فارسی‌زبانان

صفحه نیمه‌حفاظت‌شده
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از فارسی‌زبان)

پارسی‌زبانان
کل جمعیت
۷۸ میلیون[۱]
مناطق با جمعیت چشمگیر
 ایران        ۴۹٬۳۱۲٬۲۰۰(۵۷ درصد جمعیت کشور) – ۵۱٬۰۰۰٬۰۰۰ (۶۱ درصد جمعیت کشور)[۲][۳][۴][۵]
 افغانستان
        (تخمین‌های گوناگون)
۱۷٬۰۰۰٬۰۰۰(۵۴ درصد جمعیت کشور) - ۱۹٬۰۰۰٬۰۰۰ (۵۸ درصد جمعیت کشور)[۶][۷]
 تاجیکستان۷٬۲۵۰٬۰۰۰(۸۴ درصد جمعیت کشور)[۸][۹][۱۰]
 ازبکستان
    (همچنین گفته شده)
۱٬۴۰۰٬۰۰۰
۸٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۱]
[۱۲]
 پاکستان
    (همچنین گفته شده)
۱٬۳۷۷٬۰۰۰
۲٬۰۰۰٬۰۰۰[۱۳]
[۱۴][۱۵]
 روسیه۱۷۰٬۰۰۰[۱۶][۱۷]
 آلمان۲۰۰٬۰۰۰[۱۸][۱۹]
 قطر۱۶۰٬۰۰۰[۲۰]
 ایالات متحده آمریکا۷۴۳٬۰۰۰[۱۷][۲۱][۲۲]
 قرقیزستان۴۷٬۵۰۰[۲۳]
 چین۴۱٬۰۲۸[۲۴]
 کانادا۱۷۳٬۷۶۰[۲۵][۲۶]
 امارات متحده عربی۴۰۰٬۰۰۰[۲۷]
 بریتانیا۲۷۵٬۰۰۰ + ۲۴٬۳۳۰[۲۸]
 اسرائیل۱۳۵٬۰۰۰[۲۹]
 فرانسه۶۲٬۰۰۰[۱۷]
 هند۶۰٬۰۰۰[۱۷]
 بحرین۴۸٬۰۰۰[۳۰]
 هلند۳۸٬۰۰۰[۱۷]
 عمان۲۵٬۰۰۰[۲۰]
 استرالیا۲۲٬۵۵۰ + ۱۹٬۲۰۰ هزاره[۳۱]
 یونان۲۰٬۰۰۰[۱۷]
 کویت۲۰٬۰۰۰[۱۷]
 کره جنوبی،
 ژاپن و
 فیلیپین
۵۰٬۰۰۰[۱۷]
 سوئد۱۵٬۰۰۰[۱۷]
 ترکیه۳۱٬۳۹۴[۳۲]
 نیوزیلند۱۰٬۰۰۰
 بلژیک۶٬۰۰۰[۱۷]
 نروژ۶٬۰۰۰[۱۷]
 ایتالیا۵٬۹۱۰[۳۳]
 آفریقای جنوبی۵٬۰۰۰[۱۷]
 فنلاند۲٬۰۰۰[۱۷]
زبان‌ها
فارسی
و سایر زبان‌های مرتبط
دین
اسلام (تشیع (بیشینه)، تسنن و تصوفمزدیسنا، مسیحیت، یهودیت، بهاییت، بی‌دین و ندانم‌گرا
قومیت‌های وابسته
سایر مردمان ایرانی‌تبار

فارسی‌زبانان یا پارسی‌زبانان مردمان ایرانی‌تباری هستند که زبان بومی‌شان فارسی است. این مردم در طول تاریخ از یک سامانه فرهنگی مشترک[۳۴][۳۵][۳۶] و نفوذ گسترده فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برخوردار بوده‌اند.[۳۷][۳۸][۳۹] در زبان‌های غربی به فارسی‌زبانان مردمان پارسی (Persian people) گفته می‌شود. در افغانستان واژهٔ پارسیوان برای فارسی‌زبانان آن کشور متداول است. فارسی‌زبانان تاثیر به سزایی در پیشرفت علم و هنر داشته‌اند.[۴۰][۴۱][۴۲] ادبیات فارسی نیز یکی از برجسته‌ترین سنت‌های ادبی جهان است.[۴۳]

پارسیان باستان در اصل یک قوم باستان ایرانی بودند که در سده نهم پیش از میلاد در منطقه پارس، مطابق با استان فارس امروزی در جنوب غربی ایران، ساکن شدند.[۴۴][۴۵] آن‌ها در طول تاریخ برخی از بزرگترین امپراتوری‌های جهان را بنیانگذاری کردند و بر بخش‌های بزرگی از جهان حکم راندند.[۴۶][۴۵]

گاه در دوران معاصر به فارسی‌زبانان افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان تاجیک و به فارسی‌زبانان قفقاز تات اطلاق می‌شود.[۴۷][۴۸] با این حال، واژه‌های تاجیک و تات از نظر تاریخی به‌عنوان مترادف فارس‌زبان به کار می‌رفتند.[۴۷] بسیاری از چهره‌های تأثیرگذار فارسی‌زبان از خارج از مرزهای امروزی ایران به ویژه آسیای میانه، افغانستان و تا حدی کمتری از قفقاز هستند.[۴۹][۵۰] در زمینه‌های تاریخی ممکن است از «پارسی» برای پوشش همه موضوعات ایران باستان، بدون توجه به پیشینه قومی، استفاده شود.

جمعیت و پراکندگی

مناطق فارسی‌زبان ایران
مناطق فارسی‌زبان ازبکستان

فارسی زبان رسمی ایران، افغانستان و تاجیکستان است و البته در تاجیکستان به نام فارسی تاجیکی و در افغانستان به نام فارسی دری شناخته می‌شود. فارسی‌زبانان در ایران و تاجیکستان بزرگ‌ترین گروه زبانی به‌شمار می‌آیند. براساس نتایج سرشماری سال ۱۳۷۵ دربارهٔ ترکیب قومی ملّت ایران، جمعیت فارس‌ها حدود ۷۳ تا ۷۵ درصد جمعیت ایران است. آمار سرشماری سال ۱۳۷۵ نشان می‌دهد که ۸۲ تا ۸۳ درصد مردم فارسی صحبت می‌کنند و ۸۶ درصد از آن‌ها فقط فارسی را می‌فهمند.[۵۱] فارسی‌زبان در افغانستان ۲۰ میلیون تن، در تاجیکستان ۵ میلیون تن،[۵۲] و در ازبکستان حدود ۷ میلیون تن هستند.[۵۳][۵۴] همچنین زبان فارسی گویش‌ورانی در هند و پاکستان نیز دارد. با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبان‌ها به زبان فارسی به عنوان زبان دوم، روی هم‌رفته می‌توان شمار فارسی‌گویان جهان را حدود ۱۳۰ میلیون تن برآورد کرد.

تاریخچه

مردمان پارسی یکی از اقوام آریایی هستند. قبلاً زبان این قوم زبان پارسی باستان بود و هم‌اکنون به پارسی نو صحبت می‌کنند. در زبان پارسی باستان «پارسه» (Parsa) نام یکی از اقوام ایرانی اهل ایران بود که مقرشان را نیز پارس نامیده‌اند. از این قوم دو خاندان بزرگ هخامنشیان و ساسانیان به شاهنشاهی ایران رسیده‌اند.

نام قوم پارس برای اولین بار در (سالنامه‌های پادشاهان آشور) در شرح لشکرکشی آنان به حدود کوه‌های زاگرس به میان آمده‌است. آشوریان این قوم را در ۸۴۴ ق.م. شناخته‌اند. با این دلایل قوم پارس قبلاً در شمال غربی ایران کنونی در مغرب و جنوب غربی دریاچه ارومیه مستقر بوده و سپس به تدریج به جنوب متمایل شده و این انتقال در نتیجهٔ فشار اورارتو و آشور بوده‌است. این قوم به احتمال قوی در حدود سال ۷۰۰ ق.م. در مغرب کوهستان زاگرس جایگزین شدند، و مرکز حکومت آن‌ها مطابق نوشتهٔ آشوریان پارسوماش نامیده شد. پارسیان پس از ورود به این سرزمین تحت قیادت هخامنش حکومت کوچک خود را تشکیل دادند. پس از مرگ هخامنش پسرش چیش‌پیش پادشاه شهر انشان نامیده شد و رسماً در قلمرو وسیعتری به فرمانروایی پرداخت و ایالت تازه‌ای را که پارسه نامیده شد (فارس کنونی) به دیگر متصرفات خود پیوست.[۵۵]

بنا به روایات مختلف تاریخ‌نگاران، چیش‌پیش مذکور غیر از چیش‌پیش پدر کورش بزرگ است، به این معنی که پس از مرگ هخامنش به ترتیب چیش‌پیش، کمبوجیه فرزند او و کوروش فرزند کمبوجیه به فرمانروایی رسیدند و سپس فرزند کوروش به نام چیش‌پیش دوم روی کار آمد و این شخص همان پدر کوروش و آریارمنا است که حکومت را میان دو فرزند خود تقسیم کرد و دو شاخه از خاندان هخامنش به وجود آورد. از شاخهٔ آریارمنا به ترتیب پسرش آرشام، نوه‌اش ویشتاسپ (بیست اسب) و پسر ویشتاسپ یعنی داریوش کبیر حکومت کردند. شاخهٔ دوم یعنی نسل کورش را باید شاخهٔ اصلی خاندان هخامنشی شمرد زیرا وسعت شاهنشاهی مربوط به این شاخه است. از این شاخه به ترتیب کورش، پسرش کمبوجیهٔ دوم، کورش سوم پسر کمبوجیه و معروف به کورش بزرگ و کمبوجیهٔ سوم فاتح مصر و سپس فرزندان دیگرشان به شاهنشاهی رسیدند.[۵۶]

منطقهٔ ساخت تمدن

مادها در رشته‌کوه‌های زاگرس مستقر شده و در مادَ (غرب ایران کنونی) تمدن به وجود آورده و در آنجا ماندگار شدند. پارس‌ها تدریجاً رو به جنوب پیشروی کرده و به سرزمینی رسیدند که استان فارس کنونی است؛ و در آنجا ماندگار شدند. پارس‌ها پس از آمدن به آن منطقه به تمدن‌های اطراف آنجا برخوردند.

علی بن حسین مسعودی در التنبیه و الاشراف می‌نویسد پارسیان قومی بودند که سرزمینشان دیار جبال بود از ماهات (ماد) و غیره و آذربایجان تا مجاور ارمنیه و اران و بیلقان تا دربند که باب و الابواب است و ری و طبرستان و مسقط و شابران و گرگان و ابرشهر که نیشابور است و هرات و مرو و دیگر ولایت‌های خراسان و سیستان و کرمان و فارس و اهواز با دیگر سرزمین عجمان که در وقت حاضر به این ولایت‌ها پیوسته‌است، همهٔ این ولایت‌ها یک مملکت بود، پادشاهش یکی بود و زبانش یکی بود، فقط در بعضی کلمات تفاوت داشتند، زیرا وقتی حروفی که زبان را بدان می‌نویسند یکی باشد، زبان یکی است و گرچه در چیزهای دیگر تفاوت داشته باشد، چون پهلوی و دری و دیگر زبان‌های پارسی.[۵۷]

ابن الندیم از عبداﷲبن مقفع حکایت کند که لغات فارسی شش است: فهلویه (پهلوی)، دریه (دری)، فارسیه (زبان مردم فارس)، خوزیه (زبان مردم خوزستان)، و سریانیه. فهلویه منسوب است به فهله (پهله) نامی که بر مجموع شهرهای پنجگانهٔ اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان دهند.[۵۸]

تشکیل نخستین حکومت پارس

پس از فروپاشی امپراتوری آشور و فتح نینوا توسط دولت ماد در سال ۶۱۲ پیش از میلاد، حکومت ماد تبدیل به شاهنشاهی نیرومندی گردید. هخامنشیان، نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل ایران تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

تشکیل دومین حکومت پارس

در پی نارضایتی‌های مردمی از حکومت اشکانیان، اردشیر بابکان که یک مرد پارس بود و از نسل و نسب به هخامنشیان می‌رسید علیه اشکانیان قیام کرد و پس از جنگ‌های بلندمدت آن‌ها را برانداخت و دومین حکومت پارس، یعنی ساسانیان را بنیاد گذاشت. این حکومت یک حکومت دینی و نسبتاً نیرومندتر از اشکانیان بود که توانست پهناوری خود را به اندازه هخامنشیان برساند و به مدت چهارصد سال بر ایران فرمان‌روایی داشته باشد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «Persian». اتنولوگ. دریافت‌شده در ۱۵ بهمن ۱۳۹۹.
  2. "Iran — The World Factbook". Central Intelligence Agency. Archived from the original on 3 February 2012. Retrieved 13 May 2013.
  3. "Country Profile: Iran" (PDF). Library of Congress – Federal Research Division. May 2008. Retrieved 30 April 2019.
  4. United States Central Intelligence Agency(CIA) (April 28, 2011). "The World Fact Book – Iran". CIA. Retrieved 15 May 2011.
  5. Library of Congress, Library of Congress – Federal Research Division. "Ethnic Groups and Languages of Iran". http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/profiles/Iran.pdf. Retrieved 2009-12-02.
  6. "Afghanistan". The World Factbook. Central Intelligence Agency. December 13, 2007. Retrieved ۲۰۰۷–۱۲–۲۶. Check date values in: |accessdate= (help)
  7. Dupree, L. "Afghānistān: (iv.) ethnocgraphy". In Ehsan Yarshater. Encyclopædia Iranica (Online Edition ed.). United States: Columbia University. Retrieved December ۲۹, ۲۰۰۷.[پیوند مرده]
  8. «نسخه آرشیو شده» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۲۶ ژوئن ۲۰۱۷.
  9. populationpyramid.net/tajikistan/2015/
  10. "Tajikistan". The World Factbook. Central Intelligence Agency. December 13, 2007. Retrieved ۲۰۰۷–۱۲–۲۶. Check date values in: |accessdate= (help)
  11. "Uzbekistan". The World Factbook. Central Intelligence Agency. December 13, 2007. Retrieved ۲۰۰۷–۱۲–۲۶. Check date values in: |accessdate= (help)
  12. Richard Foltz, "The Tajiks of Uzbekistan", Central Asian Survey, ۱۵(۲), ۲۱۳–۲۱۶ (۱۹۹۶).
  13. There are ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ Persian-speakers native to Pakistan and ۲۲۰٬۰۰۰ Tajik war-refugees from Afghanistan remain in Pakistan. Ethnologue.com's entry for Languages of Pakistan بایگانی‌شده در ۱ سپتامبر ۲۰۰۴ توسط Wayback Machine. Census of Afghans in Pakistan.
  14. Farsi, the most widely spoken Persian Language, a Farsi Dictionary, Farsi English Dictionary, The spoken language in Iran, History of Farsi Language, Learn Farsi, Farsi Transl...
  15. Persian - LookLex Encyclopaedia
  16. 2002 Russian census
  17. ۱۷٫۰۰ ۱۷٫۰۱ ۱۷٫۰۲ ۱۷٫۰۳ ۱۷٫۰۴ ۱۷٫۰۵ ۱۷٫۰۶ ۱۷٫۰۷ ۱۷٫۰۸ ۱۷٫۰۹ ۱۷٫۱۰ ۱۷٫۱۱ ۱۷٫۱۲ The Persian Diaspora, List of Persians and Persian Speaking Peoples living outside of Iran, Worldwide Outreach to Persians, Outreach to Muslims around the Globe
  18. «Persian World Outreach - Persian-speaking people outside of Iran». بایگانی‌شده از اصلی در ۳۰ اکتبر ۲۰۰۹. دریافت‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۱.
  19. GTZ: Migration and development – Afghans in Germany بایگانی‌شده در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine: estimate for Tajiks based on total of ۱۰۰٬۰۰۰ Afghans in Germany.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Ethnologue report for language code:pes
  21. THE IRANIAN: Iranian-American stats, Phyllis McIntosh
  22. This figure only includes Tajiks from Afghanistan. The population of people from Afghanistan the United States is estimated as ۸۰٬۴۱۴ (۲۰۰۵). Of this number, 65% are estimated Tajiks. United States Census Bureau. «US demographic census». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۲ فوریه ۲۰۲۰. دریافت‌شده در 2008-23-01. تاریخ وارد شده در |accessdate= را بررسی کنید (کمک) Robson, Barbara and Lipson, Juliene (2002) "Chapter 5(B)- The People: The Tajiks and Other Dari-Speaking Groups" بایگانی‌شده در ۴ مه ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine The Afghans - their history and culture Cultural Orientation Resource Center, Center for Applied Linguistics, Washington, D.C. , OCLC 56081073.
  23. Ethnic composition of the population in Kyrgyzstan 1999-2007
  24. «The Tajik ethnic minority Ëþ¼ª¿Ë×å-56¸öÃñ×å-¶ «á±ÒÕÊõ». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۱ مارس ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۱.
  25. 2006 Canadian Census
  26. This figure only includes Tajiks from Afghanistan. The population of people with descent from Afghanistan in Canada is ۴۸٬۰۹۰ according to Canada's 2006 Census.. Tajiks make up an estimated 33% of the population of Afghanistan. The Tajik population in Canada is estimated form these two figures. Ethnic origins, 2006 counts, for Canada.
  27. Travel Video Television News - Iranians investing heavily in Dubai
  28. "Tension and Transformation" in Move Magazine, Autumn 2005
  29. Jews, by country of origin and age
  30. Ethnologue 14 report for Bahrain
  31. 2054.0 Australian Census Analytic Program: Australians' Ancestries (2001 (Corrigendum))
  32. Number Of Foreigners Living In Turkey
  33. http://www.caritasroma.it/Prima%20pagina/Download/Dossier2006/scheda%20di%20sintesi%202006.pdf
  34. Beck, Lois (2014). Nomads in Postrevolutionary Iran: The Qashqa'i in an Era of Change. Routledge. p. xxii. ISBN 978-1-317-74386-6. (...) an ethnic Persian; adheres to cultural systems connected with other ethnic Persians (...)
  35. Samadi, Habibeh; Perkins, Nick (2012). Ball, Martin; Crystal, David; Fletcher, Paul, eds. Assessing Grammar: The Languages of Lars. Multilingual Matters. p. 169. ISBN 978-1-84769-637-3.
  36. Fyre, R. N. (29 March 2012). "IRAN v. PEOPLES OF IRAN". Encyclopædia Iranica. The largest group of people in present-day Iran are Persians (*q.v.) who speak dialects of the language called Fārsi in Persian, since it was primarily the tongue of the people of Fārs."
  37. Farr, Edward (1850). History of the Persians. Robert Carter. pp. 124–7.
  38. Roisman & Worthington 2011, p. 345.
  39. Durant, Will (1950). Age of Faith. Simon and Schuster. p. 150. Repaying its debt, Sasanian art exported its forms and motives eastward into India, Turkestan, and China, westward into Syria, Asia Minor, Constantinople, the Balkans, Egypt, and Spain.
  40. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام burke وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  41. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Persian presence وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  42. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Bertold Spuler وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  43. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام Persian literature وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  44. Xavier de Planhol (24 January 2012). "FĀRS i. Geography". Encyclopædia Iranica. IX. pp. ?–336. The name of Fārs is undoubtedly attested in Assyrian sources since the third millennium B.C.E. under the form Parahše. Originally, it was the "land of horses" of the Sumerians (Herzfeld, pp. 181-82, 184-86). The name was adopted by Iranian tribes which established themselves there in the 9th century B.C.E. in the west and southwest of Urmia lake. The Parsua (Pārsa) are mentioned there for the first time in 843 B.C.E. , during the reign of Salmanassar III, and then, after they migrated to the southeast (Boehmer, pp. 193-97), the name was transferred, between 690 and 640, to a region previously called Anšan (q.v.) in Elamite sources (Herzfeld, pp. 169-71, 178-79, 186). From that moment the name acquired the connotation of an ethnic region, the land of the Persians, and the Persians soon thereafter founded the vast Achaemenid empire. A never-ending confusion thus set in between a narrow, limited, geographical usage of the term—Persia in the sense of the land where the aforesaid Persian tribes had shaped the core of their power—and a broader, more general usage of the term to designate the much larger area affected by the political and cultural radiance of the Achaemenids. The confusion between the two senses of the word was continuous, fueled by the Greeks who used the name Persai to designate the entire empire.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام book2 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  46. Schmitt, R. "ACHAEMENID DYNASTY". Encyclopædia Iranica. I. pp. 414–426. In 550 B.C. Cyrus (called "the Great" by the Greeks) overthrew the Median empire under Astyages and brought the Persians into domination over the Iranian peoples; he achieved combined rule over all Iran as the first real monarch of the Achaemenid dynasty. Within a few years he founded a multinational empire without precedent—a first world-empire of historical importance, since it embraced all previous civilized states of the ancient Near East. (...) The Persian empire was a multinational state under the leadership of the Persians; among these peoples the Medes, Iranian sister nation of the Persians, held a special position.
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ "TAJIK i. THE ETHNONYM: ORIGINS AND APPLICATION". Encyclopædia Iranica. 20 July 2009. By mid-Safavid times the usage tājik for 'Persian(s) of Iran' may be considered a literary affectation, an expression of the traditional rivalry between Men of the Sword and Men of the Pen. Pietro della Valle, writing from Isfahan in 1617, cites only Pārsi and ʿAjami as autonyms for the indigenous Persians, and Tāt and raʿiat 'peasant(ry), subject(s)' as pejorative heteronyms used by the Qezelbāš (Qizilbāš) Torkmān elite. Perhaps by about 1400, reference to actual Tajiks was directed mostly at Persian-speakers in Afghanistan and Central Asia; (...)
  48. Ostler, Nicholas (2010). The Last Lingua Franca: English Until the Return of Babel. Penguin UK. pp. 1–352. ISBN 978-0-14-192221-8. Tat was known to have been used at different times to designate Crimean Goths, Greeks and sedentary peoples generally, but its primary reference came to be the Persians within the Turkic domains. (...) Tat is nowadays specialized to refer to special groups with Iranian languages in the west of the Caspian Sea.
  49. Nava'i, Ali Shir (tr. & ed. Robert Devereaux) (1996). Muhakamat al-lughatain. Leiden: Brill. p. 6.
  50. Starr, S. F. (2013). Lost Enlightenment: Central Asia's Golden Age from the Arab Conquest to Tamerlane. Princeton University Press.
  51. مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی ایران
  52. ۸۰٪ از جمعیت ۷ میلیونی این کشور: منبع
  53. Carlson, "Uzbekistan: Ethnic Composition and Discriminations", Harvard University, August 2003
  54. The Tajiks of Uzbekistan, Central Asian Survey (1996), 15(2), 213-216
  55. (کتاب ایران تألیف گیرشمن ترجمهٔ معین صص ۵۹–۱۰۹)
  56. (ایران باستان پیرنیا ج ۱ ص ۲۳۱)
  57. (به عربی: التنبیه و الاشراف المسعودی :فالفرس أمة حد بلادها الجبال من الماهات وغیرها وآذربیجان إلی ما یلی بلاد أرمینیة وأران والبیلقان إلی دربند وهو الباب والأبواب والری وطبرستن والمسقط والشابران وجرجان وابرشهر، وهی نیسابور، وهراة ومرو وغیر ذلک من بلاد خراسان وسجستان وکرمان وفارس والأهواز، وما اتصل بذلک من أرض الأعاجم فی هذا الوقت وکل هذه البلاد کانت مملکة واحدة ملکها ملک واحد ولسانها واحد، إلا أنهم کانوا یتباینون فی شیء یسیر من اللغات وذلک أن اللغة إنما تکون واحدة بأن تکون حروفها آلتی تکتب واحدة وتألیف حروفها تألیف واحد، وإن اختلفت بعد ذلک فی سائر الأشیاء الأخر کالفهلویة والدریة والآذریة وغیرها من لغات الفرس)
  58. لغتنامه دهخدا: فارسی