اش بود، تا جایی که برخی اعراب بیابان‌گرد اقدام به زنده‌به‌گورکردن نوزادان دختر خود می‌کردند.[۱۳۲] در چنین محیطی، به‌این‌ترتیب، سنت محمّد در تکریم فاطمه در تقابل با آموزه‌های فرهنگی محیط عربستان بود.[۱۳۳]

احادیث محمّد دربارهٔ فاطمه دو دسته‌اند: دستهٔ نخست آن‌هایی که منحصراً دربارهٔ فاطمه زهراست؛ و دستهٔ دوم احادیثی که دربارهٔ اهل بیت محمّد هستند که شامل فاطمه به‌عنوان یکی از اعضای آن هم می‌شوند. در این‌جا از ذکر احادیث دستهٔ دوم خودداری می‌شود. برخی از مهم‌ترین آن‌ها حدیث سفینه، حدیث نجوم و حدیث ثقلین هستند.[۱۳۴][۱۳۵][۱۳۶]

حدیث بضعه

حدیث بَضعَه[یادداشت ۴] از احادیث مشهور و معروف و حتی متواتر معنوی محمّد پیامبر اسلام است. این حدیث به ۲۸ لفظ مختلف در بسیاری از کتاب‌ها ازجمله دست‌کم ۱۸ منبع اهل سنت و ۱۳ منبع شیعه روایت شده‌است.[۱۳۷] دربارهٔ علت صدور این حدیث چند ماجرا نقل شده که عبارتند از: نخست ماجرای پرسش علی از محمّد دربارهٔ بهترین چیز برای زنان و پرسش محمّد در این‌باره از فاطمه و پاسخ فاطمه؛ دوم در ماجرای پذیرش توبهٔ ابولبابه انصاری و بازکردن او از ستون توبه توسط فاطمه زهرا؛ سوم در ماجرایی که محمّد فاطمه را معرفی کرد؛ چهارم در شب عروسی علی و فاطمه که محمّد این جمله را خطاب به علی گفت؛ و پنجم ماجرایی که توسط مسور بن مخرمه دربارهٔ خواستگاری علی از دختر ابوجهل و ماجراهای پس از آن روایت شده‌است. محمدجعفر طبسی در پژوهشی دربارهٔ این حدیث در منابع اهل سنت، ضمن این‌که ۱۲۳ منبع حدیث بضعه در کتاب‌های اهل سنت را ذکر می‌کند، دربارهٔ روایت پنجم اشکال‌هایی را مطرح، و به دلایل مختلف صحت این ماجرا را رد می‌کند.[۱۳۸]

حدیث سرور زنان عالم

حدیث سیدةالنساءالعالمین از دیگر احادیث محمّد است که برتری فاطمه بر زنان جهان را بیان می‌کند. راویان این حدیث علی بن ابی‌طالب و فاطمه زهرا، ابن‌عباس، انس بن مالک، ابی‌لیلی، ابوهریره، عایشه، عبدالرحمن بن ابی‌لیلی، جابر بن عبداللّه، ابوسعید، حذیفه بن یمان، ام‌سلمه، ابواسلمی، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عمر، عمران بن حصین، جابر بن سمره، ابوبریده اسلمی هستند.[۱۳۹] منابع اهل سنت و شیعه نقل می‌کنند که محمّد فاطمه را سرور زنان همهٔ جهانیان خوانده‌است. در برخی از منابع اشاره شده که او سرور زنان بهشتی — به‌جز مریم — و در برخی دیگر او سرور زنان همهٔ عوالم است.[۱۴۰] حاکم نیشابوری و ذهبی، از محدثان برجسته اهل سنت، این روایت را صحیح می‌دانند. برخی از دانشمندان اهل سنت مانند آلوسی، عبدالرحمن سهیلی، محمد بن عبدالباقی زرقانی، سفارینی، ابن الجکنی، شیخ رفاعی و محمد طاهر القادری بر برتری فاطمه زهرا تأکید کرده‌اند. در منابع روایی و تفسیری شیعه نیز، روایات فراوانی در این‌باره موجود است.[۱۴۱]

در کلام امامان شیعه

امامان شیعه در موقعیت‌های گوناگون احادیثی دربارهٔ فاطمه زهرا بیان کرده‌اند. مضمون این احادیث دربارهٔ پیامبرشناسی فاطمه، علم او، حجاب او، عشق پیامبر اسلام به او، گریه فراوان او، دوری او از هر بدی، ستاره‌بودن او برای ساکنان آسمان‌ها، سرور زنان عالم، سخن‌گفتن او با فرشتگان، انسان‌دوستی‌اش در مقام دعا، انسانی کم‌نظیر و نبودن کفوی برای او در روی زمین جز علی بن ابی‌طالب، همسرداری او و سخت‌کوشی‌اش در امور خانه است.[۱۴۲] برخی دیگر از احادیث نیز بر جنبه‌های ویژه‌ای از فاطمه زهرا تأکید می‌کنند، مانند حدیث صدّیقه و شهیده بودن او، [۱۴۳][۱۴۴] حجّت بودن او بر امامان شیعه[۱۴۵][۱۴۶] و الگوبودنش برای حجت بن الحسن، امام دوازدهم شیعیان.[۱۴۷]

مأثورات

در اعتقادات شیعه مجموعهٔ سخنان برجای‌مانده از فاطمه از منابع علم امامان شناخته می‌شود.[۱۴۸]

مصحف فاطمه

مصحف فاطمه، بنابر روایات شیعه، کتابی منتسب به فاطمه زهراست که شامل اخبار و اطلاعاتی دربارهٔ آیندهٔ جهان تا روز قیامت، سرنوشت فرزندان و ذریهٔ او، نام همه فرمانروایان و کارهاشان و ازاین‌دست علوم و اخبار است؛ امّا قرآنی دیگر نیست و چیزی دربارهٔ قرآن یا احکام و حلال و حرام ندارد، بلکه آیندهٔ تاریخ را تا روز رستاخیز ترسیم کرده‌است.[۱۴۹] باقر شریف قرشی قرآنِ دیگر دانستنِ مصحف فاطمه را احمقانه و سبب متهم‌شدن شیعه به تحریف قرآن دانسته‌است.[۱۵۰]

خطبه‌ها

خطبهٔ فدکیه

فراز پایانی خطبهٔ فدکیه
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آنِ شما، محکم بچسبید و رها نکنید ولی بدانید این مرکبی نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکافته‌است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایی ابدی همراه آن، و سرانجام به آتش برافروختهٔ خشم الهی که از دل‌ها سربرمی‌کشد خواهد پیوست! فراموش نکنید آنچه را انجام می‌دهید در برابر خداست. «آن‌ها که ستم کردند به‌زودی می‌دانند که بازگشت‌شان به کجاست!» و من دختر پیامبری هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما برمی‌آید انجام دهید، ما هم انجام می‌دهیم؛ و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!»
«
»

خطبهٔ فدکیه سخنرانی فاطمه زهرا در مسجد پیامبر پس از درگذشت پدرش و در جریان ماجرای اختلاف مالی با ابوبکر بر سر فدک بود. محتوای این خطبه افزون‌بر توضیح دربارهٔ مسئلهٔ فدک، دربارهٔ توحید، نبوت، معاد، احکام، قرآن، وضعیت عربستان پیش از بعثت، فعالیت‌های پیامبر و علی بن ابی‌طالب برای گسترش و تثبیت اسلام، فتنه‌ها، غدیرخم، عهدشکنی مردم، ماجرای سقیفه و مخالفت با نص صریح قرآن است. راویان اصلی این خطبه در آثار اهل سنت و شیعه عبارتند از: زینب، حسین بن علی، محمد باقر، عایشه، ابن عایشه، ابن‌عباس، عبدالله بن حسن بن حسن، ابوهشام محمد، عوانه و عطیه عوفی. تعداد سندهای این خطبه بیش از بیست سند است.[۱۵۲] قدیمی‌ترین سند این خطبه کتاب بلاغات النساء اثر ابوالفضل مروزی (وفات ۲۸۰ ه‍.ق) است.[۱۵۳]

خطبهٔ عیادت

سخنرانی دیگر فاطمه زهرا در زمان بیماری او و در جمع زنان مهاجرین و انصار مدینه است که برای عیادت از او آمده‌بودند. برطبق منابع پس از ایراد این خطبه و نقل آن از سوی زنان خطاب به مردان مهاجر و انصار، گروهی از آنان نزد فاطمه زهرا آمده و عذر آوردند که اگر پیش از بیعت، علی بن ابی‌طالب از آنان طلب یاری کرده‌بود، او را یاری می‌کردند. اما اکنون دیگر کاری است که شده‌است. فاطمه زهرا در پاسخ، عذر آنان را نپذیرفته و آیات قرآن و احادیث پیامبر را به آنان یادآوری کرد.[۱۵۴] راویان اصلی این خطبه عبارتند از: علی بن ابی‌طالب، علی بن الحسین، فاطمه دختر حسین بن علی، ابن‌عباس و عطیهٔ عوفی. تعداد سندهای نقل این خطبه هشت سند است.[۱۵۵] قدیمی‌ترین سند این خطبه نیز بلاغات النساء است. این خطبه در کتاب‌هایی مانند امالی، کشف‌الغمه، احتجاج و بحارالانوار نیز آمده‌است.[۱۵۶]

روایات

روایات نقل‌شده از فاطمه زهرا در کتاب‌های تفسیر اهل سنت تنها دوازده روایت است؛ و این درحالی است که از بین این دوازده حدیث تنها یک حدیث در این کتاب‌هاست و دیگر احادیث در آثار توفیق ابوعلم نقل شده‌است. از میان دوازده حدیث نقل‌شده توسط ابوعلم، سه حدیث مانند همان یک روایت رایج مذکور است.[۱۵۷]

برطبق منابع شیعه حدیث لوح فاطمه حدیثی است که جبرئیل از جانب خدا در روزهای پس از تولد حسین بن علی، آن را به محمّد و پیامبر نیز آن را به دخترش فاطمه زهرا هدیه داد. بر روی این لوح که سبزرنگ بوده، نام دوازده امام از اهل‌بیت پیامبر اسلام نوشته شده‌است. فاطمه نیز آن را به جابر بن عبدالله انصاری از صحابهٔ محمّد نشان داده و اجازه داد تا از آن نسخه‌ای بردارد.[۱۵۸]

دعا

از یک لحاظ دعاهای فاطمه زهرا را می‌توان چهار دسته کرد: دربارهٔ خدا، دربارهٔ کمالات معنوی، برای نیازمندی‌های زندگی و چهارم دعا برای دیگران. «دعای نور» از پرآوازه‌ترین دعاهای فاطمه دربارهٔ صفات خداوندی است.[۱۵۹]

ویژگی‌های ظاهری و جسمانی

واروی خواهرش رقیه که منابع اوّلیه از زیباییش سخن گفته‌اند، منابع دربارهٔ ظاهر فاطمه خاموشند؛ جزاین‌که آورده‌اند که مانند محمّد گام برمی‌داشته‌است. احادیث دربارهٔ رنجوری و بیماری او را نمی‌توان پذیرفت و احتمالاً این احادیث به احوالی گذرا در زندگی فاطمه اشاره می‌کند. به‌گفتهٔ ولیری، این‌که فاطمه پنج فرزند آورد، دو بار از مدینه به مکّه رفت، و در خانه سخت کار می‌کرد همه بر این دلالت دارد که از سلامت خوبی برخوردار بوده‌است.[۱۶۰]

دیدگاه‌ها دربارهٔ مقامات معنوی

نام الله، محمّد، علی و فاطمه در مشبکی فلزی متعلق به دورهٔ صفوی

به رغم کاستی منابع تاریخی دربارهٔ فاطمه زهرا، اهمیت او در باورهای عامه و داستان‌های مردم جهان اسلام چشمگیر است. جان کالمارد گوید که در این‌گونه داستان‌ها معمولاً آنچه وی «ناخوشایند» وصف می‌کند — مانند کشمکش‌های فاطمه با علی — محو می‌شود و به جایش نکته‌هایی که وی «به سود» فاطمه تشخیص می‌دهد — مانند شجاعتش در رویارویی با ابوبکر در مسألهٔ فدک — بزرگ نموده می‌شود. به‌علاوه، این داستان‌ها انواع کرامات و معجزات و حکایاتی اندر زایش و نامزدی و عروسی و دوشیزگی و بارداری و مادری و قدرت فاطمه به تفصیل شرح داده‌اند.[۱۶۱] منابع مذهبی دربارهٔ فاطمه بسیار فراوان است. فاطمه در منابع مذهبی شیعه و سنّّی از اهل بیت پیامبر اسلام شمرده می‌شود و یکی از پنج کس نامی به آل کسا یا آل عبا و از افرادی است که وجود نورانی او هزاران سال پیش از خلقت جهان به ارادهٔ خداوند به‌وجود آمده‌است.[۱۶۲]

در نگاه اهل سنت

در منابع اهل سنت بر روی شخصیت او به‌عنوان بانویی پرهیزکار و باایمان تأکید می‌شود. این منابع به‌ویژه بر دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانهٔ او و الگوی تقوا تأکید دارند.[۱۶۳] از محبوبیت او و تربیتش نزد پیامبر گزارش می‌کنند؛ حق‌طلبی‌اش در زمان پیامبر و پس از آن را بیان می‌کنند؛ و شکوه و عظمتش را در قیامت گزارش می‌کنند.[۱۶۴] در منابع تفسیری اهل سنت، پرداختن به برخی دیگر از ابعاد شخصیتی فاطمه زهرا به‌چشم می‌خورد. این منابع، فاطمه زهرا را در جایگاه راوی حدیث و سنت، قاری و مفسر معرفی می‌کنند و عمل او را مستند فتوا می‌دانند. از موقعیت ممتاز فاطمه نزد مردم و پناهندگی به او می‌گویند و این‌که مخاطب پیامبر در تلاوت آیاتی ویژه است. او را برخوردار از غذای بهشتی و بانوی برتر جهان (سیدة النساء العالمین) می‌دانند.[۱۶۵] بسیاری از این منابع، او را یکی از مصادیق «کوثر» می‌دانند که نسل پیامبر ازطریق او گسترش و پراکندگی یافت؛ او را به‌همراه علی، حسن و حسین، اهل بیت پیامبر می‌دانند که مصداق آیهٔ تطهیر هستند؛ «مودت فی القربیٰ» را دربارهٔ او، علی، حسن و حسین می‌دانند؛ و مصداق «نساءنا» در آیهٔ مباهله معرفی می‌کنند؛ و درنهایت این‌که به همراه علی بن ابی‌طالب و کنیزشان فضّه، مصداق «ابرار» در سورهٔ انسان می‌دانند.[۱۶۶]

نزد شیعه

فاطمه به‌عنوان «مادر امامان»، جایگاه ویژه‌ای در بینش شیعه دارد. او به‌عنوان تنها فرزند بازماندهٔ محمّد، همسر علی و مادر حسن و حسین، دارای جایگاه منحصربه‌فردی بین شیعیان است. بنابه دیدگاه شیعیان، فاطمه شخصیتی مطهر، معصوم و به‌عنوان الگویی برای زنان مسلمان مطرح است. در منابع شیعه، بر شفقت و بخشندگی‌اش در عین تنگدستی که داشت، تأکید شده‌است.[۱۶۷]

دیدگاه زیدیه

زیدیه در موضوع امامت بر این عقیده‌اند که امامت علی بن ابی‌طالب پس از پیامبر، و امامت حسن مجتبی و حسین بن علی بر حق است؛ و امامت منحصراً در فرزندان فاطمه — چه حسنی باشند یا حسینی — و با شروط معینی استمرار دارد.[۱۶۸] آنان همهٔ فرزندان فاطمه از حسن و حسین را اهل بیت پیامبر می‌شمارند.[۱۶۹]

دیدگاه اسماعیلیه

به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، اسماعیلیه بیشتر پیوندها میان بُعد افسانه‌ای و بعد تاریخی فاطمه زهرا را به‌خاطر بالابردن موقعیت فاطمه زهرا حفظ می‌کنند؛ اما در موضوع خلقت، فاطمه زهرا به‌عنوان عنصری ثانویه میان عناصر عرفانی و نیمه‌عرفانیِ فراوانِ دیگر جایگاه می‌یابد. و دراین‌حال، او تحت‌الشعاعِ دیگر عناصر قرار می‌گیرد و بیشتر پیوندها با بعد تاریخی‌اش ازمیان می‌رود. او در ادامه به اعتقاداتی از اسماعیلیه اشاره می‌کند که در منابع شیعهٔ امامی موجود نیست، مانند یکی‌دانستن فاطمه زهرا با مسجدالاقصی، غار اصحاب کهف و صخرهٔ موسی که آبی به‌صورت معجزه از آن فوران کرد.[۱۷۰] خلافت فاطمیان براساس نام فاطمه زهرا بنا شده‌است. تفکرات این سلسله در اسماعیلیه نیز ادامه یافت.[۱۷۱]

شیعه دوازده امامی

در نزد شیعیان دوازده‌امامی، فاطمه شخصیتی آسمانی دارد، هرچند اولین گزارش‌ها و حدیث‌های منتسب به وی درمقایسه با دیگر سیزده معصوم شیعه بسیار محدودتر است. فاطمه به‌دلیل همسربودن با علی، نزد شیعیان جایگاه والایی دارد و به‌همین‌سبب بسیاری از روایات، زندگی وی را باشکوه نشان می‌دهند.[۱۷۲]

در خصوص خلقت فاطمه، ابن عیاش و ابن بابویه نام او را به‌مانند نام سایر آل عبا برگرفته از یک نام قدسی به‌نام «الفاطر (=خالق)» می‌دانند. حسن عسکری و فرات بن ابراهیم می‌نویسند از میان نام‌هایی که خدا به آدم آموخت، نام آل عبا و ازجمله فاطمه بود.[۱۷۳] در نوشته‌های دینی مانند نوشته‌های ابن‌بابویه و فرات بن ابراهیم تولد او معجزه‌گونه است. منشأ او میوه‌ای است از بهشت که معمولاً سیب یا خرما دانسته می‌شود که محمّد در هنگام معراج آن را خورده‌است. بنابر حدیثی این میوه قبلاً با شهد و شیرینی که از بال جبرئیل منشأ گرفته، تماس داشته‌است. به‌نوشتهٔ محمد بن جریر بن رستم طبری در دلائل الامامه و حسین بن عبدالوهاب در عیون المعجزات به‌همین‌دلیل بوده که محمّد همیشه می‌گفته‌است فاطمه مخلوقی آسمانی در قالب انسان است. او رایحهٔ بهشت را دارد و نام او در بهشت — معمولاً با نام «منصوره» — موجود است. فاطمه با مادرش هنگامی که در رحم بوده سخن می‌گفته‌است. تمام بانوان پرهیزکار ازجمله سارا، آسیه، صفورا و مریم مادر عیسی در هنگام تولدش حاضر بودند. این زنان به‌ویژه مریم، همیشه با فاطمه گره خورده‌اند و البته فاطمه همیشه برتر از همهٔ آنان است. به‌نوشتهٔ ابن شهرآشوب فاطمه در هنگام تولد، اسرار الهی و وقایع آینده را بازگو کرد و در این هنگام دنیا غرق در نور شد.[۱۷۴]

افزون بر نقش پیامبر اسلام و دوازده امام شیعی، فاطمه، دختر پیامبر، همسر امام اول و مادر امامان دیگر، تکمیل‌کنندهٔ پلرومای چهارده معصوم در فلسفهٔ عرفانی شیعه است. به‌عنوان یکی از اعضای این پلروما، فاطمه نقش مهمی در روز قیامت دارد، و به‌ویژه زنان از او در این زمینه استمداد می‌کنند. وجود یک شخصیت زن در میان چهارده معصوم، عنصر «زن مقدس» را به کیهان‌شناسی مذهبی شیعه اضافه کرد که همتایی سنی برای خود ندارد و با مسیحیان در مسیحیت کاتولیک و ارتدکس مقایسه شده‌است. درواقع، فاطمه برخی از عناوین مریم، مانند «باکره» (بتول) و حتی «مادر پدرش» (ام‌ابیها) را به‌دست‌آورد. تقریباً به‌همین اندازه برای زنان، شخصیت زینب، خواهر حسین بن علی دارای اهمیت است که پس از وقایع کربلا، دربرابر حکومت امویان ایستاده بود و موفق به نجات جان برادرزاده‌اش، علی بن الحسین شد و درنتیجهٔ آن، خط امامت را حفظ کرد. اقدامات فاطمه و این زنان، الگوهای عملی و نمونه‌های مهمی را برای قانون شیعی ارائه داد. به‌عنوان نمونه، اصرار فاطمه بر حق به‌ارث‌رسیده از خیبر و سرزمین فدک از پدرش در مواجهه و مخالفت با ابوبکر، منجر به بهبود حقوق ارثی زنان در قانون اسلامی شیعه شد. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ م، روشنفکرانی مانند علی شریعتی روش‌های جدیدی را برای زنان به‌وجود آوردند که هم اسلامی و هم مدرن بودند. فاطمه و زینب به‌طور خاص به‌عنوان الگوهای نقش زنان در انقلاب ۱۳۵۷ ایران و در لبنان امروزی اهمیت ویژه‌ای یافتند.[۱۷۵]

شیعیان معتقد هستند که عبارت «حیّ علی خیرالعمل» در اذان تنها محدود به نماز نیست و این عبارت به ولایت نسبت به خانوادهٔ پیامبر یا به‌عبارت دیگر، تکریم فاطمه و فرزندانش اشاره دارد.[۱۷۶]

هانری کربن می‌گوید در مکتب عرفانیِ شیعیِ شیخیه، چهارده معصوم مظهر حق و اسماء و صفات او هستند که تنها از طریق ایشان می‌توان خدا را شناخت.[۱۷۷]

مقام عصمت

عصمت فاطمه، از راه پیوند میان پیامبری و امامت — یعنی دو نهادی که به عصمت و بی‌گناهی و بی‌خطایی شناخته می‌شوند — و از طریق پیوستگی‌اش با امامان و ویژگی‌های آنان در رفتارها و سنت‌های گوناگون به‌دست می‌آید. اثبات قرآنی عصمت چهارده معصوم به‌ترتیب از آیات تطهیر و ۱۲۴ بقره نتیجه گرفته شده‌است. در روایتی محمّد به سلمان فارسی، نام و نشان امامان معصوم و نُه فرزند حسین را می‌گوید و در آن نام فاطمه نیز برده شده‌است. در همین روایت آمده که خلقت پیامبر، فاطمه و دوازده امام از نور، و «قبل از ایجاد خلقت» بوده‌است. توجه به این منشأ درخشانِ چهارده معصوم، تفسیر آیهٔ نور است؛ و درواقع، تقریباً هر ارجاع قرآنی به نور، به‌عنوان اشاره به آنان است.[۱۷۸] به نوشته هانری کوربن، شیعه به‌عنوان یک دین در انتظار معاد که برپایهٔ تفسیر معنوی از حقایق خفیه و پنهان در چرخهٔ ولایت شکل گرفته‌است، ارتباط تنگاتنگی با تفسیر مقام الهی و معنوی چهارده معصوم و ازجمله مقام الهی فاطمه دارد. دوازده امام شیعی به‌همراه پیامبر اسلام و دخترش فاطمه، مفهوم چهارده معصوم الهی نزد هانری کوربن را شکل می‌دهند.[۱۷۹]

مقام طهارت

قرآن در آیهٔ تطهیر به اهل بیت محمّد، مقام طهارت را اعطا می‌کند. هرچند این آیه در خلال آیات مربوط به زنان محمد است، اما ضمیر آن به‌صورت جمع مذکر است. به‌نوشتهٔ مادلونگ، علی‌رغم رویکرد شیعی در این موضوع، حتی در منابع اهل سنت مانند تفسیر طبری نیز، مصداق این آیه «محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین» هستند. هرچند بنابر تفسیری زنان محمّد هم از طریق ازدواج می‌توانند به طهارت برسند، اما در اصل ارجاع آیه به خویشاوندان خونی محمّد است، که به‌جهت این مقام از پذیرش صدقه منع شده‌اند.[۱۸۰] اهل سنت نوعی مسامحه دارند و معتقد هستند در این آیه به دو زن پیامبر و علی و فاطمه اشاره شده‌است. عموماً نویسندگان شیعه اهل بیت را در مفهومی فراگیر همهٔ نسل علی و فاطمه می‌دانند، اما در علوم الهی، آن را برای علی، فاطمه، حسن، حسین و امام‌های باقی‌مانده اختصاص می‌دهند. آیهٔ قرآن به‌عنوان شاهدی درنظر گرفته می‌شود که همهٔ آنان بدون‌گناه بوده‌اند.[۱۸۱]

مقامات عالی

عده‌ای از شیعیان مقامات عالیه‌ای برای فاطمه قائل هستند که از آن به «معرفت به نورانیت» یاد می‌کنند. آنان بر این باورند که معرفت‌پیداکردن به خداوند از طریق فاطمه ممکن است و تمامی فیض‌هایی که به بندگان می‌رسد از طریق فاطمه است. این معرفت از آن‌جا نتیجه گرفته می‌شود که با توجه به کفوبودن علی بن ابی‌طالب برای فاطمه زهرا و بنابر حدیث معرفت به نورانیت علی بن ابی‌طالب، معرفت به نورانیت فاطمه زهرا نیز از این طریق ممکن است و از طریق شناخت فاطمه می‌توان خدا را شناخت. این معرفت از راه شناخت خلقت نورانی اهل بیت و آیهٔ نور امکان‌پذیر است.[۱۸۲] به‌گفتهٔ علامه امینی ویژگی اشتراک چهارده معصوم در مبدأ خلقت بودن، نشانگر مقام ولایت آنان بر عالم و همهٔ مخلوقات است. او در این‌باره به احادیثی اشاره می‌کند که کیفیت خلقت نوری پیامبر و اهل بیتش و همین‌طور چگونگی خلقت نوری فاطمه زهرا را بیان می‌کنند.[۱۸۳]

دیدگاه پژوهشگران معاصر غربی

به‌گفتهٔ لویی ماسینیون، فاطمه یکی از شخصیت‌های مهم در جریان رویداد مباهله بوده‌است. فِرَق مختلف اسلامی، تفاسیر مختلفی از او و مقام معنوی‌اش عرضه داشته‌اند. مثلاً برخی معتقدند که مسیحیان نجران درنهایت مجبور شده‌اند که اعتراف کنند فاطمه مانند مریم از قدیسان است. یا برخی بر این باورند که فاطمه به‌معنای زنی الهی است که در جریان مباهله در پشت سر پیامبر قرار داشته‌است.[۱۸۴] کوربن تناظری بین فاطمه در متون مذهبی و آناهیتا، الههٔ باروری و آب‌های روان در ایران باستان، مشاهده نموده‌است. ویلهلم آیلرز در مطالعاتش بر روی منابع شیعه، بر این ارتباط تأکید و اشاره می‌کند که در این منابع، آب‌های بهشت و زمین و نمک، جزئی از مهریهٔ فاطمه بوده‌است. هم‌چنین در باورهای مردمی و در آئین‌هایی که به باروری مرتبط است، فاطمه با عناصری که سمبل باروری هستند در ارتباط است، مانند رنگین‌کمان، گل یاسمن و انار.[۱۸۵]

هانری کوربن شخصیت فاطمه را تجسم سوفیا و ارض لاهوت می‌داند.[۱۸۶] و نقش امام‌شناخت در الهیات شیعی دقیقاً مانند نقش مسیح‌شناخت در الهیات مسیحی است؛ و چهارده معصوم از لحاظ حقیقت ازلی‌شان، موقعیتی شبیه به آیون‌های عالم عُلویٰ در گنوس والنتینوسی دارند. کوربن ارض فوق ملکوتی یا همان ارض لاهوت را متجلی در شخص فاطمه زهرا می‌داند. او ادامه می‌دهد موجودات عالم لاهوت به‌خاطر تقدم ازلی خویش، دیدنی نیستند و آن‌ها را تنها در مظاهر و تجلیات‌شان می‌توان مشاهده کرد. ازاین‌رو درصورت نبودن فاطمه زهرا — که دارای شأنی ازلی است — نه ظهور امامت و نه ولایت امام وجود نداشتند. فاطمه زهرا در مقام سوفیائیت کیهانی، روشن‌کنندهٔ همهٔ عوالم است و ازاین‌جهت، دارای شأن و وظیفه‌ای سه وجهی است. نخست این‌که او نفس یا آنیمای امامان و بابی یا آستانه‌ای است که امامان نور را از او دریافت می‌کنند. دوم این‌که او معانی همهٔ عوالم است؛ و سوم این‌که او بیان یا تجلی است که بدون او سرچشمه و مبدأ خلقتِ عالم، ناشناخته و ناشناختنی باقی می‌ماند. مقام فاطمه جامع همهٔ مقام‌های معرفت یا گنوس است و ازهمین‌رو برتری پیامبران در شناخت خدا، به‌نسبت معرفت آنان به فاطمه زهراست.[۱۸۷]

کوربن بر نقش فاطمه زهرا به‌عنوان کهن‌الگوی همیشگی زنانگی، فاطمه–سوفیا و مظهر تجلیات خداوند و عنصر زنانهٔ پیامبر و امامان تأکید می‌کند که عملکردهای تئوفانیک[یادداشت ۵] و ذاتی‌شان تکیه بر درجات فاطمی‌شان دارد.[۱۸۸][۱۸۹] وی براساس عرفان اسماعیلیه می‌گوید که برپایهٔ عنوان فاطمهٔ فاطر یا فاطمه خالق — که در صیغهٔ مذکر است — مفهوم سیدةالنساءالعالمین را باید در ورای تمایز جنسیتی و به معنای «سرور بشریت مؤنث» یا «سرور بشریت در حال تأنیث» جستجو، درک و ترجمه کرد. به‌این‌گونه‌که با توجه به این‌که سرشت همهٔ مخلوقات از نَفْسِ امامان شیعه است، جایگاه آفریدگان نسبت به امامان — به‌عنوان نیروهای فاعلی و مذکر — جایگاه تأنیثی است. اما درعین‌حال که دوازده امام شیعه در جایگاه نیروهای فاعلی و اسباب و علل آفرینش، جایگاهی مذکر دارند و مردان الوهی هستند، ازسوی‌دیگر، هم‌زمان در جایگاه «نفْس» پیامبر، یعنی آنیما و وجه تأنیثی او هستند؛ و چون مرتبهٔ وجودی و حقیقت نفس، مرتبه و حقیقت فاطمه–سوفیاست، شأن مظهریت و ولایت دوازده امام، همان مقام «فاطمی» آنان است و این، معنای فاطمهٔ فاطر یا فاطمه خالق است.[۱۹۰]

ارتباط میان مریم عذرا و فاطمه زهرا

ساموئل زینر به ارتباط فاطمه زهرا با مریم و سورهٔ قدر می‌پردازد و می‌گوید همان‌گونه‌که فاطمه «ظهوری از اُم‌ُّالکتاب در سطحِ زمینی» است، مریم «ظهورِ سکوتِ ام‌الکتاب در سطح زمینی» است. فاطمه شب است و مریم، مظهر سکوت است که شب را تشکیل می‌دهد، یعنی همان نشانه و رمزی که در روایت قرآن، از روزهٔ سکوت مریم نمایان است. جنبهٔ آسمانی مریم، مظهر آرامش الهی یا «سلام» است. او نمونه‌ای از ظرفیت و وابستگی به آرامش الهی است که به همهٔ موجودات به‌گونهٔ ابتدایی، با توجه به مبدأ خلقت در خالق — که خودش آرامش است — داده می‌شود. همان‌گونه‌که فاطمه با توجه به احادیث شیعه، شب است که در سورهٔ قدر «سلام و آرامش» تعیین شده‌است، بنابراین مریم نیز همان «سلام» است و حضور او نمایانگر آرامش بهشتی است، زیرا او مانند فاطمه بانویی برتر از نور است. زینر فاطمه زهرا را به‌عنوان ظهوری در سطح زمینی از «بانوی ازلیِ حکمتِ» مطرح‌شده در عهد عتیق معرفی می‌کند و او را با تعبیر قرآنی ام‌الکتاب، یعنی مادرِ ازلیِ کتاب یا مادر امرِ الهی — کلام خداوند — معادل کرده‌است. ساموئل زینر می‌گوید سورهٔ قدر عمقی چندگانه دارد. روح مانند قرآن در شب قدر، شبی که فاطمه است، نازل می‌شود. بااین‌حال مریم هم نماد شب است. سورهٔ مریم نشان می‌دهد عیسی، کلمه و روح خدا، در شب، به «اُمّ» وارد شده که مریم — به‌عنوان تجسم شب — است. بنابراین، اگر براساس الهیات شیعه، فاطمه زهرا تلاقی نورهای حکمت‌های بیرونی و درونی دین باشد، پس مریم، «نقطهٔ یگانگی» است که «افق رویداد» را دربردارد، جایی که سکوت، کلامِ پنهانِ ابدیت با کلامِ گفته‌شدهٔ خداوند پیوند دارد.[۱۹۱]

به‌گفتهٔ مری ثرلکیل منابع شیعه حُکمی را که در قرآن از سوی خدا به مریم ابلاغ شده، برای فاطمه زهرا نیز می‌دانند. آن‌گونه‌که از او با عنوان «مریم کبری» یاد می‌کنند. برای شیعیان هر دو زن از جانب خدا برای اهدافی عالی یعنی «مادران دودمان‌هایی متعالی» انتخاب شدند؛ بااین‌حال فاطمه زهرا، به‌عنوان «مریم کبری»، از مریم در طهارت و رحمت الهی فراتر می‌رود. مریم و فاطمه زهرا به عالمان مسیحیت قرون وسطی، مسلمان و دانشمندان مطالعات جنسیتی، فرصتی برای بررسی نقش‌های زنانه در متون مقدس دادند. نویسندگان مسیحی، مریم را به‌عنوان مادر مسیح اعتلا دادند، و نویسندگان شیعی فرزندان فاطمه را به‌عنوان رهبران معصوم جامعه — امامان — نامیدند. مریم و فاطمه زهرا فراتر از مدل‌هایی برای الگوهای زنانه مطرح شدند. این نمونه‌ها برنامه‌های پیچیدهٔ سیاسی، اجتماعی و مذهبی روزگار خود را نیز فاش و رسوا می‌کنند. نویسندگان دوران باستان متأخر و نویسندگان مسیحی قرون وسطای آغازین، مریم را با کلیسا شناسانده و برابر کردند و آنانی را که خارج از آن محدوده بودند، مرتد نامیدند. نویسندگان شیعه در قرون وسطای آغازین بیان کردند که فاطمه زهرا پیروانش را به بهشت می‌برد و دشمنانش را به آتش جهنم هدایت می‌کند. تاریخ‌نویسان زندگی پیامبران و متألهان به‌طور یکسان از طریق جلوه‌دادن مریم و فاطمه زهرا با نشانه‌های نمادینِ هویتِ سیاسی، الهی و همگانی، آنان را برای جوامع خود بازتعریف کردند. فاطمه زهرا، تنها زن میان اهل بیت پیامبر است. بااین‌حال، همان‌طور که در مسیحیت، نویسندگان مرد هم‌زمان فضایل فاطمه را می‌ستودند، درهمان‌حال غلبهٔ مردانگی در میان اهل بیت را نیز تحسین می‌کردند. حضور فاطمه زهرا درمیان اهل بیت درنهایت به نقش او به‌عنوان دختر محمّد، همسر علی و مادر امام وابسته بود.[۱۹۲]

ثرلکیل می‌گوید جایگاه‌یابی مریم و فاطمه زهرا درمیان مسیحیان و مسلمانان، به چند دلیل کار دشواری است. اول این‌که یک مطابقت موفق، باید منابع تاریخی دو فرهنگ متفاوت در دوره‌های تغییرات بحرانی در هویت جمعی و مذهبی را به‌صورت یک‌جا به‌دست آورد. این درحالی است که هیچ تقارن تاریخی یا جغرافیایی وجود ندارد. در متون مسیحی، مطالب دربارهٔ مریم در اولین رساله‌های مذهبی دیده می‌شوند و در محافل مروونژی در اروپای غربی ادامه می‌یابند. در متون اسلامی، مطالب دربارهٔ فاطمه زهرا منحصراً در دوران خلافت عباسیان آغاز شده و در سراسر سلسله‌های شیعه در مصر، ایران و یمن گسترش می‌یابد. درحالی‌که هیچ شباهتی در فضا و زمان وجود نداشت، هر دو دستهٔ مخاطبان مسیحی و مسلمان درتلاش برای تعریف خود در دنیایی بودند که به‌سرعت درحال تغییر بود. دلیل دوم این است که مقایسهٔ مریم و فاطمه زهرا بستگی به انواع مختلفی از منابع دارد. آثار باستانی و دورهٔ آغازین قرون وسطی، تعدادی از رساله‌های مذهبی و ادبیات مربوط به مریم را ارائه می‌دهد. محققان می‌توانند از طریق این متون، توصیفات الهی مریم را درکنار متون معجزه‌گونه و توصیفات آیینی مشاهده کنند. متألهان به‌وضوح بر جنبهٔ معجزه‌گونه‌بودن مریم اعتماد می‌کنند تا مسیح‌شناختی خود را تعریف کنند؛ تاریخ‌نویسان زندگی پیامبران، ماهرانه مریم را به‌عنوان الگویی برای تقلید نزد زنان مقدس بالا می‌برند. نویسندگان مروونژی‌ها حتی بسیاری از ملکه‌ها و بزرگان راهبه‌های خود را به‌عنوان باکره‌های باشکوه در شمایل مریم ارائه می‌دهند. اما منابع شیعه که فاطمه زهرا را می‌ستایند دسته‌بندی مشکل‌تری دارند. یک مقایسهٔ بین‌فرهنگی مطلوب، ارتباط تصاویر فاطمی در الهیات و زندگی‌نامه با همتایان مسیحی آن‌ها را موردسنجش قرار می‌دهد؛ اما، مطابقت موازی کار آسانی نیست. مشکل سومِ مقایسهٔ مریم و فاطمه زهرا در متون مربوط، این است که نویسندگان مرد اغلب آن دو را با تصاویر متضاد توصیف می‌کردند. مریم و فاطمه زهرا هر دو آرمانی و درعین‌حال بی‌نظیر، پاکدامن و درعین‌حال پرثمر، شفیع و میانجی و درعین‌حال خدمتکاری مطیع بودند. این تصاویر سردرگم‌کننده، پرسش‌هایی تاریخی درمورد شیوهٔ حقیقی نگرش جوامع مسیحی و اسلامی به زنان و نقش‌های جنسیتی به‌جا می‌گذارد.[۱۹۳]

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی فاطمه زهرا

شیعه
Hadith Ali.svg
درگاه تشیع
عقاید
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن‌عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامة بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
رجال و علما کشته‌شدگان کربلا • فهرست رجال حدیث شیعه • اصحاب اجماع • روحانیان شیعه • عالمان شیعه • مراجع تقلید
مکان‌های متبرک
مکه و مسجدالحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه • شیراز و شاه‌چراغ • کاشمر و حمزه بن حمزه بن موسی بن جعفر امامزاده سید مرتضی و آرامگاه سید حسن مدرس • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و حرم شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین) • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • رویداد غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه زهرا • قتل عثمان • جنگ جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیه • زیدیه • غلاه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

به‌گفتهٔ امیرمعزی، به‌رغمِ منابع مذهبی بسیاری که دربارهٔ فاطمه موجود است، گزارش‌های خالص تاریخی درمورد زندگی او بسیار اندک است و بیشتر گزارش‌ها تنها برگ‌هایی نامهم از زندگی وی را پوشش می‌دهد.[۱۹۴]

منابع اولیه

منابع دست اول شناخت زندگانی فاطمه زهرا عبارت است از قرآن، گفته‌های محمّد و اهل بیت در قالب حدیث و آنچه از کردار وی ثبت شده‌است. در الفهرست ابن ندیم نخستین کتاب شیعه، کتاب سلیم بن قیس هلالی برشمرده شده‌است، که تاریخ آن حدود نیمهٔ دوم سدهٔ اول تا اوایل سدهٔ دوم هجری تخمین زده شده‌است.[۱۹۵][۱۹۶] علاوه بر آن، کتاب‌های سیره نبوی شامل زندگی‌نامه‌های سنتی نوشته‌شده توسط مسلمانان و گفتارهای منسوب به پیامبر اسلام است[۱۹۷] که در سده‌های دوم تا چهارم هجری نگاشته شده‌است.[۱۹۸] به‌نوشتهٔ رسول جعفریان سیرهٔ نبوی شامل دو بخش بود که یکی به زندگی اجداد محمّد و زندگی محمد در مکه می‌پرداخت و بخش دوم به حوادث پس از هجرت محمد از مکه به مدینه یعنی زندگی محمد در مدینه اختصاص داشت، که به «مغازی» مشهور است.[۱۹۹] در این میان، قدیمی‌ترین کتاب سیره در دسترس، نوشتهٔ ابن اسحاق (وفات حدود ۱۵۰ ه‍.ق) با عنوان زندگی رسول خدا (نوشته‌شده در ۱۲۰ تا ۱۳۰ سال پس از درگذشت محمّد) است که متن اصلی آن از بین رفته‌است،[۲۰۰] اما بخش‌هایی از آن در آثار تاریخ‌نگاران بعدی، مانند السیرة النبویة ابن هشام (وفات ۲۱۳ یا ۲۱۸ ه‍.ق) و تاریخ طبری طبری به‌جای مانده‌است.[۲۰۱][۲۰۲][۲۰۳] مورخان اهل سنت سیرهٔ ابن اسحاق را به‌عنوان یک روایت مقبول از زندگی محمّد پذیرفته‌اند و دیگر اخباری را که گردآورده‌اند در حاشیهٔ آن قرار داده‌اند.[۲۰۴] اگرچه نه همهٔ محققین، اما بسیاری از آنان درستی و صحت این زندگی‌نامه‌های قدیمی را پذیرفته‌اند، با این وجود میزان صحت آن‌ها قابل تعیین نیست.[۲۰۵] از دیگر سیره‌نویسان بنام، محمد بن عمر واقدی (وفات ۲۰۷ یا ۲۰۹ ه‍.ق) مؤلف کتاب المغازی و نیز منشی او، محمد بن سعد بن منیع (وفات ۲۳۰ ه‍.ق) مشهور به ابن سعد بغدادی، نویسندهٔ طبقات الکبری هستند.[۲۰۶] المغازی از مهم‌ترین آثار محمد بن عمر واقدی است. در مقایسه با سیرهٔ ابن اسحاق، این کتاب از نظر وسعت و ارائهٔ جزئیات بر اثر ابن اسحاق برتری دارد. واقدی برای نوشتن مغازی پیامبر اسلام، از تمام منابع شفاهی و مکتوب، اطلاعات نسب‌شناسان و بازدید از مناطق جنگی این نبردها استفاده کرده‌است.[۲۰۷]

منابع ثانویه

منابع ثانویه برای کشف و فهم تاریخی رویدادهای زندگی فاطمه، آثار تاریخی مورخان است.[۲۰۸] انساب الاشراف احمد بن یحیی بلاذری (وفات ۲۷۹ ه‍.ق) دربردارندهٔ اخبار تاریخی بسیاری دربارهٔ جنگ‌های صدر اسلام و اصحاب حدیث و به‌طور ویژه، برخی اطلاعات خاص دربارهٔ برخی مطالب موردنظر شیعه است، مانند وقایع رویداد خانهٔ فاطمه زهرا، غدیر خم، روایاتی دربارهٔ فضایل علی بن ابی‌طالب یا برخی موارد در نکوهش عثمان را بیان کرده‌است.[۲۰۹] تاریخ یعقوبی که به نام نویسندهٔ آن، یعقوبی (وفات ۲۸۴ ه‍.ق) است، مهم‌ترین اثر او نیز به‌شمار می‌رود. تاریخ الرسل و الملوک معروف به تاریخ طبری (نوشته میان سال‌های ۲۸۳ تا ۲۹۰ ه‍.ق و بازنگری تا ۳۰۳ ه‍.ق) اثر محمد بن جریر طبری (وفات ۳۱۰ ه‍.ق) از کتاب‌های مقبول عام است که سبب اتکای تاریخ‌نگاران پس از او مانند ابن مسکویه، ابن اثیر و ابن کثیر بر این کتاب شده‌است.[۲۱۰] مناقب آل ابی‌طالب (نوشته کمی پس از ۵۵۳ ه‍.ق) از آثار ابن شهرآشوب (وفات ۵۸۸ ه‍.ق) است. این کتاب با ذکر مناقب پیامبر اسلام آغاز می‌شده، با امامان شیعه ادامه یافته و به ذکر صحابه و تابعین پایان می‌پذیرفته‌است، اما نسخه‌های موجود با ذکر بخش حسن عسکری به انجام می‌رسد.[۲۱۱] رسول جعفریان به‌طور خاص در میان کتاب‌های حدیثی، کتاب کافی (نوشته حدود اوایل سدهٔ چهارم هجری) را واجد اطلاعات تاریخی می‌داند.[۲۱۲]

منابع زندگی فاطمه زهرا گاهی بخشی از زندگی را دربردارد، مانند منابعی که به ازدواج و درگذشت فاطمه زهرا و یا مسئلهٔ فدک پرداخته‌اند. برخی از این منابع اولیه از این قرار هستند:‌ تزویج فاطمة عبدالله بن محمد بن ابی‌الدنیا (وفات ۲۸۱ ه‍.ق)، اخبار فاطمة و نشأتها و مولدها محمد بن زکریا بن دینار غلابی (وفات ۲۹۸ ه‍.ق)، الظلامة الفاطمیة حسن بن علی اطروش (وفات ۳۰۴ ه‍.ق)، تزویج فاطمة بنت الرسول منسوب به محمد باقر به‌همراه تزویج فاطمة بنت رسول الله لعلی بن ابی‌طالب گردآوری محمد بن هارون رویانی (وفات ۳۰۷ ه‍.ق)، السقیفة جوهری بصری (وفات ۳۲۳ ه‍.ق)، تزویج فاطمة عبدالعزیز بن یحیی جلودی (وفات ۳۳۲ ه‍.ق)، مولد فاطمة شیخ صدوق (وفات ۳۸۱ ه‍.ق)، وفاة فاطمةالزهراء ابوالحسن بکری مصری (وفات ۹۵۳ ه‍.ق)، وفاةالزهراء سید هاشم حسینی بحرانی (وفات ۱۱۰۷ ه‍.ق).[۲۱۳]

منابع پرداخته به خطبهٔ فدکیه عبارتند از: بلاغات النساء ابن طیفور (وفات ۲۸۰ ه‍.ق)، السقیفة جوهری بصری (وفات ۳۲۳ ه‍.ق)، الشافی سید مرتضی (وفات ۴۳۶ ه‍.ق)، الاحتجاج طبرسی، شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید (وفات ۶۵۶ ه‍.ق)، الطرائف ابن طاووس (وفات ۶۶۴ ه‍.ق)، کشف الغمه فی معرفه الائمه علی بن عیسی اربلی (وفات ۶۹۳ ه‍.ق).[۲۱۴]

منابعی که در آن‌ها به مناقب و فضائل فاطمه زهرا پرداخته شده از این قرار هستند: الفضائل جابر بن یزید جعفی (وفات ۱۲۸ ه‍.ق)، مناقب اهل البیت عباد بن یعقوب رواجنی کوفی (وفات ۲۵۰ ه‍.ق)، فضائل اهل البیت ابن ابی‌حاتم رازی (وفات ۳۲۷ ه‍.ق)، مناقب فاطمةالزهراء حاکم نیشابوری (وفات ۴۰۵ ه‍.ق)، مناقب فاطمةالزهراء و ولدها محمد بن جریر طبری (وفات پس از ۴۱۱ ه‍.ق)، الروضةالزهراء فی مناقب فاطمةالزهراء ابوسعید محمد بن احمد خزاعی، الثاقب فی المناقب ابن حمزه طوسی (وفات ۵۶۰ ه‍.ق)، الثغور الباسمة فی فضائل السیدة فاطمة جلال‌الدین سیوطی (وفات ۹۱۱ ه‍.ق)، اتحاف السائل بما لفاطمة من المناقب و الفضائل محمد بن علی مناوی (وفات ۱۰۳۱ ه‍.ق).[۲۱۵]

آثار دربارهٔ فاطمه زهرا

پیاده‌روی حسین وحید خراسانی و روحانیان در اجتماع مردمی قم – ایام فاطمیهٔ ۱۳۹۳

در فرهنگ مردمی

جستار وابسته: ایام فاطمیه

روز مادر در ایران، زادروز فاطمه زهرا یعنی ۲۰ جمادی‌الثانی درنظر گرفته می‌شود.[۲۱۶] در دهه‌های اخیر توجه ویژه‌ای به ایام درگذشت فاطمه زهرا در ایران و دیگر نقاط جهان صورت گرفته‌است. از سال ۱۳۶۹ — برابر با ۱۴۱۱ ه‍.ق و هزار و چهارصدمین سال درگذشت فاطمه زهرا — فعالیت‌های گوناگونی برای بزرگداشت این ایام انجام شده‌است. گسترش این فعالیت‌ها سبب شد تا به پیشنهاد حسین وحید خراسانی، سوم جمادی‌الثانی به‌عنوان درگذشت فاطمه زهرا، تعطیل رسمی اعلام شود. این اقدام با پاسخ مثبت سید محمد خاتمی، رییس‌جمهور وقت، و تصویب در هیئت دولت و مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۸ انجام شد. در این روز بسیاری از مراجع شیعه در قم، مشهد و دیگر شهرهای ایران، در اجتماع‌های مردمی به سوی اماکن مذهبی حرکت کرده و در مراسم عزاداری شرکت می‌کنند.[۲۱۷]

در آثار پژوهشی و هنری

کتابشناسی

آثار دربارهٔ فاطمه زهرا از آغاز دورهٔ تدوین حدیث، موردتوجه بوده‌است. دراین‌میان، اهل سنت بیشتر به گردآوری احادیث و روایات فاطمه زهرا و شیعه بیشتر به ماجرای درگذشت او توجه کرده‌اند. در یک دسته‌بندی کلی، این آثار را در پنج بخش می‌توان جای داد: نخست مسندها و آثار روایی و شرح سخنان، دوم کتاب‌های مناقب و فضایل، سوم زندگی‌نامه‌ها، چهارم کتاب‌های تحلیلیِ اخلاقی، تربیتی از زندگی فاطمه زهرا و پنجم کتابشناسی‌ها.[۲۱۸]

در دستهٔ مسندها و آثار روایی و شرح سخنان، بیشتر آثار متعلق به اهل سنت است. برخی از این آثار اکنون موجود نیستند مانند: مسند فاطمه علی بن عمر دارقطنی، مسند فاطمةالزهراء عمر بن احمد شاهین، و من روی عن فاطمه من اولادها ابن عقده و السقیفة جوهری بصری. در میان آثار موجود، مسندهایی هست که مسند فاطمه زهرا بخشی از آن‌هاست مانند: مسند اسحاق بن راهویه، مسند احمد بن حنبل، مسند ابویعلی موصلی و المعجم الکبیر طبرانی. مسند فاطمةالزهراء جلال‌الدین سیوطی کتابی مستقل و جامع‌ترین اثر حدیثی اهل سنت در زمینهٔ روایات فاطمه زهراست. در کتاب‌های تاریخ اهل بیت نیز احادیثی از فاطمه زهرا موجود است، مانند: الذریةالطاهرةالنبویه محمد بن احمد دولابی. در مجموعهٔ حدیث شیعه، کهن‌ترین مسند موجود دربارهٔ فاطمه زهرا، دلائل الامامه طبری است. در عصر حاضر، در حوزهٔ حدیثی شیعه، نگارش مسند موردتوجه واقع شده و از آن میان آثار دربارهٔ فاطمه زهرا — به‌خاطر اقتضای رجوع به الگوی زن مسلمان در سیره و سخنان فاطمه زهرا — بیش از آثار دربارهٔ دیگر چهارده معصوم است. برخی از مهم‌ترین این آثار عبارتند از: مسند فاطمةالزهراء عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند فاطمةالزهراء سید حسین شیخ‌الاسلامی، نهج‌الحیاة (فرهنگ سخنان فاطمه) محمد دشتی و مسند فاطمه مهدی جعفری. به‌جز مسندها، در آثار مُصَنَّف شیعه نیز احادیث فاطمه زهرا به‌صورت پراکنده آمده‌است. ازاین‌میان می‌توان به بحارالانوار محمدباقر مجلسی و عوالم العلوم عبدالله بحرانی اصفهانی اشاره کرد.[۲۱۹]

در حوزهٔ کتاب‌های مناقب و فضایل، برخی از مهم‌ترین عبارتند از: الفضائل جابر بن یزید جعفی، مناقب فاطمةالزهراء و ولدها طبری، فضائل اهل‌البیت ابن ابی‌حاتم رازی، الروضةالزهراء فی مناقب فاطمةالزهراء ابوسعید محمد بن احمد، الخصائص الفاطمیة باقر کجوری، مناقب فاطمةالزهراء حاکم نیشابوری، الثاقب فی المناقب ابن حمزه طوسی، مناقب آل ابی‌طالب ابن شهرآشوب. برخی نویسندگان شیعه نیز مناقب فاطمه زهرا را با استفاده از کتاب‌های حدیث اهل سنت گردآوری کرده‌اند، مانند: شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، مناقب الزهراء المستخرجة من الکتب الصحاح غلامرضا کسائی کاوکانی، فضایل فاطمه زهرا از نگاه دیگران ناصر مکارم شیرازی و فاطمه زهرا از نظر روایات اهل سنت محمد واصف. در دورهٔ کنونی، کتاب‌های فضایل به جنبه‌های مختلف مناقب فاطمه زهرا پرداخته‌اند، مانند: فاطمةالزهراء بهجة قلب مصطفی احمد رحمانی همدانی.[۲۲۰]

در بخش زندگی‌نامه آثار بسیاری با رویکردهای روایی–تاریخی، تربیتی–اخلاقی و مذهبی–کلامی نوشته شده‌است. برخی از مهم‌ترین این آثار عبارتند از: السقیفة و فدک جوهری بصری، فدک فی التاریخ سید محمدباقر صدر، بحارالانوار محمدباقر مجلسی و عوالم العلوم بحرانی اصفهانی، فاطمةالزهراء بهجة قلب مصطفی احمد رحمانی همدانی، شرح احقاق الحق و ازهاق الباطل سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، منتهی‌الآمال عباس قمی، فاطمةالزهراء من المهد الی اللحد سید محمدکاظم قزوینی، زندگی‌نامهٔ فاطمه زهرا سید جعفر شهیدی.[۲۲۱]

در حوزهٔ کتاب‌های تحلیلیِ اخلاقی–تربیتی نیز می‌توان به الزهراءالقدوه محمدحسین فضل‌الله و فاطمه زهرا بانوی نمونهٔ اسلام ابراهیم امینی اشاره کرد.[۲۲۲]

مهم‌ترین کتابشناسی‌ها دربارهٔ فاطمه زهرا نیز عبارتند از: فاطمةالزهراء بهجة قلب مصطفی احمد رحمانی همدانی، زخم خورشید: کاوشی در زندگی فاطمه زهرا مهدی حسینیان قمی، فاطمه در آئینهٔ کتاب اسماعیل انصاری زنجانی.[۲۲۳]

گسترهٔ ادبی

در حوزهٔ ادبیات فارسی و عربی، در برخی نوشته‌های تفسیری و سفرنامه‌های فارسی و بنا به ضرورت نقل آیات و احادیث، به موضوعات پیرامونی فاطمه زهرا نیز اشاره شده‌است. بااین‌حال، آثار منظوم دربارهٔ فاطمه زهرا از غنا و کیفیت بیشتری برخوردارند. ادبیات شیعی — که آثار دربارهٔ فاطمه زهرا را نیز دربرمی‌گیرد — از صدر اسلام و با سرودهٔ عربی حسان بن ثابت در روز غدیر خم آغاز شد و در سدهٔ چهارم هجری در زبان فارسی نیز گسترش یافت. دراین‌میان پنج رویکرد در سروده‌های فاطمی جریان دارد: رویکرد روایی و تاریخی، رویکرد فلسفی و کلامی، رویکرد تخیلی و شاعرانه، رویکرد عاطفی و شخصی و رویکرد چندوجهی و فاخر. این رویکردها در قالب‌های قصیده، غزل، ترکیب‌بند، مسمّط، رباعی و شعر نو تبلور یافته‌است.[۲۲۴]

برخی از شاعران زبان فارسی که در سروده‌های خود به موضوعات پیرامونی فاطمه زهرا پرداخته‌اند عبارتند از: دقیقی، فردوسی، غضائری رازی، ناصرخسرو، سنایی، قوامی رازی، عطار نیشابوری، سعدی، خواجوی کرمانی، حسین واعظ کاشفی، بابا فغانی شیرازی، هلالی جغتائی، اهلی شیرازی، وحشی بافقی، محتشم کاشانی، عاشق اصفهانی، قاآنی شیرازی، جیحون یزدی، صفای اصفهانی، ادیب‌الممالک فراهانی، محمدتقی بهار، محمدحسین غروی اصفهانی، صغیر اصفهانی، مهدی الهی قمشه‌ای، شهریار، سید روح‌الله خمینی، حسن حسن‌زاده آملی، حمید سبزواری، مشفق کاشانی، محمدحسین بهجتی اردکانی، محمود شاهرخی، نصرالله مردانی، قیصر امین‌پور، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی، احمد عزیزی، محمدرضا آقاسی، غلامرضا قدسی، جواد محدثی، علیرضا قزوه، حمیدرضا شکارسری، سپیده کاشانی و نیره سعیدی.[۲۲۵]

چنان‌که پیش‌تر گفته شد، ادبیات شیعی در شعر عربی نیز با شعر حسان بن ثابت آغاز می‌شود. دراین‌میان اشعاری نیز از علی بن ابی‌طالب در غم ازدست‌دادن فاطمه زهرا نقل شده‌است. رویکردهای رایج به شعر فاطمی در ادبیات عربی عبارتند از: رویکرد روایی و تاریخی، رویکرد عاطفی، رویکرد اخلاقی، رویکرد تخیلی، رویکرد فلسفی و رویکرد روایی و سیاسی. این سروده‌ها به‌صورت پراکنده در کتاب‌هایی مانند مناقب آل ابی‌طالب، ریاض المدح و الرثاء فی مدح و رثاءالنبی و آله الاطهار، فاطمةالزهراء فی دیوان الشعر العربی و للزهراء شذی الکلمات گردآوری شده‌است. برخی از این شاعران ادب عرب عبارتند از: سید حمیری، دیک الجن، مهیار دیلمی، قتاده بن ادریس، شیخ حر عاملی، سید محمدمهدی بحرالعلوم، محمدحسین غروی اصفهانی، سید صدرالدین صدر و محمدحسین کاشف‌الغطاء.[۲۲۶]

جستارهای وابسته

یادداشت‌ها

  1. در روایت‌های معراج از محمّد نقل شده که در شب معراج سیبی بهشتی به او دادند و نطفهٔ فاطمه از آن میوه پدید آمد. ببینید: شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۷.
  2. درصورتی‌که زمان ولادت پنج سال پس از بعثت درنظر گرفته‌شود، سن خدیجه هنگام تولد فاطمه، بالاتر از ۵۰ سال خواهد بود. ببینید: Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  3. پیرامون این سند، لامنس نسبت به حسن نیت ابوبکر مردد است و بر این باور است که فاطمه نیز به سازش ابوبکر و عمر با یکدیگر یقین داشته‌است. ببینید: عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  4. یکی از لفظ‌های حدیث بضعه: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی. فاطمه پاره‌ای از من است، پس هرکس او را بیازارد مرا آزرده‌است.»
  5. theophanic: وابسته به تجلی خدا بر انسان

پانویس

  1. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 36.
  2. Momen, An Introduction to Shi'i Islam, 5.
  3. Hitti, Capital cities of Arab Islam, 33.
  4. Holt, The Cambridge History of Islam, 39.
  5. Montgomery Watt, Muhammad at Medina, 66.
  6. Lewis, The Arabs in History, 43–44.
  7. Madelung, The Succession to Muhammad, 24–27.
  8. دهخدا، «فاطمة»، فرهنگ جامع نوین جلد ۲، ۱۱۹۱.
  9. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 38.
  10. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۳۴.
  11. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  12. Welch, “Muḥammad”, Encyclopedia of Islam.
  13. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۱–۲۳.
  14. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۳.
  15. پارسا، «فاطمه زهرا سلام الله علیها»، نشر دانش.
  16. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  17. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 38.
  18. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۶–۲۸.
  19. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۲۷–۲۸.
  20. عاملی، الصحیح فی السیرة، ۲:‎ ۱۲۱–۱۳۱.
  21. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  22. Ghadanfar, Great Women of Islam, 147.
  23. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  24. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۴.
  25. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۴۱۵–۴۱۶.
  26. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۴۵.
  27. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  28. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  29. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  30. جعفری، «فاطمهٔ زهرا (سلام‌الله‌علیها)»، دانشنامهٔ تشیع، ۱۸۵.
  31. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  32. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 37.
  33. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  34. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  35. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  36. Madelung, Succession to Muhammad, 14–15.
  37. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۷۰–۷۷.
  38. Veccia Vaglieri, “ʿAlī b. Abī Ṭālib”, Encyclopedia of Islam.
  39. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 51–52.
  40. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۴۵، ۸۶–۸۸.
  41. میلانی، حدیث خطبه علی بنت أبی‌جهل، ۶۹–۷۰.
  42. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  43. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  44. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 187–188.
  45. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 59–60, 64–65, 202.
  46. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۸۶.
  47. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۷۵–۷۶.
  48. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۶۵.
  49. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 187–188.
  50. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  51. امینی، الغدیر، ۶:‎ ۳۹۰–۳۹۱.
  52. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۸۵–۸۹.
  53. امینی، بانوی نمونهٔ اسلام، ۷۵.
  54. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  55. Ruffle, “May Fatimah Gather Our Tears”, Comparative Studies of South Asia.
  56. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  57. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  58. Ruffle, “May You Learn from Their Model”, Persianate Studies.
  59. Madelung, The Succession to Muhammad, 32.
  60. Madelung, The Succession to Muhammad, 43.
  61. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  62. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۰۸.
  63. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۴۲.
  64. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 84.
  65. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  66. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱.
  67. Madelung, The Succession to Muhammad, 50–51.
  68. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  69. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۳۶.
  70. عالم‌زاده، «ابوبکر»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۲۳۱–۲۳۲.
  71. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 206.
  72. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  73. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  74. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۲:‎ ۲۶–۲۸.
  75. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۱۲۳–۱۲۸.
  76. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۱۲۸–۱۳۲.
  77. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۱۴۴–۱۴۷.
  78. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۱۳۲–۱۴۳.
  79. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 220–222.
  80. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۱۹۶–۲۰۱.
  81. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۲۱۱–۲۲۲.
  82. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  83. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  84. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 247.
  85. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  86. Soufi, The Image of Fatima in Classical Muslim Thought, 126.
  87. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  88. الهامی، قبر گمشده، ۲۵–۳۵.
  89. الهامی، قبر گمشده، ۳۶.
  90. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  91. Madelung, “Ḥasan b. ʿAli b. Abi Ṭāleb”, Iranica.
  92. Madelung, “Ḥosayn b. ʿAli”, Iranica.
  93. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  94. مصاحب، «علی»، دائرةالمعارف فارسی.
  95. مک‌اولیف، اسکندرلو و رضائی اصفهانی، «فاطمه در قرآن»، قرآن‌پژوهی خاورشناسان.
  96. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۲۱۱–۲۲۰.
  97. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۹:‎ ۱۵۷–۱۵۸.
  98. فخر رازی، تفسیر کبیر، ۳۰:‎ ۲۴۴–۲۴۵.
  99. شوکانی، فتح القدیر، ۵:‎ ۴۲۱.
  100. رودگر، «فاطمه زهرا (ع) سر لیلةالقدر»، بانوان شیعه.
  101. مطلبی و صادقی، «شب قدر در نگاه مفسران قرآن»، کوثر.
  102. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۲۰:‎ ۶۳۷–۶۴۳.
  103. آلوسی، روح‌المعانی، ۳۰:‎ ۲۴۴–۲۴۹.
  104. فخر رازی، تفسیر کبیر، ۳۲:‎ ۱۲۵.
  105. بیضاوی، انوار التّنزیل، ۵:‎ ۳۴۲.
  106. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۳:‎ ۳۵۰–۳۸۵.
  107. Algar, “Āl–e ʿAbā”, Iranica.
  108. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۳:‎ ۳۵۰–۳۸۵.
  109. آلوسی، روح‌المعانی، ۳:‎ ۱۸۸–۱۹۰.
  110. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۸:‎ ۸۹–۹۰.
  111. بیضاوی، انوار التّنزیل، ۵:‎ ۳۴۲.
  112. محلی و سیوطی، تفسیر الجلالین، ۳:‎ ۶۰.
  113. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۲:‎ ۴۶.
  114. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۱:‎ ۴۴۷–۴۴۸.
  115. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۵:‎ ۱۹۵–۱۹۶.
  116. آلوسی، روح‌المعانی، ۱۸:‎ ۱۷۴.
  117. ابن مغازلی، مناقب مغازلی، ۲۶۳–۲۶۴.
  118. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۶:‎ ۴۶۲–۴۷۷.
  119. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۲:‎ ۱۲–۲۰.
  120. طبری، جامع البیان، ۲۲:‎ ۵–۷.
  121. بیضاوی، انوار التّنزیل، ۴:‎ ۲۳۱.
  122. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۲۵:‎ ۲۱۰.
  123. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۶:‎ ۳۶۵–۳۷۱.
  124. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۴:‎ ۳۸۴.
  125. ماتریدی، تأویلات اهل السنّة، ۸:‎ ۳۸۲–۳۸۳.
  126. طباطبایی، ترجمهٔ تفسیر المیزان، ۱۸:‎ ۵۹–۶۸، ۷۳–۷۷.
  127. آلوسی، روح‌المعانی، ۲۵:‎ ۳۰–۳۳.
  128. طبری، جامع البیان، ۲۵:‎ ۱۵–۱۷.
  129. فخر رازی، التفسیر الکبیر، ۲۷:‎ ۱۶۷.
  130. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۷:‎ ۱۸۳–۱۸۴.
  131. ابن عطیه، المحرر الوجیز، ۵:‎ ۳۴.
  132. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۳–۱۶.
  133. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۸–۱۹.
  134. رضایی، «پژوهشی در حدیث سفینه»، کلام اسلامی.
  135. چگینی، «اعتبارسنجی «حدیث امان»»، امامت‌پژوهی.
  136. حاج‌منوچهری، «ثقلین، حدیث»، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۷۵.
  137. حاج‌رسولی، ««فاطمه (س) پاره تن پیامبر»»، علوم حدیث.
  138. الطبسی، «ألفاظ حدیث فاطمة بضعة منی»، رسالة الثقلین.
  139. بشوی، «شخصیت حضرت فاطمه (س)»، پیام زن.
  140. Klemm, “Fà†ima”, Ideas, images, and methods, 193.
  141. بشوی، «شخصیت حضرت فاطمه (س)»، پیام زن.
  142. اخوان صراف و حسینی شاه‌ترابی، «فاطمه زهرا در کلام معصومان»، بانوان شیعه.
  143. عاملی، مأساة الزهراء، ۲:‎ ۶۸–۶۹.
  144. اخوان صراف و حسینی شاه‌ترابی، «فاطمه زهرا در کلام معصومان»، بانوان شیعه.
  145. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۶۷–۸۹.
  146. حسن‌زاده آملی، شرح فص حکمة عصمتیة، ۱۰۴–۱۰۷.
  147. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۹۹–۱۰۰.
  148. Amir–Moezzi, “Shiʿite Doctrine”, Iranica.
  149. امانی، «مصحف فاطمه از نگاه امامان»، فرهنگ کوثر.
  150. Shareef al–Qurashi, Fatima Az–Zahra', 158.
  151. ۱۳۹۴، خطبهٔ حضرت زهرا (س) خطبهٔ فدکیه، ۴۴.
  152. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  153. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا (س)، ۱۲۰.
  154. عاملی، موسوعة المصطفی والعترة فاطمة الزهراء(س)، ۳۲۳–۳۲۹.
  155. فتاحی‌زاده و رسولی راوندی، «اسناد و شروح خطبه‌ها»، سفینه.
  156. شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا(س)، ۱۴۶.
  157. بشوی، «آیهٔ تطهیر و جایگاه حضرت زهرا»، بینات.
  158. ترکمانی، «حدیث لوح فاطمه (س)»، علوم حدیث.
  159. حسینی، «دعا در رفتار و گفتار فاطمه»، مبلغان.
  160. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  161. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  162. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  163. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  164. معارف، «سیمای حضرت زهرا(س)»، مطالعات راهبردی زنان.
  165. مرادی، «نقد و معرفی: بانوی برتر»، بینات.
  166. معارف، «سیمای حضرت زهرا(س)»، مطالعات راهبردی زنان.
  167. Esposito, Islam: The Straight Path, 112.
  168. موسوی‌نژاد، ««زیدیه»»، پژوهشنامهٔ حکمت و فلسفهٔ اسلامی.
  169. طالب مشاری، «التعرف علی زیدیة الیمن»، پژوهشنامهٔ حکمت و فلسفهٔ اسلامی.
  170. Veccia Vaglieri, “Fatima”, Encyclopedia of Islam, 841–850.
  171. Esposito, Islam: The Straight Path, 112.
  172. Nasr, “ʿAlī”, Britannica.
  173. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  174. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  175. Momen, “Women iii. In Shiʿism”, Iranica.
  176. Bar–Asher, “Ḥayya ʿAlā Ḵayr Al–ʿAmal”, Iranica.
  177. کوربن، ارض ملکوت، ۱۹۵–۲۰۷.
  178. Algar, “Čahārdah Maʿṣūm”, Iranica.
  179. Shayegan, Henry Corbin, 50.
  180. Madelung, The Succession to Muhammad, 14–15.
  181. Howard, “Ahl–e Bayt”, Iranica.
  182. المسعودی، الاسرار الفاطمیه، ۳۶۲–۳۶۹.
  183. امینی، فاطمه زهرا (س)، ۲۵۵–۲۷۶.
  184. Massignon, «La Mubâhala», École pratique.
  185. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  186. کوربن، ارض ملکوت، ۷۲.
  187. کوربن، ارض ملکوت، ۱۹۵–۲۰۷.
  188. Calmard, “Fāṭema”, Iranica.
  189. کوربن، ارض ملکوت، ۵۱، ۲۰۹.
  190. کوربن، ارض ملکوت، ۲۰۹–۲۱۰.
  191. Zinner, Christianity and Islam, 211–212, 257–258, 268.
  192. Thurlkill, Chosen among Women, Introduction.
  193. Thurlkill, Chosen among Women, Introduction.
  194. Amir–Moezzi, “Fāṭema”, Iranica.
  195. Modarressi, Tradition and Survival, 82–88.
  196. Sachedina, Islamic messianism, 54–55.
  197. Reeves, Muhammad in Europe, 6–7.
  198. Nasr, “Muhammad”, Britannica.
  199. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۳۶.
  200. Zeitlin, The Historical Muhammad, 1–2.
  201. مؤذن جامی، «ابن هشام، ابو محمد عبدالملک»، دائرةالمعارف اسلامی، ۵:‎ ۱۱۸–۱۱۹.
  202. Nigosian, Islam: Its History, 6.
  203. Donner, Narratives of Islamic Origins, 132.
  204. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۴۰.
  205. Nigosian, Islam: Its History, 6.
  206. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 14.
  207. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۵۹.
  208. Montgomery Watt, Muhammad at Mecca, 14.
  209. بهرامیان، «انساب الاشراف»، دائرةالمعارف اسلامی، ۱۰:‎ ۳۷۰–۳۷۳.
  210. جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱:‎ ۱۲۵–۱۲۷.
  211. پاکتچی، «ابن شهرآشوب»، دائرةالمعارف اسلامی، ۴:‎ ۹۱.
  212. جعفریان، «نگاهی گذرا به تاریخ‌نگاری در فرهنگ تشیع»، آینه پژوهش.
  213. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۸–۵۷۰.
  214. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۵.
  215. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۶–۵۶۷.
  216. Fitzpatrick and Walker, Muhammad in History, 185.
  217. موحد ابطحی، نهضت فاطمیه، ۱:‎ ۹، ۶۸–۶۹، ۷۴–۷۵، ۸۳–۸۴.
  218. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۱.
  219. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۱–۵۶۵.
  220. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۵–۵۶۸.
  221. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۶۸–۵۷۱.
  222. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۷۱–۵۷۲.
  223. معموری، «کتاب‌شناسی فاطمه(س)»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۷۲–۵۷۳.
  224. بصیری و شفیعیان، «فاطمه(س) در شعر فارسی»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۴۸۳–۴۸۶.
  225. بصیری و شفیعیان، «فاطمه(س) در شعر فارسی»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۴۸۹–۵۱۲.
  226. محمدرضایی و واصلی، «فاطمه(س) در شعر عربی»، دانشنامهٔ فاطمی، ۲:‎ ۵۱۶–۵۵۷.

منابع

برای مطالعه بیشتر

در پروژه‌های خواهر می‌توانید در مورد فاطمه زهرا اطلاعات بیشتری بیابید.


Search Wiktionary در میان واژه‌ها از ویکی‌واژه
Search Wikiquote در میان گفتاوردها از ویکی‌گفتاورد
Search Wikisource در میان متون از ویکی‌نبشته
Search Commons در میان تصویرها و رسانه‌ها از ویکی‌انبار
Search Wikinews در میان خبرها از ویکی‌خبر
فاطمه زهرا
از قبیلهٔ قریش
ولادت: ۲۰ جمادی‌الثانی ۴۵ عام‌الفیل درگذشت: ۳ جمادی‌الثانی ۱۱ هجری قمری
عنوان شیعی
پیشین:
علی بن ابی‌طالب
سومین معصوم شیعیان
۴۵ عام‌الفیل–۱۱ قمری
پسین:
حسن مجتبی
Fatimah Az-Zahrā’
Fatimah Calligraphy.png
Arabic calligraphy reading Fatimah az-Zahra
Native name فاطمة
Born c. 609[1][2][3]
Mecca[4]
Died 3 Jumada al-Thani "disputed"11 AH
((632-08-18)18 August 632) (aged 29)
Resting place disputed
Title
  • al-Ṣiddīqah[4] (The Truthful Woman)
  • al-Mubārakah[4] (The Blessed Woman)
  • al-Ṭāhirah[4] (The Pure Woman)
  • al-Zakiyyah[4] (The Chaste/Innocent Woman)
  • al-Raḍiyyah[4] (The Satisfied Woman)
  • al-Muḥaddatha[4] (The One Spoken to by Angels)
  • al-Batūl[4] (The Chaste/The Pure)
  • al-Zahra[4] (The Splendid One/The Lady of Light)
  • Syedatun Nisa al-Alamin[5] (Leader of The Women of The Worlds)
Spouse(s) Ali ibn Abi Talib
Children
Parent(s)
Relatives Ibrahim (brother)[7]

Fatimah bint Muhammad (/ˈfætəmə, ˈfɑːtˌmɑː/; Arabic: فاطمةFāṭimah;[pronunciation 1] born c. 609[1][2][3] (or 20 Jumada al-ThaniBH [(609-07-27)27 July 609 AD] ?[4]) – died 28 August 632 [disputed]) was the youngest daughter and according to Shia Muslims,[8] the only child of the Islamic prophet Muhammad and Khadijah who lived to adulthood, and therefore part of Muhammad's household. She was a wife of Ali and mother of Hasan and Husayn.[1][2][9] She is the object of love and respect of Muslims, as she was the child closest to her father and supported him in his difficulties, was the supporter and loving caretaker of her own husband and children, and was the only child of Muhammad to have male children live beyond childhood, whose descendants are spread throughout the Islamic world and are known as Sayyids. The 11th century dynasty ruling Egypt at the time of the Crusades, the Fatimids, claimed descent from her.[1]

For Muslims, Fatimah is an inspiring example and 'Fatimah' is one of the most popular girl's names throughout the Muslim world.[10]

Fatimah is a vital character in the religion of Islam and is considered a role model for all Muslim women.[11] Although there is controversy between different sects of Islam regarding her political role, she is the daughter of Muhammad and is revered by many Muslims. [12]

Birth

Fatimah was born in Mecca to Khadija, the first of Muhammad's wives. There are differences of opinion on the exact date of her birth, but the widely accepted view is that she was born five years before the first Quranic revelations,[9] during the time of the rebuilding of the Kaaba in 605,[13][14][15] although this does imply she was over 18 at the time of her marriage, which was unusual in Arabia.[1] Twelver Shia sources, however, state that she was born either two or five years after the first Qur'anic revelations,[3] but that timeline would imply her mother was over fifty at the time of her birth, according to Sunni sources.[1]

Fatimah had three sisters named Zaynab bint Muhammad, Umm Kulthum bint Muhammad, and Ruqayyah bint Muhammad. She also had three brothers named Qasim ibn Muhammad, Abd-Allah ibn Muhammad, and Ibrahim ibn Muhammad, all of whom died in childhood. While Sunnis believe Zainab, Ruqayyah, and Umm Kulthum to be the other daughters of Muhammad, Shias believe that they were actually the daughters of Hala, the sister of Khadijah, who were adopted by Muhammad and Khadijah at her death. A strong reason given by the Shi'a scholars for this belief is the event of (Mubahala) mentioned in the Quran, in which there is no reference to the presence of any other female apart from Fatimah, however Sunnis accept that Muhammad had four daughters all from Khadijah.[16]

Fatimah residence location at Medina mosque

Iranians celebrate Fatima Zahra's birth anniversary, which is also designated as Mother's Day in the country.[17] There are several traditions related before and after Fatimah’s birth in Shia sources which are expressed on this occasion: the glorification of God to Muhammad in the presence of Fatima in the ascension: O Muhammad! Allah gives you the good news of Fatimah from Khadījah bint Khuwaylid.[18] "The Holy Prophet, before the coagulation of Fatima’s sperm, fasted for forty days and worshiped at nights." [19] After forty days of worship, Gabriel came down and said: O great Prophet! Allah bless you and orders to be ready for His great present. The Prophet said to Gabriel: “what is the gift of the Lord of all the Worlds?” Gabriel said: I have no knowledge about it; at that time Michael descended while carrying a vessel covered with fine silk and heavy brocade and placed the vessel in front of the Prophet.[20] The great present of Allah was the existence of Fatimah to all being.[21]

Titles

Fatimah is given many titles by Muslims to show their admiration of her moral and physical characteristics. The most used title is "al-Zahra", meaning "the shining one", and she is commonly referred to as Fatimah Zahra.[2][22] She was also known as "al-Batūl" (the chaste and pure one) as she spent much of her time in prayer, reciting the Qur'an and in other acts of worship.[2] Besides, amongst 125 famous veneration titles, she has also been honored with the title of Umm-ul-Aaima (Mother of Imams).[23]

Kunyas

Moreover, there are plenty of Shia narrations which have been stated from their Imams about the names and titles of Fatima. For instance, Imam al-Sadiq says: Fatima (as) has nine names from God: 1-Fāṭima (a woman who throws herself and her followers out of the hell), 2-al-Ṣiddīqah (a woman who has never lied), 3-al-Mubārakah (a woman who is full of blessings), 4-al-Ṭāhirah (a woman who is pure, sinless and infallible), 5-al-Zakiyyah (a woman who is away from any contamination), 6-al-Raḍiyyah (a woman who suffers hardship and difficulty and is happy with the will of God), 7-al-Marḍiyyah (a woman with whom God is satisfied), 8-al-Muḥaddithah (a woman who transmits some aḥādīth [Prophetic traditions]), 9-al-Zahrah (bright and shining).[26][27]

Early life

Following the birth of Fatimah, she was nursed by her mother and brought up by her father;[28] contrary to local customs where the newborns were sent to "wet nurses" in the surrounding villages.[29] She spent her early youth under the care of her parents in Mecca in the shadow of the tribulations suffered by her father at the hands of the Quraysh.[1]

Evoking the caring nature of Fatima is the account of when Muhammad, as he was performing the salat (prayer) in the Kaaba, had camel placenta poured over him by Amr ibn Hishām (Abu Jahl) and his men. Fatimah, upon hearing the news, rushed to her father and wiped away the filth while scolding the men.[1][30]

At the death of her mother, Fatimah was overcome by sorrow and found it very difficult to cope with it. To console her, her father informed her about having received word from angel Gabriel that God had built for her a palace in paradise.[1]

Marriage

Muhammad marrying Fatimah to Ali, as depicted in the Siyer-i Nebi

Many of Muhammad's companions asked for Fatimah's hand in marriage, including Abu Bakr and Umar. Muhammad turned them all down, saying that he was awaiting a sign of her destiny.[1] Ali, Muhammad's cousin, also had a desire to marry Fatimah. When he went to see Muhammad, he could not vocalise his intention but remained silent. Muhammad understood the reason for his being there and prompted Ali to confirm that he had come to seek Fatimah in marriage. He suggested that Ali had a shield, which if sold, would provide sufficient money to pay the bridal gift (mahr).[1][2] Muhammad put forward the proposal from Ali to Fatimah, who remained silent and did not reject the proposal like the previous ones. Muhammad took this to be a sign of affirmation and consent.[1][31]

The actual date of the marriage is unclear, but it most likely took place in 623, the second year of the hijra, although some sources say it was in 622. The age of Fatimah is reported to have been 9 or 19 (due to differences of opinion on the exact date of her birth i.e. 605 or 615) at the time of her marriage while Ali was between 21 and 25.[1][2][3] Muhammad told Ali that he had been ordered by God to give his daughter Fatimah to Ali in marriage.[32][33] Muhammad said to Fatimah: "I have married you to the dearest of my family to me."[2] Ali sold his shield to raise the money needed for the wedding, as suggested by Muhammad.[1] However, Uthman ibn Affan, to whom the shield was sold, gave it back to Ali saying it was his wedding gift to Ali and Fatimah.[2] Muhammad himself performed the wedding ceremony and two of his wives, Aisha and Umm Salama, prepared the wedding feast with dates, figs, sheep and other food donated by various members of the Madinan community.[1] According to Hossein Nasr, their marriage possesses a special spiritual significance for all Muslims because it is seen as the marriage between the greatest saintly figures surrounding Muhammad.[33] Their marriage lasted about ten years and ended when Fatimah died. Although polygyny is permitted by Islam, Muhammad did not permit Ali to marry another woman while Fatimah was alive.[34][33][35]

Life before the death of Muhammad

A humble life

After her marriage to Ali, the couple led a humble life in contrast to her sisters who were all married to wealthy individuals.[2] Ali had built a house not too far from Muhammad's residence where he lived with Fatimah. However, due to Fatimah's desire to be closer to her father, a Medinan (Haritha bin al-Numan) donated his own house to them.[1]

For several years after her marriage, she did all of the work by herself. The shoulder on which she carried pitchers of water from the well was swollen and the hand with which she worked the handmill to grind corn were often covered with blisters.[36] Fatimah vouched to take care of the household work, make dough, bake bread, and clean the house; in return, Ali vouched to take care of the outside work such as gathering firewood and bringing food.[37] Ali worked to irrigate other people's lands by drawing water from the wells.[2] Their circumstances were akin to many of the Muslims at the time and only improved following the Battle of Khaybar when the produce of Khaybar was distributed among the poor. When the economic situations of the Muslims become better, Fatimah gained some maids but treated them like her family and performed the house duties with them.[1]

Another reference to their simple life comes to us from the Tasbih of Fatimah, a divine formula that was first given to Fatimah when she asked her father for a kaneez (servant girl) in order to help her with household chores. Her father asked her if she would like a gift instead that was better than a servant and worth more than everything in the world. Upon her ready agreement, he told her to recite at the end of every prayer the Great Exaltation, Allahu Akbar 34 times, the Statement of Absolute Gratitude, Alhamdulillah 33 times and the Invocation of Divine Glory, Subhan'Allah 33 times, totalling 100. This collective prayer is called the Tasbih of Fatima.[38][39]

Married life

The event of Ahl al-Kisa signifies a happy married life. However Ali did ask for Abu Jahl's daughter's hand in marriage,[35] but Muhammad did not allow him to marry her unless he divorced his daughter, saying "Fatima is a part of my body, and I hate what she hates to see, and what hurts her, hurts me."[34] The three most popular versions of this tradition are related by al-Miswar b. Makhrama, a Companion who was about nine years old when Muhammad died.[40] Ali, anyhow, did not marry another woman during Fatima's lifetime despite the difference in opinion among some Muslims about his proposal for Abu Jahl's daughter. One of Ali's letter provides comparison of alleged proposal[41]

In contrary with what Sunni says, in Shia literature, there are some speeches from Ali that deny any problem with his spouse. For instance, Ali has sworn to the God, " I never did any act that made Fatimah angry and she never made me angry either."[42]

Shia acknowledge the saying of Muhammad, "Fatimah is a part of me and whoever offends her offends me", but the context of the reporting in reference to Ali is disputed, like Abu Muhammad Ordoni quotes in his book: "Among the many fabricated stories told against Ali was that he had asked for Abu Jahl's (the chief of infidels) daughter's hand in marriage. When this news reached Fatimah, she rushed to her father who found out the falsity of the story."[43]

The Shia say this statement was used by Fatimah herself when she spoke to Abu Bakr and Umar, stating that they had both displeased her.[44]

On the battlefield

Following the Battle of Uhud, Fatimah tended to the wounds of her father and husband and took it upon herself to regularly visit the graves of all those who died in the battle and pray for them. Fatimah, along with her husband, was also called upon by Abu Sufyan to intercede on his behalf with Muhammad while attempting to make amends following the violation of the Treaty of Hudaybiyyah. Abu Sufyan also asked for Fatimah's protection when she went to Mecca while it was under occupation which she refused under instruction from her father.[1]

Fatimah in the Qur'an

Some verses in the Qur'an are associated with Fatimah and her household by classical exegetes, although she is not mentioned by name. According to J. D. McAuliffe, two of the most important verses include the verse of purification, which is the 33rd ayah in sura al-Ahzab[45] and the 61st ayah in sura Al-i-Imran.[46][47] In the first verse, the phrase "people of the house" (ahl al-bayt) is ordinarily understood to consist of Muhammad, Fatimah, her husband Ali and their two sons (al-Tabari in his exegesis also mentions a tradition that interprets "people of the house" as Muhammad's wives; for Ibn al-Jawzi, the order of these options is reversed).[47] The second verse refers to an episode in which Muhammad proposed an ordeal of mutual adjuration (Mubahala) to a delegation of Christians. Fatimah, according to the "occasion for the revelation" of this verse, was among those offered by Muhammad as witnesses and guarantors.[47]

Muslim exegesis of the Qur'anic verse 3:42, links the praise of Mary, the mother of Jesus, with that of Fatimah based on a quote attributed to Muhammad that lists the outstanding women of all time as Mary, Asiya (the wife of Pharaoh), Khadija and Fatima.[47]

One of the significant chapters in the Quran related to Fatima is Surah Al-Kauthar.[48] This chapter was revealed when Fatima was born in Mecca. However, it had been expressed by Muhammad's enemies that he would be without posterity.[49] Another considerable verse which is regarded to Fatima is verse 23th of Surah Ash-Shura: ....I do not ask you any reward for it except love of [my] relatives.... [42/23] Ibn Abbas says: when this verse revealed, I asked the Holy Prophet (pbuh): who are those persons that their kindness and love is obligatory? The Prophet said: They are Ali, Fatimah, Hasan and Husayn.[50]

It has been said by some Quranic commentators, following the first verse of surah Al-Qadr, that the meaning [entire example] of Night (لَيْلَةِ ) is Fatima. Some traditions are also narrated from Shia Imams regarding to this matter.[51]

Life after the death of Muhammad

Caliphate of Abu Bakr

For the few months that she survived following the death of her father, Fatimah found herself at the centre of political disunity. There are differing accounts of how the events surrounding the commencement of the caliphate led to the Shia and Sunni split.

Sunni view

The majority of Muslims, Sunnis, say Abu Bakr was favored as the Caliph following his selection to the caliphate after a meeting in Saqifah at the time of Muhammed's death; whereas a portion of the population supported Fatimah's husband, Ali.[1]

Twelver Shi'a view

Shia historians hold that Umar called for Ali and his followers to come out and swear allegiance to Abu Bakr. When they did not, Umar broke in, resulting in Fatimah's ribs being broken by being pressed between the door and the wall causing her to miscarry Muhsin which led to her eventual death.[52][53] Another Shia version of the events says that Umar sent a force led by his slave-boy Qunfud to Fatimah's house instructing them to bring Ali to the mosque. Arriving at the house, Qunfud requested permission to enter, which was refused by Ali causing Qunfud to return to Abu Bakr and Umar and relate the events, who instructed them to go back and enter the house by force if necessary. Qunfud and his men returned but were this time refused permission by Fatimah which caused Qunfud to send his men back to Abu Bakr and Umar for further instructions who told them to burn the house down if necessary in order to bring Ali to them.[1][52][53]

Shi'as hold the beliefs that she was involved in three significant political actions. First, after the conquest of Mecca, she refused her protection to Abu Sufian; Second, after Muhammad's death, she defended Ali's cause, fiercely opposed the election of Abu Bakr, and had violent disputes with him and particularly with Umar; Third, she laid claim to the property rights of her father and challenged Abu Bakr's categorical refusal to cede them, particularly Fadak[54] and a share in the produce of Khaybar.[55]

Inheritance

Unlike the ascetic who has renounced the affairs of the world, both the historical and hagiographical sources about Fatima al-Zahra document her active participation in domestic and public life. One particular event is recounted in all of the histories both Shiʿi and Sunni: the dispute over the land Fatima received from her father at Fadak...her knowledge of her legal rights and desire for justice indicate that she was a woman involved in the affairs of society".[56]

After the death of her father, Fatimah approached Abu Bakr and asked him to relinquish her share of the inheritance from Muhammad's estate. Fatimah expected the land of Fadak (situated 30 mi (48 km) from Medina[57]) and a share of Khaybar would be passed onto her as part of her inheritance. However, Abu Bakr rejected her request citing a narration where Muhammad stated that prophets do not leave behind inheritance and that all their possessions become sadaqah to be used for charity. Fatimah was upset at this flat refusal by Abu Bakr and did not speak to him until her death (however some Sunni sources claim she had reconciled her differences with Abu Bakr before she died).[1] Shias contend that Fadak had been given to Fatimah by Muhammad and Abu Bakr was wrong in not allowing her to take possession of it.[58]

Death

Sunni View

Sunnis believe that Fatimah reconciled her differences with Abu Bakr prior to her death.[1][15]

Fatima died as a result of separation from her beloved father.[59] Sufi scholar Muzaffer Ozak writes:[60]

After our Master had honoured the world of the Hereafter, Fatima would neither eat nor drink and she forgot all laughter and joy. She had an apartment built for her in which she stayed by night and day, weeping her heart out for her beloved father.

Shi'a View

After the Farewell Pilgrimage, Muhammad summoned Fatimah and informed her that he would die soon, and also told her that she would be the next of his household to die.[1][2] After Mohammad's subsequent passing, Fatimah was grief-stricken and remained so until she herself died less than six months later, on 10th, Jumada al-awwal (as per Fatimid).

She passed the time sobbing and sighing and nothing could take away her grief. As soon as she had done her household chores and taken care of her husband, 'Ali, and their sons, Hasan and Husain, she would continue weeping: "O my beloved father! To whom have you left your Fatima?" Less than six months went by in this fashion till Fatima got so thin that there was nothing left of her but skin and bones.[2]

Shia believe that Fatima died as a result of injuries sustained after her house was raided by Umar ibn al-Khattab who Shi'a believe set fire to her house. Historians claim that the door is said to have been rammed open by one of the assailants, reportedly Khalid bin Walid knocking Fatimah to the ground. This attack is said to have cracked her rib-cage whilst she was pregnant, causing her to miscarry. According to Shia tradition, Muhammed appeared in a dream and informed Fatimah that she would be passing away the next day. Fatimah informed her husband Ali of her impending death and asked him not to allow the oppressors to be involved in her ceremonial prayers janazah (prayer performed in congregation after the death of a Muslim) or take part in the burial.[61]

According to some sources[who?], on the morning of her death, she took a bath, put on new clothes and lay down in bed. She asked for Ali and informed him that her time to die was very close. Upon hearing this news, Ali began to cry but was consoled by Fatimah who asked him to look after her two sons and for him to bury her without ceremony. It is further stated that her two sons were the first family members to learn of her death and immediately proceeded to the mosque to inform their father. Upon hearing the news, Ali fell unconscious. After recovering he followed Fatima's wishes and performed the janazah. He buried her during the night on 13 Jumada al-awwal 11 AH (632 AD), also making three false graves to ensure her real grave could not be identified. With him were his family and a few of his close companions.[62] After her death, Ali followed her wishes and buried her without informing the Medinan people.

Lesley Hazleton also describes Fatimah' death as follows:[63]

But perhaps most painful of all in those months after the loss of her third son was the ostracism she suffered ordered by Abu Bakr to force Ali into line. [...] When she knew death was close she asked Ali for a clandestine burial [...] Abu Bakr was not to be informed of her death she said. he was to be given no chance to officiate at her funeral.

Twelver Shi'a, especially Iranians, hold ceremonies every year for 20 days in Jumada al-awwal to commemorate the anniversary of the martyrdom of Fatimah. Mourners march in procession through the streets to reaffirm their allegiance to the ideals of Fatima.

Burial place

Fatimah's burial place is a disputed issue among Muslims from different sects. It is famous that Ali ibn Abi Taleb buried his wife in an unknown location, because it was Fatimah's decision .[64] According to Madelung in The Succession to Muhammad, the secret burial was done with the aim of avoiding the presence of caliph (Abu Bakr).[64] Different locations have been mentioned as the possible burial places of Fatimah some of which are said to be nearer to fact. Al-Baqi', her house and between the Prophet's tomb and his minbar are the possible places of her grave.[65] One of the important reasons that Fatima’s grave was concealed is because of her protest against what happened regarding to the caliphate of the Holy prophet.[66] Hence, as long as the Muslims don’t believe in what Fatima believes relating to the Holy prophet’s succession, the reason for the concealment of her grave will remain. One of the historians in this filed says: "… In any case, concealment of the prophet’s daughter indicates that she was dejected about some people and it’s clear that she wanted to declare her dissatisfaction and unhappiness".[67]

Descendants

Fatimah was survived by two sons, Hasan and Husayn, and two daughters, Zaynab and Umm Kulthum.[1] Controversy surrounds the fate of her third son, Muhsin. Shias[68] and some sunni scholars such as ibn Abi l-Hadid[69] say that she miscarried following an attack on her house by Abu Bakr and Umar, while other Sunnis insist that Muhsin died in his infancy of natural causes.[29]

Modern descendants of Muhammad trace their lineage exclusively through Fatimah, as she was the only surviving child of Muhammad (According to Shias. Sunni and some Shia believe Muhammad had 4 daughters[70]). Muhammad had no sons who reached adulthood.[71]

Fatimah's descendants are given the honorific titles Sayyid (meaning lord or sir), Sharif (meaning noble), and respected by both Sunni and Shi'a, though the Shi'as place much more emphasis and value on the distinction.[72][73]

Views

Muslims regard Fatimah as a loving and devoted daughter, mother, wife, a sincere Muslim, and an exemplar for women.[74][75] It is believed that she was very close to her father and her distinction from other women is mentioned in many hadith.[76] After Khadijah, Muslims regard Fatimah as the most significant historical figure, considered to be the leader (Arabic: Sayyidih) of all women in this world and in Paradise.[74][77][78] It is because of her moral purity that she occupies an analogous position in Islam to that Mary occupies in Catholic Christianity. She was the first wife of Ali, whom Sunnis consider the fourth Rashidun caliph and the first infallible Imam (Shi'a doctrine), the mother of the second and third Imams, and the ancestor of all the succeeding Imams; indeed, the Fatimid Caliphate is named after her.[79]

Shia view

Fatimah, regarded as "the Mother of the Imams", plays a special role in the Shia religion. She has a unique status as Muhammad's only surviving child, the wife of Ali, their first Imam, and the mother of Hasan and Husayn. The chapter of Quran on abundance (Sūrat al-Kawthar) mentions the significance of her birth and recognises her as the only surviving child of Muhammad.[80] The Fatimid Caliphate/ Imamate is named for her. She is believed to have been immaculate, sinless, and a model for Muslim women. Although leading a life of poverty, the Shia tradition emphasises her compassion and sharing of whatever she had with others.[81]

Shias greatly respect her, and her character shines as one of the bravest and most courageous in the Islamic history. Fatimah stood as the lone defender of Muhammad's declaration of Ghadeer. She put forward her arguments to prove Fadak as her right and undisputed property amongst those who had killed her unborn child Mohsin.[82]

According to Mahmoud Ayoud, the two main images of Fatimah within the Shia tradition are those of the "Eternal Weeper" and "the Judge in the hereafter".[83] According to Shia tradition, the suffering and death of Fatimah was the first tragedy of Islam. She spent her last days mourning the death of her father. Fatimah eternally weeps at the death of her two sons, who were murdered by the Umayyads. Shias believe they share in Fatimah's suffering by weeping for her sorrows. It is believed that the tears of the faithful console Fatimah.[84] Shias hold that Fatimah will play a redemptive role as the mistress of the day of judgment in the hereafter, as a reward for her suffering in this world.[85]

Spiritual character

According to Louis Massignon there are many different attitudes among Shiites and Sunnis about the Mubahalah. One of those disagreements is in terms of the approving of the verse of Quran on Mubahalah whether the verse III, 54 was with the presence of the five persons such as Fatima. According to Shia sources not only Mubahala happened with the presence of Fatima but also Fatima considered as someone who is standing back of prophet. In other words, some mystical sects refer to the symbolic role during that event. They try to interpret her as an image. This image shows a lighting matter. Some sects such as Nusayrieh believes that the Christians of Najran acknowledge to the place of Fatima as Maryam.[86]

See also

References

  1. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x "Fatimah", Encyclopaedia of Islam. Brill Online.
  2. ^ a b c d e f g h i j k l m "Fatimah bint Muhammad". Muslim Students' Association (West) Compendium of Muslim Texts. Archived from the original on 28 May 2009. 
  3. ^ a b c d Ordoni (1990) pp.42-45
  4. ^ a b c d e f g h i j k l m n o p Sharif al-Qarashi, Bāqir. The Life of Fatima az-Zahra (sa). Trans. Jāsim al-Rasheed. Qum, Iran: Ansariyan Publications, n.d. Print. Pgs. 37-41
  5. ^ "The Ka'aba, The House Of Allah | Story of the Holy Ka'aba | Books on Islam and Muslims". Al-Islam.org. Retrieved 24 August 2014. 
  6. ^ "THE BLESSED NAMES OF SAYYIDATINĀ FĀTIMA AZ-ZAHRĀ' Rady Allāhu 'Anhā". Iqra.net. Retrieved 3 December 2013. 
  7. ^ Amoli, Seyyed Jafar Morteza. الصحیح من سیره النبی الاعظم [True Biography of the Prophet Muhammad]. 1. pp. 351–350". 
  8. ^ Yasin T. al-Jibouri. "Fatima (sa), the Daughter of Muhammad (S), a Brief Biography". Al-Islam. Retrieved 19 August 2017. 
  9. ^ a b Chittick 1981, p. 136
  10. ^ The Heirs Of The Prophet Muhammad: And The Roots Of The Sunni-Shia Schism By Barnaby Rogerson [1]
  11. ^ "Companions of the Prophet". Umram. 15 June 1982 – via Google Books. 
  12. ^ Our Liegelady Fatimah, the Resplendent By Habib Muhammad bin Abd ar Rahman As saqqaf al Husayni
  13. ^ Parsa, 2006, pp. 8–14
  14. ^ "MSN Encarta article on Fatimah". Archived from the original on 2 September 2007. 
  15. ^ a b "Encyclopædia Britannica". 
  16. ^ Ordoni (1990) pp.32,42-44
  17. ^ "Iran marks Mother's Day". 20 April 2014. 
  18. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol8, p151
  19. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol16, p78
  20. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vo16, p79
  21. ^ 'Allama Majlisi (1403) Bihār al-Anwār, vol97, p200.
  22. ^ Amin. Vol. 4. p.98
  23. ^ a b "Al-Zahraa (A.S.) in her Grandchild's Speech". Al-Maaref Islamic Net. 11 May 2011. Retrieved 21 May 2015. 
  24. ^ Al-Istee'ab, vol.2 Pg. 752
  25. ^ Usd al-Ghabah, vol.5 Pg. 520
  26. ^ Faḍl ibn Ḥasan al-Ṭabrisī(1376), Iʿlam al-wara bi-aʿlam al-huda, vol.1, p.290.
  27. ^ Ali b. 'Isa al-Irbili (1381) Kashf al-ghumma fī maʿrifat al-aʾimma, vol.1, p.461.)
  28. ^ Qurashi 2006, p. 42
  29. ^ a b Ghadanfar, p?
  30. ^ Amin. Vol. 4. p.99
  31. ^ Amin. Vol. 4. p. 100
  32. ^ Qurashi 2006, p. 97
  33. ^ a b c Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc. Retrieved 12 October 2008. 
  34. ^ a b "Hadith – Book of Wedlock, Marriage (Nikaah) – Sahih al-Bukhari – Sunnah.com – Sayings and Teachings of Prophet Muhammad (صلى الله عليه و سلم)". sunnah.com. Archived from the original on 24 August 2017. Retrieved 24 April 2017. 
  35. ^ a b "Hadith - Book of One-fifth of Booty to the Cause of Allah (Khumus)". Sunnah.com. Archived from the original on 19 January 2016. Ali bin Abu Talib demanded the hand of the daughter of Abi Jahal to be his wife besides Fatima. 
  36. ^ Ashraf (2005), pp.42-43
  37. ^ Ordoni (1990), p.140
  38. ^ "After The Prophet's (as) Death". Al-Islam.org. 
  39. ^ [2] for more information on prayer beads in Islam
  40. ^ Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 51-52
  41. ^ Letter No.28, 2nd paragraph, Peak of Eloquence (Page-575), ISBN 0-941724-18-2 |retrieved: 27 October 2016
  42. ^ اربلی, محدث. کشف الغمة في معرفة الأئمة. pp. Vol1, 363. 
  43. ^ - Fatimah ['a] The Gracious by Abu Muhammad Ordoni Published by: Ansariyan Publications Qum, The Islamic Republic of Iran
  44. ^ ibn Qutayba, Abu Muhammad. Al-Imama wa-al-siyasa. 1. Dar ul-marifa. p. 14. 
    al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 240–241. 
    Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "52". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 255. 
  45. ^ [33:33]
  46. ^ [3:61]
  47. ^ a b c d Encyclopedia of the Qur'an, Fatima
  48. ^ the Quran, chapter 108
  49. ^ [Tafsir Nemone, vol27, p374]
  50. ^ [Tafsir Noor al-Thaqalayn, vol4, p 572]
  51. ^ [Bihār al-Anwār, vol 25, p97].
  52. ^ a b Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "47". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. pp. 205–207. 
  53. ^ a b al-Qurashi, Baqir (2006). The Life of Fatimah az-Zahra. Ansariyan Publications. pp. 217–220. 
  54. ^ Jafari 2008, p. 31
  55. ^ "Fatema". Encyclopedia Iranica. 
  56. ^ Ruffle, Karen (2011). "May You Learn from Their Model: The Exemplary Father-Daughter Relationship of Mohammad and Fatima in South Asian Shiʿism" (PDF). Journal of Persianate Studies. 4: 12–29. Retrieved January 1, 2013. 
  57. ^ Imam Malik's Muwatta, Book 41, Number 41.2.13
  58. ^ Amin. Vol. 4. p.101
  59. ^ "After The Prophet's (as) Death". Al-Islam.org. 
  60. ^ Ozak, Muzaffer (1988). Irshad: Wisdom of a Sufi Master. Amity House, Incorporated. p. 204. ISBN 978-0-916349-43-1. 
  61. ^ Ordoni, Abu-Muhammad (1992). "54". Fatima the Gracious. Ansariyan Publications. p. 261. 
  62. ^ Amin. Vol. 4. p.103
  63. ^ After the Prophet: The Epic Story of the Shia-Sunni Split in Islam By Lesley Hazleton, pp. 72-73
  64. ^ a b Madelung 1998, p. 52
  65. ^ Qurashi, Baqir Shareef (2006). The Life of Fatima Az-Zahra': The Principal of All Women : Study and Analysis. Ansariyan Publications. ISBN 964-438-817-8. 
  66. ^ [bn Abil-Hadid, Sharh Nahjul-Balaghah, vol.16, pg.281]
  67. ^ [Jafar shahidi, the life of Fatima, p165]
  68. ^ Ordoni, Abu-Muhammad. "47". Fatima the Gracious. p. 206. 
  69. ^ Izz al-Din ibn Hibatullah ibn Abi l-Hadid. Comments on the Peak of Eloquence (Ibn Abi al-Hadid) Vol. 3. p. 351. 
  70. ^ al-Istī`āb fī Ma`rifat al-Aşĥāb (Yusuf ibn abd al-Barr, The Comprehensive Compilation of the Names of the Prophet's Companions) vol.1 pp.50
  71. ^ Armstrong (1993) p.?
  72. ^ Nasr, Seyyed Hossein (2007). "Ali". Encyclopædia Britannica Online. 
  73. ^ "Sayyid". Encyclopædia Britannica Online. 2007. Retrieved 1 December 2007. 
  74. ^ a b Sahih al-Bukhari, 4:56:819
  75. ^ Ordoni (1990) p.?
  76. ^ Sahih al-Bukhari, 5:57:111
  77. ^ Ordoni (1990) p.117
  78. ^ Tahir-ul-Qadri (2006), pp.19-24
  79. ^ Esposito (1999) p.?
  80. ^ Quran chp: 108
  81. ^ John Esposito (1998), p.112
  82. ^ Bee Daaneed Manam Fatima
  83. ^ Ayoub (1978), p.40, 19
  84. ^ Ayoub (1978), p.45–46
  85. ^ Ayoub (1978), p.19
  86. ^ Massignon, Louis. "La Mubâhala. Étude sur la proposition d'ordalie faite par le prophète Muhammad aux chrétiens Balhàrith du Najràn en l'an 10/631 à Médine". École pratique des hautes études, Section des sciences religieuses. 55 (51): 5–26. doi:10.3406/ephe.1942.17495. 

Books

Primary sources

Books and journals

Shia sources

Encyclopedias

External links

  • Fatimah by Jean Calmard, article at Encyclopaedia Iranica
  • [3] Infallibility of Fatima challenged by the caliph
  • [4] Why Hazrat Fatima demanded Fadak from the Government