عملیات رمضان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
عملیات رمضان
رمز عملیات یا صاحب الزمان ادرکنی
آغاز عملیات ۱۳۶۱/۴/۲۲
پایان عملیات ۱۳۶۱/۵/۷
جبهه جنوبی
مکان عملیات شرق بصره
نوع تک گسترده
فرماندهی مشترک(ارتش_سپاه پاسداران)
سازمان عمل‌کننده مشترک(ارتش_سپاه پاسداران)

عملیات رمضان نام عملیات نظامی تهاجمی نیروهای مسلح ایران در جنگ ایران و عراق می‌باشد. این عملیات در تاریخ بیست دوم تیر ماه تا هفتم مرداد ماه ۱۳۶۱ و در پنج مرحله و در محور شرق بصره به صورت گسترده با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش انجام شد. این عملیات نخستین عملیات نظامی ایران پس از آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه ۱۳۶۱ می‌باشد. همچنین این عملیات یکی از بزرگترین عملیات‌های زرهی نظامی زمینی پس از جنگ جهانی دوم به‌شمار می‌رود. نیروهای ایرانی از روش یورش موج انسانی در این عملیات استفاده نمودند. عملیات رمضان در شب ۲۱ رمضان در ساعات ۲۱ و ۳۰ دقیقه شامگاه ۲۳ تیر ماه ۱۳۶۱ با رمز یا صاحب الزمان ادرکنی در منطقه عملیاتی شلمچه و شرق بصره آغاز شد.

کلیت عملیات[ویرایش]

بعد از آزادسازی خرمشهر نظرات و عقاید متفاوتی در مورد مدیریت ادامه جنگ مطرح شد. برخی نظرات حول این این محور بود که آزداسازی خرمشهر نقطه خوبی برای پایان جنگ است مشروط بر اینکه ضمانتی برای عدم از سرگیری جنگ توسط عراق، خروج کامل از خاک ایران و بازگشت به مرزهای بین المللی و پرداخت غرامت تحمیل جنگ، وجود داشته باشد. هم‌زمان با آزادسازی خرمشهر، اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد. در این زمان صدام با بهانه قرار دادن اشغال لبنان از سوی اسراییل به دنبال طرح صلح بود. ( طبق نظر برخی کارشناسان،این احتمال وجود داشت که این تهاجم برنامه ریزی شده است و هدف آن یا حداقل یکی از اهداف آن، انحراف توجه نیروهای رزمی ایرانی از جبهه عراق و یا حداقل مکث در اقدام به عملیات های زنجیره ای توسط نیروهای ایرانی، است) هدف صدام خرید زمان بعد ازشکست های سنگین عملیات های فتح المبین و بیت المقدس برای سازماندهی مجدد ارتش از هم پاشیده عراق بود. نیروهای ایرانی در مدت زمان کمی به پیروزیهای پی در پی دست یافتند که باعث وحشت پایتخت های رژیم های عربی حاشیه جنوب خلیج فارس،تل اویو،لندن و واشنگتن شد. تهران درخواست‌های مکرر بغداد برای صلح را رد نمود.

بخشهایی از خاک ایران همچنان در اشغال عراق بود و هیچ ضمانتی برای تخلیه نیروهای عراقی و بازگشت به مرز به صورت دائمی وجود نداشت. ضمن اینکه عراق موضع برتری خود را از دست داده بود و بهترین فرصت برای تعیین تکلیف سرنوشت جنگ بود. با توجه به تهاجم یکطرفه عراق و بی توجهی به قطعنامه الجزایر ، تحمیل میلیاردها دلار خسارت مادی ، کشته شدن ده ها هزار تن از شهروندان و نیروهای نظامی ایران ، عدم وجود قطعنامه ای محکم و قابل اتکا از سوی شورای امنیت و با توجه به تحلیل کارشناسان مبنی بر ابزار نظامی بودن صدام، برایند تحلیل ها بر این محور قرار گرفت که فرصت دادن به صدام نتیجه ای جز سازماندهی و تجهیز مجدد ارتش عراق برای ادامه جنگ یا تهاجم دوباره نخواهد داشت و از دست دادن زمان برای ایران بسیار پرمخاطره و سنگین تمام شد. (که این اتفاق افتاد و جنگ شش سال دیگر ادامه پیدا کرد ) و از آنجائیکه صدام با تشویق و حمایت امریکا و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس این جنگ را آغاز کرده بود، این فرض مطرح شد که اگر عراق اینبار به خاک ایران حمله کند با ساز و برگ و حمایت بیشتری نسبت به بار اول تهاجم را آغاز خواهد کرد بنابراین در همین برهه باید سرنوشت جنگ برای همیشه تعیین شود. ( که این اتفاق هم افتاد و رژیم های حاشیه جنوب خلیج فارس بعد از نبرد خرمشهر و شکست ارتش عراق، چنان دچار وحشت شدند که اینبار سیل کمکهای مالی خود را به سوی صدام سرازیر کردند. علاوه بر کمکهای مالی، برای جبران بخشی از کمبود نیرو در اجزای ارتش عراق، با کمک دلارهای رژیم های مذکور نیروهای مزدور از کشورهای مختلف برای خدمت در ارتش عراق بکارگرفته شد. امریکا محدودیت فروش تسلیحات نظامی به عراق را برداشت و تبدیل به یکی از متحدان عراق در جمع آوری و ارسال اطلاعات مواضع و تحرکات نیروهای ایرانی به فرماندهی ارتش عراق شد. ضمن اینکه بعد از آزادسازی خرمشهر ورود گسترده مستشاران شرقی و غربی به عراق آغاز شد. با وجود گزارش های جاسوسهای کا گ ب در سیا مبنی بر آشفتگی کاخ سفید از پیروزیهای نیروهای ایرانی، قضیه برای شوروی بقدری استراتژیک بود که این آشفتگی را نادیده گرفته ، به ارسال مستشار و تجهیزات نظامی به عراق مبادرت کرد. این برای اولین و آخرین بار بعد از جنگ جهانی دوم بود که شوروی و امریکا علیه یک کشور دیگر متحد شدند. کار به درگیری مستقیم ناوهای شوروی با ایران کشیده شد اما اتخاذ سیاست نبرد تمام عیار علیه نیروی مهاجم توسط نیروهای ایرانی، باعث عقب عقب نشینی تدریجی شوروی از درگیری مستقیم با ایران شد ولی کمکهای نظامی شوروی به عراق همچنان ادامه پیدا کرد. از طرفی امریکا به کمکهای اطلاعاتی-مستشاری-نظامی اکتفا نکرده وارد درگیری مستقیم با ایران در خلیج فارس شد. در مورد امریکا، نیروهای ایرانی با اتخاذ سیاستی، مشابه سیاست برخورد با شوروی ولی سخت تر، عرصه را بر نیروهای آمریکایی تنگ کردند. کار برای ناوگان های امریکایی در خلیج فارس دشوار شد طوری که ارتش امریکا برای ارضای خشم خود در نهایت از سر استیصال به مورد هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری اقدام کرد. حمایت های شرق و غرب از صدام باعث دلگرمی او شد و او را به ادامه جنگ امیدوار کرد. شگفتی و شعف صدام از یکپارچگی شرق و غرب در حمایت از او بقدری شدید شد که خود را ابزاری برای مقابله با ایران میدانست طوریکه صدام بعد از جنگ گفت عراق برای حفظ کشورهای عربی خلیج وارد جنگ شده و کشورهای خلیج باید هزینه ی آنرا بپردازند. رژیم های حاشیه خلیج فارس از صدام که با وجود کمکهای سرشار آنها و دول شرقی و غربی نتوانسته بود مقابل ایران نتیجه ای بدست بیاورد، راضی نبودند و از پرداخت هزینه خودداری کردند. فیصله نیاقتن این موضوع به اشغال کویت و حمله موشکی به اسرائیل کشیده شده و اینبار امریکا مشوق صدام و کشورهای خلیج حامیان صدام و اسرائیل به صدام اعلان جنگ دادند. به گفته محققین حوزه علوم جنگ، جنگ هشت ساله ایران و عراق یکی از نابرابرترین جنگهای تاریخ بوده و جزء معدود جنگهایی است که با وجود اتفاق جهانی علیه یک کشورِ تقریبا تنها، نتیجه به نفع متفقین تمام نمیشود. این موضوع توجه بسیاری از کارشناسان و برنامه ریزان دول متفق بویژه رژیم اسرائیل را در مورد چرایی این رخداد جلب کرد و در نهایت این نظریه مطرح شد که آنچه باعث عدم نتایج رضایت بخش در تهاجم نظامی علیه ایران شد، عنصر نیروی انسانی ایرانی ها بود. بعد از اتمام جنگ سیاستگذاران، استراتژیست ها و خاخام های ارشد اسرائیلی و سرمایه داران یهودی-امریکایی برای ترور روانی عنصر انسانی در ایران سرمایه گذاری سنگینی کردند و گزینه های زیادی برای هجمه اخلاقی-روانی علیه عنصر انسانی در ایران اتخاذ کردند. به گفته برخی افسران سابق اطلاعاتی اسرائیلی قاچاق ویدئوها و سی دی های مستهجن و ریسورهای ماهواره ای به اقتضای زمان بخشی از برنامه ی کلان واحدهای اطلاعاتی-استراتژیستی اسرائیل برای ترور روانی عنصر انسانی در ایران در زمان بعد از جنگ ایران و عراق محسوب میشد و میشود ) در نهایت تصمیم بر این اصل استوار شد که با اقدام به پیشروی در خاک عراق و تصرف بصره ضمانتی برای پایان جنگ و قطعنامه شورای امنیت و تعیین غرامت ناشی از تهاجم عراق، بدست آید. اصلی که بسیار دقیق مطرح شد ولی ازدست دادن زمان و فاصله افتادن بین عملیات بیت المقدس و رمضان، به ارتش رژیم بعث عراق و متحدانش، فرصت لازم برای ایجاد موانع بر سر راه نیروهای ایرانی و سازماندهی نسبی ارتش از هم پاشیده عراق را داد. اطلاعات گسترده ای از مواضع و موقعیت نیروهای ایرانی قبل از شروع این عملیات توسط امریکا به ارتش عراق داده شد و عراق حجم انبوهی از ادوات و یگان زرهی قدیم و خرید جدید خود را سرازیر منطقه کرد و موانع کلاسیک و مهندسی شده فراوانی به کمک مستشاران خارجی بر سر راه نیروهای ایرانی ایجاد کرد.این اتفاق جهانی برای حمایت از صدام تا قبل از آزادسازی خرمشهر به این علت شکل نگرفته بود که که کارشناسان سیاسی و نظامی دولت ها و رژیم های دشمن با ایران و متحد رژیم صدام از جمله امریکا، فتح نیروهای ایرانی در جنگ با عراق را بعید یا دور از دسترس قلمداد میکردند. ظهور جوان انقلاب ایران، مشغولیت بخشی از نیروهای ایرانی در درگیری با گروهک های مورد حمایت خارجی، مشغولیت بخشی از نیروهای ایرانی در درگیری با گروهک های تروریستی در داخل شهرها، ترور شخصیت های طراز اول کشور، عدم انسجام نیروهای رزمی، تحریم های اقتصادی و تحریم های نظامی در مورد ایران و حمایت همه جانبه امریکا و رژیم های عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس از رژیم صدام، نتیجه گیری نظر کارشناسان را به این برآیند رسانده بود که پیروزی قریب الوقوع برای ایرانیها بسیار دور از دسترس است؛

با وجود این شرایط، فداکاری فروان نیروهای ایرانی باعث شکسته شدن خطوط پی در پی ارتش عراق و نفوذ نیروهای ایرانی در بخشهایی از این خطوط شد و ضربات سنگینی به ارتش عراق از نظر نفر و ادوات وارد شد. با وجود ایثار نیروهای ایرانی، فرماندهان در نهایت به این جمع بندی رسیدند که ادامه عملیات را متوقف کرده و به تثبیت خطوط اکتفا کنند. در نتیجه برخی اهداف از پیش تعیین شده برای عملیات رمضان محقق نشد.

برخی از کارشناسان عقیده دارند در صورت طرح ریزی قبلی، ذخیره نگهداشتن چند لشگر فقط مخصوص این عملیات و اجرای عملیات رمضان بلافاصله بعد از عملیات بیت المقدس طوریکه در صورت آزادسازی خرمشهر بلافاصله عملیات جدید شروع شود، ارتش از هم پاشید عراق در عملیات بیت المقدس فرصت بازسازی و ایجاد موانع ر ا نداشته و تصرف بصره آسان تر بود. ضمن اینکه روحیه ارتش صدام بعد از شکست های متعدد ضعیف شده بود و هنوز اتحاد استراتژیک جمع آوری و ارائه اطلاعات بین آمریکا و صدام شکل نگرفته بود. همکاری مستشاران غربی و شرقی با رژیم صدام در آن حد گسترش نیافته بود و یگانهای از هم پاشیده عراق توسط دلارهای کشورهای خلیج فارس سازماندهی مجدد نشده بودند.

علت افتادن فاصله زمانی حساس 50 روزه بین عملیات های بیت المقدس و رمضان را، میتوان اینگونه جمع بندی کرد :

1- عدم برنامه قبلی برای پیشروی در خاک عراق

2- انحراف توجه برخی فرماندهان به جبهه تازه گشوده شده لبنان

3- کمبود نیروهای رزمی

4- کمبود مهمات و تسلیحات مورد نیاز برای اجرای گسترده عملیات

5- عدم نقشه و شناسایی های قبلی

6- زمان مورد نیاز برای آماده سازی عملیات جدید

که مهمترین دلیل عدم برنامه قبلی برای پیشروی در خاک عراق عنوان میشود که در صورت وجود چنین طرحی، میشد بر مسائل دیگر فائق آمد.

آماده‌سازی[ویرایش]

در تابستان ۱۳۶۱ عراق از کمبودهای شدید در نیروهای نظامی به دلیل شکست‌هایش رنج می‌برد. سازماندهی نیروی زمینی ارتش عراق در شکست های عملیات های فتح المبین و بیت المقدس بهم خورده بود ( فقط در عملیات بیت المقدس بعلت سرعت عمل نیروهای ایرانی، اتصال نیروهای خط اول نیروهای درگیر عراقی و عقبه ی آنها قطع شد و قریب به بیست هزار نفر از نیروهای عراقی خود را به نیروهای ایرانی تسلیم کردند) . تنها یک سوم نیروی هوایی عراق قابل استفاده بود. صدام حسین در سال‌های پیش توانسته بود با القا این نظریه که ایران برنامه‌ای برای اشغال گسترده عراق دارد نیروهای خود را از نظر ذهنی برای مقابله با این اشغال آماده کرده بود. عراقی‌ها نیروهای گسترده‌ای را در کنار مرز ایران مستقر نموده بودند. در اطراف بصره نقشه‌های دقیقی برای ایجاد سنگر کشیده بودند و همچنین میادین مینی را در این منطقه بر پا کرده بودند.

در شرایطی که کارشناسان سیا از سقوط احتمالی صدام اطمینان حاصل کرده بودند توسعه روابط اطلاعاتی از کانال‌های مختلف در دستور کار آمریکا قرار گرفت. بر اساس مفاد این برنامه تمام اطلاعات جاسوسی به دست آمده از آرایش نظامی ایران و مواضع آن‌ها را که از طریق ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی آواکس (که در اکتبر ۱۹۸۰ به عربستان سعودی فروخته شده بود) به دست آوردند در اختیار رژیم صدام قرار دادند.[۱]

یکی از اهداف اصلی ایرانی‌ها در این عملیات از بین بردن ارتش سوم عراق بود که در غرب اروند رود مستقر بود. با توجه به تعداد تانک‌های این لشکر ایرانی‌ها دسته‌های ویژه آر پی جی زن را برای از بین بردن لشکر زرهی عراقی آموزش داده بودند.

مرحله سوم[ویرایش]

این مرحله موفق‌ترین مرحله در این عملیات بود. در این مرحله تیپ‌های پیاده ۲۵کربلا-۲۷محمدرسول الله (ص)-۱۴امام حسین (ع) و۸نجف اشرف که هرکدام به ترتیب دو کیلومترراپوشش می‌دادند شرکت کردند. هدف ازانجام این مرحله ازعملیات رمضان که درساعت۲۱:۰۰چهارشنبه سی ام تیرماه۶۱ازپاسگاه مرزی زیدآغازشدنابودسازی تیپ‌های زرهی عراقی مستقردرآن منطقه، رسیدن به کانال پرورش ماهی وپدافند درآن جابود. یکی ازبزرگ‌ترین ضعف‌ها در این عملیات ضعف سیستم مخابراتی تیپ ۲۷محمدرسول الله (ص) بود که موجب شد این تیپ ۳۰دقیقه دیرتروارد عمل بشود ولی این تیپ توانست به تنهایی بیشتراز ۲۰۰دستگاه تانک را منهدم ساخته و اولین تیپی باشد که به کانال پرورش ماهی برسد. این عملیات به خوبی انجام شد تنها نقصش مربوط به مرحله پایانی یعنی احداث خاکریز بود که آن هم به علت ضعف لشکر۸فجر در پاکسازی منطقه بود و به همین علت هم ماشین آلات مهندسی زیرآتش تانک هاوتیربارها قرارگرفتند ونتوانستند به موقع برسند. ماشین آلات مهندسی ساعت۳:۳۰صبح رسیدن آن‌ها باید خاکریزی به طول ۹کیلومتر را در ۴۵دقیقه احداث می‌کردند و هنگامی که دیدند، این کارممکن نیست، عقب نشینی کردند. البته به هیچ وجه من الوجوه جنبه عقب‌نشینی نداشت زیرادریک شب بیش از۷۰۰دستگاه تانک و نفربرازبین رفت. ساعت۳:۴۰عقب‌نشینی باکد (عابد-۸)آغاز شد. این عقب‌نشینی به بهترین شکل ممکن اجراشد تنها مشکلش در گردان حبیب بن مظاهرازتیپ۲۷محمدرسول الله (ص) بودو این بودکه بیسیم چی‌شان گم شده بودوآنها تاساعت۵:۰۰نمی دانستندکه باید عقب‌نشینی کنند. ساعت ۵معاون تیپ۲۷به سوی گردان حبیب رفت و آن هارامطلع کردامادرحین برگشت شهید شد. بعدازاین عملیات فرماندهان سپاه تصمیم گرفتندلشکرضربتی به نام لشکر فتح که متشکل از۵تیپ ازقوی‌ترین تیپ‌های سپاه به نام‌های ۲۷محمدرسول الله (ص)-۱۴امام حسین (ع)-۸نجف-۲۵کربلاو ۳۳المهدی (عج) تشکیل دهند. (منبع:کتاب ضربت متقابل)

نبرد[ویرایش]

عملیات رمضان در وسعتی حدود ۱۵۰۰ کیلومتر مربع برای تصرف نهایی بصره انجام شد ولی همهٔ اهداف از قبل تعیین شده محقق نشد.

گفته می‌شود که عملیات رمضان بزرگترین نبرد زمینی جهان پس از جنگ جهانی دوم بوده‌است. در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. تنها در مرحله سوم این عملیات بیشتر از ۵۰۰ دستگاه تانک عراقی که اکثراً T-72 بودند و۲۰۰دستگاه نفربر تیپ مستقل ۱۰ زرهی عراق به‌طور کامل از بین رفت و در کل ۸۷۱۵سرباز عراقی کشته، زخمی واسیر شدند. (منبع:کتاب ضربت متقابل)

این عملیات از این نظر دارای اهمیت است که ایران برای اولین بار از آغاز جنگ به صورت گسترده وارد خاک عراق شد.

منابع[ویرایش]

  1. گل علی بابایی. «چهارم». در ضربت متقابل. چاپ دوازدهم. سوره مهر، ۱۳۹۰. ۱۰۲. شابک ‎۹۷۸–۹۶۴–۵۰۶–۶۲۷–۵.