همجنس‌گرایی و روان‌شناسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
فارسیEnglish


روان‌شناسی یکی از اولین رشته‌های علمی بود که همجنس‌گرایی را به عنوان پدیده‌ای مجزا بررسی کرد. سالیان درازی طی قرن بیستم و همچنین پیش از آن، روان‌شناسی رایج و استاندارد زمانه، همجنس‌گرایی را در قالب الگوهای آسیب‌شناسانه و به صورت یک بیماری روانی مشاهده می‌کرد. مطالعات علمی در مبحث همجنس‌گرایی به مرور زمان نشان داد که مستندات تجربی از دسته‌بندی همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال پشتیبانی نکرده و محسوب نمودن آن به عنوان یک بیماری پایهٔ علمی ندارد. پیشفرض‌های رایج در خصوص هنجارهای اجتماعی در زمان قدیم، و جامعهٔ آماری یک‌طرفه‌ای که از نمونه‌های «رسمی» (شامل اشخاص مراجعه‌کننده برای مشاوره یا اشخاص دستگیرشده توسط سیستم قضایی) تشکیل شده بود، علت اصلی طبقه‌بندی همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال روانی در نسخه‌های پیشین منابعی مانند راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی به حساب می‌آید.[۱]

از دههٔ ۱۹۷۰، اتفاق‌نظر دانشمندان علوم اجتماعی و رفتاری، و متخصصان روان‌شناسی در جهان، چنین است که همجنس‌گرایی یک شاخهٔ سالم از گرایش‌های جنسی در انسان است،[۲] هر چند عده‌ای از متخصصان برخلاف دستورالعمل‌های سازمان‌های مرجع علمی، همچنان آن را یک اختلال به حساب می‌آورند. انجمن روان‌پزشکی آمریکا از سال ۱۹۷۴ همجنس‌گرایی را از فهرست بیماری‌های روانی خارج کرد.[۳] دیگر سازمان‌های بزرگ بهداشتی در جهان نیز کمی بعد همجنس‌گرایی را از لیست بیماری‌های خود حذف نمودند. انجمن روان‌شناسی آمریکا در سال ۱۹۷۵، سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۲، سازمان‌های بهداشتی انگلستان از سال ۱۹۹۴، سازمان‌های بهداشتی روسیه از سال ۱۹۹۹ و انجمن روان‌شناسی چین از سال ۲۰۰۱ از جملهٔ این سازمان‌ها هستند.[۴][۵]

پیشینهٔ تاریخی[ویرایش]

تصور همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال روانی از ابتدای زمانی که تحقیق بر این موضوع آغاز شد مشاهده می‌شود. با این حال روان‌شناسی به عنوان یک رشتهٔ علمی طی سال‌ها دچار تکامل شده و موضعش نسبت به همجنس‌گرایی نیز تغییر یافته‌است. در اوایل قرون وسطی کلیسای مسیحی عمدتاً همجنس‌گرایی را در سرزمین‌های سکولار نادیده می‌گرفت، با این حال تا پایان قرن ۱۲ میلادی دشمنی نسبت به همجنس‌گرایان کم‌کم آغاز شد و در سراسر بخش‌های مذهبی و سکولار اروپا گسترش یافت. تا قرن ۱۹ میلادی، اعمال همجنس‌گرایانه در اروپا با عباراتی مانند «غیرطبیعی، جنایت علیه سرشت»، سودومی، یا لواط خطاب می‌شدند و غیرقانونی بوده و مجازات آن حتی گاهی اعدام بود.[۶] به تدریج که مردم نسبت به کشف علت‌های ایجاد همجنس‌گرایی علاقمند می‌شدند، پزشکی و روان‌پزشکی نیز برای پاسخ به این سؤال با قانون و مذهب به رقابت پرداختند. تحقیق علمی دربارهٔ همجنس‌گرایی از اوایل قرن ۱۹ میلادی آغاز شد. در آن زمان، بیشتر نظریات همجنس‌گرایی را به عنوان یک بیماری تصور می‌کردند و این تأثیر بزرگی بر دیدگاه فرهنگی مردم نسبت به همجنس‌گرایی داشت.[۲] از اواسط قرن ۲۰ میلادی، تغییرهایی اساسی در نظریات علم روان‌پزشکی در خصوص همجنس‌گرایی ایجاد شد. در آن دوره روان‌پزشکان معتقد شدند که همجنس‌گرایی را با درمان و رهایی از نفس، می‌توان معالجه کرد. نظریات دیگری که به ریشه‌های ژنتیکی و هورمونی همجنس‌گرایی می‌پرداختند نیز به تدریج مورد پذیرش قرار گرفتند. متخصصان آن دوره نظرات متفاوتی دربارهٔ میزان بیماری‌پنداری همجنس‌گرایی داشتند.[۶] دیدگاه‌های بعضی روان‌پزشکان قدیمی مانند زیگموند فروید و هاولاک الیس در خصوص همجنس‌گرایی با تحمل و مدارای بیشتری همراه بود. هرچند فروید و الیس معتقد بودند که همجنس‌گرایی طبیعی نیست، اما اعلام می‌کردند که برای بعضی اشخاص «اجتناب‌ناپذیر» است. مطالعات و نوشته‌های آلفرد کینزی دربارهٔ همجنس‌گرایی، تصور آن را به عنوان پدیده‌ای غیرطبیعی رد کرد و آغازگر تحولی اجتماعی و فرهنگی در دیدگاه‌های عموم نسبت به این مسئله بود. این تغییر دیدگاه در مطالعات انجام شده توسط محققان در نسخه‌های مختلف راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (که مرجع تشخیص بیماری‌های روانی است) به خوبی بازنمود یافته‌است. در نسخهٔ I این راهنما مورخ سال ۱۹۵۲ اختلالی به نام آشفتگی گرایش جنسی گنجانده شده بود که اشاره به همجنس‌گرایی داشت. در نسخهٔ II و در سال ۱۹۷۳، همجنس‌گرایی از لیست بیماری‌ها حذف شد و جای خود را به گرایش جنسی آن‌من‌ناپذیر داد. در سال ۱۹۸۷ و در نسخهٔ III-R همین بند نیز حذف گشت و همجنس‌گرایی به‌طور کامل از فهرست اختلال‌های روانی خارج شد.[۲]

فروید و روان‌کاوی[ویرایش]

دیدگاه‌های زیگموند فروید در خصوص همجنس‌گرایی پیچیده بودند. او در راستای تلاش برای درک علت‌ها و روند ایجاد همجنس‌گرایی، در ابتدا الگویی تعریف کرد که مطابق آن حالت ابتدایی شهوت جنسی در انسان دوجنس‌گرایی فرض می‌شد.[۷] به عبارت دیگر، طبق این نظریه تمام انسان‌ها دوجنس‌گرا به دنیا می‌آمدند. او معتقد بود که شهوت جنسی یک بخش همجنس‌گرایانه و یک بخش دگرجنس‌گرایانه دارد، و در مسیر رشد انسان، یکی بر دیگری چیره می‌شود. او همچنین معتقد بود که این دوجنس‌گرایی ذاتی در انسان‌ها علتی زیستی دارد که باعث می‌شود تمام انسان‌ها بتوانند با هر کدام از جنسیت‌ها امکان تحریک جنسی داشته باشند. به همین علت، او همجنس‌گرایی را یکی از گزینه‌های جنسی بیشماری دانست که پیش روی انسان قرار دارد. طبق فرض فروید، دوجنس‌گرایی ذاتی انسان‌ها سبب می‌شود که هر شخصی در نهایت انتخاب کند که کدام نوع رفتار جنسی برایش ارضاکننده‌تر است، ولی به دلیل نهی فرهنگی، همجنس‌گرایی در خیلی از افراد سرکوب می‌شود. طبق نظر فروید، اگر این ممنوعیت‌های فرهنگی نبود، انسان‌ها رفتار جنسی‌ای را انتخاب می‌کردند که برایشان ارضاکننده‌تر باشد و این تصمیم می‌توانست در طول زندگی فرد، سیالیت خود را حفظ کند. به عبارت دیگر، طبق این نظریه یک نفر می‌توانست گاهی همجنس‌گرا و گاهی دگرجنس‌گرا باشد.[۸]

از دیگر علت‌های همجنس‌گرایی که فروید پیشنهاد می‌کرد، عقده ادیپ وارونه بود که در آن اشخاص با مادر خود همذات‌پنداری کرده و خود را در جایگاه کامینهٔ عشق قرار می‌دهند. این عشق‌به‌خود به صورت خودشیفتگی تعریف شده‌است و فروید تصور می‌کرد افرادی که درجهٔ بالایی از خودشیفتگی را دارا هستند احتمال بیشتری برای همجنس‌گرا شدن دارند، زیرا عشق به همجنس برای آن‌ها مانند استعاره‌ای از عشق‌به‌خود است.[۸]

فروید همچنین معتقد بود که درمان همجنس‌گرایی موفقیت‌آمیز نیست. طبق نظر او از آنجا که هویت همجنس‌گرایانهٔ شخص مایهٔ لذتش می‌شود، وی علاقه‌ای به ترک آن نخواهد داشت. او روان‌کاوی و تلقین از طریق هیپنوتیزم را پیشنهاد داد، هر چند هیچ‌کدام موفقیتی در درمان همجنس‌گرایی نشان ندادند.[۹] پس از آن بود که فروید به این نتیجه رسید که «همجنس‌گرایی نه مایهٔ شرم است، نه گناه است و نه انحراف. آن را نمی‌توان یک بیماری دانست، بلکه شاخه‌ای از عملکردهای جنسی معمول در انسان است.»[۱۰] او همچنین اعلام کرد که «روان‌کاوها نباید قول از بین بردن همجنس‌گرایی را بدهند و دگرجنس‌گرایی عادی را جایگزین آن کنند»[۷] زیرا خود او نیز بر اساس تجربیات کاری به این نتیجه رسیده بود که تغییر گرایش جنسی به همجنس احتمالاً ناموفق خواهد بود. هر چند فروید در نهایت دیدگاهی پذیراتر نسبت به همجنس‌گرایی پیدا کرده بود، ولی میراث او در حوزهٔ روان‌کاوی خصوصاً در ایالات متحده تا سال‌ها بعد همچنان همجنس‌گرایی را امری منفی، غیرعادی، و ناشی از مشکلات خانوادگی و تربیتی به حساب آورد. همین دیدگاه از اصلی‌ترین علت‌هایی بود که باعث شد همجنس‌گرایی در نسخه‌های اول و دوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی به عنوان یک اختلال روانی ذکر شود و ننگ شمردن و بیماری دانستن آن در جامعه همچنان رواج داده شود.[۲]

آلفرد کینزی[ویرایش]

آلفرد چارلز کینزی (۱۸۹۴–۱۹۵۶) یک سکس‌شناس بود که بنیاد کینزی در تحقیقات سکس، جنسیت، و تولیدمثل را پایه‌گذاری کرد. تحقیقات او بر رفتارهای جنسی زنبور بی‌عسل او را به مبحث رفتارهای جنسی علاقمند کرد. او ایجادکنندهٔ مقیاس کینزی بود که گرایش جنسی را در بازه‌ای بین ۰ (کاملاً دگرجنس‌گرا) و ۶ (کاملاً همجنس‌گرا) اندازه می‌گیرد.[۱۱] یافته‌های او نشان داد که گرایش‌های جنسی انسان‌ها با هم تفاوت‌های بسیار دارد. کینزی نویسندهٔ دو کتاب رفتار جنسی انسان مذکر و رفتار جنسی انسان مؤنث بود که برای او شهرت و مناقشات فراوانی به ارمغان آورد. در آن دوره، دیدگاه رایج نسبت به همجنس‌گرایی آن را بیماری می‌پنداشت و تلاش می‌کرد همجنس‌گرایان را تغییر دهد. کتاب‌های کینزی نشان دادند که همجنس‌گرایی بیش از چیزی که تصور می‌شد معمول بود و پیشنهاد می‌داد که این رفتارها عادی بوده و بخشی از گسترهٔ رفتارهای جنسی در انسان هستند.[۲]

راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی[ویرایش]

خط‌مشی‌های اجتماعی، پزشکی، و قانونی در نهایت منجر به این شد که در نسخه‌های اول و دوم راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی همجنس‌گرایی به عنوان یک اختلال گنجانده شود. این کتاب مرجع تشخیص بیماری‌های روان‌پزشکی بوده و توسط انجمن روان‌پزشکی آمریکا تهیه می‌شود. ذکر همجنس‌گرایی در این مرجع باعث شد به ننگ شمردن آن در جامعه و تصورش به عنوان یک بیماری دامن زده شود. با این حال پیشرفت در تحقیقات علمی و داده‌های تجربی بدست آمده از مطالعات کینزی، اولین هوکر و دیگران با این دیدگاه مقابله کرد. تا حدود دههٔ ۷۰ میلادی نظرات روانپزشکان و روانشناسان در مورد همجنس‌گرایی بسیار تغییر کرده بود. آزمون‌هایی مانند رورشاخ، آزمون درک موضوعی (TAT)، و پُرسش‌نامه شخصیتی چندمحوری مینه‌سوتا (MMPI) نشان داده بودند که مردان و زنان همجنس‌گرا در عملکرد روانی تفاوتی با دگرجنس‌گرایان ندارند. برخلاف تصورات قدیمی، مطالعات جدید نشان دادند که فضای خانواده، ضربه‌های روحی، و هویت جنسیتی تأثیری بر همجنس‌گرایی یا شکل‌گیری گرایش جنسی افراد ندارد. با توجه به اینکه یافته‌های علمی نشان دادند تصور همجنس‌گرایی به‌عنوان یک بیماری پشتوانهٔ علمی و مستند ندارد، و همچنین فشار جریان‌های اجتماعی روزافزون حقوق بشری، هیئت مدیرهٔ انجمن روان‌پزشکی آمریکا روند بررسی دوبارهٔ مطالعات منتشر شده دربارهٔ همجنس‌گرایی را آغاز کرد. در سال ۱۹۷۳ انجمن روان‌پزشکی آمریکا نتیجه گرفت که همجنس‌گرایی فی‌نفسه بیماری نیست و رأی به حذف آن از راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی داد.[۱]

در سال ۱۹۷۴ انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز بیانیه‌ای در حمایت از رأی انجمن روان‌پزشکی آمریکا صادر کرد و نتیجه گرفت:[۱۲]

همجنس‌گرایی به‌خودی‌خود هیچ ایرادی در قدرت تعقل، ثبات روانی، قابلیت اطمینان، یا توانایی‌های اجتماعی و شغلی فرد ایجاد نمی‌کند. در ادامه، انجمن روان‌شناسی آمریکا به تمام متخصصان امور بهداشت‌روان توصیه می‌کند که در رفع ننگ اختلال روانی دانستن همجنس‌گرایی پیشتاز باشند.

از آن زمان انجمن روان‌شناسی آمریکا بیانیه‌های فراوانی در حمایت از حقوق اجتماعی دگرباشان جنسی و سلامت روانی آن‌ها منتشر کرده‌است.[۱۳] دیگر سازمان‌های بهداشت روان، مانند انجمن ملی مددکاران اجتماعی (آمریکا)، و انجمن مشاوران آمریکا، و همچنین سازمان‌های پزشکی مانند انجمن پزشکی آمریکا و آکادمی پزشکی اطفال آمریکا بیانیه‌های مشابهی منتشر کرده‌اند. دیدگاه جوامع روان‌شناسی در دیگر نقاط جهان نیز به تدریج تغییر کرد. در سال ۱۹۹۲، سازمان بهداشت جهانی نیز همجنس‌گرایی را از مرجع بیماری‌شناسی خود، طبقه‌بندی بین‌المللی آماری بیماری‌ها (ICD)، خارج نمود.[۱۴][۱۵]

حوزه‌های اصلی تحقیق روان‌شناسی[ویرایش]

حوزه‌های اصلی تحقیق روان‌شناسی بر روی همجنس‌گرایی به پنج دسته تقسیم می‌شود:[۱۶]

  1. چه چیز باعث می‌شود انسان‌ها به همجنس خود کشش جنسی پیدا کنند؟
  2. چه چیز باعث می‌شود انسان‌ها نسبت به اشخاصی که گرایش همجنس‌گرایانه دارند تبعیض قائل شوند و چگونه می‌توان آن را تحت تأثیر قرار داد؟[۱۷]
  3. آیا گرایش همجنس‌گرایانه تأثیری بر وضعیت سلامت، عملکرد روانی یا سلامت عمومی فرد می‌گذارد؟
  4. چه چیز باعث می‌شود یک فرد در پس زدن القاهای اجتماعی موفق باشد؟ چرا برای بعضی همجنس‌گرایی بخشی بنیادی از هویت شخص است و برای بعضی دیگر تنها نقشی جانبی در تشکیل هویت ایفا می‌کند؟
  5. فرزندان اشخاص همجنس‌گرا چگونه رشد می‌کنند؟[۱۸]

تحقیقات روان‌شناسی در این حوزه‌ها نقشی مهم در خنثی کردن ذهنیت‌ها و رفتارهای متعصبانه و همچنین جنبش‌های حقوقی همجنس‌گرایان ایفا می‌کند.[۱۶]

علت‌های همجنس‌گرایی[ویرایش]

نظریات مختلفی برای توضیح همجنس‌گرایی افراد ایجاد شده‌اند، اما تاکنون هیچ اجماع کاملی بر سر علل ایجاد همجنس‌گرایی به وجود نیامده است. تحقیقات کنونی نشان می‌دهند که برهم‌کنش عواملی مانند ژنتیک، هورمون‌های زمان جنینی، و اثرات زیستی و محیطی بر شکل‌گیری گرایش جنسی افراد تأثیر دارند.[۳][۱۹][۲۰] دانشمندان معتقدند که همجنس‌گرایی اختیاری نیست[۱۹][۲۱][۲۲] و بعضی نیز معتقدند که در زمان جنینی و قبل از تولد شخص ایجاد می‌شود.[۲۳] بیشتر مطالعات بر روی همجنس‌گرایی مردان انجام شده‌است و تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.

عوامل زیست‌شناسی[ویرایش]

مطالعات چندین عامل زیستی را به عنوان عوامل مؤثر بر همجنس‌گرایی معرفی کرده‌اند و از آن‌ها می‌توان به عوامل ژنتیکی و هورمونی اشاره کرد. تحقیقات نشان داده که ژنتیک در حدی متوسط بر گرایش جنسی افراد مؤثر است.[۲۴][۲۵] هر چند تاکنون هیچ ژن جداگانه‌ای به عنوان عامل ایجاد همجنس‌گرایی شناسایی نشده‌است.

هورمون‌های دورهٔ جنینی نیز از دیگر عوامل مؤثر بر همجنس‌گرایی گزارش شده‌اند.[۲۶][۲۷] این هورمون‌ها عامل ایجاد تمایز جنسی در جنین در حال رشد هستند. البته غلظت هورمون‌های جنسی پس از تولد نوزاد در اشخاص همجنس‌گرا و دگرجنس‌گرا یکسان است و این تفاوت مربوط به قبل از تولد می‌شود.[۱۹]

از دیگر عوامل زیستی مؤثر بر همجنس‌گرایی ترتیب تولد برادران است، به این معنا که در مادرانی که پسران فراوانی به دنیا آورده‌اند، احتمال همجنس‌گرا شدن پسر بعدی هر بار بیشتر می‌شود.[۲۸] این ارتباط احتمالاً نشان از تأثیر سیستم ایمنی بدن مادر بر مغز جنین پسر دارد که باعث می‌شود ساختارهای جنسی مغز جنین تحت‌تاثیر قرار گرفته و پسر مزبور بیش از جنس مخالف به مردان تمایل جنسی داشته باشد.[۲۹]

عوامل محیطی[ویرایش]

در گذشته تصور می‌شد همجنس‌گرایی در اثر عواملی محیطی مانند محیط خانوادگی نامناسب، تربیت نادرست، تجربیات و ضربه‌های روحی، یا سوءاستفادهٔ جنسی در زمان کودکی ایجاد می‌شود. با این حال مطالعات فراوان طی چندین دههٔ اخیر نشان داده‌اند که این تصورات هیچ گونه پشتوانهٔ علمی نداشته و برپایهٔ اطلاعات غلط و تبعیض‌آمیز شکل گرفته بودند.[۳][۱۹][۲۰][۳۰][۳۱][۳۲]

بعضی محققان اثرات محیطی را جدا از تأثیرات هورمونی می‌دانند، در حالی که بعضی دیگر اثرات زیستی غیرژنتیکی بر همجنس‌گرایی (مانند هورمون‌های زمان جنینی یا ترتیب تولد برادران) را نیز جزیی از تأثیرات محیطی به حساب می‌آورند. نقش دقیق محیط در شکل‌گیری گرایش جنسی مشخص نیست و بیشتر به اثر محیط غیرمشترک نسبت داده شده‌است.[۲۵]

تبعیض[ویرایش]

رفتارها و تعصب‌های ضد همجنس‌گرایی (که گاهی همجنس‌گراهراسی نیز نامیده می‌شوند) یکی از موضوع‌های تحقیق روان‌شناسی هستند. خشونت نسبت به مردان همجنس‌گرا در مقایسه با خشونت نسبت به لزبین‌ها موضوع تحقیق‌های بیشتری بوده‌است.[۱۶] تعصب‌های ضد همجنس‌گرایی معمولاً در اشخاصی دیده می‌شود که در زندگی روزمرهٔ خود ارتباط شخصی با افراد همجنس‌گرا نداشته‌اند.[۳۳] احتمال اینکه روان‌درمانگران نیز جبهه‌گیری ضد همجنس‌گرایانه نسبت به مراجعین خود داشته باشند بسیار بالاست.[۳۴] کارگروه ملی همجنس‌گرایان مرد و زن در تحقیقی در سال ۱۹۸۴ نشان داد که ۹۴٪ از مردان و زنان همجنس‌گرای تحت‌پرسش در مقاطعی از زندگی خود قربانی خشونت شده‌اند، و تقریباً نیمی از این افراد با خشونت جسمی مورد تهدید قرار گرفته‌اند.[۳۵] استعلام دیگری در سال ۱۹۹۱ گزارش داد که بیش از ۹۰٪ همجنس‌گرایان مرد و زن هدف خشونت کلامی قرار می‌گیرند و این خشونت در مورد بیش از یک سوم آن‌ها به‌طور مستقیم به دلیل گرایش جنسی آن‌ها رخ داده‌است.[۳۶] قرار گرفتن در معرض این خشونت‌ها به‌طور مستقیم احتمال افسردگی، اضطراب، خشم، و علایم اختلال استرسی پس از ضایعه روانی را در همجنس‌گرایان افزایش می‌دهد.[۳۷]

تظاهرکننده‌ای مذهبی در آمریکا با شعار «خدا از کونی‌ها متنفر است.»

محققان تبعیض علیه همجنس‌گرایان و همجنس‌گراهراسی را با زن‌ستیزی و مردسالاری در ارتباط می‌دانند. در این دیدگاه، همجنس‌گراستیزی تنها حاصل احساسات منفی نسبت به همجنس‌گرایان نیست بلکه در واقع حاصل احساسات مردسالارانه‌ای است که زن را فرودست‌تر از مرد می‌شمارند.[۳۸][۳۹] بعضی دیگر از مطالعات نشان داده‌است که والدینی که نسبت به گرایش جنسی فرزند خود واکنشی منفی نشان می‌دهند، معمولاً دیدگاهی تحقیرآمیز نسبت به زنان دارند و خود از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند. دیگر اینکه گذشت زمان پس از اطلاع والدین از همجنس‌گرایی فرزندشان، باعث شد احساسات منفی آن‌ها نسبت به همجنس‌گرایی کاهش یابد.[۴۰]

بعضی تحقیقات پیشنهاد کرده‌اند که «خانواده‌هایی که تأکید زیادی بر ارزش‌های سنتی (مانند اهمیت مذهب، تأکید بر ازدواج و فرزندآوری) داشته‌اند، نسبت به خانواده‌هایی که کمتر سنتی بودند مدارای کمتری نسبت به همجنس‌گرایی نشان می‌دهند».[۴۱] با این حال تحقیقات جدیدتر نشان می‌دهد که این حکم جهان‌شمول و فراگیر نیست. به عنوان مثال در تحقیق دیگری مشاهده شده‌است که بعضی از اعضای مذهبی خانواده‌ها نیز با استفاده از همان ارزش‌های مذهبی دست به حمایت از خویشاوندان اقلیت جنسی خود می‌زنند.[۱۷]

مشکلات روانی[ویرایش]

همجنس‌گرایان ممکن است صرفاً به دلیل گرایش جنسی خود، یا به دلایل دیگری مانند رفتار ناسازگار با جنسیت، ظاهر خاص، عادت‌های غذایی و مانند آن دشواری‌هایی متحمل شوند و این منجر به قرار گرفتن آن‌ها در معرض مشکلات روانی (از قبیل اضطراب، افسردگی، یا اعتیاد) می‌گردد. مطالعات روانی در این حوزه به تحقیق بر روی چنین مشکلاتی می‌پردازند.

  • اختلال‌های روانی: احتمال بروز بعضی مشکلات روانی از قبیل افسردگی، اختلال‌های اضطراب و خلق‌وخو، و سوءمصرف مواد در میان دگرباشان نسبت به دگرجنس‌گرایان بالاتر است.[۴۲][۴۳] از دلایل افزایش احتمال بروز اختلال‌های روانی میان همجنس‌گرایان می‌توان به این موارد اشاره کرد:[۴۴]
  • رفتار ناسازگار با جنسیت: این مسئله یک اختلال محسوب نمی‌شود، ولی بعضی مطالعات معتقدند در مردان همجنس‌گرا احتمال بروز دادن رفتارهایی که جامعه مردانه نمی‌پندارد نسبت به مردان دگرجنس‌گرا بیشتر است و این می‌تواند منجر به بروز دشواری‌هایی برای ایشان گردد. این تفاوت بین زنان دگرجنس‌گرا و همجنس‌گرا بسیار خفیف‌تر است.[۵۶]
  • اضطراب اقلیت بودن: ننگ جنسیتی که در جامعه به صورت تبعیض و تعصب بازنمود پیدا می‌کند، یکی از دلایل اصلی اضطراب در افراد همجنس‌گراست. ارتباط با گروه‌های حمایت‌کننده از اقلیت‌های جنسی و قرارگرفتن در حلقهٔ دوستان همجنس‌گرا و دوست‌داران همجنس‌گرایان به مقابله و رفع اضطراب اقلیت‌بودن کمک می‌کند.[۲]
  • گرایش جنسی آن‌من‌ناپذیر: اختلاف بین هویت مذهبی و هویت گرایش جنسی می‌تواند منجر به اضطرابی شدید گردد و باعث شود بعضی افراد بخواهند گرایش جنسی خود را تغییر دهند. آزاد گذاشتن فرد در جستجو برای هویت گرایش جنسی می‌تواند به او کمک کند که دلایل اصلی احساس نیاز خود را برای تغییر گرایش جنسی بیابد و کمک کند که بین هویت‌های مذهبی و جنسی آن‌ها آشتی ایجاد شود. این کار از طریق بازسازی هویت گرایش جنسی یا مشاوره‌های حمایتی انجام می‌شود. مشاوران باید مراجعین خود را درک کرده و حمایت و پذیرش خود را نسبت به آنان ابزار کنند، به مراجعین کمک کنند که به صورت فعال با واقعیت کنار بیایند، و همچنین جستجو و رشد هویتی، و پشتیبانی اجتماعی را برای مراجعین خود تسهیل کنند. القای یک هویت گرایش جنسی خاص توسط مشاور به مراجعه‌کننده خلاف اصول درمانی است.[۲] انجمن روان‌پزشکی آمریکا گرایش جنسی آن‌من‌ناپذیر را یک اختلال محسوب نمی‌کند و از سال ۱۹۸۷ آن را از راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی حذف کرده‌است.
  • اختلال روابط جنسی: افراد همجنس‌گرایی که با شخصی از جنس مخالف ازدواج کرده‌اند (ازدواج میان‌گرایشی) ممکن است با هراس نابود شدن ازدواج خود مواجه شوند. مشاوران باید به جای تمرکز انحصاری بر طلاق یا حفظ ازدواج، بر کشف ریشه‌های شخصی و زمینه‌ای مشکلات، انگیزه‌ها، واقعیت‌ها، و امیدهای شخص برای باقی‌ماندن، ترک، یا بازسازی ازدواج متمرکز شوند.[۲] اختلال روابط جنسی اختلالی است که در آن هویت جنسیتی یا گرایش جنسی با تشکیل یا حفظ یک رابطه مداخله می‌کند.

خودکشی[ویرایش]

احتمال اقدام به خودکشی در مردان و زنان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا در مقایسه با دگرجنس‌گرایان بیشتر است.[۵۷][۵۸][۵۹] با توجه به بالاتر بودن میزان اقدام به خودکشی میان زنان نسبت به مردان، این نسبت در میان همجنس‌گرایان نیز برقرار است و زنان همجنس‌گرا نسبت به مردان همجنس‌گرا بیشتر در معرض اقدام به خودکشی قرار دارند.[۶۰]

مطالعات مختلف در برآورد میزان اختلاف بین اقدام به خودکشی میان همجنس‌گرایان نسبت به دگرجنس‌گرایان مقادیر متفاوتی را ذکر کرده‌اند. کمینهٔ این برآورد در مورد زنان همجنس‌گرا بین ۰/۸ تا 1/1[۶۱] و در مورد مردان همجنس‌گرا ۱/۵ تا ۲/۵ برابر بیشتر از همتایان دگرجنس‌گرایشان تخمین زده شده‌است.[۶۲][۶۳] بیشینهٔ این برآورد نیز ۴/۶ برابر برای زنان همجنس‌گرا[۶۴] و ۱۴/۶ برابر برای مردان همجنس‌گرا تخمین زده شده‌است.[۱۶]

نژاد و سن از عوامل تعیین‌کننده در افزایش میزان خطر برای اقدام به خودکشی در دگرباشان است. بیشترین نرخ اقدام به خودکشی مربوط به مردان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرای جوان سفیدپوست نژاد قفقازی می‌شود. پس از رسیدن به سن ۲۵ سالگی، احتمال این خطر از نصف نیز کمتر می‌شود، با این حال خطر اقدام به خودکشی برای مردان همجنس‌گرای سیاه‌پوست در آن سن به‌طور ثابت تا ۸/۶ برابر افزایش می‌یابد. با در نظر گرفتن کل عمر شخص، احتمال اقدام به خودکشی برای مردان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرای سفیدپوست ۵/۷ و برای مردان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرای سیاه‌پوست ۱۲/۸ برابر بیشتر از همتایان دگرجنس‌گرایشان است.

این الگو میان زنان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا متفاوت است و برای آن‌ها اقدام به خودکشی در سال‌های نوجوانی نسبت به همتایان دگرجنس‌گرایشان کمتر است. با در نظر گرفتن کل عمر شخص، احتمال اقدام به خودکشی زنان سفیدپوست همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا تقریباً سه برابر بیشتر از زنان دگرجنس‌گرا است. در مورد زنان سیاه‌پوست، تغییری جزیی (کمتر از ۰/۱ تا ۰/۳ تفاوت) وجود دارد و با در نظر گرفتن کل عمر، خطر اقدام به خودکشی برای زنان دگرجنس‌گرای سیاه‌پوست اندکی بیشتر است.[۱۶]

مقایسهٔ جوانان همجنس‌گرایی که اقدام به خودکشی می‌کنند با همجنس‌گرایانی که اقدام به خودکشی نکرده‌اند نشان می‌دهد گروه اول بیشتر در معرض برخوردهای نامناسب ضد همجنس‌گرایانه بوده‌اند، اکثراً از مهارت‌های کنار آمدن با تبعیض، انزوا، و تنهایی برخوردار نبوده‌اند،[۱۶][۶۵][۶۶] و احتمال اینکه از سمت خانواده طرد شده باشند بیشتر بوده‌است.[۶۷] مطالعهٔ دیگری نشان داد که در پسران جوان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرایی که رفتارهای جنسیتی زنانه‌تری داشتند، در سن پایین‌تری هویت غیردگرجنس‌گرایانه‌ای یافتند، و بیش از اطرافیان خود مورد سوءاستفاده جنسی، سوءمصرف مواد، و دستگیری به علت سوءرفتار بوده‌اند، احتمال اقدام به خودکشی بالاتر از دیگران است.[۶۸]

شکل‌گیری هویت جنسی[ویرایش]

بسیاری از همجنس‌گرایان و دوجنس‌گرایان در مقطعی از زندگی خود آشکارسازی می‌کنند. این اصطلاح به معنای خود-افشاگری در خصوص گرایش جنسی است، به این معنا که شخص گرایش جنسی خود را برای اشخاص دیگر آشکار می‌کند. روانشناسان معتقدند آشکارسازی در یک فرد دگرباش روندی چند مرحله‌ای است. در ابتدا شخص به این درک می‌رسد که با اطرافیان خود متفاوت است (حساس شدگی) و در مورد امیال جنسی و هویت خود دچار سؤال می‌شود (سردرگمی هویتی). در ادامه، شخص عملاً امکان همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا بودن را امتحان می‌کند، و می‌آموزد چطور با تصور همجنس‌گرایی به عنوان مسئله‌ای ننگین یا مایهٔ شرم کنار بیاید (پذیرش هویتی). در مرحلهٔ نهایی، شخص تمایل‌های جنسی‌اش را به صورت بخشی از هویت و تعریفش از خود درمی‌آورد (تعهد).[۱۶] با این وجود، روندی که توضیح داده شد همیشه خطی و یک‌طرفه نیست[۶۹] و ممکن است در خصوص لزبین‌ها، مردان همجنس‌گرا، و دوجنس‌گرایان متفاوت باشد.[۷۰]

مطالعه بر آشکارسازی و هویت جنسی در دیگر کشورها نشان داده‌است که زوج‌های همجنس‌گرای آشکار نسبت به زوج‌های مخفی از رابطهٔ خود رضایت بیشتری دارند.[۷۱] احتمال آشکارسازی مردان همجنس‌گرا برای دوستان و خواهر و برادرانشان بیشتر از همکاران، والدین، یا خویشاوندان دورتر آنان است.[۷۲] همچنین در زنانی که خود را همجنس‌گرا می‌دانند، هر چه افراد بیشتری از گرایش جنسی آن‌ها باخبر باشند، اضطراب کمتر، احساسات مثبت‌تر، و اعتمادبه‌نفس بالاتری خواهند داشت.[۷۳]

پس زدن هویت همجنس‌گرایانه[ویرایش]

بعضی از افراد از هویت همجنس‌گرایانهٔ خود ناراضی هستند. این نارضایتی در بسیاری از افراد حاصل اعتقادهای مذهبی و ضدیت بین هویت مذهبی و هویت جنسی آن‌هاست. بعضی برای رفع این درگیری درونی، هویت همجنس‌گرایانهٔ خود را به نفع هویت مذهبی پس می‌زنند.[۷۴] پس زدن هویت همجنس‌گرایانه در بعضی از این افراد امکان دارد باعث کاهش استرس شود اما پایداری بلندمدت آن برآورد نشده‌است.[۷۵] مشاور روانشناس در برخورد با چنین افرادی بدون القای هویت جنسی خاصی به او، باید روندهای جستجوی هویتی را برایش تسهیل سازد.[۲]

سیالیت گرایش جنسی[ویرایش]

سیالیت جنسی به تغییر یا تغییراتی در میل جنسی یا هویت جنسی شخص گفته می‌شود. این مطلب که آیا میل جنسی در طول زندگی شخص پایدار است یا سیّالیت و تغییرپذیری دارد، امری است که به‌شدت مورد بحث قرار گرفته‌است. اتفاق‌آرا بین دانشمندان بر آن است که گرایش جنسی، برخلاف هویت جنسی، تابع اختیار یا انتخاب خود فرد نیست.[۱۹][۲۱][۲۲] بعضی مراجع پزشکی اعلام می‌کنند گرایش جنسی برای بعضی اشخاص امری ذاتی، پیوسته یا ثابت در طول زندگی است، ولی برای بعضی دیگر سیّال بوده و طی زمان دستخوش تغییرشکل می‌شود.[۷۶] بعضی تحقیقات نشان می‌دهند که علایق جنسی، رفتار و هویت جنسی زنان سیالیت و تغییرپذیری بسیار بیشتری نسبت به مردان دارد.[۷۷]

بعضی معتقدند دوجنس‌گرایی یک مرحلهٔ‌گذار است که بعضی اشخاص قبل از پذیرش هویت همجنس‌گرایانهٔ خود، به‌طور موقت به‌آن روی می‌آورند و این تغییر هویت از دید بسیاری به سیالیت جنسی تعبیر شده‌است. بعضی مطالعات تأیید می‌کنند که احتمال این‌که یک شخص دوجنس‌گرا هویت جنسی خود را با گذر زمان تغییر دهد بیش از دیگر افراد است. هر چند اکثر دوجنس‌گرایانی که هویت جنسی خود را تغییر می‌دهند در نهایت هویتی دگرجنس‌گرایانه (و نه همجنس‌گرایانه) پیدا می‌کنند.[۷۸] به‌علاوه، در بعضی مطالعات بلندمدت‌تر نشان داده شده‌است که درصد افراد دوجنس‌گرا با گذر زمان ثابت می‌ماند، درحالی‌که اگر دوجنس‌گرایی صرفاً یک حالت‌گذار به همجنس‌گرایی یا بازگشت به دگرجنس‌گرایی باشد، درصد اشخاصی که خود را دوجنس‌گرا می‌دانند با گذر زمان باید کاهش یابد.[۷۷][۷۹] این دو مسئله باعث می‌شود دوجنس‌گرایی نه صرفاً به عنوان مرحله‌ای از سیالیت جنسی، بلکه به‌عنوان دستهٔ سومی در میان گرایش‌های جنسی رسمیت بیابد. هر چند تحقیق‌های علمی انجام شده با موضوع دوجنس‌گرایی همچنان بسیار اندک و ناکافی هستند.[۸۰]

والدگری و تربیت فرزند[ویرایش]

اشخاص دگرباش (همجنس‌گرایان مرد، همجنس‌گرایان زن، دوجنس‌گرایان و تراجنسیتی‌ها) می‌توانند والدین فرزندان تنی یا ناتنی خود باشند. مردان همجنس‌گرا در بسیاری از کشورها از راه‌هایی مانند فرزندخواندگی کودکان داخلی یا بین‌المللی، اهدای تخمک و رحم اجاره‌ای (از طریق لقاح طبیعی یا مصنوعی)، یا حضانت به‌علت نزدیک‌ترین خویشاوند بودن، صاحب فرزند می‌شوند. این والدگری ممکن است به‌طور مشترک با یک زن یا زنانی که ارتباط نزدیک ولی غیرجنسی با آن‌ها دارند انجام شود و گاهی نیز به صورت مجردی و تک‌نفره انجام می‌شود.[۸۱][۸۲][۸۳]

شرکت‌کننده‌ای در رژه افتخار ۲۰۱۵ نیوکاسل با شعار «ما بچه‌های سربلند مادران دگرباشمان هستیم.»

در یک آمارگیری مربوط به سال ۲۰۰۰، مشخص شد ۳۳ درصد از خانواده‌های متشکل از زوج‌های همجنس مؤنث و ۲۲ درصد از خانواده‌های متشکل از زوج‌های همجنس مذکر حداقل از یک کودک زیر ۱۸ ساله در خانهٔ خود مراقبت می‌کردند.[۸۴] بعضی از کودکان مطلع نیستند که یک والد دگرباش دارند. واکنش‌ها نسبت به آشکارسازی والدین متفاوت است و گاهی والدین هرگز نزد فرزندانشان آشکارسازی نمی‌کنند.[۸۵][۸۶]

گاهی در گفتگوهای سیاسی بیان می‌شود که زوج‌های دگرجنس‌گرا والدین بهتری نسبت به زوج‌های همجنس‌گرا هستند یا فرزندان همجنس‌گرایان در شرایطی نامناسب‌تر نسبت به فرزندان والدین دگرجنس‌گرا بزرگ می‌شوند، در حالی که تحقیق‌های علمی این تصورات را تأیید نمی‌کنند.[۱][۸۷] مدارک بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد فرزندان رشدیافته توسط والدین همجنس‌گرا به خوبی فرزندان والدین دگرجنس‌گرا رشد می‌کنند. تحقیق‌های فراوان ثابت می‌کنند که هیچ رابطه‌ای بین گرایش جنسی والدین و سلامت عاطفی، روانی-اجتماعی، و رفتاری کودک وجود ندارد. این اطلاعات نشان می‌دهد که بزرگ شدن در خانواده‌ای که یک یا دو والد همجنس‌گرا داشته باشد کودک را با خطری مواجه نمی‌کند.[۸۸] هیچ مطالعهٔ علمی‌ای نتوانسته‌است این عقیدهٔ عمومی را ثابت نماید که جنسیت والدین بر تندرستی روانی و جسمی کودک تأثیر دارد.[۸۹]

تمامی مراجع اصلی و سازمان‌های بزرگ و حرفه‌ای سلامت کودک در دفاع از حقوق والدین همجنس‌گرا گزارش‌ها و بیانیه‌هایی صادر کرده‌اند. این سازمان‌ها شامل آکادمی پزشکی اطفال آمریکا،[۹۰] آکادمی روان‌پزشکی کودک و نوجوان آمریکا،[۹۱] انجمن روان‌پزشکی آمریکا،[۹۲] انجمن روان‌شناسی آمریکا،[۹۳] انجمن روانکاوی آمریکا،[۹۴] انجمن ملی مددکاران اجتماعی (آمریکا)،[۱] اتحادیه رفاه کودک آمریکا،[۹۵] مجمع فرزندخواندگی آمریکای شمالی،[۹۶] و انجمن روان‌شناسی کانادا[۸۷] از آن جمله‌اند.

ازدواج با جنس مخالف[ویرایش]

یکی دیگر از راه‌های والدگری همجنس‌گرایان، فرزندآوری از طریق روابطی است که پیش از آشکارسازی و کسب هویت همجنس‌گرایانه داشته‌اند. در بسیاری موارد، ممکن است اشخاص همجنس‌گرا پیش از شناخت کامل گرایش جنسی خود با شخصی از جنس مخالف رابطه داشته یا حتی ازدواج کرده و بچه‌دار شده باشند.[۹۷] تخمین زده می‌شود که در ایالات متحده آمریکا ۲ تا ۴ درصد زنان دانسته یا ندانسته با مردانی ازدواج کرده‌اند که در ۵ سال گذشته با همجنس خود رابطهٔ جنسی داشته‌اند.[۹۸] ازدواج یک مرد همجنس‌گرا با یک زن به دلایل مختلف و پیچیده‌ای انجام می‌شود. ترس از مواجهه با تبعیض یا مجازات شدن به دلیل همجنس‌گرایی، و سردرگمی‌های هویتی از جملهٔ این موارد است. بسیاری از مردانی که علایق همجنس‌گرایانه دارند، ممکن است از نظر هویتی خود را یک دگرجنس‌گرا تصور کنند که تنها دچار وسوسه‌های همجنس‌گرایانه شده‌است و امیدوار باشند با ازدواج و تشکیل خانواده از دست این احساسات خلاص شوند.[۹۷] ازدواج میان گرایشی در اکثر موارد زیر فشارهای هویتی و جنسی این اشخاص از هم می‌پاشد. تنها درصد پایینی از این ازدواج‌ها در بلندمدت به طلاق نمی‌انجامند.[۹۹]

مشاوره و روان‌درمانی[ویرایش]

بسیاری از افراد همجنس‌گرایی که به دنبال مشاوره هستند این کار را به دلایلی مشابه دلایل دگرجنس‌گرایان انجام می‌دهند. اضطراب، مشکل در روابط خصوصی، مشکل در کنار آمدن با شرایط کاری یا اجتماعی و غیره از جمله این دلایل است. گرایش جنسی این افراد ممکن است در روند درمان نقشی اصلی یا جانبی ایفا کند یا اصلاً فاقد هیچ اهمیتی باشد. دلیل مراجعهٔ یک فرد همجنس‌گرا برای مشاوره هر چه که باشد، احتمال فراوانی وجود دارد که خود مشاور نیز جهت‌گیری‌های تبعیض‌آمیز و ضدهمجنس‌گرایانه نسبت به بیمارش داشته باشد.[۳۴]

همجنس‌گرایی ناخواسته و کمک به جستجوی هویت جنسی[ویرایش]

بعضی افراد با امیال و گرایش جنسی همجنس‌گرایانه ممکن است از داشتن این احساسات ناراضی باشند و بخواهند گرایش جنسی خود را تغییر دهند. در مواردی که گرایش جنسی واقعی فرد با خودانگاره و تصوری که وی از خود دارد در تضاد باشد و منجر به بروز استرس در فرد گردد، به‌طوری‌که مایل باشد گرایش جنسی‌اش را تغییر دهد، از اصطلاح گرایش جنسی آن‌من‌ناپذیر استفاده می‌شود.[۱۰۰] از مهم‌ترین دلایلی که باعث می‌شود اشخاص همجنس‌گرا مایل به تغییر گرایش جنسی خود باشند، اعتقادات مذهبی آنان است که احساسات یا روابط همجنس‌گرایانه را مطرود و گناه تلقی می‌کند.[۲] به‌طور کلی علت مراجعهٔ افراد همجنس‌گرا به روان‌درمانگران برای تغییر گرایش جنسی خود معمولاً شامل این موارد می‌شود:

گاهی تجربیات اشخاص همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرا، محدود به روابط جنسی ناموفق (در مکان‌هایی مانند بارهای شبانه یا مکان‌های مخصوص سکس با غریبه‌ها) می‌شود و عدم رضایت حاصل از این تجربیات منجر به احساس نیاز ایشان برای تغییر گرایش جنسی می‌گردد. این تجربیات اکثراً تصورات محدود جامعه دربارهٔ «سبک زندگی همجنس‌گرایانه» را بازتاب می‌دهند و عمدتاً غیرعاطفی، بیمارگونه، و القاکنندهٔ احساس تنهایی هستند.[۱۱۱][۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]

بعضی اشخاص درگیری میان هویت مذهبی و هویت همجنس‌گرایانهٔ خود را با جدا کردن این دو مبحث از هم انجام می‌دهند یا یکی از این دو را فدای دیگری می‌کنند. بعضی از آن‌ها با توبه و کفاره دادن پس از ارتکاب «گناه» دچار آسودگی می‌شوند، اما بعضی دیگر همچنان احساس انزوا می‌کنند و هم از طرف مذهبی‌ها و هم از طرف بقیهٔ همجنس‌گرایان مورد نکوهش یا طرد قرار می‌گیرند.[۷۴] بعضی از افرادی که احساسات مذهبی بسیار قوی دارند حاضرند به عنوان راهکار، تجرد جنسی پیشه کرده و از سکس کردن خودداری نمایند و با محدود کردن نیازهای جنسی و عاطفی خود، تناسبی با اعتقادات مذهبیشان برقرار سازند.[۱۰۵][۱۰۹] این راهکار در اشخاص مختلف درجات بسیار متفاوتی از موفقیت به نمایش می‌گذارد، هر چند اکثراً در درازمدت موفقیت‌آمیز نیست و منجر به اثرات روانی دیگری می‌شود که بعضی مثبت و بعضی دیگر از آن‌ها منفی هستند.[۷۴][۱۰۱][۱۰۵]

دستورالعمل انجمن روان‌شناسی آمریکا در رابطه با مشاورهٔ افراد همجنس‌گرا یا دوجنس‌گرایی که علاقمند به تغییر گرایش جنسی خود هستند، این است که مشاور به آن‌ها کمک کند دلایل اصلی احساس نیازشان برای تغییر گرایش جنسی را کشف کنند. در روند مشاوره، درمان‌گر باید فرد را در نتیجه‌گیری دربارهٔ هویت جنسی خود آزاد بگذارد و از القای نوع خاصی از هویت گرایش جنسی که به نظر خودش صحیح‌تر می‌رسد، خودداری کند. اگر مراجعه‌کننده تصمیم دارد که برای مبارزه با احساسات همجنس‌گرایانه‌اش تجرد پیشه کند و از رابطه جنسی بپرهیزد، مشاور نباید به‌طور مستقیم با او موافقت یا مخالفت کند، بلکه همچنان به بیمار کمک نماید که دلایل زمینه‌ای او برای اخذ این تصمیم را بسنجد.[۱۱۵]

بیمار پس از خودکاوی و جستجوی هویت، می‌تواند اقدام به بازسازی هویت گرایش جنسی خود نماید. روان‌درمانی، گروه‌های حمایتی، و رخدادهای زندگی می‌توانند شکل‌گیری هویت را تحت‌تاثیر قرار دهند. همچنین خودآگاهی، خودشناسی، و هویت شخص نیز ممکن است طی درمان تکامل یابند. در نهایت این تکامل می‌تواند منجر به تغییر هویت گرایش جنسی (هویت‌سازی خصوصی و عمومی، و وابستگی گروهی)، سازگاری عاطفی (کاهش شرم و احساس ننگ نسبت به خود)، و اعتقادات شخصی، ارزش‌ها و هنجارها (تغییر اعتقادات، رفتارها، و انگیزه‌های مذهبی و اخلاقی) شود.[۲]

روان‌درمانی با هدف «تغییر» همجنس‌گرایی[ویرایش]

بعضی درمان‌گران، گروه‌ها، یا مؤسسات باور دارند قادر به کمک به همجنس‌گرایان برای غلبه بر امیال یا رفتارهای همجنس‌گرایانهٔ خود هستند. بسیاری از آن‌ها پیروان ادیان ابراهیمی هستند و در مسلک آنان همجنس‌گرایی غیرطبیعی و گناه است و یک گرایش جنسی نامطلوب به حساب می‌آید. این نوع روان‌درمانی در جهت حذف علایق همجنس‌گرایانه و توسط افرادی که همجنس‌گرایی را یک اختلال یا گناه تلقی می‌کنند (مانند جنبش همجنس‌گرایان سابق) استفاده می‌شود.[۱۱۶]

تبدیل‌درمانی یا تلاش برای تغییر گرایش جنسی (SOCE) اصطلاحی کلی است که به انواع روش‌های ابداع شده با هدف تغییر همجنس‌گرایی و تبدیل آن به تمایل به جنس مخالف اطلاق می‌شود. تا پیش از سال ۱۹۸۱، در ایالات متحده آمریکا و اروپای غربی این روش‌ها شامل لوبوتومی با یخ‌شکن،[۱۱۷][۱۱۸][۱۱۹] اخته‌سازی شیمیایی با استفاده از هورمون‌درمانی،[۱۲۰] بیزاری‌درمانی مانند وارد نمودن شوک الکتریکی به دست‌ها یا آلت تناسلی و استفاده از داروهای تهوع‌آور به صورت هم‌زمان با القای محرک‌های جنسی همجنس‌خواهانه، و تجدید شرطی‌سازی خودارضایی می‌شد. روش‌های جدیدتر SOCE که هنوز در بعضی بخش‌های ایالات متحده مورد استفاده قرار می‌گیرند محدود به مشاوره، تصویرسازی ذهنی، آموزش مهارت‌های اجتماعی، درمان روان‌کاوانه، و موعظه‌های روحی مانند «دعا و حمایت گروهی و فشار گروهی» می‌شود.[۱۲۱]

تقریباً تمام مراجع بزرگ پزشکی و روان‌پزشکی دنیا، تبدیل‌درمانی و اثربخشی آن را رد می‌کنند و نسبت به خطرات آن هشدار می‌دهند.[۱][۳][۲۰][۳۲][۹۲][۱۲۲][۱۲۳][۱۲۴] مراجع روان‌درمانی و پزشکی معتقدند که هر درمانی که بر این فرض شکل گرفته باشد که همجنس‌گرایی یک بیماری روانی است و شخص باید گرایش جنسیاش را تغییر دهد غلط است و اصول بنیادی روان‌درمانی بیان می‌کنند که مشاور نباید چه به‌طور مستقیم و چه از طریق تأثیرگزاری‌های غیرمستقیم ماهرانه، تعیین‌کنندهٔ هدف مشاوره باشد.[۱۲۵] به‌علاوه، به‌طور کلی در چهار دههٔ اخیر، مبلغان تبدیل‌درمانی و SOCE نتوانسته‌اند از طریق مطالعات علمی دقیق ادعاهای خود مبنی بر اثربخشی و بی‌خطربودن تبدیل‌درمانی را ثابت کنند.[۲][۱۲۵]

انجمن روان‌پزشکی آمریکا در بیانیهٔ رسمی خود در سال ۱۹۹۸ دربارهٔ این موضوع آورده‌است: «خطرات احتمالی تبدیل‌درمانی بسیار زیاد بوده و شامل افسردگی، اضطراب، و رفتارهای خودتخریبگرانه می‌شود، زیرا همسو شدن درمان‌گر با تعصب‌های اجتماعی بر ضد همجنس‌گرایی می‌تواند نفرت‌ازخود که بیمار از قبل احساس می‌کرد را تشدید نماید. بسیاری از بیمارانی که تحت تبدیل‌درمانی قرار گرفته‌اند اعلام می‌کنند که به غلط به آن‌ها گفته شده‌است که همجنس‌گرایان اشخاصی تنها و بدبخت هستند و هرگز به رضایت نمی‌رسند و مورد پذیرش دیگران قرار نمی‌گیرند.» «سازمان‌های حرفه‌ای فراوانی در حوزهٔ سلامت؛ مانند انجمن روان‌شناسی آمریکا، انجمن ملی مددکاران اجتماعی، و آکادمی پزشکی اطفال آمریکا، به دلیل نگرانی از خطرات ایجاد شده برای بیمارانی که تحت تبدیل‌درمانی قرار می‌گیرند، بیانیه‌هایی بر ضد آن منتشر کرده‌اند.» «بنابراین انجمن روان‌پزشکی آمریکا با هر نوع روان‌درمانی از قبیل تبدیل‌درمانی که بر این فرض نهاده شده که همجنس‌گرایی فی نفسه بیماری است یا با این پیش زمینهٔ فکری آغاز شود که بیمار باید گرایش جنسی همجنس‌گرایانه‌اش را تغییر دهد مخالفت می‌کند.»[۱۲۵] همچنین در بیانیهٔ رسمی سال ۲۰۱۳ این سازمان آمده‌است: «انجمن روان‌پزشکی آمریکا به این تصور که همجنس‌گرایی باید تغییر یابد یا لازم است تغییر یابد اعتقادی ندارد. تلاش برای تغییر همجنس‌گرایی، فرد را در معرض خطر و آسیب‌های قابل‌توجهی قرار می‌دهد زیرا هیچ‌کدام از انواع درمان‌های مورد استفاده از نظر علمی تأیید نشده‌اند و عزت‌نفس شخص نیز پس از شکست‌خوردن در تغییر گرایش جنسی‌اش از بین خواهد رفت. هیچ مدرک قابل استنادی نشان نداده‌است که هیچ نوعی از روان‌درمانی توانسته باشد گرایش جنسی افراد را به‌طور موثق و ایمن تغییر دهد. به علاوه، از دید سلامت روانی، گرایش جنسی نیازی به تغییر یافتن ندارد.»[۹۲]

آکادمی پزشکی اطفال آمریکا به اشخاصی که با گرایش جنسی خود درگیرند توصیه می‌کند: «شما طبیعی هستید. همجنس‌گرایی یک بیماری روانی نیست. تمام سازمان‌های بزرگ پزشکی قبول دارند که همجنس‌گرایی یک بیماری یا اختلال نیست و نوعی از بیان جنسی است. هیچ‌کس نمی‌داند چه چیزی باعث می‌شود یک فرد همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، یا دگرجنس‌گرا شود. احتمالاً چندین عامل در آن نقش دارند. بعضی دلایل ممکن است زیستی باشند. بعضی دلایل ممکن است روانی باشند. علت‌ها ممکن است در اشخاص مختلف متفاوت باشد. واقعیت این است که شما انتخاب نکرده‌اید که همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، یا دگرجنس‌گرا باشید.»[۱۲۶]

روان‌درمانی حمایت‌کننده از همجنس‌گرایان[ویرایش]

روان‌درمانی حمایت‌کننده نوعی از روان‌درمانی برای مراجعه‌کنندگان همجنس‌گراست که آن‌ها را به پذیرش گرایش جنسی خود تشویق می‌کند. تلاش برای تغییر همجنس‌گرایی به دگرجنس‌گرایی یا از بین بردن رفتارهای جنسی و علاقهٔ مراجعه‌کننده به اشخاص همجنس، برخلاف اصول روان‌درمانی حمایت‌کننده از همجنس‌گرایان است. انجمن روان‌شناسی آمریکا و جامعه روان‌شناسی بریتانیا در مورد روان‌درمانی حمایت‌کننده دستورالعمل‌ها و راهنماهایی برای درمان‌گران منتشر کرده‌اند.[۱۲۷][۱۲۸] دستورالعمل رسمی انجمن روان‌شناسی آمریکا در مورد روان‌درمانی مراجعین همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا شامل ۲۱ بند می‌شود و ۶ اصل ابتدایی آن عبارتند از:

  1. روانشناس باید از تأثیر ننگ اجتماعی (تعصب، تبعیض، و خشونت) و مظاهر جانبی آن‌ها بر زندگی مراجعه‌کنندگان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرای خود آگاه باشد.
  2. روانشناس باید درک کند که گرایش‌های همجنس‌گرایانه یا دوجنس‌گرایانه بیماری روانی نیستند.
  3. روانشناس باید درک کند که احساسات، رفتارها، و امیال همجنس‌گرایانه جنبه‌هایی متفاوت ولی عادی از جنسیت در انسان‌ها هستند و تلاش در جهت تغییر گرایش جنسی موفق یا ایمن گزارش نشده‌است.
  4. روانشناس باید بداند که رفتار و دانش او دربارهٔ مسائل و مشکلات مربوط به همجنس‌گرایان و دوجنس‌گرایان ممکن است در برآورد و درمان بیمار تأثیرگذار باشد، و باید در هنگام نیاز دست به مشورت یا ارجاع بیمار بزند.
  5. روانشناس باید در نظر داشته باشد که مراجعه‌کنندگان دوجنس‌گرا نسبت به دیگران تجربیاتی متفاوت و منحصربه‌خود داشته‌اند.
  6. روانشناس باید هنگام مشاوره با مراجعین همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا، قادر باشد مسائل مرتبط با گرایش جنسی را با مسائل مربوط به هویت جنسیتی تمیز دهد.

رعایت این اصول و کمک به مراجعه‌کننده برای پذیرش هویت همجنس‌گرایانهی خود، در بهبود فرد از مشکلات روانی یا سوءمصرف مواد اهمیت فراوان دارد.[۱۲۷]

زوج‌درمانی[ویرایش]

در بسیاری از موارد، مشکلاتی که زوج‌ها با آن روبرو می‌شوند بین گرایش‌های جنسی مختلف مشترک است، ولی مراجعین دگرباش علاوه بر مشکلاتی که معمولاً زوج‌های دگرجنس‌گرا دارند، با همجنس‌گراهراسی، دگرجنس‌گراسالاری، و دیگر سرکوبی‌های اجتماعی نیز دست به گریبانند. افراد در زوج‌های همجنس ممکن است در مراحل متفاوتی از آشکارسازی باشند و این برایشان مسئله‌ساز گردد. بسیاری از اوقات، زوج‌های همجنس‌گرا برخلاف زوج‌های دگرجنس‌گرا از سرمشق مناسبی برای الگوبرداری یک رابطهٔ موفق برخوردار نیستند. این امر ممکن است باعث شود زوج‌های همجنس‌گرا نقش‌های جنسیتی کلیشه‌ای در روابط دگرجنس‌گرایانه را در رابطهٔ خود بازسازی کنند و این کار لزوماً برای حفظ رابطهٔ آنان مفید نباشد.[۱۲۹]

عدهٔ زیادی از مردان و زنان دوجنس‌گرایی که ازدواج میان‌گرایشی کرده‌اند، ممکن است به دلیل وجود احساسات همجنس‌گرایانه یا عمل نمودن به این احساسات دچار درگیری و مشکل شوند.[۱۳۰] درمان‌گر برای کمک به این اشخاص باید به او کمک کند آرامش خود را به دست آورده و احساسات همجنس‌گرایانه‌اش را به عنوان جزیی از خود بپذیرد و راه‌های مختلف بیان احساسات همجنس‌گرایانه و دگرجنس‌گرایانه‌ی خود را در زندگی روزمره بیازماید.[۱۳۱] مشاور باید به جای تمرکز کردن بر طلاق یا حفظ ازدواج، به فرد کمک کند تا واقعیت‌های زندگی مشترک خود را بسنجد و با کشف امیدها و انگیزه‌هایش برای ترک یا حفظ ازدواج، تصمیم نهایی در این مورد را خود بگیرد.[۲]

منابع[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ «Case No. S147999 in the Supreme Court of the State of California, In re Marriage Cases Judicial Council Coordination Proceeding No. 4365» (PDF). ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵.
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ ۲٫۱۲ American Psychological Association (۲۰۰۹). «Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation» (PDF).
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ American Psychiatric Association (۲۰۱۱). «Sexual Orientation». دریافت‌شده در ۱۰ اسفند ۱۳۹۵.
  4. Bayer، Ronald (۱۹۸۷). Homosexuality and American Psychiatry: The Politics of Diagnosis. Princeton University Press. شابک ۹۷۸-۰۶۹۱۰۲۸۳۷۸.
  5. Mottier، Véronique (۲۰۰۸). Sexuality: A Very Short Introduction. Oxford University Press. ص. ۵۳. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۹۲۹۸۰۲-۰. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ Katz، Jonathan (۱۹۹۲). Gay American History: Lesbians and Gay Men in the U.S.A. : a Documentary History. Meridian. شابک ۹۷۸۰۴۵۲۰۱۰۹۲۵.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ Freud، Sigmund (۱۹۰۵). Three Essays on the Theory of Sexuality. Basic Books. شابک ۹۷۸۰۴۶۵۰۹۷۰۸۱.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Ruitenbeek، Hendrik Marinus (۱۹۶۳). The problem of Homosexuality in modern society. Dutton.
  9. Weideman, G. (۱۹۶۲). «Survey of Psychoanalytic literature on overt homosexuality». Journal of the American Psychoanalytic Association. ۱۰: ۲۸۶-۴۰۹. doi:10.1177/000306516201000210.
  10. Freud, Sigmund (۱۹۵۱). «Historical Notes: A Letter from Freud». The American Journal of Psychiatry. ۱۰: ۷۸۶-۷۸۷.
  11. Geddes، Donald Porter (۱۹۵۴). An analysis of the Kinsey reports on sexual behavior in the human male and female. Dutton.
  12. American Psychological Association (۱۹۷۵). «Resolution on discrimination against homosexuals». American Psychologists. ۳۰: ۶۳۳.
  13. American Psychological Association. «APA Policy Statements on LGBT Concerns». دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  14. Nakajima, G. A. (۲۰۰۳). «The emergence of an international lesbian, gay, and bisexual psychiatric movement». Journal of Gay & Lesbian Psychotherapy. ۷. ۱/۲: ۱۶۵-۱۸۸.
  15. «ICD-10 Version:2016». World Health Organization. دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵. یادداشت بخش F66: گرایش جنسی را فی‌نفسه نباید یک بیماری تشخیص داد.
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ ۱۶٫۲ ۱۶٫۳ ۱۶٫۴ ۱۶٫۵ ۱۶٫۶ Sandfort، Theo (۲۰۰۰). Lesbian and Gay Studies: An Introductory, Interdisciplinary Approach. SAGE. شابک ۹۷۸۰۷۶۱۹۵۴۱۷۰.
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ Etengoff C. ; Daiute C. (۲۰۱۴). «Family Members' Uses of Religion in Post–Coming-Out Conflicts With Their Gay Relative» (PDF). Psychology of Religion and Spirituality. ۶. ۱: ۳۳-۴۳. doi:10.1037/a0035198. دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  18. Etengoff C. ; Daiute C. (۲۰۱۵). «Clinicians' perspectives of religious families' and gay men's negotiation of sexual orientation disclosure and prejudice». Journal of Homosexuality. ۶۲. ۳: ۳۹۴-۴۲۶. doi:10.1080/00918369.2014.977115.
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ ۱۹٫۳ ۱۹٫۴ Frankowski BL; American Academy of Pediatrics Committee on Adolescence (۲۰۰۴). «Sexual orientation and adolescents». Journal of Pediatrics. doi:10.1542/peds.113.6.1827. دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ American Psychological Association. «Sexual Orientation & Homosexuality». دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Mary Ann Lamanna, Agnes Riedmann, Susan D Stewart (۲۰۱۴). Marriages, Families, and Relationships: Making Choices in a Diverse Society. Cengage Learning. صص. ۸۲. شابک ۱۳۰۵۱۷۶۸۹۸.
  22. ۲۲٫۰ ۲۲٫۱ Kersey-Matusiak، Gloria (۲۰۱۲). Delivering Culturally Competent Nursing Care. Springer Publishing Company. صص. ۱۶۹. شابک ۰۸۲۶۱۹۳۸۱۱.
  23. Vare, Jonatha W. , and Terry L. Norton (۱۹۹۸). «Understanding Gay and Lesbian Youth: Sticks, Stones and Silence». The Cleaning House. ۷۱. ۶: ۳۲۷-۳۳۱. دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  24. Bailey JM, Dunne MP, Martin NG (۲۰۰۰). «Genetic and environmental influences on sexual orientation and its correlates in an Australian twin sample». J Pers Soc Psychol. ۷۸. ۳. doi:10.1037/0022-3514.78.3.524.
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ Långström N, Rahman Q, Carlström E, Lichtenstein P (۲۰۱۰). «Genetic and environmental effects on same-sex sexual behavior: a population study of twins in Sweden». Arch Sex Behav. ۳۹. ۱. doi:10.1007/s10508-008-9386-1.
  26. Qazi Rahman, Glenn D.Wilson (۲۰۰۳). «Born gay? The psychobiology of human sexual orientation». Personality and Individual Differences. ۳۴. ۸: ۱۳۳۷-۱۳۸۲. doi:10.1016/S0191-8869(02)00140-X.
  27. LeVay، Simon (۲۰۱۱). Gay, Straight, and the reason why. The science of sexual orientation. Oxford University Press. صص. ۴۷–۵۱, ۱۲۹–۱۵۶. شابک ۹۷۸-۰-۱۹-۹۹۳۱۵۸-۳.
  28. Blanchard, R. ; Cantor, J. M. ; Bogaert, A. F. ; Breedlove, S. M. ; Ellis, L. (۲۰۰۶). «Interaction of fraternal birth order and handedness in the development of male homosexuality». Hormones and Behavior. ۴۹. ۳: ۴۰۵-۴۱۴. doi:10.1016/j.yhbeh.2005.09.002.
  29. Anthony F. Bogaert; Malvina Skorska (۲۰۱۱). «Sexual orientation, fraternal birth order, and the maternal immune hypothesis: a review». Frontiers in neuroendocrinology. ۳۲. ۲: ۲۴۷-۲۵۴. doi:10.1016/j.yfrne.2011.02.004.
  30. Friedman RC, Downey JI (۱۹۹۴). «Homosexuality». N Engl J Med. ۳۳۱: ۹۲۳-۹۳۰. doi:10.1056/NEJM199410063311407.
  31. Stronski Huwiler SM, Remafedi G (۱۹۹۸). «Adolescent homosexuality». Adv Pediatr. ۴۵: ۱۰۷-۴۴.
  32. ۳۲٫۰ ۳۲٫۱ Royal College of Psychiatrists. «Psychiatry and LGB People». دریافت‌شده در ۱۱ اسفند ۱۳۹۵.
  33. Jeffery R. Jensen (۱۹۹۹). «Homosexuality: A Psychiatrist's Response to LDS Social Services».
  34. ۳۴٫۰ ۳۴٫۱ Robert P. Cabaj, Terry S. Stein (۱۹۹۶). Textbook of Homosexuality and Mental Health. American Psychiatric Press. صص. ۴۲۱. شابک ۹۷۸۰۸۸۰۴۸۷۱۶۰.
  35. Aurand, S. K. , Adessa, R. , & Bush, C. (۱۹۸۸). «Violence and discrimination against lesbian & gay people in Philadelphia and the Commonwealth of Pennsylvania» (PDF).
  36. Fassinger, R. (۱۹۹۱). «The hidden minority: Issues and challenges in working with lesbian women and gay men». Counseling Psychologist. ۱۹: ۱۵۷-۱۷۶. doi:10.1177/0011000091192003.
  37. GREGORY M. HEREK J. ROY GILLIS JEANINE C. COGAN ERIC K. GLUNT (۱۹۹۷). «Hate Crime Victimization Among Lesbian, Gay, and Bisexual Adults». Journal of Interpersonal Violence. ۱۲ (۲): ۱۹۵-۲۱۵. doi:10.1177/088626097012002003.
  38. Truman, D. M. , Tokar, D. M. , & Fischer, A. R. (۱۹۹۶). «Dimensions of Masculinity: Relations to Date Rape Supportive Attitudes and Sexual Aggression in Dating Situations». Journal of Counseling and Development. ۷۴: ۴۲۴. doi:10.1002/j.1556-6676.1996.tb02292.x.
  39. Dominic J Parrott, Henry E Adams, Amos Zeichner (۲۰۰۲). «Homophobia: personality and attitudinal correlates». Personality and Individual Differences. ۳۲. ۷: ۱۲۶۹-۱۲۷۸. doi:10.1016/S0191-8869(01)00117-9.
  40. David W. Holtzen, Albert A. Agresti (۱۹۹۰). «Parental Responses to Gay and Lesbian Children: Differences in Homophobia, Self-Esteem, and Sex-Role Stereotyping». Journal of Social and Clinical Psychology. ۹. ۳. doi:10.1521/jscp.1990.9.3.390.
  41. Newman BS, Muzzonigro PG. (۱۹۹۳). «The effects of traditional family values on the coming out process of gay male adolescents». Adolescence. ۲۸. ۱۰۹: ۲۱۳-۲۶.
  42. Susan D. Cochran, Vickie M. Mays (۲۰۰۰). «Relation between Psychiatric Syndromes and Behaviorally Defined Sexual Orientation in a Sample of the US Population». Am J Epidemiol. ۱۵۱. ۵: ۵۱۶-۵۲۳. doi:10.1093/oxfordjournals.aje.a010238. دریافت‌شده در ۱۲ اسفند ۱۳۹۵.
  43. ۴۳٫۰ ۴۳٫۱ Susan D. Cochran, J. Greer Sullivan, Vickie M. Mays (۲۰۰۳). «Prevalence of Mental Disorders, Psychological Distress, and Mental Health Services Use Among Lesbian, Gay, and Bisexual Adults in the United States». J Consult Clin Psychol. ۷۱. ۱: ۵۳-۶۱. doi:10.1037/0022-006X.71.1.53.
  44. Ilan H. Meyer (۲۰۰۳). «Prejudice, Social Stress, and Mental Health in Lesbian, Gay, and Bisexual Populations: Conceptual Issues and Research Evidence». Psychol Bull. ۱۲۹. ۵: ۶۷۴-۶۹۷. doi:10.1037/0033-2909.129.5.674. دریافت‌شده در ۱۲ اسفند ۱۳۹۵.
  45. ۴۵٫۰ ۴۵٫۱ Kessler RC, Mickelson KD, Williams DR (۱۹۹۹). «The prevalence, distribution, and mental health correlates of perceived discrimination in the United States». J Health Soc Behav. ۴۰. ۳: ۲۰۸-۳۰.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Meyer IH (۱۹۹۵). «Minority stress and mental health in gay men». J Health Soc Behav. ۳۶. ۱: ۳۸-۵۶.
  47. Newcomb ME, Mustanski B. (۲۰۱۰). «Internalized homophobia and internalizing mental health problems: a meta-analytic review». Clin Psychol Rev. ۳۰. ۸: ۱۰۱۹-۲۹. doi:10.1016/j.cpr.2010.07.003.
  48. Dawn M. Szymanski, Susan Kashubeck-West, Jill Meyer (۲۰۰۸). «Internalized heterosexism: Measurement, psychosocial correlates, and research directions». The Counseling Psychologist. ۳۶. ۴: ۵۲۵. doi:10.1177/0011000007309489.
  49. David M. Frost, Ilan H. Meyer (۲۰۰۹). «Internalized Homophobia and Relationship Quality among Lesbians, Gay Men, and Bisexuals». J Couns Psychol. ۵۶. ۱: ۹۷-۱۰۹.
  50. Lackner JB, Joseph JG, Ostrow DG, Kessler RC, Eshleman S, Wortman CB, O'Brien K, Phair JP, Chmiel J. (۱۹۹۳). «A longitudinal study of psychological distress in a cohort of gay men. Effects of social support and coping strategies». J Nerv Ment Dis. ۱۸۱. ۱: ۴-۱۲.
  51. Bailey JM. (۱۹۹۹). «Homosexuality and mental illness». Arch Gen Psychiatry. ۵۶. ۱۰: ۸۸۳-۴.
  52. Marmor، Judd (۱۹۸۰). Homosexual behavior: a modern reappraisal. Basic Books. صص. ۳۹۱–۴۰۱. شابک ۹۷۸۰۴۶۵۰۳۰۴۵۳.
  53. Friedman RC. (۱۹۹۹). «Homosexuality, psychopathology, and suicidality». Arch Gen Psychiatry. ۵۶. ۱۰: ۸۸۷-۸.
  54. Brooks، Virginia R. (۱۹۸۱). Minority Stress and Lesbian Women. Lexington Books. شابک ۹۷۸-۰۶۶۹۰۳۹۵۳۵.
  55. Herek GM, Gillis JR, Cogan JC. (۱۹۹۹). «Psychological sequelae of hate-crime victimization among lesbian, gay, and bisexual adults». J Consult Clin Psychol. ۶۷ (۶): ۹۴۵-۵۱.
  56. Finlay B, Scheltema KE. (۱۹۹۱). «The relation of gender and sexual orientation to measures of masculinity, femininity, and androgyny: a further analysis». J Homosex. ۲۱. ۳: ۷۱-۸۵. doi:10.1300/J082v21n03_04.
  57. Westefeld, John; Maples, Michael; Buford, Brian; Taylor, Steve (۲۰۰۱). «Gay, Lesbian, and Bisexual College Students». Journal of College Student Psychotherapy. ۱۵. ۳: ۷۱-۸۲. doi:10.1300/J035v15n03_06.
  58. Fergusson DM, Horwood LJ, Ridder EM, Beautrais AL (۲۰۰۵). «Sexual orientation and mental health in a birth cohort of young adults». Psychological Medicine. ۳۵. ۷: ۹۷۱-۸۱. doi:10.1017/S0033291704004222.
  59. Silenzio VM, Pena JB, Duberstein PR, Cerel J, Knox KL (۲۰۰۷). «Sexual Orientation and Risk Factors for Suicidal Ideation and Suicide Attempts Among Adolescents and Young Adults». American Journal of Public Health. ۹۷. ۱۱: ۲۰۱۷-۹. doi:10.2105/AJPH.2006.095943.
  60. «Gay, Lesbian, Bisexual & Transgender "Attempted Suicide" Incidences/Risks Suicidality Studies From 1970 to 2015».
  61. Alan Paul Bell, Martin S. Weinberg, Institute for Sex Research (۱۹۷۸). Homosexualities: a study of diversity among men and women. Simon and Schuster. صص. ۴۵۳–۴۵۴. شابک ۹۷۸۰۶۷۱۲۴۲۱۲۱. ر. ک. به جدول‌های 21.14 و 21.15
  62. Safren SA, Heimberg RG (۱۹۹۹). «Depression, hopelessness, suicidality, and related factors in sexual minority and heterosexual adolescents». Journal of Consulting and Clinical Psychology. ۶۷. ۶: ۸۵۹-۶۶. doi:10.1037/0022-006X.67.6.859.
  63. Russell ST, Joyner K (۲۰۰۱). «Adolescent Sexual Orientation and Suicide Risk: Evidence From a National Study». American Journal of Public Health. ۹۱. ۸: ۱۲۷۶-۸۱. doi:10.2105/AJPH.91.8.1276.
  64. Saghir MT, Robins E, Walbran B, Gentry KA (۱۹۷۰). «Homosexuality. IV. Psychiatric disorders and disability in the female homosexual». The American Journal of Psychiatry. ۱۲۷. ۲: ۱۴۷-۵۴. doi:10.1176/ajp.127.2.147.
  65. Proctor CD, Groze VK. (۱۹۹۴). «Risk Factors for Suicide among Gay, Lesbian, and Bisexual Youths». Social Work. ۳۹. ۵: ۵۰۴-۱۳. doi:10.1093/sw/39.5.504.
  66. Mary J. Rotheram-Borus, Joyce Hunter, Margaret Rosario (۱۹۹۴). «Suicidal Behavior and Gay-Related Stress among Gay and Bisexual Male Adolescents». Journal of Adolescent Research. ۹. ۴: ۴۹۸-۵۰۸. doi:10.1177/074355489494007. دریافت‌شده در ۱۳ اسفند ۱۳۹۵.
  67. Ryan C, Huebner D, Diaz RM, Sanchez J (۲۰۰۹). «Family rejection as a predictor of negative health outcomes in white and Latino lesbian, gay, and bisexual young adults». Pediatrics. ۱۲۳. ۱: ۳۴۶-۵۲. doi:10.1542/peds.2007-3524.
  68. Remafedi G, Farrow JA, Deisher RW. (۱۹۹۱). «Risk factors for attempted suicide in gay and bisexual youth». Pediatrics. ۸۷. ۶: ۸۶۹-۷۵. doi:10.1016/0197-0070(91)90544-V.
  69. Paula C. Rust (۱۹۹۳). «"Coming Out" in the Age of Social Constructionism: Sexual Identity Formation among Lesbian and Bisexual Women». Gender & Society. ۷. ۱: ۵۰-۷۷. doi:10.1177/089124393007001004.
  70. Carmen De Monteflores, Stephen J. Schultz (۱۹۷۸). «Coming Out: Similarities and Differences for Lesbians and Gay Men». Journal of Social Issues. ۳۴. ۳: ۵۹-۷۲. doi:10.1111/j.1540-4560.1978.tb02614.x.
  71. Berger RM. (۱۹۹۰). «Passing: impact on the quality of same-sex couple relationships». Social Workers. ۳۵. ۴: ۳۲۸-۳۲.
  72. Berger RM. (۱۹۹۲). «Passing and social support among gay men». Journal of Homosexuality. ۲۳. ۳: ۸۵-۹۷.
  73. Jordan KM, Deluty RH. (۱۹۹۸). «Coming out for lesbian women: its relation to anxiety, positive affectivity, self-esteem, and social support». Journal of Homosexuality. ۳۵. ۲: ۴۱-۶۳.
  74. ۷۴٫۰ ۷۴٫۱ ۷۴٫۲ ۷۴٫۳ ۷۴٫۴ Shidlo, A. , & Schroeder, M. (۲۰۰۲). «Changing sexual orientation: A consumer's report». Professional Psychology Research and Practice. ۳۳. ۳: ۲۴۹-۲۵۹. doi:10.1037/0735-7028.33.3.249.
  75. ۷۵٫۰ ۷۵٫۱ Christy M. Ponticelli (۱۹۹۹). «Crafting Stories of Sexual Identity Reconstruction». Social Psychology Quarterly. ۶۲. ۲: ۱۵۷-۱۷۲.
  76. Angela M. Barbara, Gloria Chaim, Farzana Doctor (۲۰۰۷). Asking the Right Questions 2: Talking with Clients about Sexual Orientation and Gender Identity in Mental Health, Counselling and Addiction Settings. Centre for Addiction & Mental Health. شابک ۹۷۸۰۸۸۸۶۸۵۴۱۴.
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ Diamond LM. (۲۰۰۸). «Female bisexuality from adolescence to adulthood: results from a 10-year longitudinal study». Developmental Psychology. ۴۴. ۱: ۵-۱۴. doi:10.1037/0012-1649.44.1.5.
  78. Savin-Williams RC, Joyner K, Rieger G. (۲۰۱۲). «Prevalence and stability of self-reported sexual orientation identity during young adulthood». Arch Sex Behav. ۴۱. ۱: ۱۰۳-۱۰. doi:10.1007/s10508-012-9913-y.
  79. Kinnish, K.K. ; Strassberg, D.S. ; Turner, C.W. (۲۰۰۵). «Sex differences in the flexibility of sexual orientation: a multidimensional retrospective assessment». Arch Sex Behav. ۳۴. ۲: ۱۷۳-۸۳. doi:10.1007/s10508-005-1795-9.
  80. Saewyc EM. (۲۰۱۱). «Sex differences in the flexibility of sexual orientation: a multidimensional retrospective assessment». J Res Adolesc. ۲۱. ۱: ۲۵۶-۲۷۲. doi:10.1007/s10508-005-1795-9.
  81. Dana Berkowitz, William Marsiglio (۲۰۰۷). «Gay Men: Negotiating Procreative, Father, and Family Identities». Journal of Marrage and Family. ۶۹. ۲: ۳۶۶-۳۸۱. doi:10.1111/j.1741-3737.2007.00371.x.
  82. Büntzly G. (۱۹۹۳). «Gay fathers in straight marriages». J Homosex. ۲۴. ۳-۴: ۱۰۷-۱۴.
  83. Bozett، Frederick W. (۱۹۸۷). Gay and Lesbian Parents. Greenwood Publishing Group. شابک ۹۷۸۰۲۷۵۹۲۵۴۱۳.
  84. «Can lesbians and gay men be good parents?». American Psychological Association. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  85. Amity P. Buxton (۲۰۰۵). «A Family Matter: When a Spouse Comes Out as Gay, Lesbian, or Bisexual». Journal of GLBT Family Studies. ۱. ۲: ۴۹-۷۰. doi:10.1300/J461v01n02_04.
  86. Dunne EJ. (۱۹۸۷). «Helping gay fathers come out to their children». Journal of Homosexuality. ۱۴. ۱-۲: ۲۱۳-۲۲.
  87. ۸۷٫۰ ۸۷٫۱ «Brief presented to the Legislative House of Commons Committee on Bill C38 By the Canadian Psychological Association June 2, 2005» (PDF). Canadian Psychological Association. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۳ اکتبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  88. Pawelski JG, Perrin EC, Foy JM, Allen CE, Crawford JE, Del Monte M, Kaufman M, Klein JD, Smith K, Springer S, Tanner JL, Vickers DL. (۲۰۰۶). «The effects of marriage, civil union, and domestic partnership laws on the health and well-being of children». Pediatrics. ۱۱۸. ۱: ۳۴۹-۶۴.
  89. Timothy J. Biblarz, Judith Stacey (۲۰۱۰). «How Does the Gender of Parents Matter?». Journal of Marriage and Family. ۷۲. ۱: ۳-۲۲. doi:10.1111/j.1741-3737.2009.00678.x.
  90. «American Academy of Pediatrics Supports Same Gender Civil Marriage». American Academy of Pediatrics. ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  91. «Children with Lesbian Gay Bisexual and Transgender Parents». American Academy of Child and Adolescent Psychiatry. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ ۹۲٫۲ «Position Statement on Issues Related to Homosexuality» (PDF). American Psychiatric Association. ۲۰۱۳. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  93. «Sexual Orientation, Parents, & Children». American Psychological Association. ۲۰۰۴. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  94. «Position Statement on Parenting» (PDF). American Psychoanalytic Association. ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  95. «CWLA's Position on Same-Sex Parenting». Child Welfare League of American. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  96. «Gay and Lesbian Adoptions and Foster Care». North American Council on Adoptable Children. ۲۰۰۵. دریافت‌شده در ۱۵ اسفند ۱۳۹۵.
  97. ۹۷٫۰ ۹۷٫۱ Katy Butler (۲۰۰۶). «Many Couples Must Negotiate Terms of 'Brokeback' Marriages». The New York Times.
  98. Laumann، Edward O. (۲۰۰۰). The Social Organization of Sexuality: Sexual Practices in the United States. University of Chicago Press. شابک ۹۷۸۰۲۲۶۴۷۰۲۰۷.
  99. Amity Pierce Buxton (۲۰۰۱). «Writing our own script: How bisexual men and their heterosexual wives maintain their marriages after disclosure». Journal of Bisexuality. ۱. ۲: ۱۵۵-۱۸۹. doi:10.1300/J159v01n02_06.
  100. «ICD-10 Version:2016, F.66.1-Egodystonic sexual orientation». World Health Organization. ۲۰۱۶.
  101. ۱۰۱٫۰ ۱۰۱٫۱ ۱۰۱٫۲ Beckstead, A. L. , & Morrow, S. L. (۲۰۰۴). «Mormon Clients' Experiences of Conversion Therapy The Need for a New Treatment Approach». The Counseling Psychologist. ۳۲. ۵: ۶۵۱-۶۹۰. doi:10.1177/0011000004267555.
  102. ۱۰۲٫۰ ۱۰۲٫۱ Smith, G. , Bartlett, A. & King, M. (۲۰۰۴). «Treatments of homosexuality in Britain since the 1950s - An oral history: The experience of patients». British Medical Journal. ۳۲۸. ۷۴۳۷: ۴۲۷. doi:10.1136/bmj.37984.442419.EE.
  103. Erzen، Tanya (۲۰۰۶). Straight to Jesus: Sexual and Christian Conversions in the Ex-Gay Movement. University of California Press. شابک ۹۷۸۰۵۲۰۹۳۹۰۵۹.
  104. ۱۰۴٫۰ ۱۰۴٫۱ ۱۰۴٫۲ Haldeman, D. C. (۲۰۰۴). «When Sexual and Religious Orientation Collide: Considerations in Working with Conflicted Same-Sex Attracted Male Clients». The Counseling Psychologist. ۳۲. ۵: ۶۹۱-۷۱۵. doi:10.1177/0011000004267560.
  105. ۱۰۵٫۰ ۱۰۵٫۱ ۱۰۵٫۲ Stanton L. Jones, Mark A. Yarhouse (۲۰۰۹). Ex-Gays?: A Longitudinal Study of Religiously Mediated Change in Sexual Orientation. InterVarsity Press. شابک ۹۷۸۰۸۳۰۸۷۵۱۳۹.
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ ۱۰۶٫۲ Mark, N. (۲۰۰۸). «Identities in Conflict: Forging an Orthodox Gay Identity». Journal of Gay and Lesbian Mental Health. ۱۲. ۳: ۱۷۹-۱۹۴. doi:10.1080/19359700802111189.
  107. Tozer, E. E. , & Hayes, J. A. (۲۰۰۴). «The role of religiosity, internalized homonegativity, and identity development: Why do individuals seek conversion therapy?». The Counseling Psychologist,. ۳۲. ۵: ۷۱۶-۷۴۰. doi:10.1177/0011000004267563.
  108. Wolkomir, M. (۲۰۰۱). «Emotion Work, Commitment, and the Authentication of the Self: The Case of Gay and Ex-Gay Christian Support Groups». Journal of Contemporary Ethnography. ۳۰. ۳: ۳۰۵-۳۳۴. doi:10.1177/089124101030003002.
  109. ۱۰۹٫۰ ۱۰۹٫۱ Yarhouse, M. A. (۲۰۰۸). «Narrative Sexual Identity Therapy». American Journal of Family Therapy. ۳۶. ۳: ۱۹۶-۲۱۰. doi:10.1080/01926180701236498. دریافت‌شده در ۱۳ اسفند ۱۳۹۵.
  110. ۱۱۰٫۰ ۱۱۰٫۱ Glassgold, Judith M. (۲۰۰۸). «Bridging the divide: Integrating lesbian identity and orthodox Judaism». Women & Therapy. ۳۱. ۱: ۵۹-۷۲. doi:10.1300/02703140802145227.
  111. Drescher، Jack (۲۰۰۱). Psychoanalytic Therapy and the Gay Man. Analytic Press. شابک ۹۷۸۰۸۸۱۶۳۳۶۷۲.
  112. Green RJ. (۲۰۰۳). «When therapists do not want their clients to be homosexual: a response to Rosik's article». J Marital Fam Ther. ۲۹. ۱: ۲۹-۳۸.
  113. Christopher H Rosik (۲۰۰۳). «Motivational, ethical, and epistemological foundations in the treatment of unwanted homoerotic attraction». Journal of Marital and Family Therapy. ۲۹. ۱: ۱۳-۲۸. doi:10.1111/j.1752-0606.2003.tb00379.x.
  114. David Scasta (۱۹۹۸). «Issues in Helping People Come Out». Journal of Gay & Lesbian Psychotherapy. ۲. ۴: ۸۷-۹۸. doi:dx.doi.org/10.1300/J236v02n04_07 مقدار |doi= را بررسی کنید (کمک).
  115. «Resolution on Appropriate Affirmative Responses to Sexual Orientation Distress and Change Efforts». American Psychological Association.
  116. "Reparative & other therapy to alter sexual orientation". Retrieved 10 April 2012.
  117. Hitchcock، Edward Robert (۱۹۷۹). Modern concepts in psychiatric surgery: proceedings of the 5th World Congress of Psychiatric Surgery, held in Boston MA on August 21-25, 1978. Elsevier/North-Holland Biomedical Press. صص. ۱۸۷–۱۹۵.
  118. Inge Rieber, Volkmar Sigusch (۱۹۷۹). «Psychosurgery on sex offenders and sexual "deviants" in West Germany». Archives of Sexual Behavior. ۸. ۶: ۵۲۳-۵۲۷. doi:10.1007/BF01541419.
  119. Cruz DB. (۱۹۹۹). «Controlling desires: sexual orientation conversion and the limits of knowledge and law» (PDF). South Calif Law Rev. ۷۲. ۵: ۱۲۹۷-۴۰۰.
  120. Katharine S. Milar (۲۰۱۱). «The myth buster». Monitor on Psychology. ۴۲. American Psychological Association. ۲: ۲۴. دریافت‌شده در ۱۶ اسفند ۱۳۹۵.
  121. DC Haldeman (۲۰۰۲). «Gay rights, patient rights: The implications of sexual orientation conversion therapy». Professional Psychology Research and Practice. ۳۳. ۳: ۲۶۰-۲۶۴. doi:10.1037//0735-7028.33.3.260.
  122. «"Therapies" to change sexual orientation lack medical justification and threaten health». Pan American Health Organization. دریافت‌شده در ۱۶ اسفند ۱۳۹۵.
  123. «LGBTIQ Rights Advocacy and the APS». Australian Psychological Society. دریافت‌شده در ۱۶ اسفند ۱۳۹۵.
  124. «UK organisations unite against Conversion Therapy». UK Council For Psychotherapy. دریافت‌شده در ۱۶ اسفند ۱۳۹۵.
  125. ۱۲۵٫۰ ۱۲۵٫۱ ۱۲۵٫۲ «Position Statement on Therapies Focused on Attempts to Change Sexual Orientation (Reparative or Conversion Therapies)» (PDF). American Psychiatric Association. ۱۹۹۸.
  126. American Academy of Pediatrics (۲۰۰۸). «Gay, Lesbian, and Bisexual Teens: Facts for Teens and Their Parents».
  127. ۱۲۷٫۰ ۱۲۷٫۱ «Practice Guidelines for LGB Clients». American Psychological Association. ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۷ اسفند ۱۳۹۵.
  128. «Guidelines and Literature Review for Psychologists Working Therapeutically with Sexual and Gender Minority Clients» (PDF). The British Psychological Society. ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۷ اسفند ۱۳۹۵.
  129. Jerry J. Bigner, Joseph L. Wetchler (۲۰۰۴). Relationship Therapy with Same-sex Couples. Haworth Press. شابک ۹۷۸۰۷۸۹۰۲۵۵۵۵.
  130. Wolf TJ (۱۹۸۷). «Group psychotherapy for bisexual men and their wives». Journal of Homosexuality. ۱۴. ۱-۲: ۱۹۱-۹. doi:10.1300/J082v14n01_14.
  131. Coleman E (۱۹۸۱). «Bisexual and gay men in heterosexual marriage: conflicts and resolutions in therapy». Journal of Homosexuality. ۷. ۲-۳: ۹۳-۱۰۳. doi:10.1300/J082v07n02_11.

The field of psychology has extensively studied homosexuality as a human sexual orientation. The American Psychiatric Association listed homosexuality in the DSM-I in 1952, but that classification came under scrutiny in research funded by the National Institute of Mental Health. That research and subsequent studies consistently failed to produce any empirical or scientific basis for regarding homosexuality as anything other than a natural and normal sexual orientation that is a healthy and positive expression of human sexuality.[1] As a result of this scientific research, the American Psychiatric Association removed homosexuality from the DSM-III in 1973. Upon a thorough review of the scientific data, the American Psychological Association followed in 1975 and also called on all mental health professionals to take the lead in "removing the stigma of mental illness that has long been associated" with homosexuality. In 1993, the National Association of Social Workers adopted the same position as the American Psychiatric Association and the American Psychological Association, in recognition of scientific evidence.[1] The World Health Organization, which listed homosexuality in the ICD-9 in 1977, removed homosexuality from the ICD-10 which was endorsed by the 43rd World Health Assembly on 17 May 1990.[2]

The consensus of scientific research and clinical literature demonstrate that same-sex attractions, feelings, and behaviors are normal and positive variations of human sexuality.[3] There is now a large body of scientific evidence that indicates that being gay, lesbian, or bisexual is compatible with normal mental health and social adjustment.[4]

Historical background,

The view of homosexuality as a psychological disorder has been seen in literature since research on homosexuality first began; however, psychology as a discipline has evolved over the years in its position on homosexuality. Current attitudes have their roots in religious, legal, and cultural underpinnings. Some Ancient Near Eastern communities, such as the Israelites, had strict codes forbidding homosexual activity, and this gave way to later usage of the same texts by the original missionaries of Christianity, who themselves descended from the tribes of Israel; Paul in particular is notable for his allusion to and reinforcement of such texts in his letters to nascent churches. Later, the Apostolic Fathers and their successors continued to speak against homosexual activity whenever they mentioned it in their (surviving) writings. In the early Middle Ages the Christian Church ignored homosexuality in secular society; however, by the end of the 12th century, hostility towards homosexuality began to emerge and spread through Europe's secular and religious institutions. There were official expressions condemning the "unnatural" nature of homosexual behavior in the works of Thomas Aquinas and others. Until the 19th century, homosexual activity was referred to as "unnatural, crimes against nature", sodomy or buggery and was punishable by law, sometimes by death.[5] As people became more interested in discovering the causes of homosexuality, medicine and psychiatry began competing with the law and religion for jurisdiction. In the beginning of the 19th century, people began studying homosexuality scientifically. At this time, most theories regarded homosexuality as a disease, which had a great influence on how it was viewed culturally.[6] There was a paradigm shift in the mid 20th century in psychiatric science in regards to theories of homosexuality. Psychiatrists began to believe homosexuality could be cured through therapy and freedom of self, and other theories about the genetic and hormonal origin of homosexuality were becoming accepted. There were variations of how homosexuality was viewed as pathological.[5] Some early psychiatrists such as Sigmund Freud and Havelock Ellis adopted more tolerant stances on homosexuality. Freud and Ellis believed that homosexuality was not normal, but was "unavoidable" for some people. Alfred Kinsey's research and publications about homosexuality began the social and cultural shift away from viewing homosexuality as an abnormal condition. These shifting viewpoints in the psychological studies of homosexuality are evident in its placement in the first version of the Diagnostic Statistical Manual (DSM) in 1952, and subsequent change in 1973, in which the diagnosis of ego-dystonic homosexuality replaced the DSM-II category of "sexual orientation disturbance".[6] However, it was not until 1987 in DSM-III-R that it was entirely dropped as a mental disorder.

Freud and psychoanalysis

Sigmund Freud's views on homosexuality were complex. In his attempts to understand the causes and development of homosexuality, he first explained bisexuality as an "original libido endowment",[7] by which he meant that all humans are born bisexual. He believed that the libido has a homosexual portion and a heterosexual portion, and through the course of development one wins out over the other. He also believed in a basic biological explanation for natural bisexuality in which humans are all biologically capable of being aroused by either sex. Because of this, he described homosexuality as one of many sexual options available to people. Freud proposed that humans' inherent bisexuality leads individuals to eventually choose which expression of sexuality is more gratifying, but because of cultural taboos homosexuality is repressed in many people. According to Freud, if there were no taboos people would choose whichever was more gratifying to them – and this could remain fluid throughout life – sometimes a person would be homosexual, sometimes heterosexual.[8]

Some other causes of homosexuality for which he advocated included an inverted Oedipus complex where individuals begin to identify with their mother and take themselves as a love object. This love of one's self is defined as narcissism, and Freud thought that people who were high in the trait of narcissism would be more likely to develop homosexuality because loving the same sex is like an extension of loving oneself.[8] The connection between narcissism and homosexuality was later supported by an empirical study made by Rubinstein (2010). The results of the study indicated that homosexual students score higher in two measures of narcissism and lower on a self-esteem measure, compared to their heterosexual counterparts.[9]

Freud believed treatment of homosexuality was not successful because the individual does not want to give up their homosexual identity because it brings them pleasure. He used analysis and hypnotic suggestion as treatments, but showed little success.[10] It was through this that Freud arrived at the conclusion that homosexuality was "nothing to be ashamed of, no vice, no degradation, it cannot be classified as an illness, but a variation of sexual function".[11] He further stated that psychoanalysts "should not promise to abolish homosexuality and make normal heterosexuality take its place",[7] as he had concluded in his own practice that attempts to change homosexual orientations were likely to be unsuccessful. While Freud himself may have come to a more accepting view of homosexuality, his legacy in the field of psychoanalysis, especially in the United States viewed homosexuality as negative, abnormal and caused by family and developmental issues. It was these views that significantly impacted the rationale for putting homosexuality in the first and second publications of the American Psychiatric Association's DSM, conceptualizing it as a mental disorder and further stigmatizing homosexuality in society.[6]

Havelock Ellis

Havelock Ellis (1859–1939) was working as a teacher in Australia, when he had a revelation that he wanted to dedicate his life to exploring the issue of sexuality. He returned to London in 1879 and enrolled in St. Thomas’s Hospital Medical School. He began to write, and in 1896 he co-authored Sexual Inversion with John Addington Symonds. The book was first published in German, and a year later it was translated into English. Their book explored homosexual relationships, and in a progressive approach for their time they refused to criminalize or pathologize the acts and emotions that were present in homosexual relationships.[12]

Ellis disagreed with Freud on a few points regarding homosexuality, especially regarding its development. He argued that homosexuals do not have a clear cut Oedipus complex but they do have strong feelings of inadequacy, born of fears of failure, and may also be afraid of relations with women.[13] Ellis argued that the restrictions of society contributed to the development of same-sex love. He believed that homosexuality is not something people are born with, but that at some point humans are all sexually indiscriminant, and then narrow down and choose which sex acts to stick with. According to Ellis, some people choose to engage in homosexuality, while others will choose heterosexuality.[13] He proposed that being “exclusively homosexual”[14] is to be deviant because the person is a member of a minority and therefore statistically unusual, but that society should accept that deviations from the "normal" were harmless, and maybe even valuable.[12] Ellis believed that psychological problems arose not from homosexual acts alone, but when someone "psychologically harms himself by fearfully limiting his own sex behavior".[13]

Ellis is often attributed with coining the term homosexuality but in reality he despised the word because it conflated Latin and Greek roots and instead used the term invert in his published works. Soon after Sexual Inversion was published in England, it was banned as lewd and scandalous. Ellis argued that homosexuality was a characteristic of a minority, and was not acquired or a vice and was not curable. He advocated changing the laws to leave those who chose to practice homosexuality at peace, because at the time it was a punishable crime. He believed societal reform could occur, but only after the public was educated. His book became a landmark in the understanding of homosexuality.[12]

Alfred Kinsey

Alfred Charles Kinsey (1894–1956) was a sexologist who founded the Institute for Sex Research, which is now known as the Kinsey Institute for Research in Sex, Gender and Reproduction. His explorations into different sexual practices originated from his study of the variations in mating practices among wasps. He developed the Kinsey Scale, which measures sexual orientation in ranges from 0 to 6 with 0 being exclusively heterosexual and 6 being exclusively homosexual.[15] His findings indicated that there was great variability in sexual orientations. Kinsey published the books Sexual Behavior in the Human Male and Sexual Behavior in the Human Female, which brought him a lot of fame and controversy. The prevailing approach to homosexuality at the time was to pathologize and attempt to change homosexuals. Kinsey's book demonstrated that homosexuality was more common than was assumed, suggesting that these behaviors are normal and part of a continuum of sexual behaviors.[6]

The Diagnostic and Statistical Manual

The social, medical and legal approach to homosexuality ultimately led for its inclusion in the first and second publications of the American Psychiatric Association's Diagnostic and Statistical Manual (DSM). This served to conceptualize homosexuality as a mental disorder and further stigmatize homosexuality in society. However, the evolution in scientific study and empirical data from Kinsey, Evelyn Hooker and others confronted these beliefs, and by the 1970s psychiatrists and psychologists were radically altering their views on homosexuality. Tests such as the Rorschach, Thematic Apperception Test (TAT) and the Minnesota Multiphasic Personality Inventory (MMPI) indicated that homosexual men and women were not distinguishable from heterosexual men and women in functioning. These studies failed to support the previous assumptions that family dynamics, trauma and gender identity were factors in the development of sexual orientation. Due to lack of supporting data, as well as exponentially increasing pressure from gay rights advocates, the Board of Directors for the American Psychiatric Association voted to remove homosexuality as a mental disorder from the DSM in 1973. Out of the 17910 eligible people to vote, the vote was 32% in favor, 21% against it, and 47% not voting.[16] One year after the vote, a group of psychiatrists asked for a new vote claiming that the first vote was influenced by a letter signed by top association leaders that most people did not know had been conceived and paid for by the National Gay Task Force. They argued that the letter should have explicitly mentioned the National Gay Task Force as its sponsor.[6][16] After considerable delay and controversy, DSM-III-R (1987) dropped homosexuality as a listed mental disorder.[citation needed].

Major areas of psychological research

Major psychological research into homosexuality is divided into five categories:[17]

  1. What causes some people to be attracted to their own sex?
  2. What causes discrimination against people with a homosexual orientation and how can this be influenced?[18]
  3. Does having a homosexual orientation affect one's health status, psychological functioning or general well-being?
  4. What determines successful adaptation to rejecting social climates? Why is homosexuality central to the identity of some people, but peripheral to the identity of others?[19]
  5. How do the children of homosexual people develop?

Psychological research in these areas has always been important to counteracting prejudicial attitudes and actions, and to the gay and lesbian rights movement generally.[17]

Causes of homosexuality

Although no single theory on the cause of sexual orientation has yet gained widespread support, scientists favor biologically-based theories.[20] There is considerably more evidence supporting nonsocial, biological causes of sexual orientation than social ones, especially for males.[21][22][23]

Discrimination

Anti-gay attitudes and behaviors (sometimes called homophobia or heterosexism) have been objects of psychological research. Such research usually focuses on attitudes hostile to gay men, rather than attitudes hostile to lesbians.[17] Anti-gay attitudes are often found in those who do not know gay people on a personal basis.[24] There is also a high risk for anti-gay bias in psychotherapy with lesbian, gay, and bisexual clients.[25] One study found that nearly half of its sample had been the victim of verbal or physical violence because of their sexual orientation, usually committed by men. Such victimization is related to higher levels of depression, anxiety, anger, and symptoms of post-traumatic stress.[26][full citation needed] Research suggests that parents who respond negatively to their child's sexual orientation tended to have lower self-esteem and negative attitudes toward women, and that "negative feelings about homosexuality in parents decreased the longer they were aware of their child's homosexuality".[27]

In addition, while research has suggested that "families with a strong emphasis on traditional values – implying the importance of religion, an emphasis on marriage and having children – were less accepting of homosexuality than were low-tradition families",[28] emerging research suggests that this may not be universal. For example, recent[when?] research published in APA's Psychology of Religion & Spirituality journal by Chana Etengoff and Colette Daiute suggests that religious family members can alternatively use religious values and texts in support of their sexual minority relative. For example, a Catholic mother of a gay man shared that she focuses on "the greatest commandment of all, which is, love". Similarly, a Methodist mother referenced Jesus in her discussion of loving her gay son, as she said, "I look at Jesus' message of love and forgiveness and that we're friends by the blood, that I don't feel that people are condemned by the actions they have done." These religious values were similarly expressed by a Mormon father who shared the following during his discussion of the biblical prohibition against homosexuality: "Your goal, your reason for being, should be to accept and to love and to lift up ... those in need no matter who they are".[18]

Mental health issues

Psychological research in this area includes examining mental health issues (including stress, depression, or addictive behavior) faced by gay and lesbian people as a result of the difficulties they experience because of their sexual orientation, physical appearance issues, eating disorders, or gender atypical behavior.

  • Psychiatric disorders: in a Dutch study, gay men reported significantly higher rates of mood and anxiety disorders than straight men, and lesbians were significantly more likely to experience depression (but not other mood or anxiety disorders) than straight women.[17]
  • Physical appearance and eating disorders: gay men tend to be more concerned about their physical appearance than straight men.[29][full citation needed] Lesbian women are at a lower risk for eating disorders than heterosexual women.[30]
  • Gender atypical behavior: while this is not a disorder, gay men may face difficulties due to being more likely to display gender atypical behavior than heterosexual men.[31] The difference is less pronounced between lesbians and straight women.[32]
  • Minority stress: stress caused from a sexual stigma, manifested as prejudice and discrimination, is a major source of stress for people with a homosexual orientation. Sexual-minority affirming groups and gay peer groups help counteract and buffer minority stress.[6]
  • Ego-dystonic sexual orientation: conflict between religious identity and sexual orientation can cause severe stress, causing some people to want to change their sexual orientation. Sexual orientation identity exploration can help individuals evaluate the reasons behind the desire to change and help them resolve the conflict between their religious and sexual identity, either through sexual orientation identity reconstruction or affirmation therapies.[6] Ego-dystonic sexual orientation is a disorder where a person wishes their sexual orientation were different because of associated psychological and behavioral disorders.
  • Sexual relationship disorder: people with a homosexual orientation in mixed-orientation marriages may struggle with the fear of the loss of their marriage.[6] Sexual relationship disorder is a disorder where the gender identity or sexual orientation interferes with maintaining or forming of a relationship.

Suicide

The likelihood of suicide attempts is higher in both gay males and lesbians, as well as bisexual individuals of both sexes, when compared to their heterosexual counterparts.[33][34][35] The trend of having a higher incident rate among females encompasses lesbians or bisexual females; when compared with homosexual or bisexual males, lesbians are more likely to attempt suicide.[36]

Studies dispute the exact difference in suicide rate compared to heterosexuals with a minimum of 0.8–1.1 times more likely for females[37] and 1.5–2.5 times more likely for males.[38][39] The higher figures reach 4.6 times more likely in females[40] and 14.6 times more likely in males.[17]

Race and age play a factor in the increased risk. The highest ratios for males are attributed to young Caucasians. By the age of 25, their risk is more than halved; however, the risk for black gay males at that age steadily increases to 8.6 times more likely. Over a lifetime, the increased likelihoods are 5.7 times for white and 12.8 for black gay and bisexual males. Lesbian and bisexual females have the opposite trend, with fewer attempts during the teenager years compared to heterosexual females. Through a lifetime, the likelihood for Caucasian females is nearly triple that of their heterosexual counterparts; however, for black females there is minimal change (less than 0.1 to 0.3 difference), with heterosexual black females having a slightly higher risk throughout most of the age-based study.[17]

Gay and lesbian youth who attempt suicide are disproportionately subject to anti-gay attitudes, often have fewer skills for coping with discrimination, isolation, and loneliness,[17][41][42] and were more likely to experience family rejection[43] than those who do not attempt suicide. Another study found that gay and bisexual youth who attempted suicide had more feminine gender roles,[44] adopted a non-heterosexual identity at a young age and were more likely than peers to report sexual abuse, drug abuse, and arrests for misconduct.[44] One study found that same-sex sexual behavior, but not homosexual attraction or homosexual identity, was significantly predictive of suicide among Norwegian adolescents.[45]

Sexual orientation identity development

  • Coming out: many gay, lesbian and bisexual people go through a "coming out" experience at some point in their lives. Psychologists often say this process includes several stages "in which there is an awareness of being different from peers ('sensitization'), and in which people start to question their sexual identity ('identity confusion'). Subsequently, they start to explore practically the option of being gay, lesbian or bisexual and learn to deal with the stigma ('identity assumption'). In the final stage, they integrate their sexual desires into a position understanding of self ('commitment')."[17] However, the process is not always linear[46] and it may differ for lesbians, gay men and bisexual individuals.[47]
  • Different degrees of coming out: one study found that gay men are more likely to be out to friends and siblings than to co-workers, parents, and more distant relatives.[48]
  • Coming out and well-being: same-sex couples who are openly gay are more satisfied in their relationships.[49] For women who self-identify as lesbian, the more people know about her sexual orientation, the less anxiety, more positive affectivity, and greater self-esteem she has.[50]
  • Rejection of gay identity: various studies report that for some religious people, rejecting a gay identity appears to relieve the distress caused by conflicts between religious values and sexual orientation.[6][51][52][53][54] After reviewing the research, Judith Glassgold, chair of the American Psychological Association sexuality task force, said some people are content in denying a gay identity and "there is no clear evidence of harm".[55]

Fluidity of sexual orientation

Often, sexual orientation and sexual orientation identity are not distinguished, which can impact accurately assessing sexual identity and whether or not sexual orientation is able to change; sexual orientation identity can change throughout an individual's life, and may or may not align with biological sex, sexual behavior or actual sexual orientation.[56][57][58] Sexual orientation is stable and unlikely to change for the vast majority of people, but some research indicates that some people may experience change in their sexual orientation, and this is more likely for women than for men.[59] The American Psychological Association distinguishes between sexual orientation (an innate attraction) and sexual orientation identity (which may change at any point in a person's life).[60]

In a statement issued jointly with other major American medical organizations, the American Psychological Association states that "different people realize at different points in their lives that they are heterosexual, gay, lesbian, or bisexual".[61] A 2007 report from the Centre for Addiction and Mental Health states that, "For some people, sexual orientation is continuous and fixed throughout their lives. For others, sexual orientation may be fluid and change over time".[62] Lisa Diamond's study "Female bisexuality from adolescence to adulthood" suggests that there is "considerable fluidity in bisexual, unlabeled, and lesbian women's attractions, behaviors, and identities".[63][64]

Parenting

LGBT parenting is the parenting of children by lesbian, gay, bisexual, and transgender (LGBT) people, as either biological or non-biological parents. Gay men have options which include "foster care, variations of domestic and international adoption, diverse forms of surrogacy (whether "traditional" or gestational), and kinship arrangements, wherein they might coparent with a woman or women with whom they are intimately but not sexually involved".[65][66][67][68][69] LGBT parents can also include single parents; to a lesser extent, the term sometimes refers to parents of LGBT children.

In the 2000 U.S. Census, 33% of female same-sex couple households and 22% of male same-sex couple households reported at least one child under eighteen living in their home.[70] Some children do not know they have an LGBT parent; coming out issues vary and some parents may never come out to their children.[71][72] adoption by LGBT couples and LGBT parenting in general may be controversial in some countries. In January 2008, the European Court of Human Rights ruled that same-sex couples have the right to adopt a child.[73][74] In the U.S., LGBT people can legally adopt, as individuals, in all fifty states.[75]

Although it is sometimes asserted in policy debates that heterosexual couples are inherently better parents than same-sex couples, or that the children of lesbian or gay parents fare worse than children raised by heterosexual parents, those assertions are not supported by scientific research literature.[1][76] There is ample evidence to show that children raised by same-gender parents fare as well as those raised by heterosexual parents. Much research has documented the lack of correlation between parents' sexual orientation and any measure of a child's emotional, psychosocial, and behavioral adjustment. These data have demonstrated no risk to children as a result of growing up in a family with one or more gay parents.[77] No research supports the widely held conviction that the gender of parents influences the well-being of the child.[78] If gay, lesbian, or bisexual parents were inherently less capable than otherwise comparable heterosexual parents, their children would present more poorly regardless of the type of sample; this pattern has not been observed.[79]

Professor Judith Stacey of New York University, stated: “Rarely is there as much consensus in any area of social science as in the case of gay parenting, which is why the American Academy of Pediatrics and all of the major professional organizations with expertise in child welfare have issued reports and resolutions in support of gay and lesbian parental rights”.[80] These organizations include the American Academy of Pediatrics,[77] the American Academy of Child and Adolescent Psychiatry,[81] the American Psychiatric Association,[82] the American Psychological Association,[83] the American Psychoanalytic Association,[84] the National Association of Social Workers,[1] the Child Welfare League of America,[85] the North American Council on Adoptable Children,[86] and Canadian Psychological Association (CPA). CPA is concerned that some persons and institutions are misinterpreting the findings of psychological research to support their positions, when their positions are more accurately based on other systems of belief or values.[87]

The vast majority of families in the United States today are not the "middle-class family with a bread-winning father and a stay-at-home mother, married to each other and raising their biological children" that has been viewed as the norm. Since the end of the 1980s, it has been well established that children and adolescents can adjust just as well in nontraditional settings as in traditional settings.[88]

Psychotherapy

Most people with a homosexual orientation who seek psychotherapy do so for the same reasons as straight people (stress, relationship difficulties, difficulty adjusting to social or work situations, etc.); their sexual orientation may be of primary, incidental, or no importance to their issues and treatment. Regardless of the issue that psychotherapy is sought for, there is a high risk of anti-gay bias being directed at non-heterosexual clients.[25]

Relationship counseling

Most relationship issues are shared equally among couples regardless of sexual orientation, but LGBT clients additionally have to deal with homophobia, heterosexism, and other societal oppressions. Individuals may also be at different stages in the coming out process. Often, same-sex couples do not have as many role models for successful relationships as opposite-sex couples. There may be issues with gender-role socialization that does not affect opposite-sex couples.[89]

A significant number of men and women experience conflict surrounding homosexual expression within a mixed-orientation marriage.[90] Therapy may include helping the client feel more comfortable and accepting of same-sex feelings and to explore ways of incorporating same-sex and opposite-sex feelings into life patterns.[91] Although a strong homosexual identity was associated with difficulties in marital satisfaction, viewing the same-sex activities as compulsive facilitated commitment to the marriage and to monogamy.[92]

Gay affirmative psychotherapy

Gay affirmative psychotherapy is a form of psychotherapy for gay, lesbian, and bisexual clients which encourages them to accept their sexual orientation, and does not attempt to change their sexual orientation to heterosexual, or to eliminate or diminish their same-sex desires and behaviors. The American Psychological Association (APA) and the British Psychological Society offer guidelines and materials for gay affirmative psychotherapy.[93][94] Practitioners of gay affirmative psychotherapy states that homosexuality or bisexuality is not a mental illness, and that embracing and affirming gay identity can be a key component to recovery from other mental illnesses or substance abuse.[93] Some people may find neither gay affirmative therapy nor conversion therapy appropriate, however. Clients whose religious beliefs are inconsistent with homosexual behavior may require some other method of integrating their conflicting religious and sexual selves.[95]

Sexual orientation identity exploration

The American Psychological Association recommends that if a client wants treatment to change his sexual orientation, the therapist should explore the reasons behind the desire, without favoring any particular outcome. The therapist should neither promote nor reject the idea of celibacy, but help the client come to their own decisions by evaluating the reasons behind the patient's goals.[96] One example of sexual orientation identity exploration is sexual identity therapy.[6]

After exploration, a patient may proceed with sexual orientation identity reconstruction, which helps a patient reconstruct sexual orientation identity. Psychotherapy, support groups, and life events can influence identity development; similarly, self-awareness, self-conception, and identity may evolve during treatment.[6] It can change sexual orientation identity (private and public identification, and group belonging), emotional adjustment (self-stigma and shame reduction), and personal beliefs, values and norms (change of religious and moral belief, behavior and motivation).[6] Some therapies include "gender wholeness therapy".[97]

The American Psychiatric Association states in their official statement release on the matter: "The potential risks of 'reparative therapy' are great and include depression, anxiety, and self-destructive behavior, since therapist alignment with societal prejudices against homosexuality may reinforce self-hatred already experienced by the patient. Many patients who have undergone 'reparative therapy' relate that they were inaccurately told that homosexuals are lonely, unhappy individuals who never achieve acceptance or satisfaction. The possibility that the person might achieve happiness and satisfying interpersonal relationships as a gay man or lesbian are not presented, nor are alternative approaches to dealing with the effects of societal stigmatization discussed. APA recognizes that in the course of ongoing psychiatric treatment, there may be appropriate clinical indications for attempting to change sexual behaviors."[98]

The American Psychological Association aligns with this in a resolution: it "urges all mental health professionals to take the lead in removing the stigma of mental illness that has long been associated with homosexual orientation"[99] and "Therefore be it further resolved that the American Psychological Association opposes portrayals of lesbian, gay, and bisexual youth and adults as mentally ill due to their sexual orientation and supports the dissemination of accurate information about sexual orientation, and mental health, and appropriate interventions in order to counteract bias that is based in ignorance or unfounded beliefs about sexual orientation."[100]

The American Academy of Pediatrics advises lesbian, gay, gynandromorphophilic, and bisexual teenagers struggling with their sexuality: "You are normal. Homosexuality is not a mental disorder. All of the major medical organizations, including The American Psychiatric Association, The American Psychological Association, and the American Academy of Pediatrics agree that homosexuality is not an illness or disorder, but a form of sexual expression. No one knows what causes a person to be gay, bisexual, or straight. There probably are a number of factors. Some may be biological. Others may be psychological. The reasons can vary from one person to another. The fact is, you do not choose to be gay, bisexual, or straight."[101]

Developments in individual psychology

In contemporary Adlerian thought, homosexuals are not considered within the problematic discourse of the "failures of life". Christopher Shelley, an Adlerian psychotherapist, published a volume of essays in 1998 that feature Freudian, (post)Jungian and Adlerian contributions that demonstrate affirmative shifts in the depth psychologies.[102] These shifts show how depth psychology can be utilized to support rather than pathologize gay and lesbian psychotherapy clients. The Journal of Individual Psychology, the English language flagship publication of Adlerian psychology, released a volume in the summer of 2008 that reviews and corrects Adler's previously held beliefs on the homosexual community.

See also

References

  1. ^ a b c d In re Marriage Cases, 183 P.3d 384 (Cal 2008).
  2. ^ "Stop discrimination against homosexual men and women". World Health Organisation — Europe. 17 May 2011. Retrieved 8 March 2012.
    "The decision of the World Health Organisation 15 years ago constitutes a historic date and powerful symbol for members of the LGBT community". ILGA. Archived from the original on 30 October 2009. Retrieved 24 August 2010.
  3. ^ American Psychological Association: Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation
  4. ^ "Submission to the Church of England's Listening Exercise on Human Sexuality". The Royal College of Psychiatrists. Retrieved 1 September 2019.
  5. ^ a b Katz, J (1995). Gay and American History: Lesbians and Gay Men in the United States. New York: Thomas Crowell.
  6. ^ a b c d e f g h i j k l "Report of the American Psychological Association Task Force on Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation" (PDF). 2009.
  7. ^ a b Freud, Sigmund (1953). Three Essays on the Theory of Sexuality. London: Hogarth Press.
  8. ^ a b Ruitenbeek, H.M. (1963). The problem of Homosexuality in modern society. New York: Dutton. OCLC 733597853.
  9. ^ Rubinstien, Gigi (6 January 2010). "Narcissism and self esteem among homosexual and heterosexual male students" (PDF). Journal of Sex & Marital Therapy. 36: 1, 24–34. doi:10.1080/0092630920-337-5594 (inactive 11 September 2019). Retrieved 16 February 2017.
  10. ^ Weideman, G. (1962). "Survey of Psychoanalytic literature on overt homosexuality". Journal of the American Psychoanalytic Association. 10 (2): 286–409. doi:10.1177/000306516201000210. PMID 14006764.
  11. ^ Freud, Sigmund (1951). "Letter to an American Mother". American Journal of Psychiatry. 107 (10): 786–787. doi:10.1176/ajp.107.10.786. PMID 14819376.
  12. ^ a b c Spencer, Colin (1995). Homosexuality in History. New York: Harcourt Brace & Company. ISBN 9780151002238.
  13. ^ a b c Ellis, Havelock (1963). If this be sexual heresy... New York: Lyle Stuart Inc.
  14. ^ Ellis, Havelock (1946). Psychology of Sex. New York: Emerson Books.
  15. ^ Geddes, Donald Porter (1954). An analysis of the Kinsey reports on sexual behavior in the human male and female. New York: Dutton.
  16. ^ a b Kihss, Peter (26 May 1974). "8 Psychiatrists Are Seeking New Vote on Homosexuality as Mental Illness". The New York Times.
  17. ^ a b c d e f g h Sandfort, T., ed. (2000). "Chapter 2". Lesbian and Gay Studies: An Introductory, Interdisciplinary Approach. ISBN 978-0-7619-5417-0.
  18. ^ a b Etengoff C.; Daiute C. (2014). "Family Members' Uses of Religion in Post–Coming-Out Conflicts With Their Gay Relative". Psychology of Religion and Spirituality. 6 (1): 33–43. doi:10.1037/a0035198.
  19. ^ Etengoff C.; Daiute C. (2015). "Clinicians' perspectives of religious families' and gay men's negotiation of sexual orientation disclosure and prejudice". Journal of Homosexuality. 62 (3): 394–426. doi:10.1080/00918369.2014.977115.
  20. ^ Frankowski BL; American Academy of Pediatrics Committee on Adolescence (June 2004). "Sexual orientation and adolescents". Pediatrics. 113 (6): 1827–32. doi:10.1542/peds.113.6.1827. PMID 15173519.
  21. ^ Bailey, J. Michael; Vasey, Paul; Diamond, Lisa; Breedlove, S. Marc; Vilain, Eric; Epprecht, Marc (2016). "Sexual Orientation, Controversy, and Science". Psychological Science in the Public Interest. 17 (2): 45–101. doi:10.1177/1529100616637616. PMID 27113562.
  22. ^ LeVay, Simon (2017). Gay, Straight, and the Reason Why: The Science of Sexual Orientation. Oxford University Press. ISBN 9780199752966.
  23. ^ Balthazart, Jacques (2012). The Biology of Homosexuality. Oxford University Press. ISBN 9780199838820.
  24. ^ Jensen, Jeffrey (5 September 1999). Affirmation - Homosexuality: A Psychiatrist's Response to LDS Social Services. National Affirmation Annual Conference. Portland, Oregon. Archived from the original on 4 July 2003.
  25. ^ a b Cabaj, Robert P.; Steine, Terry S., eds. (1996). Textbook of Homosexuality and Mental Health. American Psychiatric Press. p. 421. ISBN 978-0-88048-716-0.
  26. ^ Herek, et al. (1997)
  27. ^ Holtzen, David W.; Agresti, Albert A. (1 September 1990). "Parental Responses to Gay and Lesbian Children: Differences in Homophobia, Self-Esteem, and Sex-Role Stereotyping". Journal of Social and Clinical Psychology. 9 (3): 390–399. doi:10.1521/jscp.1990.9.3.390. ISSN 0736-7236.
  28. ^ Newman, Bernie Sue; Muzzonigro, Peter Gerard (1993). "The Effects of Traditional Family Values on the Coming Out Process of Gay Male Adolescents". Adolescence. 28 (109): 213–26. PMID 8456611.
  29. ^ Brand, et al. (1992).
  30. ^ Siever, Michael D. (1994). "Sexual orientation and gender as factors in socioculturally acquired vulnerability to body dissatisfaction and eating disorders". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 62 (2): 252–260. doi:10.1037/0022-006x.62.2.252.
  31. ^ Hiatt, Deirdre; Hargrave, George E. (August 1994). "Psychological Assessment of Gay and Lesbian Law Enforcement Applicants". Journal of Personality Assessment. 63 (1): 80–88. doi:10.1207/s15327752jpa6301_6. ISSN 0022-3891. PMID 7932031.
  32. ^ Finlay, Barbara; Scheltema, Karen E. (26 June 1991). "The Relation of Gender and Sexual Orientation to Measures of Masculinity, Femininity, and Androgyny". Journal of Homosexuality. 21 (3): 71–86. doi:10.1300/J082v21n03_04. ISSN 0091-8369. PMID 1880402.
  33. ^ Westefeld, John; Maples, Michael; Buford, Brian; Taylor, Steve (2001). "Gay, Lesbian, and Bisexual College Students". Journal of College Student Psychotherapy. 15 (3): 71–82. doi:10.1300/J035v15n03_06.
  34. ^ Fergusson DM, Horwood LJ, Ridder EM, Beautrais AL (July 2005). "Sexual orientation and mental health in a birth cohort of young adults". Psychological Medicine. 35 (7): 971–81. doi:10.1017/S0033291704004222. PMID 16045064.
  35. ^ Silenzio VM, Pena JB, Duberstein PR, Cerel J, Knox KL (November 2007). "Sexual Orientation and Risk Factors for Suicidal Ideation and Suicide Attempts Among Adolescents and Young Adults". American Journal of Public Health. 97 (11): 2017–9. doi:10.2105/AJPH.2006.095943. PMC 2040383. PMID 17901445.
  36. ^ Gay, Lesbian, Bisexual & Transgender "Attempted Suicide" Incidences/Risks Suicidality Studies From 1970 to 2009
  37. ^ Bell, Alan P; Weinberg, Martin S (1979). Homosexualities: a Study of Diversity Among Men and Women. New York: Simon and Schuster. pp. 453–454 (Tables 21.14 & 21.15). ISBN 978-0-671-25150-5. OCLC 5126171.
  38. ^ Safren SA, Heimberg RG (December 1999). "Depression, hopelessness, suicidality, and related factors in sexual minority and heterosexual adolescents". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 67 (6): 859–66. doi:10.1037/0022-006X.67.6.859. PMID 10596508.
  39. ^ Russell ST, Joyner K (August 2001). "Adolescent Sexual Orientation and Suicide Risk: Evidence From a National Study". American Journal of Public Health. 91 (8): 1276–81. doi:10.2105/AJPH.91.8.1276. PMC 1446760. PMID 11499118.
  40. ^ Saghir MT, Robins E, Walbran B, Gentry KA (August 1970). "Homosexuality. IV. Psychiatric disorders and disability in the female homosexual". The American Journal of Psychiatry. 127 (2): 147–54. doi:10.1176/ajp.127.2.147. PMID 5473144.
  41. ^ Rotheram-Borus, Mary J.; Hunter, Joyce; Rosario, Margaret (1 October 1994). "Suicidal Behavior and Gay-Related Stress among Gay and Bisexual Male Adolescents". Journal of Adolescent Research. 9 (4): 498–508. doi:10.1177/074355489494007. ISSN 0743-5584.
  42. ^ Proctor, Curtis D.; Groze, Victor K. (1 September 1994). "Risk Factors for Suicide among Gay, Lesbian, and Bisexual Youths". Social Work. 39 (5): 504–513. doi:10.1093/sw/39.5.504. ISSN 0037-8046.
  43. ^ Ryan C, Huebner D, Diaz RM, Sanchez J (January 2009). "Family rejection as a predictor of negative health outcomes in white and Latino lesbian, gay, and bisexual young adults". Pediatrics. 123 (1): 346–52. doi:10.1542/peds.2007-3524. PMID 19117902.
  44. ^ a b Remafedi G, Farrow JA, Deisher RW (June 1991). "Risk factors for attempted suicide in gay and bisexual youth". Pediatrics. 87 (6): 869–75. PMID 2034492.
  45. ^ Wichstrøm L, Hegna K (February 2003). "Sexual orientation and suicide attempt: a longitudinal study of the general Norwegian adolescent population". Journal of Abnormal Psychology. 112 (1): 144–51. doi:10.1037/0021-843X.112.1.144. PMID 12653422.
  46. ^ Rust, Paula C. (1 March 1993). "'Coming Out' in the Age of Social Constructionism: Sexual Identity Formation among Lesbian and Bisexual Women". Gender & Society. 7 (1): 50–77. doi:10.1177/089124393007001004. ISSN 0891-2432.
  47. ^ de Monteflores, Carmen; Schultz, Stephen J. (1 July 1978). "Coming Out: Similarities and Differences for Lesbians and Gay Men". Journal of Social Issues. 34 (3): 59–72. doi:10.1111/j.1540-4560.1978.tb02614.x. ISSN 1540-4560.
  48. ^ Berger, Raymond M. (29 October 1992). "Passing and Social Support Among Gay Men". Journal of Homosexuality. 23 (3): 85–98. doi:10.1300/j082v23n03_06. ISSN 0091-8369. PMID 1431083.
  49. ^ Berger RM (July 1990). "Passing: impact on the quality of same-sex couple relationships". Social Work. 35 (4): 328–32. PMID 2392712.
  50. ^ Jordan KM, Deluty RH (1998). "Coming out for lesbian women: its relation to anxiety, positive affectivity, self-esteem, and social support". Journal of Homosexuality. 35 (2): 41–63. doi:10.1300/J082v35n02_03. PMID 9524921.
  51. ^ Ponticelli C. M. (1999). "Crafting stories of sexual identity reconstruction". Social Psychology Quarterly. 62 (2): 157–172. doi:10.2307/2695855. JSTOR 2695855.
  52. ^ Erzen, Tanya (27 June 2006). Straight to Jesus: Sexual and Christian Conversions in the Ex-Gay Movement. University of California Press. ISBN 978-0-520-93905-9.[page needed]
  53. ^ Thumma S (1991). "Negotiating a religious identity: The case of the gay evangelical". Sociological Analysis. 52 (4): 333–347. doi:10.2307/3710850. JSTOR 3710850.
  54. ^ Kerr, R. A. (1997). The experience of integrating gay identity with evangelical Christian faith" Dissertation Abstracts International 58(09), 5124B. (UMI No. 9810055).
  55. ^ Simon, Stephanie (7 August 2009). "A New Therapy on Faith and Sexual Identity". Wall Street Journal. ISSN 0099-9660.
  56. ^ Sinclair, Karen, About Whoever: The Social Imprint on Identity and Orientation, NY, 2013 ISBN 9780981450513
  57. ^ Rosario, M.; Schrimshaw, E.; Hunter, J.; Braun, L. (2006). "Sexual identity development among lesbian, gay, and bisexual youths: Consistency and change over time". Journal of Sex Research. 43 (1): 46–58. doi:10.1080/00224490609552298. PMC 3215279. PMID 16817067.
  58. ^ Ross, Michael W.; Essien, E. James; Williams, Mark L.; Fernandez-Esquer, Maria Eugenia. (2003). "Concordance Between Sexual Behavior and Sexual Identity in Street Outreach Samples of Four Racial/Ethnic Groups". Sexually Transmitted Diseases. American Sexually Transmitted Diseases Association. 30 (2): 110–113. doi:10.1097/00007435-200302000-00003. PMID 12567166.
  59. ^
    • Bailey, J. Michael; Vasey, Paul; Diamond, Lisa; Breedlove, S. Marc; Vilain, Eric; Epprecht, Marc (2016). "Sexual Orientation, Controversy, and Science". Psychological Science in the Public Interest. 17 (2): 45–101. doi:10.1177/1529100616637616. Sexual fluidity is situation-dependent flexibility in a person’s sexual responsiveness, which makes it possible for some individuals to experience desires for either men or women under certain circumstances regardless of their overall sexual orientation....We expect that in all cultures the vast majority of individuals are sexually predisposed exclusively to the other sex (i.e., heterosexual) and that only a minority of individuals are sexually predisposed (whether exclusively or non-exclusively) to the same sex.
    • Dennis Coon, John O. Mitterer (2012). Introduction to Psychology: Gateways to Mind and Behavior with Concept Maps and Reviews. Cengage Learning. p. 372. ISBN 111183363X. Retrieved 18 February 2016. Sexual orientation is a deep part of personal identity and is usually quite stable. Starting with their earliest erotic feelings, most people remember being attracted to either the opposite sex or the same sex. [...] The fact that sexual orientation is usually quite stable doesn't rule out the possibility that for some people sexual behavior may change during the course of a lifetime.CS1 maint: uses authors parameter (link)
    • Eric Anderson, Mark McCormack (2016). "Measuring and Surveying Bisexuality". The Changing Dynamics of Bisexual Men's Lives. Springer Science & Business Media. p. 47. ISBN 978-3-319-29412-4. Retrieved 22 June 2019. [R]esearch suggests that women's sexual orientation is slightly more likely to change than men's (Baumeister 2000; Kinnish et al. 2005). The notion that sexual orientation can change over time is known as sexual fluidity. Even if sexual fluidity exists for some women, it does not mean that the majority of women will change sexual orientations as they age – rather, sexuality is stable over time for the majority of people.CS1 maint: uses authors parameter (link)
  60. ^ "Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation" (PDF). American Psychological Association. 2009: 63, 86. Retrieved 3 February 2015. Cite journal requires |journal= (help)
  61. ^ "Just the Facts About Sexual Orientation & Youth: A Primer for Principals, Educators and School Personnel". American Psychological Association. 1999. Archived from the original on 3 February 2007. Retrieved 28 August 2007.
  62. ^ "ARQ2: Question A2 – Sexual Orientation". Centre for Addiction and Mental Health. Retrieved 28 August 2007.
  63. ^ Diamond, Lisa M. (January 2008). "Female bisexuality from adolescence to adulthood: Results from a 10-year longitudinal study" (PDF). Developmental Psychology. 44 (1): 5–14. doi:10.1037/0012-1649.44.1.5. PMID 18194000.
  64. ^ "Bisexual women – new research findings". Women's Health News. 17 January 2008.
  65. ^ Berkowitz, D; Marsiglio, W (2007). "Gay Men: Negotiating Procreative, Father, and Family Identities". Journal of Marriage and Family. 69 (2): 366–381. doi:10.1111/j.1741-3737.2007.00371.x.
  66. ^ Butler, Katy (7 March 2006). "Many Couples Must Negotiate Terms of 'Brokeback' Marriages". The New York Times.
  67. ^ Coleman, Eli (14 December 1989). "The Married Lesbian". Marriage & Family Review. 14 (3–4): 119–135. doi:10.1300/J002v14n03_06. ISSN 0149-4929.
  68. ^ Büntzly G (1993). "Gay fathers in straight marriages". Journal of Homosexuality. 24 (3–4): 107–14. doi:10.1300/J082v24n03_07. PMID 8505530.
  69. ^ Bozett, Frederick W. (19 August 1987). "The Heterosexually Married Gay and Lesbian Parent". Gay and Lesbian Parents. p. 138. ISBN 978-0-275-92541-3.
  70. ^ "APA Policy Statement on Sexual Orientation, Parents, & Children". 28 July 2004. Archived from the original on 15 July 2007. Retrieved 6 April 2007.
  71. ^ Dunne EJ (1987). "Helping gay fathers come out to their children". J Homosex. 14 (1–2): 213–22. doi:10.1300/J082v14n01_16. PMID 3655343.
  72. ^ Buxton, Amity P. (31 March 2005). "A Family Matter: When a Spouse Comes Out as Gay, Lesbian, or Bisexual". Journal of GLBT Family Studies. 1 (2): 49–70. doi:10.1300/J461v01n02_04. ISSN 1550-428X.
  73. ^ EMRK is for the LGBT adoption[dead link]
  74. ^ "Gleichgeschlechtliche Adoptiveltern - Gerichtshof rügt Frankreich". euronews (in German). 22 January 2008.
  75. ^ "Adoption Laws: State by State". Human Rights Campaign. Archived from the original on 18 November 2008. Retrieved 9 July 2008.
  76. ^ Canadian Psychological Association (2 June 2005). "Brief presented to the Legislative House of Commons Committee on Bill C38" (PDF). Archived from the original (PDF) on 13 October 2012.
  77. ^ a b Pawelski JG, Perrin EC, Foy JM, et al. (July 2006). "The effects of marriage, civil union, and domestic partnership laws on the health and well-being of children". Pediatrics. 118 (1): 349–64. doi:10.1542/peds.2006-1279. PMID 16818585.
  78. ^ Biblarz, Timothy J.; Stacey, Judith (1 February 2010). "How Does the Gender of Parents Matter?" (PDF). Journal of Marriage and Family. 72 (1): 3–22. CiteSeerX 10.1.1.593.4963. doi:10.1111/j.1741-3737.2009.00678.x. ISSN 1741-3737.
  79. ^ Herek GM (September 2006). "Legal recognition of same-sex relationships in the United States: a social science perspective" (PDF). The American Psychologist. 61 (6): 607–21. doi:10.1037/0003-066X.61.6.607. PMID 16953748. Archived from the original (PDF) on 10 June 2010.
  80. ^ Cooper, L.; Cates, P. "Too high a price: The case against restricting gay parenting". New York: American Civil Liberties Union: 36. Cite journal requires |journal= (help), as cited in Short, Elizabeth; Riggs, Damien W.; Perlesz, Amaryll; Brown, Rhonda; Kane, Graeme (August 2007). "Lesbian, Gay, Bisexual and Transgender (LGBT) Parented Families: A Literature Review prepared for The Australian Psychological Society" (PDF).
  81. ^ "Children with Lesbian, Gay, Bisexual and Transgender Parents". American Academy of Child and Adolescent Psychiatry. 15 June 2010. Archived from the original on 15 June 2010.
  82. ^ "Adoption and Co-parenting of Children by Same-sex Couples". American Psychiatric Association. Archived from the original on 11 July 2008.
  83. ^ "Sexual Orientation, Parents, & Children". American Psychological Association.
  84. ^ "Position Statement on Gay and Lesbian Parenting". American Psychoanalytic Association. Archived from the original on 28 September 2011.
  85. ^ "Position Statement on Parenting of Children by Lesbian, Gay, and Bisexual Adults". Child Welfare League of America. Archived from the original on 13 June 2010.
  86. ^ "NACAC's Positions on Key Issues". The North American Council on Adoptable Children. 28 April 2017.
  87. ^ "Marriage of Same-Sex Couples – 2006 Position Statement" (PDF). Canadian Psychological Association. Archived from the original (PDF) on 13 October 2012.
  88. ^ Affidavit of Michael Lamb in Gill v. Office of Personnel Management, 682 F.3d (1st Circ. 2012).
  89. ^ Bigner, Jerry; Wetchler, Joseph L.; Buxton, Amity P. (14 January 2014). "Paths and Pitfalls: Howe Heterosexual Spouses Cope When Their Husbands or Wives Come Out". Relationship Therapy with Same-Sex Couples. Routledge. ISBN 978-1-317-78689-4.
  90. ^ Wolf TJ (1987). "Group psychotherapy for bisexual men and their wives". J. Homosex. 14 (1–2): 191–9. doi:10.1300/J082v14n01_14. PMID 3655341.
  91. ^ Coleman E (1981). "Bisexual and gay men in heterosexual marriage: conflicts and resolutions in therapy". J. Homosex. 7 (2–3): 93–103. doi:10.1300/J082v07n02_11. PMID 7346553.
  92. ^ Schneider JP, Schneider BH (1990). "Marital satisfaction during recovery from self-identified sexual addiction among bisexual men and their wives". J Sex Marital Ther. 16 (4): 230–50. doi:10.1080/00926239008405460. PMID 2079706.
  93. ^ a b "Guidelines for Psychotherapy with Lesbian, Gay, & Bisexual Clients". American Psychological Association. Archived from the original on 8 February 2007.
  94. ^ British Psychological Society. "Guidelines and Literature Review for Psychologists Working Therapeutically with Sexual and Gender Minority Clients" (PDF). British Psychological Society.
  95. ^ Haldeman, Douglas (2004). "When Sexual and Religious Orientation Collide:Considerations in Working with Conflicted Same-Sex Attracted Male Clients". The Counseling Psychologist. 32 (5): 691–715. doi:10.1177/0011000004267560.
  96. ^ "Resolution on Appropriate Affirmative Responses to Sexual Orientation Distress and Change Efforts". American Psychological Association. Archived from the original on 11 August 2009.
  97. ^ Luo, Michael (12 February 2007). "Some Tormented by Homosexuality Look to a Controversial Therapy". The New York Times. p. 1. Retrieved 28 August 2007.
  98. ^ "Psychiatric Treatment and Sexual Orientation POSITION STATEMENT". American Psychiatric Association. Retrieved 12 October 2011.
  99. ^ Conger, John J. (1975). "Proceedings of the American Psychological Association, Incorporated, for the Year 1974: Minutes of the Annual Meeting of the Council of Representatives". American Psychologist. 30 (6): 633. doi:10.1037/h0078455. ISSN 0003-066X.
  100. ^ "Resolution on Appropriate Therapeutic Responses to Sexual Orientation". American Psychological Association. Retrieved 12 October 2011.
  101. ^ "Gay, Lesbian, and Bisexual Teens: Facts for Teens and Their Parents". Healthy Children. American Academy of Pediatrics. Retrieved 20 December 2016.
  102. ^ Shelley, Christopher (1998). Contemporary perspectives on psychotherapy and homosexualities. Free Association. ISBN 1853434035. OCLC 489184072.

External links

Joint statements by professional bodies in the United Kingdom